﻿1
00:00:02,256 --> 00:00:16,256
<font color="#0000ff">
برای دانلود فیلم و سریال های بیشتر به سایت زیر مراجعه فرمایید
BcMovie.online
</font>

2
00:00:21,810 --> 00:00:34,109
<font color="#ff8000">«:مخاطب گرامی»</font>
<font color="#ff8000">«نحوه‌ی خاص ادای برخی از دیالوگ‌های فیلم که به شکل رسمی»</font>
<font color="#ff8000">«و یا اصطلاحاً کتابی توسط بازیگران گفته می‌شوند در ترجمه فیلم»</font>
<font color="#ff8000">«نیز لحاظ شده و دیالوگ‌ها آنطور که گفته می‌شوند، ترجمه شده‌اند»</font>

3
00:00:34,559 --> 00:00:42,760
<font color=#FFFF00><i>" اربـــــاب حـــــلقـــــه‌هـــــا "</i></font>
<font color="#ff8000">«کارگردان: پیتر جکسون»</font>

4
00:00:43,765 --> 00:00:59,365
جهت درکِ بهترِ تمایز، بین زبان‌های مختلفی که در فیلم
:صحبت می‌شوند، ترجمه با رنگ‌های زیر انجام شده‌است
<font color=#008000>زبان اِلف‌ها</font>، <font color="#0000ff">زبان اِنت‌ها</font>، <font color=#800080>زبان مردم روهان</font>، <font color=#FF0000>صحبت‌های گالوم</font>

5
00:00:59,734 --> 00:01:11,734
<font color="#ff8000">«توضیحات ارائه شده در ترجمه، از کتاب ارباب حلقه‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«نوشته‌ی " جرج آر.آر تالکین " برگرفته شده است»</font>

6
00:01:16,857 --> 00:01:20,581
<i>!نمی‌توانی بُگذری<font color="#ff8000"> :صدای گاندالف</font> -
!گاندالف<font color="#ff8000"> :صدای فرودو</font>-</i>

7
00:01:25,449 --> 00:01:30,795
<i>من خادم آتش پنهانی‌ام و سلاحم شعله‌ی آنور* است</i>
<font color="#ff8000">«آنور به معنای خورشید است»</font>

8
00:01:38,754 --> 00:01:41,519
<i>به میان سایه‌ها برگرد</i>

9
00:01:42,425 --> 00:01:46,205
<i>*آتش تیره یاری‌ات نخواهد رساند، ای شعله‌ی اودون</i>
<font color="#ff8000">«خانه‌ی باستانی بالروگ‌ها»</font>

10
00:01:50,057 --> 00:01:54,556
نـمـی‌تـوانـی بُـگـذری

11
00:02:21,755 --> 00:02:23,459
!نه! نه

12
00:02:23,673 --> 00:02:25,628
!گاندالف

13
00:02:33,183 --> 00:02:34,918
!فرار کنید، احمق‏ها

14
00:02:35,560 --> 00:02:37,425
!نـــه

15
00:02:39,397 --> 00:02:41,456
!گاندالف

16
00:03:50,133 --> 00:03:51,965
!گاندالف

17
00:03:52,970 --> 00:03:55,199
چی شده، آقای فرودو؟

18
00:03:57,140 --> 00:03:58,877
هیچی

19
00:04:06,191 --> 00:04:08,247
فقط یه خواب بود

20
00:04:08,587 --> 00:04:10,843
<font color="#ff8000">«!توجه: حتماً تنظیمات زیر را اِعمال بفرمایید»</font>
<font color="#0000ff">KMPlayerبهترین حالت نمایش زیرنویس این فیلم در نرم افزار
Font: B nazanin
Size: 55
</font>

21
00:04:11,204 --> 00:04:17,370
<font color=#FFFF00><i>" دو بـــرج "</i></font>

22
00:04:17,641 --> 00:04:21,403
<font color="#00ff00">:ترجمه</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>
<font color="#0000ff">yboroon.blogfa.com</font>

23
00:04:21,415 --> 00:04:22,625
می‏تونی آخرش رو ببینی؟

24
00:04:23,917 --> 00:04:27,034
!نه !به پایین نگاه نکن، سم
!فقط ادامه بده

25
00:04:37,848 --> 00:04:39,981
!بگیرش
!بگیرش، آقای فرودو

26
00:04:43,103 --> 00:04:45,060
!آقای فرودو

27
00:04:47,649 --> 00:04:49,386
فکر کنم آخرش رو پیدا کردم

28
00:04:54,823 --> 00:04:57,777
!لجن و طناب
!معلوم نیست دیگه چی در انتظارمونه

29
00:04:57,951 --> 00:05:01,225
طبیعی نیست، هیچ کدومش

30
00:05:04,374 --> 00:05:06,447
چی داخلش‌ـه؟ -
هیچی -

31
00:05:07,835 --> 00:05:08,867
فقط یکم چاشنی‌ـه

32
00:05:09,462 --> 00:05:12,294
فکر کردم شاید یه شب
جوجه کبابی یا چیزی بخوایم بخوریم

33
00:05:12,840 --> 00:05:15,038
!جوجه کباب؟

34
00:05:15,635 --> 00:05:16,879
!تو که نمی‌دونی، شاید شد

35
00:05:17,345 --> 00:05:20,274
سم، سم عزیزم

36
00:05:21,974 --> 00:05:25,917
خیلی عالیه
بهترین نمک در تمام شایره

37
00:05:27,188 --> 00:05:29,182
!آره عالیه

38
00:05:33,069 --> 00:05:34,972
یکمی منو یاد خونه می‌ندازه

39
00:05:38,282 --> 00:05:40,668
نمی‌تونیم این رو همین جا رها کنیم
شاید کسی دنبالمون بیاد

40
00:05:41,160 --> 00:05:44,645
کی این‌جا دنبال ما میاد، آقای فرودو؟

41
00:05:45,498 --> 00:05:49,304
واقعاً حیف شد
بانو گالادریل بهم داده بودش

42
00:05:50,003 --> 00:05:51,989
طناب اصل اِلفی

43
00:05:52,881 --> 00:05:55,222
امکان نداره باز بشه
!یکی از گره‏های مخصوصِ خودم‌ـه

44
00:05:55,384 --> 00:05:57,382
به راحتی باز نمیشه

45
00:06:06,395 --> 00:06:08,509
طناب اصل اِلفی

46
00:06:22,577 --> 00:06:27,032
موردور*، تنها جاییه توی سرزمین میانه
که نمی‏خوایم از این نزدیک‏تر ببینیمش
<font color="#ff8000">«سرزمینِ سائورون که در جنوبی‌ترین نقطه‌ی»</font>
<font color="#ff8000">«سرزمین میانه و در شرق گاندور واقع شده»</font>

47
00:06:27,207 --> 00:06:29,452
و تنها جاییه که داریم تلاش می‌کنیم بهش برسیم

48
00:06:30,210 --> 00:06:31,959
!تنها جایی که نمی‌تونیم بهش برسیم

49
00:06:33,422 --> 00:06:36,371
بیا قبول کنیم، آقای فرودو
ما گم شدیم

50
00:06:38,719 --> 00:06:41,467
فکر نمی‏کنم که گاندالف می‏خواست ما از این راه بیایم

51
00:06:43,098 --> 00:06:46,364
اون نمی‏خواست خیلی اتفاق‌ها بیوفته، سم

52
00:06:47,227 --> 00:06:48,691
ولی اتفاق افتادن

53
00:07:01,783 --> 00:07:02,733
آقای فرودو؟

54
00:07:06,747 --> 00:07:08,146
به‏خاطر حلقه‌ـست، مگه نه؟

55
00:07:09,249 --> 00:07:11,714
داره سنگین‏تر میشه

56
00:07:24,349 --> 00:07:27,073
چه غذایی برامون باقی مونده؟ -
بذار ببینم -

57
00:07:27,811 --> 00:07:29,847
چه دوست داشتنی

58
00:07:30,022 --> 00:07:32,813
!نان لمباس
... بذار ببینم

59
00:07:35,277 --> 00:07:37,541
بازم نان لمباس

60
00:07:48,290 --> 00:07:50,296
معمولاً از خوراکی‌های خارجی خوشم نمیاد

61
00:07:50,501 --> 00:07:53,434
اما این چیزای اِلفی بَدَک نیستن

62
00:07:54,296 --> 00:07:57,779
هیچی نمی‌تونه روحیه‏ات رو ضعیف ‏کنه
مگه نه، سم؟

63
00:08:03,639 --> 00:08:05,933
!اون ابرهای بارونی شاید بتونن

64
00:08:40,175 --> 00:08:42,975
این‌جا به‏ طزر عجیبی آشنا به‏ نظر میاد

65
00:08:43,554 --> 00:08:46,008
!به خاطر اینه که قبلاً این‌جا بودیم

66
00:08:46,181 --> 00:08:48,800
داریم دور خودمون می‏چرخیم

67
00:08:49,560 --> 00:08:51,355
این بوی وحشتناک بد مالِ چیه؟

68
00:08:51,520 --> 00:08:53,722
شک ندارم که یه باتلاق پر از کثافت این اطرافه

69
00:08:53,897 --> 00:08:57,831
می‌تونی بوش رو حس کنی؟ -
آره -

70
00:08:57,896 --> 00:09:03,238
می‌تونم بوش رو حس کنم

71
00:09:03,408 --> 00:09:05,845
ما تنها نیستیم

72
00:09:19,507 --> 00:09:23,547
<font color=#FF0000>دزدها... دزدها</font>

73
00:09:23,720 --> 00:09:27,707
<font color=#FF0000>دزدهای کثیفِ کوچولو</font>

74
00:09:28,391 --> 00:09:30,513
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست؟</font>

75
00:09:30,685 --> 00:09:33,394
<font color=#FF0000>اون (حلقه) کجاست؟</font>

76
00:09:34,105 --> 00:09:37,278
<font color=#FF0000>اون (حلقه) رو از ما* دزدیدن</font>
<font color="#ff8000">«گالوم " در واقع شخصیتی بد ذات است که حلقه "»</font>
<font color="#ff8000">«در وجود " اسمیگل " به وجود آورده ‌است و به دلیل»</font>
<font color="#ff8000">«دو شخصیتی بودن از ضمیر " ما " استفاده می‌کند»</font>

77
00:09:37,483 --> 00:09:41,730
<font color=#FF0000>عــزیــز من</font>

78
00:09:42,613 --> 00:09:45,823
<font color=#FF0000> لعنت بهشون</font>
<font color=#FF0000>!ما ازشون متنفریم</font>

79
00:09:45,992 --> 00:09:50,087
<font color=#FF0000>اون مال ماست، مال ما</font>
<font color=#FF0000>!و ما اون رو می‌خوایم</font>

80
00:10:45,177 --> 00:10:46,967
این استینگ‌ـه

81
00:10:47,137 --> 00:10:48,603
*قبلاً دیدیش
<font color="#ff8000">«در کتاب هابیت، وقتی بیلبو وارد غار گالوم شد»</font>
<font color="#ff8000">«و حلقه را از او ربود " استینگ " را به همراه داشت»</font>

82
00:10:48,806 --> 00:10:51,293
مگه نه ... گالوم؟

83
00:10:55,396 --> 00:10:58,895
!رهاش کن، وگرنه گلوت رو پاره می‌کنم

84
00:11:14,956 --> 00:11:16,674
!می‏سوزونه

85
00:11:16,874 --> 00:11:19,214
!ما رو می‏سوزونه

86
00:11:20,713 --> 00:11:22,172
!زخمی می‌کنه

87
00:11:23,966 --> 00:11:26,176
!اِلف‏های کثیف بافتنش

88
00:11:26,343 --> 00:11:29,030
!از گردن ما بازش کنید -
!ساکت شو -

89
00:11:32,474 --> 00:11:36,684
فایده نداره، همه‏ی اُرک‏های موردور
صدای نحسش رو میشنون

90
00:11:36,854 --> 00:11:39,450
بیا دست و پاش رو ببندیم و رهاش کنیم -
!نه -

91
00:11:39,725 --> 00:11:43,217
این کار ما رو میکُشه
ما رو میکُشه

92
00:11:43,396 --> 00:11:46,093
!بیشتر از این هم حقت نیست

93
00:11:47,801 --> 00:11:49,827
شاید مُستحق مرگ باشه

94
00:11:52,240 --> 00:11:55,677
ولی الان که می‏بینمش
دلم براش می‏سوزه

95
00:11:59,149 --> 00:12:03,985
اگه با ما خوب باشن
ما هم با اون‌ها خوبیم

96
00:12:04,223 --> 00:12:06,987
!این رو از گردن ما باز کنید

97
00:12:10,096 --> 00:12:14,033
ما هم سوگند می‌خوریم
که هرکاری خواستید انجام بدیم

98
00:12:14,201 --> 00:12:16,135
سوگند می‌خوریم

99
00:12:16,437 --> 00:12:18,872
من به هیچ‌کدوم از قول‌های تو نمی‌تونم اعتماد کنم

100
00:12:21,576 --> 00:12:23,305
...سوگند می‌خوریم

101
00:12:23,578 --> 00:12:28,312
که به ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

102
00:12:29,952 --> 00:12:32,285
... سوگند می‏خوریم به

103
00:12:32,456 --> 00:12:34,424
 به (حلقه‌ی) عزیز

104
00:12:34,591 --> 00:12:36,787
گالوم
گالوم

105
00:12:36,961 --> 00:12:41,092
حلقه خیانت کاره
ولی ما روی قولت حساب می‌کنیم

106
00:12:41,933 --> 00:12:43,264
... بله

107
00:12:43,835 --> 00:12:46,927
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

108
00:12:48,707 --> 00:12:51,943
 به (حلقه‌ی) عزیز سوگند می‌خوریم

109
00:12:52,313 --> 00:12:53,803
!حرفت رو باور نمی‏کنم

110
00:12:55,851 --> 00:12:59,310
!بیا پایین !گفتم بیا پایین -
!سم -

111
00:12:59,556 --> 00:13:01,251
میخواد گولمون بزنه

112
00:13:01,424 --> 00:13:04,417
 اگه بذاریم بره، توی خواب خفه‏ـمون می‏کنه

113
00:13:15,841 --> 00:13:20,370
تو راه رسیدن به موردور رو بلدی؟ -
بله -

114
00:13:23,317 --> 00:13:25,046
قبلا اون‌جا بودی؟

115
00:13:26,053 --> 00:13:27,646
بله

116
00:13:38,569 --> 00:13:41,198
پس ما رو به سمت دروازه‏ی سیاه هدایت می‌کنی

117
00:13:49,782 --> 00:13:53,651
به سمت دروازه، به سمت دروازه، به سمت دروازه
ارباب میگه، آره

118
00:13:53,821 --> 00:13:58,623
<font color=#FF0000>نه !ما برنمی‏گردیم</font>
*<font color=#FF0000>نه به اون‌جا، نه به سمت اون</font>
<font color="#ff8000">«منظور " سائورون " است»</font>

119
00:13:58,793 --> 00:14:03,026
<font color=#FF0000>اون‏ها نمی‏تونن ما رو مجبور کنن</font>
<font color=#FF0000>!گالوم !گالوم</font>

120
00:14:03,232 --> 00:14:06,669
ولی ما سوگند خوردیم که به
ارباب (حلقه‌ی) عزیز خدمت کنیم

121
00:14:06,870 --> 00:14:12,831
<font color=#FF0000>نه !اون‌جا فقط خاکستر و خاک و تشنگی هست</font>
<font color=#FF0000>*!و سیاه چال و سیاه چال و سیاه چال</font>
<font color="#ff8000">«به خاطر شکنجه هایی که در سیاه چال‌های»</font>
<font color="#ff8000">«موردور کشیده از رفتن به اون جا هراس داره»</font>

122
00:14:13,010 --> 00:14:15,878
<font color=#FF0000>و اُرک‏ها، هزاران اُرک</font>

123
00:14:16,047 --> 00:14:21,179
<font color=#FF0000>،و چشم بزرگ همیشه در حال نگاه کردن‌ـه </font>
<font color=#FF0000>*در حال نگاه کردن‌ـه</font>
<font color="#ff8000">«همیشه در حال مراقبت از مرزهای موردور است»</font>

124
00:14:24,157 --> 00:14:27,957
!همین حالا برگرد !برگرد

125
00:14:30,364 --> 00:14:32,594
دیدی، چی بهت گفته بودم؟

126
00:14:32,767 --> 00:14:34,998
فرار کرد
!پیر پست فطرت

127
00:14:35,203 --> 00:14:37,695
این هم از قول‌هایی که داد

128
00:14:37,907 --> 00:14:39,465
از این طرف، هابیت‏ها

129
00:14:39,742 --> 00:14:41,767
!دنبالم بیاین

130
00:14:55,628 --> 00:14:57,028
!مری

131
00:14:57,998 --> 00:14:59,488
!مری

132
00:15:05,005 --> 00:15:08,772
دیر کردید
صبر اربابمون داره تمام میشه

133
00:15:08,976 --> 00:15:10,774
همین الان موش‏های شایر رو می‏خواد

134
00:15:11,647 --> 00:15:16,244
من از اُرک‏های عوضی دستور نمی‏گیرم

135
00:15:17,287 --> 00:15:20,348
سارومان غنیمتش رو به دست خواهد آورد

136
00:15:20,524 --> 00:15:23,721
ما اون‌ها رو تحویل خواهیم داد

137
00:15:29,934 --> 00:15:31,299
!مری

138
00:15:32,036 --> 00:15:33,800
مری؟
بیدار شو

139
00:15:37,274 --> 00:15:39,140
دوستم مریض‌ـه

140
00:15:39,578 --> 00:15:42,240
به آب نیازه داره
!خواهش می‏کنم

141
00:15:43,014 --> 00:15:46,950
مریضه، واقعاً؟
!یکم دارو بهش بدید، بچه‏ها

142
00:15:50,189 --> 00:15:51,854
!بس کنید

143
00:15:54,069 --> 00:15:56,693
!نمیتونه داروش رو بخوره

144
00:15:59,366 --> 00:16:01,947
!دست از سرش بردارید -
چرا؟ -

145
00:16:02,494 --> 00:16:04,847
نکنه تو هم می‏خوای؟

146
00:16:05,580 --> 00:16:08,979
پس دهنت رو ببند

147
00:16:12,420 --> 00:16:14,405
مری

148
00:16:15,298 --> 00:16:16,788
سلام پیپ

149
00:16:18,635 --> 00:16:21,068
زخمی شدی -
حالم خوبه -

150
00:16:21,236 --> 00:16:23,727
فقط داشتم نقش بازی می‌کردم -
نقش؟ -

151
00:16:24,406 --> 00:16:27,273
می‏بینی؟
تو رو هم گول زدم

152
00:16:29,978 --> 00:16:31,707
نگران من نباش، پیپ

153
00:16:34,015 --> 00:16:36,006
جریان چیه؟
چه بویی میاد؟

154
00:16:36,984 --> 00:16:38,281
گوشت انسان

155
00:16:40,421 --> 00:16:42,786
اون‌ها رَدمون رو دنبال کردن

156
00:16:43,890 --> 00:16:45,016
آراگورن

157
00:16:46,727 --> 00:16:48,558
راه بیوفتید

158
00:17:12,118 --> 00:17:14,642
سرعت‏ـشون زیاد شده

159
00:17:15,654 --> 00:17:17,622
باید بوی ما رو حس کرده باشن

160
00:17:17,790 --> 00:17:19,553
!عجله کنید

161
00:17:23,229 --> 00:17:24,957
!زودباش، گیملی

162
00:17:28,800 --> 00:17:31,098
سه‌روز و سه‌شبه که در تعقیب‌ـشون هستیم

163
00:17:31,269 --> 00:17:34,240
نه غذایی
نه استراحتی

164
00:17:34,407 --> 00:17:38,998
نه نشونه‌ای از کسایی که دنبال‌ـشون هستیم
آخه یه صخره‌ی لُخت چه چیزی برای گفتن داره؟

165
00:18:09,805 --> 00:18:13,002
برگ‏های" لورین " بی‏دلیل نمیوفتن

166
00:18:14,343 --> 00:18:16,709
ممکنه هنوز زنده باشن

167
00:18:17,547 --> 00:18:20,174
کمتر از یک روز از ما جلوترن
زود باشید

168
00:18:22,785 --> 00:18:25,276
!بیا، گیملی
داریم بهشون می‏رسیم

169
00:18:25,454 --> 00:18:29,754
من توی دوی استقامت ضعیفم
ما کوتوله‌ها ذاتاً مال دوی سرعت هستیم

170
00:18:30,292 --> 00:18:33,557
ما توی مسافت‌های کوتاه، خیلی خطرناک هستیم

171
00:18:45,306 --> 00:18:47,035
*روهان
<font color="#ff8000">«سرزمینی چمن‌زار در شمال گاندور که به خاطر»</font>
<font color="#ff8000">«اسب‌ها و سواران ماهرش در سرزمین میانه شهرت دارد»</font>

172
00:18:47,207 --> 00:18:50,005
" منزل‌گاه " اربابان اسب‌ها

173
00:18:51,211 --> 00:18:53,770
!نیروی عجیبی این‌جا در حال فعالیت‌ـه

174
00:18:53,947 --> 00:18:56,916
یه نیروی اهریمنی به این موجودات سرعت میده

175
00:18:57,083 --> 00:19:00,052
و اراده‏ا‏ش رو برعلیه ما قرار داده

176
00:19:05,257 --> 00:19:08,126
لگولاس! چشم‏های اِلفی‏ـت چی می‏بینن؟

177
00:19:08,295 --> 00:19:11,017
اوروک-های "ها* به طرف شمال‏شرقی تغییر مسیر دادن "
<font color="#ff8000">«آن‌ها بزرگ‌تر و قوی‌تر از اُرک‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و می‌توانستند نور خورشید را تحمل کنند»</font>

178
00:19:11,699 --> 00:19:13,859
!دارن هابیت‏ها رو به آیزنگارد می‏برن

179
00:19:14,734 --> 00:19:15,996
سارومان

180
00:19:24,409 --> 00:19:27,606
<i>جهان در حال تغییر است</i>

181
00:19:27,779 --> 00:19:33,376
<i>اکنون چه کسی توان ایستادگی در برابر ارتش‌های آیزنگارد</i>

182
00:19:34,086 --> 00:19:36,815
<i>و موردور را دارد؟</i>

183
00:19:38,522 --> 00:19:44,154
<i>چه کسی توان ایستادگی در برابر
 قدرت سائورون و سارومان</i>

184
00:19:44,328 --> 00:19:48,956
<i>و اتحاد دو برج* را دارد؟</i>
<font color="#ff8000">«منظور از دو برج: برج " آیزنگارد " جایگاه سارومان»</font>
<font color="#ff8000">«و برج " باراد-دور " جایگاه سائورون است»</font>

185
00:19:54,472 --> 00:19:57,440
<i>... با یکدیگر، سرورم سائورون</i>

186
00:19:57,607 --> 00:20:01,134
<i>بر " سرزمین میانه " حکومت خواهیم کرد</i>

187
00:20:17,228 --> 00:20:21,493
<i>دنیای کهن در شعله های آتشِ صنعت خواهد سوخت</i>

188
00:20:22,065 --> 00:20:25,330
<i>جنگل‌ها از بین خواهند رفت</i>

189
00:20:27,237 --> 00:20:30,103
<i>و " نظم نوینی " برپا خواهد شد</i>

190
00:20:31,173 --> 00:20:36,076
<i>ما ارابه‌ی جنگ را با شمشیر و نیزه</i>

191
00:20:36,245 --> 00:20:40,204
<i>و مشت‏های آهنین اُرک‏ها به حرکت در خواهیم آورد</i>

192
00:20:52,727 --> 00:20:55,958
میخوام ظرف دو هفته، مسلح و آماده جنگ بشن

193
00:20:56,130 --> 00:20:57,757
!ولی سرورم، تعدادشون خیلی زیاده

194
00:20:57,932 --> 00:21:00,958
نمی‌تونیم همه رو سر وقت مسلح کنیم
!ما امکاناتِ لازم رو نداریم

195
00:21:01,135 --> 00:21:04,194
یک سد بسازید، رودخانه رو مسدود کنید
کوره‏ها باید شب و روز کار کنن

196
00:21:04,838 --> 00:21:07,204
سوخت کافی برای تغذیه کوره‌ها رو نداریم

197
00:21:08,575 --> 00:21:12,842
جنگل فنگورن جلوی در خونمون‌ـه

198
00:21:14,281 --> 00:21:16,613
بسوزونیدش -
چشم  -

199
00:21:17,350 --> 00:21:19,648
برای شما خواهیم جنگید

200
00:21:19,820 --> 00:21:21,788
سوگند بخور

201
00:21:32,299 --> 00:21:37,065
ما برای سارومان جان‌ـمون رو فدا می‌کنیم

202
00:21:38,170 --> 00:21:40,161
اسب‏سواران* سرزمین‏های‏ شما رو غصب کردن
<font color="#ff8000">«منظور مردم روهان است»</font>

203
00:21:40,339 --> 00:21:44,868
اون‌ها مردم شما رو به سمت تپه‌ها راندن
تا بین صخره‌ها برای ادامه حیات دست و پا بزنن

204
00:21:45,045 --> 00:21:46,477
!قاتل‏ها

205
00:21:47,413 --> 00:21:49,505
زمین‏هایی که از شما دزدیدن رو پس بگیرید

206
00:21:49,714 --> 00:21:51,477
!همه‌ی روستاها رو به آتش بکشید

207
00:21:54,719 --> 00:21:59,849
<i>فقط باید مخالفان‌ـمون رو از بین ببریم</i>

208
00:22:00,324 --> 00:22:02,849
<i> این کار از روهان آغاز خواهد شد </i>

209
00:22:03,594 --> 00:22:07,121
<i>خیلی وقته که این دهقان‌ها در مقابلت ایستادن</i>

210
00:22:07,296 --> 00:22:09,093
<i>اما دیگه آخرشه</i>

211
00:22:09,265 --> 00:22:11,529
!ایوتین
!ایوتین

212
00:22:13,703 --> 00:22:16,367
خواهرت رو با خودت ببر
اگه فقط دو نفر باشید سریعتر می‌تازید

213
00:22:16,741 --> 00:22:19,402
بابا گفته ایوتین نباید سوار " گارولف " بشه

214
00:22:19,576 --> 00:22:21,237
!براش خیلی بزرگه

215
00:22:21,445 --> 00:22:24,414
گوش کن چی میگم
باید به طرف " ادوراس "* بتازی و بهشون هشدار بدی
<font color="#ff8000">«پایتخت روهان و محل زندگی دربار »</font>

216
00:22:24,615 --> 00:22:27,106
فهمیدی چی گفتم؟ -
بله، مامان -

217
00:22:27,417 --> 00:22:30,317
نمی‏خوام این‌جا رو ترک کنم
نمی‏خوام برم، مامان

218
00:22:30,486 --> 00:22:34,217
فِرِ‏دا، اون‏جا پیداتون می‏کنم

219
00:22:39,128 --> 00:22:40,822
!سریع‏تر

220
00:22:47,236 --> 00:22:48,794
برو فرزندم

221
00:23:01,681 --> 00:23:03,582
<i>... روهان، سرورم</i>

222
00:23:04,051 --> 00:23:06,781
<i> آماده‌ی سقوطه </i>

223
00:23:18,032 --> 00:23:19,556
تئودرد

224
00:23:19,767 --> 00:23:21,394
!پسرِ پادشاه رو پیدا کنید

225
00:23:37,850 --> 00:23:43,880
موردور تاوان این کارش رو خواهد داد -
این اُرک‏ها مال موردور نیستن -

226
00:23:44,790 --> 00:23:47,622
!سرورم ائومر، بیاید این‌جا

227
00:23:56,434 --> 00:23:58,231
زنده‏ـست

228
00:24:29,032 --> 00:24:31,125
تئودرد

229
00:24:44,514 --> 00:24:47,540
پسرتون به سختی زخمی شده، سرورم

230
00:24:47,951 --> 00:24:50,441
در کمین اُرک‌ها گرفتار شد

231
00:24:51,988 --> 00:24:55,617
اگه از سرزمین‌ـمون دفاع نکنیم
سارومان اون رو به زور تصاحب خواهد کرد

232
00:24:55,992 --> 00:24:58,482
این حرف دروغه

233
00:25:00,696 --> 00:25:05,496
سارومان سفید همیشه دوست و متحد ما بوده

234
00:25:07,168 --> 00:25:09,173
گریما

235
00:25:10,630 --> 00:25:12,559
گریما

236
00:25:15,091 --> 00:25:16,581
گریما

237
00:25:17,393 --> 00:25:20,453
اُرک‌ها دارن آزادانه توی زمین‌های ما پرسه می‌زنن

238
00:25:20,863 --> 00:25:24,458
بدون نظارت، بدون درگیری
هرکسی رو که بخوان می‌کُشن

239
00:25:25,134 --> 00:25:28,035
اُرک‏هایی که نشان دستِ سفید سارومان رو دارن

240
00:25:35,877 --> 00:25:41,645
چرا این مشکلات رو برای یک ذهن مشکل‌دار مطرح می‌کنی؟

241
00:25:41,850 --> 00:25:44,318
مگه متوجه نیستی؟

242
00:25:44,486 --> 00:25:49,513
عموت از یاغی‌گری و جنگ طلبیِ تو

243
00:25:49,724 --> 00:25:52,249
خسته شده

244
00:25:54,462 --> 00:25:56,429
جنگ طلبی؟

245
00:25:56,596 --> 00:25:58,757
چه مدته که سارومان تو رو خریده؟

246
00:25:59,599 --> 00:26:01,964
قول چه مبلغی رو بهت داده، گریما؟

247
00:26:02,201 --> 00:26:05,796
قول داده که وقتی همه کشته شدن
سَهمت رو از گنجینه بگیری؟

248
00:26:18,281 --> 00:26:20,909
خیلی وقته که نگاهت به خواهرم‌ـه

249
00:26:21,118 --> 00:26:23,086
خیلی وقته که دنبالش افتادی

250
00:26:31,160 --> 00:26:35,494
تو زیادی می‏بینی، ائومر پسر ائوماند

251
00:26:35,664 --> 00:26:36,824
خیلی زیاد

252
00:26:39,167 --> 00:26:44,008
تو فوراً از قلمروی روهان و تمام
سرزمین‌های تحت سلطه‌اش تبعید میشی

253
00:26:44,139 --> 00:26:49,010
،و در صورت بازگشت
مجازات مرگ در انتظارت خواهد بود

254
00:26:49,411 --> 00:26:51,742
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

255
00:26:51,912 --> 00:26:54,380
دستوراتت بی ارزش هستن

256
00:26:54,915 --> 00:26:58,750
این دستور از طرفِ من نیست

257
00:26:58,920 --> 00:27:01,080
از طرفِ پادشاه‌ـه

258
00:27:01,688 --> 00:27:04,281
همین امروز صبح امضاش کرد

259
00:27:35,852 --> 00:27:38,548
همین‏طور نفس بکش
راهش همینه

260
00:27:38,788 --> 00:27:40,483
نفس بکش

261
00:27:44,593 --> 00:27:48,428
جوری ‌میدَوَن که انگار اربابشون با شلاق پشت سرشون‌ـه

262
00:28:04,580 --> 00:28:06,603
...از این جلوتر نمیریم

263
00:28:06,780 --> 00:28:08,770
تا وقتی که یه نفسی تازه کنیم

264
00:28:09,315 --> 00:28:11,283
!آتش روشن کنید

265
00:28:15,354 --> 00:28:16,911
!مری

266
00:28:17,288 --> 00:28:18,619
!مری

267
00:28:20,325 --> 00:28:25,524
فکر کنم احتمالاً اشتباه کردیم
که شایر رو ترک کردیم، پیپین

268
00:28:35,007 --> 00:28:37,202
این صدا از کجا میاد؟

269
00:28:38,776 --> 00:28:40,243
صدای درخت‏هاست

270
00:28:40,979 --> 00:28:42,037
چی؟

271
00:28:42,380 --> 00:28:46,214
اون جنگل قدیمی توی مرزهای باک‏لند* رو یادت میاد؟
<font color="#ff8000">«جنگلی در شرق شایر که هابیت‌ها برای آن»</font>
<font color="#ff8000">«حصاری ساخته بودند تا آنها را از شَر موجودات»</font>
<font color="#ff8000">«عجیبی که در جنگل قدیمی زندگی می کردند حفظ نماید»</font>

272
00:28:46,384 --> 00:28:50,877
مردم همیشه می‏گفتن یه چیزی توی آبش هست که
... باعث میشه درخت‏ها بلندتر

273
00:28:51,054 --> 00:28:52,578
!و تبدیل به موجود زنده بشن

274
00:28:52,823 --> 00:28:54,518
زنده؟

275
00:28:55,392 --> 00:28:57,087
درخت هایی که میتونن نَجوا کنن

276
00:28:58,095 --> 00:29:00,562
و با هم حرف بزنن

277
00:29:00,730 --> 00:29:02,527
!حتی حرکت کنن

278
00:29:04,167 --> 00:29:06,397
دارم از گرسنگی می‏میرم

279
00:29:06,569 --> 00:29:10,629
!سه روزِ لعنتیه که به جز نون کپک زده هیچی نخوردیم

280
00:29:11,005 --> 00:29:12,267
!آره

281
00:29:12,473 --> 00:29:15,738
!چرا یکم گوشت نخوریم؟

282
00:29:18,112 --> 00:29:20,308
اون‏ها چطورن؟

283
00:29:20,482 --> 00:29:22,381
گوشت‌ـشون تازه‌ـست

284
00:29:23,050 --> 00:29:26,816
اون‏ها برای خوردن نیستن

285
00:29:32,792 --> 00:29:34,760
پاهاشون چطور؟

286
00:29:34,961 --> 00:29:37,259
!اون‏ها رو که لازم ندارن

287
00:29:38,731 --> 00:29:41,928
خوشمزه به‏نظر میان -
!گمشو عقب، بو گندو -

288
00:29:43,735 --> 00:29:48,638
زندانی ها به سارومان تحویل داده میشن
!زنده و سالم

289
00:29:49,007 --> 00:29:50,941
زنده؟

290
00:29:53,912 --> 00:29:58,178
چرا زنده؟
مگه چه چیز خاصی دارن؟

291
00:30:00,585 --> 00:30:03,952
یه چیزی همراهشون هست
یه اسلحه‌ی اِلفی

292
00:30:04,121 --> 00:30:07,148
ارباب اون رو برای جنگ می‏خواد

293
00:30:10,062 --> 00:30:11,927
فکر می‌کنن حلقه پیش ماست

294
00:30:12,097 --> 00:30:14,530
به محض این‌که بفهمن حلقه پیش ما نیست، می‌کُشنمون

295
00:30:16,400 --> 00:30:18,368
... فقط یه لقمه‏

296
00:30:18,536 --> 00:30:19,730
یکم از گوشت پهلو

297
00:30:26,543 --> 00:30:30,104
!ظاهراً گوشت به منوی غذای امشب‌ـتون اضافه شد

298
00:30:36,720 --> 00:30:37,982
پیپین

299
00:30:38,154 --> 00:30:39,849
بزن بریم

300
00:30:48,298 --> 00:30:49,788
زود باش

301
00:30:50,000 --> 00:30:51,467
درخواست کمک کن

302
00:30:52,869 --> 00:30:53,962
داد بزن

303
00:30:54,171 --> 00:30:57,334
حالا دیگه هیچ‏کس نیست نجات‏ـتون بده

304
00:31:06,517 --> 00:31:07,916
پیپین

305
00:31:32,207 --> 00:31:34,698
طلوع خورشید سرخ

306
00:31:35,210 --> 00:31:38,145
دیشب خون ریخته شده

307
00:32:09,311 --> 00:32:11,176
سوارانِ روهان

308
00:32:11,613 --> 00:32:14,047
!از مارک* چه خبر؟
<font color="#ff8000">«لقبی که سواران روهان به مرزهای قلمروشان داده‌اند»</font>

309
00:32:41,809 --> 00:32:46,212
یک اِلف، یک انسان و یک کوتوله توی
ریدرمارک "* چیکار می‏کنند؟ "
<font color="#ff8000">«،به معنی: سرزمین سواران»</font>
<font color="#ff8000">«لقبی که مردم روهان به سرزمین‌ـشان داده‌اند»</font>

310
00:32:47,015 --> 00:32:48,277
!سریع حرف بزنید

311
00:32:48,617 --> 00:32:53,281
اسمت رو بهم بگو اسب سوار
!بعدش من هم اسمم رو بهت میگم

312
00:33:02,431 --> 00:33:04,956
...سرت رو از تنت جدا می‌کردم کوتوله

313
00:33:05,401 --> 00:33:07,767
!اگه یکم از اینی که هست بالاتر بود

314
00:33:08,804 --> 00:33:10,863
قبل از این‌که شمشیرت پایین بیاد مُردی

315
00:33:19,582 --> 00:33:21,482
من آراگورن پسرِ آراتورن هستم

316
00:33:21,818 --> 00:33:26,015
،این‌ها گیملی پسر گلوین
*" و لگولاس از سرزمین " وودلند
<font color="#ff8000">«قلمرو اِلف‌های جنگلی»</font>

317
00:33:26,188 --> 00:33:29,418
ما دوستان روهان و " تئودن " پادشاه‏ شما هستیم

318
00:33:31,159 --> 00:33:34,925
تئودن دیگه دوست رو از دشمن تشخص نمیده

319
00:33:35,163 --> 00:33:37,358
(حتی خویشاوندان خودش رو (هم نمی‌شناسه

320
00:33:41,869 --> 00:33:43,837
سارومان ذهن پادشاه رو مسموم کرده

321
00:33:44,005 --> 00:33:45,939
و مدعی فرمانروایی بر این سرزمین‌ها‌ـست

322
00:33:47,908 --> 00:33:50,900
من و همراهانم به روهان وفادار هستیم

323
00:33:51,077 --> 00:33:52,840
و به همین ‏خاطر تبعید شدیم

324
00:33:54,915 --> 00:33:58,214
جادوگر سفید خیلی حیله گره

325
00:33:58,885 --> 00:34:01,286
میگن همه‌جا حضور داره

326
00:34:01,489 --> 00:34:03,923
در پوشش یک پیرمرد رَدا پوش
این طرف و اون طرف پرسه میزنه

327
00:34:05,359 --> 00:34:09,125
و همه‌جا، جاسوس‌هاش از دام های ما عبور می‌کنن

328
00:34:09,297 --> 00:34:11,527
ما جاسوس نیستیم

329
00:34:11,699 --> 00:34:14,634
ما در تعقیب گروهی از " اوروک-های "ها هستیم
که به سمت غرب این دشت در حرکتن

330
00:34:14,936 --> 00:34:17,268
اون‏ها دو تا از دوستان‏ ما رو اسیر کردن

331
00:34:18,072 --> 00:34:20,540
اوروک "‏ها نابود شدن "
دیشب سلاخی‌ـشون کردیم

332
00:34:20,708 --> 00:34:23,871
ولی دوتا هابیت هم بودن
دوتا هابیت همراه‏ـشون ندیدی؟

333
00:34:24,045 --> 00:34:27,013
اون‏ها جثه‌ی کوچیکی دارن
برای شما ممکنه بچه به نظر بیان

334
00:34:30,349 --> 00:34:32,340
کسی رو زنده نذاشتیم

335
00:34:32,985 --> 00:34:35,954
ما لاشه‏ها رو روی هم ریختیم و اون‏ها رو سوزوندیم

336
00:34:41,427 --> 00:34:42,655
مُردن؟

337
00:34:45,664 --> 00:34:47,359
متاسفم

338
00:34:52,939 --> 00:34:55,237
هاسوفل
اِرود

339
00:34:57,043 --> 00:35:01,707
امیدوارم این اسب ها شما رو به سمت
سرنوشتی بهتر از اربابان قبلی‌ـشون ببرن

340
00:35:02,916 --> 00:35:04,508
بدرود

341
00:35:09,723 --> 00:35:11,953
دنبال دوستان‏ـتون بگردین

342
00:35:12,425 --> 00:35:14,655
اما خیلی امیدوار نباشید

343
00:35:16,363 --> 00:35:18,923
امید از این سرزمین رفته

344
00:35:19,132 --> 00:35:21,123
!به سمت شمال میریم

345
00:36:11,716 --> 00:36:13,547
این کمربند کوچیک مال اون‌هاست

346
00:36:14,999 --> 00:36:18,999
:به زبان الفی
<font color=#008000>باشد که در جهان پس از مرگ آرامش بیابند</font>

347
00:36:27,366 --> 00:36:29,391
ما ناامیدشون کردیم

348
00:36:43,447 --> 00:36:45,608
یک هابیت این‌جا دراز کشیده بوده

349
00:36:47,517 --> 00:36:49,144
و یکی دیگه هم این‌جا

350
00:36:59,964 --> 00:37:01,956
اون‌ها سینه‌خیز حرکت کردن

351
00:37:05,670 --> 00:37:07,763
دست‏هاـشون بسته بوده

352
00:37:19,918 --> 00:37:21,749
بندهاـشون پاره شدن

353
00:37:37,233 --> 00:37:39,360
به این سمت می‌دَویدن

354
00:37:43,005 --> 00:37:44,199
تعقیب‌ـشون می‌کردن

355
00:37:47,410 --> 00:37:49,139
!کمربند

356
00:37:53,049 --> 00:37:54,175
!فرار کن

357
00:37:57,921 --> 00:37:59,252
...ِردپا‌ها از میدان نبرد دور میشن و به سمت

358
00:38:04,061 --> 00:38:06,154
جنگل فنگورن "* میرن "
<font color="#ff8000">«جنگلی عمیق و تاریک در جنوب کوه‌های مه‌آلود»</font>

359
00:38:07,064 --> 00:38:08,497
فنگورن؟

360
00:38:08,665 --> 00:38:11,293
!چه دیوانگی‌ای باعث شده که به اون‌جا برن؟

361
00:38:29,052 --> 00:38:32,044
گُمش کردیم؟
فکر کنم گُمش کردیم

362
00:38:38,761 --> 00:38:42,196
قراره دل و روده‌ی کوچیک و کثیف‌ـتون رو بریزم بیرون

363
00:38:48,437 --> 00:38:49,426
!بیاین این‌جا

364
00:38:54,944 --> 00:38:57,504
درخت، برو بالای درخت

365
00:39:06,822 --> 00:39:08,550
رفته

366
00:39:20,628 --> 00:39:22,960
!مری

367
00:39:34,442 --> 00:39:38,845
!بذار یه سوراخ کوچیک توی شکمت درست کنم

368
00:39:45,951 --> 00:39:47,509
!فرار کن، مری

369
00:39:57,297 --> 00:40:01,631
اُرک‏های کوچولو

370
00:40:01,802 --> 00:40:04,134
اون حرف می‏زنه، مری
درخته داره حرف می‏زنه

371
00:40:04,304 --> 00:40:06,204
!درخت؟

372
00:40:06,373 --> 00:40:09,365
!من درخت نیستم

373
00:40:09,609 --> 00:40:11,771
من یک " اِنت " هستم

374
00:40:12,346 --> 00:40:14,473
نگهبان درخت‌ها

375
00:40:15,049 --> 00:40:17,017
چوپان جنگل

376
00:40:17,185 --> 00:40:18,550
باهاش حرف نزن، مری

377
00:40:19,053 --> 00:40:20,520
تشویقش نکن

378
00:40:20,721 --> 00:40:24,953
 " بعضی‌ها بهم میگن " درخت ریشو
<font color="#ff8000">«به اِنت‌ها " چوب ریش " نیز گفته می شود»</font>

379
00:40:25,126 --> 00:40:27,094
و طرفِ کی هستی؟

380
00:40:27,695 --> 00:40:29,322
طرف؟

381
00:40:29,530 --> 00:40:32,398
... من طرفِ هیچ‏کس نیستم

382
00:40:32,768 --> 00:40:38,104
،چون هیچ‏کسی طرفِ من نیست
اُرک کوچولو

383
00:40:38,907 --> 00:40:43,537
دیگه هیچ‏کس به جنگل‏ها اهمیت نمیده

384
00:40:43,946 --> 00:40:46,344
!ما اُرک نیستیم
!ما هابیت هستیم

385
00:40:46,513 --> 00:40:48,811
هابیت؟

386
00:40:50,050 --> 00:40:54,920
!تا حالا چیزی در مورد هابیت‌ها نشنیدم

387
00:40:56,123 --> 00:41:00,617
این حرفتون، به نظر یه حقه‌ی اُرکی میاد

388
00:41:00,795 --> 00:41:02,922
اون‏ها با آتش میان

389
00:41:03,130 --> 00:41:05,690
با تبر میان

390
00:41:05,900 --> 00:41:10,701
قطع می‌کنن، ریشه‌کن می‌کنن، می‌شکنن
تکه تکه می‌کنن، می‌سوزونن

391
00:41:10,905 --> 00:41:14,707
ویرانگرها و غاصب‌ها، لعنت بهشون -
نه -

392
00:41:14,944 --> 00:41:17,777
 تو متوجه نیستی
!ما هابیت هستیم

393
00:41:17,981 --> 00:41:19,778
کوتوله‌ایم

394
00:41:19,949 --> 00:41:21,041
!از مردم شایریم

395
00:41:21,251 --> 00:41:23,582
... شاید باشید

396
00:41:23,886 --> 00:41:27,515
 و شاید هم نباشید

397
00:41:28,624 --> 00:41:32,527
جادوگر سفید می‏دونه

398
00:41:33,329 --> 00:41:35,263
جادوگر سفید؟

399
00:41:36,799 --> 00:41:38,289
سارومان

400
00:41:50,878 --> 00:41:52,540
می‏بینید؟
می‏بینید؟

401
00:41:52,781 --> 00:41:55,181
به بیرون راهنمایی‌ـتون کردیم

402
00:41:55,350 --> 00:41:57,841
عجله کنید هابیت‏ها
عجله کنید

403
00:42:00,956 --> 00:42:03,424
خیلی خوش شانس بودید که پیداتون کردیم

404
00:42:10,098 --> 00:42:11,828
هابیت خوب

405
00:42:14,737 --> 00:42:18,002
این یه مرداب‌ـه
اون ما رو به داخل یه باتلاق هدایت کرده

406
00:42:18,174 --> 00:42:20,802
باتلاق، بله، بله

407
00:42:21,577 --> 00:42:26,276
بیا ارباب
ما شما رو از مسیرهای امنِ داخلِ این مِه می‏بریم

408
00:42:28,618 --> 00:42:32,055
!بیاید هابیت‏ها، بیاید
باید سریع‏ حرکت کنیم

409
00:42:35,326 --> 00:42:37,954
من پیداش کردم، پیداش کردم

410
00:42:38,162 --> 00:42:40,824
راهی که از وسط باتلاق‌ها می‌گذره

411
00:42:41,031 --> 00:42:44,523
،اُرک‏ها ازش استفاده نمی‏کنن
اُرک‏ها اون رو بلد نیستن

412
00:42:44,735 --> 00:42:48,796
مایل‌ها دورش می‌زنن

413
00:42:49,006 --> 00:42:50,438
سریع‏تر بیاید

414
00:42:50,640 --> 00:42:54,701
باید مثل سایه‏ سریع و آرام باشیم

415
00:42:55,878 --> 00:42:59,211
از این‌جا متنفرم
زیادی ساکت‌ـه

416
00:42:59,382 --> 00:43:01,646
دو روزه که نه پرنده‌ای دیدیم و نه صداش رو شنیدیم

417
00:43:01,818 --> 00:43:05,185
نه، پرنده‏ای برای خوردن نیست

418
00:43:05,421 --> 00:43:09,653
هیچ پرنده‌ی قابل خوردنی نیست

419
00:43:10,259 --> 00:43:13,127
ما داریم گرسنگی می‌کشیم
آره

420
00:43:13,297 --> 00:43:17,596
گرسنگی می‌کشیم عزیز

421
00:43:32,549 --> 00:43:34,073
بیا

422
00:43:35,285 --> 00:43:37,276
غذاش* چیه؟
<font color="#ff8000">«نمیدونه چیه و فکر می‌کنه که گوشت یه موجود زنده‌ـست»</font>

423
00:43:37,488 --> 00:43:39,456
خوشمزه‌ـست؟

424
00:43:44,762 --> 00:43:47,356
اون غذا سعی کرد ما رو خفه کنه

425
00:43:47,631 --> 00:43:51,294
!ما نمی‏تونیم غذای هابیت‏ها رو بخوریم

426
00:43:53,003 --> 00:43:57,029
!باید گرسنگی بکشیم

427
00:43:57,206 --> 00:43:59,572
خب، پس گرسنگی بکش
!تا از بمیری و دستت خلاص بشیم

428
00:44:00,343 --> 00:44:02,538
اوه، هابیت سنگدل

429
00:44:02,745 --> 00:44:05,578
براش مهم نیست که ما گرسنگی بکشیم

430
00:44:05,815 --> 00:44:10,548
براش مهم نیست که ما بمیریم

431
00:44:11,187 --> 00:44:14,021
مثل ارباب نیست

432
00:44:15,392 --> 00:44:17,485
برای ارباب مهمه

433
00:44:18,662 --> 00:44:20,527
ارباب میدونه

434
00:44:23,000 --> 00:44:24,968
آره

435
00:44:25,135 --> 00:44:27,763
عزیز

436
00:44:31,341 --> 00:44:34,972
یه زمانی ما رو اسیر خودش کرده بود

437
00:44:36,849 --> 00:44:41,013
هرگز رهات نمی‌کنه

438
00:44:41,720 --> 00:44:42,880
!به من دست نزن

439
00:45:15,356 --> 00:45:17,221
چیزهای مُرده اون جاست

440
00:45:17,391 --> 00:45:19,154
چهره‌های مُرده‌ها توی آب‌ـه

441
00:45:23,998 --> 00:45:27,958
همه مُردن
همه پوسیدن

442
00:45:28,470 --> 00:45:32,237
اِلف‏ها و انسان‏ها و اُرک‏ها

443
00:45:32,442 --> 00:45:36,072
در نبرد بزرگی* که خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
<font color="#ff8000">«منظور نبرد " داگورلد " است. نبردی که بین سپاه»</font>
<font color="#ff8000">«سائورون و سپاه الف‌ها و انسان‌ها در آن مکان در گرفت»</font>

444
00:45:36,881 --> 00:45:38,610
*" باتلاق‌های مرگ "
<font color="#ff8000">«بخشی از باقیمانده‌های به گل نشسته نبرد داگورلد»</font>

445
00:45:38,816 --> 00:45:41,546
آره آره
اِسمشون همین‌ـه

446
00:45:43,254 --> 00:45:44,983
از این طرف

447
00:45:45,189 --> 00:45:47,953
نورها رو دنبال نکنید

448
00:45:49,693 --> 00:45:53,563
مراقب باشید !وگرنه هابیت‏ها
میرن پایین تا به مرده‌ها ملحق بشن

449
00:45:53,766 --> 00:45:57,862
!و شمع‏های کوچیکِ خودشون رو روشن کنن

450
00:46:24,064 --> 00:46:25,531
!فرودو

451
00:47:10,012 --> 00:47:14,678
گالوم؟ -
نورها رو دنبال نکن -

452
00:47:14,852 --> 00:47:16,717
!گالوم -
!آقای فرودو -

453
00:47:16,887 --> 00:47:18,752
حالت خوبه؟

454
00:47:47,654 --> 00:47:50,624
<font color=#FF0000>خیلی درخشان است</font>

455
00:47:50,824 --> 00:47:54,625
<font color=#FF0000>خیلی زیباست</font>

456
00:47:54,796 --> 00:47:58,664
<font color=#FF0000>عــزیــز ما</font>

457
00:48:00,135 --> 00:48:01,625
چی گفتی؟

458
00:48:01,836 --> 00:48:03,998
<font color=#FF0000>ارباب باید استراحت کنه</font>

459
00:48:04,173 --> 00:48:08,234
<font color=#FF0000>ارباب باید نیروی خودش رو حفظ کنه</font>

460
00:48:10,214 --> 00:48:13,480
تو کی هستی؟ -
<font color=#FF0000>اون نباید از ما بپرسه، بهش مربوط نیست -</font>

461
00:48:13,652 --> 00:48:15,143
<font color=#FF0000>گالوم</font>
<font color=#FF0000>گالوم</font>

462
00:48:15,322 --> 00:48:17,120
گاندالف بهم گفت که از " مردم رودخانه "* بودی
<font color="#ff8000">«هابیت‌هایی که در امتداد رودخانه آندوین زندگی می‌کردند»</font>

463
00:48:17,291 --> 00:48:21,388
<font color=#FF0000><i>سرد باد*، دل و دست و استخوان</i></font>
<font color=#FF0000><i>*سرد باد، مسافرانِ دور از خانه‌ـشان</i></font>
<font color="#ff8000">«سرد باد: کنایه از مُردن»</font>

464
00:48:21,563 --> 00:48:23,122
اون گفت که زندگیت داستان غم انگیزی داره

465
00:48:23,333 --> 00:48:27,862
<font color=#FF0000><i>آن‌ها نمی دانند که چه در پیش است</i></font>
<font color=#FF0000><i>*وقتی که خورشید ساقِط و مرگِ ماه نزدیک است</i></font>
<font color="#ff8000">«طبق کتاب:این شعر در واقع افسونی است که»</font>
<font color="#ff8000">«توسط یک شبح خبیث سروده شده است»</font>

466
00:48:28,038 --> 00:48:31,032
یه زمانی فرق زیادی با یه هابیت نداشتی

467
00:48:31,243 --> 00:48:32,972
درسته؟

468
00:48:35,216 --> 00:48:37,446
" اسـمـیـگـل "

469
00:48:42,156 --> 00:48:44,681
من رو چی صدا کردی؟

470
00:48:46,027 --> 00:48:48,791
یه زمانی اِسمت همین بود، مگه نه؟

471
00:48:49,364 --> 00:48:51,731
خیلی وقت پیش

472
00:48:52,568 --> 00:48:54,730
...اِسم من

473
00:48:55,805 --> 00:48:57,295
اِسم من

474
00:49:04,180 --> 00:49:06,646
" اسـمـیـگـل "

475
00:49:10,780 --> 00:49:12,405
 *" سواران سـیـاه "
<font color="#ff8000">«مخوف‌ترین خادمان سائورون در سرزمین میانه»</font>

476
00:49:12,580 --> 00:49:13,910
مخفی بشید
مخفی بشید

477
00:49:24,481 --> 00:49:26,777
!بیا، فرودو
!زودباش

478
00:49:26,948 --> 00:49:30,574
!زود باشید، اون‏ها ما رو می‏بینن
!ما رو می‏بینن

479
00:49:31,349 --> 00:49:34,008
!فکر می‏کردم که مُرده‌ان -
مُرده‌ان؟ -

480
00:49:34,182 --> 00:49:37,148
نه نمیشه اون‌ها رو کُشت
!نه

481
00:50:04,286 --> 00:50:05,335
ارواح

482
00:50:05,537 --> 00:50:07,732
!ارواح پرنده

483
00:50:15,748 --> 00:50:17,773
دارن صداش می‌کنن

484
00:50:18,017 --> 00:50:21,545
دارن " عزیز " رو صدا می‌کنن

485
00:50:23,690 --> 00:50:25,817
آقای فرودو
همه چی رو به راهه

486
00:50:25,992 --> 00:50:27,255
من پیشت هستم

487
00:50:43,280 --> 00:50:44,804
عجله کنید، هابیت‏ها

488
00:50:45,383 --> 00:50:49,321
دروازه‏‌ی سیاه خیلی نزدیک‌ـه

489
00:50:56,196 --> 00:50:58,061
خون اُرک

490
00:51:08,011 --> 00:51:09,774
ردپا‌های عجیبی این‌جا هست

491
00:51:11,048 --> 00:51:13,073
هوای این‌جا خیلی گرفته‏ـست

492
00:51:14,218 --> 00:51:16,652
این جنگلِ کُهنی‌ـه

493
00:51:17,454 --> 00:51:19,445
خیلی کهن

494
00:51:21,224 --> 00:51:23,523
...پر از خاطره

495
00:51:26,130 --> 00:51:28,463
و خشم

496
00:51:34,641 --> 00:51:37,543
درخت‌ها دارن با همدیگه صحبت می‌کنن

497
00:51:37,711 --> 00:51:39,201
!گیملی

498
00:51:39,380 --> 00:51:41,314
تبرت رو بیار پایین

499
00:51:44,119 --> 00:51:46,883
اون‏ها احساس دارن، دوست من

500
00:51:47,423 --> 00:51:49,415
این کارِ اِلف‏ها‌ـست

501
00:51:49,626 --> 00:51:54,360
،درخت‏ها رو بیدار کردن
و یادشون دادن که صحبت کنن

502
00:51:54,866 --> 00:51:57,232
!درخت‌های سخنگو

503
00:51:57,869 --> 00:52:00,896
درخت‌ها چه حرفی برای زدن دارن؟

504
00:52:01,073 --> 00:52:04,536
!به جز در مورد ماندگاری و پاک نشدن فضله‌های سنجاب‌ها

505
00:52:07,258 --> 00:52:09,208
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>!آراگورن، یه چیزی اون جاست</font>

506
00:52:15,994 --> 00:52:17,818
<font color=#008000>چی می‌بینی؟</font>

507
00:52:18,193 --> 00:52:20,627
 جادوگر سفید نزدیک شده

508
00:52:26,835 --> 00:52:31,137
نذارید حرف بزنه وگرنه طلسم‌ـمون می‌کنه

509
00:52:40,719 --> 00:52:42,983
باید سریع باشیم

510
00:52:58,574 --> 00:53:02,204
شما دنبالِ ردپای دو هابیت جوان هستید

511
00:53:02,779 --> 00:53:04,178
اون‏ها کجا هستن؟

512
00:53:04,347 --> 00:53:07,909
اون‌ها روزِ قبل از دیروز، از این جا عبور کردند

513
00:53:08,086 --> 00:53:12,352
اون‌ها با کسی دیدار کردن که انتظارش رو نداشتن

514
00:53:12,524 --> 00:53:14,652
این حرف باعث آرامش خاطرتان شد؟

515
00:53:14,827 --> 00:53:16,795
تو کی هستی؟

516
00:53:18,264 --> 00:53:20,232
!خودت رو نشون بده

517
00:53:29,143 --> 00:53:31,134
امکان نداره

518
00:53:34,115 --> 00:53:35,082
من رو ببخشید

519
00:53:36,751 --> 00:53:38,685
شما رو با سارومان اشتباه گرفتم

520
00:53:39,455 --> 00:53:42,219
!من سارومان هستم

521
00:53:43,759 --> 00:53:47,629
یا در واقع، آن طور که سارومان باید می‌بود

522
00:53:48,600 --> 00:53:50,090
!تو سقوط کردی

523
00:53:51,570 --> 00:53:54,095
در میان آتش

524
00:53:54,273 --> 00:53:55,571
و آب

525
00:53:57,043 --> 00:53:59,569
<i>از درون عمیق‌ترین سیاه چال، تا بالای رفیع‌ترین قله</i>

526
00:53:59,747 --> 00:54:03,444
<i> با بالروگِ* مورگوت نبرد کردم</i>
<font color="#ff8000">«موجوداتی پلید و نیرومند که می‌توانند بر خود آتش بپوشانند»</font>
<font color="#ff8000">«یا خود را در تاریکی و سایه پنهان کنند»</font>

527
00:54:19,304 --> 00:54:22,034
<i>تا این که سرانجام دشمنم را به پایین افکندم</i>

528
00:54:22,208 --> 00:54:26,668
<i>و بدن نَحسش را روی کوهستان کوبیدم</i>

529
00:54:32,685 --> 00:54:35,246
<i>تاریکی مرا در برگرفت</i>

530
00:54:36,023 --> 00:54:40,084
<i>و من از ذهن و زمان رها شدم</i>

531
00:54:40,862 --> 00:54:43,922
<i>ستارگان در بالای سرم می‌چرخیدند</i>

532
00:54:44,198 --> 00:54:48,694
<i>و هر روز به بلندی یک عمر در روی زمین بود</i>

533
00:54:50,840 --> 00:54:52,967
<i>اما این پایان کار نبود</i>

534
00:54:53,210 --> 00:54:56,043
<i>دوباره حیات را درونم حس کردم</i>

535
00:54:57,982 --> 00:55:00,508
<i>من بازگردانده شدم</i>

536
00:55:00,686 --> 00:55:02,244
<i>تا زمانی که وظیفه‌ام به انجام برسد</i>

537
00:55:02,621 --> 00:55:04,521
گاندالف

538
00:55:05,191 --> 00:55:07,183
!گاندالف؟

539
00:55:07,594 --> 00:55:09,391
بله

540
00:55:12,200 --> 00:55:13,997
با این نام صدایم می‌زدند

541
00:55:16,871 --> 00:55:19,136
 " گاندالف خاکستری "

542
00:55:20,476 --> 00:55:22,239
!نامم این بود

543
00:55:22,411 --> 00:55:23,844
گاندالف

544
00:55:25,817 --> 00:55:27,876
من " گاندالف سفید " هستم

545
00:55:30,922 --> 00:55:33,982
و اکنون نزد شما برگشتم

546
00:55:34,158 --> 00:55:36,650
*در زمانی که جهت موج در حال عوض شدن است
<font color="#ff8000">«کنایه از زمان مهم و خطیر»</font>

547
00:55:37,762 --> 00:55:40,731
،مرحله‌ی نخست سفرتان به پایان رسیده است
مرحله‌ی دیگری آغاز شده است

548
00:55:41,499 --> 00:55:44,664
باید با تمام سرعت به‏ سمت " ادوراس " بریم -
!ادوراس؟ -

549
00:55:45,605 --> 00:55:47,630
مسافت کمی نیست

550
00:55:47,907 --> 00:55:51,139
شنیدیم که روهان دچار مشکل شده
دلیلش هم به خاطر بیماری‌ پادشاه‌ـه

551
00:55:51,312 --> 00:55:53,405
بله، و به آسونی هم درمان نمیشه

552
00:55:53,581 --> 00:55:57,018
پس این همه راه رو بیهوده طی کردیم؟

553
00:55:57,185 --> 00:55:59,176
میخوایم اون هابیت‏های بیچاره رو این‌جا رها کنیم؟

554
00:55:59,354 --> 00:56:03,519
!توی این جنگل ترسناک، تاریک، مرطوب و پر از درخت

555
00:56:06,130 --> 00:56:09,294
!منظورم جذاب بود

556
00:56:09,467 --> 00:56:12,197
!جنگل بسیار جذاب

557
00:56:12,737 --> 00:56:16,401
چیزی بیشتر از یه شانس ساده
مری و پیپین رو به فنگورن کشوند

558
00:56:16,609 --> 00:56:20,979
سال های زیادی‌ـست که یک نیروی عظیم این‌جا آرمیده

559
00:56:21,148 --> 00:56:24,585
اومدن مری و پیپین مثل سقوط یه سنگ کوچیک بود

560
00:56:24,752 --> 00:56:28,086
که باعث شروع یک بهمن بزرگ در کوهستان میشه

561
00:56:28,257 --> 00:56:31,249
در یه چیز اصلاً تغییر نکردی دوست من

562
00:56:31,426 --> 00:56:35,021
هنوز هم پر رمز و راز صحبت می‌کنی

563
00:56:37,866 --> 00:56:44,272
اتفاقی در حال افتادن هست که از
بعد از " روزگارِ نخستین "* تا الان رخ نداده
<font color="#ff8000">«یا دوره نخست، که با بالا آمدن خورشید آغار می‌گردد»</font>
<font color="#ff8000">«و بیشتر رویدادهای افسانه‌ای در آن آغاز می‌شود»</font>

564
00:56:44,441 --> 00:56:48,070
اِنت‏ها در حال بیدار شدن هستن

565
00:56:48,612 --> 00:56:53,107
 و پِی می‌برن که قدرتمند هستن -
!قدرتمند؟ -

566
00:56:53,919 --> 00:56:55,045
اوه، چه خوب

567
00:56:55,253 --> 00:56:57,950
پس دیگه کج خلقی نکن جناب کوتوله

568
00:56:59,058 --> 00:57:01,288
مری و پیپین در امنیت کامل هستن

569
00:57:01,460 --> 00:57:05,057
در واقع، جای اون‏ها از جایی که تو
!قراره بزودی باشی خیلی امن‏تره

570
00:57:05,233 --> 00:57:08,964
!این گاندالفِ جدید خیلی بداخلاق تر از قبلی‌ـه

571
00:57:31,264 --> 00:57:32,697
!*اون از نژاد " مِرا هاـست
<font color="#ff8000">«نژادی که بسیار قوی‌تر و باهوش‌تر از اسب‌های دیگر بودند»</font>
<font color="#ff8000">«و فقط به پادشاهان و شاهزادگان خدمت می‌کردند»</font>

572
00:57:32,866 --> 00:57:35,664
!مگه این که چشم‌هام طلسم شده باشن و فریبم بدن

573
00:57:53,289 --> 00:57:55,953
*"شَدو فَکس "
<font color="#ff8000">«در روهان سرعت زیاد این اسب را»</font>
<font color="#ff8000">«با سرعت تیر مقایسه می‌کردند»</font>

574
00:57:58,127 --> 00:58:00,756
*او سَرور تمام اسب‌‏ها‌ست
<font color="#ff8000">«!این اسب در کتاب ارباب حلقه‌ها، خاکستری رنگ است»</font>

575
00:58:02,399 --> 00:58:06,269
و یار و همراه من در مکان‌های خطرناکِ زیادی بوده

576
00:58:20,522 --> 00:58:24,119
<i>ای زیبای من</i>

577
00:58:24,295 --> 00:58:28,095
<i>تو را درخشان دیدم</i>

578
00:58:28,265 --> 00:58:31,793
<i>در یک روز تابستانی</i>

579
00:58:32,904 --> 00:58:37,365
<i>در بالای سرِ طلای و سرخ رنگت</i>

580
00:58:37,576 --> 00:58:42,310
<i>تاجی قرار گرفته است</i>

581
00:58:42,482 --> 00:58:44,882
!چه شعر زیبایی بود

582
00:58:45,052 --> 00:58:49,956
خیلی راه مونده تا برسیم؟ -
 عجول نباش -

583
00:58:50,124 --> 00:58:53,388
!شاید از نظر شما " دور " به نظر بیاد

584
00:58:54,295 --> 00:58:58,095
...خونه‏ی من در اعماق جنگل

585
00:58:58,299 --> 00:59:02,203
نزدیک دامنه‌های کوهستان‌ـه

586
00:59:03,473 --> 00:59:07,137
به گاندالف گفتم که شما رو
در یه جای " امن " نگه می‌دارم

587
00:59:07,378 --> 00:59:11,337
و   " امن "، جاییه که من
!شما رو اون‌جا نگه می‏دارم

588
00:59:11,615 --> 00:59:15,985
مطمئنم که از شعر بعدی هم لذت می‌برید

589
00:59:16,388 --> 00:59:19,381
!یکی از سروده‌های خودم‌ـه

590
00:59:19,559 --> 00:59:20,753
 بسیار خب

591
00:59:20,927 --> 00:59:27,061
<i>زیرِ بامِ برگ‌های خفته</i>

592
00:59:27,235 --> 00:59:32,105
<i>و رویاهای آشکار نشده‌ی درختان</i>

593
00:59:32,274 --> 00:59:38,737
<i>وقتی که دالان‌های جنگل سبز و خنک هستند</i>

594
00:59:38,949 --> 00:59:43,010
<i>و باد از غرب می‏وزد</i>

595
00:59:43,487 --> 00:59:46,150
<i> به سویم بازگرد</i>

596
00:59:46,691 --> 00:59:51,103
<i> به سویم بازگرد</i>

597
00:59:51,279 --> 00:59:57,730
<i>!و بگو سرزمینم بهترین جای دنیاست</i>

598
01:00:05,211 --> 01:00:08,873
بخوابید، شایری‏های کوچک

599
01:00:09,048 --> 01:00:12,557
و به صداهای شبانه توجهی نکنید

600
01:00:12,760 --> 01:00:16,664
تا روشنایی صبح بخوابید

601
01:00:18,302 --> 01:00:22,467
در جنگل کارهایی دارم

602
01:00:22,641 --> 01:00:28,172
خیلی‌ها باید صدا زده شوند
خیلی‌ها باید بیایند

603
01:00:29,417 --> 01:00:34,083
سایه‌ای روی فنگورن قرار گرفته است

604
01:00:34,257 --> 01:00:40,095
زمانُِ زوالِ جنگل داره نزدیک و نزدیکتر میشه

605
01:00:49,544 --> 01:00:53,811
سایه‌ی ترسناکی که در شرق خودنمایی می‌کنه
*در حال شکل گرفتن‌ـه
<font color="#ff8000">«منظورش شکل گرفتن و تکمیل ارتش سائورون است»</font>

606
01:00:54,617 --> 01:00:57,212
!سائورون وجود هیچ رقیبی رو تحمل نخواهد کرد

607
01:00:57,654 --> 01:01:01,921
چشمش از بالای برج " باراد - دور "* دائماً
در حال نگاه کردن‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی: برج تاریک، محل حکومت سائورون»</font>
<font color="#ff8000">«که در جنگ با ایسیلدور از بین رفته بود»</font>

608
01:01:02,093 --> 01:01:05,462
اما هنوز آنقدر نیرومند نشده
که ترسی نداشته باشه

609
01:01:06,500 --> 01:01:08,468
شک و تردید مثل خوره به جانش افتاده

610
01:01:08,636 --> 01:01:11,196
شایعه به گوشش رسیده

611
01:01:11,372 --> 01:01:14,343
که وارث " نومِنور "* هنوز زنده‌ـست
<font color="#ff8000">«تمدن بزرگ انسان‌ها که به علت طمع آن‌ها نابود شد»</font>

612
01:01:15,312 --> 01:01:18,146
سائورون از تو هَراس داره، آراگورن

613
01:01:19,484 --> 01:01:21,646
از چیزی که ممکنه بشی هَراس داره

614
01:01:22,922 --> 01:01:26,359
و به همین دلیل سخت و سریع به دنیای انسان‌ها
حمله خواهد کرد

615
01:01:26,527 --> 01:01:30,158
از دست‏نشانده‏ی خودش سارومان برای
 نابود کردن روهان استفاده خواهد کرد

616
01:01:30,332 --> 01:01:31,823
جنگ در پیش‌ـه

617
01:01:32,002 --> 01:01:35,564
روهان باید از خودش دفاع کنه
 و نخستین چالش ما اون‌جاست

618
01:01:35,740 --> 01:01:38,175
چون روهان، ضعیف و آماده‏ی سقوطه

619
01:01:38,343 --> 01:01:42,041
،ذهن شاه به بند کشیده شده
 این یکی از ترفندهای قدیمیِ سارومان‌ـه

620
01:01:42,215 --> 01:01:45,311
الان نفوذش روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه

621
01:01:45,487 --> 01:01:50,187
سائورون و سارومان دارن حلقه‌ی کَمندشون رو
 تنگ‏تر می‏کنن

622
01:01:51,027 --> 01:01:53,155
... اما با همه‏ی زیرکی‏ـشون

623
01:01:53,363 --> 01:01:55,888
ما یک برتری نسبت به اون‌ها داریم

624
01:01:58,069 --> 01:02:00,631
حلقه پنهان باقی مونده

625
01:02:01,675 --> 01:02:03,576
و حلقه چیزیه که باید دنبال نابود کردنش باشیم

626
01:02:03,744 --> 01:02:06,713
و این هنوز وارد تاریک‏ترین رویاهاشون هم نشده
(که ما توسط فرودو دنبال نابود کردن حلقه هستیم)

627
01:02:07,315 --> 01:02:10,615
و به همین خاطر هست که سلاح دشمن
...داره به سمت موردور میره

628
01:02:10,786 --> 01:02:12,277
در دستان یک هابیت

629
01:02:12,455 --> 01:02:16,553
و هر روز داره به شعله‌های کوه نابودی
نزدیکترش می‌کنه

630
01:02:16,728 --> 01:02:19,357
حالا ما باید به فرودو اعتماد کنیم

631
01:02:19,532 --> 01:02:21,363
... همه چیز به سرعت و

632
01:02:21,534 --> 01:02:24,528
پنهان موندن ماموریتش بستگی داره

633
01:02:26,509 --> 01:02:29,844
از تصمیمی که برای ترکش گرفتی پشیمان نباش

634
01:02:30,715 --> 01:02:33,480
فرودو باید تنهایی این ماموریت رو به اتمام برسونه

635
01:02:34,219 --> 01:02:36,552
اون تنها نیست

636
01:02:36,723 --> 01:02:38,419
سم همراهش رفت

637
01:02:39,093 --> 01:02:40,287
واقعاً؟

638
01:02:40,461 --> 01:02:45,093
واقعاً این کار رو کرد؟
 خوبه

639
01:02:45,701 --> 01:02:48,136
 بله، خیلی خوبه

640
01:02:56,146 --> 01:03:01,051
" دروازه‌ی سیاه موردور "

641
01:03:03,789 --> 01:03:06,257
اوه، یکی به دادمون برسه

642
01:03:12,065 --> 01:03:15,298
!اگه پدر پیرم این‌جا بود چندتا حرف سنگین بهمون میزد

643
01:03:17,540 --> 01:03:22,000
ارباب گفت راه موردور رو بهش نشون بدیم

644
01:03:22,178 --> 01:03:25,615
،سمیگلِ خوب هم این کار رو کرد
ارباب همین رو گفته بود

645
01:03:25,783 --> 01:03:27,011
آره

646
01:03:35,796 --> 01:03:37,787
پس خودشه

647
01:03:39,366 --> 01:03:40,663
نمی‌تونیم ازش بگذریم

648
01:04:25,856 --> 01:04:27,188
نگاه کن

649
01:04:27,358 --> 01:04:28,824
دروازه

650
01:04:28,992 --> 01:04:30,188
!داره باز میشه

651
01:04:37,637 --> 01:04:39,606
یه راه به سمت پایین رو می‌بینم

652
01:04:40,341 --> 01:04:42,434
!سم، نه

653
01:04:44,645 --> 01:04:46,012
!ارباب

654
01:06:09,816 --> 01:06:13,343
 من ازت نخواستم که دنبالم بیای، سم -
 می‏دونم آقای فرودو -

655
01:06:14,120 --> 01:06:17,285
شک دارم که حتی این رَداهای اِلفی هم بتونن
ما رو اون‌جا مخفی کنن

656
01:06:17,727 --> 01:06:19,592
!حالا -
!نه -

657
01:06:20,162 --> 01:06:22,131
!نه، نه ارباب

658
01:06:22,331 --> 01:06:25,301
!می‏گیرن‌ـتون !می‏گیرن‏ـتون

659
01:06:26,603 --> 01:06:29,163
اون(حلقه) رو بهش نده

660
01:06:32,111 --> 01:06:34,841
اون " عزیز " رو می‏خواد

661
01:06:35,014 --> 01:06:38,042
همیشه دنبالش می‏گرده

662
01:06:38,219 --> 01:06:42,121
عزیز هم می‏خواد پیش اون برگرده

663
01:06:42,356 --> 01:06:46,260
ولی ما نباید بذاریم دست اون بهش برسه

664
01:06:52,671 --> 01:06:54,764
نه !یه راه دیگه هم هست

665
01:06:54,972 --> 01:06:57,635
یه راه مخفی‌تر
یه راه تاریک

666
01:06:57,943 --> 01:07:01,608
!چرا قبلاً حرفی در موردش نزده بودی؟ -
چون ارباب نپرسیده بود -

667
01:07:02,081 --> 01:07:03,105
!اون یه فکرایی تو سرش‌ـه

668
01:07:03,716 --> 01:07:06,311
داری میگی یک راه دیگه هم به داخل موردور هست؟

669
01:07:06,487 --> 01:07:09,217
آره، یه راه هست

670
01:07:09,389 --> 01:07:11,881
و تعدادی پله

671
01:07:12,093 --> 01:07:13,754
...و بعدش

672
01:07:13,928 --> 01:07:17,262
یه تونل

673
01:07:31,284 --> 01:07:33,081
اون ما رو تا این‏جا راهنمایی کرده، سم

674
01:07:33,253 --> 01:07:34,653
آقای فرودو، نه

675
01:07:35,789 --> 01:07:37,255
اون سر حرفش مونده

676
01:07:42,130 --> 01:07:43,324
نه

677
01:07:45,467 --> 01:07:47,096
راه رو نشون بده اسمیگل

678
01:07:47,704 --> 01:07:51,640
اسمیگلِ خوب همیشه کمک می‏کنه

679
01:08:25,617 --> 01:08:26,605
سلام؟

680
01:08:29,020 --> 01:08:31,079
!درخت ریشو

681
01:08:31,792 --> 01:08:33,122
کجا رفته؟

682
01:08:33,326 --> 01:08:35,761
دیشب قشنگ‏ترین خوابم رو دیدم

683
01:08:36,396 --> 01:08:39,093
یک بشکه بزرگ اون جا بود
 پُر از علفِ پیپ

684
01:08:39,267 --> 01:08:41,758
... و ما همه‏اش رو کشیدیم، بعدش

685
01:08:42,270 --> 01:08:44,205
تو بیمار شدی

686
01:08:45,808 --> 01:08:48,642
حاضرم برای یه پک " توبی پیر "* همه چیزم رو بدم
<font color="#ff8000">«نوعی تنباکو در شایر که اولین بار توسط»</font>
<font color="#ff8000">«پیرمردی به نام " توبی " کِشت شد»</font>

687
01:08:52,149 --> 01:08:54,082
اون صدا رو شنیدی؟

688
01:09:01,158 --> 01:09:02,558
!باز هم اومد

689
01:09:03,494 --> 01:09:08,088
یه چیزی این‌جا درست نیست
اصلا درست نیست

690
01:09:11,898 --> 01:09:14,833
تو الان یه چیزی به زبان... درختی گفتی

691
01:09:15,001 --> 01:09:18,993
نه، نگفتم
فقط بدنم رو کش و قوس دادم

692
01:09:26,542 --> 01:09:28,406
!قدت بلندتر شده

693
01:09:28,944 --> 01:09:30,433
کی؟ -
!تو -

694
01:09:30,611 --> 01:09:32,238
از چی؟ -
!از من -

695
01:09:32,747 --> 01:09:34,873
!من همیشه قدم از تو بلندتر بوده

696
01:09:35,048 --> 01:09:39,676
 پیپین همه می‏دونن که من قد بلنده هستم
!و تو قد کوتاهه

697
01:09:40,551 --> 01:09:42,041
دست بردار مری

698
01:09:42,253 --> 01:09:46,085
*قدت چنده؟ 3.6 فوت، نهایتاً؟
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و ده سانتیمتر»</font>

699
01:09:46,656 --> 01:09:49,489
در حالی‏که من، حدودِ 3.7 فوت* هستم
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر سیزده سانتیمتر»</font>

700
01:09:51,625 --> 01:09:53,889
*شدم 3.8 فوت
<font color="#ff8000">«تقریبا معادل یک متر و پانزده سانتیمتر»</font>

701
01:09:55,828 --> 01:09:57,658
شدی 3.8 فوت

702
01:10:00,731 --> 01:10:02,631
یه کَلکی تو کارِت‌ـه

703
01:10:08,437 --> 01:10:10,029
!مری، نکن !نخورش

704
01:10:10,972 --> 01:10:12,437
!مری

705
01:10:12,638 --> 01:10:14,969
!نه، درخت ریشو گفت تو نباید چیزی بخوری

706
01:10:15,140 --> 01:10:19,041
!منم یکم می‏خوام -
!ممکنه خطرناک باشه -

707
01:10:19,209 --> 01:10:21,370
بِدش به من مری

708
01:10:23,212 --> 01:10:24,577
چه اتفاقی داره میوفته؟

709
01:10:25,447 --> 01:10:26,913
!پام رو گرفت

710
01:10:27,248 --> 01:10:28,738
!مری

711
01:10:48,129 --> 01:10:49,721
!کمک

712
01:10:56,502 --> 01:10:58,366
از اون‌ها دور شو

713
01:10:58,537 --> 01:11:00,333
تو نباید بیدار باشی

714
01:11:00,838 --> 01:11:05,706
زمین را بخور، حفره‌ای عمیق حفر کن
آب بنوش

715
01:11:06,309 --> 01:11:08,868
و به خواب فرو برو

716
01:11:09,210 --> 01:11:11,075
از اون‌ها دور شو

717
01:11:11,245 --> 01:11:14,542
بیاید، جنگل در حال بیدار شدن‌ـه

718
01:11:15,114 --> 01:11:17,047
این جا امن نیست

719
01:11:19,718 --> 01:11:23,652
درخت‌ها غیر اهلی و خطرناک شدن

720
01:11:23,820 --> 01:11:26,811
خشم مثل چِرک، دل‌هاـشون رو پر کرده

721
01:11:27,689 --> 01:11:29,314
فکرهاـشون سیاه و تاریک شده

722
01:11:29,489 --> 01:11:32,014
نفرت‌ـشون قوی شده

723
01:11:32,193 --> 01:11:34,956
اگه بتونن بهتون آسیب می‏زنن

724
01:11:35,128 --> 01:11:38,687
الان تعداد کمی از ما باقی موندن

725
01:11:38,863 --> 01:11:42,854
تعداد کمی از ما اِنت‌ها باقی موندن
تا اون‌ها رو مدیریت کنیم

726
01:11:43,499 --> 01:11:46,126
چرا اینقدر تعدادتون کمه، درحالی که
عمرتون خیلی زیاده؟

727
01:11:46,301 --> 01:11:48,499
پس بچه اِنت‌ها کجا هستن؟

728
01:11:48,502 --> 01:11:49,497
:به زبان اِنتی
<font color="#0000ff">عجول نباش</font>

729
01:11:49,670 --> 01:11:55,301
سال‌های خیلی زیادی‌ـه که اِنت‌ها زاد و ولد نکردن

730
01:11:55,508 --> 01:12:00,738
چرا؟ -
ما همسران اِنت‌ها رو از دست دادیم -

731
01:12:01,010 --> 01:12:02,410
متاسفم

732
01:12:02,513 --> 01:12:06,447
چطوری مُردن؟ -
مُردن؟ نه -

733
01:12:06,615 --> 01:12:09,845
گُم‌ـشون کردیم

734
01:12:10,017 --> 01:12:15,078
و حالا نمی‏تونیم پیداشون کنیم

735
01:12:15,254 --> 01:12:21,486
فکر نمی‏کنم شما همسران اِنت‏ها رو
در شایر دیده باشید؟

736
01:12:21,879 --> 01:12:24,437
نمی‏تونم بگم که دیدم

737
01:12:24,981 --> 01:12:27,006
تو چی، پیپ؟

738
01:12:28,483 --> 01:12:30,883
اون‌ها چه شکلی هستن؟

739
01:12:33,320 --> 01:12:37,983
!حالا دیگه به یاد ندارم

740
01:12:54,401 --> 01:12:58,302
*اِدوراس و تالار زرین مدوسِلد
<font color="#ff8000">«تالاری طلایی که شاهان روهان در آن اقامت داشتند»</font>

741
01:12:59,071 --> 01:13:01,697
تئودن پادشاه روهان در اون‏جا اقامت داره

742
01:13:02,406 --> 01:13:05,273
<i>کسی که ذهنش دچار زوال شده</i>

743
01:13:05,442 --> 01:13:09,706
<i>الان نفوذ سارومان روی پادشاه تئودون خیلی قوی‌ـه</i>

744
01:13:10,345 --> 01:13:13,506
... سرورم، پسرتون

745
01:13:13,680 --> 01:13:15,874
مُرده

746
01:13:17,383 --> 01:13:19,180
سرورم؟

747
01:13:20,451 --> 01:13:21,611
عمو؟

748
01:13:28,422 --> 01:13:30,686
کنار بدنش نمیرید؟

749
01:13:33,827 --> 01:13:36,225
کاری نمی‏کنید؟

750
01:13:36,395 --> 01:13:38,363
مراقب حرف زدن‌‌ـتون باشید

751
01:13:38,597 --> 01:13:40,923
دنبال خوش‌آمد گویی و استقبال نباشید

752
01:14:04,781 --> 01:14:09,000
اون... اون باید در طول شب از دنیا رفته باشه

753
01:14:09,117 --> 01:14:11,402
...برای یک پادشاه چقدر غم انگیزه

754
01:14:11,484 --> 01:14:14,852
که تنها پسر و وارثش رو از دست بده

755
01:14:15,554 --> 01:14:20,081
...درک  می‌کنم
 پذیرش مرگِ اون پسر سخته

756
01:14:20,258 --> 01:14:25,158
به ویژه الان که برادرت هم تنهات گذاشته

757
01:14:25,326 --> 01:14:26,792
!تنهام بذار، مار

758
01:14:28,262 --> 01:14:29,889
اما تو تنها هستی

759
01:14:31,531 --> 01:14:36,297
چه کسی می‌دونه که تو با تاریکی چه صحبت‌هایی کردی

760
01:14:36,468 --> 01:14:39,925
در تلخ‌ترین ساعات شب

761
01:14:40,104 --> 01:14:43,766
وقتی حس می‌کردی که تمام زندگیت داره از هم می‌پاشه

762
01:14:43,973 --> 01:14:52,903
دیوارهای اقامت‌گاه‌ـت مثل قفسی برای به بند کشیدنِ
یک موجود وحشی، تو رو در بَر گرفتن

763
01:14:55,147 --> 01:14:57,047
بسیار زیبا

764
01:14:58,316 --> 01:14:59,681
بسیار سرد

765
01:15:01,453 --> 01:15:03,614
مثل یک صبح پژمرده‌ی بهاری

766
01:15:03,822 --> 01:15:07,256
که هنوز از سرمای زمستان دل نکنده است

767
01:15:21,034 --> 01:15:23,524
کلماتت سَم‌اند

768
01:16:56,065 --> 01:16:58,532
!توی یه قبرستون بیشتر از این‌جا شادی پیدا میشه

769
01:17:12,877 --> 01:17:16,676
نمی‌تونم بهتون اجازه بدم که با این همه سلاح
به حضور پادشاه تئودن برسید، گاندالف خاکستری

770
01:17:18,182 --> 01:17:20,941
*" به دستور " گریمای مارزبان
<font color="#ff8000">«لقب اهانت‌آمیزی که به مشاور پادشاه روهان داده بودند»</font>

771
01:17:38,094 --> 01:17:39,856
عصاـتون

772
01:17:43,264 --> 01:17:46,755
تو که قصد نداری یه پیرمرد رو از
عصاش جدا کنی

773
01:18:05,547 --> 01:18:08,413
سرورم، گاندالف خاکستری داره میاد

774
01:18:16,721 --> 01:18:18,280
!اون قاصدِ پریشانی و غم‌ـه

775
01:18:18,456 --> 01:18:22,921
*ادب و نزاکتِ دربارت اخیراً رو به کاستی گذاشته
<font color="#ff8000">«کنایه به استقبال نکردن از مهمان‌ها»</font>

776
01:18:23,993 --> 01:18:25,426
پادشاه تئودن

777
01:18:26,128 --> 01:18:28,652
ازش استقبال نکن

778
01:18:29,598 --> 01:18:34,932
...چرا باید ازت استقبال کنم

779
01:18:35,435 --> 01:18:39,096
*گاندالف، کلاغ طوفان؟
<font color="#ff8000">«یکی از القاب گاندالف که بر مبنای این که رسیدنش همیشه»</font>
<font color="#ff8000">«در اوقات بدبختی و مشکلات بود به او داده شد»</font>

780
01:18:39,270 --> 01:18:42,567
سوال منطقی‌ای پرسیدید سرورم

781
01:18:42,738 --> 01:18:45,606
این ساحرِ حیله‌گر

782
01:18:45,775 --> 01:18:49,732
زمان بدی رو برای اومدن انتخاب کرده

783
01:18:50,544 --> 01:18:52,603
من بهش لقب "  بد خبر " میدم

784
01:18:52,779 --> 01:18:55,680
بد خبر، مهمانِ بدی‌ـه

785
01:18:55,849 --> 01:19:00,409
!ساکت باش
زبان نیش‌دارت رو پشت دندان‌هات نگه دار

786
01:19:00,585 --> 01:19:02,518
من از میان آتش و مرگ عبور نکردم

787
01:19:02,620 --> 01:19:05,850
!که حرف‌های مزخرف، با یه کرمِ کودن رد و بدل کنم

788
01:19:06,856 --> 01:19:08,949
عصا

789
01:19:09,158 --> 01:19:13,286
بهتون گفته بودم که عصای جادوگر رو ازش بگیرید

790
01:19:16,631 --> 01:19:18,564
تئودن

791
01:19:19,132 --> 01:19:21,691
پسر تنگل

792
01:19:23,470 --> 01:19:25,834
مدتی طولانی‌ـست که در سایه‌ها نشسته‌ای

793
01:19:28,806 --> 01:19:32,069
!اگه جات بودم تکون نمی‌خوردم

794
01:19:32,241 --> 01:19:34,334
!به من گوش بسپار

795
01:19:39,847 --> 01:19:41,973
...تو را رها می‌کنم

796
01:19:42,181 --> 01:19:44,149
از طلسم

797
01:19:55,691 --> 01:19:58,716
تو این‌جا هیچ قدرتی نداری

798
01:19:58,893 --> 01:20:02,521
گاندالف خاکستری

799
01:20:07,932 --> 01:20:12,994
تو را (از ذهنش) بیرون خواهم کشید سارومان
همچون زهری که از زخم بیرون می‌کشند

800
01:20:22,443 --> 01:20:23,968
صبر کن

801
01:20:25,415 --> 01:20:29,251
اگه بیرون برم، تئودن خواهد مُرد

802
01:20:29,955 --> 01:20:32,151
تو من رو نکشتی

803
01:20:32,326 --> 01:20:34,522
اون رو هم نخواهی کشت

804
01:20:38,435 --> 01:20:40,132
روهان مال منه

805
01:20:41,606 --> 01:20:42,938
بیرون شو

806
01:21:27,478 --> 01:21:29,606
چهره‏ات رو می‏شناسم

807
01:21:34,188 --> 01:21:35,457
ائووین

808
01:21:37,776 --> 01:21:39,039
ائووین

809
01:21:47,329 --> 01:21:48,523
گاندالف؟

810
01:21:49,064 --> 01:21:51,931
دوباره هوای آزاد رو استشمام کن دوست من

811
01:22:05,281 --> 01:22:07,875
این اواخر رویاهام تاریک بودن

812
01:22:12,021 --> 01:22:15,788
...انگشتانت نیروی سابق‌ـشون رو بهتر یاد خواهند آورد

813
01:22:15,960 --> 01:22:18,929
اگه دوباره شمشیرت رو لمس کنن

814
01:23:04,043 --> 01:23:06,011
...من فقط

815
01:23:06,212 --> 01:23:09,272
همیشه به شما خدمت کردم، سرورم

816
01:23:09,448 --> 01:23:14,443
جادو و جمبل تو من رو مجبور کرده بود
که مثل یه جانور روی زمین بخزم

817
01:23:15,455 --> 01:23:17,389
من رو از دربارتون نرانید

818
01:23:19,693 --> 01:23:22,423
!نه، سرورم
 نه، سرورم

819
01:23:22,629 --> 01:23:23,823
بذارید بره

820
01:23:24,531 --> 01:23:27,762
به‏ خاطر کارهای اون به اندازه‏ی کافی خون ریخته شده

821
01:23:36,912 --> 01:23:39,245
!از سر راهم برید کنار

822
01:23:41,484 --> 01:23:44,646
درود بر پادشاه تئودن

823
01:24:09,246 --> 01:24:11,736
تئودرد " کجاست؟ "

824
01:24:14,784 --> 01:24:17,345
پسرم کجاست؟

825
01:25:05,782 --> 01:25:14,983
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080><i>مرگی پلید برای جنگجویی نجیب مقدر شده بود</i></font>

826
01:25:15,583 --> 01:25:21,983
<font color=#800080><i>شاعرانِ غمگین باید سرودی اندوهناک بسُرایند</i></font>

827
01:25:22,684 --> 01:25:29,883
<font color=#800080><i>چرا که او دیگر در مدوسلد حضور ندارد</i></font>

828
01:25:30,583 --> 01:25:37,984
<font color=#800080><i>کسی که در پیشگاه سَرورَش عزیزترین
و در پیشگاه خویشاوندانش محبوب‌ترین بود</i></font>

829
01:25:39,084 --> 01:25:41,685
<font color=#800080><i>مرگی پلید</i></font>

830
01:25:44,547 --> 01:25:47,276
<font color=#800080>*سیمبل‏مینه </font>
<font color="#ff8000">«،یکی از گل‌های خیالی و بومی سرزمین روهان»</font>
<font color="#ff8000">«چیزی شبیه به گل همیشه بهار»</font>

831
01:25:51,455 --> 01:25:55,049
...گلی که همیشه بر مزار نیاکانم روییده

832
01:25:58,894 --> 01:26:01,863
!حالا باید مزار پسرم رو بپوشونه

833
01:26:03,933 --> 01:26:07,801
افسوس که این روزگار پلید باید نصیب من بشه

834
01:26:08,571 --> 01:26:12,975
روزگاری که جوان‌ها می‌میرند و پیرها باقی می‌مانند

835
01:26:13,577 --> 01:26:15,670
روزگاری که باید زنده باشم

836
01:26:15,846 --> 01:26:19,213
و آخرین روزهای خاندانم رو ببینم

837
01:26:20,484 --> 01:26:24,352
تو در مرگ " تئودرد " مقصر نبودی

838
01:26:27,390 --> 01:26:30,792
هیچ پدر و مادری نباید فرزند خودشون رو دفن کنند

839
01:26:47,513 --> 01:26:49,378
اون در زندگیش فردی نیرومند بود

840
01:26:50,482 --> 01:26:54,043
روح اون به تالارهای پدرانت راه پیدا خواهد کرد

841
01:27:04,290 --> 01:27:11,990
<font color=#800080>به آرامش برس و رهسپار جهانی دیگر شو</font>

842
01:27:38,666 --> 01:27:40,566
به اون‌ها هیچ هشداری داده نشده بود

843
01:27:40,734 --> 01:27:43,134
اون‏ها غیرمسلح بودن

844
01:27:43,604 --> 01:27:47,933
وحشی‌ها در حال تاخت و تاز در سرزمین‌های غربی هستن
و تا جایی که میتونن همه‌چیز رو می‌سوزونن و از بین می‌برن

845
01:27:48,578 --> 01:27:50,746
مزارع، خانه‌ها و درخت‌ها
(به هیچ چیز رحم نمی‌کنن)

846
01:27:50,847 --> 01:27:53,077
مامان کجاست؟

847
01:27:53,851 --> 01:27:58,083
این تنها ذره‌ای از وحشتی‌ـست که سارومان
به وجود خواهد آورد

848
01:27:58,288 --> 01:28:02,621
حالا همه‌ی قدرت اون به خاطر ترسی‌ـست
که از سائورون سرچشمه می‌گیره

849
01:28:04,228 --> 01:28:07,196
به سمتش بتاز و باهاش رو در رو بجنگ

850
01:28:07,964 --> 01:28:11,456
اون رو از زن‌ها و کودکان‌ـتون دور کن

851
01:28:11,801 --> 01:28:13,429
تو باید بجنگی

852
01:28:13,604 --> 01:28:17,438
شما دو هزار مرد جنگی خوب دارید که در حالی
که ما داریم صحبت می‌کنیم، دارن به سمت شمال میرن

853
01:28:17,608 --> 01:28:19,235
ائومر به شما وفاداره

854
01:28:19,409 --> 01:28:22,106
افرادش به‏خاطر پادشاه‌ـ‏شون برمی‏گردن و می‏جنگن

855
01:28:22,280 --> 01:28:26,182
اون‌ها تا حالا سیصد فرسخ از این‌جا دور شدن

856
01:28:29,853 --> 01:28:32,084
ائومر نمی‏تونه به ما کمک کنه

857
01:28:32,724 --> 01:28:34,487
متوجه‌ام که از من چه می‌خواهید

858
01:28:34,692 --> 01:28:37,957
ولی من بیش از این مردمم رو به کام مرگ نمی‌فرستم

859
01:28:39,531 --> 01:28:41,327
من خطرِ آغازِ یک جنگ تمام عیار رو نمی‏پذیرم

860
01:28:43,535 --> 01:28:46,902
،جنگ تمام عیار به سراغ شما اومده
چه خطرش رو بپذیرید و چه نپذیرید

861
01:28:51,177 --> 01:28:52,804
آخرین باری که بررسی کردم

862
01:28:53,246 --> 01:28:56,874
!تئودن پادشاه روهان بود، نه آراگورن

863
01:29:03,690 --> 01:29:05,954
پس تصمیم پادشاه چیه؟

864
01:29:11,564 --> 01:29:12,895
به دستور پادشاه

865
01:29:13,066 --> 01:29:14,533
شهر باید تخلیه بشه

866
01:29:15,702 --> 01:29:18,770
به سمت پناهگاه " گُودی هلم "* حرکت می‌کنیم
<font color="#ff8000">«مجموعه‌ای از یک دره و غارهایی در پشت آن»</font>
<font color="#ff8000">«که در شمال کوه‌های سفید قرار داشتند»</font>

867
01:29:18,873 --> 01:29:22,774
چیزهای قیمتی رو با خودتون نیارید
فقط چیزهایی که نیاز دارید رو بیارید

868
01:29:22,976 --> 01:29:24,468
!گُودی هلم

869
01:29:24,646 --> 01:29:28,179
،وقتی که باید بایستن و بجنگن
!به سمت کوهستان فرار می‏کنن

870
01:29:28,356 --> 01:29:30,327
اگر پادشاه‌ـشون از اون‌ها دفاع نکنه
چه کسی این کار رو خواهد کرد؟

871
01:29:30,494 --> 01:29:32,966
اون فقط داره کاری رو انجام میده
که فکر می‌کنه برای مردمش بهتره

872
01:29:33,134 --> 01:29:34,933
گودی هلم در گذشته اون‏ها رو نجات داده

873
01:29:35,106 --> 01:29:39,013
اون دره‌ی تنگ و عمیق هیچ راه خروجی نداره
تئودن داره توی تله پا می‏ذاره

874
01:29:39,216 --> 01:29:41,380
اون فکر می‏کنه که داره
اون‏ها رو به یه مکان امن هدایت می‌کنه

875
01:29:41,588 --> 01:29:43,718
اما چیزی که نصیب‌ـشون میشه یه قتل عام‌ـه

876
01:29:45,298 --> 01:29:47,768
تئودن اراده‏ی قوی‏ای داره
ولی نگرانش هستم

877
01:29:48,671 --> 01:29:52,009
من نگران بقای روهان هستم

878
01:29:52,481 --> 01:29:55,352
،اون پیش از پایان این قائله
به تو نیاز پیدا خواهد کرد آراگورن

879
01:29:55,822 --> 01:29:58,624
مردم روهان به تو نیاز پیدا خواهند کرد

880
01:29:58,996 --> 01:30:01,468
دیوارهای دفاعی باید حفظ بشن

881
01:30:02,906 --> 01:30:04,638
اون‌ها حفظ خواهند شد

882
01:30:08,654 --> 01:30:10,955
*مسافر خاکستری
<font color="#ff8000">«لقب گاندالف در بین اِلف‌ها،به معنی زائر یا مسافر خاکستری»</font>

883
01:30:11,126 --> 01:30:13,756
قبلاً به این نام صِدام می‌زدن

884
01:30:13,964 --> 01:30:19,035
*به اندازه سیصد نفر زندگی کردم و روی زمین راه رفتم
ولی الان زمانی ندارم
<font color="#ff8000">«فرقه جادوگران که شامل پنج نفر می‌شدند»</font>
<font color="#ff8000">«دارای قدرت‌های جادویی و عمر طولانی بودند»</font>

885
01:30:20,681 --> 01:30:22,879
اگر بخت یارمون باشه
جستجوی من بیهوده نخواهد بود

886
01:30:23,421 --> 01:30:26,725
در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید

887
01:30:27,598 --> 01:30:30,298
هنگام سپیده‏دم، به شرق نگاه کنید

888
01:30:30,472 --> 01:30:32,033
برو

889
01:30:59,137 --> 01:31:02,746
اون اسب نیمه دیوانه‏ـست، سرورم
کاری نمی‌تونید بکنید، رهاش کنید

890
01:31:04,143 --> 01:31:06,146
:به زبان مردم روهان
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

891
01:31:07,148 --> 01:31:08,149
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

892
01:31:11,454 --> 01:31:13,056
<font color=#800080>اسب تندرو</font>

893
01:31:15,360 --> 01:31:16,561
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

894
01:31:21,168 --> 01:31:22,971
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

895
01:31:25,174 --> 01:31:26,175
<font color=#800080>آروم بگیر</font>

896
01:31:28,078 --> 01:31:30,481
<font color=#800080>جنگی در راهه، شنیدی</font>

897
01:31:37,691 --> 01:31:40,195
<font color=#800080>اسمت چیه؟</font>

898
01:31:41,843 --> 01:31:44,176
*اسمش " برِیگو "‌ـه
<font color="#ff8000">«به معنی " شاهزاده "، نام دومین پادشاه روهان»</font>

899
01:31:45,418 --> 01:31:47,321
اسب پسر عَموم بود

900
01:31:47,557 --> 01:31:49,356
برِیگو

901
01:31:50,109 --> 01:31:52,313
<font color=#800080>اسم شاهانه‌ای داری</font>

902
01:31:54,516 --> 01:31:56,518
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>چی آزارت میده بریگو؟</font>

903
01:32:01,626 --> 01:32:03,228
<font color=#008000>چی دیدی؟</font>

904
01:32:04,098 --> 01:32:06,501
من چیزهایی در مورد جادوی اِلف‏ها شنیدم

905
01:32:06,670 --> 01:32:09,974
!اما توی جنگویی از شمال دنبالش نمی‌گشتم

906
01:32:11,015 --> 01:32:13,452
مثل یکی از اون‏ها حرف می‌زنید

907
01:32:15,258 --> 01:32:17,696
... من در ریوندل* بزرگ شدم
<font color="#ff8000">«یک پایگاه مرزی اِلفی در سرزمین میانه»</font>

908
01:32:17,965 --> 01:32:20,251
(برای مدتی(در اون جا زندگی کردم

909
01:32:22,808 --> 01:32:24,836
این دوستمون رو آزادش کنید

910
01:32:25,515 --> 01:32:28,187
به اندازه‏ی کافی توی زندگیش جنگ دیده

911
01:32:39,784 --> 01:32:42,655
!گاندالف سفید

912
01:32:42,824 --> 01:32:45,194
!گاندالف احمق

913
01:32:46,466 --> 01:32:50,532
آیا می‌خواهد با ظاهر فروتنانه‌ی جدیدی
که پیدا کرده، من را تحقیر کند؟

914
01:32:51,778 --> 01:32:55,720
سه نفر اون جادوگر رو همراهی می‏کردن

915
01:32:56,122 --> 01:33:01,500
یک اِلف، یک کوتوله و یک انسان

916
01:33:01,870 --> 01:33:04,604
بوی گندِ اسب میدی

917
01:33:09,890 --> 01:33:11,757
اون انسان

918
01:33:13,798 --> 01:33:18,002
اهل گاندور بود؟ -
نه، اهل شمال بود -

919
01:33:18,176 --> 01:33:21,980
به نظرم یکی از جنگجوهای دونه‏داین بود

920
01:33:22,150 --> 01:33:23,950
لباسش کهنه و ارزون بود

921
01:33:24,857 --> 01:33:29,996
اما با این وجود، انگشتر عجیبی توی دستش بود

922
01:33:31,106 --> 01:33:34,639
دو مار با چشم‌هایی سبز و زُمُردین

923
01:33:34,849 --> 01:33:40,692
،یکی در حال بلعیدن
دیگری تاجی از گل‏های طلایی روی سرش بود

924
01:33:40,863 --> 01:33:42,765
" انگشتر باراهیر "

925
01:33:43,736 --> 01:33:47,336
پس گاندالف خاکستری پوش فکر می‌کنه
که وارث ایسیلدور رو پیدا کرده

926
01:33:47,512 --> 01:33:50,850
پادشاه گمشده‏ی گاندور
!اون یک احمقه

927
01:33:51,020 --> 01:33:53,754
اون دودمان، سال‌ها پیش از بین رفت

928
01:33:55,130 --> 01:33:56,657
اهمیتی نداره

929
01:33:56,835 --> 01:33:59,364
دنیای انسان‏ها سقوط خواهد شد

930
01:33:59,542 --> 01:34:01,410
شروع این سقوط از ادوراس خواهد بود

931
01:34:10,601 --> 01:34:12,538
من آماده‏ام، گاملینگ

932
01:34:12,706 --> 01:34:15,178
اسبم رو بیار

933
01:34:18,353 --> 01:34:19,720
این یه شکست نیست

934
01:34:22,130 --> 01:34:23,360
ما برخواهیم گشت

935
01:34:28,812 --> 01:34:31,215
ما برخواهیم گشت

936
01:34:54,674 --> 01:34:56,611
شما در کار با شمشیر مهارت دارید

937
01:35:05,065 --> 01:35:07,161
زنان این سرزمین مدت‏ها پیش یاد گرفتن

938
01:35:07,338 --> 01:35:09,969
کسانی که شمشیر ندارن ممکنه در برابر شمشیر دارها بمیرن

939
01:35:10,145 --> 01:35:11,993
من از مرگ و درد نمی‌ترسم

940
01:35:13,277 --> 01:35:15,373
شما از چی می‌ترسید، بانوی من؟

941
01:35:18,791 --> 01:35:20,625
از قفس

942
01:35:21,933 --> 01:35:25,772
از موندن پشت میله‌های قفس
تا زمانی که عادت و پیری قبولش کنن

943
01:35:25,943 --> 01:35:29,848
و تمام فرصت‌های ارزشمند، در پسِ پرده‌ی فراموشی
و عدم اشتیاق قرار بگیرن

944
01:35:33,291 --> 01:35:35,319
شما فرزند پادشاهان هستید

945
01:35:36,600 --> 01:35:40,104
شما دوشیزه‌ی محافظ روهان هستید

946
01:35:45,221 --> 01:35:47,715
گمان نمی‏کنم سرنوشت شما این باشه

947
01:36:20,841 --> 01:36:23,837
<i>تئودن در ادوراس نخواهد ماند</i>

948
01:36:24,048 --> 01:36:26,110
اون‌جا آسیب‏پذیره
اون این رو می‏دونه

949
01:36:26,321 --> 01:36:29,226
اون می‌دونه که به شهر حمله خواهد شد

950
01:36:30,531 --> 01:36:33,800
اون‌ها به " گودی هلم " خواهند گریخت

951
01:36:33,972 --> 01:36:36,306
دژ عظیمِ روهان

952
01:36:37,513 --> 01:36:41,922
<i>مسیری خطرناک که از میان کوهستان می‌گذره</i>

953
01:36:43,361 --> 01:36:45,092
سرعت‏ـشون کُند خواهد بود

954
01:36:45,466 --> 01:36:49,909
چون زن‌ها و بچه‌ها همراه‌ـشون هستن

955
01:36:53,820 --> 01:36:56,053
وارگ‏ سواران "*‌ رو راهی کن "
<font color="#ff8000">«گونه‌ای از موجودات گرگنما که طبیعتِ پلیدی دارند»</font>

956
01:37:10,928 --> 01:37:13,833
!هی، بوگندو، زیاد دور نشو

957
01:37:14,001 --> 01:37:16,667
چرا اینطور رفتار می‌کنی؟ -
چطور؟ -

958
01:37:16,842 --> 01:37:19,371
با القاب زشت صداش می‌کنی
تمام مدت تحقیرش می‏کنی

959
01:37:19,816 --> 01:37:21,843
...چون که

960
01:37:23,390 --> 01:37:25,520
چون این چیزیه که اون هست، آقای فرودو

961
01:37:25,729 --> 01:37:27,893
چیزی به جز دروغ و فریب توی وجودش باقی نمونده

962
01:37:28,369 --> 01:37:31,137
،اون حلقه رو می‏خواد
فقط به همین اهمیت میده

963
01:37:31,309 --> 01:37:33,577
... تو اصلا نمی‏دونی حلقه چه بلایی سرش آورده

964
01:37:33,749 --> 01:37:36,220
و هنوز هم داره سرش میاره

965
01:37:38,460 --> 01:37:40,556
من می‏خوام بهش کمک کنم، سم

966
01:37:40,732 --> 01:37:41,996
چرا؟

967
01:37:47,314 --> 01:37:50,446
چون می‌خوام باور داشته باشم
که میتونه مثل قبل بشه

968
01:37:54,698 --> 01:37:56,635
تو نمی‏تونی نجاتش بدی، آقای فرودو

969
01:37:56,803 --> 01:37:59,537
تو چی در این مورد می‏دونی؟
!هیچی

970
01:38:06,460 --> 01:38:10,664
متاسفم سم
نمی‏دونم چرا این حرف رو زدم

971
01:38:11,505 --> 01:38:12,633
من می‏دونم

972
01:38:14,680 --> 01:38:16,547
به‏ خاطر حلقه‏ـست

973
01:38:17,119 --> 01:38:18,679
!نمی‏تونی چشم ازش برداری

974
01:38:19,424 --> 01:38:21,415
من حواسم هست

975
01:38:21,889 --> 01:38:25,718
چیزی نمی‌خوری
خیلی کم می‌خوابی

976
01:38:27,486 --> 01:38:29,735
تو رو تحت تاثیر قرار داده آقای فرودو

977
01:38:29,909 --> 01:38:32,625
باید باهاش مبارزه کنی -
خودم می‏دونم باید چه کار کنم، سم -

978
01:38:32,833 --> 01:38:35,716
حلقه به من سپرده شده
این وظیفه‏ی منه

979
01:38:35,881 --> 01:38:37,591
مال منه
مال خودم

980
01:38:38,471 --> 01:38:40,559
نمی‌تونی صدای خودت رو بشنوی؟

981
01:38:40,769 --> 01:38:42,426
می‌دونی حرفات شبیه کیه؟

982
01:38:52,687 --> 01:38:54,809
<font color=#FF0000>ما اون رو می‏خوایم</font>

983
01:38:54,983 --> 01:38:57,674
<font color=#FF0000>ما بهش نیاز داریم</font>

984
01:38:57,847 --> 01:39:02,638
<font color=#FF0000>ما باید " عزیز " رو داشته باشیم</font>

985
01:39:02,808 --> 01:39:06,168
<font color=#FF0000>اون‌ها از ما دزدیدنش</font>

986
01:39:06,371 --> 01:39:09,731
<font color=#FF0000>هابیت‏های کوچیکِ موذی</font>

987
01:39:09,899 --> 01:39:13,792
<font color=#FF0000>هابیت‌های) بدجنس، حیله گر، دروغگو)</font>

988
01:39:13,961 --> 01:39:17,219
نه، ارباب این‌طوری نیست

989
01:39:17,390 --> 01:39:21,215
<font color=#FF0000>هست عزیزم، دروغ میگه</font>

990
01:39:21,386 --> 01:39:25,869
<font color=#FF0000>اون‌ها فریبت میدن، آزارت میدن</font>
<font color=#FF0000>بهت دروغ میگن</font>

991
01:39:27,012 --> 01:39:29,474
ارباب دوست منه

992
01:39:29,643 --> 01:39:34,693
<font color=#FF0000>تو هیچ دوستی نداری</font>
<font color=#FF0000>هیچ‏کس از تو خوشش نمیاد</font>

993
01:39:35,968 --> 01:39:38,454
گوش نمی‌کنم
من گوش نمی‌کنم

994
01:39:38,631 --> 01:39:42,615
<font color=#FF0000>تو یه دروغگو و یه دزد هستی</font>

995
01:39:43,291 --> 01:39:44,833
نه

996
01:39:45,788 --> 01:39:48,665
<font color=#FF0000>قـــاتـــل</font>

997
01:39:51,116 --> 01:39:52,107
گم شو

998
01:39:52,281 --> 01:39:54,663
<font color=#FF0000>گم شم؟</font>

999
01:39:56,684 --> 01:39:59,456
ازت متنفرم

1000
01:39:59,624 --> 01:40:02,046
ازت متنفرم

1001
01:40:02,352 --> 01:40:05,596
<font color=#FF0000>بدون من چه بلایی سرت میاد؟</font>
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

1002
01:40:05,765 --> 01:40:07,592
<font color=#FF0000>من، نجات‌ـمون دادم</font>

1003
01:40:07,763 --> 01:40:12,300
<font color=#FF0000>من بودم</font>
<font color=#FF0000>به ‏خاطر من بود که نجات پیدا کردیم</font>

1004
01:40:13,548 --> 01:40:17,089
دیگه نه

1005
01:40:18,459 --> 01:40:19,976
<font color=#FF0000>چی گفتی؟</font>

1006
01:40:22,080 --> 01:40:25,866
حالا دیگه ارباب مراقب‏ ماست

1007
01:40:26,033 --> 01:40:29,559
ما بهت نیاز نداریم

1008
01:40:30,278 --> 01:40:31,832
<font color=#FF0000>چی؟</font>

1009
01:40:32,010 --> 01:40:33,768
من رو ترک کن

1010
01:40:33,940 --> 01:40:37,732
و هرگز برنگرد

1011
01:40:37,902 --> 01:40:38,924
<font color=#FF0000>نه</font>

1012
01:40:39,434 --> 01:40:43,623
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1013
01:40:46,259 --> 01:40:52,152
همین حالا برو و هرگز برنگرد

1014
01:41:04,038 --> 01:41:06,729
!بهش گفتیم بره گُم بشه

1015
01:41:06,901 --> 01:41:09,864
و اون گم شد، عزیزم

1016
01:41:10,032 --> 01:41:12,018
!رفت !رفت !رفت

1017
01:41:12,196 --> 01:41:14,023
!اسمیگل آزاده

1018
01:41:18,888 --> 01:41:20,374
نگاه کن

1019
01:41:20,585 --> 01:41:25,036
نگاه کن، ببین اسمیگل چی پیدا کرده؟

1020
01:41:34,568 --> 01:41:35,998
اون‏ها جوان‏ هستن

1021
01:41:36,165 --> 01:41:38,685
اون‌ها تُردن
اون‌ها لذیذن

1022
01:41:38,861 --> 01:41:42,380
!آره این‌طورن
بخوریدشون، بخوریدشون

1023
01:41:45,088 --> 01:41:46,675
با کارات حالش رو بد می‏کنی

1024
01:41:47,882 --> 01:41:50,072
داری با رفتارات مریضش می‌کنی

1025
01:41:52,510 --> 01:41:55,234
فقط یه راه برای خوردنِ دو تا خرگوش کوچیک هست

1026
01:41:59,466 --> 01:42:00,988
داره چیکار می‏کنه؟

1027
01:42:01,731 --> 01:42:04,319
هابیتِ چاق کودن

1028
01:42:04,494 --> 01:42:06,684
داره هَدرشون میده

1029
01:42:06,859 --> 01:42:10,478
چی رو هدر میدم؟
گوشت کمی دارن

1030
01:42:14,614 --> 01:42:17,169
یکمی سیب زمینی هم لازم داریم

1031
01:42:18,043 --> 01:42:21,096
سیب زمینی دیگه چیه عزیز؟

1032
01:42:21,272 --> 01:42:22,996
سیب زمینی دیگه چیه؟ ها؟

1033
01:42:23,169 --> 01:42:24,895
سیب - زمی - نی

1034
01:42:25,234 --> 01:42:28,457
آب‌پزشون می‌کنن، باهاشون پوره درست می‌کنن
و می‌ریزنشون توی خورشت

1035
01:42:29,995 --> 01:42:35,443
چیپس‌های طلایی بزرگ و دوست داشتنی
با یه تیکه ماهی سرخ شده‌ی لذیذ

1036
01:42:36,785 --> 01:42:38,680
حتی تو هم نمی‏تونی به این غذا، نه بگی

1037
01:42:39,016 --> 01:42:41,206
اوه، چرا، می‏تونیم

1038
01:42:41,379 --> 01:42:44,864
به جای اینکه یه ماهی خوب رو خراب کنی

1039
01:42:46,139 --> 01:42:51,953
اون رو نپخته و در حال جنبیدن بده به ما

1040
01:42:52,131 --> 01:42:55,251
چیپس های کثیفت رو برای خودت نگه دار

1041
01:42:56,193 --> 01:42:58,247
بهت هیچ امیدی نیست

1042
01:43:10,707 --> 01:43:12,194
آقای فرودو؟

1043
01:43:30,048 --> 01:43:32,704
اون‏ها کی هستن؟ -
آدم‏های شرور -

1044
01:43:32,912 --> 01:43:35,374
خدمتگزاران سائورون

1045
01:43:36,174 --> 01:43:38,329
اون‌ها به موردور احضار شدن

1046
01:43:38,536 --> 01:43:41,522
فرمانروای تاریکی داره همه‌ی ارتش‌ها رو
دور خودش جمع می‌کنه

1047
01:43:41,734 --> 01:43:44,890
حالا دیگه خیلی طول نمی‏کشه
اون به زودی آماده میشه

1048
01:43:46,460 --> 01:43:50,115
آماده‌ی چی؟ -
تا جنگش رو به‌راه بندازه -

1049
01:43:50,288 --> 01:43:55,441
نبرد نهایی که همه‌ی جهان رو به قعر سایه‌ها خواهد برد

1050
01:43:55,714 --> 01:43:58,767
باید راه بیوفتیم
زود باش سم

1051
01:43:58,942 --> 01:44:00,169
آقای فرودو

1052
01:44:00,674 --> 01:44:02,297
نگاه کن

1053
01:44:05,867 --> 01:44:08,161
اون یه فیل‌ـه

1054
01:44:16,353 --> 01:44:19,373
هیچ‌کس توی خونه حرف‌ـمون رو باور نمی‏کنه

1055
01:44:30,502 --> 01:44:32,364
اسمیگل؟

1056
01:45:12,682 --> 01:45:15,147
خیلی این‌جا معطل شدیم

1057
01:45:18,145 --> 01:45:19,475
زود باش سم

1058
01:45:32,939 --> 01:45:35,632
صبر کنید، ما چندتا مسافر ساده‌ایم

1059
01:45:37,336 --> 01:45:42,425
در این سرزمین هیچ مسافری وجود نداره
فقط خدمت‌گذاران برج تاریک* از این‌جا عبور می‌کنن
<font color="#ff8000">«منظور برج باراد - دور مقر سائورون است»</font>

1060
01:45:42,600 --> 01:45:45,497
ما در حال انجام یه ماموریت محرمانه هستیم

1061
01:45:46,900 --> 01:45:50,261
کسایی که ادعای مقابله با دشمن رو دارن
بهتره که سد راه ما نشن

1062
01:45:50,430 --> 01:45:52,469
دشمن؟

1063
01:45:54,595 --> 01:45:58,097
به نظرم حس وظیفه شناسیِ اون، کمتر از تو نبوده

1064
01:46:00,551 --> 01:46:02,947
" به این فکر می‌کنی که " اسمش چی بوده؟

1065
01:46:04,175 --> 01:46:06,445
" اهل کجا بوده؟ "

1066
01:46:08,424 --> 01:46:10,975
" و آیا واقعاً و از تَه دل فرد شروری بوده؟ "

1067
01:46:12,505 --> 01:46:15,942
چه دروغ‌ها و تهدیدهایی اون رو "
" اینقدر از خونه‌اش دور کرده؟

1068
01:46:17,546 --> 01:46:20,214
" ...آیا ترجیح نمی‌داده همون جا بمونه "

1069
01:46:22,211 --> 01:46:23,804
" در صلح و آرامش؟ "

1070
01:46:27,292 --> 01:46:30,283
جنگ همه‌ی ما رو به کشتن خواهد داد

1071
01:46:30,459 --> 01:46:32,545
دست‏هاـشون رو ببندید

1072
01:46:39,527 --> 01:46:42,258
درسته، شما زن‌های کوتوله‌ی زیادی رو نمی‌بینید

1073
01:46:42,467 --> 01:46:46,180
در حقیقت اینقدر صدا و چهره‌ـشون (به ما) شباهت داره

1074
01:46:46,355 --> 01:46:49,561
!که اغلب اوقات با مردان کوتوله اشتباه گرفته میشن

1075
01:46:49,973 --> 01:46:52,103
!چون زن‌هاـشون ریش دارن

1076
01:46:52,105 --> 01:46:54,260
...که همین باعث شده این باور به وجود بیاد

1077
01:46:54,437 --> 01:46:57,345
!که زن‌های کوتوله وجود ندارن

1078
01:46:57,514 --> 01:47:01,838
و کوتوله‌ها همینطوری از سوراخ‌های زمین بیرون پریدن

1079
01:47:03,533 --> 01:47:05,422
!که البته باور مسخره‏ای‌ـه

1080
01:47:11,648 --> 01:47:13,909
چیزی نیست
کسی نترسه

1081
01:47:14,388 --> 01:47:16,439
عمدی بود
عمدی بود

1082
01:47:18,410 --> 01:47:22,261
مدت‌ها بود که لبخند برادر زاده‌ام رو ندیده بودم

1083
01:47:22,534 --> 01:47:25,337
وقتی که جنازه‌ی پدرش رو آوردن، یه دختربچه بود

1084
01:47:25,511 --> 01:47:27,842
اُرک‌ها تیکه پاره‌اش کرده بودن

1085
01:47:28,014 --> 01:47:31,047
مادرش جلوی چشماش به خاطر غم و اندوه از دنیا رفت

1086
01:47:31,666 --> 01:47:36,357
،و بعد اون تنها موند تا از پادشاهش نگهداری کنه
*با ترسی که هر روز بیشتر می‌شد
<font color="#ff8000">«ترس از دست دادن مجدد نزدیکانش»</font>

1087
01:47:36,535 --> 01:47:41,158
محکوم به تحمل پیرمردی که باید مثل پدر دوستش می‌داشت

1088
01:47:51,312 --> 01:47:53,708
گیملی

1089
01:47:53,882 --> 01:47:55,968
نه، نمی‏تونم بخورم

1090
01:47:56,147 --> 01:47:58,003
واقعاً نمی‏تونم

1091
01:48:02,571 --> 01:48:04,220
کمی خورشت درست کردم

1092
01:48:04,397 --> 01:48:07,706
زیاد نیست، اما گرمه

1093
01:48:15,625 --> 01:48:17,709
ممنون

1094
01:48:38,480 --> 01:48:41,040
خوشمره‌ـست -
واقعاً؟ -

1095
01:48:45,074 --> 01:48:48,487
عَموم چیز عجیبی بهم گفت

1096
01:48:49,808 --> 01:48:53,924
اون گفت که شما به همراه پدر بزرگم به جنگ رفتید

1097
01:48:54,372 --> 01:48:56,874
ولی باید اشتباه کرده باشه

1098
01:48:57,145 --> 01:49:01,608
،پادشاه تئودن حافظه‌ی خوبی دارن
اون زمان فقط یک پسربچه بودن

1099
01:49:02,758 --> 01:49:05,999
پس شما حداقل باید شصت سال‌ـتون باشه

1100
01:49:08,136 --> 01:49:09,715
هفتاد سال؟

1101
01:49:10,164 --> 01:49:11,849
!اما نمی‏تونید هشتاد ساله باشید

1102
01:49:15,237 --> 01:49:16,621
هشتاد و هفت

1103
01:49:19,768 --> 01:49:21,889
شما یکی از دونه‏داین‏ها هستید

1104
01:49:22,979 --> 01:49:26,114
از نوادگان نومِنور، که دارای موهبتِ عمر طولانی هستن‏

1105
01:49:27,374 --> 01:49:30,039
گفته شده که نژاد شما به افسانه‌ها پیوسته

1106
01:49:30,722 --> 01:49:32,509
تعداد کمی از ما باقی موندن

1107
01:49:32,686 --> 01:49:35,484
پادشاهی شمالی‏* خیلی وقت پیش از بین رفت
<font color="#ff8000">«پادشاهی بزرگی که توسط الندیل و آوارگان نو‌مِنور شکل گرفت»</font>

1108
01:49:36,270 --> 01:49:39,715
متاسفم
خواهش می‏کنم، بخورید

1109
01:49:54,415 --> 01:49:58,601
<i>نور " گوهر ستاره "* دچار فزونی و یا کاستی نمیشه</i>
<font color="#ff8000">«گردن بندی که آروِن به آراگورن داده بود»</font>

1110
01:49:59,384 --> 01:50:02,890
<i>این مال منه و به هرکس بخوام میدمش</i>

1111
01:50:04,729 --> 01:50:07,160
<i>مثل دلم</i>

1112
01:50:08,651 --> 01:50:11,350
<i>به خواب برو</i>

1113
01:50:11,559 --> 01:50:14,060
خوابیدم

1114
01:50:20,657 --> 01:50:22,616
این یه رویاست

1115
01:50:24,883 --> 01:50:28,123
پس  چه رویای خوبی‌ـه

1116
01:50:40,236 --> 01:50:42,355
بخواب

1117
01:51:07,761 --> 01:51:09,306
:به زبان الفی
<font color=#008000>یه بار بهم گفتی</font>

1118
01:51:11,819 --> 01:51:14,044
<font color=#008000>که این روز فرا خواهد رسید</font>

1119
01:51:15,065 --> 01:51:17,728
<font color=#008000>این پایان نیست...این آغازه</font>

1120
01:51:17,906 --> 01:51:20,095
<font color=#008000>تو باید همراه فرودو بری</font>

1121
01:51:20,814 --> 01:51:22,968
<font color=#008000>این راه (سرنوشت) توست</font>

1122
01:51:33,461 --> 01:51:36,228
<font color=#008000>*راهم از من پنهان شده</font>
<font color="#ff8000">«من راهم رو گم کردم»</font>

1123
01:51:36,876 --> 01:51:40,486
<font color=#008000>راهت پیش از این جلوی پات قرار گرفته</font>

1124
01:51:40,665 --> 01:51:44,042
<font color=#008000>حالا دیگه نمی‌تونی از خودت لغزش نشون بدی</font>

1125
01:51:46,175 --> 01:51:48,100
<font color=#008000>آروِن</font>

1126
01:51:50,707 --> 01:51:53,002
<font color=#008000>اگه به هیچ چیز دیگه‌ای اعتماد نداری</font>

1127
01:51:53,412 --> 01:51:55,430
<font color=#008000>به این اعتماد کن</font>

1128
01:51:56,692 --> 01:51:59,048
<font color=#008000>*به خودمون اعتماد کن</font>
<font color="#ff8000">«منظورش اعتماد به نیروی عشق است»</font>

1129
01:52:38,251 --> 01:52:40,107
اون زن کجاست؟

1130
01:52:41,294 --> 01:52:43,761
زنی‌ که اون جواهر رو بهتون داده

1131
01:52:47,111 --> 01:52:49,912
زمان (دوران) ما در این سرزمین رو به پایان‌ـه

1132
01:52:50,595 --> 01:52:53,189
زمان آروِن رو به پایان‌ـه

1133
01:52:53,941 --> 01:52:55,017
*بذار بره
<font color="#ff8000">«رهاش کن»</font>

1134
01:52:55,396 --> 01:52:57,651
بذار سوار کشتی‌ای که به غرب میره بشه

1135
01:52:57,662 --> 01:53:00,728
بذار عشقی که به تو داره رو به سرزمین جاویدان* ببره
<font color="#ff8000">«پس از نابودی نومنور، سرزمین‌ جاویدان از بقیه سرزمین‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«جدا شد تا دیگر دست انسان‌ها به آن نرسد و به جایی رفت»</font>
<font color="#ff8000">«که تنها الف‌ها می‌توانستند به آنجا رفت‌ و آمد داشته باشند»</font>

1136
01:53:00,907 --> 01:53:02,763
جایی که ‌همیشه سبز و خرم خواهد بود

1137
01:53:04,288 --> 01:53:06,687
ولی این بیش از یه خاطره(برای اون) نخواهد بود

1138
01:53:08,109 --> 01:53:11,176
من دخترم رو این‌جا رها نمی‌کنم که بمیره

1139
01:53:11,354 --> 01:53:15,033
اون می‌مونه چون هنوز امید داره -
اون به خاطر تو می‌مونه -

1140
01:53:15,209 --> 01:53:17,540
اون به مردمش تعلق داره

1141
01:53:29,670 --> 01:53:32,285
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>این‌طوری می‌خوای این‌جا رو ترک کنی؟</font>

1142
01:53:33,165 --> 01:53:36,730
<font color=#008000>فکر می‌کنی که می‌تونی سپیده دم این‌جا رو
 پنهانی ترک کنی، بدون جلب توجه؟ </font>

1143
01:53:39,169 --> 01:53:40,766
<font color=#008000>من بر نخواهم گشت</font>

1144
01:53:41,982 --> 01:53:43,907
<font color=#008000>تو مهارتت در نبرد رو دست‏کم گرفتی</font>

1145
01:53:44,617 --> 01:53:45,834
<font color=#008000>تو باز خواهی گشت</font>

1146
01:53:46,137 --> 01:53:47,658
<font color=#008000>من از مرگ در میدان نبرد صحبت نمی‌کنم</font>

1147
01:53:47,962 --> 01:53:49,988
<font color=#008000>پس در مورد چی صحبت می‌کنی؟</font>

1148
01:53:55,663 --> 01:53:59,654
<font color=#008000>تو فرصتی برای یه زندگی دیگه داری</font>

1149
01:54:01,237 --> 01:54:04,987
<font color=#008000>دور از جنگ ... غم ... ناامیدی</font>

1150
01:54:06,504 --> 01:54:08,360
چرا داری این حرف رو می‌زنی؟

1151
01:54:09,954 --> 01:54:13,193
من یک انسان فانی هستم، تو از نژاد اِلف‌ها هستی

1152
01:54:14,654 --> 01:54:17,351
این یک رویا بود، آروِن

1153
01:54:17,799 --> 01:54:19,181
نه بیشتر

1154
01:54:20,572 --> 01:54:23,845
حرفت رو باور نمی‏کنم

1155
01:54:32,981 --> 01:54:34,836
این به تو تعلق داره

1156
01:54:37,647 --> 01:54:39,226
این یک هدیه بود

1157
01:54:41,873 --> 01:54:43,419
نگهش دار

1158
01:54:45,965 --> 01:54:47,159
سرورم؟

1159
01:54:49,964 --> 01:54:54,514
اون به همراه تمام خویشاوندان باقی مانده‌اش
دارن با کشتی به سرزمین جاویدان میرن

1160
01:55:17,955 --> 01:55:19,436
چی شده؟

1161
01:55:20,954 --> 01:55:23,012
هاما؟ -
مطمئن نیستم -

1162
01:55:39,531 --> 01:55:41,555
!وارگ‏ها

1163
01:55:54,111 --> 01:55:56,304
*یه طلایه‌دار
<font color="#ff8000">«کسی که پیشاپیش سپاه و جلوتر از بقیه حرکت می‌کند»</font>
<font color="#ff8000">«و معمولا کار دیده‌بانی را هم انجام می‌دهد»</font>

1164
01:56:02,108 --> 01:56:04,608
چی شده؟ چی می‏بینی؟ -
!وارگ‌ها به ما حمله کردن -

1165
01:56:05,940 --> 01:56:08,132
!اون‏ها رو از این‌جا ببرید

1166
01:56:12,903 --> 01:56:14,891
!تمام سواران به سمت جلوی صف حرکت کنن

1167
01:56:15,636 --> 01:56:17,603
زود باش، من رو سوار کن
من سوارکارم

1168
01:56:17,802 --> 01:56:19,528
!زود باش

1169
01:56:31,330 --> 01:56:33,760
باید مردم رو به سمت گودی هلم هدایت کنی، عجله کن

1170
01:56:33,961 --> 01:56:35,428
!من می‏تونم بجنگم -
!نه -

1171
01:56:38,128 --> 01:56:40,184
...باید این کار رو بکنی
به خاطر من

1172
01:56:42,193 --> 01:56:43,784
!دنبالم بیاید

1173
01:56:47,325 --> 01:56:51,617
جلو، منظورم اینه که به طرف جلو حرکت کن -
به طرف زمین‌های پایین‌تر برید -

1174
01:56:51,821 --> 01:56:54,481
!خودشه، برو -
کنار هم بمونید -

1175
01:58:06,593 --> 01:58:08,889
!صورت قشنگت رو بیار جلوی تبرم

1176
01:58:11,693 --> 01:58:13,247
!این یکی مال من به حساب میاد

1177
01:58:29,953 --> 01:58:31,577
!جونوَر بوگندو

1178
01:59:58,653 --> 02:00:00,549
!آراگورن

1179
02:00:05,282 --> 02:00:06,749
آراگورن؟

1180
02:00:20,713 --> 02:00:23,645
بگو چه اتفاقی افتاده تا راحتت کنم

1181
02:00:23,815 --> 02:00:25,244
... اون

1182
02:00:25,814 --> 02:00:27,405
مُرده

1183
02:00:28,047 --> 02:00:30,944
!یه پَرش کوچیک روی صخره انجام داد

1184
02:00:34,546 --> 02:00:35,842
دروغ میگی

1185
02:01:09,709 --> 02:01:11,300
زخمی‏ها رو سوار اسب‌ها کنید

1186
02:01:12,643 --> 02:01:15,766
گرگ‏های آیزنگارد بر خواهند گشت

1187
02:01:16,207 --> 02:01:18,299
مُرده‏ها رو رها کنید

1188
02:01:25,741 --> 02:01:27,229
بیا

1189
02:01:37,408 --> 02:01:38,928
!بالاخره رسیدیم -
!گودی هلم -

1190
02:01:39,108 --> 02:01:42,003
!اون‌جاست، گودی هلم

1191
02:01:44,571 --> 02:01:46,367
ما در امانیم

1192
02:01:47,906 --> 02:01:50,770
ما در امانیم، بانوی من

1193
02:01:50,938 --> 02:01:52,131
ممنون

1194
02:02:36,467 --> 02:02:37,865
!مامان -
!ایوتین -

1195
02:02:38,032 --> 02:02:39,522
!فِرِ‏دا

1196
02:02:45,265 --> 02:02:48,096
بقیه کجا هستن؟ -
فقط ما تونستیم نجات پیدا کنیم بانوی من -

1197
02:02:51,965 --> 02:02:53,260
ببریدشون به غارها

1198
02:02:53,465 --> 02:02:56,294
!راه رو برای پادشاه باز کنید

1199
02:02:57,330 --> 02:03:01,126
!راه رو برای تئودن باز کنید
!راه رو برای پادشاه باز کنید

1200
02:03:09,029 --> 02:03:12,755
چقدر کم هستید
تعداد خیلی کمی از شما برگشتن

1201
02:03:15,529 --> 02:03:17,791
مردم‏ ما در امان‏ هستن

1202
02:03:19,128 --> 02:03:21,685
جان‏های زیادی به ‏خاطرش فدا کردبم

1203
02:03:22,528 --> 02:03:24,050
بانوی من

1204
02:03:27,794 --> 02:03:30,056
لرد آراگورن

1205
02:03:30,227 --> 02:03:31,454
کجاست؟

1206
02:03:33,460 --> 02:03:34,984
اون سقوط کرد

1207
02:03:57,625 --> 02:04:00,590
همه‌ی نیروها رو پشت دیوارها مستقر کنید

1208
02:04:00,757 --> 02:04:03,689
دروازه رو ببندید
و یه نگهبان براش بذارید

1209
02:04:03,924 --> 02:04:07,014
کسایی که نمی‏تونن بجنگن چی سرورم؟
زنان و بچه‏ها؟

1210
02:04:07,190 --> 02:04:09,782
اون‏ها رو داخل غارها بفرستید

1211
02:04:10,657 --> 02:04:15,519
دست سارومان باید خیلی دراز شده باشه
!اگه فکر می‌کنه که این‌جا دستش به ما میرسه

1212
02:04:17,557 --> 02:04:20,954
<i>گودی هلم یه نقطه ضعف داره</i>

1213
02:04:21,122 --> 02:04:23,452
<i>دیوار بیرونیش از سنگ سخت‌ـه</i>

1214
02:04:23,622 --> 02:04:26,712
<i>اما دریچه‌ی کوچیکی در پایه‌اش قرار داره</i>

1215
02:04:26,888 --> 02:04:29,649
<i>که از یه دریچه‌ی معمولی ِعبور فاضلاب کمی بزرگتره</i>

1216
02:04:32,520 --> 02:04:36,681
چطور؟
چطور آتش می‌تونه سنگ رو از بین ببره؟

1217
02:04:36,855 --> 02:04:41,342
چه ابزاری می‌تونه اون دیوار رو نابود کنه؟

1218
02:04:44,951 --> 02:04:48,941
اگر دیوار شکافته بشه
قلعه‌ی) گودی هلم سقوط خواهد کرد)

1219
02:04:49,118 --> 02:04:52,640
حتی اگه دیوار شکافته بشه، باز هم
...به تعداد بی‌شماری

1220
02:04:52,818 --> 02:04:55,376
به هزاران نفر برای تصرف قلعه نیاز هست

1221
02:04:55,551 --> 02:04:56,982
!ده‌ها هزار نفر

1222
02:04:57,151 --> 02:05:01,208
اما سرورم، چنین ارتشی وجود نداره

1223
02:05:13,150 --> 02:05:16,240
" قدرتِ جدیدی در حال ظهور است "

1224
02:05:16,414 --> 02:05:19,404
" پیروزی آن نزدیک و قطعی است "

1225
02:05:25,083 --> 02:05:27,138
" امـشـب "

1226
02:05:27,581 --> 02:05:31,909
" زمین با خون مردم روهان رنگین خواهد شد "

1227
02:05:32,081 --> 02:05:35,410
" به گودی هلم لشکرکشی کنید "

1228
02:05:35,580 --> 02:05:39,013
" هیچ‌کس را زنده باقی نگذارید "

1229
02:05:41,547 --> 02:05:44,011
" پیش به سوی جـــنـــگــــ "

1230
02:05:47,945 --> 02:05:52,401
*" دیگر هیچ سپیده‌دمی برای انسان‌ها وجود نخواهد داشت "
<font color="#ff8000">«منظور: هیچ امیدی برای انسان‌ها وجود ندارد»</font>

1231
02:06:09,578 --> 02:06:11,632
نگاه کن !از سمت جنوب دود بلند میشه

1232
02:06:11,842 --> 02:06:14,967
این روزها از آیزنگارد

1233
02:06:15,209 --> 02:06:19,038
همیشه دود بلند میشه

1234
02:06:19,275 --> 02:06:20,867
آیزنگارد؟

1235
02:06:21,076 --> 02:06:22,939
زمانی بود که

1236
02:06:23,276 --> 02:06:26,798
سارومان بین درختان من قدم میزد

1237
02:06:26,975 --> 02:06:30,339
اما حالا فقط به فکرِ فلز

1238
02:06:31,008 --> 02:06:33,445
و چرخ‌ـه

1239
02:06:34,216 --> 02:06:38,665
دیگه به روییدنی‌ها اهمیت نمیده

1240
02:06:38,841 --> 02:06:40,635
اون چیه؟

1241
02:06:45,638 --> 02:06:47,831
ارتش سارومان‌ـه

1242
02:06:48,038 --> 02:06:49,561
جنگ آغاز شده

1243
02:07:27,897 --> 02:07:32,261
<i>باشد که نیروی والار* محافظت باشند</i>
<font color="#ff8000">«معنی: قدرت‌های جهان، نامی برای چهارده موجود روحانی»</font>
<font color="#ff8000">«قدرتمند که پس از خلق جهان، با گرفتن  شکل فیزیکی به آن»</font>
<font color="#ff8000">«هبوط نمودند تا به آن نظم بخشیده و با شرارت‌ها مقابله‌نمایند»</font>

1244
02:08:04,491 --> 02:08:06,353
بریگو

1245
02:08:32,451 --> 02:08:33,646
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آروِن</font>

1246
02:08:34,605 --> 02:08:36,603
<font color=#008000>وقتش شده</font>

1247
02:08:38,600 --> 02:08:42,395
<font color=#008000>کشتی‏ها دارن به سمت والینور میرن
همین حالا برو ... پیش از این که دیر بشه</font>

1248
02:08:43,416 --> 02:08:45,210
من انتخابم رو کردم

1249
02:08:51,648 --> 02:08:54,511
اون برنمی‏گرده

1250
02:08:55,947 --> 02:08:59,276
چرا برای رفتن مُردد هستی، وقتی که هیچ امیدی نیست؟

1251
02:09:00,214 --> 02:09:03,179
هنوز امید هست

1252
02:09:07,345 --> 02:09:11,106
،اگه حتی آراگورن در این جنگ زنده بمونه
باز از هم جدا خواهید شد

1253
02:09:14,510 --> 02:09:17,475
اگه سائورون شکست بخوره و آراگورن پادشاه بشه

1254
02:09:17,642 --> 02:09:20,131
و تمام چیزهایی که امید داری، اتفاق بیوفتن

1255
02:09:20,309 --> 02:09:25,002
باز هم مجبوری طعم تلخ فانی بودن رو بچشی

1256
02:09:25,275 --> 02:09:28,264
چه بر اثر ضربه‌ی شمشیر و چه بر اثر گذر زمان

1257
02:09:28,440 --> 02:09:31,408
آراگورن خواهد مرد

1258
02:09:34,240 --> 02:09:36,762
<i>و آن وقت هیچ تسلی خاطری برای تو وجود نخواهد داشت</i>

1259
02:09:36,972 --> 02:09:41,130
<i>هیچ تسلی خاطری برای تسکین
درد درگذشت او وجود نخواهد داشت</i>

1260
02:09:43,938 --> 02:09:46,665
<i>او خواهد مُرد</i>

1261
02:09:46,837 --> 02:09:49,428
<i>تجسمی از عظمتِ پادشاهان انسان‌ها</i>

1262
02:09:49,605 --> 02:09:54,262
<i>با شکوهی بی بدیل، پیش از فروپاشی جهان</i>

1263
02:10:03,368 --> 02:10:07,299
<i>اما تو، دخترم</i>

1264
02:10:08,132 --> 02:10:13,154
<i>در تاریکی و تردید به سر خواهی برد</i>

1265
02:10:13,333 --> 02:10:17,389
<i>مانند شبی زمستانی که بدون ستاره فرا می‌رسد</i>

1266
02:10:19,798 --> 02:10:22,195
<i>در این‌جا* ساکن خواهی بود</i>
<font color="#ff8000">«منظور سرزمین میانه است»</font>

1267
02:10:22,365 --> 02:10:27,261
<i>اسیر در زندان غم و اندوه، در زیر درختانی
که در حال محو شدن و مُردن هستند</i>

1268
02:10:28,998 --> 02:10:30,985
<i>تا وقتی که جهان دچار دگرگونی شود</i>

1269
02:10:31,161 --> 02:10:35,652
و همه‌ی سال‌های طولانی زندگی‌ـت به کلی سپری شوند

1270
02:10:44,160 --> 02:10:45,322
آروِن

1271
02:10:51,980 --> 02:10:54,268
...این‌جا هیچ چیزی در انتظار تو نخواهد بود

1272
02:10:54,948 --> 02:10:57,074
جز مــرگـــ

1273
02:11:17,863 --> 02:11:20,602
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آیا  من رو هم دوست داری؟</font>

1274
02:11:22,630 --> 02:11:25,022
<font color=#008000>من دوستت دارم، پدر</font>

1275
02:12:15,659 --> 02:12:18,645
<font color="#ff8000">:صدای گالادریل</font>
<font color=#008000><i> " دنیا دگرگون شده است "</i></font>

1276
02:12:19,296 --> 02:12:21,289
<font color=#008000><i>" در آب احساسَش می‌کنم "</i></font>

1277
02:12:21,738 --> 02:12:23,731
<font color=#008000><i>" در زمین احساسَش می‌کنم "</i></font>

1278
02:12:25,625 --> 02:12:29,513
<font color=#008000><i>" در هوا اِستشمامَش می‌کنم "</i></font>

1279
02:12:30,719 --> 02:12:34,337
<i>قدرت دشمن در حال افزایش است</i>

1280
02:12:34,512 --> 02:12:37,139
<i>سائورون از دست نشانده‌اش سارومان</i>

1281
02:12:37,313 --> 02:12:40,689
<i>برای نابود کردن مردم روهان استفاده خواهد کرد</i>

1282
02:12:42,765 --> 02:12:46,403
<i>آیزنگارد تخلیه شده است</i>

1283
02:12:50,759 --> 02:12:54,134
<i>حالا چشم سائورون به گاندور دوخته شده است</i>

1284
02:12:55,274 --> 02:12:58,250
<i>آخرین پادشاهیِ آزادِ انسان‌ها</i>

1285
02:12:58,453 --> 02:13:02,867
<i>جنگِ او در این سرزمین، خیلی زود به راه خواهد افتاد</i>

1286
02:13:06,579 --> 02:13:09,681
<i>او نزدیک شدن حلقه را حس می‌کند</i>

1287
02:13:09,859 --> 02:13:13,325
<i>نیروی حامل حلقه رو به زوال است</i>

1288
02:13:13,504 --> 02:13:17,575
<i>فرودو در اعماق قلبش، کم‌کم پِی می‌برد</i>

1289
02:13:19,124 --> 02:13:23,001
که این ماموریت به قیمت جانش تمام خواهد شد

1290
02:13:23,170 --> 02:13:25,338
تو از این آگاهی

1291
02:13:25,980 --> 02:13:28,820
<i>تو این را از پیش می‌دانستی</i>

1292
02:13:30,931 --> 02:13:34,375
<i>این خطری‌ـست که همه‏‌ی ما آن را پذیرفتیم</i>

1293
02:13:38,725 --> 02:13:42,932
<i>در حالی که تاریکی گسترش می‌یابد
اراده‌ی حلقه قوی‌تر می‌شود</i>

1294
02:13:44,109 --> 02:13:48,557
<i>حالا به سختی در حال تلاش است
تا دوباره به دست انسان‌ها بازگردد</i>

1295
02:13:48,725 --> 02:13:54,198
<i>چرا که انسان‌ها به راحتی بر اثر قدرت حلقه اغوا می‌شوند</i>

1296
02:13:54,410 --> 02:13:57,981
<i>تنها کافی است که سردار جوان گاندور
 دستش را دراز کند</i>

1297
02:13:58,190 --> 02:14:02,261
<i>و حلقه را برای خودش بردارد
و آن هنگام جهان سقوط خواهد کرد</i>

1298
02:14:04,715 --> 02:14:06,610
<i>حالا زمان آن نزدیک شده است</i>

1299
02:14:06,720 --> 02:14:10,996
<i>بسیار نزدیک است که حلقه به هدفش دست بیابد</i>

1300
02:14:14,112 --> 02:14:17,751
<i>و آن زمان سلطه‌ی سائورون بر تمامی جهان
گسترش خواهد یافت</i>

1301
02:14:17,926 --> 02:14:22,064
<i>حتی بر پایان جهان نیز تسلط خواهد یافت</i>

1302
02:14:23,911 --> 02:14:25,748
<i>دوران اِلف‌ها</i>

1303
02:14:25,951 --> 02:14:27,891
<i>به پایان رسیده است</i>

1304
02:14:28,729 --> 02:14:32,333
<i>آیا عاقبتِ سرزمین میانه را
 به سرنوشتش واگذار خواهیم کرد؟</i>

1305
02:14:34,314 --> 02:14:37,586
<i>آیا اجازه می‌دهیم (که انسان‌ها) به تنهایی
 در مقابلش بایستند؟</i>

1306
02:14:39,935 --> 02:14:41,604
<font color="#ff8000">«نقشه‌ی قسمتِ شرقی سرزمین میانه»</font>
<font color="#ff8000">«شامل موردور، گاندور و روهان»</font>

1307
02:14:42,141 --> 02:14:43,509
چه خبر؟

1308
02:14:43,681 --> 02:14:46,485
دیده‏بان‌ها گزارش دادن که سارومان به روهان حمله کرده

1309
02:14:46,656 --> 02:14:49,531
مردم تئودن به گودی هلم پناه بردن

1310
02:14:49,701 --> 02:14:53,739
ولی ما باید مراقب مرزهای خودمون باشیم
فارامیر، اُرک‏ها در حال پیشروی‏ هستن

1311
02:14:53,915 --> 02:14:56,321
سائورون در حال آماده کردنِ یه ارتش‌ـه

1312
02:14:56,658 --> 02:14:58,790
شرقی‏ها و جنوبی‏ها* به دروازه‌ی سیاه رسیدن
<font color="#ff8000">«نژادی از انسان‌ها که در شرق و جنوب موردور زندگی»</font>
<font color="#ff8000">«می‌کردند و دشمن مردم آزاد و متحد سائورون بودند»</font>

1313
02:14:58,966 --> 02:15:02,375
تعدادشون چقدره؟ -
چند هزار نفر، هر روز هم بیشتر میشن -

1314
02:15:03,482 --> 02:15:07,051
از رودخانه‌ تا شمال رو کی پوشش میده؟ -
پانصد نفر رو در اُسگیلیات* مستقر کردیم -
<font color="#ff8000">«پایتخت قدیمی گاندور»</font>

1315
02:15:07,260 --> 02:15:10,293
اگه به اون شهر حمله بشه نمی‌تونیم ازش دفاع کنیم

1316
02:15:12,445 --> 02:15:14,645
سارومان از آیزنگارد حمله می‏کنه

1317
02:15:14,820 --> 02:15:17,523
سائورون از موردور

1318
02:15:18,834 --> 02:15:22,073
جنگ از هر دو طرف به سمت انسان‌ها خواهد آمد

1319
02:15:22,245 --> 02:15:23,943
گاندور ضعیف‌ـه

1320
02:15:24,119 --> 02:15:27,254
سائورون به زودی به ما حمله خواهد کرد

1321
02:15:28,000 --> 02:15:29,867
به سختی هم حمله خواهد کرد

1322
02:15:30,307 --> 02:15:34,413
حالا اون می‌دونه که ما
توانایی عقب نشوندنش رو نداریم

1323
02:15:48,334 --> 02:15:50,570
افرادم میگن که شما جاسوسِ اُرک‏ها هستید

1324
02:15:50,743 --> 02:15:53,480
!جاسوس‏؟
امکان نداره

1325
02:15:53,653 --> 02:15:55,922
خب اگه جاسوس نیستید، پس کی هستید؟

1326
02:16:02,817 --> 02:16:04,546
حرف بزنید

1327
02:16:05,652 --> 02:16:08,246
ما هابیت‏هایی اهل شایر هستیم

1328
02:16:08,589 --> 02:16:11,616
،اسم من فرودو بگینزه
و ایشون هم سم وایز گمجی هستن

1329
02:16:12,060 --> 02:16:13,550
محافظ شخصیته؟

1330
02:16:13,761 --> 02:16:15,524
!باغبونش هستم

1331
02:16:16,163 --> 02:16:18,131
و اون دوست فراری‌ـتون کجاست؟

1332
02:16:19,666 --> 02:16:21,964
همون جونوَر بی‌ریخت

1333
02:16:22,302 --> 02:16:24,268
همون که قیافه‌ی زشتی داشت

1334
02:16:26,004 --> 02:16:27,903
کس دیگه‌ای وجود نداره

1335
02:16:32,008 --> 02:16:34,341
ما به همراه هفت نفر دیگه از ریوندل خارج شدیم

1336
02:16:37,680 --> 02:16:40,789
یک نفر* رو در موریا* از دست دادیم
<font color="#ff8000">«منظور گاندالف است»</font>
<font color="#ff8000">«بزرگ‌ترین و معروف‌ترین عمارت کوتوله‌ها در سرزمین میانه»</font>

1337
02:16:41,817 --> 02:16:43,341
،دو نفرشون از خویشاوندانم بودن

1338
02:16:43,519 --> 02:16:47,250
یه کوتوله هم بود
به همراه یه اِلف و دو تا انسان

1339
02:16:47,456 --> 02:16:51,357
،آراگورن پسر آراتورن
و بارومیر از گاندور

1340
02:16:56,363 --> 02:16:58,126
شما دوستان بارومیر هستید؟

1341
02:17:00,567 --> 02:17:02,057
بله

1342
02:17:03,136 --> 02:17:04,228
از نظر خودم که بودم

1343
02:17:10,741 --> 02:17:13,676
پس اگه بدونید که اون مُرده ناراحت میشید؟

1344
02:17:15,712 --> 02:17:17,179
مُرده؟

1345
02:17:17,380 --> 02:17:19,404
چطور؟
کِی؟

1346
02:17:19,680 --> 02:17:22,307
،بعنوان یکی از همراهانش
امیدوارم بودم که شما بهم بگید

1347
02:17:22,649 --> 02:17:26,484
اگه اتفاقی برای بارومیر افتاده
ازت می‏خوایم که به ما بگی

1348
02:17:29,224 --> 02:17:35,684
شش روز پیش، آب شیپورش رو
به ساحل روخانه آورد

1349
02:17:35,895 --> 02:17:39,050
دو تیکه شده بود

1350
02:17:40,691 --> 02:17:44,107
اما دلم بهم میگه که این همه‌ی ماجرا نیست

1351
02:17:46,154 --> 02:17:47,929
او برادرم بود

1352
02:18:36,786 --> 02:18:39,734
!بارومیر

1353
02:18:40,372 --> 02:18:42,238
!بارومیر

1354
02:18:46,478 --> 02:18:50,244
یه زمانی این شهر جواهر قلمرو ما بود

1355
02:18:50,415 --> 02:18:54,077
محل روشنایی و زیبایی و موسیقی

1356
02:18:54,251 --> 02:18:56,583
!و یک بار دیگه اینطور خواهد شد

1357
02:18:59,157 --> 02:19:01,785
بذارید سپاهیان موردور این رو بدونن

1358
02:19:01,993 --> 02:19:06,359
هرگز دوباره سرزمین مردم من به دست دشمن نخواهد افتاد

1359
02:19:10,165 --> 02:19:15,830
!شهر اُسگیلیات به قلمروی گاندور بازگشت

1360
02:19:16,204 --> 02:19:18,171
!برای گاندور -
!برای گاندور -

1361
02:19:18,338 --> 02:19:21,171
!برای گاندور -
!برای گاندور -

1362
02:19:29,883 --> 02:19:32,648
سخنرانی خوبی بود
مفید و مختصر

1363
02:19:32,854 --> 02:19:35,752
!باید زمان بیشتری رو برای نوشیدن بذاریم

1364
02:19:36,054 --> 02:19:40,252
بشکه‌های آبجو رو باز کنید
این افراد تشنه‏ هستن

1365
02:19:43,696 --> 02:19:45,857
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1366
02:19:46,031 --> 02:19:49,023
امروز، زندگی خوبه

1367
02:19:53,203 --> 02:19:54,795
چیه؟

1368
02:19:55,172 --> 02:19:56,639
اون اینجاست

1369
02:19:59,842 --> 02:20:01,673
نمی‏تونه یه لحظه راحتمون بذاره؟

1370
02:20:01,843 --> 02:20:02,866
اون کجاست؟

1371
02:20:03,044 --> 02:20:06,502
بهترین جنگجوی گاندور کجاست؟
اولین پسرم کجاست؟

1372
02:20:07,081 --> 02:20:08,776
!پدر

1373
02:20:13,655 --> 02:20:16,021
بهم گفتن که تقریبا یک تنه دشمن رو در هم شکستی

1374
02:20:16,191 --> 02:20:19,590
اغراق کردن
این پیروزی به فارومیر هم تعلق داره

1375
02:20:21,061 --> 02:20:23,962
اما به خاطر(بی کفایتی) فارومیر بود که شهر سقوط کرد

1376
02:20:24,764 --> 02:20:27,062
مگه مسئولیت محافظت از شهر به عهده‌ی تو نبود؟

1377
02:20:27,234 --> 02:20:29,258
هر کاری که می‌تونستم انجام دادم
ولی تعدادمون خیلی کم بود

1378
02:20:29,435 --> 02:20:31,130
!اوه، خیلی کم بود

1379
02:20:31,638 --> 02:20:34,037
تو اجازه دادی دشمن وارد شهر بشه
و در یک چشم بهم زدن اون رو تصرف کنه

1380
02:20:36,240 --> 02:20:39,233
همیشه باعث سر افکندگی من بودی

1381
02:20:39,445 --> 02:20:41,673
همچین قصدی ندارم

1382
02:20:41,879 --> 02:20:45,944
برای اون ارزشی قائل نمیشید
ولی باز هم تلاش می‌کنه طبق خواست شما عمل کنه

1383
02:20:49,018 --> 02:20:51,919
اون شما رو دوست داره، پدر -
من رو به خاطر فارومیر به چالش نکش -

1384
02:20:52,089 --> 02:20:54,851
من می‌دونم اون به درد چه کارهایی میخوره
!و البته اون کارها اندک هستن

1385
02:20:55,024 --> 02:20:58,618
چیزهای ضروری‌تری هست
که باید در موردشون صحبت کنیم

1386
02:20:59,795 --> 02:21:02,228
الروند از ریوندل برای تشکیل یک جلسه
ما رو فراخوانده

1387
02:21:02,397 --> 02:21:05,263
،دلیلش رو نگفته
ولی من حدس میزنم که هدف این جلسه چیه

1388
02:21:05,432 --> 02:21:09,232
شایعه شده که " سلاح " دشمن پیدا شده

1389
02:21:11,472 --> 02:21:13,736
" حلقه‌ی یگانه "

1390
02:21:16,511 --> 02:21:21,174
قاتلِ ایسیلدور -
به دست اِلف‏ها افتاده -

1391
02:21:21,347 --> 02:21:24,975
،همه تلاش می‌کنن اون رو به دست بیارن
انسان‏ها، کوتوله‌ها، جادوگرها

1392
02:21:25,150 --> 02:21:29,280
نمی‏تونیم بذاریم این اتفاق بیوفته
اون حلقه باید به گاندور بیاد

1393
02:21:31,090 --> 02:21:33,750
گاندور -
خطرناکه، می‏دونم -

1394
02:21:33,925 --> 02:21:37,620
اون حلقه همیشه سعی کرده قلب انسان‌های
ضعیف‌تر رو به فساد و تباهی بکشونه

1395
02:21:37,794 --> 02:21:41,697
اما تو، تو قوی هستی
و ما به شدت به اون حلقه نیاز داریم

1396
02:21:41,866 --> 02:21:47,166
،این خون ماست که بر زمین ریخته میشه
مردم ما هستن که دارن کشته میشن

1397
02:21:47,369 --> 02:21:52,396
سائورون در انتظار زمان مناسب‌ـه
اون در حال ساختن یه ارتش بزرگ و تازه نفس‌ـه

1398
02:21:52,607 --> 02:21:54,074
اون برخواهد گشت

1399
02:21:54,275 --> 02:21:58,007
و وقتی که برگرده
قدرتِ ایستادگی در مقابلش رو نخواهیم داشت

1400
02:21:58,179 --> 02:22:00,740
تو باید بری

1401
02:22:01,915 --> 02:22:04,009
و اون هدیه‌ی قدرتمند رو برام بیاری

1402
02:22:04,851 --> 02:22:10,346
نه، جای من این‌جا در کنار مردمم‌ـه
!نه در ریوندل

1403
02:22:10,524 --> 02:22:14,221
آیا از فرمان پدرت سرپیچی می‌کنی؟ -
... اگه رفتن به ریوندل  ضروریه -

1404
02:22:14,394 --> 02:22:17,361
من رو به جای اون بفرستید -
تو؟ -

1405
02:22:18,564 --> 02:22:20,498
اوه، فهمیدم

1406
02:22:20,665 --> 02:22:24,863
،فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور
تا شایستگیش رو ثابت کنه

1407
02:22:25,303 --> 02:22:27,271
فکر نمی‏کنم

1408
02:22:27,471 --> 02:22:30,339
من برای انجام این ماموریت فقط به برادرت اعتماد دارم

1409
02:22:30,507 --> 02:22:33,407
کسی که ناامیدم نخواهد کرد

1410
02:22:50,492 --> 02:22:53,654
امروز رو یادت باشه، برادر کوچولو

1411
02:23:12,045 --> 02:23:14,035
!فرمانده فارومیر

1412
02:23:15,314 --> 02:23:17,440
نفر سوم رو پیدا کردیم

1413
02:23:28,959 --> 02:23:30,927
باید همراهم بیای، همین حالا

1414
02:23:42,136 --> 02:23:43,228
اون پایین

1415
02:23:58,151 --> 02:24:01,051
ورود به آبگیر ممنوعه*، مجازات مرگ رو به دنبال داره
<font color="#ff8000">«جنگجویان گاندور به شدت مراقب محرمانه ماندن»</font>
<font color="#ff8000">«پناهگاهشان که در پشت آبشار می باشد، بودند.به همین علت»</font>
<font color="#ff8000">«هرکس که به آبشار و آبگیرِ زیر آن نزدیک میشد را می‌کشتند»</font>

1416
02:24:11,662 --> 02:24:13,152
منتظر دستور من هستن

1417
02:24:18,636 --> 02:24:19,728
دستور زدنش رو بدم؟

1418
02:24:20,970 --> 02:24:23,996
<i>صخره و آبگیر، چه خوبه و دلپذیر</i>

1419
02:24:24,173 --> 02:24:26,004
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1420
02:24:26,643 --> 02:24:29,612
<i>تنها آرزوی ما گرفتن یه ماهی بود</i>

1421
02:24:29,780 --> 02:24:32,473
<i>خیلی آبدار و شیرین</i>

1422
02:24:39,454 --> 02:24:40,852
صبر کن

1423
02:24:42,356 --> 02:24:45,188
این موجود به من وابسته‌ـست

1424
02:24:45,792 --> 02:24:47,726
و من هم به اون

1425
02:24:50,997 --> 02:24:52,295
اون راهنمای ماست

1426
02:24:57,038 --> 02:24:58,437
خواهش می‏کنم

1427
02:24:58,606 --> 02:25:00,468
اجازه بده برم پایین پیشش

1428
02:25:11,782 --> 02:25:13,443
اسمیگل

1429
02:25:14,451 --> 02:25:16,680
ارباب این‌جاست

1430
02:25:17,887 --> 02:25:19,013
بیا، اسمیگل

1431
02:25:21,892 --> 02:25:24,520
به ارباب اعتماد کن، بیا

1432
02:25:27,696 --> 02:25:31,529
باید همین حالا راه بیوفتیم

1433
02:25:31,899 --> 02:25:35,336
اسمیگل، تو باید به ارباب اعتماد کنی

1434
02:25:35,502 --> 02:25:36,901
دنبالم بیا، زودباش

1435
02:25:38,138 --> 02:25:39,628
بیا

1436
02:25:42,177 --> 02:25:43,336
بیا، اسمیگل

1437
02:25:43,878 --> 02:25:45,902
،اسمیگل خوب
همین‌ـه

1438
02:25:46,447 --> 02:25:47,936
بیا

1439
02:25:52,384 --> 02:25:54,044
!اذیتش نکنید

1440
02:25:54,219 --> 02:25:56,948
اسمیگل مقاومت نکن
اسمیگل به حرفم گوش کن

1441
02:25:57,121 --> 02:25:58,419
!ارباب

1442
02:26:23,620 --> 02:26:26,220
کافیه

1443
02:26:29,720 --> 02:26:32,119
اون‏ها رو کجا می‏بری؟

1444
02:26:33,919 --> 02:26:36,219
!جواب بده

1445
02:26:36,519 --> 02:26:39,619
<font color=#FF0000>اسمیگل</font>

1446
02:26:42,835 --> 02:26:47,601
<font color=#FF0000>چرا گریه می‏کنی، اسمیگل؟</font>

1447
02:26:48,873 --> 02:26:51,467
آدم های سنگدل بهمون آسیب می‌زنن

1448
02:26:51,676 --> 02:26:54,644
ارباب گولمون زد

1449
02:26:54,845 --> 02:26:58,406
<font color=#FF0000>البته که زد</font>

1450
02:26:58,782 --> 02:27:02,479
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون حیله‌گره</font>

1451
02:27:02,652 --> 02:27:05,678
<font color=#FF0000>بهت گفته بودم که اون دروغگوئه</font>

1452
02:27:05,856 --> 02:27:08,552
... ارباب دوست ماست

1453
02:27:08,725 --> 02:27:11,091
دوست ما

1454
02:27:11,261 --> 02:27:13,422
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

1455
02:27:13,597 --> 02:27:16,587
نه، به تو ربطی نداره

1456
02:27:17,665 --> 02:27:20,133
!ما رو تنها بذار

1457
02:27:20,301 --> 02:27:22,701
<font color=#FF0000>!هابیت‏های کثیف کوچولو</font>

1458
02:27:22,871 --> 02:27:25,169
<font color=#FF0000>!اون(حلقه) رو از ما دزدیدن</font>

1459
02:27:25,340 --> 02:27:26,773
نه ... نه

1460
02:27:27,342 --> 02:27:28,969
 چی رو دزدیدن؟

1461
02:27:31,112 --> 02:27:36,447
<font color=#FF0000>!عزیــز... من رو</font>

1462
02:27:40,086 --> 02:27:41,712
باید از این‌جا بزنیم بیرون

1463
02:27:42,320 --> 02:27:44,288
تو برو
همین حالا برو

1464
02:27:46,892 --> 02:27:48,757
از پسِ انجامش برمیای

1465
02:27:50,195 --> 02:27:51,662
از حلقه استفاده کن، آقای فرودو

1466
02:27:51,863 --> 02:27:53,626
فقط همین یه بار

1467
02:27:53,832 --> 02:27:55,561
دستت کن

1468
02:27:56,034 --> 02:27:58,025
ناپدید شو

1469
02:27:59,104 --> 02:28:00,161
نمی‏تونم

1470
02:28:03,274 --> 02:28:05,504
حق با تو بود، سم

1471
02:28:06,944 --> 02:28:09,434
... تلاش کردی بهم بگی، اما

1472
02:28:14,150 --> 02:28:16,311
متاسفم

1473
02:28:20,857 --> 02:28:23,723
حلقه داره وجود من رو تسخیر می‏کنه، سم

1474
02:28:25,159 --> 02:28:26,786
... اگه حلقه رو دستم کنم

1475
02:28:26,994 --> 02:28:29,326
اون (سائورون) پیدام می‏کنه

1476
02:28:30,998 --> 02:28:32,966
اون می‏بینه

1477
02:28:34,201 --> 02:28:36,168
... آقای فرودو

1478
02:28:41,041 --> 02:28:45,306
پس این پاسخ تمام معماها‍ـست

1479
02:28:47,513 --> 02:28:50,505
این‌جا در وسط جنگل

1480
02:28:50,683 --> 02:28:52,583
شما دوتا کوتوله رو دارم

1481
02:28:52,751 --> 02:28:55,914
و گروهی از انسان‌ها که گوش به فرمانم هستن

1482
02:28:59,258 --> 02:29:02,716
حلقه‌ی قدرت در چنگ منه

1483
02:29:12,436 --> 02:29:16,167
فرصتی برای فارومیر، سردار گاندور

1484
02:29:17,773 --> 02:29:20,799
تا شایستگیش رو نشون بده

1485
02:29:41,895 --> 02:29:43,487
!نه

1486
02:29:46,667 --> 02:29:47,998
!بس کن

1487
02:29:48,168 --> 02:29:49,225
!تنهاش بذار

1488
02:29:50,570 --> 02:29:53,061
مگه نمی‌فهمی؟

1489
02:29:54,373 --> 02:29:56,273
!اون باید نابودش کنه

1490
02:29:56,441 --> 02:29:59,671
همون جایی که داریم میریم، به موردور

1491
02:29:59,844 --> 02:30:01,505
به کوه آتش

1492
02:30:02,580 --> 02:30:05,674
به اسگیلیات حمله شده
درخواست نیروی کمکی کردن

1493
02:30:05,883 --> 02:30:08,852
خواهش می‏کنم، این مسئولیت سنگینی‌ـه

1494
02:30:11,054 --> 02:30:13,113
بهش کمک نمی‌کنید؟

1495
02:30:14,491 --> 02:30:16,391
فرمانده؟

1496
02:30:17,059 --> 02:30:19,289
آماده رفتن بشید

1497
02:30:24,233 --> 02:30:26,666
حلقه به گاندور خواهد رفت

1498
02:31:26,986 --> 02:31:31,786
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>کارت خوب بود بریگو، دوست من</font>

1499
02:31:39,598 --> 02:31:42,226
!اون زنده‌ـست -
اون کجاست؟ اون کجاست؟ -

1500
02:31:42,401 --> 02:31:45,461
از سر راه برید کنار، میخوام بکشمش

1501
02:31:45,671 --> 02:31:49,401
... تو خوش شانس‏ترین، زیرک‏ترین

1502
02:31:49,607 --> 02:31:53,599
و نترس‌ترین انسانی هستی که توی عمرم دیدم

1503
02:31:54,311 --> 02:31:55,778
زنده باشی دوست عزیزم

1504
02:31:56,379 --> 02:31:58,108
گیملی، پادشاه کجاست؟

1505
02:32:06,982 --> 02:32:08,232
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>دیر کردی</font>

1506
02:32:11,894 --> 02:32:13,224
ظاهرت وحشتناک‌ـه

1507
02:32:40,377 --> 02:32:42,977
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>ممنون</font>

1508
02:32:54,964 --> 02:32:56,928
گفتی یه سپاه عظیم؟

1509
02:32:57,133 --> 02:32:59,828
 تمام آیزنگارد تخلیه شده -
چند نفرن؟ -

1510
02:33:00,510 --> 02:33:03,509
ده هزار سرباز، حداقل

1511
02:33:05,057 --> 02:33:06,490
ده هزار؟

1512
02:33:06,926 --> 02:33:09,416
:سپاهی که فقط به یک منظور پرورش داده شده

1513
02:33:12,097 --> 02:33:14,224
" نابود کردن دنیای انسان‌ها "

1514
02:33:16,735 --> 02:33:18,726
شب‌هنگام، به این‌جا خواهند رسید

1515
02:33:24,575 --> 02:33:25,872
بذار بیان

1516
02:33:27,411 --> 02:33:30,141
می‏خواهم تمام مردها و پسربچه‌های نیرومندی که
توانایی حمل سلاح رو دارن

1517
02:33:30,347 --> 02:33:33,475
تا شب آماده‏ی نبرد باشن

1518
02:33:41,658 --> 02:33:44,593
گذرگاه و دروازه رو از بالا پوشش میدیم

1519
02:33:44,761 --> 02:33:47,194
تا حالا هیچ سپاهی نتونسته به " حصار گودی "* نفوذ کنه
<font color="#ff8000">«دیوار سنگی یکپارچه‌ای به ارتفاع بیش از شش متر»</font>
<font color="#ff8000">«که از پناهگاه مردم روهان در گودی هلم حفاظت می‌کرد»</font>

1520
02:33:47,362 --> 02:33:50,092
!یا پاش رو داخل " هورنبرگ "* بذاره
<font color="#ff8000">«.به معنی: شاخ آواز»</font>
<font color="#ff8000">«قلعه‌ای در سراشیبی گودی هلم در شمال روهان»</font>

1521
02:33:50,265 --> 02:33:52,665
این‌ها فقط یه عده اُرکِ بی عقل و احمق نیستن

1522
02:33:53,268 --> 02:33:55,463
این‏ها " اوروک-های " هستن

1523
02:33:55,637 --> 02:33:59,073
زره‌ها‌ـشون ضخیم
و سپرها‌ـشون بزرگه

1524
02:34:00,742 --> 02:34:04,370
من در نبرد‏های زیادی جنگیدم، جناب کوتوله

1525
02:34:04,579 --> 02:34:08,174
میدونم چطور باید از قلعه‌ام دفاع کنم

1526
02:34:14,788 --> 02:34:18,189
در مقابل دیوارهای قلعه در هم خواهند شکست
مثل آبی که به صخره‌ها برخورد کنه

1527
02:34:18,358 --> 02:34:23,591
،دار و دسته‌ی سارومان غارت می‌کنن و به آتش می‌کشن
چیزی که قبلاً هم دیدیم

1528
02:34:23,797 --> 02:34:26,459
محصولات کشاورزی رو میشه از نو کاشت

1529
02:34:26,633 --> 02:34:29,624
خانه‌ها رو هم میشه از نو ساخت

1530
02:34:30,236 --> 02:34:32,796
در داخل این دیوارها

1531
02:34:33,204 --> 02:34:34,671
*ما بیشتر از اون‌ها دوام خواهیم آورد
<font color="#ff8000">«اشاره به داشتن دست بالاتر در جنگ»</font>
<font color="#ff8000">«به علت وجود دیوارهای بلند و قلعه»</font>

1532
02:34:34,873 --> 02:34:37,273
اون‌ها برای نابود کردن محصولات
یا روستاهای روهان نمیان

1533
02:34:37,442 --> 02:34:38,966
برای نابود کردن مردمش میان

1534
02:34:39,110 --> 02:34:41,578
(تا آخرین کودک(رو سلاخی خواهند کرد

1535
02:34:42,480 --> 02:34:44,744
می‏خوای چیکار کنم؟

1536
02:34:44,916 --> 02:34:46,645
به افرادم نگاه کن

1537
02:34:46,818 --> 02:34:48,547
!شجاعت‌ـشون به یه تار مو بنده

1538
02:34:50,755 --> 02:34:55,158
اگه قراره که این پایانِ کار ما باشه
پس یه پایانی نشون میدم

1539
02:34:55,326 --> 02:34:58,350
که تا ابد فراموش نشه

1540
02:35:01,998 --> 02:35:03,898
سواران رو بفرستید سرورم

1541
02:35:04,200 --> 02:35:07,067
باید درخواست کمک کنید

1542
02:35:10,372 --> 02:35:12,636
و چه کسی خواهد آمد؟

1543
02:35:13,041 --> 02:35:14,633
اِلف‏ها؟

1544
02:35:14,809 --> 02:35:16,868
کوتوله‌ها؟

1545
02:35:17,646 --> 02:35:20,512
ما به اندازه‌ی تو در پیدا کردن دوست شانس نداشتیم

1546
02:35:21,348 --> 02:35:23,611
هم پیمان‌های قدیمی‌ـمون الان مُردن

1547
02:35:24,050 --> 02:35:26,848
گاندور پاسخ خواهد داد -
!گاندور؟ -

1548
02:35:27,020 --> 02:35:29,215
وقتی که فولد غربی* سقوط کرد، گاندور کجا بود؟
<font color="#ff8000">«منطقه‌ای متعلق به روهان در امتداد کوهستان سفید»</font>
<font color="#ff8000">«در شمال و در غرب ادوراس»</font>

1549
02:35:30,189 --> 02:35:33,420
وقتی که دشمن حلقه‌ی محاصره‌ی دورمون رو
 تنگ‌تر می کرد، گاندور کجا بود؟

1550
02:35:33,593 --> 02:35:35,527
گاندور کجا بو...؟

1551
02:35:38,197 --> 02:35:40,097
... نه، لرد آراگورن

1552
02:35:41,701 --> 02:35:44,168
ما تنها هستیم

1553
02:35:51,042 --> 02:35:52,771
زنان و بچه‏ها رو داخل غارها ببرید

1554
02:35:52,944 --> 02:35:54,206
زمان بیشتری برای تهیه و توزیع آذوقه لازم داریم

1555
02:35:54,378 --> 02:35:57,870
زمانی در کار نیست
جنگ پیش روی ماست

1556
02:35:58,149 --> 02:35:59,844
دروازه رو محکم کنید

1557
02:36:05,056 --> 02:36:07,148
ما اِنت‏ها از زمان‌های خیلی دور

1558
02:36:07,357 --> 02:36:10,724
خودمون رو درگیر جنگ

1559
02:36:11,494 --> 02:36:14,486
بین انسان‌ها و جادوگرها نمی‌کنیم

1560
02:36:15,765 --> 02:36:20,531
اما حالا اتفاقی در حال رخ دادن‌ـه

1561
02:36:20,703 --> 02:36:23,035
که مدت زیادی‌ـست

1562
02:36:23,238 --> 02:36:25,706
رخ نداده

1563
02:36:26,909 --> 02:36:29,173
" شورای اِنت‌ها "

1564
02:36:29,610 --> 02:36:30,599
اینی که گفتی چیه؟

1565
02:36:31,012 --> 02:36:33,845
یه جور گردهمایی‌ـه

1566
02:36:35,049 --> 02:36:37,609
گردهمایی ِ چی؟

1567
02:36:55,568 --> 02:36:57,934
درختان راش، بلوط

1568
02:36:58,104 --> 02:37:00,041
فندق، وَن

1569
02:37:00,314 --> 02:37:02,274
خوبه، خوبه، خوبه

1570
02:37:02,441 --> 02:37:04,811
خیلی‏ها آمدن

1571
02:37:12,368 --> 02:37:15,132
حال باید تصمیم بگیریم که اِنت‏ها

1572
02:37:15,304 --> 02:37:17,863
وارد جنگ بشوند یا نه

1573
02:37:26,848 --> 02:37:29,908
!حرکت کنید
 به سمت غارها برید

1574
02:37:32,387 --> 02:37:34,446
!زودباشید مردم
سریع‏تر

1575
02:37:34,856 --> 02:37:37,154
نیروهای ذخیره رو در راستای دیوارها قرار میدیم

1576
02:37:37,325 --> 02:37:39,554
می‏تونن از بالای دروازه از کماندارها پشتیبانی کنن

1577
02:37:39,726 --> 02:37:42,854
آراگورن، تو باید استراحت کنی

1578
02:37:43,030 --> 02:37:45,430
نیمه جان و خسته به درد ما نمی‌خوری

1579
02:37:45,899 --> 02:37:47,093
!آراگورن

1580
02:37:50,504 --> 02:37:53,530
میخوان من رو به همراه زن‌ها به داخل غار‏ها بفرستن

1581
02:37:53,740 --> 02:37:55,367
مسئولیت شرافت‏مندانه‏ای‌ـه

1582
02:37:55,576 --> 02:37:58,442
،تا از بچه‌ها مواظبت کنم و تا زمانی که مردها برمیگردن
غذا و جای خواب براشون مهیا کنم

1583
02:37:58,611 --> 02:38:00,305
چه " افتخاری " در این کار هست؟

1584
02:38:00,479 --> 02:38:04,175
بانوی من، شاید زمانی برسه که نیاز به کارهای
شجاعانه و بدون افتخار باشه

1585
02:38:04,448 --> 02:38:07,346
،اون موقع و در هنگام آخرین دفاع
مردم شما به چه کسی چشم خواهند دوخت؟

1586
02:38:07,418 --> 02:38:12,412
اجازه بدید در کنارتون بجنگم -
دادن چنین دستوری از اختیار من خارج‌ـه -

1587
02:38:12,723 --> 02:38:15,521
شما به بقیه هم دستور ندادید که در کنارتون بجنگن

1588
02:38:15,693 --> 02:38:19,459
اون‏ها در کنارتون می‏جنگن
چون حاضر نیستن از شما جدا بشن

1589
02:38:20,631 --> 02:38:22,826
چون شما رو دوست دارن

1590
02:38:29,973 --> 02:38:31,463
عذر میخوام

1591
02:39:37,403 --> 02:39:40,634
کشاورزها، دامدارها و پسربچه‌های نیرومند

1592
02:39:41,707 --> 02:39:43,504
این‏ها سرباز نیستن

1593
02:39:45,778 --> 02:39:49,236
بیشتر اون‌ها زمستان‏های خیلی زیاد رو دیدن -
یا خیلی کم -

1594
02:39:53,185 --> 02:39:56,086
نگاه‏ـشون کن
اون‏ها ترسیدن

1595
02:39:56,255 --> 02:39:57,722
می‌تونم این رو توی چشم‌هاـشون ببینم

1596
02:40:02,478 --> 02:40:04,478
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>و باید هم اینطور (ترسیده) باشن</font>

1597
02:40:04,978 --> 02:40:07,478
<font color=#008000>سیصد نفر...در برابر ده هزار نفر</font>

1598
02:40:09,778 --> 02:40:11,977
<font color=#008000>این‌جا امید بیشتری برای دفاع از خودشون دارن تا در ادوراس</font>

1599
02:40:11,978 --> 02:40:15,678
<font color=#008000>آراگون، اون‌ها نمی‌تونن در این نبرد پیروز بشن</font>

1600
02:40:16,978 --> 02:40:18,228
<font color=#008000>همه‌ـشون خواهند مُرد</font>

1601
02:40:18,710 --> 02:40:20,905
پس من هم به عنوان یکی از اون‌ها می‌میرم

1602
02:40:27,351 --> 02:40:29,182
بذار بره پسر

1603
02:40:29,753 --> 02:40:31,721
بذار توی حال خودش باشه

1604
02:40:33,190 --> 02:40:38,651
همه‌ی روستایی‏هایی که می‏تونن شمشیر در
دست بگیرن به اسلحه‌خونه فرستاده شدن

1605
02:40:42,899 --> 02:40:44,799
سرورم؟

1606
02:40:46,869 --> 02:40:49,429
من کی هستم، گاملینگ؟

1607
02:40:52,808 --> 02:40:56,709
شما پادشاه ما هستید، قربان

1608
02:40:59,714 --> 02:41:02,979
و آیا تو به پادشاهت اعتماد داری؟

1609
02:41:04,519 --> 02:41:07,682
افرادِ شما سرورم

1610
02:41:07,856 --> 02:41:10,653
پایان کار هرچی که باشه از شما پیروی می‌کنن

1611
02:41:17,564 --> 02:41:19,464
پایان کار هرچی که باشه

1612
02:41:29,310 --> 02:41:32,870
اسب و سوارکار کجا هستن؟

1613
02:41:33,046 --> 02:41:36,106
شیپوری که درش دمیده می‌شد کجاست؟

1614
02:41:37,617 --> 02:41:41,986
<i>اون دوران گذشته، مثل بارانی که روی کوه بباره و بگذره</i>

1615
02:41:42,989 --> 02:41:46,220
<i>مثل بادی که از چمنزار بگذره</i>

1616
02:41:49,929 --> 02:41:53,695
آن دوران در غرب گذشته

1617
02:41:54,400 --> 02:41:57,027
<i>...و پشت تپه‌ها</i>

1618
02:41:58,937 --> 02:42:00,564
<i>در سایه فرو رفته</i>

1619
02:42:09,014 --> 02:42:12,450
چطور کارمون به این‌جا رسید؟

1620
02:42:33,770 --> 02:42:35,635
ساعت‌هاـست که ادامه داره

1621
02:42:36,773 --> 02:42:39,139
باید تا الان یه تصمیمی گرفته باشن

1622
02:42:39,309 --> 02:42:43,404
تصمیم؟
نه

1623
02:42:43,579 --> 02:42:48,710
...ما تازه گفتن

1624
02:42:49,918 --> 02:42:51,783
!صبح بخیر رو تمام کردیم

1625
02:42:53,155 --> 02:42:56,287
!اما الان که شب شده

1626
02:42:56,492 --> 02:42:58,310
تا ابد وقت ندارید

1627
02:42:59,328 --> 02:43:01,354
عجول نباش

1628
02:43:01,831 --> 02:43:04,294
وقت‌ـمون داره تمام میشه

1629
02:43:07,377 --> 02:43:10,323
!حرکت کنید
!به طرف دیوار بیرونی حرکت کنید

1630
02:43:27,772 --> 02:43:29,067
شمشیرت رو بده من

1631
02:43:38,574 --> 02:43:39,755
اسمت چیه؟

1632
02:43:40,325 --> 02:43:42,691
هالِث، پسر هاما، سرورم

1633
02:43:44,828 --> 02:43:47,456
!بقیه میگن که شب رو زنده به صبح نمی‌رسونیم

1634
02:43:49,433 --> 02:43:51,401
میگن که امیدی نیست

1635
02:44:09,248 --> 02:44:10,875
شمشیر خوبیه

1636
02:44:12,917 --> 02:44:15,248
هالِث، پسر هاما

1637
02:44:19,589 --> 02:44:21,749
امید " همیشه وجود داره "

1638
02:44:44,677 --> 02:44:48,043
تا این‌جای کار بهت اعتماد کردیم
تو هم ما رو به بی‏راهه نبردی

1639
02:44:48,213 --> 02:44:49,771
من رو ببخش

1640
02:44:49,948 --> 02:44:51,381
ناامید شدنم اشتباه بود

1641
02:44:54,212 --> 02:44:56,211
:به زبان اِالفی
<font color=#008000>چیزی برای بخشیدن وجود نداره لگولاس</font>

1642
02:45:00,591 --> 02:45:03,387
اگه وقت داشتیم درستش می‌کردم

1643
02:45:06,862 --> 02:45:08,887
!سینه‌اش یکم تنگه

1644
02:45:15,102 --> 02:45:17,070
این صدای شیپور اُرک‌ها نیست

1645
02:45:22,742 --> 02:45:24,572
یه نفر رو بفرست دنبال پادشاه

1646
02:45:24,743 --> 02:45:28,337
!دروازه رو باز کنید -
!دروازه رو باز کنید -

1647
02:45:59,973 --> 02:46:01,634
این چطور ممکنه؟

1648
02:46:02,642 --> 02:46:06,271
من پیامی رو از طرف " الروند " از " ریوندل " آوردم

1649
02:46:06,446 --> 02:46:09,677
" زمانی بین اِلف‏ها و انسان‏ها اتحادی وجود داشت "

1650
02:46:10,383 --> 02:46:14,615
" ما مدت‏ها پیش در کنار هم جنگیدیم و کشته شدیم "

1651
02:46:16,923 --> 02:46:19,824
 " اکنون ما به احترام آن اتحاد به این‌جا آمدیم "

1652
02:46:20,000 --> 02:46:22,499
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>از دیدنت خوشحالم هالدیر</font>

1653
02:46:28,301 --> 02:46:30,235
خیلی خوش اومدید

1654
02:46:35,608 --> 02:46:39,543
باعث افتخار ماست که یک‌بار دیگه در کنار انسان‌ها بجنگیم

1655
02:47:13,211 --> 02:47:16,475
می‌تونستی محل بهتری رو برای ایستادن انتخاب کنی

1656
02:47:21,386 --> 02:47:25,549
خب رفیق، هر شانسی که باعث شده تا الان زنده بمونی
بیا امیدوار باشیم که امشب هم همراهت باشه

1657
02:47:31,729 --> 02:47:33,526
دوستانت در کنارت هستن، آراگورن

1658
02:47:34,165 --> 02:47:36,657
بیا امیدوار باشیم که امشب رو زنده به صبح برسونن

1659
02:48:36,497 --> 02:48:39,498
<font color=#008000>ای فرزندان " اِرو "* به اون‌ها رحم نکنید</font>
<font color="#ff8000">«نام خالق یگانه در داستان‌های تالکین، اِلف‌ها و انسان‌ها»</font>
<font color="#ff8000">«توسط اِرو خلق شدند و وی آن‌ها را فرزندان خود می‌نامد»</font>

1660
02:48:40,798 --> 02:48:43,797
<font color=#008000>چون که هیچ‌کدوم از اون‌ها به شما رحم نخواهند کرد</font>

1661
02:49:18,067 --> 02:49:20,865
اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته؟ -
باید برات تعریف کنم...؟ -

1662
02:49:22,138 --> 02:49:23,936
!یا یه جعبه پیدا کنم که بذاری زیر پات؟

1663
02:50:02,996 --> 02:50:04,996
<font color=#008000>تیر نزنید</font>

1664
02:50:27,135 --> 02:50:28,932
پس بالاخره شروع شد

1665
02:50:34,496 --> 02:50:36,496
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>آماده‌ی پرتاب</font>

1666
02:50:43,995 --> 02:50:45,996
<font color=#008000>...زره‏ـشون در قسمت گردن</font>

1667
02:50:46,496 --> 02:50:48,496
<font color=#008000>و زیر بازو ضعیف‌ـه</font>

1668
02:50:48,746 --> 02:50:50,746
<font color=#008000>تیرها رو رها کنید</font>

1669
02:50:55,764 --> 02:50:57,129
چیزی هم زدن؟

1670
02:50:57,799 --> 02:50:59,790
تیرباران‏ـشون کنید

1671
02:50:59,968 --> 02:51:02,060
!پرتاب کنید -
!پرتاب کنید -

1672
02:51:17,819 --> 02:51:19,513
بفرستین‌ـشون سمت من
زود باشید

1673
02:51:38,495 --> 02:51:40,095
<font color=#008000>نردبان‌ها</font>

1674
02:51:40,207 --> 02:51:41,299
خوبه

1675
02:51:48,115 --> 02:51:51,084
شمشیرها
شمشیرها

1676
02:52:29,222 --> 02:52:31,349
!لگولاس
تا الان دو تا رو زدم

1677
02:52:31,524 --> 02:52:33,652
من هفده تا رو

1678
02:52:33,828 --> 02:52:36,388
!نمی‏ذارم یه گوش‏دراز ازم جلو بزنه

1679
02:52:43,137 --> 02:52:44,866
!نوزده تا

1680
02:53:10,863 --> 02:53:12,296
!مری

1681
02:53:16,701 --> 02:53:20,502
ما الان به توافق رسیدیم

1682
02:53:30,548 --> 02:53:32,015
خب؟

1683
02:53:33,518 --> 02:53:37,683
من اسم شما رو رو به شورای اِنت‌ها گفتم

1684
02:53:38,823 --> 02:53:41,986
... و ما توافق کردیم

1685
02:53:42,460 --> 02:53:46,488
که شما اُرک نیستید

1686
02:53:48,232 --> 02:53:50,359
خب، این خبر خوبی‌ـه

1687
02:53:50,535 --> 02:53:54,666
در مورد سارومان چیکار کردید؟
در مورد اون تصمیمی گرفتید؟

1688
02:53:55,307 --> 02:53:59,106
عجول نباش آقای مریادوک

1689
02:53:59,277 --> 02:54:00,801
عجول؟

1690
02:54:01,612 --> 02:54:03,513
دوستای ما اون بیرون هستن

1691
02:54:03,682 --> 02:54:07,845
به کمک ما نیاز دارن
تنهایی نمی‏تونن توی این جنگ شرکت کنن

1692
02:54:08,186 --> 02:54:10,450
جنگ؟
 بله

1693
02:54:10,621 --> 02:54:12,522
روی همه‏ی ما تاثیر می‏ذاره

1694
02:54:12,691 --> 02:54:15,682
درخت، ریشه و شاخه

1695
02:54:16,561 --> 02:54:20,587
اما باید این رو بدونی هابیت جوان

1696
02:54:20,797 --> 02:54:22,731
زمان زیادی می‌بره

1697
02:54:22,899 --> 02:54:27,802
تا چیزی رو به زبان اِنتی کهن بیان کنیم

1698
02:54:27,971 --> 02:54:32,203
و ما هرگز حرفی رو نمی‌زنیم

1699
02:54:32,375 --> 02:54:36,311
مگر این‏که گفتنش

1700
02:54:36,480 --> 02:54:40,439
ارزش صرف این همه زمان رو داشته باشه

1701
02:54:41,251 --> 02:54:44,550
!هفده !هجده

1702
02:54:44,721 --> 02:54:45,779
!نوزده

1703
02:54:46,356 --> 02:54:48,222
!بیست

1704
02:54:48,391 --> 02:54:50,052
!بیست و یک

1705
02:55:00,137 --> 02:55:02,128
<font color=#008000>گذرگاه</font>

1706
02:55:02,391 --> 02:55:04,891
<font color=#008000>به سمت گذرگاه تیر بزنید</font>

1707
02:55:09,946 --> 02:55:12,312
همه‌اش همین بود؟

1708
02:55:12,482 --> 02:55:15,417
همه‌ی سحر و جادوت همین بود سارومان؟

1709
02:55:41,490 --> 02:55:43,491
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>بزنش لگولاس</font>

1710
02:55:45,991 --> 02:55:46,991
<font color=#008000>بکُشش</font>

1711
02:55:47,491 --> 02:55:48,990
<font color=#008000>بکُشش</font>

1712
02:56:41,403 --> 02:56:42,767
!دروازه رو محکم کنید

1713
02:57:01,122 --> 02:57:03,387
متوقف‌ـشون کنید
محکم بایستید

1714
02:57:11,266 --> 02:57:12,598
!آراگورن

1715
02:57:17,238 --> 02:57:18,431
!گیملی

1716
02:57:24,689 --> 02:57:26,188
:پبه زبان اِلفی
<font color=#008000>تیرها رو پرتاب کنید</font>

1717
02:57:28,988 --> 02:57:30,989
<font color=#008000>حــمــلــه</font>

1718
02:58:07,188 --> 02:58:11,123
اِنت‏‏ها نمی‏تونن جلوی این توفان رو بگیرن

1719
02:58:11,892 --> 02:58:15,920
ما باید خودمون رو از این مسائل دور نگه داریم
همون کاری که همیشه کردیم

1720
02:58:16,731 --> 02:58:18,823
!‏چطور ممکنه که این تصمیم‏ شما این باشه؟

1721
02:58:19,499 --> 02:58:23,128
این جنگ ما نیست

1722
02:58:23,437 --> 02:58:25,633
!ولی شما هم جزئی از این دنیا هستید

1723
02:58:29,810 --> 02:58:31,641
!نیستید؟

1724
02:58:35,716 --> 02:58:38,082
شما باید کمک کنید
خواهش می‏کنم

1725
02:58:39,319 --> 02:58:42,083
باید کاری کنید

1726
02:58:42,356 --> 02:58:46,656
شما جوان و دلیر هستید آقای مری

1727
02:58:47,860 --> 02:58:51,591
ولی نقشِت توی این داستان تمام شده

1728
02:58:51,765 --> 02:58:53,994
به خونه‏ات برگرد

1729
02:59:04,043 --> 02:59:06,307
شاید حق با درخت ریشو باشه

1730
02:59:06,479 --> 02:59:08,344
ما به این‌جا تعلق نداریم، مری

1731
02:59:08,514 --> 02:59:10,778
این کار برای ما خیلی بزرگه‌ـه

1732
02:59:10,950 --> 02:59:13,612
آخرش چیکار می‌تونیم بکنیم؟

1733
02:59:15,921 --> 02:59:18,549
ما شایر رو داریم

1734
02:59:19,092 --> 02:59:21,616
شاید باید بریم خونه

1735
02:59:23,462 --> 02:59:26,629
شعله‌های آتش آیزنگارد همه جا رو خواهد گرفت

1736
02:59:26,799 --> 02:59:31,720
و جنگل‌های " تاک‏بروگ " و " باک‏لند " خواهند سوخت

1737
02:59:31,889 --> 02:59:33,473
... و

1738
02:59:35,309 --> 02:59:38,378
و تمام چیزهایی که زمانی در این دنیا سبز و خرم بودن
از بین خواهند رفت

1739
02:59:41,941 --> 02:59:44,874
اون موقع دیگه شایری وجود نخواهد داشت، پیپین

1740
03:00:04,383 --> 03:00:05,611
!آراگورن

1741
03:00:05,784 --> 03:00:08,150
به سمت قلعه عقب نشینی کن

1742
03:00:08,353 --> 03:00:11,413
!افرادت رو از اون‏جا خارج کن

1743
03:00:12,500 --> 03:00:14,500
:به زبان اِلفی
<font color=#008000>به سمت قلعه</font>

1744
03:00:18,500 --> 03:00:20,500
<font color=#008000>به سمت قلعه عقب نشینی کنید</font>

1745
03:00:21,099 --> 03:00:22,760
<font color=#008000>!هالدیر</font>

1746
03:00:23,500 --> 03:00:26,500
<font color=#008000>به سمت قلعه برو</font>

1747
03:00:26,872 --> 03:00:30,137
دارید چیکار می‌کنید؟
چرا جلوم رو می‌گیرید؟

1748
03:00:49,330 --> 03:00:50,558
<font color=#008000>!هالدیر</font>

1749
03:01:33,277 --> 03:01:34,767
!دروازه رو محکم کنید

1750
03:01:37,014 --> 03:01:38,311
متوقف‌ـشون کنید

1751
03:01:40,084 --> 03:01:43,451
!به سمت دروازه
شمشیرهاتون رو بکشید

1752
03:02:11,616 --> 03:02:13,550
!راه رو باز کنید

1753
03:02:16,454 --> 03:02:18,183
بیشتر از این نمی‌تونیم عقب نگه‌ـشون داریم

1754
03:02:24,195 --> 03:02:27,724
!عقب نگه‏ـشون دارید -
چقدر زمان احتیاج دارید؟ -

1755
03:02:27,934 --> 03:02:30,494
هرچقدر که بتونی بهم بدی

1756
03:02:30,670 --> 03:02:32,331
!گیملی

1757
03:02:33,807 --> 03:02:35,172
!الوار بیارید

1758
03:02:35,342 --> 03:02:37,310
!دروازه رو محکم کنید

1759
03:02:52,026 --> 03:02:53,721
زودباش
از عهده‌ـشون برمیایم

1760
03:02:54,595 --> 03:02:56,187
!فاصله‏اش زیاده

1761
03:03:01,470 --> 03:03:03,233
پرتابم کن

1762
03:03:04,406 --> 03:03:06,237
چی؟ -
!از این فاصله نمی‏تونم بپرم -

1763
03:03:06,408 --> 03:03:07,966
!باید پرتابم کنی

1764
03:03:13,582 --> 03:03:14,845
به اون اِلف نگی ها

1765
03:03:15,385 --> 03:03:17,149
حتی یک کلمه هم نمیگم

1766
03:03:32,436 --> 03:03:33,870
!دروازه رو محکم کنید

1767
03:03:34,039 --> 03:03:36,132
!راه رو باز کنید -
!تا سنگر موقت دنبالم بیاید -

1768
03:03:36,307 --> 03:03:37,365
!مراقب پشت ‏سرتون باشید

1769
03:03:41,446 --> 03:03:43,676
!یکی دیگه بیارید این‌جا -
!بالاتر -

1770
03:04:33,669 --> 03:04:35,068
!دروازه رو محکم نگه دارید

1771
03:04:39,275 --> 03:04:42,210
!گیملی !آراگورن
از اون‌جا بیاید بیرون

1772
03:04:46,951 --> 03:04:48,543
!آراگورن

1773
03:05:22,021 --> 03:05:24,455
همه عقب‌نشینی کنن

1774
03:05:24,824 --> 03:05:26,621
ببرشون عقب

1775
03:05:27,160 --> 03:05:28,628
عقب‌نشینی

1776
03:05:28,796 --> 03:05:31,287
عقب‌نشینی

1777
03:05:32,466 --> 03:05:34,162
!در رو شکستن و وارد شدن

1778
03:05:34,335 --> 03:05:36,599
به قلعه نفوذ کردن
عقب‌نشینی کنید

1779
03:05:36,771 --> 03:05:39,001
!برگردید -
!عقب‏نشینی کنید -

1780
03:05:39,107 --> 03:05:41,701
!عجله کنید، داخل
ببرشون داخل

1781
03:05:41,910 --> 03:05:44,141
برید داخل قلعه

1782
03:05:55,624 --> 03:06:00,585
من شما رو در مرزهای غربی جنگل ترک می‏کنم

1783
03:06:00,764 --> 03:06:05,463
از اون جا می‌تونید به سمت شمال برید
تا به زادگاه‌ـتون برسید

1784
03:06:11,209 --> 03:06:12,471
!صبر کن
بایست

1785
03:06:13,377 --> 03:06:14,867
بایست

1786
03:06:18,016 --> 03:06:19,711
دور بزن

1787
03:06:20,652 --> 03:06:23,348
دور بزن، ما رو به جنوب ببر -
جنوب؟ -

1788
03:06:23,522 --> 03:06:28,516
!اما اون راه که شما رو به سمت آیزنگارد می‌بره

1789
03:06:28,861 --> 03:06:31,557
آره دقیقاً

1790
03:06:31,730 --> 03:06:34,962
اگر از جنوب بریم، می‏تونیم بدون جلب توجه
از کنار سارومان عبور کنیم

1791
03:06:35,134 --> 03:06:37,796
،هر‏قدر به خطر نزدیک‏تر باشیم
همون‌قدر از آسیب دورتر هستیم

1792
03:06:37,971 --> 03:06:39,962
این آخرین چیزیه که اون انتظار داره

1793
03:06:42,575 --> 03:06:45,601
به نظر من که این کار منطقی نیست

1794
03:06:45,778 --> 03:06:46,938
اما از این گذشته

1795
03:06:47,146 --> 03:06:49,809
شما خیلی کوچیک هستید

1796
03:06:50,317 --> 03:06:52,046
شاید حق با شما باشه

1797
03:06:54,722 --> 03:06:56,212
پس به سمت جنوب میریم

1798
03:06:57,758 --> 03:07:01,091
محکم بشینید، شایری‏های کوچولو

1799
03:07:03,130 --> 03:07:05,895
همیشه دوست دارم به سمت جنوب برم

1800
03:07:06,067 --> 03:07:10,368
یه جورایی احساس پایین رفتن از تپه رو داره

1801
03:07:10,973 --> 03:07:13,441
!زده به سرت؟
گیر میوفتیم

1802
03:07:13,609 --> 03:07:15,543
نه نمیوفتیم

1803
03:07:16,279 --> 03:07:18,543
نه این بار

1804
03:07:25,222 --> 03:07:26,211
!نگاه کنید

1805
03:07:27,891 --> 03:07:30,325
!اُسگیلیات داره می‏سوزه

1806
03:07:30,494 --> 03:07:31,927
ارتش) موردور اومده)

1807
03:07:33,063 --> 03:07:35,463
حلقه، گاندور رو نجات نخواهد داد

1808
03:07:36,800 --> 03:07:38,996
این حلقه فقط قدرت نابود کردن رو داره

1809
03:07:39,838 --> 03:07:41,271
... خواهش می‏کنم

1810
03:07:41,440 --> 03:07:43,067
بذار برم

1811
03:07:44,109 --> 03:07:45,701
!عجله کنید

1812
03:07:49,181 --> 03:07:50,580
!فارومیر

1813
03:07:50,749 --> 03:07:53,240
 باید بذاری من برم

1814
03:07:53,686 --> 03:07:57,145
و اون خانواده‌ی کوچیک موش صحرایی

1815
03:07:57,324 --> 03:08:00,157
که از تنه‌ام بالا می‌رفتن
و به شدت غلغلکم می دادن

1816
03:08:00,894 --> 03:08:04,193
... همیشه سعی دارن جایی برن که

1817
03:08:15,376 --> 03:08:18,311
خیلی از این درخت‏ها دوستای من بودن

1818
03:08:19,013 --> 03:08:23,643
موجوداتی که از وقتی
میوه و دانه بودن می‏شناختم‏ـشون

1819
03:08:24,819 --> 03:08:26,013
متاسفم، درخت ریشو

1820
03:08:26,187 --> 03:08:28,952
هر کدومشون صدای خاص خودش رو داشت

1821
03:08:31,226 --> 03:08:33,751
سارومان

1822
03:08:34,129 --> 03:08:37,189
!اون جادوگر باید تنبیه بشه

1823
03:08:51,415 --> 03:08:55,044
هیچ دشنامی در زبان اِلفی

1824
03:08:55,252 --> 03:08:57,914
اِنتی و یا زبان انسان‌ها برای توصیف

1825
03:08:58,088 --> 03:09:00,421
این خیانت وجود نداره

1826
03:09:01,860 --> 03:09:04,693
!نگاه کن !درخت‏ها
دارن حرکت می‌کنن

1827
03:09:09,402 --> 03:09:10,596
دارن کجا میرن؟

1828
03:09:11,137 --> 03:09:14,368
با اُرک‏ها کارهایی دارن

1829
03:09:14,840 --> 03:09:19,107
امشب با آیزنگارد کار دارم

1830
03:09:19,279 --> 03:09:21,907
با صخره و سنگ

1831
03:09:45,807 --> 03:09:46,933
آره

1832
03:09:48,042 --> 03:09:49,476
بیاید، دوستان من

1833
03:09:50,813 --> 03:09:55,011
اِنت‏ها دارن به جنگ میرن

1834
03:09:55,184 --> 03:09:56,947
این احتمال وجود داره

1835
03:09:57,119 --> 03:10:00,646
که به سمت نابودی خودمون بریم

1836
03:10:02,057 --> 03:10:04,525
آخرین لشرکشیِ

1837
03:10:05,060 --> 03:10:07,086
اِنت‌ها

1838
03:10:55,216 --> 03:10:58,947
فارومیر !اُرک‏ها ساحل شرقی رو گرفتن
تعدادشون ‏خیلی زیاده

1839
03:10:59,120 --> 03:11:01,179
شب هنگام بهمون حمله می‌کنن

1840
03:11:03,958 --> 03:11:05,425
آقای فرودو؟

1841
03:11:05,727 --> 03:11:09,822
داره صداش میزنه، سم
چشمش تقریباً روی منه

1842
03:11:09,997 --> 03:11:12,489
طاقت بیار آقای فرودو
چیزیت نمیشه

1843
03:11:26,848 --> 03:11:28,248
اون‏ها رو پیش پدرم ببر

1844
03:11:29,818 --> 03:11:32,810
بهش بگو فارومیر هدیه‌ی ارزشمندی فرستاده

1845
03:11:35,224 --> 03:11:38,250
هدیه‌ای که سرنوشت ما رو در این جنگ تغییر خواهد داد

1846
03:11:39,361 --> 03:11:42,057
می‏خوای بدونی چه بلایی سر بارومیر اومد؟

1847
03:11:42,698 --> 03:11:45,463
می‏خوای بدونی چرا برادرت مُرد؟

1848
03:11:45,969 --> 03:11:49,701
!سعی کرد حلقه رو از فرودو بگیره
بعد از سوگندی که برای محافظت ازش خورده بود

1849
03:11:49,907 --> 03:11:51,807
!سعی کرد اون رو بکشه

1850
03:11:51,976 --> 03:11:54,308
!حلقه، برادرت رو دیوونه کرده بود

1851
03:11:55,079 --> 03:11:56,944
!مراقب باشید

1852
03:12:07,860 --> 03:12:08,986
آقای فرودو؟

1853
03:12:11,631 --> 03:12:13,462
اون‏ها این‌جا هستن

1854
03:12:16,569 --> 03:12:19,038
اون‏ها اومدن

1855
03:12:21,642 --> 03:12:24,042
!*نازگول
<font color="#ff8000">«اشباح حلقه»</font>
<font color="#ff8000">«نُه انسانی که حلقه‌ها را از سائورون دریافت کردند و این»</font>
<font color="#ff8000">«کار باعث نابودی و تبدیل‌ شدنشان به خادمان تاریکی شد»</font>

1856
03:12:45,600 --> 03:12:47,761
همین‏جا بمونید
توی دیدرس نباشید

1857
03:12:49,572 --> 03:12:51,802
!پناه بگیرید

1858
03:13:09,159 --> 03:13:10,717
قلعه تصرف شده

1859
03:13:11,495 --> 03:13:12,689
همه چیز تمام شده

1860
03:13:12,863 --> 03:13:16,799
گفته بودید این قلعه تا زمانی که مردانتون ازش
دفاع کنن، هرگز سقوط نمی‏کنه

1861
03:13:16,967 --> 03:13:19,902
اون‌ها هنوز دارن ازش دفاع می‌کنن
اون‌ها دارن برای دفاع ازش می‌میرن

1862
03:13:22,641 --> 03:13:24,040
!دارن میان داخل

1863
03:13:26,679 --> 03:13:29,170
!از دَر عبور کردن

1864
03:13:32,552 --> 03:13:36,682
راه دیگه‏ای نیست که بشه زن‌ها و بچه‏ها رو
از غار‏ها خارج کرد؟

1865
03:13:39,293 --> 03:13:41,227
راه دیگه‏ای نیست؟

1866
03:13:42,797 --> 03:13:45,857
یک راه هست
که به سمت کوه‏ها میره

1867
03:13:46,534 --> 03:13:48,729
اما نمی‌تونن زیاد دور بشن
تعداد اوروک - های ها خیلی زیاده

1868
03:13:53,607 --> 03:13:56,008
به زن‏ها و بچه‏ها بگید به سمت مسیر کوهستان برن

1869
03:13:56,178 --> 03:13:59,045
!و ورودی رو مسدود کنید -
این همه مرگ  -

1870
03:14:01,249 --> 03:14:04,650
انسان‌ها در برابر این تنفر افسار گسیخته
چه کاری می‌تونن بکنن؟

1871
03:14:09,324 --> 03:14:10,759
در کنار من با اسب به بیرون بتاز

1872
03:14:14,872 --> 03:14:16,483
به بیرون بتاز و باهاشون روبه‏رو شو

1873
03:14:17,250 --> 03:14:19,372
برای مرگ و افتخار

1874
03:14:19,544 --> 03:14:20,971
برای روهان

1875
03:14:22,505 --> 03:14:23,977
برای مَردمت

1876
03:14:24,715 --> 03:14:26,644
خورشید درحال بالا اومدن‌ـه

1877
03:14:31,139 --> 03:14:34,092
<font color="#ff8000">«:صدای گاندالف»</font>
<i>در اولین پرتوی پنجمین روز، چشم به‏ راه آمدنم باشید</i>

1878
03:14:34,268 --> 03:14:35,653
<i>هنگام سپیده‌دم</i>

1879
03:14:35,853 --> 03:14:37,537
<i>به شرق نگاه کنید</i>

1880
03:14:41,774 --> 03:14:43,411
آره

1881
03:14:45,903 --> 03:14:47,564
آره

1882
03:14:48,906 --> 03:14:51,243
*" شیپور " هلمِ پتک‏مشت
<font color="#ff8000">«یکی از پادشاهان روهان که گودی هلم را به افتخار او»</font>
<font color="#ff8000">«نامگذاری کرده‌اند.هرگاه شیپور هلم به صدا در می‌آمد»</font>
<font color="#ff8000">«او به دشمن حمله می‌کرد و تعداد زیادی را از بین می‌برد»</font>

1883
03:14:51,408 --> 03:14:54,257
باید در گودی به صدا در بیاد

1884
03:14:54,703 --> 03:14:56,655
برای آخرین بار

1885
03:14:56,830 --> 03:14:58,320
بله

1886
03:15:01,368 --> 03:15:05,168
بذار این همون زمانی باشه که در کنار هم
شمشیر می‌زنیم

1887
03:15:12,979 --> 03:15:14,310
ظلمت و بیداد به پا خواسته

1888
03:15:15,515 --> 03:15:16,572
حالا نوبت خشم ماست

1889
03:15:16,782 --> 03:15:20,183
حالا زمان نابود کردن(دشمنان) و طلوع خورشید سرخ‌ـه

1890
03:15:27,224 --> 03:15:29,888
<font color=#800080>*به پیش ائورلینگاس</font>
<font color="#ff8000">«.به معنای " پسران ائورل "، اولین پادشاه‌ روهان»</font>
<font color="#ff8000">«مردم روهان در قدیم خود را به این نام خطاب می‌کردند»</font>

1891
03:16:17,268 --> 03:16:18,462
!گاندالف

1892
03:16:25,776 --> 03:16:29,439
پادشاه تئودن داره به تنهایی ایستادگی می‌کنه

1893
03:16:30,047 --> 03:16:32,208
اون تنها نیست

1894
03:16:32,616 --> 03:16:34,742
!*روهیریم
<font color="#ff8000">« " کلمه‌ای از زبان اِلفی به معنی " اربابان اسب»</font>
<font color="#ff8000">«که لقب مردم روهان بود»</font>

1895
03:16:39,655 --> 03:16:40,815
ائومر

1896
03:16:40,990 --> 03:16:43,515
به سمت پادشاه

1897
03:18:01,161 --> 03:18:02,924
آره

1898
03:18:12,071 --> 03:18:15,507
یه ضربه
یه ضربه‌ی خوب

1899
03:18:40,029 --> 03:18:42,497
!سد رو بشکنید

1900
03:18:42,665 --> 03:18:46,100
!رودخانه رو آزاد کنید

1901
03:19:13,458 --> 03:19:16,188
!پیپین !محکم بشین

1902
03:19:21,465 --> 03:19:24,400
!محکم بشینید، هابیت‏های کوچولو

1903
03:20:05,706 --> 03:20:07,729
داری چیکار می‏کنی؟

1904
03:20:16,347 --> 03:20:17,871
!داری کجا میری؟

1905
03:21:16,067 --> 03:21:17,364
منم

1906
03:21:19,903 --> 03:21:22,098
سم‏ تو هستم

1907
03:21:26,443 --> 03:21:29,070
سم‏ خودت رو نمی‏شناسی؟

1908
03:21:46,727 --> 03:21:50,094
نمی‌تونم انجامش بدم سم

1909
03:21:51,031 --> 03:21:52,999
می‏دونم

1910
03:21:54,034 --> 03:21:56,399
از همه نظر اشتباه‌ـه

1911
03:21:57,137 --> 03:21:59,162
راستش رو بخوای اصلاً نباید این‌جا باشیم

1912
03:22:06,578 --> 03:22:08,671
اما هستیم

1913
03:22:15,086 --> 03:22:18,112
شبیه داستان‏های بزرگه، آقای فرودو

1914
03:22:18,289 --> 03:22:20,689
داستان‏هایی که) خیلی پر اهمیت هستن)

1915
03:22:21,726 --> 03:22:24,718
داستان‌هایی که) پر از تاریکی و خطرن)

1916
03:22:24,929 --> 03:22:27,898
و گاهی اوقات دوست نداری بدونی که آخرشون چی میشه

1917
03:22:28,065 --> 03:22:30,999
چون آخه چطور میتونن پایان خوشی داشته باشن؟

1918
03:22:33,570 --> 03:22:35,765
<i>چطور ممکنه که دنیا دوباره مثل سابق بشه</i>

1919
03:22:35,939 --> 03:22:39,374
<i>وقتی که این همه اتفاقات بد افتاده؟</i>

1920
03:22:40,208 --> 03:22:42,108
!پیروزی

1921
03:22:42,277 --> 03:22:43,835
!ما پیروز شدیم

1922
03:22:44,012 --> 03:22:47,948
<i>اما در پایان، فقط یه چیزِ گذراست</i>

1923
03:22:48,116 --> 03:22:49,446
<i>این سایه</i>

1924
03:22:49,616 --> 03:22:52,016
<i>حتی تاریکی هم باید بره</i>

1925
03:22:52,186 --> 03:22:54,882
<i>و یه روز تازه از راه برسه</i>

1926
03:22:55,088 --> 03:22:59,023
<i>و وقتی که خورشید طلوع کنه
 درخشان‌تر خواهد تابید</i>

1927
03:23:00,960 --> 03:23:03,326
<i> اون‌ها داستان‌هایی بودن که در ذهنت موندن</i>

1928
03:23:03,496 --> 03:23:05,259
<i>و برات معنا پیدا کردن</i>

1929
03:23:05,431 --> 03:23:08,000
<i>حتی اگر موقع شنیدن اون‌ها
برای فهمیدن‌ (دلیل ماندگاریشون) خیلی کوچیک بودی</i>

1930
03:23:09,367 --> 03:23:13,235
<i>اما فکر می‌کنم که دلیلش رو فهمیدم آقای فرودو</i>

1931
03:23:13,406 --> 03:23:14,964
<i>حالا میدونم</i>

1932
03:23:15,807 --> 03:23:18,002
... شخصیت‌های اون داستان‏ها

1933
03:23:18,176 --> 03:23:22,306
فرصت های زیادی برای برگشتن(و ناامید شدن) داشتن
ولی این کار رو نکردن

1934
03:23:22,480 --> 03:23:24,709
به راه‏ـشون ادامه دادن

1935
03:23:25,382 --> 03:23:28,647
چون به چیزی باور داشتن

1936
03:23:30,288 --> 03:23:32,586
ما به چی باور داریم سم؟

1937
03:23:44,467 --> 03:23:48,404
به این که در این دنیا خوبی هم هست، آقای فرودو

1938
03:23:48,672 --> 03:23:51,300
و این ارزش جنگیدن رو داره

1939
03:24:18,234 --> 03:24:22,532
فکر می‌کنم در نهایت همدیگه رو درک کردیم فرودو بگینز

1940
03:24:23,271 --> 03:24:27,230
،تو قوانین سرزمین‌ـمون رو می‏دونی
قوانین پدرت

1941
03:24:27,408 --> 03:24:29,602
اگه اجازه بدی برن
مجازات این کارِت مرگ خواهد بود

1942
03:24:33,981 --> 03:24:35,380
پس بابتش مجازات میشم

1943
03:24:38,151 --> 03:24:39,846
آزادشون کنید

1944
03:24:51,932 --> 03:24:53,991
بیرونِ جنگل بمونید

1945
03:24:54,167 --> 03:24:55,963
دور از درخت‌ها بایستید

1946
03:25:46,783 --> 03:25:48,580
شمارش پایانی

1947
03:25:48,752 --> 03:25:51,653
چهل و دو -
چهل و دو؟ -

1948
03:25:53,123 --> 03:25:57,890
برای یه شاهزاده‌ی اِلف گوش دراز بَدَک نیست

1949
03:25:58,694 --> 03:26:02,356
اینجانب شخصاً روی چهل و سومیش نشستم

1950
03:26:06,469 --> 03:26:09,767
چهل و سه -
اون از قبل مُرده بود -

1951
03:26:10,538 --> 03:26:13,029
داشت تکون می‏خورد -
داشت تکون می‏خورد؟ -

1952
03:26:13,208 --> 03:26:17,906
به خاطرِ اینه که تبرم توی سیستم عصبیش فرو رفته

1953
03:26:20,147 --> 03:26:24,847
خیلی خوشحال به نظر نمیرسه، مگه نه؟ -
به هیچ وجه مری -

1954
03:26:25,120 --> 03:26:28,646
با این وجود، به نظرم منظره‏‌ی اون بالا خیلی خوبه

1955
03:26:28,822 --> 03:26:31,791
بله، عِمارت با کیفیت و خوبیه

1956
03:26:31,959 --> 03:26:34,791
شنیدم کارکنانش هم خیلی خوبن

1957
03:26:40,467 --> 03:26:42,833
داری چیکار می‏کنی؟ -
هیچی -

1958
03:26:43,003 --> 03:26:47,268
دنیا به حالت طبیعی برگشت، همین -
نه برنگشت -

1959
03:26:47,440 --> 03:26:48,668
دارم از گرسنگی می‏میرم

1960
03:26:48,875 --> 03:26:51,935
توی پیدا کردن یه چیز به درد بخور برای خوردن
در این اطراف، موفق باشی

1961
03:26:52,145 --> 03:26:55,171
احتمالا فقط موش مرده و نون کپک زده گیرت بیاد

1962
03:27:19,171 --> 03:27:21,570
!انبار سارومان

1963
03:27:23,941 --> 03:27:26,638
باورم نمی‏شه

1964
03:27:26,845 --> 03:27:28,869
امکان نداره

1965
03:27:29,513 --> 03:27:32,414
!خودشه -
برگ لانگ‏باتوم -

1966
03:27:33,717 --> 03:27:36,015
بهترین تنباکو در فاردینگ جنوبی

1967
03:27:36,387 --> 03:27:39,412
عالیه
!یه بشکه برای هر نفر

1968
03:27:39,589 --> 03:27:40,716
صبر کن

1969
03:27:41,459 --> 03:27:42,687
به نظرت بهتر نیست با درخت ریشو تقسیمش کنیم؟

1970
03:27:42,860 --> 03:27:44,383
تقسیمش کنیم؟

1971
03:27:46,229 --> 03:27:48,628
نه
نه

1972
03:27:50,132 --> 03:27:51,463
...گیاه مرده و این طور چیزها

1973
03:27:51,900 --> 03:27:54,061
فکر نمی‏کنم براش قابل درک باشه

1974
03:27:55,370 --> 03:27:57,531
ممکنه(این تنباکو) از بستگان دورش باشه

1975
03:27:58,340 --> 03:28:00,831
گرفتم

1976
03:28:01,043 --> 03:28:03,841
عجول نباش

1977
03:28:04,946 --> 03:28:06,709
دقیقاً

1978
03:28:35,709 --> 03:28:37,006
این مجرای قدیمیِّ فاضلاب‌ـه

1979
03:28:37,177 --> 03:28:40,237
درست از زیر رودخونه‏ رد میشه و
مستقیم به خارج از شهر میره

1980
03:28:40,413 --> 03:28:42,141
می‌تونید توی جنگل پنهان بشید

1981
03:28:43,216 --> 03:28:45,684
... فرمانده فارومیر

1982
03:28:46,319 --> 03:28:48,150
شما شایستگی خودتون رو نشون دادید، قربان

1983
03:28:50,656 --> 03:28:51,953
(بالاترین شایستگی (رو دارید

1984
03:28:52,458 --> 03:28:55,086
شایر باید سرزمین با عظمتی باشه، آقای گمجی

1985
03:28:55,261 --> 03:28:58,196
!جایی که باغبون‌ها چنین جایگاه بالایی دارن

1986
03:28:59,398 --> 03:29:01,366
وقتی که به جنگل رسیدید میخواید از کدوم راه برید؟

1987
03:29:02,001 --> 03:29:03,525
گالوم میگه یه راه وجود داره

1988
03:29:03,736 --> 03:29:07,871
نزدیک به " میناس مورگول "* که از بالای کوه‌ها می‌گذره
<font color="#ff8000">«به معنی برج جادوی سیاه و دژ نازگول‌ها»</font>

1989
03:29:08,138 --> 03:29:09,967
کریث آنگول*؟
<font color="#ff8000">«گذرگاهی در غرب موردور»</font>

1990
03:29:13,410 --> 03:29:15,971
اسمش همین‌ـه؟ -
نه -

1991
03:29:16,147 --> 03:29:17,807
!نه

1992
03:29:18,649 --> 03:29:21,641
بله -
فرودو -

1993
03:29:22,019 --> 03:29:25,845
میگن در کوره راه‌های بالای میناس مورگول
یه تاریکیِ ترسناک* سکونت داره
<font color="#ff8000">«اشاره به حضور یک موجود ترسناک و پلید»</font>

1994
03:29:26,454 --> 03:29:28,979
نمی‏تونید از اون راه برید -
اون تنها راهه -

1995
03:29:29,324 --> 03:29:35,593
،ارباب گفته که باید به موردور بریم
پس باید تلاش‌ـمون رو بکنیم

1996
03:29:37,132 --> 03:29:38,895
مجبورم

1997
03:29:42,437 --> 03:29:45,998
برو، فرودو
دعای خیر همه‌ی انسان‌ها به همراهت

1998
03:29:46,174 --> 03:29:48,199
ممنونم

1999
03:30:00,020 --> 03:30:04,150
امیدوارم اگه بخوای بلایی سرشون بیاری
مرگ زودتر از اون به سراغت بیاد

2000
03:30:16,636 --> 03:30:18,161
زودباش
راه بیا

2001
03:30:21,641 --> 03:30:24,425
آقای فرودو نمی‏خواست اون جنگجوها بهت آسیب برسونن

2002
03:30:25,061 --> 03:30:26,886
این رو می‏دونی، مگه نه؟

2003
03:30:27,689 --> 03:30:29,260
می‏خواست نجاتت بده، می‌فهمی؟

2004
03:30:29,773 --> 03:30:31,304
نجاتم بده؟

2005
03:30:31,650 --> 03:30:33,773
پس کینه‌ای به دل نگیر

2006
03:30:33,945 --> 03:30:39,064
ببخش و فراموش کن -
نه، نه، هیچ کینه‏ای ندارم -

2007
03:30:39,241 --> 03:30:41,875
<font color=#FF0000>گالوم، گالوم</font>

2008
03:30:42,953 --> 03:30:44,682
بله، ارباب

2009
03:30:45,790 --> 03:30:48,585
هابیت‌های خوب -
این بخشندگی تو رو میرسونه -

2010
03:30:48,754 --> 03:30:51,062
خیلی بخشنده‌ای، مطمئناً گالوم

2011
03:30:56,597 --> 03:31:01,797
خشم سائورون هولناک و انتقامش سریع خواهد بود

2012
03:31:08,946 --> 03:31:11,939
نبرد برای گودی هلم به پایان رسیده

2013
03:31:12,618 --> 03:31:16,132
نبرد برای سرزمین میانه در آستانه‌ی آغازه

2014
03:31:21,296 --> 03:31:24,746
حالا همه‌ی امید ما به دوتا هابیت کوچیک وابسته‌ـست

2015
03:31:25,718 --> 03:31:28,934
<i>جایی در میان برهوت</i>

2016
03:31:32,227 --> 03:31:35,606
توی این فکرم که آیا ما رو هم توی
شعرها و داستان‌ها میارن؟

2017
03:31:35,774 --> 03:31:37,146
چی؟

2018
03:31:37,317 --> 03:31:41,276
:توی این فکرم که آیا یه روزی مردم میگن
" بیاید به داستان فرودو و حلقه گوش کنیم "

2019
03:31:41,447 --> 03:31:44,698
:و همه میگن
" آره، این یکی از داستان های مورد علاقمون‌ـه "

2020
03:31:44,868 --> 03:31:47,828
" فرودو خیلی دلیر بود، مگه نه پدر؟ "

2021
03:31:47,997 --> 03:31:49,629
" بله، پسرم "

2022
03:31:49,833 --> 03:31:53,626
" معروف‌ترین فرد بین هابیت‌ها، و این بیانگر خیلی چیزاست "

2023
03:31:53,797 --> 03:31:56,297
:یکی از شخصیت‏های اصلی رو جا انداختی

2024
03:31:56,509 --> 03:31:58,387
" سم‌وایز شجاع "

2025
03:31:58,554 --> 03:32:01,303
میخوام بیشتر در مورد سم بشنوم

2026
03:32:05,646 --> 03:32:08,639
فرودو بدون سم نمی‏تونست به جایی برسه

2027
03:32:09,986 --> 03:32:14,007
آقای فرودو، نباید دستم بندازی
داشتم جدی می‌گفتم

2028
03:32:15,117 --> 03:32:16,480
!منم همینطور

2029
03:32:25,381 --> 03:32:28,040
" سم‌وایز شجاع "

2030
03:32:32,347 --> 03:32:33,642
 اسمیگل؟

2031
03:32:33,808 --> 03:32:36,727
قرار نیست معطل تو بشیم، زودباش

2032
03:32:36,896 --> 03:32:38,815
ارباب

2033
03:32:38,982 --> 03:32:41,982
ارباب مراقب‏ ماست

2034
03:32:42,778 --> 03:32:45,531
ارباب به ما آسیب نمی‏رسونه

2035
03:32:45,699 --> 03:32:48,161
<font color=#FF0000>ارباب قولش رو زیر پا گذاشت</font>

2036
03:32:48,328 --> 03:32:50,489
از اسمیگل چیزی نپرس

2037
03:32:50,664 --> 03:32:53,870
بیچاره، اسمیگل بیچاره

2038
03:32:54,043 --> 03:32:56,846
<font color=#FF0000>ارباب به ما خیانت کرد</font>

2039
03:32:57,047 --> 03:33:00,092
<font color=#FF0000>بدجنس، حیله گر، دروغگو</font>

2040
03:33:00,301 --> 03:33:04,220
<font color=#FF0000>باید اون گردنِ کثیفِ کوچیکش رو بشکنیم</font>

2041
03:33:04,390 --> 03:33:07,136
<font color=#FF0000>!بکشش </font>
<font color=#FF0000>!بکشش</font>

2042
03:33:07,310 --> 03:33:08,801
<font color=#FF0000>هر دو نفرشون رو بکش</font>

2043
03:33:08,979 --> 03:33:12,600
<font color=#FF0000>و اون‌وقت " عزیز " رو برمی‌داریم</font>

2044
03:33:12,775 --> 03:33:16,345
<font color=#FF0000>!و ما " ارباب " میشیم</font>

2045
03:33:17,030 --> 03:33:19,654
ولی اون هابیت چاق، اون می‏دونه

2046
03:33:19,826 --> 03:33:22,528
چشم‏هاش همیشه مراقب هستن

2047
03:33:22,705 --> 03:33:26,202
<font color=#FF0000>پس با چاقو چشم‌هاش رو از کاسه در میاریم</font>

2048
03:33:26,376 --> 03:33:30,839
<font color=#FF0000>چشم‏هاش رو در بیار و کاری کن که روی زمین بخزه</font>

2049
03:33:31,048 --> 03:33:34,477
آره، آره، آره

2050
03:33:34,678 --> 03:33:37,382
<font color=#FF0000>!هر دو نفرشون رو بکش</font>

2051
03:33:37,556 --> 03:33:40,018
آره
!نه، نه

2052
03:33:40,226 --> 03:33:43,940
خیلی خطرناکه
خیلی خطرناکه

2053
03:33:44,649 --> 03:33:47,228
کجاست؟
کجا رفته؟

2054
03:33:47,402 --> 03:33:50,020
 گالوم کجایی؟ -
اسمیگل؟ -

2055
03:33:50,198 --> 03:33:55,575
<font color=#FF0000>می‏تونیم بذاریم اون* این کار رو انجام بده</font>
<font color="#ff8000">«از ضمیر مونث استفاده کرد که اشاره به یک»</font>
<font color="#ff8000">«جانور ماده دارد که در ادامه فیلم حضور می‌یابد»</font>

2056
03:33:56,538 --> 03:34:00,701
آره، اون می‌تونه این کار رو انجام بده

2057
03:34:00,877 --> 03:34:05,385
<font color=#FF0000>بله عزیز، اون می‌تونه</font>

2058
03:34:05,592 --> 03:34:11,782
<font color=#FF0000>و بعد وقتی که اون‌ها مُردن، ما می‌تونیم بَرش داریم</font>

2059
03:34:12,559 --> 03:34:15,399
وقتی که اون‌ها مُردن

2060
03:34:19,818 --> 03:34:23,524
زود باشید هابیت‏ها
هنوز راه زیادی باقی مونده

2061
03:34:23,698 --> 03:34:25,734
اسمیگل راه رو به شما نشان میده

2062
03:34:25,909 --> 03:34:28,114
<font color=#FF0000>دنبالم بیاید</font>

2063
03:34:47,457 --> 03:34:55,459
<font color="#00ff00">:ترجمه</font>
<font color="#ff8000">یاسـیــن بــرون</font>
<font color="#0000ff">BcMovie.online</font>

2064
03:34:56,646 --> 03:34:59,750
<font color="#ff8000">کارگردان: پیتر جکسون</font>

2065
03:35:01,697 --> 03:35:04,792
<font color="#ff8000">:نویسندگان فیلمنامه</font>
<font color="#ff8000">(فرن والش(همسر پیتر جکسون</font>
<font color="#ff8000">فیلیپا بوینس</font>
<font color="#ff8000">استفن سینکلر</font>
<font color="#ff8000">پیتر جکسون</font>

2066
03:35:06,533 --> 03:35:08,746
<font color="#ff8000">:بر اساس کتابی نوشته</font>
<font color="#ff8000">جان رونالد روئل تالکین</font>

