1
00:00:00,001 --> 00:00:05,001
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

2
00:00:39,139 --> 00:00:42,209
‫- آماده‌ای؟
‫- آمادم.

3
00:00:44,012 --> 00:00:46,548
‫پس شروع کنیم.

4
00:00:48,181 --> 00:00:50,585
‫این آگنسه، و امروز

5
00:00:50,685 --> 00:00:52,185
‫روز عروسیشه.

6
00:00:54,087 --> 00:00:56,456
‫آگنس نمی‌خواست
‫ازدواج کنه.

7
00:00:56,558 --> 00:01:00,695
‫این مرد غریبه‌س، بوی دهنش هم
خیلی خوب نیست

8
00:01:00,795 --> 00:01:02,997
ولی مجبور بود

9
00:01:03,096 --> 00:01:05,800
‫ازدواج کنه و پسردار بشه.

10
00:01:05,900 --> 00:01:09,037
‫قانون بود.

11
00:01:09,136 --> 00:01:11,739
‫همیشه این‌جوری نبود.

12
00:01:11,839 --> 00:01:15,442
‫اولش یه خدایی به اسم کیدو دنیا رو ساخت
[ به معنای بچه ]

13
00:01:15,543 --> 00:01:18,713
‫این دنیا فقط یه باغ قشنگ بود

14
00:01:18,813 --> 00:01:20,247
‫ساده و بی‌دردسر.

15
00:01:20,347 --> 00:01:22,650
‫کیدو وقتی مطمئن شد که آدم‌های کوچیکش

16
00:01:22,750 --> 00:01:26,621
‫راحت و خوشحالن، رهاشون کرد.

17
00:01:29,691 --> 00:01:31,693
‫بابای کیدو، بردمن، قسم خورده
[ به معنای مرد پرنده ]

18
00:01:31,793 --> 00:01:34,729
‫بود که تو کار دنیای دخترش دخالت نکنه.

19
00:01:34,829 --> 00:01:38,766
‫نه، فقط می‌ذاشت آدم‌ها بخورن، بخوابن،

20
00:01:38,866 --> 00:01:42,070
‫جفت‌گیری و استراحت کنن. -
‫کیدو -

21
00:01:42,169 --> 00:01:45,272
‫ولی حیف، خیلی خسته‌کننده بود.

22
00:01:45,372 --> 00:01:46,874
‫بی‌هدف و بی‌معنی، اینور

23
00:01:46,975 --> 00:01:48,743
‫و اونور تولیدمثل می‌کنن.

24
00:01:48,843 --> 00:01:50,444
‫هیچی نمی‌فهمن!

25
00:01:50,545 --> 00:01:53,047
‫نمی‌دونن تو کی هستی.
‫نمی‌دونن من کی‌ام.

26
00:01:53,146 --> 00:01:55,750
‫اینجوری نمی‌شه، کیدو.

27
00:01:55,850 --> 00:01:57,685
‫بذار من درستش کنم.

28
00:01:57,785 --> 00:02:00,420
‫بردمن اون روز حس قدرت خاصی داشت،

29
00:02:00,521 --> 00:02:04,659
‫و کم‌کم هر گوشه این دنیا پر شد از تصویر خودش.

30
00:02:04,759 --> 00:02:07,160
‫و همینطور کسایی که می‌پرستیدنش...

31
00:02:07,260 --> 00:02:08,863
‫طبق خواست بردمن!

32
00:02:08,963 --> 00:02:11,498
‫...و کلی قانون و مقررات.

33
00:02:11,599 --> 00:02:13,668
‫من سوگند می‌خورم که از تو اطاعت کنم و

34
00:02:13,768 --> 00:02:17,204
‫از وسوسه‌ها، چه ذهنی چه جسمی، دوری کنم.

35
00:02:17,304 --> 00:02:19,272
‫همه‌اش رو با دلی پاک
‫قول می‌دم.

36
00:02:19,373 --> 00:02:21,241
‫و وعده می‌دم
‫کلی فرزند بهت بدم.

37
00:02:21,341 --> 00:02:23,945
‫- طبق خواست بردمن.
‫- طبق خواست بردمن.

38
00:02:24,045 --> 00:02:27,048
‫اوه، خیلی بهتر شد.

39
00:02:27,147 --> 00:02:29,249
‫ولی آگنس بچه‌دار نمی‌شه.

40
00:02:29,349 --> 00:02:33,054
‫هیچ‌کس نمی‌دونه،
‫اما اون از قبل بارداره.

41
00:02:33,153 --> 00:02:36,189
‫دخترش، هیرو،
[ به معنای قهرمان ]

42
00:02:36,289 --> 00:02:38,693
‫دنیا رو عوض می‌کنه.

43
00:02:38,738 --> 00:02:40,725
«صد شب هیرو»

44
00:02:41,712 --> 00:02:43,666
[ بیست و هفت سال بعد ]

45
00:02:48,736 --> 00:02:50,437
‫شش ماه.

46
00:02:53,306 --> 00:02:56,443
‫شش ماه گذشته و هنوز هیچ‌جوره
‫ظاهر بارداری دیده نمی‌شه.

47
00:02:57,645 --> 00:03:01,983
‫بیشتر زوج‌های جوون که
‫زیر دست منن بچه‌دار می‌شن.

48
00:03:02,083 --> 00:03:04,852
نهایتاً هفت ماه گذشت
‫بعد از ازدواجشون.

49
00:03:04,952 --> 00:03:06,654
‫مشکل از جروم نیست.

50
00:03:06,754 --> 00:03:09,924
‫خانواده من کلی
‫وارث به دنیا آورده.

51
00:03:10,024 --> 00:03:11,959
‫-پسر، فقط پسر. همش پسر.

52
00:03:12,060 --> 00:03:14,294
‫مشخصه.

53
00:03:14,394 --> 00:03:17,799
‫ولی ما فقط به اندازه
‫ضعیف‌ترین اعضامون قوی‌ایم.

54
00:03:20,267 --> 00:03:23,738
‫و ضعف می‌تونه ارثی باشه.

55
00:03:26,206 --> 00:03:28,543
‫بابات کجاست؟

56
00:03:30,611 --> 00:03:33,413
‫هنوزم مرده، قربان.

57
00:03:36,050 --> 00:03:37,185
‫ببخشید.

58
00:03:37,317 --> 00:03:38,786
‫این چریه.

59
00:03:40,621 --> 00:03:43,390
‫داستان ما به طور جدی از
‫اون شروع میشه.

60
00:03:44,525 --> 00:03:47,829
چری، همسر ایده‌آل بردمنه

61
00:03:47,929 --> 00:03:51,699
‫خوشگل، حرف‌شنو،

62
00:03:51,799 --> 00:03:54,001
‫شطرنج و شاهین بازیش...

63
00:03:55,136 --> 00:03:57,304
خوبه...

64
00:03:58,005 --> 00:04:00,708
‫ولی هیچ‌کدوم از این‌ها
‫نمی‌تونه تو این جلسه نجاتش بده.

65
00:04:00,808 --> 00:04:03,878
و اون کیه؟

66
00:04:10,350 --> 00:04:13,187
‫اون هیروئه، قربان. خدمتکارمه.

67
00:04:13,286 --> 00:04:16,289
‫هیرو اساساً خدمتکار چریه،

68
00:04:16,389 --> 00:04:19,459
اما فراتر از این حرف‌هاست

69
00:04:21,328 --> 00:04:25,133
‫اون بهترین دوست چریه.

70
00:04:25,666 --> 00:04:28,002
‫از شب عروسی داریم
‫هر شب تلاش می‌کنیم، آقا.

71
00:04:32,405 --> 00:04:35,009
تو از خانواده‌ی اصیلی هستی

72
00:04:37,145 --> 00:04:39,247
‫و تو...

73
00:04:39,346 --> 00:04:41,916
با وجود خویشاوندان مُرده‌ت

74
00:04:42,016 --> 00:04:44,252
‫سرحال و سالم به‌نظر می‌رسی.

75
00:04:45,119 --> 00:04:48,790
‫بعد از صد و یک شب بیای پیشم گزارش بدی.

76
00:04:48,890 --> 00:04:50,323
چه دقیق

77
00:04:50,423 --> 00:04:53,561
‫من خیلی دقیقم، خانم جوون.

78
00:04:54,629 --> 00:04:58,666
‫و اگه برگشتی و پیشرفتی ندیدم...

79
00:04:59,466 --> 00:05:02,804
‫...بهار بعدی رو نمی‌بینی.

80
00:05:10,044 --> 00:05:12,880
‫حالا زود باش و یه بچه به دنیا بیار.

81
00:05:13,054 --> 00:05:18,054
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

82
00:05:18,480 --> 00:05:23,480
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

83
00:05:23,731 --> 00:05:28,731
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

84
00:05:58,425 --> 00:05:59,727
‫فردا.

85
00:06:02,630 --> 00:06:04,232
...کاشف به عمل اومد

86
00:06:05,633 --> 00:06:07,969
‫...جروم دروغ گفته بود.

87
00:06:16,677 --> 00:06:18,646
‫این اتاقته.

88
00:06:18,746 --> 00:06:21,414
چیزی لازم داشتی خبرم کن

89
00:06:21,515 --> 00:06:22,917
‫شب عروسی اونجور...

90
00:06:23,017 --> 00:06:25,720
‫...که قول داده بود، پیش نرفته بود

91
00:06:25,820 --> 00:06:28,189
‫فردا. فردا. فردا. فردا.

92
00:06:28,289 --> 00:06:30,758
‫بقیه‌ی شب‌ها هم اونطور پیش نرفت.

93
00:06:40,268 --> 00:06:41,769
ظالمانه بود

94
00:06:43,204 --> 00:06:46,874
‫و جروم نیست که باید
‫عواقبش رو پس بده.

95
00:06:48,009 --> 00:06:51,746
‫بردمن زن‌ها رو خیلی دوست داره‌ها، ولی...

96
00:06:52,094 --> 00:06:53,674
«ژانت نازا»

97
00:06:57,133 --> 00:06:58,526
«سارای بی‌وفا»

98
00:07:01,089 --> 00:07:02,209
«نادیای همجنسگرا»

99
00:07:04,948 --> 00:07:06,715
«ترور استثناء»

100
00:07:09,664 --> 00:07:13,601
‫-...با ناامیدی خوب کنار نمیاد.

101
00:07:25,212 --> 00:07:26,580
‫کلارنس؟

102
00:07:47,802 --> 00:07:51,672
‫-واقعیت اینه... زن خوب
‫هیچ‌جا پیدا نمی‌شه.

103
00:07:52,440 --> 00:07:53,774
‫آره.

104
00:07:53,874 --> 00:07:55,843
‫-دوستش داشتم، جروم.
‫-می‌دونم.

105
00:07:55,943 --> 00:08:00,281
‫-وای خدای من، من، با
‫هدیه و ناز کشیدن، عاشقش کردم.

106
00:08:00,381 --> 00:08:02,016
وعده‌ی خیلی چیزها رو بهش دادم

107
00:08:02,116 --> 00:08:03,985
‫و در عوض، فقط یه چیز خواستم...

108
00:08:04,085 --> 00:08:07,154
‫...وفاداری مطلق و کامل.

109
00:08:07,254 --> 00:08:09,390
‫-آره، کاملاً.
‫-اونم قبول کرد.

110
00:08:09,489 --> 00:08:11,425
‫ازدواج کردیم، ولی...

111
00:08:11,525 --> 00:08:14,061
یه جای کار می‌لنگید، می‌دونی؟

112
00:08:14,895 --> 00:08:19,333
‫خب واسه امتحان، پدرم یه
‫نوکر می‌گیره که اغواش کنه.

113
00:08:19,433 --> 00:08:22,136
‫- نه. مچشون رو گرفتی؟
‫- نه دقیقا.

114
00:08:22,570 --> 00:08:24,105
اما شورتش رو در اختیار داشت

115
00:08:24,205 --> 00:08:26,674
و زخم کنار رونش رو دقیق توصیف کرد

116
00:08:27,141 --> 00:08:29,477
‫- همسرت چی گفت؟
‫- انکارش کرد.

117
00:08:29,577 --> 00:08:31,879
‫گفت لباس زیرش
‫رو زورکی درآورده.

118
00:08:31,979 --> 00:08:34,782
‫باور نکردی؟

119
00:08:36,217 --> 00:08:37,818
هیچ‌کس باور نکرد

120
00:08:37,918 --> 00:08:41,856
‫برادران منقاردار قلعه‌م رو تصاحب
‫کردن و من رو از شهر بیرون کردن.

121
00:08:41,956 --> 00:08:44,392
‫و همسرت چی؟

122
00:08:49,597 --> 00:08:51,399
‫-می‌تونی دوباره ازدواج کنی.
‫-آره، بی‌خیال!

123
00:08:51,499 --> 00:08:53,434
‫-بیخیال! چه مدل دختری دوست داری؟

124
00:08:53,534 --> 00:08:54,802
همون مدل معمول

125
00:08:54,902 --> 00:08:57,805
‫مثل یه دختر خوشگل و
‫پاک که گوش دادن بلد باشه،

126
00:08:57,905 --> 00:09:01,208
‫بتونه جوراب بدوزه، علاقه‌مند به نقشه‌ها،
بازي شاهين‌بازی، شطرنج و این‌جور چیزا باشه

127
00:09:01,308 --> 00:09:03,644
ولی مشخصاً نباید خیلی هم
توی اینجور چیزها ماهر باشه

128
00:09:03,744 --> 00:09:06,080
‫زنم دقیقاً همین‌طوریه.

129
00:09:06,180 --> 00:09:07,882
‫درسته.

130
00:09:07,982 --> 00:09:09,683
‫خوش به حالت.

131
00:09:10,851 --> 00:09:12,219
‫-هوم.

132
00:09:15,156 --> 00:09:17,224
‫ببخشید، ولی... اَ...

133
00:09:17,324 --> 00:09:20,628
‫هیچ نشونه‌ای از بارداری نیست؟

134
00:09:21,462 --> 00:09:23,764
این روزها باردار می‌شه

135
00:09:23,864 --> 00:09:26,300
شایعاتی شنیدم -
شایعات؟ -

136
00:09:28,869 --> 00:09:32,440
‫-در مورد اینکه
‫ترجیح می‌دی، خب...

137
00:09:32,541 --> 00:09:34,742
با دوستان خوش‌تیپت، بری شکار

138
00:09:34,842 --> 00:09:37,378
...سوارکاری و دارت بازی -
چی؟ -

139
00:09:37,478 --> 00:09:39,747
تا اینکه با همسرت توی اتاق خواب
وقت بگذرونی

140
00:09:39,847 --> 00:09:42,683
‫نه، نه! اشتباه شنیدی.

141
00:09:42,783 --> 00:09:45,586
‫من و زنم نمی‌تونیم
‫از هم چشم برداریم.

142
00:09:46,654 --> 00:09:48,155
پشم‌ریزونه

143
00:09:48,255 --> 00:09:49,623
‫-هوم.

144
00:09:49,723 --> 00:09:52,426
‫واقعا وحشتناکه چطور شایعات
‫اینقدر سریع پخش می‌شن، نه؟

145
00:09:53,127 --> 00:09:57,098
‫با حاله که برای بعضیا
‫چقدر راحت این اتفاق می‌افته

146
00:09:57,198 --> 00:09:58,766
این قضیه‌ی بچه رو مخه، نه؟

147
00:09:58,866 --> 00:10:03,237
‫یعنی، لعنتی، حتی بعضی زن‌ها
‫رو می‌شناسم که این‌قدر زیاد دارن،

148
00:10:03,337 --> 00:10:05,806
حاضرن یکیش رو ببخشن

149
00:10:05,906 --> 00:10:08,543
‫-کی؟

150
00:10:08,642 --> 00:10:11,212
یه سری‌ها رو می‌شناسم

151
00:10:17,885 --> 00:10:21,556
من مرد پر مشغله‌ای هستم
و کار و بارم زیاده

152
00:10:21,655 --> 00:10:23,891
‫- بدون شک.
‫- پس، متأسفانه،

153
00:10:23,991 --> 00:10:27,061
‫باید چند وقت برم بیرون شهر...

154
00:10:27,161 --> 00:10:28,563
‫برای کار.

155
00:10:28,662 --> 00:10:31,432
‫- اوه.
‫- مطمئناً هیچ‌کس نمی‌تونه منو مقصر بدونه.

156
00:10:31,533 --> 00:10:34,001
‫من اینجا نیستم که
‫زنم رو باردار کنم.

157
00:10:35,035 --> 00:10:37,004
سفر خوبی داشته باشی

158
00:10:38,507 --> 00:10:40,141
‫فقط، می‌تونی...؟

159
00:10:40,241 --> 00:10:42,276
‫خیلی شرم‌آوره. اجازه میدی

160
00:10:42,376 --> 00:10:44,678
چند روز اینجا بمونم تا یه جای
جدید پیدا می‌کنم؟

161
00:10:44,778 --> 00:10:46,714
‫-چرت و پرت نگو.

162
00:10:46,814 --> 00:10:49,316
‫البته که می‌تونی بمونی.

163
00:10:49,416 --> 00:10:51,018
‫می‌دونم اوضاع سخته.

164
00:10:52,753 --> 00:10:55,156
‫امّا نگران نیستی، نه؟

165
00:10:55,256 --> 00:10:57,258
‫-چطور مگه؟
‫-خب...

166
00:11:00,828 --> 00:11:02,963
‫بابت اینکه زن‌ت رو اینجا
...پیش من

167
00:11:03,063 --> 00:11:05,733
تنها بذاری

168
00:11:05,833 --> 00:11:07,835
‫اصلاً. من خب...

169
00:11:08,869 --> 00:11:10,871
‫...به تو اعتماد دارم.

170
00:11:14,909 --> 00:11:16,277
زنم هرگز بهم خیانت نمی‌کنه

171
00:11:18,479 --> 00:11:21,916
.گوش کن، جروم
...زنِ خدا بیامرزم

172
00:11:22,016 --> 00:11:24,318
‫بی‌صبرانه منتظر بود که
با یه نوکر هم‌بستر بشه

173
00:11:24,418 --> 00:11:27,388
بعد وضعیت الانم رو ببین

174
00:11:31,125 --> 00:11:32,459
‫اوه!

175
00:11:32,561 --> 00:11:33,528
چطور جرات می‌کنی؟

176
00:11:33,628 --> 00:11:35,963
چطور ‫جرأت می‌کنی؟

177
00:11:36,063 --> 00:11:38,966
حرومزاده‌ی خودشیفته -
حرومزاده‌ی خودشیفته؟ -

178
00:11:39,066 --> 00:11:41,936
‫زن من هیچ‌وقت حاضر
‫نمی‌شه چه با نوکر بخوابه

179
00:11:42,036 --> 00:11:44,338
چه با تو و هرکس دیگه

180
00:11:45,406 --> 00:11:47,441
‫- ثابت کن.
‫- می‌کنم.

181
00:11:48,042 --> 00:11:51,111
‫همون‌طور که گفتم، یه مدتی
‫باید برم سفر کاری.

182
00:11:51,680 --> 00:11:52,913
‫می‌تونی هر جور دلت
‫می‌خواد اغواش کنی.

183
00:11:53,013 --> 00:11:56,250
‫موفق باشی. چقدر وقت داری؟

184
00:11:56,350 --> 00:11:58,653
‫-آسانه. بهم یه ماه وقت بده.

185
00:11:58,786 --> 00:12:00,821
اصلا صد شب وقت داری

186
00:12:01,789 --> 00:12:03,457
‫فرقی نمی‌کنه.

187
00:12:05,159 --> 00:12:07,228
‫می‌دونم همسرم وفاداره.

188
00:12:09,463 --> 00:12:10,931
‫و بعدش...

189
00:12:13,668 --> 00:12:17,204
باید از اون زنایی که می‌شناسی
یه وارث برام بیار

190
00:12:18,439 --> 00:12:20,107
‫...و قسم بخوری که مال منه.

191
00:12:22,209 --> 00:12:24,345
و جوری باشه که طبیعی جلوه کنه

192
00:12:24,445 --> 00:12:26,146
باشه؟

193
00:12:27,348 --> 00:12:30,484
با کمال میل... اگه ببازم

194
00:12:32,152 --> 00:12:36,223
‫ولی اگه اغواش کنم...

195
00:12:36,991 --> 00:12:39,393
‫...چه چیزی گیرم میاد؟

196
00:12:39,493 --> 00:12:41,462
‫خب، اگه...اگه بردی...

197
00:12:42,564 --> 00:12:43,897
‫یعنی...

198
00:12:44,832 --> 00:12:47,368
‫-...این قلعه مال خودت می‌شه

199
00:12:47,468 --> 00:12:49,537
و همین‌طور وسایل توش

200
00:12:49,638 --> 00:12:52,039
‫-جالبه.

201
00:12:52,139 --> 00:12:53,742
‫خیلی قلعه‌ی قشنگیه.

202
00:12:53,841 --> 00:12:55,309
اوهوم

203
00:12:55,409 --> 00:12:57,378
همینجوری نگه‌ش می‌دارم

204
00:12:59,581 --> 00:13:01,815
‫این زن، خب...

205
00:13:01,915 --> 00:13:04,952
‫اون کجا میره... اگه من
‫برنده شم، اون کجا میره؟

206
00:13:05,052 --> 00:13:07,087
‫خب، تو هیچ جوره نمی‌برَی.

207
00:13:07,187 --> 00:13:09,957
‫زنم یه نمونه کامل از پاکدامنیه.

208
00:13:10,057 --> 00:13:12,761
...اما اگه پاش رو کج بذارم

209
00:13:12,860 --> 00:13:15,296
‫خب، البته که مستقیم می‌ره جهنم.

210
00:13:15,396 --> 00:13:17,431
‫-وقتی برنده شدم،

211
00:13:17,532 --> 00:13:20,702
برای تماشای اعدامش
کنارت خواهم بود

212
00:13:47,194 --> 00:13:49,396
‫با کمال احترام،
‫تو شکارچی فوق العاده‌ای هستی.

213
00:13:49,496 --> 00:13:53,334
طی سال‌ها، روش کارم رو
...بی‌نقص کردم

214
00:13:55,936 --> 00:13:58,906
‫-آه! صبح‌بخیر عزیزم.

215
00:13:59,774 --> 00:14:01,241
‫این منفرده.

216
00:14:03,844 --> 00:14:05,446
خوش‌وقتم

217
00:14:08,717 --> 00:14:11,018
‫بیا بشین.

218
00:14:26,133 --> 00:14:28,102
‫مدت‌ها بود که می‌خواستم بهت بگم،

219
00:14:28,202 --> 00:14:32,306
به شکلی غیرمنتظره احضار شدم

220
00:14:32,406 --> 00:14:34,174
واسه کار

221
00:14:34,743 --> 00:14:37,579
‫-اوه؟
‫-آره.

222
00:14:37,679 --> 00:14:39,880
‫امروز راه میوفتم.

223
00:14:41,315 --> 00:14:43,350
‫فقط چند روزه.

224
00:14:44,918 --> 00:14:47,054
چشم به‌هم بزنی برگشتم

225
00:14:48,656 --> 00:14:51,693
‫منفرد اینجا می‌مونه

226
00:14:51,793 --> 00:14:54,294
و مادامی که نیستم حواسش
به همه‌چیز هست

227
00:14:55,129 --> 00:14:58,666
‫و البته، نگهبان‌ها هم
‫هستن که مراقبت باشن.

228
00:15:01,536 --> 00:15:04,739
...البته چیزت هم هست

229
00:15:04,839 --> 00:15:06,708
خدمتکارت

230
00:15:06,808 --> 00:15:08,909
‫خوب مراقبش باش، خدمتکار.

231
00:15:09,009 --> 00:15:10,911
‫-هوم.
‫-هوم.

232
00:15:35,068 --> 00:15:38,038
برای برگشتنم، روزشماری می‌کنم

233
00:15:38,138 --> 00:15:41,041
‫دوست عزیز، خیلی
‫دلتنگت خواهیم شد.

234
00:15:42,142 --> 00:15:44,344
‫نگران نباش.

235
00:15:44,445 --> 00:15:47,347
‫من مراقب زنِ
‫دوست‌داشتنی‌ات خواهم بود.

236
00:16:07,635 --> 00:16:09,436
‫-حالت خوبه؟

237
00:16:09,537 --> 00:16:10,905
‫خوبم.

238
00:16:11,606 --> 00:16:14,441
‫می‌دونم شوهرم کار
‫و بار دیگه‌ای هم داره.

239
00:16:14,542 --> 00:16:16,276
‫کارهای مهم.

240
00:16:18,345 --> 00:16:20,782
‫گفته بود که بالاخره امشب
‫می‌خوایم امتحانش کنیم،

241
00:16:20,882 --> 00:16:24,284
‫ولی... کار، کاره.

242
00:16:25,887 --> 00:16:28,489
...مسئله‌ای که هست
مهمون‌مون

243
00:16:32,660 --> 00:16:35,195
‫-منفرد؟
‫-بله.

244
00:16:37,197 --> 00:16:40,869
‫کمی تعجب کردم که
جروم من رو اینجا پیشش

245
00:16:40,969 --> 00:16:42,904
تنها گذاشته

246
00:16:43,003 --> 00:16:44,506
‫آره.

247
00:16:46,708 --> 00:16:48,543
‫-کجاست؟

248
00:16:55,482 --> 00:16:57,251
داره وسایلش رو می‌چینه

249
00:17:02,557 --> 00:17:04,458
‫-خب، مطمئنم شوهرم
‫می‌دونه داره چی کار می‌کنه.

250
00:17:06,460 --> 00:17:08,495
‫مطمئنم.

251
00:17:08,596 --> 00:17:11,431
‫گفت این مَنفرد اومده
‫که مراقبمون باشه.

252
00:17:11,533 --> 00:17:13,300
آره

253
00:17:15,003 --> 00:17:16,604
‫-زود برمی‌گرده.

254
00:17:16,704 --> 00:17:18,238
‫وقت داریم.

255
00:17:20,307 --> 00:17:23,176
مطمئنم دوستش با ما کار زیادی نداره

256
00:17:30,450 --> 00:17:31,586
‫سلام.

257
00:17:31,686 --> 00:17:35,088
‫خیلی دلم می‌خواد قلعه رو نشونم بدی

258
00:17:35,188 --> 00:17:37,759
بی‌صبرانه دلم می‌خواد
تمام گوشه کنارهای

259
00:17:37,859 --> 00:17:39,561
خونه‌ی قشنگ جروم رو ببینم

260
00:17:42,062 --> 00:17:43,665
‫بریم؟

261
00:17:44,474 --> 00:17:46,974
[ شب ]

262
00:17:47,535 --> 00:17:49,269
عبادتگاه

263
00:17:52,874 --> 00:17:54,909
‫راهروی غربی.

264
00:17:55,009 --> 00:17:56,711
‫قبرستون.

265
00:17:59,112 --> 00:18:00,915
‫بال شمالی.

266
00:18:11,960 --> 00:18:13,528
تور تموم شد

267
00:18:17,065 --> 00:18:19,466
‫شب به‌خیر، قربان.

268
00:18:19,567 --> 00:18:21,335
‫شب بخیر.

269
00:18:22,537 --> 00:18:25,105
...راستش

270
00:18:25,205 --> 00:18:27,107
‫ببخشید.

271
00:18:27,207 --> 00:18:28,776
روم نمی‌شد بپرسم

272
00:18:28,876 --> 00:18:31,813
اما می‌خواستم بدونم می‌شه
اتاقت رو ببینم یا نه

273
00:18:31,913 --> 00:18:33,548
صرفا واسه تکمیل تور

274
00:18:36,751 --> 00:18:40,555
جروم گفته بود دکورش خیلی خفنه

275
00:18:54,569 --> 00:18:57,005
باشه واسه یه وقت دیگه، قربان

276
00:18:57,105 --> 00:18:58,773
‫ببخشید.

277
00:19:03,845 --> 00:19:06,213
...می‌شه

278
00:19:09,249 --> 00:19:11,251
چی شد؟

279
00:19:11,351 --> 00:19:13,655
‫منفرد خواست اتاقت
‫رو ببینه و تو غش کردی.

280
00:19:25,265 --> 00:19:28,703
قول می‌دم باهم از پسش بربیایم

281
00:19:28,803 --> 00:19:30,303
تنها نخواهی بود

282
00:19:34,441 --> 00:19:37,444
‫هر وقت حس کردی
‫که باید نجاتت بدن،

283
00:19:37,545 --> 00:19:39,914
‫فقط بهم بگو تا ایجادِ حواس‌پرتی کنم

284
00:19:40,682 --> 00:19:43,551
زمان می‌خرم تا یه فکریش بکنیم

285
00:19:45,019 --> 00:19:46,621
‫-چه جور حواس‌پرتی‌ای؟

286
00:19:49,322 --> 00:19:51,291
داستان تعریف می‌کنم

287
00:19:51,693 --> 00:19:53,995
‫-داستان؟
‫-آره.

288
00:19:54,095 --> 00:19:56,164
‫هر وقت ندونستی باید چیکار کنی،

289
00:19:56,263 --> 00:19:59,466
«فقط بگو «هیرو، آخر داستان چی شد؟

290
00:19:59,567 --> 00:20:01,201
از اونجا به بعدش با من

291
00:20:04,539 --> 00:20:06,641
‫نمی‌دونستم اهل
‫داستان گفتن هستی.

292
00:20:09,242 --> 00:20:10,712
‫مدتیه که نگفتم.

293
00:20:12,980 --> 00:20:14,882
‫خب، دوست دارم بشنوم‌شون.

294
00:20:14,982 --> 00:20:17,819
و اگه باعث بشه به دردسر نیفتیم، چه بهتر

295
00:20:21,656 --> 00:20:22,990
‫ممنونم.

296
00:20:23,691 --> 00:20:25,660
‫نمی‌دونم بدونِ تو چه
‫خاکی تو سرم می‌ریختم.

297
00:20:29,964 --> 00:20:32,365
احساس حماقت می‌کنم

298
00:20:32,466 --> 00:20:34,669
‫مطمئنم فقط یه سوال ساده بود.

299
00:20:36,971 --> 00:20:39,473
‫شرط می‌بندم فردا
‫با ملاحظه بیش‌تری رفتار می‌کنه.

300
00:20:55,223 --> 00:20:56,758
‫-ناهار آماده‌ست!

301
00:20:57,910 --> 00:21:09,021
«مترجم: علیرضا نورزاده»
::. MrLightborn11 .::

302
00:21:28,990 --> 00:21:30,792
‫احساس می‌کنم که...

303
00:21:30,892 --> 00:21:33,594
دیروز سوء تفاهم پیش اومد

304
00:21:34,629 --> 00:21:36,664
‫وقتی گفتم می‌خوام
‫اتاقت رو ببینم...

305
00:21:37,965 --> 00:21:42,003
مشخصه که چطور به عنوان
پیشنهاد بی‌شرمانه

306
00:21:42,103 --> 00:21:47,141
...به یک زن متاهل تلقی شده که خب

307
00:21:47,241 --> 00:21:48,743
‫هرگز همچین کاری نمی‌کنم.

308
00:21:50,511 --> 00:21:54,081
‫راستش، من عاشق معماری‌ام.

309
00:21:54,682 --> 00:21:57,952
و جروم عزیز باعث شد فکر کنم
که در نبودش

310
00:21:58,052 --> 00:22:01,454
نیازی به تعارف و رو در وایستی نیست

311
00:22:01,556 --> 00:22:03,157
‫اون مثل داداش خودمه، و...

312
00:22:03,257 --> 00:22:06,326
پس تو هم مثل خواهرمی

313
00:22:09,630 --> 00:22:13,000
‫امیدوارم امروز بتونیم
‫از نو شروع کنیم.

314
00:22:16,270 --> 00:22:17,538
‫البته.

315
00:22:17,638 --> 00:22:20,608
‫ببخشید اگر باعث شدم
‫احساس ناخوشایندی بکنی.

316
00:22:20,708 --> 00:22:23,144
‫دیروز واقعا خودم نبودم.

317
00:22:23,244 --> 00:22:25,847
اصلا حرفش هم نزن

318
00:22:25,947 --> 00:22:28,015
لطفا منفرد صدام کن

319
00:22:33,221 --> 00:22:35,422
‫پس، خب...

320
00:22:35,523 --> 00:22:37,692
‫امروز دلت می‌خواد چی کار بکنی؟

321
00:22:40,094 --> 00:22:41,562
منظورت باهمه؟

322
00:22:41,662 --> 00:22:43,598
‫خب، آره.

323
00:22:43,698 --> 00:22:46,100
امیدوار بودم خودت انتخاب کنی

324
00:22:46,200 --> 00:22:47,935
‫-هوم.

325
00:22:48,035 --> 00:22:50,805
‫می‌خوام...

326
00:22:52,506 --> 00:22:53,941
‫...یه داستان بشنوم

327
00:22:56,043 --> 00:22:57,410
‫یه داستان؟

328
00:22:57,511 --> 00:22:59,513
‫- بله، هیرو؟
‫- بله.

329
00:22:59,614 --> 00:23:01,381
‫اون چیزی که اون روز
‫داشتی می‌گفتی چی بود؟

330
00:23:01,481 --> 00:23:03,718
‫خیلی جالب به نظر می‌اومد.

331
00:23:05,152 --> 00:23:07,420
‫فکر کنم منظورت داستان
‫سنگ‌های رقصانه.

332
00:23:07,521 --> 00:23:08,823
همینه

333
00:23:10,725 --> 00:23:12,627
‫می‌خوای با هم گوش کنیم؟

334
00:23:17,899 --> 00:23:20,868
‫خیلی دوست دارم.

335
00:23:20,968 --> 00:23:22,435
بسیار خب

336
00:23:34,382 --> 00:23:35,983
‫یه مدت پیش

337
00:23:36,083 --> 00:23:40,221
‫تو یه شهر کوچیک کنار آب،
‫روبروی شهر بزرگ،

338
00:23:40,321 --> 00:23:42,723
‫سه تا خواهر بودن که
‫با هم زندگی می‌کردن...

339
00:23:47,361 --> 00:23:50,197
‫...مینا...

340
00:23:50,298 --> 00:23:52,199
‫کاترینا...

341
00:23:57,305 --> 00:23:58,773
‫...و رزا.

342
00:24:00,107 --> 00:24:02,977
‫با پدرشون زندگی می‌کردن،
‫که ناخدای کشتی بود.

343
00:24:05,079 --> 00:24:08,916
‫از دست دادن زنش بزرگ‌ترین
‫تراژدی زندگی‌اش بود،

344
00:24:09,016 --> 00:24:11,652
‫اما دخترهاش رو خیلی دوست داشت.

345
00:24:12,787 --> 00:24:15,990
‫و دائم نگران بود که هیچ
‫وارث مردی نداشته باشه،

346
00:24:16,090 --> 00:24:19,160
و وقتی مُرد، چیزی براشون
به ارث نذاره

347
00:24:21,729 --> 00:24:23,931
‫نمی‌تونست همیشه
‫ازشون محافظت کنه.

348
00:24:26,434 --> 00:24:29,370
‫و اینطوری بود که آموزش‌شون
‫برای ازدواج شروع شد.

349
00:24:37,979 --> 00:24:40,982
ناخدای کشتی معمولاً به‌خاطر
‫سفرهای طولانی غایب بود،

350
00:24:41,082 --> 00:24:43,985
و دخترها می‌موندن و باید
مواظب هم می‌بودن

351
00:24:46,687 --> 00:24:48,990
دخترها خیلی پدرشون رو دوست داشتن

352
00:24:49,090 --> 00:24:51,491
‫و به طور جدی
‫مهارت‌هاشونو تمرین می‌کردن،

353
00:24:51,592 --> 00:24:53,561
حتی وقتی پدرشون نبود

354
00:24:55,563 --> 00:24:57,631
‫اما یه چیزی بود که خواهرها
‫حسابی تمرینش کرده بودن

355
00:24:57,732 --> 00:24:59,834
‫و هیچ‌وقت نمی‌تونستن
‫به پدرشون بگن.

356
00:25:03,771 --> 00:25:07,041
‫یه مهارت مخفی بود که
‫مادرشون بهشون یاد داده بود،

357
00:25:07,141 --> 00:25:10,411
‫مهارتی که همه
‫می‌دونن گناه و شیطونیه،

358
00:25:10,511 --> 00:25:14,582
‫و برای خانم‌ها کاملا ممنوعه.

359
00:25:16,951 --> 00:25:18,252
هیرو

360
00:25:32,366 --> 00:25:34,268
‫شب‌به‌خیر.

361
00:25:34,368 --> 00:25:36,170
‫ممنونم.

362
00:25:36,270 --> 00:25:38,105
خواهش

363
00:25:44,378 --> 00:25:47,748
‫-هیرو، اون کار ممنوعه چیه؟

364
00:25:47,848 --> 00:25:50,351
که رزا و خواهرهاش کردن؟

365
00:25:50,451 --> 00:25:53,154
باید خودت دفعه بعد بفهمی

366
00:25:53,254 --> 00:25:54,288
ظالم

367
00:26:51,078 --> 00:26:52,514
‫ویلموت؟

368
00:26:52,613 --> 00:26:55,249
‫حامله‌ام.

369
00:26:55,349 --> 00:26:56,984
آه

370
00:26:57,084 --> 00:26:59,386
با شانسی که من دارم، دختر می‌شه

371
00:27:00,955 --> 00:27:03,791
‫بی‌خیال حدس زدن شیم.

372
00:27:03,891 --> 00:27:05,893
‫اگه دختر باشه،

373
00:27:05,993 --> 00:27:08,062
دیگه اینجا نمی‌مونه.

374
00:27:10,064 --> 00:27:11,799
‫براش فرق می‌کنه.

375
00:27:16,637 --> 00:27:18,472
فرق می‌کنه

376
00:27:24,712 --> 00:27:26,914
‫ببین.

377
00:27:27,014 --> 00:27:29,250
،می‌تونی ماه رو ببینی
حتی توی روز روشن

378
00:27:29,350 --> 00:27:30,851
عاشق این پدیده‌م

379
00:27:34,755 --> 00:27:36,991
‫می‌دونی...

380
00:27:37,091 --> 00:27:39,693
‫-چی؟
‫-مامانم همیشه بهم می‌گفت

381
00:27:39,793 --> 00:27:41,862
‫که مادربزرگم ماه بود.

382
00:27:43,397 --> 00:27:44,832
‫روی ماه؟

383
00:27:44,932 --> 00:27:48,936
‫نه، خود ماه واقعی.

384
00:27:49,036 --> 00:27:51,272
اون

385
00:27:51,372 --> 00:27:52,940
‫کوچیک‌ترینش.

386
00:27:54,742 --> 00:27:57,546
‫پس تو بچه‌ی ماهی؟

387
00:27:57,646 --> 00:27:59,480
‫-ظاهراً همین‌طوره.

388
00:27:59,581 --> 00:28:01,248
‫باور کردنش قشنگه.

389
00:28:06,153 --> 00:28:07,488
باور می‌کنم

390
00:28:31,378 --> 00:28:32,413
‫چی؟

391
00:28:35,950 --> 00:28:38,485
این دفعه مصمم‌ام که ببرم

392
00:28:38,587 --> 00:28:39,920
موفق باشی

393
00:28:58,439 --> 00:29:00,908
بی‌رحمانه بود

394
00:29:01,008 --> 00:29:03,110
اجازه هست بازی کنم؟

395
00:29:10,685 --> 00:29:12,554
‫نوبت توئه.

396
00:29:21,428 --> 00:29:23,063
‫عالیه.

397
00:29:25,399 --> 00:29:28,503
‫خب، به نظر می‌رسه
‫جروم حسابی بهت یاد داده.

398
00:29:28,603 --> 00:29:29,903
‫-هوم.

399
00:29:30,004 --> 00:29:32,641
‫تو این کار حسابی حرفه‌ایه،

400
00:29:32,741 --> 00:29:34,341
مثل هیرو

401
00:29:36,010 --> 00:29:37,646
از هر انگشتش یه هنر می‌باره

402
00:29:45,654 --> 00:29:48,255
ظاهرا کیش و ماتم کردی

403
00:29:51,626 --> 00:29:53,894
‫واقعا متأسفم.

404
00:29:53,994 --> 00:29:56,665
لابد به خاطر اینه که بازی هیرو رو
ادامه دادی

405
00:29:56,765 --> 00:29:59,166
‫همیشه اینقدر مهربونه
‫که می‌ذاره من ببرم.

406
00:29:59,266 --> 00:30:00,301
‫هرگز این کار رو نمی‌کنم.

407
00:30:00,401 --> 00:30:02,970
‫پیروزی‌هات کاملاً حاصل زحمت خودته.

408
00:30:03,070 --> 00:30:05,939
‫-اصلاً لازم نیست عذرخواهی کنی.

409
00:30:06,040 --> 00:30:07,509
رقیب لایقی هستی

410
00:30:11,278 --> 00:30:12,681
‫به سلامتی دوستای جدید.

411
00:30:28,929 --> 00:30:30,632
‫خیلی بهتر شد

412
00:30:35,202 --> 00:30:36,904
خوشمزه‌ست؟

413
00:30:38,540 --> 00:30:41,141
‫باشه، پس هر روز یکی برات می‌کشم

414
00:30:44,546 --> 00:30:45,714
‫مرسی.

415
00:30:50,585 --> 00:30:53,020
اوه، باید امتحانش کنی

416
00:30:54,656 --> 00:30:57,091
‫برای من یه کم
‫زیادی شیرینه، قربان.

417
00:30:58,125 --> 00:31:00,729
‫-چری، دوست داری
‫یه دونه امتحان کنی؟

418
00:31:00,829 --> 00:31:03,598
‫آره… باشه.

419
00:31:23,150 --> 00:31:24,485
‫هومم.

420
00:31:27,822 --> 00:31:29,490
نصفش موند که

421
00:31:36,096 --> 00:31:40,535
ممنون که برای شام دعوتم کردید، قربان

422
00:31:40,635 --> 00:31:41,902
‫البته.

423
00:31:42,002 --> 00:31:44,104
‫اینجا لازم نیست تشریفات رو
رعایت کنیم

424
00:31:44,204 --> 00:31:46,741
‫من مثل بقیه ارباب‌ها نیستم.

425
00:31:46,841 --> 00:31:49,443
‫خب، حالا که بهتر
‫همدیگه رو می‌شناسیم،

426
00:31:49,544 --> 00:31:52,112
بهترین وقته که داستان رو تموم کنم

427
00:31:52,212 --> 00:31:53,648
نه؟ -
آره -

428
00:31:53,748 --> 00:31:55,750
‫باید بشنوم آخرش چی می‌شه.

429
00:31:55,850 --> 00:31:57,384
تو دوست نداری بشنوی؟

430
00:31:57,484 --> 00:31:59,153
شک نکن

431
00:31:59,253 --> 00:32:01,121
هیرو، گذاشتی‌مون توی خماری

432
00:32:01,221 --> 00:32:03,390
‫و این بار کاملاً بیدارم.

433
00:32:03,490 --> 00:32:05,426
‫-عالیه.

434
00:32:05,527 --> 00:32:07,862
‫کجا بودیم؟

435
00:32:07,961 --> 00:32:09,898
اوه، آره

436
00:32:09,997 --> 00:32:12,299
‫رزا و خواهرهاش یه
‫توانایی مخفی داشتن

437
00:32:12,399 --> 00:32:15,102
که مادرشون بهشون یاد داده بود

438
00:32:15,202 --> 00:32:18,740
از نظر همه این مهارت، گناه، شرارت‌بار

439
00:32:18,840 --> 00:32:21,776
و برای زن‌ها کاملا ممنوع بود

440
00:32:28,650 --> 00:32:30,217
سواد داشتن

441
00:32:31,753 --> 00:32:35,623
وایسا، این داستان رزای زیرک که نیست؟

442
00:32:35,678 --> 00:32:37,551
[ رزای زیرک ]

443
00:32:37,692 --> 00:32:39,326
می‌دونی، منم همین فکر رو می‌کردم

444
00:32:39,426 --> 00:32:41,796
،خیلی وقت بود نشنیده بودمش
ولی برادران منقاردار قبلا

445
00:32:41,896 --> 00:32:43,598
مجبورمون می‌کردن بارها و بارها
از حفظ بخونیمش

446
00:32:43,698 --> 00:32:45,767
آره، قافیه‌ها

447
00:32:45,867 --> 00:32:47,802
رزای جادوگر، کتاب‌هاش رو توی چاله
مخفی می‌کرد

448
00:32:47,902 --> 00:32:50,437
و با طلسم‌های متعدد
معشوق‌هاش رو به جهنم می‌فرستاد

449
00:32:50,538 --> 00:32:52,005
‫-بله، مجبور بودم
‫هر هفته از حفظ بخونمش.

450
00:32:52,105 --> 00:32:53,708
اون نیست

451
00:32:55,743 --> 00:32:59,781
‫با اینکه این یه قافیه
‫بامزه واسه بچه‌هاست،

452
00:32:59,881 --> 00:33:02,249
‫این رزا یه زن معمولی بود.

453
00:33:03,952 --> 00:33:06,688
‫-ولی هنوز ممنوعه.

454
00:33:06,788 --> 00:33:08,690
آره

455
00:33:08,790 --> 00:33:12,192
‫اما رزا و خواهرهاش از مهارت‌هاشون
‫برای جادو کردن استفاده نمی‌کردن.

456
00:33:13,393 --> 00:33:17,498
‫ازشون استفاده می‌کردن تا درباره
‫سرزمین‌های دورافتاده‌ی شگفت‌انگیز بخونن

457
00:33:17,599 --> 00:33:20,835
و احساسات و تفکرات‌شون رو
مکتوب کنن

458
00:33:20,935 --> 00:33:23,905
تا افسار قوه تخیل‌شون رو
رها کنن

459
00:33:25,439 --> 00:33:27,876
‫...در حالی که تقریباً هیچوقت
از خونه‌شون بیرون نمی‌رفتن

460
00:33:27,976 --> 00:33:29,409
‫داشتم فکر می‌کردم...

461
00:33:31,613 --> 00:33:34,214
وقتی بابا مجبورمون کرد
ازدواج کنیم، چی کار کنیم؟

462
00:33:36,049 --> 00:33:37,484
کتاب‌هامون چی می‌شن؟

463
00:33:38,452 --> 00:33:41,723
فقط باید مواظب باشیم، همین

464
00:33:41,823 --> 00:33:43,625
خیلی مواظب

465
00:33:47,862 --> 00:33:49,329
‫-قول می‌دم.

466
00:33:51,599 --> 00:33:53,801
‫-پدرشون زود برگشت خونه.

467
00:33:53,902 --> 00:33:55,369
چیزهای قشنگی شنیدم

468
00:33:55,469 --> 00:33:58,272
...و با خودش

469
00:33:58,372 --> 00:34:00,374
یک خواستگار آورد

470
00:34:00,474 --> 00:34:04,177
‫تاجر پولدار از همه
‫دخترها خوشش اومده بود.

471
00:34:04,278 --> 00:34:06,514
‫اما بیشتر از همه،
‫رزا رو دوست داشت.

472
00:34:06,614 --> 00:34:08,950
خیلی دلرباست

473
00:34:09,049 --> 00:34:10,518
نه؟

474
00:34:10,618 --> 00:34:12,386
خیلی ساکت

475
00:34:12,486 --> 00:34:13,521
و مهربونه

476
00:34:13,621 --> 00:34:15,657
شیرین ولی جدیه

477
00:34:17,324 --> 00:34:19,226
از این خیلی خوشم میاد

478
00:34:21,696 --> 00:34:24,999
راستش رزا همچین آدمی نبود

479
00:34:25,098 --> 00:34:28,168
‫درواقع، خیلی بامزه
‫و باهوش بود...

480
00:34:29,671 --> 00:34:32,205
‫...با زبونی تند و
‫ذهنی تیز و برق‌آسا.

481
00:34:33,206 --> 00:34:35,610
‫ولی اون فقط چیزایی رو
‫دید که دلش می‌خواست ببینه.

482
00:34:40,147 --> 00:34:42,416
‫-صبح شده.

483
00:34:42,517 --> 00:34:43,685
راست می‌گه

484
00:34:44,919 --> 00:34:47,154
‫ولی کدوم صبح؟

485
00:34:49,891 --> 00:34:53,360
...مادامی که داستان هیرو ادامه پیدا می‌کرد

486
00:34:53,460 --> 00:34:55,663
به نظرت رزا و خواهرهاش
چی تو سرشونه؟

487
00:34:55,763 --> 00:34:57,364
هیس

488
00:34:57,464 --> 00:34:59,534
چندین شب مثل چند ساعت می‌گذشتن

489
00:35:01,669 --> 00:35:05,272
‫و حرفای هیرو هنوز توی فضا بودن

490
00:35:05,974 --> 00:35:07,274
‫<i>-خیلی دلرباست.</i>

491
00:35:07,374 --> 00:35:08,977
‫<i>فقط باید مراقب باشیم.</i>

492
00:35:09,077 --> 00:35:12,145
به شکلی غیرمنتظره احضار شدم

493
00:35:12,245 --> 00:35:16,316
‫رویاهای چری، که
‫معمولا اضطراب‌آوره...

494
00:35:18,118 --> 00:35:20,588
...یه چیز جدیدی درشون داشتن...

495
00:35:24,324 --> 00:35:26,193
که غافلگیرکننده بودن

496
00:35:29,764 --> 00:35:32,600
‫رویاهای منفرد یه
‫خورده سرراست‌ترن.

497
00:35:48,583 --> 00:35:51,653
‫سوفیای بارور، هدایتم کن.

498
00:35:51,753 --> 00:35:53,588
‫به من بگو چیکار کنم.

499
00:35:55,523 --> 00:35:57,157
شوهرم بهم دست هم نمی‌زنه

500
00:35:57,257 --> 00:35:59,527
و می‌خوام لمس بشم

501
00:35:59,627 --> 00:36:02,229
البته برای بچه‌دار شدن

502
00:36:05,165 --> 00:36:06,734
‫شوهرم کی میاد خونه؟

503
00:36:10,905 --> 00:36:13,206
‫ببخشید. فقط... همین که...

504
00:36:13,306 --> 00:36:14,976
‫چند روزی گذشته.

505
00:36:15,076 --> 00:36:17,011
چند هفته گذشته

506
00:36:17,111 --> 00:36:19,614
‫راستش خبرایی تو این زمینه دارم.

507
00:36:21,883 --> 00:36:23,183
‫به نظر میاد...

508
00:36:23,283 --> 00:36:25,620
‫متأسفانه اصلاً عجله
‫نداره که برگرده خونه.

509
00:36:28,623 --> 00:36:30,457
‫راستش فکر می‌کنم
‫خیلی داره کیف می‌کنه،

510
00:36:30,558 --> 00:36:33,661
‫و حداقل چند ماهی برنمی‌گرده.

511
00:36:40,968 --> 00:36:42,235
‫اوه.

512
00:36:43,571 --> 00:36:45,907
‫ببخشید، چری. من...

513
00:36:47,307 --> 00:36:48,943
‫...فقط پیام‌رسانم.

514
00:36:56,050 --> 00:36:57,919
‫اوهوم.

515
00:36:59,921 --> 00:37:01,589
‫اِه...

516
00:37:01,689 --> 00:37:03,091
‫ببخشید.

517
00:37:18,740 --> 00:37:20,708
منم

518
00:37:20,808 --> 00:37:22,342
‫-اِم، آره.

519
00:37:22,442 --> 00:37:24,779
‫اِه، صبر کن یه لحظه.
‫دارم لباس عوض می‌کنم.

520
00:37:37,125 --> 00:37:39,359
‫می‌تونم بیام داخل؟

521
00:37:40,995 --> 00:37:43,731
‫معذرت می‌خوام،
افتضاحم

522
00:37:43,831 --> 00:37:45,733
‫عیبی نداره.

523
00:37:45,833 --> 00:37:47,400
و هیچ‌وقت افتضاح نیستی

524
00:37:50,037 --> 00:37:52,140
‫منفرد کی خبردار شد؟

525
00:37:52,240 --> 00:37:53,908
گفت امروز

526
00:37:55,076 --> 00:37:56,677
یه راهی برای پشت سر گذاشتنش
پیدا می‌کنیم

527
00:37:57,912 --> 00:37:59,781
‫ناامید نشو. باشه؟

528
00:38:01,916 --> 00:38:03,316
‫حالا...

529
00:38:03,416 --> 00:38:06,154
‫فکر می‌کنی بتونی
با منفرد تنها باشی؟

530
00:38:06,254 --> 00:38:07,622
‫فقط یه کم؟

531
00:39:09,813 --> 00:39:11,173
[ چهار شب گذشت ]

532
00:39:14,222 --> 00:39:17,158
بابت یه‌کم پیش عذر می‌خوام، چری

533
00:39:17,959 --> 00:39:22,429
...‫جروم ازم خواست ازت مراقبت کنم و

534
00:39:22,530 --> 00:39:24,565
‫...احساس می‌کنم
که نا امیدش کردم

535
00:39:32,472 --> 00:39:34,976
‫هرچند امیدوار بودم که...

536
00:39:35,076 --> 00:39:38,846
‫بودن من یه جور حواست رو پرت کنه.

537
00:39:42,617 --> 00:39:44,652
‫این چیزی نیست که تو بتونی حلش کنی.

538
00:39:48,455 --> 00:39:51,759
‫من و جروم، باید یه
‫خانواده تشکیل بدیم،

539
00:39:51,859 --> 00:39:53,761
‫فوری.

540
00:39:55,029 --> 00:39:57,397
آره، مطمئنم برادران منقاردار

541
00:39:57,497 --> 00:39:59,432
صبرشون داره لبریز می‌شه

542
00:40:00,368 --> 00:40:01,936
‫دقیقاً.

543
00:40:06,207 --> 00:40:08,109
امکانش هست همین الان حامله باشی؟

544
00:40:12,079 --> 00:40:13,281
‫مطمئنی نیستی؟

545
00:40:13,381 --> 00:40:15,182
‫بعضی وقتا نشون
‫دادن‌ش طول می‌کشه.

546
00:40:15,283 --> 00:40:16,951
غیرممکنه

547
00:40:17,051 --> 00:40:19,553
‫چرا؟ چرا غیرممکنه؟

548
00:40:23,024 --> 00:40:24,191
...‫صبر کن. تو و جروم تاحالا

549
00:40:24,292 --> 00:40:26,027
‫-شام آماده‌ست.

550
00:40:27,427 --> 00:40:28,829
گرسنه‌م نیست

551
00:40:29,897 --> 00:40:32,800
می‌شه به جاش داستان رو
تموم کنی؟

552
00:40:32,900 --> 00:40:34,502
‫-البته.

553
00:40:36,304 --> 00:40:39,173
توی عبادتگاه. اول باید دعا کنم

554
00:40:45,780 --> 00:40:47,915
‫زنم یه نمونه کامل از پاکدامنیه.

555
00:40:49,417 --> 00:40:50,785
‫گرسنه‌اید، قربان؟

556
00:40:54,522 --> 00:40:57,358
اصلاً

557
00:40:57,457 --> 00:40:59,160
‫قصه رو تموم کن.

558
00:40:59,260 --> 00:41:02,396
بدجوری دلم می‌خواد بدونم
تاجر به خواسته‌ش می‌رسه یا نه

559
00:41:02,495 --> 00:41:05,032
آره، احتمالا این حجم از انتظار
داره می‌کشتت

560
00:41:06,300 --> 00:41:07,802
چند وقته اینجایی

561
00:41:07,902 --> 00:41:10,972
و منتظری بشنوی بعدش چی می‌شه؟

562
00:41:11,072 --> 00:41:15,409
‫هیرو دقیقاً نمی‌دونه این
مرد خودخواه چه هدفی داره

563
00:41:15,509 --> 00:41:18,112
ولی قراره ته‌توش رو دربیاره

564
00:41:19,479 --> 00:41:21,115
‫خب بعدش چی میشه؟

565
00:41:23,117 --> 00:41:24,752
‫-خب...

566
00:41:24,852 --> 00:41:27,421
‫رُزا و تاجر ازدواج کردن.

567
00:41:29,156 --> 00:41:32,159
‫تا حالا واقعاً با هیچ
‫مردی حرف نزده بود،

568
00:41:32,259 --> 00:41:34,362
‫جز باباش.

569
00:41:34,462 --> 00:41:35,930
پس ‫وقتی یه تاجر خوشتیپ
ظاهر می‌شه

570
00:41:36,030 --> 00:41:39,200
‫با تعریف‌هاش و نگاهش...

571
00:41:39,300 --> 00:41:40,701
به خونه‌ی جدیدت خوش اومدی

572
00:41:40,801 --> 00:41:42,336
‫-...هیچ شانسی نداره.

573
00:41:49,343 --> 00:41:51,612
به خودت بیا -
هرچقدرم می‌خواد طول بکشه -

574
00:41:51,712 --> 00:41:53,280
‫همه چی درست می‌شه. مگه نه؟

575
00:41:53,381 --> 00:41:55,249
‫فردا، یه شروع تازه‌س.

576
00:41:57,651 --> 00:42:00,588
‫از بین همه داستان‌ها
‫که می‌تونست انتخاب کنه،

577
00:42:00,688 --> 00:42:03,691
همین یکی رو انتخاب کرده بود

578
00:42:03,791 --> 00:42:05,693
‫-می‌دونم ممنوعه‌ست

579
00:42:05,793 --> 00:42:08,729
اما داستان سنگ‌های رقصان رو شنیدین؟

580
00:42:08,829 --> 00:42:10,698
‫فکر کنم اون خواهرها
‫بی‌باک‌ترین زن‌هایی هستن

581
00:42:10,798 --> 00:42:13,100
که دیدم -
موافقم -

582
00:42:13,200 --> 00:42:16,370
‫یه قفل مخفی زیر کمد لباست هست

583
00:42:16,937 --> 00:42:18,973
هرچیزی که لازم داری توشه

584
00:42:21,842 --> 00:42:23,844
‫دلم برات خیلی تنگ می‌شه.

585
00:42:25,780 --> 00:42:28,883
پیشنهاد می‌کنم

586
00:42:28,983 --> 00:42:33,120
انجمن راویان مخفی رو تشکیل بدیم

587
00:42:34,221 --> 00:42:36,924
‫تنها کاری که بهمون
‫اجازه دادن بکنیم چیه؟

588
00:42:37,758 --> 00:42:38,926
ملیله دوزی -
ملیله دوزی -

589
00:42:39,026 --> 00:42:41,530
‫نه می‌تونیم بنویسیم
‫نه می‌تونیم بخونیم.

590
00:42:41,629 --> 00:42:43,664
‫ولی ما داستان‌هایی
‫برای گفتن داریم.

591
00:42:43,764 --> 00:42:44,965
‫این چیه؟

592
00:42:45,933 --> 00:42:48,602
هیس، جای نگرانی نیست

593
00:42:51,172 --> 00:42:52,640
‫دوستت دارم.

594
00:42:54,942 --> 00:42:58,846
‫-ما تار و پود قصه‌های
‫خواهرها رو می‌بافیم...

595
00:43:01,415 --> 00:43:06,220
‫...و هر داستان دیگه‌ای که شنیدیم

596
00:43:06,320 --> 00:43:08,422
‫تا زمانی که داستان‌هامون تموم شه.

597
00:43:13,861 --> 00:43:16,230
داریم کجا می‌ریم؟

598
00:43:16,330 --> 00:43:18,199
باید برم سراغ سرخس‌ها

599
00:43:18,299 --> 00:43:21,602
تازه، بهتره این بخش از داستان
بیرون تعریف بشه

600
00:43:23,637 --> 00:43:26,273
‫سؤال عجیبیه، اما...

601
00:43:26,373 --> 00:43:27,875
امروز چندمه؟

602
00:43:31,312 --> 00:43:32,680
‫یعنی چی؟

603
00:43:34,782 --> 00:43:36,750
‫-از وقتی رسیدم، خب...

604
00:43:36,851 --> 00:43:38,719
‫چند شب گذشته؟

605
00:43:38,819 --> 00:43:41,255
‫پنجاه شب، قربان.

606
00:43:41,590 --> 00:43:45,493
‫این غیرممکنه.

607
00:43:45,594 --> 00:43:47,695
‫- شاید اشتباه می‌کنم.
‫- اشتباه نمی‌کنه.

608
00:43:55,169 --> 00:43:57,438
‫-چری...

609
00:43:57,539 --> 00:43:59,974
‫اِهِ...

610
00:44:00,074 --> 00:44:03,110
مادامی که هیرو به اون چیزه می‌رسه

611
00:44:04,645 --> 00:44:06,680
‫...می‌تونم باهات حرف بزنم؟

612
00:44:06,780 --> 00:44:08,682
‫آه، فقط یه لحظه؟

613
00:44:08,782 --> 00:44:10,017
جای دوری نمی‌ریم

614
00:44:14,722 --> 00:44:16,591
‫باشه.

615
00:44:16,690 --> 00:44:18,726
خیلی‌خب

616
00:44:19,960 --> 00:44:22,229
‫فقط یه لحظه طول می‌کشه.

617
00:44:38,846 --> 00:44:41,148
خیلی خجالت‌زده‌م

618
00:44:43,552 --> 00:44:45,654
اونجوری نگاه‌م نکن

619
00:44:51,492 --> 00:44:53,394
‫نباید بهت می‌گفتم.

620
00:44:53,494 --> 00:44:56,330
‫نگفتی. حدس زدم.

621
00:44:57,164 --> 00:45:00,034
‫و تو آبروی جروم رو نبُردی.

622
00:45:00,134 --> 00:45:02,836
‫راستش داشتم فکر می‌کردم،
‫و نمی‌دونم شاید این...

623
00:45:02,937 --> 00:45:04,772
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خواست.

624
00:45:06,840 --> 00:45:08,742
‫منظورت چیه؟

625
00:45:08,842 --> 00:45:10,744
اولش از نظرم غیرممکن بود

626
00:45:10,844 --> 00:45:11,979
می‌گفتم دوستم جروم
اینجوری نیست

627
00:45:12,079 --> 00:45:15,049
این کار خیلی مکارانه‌ست

628
00:45:16,083 --> 00:45:19,753
‫بعدش گفتم، خب...

629
00:45:19,853 --> 00:45:22,323
‫یه زن خوشگل داره،

630
00:45:22,423 --> 00:45:23,958
‫و با اینکه می‌گه دنبال یه وارثه،

631
00:45:24,058 --> 00:45:26,093
‫هنوز با زنش ارتباط نگرفته.

632
00:45:26,193 --> 00:45:29,496
و حالا رفته

633
00:45:29,598 --> 00:45:30,965
و خدا می‌دونه کی برمی‌گرده

634
00:45:31,065 --> 00:45:33,300
‫می‌دونم چقدر تحت فشاری.

635
00:45:33,400 --> 00:45:34,802
عجیبه

636
00:45:37,304 --> 00:45:38,906
‫شاید...

637
00:45:39,006 --> 00:45:41,842
ناتوانه

638
00:45:41,942 --> 00:45:45,779
و می‌دونه که بچه‌دار شدنش غیرممکنه

639
00:45:45,879 --> 00:45:47,448
ولی روش نمی‌شه بگه

640
00:45:49,183 --> 00:45:51,418
و شاید هم می‌دونه که من

641
00:45:51,519 --> 00:45:53,120
ناتوان نیستم

642
00:45:53,220 --> 00:45:56,558
و تو رو پیشم تنها گذاشته که خودم

643
00:45:56,658 --> 00:45:58,560
این قضیه رو حل کنم

644
00:46:06,233 --> 00:46:08,235
...بگذریم

645
00:46:09,236 --> 00:46:11,238
امیدوارم اشتباه فهمیده باشم

646
00:46:13,073 --> 00:46:15,710
...چون تو لیاقتت

647
00:46:15,809 --> 00:46:18,412
خیلی خیلی بیش‌تره

648
00:46:33,927 --> 00:46:36,063
‫حالت خوبه؟

649
00:46:36,163 --> 00:46:38,265
‫دیشب نگرانتم بودم.

650
00:46:39,900 --> 00:46:41,201
‫-ببخشید.

651
00:46:42,336 --> 00:46:44,271
نیازی به عذرخواهی نیست

652
00:46:52,880 --> 00:46:54,882
‫تا حالا دلت خواسته ازدواج کنی؟

653
00:46:56,518 --> 00:46:57,885
‫نه.

654
00:46:59,153 --> 00:47:01,288
برای من گزینه قابل انتخابی نبوده

655
00:47:05,459 --> 00:47:07,161
‫بینهایت دلم می‌خواست.

656
00:47:08,530 --> 00:47:11,365
‫همه‌ش بهم می‌گفتن
این برام بهترین چیزه

657
00:47:12,866 --> 00:47:15,002
‫ولی واضحاً توش وحشتناکم.

658
00:47:16,003 --> 00:47:17,871
شوهرم اصلا نمی‌خوادم

659
00:47:17,971 --> 00:47:20,374
‫تقصیر تو نیست.

660
00:47:20,474 --> 00:47:21,942
چطور اینقدر مطمئنی؟

661
00:47:23,911 --> 00:47:25,412
‫مطمئنم.

662
00:47:29,483 --> 00:47:31,519
چه حسی داره؟

663
00:47:31,619 --> 00:47:33,588
‫چی؟

664
00:47:33,688 --> 00:47:35,956
‫خواستنی بودن.

665
00:47:36,056 --> 00:47:40,127
کاری که یه مرد برای بچه‌دار شدن می‌کنه

666
00:47:40,227 --> 00:47:43,030
چه حسی داره؟

667
00:47:43,130 --> 00:47:45,800
خب، من تجربه‌ی زیادی
توی بچه ساختن ندارم

668
00:47:45,899 --> 00:47:49,671
ولی توی خواستنی بودن

669
00:47:49,771 --> 00:47:51,405
‫یه خرده تجربه دارم.

670
00:47:53,708 --> 00:47:55,309
بگو

671
00:48:00,849 --> 00:48:02,883
پاشو

672
00:48:04,753 --> 00:48:07,154
...خیلی‌خب

673
00:48:08,455 --> 00:48:12,627
‫اول، خب، دستت رو می‌گیرن.

674
00:48:15,195 --> 00:48:17,464
و همچین می‌کنن

675
00:48:19,734 --> 00:48:21,536
دیگه چی؟

676
00:48:21,636 --> 00:48:23,070
‫-خب...

677
00:48:23,170 --> 00:48:28,108
...همچین کاری

678
00:48:28,208 --> 00:48:29,910
می‌کنن

679
00:48:33,815 --> 00:48:36,518
‫تا حالا کسی این کارو کرده؟

680
00:48:36,618 --> 00:48:38,252
‫نه.

681
00:48:39,587 --> 00:48:43,023
...اون

682
00:48:46,994 --> 00:48:48,596
...این کار

683
00:48:52,299 --> 00:48:53,967
چی؟

684
00:49:06,848 --> 00:49:08,482
...دلت

685
00:49:08,583 --> 00:49:09,983
همچین چیزی می‌خواد؟

686
00:49:12,419 --> 00:49:14,689
‫حس خوبی داره.

687
00:49:14,789 --> 00:49:16,457
‫خوبه.

688
00:49:21,128 --> 00:49:23,330
دیگه چی کار می‌کنن؟

689
00:49:23,731 --> 00:49:24,965
‫-خب...

690
00:49:27,802 --> 00:49:30,404
‫اگه جای اونا بودم...

691
00:49:32,172 --> 00:49:33,708
‫...من، یعنی...

692
00:49:36,143 --> 00:49:39,346
‫...آروم پیش می‌رفتم.

693
00:49:54,094 --> 00:49:56,296
...بعدش صبر می‌کردم

694
00:49:58,332 --> 00:50:01,401
فقط واسه یه لحظه

695
00:50:02,336 --> 00:50:05,907
...بعد اگه برمی‌گشتی طرفم

696
00:50:06,006 --> 00:50:08,442
می‌فهمیدم تو بیش‌تر خواهانشی

697
00:50:37,437 --> 00:50:40,073
بابت موهام ممنون

698
00:50:53,120 --> 00:50:54,589
‫-خب...

699
00:51:00,895 --> 00:51:03,965
وقتی بردمن مخالف تنهایی بیرون رفتن زن‌ها

700
00:51:04,064 --> 00:51:05,800
...بعد از وقت چای‌خوری بوده

701
00:51:09,336 --> 00:51:11,539
می‌شه تصور کرد که نظرش
درباره این کار چیه

702
00:51:16,376 --> 00:51:17,812
پس دوستن

703
00:51:19,212 --> 00:51:21,649
دوست‌های خوب

704
00:51:21,749 --> 00:51:23,651
پیدات کردم

705
00:51:28,856 --> 00:51:29,991
قدم بزنیم؟

706
00:51:30,123 --> 00:51:32,259
باشه

707
00:51:33,561 --> 00:51:35,597
فقط دوست

708
00:51:47,775 --> 00:51:50,712
امروز که تنهایی وقت گذروندیم
خوش گذشت

709
00:51:51,980 --> 00:51:55,583
‫...و امیدوارم خیلی
‫سخت نباشه برات.

710
00:51:57,552 --> 00:51:58,853
‫نه، قربان.

711
00:51:59,921 --> 00:52:01,221
منفرد صدام کن

712
00:52:09,097 --> 00:52:10,598
خیلی‌خب

713
00:52:20,407 --> 00:52:22,175
شب خوبی داشته باشی

714
00:52:23,945 --> 00:52:26,547
‫هرچند...

715
00:52:26,648 --> 00:52:29,717
هنوز کنجکاوم اتاقت رو ببینم

716
00:52:30,585 --> 00:52:32,887
‫زیباترین اتاق خونه رو

717
00:52:35,723 --> 00:52:37,125
اجازه هست؟

718
00:52:38,760 --> 00:52:40,995
‫-اوه...

719
00:52:41,095 --> 00:52:42,964
‫باشه.

720
00:52:43,064 --> 00:52:44,297
‫اما فقط یه لحظه.

721
00:52:44,398 --> 00:52:47,602
زود می‌رم

722
00:52:53,107 --> 00:52:55,475
هیرو

723
00:52:57,377 --> 00:52:59,547
‫می‌خواست معماری رو ببینه.

724
00:52:59,647 --> 00:53:02,684
آره، از اون چیزی که فکر می‌کردم هم قشنگ‌تره

725
00:53:06,020 --> 00:53:07,555
کارت تمومه؟

726
00:53:07,655 --> 00:53:08,956
‫-آره.

727
00:53:09,057 --> 00:53:12,325
ولی داستان رو تموم نکردیم

728
00:53:12,426 --> 00:53:15,563
‫تاجر داشت می‌فهمید راز رزا چیه.

729
00:53:15,663 --> 00:53:17,165
راستش می‌خواستیم یه نوشیدنی بخوریم

730
00:53:17,264 --> 00:53:18,198
عالی می‌شه

731
00:53:18,298 --> 00:53:19,266
‫فقط دو تا لیوان دارم

732
00:53:19,366 --> 00:53:21,169
می‌تونم از فلاسک بخورم

733
00:53:21,268 --> 00:53:24,471
مادامی که از سرنوشت رزا می‌گم

734
00:53:29,177 --> 00:53:30,845
‫هر چی خانم بخواد.

735
00:53:35,683 --> 00:53:38,485
‫اوه، خب...

736
00:53:38,586 --> 00:53:42,222
‫خب، نباید یه داستان
‫نیمه‌کاره بمونه.

737
00:53:43,791 --> 00:53:45,693
‫موافقم.

738
00:53:48,730 --> 00:53:50,531
‫حالا...

739
00:53:54,802 --> 00:53:56,504
‫...کجا بودیم؟

740
00:53:56,604 --> 00:53:59,974
‫فکر کنم تاجر تازه
‫داشت به رزا دلداری می‌داد.

741
00:54:03,945 --> 00:54:08,281
‫خب، آره، میشه گفت یه
‫جورایی بهش دلداری داد.

742
00:54:09,382 --> 00:54:12,220
‫اونقدر خوب دلداریش
‫داد که رزا اون حس ترسی

743
00:54:12,319 --> 00:54:14,387
که مدت‌ها داشت رو فراموش کرد

744
00:54:16,289 --> 00:54:18,425
خونه‌ی جدیدش توی شهر بزرگ رو دوست داشت

745
00:54:21,361 --> 00:54:23,898
‫اونم کم‌کم عاشق شوهرش شده بود.

746
00:54:23,998 --> 00:54:25,465
‫و اون چند ماه اول،

747
00:54:25,566 --> 00:54:27,969
‫تقریبا رازی که داشت رو یادش رفته بود

748
00:54:30,705 --> 00:54:31,939
تقریبا

749
00:54:37,545 --> 00:54:40,214
ولی مخفی نگه داشتن رازش
از کسی که عاشقش بود

750
00:54:40,313 --> 00:54:42,717
باعث می‌شد بیش‌تر و بیش‌تر
احساس تنهایی بکنه

751
00:54:42,817 --> 00:54:46,453
‫و یه شب که یه باد
‫سرد از دریا وزید،

752
00:54:46,554 --> 00:54:48,589
رزا یاد خواهرهاش افتاد

753
00:55:01,780 --> 00:55:07,658
«دوستت دارم:

754
00:55:17,018 --> 00:55:18,920
بنال

755
00:55:21,756 --> 00:55:22,790
‫چی نوشته بود؟

756
00:55:23,925 --> 00:55:26,894
‫اون طلسمی که روی
‫پنجره نوشتی چی بود؟

757
00:55:27,394 --> 00:55:28,930
سواد خوندن نداری؟

758
00:55:29,030 --> 00:55:30,463
‫دارم می‌گی احمقَم؟!

759
00:55:30,565 --> 00:55:32,600
‫نه. این جادو نبود.

760
00:55:32,700 --> 00:55:34,635
فقط نوشتم دوستت دارم، همین

761
00:55:46,781 --> 00:55:48,448
‫دروغگو!

762
00:55:49,217 --> 00:55:51,118
‫فاحشه.

763
00:55:52,753 --> 00:55:53,888
‫جادوگر.

764
00:55:55,523 --> 00:55:56,824
حدس می‌زنم خواهرهات هم همینجورین

765
00:55:56,924 --> 00:55:59,060
نه، فقط من اینجوریم

766
00:56:04,131 --> 00:56:06,000
‫لطفا، فقط من اینجوریم!

767
00:56:06,100 --> 00:56:09,402
‫ولی برای اون فقط
گیر انداختن رزا کافی نبود

768
00:56:10,037 --> 00:56:13,373
ولی خیلی زود، یه نامه
که مهر برادران منقاردار

769
00:56:13,473 --> 00:56:15,843
روش خورده بود، رسید
به خونه‌ی کوچیک کنار دریا

770
00:56:16,911 --> 00:56:20,081
گیرنده: خواهران رزای جادوگر

771
00:56:20,181 --> 00:56:23,351
اگه دارید این رو می‌خونید، یعنی خواهرتون

772
00:56:23,450 --> 00:56:27,221
فراتر از حد تصور شوهرش
دروغ گفته بود

773
00:56:27,321 --> 00:56:29,156
‫بهش ظلم کرد.
فقط خودم اینجوریم -

774
00:56:29,257 --> 00:56:30,925
‫ولی ما بخشنده‌ایم.

775
00:56:31,025 --> 00:56:33,094
‫اگه خودتونو تحویل بدید و توبه کنید

776
00:56:33,194 --> 00:56:35,029
«بهش رحم می‌کنیم

777
00:56:36,631 --> 00:56:39,066
‫و حتی با این که خواهرها هیچ
فکر نمی‌کردن

778
00:56:39,166 --> 00:56:41,502
رزا رو آزاد کنن

779
00:56:41,602 --> 00:56:44,705
‫می‌دونستن چیکار باید بکنن.

780
00:56:57,785 --> 00:57:01,055
‫ما خواهراى رزا هستيم.

781
00:57:01,155 --> 00:57:03,456
و اومدیم که ببریمش خونه

782
00:57:07,395 --> 00:57:09,096
‫- می‌دونیم این یه تله‌ست.
‫- زودتر تمومش کنید.

783
00:57:21,676 --> 00:57:26,647
‫-این زن‌ها متهم به
‫کتاب خوندن،

784
00:57:26,747 --> 00:57:30,483
‫انجام جادوگری و طلسم هستن

785
00:57:30,584 --> 00:57:33,387
شاهدها دیدن که در اعمال غیرطبیعیِ

786
00:57:33,486 --> 00:57:37,158
جادو مشارکت داشتن

787
00:57:37,792 --> 00:57:40,695
‫کلمات خوشگلن.

788
00:57:40,795 --> 00:57:43,130
‫ما دقیقا به اندازه هر آدم
‫دیگه‌ای نسبت بهشون حق داریم

789
00:57:43,230 --> 00:57:45,498
نپر وسط حرفم

790
00:57:47,301 --> 00:57:49,737
‫به عنوان تنبیه،

791
00:57:49,837 --> 00:57:53,374
‫قراره از پرتگاه بزرگ پرت بشن

792
00:57:53,473 --> 00:57:55,543
تا بمیرن

793
00:57:56,577 --> 00:57:57,979
چی؟

794
00:57:59,814 --> 00:58:01,349
ولی فکر می‌کردم این داستان
با داستان رزای زیرک

795
00:58:01,449 --> 00:58:03,351
فرق داره -
فرق داره -

796
00:58:03,451 --> 00:58:05,619
ولی اونا جادوگر بودن

797
00:58:05,720 --> 00:58:06,921
رزا جادو نکرد

798
00:58:07,021 --> 00:58:08,889
‫اون نوشت: «دوست دارم.»

799
00:58:08,990 --> 00:58:10,424
مشخصاً توی انجامش زیرک نبوده

800
00:58:10,558 --> 00:58:12,126
ولی پایانش همونجوریه

801
00:58:12,226 --> 00:58:13,861
‫نه، اینطور نیست.

802
00:58:13,961 --> 00:58:16,597
اون حاضر نبود از علاقه‌ش، وقار

803
00:58:16,697 --> 00:58:18,966
و خواهرهاش دست بکشه

804
00:58:19,066 --> 00:58:21,635
به خواست بردمن

805
00:58:21,736 --> 00:58:24,171
به خواست بردمن

806
00:58:33,547 --> 00:58:35,349
چرا اومدین؟

807
00:58:39,787 --> 00:58:41,956
نمی‌تونستیم بذاریم تنهایی
انجامش بدیم

808
00:59:11,685 --> 00:59:14,021
هیس، بس کن

809
00:59:24,298 --> 00:59:26,834
برای تماشای اعدامش
کنارت خواهم بود

810
00:59:36,343 --> 00:59:38,446
همه‌چیز مرتبه؟

811
00:59:38,547 --> 00:59:39,847
‫-هوم؟

812
00:59:41,849 --> 00:59:44,318
‫آره. آره. آره، البته.

813
00:59:47,054 --> 00:59:50,024
‫دیشب اصلاً نخوابیدم.

814
00:59:53,461 --> 00:59:55,029
‫تاجره چی شد؟

815
00:59:58,099 --> 00:59:59,133
‫-چی گفتی؟

816
01:00:01,503 --> 01:00:05,172
‫خب، وقتی رزا و
‫خواهرهاش فوت کردن،

817
01:00:05,272 --> 01:00:06,607
نگفتی عاقبتش چی می‌شه

818
01:00:12,713 --> 01:00:16,617
‫تاجر یک ماه بعد
‫دوباره ازدواج کرد.

819
01:00:19,753 --> 01:00:22,389
‫یه خرده حس عجیبی دارم.
‫میشه یه‌کم آب بهم بدی، لطفاً؟

820
01:00:26,293 --> 01:00:27,428
‫ممنونم.

821
01:00:27,529 --> 01:00:29,029
‫-خواهش می‌کنم.
‫-خواهش می‌کنم.

822
01:00:51,485 --> 01:00:53,187
‫منفرد اینجا می‌مونه

823
01:00:53,287 --> 01:00:56,023
تا مادامی که من نیستم مراقبت باشه

824
01:01:00,161 --> 01:01:02,930
قطعاً تاجره احساس پشیمونی می‌کرده

825
01:01:03,964 --> 01:01:06,400
اینطور بوده باشه هم ابرازش نکرده

826
01:01:09,703 --> 01:01:11,939
‫می‌دونی، این ‫پایانِ داستان نیست.

827
01:01:12,039 --> 01:01:15,009
‫این اولین باری نبود که تاجر
‫زنش رو از دست می‌داد.

828
01:01:16,944 --> 01:01:20,447
زن اولش تحت شرایط مرموزی غرق شده بود

829
01:01:21,715 --> 01:01:24,553
اونقدر از نظر تاجر خوشگل بود

830
01:01:24,653 --> 01:01:26,453
که نمی‌خواست حروم بشه

831
01:01:28,756 --> 01:01:30,925
‫بدنش رو به یه چنگ‌نواز داد

832
01:01:31,025 --> 01:01:33,227
که می‌دونست باید باهاش چی کار بکنه

833
01:01:34,094 --> 01:01:35,863
موهای لطیفش رو شست

834
01:01:35,963 --> 01:01:38,332
گذاشتش زیر نور آفتاب تا خشک بشه
و برق بزنه

835
01:01:38,432 --> 01:01:40,100
‫تقصیر من نیست...

836
01:01:40,201 --> 01:01:44,004
بعدش استخوان‌هاش رو اون‌قدر شست
که برق می‌زدن

837
01:01:44,104 --> 01:01:49,243
بعدش آروم و با دقت
ازش یه چنگ ساخت

838
01:01:49,343 --> 01:01:52,179
موهای بلندش رو زه چنگ کرد

839
01:01:52,279 --> 01:01:55,015
و وقتی چنگ در عروسی رزا
نواخته شد

840
01:01:55,115 --> 01:01:59,053
یه آوای خارق العاده و غم‌انگیز داشت

841
01:01:59,621 --> 01:02:01,690
‫اما رزا هشدار رو نشنید.

842
01:02:08,762 --> 01:02:11,165
‫وضع منفرد داره بدتر می‌شه.

843
01:02:17,204 --> 01:02:18,839
...تو

844
01:02:18,939 --> 01:02:21,108
این همه مدت؟

845
01:02:22,076 --> 01:02:23,444
آره

846
01:02:27,147 --> 01:02:28,849
تو بالاتر از قوانین نیستی، هیرو

847
01:02:30,985 --> 01:02:32,886
باور کن می‌دونم

848
01:02:32,987 --> 01:02:34,623
‫ببین، بذار اول
‫داستان رو تموم کنم.

849
01:02:34,723 --> 01:02:36,890
‫دیگه وقت شنیدنِ قصه‌هات رو ندارم

850
01:02:40,828 --> 01:02:43,864
‫بدترین قسمت ماجرا اینه که
‫می‌دونی آخرش چی می‌شه.

851
01:03:10,525 --> 01:03:12,192
می‌شه بیام تو؟

852
01:03:24,338 --> 01:03:26,775
‫ببخشید... من...

853
01:03:26,874 --> 01:03:28,809
وضعم افتضاحه

854
01:03:31,613 --> 01:03:33,213
کابوس‌های شدیدی می‌بینم

855
01:03:45,492 --> 01:03:46,927
چی شده؟

856
01:03:48,563 --> 01:03:50,064
‫-فکر کنم راست می‌گی.

857
01:03:58,573 --> 01:04:01,308
‫اگه نیت شوهرم همونی
‫باشه که تو می‌گی...

858
01:04:04,411 --> 01:04:05,913
...پس باید...

859
01:04:06,013 --> 01:04:08,750
‫قبل از اینکه برگرده،
‫یه وارث درست کنیم.

860
01:04:17,991 --> 01:04:19,960
‫اون کاری که دلش
‫می‌خواد رو می‌کنه.

861
01:04:21,495 --> 01:04:22,797
‫اون من رو نمی‌خواد.

862
01:04:35,142 --> 01:04:37,177
باورش سخته

863
01:05:24,526 --> 01:05:26,326
‫اگه می‌تونستم...

864
01:05:26,427 --> 01:05:28,530
تا مدت‌ها دنبالت می‌اومدم، چری

865
01:05:31,098 --> 01:05:33,200
شاید تنها

866
01:05:41,341 --> 01:05:43,444
خیلی تنها

867
01:05:53,187 --> 01:05:56,223
این دیگه چه گه کاری‌ایه؟

868
01:05:58,158 --> 01:06:00,961
‫جروم. زود اومدی خونه.

869
01:06:01,061 --> 01:06:03,665
‫-نه، زود نیومدم. صد شب گذشته.

870
01:06:04,398 --> 01:06:06,668
متاسفانه حق با جرومه

871
01:06:17,298 --> 01:06:19,451
[ شب صدم ]

872
01:06:19,914 --> 01:06:22,015
‫هیس.

873
01:06:25,152 --> 01:06:27,087
‫باشه، تو بردی.

874
01:06:27,988 --> 01:06:30,324
‫-بردی؟
‫-خفه شو، هرزه!

875
01:06:34,929 --> 01:06:38,098
قول قوله و پای حرفم هستم

876
01:06:39,099 --> 01:06:41,335
قلعه برای خودت

877
01:06:41,435 --> 01:06:43,638
اما آبروم رو نمی‌بری

878
01:06:43,738 --> 01:06:45,105
باشه؟

879
01:06:48,275 --> 01:06:51,078
...ولی متاسفانه تو رو

880
01:06:51,178 --> 01:06:54,248
باید توی اتاقت حبس کنیم
...تا زمانی که

881
01:06:54,348 --> 01:06:57,050
بفهمیم گناهت برای ثبت در آمار عمومی چیه

882
01:06:57,150 --> 01:06:59,721
‫- نه.
‫- نه؟

883
01:07:00,822 --> 01:07:04,526
هم قلعه‌ت رو می‌گیرم، هم چری رو

884
01:07:04,626 --> 01:07:05,994
‫عاشقشم.

885
01:07:13,968 --> 01:07:15,670
‫عشق؟

886
01:07:15,770 --> 01:07:18,640
گفتی برای تماشای اعدامش
کنارم خواهی بود

887
01:07:20,842 --> 01:07:22,911
واسه قبل از شناختنت بود

888
01:07:23,011 --> 01:07:24,946
‫من الآن فرق کردم.

889
01:07:25,045 --> 01:07:26,981
‫- نگهبان‌ها؟
‫- نه.

890
01:07:30,885 --> 01:07:33,153
چری هیچ دخلی توی این ماجرا نداشت

891
01:07:34,522 --> 01:07:36,524
من جادوش کردم

892
01:07:36,624 --> 01:07:38,158
‫با اینا.

893
01:07:39,761 --> 01:07:41,696
‫داستا‌ن‌های ممنوعه.

894
01:07:41,796 --> 01:07:43,665
مسئولیتش فقط و فقط با منه

895
01:07:43,765 --> 01:07:46,400
‫چری هیچ نقشی توش نداشت.

896
01:07:46,501 --> 01:07:49,469
...بی سروصدا می‌رم، فقط لطفا

897
01:07:49,571 --> 01:07:51,171
‫بهش آسیب نرسون.

898
01:07:54,474 --> 01:07:58,646
‫ببین، چیری هم مثل
‫من قربونی جادوئه.

899
01:07:59,013 --> 01:08:00,815
‫حتی خودت هم دل‌ت
‫نمی‌خوادش، جِروم.

900
01:08:00,915 --> 01:08:03,417
هیچ‌وقت هم‌بستر نشدین

901
01:08:03,518 --> 01:08:05,319
حقیقت شرم‌آوری که قلعه
و چری رو بهم بدی

902
01:08:05,419 --> 01:08:08,723
به کسی نمی‌گم

903
01:08:10,190 --> 01:08:12,292
‫می‌خوام نگهش دارم.

904
01:08:13,493 --> 01:08:15,797
فکر کنم لایق یه شروع تازه هستم

905
01:08:16,496 --> 01:08:19,801
صبور بودم و به حرف‌هات گوش دادم

906
01:08:19,901 --> 01:08:22,135
خیلی گوش دادم

907
01:08:22,235 --> 01:08:23,905
و اگه به خاطر داستان‌های جادویی نبود

908
01:08:24,005 --> 01:08:25,740
منصفانه برنده می‌شدم

909
01:08:25,840 --> 01:08:27,140
بس کنید

910
01:08:28,342 --> 01:08:30,812
همه‌تون بس کنید

911
01:08:33,047 --> 01:08:35,550
‫هنوز اینجام، باشه؟ نمردم هنوز.

912
01:08:40,755 --> 01:08:42,991
‫قرار نبود هیچ اتفاق
‫خاصی برام بیفته.

913
01:08:46,360 --> 01:08:49,463
‫قرار بود ازدواج کنم، بچه‌دار شم،

914
01:08:49,564 --> 01:08:52,800
به‌گمونم ملیله‌دوزی کنم و بعدش بمیرم

915
01:08:56,236 --> 01:08:58,438
آشنایی با تو

916
01:08:58,539 --> 01:09:01,809
شنیدن داستان زن‌هایی که
خواسته‌های بیش‌تری داشتن

917
01:09:01,909 --> 01:09:04,444
این بزرگ‌ترین ماجراجویی زندگیم بوده

918
01:09:07,682 --> 01:09:10,317
‫وقتی کتابای سرّیت رو
‫پیدا کردم، واقعاً ترسیدم.

919
01:09:12,152 --> 01:09:14,187
ولی بیش‌تر حسودیم شد

920
01:09:14,287 --> 01:09:17,025
‫چون دلم خواست زندگی
‫شجاعانه‌تری داشته باشم.

921
01:09:23,631 --> 01:09:27,234
پس... بذار بگم

922
01:09:30,638 --> 01:09:31,906
‫دوستت دارم، هیرو.

923
01:09:37,979 --> 01:09:41,448
،اگه اون رو سر به نیست کنی
باید منم سر به نیست کنی

924
01:09:50,825 --> 01:09:53,761
‫وای.

925
01:09:53,861 --> 01:09:56,030
‫خب...

926
01:09:56,130 --> 01:09:58,599
فکر کنم از وقتی رفتم

927
01:09:58,700 --> 01:10:00,535
اوضاع به هم ریخته، نه؟

928
01:10:03,838 --> 01:10:06,406
‫خب، فکر کنم این، یعنی،

929
01:10:06,507 --> 01:10:08,710
‫این قضیه رو بینمون روشن می‌کنه.

930
01:10:11,244 --> 01:10:12,680
نگهبان‌ها

931
01:10:12,780 --> 01:10:14,247
‫جروم.
برادران منقاردار رو خبر کنید -

932
01:10:14,347 --> 01:10:16,084
‫-جروم، وایسا.

933
01:10:16,184 --> 01:10:18,086
خب، قضیه اینه

934
01:10:18,186 --> 01:10:19,954
شرطی در کار نبود

935
01:10:20,054 --> 01:10:21,288
رفته بودم سرکار

936
01:10:21,388 --> 01:10:24,224
‫زنم حامله بود.

937
01:10:24,324 --> 01:10:26,493
تو اینجا بودی تا مادامی که من نیستم

938
01:10:26,594 --> 01:10:29,597
مواظبش باشی

939
01:10:29,697 --> 01:10:32,399
‫کارت رو عالی انجام دادی.

940
01:10:33,501 --> 01:10:37,171
خدمتکار، وارثم رو با جادو کشت

941
01:10:37,270 --> 01:10:40,942
و زنم رو جادو کرد

942
01:10:49,751 --> 01:10:52,653
من مثل اون نیستم -
تقصیر ما نیست -

943
01:10:54,354 --> 01:10:55,890
قوانینی وجود دارن

944
01:11:00,528 --> 01:11:02,630
‫یا باید نابود شن، یا ما.

945
01:11:07,935 --> 01:11:10,303
‫خب...

946
01:11:10,403 --> 01:11:12,807
‫داستان کی درسته؟

947
01:11:37,865 --> 01:11:39,801
‫-من...

948
01:11:39,901 --> 01:11:41,536
شرمنده

949
01:12:05,392 --> 01:12:07,962
صحیح

950
01:12:08,062 --> 01:12:10,463
‫خُب، پس فقط ما دوتاییم.

951
01:12:10,565 --> 01:12:13,333
‫نگهبانا! بگیرین‌شون.

952
01:12:13,433 --> 01:12:15,236
‫و اون کتابارو آتیش بزن.

953
01:12:29,217 --> 01:12:30,918
فوراً

954
01:13:08,789 --> 01:13:11,259
هیرو

955
01:13:11,359 --> 01:13:13,426
‫می‌تونی داستان رو بهم بگی؟

956
01:13:14,262 --> 01:13:15,897
داستانی که درباره خودت بود

957
01:13:18,498 --> 01:13:20,368
‫-مطمئنی؟

958
01:13:20,467 --> 01:13:21,836
‫بله.

959
01:13:23,304 --> 01:13:25,840
‫نمی‌تونم داستانی
‫رو ناتمام رها کنم.

960
01:13:26,807 --> 01:13:28,910
بهم وعده‌ی امید رو دادی

961
01:13:31,411 --> 01:13:34,181
‫باشه.

962
01:13:34,282 --> 01:13:36,083
فقط واسه تو

963
01:13:41,122 --> 01:13:45,760
‫این داستان جایی شروع میشه که
‫داستان رزا و خواهرهاش تموم میشه.

964
01:13:47,494 --> 01:13:50,497
وقتی ناخدای دلشکسته، رزا

965
01:13:50,598 --> 01:13:53,501
کاترینا و مینا رو آورد خونه

966
01:13:53,601 --> 01:13:56,570
‫و اصرار داشت که
‫خودش جنازه‌ها رو دفن کنه.

967
01:13:58,706 --> 01:14:02,243
‫روی هر قبرشون یه سنگ بلند گذاشت.

968
01:14:03,878 --> 01:14:07,281
و مادامی که با غمش بالای قبرشون ایستاده بود

969
01:14:07,381 --> 01:14:10,450
به‌نظر می‌اومدن سنگ‌ها
توی باد می‌رقصن

970
01:14:10,551 --> 01:14:12,987
درست همون‌طوری که دخترهاش
دوست داشتن برقصن

971
01:14:14,422 --> 01:14:18,392
موجی از قاطعیت، وجودش رو فرا گرفت

972
01:14:18,491 --> 01:14:21,429
و خونه رو زیر و رو کرد

973
01:14:21,529 --> 01:14:24,464
تا اینکه داستان‌های سرّی بد آوازه‌شون رو
پیدا کرد

974
01:14:29,870 --> 01:14:32,740
‫چند روز بعد، کنار ‫قبرهاشون روی تپه نشست

975
01:14:32,840 --> 01:14:36,243
‫و هر داستانی رو که نوشته بودن خوند

976
01:14:37,144 --> 01:14:39,680
‫و عاشقشون بود.

977
01:14:39,780 --> 01:14:42,183
‫پس اونم داستانشون رو نوشت.

978
01:14:42,283 --> 01:14:44,418
‫داستان سنگ‌های رقصان.

979
01:14:49,423 --> 01:14:51,125
‫و به جای اینکه مخفی بمونه،

980
01:14:51,225 --> 01:14:53,661
‫داستان همه جا پیچید.

981
01:14:53,761 --> 01:14:55,596
‫در هر نقطه‌ای از امپراتوری،

982
01:14:55,696 --> 01:14:58,498
‫همه دربارهٔ خواهرها حرف می‌زدن.

983
01:15:04,405 --> 01:15:06,741
‫و در نهایت، به جزیره رسید،

984
01:15:06,841 --> 01:15:11,012
‫یک ساحل کوچیک و بادخورده
درست بیرون از مرزهای امپراتوری

985
01:15:13,414 --> 01:15:15,683
‫زنی به اسم ویلموت
‫اونجا زندگی می‌کرد.

986
01:15:17,618 --> 01:15:19,453
و وقتی ویلموت، داستان خواهران

987
01:15:19,553 --> 01:15:20,921
‫و مرگ وحشتناکشون رو شنید

988
01:15:21,022 --> 01:15:24,358
وجودش سرشار از خشم و ناراحتی شد

989
01:15:24,992 --> 01:15:28,062
‫می‌دونست که خیلی زود
‫قصه رنگ‌وبوی دیگه‌ای می‌گیره

990
01:15:28,162 --> 01:15:31,132
و تحریف می‌شه

991
01:15:31,232 --> 01:15:32,533
‫یه نقشه دارم.

992
01:15:32,633 --> 01:15:34,869
دیگه هیچ‌کس برام امر و نهی نمی‌کنه

993
01:15:34,969 --> 01:15:40,107
‫من یه پیرزن تنها
‫هستم، و حس می‌کنم که

994
01:15:40,207 --> 01:15:42,476
‫وقتشه دنیا رو ببینم.

995
01:15:42,576 --> 01:15:46,947
‫پس داستان‌هامون رو
‫می‌برم به اون شهر بزرگ.

996
01:15:47,048 --> 01:15:51,886
و هر داستانی رو که بتونم جمع می‌کنم

997
01:15:51,986 --> 01:15:53,621
اونایی که قرار بود فراموش بشن

998
01:15:53,721 --> 01:15:55,656
و میارم‌شون اینجا

999
01:15:55,756 --> 01:15:59,994
و اون‌ها رو به هم می‌بافیم

1000
01:16:00,094 --> 01:16:04,432
تبدیل‌شون می‌کنیم به قصه‌هایی موندگار
می‌سپاریم‌شون به دخترهامون و متحدامون

1001
01:16:04,533 --> 01:16:06,000
‫و یک روز،

1002
01:16:06,100 --> 01:16:09,770
‫همه داستان‌هامون رو می‌فهمن.

1003
01:16:15,309 --> 01:16:16,944
منم هستم

1004
01:16:17,044 --> 01:16:18,446
منم همین‌طور

1005
01:16:22,650 --> 01:16:25,820
.‫آتیش داره کم‌کم خاموش می‌شه
الان برمی‌گردم

1006
01:16:35,029 --> 01:16:36,931
‫-ویلموت؟

1007
01:16:37,031 --> 01:16:38,732
‫بله عزیزم؟

1008
01:16:43,003 --> 01:16:45,039
‫می‌تونی...

1009
01:16:45,139 --> 01:16:48,543
می‌تونی موقع رفتن، دخترم رو
دزدکی بیاری؟

1010
01:16:48,642 --> 01:16:51,612
می‌تونی راهی برای آوردن هیرو با خودت
پیدا کنی؟

1011
01:16:54,715 --> 01:16:56,450
فکر نمی‌کردم بپرسی

1012
01:17:03,257 --> 01:17:04,992
مادرم موند

1013
01:17:08,863 --> 01:17:12,666
‫اما بعد از مدتی، سفرهای
‫ویلموت اون رو به اینجا رسوند.

1014
01:17:14,268 --> 01:17:18,272
‫یه داستان بود که یکی از
خدمتکارها باید تعریفش می‌کرد

1015
01:17:19,874 --> 01:17:22,710
پس اونم خدمتکار شد

1016
01:17:22,810 --> 01:17:24,945
‫و اینجا داستان‌هاش رو می‌بافت

1017
01:17:26,247 --> 01:17:28,415
توی دیوارها و زمین قایم‌شون می‌کرد

1018
01:17:28,517 --> 01:17:30,184
تا زمانی که می‌تونست بره

1019
01:17:34,388 --> 01:17:36,357
‫اما آخرش که اصلاً نرفت.

1020
01:17:39,793 --> 01:17:41,996
‫و اینجوری رسیدم اینجا،

1021
01:17:42,096 --> 01:17:44,832
فکر کردم می‌تونم خودم رو
خدمتکار جا بزنم

1022
01:17:44,932 --> 01:17:47,735
و داستان‌هاش رو پیدا کنم

1023
01:17:47,835 --> 01:17:49,370
و ببرم‌شون خونه

1024
01:17:51,906 --> 01:17:53,374
پیداشون کردی؟

1025
01:17:55,042 --> 01:17:56,844
آره

1026
01:17:59,380 --> 01:18:01,882
ولی نرفتی؟

1027
01:18:01,982 --> 01:18:03,717
نه

1028
01:18:05,786 --> 01:18:07,454
‫نظرت درباره‌ش چی بود؟

1029
01:18:07,556 --> 01:18:09,356
‫آخرین داستان خوبی بود؟

1030
01:18:12,561 --> 01:18:14,428
‫عالی بود.

1031
01:18:17,898 --> 01:18:21,402
‫شاید یه روز داستان
‫ما رو هم تعریف کنن.

1032
01:18:32,746 --> 01:18:35,883
چشم‌بندهاتون رو بردارید

1033
01:18:35,983 --> 01:18:38,419
و با شرم‌تون مواجه بشید

1034
01:18:49,631 --> 01:18:52,366
این زن‌ها متهم

1035
01:18:52,466 --> 01:18:56,270
به ‫فسق‌وفجور و جادوگری هستن

1036
01:18:58,472 --> 01:19:01,208
پس کشته می‌شن

1037
01:19:02,611 --> 01:19:05,946
به خواست بردمن

1038
01:19:09,316 --> 01:19:13,287
به خواست بردمن

1039
01:19:14,221 --> 01:19:15,956
آزادشون کنید

1040
01:19:16,056 --> 01:19:17,525
آزادشون کنید -
آزادشون کنید -

1041
01:19:17,626 --> 01:19:20,261
آزادشون کنید -
آزادشون کنید -

1042
01:19:24,498 --> 01:19:26,534
آزادشون کنید -
آزادشون کنید -

1043
01:19:26,635 --> 01:19:27,669
آزادشون کنید

1044
01:19:27,768 --> 01:19:29,504
کاشف به عمل اومد

1045
01:19:29,604 --> 01:19:31,673
‫نگهبان‌ها دستورها
‫رو گوش نداده بودن.

1046
01:19:31,772 --> 01:19:33,474
‫هنوز دارم به رزا فکر می‌کنم.

1047
01:19:35,209 --> 01:19:36,578
ادامه بده

1048
01:19:43,484 --> 01:19:46,320
کتاب‌های هیرو رو آتیش نزده بودن

1049
01:19:48,690 --> 01:19:52,026
‫در واقع، اون‌ها داستان‌های
سرّیش رو

1050
01:19:52,126 --> 01:19:54,194
برای خانواده و دوست‌هاشون
تعریف کرده بودن

1051
01:19:57,464 --> 01:20:00,735
که اونا هم یواشکی به دوست‌هاشون
گفته بودن

1052
01:20:00,834 --> 01:20:04,138
و زنجیره ادامه پیدا کرده بود

1053
01:20:04,238 --> 01:20:06,840
ساکت شید

1054
01:20:06,940 --> 01:20:08,743
...تا اینکه کل شهر...

1055
01:20:10,311 --> 01:20:13,814
داشتن درباره چری

1056
01:20:13,914 --> 01:20:15,983
و هیروی راوی صحبت می‌کردن

1057
01:20:17,918 --> 01:20:20,421
خیلی‌خب

1058
01:20:22,056 --> 01:20:25,527
ما منطقی و منصف هستیم

1059
01:20:27,394 --> 01:20:29,129
آزادتون می‌کنیم

1060
01:20:30,931 --> 01:20:33,901
به شرطی که به گناه‌تون
اقرار کنید

1061
01:20:37,004 --> 01:20:39,708
به اشتباه‌تون قرار کنید

1062
01:20:39,808 --> 01:20:42,476
و التماس کنید ببخشیم‌تون

1063
01:20:42,577 --> 01:20:44,011
تا بذاریم زنده بمونید

1064
01:20:45,079 --> 01:20:48,550
و بپذیرید که دانش برای شماها نیست

1065
01:20:49,850 --> 01:20:51,653
فقط همین رو می‌خوایم

1066
01:21:01,395 --> 01:21:02,564
پشیمونی؟

1067
01:21:04,799 --> 01:21:06,768
ابداً

1068
01:21:06,867 --> 01:21:08,603
منم همین‌طور

1069
01:21:10,104 --> 01:21:12,607
ما پشیمون نیستیم

1070
01:21:17,010 --> 01:21:19,514
ما گناهی نکردیم

1071
01:21:29,691 --> 01:21:31,793
چطور جرات می‌کنی؟

1072
01:22:28,817 --> 01:22:31,619
یالا، ازش بپرس

1073
01:22:33,721 --> 01:22:35,489
آهای؟

1074
01:22:37,257 --> 01:22:39,828
ما از شهر بزرگ اومدیم

1075
01:22:39,928 --> 01:22:42,664
‫دنبال انجمن راویان ‫مخفی می‌گردم.

1076
01:22:45,165 --> 01:22:47,836
‫ما اعضای انجمن راویان مخفی هستیم.

1077
01:22:47,936 --> 01:22:49,036
می‌دونی، خیلی وقته که

1078
01:22:49,136 --> 01:22:51,238
داستان جدیدی برامون تعریف نشده

1079
01:22:51,338 --> 01:22:53,875
اومدیم یکیش رو تعریف کنیم

1080
01:22:53,974 --> 01:22:58,078
درباره خدمتکاری که داستان‌هاش
پخش شدن

1081
01:22:58,178 --> 01:23:00,582
‫و یه انقلاب بزرگ به پا کردن

1082
01:23:05,620 --> 01:23:07,187
‫شهر داره می‌سوزه،

1083
01:23:07,287 --> 01:23:09,757
و برادران منقاردار فرار کردن

1084
01:23:14,596 --> 01:23:18,499
فقط به خاطر دوتا زن فوق العاده

1085
01:23:18,600 --> 01:23:21,435
...به اسم چری

1086
01:23:21,536 --> 01:23:23,270
و هیرو

1087
01:23:41,556 --> 01:23:42,891
کجاییم؟

1088
01:23:50,632 --> 01:23:51,733
سلام

1089
01:24:02,844 --> 01:24:04,111
‫-تو کی هستی؟

1090
01:24:07,047 --> 01:24:08,716
‫من خودِ ماهم.

1091
01:24:12,854 --> 01:24:14,121
‫تو ماهی؟

1092
01:24:15,355 --> 01:24:17,792
‫کوچیک‌ترین و قشنگ‌ترین ماه؟

1093
01:24:17,892 --> 01:24:21,295
خب، اهل پز دادن نیستم، ولی آره

1094
01:24:24,231 --> 01:24:27,035
اینجا چی کار می‌کنی؟

1095
01:24:27,134 --> 01:24:29,102
اومدم نجات‌تون بدم، عزیزم

1096
01:24:29,202 --> 01:24:30,572
‫ببخشید که اینقدر دیر شد.

1097
01:24:30,672 --> 01:24:32,840
‫خواهرام فکر می‌کنن
‫زیاد دخالت می‌کنم.

1098
01:24:38,145 --> 01:24:41,081
...حالا

1099
01:24:41,181 --> 01:24:43,216
‫بریم خونه؟

1100
01:24:47,087 --> 01:24:48,723
‫سفر چطوری بود؟

1101
01:24:48,823 --> 01:24:50,058
خیلی طولانی بود

1102
01:24:50,157 --> 01:24:51,993
چند روز در سفر بودیم
تا پیداتون کردیم

1103
01:24:52,165 --> 01:25:03,276
«مترجم: علیرضا نورزاده»
::. MrLightborn11 .::

1104
01:25:06,641 --> 01:25:08,375
‫شب بعد،

1105
01:25:08,475 --> 01:25:10,812
‫دو تا ستاره جدید تو
‫آسمون پیدا شده بودن.

1106
01:25:21,923 --> 01:25:25,727
‫یک صورت فلکی جدید که
‫واضح و روشن می‌درخشید.

1107
01:25:26,661 --> 01:25:29,229
‫از همه ستاره‌های
‫دور و برش روشن‌تر بود

1108
01:25:30,031 --> 01:25:32,800
‫تقریباً به روشنی ماه.

1109
01:25:40,908 --> 01:25:42,810
اسم هم دارن؟

1110
01:25:45,412 --> 01:25:47,515
اسم‌های زیادی دارن

1111
01:25:48,683 --> 01:25:50,150
دوقلوها

1112
01:25:50,885 --> 01:25:52,285
‫چشم‌ها.

1113
01:25:53,721 --> 01:25:57,592
اما اسمی که زیاد براش
...به کار برده می‌شه

1114
01:25:59,027 --> 01:26:00,862
قهرمانان هست

1115
01:26:01,009 --> 01:26:03,009
[ پس از تیتراژ ادامه دارد ]

1116
01:26:03,034 --> 01:26:14,145
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
BcMoviez

1117
01:30:40,541 --> 01:30:42,977
ولی بی‌نقص بود

