1
00:00:00,021 --> 00:00:02,021
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: BcMoviez ::.

2
00:00:00,021 --> 00:00:05,021
،قوی‌تر از همیشه باشید
.ایران آزاد نزدیکه

3
00:00:28,340 --> 00:00:30,221
‫♪ بمون، ♪

4
00:00:30,301 --> 00:00:33,701
‫♪ چون شب بدون تو درده. ♪

5
00:00:34,021 --> 00:00:37,901
‫♪ اون حالت‌ها تو ذهنمه و همۀ اون ناله‌ها، ♪

6
00:00:37,980 --> 00:00:41,340
‫♪ و دیگه هیچی نمی‌خوام  که با تو نباشه. ♪

7
00:00:42,901 --> 00:00:44,581
‫♪ بمون، ♪

8
00:00:44,660 --> 00:00:47,901
‫♪ چون شب بدون تو درده. ♪

9
00:00:46,621 --> 00:00:51,621
{\an8}«یکشنبه‌ها»

10
00:00:48,340 --> 00:00:52,061
‫♪ اون حالت‌ها تو ذهنمه و هر کاری که کردیم، ♪

11
00:00:52,140 --> 00:00:56,061
‫♪ و دیگه هیچی نمی‌خوام که با تو نباشه. ♪

12
00:00:59,620 --> 00:01:01,340
‫- کی اینو آورده؟
‫- من.

13
00:01:01,460 --> 00:01:04,260
‫- تو؟ چقدر شد؟
‫- حدود هشت یورو اینا.

14
00:01:04,421 --> 00:01:06,101
‫- هشت یورو؟
‫- بعداً پولتو می‌دیم.

15
00:01:06,340 --> 00:01:07,340
‫- بیا.

16
00:01:07,501 --> 00:01:09,660
‫وای خدای من، باورتون
‫نمیشه کی برگشته مدرسه.

17
00:01:09,741 --> 00:01:11,741
‫- همون...
‫- صداتونو بیارین پایین.

18
00:01:11,821 --> 00:01:13,741
‫ببخشید. یادداشت‌هایی که توش مثلاً می‌نوشتن:

19
00:01:13,821 --> 00:01:16,220
‫"پدربزرگت رو می‌کشم"
‫اونم برای بچه‌های کوچیک.

20
00:01:16,300 --> 00:01:17,781
‫- چی داری میگی؟
‫- به خدا.

21
00:01:17,900 --> 00:01:19,821
‫اونا همیشه این کارو با ما می‌کردن.

22
00:01:19,980 --> 00:01:21,660
‫با ما خیلی زیاده‌روی کردن.

23
00:01:21,860 --> 00:01:23,660
‫یه روز با گریه اومدم خونه

24
00:01:23,940 --> 00:01:25,381
‫چون برام یه چیزی تو
‫این مایه‌ها نوشته بودن:

25
00:01:25,461 --> 00:01:28,181
‫"اگه ساعت سه نیای تو زمین
‫بازی، مامانت می‌میره."

26
00:01:28,260 --> 00:01:30,381
‫- مامانت چی گفت؟
‫- هیچی، فقط گفت باورش نکنم.

27
00:01:30,461 --> 00:01:32,660
‫- دیگه چی می‌تونست بگه؟
‫- ولی من واقعاً باورش کردم.

28
00:01:32,741 --> 00:01:33,940
‫منظورم اینه که، مثلاً

29
00:01:34,021 --> 00:01:36,021
‫یه دختری بهم گفت که برای اونم نوشتن...

30
00:01:39,860 --> 00:01:42,220
‫- آهنگ.
‫- همه چی رو انداختی که!

31
00:01:45,461 --> 00:01:46,741
‫سونیاست.

32
00:01:48,821 --> 00:01:50,900
‫باید قیافه‌هاتونو می‌دیدین.

33
00:01:50,980 --> 00:01:53,181
‫- کجا بودی؟
‫- تو اتاق کارلوتا.

34
00:01:53,260 --> 00:01:55,701
‫اونا داشتن می‌خوابیدن.
‫- قلبم واقعاً وایساد.

35
00:01:55,781 --> 00:01:58,421
‫- فکر کردم خواهر پیلاری.
‫- فکر کن؟ می‌کشتمون.

36
00:01:58,501 --> 00:02:00,461
‫اگه الان بیاد تو، ۳۵ تا زنگ
‫تفریح رو از دست می‌دیم.

37
00:02:00,540 --> 00:02:02,061
‫- صداتونو بیارین پایین.
‫- و اخراج می‌شیم.

38
00:02:02,141 --> 00:02:03,860
‫مراقب باش.

39
00:02:03,980 --> 00:02:06,260
‫- حالا شماها که شنیدین؟
‫- چی رو شنیدیم؟

40
00:02:06,381 --> 00:02:08,580
‫اینکه ظاهراً با معلم ورزش رو هم ریخته.

41
00:02:08,660 --> 00:02:10,140
‫- عمراً!
‫- آره، به خدا جدی میگم.

42
00:02:10,220 --> 00:02:12,821
‫اون روز رفتم دنبال خواهر پیلار...

43
00:02:14,021 --> 00:02:15,780
‫و بهم گفت باید یه پیغامی رو برسونه.

44
00:02:15,860 --> 00:02:17,341
‫آره، یه پیغام تو دستشویی، آره جون خودت!

45
00:02:17,580 --> 00:02:20,261
‫زن خیلی تلخیه. من یکم عشق می‌خوام،

46
00:02:20,341 --> 00:02:22,220
‫یکم تماس فیزیکی، یکم... نمی‌دونم.

47
00:02:23,821 --> 00:02:25,381
‫مراقب باش، مراقب باش.

48
00:02:30,421 --> 00:02:37,421
‫مترجم: اشکان هیدی

49
00:03:17,341 --> 00:03:19,381
‫خدایا، به یاری‌ام بشتاب.

50
00:03:20,420 --> 00:03:23,461
‫پروردگارا، در کمک به من تعجیل فرما.

51
00:03:24,700 --> 00:03:27,660
‫درود بر پدر، پسر و روح‌القدس.

52
00:03:27,940 --> 00:03:30,901
‫همان‌طور که در ابتدا بود، اکنون
‫هست، و همیشه خواهد بود،

53
00:03:31,021 --> 00:03:33,741
‫جهانی بی‌پایان. آمین.

54
00:03:51,261 --> 00:03:55,461
‫♪ سپاس پروردگارا،... ♪

55
00:04:02,060 --> 00:04:04,660
‫♪ سپاس برای... ♪

56
00:04:07,981 --> 00:04:09,140
‫آینارا!

57
00:04:10,420 --> 00:04:11,901
‫- سلام.
‫- سلام.

58
00:04:12,780 --> 00:04:13,981
‫چطور خوابیدین؟

59
00:04:14,461 --> 00:04:15,660
‫خیلی خوب.

60
00:04:15,940 --> 00:04:18,380
‫ما که اصلاً نتونستیم حرف بزنیم. حالت چطوره؟

61
00:04:19,260 --> 00:04:20,820
‫الان، یکم استرس دارم.

62
00:04:20,901 --> 00:04:23,100
‫نگران نباش. مطمئنم پروردگار کمک می‌کنه.

63
00:04:23,461 --> 00:04:24,860
‫اون همیشه کمک می‌کنه.

64
00:04:24,980 --> 00:04:26,100
‫درسته.

65
00:04:29,621 --> 00:04:31,621
‫هر وقت تونستی بهم پیام بده یا زنگ بزن.

66
00:04:31,700 --> 00:04:32,700
‫باشه.

67
00:04:34,300 --> 00:04:36,021
‫ما برای همدیگه دعا می‌کنیم.

68
00:04:44,021 --> 00:04:45,741
‫- یکم می‌خوای؟
‫- چیه؟

69
00:04:47,300 --> 00:04:49,181
‫♪ اون ساکته، ♪

70
00:04:49,260 --> 00:04:51,580
‫♪ ولی برای سکس جسوره. ♪

71
00:04:52,181 --> 00:04:54,700
‫♪ می‌دونم، ماری‌جوانا و مشروب، ♪

72
00:04:54,781 --> 00:04:57,420
‫♪ از زندگی لذت می‌بره، همین‌طوری. ♪

73
00:04:57,860 --> 00:05:01,380
‫♪ اون ساکته، ولی برای سکس جسوره. ♪

74
00:05:06,260 --> 00:05:07,260
‫آینارا!

75
00:05:08,300 --> 00:05:09,621
‫- سلام.
‫- سلام، عزیزم.

76
00:05:09,781 --> 00:05:10,781
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

77
00:05:10,860 --> 00:05:12,341
‫- بدش به من. ایزاسکون، حالت چطوره؟
‫- خوبم.

78
00:05:12,420 --> 00:05:14,980
‫بابات سرش شلوغ بود. بیا، دوبله پارک کردم.

79
00:05:15,061 --> 00:05:16,061
‫خداحافظ.

80
00:05:16,140 --> 00:05:17,820
‫- بابای تو چی پس؟
‫- نه، پیاده میرم.

81
00:05:17,941 --> 00:05:20,420
‫- بیا، تو هم مثل برادرزاده‌ام.
‫- ممنون.

82
00:05:20,501 --> 00:05:21,501
‫بریم.

83
00:05:22,420 --> 00:05:25,820
‫- تو تمرینات معنوی.
‫- نه، نه، تو اردوی معنوی.

84
00:05:25,941 --> 00:05:28,021
‫آه، درسته. خیلی مدرن‌تره، البته.

85
00:05:29,580 --> 00:05:31,700
‫ما همیشه از زیرشون در می‌رفتیم،

86
00:05:32,021 --> 00:05:33,741
‫مخصوصاً اول سال.

87
00:05:35,140 --> 00:05:37,461
‫و بعد راهبه‌ها خیلی رو مخ می‌رفتن

88
00:05:37,700 --> 00:05:39,181
‫و هیچ راهی برای فرار ازش نبود.

89
00:05:39,420 --> 00:05:40,980
‫- آره.
‫- خب، الانم همون‌طوره.

90
00:05:41,100 --> 00:05:43,021
‫اولش میگن، "قراره خیلی بهمون خوش بگذره".

91
00:05:43,100 --> 00:05:45,140
‫- آره.
‫- "کارای خیلی خوبی می‌کنیم".

92
00:05:45,260 --> 00:05:47,661
‫و بعد، کل روز، عملاً هیچ کاری نمی‌کنیم،

93
00:05:47,741 --> 00:05:49,540
‫- مطلقاً هیچی.
‫- آره.

94
00:05:50,700 --> 00:05:51,980
‫دقیقاً مثل اون موقع‌ها.

95
00:05:52,300 --> 00:05:54,100
‫خب، ولی جاش قشنگه.

96
00:05:54,741 --> 00:05:56,621
‫آره، واقعاً قشنگه، آره.

97
00:05:57,380 --> 00:05:59,461
‫- اونجا قشنگه.
‫- و اگه هوا هم خوب باشه، نه؟

98
00:06:00,540 --> 00:06:01,741
‫آره، درسته.

99
00:06:03,061 --> 00:06:05,461
‫من شب‌ها رو هم خیلی دوست داشتم،

100
00:06:05,621 --> 00:06:08,140
‫فقط گپ می‌زدیم، از راهبه‌ها قایم می‌شدیم.

101
00:06:08,580 --> 00:06:09,901
‫- خداحافظ.
‫- یکم استراحت کن، باشه؟

102
00:06:09,980 --> 00:06:11,341
‫- تو هم همین‌طور.
‫- خداحافظ.

103
00:06:15,700 --> 00:06:16,901
‫- آینارا.
‫- چیه؟

104
00:06:16,980 --> 00:06:18,901
‫به مادربزرگ بگو که فردا ساعت ۱۰:۳۰

105
00:06:18,980 --> 00:06:20,021
‫- من می‌رم دنبالش.
‫- باشه.

106
00:06:20,181 --> 00:06:21,181
‫شب بخیر، عزیزم.

107
00:06:23,260 --> 00:06:24,580
‫- سلام.
‫- سلام.

108
00:06:24,741 --> 00:06:26,380
‫نره‌آ، این‌قدر تکون نخور.

109
00:06:26,461 --> 00:06:27,461
‫الان سوزن می‌ره تو تنت.

110
00:06:27,661 --> 00:06:29,781
‫می‌خوای کاری روی لباس انجام بدی؟

111
00:06:29,860 --> 00:06:30,860
‫سلام.

112
00:06:30,941 --> 00:06:32,901
‫آره. به محض اینکه کارم اینجا تموم بشه.

113
00:06:33,420 --> 00:06:34,501
‫سلام.

114
00:06:34,781 --> 00:06:36,661
‫سلام. اردو چطور بود؟

115
00:06:36,741 --> 00:06:38,021
‫خوب. خیلی خوب.

116
00:06:38,300 --> 00:06:40,901
‫یه بوس بده. براتون یه کم شیرینی آوردم.

117
00:06:40,980 --> 00:06:42,741
‫خواهرها تو صومعه درستشون می‌کنن.

118
00:06:42,820 --> 00:06:45,221
‫- اوه، عالی به نظر میان. ممنون.
‫- برای منم چیزی آوردی؟

119
00:06:45,300 --> 00:06:47,661
‫راستی، عمه گفت فردا
‫ساعت ۱۰:۳۰ میاد دنبالت.

120
00:06:47,820 --> 00:06:49,860
‫به حرف خواهر بزرگت گوش می‌دی، باشه؟

121
00:06:49,980 --> 00:06:52,021
‫هر وقت گفت شام بخور، می‌خوری.

122
00:06:52,181 --> 00:06:54,380
‫بابات زنگ زد، به شام نمی‌رسه.

123
00:06:54,860 --> 00:06:56,181
‫باشه، ممنون.

124
00:06:56,380 --> 00:06:58,380
‫واسه هر سه‌تاتون کوفته قلقلی آوردم.

125
00:06:59,140 --> 00:07:01,661
‫- و چطوری؟
‫- آره، چطوری، با کی.

126
00:07:02,580 --> 00:07:05,700
‫هنوز نمی‌دونم با کی،
‫ولی می‌خوام ازدواج کنم.

127
00:07:05,941 --> 00:07:09,860
‫قراره یه عروسی تو یه کافه
‫خیلی قشنگ و رمانتیک باشه.

128
00:07:10,341 --> 00:07:14,181
‫تو، بابا، آینارا همه‌تون میاین...

129
00:07:31,861 --> 00:07:41,861
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
‫<font color="#000000">@CinemDreaming</font>

130
00:07:49,621 --> 00:07:51,380
‫- دم‌اسبی؟
‫- نمی‌دونم.

131
00:07:51,540 --> 00:07:52,820
‫- این‌طوری شونه‌اش کن.
‫- یه بافت کوچیک؟

132
00:07:52,980 --> 00:07:54,380
‫- سلام.
‫- سلام.

133
00:07:55,221 --> 00:07:56,420
‫سلام، بابا.

134
00:07:56,501 --> 00:07:58,540
‫بابا، می‌شه لطفاً تو بستن پاپیون کمکم کنی؟

135
00:07:58,901 --> 00:08:01,260
‫بذار ببینم. بیا اینجا،
‫وگرنه نمی‌تونم ببینم.

136
00:08:01,341 --> 00:08:02,901
‫- باشه.
‫- باید زود بریم.

137
00:08:03,820 --> 00:08:04,820
‫وای خدای من...

138
00:08:06,741 --> 00:08:08,501
‫- صبحونه خوردی؟
‫- نه.

139
00:08:08,820 --> 00:08:09,980
‫- برو صبحونه بخور.
‫- باشه.

140
00:08:10,061 --> 00:08:11,341
‫الان به خواهرت می‌گم.

141
00:08:11,461 --> 00:08:13,980
‫- بابا، ساعت تقریباً ۱۰ شده.
‫- صبح بخیر. آره، می‌دونم.

142
00:08:14,061 --> 00:08:15,901
‫- تو کار دخترا یه کمکی بهم بکن.
‫- بابا.

143
00:08:15,980 --> 00:08:17,341
‫من یه دوش می‌گیرم و می‌ریم، باشه؟

144
00:08:28,901 --> 00:08:30,380
‫- می‌تونم قرضش بگیرم؟
‫- نه.

145
00:08:30,461 --> 00:08:32,380
‫- چرا نه؟
‫- نه.

146
00:08:33,700 --> 00:08:34,940
‫چی شده؟

147
00:08:35,820 --> 00:08:37,620
‫هیچی، فقط می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم.

148
00:08:39,140 --> 00:08:40,260
‫اینکه...

149
00:08:40,541 --> 00:08:42,101
‫نیاز دارم بهم اجازه بدی

150
00:08:42,180 --> 00:08:44,700
‫که چند روزی برم صومعه بتیناس.

151
00:08:45,101 --> 00:08:47,301
‫مگه تازه از اونجا برنگشتی؟

152
00:08:47,820 --> 00:08:49,580
‫- بابا!
‫- نره‌آ!

153
00:08:50,060 --> 00:08:51,421
‫هی، دخترا!

154
00:08:51,700 --> 00:08:53,580
‫کافیه دیگه. می‌شه یه جا آروم بگیرید؟

155
00:08:55,341 --> 00:08:58,021
‫عزیزم، نمی‌دونم. به نظرم اشکالی
‫نداره اگه هر از گاهی بری،

156
00:08:58,101 --> 00:08:59,820
‫ولی نه اینکه تمام روزهاتو اونجا حبس بشی.

157
00:08:59,901 --> 00:09:00,940
‫فقط همون هفته‌هاییه

158
00:09:01,021 --> 00:09:03,140
‫که نصف کلاس می‌رن اردوی تبادل دانش‌آموز.

159
00:09:03,221 --> 00:09:05,301
‫و خواهر پیلار، معلم راهنمای کلاس پنجمم...

160
00:09:05,380 --> 00:09:06,620
‫آره، می‌دونم پیلار کیه.

161
00:09:06,781 --> 00:09:09,661
‫بهم گفت قرار نیست درس مهمی بدیم.

162
00:09:09,740 --> 00:09:11,940
‫و اینکه می‌تونم از فرصت
‫استفاده کنم و برگردم صومعه.

163
00:09:12,060 --> 00:09:15,021
‫این‌طوری می‌تونم با راهبه‌ها باشم
‫یا، نمی‌دونم، باهاشون وقت بگذرونم.

164
00:09:15,101 --> 00:09:16,820
‫باشه. بذار در موردش فکر کنم، باشه؟

165
00:09:16,901 --> 00:09:19,221
‫تازه، برام غیبت یا چیز
‫دیگه‌ای هم رد نمی‌کنن.

166
00:09:19,301 --> 00:09:20,461
‫به نظرم عالیه،

167
00:09:20,541 --> 00:09:23,021
‫اما حالا باید همین الان، تو
‫همین ثانیه تصمیم بگیرم؟

168
00:09:23,140 --> 00:09:25,180
‫نه، ولی هر چی زودتر بهشون خبر بدم، بهتره.

169
00:09:27,700 --> 00:09:30,221
‫خب، راستش من... من این
‫وسواس تو رو درک نمی‌کنم

170
00:09:30,301 --> 00:09:32,620
‫که خودت رو اونجا با یه
‫مشت پیرزن حبس می‌کنی.

171
00:09:33,421 --> 00:09:34,981
‫دخترایی مثل من هم اونجا هستن.

172
00:09:35,140 --> 00:09:37,140
‫اونا مثل تو نیستن، عزیزم. اونا راهبه‌ان.

173
00:09:38,661 --> 00:09:40,661
‫خب، می‌ذاری این تجربه رو داشته باشم؟

174
00:09:40,901 --> 00:09:43,021
‫- مادر ایزابل گفت...
‫- آینارا!

175
00:09:44,260 --> 00:09:45,461
‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

176
00:09:46,421 --> 00:09:47,580
‫باشه؟ در موردش حرف می‌زنیم.

177
00:09:48,421 --> 00:09:50,901
‫نره‌آ! ایدر! یالا، بریم!

178
00:09:52,500 --> 00:09:54,140
‫- ترافیک افتضاحه.
‫- آره.

179
00:09:54,901 --> 00:09:56,781
‫اگه برنامه‌ریزیت بهتر بود چی، نظرت چیه؟

180
00:09:57,101 --> 00:09:58,301
‫سلام، پسرم.

181
00:09:58,700 --> 00:10:00,421
‫- کجاست؟
‫- آینارا داخله.

182
00:10:00,500 --> 00:10:02,301
‫- سلام!
‫- عمو، چرا شلوار جین پوشیدی؟

183
00:10:02,461 --> 00:10:04,820
‫تو چرا شلوار جین نپوشیدی؟

184
00:10:04,901 --> 00:10:07,021
‫باشه، خیلی خوب، دخترا. برین، برین داخل.

185
00:10:07,981 --> 00:10:09,901
‫پابلو! بریم.

186
00:10:13,260 --> 00:10:14,981
‫موهاش رو تو درست کردی؟

187
00:10:17,940 --> 00:10:18,981
‫سلام.

188
00:10:46,101 --> 00:10:48,901
‫والدین عزیز، شما ما رو خیلی دوست دارید.

189
00:10:49,500 --> 00:10:52,661
‫باشد که هیچ خشم یا
‫دعوایی در خانه‌مان نباشد.

190
00:10:52,820 --> 00:10:54,781
‫باشد که خانواده‌مان بسیار متحد باشد،...

191
00:10:54,861 --> 00:10:58,620
‫- چرا داره بوسشون می‌کنه؟
‫- ...جایی که هیچ کینه یا نفرتی نباشد.

192
00:10:59,221 --> 00:11:00,861
‫بعداً همه‌چیز رو برات توضیح می‌دم، باشه؟

193
00:11:00,940 --> 00:11:02,820
‫- باشه.
‫- باشد که در جهان صلح برقرار باشد...

194
00:11:02,901 --> 00:11:04,620
‫ولی به کشیش‌ها اعتماد نکن.

195
00:11:04,981 --> 00:11:05,981
‫باشه؟

196
00:11:06,260 --> 00:11:07,620
‫خانواده‌های عزیز،

197
00:11:07,781 --> 00:11:11,101
‫در این روز بسیار خاص برای
‫شما آرزوی صلح و شادی داریم.

198
00:11:12,221 --> 00:11:14,901
‫باشد که آرامش عیسی قلب‌هایمان را پر کند،

199
00:11:14,981 --> 00:11:16,380
‫و این آرامش در هر خانه‌ای حکم‌فرما باشد...

200
00:11:16,461 --> 00:11:17,661
‫من می‌رم بیرون سیگار بکشم.

201
00:11:21,060 --> 00:11:22,461
‫- برو.
‫- و حالا، بروید

202
00:11:22,541 --> 00:11:23,740
‫و به یکدیگر نشان صلح را هدیه دهید.

203
00:11:24,580 --> 00:11:25,740
‫بریم.

204
00:11:26,021 --> 00:11:28,461
‫- صلح همراه شما باشد.
‫- صلح همراه شما باشد.

205
00:11:30,341 --> 00:11:31,341
‫صلح همراه شما باشد.

206
00:11:31,940 --> 00:11:33,620
‫- صلح همراه شما باشد.
‫- و با شما.

207
00:11:35,301 --> 00:11:37,421
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

208
00:11:39,341 --> 00:11:41,461
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

209
00:11:42,580 --> 00:11:47,180
‫♪ چشمانت را بر همه جز او ببند. ♪

210
00:11:48,140 --> 00:11:50,140
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

211
00:11:50,861 --> 00:11:55,380
‫♪ چشمانت را بر همه جز او ببند. ♪

212
00:11:56,861 --> 00:11:58,260
‫بدن مسیح.

213
00:11:58,620 --> 00:12:02,180
‫♪ چشمانت را بر همه جز او ببند. ♪

214
00:12:02,500 --> 00:12:04,541
‫- بدن مسیح.
‫- آمین.

215
00:12:04,620 --> 00:12:06,940
‫♪ ...بر همه جز او. ♪

216
00:12:10,180 --> 00:12:12,021
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، ♪

217
00:12:12,101 --> 00:12:14,820
‫♪ هیچ‌کس جز او را. ♪

218
00:12:17,661 --> 00:12:20,180
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، ♪

219
00:12:20,260 --> 00:12:23,021
‫♪ هیچ‌کس جز او را. ♪

220
00:12:25,461 --> 00:12:28,940
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، هیچ‌کس دیگر را. ♪

221
00:12:29,341 --> 00:12:32,700
‫♪ هیچ‌کس را نپرست، هیچ‌کس دیگر را. ♪

222
00:12:33,021 --> 00:12:34,740
‫بیا مرور کنیم. پابلو...

223
00:12:34,820 --> 00:12:37,461
‫خب، طراحیش بازتره، مدرن‌تره.

224
00:12:37,580 --> 00:12:38,820
‫می‌تونم بگم تمیزتره.

225
00:12:39,021 --> 00:12:41,820
‫پیشخون دم در رو برداشتیم،
‫نمی‌دونم متوجه شدی یا نه.

226
00:12:41,901 --> 00:12:43,260
‫- اوه، پیشخون داشت.
‫- آره.

227
00:12:43,341 --> 00:12:45,021
‫همه‌جا رو چوب نوردیک کار کردیم.

228
00:12:45,101 --> 00:12:47,180
‫سلام. اینجا بشینم؟

229
00:12:47,260 --> 00:12:49,740
‫آخرش همه‌مون اینجا یه کم نوردیک می‌شیم.

230
00:12:51,060 --> 00:12:52,060
‫متوجه نشدی؟

231
00:12:52,140 --> 00:12:54,580
‫یه لبه‌ی موربه که
‫می‌ذاره تمام نور بیاد تو،

232
00:12:54,661 --> 00:12:56,981
‫اما آفتاب مستقیم نمی‌تابه،
‫گرم نمیشه. می‌دونی؟

233
00:12:57,221 --> 00:12:58,461
‫معرکه‌ست.

234
00:12:58,620 --> 00:13:00,740
‫تنها چیزی که مشکل‌ساز شد چوبش بود.

235
00:13:00,820 --> 00:13:01,820
‫بچه‌ها، یواش‌تر!

236
00:13:01,901 --> 00:13:03,620
‫چوب‌ها رو همین‌جا سر هم کردن،

237
00:13:03,700 --> 00:13:06,021
‫ولی باید سنباده‌زنی و
‫وارنیش رو انجام می‌دادن...

238
00:13:06,301 --> 00:13:08,021
‫البته، کل اینجا پر از خاک‌اره شده بود.

239
00:13:08,140 --> 00:13:09,940
‫و بوی اون وارنیش افتضاح بود.

240
00:13:10,140 --> 00:13:12,301
‫وحشتناک، وحشتناک. سه
‫روز طول کشید تا بوش بره.

241
00:13:12,620 --> 00:13:15,260
‫و بعد، اگه دقت کنی، رنگ چوب خیلی روشنه.

242
00:13:15,341 --> 00:13:18,260
‫به‌محض اینکه یه کم رنگش رو عوض
‫می‌کردی، کل ترکیب رنگ به هم می‌ریخت.

243
00:13:18,341 --> 00:13:20,740
‫مایته، به داداشت بگو
‫بازسازی رو برات انجام بده.

244
00:13:20,820 --> 00:13:23,060
‫- خب، شاید.
‫- تو مهندس شدی.

245
00:13:23,140 --> 00:13:25,060
‫فقط مسئله اینه که شش ماه بنایی داشت.

246
00:13:25,620 --> 00:13:27,461
‫و وام همه‌ی اینا رو پوشش میده، درسته؟

247
00:13:27,901 --> 00:13:29,541
‫آره، البته. چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم!

248
00:13:30,140 --> 00:13:31,380
‫مبلغش چقدر بود؟

249
00:13:31,861 --> 00:13:33,901
‫کیکش خیلی خوشمزه‌ست.

250
00:13:34,021 --> 00:13:36,260
‫مال اورستارازوئه. کارشون عالی نیست؟

251
00:13:42,461 --> 00:13:43,620
‫وام رو می‌گم.

252
00:13:45,781 --> 00:13:46,981
‫خب... ۳۰۰ هزار تا.

253
00:13:47,500 --> 00:13:48,700
‫۳۱۰ هزار تا.

254
00:13:48,901 --> 00:13:50,101
‫خدای من...

255
00:13:50,380 --> 00:13:52,580
‫خدای من، من یک چهارم از وام مسکنم مونده

256
00:13:52,661 --> 00:13:53,661
‫و اصلاً خواب به چشمم نمیاد.

257
00:13:53,740 --> 00:13:55,341
‫دوتایی با هم، از پسش برمیاید.

258
00:13:55,421 --> 00:13:56,781
‫من با دخترا تنهام.

259
00:13:56,861 --> 00:13:59,341
‫نه. من تو آپارتمان خواهرت سهمی ندارم.

260
00:13:59,461 --> 00:14:01,221
‫اوه. اوه، نه. اون مال خودشه.

261
00:14:02,260 --> 00:14:04,981
‫منم بد می‌خوابم، ولی به دلایل دیگه.

262
00:14:06,820 --> 00:14:09,301
‫خب، پابلو، ولی این چیزا تو
‫همون تلاش اول اتفاق نمیفتن.

263
00:14:09,781 --> 00:14:11,901
‫منظورم اینه که سخته، مگه نه؟

264
00:14:12,781 --> 00:14:13,981
‫چه چیزایی؟

265
00:14:14,781 --> 00:14:16,221
‫امتحانا، آزمون‌های استخدامی دولت.

266
00:14:17,461 --> 00:14:18,580
‫آه...

267
00:14:19,421 --> 00:14:20,661
‫یه قهوه‌ی دیگه؟ می‌خوری؟

268
00:14:20,740 --> 00:14:21,981
‫- ممنون.
‫- مایته، آروم باش.

269
00:14:22,060 --> 00:14:23,901
‫نه، خوبم. ماکیاتو می‌خوری؟

270
00:14:23,981 --> 00:14:25,740
‫نه، دارم می‌خورم، تازه خوردم.

271
00:14:25,901 --> 00:14:27,461
‫کلی آدم توش شرکت می‌کنن.

272
00:14:27,580 --> 00:14:29,740
‫همه می‌خوان کارمند دولت بشن.

273
00:14:30,021 --> 00:14:31,541
‫ذهنیتِ دونده‌ی استقامت.

274
00:14:33,060 --> 00:14:34,301
‫این‌طوری بهش فکر نکرده بودم.

275
00:14:35,221 --> 00:14:36,461
‫زیاد می‌دوی، اینیاکی؟

276
00:14:38,620 --> 00:14:39,820
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

277
00:14:40,541 --> 00:14:41,940
‫هیچی، جواب یه پیام رو میدم.

278
00:14:44,541 --> 00:14:46,180
‫برات تو واتس‌اپ اسم
‫چندتا دانشگاه رو فرستادم.

279
00:14:46,260 --> 00:14:47,260
‫دیدیش؟

280
00:14:48,380 --> 00:14:49,981
‫آره، آره، ممنون. بعداً نگاهش می‌کنم.

281
00:14:50,260 --> 00:14:52,541
‫جلساتت با مشاور رو شروع کردی؟

282
00:14:52,620 --> 00:14:54,260
‫نه. هنوز نه.

283
00:14:54,341 --> 00:14:56,021
‫از دیدنت خوشحالم، پابلو.
‫ایشون شوهرخواهرمه.

284
00:14:56,101 --> 00:14:57,940
‫و این کوچولو هم انکوئه، پسرشه.

285
00:14:58,021 --> 00:14:59,661
‫- و خواهرم، مایته.
‫- سلام.

286
00:14:59,820 --> 00:15:01,421
‫- سلام.
‫- ببخشید.

287
00:15:01,861 --> 00:15:02,861
‫استیبالیز.

288
00:15:03,180 --> 00:15:04,380
‫- سلام.
‫- از دیدنتون خوشحالم.

289
00:15:04,500 --> 00:15:06,580
‫- منم از دیدنتون خوشحالم.
‫- کوچولوها رو که از قبل می‌شناسی.

290
00:15:06,661 --> 00:15:08,500
‫- نره‌آ، خیلی خوشگل شدی.
‫- ممنون.

291
00:15:08,620 --> 00:15:10,421
‫- ایول!
‫- بازم کادو!

292
00:15:10,500 --> 00:15:12,021
‫واو، «اسکریک آسکو».

293
00:15:12,101 --> 00:15:14,620
‫- شما همدیگه رو نمی‌شناختین.
‫- فقط در حد اسم.

294
00:15:14,940 --> 00:15:15,940
‫از آشناییتون خوشحالم.

295
00:15:17,700 --> 00:15:19,580
‫به‌به، به‌به. واو!

296
00:15:19,661 --> 00:15:20,981
‫خدای من!

297
00:15:21,060 --> 00:15:22,901
‫دخترای کلاسش از الان گوشی دارن؟

298
00:15:22,981 --> 00:15:24,500
‫- آره، البته. خیلیاشون.
‫- واقعاً؟

299
00:15:24,940 --> 00:15:25,981
‫یا خدا.

300
00:15:26,221 --> 00:15:27,260
‫- بشین.
‫- باشه.

301
00:15:27,700 --> 00:15:29,461
‫عزیزم، برو اون‌ور.
‫واسه استیبالیز جا باز کن.

302
00:15:29,541 --> 00:15:31,380
‫نگرانش نباش، من فقط اومدم که...

303
00:15:31,461 --> 00:15:33,940
‫- نه، بشین.
‫- من انکو رو می‌گیرم.

304
00:15:34,021 --> 00:15:35,060
‫همون‌جا خوبه.

305
00:15:35,140 --> 00:15:36,781
‫- می‌تونم برم اون‌ور.
‫- یه کم برو اون‌ورتر.

306
00:15:36,861 --> 00:15:38,341
‫برو کنار، برو کنار. بفرما.

307
00:15:39,021 --> 00:15:40,221
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟

308
00:15:41,901 --> 00:15:43,901
‫خب، نمی‌دونم، هر چی خودت می‌خوری.

309
00:15:44,740 --> 00:15:45,781
‫یه کم شراب.

310
00:15:48,221 --> 00:15:50,661
‫مراسم چطور بود؟ چطور پیش رفت؟

311
00:15:50,861 --> 00:15:52,380
‫- خوب.
‫- خوب.

312
00:15:52,461 --> 00:15:54,380
‫آره، خیلی قشنگ بود. واقعاً بود.

313
00:15:54,620 --> 00:15:56,580
‫خیلی قشنگ بود، اما تو وسطش رفتی.

314
00:15:56,661 --> 00:15:57,661
‫آره، خب.

315
00:15:58,301 --> 00:16:00,661
‫من با مراسم عشای ربانی
‫خودم به اندازه کافی کشیدم.

316
00:16:00,781 --> 00:16:02,661
‫- تو مراسم عشای ربانی داشتی؟
‫- آره، البته.

317
00:16:02,740 --> 00:16:04,461
‫مادربزرگم خیلی براش ذوق داشت.

318
00:16:04,541 --> 00:16:06,260
‫من فقط به خاطر کادوهاش انجامش دادم.

319
00:16:06,380 --> 00:16:08,781
‫منم همینطور. ولی من هیچی
‫نگرفتم، مگه نه مامان؟

320
00:16:08,861 --> 00:16:09,861
‫البته که گرفتی.

321
00:16:09,940 --> 00:16:11,421
‫- نگرفتم.
‫- نه،

322
00:16:11,500 --> 00:16:14,421
‫چون به جای کادو، ما یه پولی اهدا کردیم

323
00:16:14,500 --> 00:16:16,781
‫به یه خانواده نیازمند از کلیسای محله.

324
00:16:17,060 --> 00:16:19,301
‫فقط یه کشیش نسبتاً چپ‌گرا داشتیم.

325
00:16:21,380 --> 00:16:23,541
‫خب، مامانم این مدال رو بهم داد.

326
00:16:27,820 --> 00:16:29,221
‫خب، خیلی قشنگه.

327
00:16:29,541 --> 00:16:30,740
‫خیلی دوستش دارم.

328
00:16:34,221 --> 00:16:35,461
‫بهم گفت که...

329
00:16:37,221 --> 00:16:38,301
‫که اگه بندازمش گردنم،

330
00:16:38,981 --> 00:16:41,140
‫مریم مقدس همیشه باهام می‌مونه.

331
00:16:46,341 --> 00:16:47,781
‫مادربزرگ، یادت میاد، مگه نه؟

332
00:16:48,101 --> 00:16:49,301
‫معلومه که یادمه.

333
00:16:50,541 --> 00:16:54,180
‫می‌گفت وقتی خودش رفت، مریم
‫مقدس از تو مراقبت می‌کنه.

334
00:16:54,461 --> 00:16:56,180
‫عزیزم، این طبیعی‌ترین چیز تو دنیاست

335
00:16:56,260 --> 00:16:57,421
‫که بخوای به یادش باشی.

336
00:16:59,180 --> 00:17:01,380
‫مادرت... خاص بود.

337
00:17:02,781 --> 00:17:04,821
‫و... خیلی جوون فوت کرد.

338
00:17:08,181 --> 00:17:10,500
‫هر وقت یاد رفتگان می‌افتم،

339
00:17:10,581 --> 00:17:13,500
‫- مو به تنم سیخ می‌شه.
‫- حتماً داره گوشش زنگ می‌خوره.

340
00:17:13,581 --> 00:17:15,460
‫امروز فقط چیزای خوب گفتیم.

341
00:17:15,541 --> 00:17:16,541
‫آره.

342
00:17:17,781 --> 00:17:19,421
‫تنها چیزایی که می‌تونستیم بگیم.

343
00:17:20,421 --> 00:17:23,460
‫خوبه که دخترا حتی نصفش رو هم یادشون نمیاد.

344
00:17:23,620 --> 00:17:25,460
‫چه مادر دیوونه‌ای داشتن.

345
00:17:25,541 --> 00:17:26,701
‫شانس آوردن.

346
00:17:26,781 --> 00:17:28,860
‫- وای، مامان.
‫- به حرف من گوش نده، عزیزم.

347
00:17:29,021 --> 00:17:31,340
‫حتماً به خاطر کورتونه،
‫اعصابم رو به هم ریخته.

348
00:17:32,620 --> 00:17:34,340
‫فکر می‌کنی از هم طلاق می‌گرفتن

349
00:17:34,421 --> 00:17:35,661
‫اگه نمرده بود؟

350
00:17:36,941 --> 00:17:38,140
‫کی می‌دونه؟

351
00:17:39,340 --> 00:17:42,140
‫زوج‌هایی هستن که تمام عمر
‫تحمل می‌کنن و از هم متنفرن.

352
00:17:44,821 --> 00:17:46,100
‫و شماها چی؟

353
00:17:47,860 --> 00:17:48,860
‫اوه...

354
00:17:48,941 --> 00:17:50,061
‫۸۷.۷...

355
00:17:50,500 --> 00:17:52,181
‫خب، حلش می‌کنیم.

356
00:17:53,181 --> 00:17:54,260
‫باید این کار رو بکنید.

357
00:17:54,340 --> 00:17:56,541
‫منظورم اینه که، یکی به خوبی
‫اون از کجا می‌خوای پیدا کنی؟

358
00:17:56,701 --> 00:17:57,821
‫وای، مامان.

359
00:17:59,740 --> 00:18:00,781
‫ببین، عزیزم،

360
00:18:00,860 --> 00:18:03,460
‫پدر بچه‌هات برای تمام عمرته.

361
00:18:03,821 --> 00:18:08,061
‫سر بقیه می‌تونی اشتباه
‫کنی، با پدر بچه‌هات، نه.

362
00:18:08,980 --> 00:18:10,340
‫دلت برای بابا تنگ شده؟

363
00:18:11,340 --> 00:18:12,460
‫نه.

364
00:18:13,220 --> 00:18:15,701
‫هر روز باهاش حرف می‌زنم.

365
00:18:16,380 --> 00:18:18,260
‫شماها همیشه با هم خوشحال به نظر می‌رسیدین.

366
00:18:18,701 --> 00:18:21,620
‫- خب، همیشهِ همیشه...
‫- تقریباً همیشه، آره

367
00:18:22,340 --> 00:18:23,821
‫فردا می‌بینمت، عزیزم.

368
00:18:28,581 --> 00:18:29,860
‫خیلی خوب.

369
00:18:30,220 --> 00:18:31,901
‫خب، بچه جون، می‌خوایم بریم حموم؟

370
00:18:31,980 --> 00:18:33,421
‫- نه.
‫- یعنی چی نه؟

371
00:18:33,740 --> 00:18:34,821
‫کثیف نباش.

372
00:18:34,901 --> 00:18:36,500
‫بذار ببینم این بتهوون چه بویی می‌ده.

373
00:18:37,301 --> 00:18:38,421
‫اه! افتضاحه.

374
00:18:38,500 --> 00:18:40,061
‫- بذار ببینیم دخترعمه‌ت چی می‌گه.
‫- بذار ببینم؟

375
00:18:40,140 --> 00:18:42,140
‫- اوه، نه، الان وقت حمومه.
‫- خدایا...

376
00:18:42,301 --> 00:18:44,061
‫- نه!
‫- آره، حتماً.

377
00:18:46,740 --> 00:18:48,061
‫- مستقیم برو تو حموم.
‫- نه.

378
00:18:48,140 --> 00:18:49,701
‫- آره، البته.
‫- نه.

379
00:18:50,021 --> 00:18:51,220
‫برای شام می‌مونی؟

380
00:18:52,541 --> 00:18:54,541
‫نه، نه، ممنون. می‌رم خونه.

381
00:18:57,500 --> 00:18:58,661
‫خوبی، عزیزم؟

382
00:18:59,380 --> 00:19:00,500
‫چی شده؟

383
00:19:02,061 --> 00:19:04,100
‫- هیچی.
‫- یالا، بهم بگو.

384
00:19:04,541 --> 00:19:07,140
‫نمی‌دونم. حواسم پرت امتحانا و این چیزاست،

385
00:19:07,220 --> 00:19:08,220
‫ولی خوبم.

386
00:19:08,541 --> 00:19:10,061
‫بیا اینجا، بیا اینجا.

387
00:19:11,301 --> 00:19:13,100
‫بیا. بشین، عزیزم.

388
00:19:16,460 --> 00:19:18,421
‫بذار ببینم، چی شده؟ بهم بگو.

389
00:19:21,860 --> 00:19:24,701
‫از بابا برای یه چیزی اجازه
‫خواستم، ولی نمی‌ذاره.

390
00:19:25,500 --> 00:19:27,181
‫نمی‌ذاره چیکار کنی؟

391
00:19:33,260 --> 00:19:35,541
‫می‌خوام برگردم به صومعه بتیناس.

392
00:19:35,781 --> 00:19:37,500
‫و بهم گفت باید در موردش فکر کنه.

393
00:19:39,860 --> 00:19:41,460
‫به خاطر اینه که گرونه یا همچین چیزی؟

394
00:19:45,980 --> 00:19:48,380
‫من باهاش حرف می‌زنم و تموم.
‫می‌خوای این کار رو بکنم؟

395
00:19:50,181 --> 00:19:51,181
‫باشه.

396
00:19:51,620 --> 00:19:54,140
‫و اگه لجبازی کرد، خودم پولش رو می‌دم.

397
00:19:58,901 --> 00:20:01,061
‫مسئله اینه که، این یه اردوی معمولی نیست.

398
00:20:02,581 --> 00:20:03,821
‫اوه؟

399
00:20:06,100 --> 00:20:09,220
‫اینکه... من دارم تشخیص رسالت می‌دم.

400
00:20:10,620 --> 00:20:11,860
‫و برای همینه که می‌خوام برگردم.

401
00:20:13,301 --> 00:20:15,541
‫تا با خواهران روحانی زندگی کنم...

402
00:20:16,260 --> 00:20:18,181
‫و تو صومعه وقت بگذرونم.

403
00:20:32,301 --> 00:20:34,980
‫این جدیه، نه؟ قضیه رسالت.

404
00:20:37,781 --> 00:20:40,100
‫و چطوری داری این تشخیص رو انجام می‌دی؟

405
00:20:41,100 --> 00:20:42,701
‫خب، الان چند ماهیه که...

406
00:20:43,460 --> 00:20:45,421
‫من با... راهنمای معنوی‌ام صحبت می‌کردم.

407
00:20:45,500 --> 00:20:47,100
‫داروی شپش کجاست؟

408
00:20:47,181 --> 00:20:48,421
‫الان نه، پابلو!

409
00:20:48,500 --> 00:20:50,380
‫داروی شپش، پیداش نمی‌کنم.

410
00:20:50,460 --> 00:20:52,860
‫- نمی‌دونم. بعداً دنبالش می‌گردم.
‫- نه، بچه همین‌جا پیشمه.

411
00:20:52,941 --> 00:20:55,220
‫- بعداً دنبالش می‌گردم، لطفاً.
‫- بابا!

412
00:20:55,821 --> 00:20:57,021
‫اومدم.

413
00:20:58,541 --> 00:21:00,301
‫امم، راهنمای معنوی؟

414
00:21:00,620 --> 00:21:02,301
‫آره، یکی از کشیش‌های مدرسه.

415
00:21:02,701 --> 00:21:03,701
‫باشه.

416
00:21:05,860 --> 00:21:06,901
‫و...

417
00:21:07,781 --> 00:21:09,260
‫و به غیر از این کشیش،

418
00:21:09,340 --> 00:21:11,740
‫با کس دیگه‌ای هم در مورد
‫این چیزا حرف می‌زنی؟

419
00:21:11,860 --> 00:21:14,140
‫آره، آره. با خواهر پیلار.

420
00:21:15,941 --> 00:21:17,620
‫و با مادر ایزابل.

421
00:21:18,100 --> 00:21:19,980
‫- مادر ایزابل؟
‫- اون...

422
00:21:20,061 --> 00:21:22,301
‫مادر روحانی صومعه‌ی بتیناسه.

423
00:21:22,380 --> 00:21:25,061
‫- الان لازمش دارم.
‫- اوه، پابلو! نمی‌دونم کجاست.

424
00:21:25,140 --> 00:21:26,980
‫- بعداً دنبالش می‌گردم.
‫- نه، بعداً نه.

425
00:21:27,061 --> 00:21:29,061
‫بعداً یعنی کی؟ همین الان لازمش دارم.

426
00:21:32,061 --> 00:21:34,380
‫- توی آشپزخونه‌ست، داروی شپش.
‫- باشه، ببخشید.

427
00:21:34,460 --> 00:21:35,980
‫- سردمه!
‫- اومدم!

428
00:21:37,421 --> 00:21:39,340
‫عمه، می‌دونم که تو آدم معتقدی نیستی.

429
00:21:40,460 --> 00:21:43,021
‫و برای همین چیزی نگفتم.
‫نمی‌خواستم نگرانت کنم.

430
00:21:43,100 --> 00:21:44,941
‫من عاشق اینم که همه‌چیز رو بهم بگی.

431
00:21:45,021 --> 00:21:46,781
‫دلم می‌خواد همیشه همه‌چیز رو بهم بگی.

432
00:21:47,821 --> 00:21:50,061
‫و من معتقد نیستم، ولی بهش احترام می‌ذارم.

433
00:21:50,380 --> 00:21:51,781
‫و به ایمانت احترام می‌ذارم.

434
00:21:53,421 --> 00:21:55,740
‫اینکه بهم بگی می‌خوای
‫راهبه بشی، یه چیز دیگه‌ست.

435
00:22:02,301 --> 00:22:03,340
‫و...

436
00:22:04,901 --> 00:22:07,061
‫و این ایده‌ی شناخت مسیر مال خودته؟

437
00:22:08,620 --> 00:22:11,181
‫- یا اونا پیشنهاد دادن...؟
‫- عمه،

438
00:22:11,941 --> 00:22:14,500
‫عیسی خواسته‌هایی رو
‫توی قلب آدما قرار می‌ده.

439
00:22:15,620 --> 00:22:19,021
‫و با اون خواسته‌ها، راهنماییت می‌کنه

440
00:22:19,100 --> 00:22:21,021
‫و کم‌کم تو رو به جاهای مختلف می‌بره.

441
00:22:21,620 --> 00:22:24,460
‫تنها کاری که الان دارم می‌کنم
‫اینه که... با جریان پیش می‌رم.

442
00:22:29,941 --> 00:22:31,460
‫و از اینکه این حس رو داری نمی‌ترسی؟

443
00:22:32,061 --> 00:22:34,500
‫اولش، خیلی می‌ترسیدم.

444
00:22:34,581 --> 00:22:36,260
‫بهش می‌گفتم: "لطفاً، منو صدا نزن."

445
00:22:36,421 --> 00:22:38,340
‫"لطفاً منو صدا نزن. یکی دیگه رو ببر."

446
00:22:38,421 --> 00:22:40,021
‫"یکی دیگه رو صدا بزن، منو صدا نزن."

447
00:22:40,100 --> 00:22:42,941
‫- و چرا؟
‫- خب، دقیقاً از روی ترس.

448
00:22:43,181 --> 00:22:45,220
‫چطور می‌خواستم راهبه بشم؟ آخه...

449
00:22:46,140 --> 00:22:48,941
‫- و هنوزم نمی‌ترسی؟
‫- نه.

450
00:22:50,301 --> 00:22:51,500
‫نه، دیگه نه.

451
00:22:52,340 --> 00:22:53,541
‫چون احساس می‌کنم...

452
00:22:54,581 --> 00:22:56,100
‫که دوستم داره.

453
00:22:57,901 --> 00:23:01,220
‫فقط اینه که، عمه، این‌قدر عشق قشنگیه که...

454
00:23:03,181 --> 00:23:04,781
‫تسلیم شدن در برابرش خیلی راحته.

455
00:23:06,380 --> 00:23:08,740
‫می‌دونم درکش برات سخته چون...

456
00:23:09,140 --> 00:23:11,260
‫چون تو همون حسی رو
‫که من دارم نداری، ولی...

457
00:23:11,581 --> 00:23:13,380
‫ببین، عزیزم، دستت رو بده به من.

458
00:23:18,260 --> 00:23:21,100
‫فکر می‌کنم اون حسی که داری توصیف می‌کنی،

459
00:23:22,220 --> 00:23:23,581
‫با اون شدت،

460
00:23:25,021 --> 00:23:26,620
‫می‌تونه معنوی باشه.

461
00:23:28,181 --> 00:23:30,860
‫ولی می‌تونه چیزای دیگه‌ای هم باشه،

462
00:23:31,701 --> 00:23:32,701
‫که داری اونا رو با هم اشتباه می‌گیری.

463
00:23:32,980 --> 00:23:35,220
‫- نه، نه.
‫- اشتباه گرفتن خیلی راحته.

464
00:23:35,380 --> 00:23:37,100
‫من اشتباه نمی‌کنم، عمه.

465
00:23:38,781 --> 00:23:40,421
‫چیز پیچیده‌ایه، می‌دونم،

466
00:23:40,500 --> 00:23:42,380
‫ولی... فقط نمی‌دونم با چی مقایسه‌اش کنم.

467
00:23:45,301 --> 00:23:48,421
‫عشقی که به عمو پابلو داری
‫رو چطور توضیح می‌دی؟

468
00:23:49,260 --> 00:23:50,620
‫یا به انکو.

469
00:23:52,061 --> 00:23:54,021
‫فقط نمی‌تونی، فقط...

470
00:23:54,340 --> 00:23:56,340
‫توضیح دادنش خیلی سخته.

471
00:23:56,500 --> 00:23:59,021
‫یه چیزیه که این تو داری، که حسش می‌کنی،

472
00:23:59,541 --> 00:24:01,380
‫یه عشق قشنگ و واقعی.

473
00:24:01,941 --> 00:24:03,500
‫و باعث می‌شه این‌قدر حس خوبی داشته باشی...

474
00:24:04,301 --> 00:24:05,781
‫چطور می‌تونی اینو اشتباه بگیری؟

475
00:24:10,140 --> 00:24:14,140
‫درسته که عشق یه احساس قدرتمنده.

476
00:24:17,340 --> 00:24:19,421
‫ولی دقیقاً به همین خاطر هم هست، مگه نه؟

477
00:24:21,701 --> 00:24:24,620
‫اگه واقعی باشه، نباید

478
00:24:24,701 --> 00:24:26,541
‫یک‌شبه از بین بره، درسته؟

479
00:24:27,620 --> 00:24:28,941
‫می‌تونه صبر کنه.

480
00:24:31,781 --> 00:24:33,380
‫تو ۱۷ سالته، آینارا.

481
00:24:36,220 --> 00:24:38,500
‫به نظرم خیلی عالیه که عاشق شدی.

482
00:24:43,021 --> 00:24:44,980
‫ولی باید بری دانشگاه.

483
00:24:45,100 --> 00:24:46,100
‫باید...

484
00:24:46,701 --> 00:24:50,181
‫با کلی آدم آشنا بشی. باید سفر کنی،

485
00:24:52,220 --> 00:24:55,380
‫چیزای جدید کشف کنی، کلی چیزا رو تجربه کنی.

486
00:24:56,380 --> 00:24:57,701
‫همه‌چیز، تو همه‌چیز داری.

487
00:24:59,421 --> 00:25:01,980
‫و بعد، اگه هنوزم خواستی ازدواج کنی،

488
00:25:02,061 --> 00:25:03,301
‫اون‌وقت این کار رو می‌کنی.

489
00:25:07,181 --> 00:25:08,781
‫اگه اون زندگی منو راضی نکنه چی؟

490
00:25:09,500 --> 00:25:11,541
‫عزیزم، ولی زندگی همینه دیگه.

491
00:25:13,781 --> 00:25:15,661
‫هیچ‌کس همیشه خوشحال نیست،

492
00:25:16,220 --> 00:25:17,980
‫و هر لحظه احساس رضایت نمی‌کنه.

493
00:25:19,980 --> 00:25:22,541
‫نه اینجا، نه توی صومعه، نه هیچ‌جای دیگه.

494
00:25:22,821 --> 00:25:24,061
‫ولی این‌طوری نیست.

495
00:25:24,581 --> 00:25:25,941
‫چون من، توی صومعه،

496
00:25:26,061 --> 00:25:28,421
‫اصلاً همچین حسی ندارم، حالم بد نیست.

497
00:25:31,220 --> 00:25:33,021
‫توی صومعه، من خیلی خوشحالم.

498
00:25:33,541 --> 00:25:34,821
‫برای همینه که می‌خوام برگردم

499
00:25:34,901 --> 00:25:36,620
‫و می‌خوام باهاشون وقت بگذرونم.

500
00:25:43,980 --> 00:25:45,701
‫امتحان کردن چیزای جدید هم خوبه.

501
00:25:45,941 --> 00:25:48,460
‫شاید متوجه بشی که راضیت نمی‌کنه.

502
00:25:48,541 --> 00:25:49,541
‫شام بخوریم؟

503
00:25:50,100 --> 00:25:51,301
‫برای شام می‌مونی؟

504
00:25:52,980 --> 00:25:54,181
‫آره، می‌مونی.

505
00:25:54,701 --> 00:25:55,701
‫آره؟

506
00:25:57,781 --> 00:25:59,740
‫می‌خوام سبزیجات درست کنم. نه!

507
00:25:59,821 --> 00:26:01,781
‫آره، کلی کلم بروکلی.

508
00:26:26,701 --> 00:26:27,781
‫هی!

509
00:26:28,661 --> 00:26:30,740
‫- فیلم چطور بود؟
‫- خوب بود.

510
00:26:30,821 --> 00:26:32,581
‫چطور رفتار کردن؟

511
00:26:32,661 --> 00:26:34,260
‫خیلی خوب، دقیقاً مثل برادرای خودم.

512
00:26:34,340 --> 00:26:35,980
‫آره؟ عالیه.

513
00:26:36,061 --> 00:26:37,901
‫- یه چیزی، دستشویی؟
‫- بله.

514
00:26:37,980 --> 00:26:39,701
‫- خیلی دستشویی دارم. ممنون.
‫- بیاید همه با هم بریم.

515
00:26:40,941 --> 00:26:42,140
‫تشنمه!

516
00:26:42,220 --> 00:26:43,421
‫- سلام!
‫- سلام!

517
00:26:43,980 --> 00:26:46,860
‫- کل خانواده رو آوردی؟
‫- تو چی فکر می‌کنی؟

518
00:26:47,140 --> 00:26:48,980
‫- و شماها چی دیدید؟
‫- ما...

519
00:26:49,061 --> 00:26:51,100
‫- یه هیولا دیدیم.
‫- یه هیولا؟

520
00:26:51,181 --> 00:26:53,460
‫شاخ داشت، دود بیرون می‌داد
‫و همه‌چیز رو یخ می‌زد.

521
00:26:53,541 --> 00:26:55,181
‫چه باحال. خیلی خوب به نظر میاد.

522
00:26:55,260 --> 00:26:57,661
‫یه دختر با یه تور گرفتش...

523
00:27:01,980 --> 00:27:03,821
‫کاری که باید بکنه اینه که،

524
00:27:04,181 --> 00:27:06,301
‫با بقیه حرف بزنه، از خودش سؤال بپرسه.

525
00:27:06,421 --> 00:27:08,860
‫باشه، من باید باهاش حرف
‫بزنم؟ باید چیزی ازش بپرسم؟

526
00:27:08,941 --> 00:27:10,860
‫نه. حرص نخور. حرص نخور.

527
00:27:10,941 --> 00:27:13,860
‫من حرص می‌خورم چون عمه‌شم، مدلم این‌طوریه.

528
00:27:13,941 --> 00:27:15,181
‫تو آروم باش.

529
00:27:15,581 --> 00:27:17,581
‫نه، چیزی که باید سعی کنیم اینه که...

530
00:27:17,980 --> 00:27:20,581
‫فضاهایی ایجاد کنیم که بتونه
‫دیدگاه‌های دیگه‌ای رو ببینه،

531
00:27:20,661 --> 00:27:22,061
‫تجربیات دیگه‌ای داشته باشه.

532
00:27:22,460 --> 00:27:24,220
‫باشه، و چطوری این کار رو بکنیم؟

533
00:27:26,821 --> 00:27:29,421
‫خب، مثلاً، شماها می‌رید مهمونی، درسته؟

534
00:27:29,500 --> 00:27:30,860
‫- آره.
‫- آخر هفته‌ها.

535
00:27:30,941 --> 00:27:32,661
‫- آره.
‫- باشه. این خیلی خوبه.

536
00:27:32,740 --> 00:27:34,781
‫البته، مهمونی رفتن شما،

537
00:27:34,860 --> 00:27:37,740
‫حتی رفتن به سفرهای کل آخر هفته...

538
00:27:38,181 --> 00:27:40,421
‫آشنا شدن با جاهای دیگه، آدم‌های دیگه.

539
00:27:41,100 --> 00:27:42,620
‫نمی‌دونم، شاید یهو،

540
00:27:42,701 --> 00:27:44,901
‫با یکی آشنا بشه و دیوانه‌وار عاشق بشه

541
00:27:44,980 --> 00:27:47,661
‫یا بخواد موج‌سواری رو
‫شروع کنه یا هر چیز دیگه‌ای.

542
00:27:47,740 --> 00:27:49,980
‫خب، از میکل الیزالده خوشش می‌اومد.

543
00:27:51,220 --> 00:27:53,821
‫اوه، واقعاً؟ میکل الیزالده کیه؟

544
00:27:53,901 --> 00:27:55,260
‫یه پسری از گروه کر.

545
00:27:55,460 --> 00:27:56,620
‫واو.

546
00:27:57,740 --> 00:28:00,181
‫- ولی اتفاقی بینشون افتاد؟
‫- آره، خب.

547
00:28:00,260 --> 00:28:03,061
‫فقط اینکه پارسال، تو یه مهمونی گروه کر،

548
00:28:03,140 --> 00:28:05,421
‫یه جورایی چند تا بوسه
‫الکی بینشون رد و بدل شد.

549
00:28:05,500 --> 00:28:06,541
‫آره.

550
00:28:06,620 --> 00:28:10,380
‫ولی میکل، همون شب، با
‫ایچاسو فرناندز ریخت رو هم.

551
00:28:10,460 --> 00:28:12,781
‫- نمی‌شناسم.
‫- خب، یه دختر دیگه از گروه کر.

552
00:28:12,941 --> 00:28:15,541
‫آینارا شروع کرد به بی‌محلی
‫کردن به میکل، چون همون شب

553
00:28:15,620 --> 00:28:17,740
‫می‌خواست با اون بریزه رو
‫هم و با اون یکی ریخت رو هم.

554
00:28:28,581 --> 00:28:30,781
‫درسته که دیگه بچه نیست، ولی...

555
00:28:30,901 --> 00:28:32,140
‫خیلی جوون نیست

556
00:28:32,220 --> 00:28:34,661
‫که بخواد به همچین تعهدی فکر کنه؟

557
00:28:35,781 --> 00:28:38,901
‫رسالت سن و سال نمی‌شناسه. رسالت‌های
‫خیلی زودهنگامی هم وجود دارن.

558
00:28:39,061 --> 00:28:40,421
‫من تو ۲۱ سالگی وارد شدم.

559
00:28:40,781 --> 00:28:42,541
‫خدا یه دونه کاشته.

560
00:28:42,620 --> 00:28:44,860
‫- حالا باید ببینیم چطور رشد می‌کنه.
‫- ببخشید.

561
00:28:45,941 --> 00:28:47,380
‫- بفرمایید تو.
‫- معذرت می‌خوام.

562
00:28:47,541 --> 00:28:49,421
‫گروه تئاتر منو گیر انداخت.

563
00:28:49,581 --> 00:28:50,781
‫نمی‌تونستم نه بگم.

564
00:28:51,581 --> 00:28:53,541
‫- اینیاکی.
‫- خوش‌وقتم.

565
00:28:53,620 --> 00:28:55,260
‫- منم همین‌طور.
‫- ایشون پدر چما هستن.

566
00:28:55,740 --> 00:28:57,781
‫ایشون تو مدرسه برای آموزش
‫اصول دین بهمون کمک می‌کنن

567
00:28:57,860 --> 00:28:59,821
‫و از قرار معلوم، به گروه
‫تئاتر هم کمک می‌کنن.

568
00:28:59,980 --> 00:29:01,301
‫به هر حال، بعداً براتون تعریف می‌کنم.

569
00:29:01,380 --> 00:29:03,140
‫خب، و ایشون راهنمای معنوی من هستن.

570
00:29:03,220 --> 00:29:05,140
‫خب، من ترجیح می‌دم بگم "همراه".

571
00:29:05,661 --> 00:29:07,500
‫- خب، آره.
‫- چون من در کنارت قدم برمی‌دارم

572
00:29:07,661 --> 00:29:09,860
‫و تو سفر معنوی‌ت همراهی‌ت می‌کنم.

573
00:29:09,941 --> 00:29:11,100
‫بسیار خب.

574
00:29:11,980 --> 00:29:14,941
‫ما هر از گاهی همدیگه
‫رو می‌بینیم و گپ می‌زنیم.

575
00:29:15,260 --> 00:29:16,901
‫- درباره‌ی تشخیص.
‫- البته.

576
00:29:17,061 --> 00:29:18,340
‫خب، درباره‌ی خیلی چیزها.

577
00:29:18,661 --> 00:29:20,500
‫شما می‌شناسیدش، دختر باهوشیه

578
00:29:20,581 --> 00:29:22,661
‫با توانایی درک کردن خودش،

579
00:29:22,740 --> 00:29:23,860
‫با وضوح فوق‌العاده.

580
00:29:24,581 --> 00:29:26,860
‫و همین تواناییه که داره بهش کمک می‌کنه

581
00:29:26,941 --> 00:29:29,620
‫تا یه تشخیص خیلی صادقانه
‫و خیلی زیبا داشته باشه

582
00:29:29,701 --> 00:29:30,901
‫همین‌طور.

583
00:29:31,701 --> 00:29:34,181
‫من فقط بهش گوش می‌دم، و یاد می‌گیرم.

584
00:29:36,100 --> 00:29:38,061
‫هر از گاهی کمی نصیحتش می‌کنم.

585
00:29:40,460 --> 00:29:43,740
‫ما مثل... راهنماهای شهر هستیم، می‌دونید؟

586
00:29:43,821 --> 00:29:46,260
‫ما از قبل شهر رو
‫می‌شناسیم، ولی این آیناراست

587
00:29:46,340 --> 00:29:48,701
‫که باید با چشم‌های خودش کشفش کنه.

588
00:29:48,781 --> 00:29:49,860
‫درسته.

589
00:29:49,941 --> 00:29:52,421
‫و تجربه هم بخشی از اون شهره، متوجهم.

590
00:29:52,661 --> 00:29:55,821
‫خب، این یه فرصته برای نزدیک‌تر شدن به خدا.

591
00:29:56,340 --> 00:29:59,301
‫و به فرقه. برای آینارا
‫مهمه که فرقه رو بشناسه،

592
00:29:59,380 --> 00:30:01,860
‫ولی خواهران هم باید اون رو بشناسن.

593
00:30:01,941 --> 00:30:03,860
‫اگه تصمیم بگیره به عنوان داوطلب وارد بشه

594
00:30:03,941 --> 00:30:05,340
‫تو فرقه‌ی بتیناس،

595
00:30:05,421 --> 00:30:07,220
‫مادر روحانی اعظم تصمیم‌گیری می‌کنه.

596
00:30:07,541 --> 00:30:09,421
‫فرقه‌ی بتیناس فوق‌العاده‌ست.

597
00:30:09,581 --> 00:30:10,620
‫من خوب می‌شناسمشون.

598
00:30:10,701 --> 00:30:13,140
‫مخصوصاً مادر ایزابل، زن استثنایی‌ایه.

599
00:30:13,220 --> 00:30:14,220
‫درسته.

600
00:30:15,061 --> 00:30:17,340
‫و... جهل من رو ببخشید،

601
00:30:17,421 --> 00:30:20,061
‫ولی روند تشخیص کی تموم می‌شه؟

602
00:30:20,380 --> 00:30:24,220
‫خب، وقتی که شخص بفهمه خدا ازش چی می‌خواد.

603
00:30:24,301 --> 00:30:26,421
‫ولی این می‌تونه الان باشه یا یه سال دیگه.

604
00:30:26,541 --> 00:30:28,661
‫البته، زمان‌بندی خدا متفاوته.

605
00:30:37,421 --> 00:30:38,980
‫و هزینه‌ای هم داره؟

606
00:30:39,460 --> 00:30:40,661
‫نه.

607
00:30:41,661 --> 00:30:43,500
‫- هیچ هزینه مالی‌ای نداره؟
‫- نه.

608
00:30:44,460 --> 00:30:46,860
‫خواهران باید بدون هیچ
‫بار و تعهدی وارد بشن.

609
00:30:46,941 --> 00:30:48,140
‫بدون بدهی.

610
00:30:50,140 --> 00:30:53,021
‫خب، پس... بله، از طرف من همین بود.

611
00:31:05,821 --> 00:31:10,781
‫♪ درود بر بدن حقیقی. ♪

612
00:31:13,581 --> 00:31:18,460
‫♪ زاده شده از مریم... ♪

613
00:31:18,980 --> 00:31:23,421
‫♪ باکره. ♪

614
00:31:26,181 --> 00:31:31,061
‫♪ که حقیقتاً رنج کشید، ♪

615
00:31:32,980 --> 00:31:37,941
‫♪ و قربانی شد ♪

616
00:31:39,181 --> 00:31:44,061
‫♪ بر روی صلیب ♪

617
00:31:45,220 --> 00:31:48,620
‫♪ برای انسان. ♪

618
00:32:03,701 --> 00:32:07,701
‫♪ که از پهلوی ♪

619
00:32:09,181 --> 00:32:13,340
‫♪ شکافته‌اش ♪

620
00:32:16,100 --> 00:32:20,100
‫♪ آب جاری شد ♪

621
00:32:20,821 --> 00:32:25,620
‫♪ و خون. ♪

622
00:32:28,941 --> 00:32:33,701
‫♪ بگذار برای ما ♪

623
00:32:34,821 --> 00:32:39,701
‫♪ پیش‌طعمی باشی. ♪

624
00:32:41,100 --> 00:32:45,980
‫♪ در آزمون ♪

625
00:32:47,100 --> 00:32:52,061
‫♪ مرگ. ♪

626
00:33:49,380 --> 00:33:50,581
‫پابلو.

627
00:33:56,541 --> 00:33:57,541
‫چیه؟

628
00:33:58,620 --> 00:34:01,140
‫چی شده؟ شام طول کشید، نه؟

629
00:34:03,901 --> 00:34:06,421
‫همین الان تو یه بار با یه احمق لب گرفتم.

630
00:34:30,621 --> 00:34:32,460
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟ هیچ حسی نداری؟

631
00:34:32,541 --> 00:34:34,781
‫بیدارش می‌کنی.

632
00:34:39,740 --> 00:34:42,660
‫- هیچ حسی نداری، پابلو؟
‫- دارم. حس دارم، آره.

633
00:34:44,341 --> 00:34:45,341
‫حس دارم.

634
00:34:51,381 --> 00:34:53,781
‫اینا رو بهت می‌گم چون
‫می‌خوام برات مهم باشه.

635
00:34:58,180 --> 00:34:59,700
‫نمی‌خوام دیگه برای هم مهم نباشیم.

636
00:35:03,821 --> 00:35:07,700
‫برام مهمه، ولی الان فقط
‫می‌خوام بخوابم، لطفاً.

637
00:35:13,900 --> 00:35:15,460
‫- سلام، مامان.
‫- سلام، خوبی؟

638
00:35:15,541 --> 00:35:16,660
‫خوبم.

639
00:35:17,061 --> 00:35:18,141
‫- سلام.
‫- سلام!

640
00:35:18,301 --> 00:35:19,341
‫سلام.

641
00:35:20,180 --> 00:35:21,980
‫- سلام، عمه.
‫- سلام، عزیزم.

642
00:35:23,021 --> 00:35:24,420
‫- خوبی؟
‫- خوبم.

643
00:35:24,821 --> 00:35:27,061
‫- بابا کجاست؟
‫- فکر کنم تو آشپزخونه‌ست.

644
00:35:28,740 --> 00:35:30,581
‫- آینارا.
‫- سلام.

645
00:35:31,740 --> 00:35:32,861
‫خوبی؟

646
00:35:33,460 --> 00:35:34,660
‫با کی حرف زدی؟

647
00:35:35,861 --> 00:35:37,821
‫با خواهر پیلار و پدر چما.

648
00:35:38,420 --> 00:35:40,180
‫خواهر پیلار معلم راهنماشه.

649
00:35:40,260 --> 00:35:41,460
‫- وقتی کوچیک بود.
‫- آره.

650
00:35:41,940 --> 00:35:44,621
‫مامان، الان با استیبالیز حرف
‫زدم، برای ناهار میاد اینجا.

651
00:35:44,700 --> 00:35:47,260
‫عالیه، پسرم. داشتین در
‫مورد چی حرف می‌زدین؟

652
00:35:47,460 --> 00:35:48,500
‫در مورد قضیه آینارا.

653
00:35:48,900 --> 00:35:51,180
‫- آها، درسته.
‫- خب، بهت چی گفتن؟

654
00:35:51,381 --> 00:35:52,700
‫اینکه دست اونا نیست.

655
00:35:53,940 --> 00:35:55,341
‫آینارا داره بهش فکر می‌کنه.

656
00:35:55,581 --> 00:35:57,420
‫داره سبک‌سنگین می‌کنه، یا
‫هر اسم دیگه‌ای که داره.

657
00:35:57,740 --> 00:35:59,101
‫اون بهش فکر نمی‌کنه.

658
00:35:59,180 --> 00:36:00,980
‫منتظره خدا بهش یه چیزی بگه.

659
00:36:01,061 --> 00:36:03,180
‫داره همین کارو می‌کنه. قصد نداره هیچ کاری

660
00:36:03,260 --> 00:36:06,220
‫برای دانشگاه بکنه، می‌خواد
‫بره با اونا زندگی کنه.

661
00:36:06,301 --> 00:36:09,180
‫- تو بهش گفتی این کارو بکنه.
‫- چون نمی‌خوام فراریش بدم.

662
00:36:09,260 --> 00:36:10,861
‫خب، منم فکر می‌کنم مشکلی نداره.

663
00:36:13,940 --> 00:36:16,301
‫نمی‌دونم، اینیاکی، آرامشت متعجبم می‌کنه.

664
00:36:17,660 --> 00:36:20,541
‫- اونا راهبه‌های تارک‌دنیا هستن.
‫- می‌خوای قشقرق به پا کنم؟

665
00:36:20,621 --> 00:36:23,101
‫- نذارم از خونه بره بیرون؟
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنی.

666
00:36:23,581 --> 00:36:25,660
‫اون فقط داره با اون آدما در
‫موردش حرف می‌زنه، باشه؟

667
00:36:25,740 --> 00:36:28,581
‫حتی به ایزاسکون هم نگفته. و
‫من خیلی بهش اصرار کردم.

668
00:36:28,660 --> 00:36:30,141
‫من قبلاً باهاش حرف زدم، مایته.

669
00:36:30,861 --> 00:36:31,861
‫تقریباً ۱۸ سالشه.

670
00:36:31,940 --> 00:36:33,660
‫فکر می‌کنی براش مهمه ما چی می‌گیم؟

671
00:36:34,101 --> 00:36:35,141
‫خب، نمی‌دونم.

672
00:36:35,781 --> 00:36:36,821
‫خب، براش مهم نیست.

673
00:36:36,900 --> 00:36:38,980
‫تشویقش کردی بره دانشگاه؟

674
00:36:39,061 --> 00:36:41,781
‫بهش گفتی چرا فکر می‌کنی
‫حبس کردن خودش دیوانگیه؟

675
00:36:45,581 --> 00:36:47,341
‫و اگه این همون چیزی باشه
‫که خوشحالش می‌کنه چی،

676
00:36:48,460 --> 00:36:49,980
‫حتی اگه تو خوشت نیاد؟

677
00:36:50,180 --> 00:36:52,260
‫اون از کجا می‌خواد بدونه چی خوشحالش می‌کنه

678
00:36:52,341 --> 00:36:55,260
‫وقتی از ۱۱ یا ۱۲ سالگی داره
‫با اون آدما حرف می‌زنه؟

679
00:36:56,341 --> 00:36:58,821
‫تو تازه فهمیدی که اون
‫یه راهنمای معنوی داره.

680
00:36:58,900 --> 00:37:01,381
‫اینا روندهای شخصیه. با احتیاط
‫باهاشون برخورد می‌شه.

681
00:37:01,460 --> 00:37:03,500
‫قرار نیست راه بیفتن و به همه بگن.

682
00:37:03,581 --> 00:37:06,260
‫- ولی اون کشیش آدم بدیه؟
‫- معلومه که بد نیست، مامان!

683
00:37:06,341 --> 00:37:08,940
‫یه کشیش خیلی جوون و خیلی مدرنه.

684
00:37:09,021 --> 00:37:11,460
‫یه آدم بالغه که با یه فرد زیر
‫سن قانونی ملاقات می‌کنه

685
00:37:11,541 --> 00:37:13,581
‫بدون اجازه پدرش، اونم مخفیانه.

686
00:37:13,660 --> 00:37:16,220
‫این یه مدرسه مذهبیه. و اونا
‫همیشه این کارو می‌کنن.

687
00:37:16,301 --> 00:37:18,381
‫مراسم عشای ربانی،
‫تعلیمات دینی، اعترافات...

688
00:37:18,460 --> 00:37:21,061
‫- شماها هم کلاس تعلیمات دینی می‌رفتین.
‫- این شخصی‌تره.

689
00:37:21,141 --> 00:37:24,101
‫- اونا اونو از بین بقیه انتخاب کردن.
‫- این یه فرقه نیست.

690
00:37:24,180 --> 00:37:26,301
‫هر چقدر هم که اصرار کنی، این یه فرقه نیست.

691
00:37:26,381 --> 00:37:27,541
‫عمه.

692
00:37:27,861 --> 00:37:30,781
‫- کی غذا می‌خوریم؟
‫- بله، عزیزم. ببین، داریم میایم.

693
00:37:30,861 --> 00:37:32,180
‫همین الان میایم.

694
00:37:32,260 --> 00:37:34,301
‫- باشه.
‫- برو بشین، بدو. منم میام.

695
00:37:34,381 --> 00:37:35,541
‫بریم غذا بخوریم!

696
00:37:35,624 --> 00:37:37,258
.:: BcMoviez ::.

697
00:37:37,341 --> 00:37:39,021
‫چرا نمی‌بریش پیش یه روانشناس؟

698
00:37:42,581 --> 00:37:43,581
‫اون که دیوونه نیست.

699
00:37:43,940 --> 00:37:45,220
‫ولی یه چیزیش هست.

700
00:37:45,301 --> 00:37:46,940
‫پسرم، ما نگرانیم.

701
00:37:47,781 --> 00:37:49,381
‫خب، اینقدر نگران نباشین.

702
00:37:50,621 --> 00:37:51,621
‫امم...

703
00:37:51,940 --> 00:37:54,581
‫چرا نمی‌فرستینش خارج درس بخونه؟

704
00:37:55,460 --> 00:37:58,180
‫نوه‌های مانوئلا کل سال
‫رو تو ایرلند گذروندن.

705
00:37:58,260 --> 00:37:59,500
‫فکر خیلی خوبیه.

706
00:37:59,581 --> 00:38:01,861
‫ایرلند نه، اونا خیلی کاتولیک
‫هستن، ولی لندن خوبه.

707
00:38:01,940 --> 00:38:03,700
‫بذار خوش بگذرونه، با آدم‌ها آشنا بشه.

708
00:38:03,781 --> 00:38:04,980
‫یعنی ببرمش مهمونی؟

709
00:38:05,061 --> 00:38:07,381
‫نه، می‌خوام تو یه مسیر
‫دیگه بهش انگیزه بدم.

710
00:38:07,460 --> 00:38:10,061
‫- وسط سال تحصیلی.
‫- تا ترم بعد صبر می‌کنیم.

711
00:38:11,101 --> 00:38:13,101
‫می‌دونی این برنامه‌ها چقدر هزینه داره؟

712
00:38:13,541 --> 00:38:16,061
‫تازه، اصلاً نمی‌دونیم
‫آخرش قراره به کجا برسه.

713
00:38:17,781 --> 00:38:20,141
‫- پس وام می‌گیریم.
‫- خب...

714
00:38:22,621 --> 00:38:24,341
‫دیگه هیچ‌کس وام نمی‌گیره، باشه؟

715
00:38:24,900 --> 00:38:26,541
‫- باشه.
‫- این یه رسالت مذهبیه.

716
00:38:26,621 --> 00:38:29,141
‫فقط به خاطر اینکه یه برنامه بهتر
‫بهش پیشنهاد می‌دی، از بین نمی‌ره.

717
00:38:29,220 --> 00:38:31,740
‫چطوری قراره از بین بره؟
‫نمی‌دونم چطوری قراره از بین بره.

718
00:38:31,821 --> 00:38:34,301
‫هیچ ایده‌ای ندارم. اما من پدرشم
‫و من تصمیم می‌گیرم چی بشه.

719
00:38:34,500 --> 00:38:36,500
‫قراره صبر کنیم و بهش احترام بذاریم. باشه؟

720
00:38:36,581 --> 00:38:38,621
‫ازتون خواهش می‌کنم، لطفاً دیگه دخالت نکنید.

721
00:38:45,821 --> 00:38:48,260
‫نمی‌تونه هزینه برنامه تحصیل در
‫خارج از کشور رو برای دخترش بده؟

722
00:38:50,581 --> 00:38:53,341
‫منظورم اینه که بهش ۳۰۰
‫هزار یورو دادن، ۳۱۰ هزار تا،

723
00:38:53,740 --> 00:38:55,061
‫و این مبلغ کمی نیست.

724
00:38:55,781 --> 00:38:58,061
‫عزیزم، وقتی حساب و کتاب
‫جور درنمیاد، یعنی درنمیاد.

725
00:38:58,220 --> 00:38:59,460
‫مامان، ازش دفاع نکن.

726
00:38:59,621 --> 00:39:01,700
‫تو با این آپارتمان ضامنش
‫شدی و من دهنم رو بستم.

727
00:39:02,180 --> 00:39:04,101
‫حالا نمی‌تونه دخترش رو بفرسته خارج؟

728
00:39:04,621 --> 00:39:05,781
‫ببین، مایته،

729
00:39:06,500 --> 00:39:08,740
‫من ضامن برادرت شدم چون بهم قول داد

730
00:39:08,821 --> 00:39:10,220
‫که هر اتفاقی هم بیفته،

731
00:39:10,301 --> 00:39:12,260
‫نصف این آپارتمان به تو ارث می‌رسه.

732
00:39:12,341 --> 00:39:14,021
‫به جون دختراش بهم قول داد.

733
00:39:14,781 --> 00:39:16,460
‫و تو هم نه نگفتی.

734
00:39:16,541 --> 00:39:18,940
‫مامان، چون دیدم خودت
‫می‌خوای این کار رو بکنی.

735
00:39:19,220 --> 00:39:22,301
‫چیزی که نمی‌خوام اینه که ببینم با سه
‫تا دختر آواره کوچه و خیابون شده.

736
00:39:22,381 --> 00:39:23,621
‫آره، باشه، کافیه.

737
00:39:23,781 --> 00:39:24,781
‫کافیه.

738
00:39:28,301 --> 00:39:29,861
‫هی، دخترعمه‌‌ت نایارا نبود

739
00:39:29,940 --> 00:39:32,381
‫که تو شهرداری یه شغل دولتی گرفت؟

740
00:39:32,460 --> 00:39:34,220
‫- می‌تونم ازش بپرسم.
‫- آره، ازش بپرس.

741
00:39:34,301 --> 00:39:37,260
‫شهرداری هیچ ربطی به دبیرستان نداره.

742
00:39:37,381 --> 00:39:39,861
‫خب، این یه آزمون برای یه نهاد دولتیه.

743
00:39:39,980 --> 00:39:42,301
‫- احتمالاً کم و بیش همونه.
‫- نه. کم و بیش نیست.

744
00:39:42,381 --> 00:39:45,101
‫تصور کن اگه، نمی‌دونم، می‌خواستی
‫به عنوان یه دکتر استخدام بشی،

745
00:39:45,180 --> 00:39:47,861
‫مثل استخدام به عنوان معلم دبیرستان نیست.

746
00:39:47,980 --> 00:39:50,660
‫درسته. به هر حال، ازش بپرس.

747
00:39:50,740 --> 00:39:53,341
‫شاید بتونه بهش توصیه‌ای
‫بکنه، یکم راهنماییش کنه، نه؟

748
00:39:53,420 --> 00:39:54,700
‫همیشه به درد می‌خوره.

749
00:39:55,021 --> 00:39:56,621
‫این فوق‌العاده‌ست.

750
00:39:57,180 --> 00:39:59,980
‫سه ساعت و نیم تو آشپزخونه.
‫دیگه هیچ‌کس این کار رو نمی‌کنه.

751
00:40:00,061 --> 00:40:01,021
‫واقعاً خوبه.

752
00:40:01,101 --> 00:40:02,821
‫- در مورد شرط زبان باسکی چطور؟
‫- بازم می‌خوای؟

753
00:40:02,900 --> 00:40:04,101
‫- خب...
‫- آره؟

754
00:40:04,180 --> 00:40:05,381
‫خب، باسکی...

755
00:40:06,700 --> 00:40:07,700
‫نگاه کن!

756
00:40:18,500 --> 00:40:19,581
‫ها؟

757
00:40:21,420 --> 00:40:22,420
‫آره.

758
00:40:22,500 --> 00:40:23,660
‫ولی چطوریه؟

759
00:40:23,740 --> 00:40:25,740
‫همین‌طوری هر لحظه شروع می‌کنی به دعا کردن؟

760
00:40:25,821 --> 00:40:29,061
‫وقتی احساس نیاز به ارتباط می‌کنی،
‫شروع می‌کنی به دعا کردن؟

761
00:40:29,660 --> 00:40:33,061
‫یا لحظات خاصی هست که
‫همیشه این کار رو می‌کنی؟

762
00:40:34,141 --> 00:40:35,700
‫خب، شبا...

763
00:40:36,381 --> 00:40:37,900
‫و وقتی می‌رم مراسم عشای ربانی.

764
00:40:39,341 --> 00:40:43,101
‫و اونجا ازش چیزهایی می‌خوای
‫یا ازش سوال می‌پرسی یا...؟

765
00:40:45,861 --> 00:40:47,141
‫آره. ولی چطوریه؟

766
00:40:47,220 --> 00:40:49,021
‫ولی دقیقاً چطوریه؟

767
00:40:52,141 --> 00:40:54,660
‫نه، واقعاً برام جالبه، می‌دونی؟

768
00:40:54,980 --> 00:40:57,660
‫چطوری باهاش حرف می‌زنی؟

769
00:40:58,861 --> 00:41:00,940
‫خب، نمی‌دونم، حرف می‌زنم.

770
00:41:01,420 --> 00:41:02,420
‫ولی حرف زدن...

771
00:41:03,220 --> 00:41:05,180
‫- تو ذهنت.
‫- آره.

772
00:41:06,541 --> 00:41:07,821
‫و اونم جوابت رو می‌ده؟

773
00:41:10,220 --> 00:41:11,460
‫بعضی وقتا.

774
00:41:13,700 --> 00:41:14,980
‫چه خوب.

775
00:41:16,581 --> 00:41:17,861
‫خیلی قشنگه.

776
00:41:18,220 --> 00:41:20,141
‫منم دلم می‌خواد باهاش حرف بزنم.

777
00:41:20,621 --> 00:41:21,861
‫خب، امتحان کن.

778
00:41:22,821 --> 00:41:23,821
‫آره؟

779
00:41:25,180 --> 00:41:26,180
‫باشه.

780
00:41:29,180 --> 00:41:30,220
‫بذار ببینم...

781
00:41:37,021 --> 00:41:38,021
‫پروردگارا...

782
00:41:42,900 --> 00:41:44,500
‫پروردگارا؟

783
00:41:46,940 --> 00:41:48,660
‫- من یه بازنده‌ام.
‫- نه.

784
00:41:49,260 --> 00:41:50,900
‫فکر کنم برای من جواب نمی‌ده.

785
00:41:51,821 --> 00:41:53,700
‫به خاطر اینه که باید از ته دل انجامش بدی.

786
00:41:54,420 --> 00:41:55,660
‫منظورت چیه از ته دل؟

787
00:41:55,781 --> 00:41:59,980
‫همین دیگه، از ته دل. باید
‫حرفت رو واقعاً حس کنی.

788
00:42:09,781 --> 00:42:11,301
‫پروردگار قادر مطلق،

789
00:42:13,220 --> 00:42:14,980
‫می‌خوام ازت یه چیزی بخوام.

790
00:42:16,861 --> 00:42:18,460
‫فقط یه چیز.

791
00:42:21,260 --> 00:42:22,740
‫آینارا رو صدا نزن.

792
00:42:24,260 --> 00:42:25,861
‫بذار اینجا پیش ما بمونه.

793
00:42:27,420 --> 00:42:28,900
‫چون ما اینجا خیلی دوستش داریم.

794
00:42:29,381 --> 00:42:30,660
‫بهش نیاز داریم.

795
00:42:32,861 --> 00:42:34,381
‫واقعاً بهش نیاز داریم، می‌دونی؟

796
00:42:35,101 --> 00:42:37,861
‫ببین، اون دو تا خواهر داره.

797
00:42:38,381 --> 00:42:39,381
‫درسته؟

798
00:42:39,861 --> 00:42:42,061
‫مشخصاً می‌شناسیشون. تو همه رو می‌شناسی.

799
00:42:42,581 --> 00:42:44,301
‫اونا دو تا بزهکار آینده‌ن.

800
00:42:45,781 --> 00:42:48,821
‫بهم بگو، کی قراره مراقب
‫اون دو تا دختر دیوونه باشه

801
00:42:48,900 --> 00:42:50,821
‫اگه این دختر راهبه بشه؟

802
00:42:53,180 --> 00:42:55,021
‫و مادربزرگش، لی‌لا هم هست.

803
00:42:55,101 --> 00:42:56,781
‫با اون چیکار کنیم؟

804
00:42:58,621 --> 00:43:01,660
‫چون من و تو می‌دونیم که
‫آینارا نوه مورد علاقه‌شه.

805
00:43:04,180 --> 00:43:05,460
‫خب، و مایته، درسته؟

806
00:43:05,900 --> 00:43:07,180
‫عمه مایته.

807
00:43:08,101 --> 00:43:09,460
‫شاید تو یادت نیاد،

808
00:43:09,541 --> 00:43:11,621
‫چون باهاش در ارتباط نیستی، اما...

809
00:43:13,460 --> 00:43:15,940
‫مایته اگه این یکی رو از
‫دست بده دیوونه میشه،

810
00:43:16,460 --> 00:43:18,700
‫و ممکنه شروع کنه به
‫آتیش زدن کلیساها، باشه؟

811
00:43:19,621 --> 00:43:23,220
‫و بین خودمون بمونه خدا،

812
00:43:23,301 --> 00:43:26,220
‫این اصلاً به نفعت تموم نمیشه،
‫چون اون یه آدم خیلی خیلی لجبازه.

813
00:43:26,700 --> 00:43:27,700
‫خیلی.

814
00:43:29,700 --> 00:43:31,180
‫شایدم. ببخشید، برنامه‌ریزی نکرده بودم.

815
00:43:31,260 --> 00:43:33,260
‫- یهویی از دهنم پرید.
‫- یهویی از دهنت پرید؟

816
00:43:33,341 --> 00:43:34,781
‫یه دقیقه پیانو زدن، مگه نه؟

817
00:43:34,861 --> 00:43:37,900
‫به نظرت این به اندازه
‫کافی جدی و وخیم نیست؟

818
00:43:37,980 --> 00:43:40,141
‫مایته، من سعی کردم کاری
‫که ازم خواستی رو انجام بدم،

819
00:43:40,260 --> 00:43:41,980
‫باهاش حرف بزنم، حمایتش کنم.

820
00:43:42,141 --> 00:43:44,141
‫شاید لحنم مناسب نبود.

821
00:43:44,220 --> 00:43:46,021
‫- ببخشید.
‫- مشکل لحنت نبود.

822
00:43:47,621 --> 00:43:49,381
‫نمیدونم چه فکری کردی که قراره چی بشه.

823
00:43:49,460 --> 00:43:52,021
‫فکر می‌کردم حداقل جدی می‌گیریش.

824
00:43:52,101 --> 00:43:55,301
‫خواهش می‌کنم، آینارا به
‫خدا اعتقاد داره، باور داره.

825
00:43:55,460 --> 00:43:58,101
‫همون‌طوری که تو به
‫تغییرات اقلیمی اعتقاد داری،

826
00:43:58,180 --> 00:44:00,621
‫- اون به خدا اعتقاد داره.
‫- بذار به هر چی میخواد اعتقاد داشته باشه،

827
00:44:00,700 --> 00:44:03,301
‫- ولی باید بره دانشگاه، نه؟
‫- خب، میره دیگه.

828
00:44:03,500 --> 00:44:04,821
‫اون دختر فوق‌العاده‌ایه.

829
00:44:04,940 --> 00:44:07,781
‫ولی الان یه متعصب مذهبیه.

830
00:44:07,861 --> 00:44:09,180
‫نمیدونم چه کاری میشه کرد.

831
00:44:09,260 --> 00:44:10,420
‫انکو، پسرم، بیا بریم!

832
00:44:10,781 --> 00:44:12,980
‫درست مثل برادرم. عالیه، فوق‌العاده‌ست.

833
00:44:13,061 --> 00:44:15,500
‫مثل برادرت نه. اون مزخرفات
‫همیشگی رو تحویل من نده.

834
00:44:15,581 --> 00:44:16,700
‫بهش فشار نیاریم.

835
00:44:16,940 --> 00:44:19,220
‫بیا چمدونش رو ببندیم و بذاریمش اون تو.

836
00:44:19,301 --> 00:44:21,061
‫بذار خودشو با اون یه مشت زن دیوونه حبس کنه

837
00:44:21,141 --> 00:44:22,740
‫و بذار به شستشوی مغزیش ادامه بدن.

838
00:44:23,940 --> 00:44:25,460
‫ولی نمی‌بینی که اینجوری حمله کردن بهش

839
00:44:25,541 --> 00:44:28,101
‫فقط باعث میشه از چیزی که هست هم دورتر بشه؟

840
00:44:28,180 --> 00:44:30,381
‫- واقعاً نمی‌بینی؟
‫- منظورت از حمله کردن چیه؟

841
00:44:30,500 --> 00:44:32,101
‫باید بهش یکم فضا بدی.

842
00:44:33,180 --> 00:44:34,821
‫بذار نفس بکشه.

843
00:44:38,260 --> 00:44:40,220
‫پابلو، داری در مورد آینارا
‫حرف می‌زنی یا خودت؟

844
00:44:44,740 --> 00:44:45,980
‫من همین‌جام.

845
00:44:46,660 --> 00:44:47,980
‫تویی که میای و میری.

846
00:44:48,500 --> 00:44:49,700
‫من اینجا هستم.

847
00:44:51,061 --> 00:44:52,301
‫من همیشه اینجا هستم.

848
00:44:55,420 --> 00:44:56,821
‫کسی مجبورت نکرده.

849
00:44:58,660 --> 00:44:59,821
‫عالیه.

850
00:44:59,940 --> 00:45:01,740
‫پس دفعه بعد بگو یکی دیگه بره

851
00:45:01,821 --> 00:45:04,541
‫خونه مادرت تا با اون برادر
‫عوضیت سر و کله بزنه.

852
00:45:04,621 --> 00:45:06,541
‫پابلو، امروز برای آینارا مهم بود.

853
00:45:06,621 --> 00:45:08,621
‫نمیدونم هنوز اینو نفهمیدی یا نه.

854
00:45:10,861 --> 00:45:12,861
‫چرا در مورد آزمون استخدامی بهشون گفتی؟

855
00:45:14,940 --> 00:45:15,940
‫هان؟

856
00:45:18,740 --> 00:45:20,740
‫چرا در مورد آزمون استخدامی بهشون گفتی؟

857
00:45:20,821 --> 00:45:22,900
‫تنها چیزی که ازت خواستم نگی.

858
00:45:22,980 --> 00:45:25,460
‫ازم پرسیدن. میخوای چی بگم: «نمیدونم»؟

859
00:45:25,541 --> 00:45:27,460
‫همیشه «نمیدونم»، که منو احمق جلوه بده.

860
00:45:28,180 --> 00:45:29,541
‫نه، احمق نه.

861
00:45:31,260 --> 00:45:32,940
‫تو هیچ‌جوره شبیه احمق‌ها نیستی.

862
00:45:33,141 --> 00:45:34,541
‫تو سر سوزنی خنگ نیستی.

863
00:45:36,301 --> 00:45:38,141
‫تو کاری می‌کنی حس کنم یه آشغالم

864
00:45:38,220 --> 00:45:39,621
‫بدون اینکه حتی دهنت رو باز کنی.

865
00:45:46,940 --> 00:45:48,101
‫من این کارو نمی‌کنم.

866
00:45:48,700 --> 00:45:50,381
‫- چرا، می‌کنی.
‫- من این کارو نمی‌کنم.

867
00:45:50,460 --> 00:45:52,940
‫چرا، می‌کنی. تو همیشه
‫این کارو می‌کنی، مایته.

868
00:45:54,341 --> 00:45:56,220
‫این کارو می‌کنی چون این
‫فکریه که در مورد من می‌کنی.

869
00:45:56,700 --> 00:45:58,301
‫این فکریه که من در مورد تو می‌کنم؟

870
00:46:03,621 --> 00:46:05,821
‫چیزی که در موردت فکر
‫می‌کنم بهتره پیش خودم بمونه.

871
00:46:15,260 --> 00:46:16,980
‫چی رو پیش خودت نگه می‌داری، مایته؟

872
00:46:20,220 --> 00:46:21,940
‫چی رو داری پیش خودت نگه می‌داری؟

873
00:46:22,700 --> 00:46:24,021
‫چیه؟

874
00:46:28,541 --> 00:46:30,260
‫چیه؟ میخوای جدا بشی؟

875
00:46:30,541 --> 00:46:31,821
‫اینو میخوای؟

876
00:46:35,861 --> 00:46:37,260
‫خب، شاید بخوام.

877
00:46:40,341 --> 00:46:41,621
‫از نظر من مشکلی نیست.

878
00:46:44,980 --> 00:46:46,220
‫از نظر من مشکلی نیست.

879
00:46:47,740 --> 00:46:49,021
‫پس تکلیفت رو روشن کن.

880
00:46:49,460 --> 00:46:51,180
‫ولی دیگه دست از تهدید کردن من بردار.

881
00:46:58,861 --> 00:47:00,541
‫بطری‌ها و چیزای دیگه این طرف لطفاً.

882
00:47:00,621 --> 00:47:02,700
‫- ما همه خیلی منتظر...
‫- البته.

883
00:47:02,980 --> 00:47:04,301
‫اینو همین دور و بر بذاریم؟

884
00:47:04,381 --> 00:47:06,220
‫چی؟ آره، بذارش همونجا، روی میز.

885
00:47:08,940 --> 00:47:09,980
‫خونه‌ی خیلی قشنگیه.

886
00:47:10,180 --> 00:47:11,180
‫دیدیش؟

887
00:47:13,460 --> 00:47:15,700
‫ایزاسکون، من روی زمین نمی‌خوابم.

888
00:47:15,781 --> 00:47:16,980
‫من اونجا فقط یه تخت می‌بینم.

889
00:47:17,381 --> 00:47:18,460
‫ببین، یه تخت اونجاست

890
00:47:18,581 --> 00:47:20,381
‫بعدش هم توی اتاق نشیمن تشک می‌ندازیم.

891
00:47:20,500 --> 00:47:22,220
‫- ولی بعداً مرتبش می‌کنیم.
‫- باشه.

892
00:47:22,341 --> 00:47:24,500
‫صبر کن، یه چیز دیگه هم
‫دارم. یه چیز خیلی خوب.

893
00:47:24,581 --> 00:47:26,141
‫- ببینم.
‫- حالا می‌بینی...

894
00:47:26,220 --> 00:47:27,341
‫داری منو می‌ترسونی...

895
00:47:27,420 --> 00:47:30,581
‫من تا حالا هیچوقت توی یه روز
‫چهار بار یا بیشتر جق نزدم.

896
00:47:30,660 --> 00:47:32,021
‫اوه! اوه!

897
00:47:32,101 --> 00:47:33,740
‫- کثافت عوضی!
‫- منظورت از «اوه» چیه؟

898
00:47:33,821 --> 00:47:35,980
‫- خیلی چندش‌آوره!
‫- خیلی چندشه.

899
00:47:36,061 --> 00:47:37,541
‫- یه بار.
‫- خیلی چندشه.

900
00:47:37,621 --> 00:47:39,541
‫- تو یه منحرفی.
‫- یه بار تو زندگیم.

901
00:47:39,660 --> 00:47:41,301
‫- کار خیلی کثیفیه.
‫- چی داری میگی!

902
00:47:41,381 --> 00:47:43,700
‫- حتی دستش پینه بسته.
‫- حال به هم زنه!

903
00:47:43,781 --> 00:47:44,781
‫باشه.

904
00:47:45,180 --> 00:47:46,420
‫یکی دیگه، یالا. خب...

905
00:47:46,500 --> 00:47:48,821
‫من تا حالا هیچوقت...

906
00:47:50,220 --> 00:47:51,381
‫ببینم، ببینم...

907
00:47:52,541 --> 00:47:54,581
‫من تاحالا انگشتای پای کسی رو نخوردم.

908
00:47:54,781 --> 00:47:56,260
‫- آه.
‫- «آه» یعنی چی؟

909
00:47:56,861 --> 00:47:58,460
‫چون منتظر یه چیز دیگه بودم.

910
00:47:58,541 --> 00:48:00,861
‫اینو نگاه کن!

911
00:48:02,180 --> 00:48:04,220
‫- همینجوری الکی می‌خوری، یالا.
‫- بس کن.

912
00:48:04,301 --> 00:48:05,541
‫- الو؟
‫- من میرم.

913
00:48:05,621 --> 00:48:06,621
‫یالا، بعدی.

914
00:48:06,700 --> 00:48:08,220
‫ام... بذار ببینم.

915
00:48:09,700 --> 00:48:12,301
‫من تاحالا با کسی از اینجا دوست نشدم.

916
00:48:12,541 --> 00:48:13,581
‫ایول!

917
00:48:18,341 --> 00:48:19,900
‫بذار ببینم، شما دوتا می‌خورین، درسته؟

918
00:48:20,341 --> 00:48:21,381
‫معلومه.

919
00:48:21,980 --> 00:48:24,420
‫- آینارا، دختر.
‫- من تنها نمی‌خورم.

920
00:48:24,500 --> 00:48:25,700
‫- آینارا!
‫- این دفعه آره.

921
00:48:26,220 --> 00:48:27,621
‫آه، باشه، باشه!

922
00:48:27,700 --> 00:48:29,141
‫اون با خودش دوست میشه، فقط خودش.

923
00:48:29,900 --> 00:48:31,900
‫یالا، نوبت منه، نوبت منه...

924
00:48:32,260 --> 00:48:34,660
‫آه، من تاحالا خواب...

925
00:48:34,821 --> 00:48:37,460
‫خواب سکسی با یه معلم زن ندیدم.

926
00:48:37,541 --> 00:48:39,781
‫- اوه!
‫- معلم مرد هم حساب میشه.

927
00:48:39,900 --> 00:48:40,980
‫اوه، پدر چما!

928
00:48:41,061 --> 00:48:42,581
‫شماها با پدر چما چیکار دارین؟

929
00:48:42,660 --> 00:48:45,101
‫- تو باهاش چیکار داری؟
‫- خاوی، تو بهش نخ میدی.

930
00:48:45,180 --> 00:48:47,141
‫- اون کیه؟
‫- کشیش تعلیمات دینی.

931
00:48:47,220 --> 00:48:49,260
‫برو بالا، چیزی نیست. ببین، جدی میگم...

932
00:48:49,341 --> 00:48:50,341
‫سه تا قلپ کوچولو.

933
00:48:50,420 --> 00:48:52,500
‫لعنتی، مرد، با پدر چما، رفیق.

934
00:48:52,581 --> 00:48:54,260
‫- برو بالا.
‫- یالا، یالا.

935
00:48:54,341 --> 00:48:55,341
‫چهارتا، هان؟

936
00:48:56,301 --> 00:48:57,301
‫یالا.

937
00:48:58,781 --> 00:49:00,781
‫خب، من هیچوقت...

938
00:49:02,220 --> 00:49:04,101
‫من تاحالا نخواستم راهبه بشم.

939
00:49:04,180 --> 00:49:06,101
‫چه جور راهبه‌ای؟

940
00:49:06,180 --> 00:49:07,821
‫مثلاً راهبه صومعه؟

941
00:49:07,900 --> 00:49:09,740
‫صومعه، دیرنشین، نمی‌دونم.

942
00:49:09,821 --> 00:49:11,220
‫پاپ گریگوری.

943
00:49:13,341 --> 00:49:16,341
‫همونی که اون بچه رو غسل تعمید میده.

944
00:49:16,940 --> 00:49:19,301
‫- من، وقتی پنج سالم بود.
‫- چی داری میگی؟

945
00:49:19,940 --> 00:49:21,581
‫- یهویی.
‫- تو پنج سالگی؟

946
00:49:21,660 --> 00:49:23,660
‫چون تو مدرسه راجع به خدا باهامون حرف زدن،

947
00:49:23,740 --> 00:49:25,700
‫و من گفتم: «من باهاش
‫ازدواج می‌کنم.» منم همینطور.

948
00:49:25,781 --> 00:49:26,821
‫تو پنج سالگی!

949
00:49:26,980 --> 00:49:31,141
‫با من راجع به مادر طبیعت حرف زدن و نه، نه.

950
00:49:31,220 --> 00:49:32,341
‫آرزوم بود.

951
00:49:32,420 --> 00:49:34,180
‫خیلی خب، کافیه. ولم کنین. چیز مهمی نیست.

952
00:49:34,260 --> 00:49:35,581
‫خواهر کوچیکه ایزاسکون، هان؟

953
00:49:35,900 --> 00:49:38,021
‫خدا بهت برکت بده.

954
00:49:38,141 --> 00:49:40,021
‫- ممنون.
‫- یالا، بذار ببینیم...

955
00:49:41,581 --> 00:49:44,700
‫من تاحالا پدر و مادرم رو در حال سکس ندیدم.

956
00:49:49,900 --> 00:49:51,541
‫تاحالا، درسته؟

957
00:49:54,021 --> 00:49:55,220
‫داری چیکار می‌کنی؟

958
00:49:56,301 --> 00:49:57,581
‫خب، نمی‌دونم.

959
00:49:58,821 --> 00:50:00,940
‫بیا بریم تو، اینجا خیلی سرده.

960
00:50:01,021 --> 00:50:02,101
‫خب، تو برو.

961
00:50:04,180 --> 00:50:05,381
‫هیچی پس، می‌مونم.

962
00:50:10,021 --> 00:50:11,341
‫ولی با من حرف نزن، باشه؟

963
00:50:12,260 --> 00:50:13,500
‫جدی میگم، با من حرف نزن.

964
00:50:13,621 --> 00:50:16,260
‫و اگه چیزی برای گفتن
‫بهم داری، خب... بعداً بگو.

965
00:50:17,700 --> 00:50:19,541
‫- باشه.
‫- تو همین الان داری با من حرف می‌زنی.

966
00:50:19,740 --> 00:50:22,260
‫- نه. گفتم باشه.
‫- نه. و هنوزم داری با من حرف می‌زنی.

967
00:50:23,180 --> 00:50:25,141
‫تویی که داری با من حرف می‌زنی، هان؟

968
00:50:25,220 --> 00:50:26,781
‫- ببخشید، ولی نه.
‫- آره، آره، آره.

969
00:50:26,861 --> 00:50:27,861
‫تو اومدی این طرف.

970
00:50:36,141 --> 00:50:37,740
‫اینجا از سرما یخ می‌زنیما.

971
00:50:37,821 --> 00:50:40,061
‫نه، تو یخ می‌زنی. من حالم کاملاً خوبه.

972
00:50:42,141 --> 00:50:44,061
‫خب، من دارم یخ می‌زنم، ولی...

973
00:50:45,581 --> 00:50:47,900
‫ولی از اونجایی که قراره یخ بزنیم، خب...

974
00:50:48,460 --> 00:50:50,180
‫بهتره با هم یخ بزنیم، درسته؟

975
00:50:54,381 --> 00:50:55,420
‫تو دیوونه‌ای.

976
00:50:56,660 --> 00:50:58,980
‫- ولی دنبالم نیا.
‫- دنبالت نمیام.

977
00:52:02,660 --> 00:52:04,660
‫پس، همه‌تون با هم خوابیدین؟

978
00:52:05,141 --> 00:52:06,301
‫تو یه تخت؟

979
00:52:07,260 --> 00:52:08,781
‫نه، رو زمین.

980
00:52:08,980 --> 00:52:11,021
‫- آه.
‫- ولی تشک‌مون یکی بود.

981
00:52:11,980 --> 00:52:13,700
‫و اون بهت نزدیک شد.

982
00:52:15,220 --> 00:52:17,420
‫آره، ولی چون خواب بود.

983
00:52:17,541 --> 00:52:19,061
‫از کجا می‌دونی خواب بود؟

984
00:52:19,260 --> 00:52:20,460
‫چون خروپف می‌کرد؟

985
00:52:21,581 --> 00:52:23,900
‫نه بابا، چون چشماش بسته بود.

986
00:52:26,541 --> 00:52:27,980
‫و شماها تنها همدیگه رو دیدین؟

987
00:52:28,821 --> 00:52:30,021
‫برای تمرین.

988
00:52:31,141 --> 00:52:33,021
‫وقتی با... تنهایی،

989
00:52:33,900 --> 00:52:34,940
،با میکل

990
00:52:36,220 --> 00:52:37,781
‫فکر می‌کنی ممکنه مجبور بشی

991
00:52:37,861 --> 00:52:39,341
‫کاری رو بکنی که نمی‌خوای؟

992
00:52:41,821 --> 00:52:44,180
‫منم یه زمانی نوجوون بودم. می‌دونم پسرا

993
00:52:44,260 --> 00:52:46,740
‫بعضی وقتا یه... غریزه خیلی قوی دارن.

994
00:52:49,621 --> 00:52:51,381
‫نه، ولی اون این کارو نمی‌کنه.

995
00:52:53,940 --> 00:52:56,740
‫و وقتی امکانش پیش اومد
‫که کنار میکل بخوابی،

996
00:52:57,420 --> 00:52:59,061
‫اولین چیزی که به ذهنت رسید چی بود؟

997
00:53:02,660 --> 00:53:04,301
‫خب، نمی‌دونم، نمی‌خواستم.

998
00:53:05,660 --> 00:53:06,660
‫ولی...

999
00:53:07,301 --> 00:53:10,341
‫ایزاسکون اصرار کرد و... آخرش گفتم باشه.

1000
00:53:11,101 --> 00:53:13,341
‫ولی، با این حال، تصمیم گرفتی کنارش بخوابی.

1001
00:53:14,621 --> 00:53:16,341
‫چون می‌تونستی بگی نه.

1002
00:53:17,980 --> 00:53:18,980
‫هوم؟

1003
00:53:23,940 --> 00:53:26,660
‫اگه خداوند داره از طریق میکل
‫باهات حرف می‌زنه چی؟

1004
00:53:30,861 --> 00:53:31,861
‫چی؟

1005
00:53:33,621 --> 00:53:34,861
‫تو باهوشی.

1006
00:53:35,700 --> 00:53:37,021
‫اون دختری که درونت هست آگاهه.

1007
00:53:39,180 --> 00:53:40,541
‫گاهی وقتا آدم...

1008
00:53:41,500 --> 00:53:43,541
‫می‌خواد بدونه چه اتفاقی می‌افته

1009
00:53:44,581 --> 00:53:46,980
‫وقتی که اونجا، نزدیک یه نفر دیگه هستی.

1010
00:53:47,061 --> 00:53:48,861
‫باید گوش کنی به حسی که داری.

1011
00:53:48,940 --> 00:53:52,260
‫این کمکت می‌کنه تفاوت بین
‫عشق و هوس رو بفهمی.

1012
00:53:55,061 --> 00:53:56,260
‫عشق من به عیسی...

1013
00:53:56,940 --> 00:53:58,141
‫خالصه،

1014
00:53:58,581 --> 00:53:59,821
‫بی‌قید و شرطه،

1015
00:54:01,861 --> 00:54:03,101
‫همیشگیه.

1016
00:54:07,301 --> 00:54:09,861
‫هیچ کلمه‌ای برای بیان این عشق وجود نداره.

1017
00:54:16,420 --> 00:54:17,781
‫عشق شما به عیسی چطوره؟

1018
00:54:32,220 --> 00:54:34,061
‫می‌تونی بچرخی یه کم سریع‌تر.

1019
00:54:34,980 --> 00:54:36,220
‫جرئتش رو داری؟

1020
00:54:37,381 --> 00:54:38,621
‫بچرخ...

1021
00:54:40,021 --> 00:54:41,541
‫بچرخ، یه دور دیگه.

1022
00:54:44,220 --> 00:54:45,541
‫و یکی دیگه، برای آخرین بار!

1023
00:54:48,381 --> 00:54:49,900
‫و... وایسا!

1024
00:54:50,381 --> 00:54:52,141
‫بیا، ما راهنماییت می‌کنیم.

1025
00:54:53,581 --> 00:54:55,581
‫به چپ بپیچ.

1026
00:54:56,900 --> 00:54:58,220
‫اوناهاش، برو جلو.

1027
00:54:58,381 --> 00:55:00,341
‫- به راست!
‫- بپیچ به راست.

1028
00:55:00,541 --> 00:55:02,381
‫- سمت راست خودت.
‫- بچرخ.

1029
00:55:02,460 --> 00:55:04,220
‫بدنت رو بچرخون.

1030
00:55:04,301 --> 00:55:05,541
‫نه!

1031
00:55:05,621 --> 00:55:07,061
‫بیاین به حرف هم گوش کنیم.

1032
00:55:08,301 --> 00:55:10,141
‫به راست.

1033
00:55:11,260 --> 00:55:12,980
‫- راست!
‫- یه کم دیگه.

1034
00:55:13,180 --> 00:55:15,821
‫- همونجا. به جایی نمی‌خوری.
‫- برو جلو.

1035
00:55:15,900 --> 00:55:17,621
‫- برو جلو.
‫- ادامه بده.

1036
00:55:17,700 --> 00:55:19,700
‫- آره، آره. بیا این طرف.
‫- مستقیم برو.

1037
00:55:19,980 --> 00:55:21,460
‫خودشه، خودشه. به جایی نمی‌خوری.

1038
00:55:21,940 --> 00:55:23,341
‫- آروم.
‫- قدم بردار.

1039
00:55:23,900 --> 00:55:24,900
‫خودشه.

1040
00:55:25,021 --> 00:55:27,061
‫- برو جلو.
‫- خیلی خوبه!

1041
00:55:28,900 --> 00:55:30,381
‫می‌تونی چشم‌بندت رو برداری.

1042
00:55:30,861 --> 00:55:32,141
‫آینارا، ممنونم.

1043
00:55:32,740 --> 00:55:35,260
‫اعتماد کردن شجاعت می‌خواد، مگه نه؟

1044
00:55:36,180 --> 00:55:39,260
‫ولی آیا ما می‌تونیم اونقدر شجاع
‫باشیم که به خدا اعتماد کنیم؟

1045
00:55:39,341 --> 00:55:41,581
‫یه نوزاد رو تصور کنید تو بغل پدر و مادرش.

1046
00:55:41,660 --> 00:55:42,861
‫لازمه که بترسه؟

1047
00:55:53,621 --> 00:55:55,180
‫بیاین ترسیدن رو فراموش کنیم.

1048
00:55:56,141 --> 00:55:57,541
‫پنج‌شنبه می‌بینمتون.

1049
00:55:57,900 --> 00:55:59,581
‫- ممنون!
‫- بچه‌های خوبی باشین.

1050
00:55:59,781 --> 00:56:01,220
‫هستیم. خداحافظ.

1051
00:56:13,781 --> 00:56:16,180
‫♪ در آغوش من، ♪

1052
00:56:17,220 --> 00:56:18,940
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1053
00:56:22,260 --> 00:56:24,660
‫♪ و من باور ندارم ♪

1054
00:56:24,740 --> 00:56:27,781
‫♪ به وجود فرشتگان. ♪

1055
00:56:32,980 --> 00:56:35,420
‫♪ اما با نگاه کردن به تو ♪

1056
00:56:35,500 --> 00:56:38,660
‫♪ از خودم می‌پرسم آیا این حقیقت داره. ♪

1057
00:56:44,061 --> 00:56:47,021
‫♪ اما اگه باور داشتم، ♪

1058
00:56:47,101 --> 00:56:50,260
‫♪ همه‌شون رو احضار می‌کردم ♪

1059
00:56:56,301 --> 00:57:01,101
‫♪ و ازشون می‌خواستم که مراقبت باشن. ♪

1060
00:57:03,541 --> 00:57:06,861
‫♪ که هر کدوم شمعی برای تو روشن کنن ♪

1061
00:57:06,940 --> 00:57:09,660
‫♪ تا مسیرت روشن و واضح بشه ♪

1062
00:57:10,460 --> 00:57:13,740
‫♪ و تا مثل مسیح قدم برداری، در وقار و عشق ♪

1063
00:57:13,821 --> 00:57:16,660
‫♪ و تو رو به آغوش من هدایت کنن. ♪

1064
00:57:19,021 --> 00:57:20,900
‫♪ در آغوش من، ♪

1065
00:57:21,740 --> 00:57:23,061
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1066
00:57:23,781 --> 00:57:26,061
‫♪ در آغوش من، ♪

1067
00:57:26,740 --> 00:57:28,101
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1068
00:57:28,621 --> 00:57:30,740
‫♪ در آغوش من، ♪

1069
00:57:31,740 --> 00:57:32,980
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1070
00:57:33,660 --> 00:57:35,700
‫♪ در آغوش من، ♪

1071
00:57:36,861 --> 00:57:38,021
‫♪ آه، پروردگارا. ♪

1072
00:57:40,621 --> 00:57:42,500
‫♪ و من باور ندارم ♪

1073
00:57:42,940 --> 00:57:45,541
‫♪ به وجود فرشتگان. ♪

1074
00:57:49,541 --> 00:57:50,861
‫چی شده؟

1075
00:58:42,021 --> 00:58:43,180
‫خوبی؟

1076
00:59:02,621 --> 00:59:04,420
‫- گرفتیش؟
‫- آره.

1077
00:59:04,500 --> 00:59:06,301
‫- خیلی خوب.
‫- ایدر؟

1078
00:59:06,381 --> 00:59:08,341
‫خواهرت کجاست؟ ایدر؟

1079
00:59:08,420 --> 00:59:09,541
‫لعنتی، ایدر!

1080
00:59:14,341 --> 00:59:16,101
‫- ممنون.
‫- نوش جان.

1081
00:59:17,260 --> 00:59:19,180
‫این ماهی هیک خیلی خوشمزه‌ست.

1082
00:59:19,420 --> 00:59:21,101
‫خوبه، آره، آره.

1083
00:59:23,581 --> 00:59:25,581
‫دستپختت واقعاً عالیه، ها؟

1084
00:59:26,101 --> 00:59:28,581
‫- واقعاً خوشمزه‌ست.
‫- آخه خیلی تمرین کردم.

1085
00:59:32,621 --> 00:59:34,700
‫آها، و ممنون بابت شیرینی‌ها، هان؟

1086
00:59:34,781 --> 00:59:36,341
‫راضی به زحمت نبودم.

1087
00:59:36,420 --> 00:59:38,900
‫خب، کار استیبالیز بود. اون
‫همیشه ایده‌های خوبی داره.

1088
00:59:45,980 --> 00:59:47,621
‫میشه نون رو بدی؟

1089
00:59:50,220 --> 00:59:51,420
‫آینارا.

1090
00:59:58,621 --> 01:00:01,021
‫- ممنون.
‫- کری مگه؟

1091
01:00:01,460 --> 01:00:03,541
‫ولش کن، جدی میگم. مهم نیست.

1092
01:00:04,180 --> 01:00:05,420
‫چیزی شده؟

1093
01:00:08,061 --> 01:00:09,061
‫نه.

1094
01:00:10,101 --> 01:00:12,021
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم.

1095
01:00:12,180 --> 01:00:13,460
‫آره، یه چیزی شده.

1096
01:00:14,061 --> 01:00:16,381
‫اینکه آینارا یه پسر رو بوسیده

1097
01:00:16,460 --> 01:00:17,621
‫و دوست‌پسر داره.

1098
01:00:18,061 --> 01:00:20,781
‫- آینارا دوست‌پسر داره!
‫- آینارا دوست‌پسر داره!

1099
01:00:20,940 --> 01:00:22,861
‫- نره‌آ؟
‫- وای واقعاً؟

1100
01:00:23,141 --> 01:00:25,541
‫- دروغه.
‫- نره‌آ، بسه؛ کافیه.

1101
01:00:25,621 --> 01:00:27,341
‫ماچ و موچ از این صوبتا...

1102
01:00:27,460 --> 01:00:30,460
‫- نره‌آ
‫- ببین، اینیاکی، هیچیش هم بد نیست.

1103
01:00:31,900 --> 01:00:33,381
‫- اینطوری نبود.
‫- نه؟

1104
01:00:33,700 --> 01:00:35,341
‫استیبالیز از خودش در آورده؟

1105
01:00:35,900 --> 01:00:37,980
‫ببین، من راستش چیزی ندیدم.

1106
01:00:38,700 --> 01:00:39,940
‫ایدر بود که اونا رو دید.

1107
01:00:40,021 --> 01:00:42,621
‫- خونه بودن یا چی؟
‫- آره.

1108
01:00:45,341 --> 01:00:46,660
‫خب چطور بود؟

1109
01:00:46,861 --> 01:00:48,220
‫همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد.

1110
01:00:48,341 --> 01:00:51,141
‫ما باهاشون مواجه شدیم و پسره
‫خیلی خجالت کشید و رفت.

1111
01:00:54,021 --> 01:00:56,141
‫- و دوباره دیدیش، عزیزم؟
‫- نه.

1112
01:00:56,341 --> 01:00:58,500
‫- چرا نه؟
‫- بسه دیگه، مایته. کافیه.

1113
01:00:58,581 --> 01:01:00,740
‫اینیاکی، انگار خودت ۱۷ ساله نبودی.

1114
01:01:00,821 --> 01:01:03,141
‫- تو نمی‌دونی داری چی میگی.
‫- شاید هم بدونم.

1115
01:01:03,220 --> 01:01:04,500
‫داریم راجع به سکس حرف می‌زنیم؟

1116
01:01:04,821 --> 01:01:06,581
‫بیاید یکم در موردش راحت باشیم، لطفاً.

1117
01:01:06,660 --> 01:01:08,740
‫- سر میز بچه نشسته.
‫- آره، یکیشون پسر منه.

1118
01:01:09,180 --> 01:01:11,861
‫من اولین دوست‌پسرم رو تو
‫۱۷ سالگی داشتم، یادته، مامان؟

1119
01:01:11,940 --> 01:01:13,940
‫- کاملاً.
‫- ولی اون دوست‌پسر من نیست.

1120
01:01:14,021 --> 01:01:15,861
‫نه. دوستته.

1121
01:01:16,220 --> 01:01:19,101
‫این روزا فقط با هم دوستن،
‫می‌دونی. مهم نیست...

1122
01:01:19,180 --> 01:01:21,061
‫خب، باید بهمون بگی چیکارته.

1123
01:01:21,700 --> 01:01:23,260
‫اون چیزی که فکر می‌کنی نیست، بابا.

1124
01:01:23,341 --> 01:01:25,180
‫و اون چیزی که من فکر می‌کنم چیه، آینارا؟

1125
01:01:25,260 --> 01:01:27,021
‫من باید چه فکری بکنم؟

1126
01:01:27,101 --> 01:01:28,341
‫یه روز می‌خوای راهبه بشی

1127
01:01:28,420 --> 01:01:30,621
‫و روز بعدش، با یه پسره تو تختی.

1128
01:01:30,700 --> 01:01:32,621
‫- اینیاکی!
‫- من باید چه فکری بکنم؟

1129
01:01:36,660 --> 01:01:38,581
‫امیدوارم حداقل جلوگیری کرده باشی.

1130
01:01:39,301 --> 01:01:40,940
‫- کردی؟
‫- اینیاکی، لطفاً.

1131
01:01:41,061 --> 01:01:42,660
‫مگه نمی‌خواستی راحت باشیم؟

1132
01:01:45,381 --> 01:01:46,420
‫جواب منو بده!

1133
01:01:49,621 --> 01:01:50,940
‫خب ببین، نمی‌دونم.

1134
01:01:53,420 --> 01:01:54,781
‫مسخره‌م می‌کنی؟

1135
01:01:55,500 --> 01:01:56,781
‫داری به من می‌خندی؟

1136
01:01:56,861 --> 01:01:58,861
‫داری به راهبه‌هات هم می‌خندی؟

1137
01:01:59,301 --> 01:02:00,301
‫نه.

1138
01:02:00,460 --> 01:02:02,660
‫و قضیه‌ی اون تجربه هم یه شوخی دیگه‌ست؟

1139
01:02:02,740 --> 01:02:04,021
‫خیلی خب.

1140
01:02:05,180 --> 01:02:06,541
‫خیلی خب، آینارا.

1141
01:02:06,700 --> 01:02:09,061
‫تو اون تجربه رو انجام میدی و
‫هر کار دیگه‌ای که لازم باشه.

1142
01:02:09,180 --> 01:02:11,420
‫ولی منم همین احترام رو
‫برای خونه‌م می‌خوام،

1143
01:02:11,500 --> 01:02:13,740
‫برای استیبالیز و برای من. فهمیدی؟

1144
01:02:21,301 --> 01:02:23,021
‫دنیا دور تو نمی‌چرخه.

1145
01:02:40,260 --> 01:02:41,260
‫راست.

1146
01:02:41,821 --> 01:02:42,821
‫بالا.

1147
01:02:51,220 --> 01:02:52,260
‫شاید ناراحتت کرده باشه،

1148
01:02:52,341 --> 01:02:54,021
‫ولی این اتفاقی که براش افتاد خوبه.

1149
01:02:54,980 --> 01:02:56,500
‫اگه تو میگی...

1150
01:02:56,700 --> 01:02:59,541
‫اگه اینقدر تند باهاش حرف بزنی،
‫دیگه هیچوقت جرئت نمی‌کنه ببینتش.

1151
01:02:59,621 --> 01:03:02,141
‫تو خونه‌ی من عشق‌بازی
‫می‌کنه، میگه می‌خواد راهبه بشه

1152
01:03:02,220 --> 01:03:03,861
‫و به استیبالیز میگه دروغگو.

1153
01:03:03,940 --> 01:03:06,061
‫- می‌خوای چطوری باهاش حرف بزنم؟
‫- حالش خیلی بده.

1154
01:03:06,141 --> 01:03:09,141
‫- لازم نیست بهش فشار بیاری.
‫- همینطور زیادی بهش توجه کن.

1155
01:03:09,220 --> 01:03:11,460
‫شاید مشکل همینه، توجه زیادی.

1156
01:03:20,900 --> 01:03:22,500
‫چطوره با مادر راهبه‌ی اعظم حرف بزنیم؟

1157
01:03:22,581 --> 01:03:24,220
‫آره، با پاپ هم حرف بزنیم.

1158
01:03:24,420 --> 01:03:26,260
‫اون زنه تصمیم می‌گیره
‫که آینارا قبول بشه یا نه.

1159
01:03:26,341 --> 01:03:29,021
‫اگه براش توضیح بدیم که داریم
‫می‌بینیم چه اتفاقی داره میفته، خب...

1160
01:03:29,381 --> 01:03:30,940
‫شاید اونم متوجه بشه، مگه نه؟

1161
01:03:34,781 --> 01:03:36,141
‫و چه اتفاقی داره میفته، مایته؟

1162
01:03:36,781 --> 01:03:38,180
‫دقیقاً چه اتفاقی داره میفته؟

1163
01:03:38,420 --> 01:03:42,341
‫اینکه آینارا برای اون
‫زندگی آماده نیست، اینیاکی.

1164
01:03:43,980 --> 01:03:45,940
‫اگه یه فرآیندی برای تشخیص وجود داره

1165
01:03:46,021 --> 01:03:47,740
‫به خاطر اینه که همه‌شون
‫در نهایت راهبه نمیشن.

1166
01:03:47,821 --> 01:03:49,781
‫تو می‌خوای بری اونجا و به راهبه‌ی اعظم بگی

1167
01:03:49,861 --> 01:03:51,500
‫که آینارا داره با پسرا می‌گرده.

1168
01:03:52,940 --> 01:03:54,500
‫هر کاری لازم باشه می‌کنم.

1169
01:03:59,581 --> 01:04:01,861
‫چیزی که واضحه اینه که اگه اون زن بهش بگه

1170
01:04:01,940 --> 01:04:04,500
‫که همه‌ی اینا رو با آرامش
‫بپذیره، اونم قبول می‌کنه.

1171
01:04:06,220 --> 01:04:07,740
‫و چرا باید این کارو بکنه؟

1172
01:04:16,420 --> 01:04:18,220
‫چون تو پدرشی.

1173
01:04:19,021 --> 01:04:20,781
‫و تو ازش اینو می‌خوای.

1174
01:04:42,381 --> 01:04:44,260
‫من فقط می‌خوام حال آینارا خوب باشه.

1175
01:04:46,101 --> 01:04:47,341
‫خوشحال باشه.

1176
01:04:50,861 --> 01:04:51,861
‫باشه.

1177
01:05:01,141 --> 01:05:02,740
‫عزیزم، چطوری؟

1178
01:05:03,141 --> 01:05:04,700
‫آه، پدرت یه آدم وحشیه.

1179
01:05:04,980 --> 01:05:06,740
‫نگران نباش، من خوبم.

1180
01:05:07,141 --> 01:05:09,781
‫مطمئنی؟ تو دختر خیلی قوی‌ای هستی.

1181
01:05:14,101 --> 01:05:15,781
‫چیزی که نگرانم می‌کنه این نیست.

1182
01:05:19,700 --> 01:05:22,180
‫اگه بری، دلم خیلی برات تنگ میشه...

1183
01:05:23,220 --> 01:05:24,220
‫اوه، لی‌لا،

1184
01:05:24,821 --> 01:05:26,420
‫این حرفو به من نزن.

1185
01:05:41,220 --> 01:05:42,980
‫اسم مادر راهبه‌ی اعظم چی بود؟

1186
01:05:43,180 --> 01:05:44,940
‫- ایزابل.
‫- ایزابل.

1187
01:05:45,021 --> 01:05:46,180
‫مادر ایزابل.

1188
01:06:03,180 --> 01:06:04,180
‫سلام.

1189
01:06:05,821 --> 01:06:07,381
‫- «اگون اون».
‫- «اگون اون».

1190
01:06:10,500 --> 01:06:12,581
‫بفرمایید تو. خوش اومدید.

1191
01:06:12,740 --> 01:06:14,021
‫- ممنون.
‫- ممنون.

1192
01:06:15,500 --> 01:06:16,500
‫سلام.

1193
01:06:16,821 --> 01:06:18,381
‫آینارا، چطوری؟

1194
01:06:19,101 --> 01:06:20,180
‫چقدر خوشحال شدم.

1195
01:06:26,220 --> 01:06:27,621
‫- یه لحظه.
‫- بله.

1196
01:07:01,541 --> 01:07:03,101
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

1197
01:07:03,341 --> 01:07:04,821
‫- خوش اومدید.
‫- ممنون.

1198
01:07:04,900 --> 01:07:06,621
‫- من مادر ایزابل هستم.
‫- مایته، عمه‌اش.

1199
01:07:06,700 --> 01:07:08,460
‫- خوش‌وقتم.
‫- من پدرش هستم، اینیاکی.

1200
01:07:11,180 --> 01:07:13,821
‫- آینارا، سفر چطور بود؟
‫- خوب، خیلی خوب.

1201
01:07:13,900 --> 01:07:14,940
‫چه عالی.

1202
01:07:16,621 --> 01:07:19,101
‫- مادر.
‫- بله، آلازنه، بیا تو.

1203
01:07:19,180 --> 01:07:21,541
‫آینارا رو تا اتاقش همراهی کن
‫و همه چیو براش توضیح بده.

1204
01:07:21,740 --> 01:07:23,900
‫خب، امیدوارم همه چی خوب پیش بره، باشه؟

1205
01:07:25,420 --> 01:07:28,021
‫خب، هفته‌ی دیگه می‌بینمت.

1206
01:07:29,021 --> 01:07:30,621
‫- دوستت دارم.
‫- منم همینطور.

1207
01:07:46,541 --> 01:07:48,621
‫ایزابل، نمی‌دونم یادت هست
‫یا نه که برات نامه نوشتیم

1208
01:07:48,700 --> 01:07:50,541
‫تا اگه امکانش هست باهات صحبت کنیم.

1209
01:07:50,660 --> 01:07:52,101
‫بله، بله، البته که یادمه.

1210
01:07:57,101 --> 01:07:59,101
‫- ببخشید، باید جواب بدم.
‫- بله، البته.

1211
01:07:59,180 --> 01:08:00,301
‫- شما بهشون برسید.
‫- باشه.

1212
01:08:00,581 --> 01:08:01,581
‫الو؟

1213
01:08:01,700 --> 01:08:02,700
‫بله.

1214
01:08:07,821 --> 01:08:09,500
‫بذار باشه، بذار باشه. من میارم.

1215
01:08:09,740 --> 01:08:10,980
‫همین‌جا صحبت کنیم؟

1216
01:08:11,220 --> 01:08:14,220
‫آره، قدیما برای ملاقات
‫پشت میله‌ها می‌ایستادیم،

1217
01:08:14,301 --> 01:08:16,701
‫اما مادر ایزابل تصمیم
‫گرفت که این‌طوری بهتره.

1218
01:08:16,900 --> 01:08:18,221
‫می‌شه صندلی رو برداری، لطفا؟

1219
01:08:18,300 --> 01:08:19,300
‫- بله.
‫- باشه.

1220
01:08:21,500 --> 01:08:22,661
‫اهل بیلبائو هستید؟

1221
01:08:22,820 --> 01:08:24,780
‫- بله.
‫- از روز ازل بیلبائویی بودیم.

1222
01:08:24,860 --> 01:08:26,460
‫- مادرمون اهل گالیسیاست.
‫- آه.

1223
01:08:26,541 --> 01:08:29,460
‫- ولی هزار ساله که اینجاست.
‫- درسته. و چیکار می‌کنید؟

1224
01:08:29,900 --> 01:08:31,380
‫خب، من یه رستوران دارم.

1225
01:08:32,101 --> 01:08:33,980
‫شما هم توی رستوران کار می‌کنید؟

1226
01:08:34,101 --> 01:08:35,621
‫نه. من مدیر فرهنگی هستم.

1227
01:08:36,701 --> 01:08:39,621
‫- اون دیگه چطور کاریه؟
‫- رویدادهای فرهنگی برگزار می‌کنم.

1228
01:08:39,940 --> 01:08:41,101
‫اوه، چه جالب.

1229
01:08:41,420 --> 01:08:42,701
‫اطلاعی ازش نداشتم.

1230
01:08:43,780 --> 01:08:45,980
‫وقتی چیزی رو نمی‌دونم، می‌پرسم.

1231
01:08:46,340 --> 01:08:47,621
‫البته، منم همین‌طور.

1232
01:08:49,420 --> 01:08:51,261
‫و خیلی وقته که عضو این فرقه شدید؟

1233
01:08:51,581 --> 01:08:52,621
‫اوه!

1234
01:08:53,141 --> 01:08:55,300
‫۱۹ سالگی وارد شدم و الان ۸۵ سالمه.

1235
01:08:55,460 --> 01:08:57,181
‫عمری وقف خداوند.

1236
01:08:58,021 --> 01:08:59,300
‫الان برمی‌گردم.

1237
01:09:11,860 --> 01:09:14,460
‫- اینو برات می‌ذارم که سردت نشه، باشه؟
‫- باشه.

1238
01:09:19,460 --> 01:09:22,340
‫حالا، وقتی زنگ‌ها به صدا دربیان،
‫می‌ریم پایین به کلیسای کوچیک.

1239
01:09:22,500 --> 01:09:23,500
‫باشه.

1240
01:09:25,061 --> 01:09:26,061
‫ممنون.

1241
01:09:52,900 --> 01:09:55,181
‫بعضی از خواهرها مسئول پخت‌وپز هستن.

1242
01:09:55,261 --> 01:09:57,141
‫- بقیه هم آشپزی.
‫- خیلی خوشمزه‌ست.

1243
01:09:57,380 --> 01:09:59,101
‫خواهر انکارناسیون صنایع دستی درست می‌کنه

1244
01:09:59,181 --> 01:10:00,701
‫که بعداً توی فروشگاه می‌فروشیم.

1245
01:10:00,780 --> 01:10:02,661
‫بله. ما یه کوره سرامیک‌سازی داریم.

1246
01:10:02,820 --> 01:10:03,820
‫بله.

1247
01:10:05,460 --> 01:10:06,741
‫"عبادت و کار".

1248
01:10:07,181 --> 01:10:08,860
‫- درسته.
‫- "عبادت و کار"، درسته.

1249
01:10:09,541 --> 01:10:12,061
‫ما هم توی کورازون د ماریا درس خوندیم.

1250
01:10:12,141 --> 01:10:13,420
‫- بله.
‫- بله.

1251
01:10:14,141 --> 01:10:15,420
‫آینارا بهمون گفت.

1252
01:10:17,021 --> 01:10:18,820
‫اون واقعاً صحبت کردن با شما رو دوست داره.

1253
01:10:18,900 --> 01:10:20,500
‫- ما هم صحبت کردن با اون رو دوست داریم.
‫- بله.

1254
01:10:22,940 --> 01:10:24,820
‫با تلفن هم راحت‌تره، نه؟

1255
01:10:25,460 --> 01:10:27,741
‫راستش رو بخواید، زیاد از تلفن خوشم نمی‌آد.

1256
01:10:27,940 --> 01:10:30,261
‫اما برای صحبت با گینه و
‫پرو ارزون‌تر تموم می‌شه.

1257
01:10:30,661 --> 01:10:32,741
‫بعضی از خواهرها خانواده‌شون خیلی دورن.

1258
01:10:32,820 --> 01:10:33,980
‫و عهد سکوت چی؟

1259
01:10:34,820 --> 01:10:37,420
‫عهدهای ما اطاعت، فقر،

1260
01:10:37,500 --> 01:10:38,741
‫پاکدامنی و گوشه‌نشینیه.

1261
01:10:39,500 --> 01:10:41,860
‫مسئله اینه که سکوت یه نیازه

1262
01:10:41,940 --> 01:10:43,181
‫برای زندگی متفکرانه.

1263
01:10:43,541 --> 01:10:46,460
‫وقتی او از درون باهات حرف
‫می‌زنه، به سکوت نیاز داری.

1264
01:10:46,820 --> 01:10:48,221
‫باید گوش بدی.

1265
01:10:49,221 --> 01:10:50,701
‫برای همینه که تلفن رو نگه می‌دارم.

1266
01:10:50,780 --> 01:10:53,221
‫وگرنه خواهرها تمام روز
‫رو در حال حرف زدن بودن.

1267
01:10:54,701 --> 01:10:56,621
‫- اونا دوست دارن با خانواده‌هاشون حرف بزنن.
‫- بله.

1268
01:10:57,221 --> 01:10:58,900
‫احتمالا زیاد بهشون سر نمی‌زنن، نه؟

1269
01:10:59,221 --> 01:11:01,061
‫دوری راه هم احتمالا کمکی نمی‌کنه.

1270
01:11:01,261 --> 01:11:03,261
‫اما اگه توی گینه خانواده داشته باشن...

1271
01:11:03,420 --> 01:11:06,780
‫و اونا هم نمی‌تونن برای دیدنشون بیرون برن.

1272
01:11:07,061 --> 01:11:09,101
‫خب، اگه مثلاً یکی از خواهرها

1273
01:11:09,181 --> 01:11:11,380
‫یه فامیل مریض داشته باشه، می‌تونه
‫برای مراقبت ازش بیرون بره.

1274
01:11:11,460 --> 01:11:12,541
‫درسته.

1275
01:11:21,460 --> 01:11:23,820
‫و پیش می‌آد که گاهی خواهرهایی باشن

1276
01:11:23,900 --> 01:11:25,541
‫که تصمیم بگیرن اینجا رو ترک کنن؟

1277
01:11:27,101 --> 01:11:28,261
‫گاهی اوقات.

1278
01:11:29,420 --> 01:11:30,420
‫بله.

1279
01:11:31,420 --> 01:11:34,340
‫اینجا زندان نیست. خودت
‫انتخاب می‌کنی که اینجا باشی.

1280
01:11:34,701 --> 01:11:36,780
‫و به همین ترتیب، می‌تونی
‫انتخاب کنی که بری.

1281
01:11:36,860 --> 01:11:38,460
‫البته. قهوه؟

1282
01:11:44,980 --> 01:11:46,261
‫آینارا دختر خیلی خوبیه.

1283
01:11:47,101 --> 01:11:48,780
‫- همین‌طوره.
‫- بله.

1284
01:11:50,101 --> 01:11:52,141
‫اون دختر خیلی خوبیه، اما اینم درسته

1285
01:11:52,221 --> 01:11:54,221
‫که دقیقاً وسط دوره نوجوونیه
‫و این کاملاً مشخصه.

1286
01:11:54,780 --> 01:11:58,101
‫وقتی این‌قدر جوونی، همه چیز
‫درونت خیلی زنده و پررنگه.

1287
01:11:58,181 --> 01:12:00,780
‫یه روز یه حسی داری، یه روز یه حس دیگه...

1288
01:12:08,581 --> 01:12:11,261
‫ایزابل، ما عمیقاً به

1289
01:12:11,340 --> 01:12:13,621
‫احساسات مذهبی آینارا احترام می‌ذاریم.

1290
01:12:14,701 --> 01:12:17,181
‫اما دوست داریم اون برای
‫گرفتن مدرک درس بخونه.

1291
01:12:17,261 --> 01:12:19,021
‫و می‌دونیم که هر چی شما بهش بگید...

1292
01:12:19,101 --> 01:12:20,460
‫باهام راحت باش. بهم بگو "تو".

1293
01:12:20,541 --> 01:12:22,780
‫ببخشید. می‌دونیم هر چی بهش بگی

1294
01:12:22,860 --> 01:12:24,500
‫براش خیلی مهمه.

1295
01:12:25,820 --> 01:12:29,500
‫بله. بله، اینجا خواهرهایی هستن که
‫دارن برای مدرک درس می‌خونن.

1296
01:12:29,581 --> 01:12:30,860
‫اوه، واقعاً؟

1297
01:12:30,940 --> 01:12:33,661
‫مثلاً خواهر آلازنه داره الهیات می‌خونه.

1298
01:12:33,741 --> 01:12:35,021
‫خب، خوبه.

1299
01:12:35,500 --> 01:12:36,701
‫اما خب...

1300
01:12:38,500 --> 01:12:42,541
‫منظورم اینه که منظور ما جنبه تحصیلی نیست.

1301
01:12:43,500 --> 01:12:45,061
‫چیزی که ما می‌خوایم

1302
01:12:45,141 --> 01:12:47,380
‫اینه که آینارا توی دانشگاه درس بخونه

1303
01:12:47,460 --> 01:12:50,300
‫تا بتونه دنیای بیرون رو تجربه کنه.

1304
01:12:50,380 --> 01:12:53,860
‫یه تجربه کامل‌تر، فراتر از دبیرستان.

1305
01:12:56,460 --> 01:13:00,061
‫ایزابل، ما مطمئنیم که اگه
‫شما بهش توصیه کنید که...

1306
01:13:01,541 --> 01:13:02,980
‫یه کم بیشتر زندگی کنه،

1307
01:13:03,420 --> 01:13:06,181
‫که قبل از گرفتن تصمیم‌های مهم صبر کنه،

1308
01:13:07,860 --> 01:13:10,021
‫می‌دونیم که اون به حرفت گوش می‌ده.

1309
01:13:11,420 --> 01:13:14,581
‫و هر وقت که دلش خواست
‫می‌تونه بیاد اینجا ملاقات،

1310
01:13:15,340 --> 01:13:17,141
‫اما در حین تحصیل توی دانشگاه.

1311
01:13:20,340 --> 01:13:21,940
‫تو آدم باایمانی هستی، مایته؟

1312
01:13:23,581 --> 01:13:24,741
‫نه.

1313
01:13:25,261 --> 01:13:27,900
‫اما قلباً به ایمان همه احترام می‌ذارم.

1314
01:13:28,221 --> 01:13:30,860
‫البته. احترام، بالاتر از هر چیزیه.

1315
01:13:31,860 --> 01:13:32,980
‫البته.

1316
01:13:33,820 --> 01:13:36,541
‫خب، فکر می‌کنم همه‌مون نیاز داریم
‫به چیزی باور داشته باشیم و...

1317
01:13:37,661 --> 01:13:41,420
‫من باور دارم، واقعاً باور دارم که یه چیز
‫معنوی وجود داره که ما ازش بی‌خبریم.

1318
01:13:41,900 --> 01:13:43,860
‫معنویات انواع زیادی دارن.

1319
01:13:44,780 --> 01:13:46,061
‫اما فقط یک خدا وجود داره.

1320
01:13:47,261 --> 01:13:48,460
‫واقعیت همینه.

1321
01:13:51,780 --> 01:13:52,940
‫مایته،

1322
01:13:54,021 --> 01:13:57,661
‫همون‌طور که خوب می‌دونی،
‫ایمان هدیه‌ای از طرف خداست.

1323
01:13:58,581 --> 01:14:00,221
‫یا داریش یا نداری.

1324
01:14:01,101 --> 01:14:02,701
‫و این یه مسئله‌ی اعتقادیه.

1325
01:14:04,541 --> 01:14:06,061
‫اون چیزی که ازم می‌خوای،

1326
01:14:06,141 --> 01:14:07,340
‫اون چیزی که هر دوتاتون ازم می‌خواین،

1327
01:14:08,661 --> 01:14:09,860
‫دست من نیست.

1328
01:14:15,300 --> 01:14:16,621
‫من فکر می‌کنم هست.

1329
01:14:17,581 --> 01:14:19,101
‫خدا هر کسی رو که بخواد صدا می‌زنه.

1330
01:14:19,500 --> 01:14:22,701
‫او شبان هست. ما فقط گله‌ی اون هستیم.

1331
01:14:27,500 --> 01:14:30,500
‫ایزابل، می‌دونی که آینارا وقتی دختربچه‌ی
‫کوچیکی بود مادرش رو از دست داد.

1332
01:14:31,980 --> 01:14:33,300
‫بله، می‌دونم.

1333
01:14:34,780 --> 01:14:36,500
‫برادرزاده‌م یه زخمی توی دلش داره.

1334
01:14:38,101 --> 01:14:40,340
‫و همین اون رو... خاص می‌کنه.

1335
01:14:41,541 --> 01:14:43,181
‫اما در عین حال آسیب‌پذیرش هم می‌کنه.

1336
01:14:44,980 --> 01:14:46,460
‫اون دنبال آرامشه.

1337
01:14:46,541 --> 01:14:49,701
‫جستجوی معنوی اون هیچ
‫ربطی به دعوت الهی نداره.

1338
01:14:49,780 --> 01:14:50,900
‫مایته،

1339
01:14:51,621 --> 01:14:53,460
‫فقط پروردگار می‌تونه این رو بدونه.

1340
01:14:53,780 --> 01:14:54,980
‫فقط اون.

1341
01:14:55,541 --> 01:14:56,940
‫پس، پروردگار حتماً باید بدونه

1342
01:14:57,021 --> 01:14:59,701
‫که برادرزاده‌م با یه پسر
‫از گروه کر رابطه داره.

1343
01:15:00,061 --> 01:15:01,820
‫و اینکه هفته‌ی پیش مچشون رو گرفتیم

1344
01:15:01,900 --> 01:15:03,420
‫در حالی که داشتن رابطه‌ی
‫جنسی برقرار می‌کردن.

1345
01:15:04,500 --> 01:15:06,181
‫نمی‌دونم آینارا به چی فکر می‌کنه،

1346
01:15:06,261 --> 01:15:08,500
‫اما قطعاً به زندگی راهبانه فکر نمی‌کنه.

1347
01:15:10,340 --> 01:15:12,340
‫چیزی که خواهرم سعی داره بگه اینه که...

1348
01:15:12,420 --> 01:15:14,261
‫ما می‌ترسیم که آینارا گیج شده باشه.

1349
01:15:14,340 --> 01:15:16,181
‫خواهرت منظورش رو کاملاً واضح بیان می‌کنه.

1350
01:15:19,460 --> 01:15:24,221
‫♪ خداوند داوری است ♪

1351
01:15:25,741 --> 01:15:30,460
‫♪ که درستکاران ♪

1352
01:15:30,980 --> 01:15:35,500
‫♪ دل را نجات می‌دهد. ♪

1353
01:15:36,980 --> 01:15:41,460
‫♪ خداوند داوری است ♪

1354
01:15:42,420 --> 01:15:45,101
‫♪ که نجات می‌دهد ♪

1355
01:15:45,181 --> 01:15:48,021
‫♪ درستکاران ♪

1356
01:15:48,900 --> 01:15:53,701
‫♪ دل را. ♪

1357
01:15:58,300 --> 01:16:01,300
‫♪ سپر من خداست، ♪

1358
01:16:04,860 --> 01:16:08,940
‫♪ که نجات‌دهنده‌ی درستکاران دل است. ♪

1359
01:16:12,701 --> 01:16:17,061
‫♪ خداوند داوری عادل است. ♪

1360
01:16:19,261 --> 01:16:24,221
‫♪ خداوند هر روز مرا در آغوش می‌گیرد. ♪

1361
01:16:27,380 --> 01:16:29,940
‫♪ اگر او توبه نکند، ♪

1362
01:16:31,500 --> 01:16:35,701
‫♪ او شمشیرش را تیز خواهد کرد... ♪

1363
01:16:56,621 --> 01:16:57,621
‫صبر کن.

1364
01:17:11,181 --> 01:17:12,820
‫کافیه مایته. دیگه بسه.

1365
01:17:22,380 --> 01:17:23,661
‫بیا، بیا بریم.

1366
01:17:30,741 --> 01:17:31,860
‫پروردگارا، به ما برکت بده.

1367
01:17:32,741 --> 01:17:35,221
‫و همچنین برکت بده

1368
01:17:35,420 --> 01:17:37,300
‫به این غذا که در شرف میل کردنش هستیم.

1369
01:17:37,900 --> 01:17:40,741
‫به واسطه‌ی عیسی مسیح، سرور ما. آمین.

1370
01:17:49,567 --> 01:17:51,747
‫خوش آمدی

1371
01:19:50,021 --> 01:19:52,820
‫♪ من به افتخار او نواخته‌ام ♪

1372
01:19:52,900 --> 01:19:55,980
‫♪ چنگ ده سیم را، ♪

1373
01:20:00,300 --> 01:20:04,820
‫♪ و سرودی تازه خوانده‌ام، ♪

1374
01:20:07,661 --> 01:20:11,380
‫♪ همراه با هلهله‌ها ♪

1375
01:20:11,460 --> 01:20:16,061
‫♪ با سیم‌های بم. ♪

1376
01:20:19,860 --> 01:20:22,860
‫♪ پروردگار... ♪

1377
01:20:23,420 --> 01:20:27,860
‫♪ شایسته‌ی ستایش است. ♪

1378
01:20:49,340 --> 01:20:50,460
‫بهت صابون دادن؟

1379
01:20:50,980 --> 01:20:52,741
‫بله. ممنون.

1380
01:20:53,581 --> 01:20:55,061
‫بعضی وقت‌ها باید روزها منتظر بمونی

1381
01:20:55,141 --> 01:20:57,980
‫تا خواهر انکارناسیون بهمون خمیردندون بده.

1382
01:20:58,061 --> 01:20:59,661
‫اون نمی‌خواد ما اسراف کنیم.

1383
01:21:01,860 --> 01:21:04,061
‫- و دلت براش تنگ شده؟
‫- برای چی؟

1384
01:21:05,420 --> 01:21:06,420
‫برای اسراف کردن.

1385
01:21:07,101 --> 01:21:08,420
‫نه.

1386
01:21:09,661 --> 01:21:11,420
‫خدا هم مثل هر شوهر دیگه‌ایه.

1387
01:21:11,581 --> 01:21:12,780
‫اونم اخلاق‌های خاص خودش رو داره.

1388
01:21:13,221 --> 01:21:14,980
‫معلومه که لحظاتی از شک وجود داره،

1389
01:21:15,061 --> 01:21:16,261
‫از کلنجار رفتن.

1390
01:21:17,380 --> 01:21:20,261
‫لحظاتی که چمدونت رو برمی‌داری
‫و می‌گی: من دارم می‌رم.

1391
01:21:22,900 --> 01:21:24,261
‫اما بعدش می‌گذره.

1392
01:21:25,621 --> 01:21:27,340
‫خواهر، شیطان خیلی باهوشه.

1393
01:21:27,980 --> 01:21:29,621
‫اون می‌دونه چطور وسوسه‌ت کنه.

1394
01:21:31,460 --> 01:21:33,380
‫چیزی که دلم براش تنگ شده عطره.

1395
01:21:33,780 --> 01:21:35,380
‫یکی از اون عطرهای گرون‌قیمت.

1396
01:21:38,300 --> 01:21:40,420
‫پروردگارا، شب ما را روشن بگردان.

1397
01:21:41,300 --> 01:21:43,300
‫و به ما استراحتی آرام عطا فرما،

1398
01:21:44,181 --> 01:21:46,780
‫تا فردا به نام تو بیدار شویم

1399
01:21:47,661 --> 01:21:51,980
‫و بتوانیم با سلامتی و شادی
‫سپیده‌دم روز جدید را نظاره کنیم.

1400
01:21:53,021 --> 01:21:55,141
‫باشد که پروردگار متعال به ما عطا فرماید

1401
01:21:55,221 --> 01:21:57,380
‫شبی آرام و مرگی مقدس را.

1402
01:22:26,581 --> 01:22:28,420
‫و چند وقته که اینجایی؟

1403
01:22:30,380 --> 01:22:31,541
‫چیزی نمونده که بشه یک سال.

1404
01:22:32,541 --> 01:22:33,621
‫یک سال شد دیگه.

1405
01:22:34,820 --> 01:22:36,460
‫راستش، آخرین چیزی که فکرش رو می‌کردم

1406
01:22:36,541 --> 01:22:38,141
‫این بود که پروردگار من رو فرا بخونه.

1407
01:22:39,500 --> 01:22:42,101
‫داشتم پزشکی می‌خوندم، قرار
‫بود برم به ماموریت‌های تبلیغی.

1408
01:22:42,300 --> 01:22:43,860
‫به مأموریت تبلیغی نرفتی؟

1409
01:22:45,101 --> 01:22:46,181
‫اصلاً.

1410
01:22:47,621 --> 01:22:50,701
‫من تو دانشگاه تو یه
‫گروه بودم و یه روز باید

1411
01:22:50,780 --> 01:22:52,460
‫چند تا جعبه غذا به صومعه می‌بردیم

1412
01:22:53,661 --> 01:22:55,701
‫و نمی‌دونستم و شروع کردم به حرف زدن

1413
01:22:55,780 --> 01:22:57,820
‫با خواهرها و نمی‌دونم، عاشقش شدم.

1414
01:22:58,261 --> 01:22:59,741
‫عاشق همه‌ی اینا شدم.

1415
01:23:04,061 --> 01:23:05,541
‫همینا بود که من رو تشنه‌ی عیسی کرد.

1416
01:23:08,380 --> 01:23:10,420
‫لازم بود اینجا باشم، نزدیکش.

1417
01:23:12,420 --> 01:23:15,061
‫اما یه روز، خدا همه‌ی برنامه‌هامو عوض کرد.

1418
01:23:15,420 --> 01:23:16,420
‫همه‌شون رو.

1419
01:23:17,300 --> 01:23:18,701
‫ما تو کلیسا بودیم

1420
01:23:18,780 --> 01:23:20,820
‫داشتیم یه مزمور قشنگ می‌خوندیم که می‌گفت:

1421
01:23:22,021 --> 01:23:25,021
‫«چشمانم از اشتیاق به
‫وعده‌های تو ناتوان شده‌اند».

1422
01:23:25,340 --> 01:23:26,741
‫«کی مرا تسلی خواهی داد؟».

1423
01:23:27,380 --> 01:23:29,101
‫کی مرا تسلی خواهی داد، پروردگار؟

1424
01:23:30,460 --> 01:23:32,021
‫و بعد اون به من گفت.

1425
01:23:34,021 --> 01:23:35,141
‫گفت:

1426
01:23:36,141 --> 01:23:37,541
‫«من تو رو برای خودم می‌خوام».

1427
01:23:39,900 --> 01:23:42,780
‫منم شروع کردم به گریه کردن
‫و نمی‌تونستم حرف بزنم.

1428
01:23:43,621 --> 01:23:44,780
‫اینقدر گریه می‌کردم.

1429
01:23:45,701 --> 01:23:47,221
‫فقط گریه می‌کردم.

1430
01:23:50,900 --> 01:23:52,701
‫خلاصه، من از اینجا رفتم و گفتم:

1431
01:23:52,780 --> 01:23:53,980
‫«خب ببین، پروردگار،

1432
01:23:54,061 --> 01:23:56,980
‫اگه چیزی که تو می‌خوای اینه
‫که من راهبه بشم، من حاضرم».

1433
01:23:58,021 --> 01:23:59,221
‫«من اینجام».

1434
01:24:04,621 --> 01:24:05,940
‫«اون تجربه

1435
01:24:06,101 --> 01:24:08,541
‫عشق ما رو به همسایه‌مون هم پاک می‌کنه».

1436
01:24:09,141 --> 01:24:11,380
‫«آگاهی از شکنندگی ما

1437
01:24:11,460 --> 01:24:13,581
‫باعث می‌شه دیگه هیچ‌کس رو قضاوت نکنیم،

1438
01:24:13,940 --> 01:24:18,261
‫با همسایه‌مون با مهربانی،
‫فروتنی و درک رفتار کنیم».

1439
01:24:19,940 --> 01:24:21,780
‫«قدرت بزرگی در عشق هست،

1440
01:24:22,581 --> 01:24:24,261
‫«تنها نیروی واقعی».

1441
01:24:25,420 --> 01:24:28,141
‫«دیگه بحث راضی بودن از خود نیست،

1442
01:24:28,541 --> 01:24:30,460
‫بلکه راضی کردن خداست».

1443
01:24:46,420 --> 01:24:47,420
‫سلام.

1444
01:24:47,900 --> 01:24:49,101
‫سلام.

1445
01:24:49,340 --> 01:24:50,581
‫چطوری؟

1446
01:24:51,181 --> 01:24:52,340
‫امروز استراحت کردی؟

1447
01:24:52,940 --> 01:24:53,940
‫یه کم.

1448
01:24:55,621 --> 01:24:58,061
‫خب، بگو ببینم، دلت برای خونه‌ت تنگ شده؟

1449
01:24:58,300 --> 01:25:00,021
‫زود دلتنگ می‌شی؟

1450
01:25:02,661 --> 01:25:04,141
‫نه. خوبم.

1451
01:25:04,820 --> 01:25:06,980
‫مطمئنم اونا دلشون برات تنگ شده.

1452
01:25:07,141 --> 01:25:08,261
‫خب، نمی‌دونم.

1453
01:25:08,541 --> 01:25:10,820
‫آخه اونا از اون تیپ آدما
‫نیستن که این حرفا رو بزنن.

1454
01:25:11,061 --> 01:25:12,780
‫درسته، پدرت زیاد حرف نمی‌زنه.

1455
01:25:13,261 --> 01:25:14,581
‫نه، واقعاً نه.

1456
01:25:14,780 --> 01:25:16,621
‫عمه‌ت بیشتر حرف می‌زنه، همچین شخصیتی داره.

1457
01:25:17,420 --> 01:25:18,980
‫آره، اخلاق تندی داره.

1458
01:25:19,661 --> 01:25:20,900
‫ولی خیلی خوبه.

1459
01:25:22,460 --> 01:25:23,621
‫آره، آره. معلومه.

1460
01:25:24,661 --> 01:25:26,340
‫اون نگران بود چون...

1461
01:25:26,980 --> 01:25:28,900
‫چون با یه پسر بودی.

1462
01:25:31,420 --> 01:25:32,701
‫اون اینو بهت گفت؟

1463
01:25:33,101 --> 01:25:34,581
‫آره. همینو گفت، آره.

1464
01:25:40,261 --> 01:25:41,621
‫خودم می‌خواستم بهت بگم.

1465
01:25:48,061 --> 01:25:49,621
‫خوشحالم که اینو بهم می‌گی.

1466
01:25:50,900 --> 01:25:52,061
‫خیلی خوشحالم.

1467
01:25:56,101 --> 01:25:57,101
‫چون فکر کرده بودم:

1468
01:25:57,181 --> 01:25:58,701
‫«چرا خودش به من نگفته،

1469
01:25:58,780 --> 01:26:01,221
‫اگه آینارا می‌دونه که می‌تونه
‫هرچیزی رو به من بگه؟».

1470
01:26:03,300 --> 01:26:04,701
‫اینو می‌دونی، درسته؟

1471
01:26:04,780 --> 01:26:06,460
‫که می‌تونی هرچیزی رو به من بگی.

1472
01:26:11,621 --> 01:26:13,541
‫می‌خوای بهم بگی چی شده؟

1473
01:26:15,661 --> 01:26:16,741
‫خب...

1474
01:26:17,460 --> 01:26:19,621
‫استیبالیز، دوست‌دختر بابام،

1475
01:26:19,820 --> 01:26:22,500
‫اون روز اومد خونه و منو
‫در حال بوسیدن یه پسر دید.

1476
01:26:25,460 --> 01:26:27,061
‫و این پسر رو از کجا می‌شناسی؟

1477
01:26:28,940 --> 01:26:30,021
.از گروه کُر

1478
01:26:33,300 --> 01:26:35,741
‫با پدر چما در مورد این پسر حرف زدی؟

1479
01:26:36,380 --> 01:26:37,460
‫آره.

1480
01:26:39,741 --> 01:26:40,741
‫و اسمش چیه؟

1481
01:26:42,021 --> 01:26:43,021
‫میکل.

1482
01:26:46,621 --> 01:26:48,261
‫مگه مدتی پیش میکل رو دوست نداشتی؟

1483
01:26:54,021 --> 01:26:55,541
‫و دعوتش کردی به خونه‌تون؟

1484
01:26:58,980 --> 01:27:01,460
‫آخه ما باید یه چیزی رو برای
‫گروه کُر تمرین می‌کردیم.

1485
01:27:01,541 --> 01:27:03,661
‫و خونه‌ی ما نزدیک‌تر به کنسرواتوار هست.

1486
01:27:05,900 --> 01:27:07,300
‫و در آخر، خب...

1487
01:27:08,581 --> 01:27:12,101
‫رفتیم خونه‌ی من، تمرین
‫کردیم و همدیگرو بوسیدیم.

1488
01:27:15,061 --> 01:27:16,420
‫و کجا همدیگه رو بوسیدید؟

1489
01:27:17,741 --> 01:27:19,021
‫تو اتاقم.

1490
01:27:21,621 --> 01:27:22,860
‫اون اصرار کرد؟

1491
01:27:24,460 --> 01:27:25,581
‫نه.

1492
01:27:25,980 --> 01:27:27,261
‫نه، نه، نه.

1493
01:27:30,141 --> 01:27:32,701
‫اون شروع کرد، ولی من چیزی
‫نگفتم و جلوش رو نگرفتم.

1494
01:27:33,261 --> 01:27:34,741
‫و فقط بوسه بود؟

1495
01:27:37,940 --> 01:27:39,741
‫می‌پرسم چون عمه‌ت گفت

1496
01:27:39,820 --> 01:27:42,101
‫که شما دو تا رابطه‌ی جنسی داشتید.

1497
01:27:45,581 --> 01:27:47,500
‫اون گفت که رابطه تو تخت‌خواب بوده

1498
01:27:47,581 --> 01:27:49,380
‫و اینکه خدا می‌دونه، آینارا.

1499
01:27:49,900 --> 01:27:51,460
‫می‌دونی که یه رابطه‌ی جنسی

1500
01:27:51,541 --> 01:27:53,221
‫فقط برای ازدواج هست.

1501
01:27:53,661 --> 01:27:54,820
‫اصلاً حقیقت نداره.

1502
01:27:55,061 --> 01:27:57,900
‫نمی‌دونم چی بهت گفته،
‫ولی واقعاً حقیقت نداره.

1503
01:27:57,980 --> 01:28:00,181
‫- عمه‌ت دروغ می‌گه؟
‫- آره.

1504
01:28:00,581 --> 01:28:02,300
‫آره، چون فقط بوسه بود.

1505
01:28:03,500 --> 01:28:05,621
‫مسئله اینه که ما روی تخت بودیم.

1506
01:28:05,940 --> 01:28:07,460
‫ولی فقط بوسه بود.

1507
01:28:10,261 --> 01:28:11,741
‫اون پسر رو دوباره دیدی؟

1508
01:28:12,780 --> 01:28:14,460
‫اون چندتا پیام برام فرستاد،

1509
01:28:14,541 --> 01:28:16,021
‫ولی... جوابش رو ندادم.

1510
01:28:20,581 --> 01:28:23,380
‫وقتی وارد اینجا شدم، یه
‫دوست‌پسر بیرون داشتم.

1511
01:28:25,860 --> 01:28:27,340
‫و اون واقعاً پسر خوبی بود.

1512
01:28:31,621 --> 01:28:33,460
‫اما خداوند بلند و واضح باهام صحبت کرد.

1513
01:28:34,101 --> 01:28:35,940
‫و قلبم از عشق خدا لبریز شد.

1514
01:28:36,181 --> 01:28:37,340
‫و این رو می‌دونستم.

1515
01:28:39,101 --> 01:28:40,741
‫دیگه لازم نبود دنبال چیز دیگه‌ای بگردم.

1516
01:28:42,621 --> 01:28:44,061
‫به هیچ چیز دیگه‌ای نیاز نداشتم.

1517
01:28:48,541 --> 01:28:51,500
‫خداوند ما رو دوست داره،
‫اما امتحانمون هم می‌کنه.

1518
01:28:53,061 --> 01:28:54,900
‫اگه خداوند تو رو انتخاب کنه، خودت می‌فهمی.

1519
01:29:03,460 --> 01:29:08,420
‫♪ ستایش بر پدر، پسر و روح‌القدس، ♪

1520
01:29:11,661 --> 01:29:16,621
‫♪ همان‌طور که در ابتدا بود، ♪
‫♪ اکنون هست و همیشه خواهد بود، ♪

1521
01:29:19,181 --> 01:29:24,141
‫♪ تا ابدالآباد. ♪

1522
01:29:26,621 --> 01:29:31,581
‫♪ آمین. ♪

1523
01:29:46,340 --> 01:29:48,701
‫«به حیات خودم سوگند، این
‫است کلام خداوند متعال،

1524
01:29:49,300 --> 01:29:51,141
‫که من از مرگ شریران خشنود نمی‌شوم،

1525
01:29:51,860 --> 01:29:55,221
‫بلکه می‌خواهم از راه‌های
‫خود بازگردند و زنده بمانند.»

1526
01:29:58,661 --> 01:30:02,420
‫خداوندا، ما برای بچه‌های
‫مدرسه‌ی کناری دعا می‌کنیم،

1527
01:30:03,300 --> 01:30:06,101
‫تا شاد، سلامت و قوی بزرگ بشن.

1528
01:30:06,500 --> 01:30:07,860
‫از تو می‌خواهیم، خداوندا.

1529
01:30:08,380 --> 01:30:10,340
‫به درگاهت التماس می‌کنیم، صدای ما رو بشنو.

1530
01:30:11,541 --> 01:30:14,980
‫خداوندا، ما برای مأمورهای
‫مالیات دعا می‌کنیم،

1531
01:30:15,420 --> 01:30:17,181
‫تا کارشون رو به خوبی انجام بدن.

1532
01:30:17,940 --> 01:30:19,221
‫از تو می‌خواهیم، خداوندا.

1533
01:30:19,860 --> 01:30:22,221
‫به درگاهت التماس می‌کنیم، صدای ما رو بشنو.

1534
01:30:23,980 --> 01:30:27,661
‫خداوندا، من برای خواهرهامون
‫در گینه‌ی استوایی دعا می‌کنم.

1535
01:30:28,460 --> 01:30:29,860
‫از تو می‌خواهیم، خداوندا.

1536
01:30:48,181 --> 01:30:49,980
‫برای همدیگه دعا می‌کنیم.

1537
01:31:00,021 --> 01:31:01,581
‫- سلام.
‫- سلام.

1538
01:31:04,061 --> 01:31:05,661
‫برای غم از دست رفته‌تون خیلی متأسفم.

1539
01:31:06,500 --> 01:31:07,581
‫ممنون.

1540
01:31:10,940 --> 01:31:12,141
‫عزیزم...

1541
01:31:28,261 --> 01:31:29,261
‫خداحافظ.

1542
01:31:36,621 --> 01:31:39,221
‫خداوندا، پناهگاه و قدرت ما،

1543
01:31:40,420 --> 01:31:42,541
‫دعاهای ما رو بشنو که تقدیم می‌کنیم

1544
01:31:42,621 --> 01:31:44,261
‫به روح خواهر درگذشته‌مون.

1545
01:31:45,980 --> 01:31:48,701
‫برای روح خویشاوندمون دعا می‌کنیم.

1546
01:31:50,780 --> 01:31:55,101
‫خداوندا، ما برای مرگ ماریا
‫دولورس فریر سوگواریم.

1547
01:31:56,460 --> 01:31:59,541
‫می‌دونیم که تو خدای بخشنده‌ای هستی

1548
01:32:00,261 --> 01:32:03,340
‫و همه رو می‌بخشی و در آغوش می‌گیری.

1549
01:32:04,300 --> 01:32:07,860
‫می‌دونیم که تو به گناهکار برای
‫محکوم کردنش نظر نمی‌کنی،

1550
01:32:08,541 --> 01:32:12,101
‫بلکه برای بخشیدنش و
‫دادن زندگی ابدی به اون.

1551
01:32:27,460 --> 01:32:28,820
‫هر چه می‌خواهی با من بکن.

1552
01:32:29,420 --> 01:32:31,820
‫هر کاری با من بکنی، ازت سپاسگزارم.

1553
01:32:32,780 --> 01:32:34,541
‫برای هر چیزی آماده‌ام.

1554
01:32:35,061 --> 01:32:36,061
‫همه‌اش رو می‌پذیرم.

1555
01:32:36,940 --> 01:32:39,141
‫باشد که اراده‌ی تو در من

1556
01:32:39,661 --> 01:32:40,860
‫و در تمام موجودات جاری بشه.

1557
01:32:41,621 --> 01:32:43,261
‫خدای من، هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌خوام.

1558
01:32:44,101 --> 01:32:45,980
‫زندگی‌ام رو در دستان تو قرار می‌دم.

1559
01:32:46,061 --> 01:32:49,340
‫خدای من، اون رو با تمام
‫عشقِ قلبم به تو تقدیم می‌کنم.

1560
01:32:49,980 --> 01:32:51,261
‫چون دوستت دارم.

1561
01:32:52,101 --> 01:32:53,340
‫چون دوستت دارم.

1562
01:32:53,541 --> 01:32:55,621
‫چون برای من، دوست داشتنِ
‫تو یعنی فدا کردنِ خودم،

1563
01:32:55,701 --> 01:32:57,181
‫یعنی تسلیم کردنِ بی‌اندازه‌ی خودم،

1564
01:32:58,061 --> 01:33:00,900
‫با اعتمادی بی‌پایان، چون تو پدر منی.

1565
01:33:03,420 --> 01:33:04,581
‫پدر،

1566
01:33:05,261 --> 01:33:06,460
‫خودم رو به تو می‌سپارم.

1567
01:33:07,181 --> 01:33:08,860
‫هر چه می‌خواهی با من بکن.

1568
01:33:09,420 --> 01:33:11,701
‫هر کاری با من بکنی، ازت سپاسگزارم.

1569
01:33:12,221 --> 01:33:13,661
‫برای هر چیزی آماده‌ام.

1570
01:33:14,340 --> 01:33:15,661
‫همه چیز رو می‌پذیرم.

1571
01:33:16,420 --> 01:33:19,261
‫باشد که اراده‌ی تو در من و
‫در تمام موجودات جاری بشه.

1572
01:33:20,101 --> 01:33:21,741
‫خدای من، دیگه هیچ چیز نمی‌خوام.

1573
01:33:22,661 --> 01:33:24,460
‫زندگی‌ام رو در دستان تو قرار می‌دم.

1574
01:33:25,300 --> 01:33:28,261
‫خدای من، اون رو با تمام
‫عشقِ قلبم به تو تقدیم می‌کنم.

1575
01:33:29,661 --> 01:33:30,741
‫چون دوستت دارم.

1576
01:33:31,380 --> 01:33:32,581
‫چون دوستت دارم.

1577
01:33:33,181 --> 01:33:35,460
‫چون برای من، دوست داشتنِ
‫تو یعنی فدا کردنِ خودم،

1578
01:33:36,340 --> 01:33:37,701
‫یعنی تسلیم کردنِ بی‌اندازه‌ی خودم،

1579
01:33:39,181 --> 01:33:41,860
‫با اعتمادی بی‌پایان چون تو پدر منی.

1580
01:33:47,261 --> 01:33:48,780
‫چون تو پدر منی.

1581
01:33:53,380 --> 01:33:54,820
‫چون تو پدر منی.

1582
01:33:56,141 --> 01:33:58,181
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم...

1583
01:33:59,820 --> 01:34:01,101
‫تو پدر منی.

1584
01:34:07,021 --> 01:34:08,940
‫خواهش می‌کنم، دیگه طاقت ندارم.

1585
01:34:09,420 --> 01:34:10,420
‫خواهش می‌کنم.

1586
01:34:12,940 --> 01:34:14,340
‫خواهش می‌کنم.

1587
01:34:16,940 --> 01:34:18,221
‫خواهش می‌کنم.

1588
01:34:23,221 --> 01:34:24,661
‫خواهش می‌کنم، یه چیزی بهم بگو.

1589
01:34:24,980 --> 01:34:26,101
‫خواهش می‌کنم.

1590
01:34:40,780 --> 01:34:42,181
‫من...

1591
01:35:03,021 --> 01:35:13,021
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
‫<font color="#000000">@CinemDreaming</font>

1592
01:36:51,021 --> 01:36:52,621
‫اگه قبول بشم، بعد از کنکور.

1593
01:36:55,500 --> 01:36:58,621
‫وقتی وارد بشی، بلافاصله راهبه می‌شی؟

1594
01:36:59,980 --> 01:37:02,021
‫اول اندازه یک سال داوطلب هستی.

1595
01:37:02,101 --> 01:37:04,141
‫و بعد لباس کارآموزی می‌پوشی.

1596
01:37:06,380 --> 01:37:09,541
‫و برای ارتباط و این‌جور چیزها،
‫اجازه می‌دن گوشی داشته باشی؟

1597
01:37:36,980 --> 01:37:38,221
‫می‌خوای ببریش؟

1598
01:37:39,141 --> 01:37:40,541
‫نه، ممنون.

1599
01:37:50,021 --> 01:37:51,741
‫و کی می‌تونیم بیایم ملاقاتت؟

1600
01:37:52,621 --> 01:37:55,780
‫خب، هر وقت بخواید. به
‫شرطی که از قبل خبر بدید...

1601
01:38:00,380 --> 01:38:02,021
‫یعنی، هر وقت اونا بخوان.

1602
01:38:12,701 --> 01:38:14,101
‫نگهش دار، برای خودت.

1603
01:38:17,181 --> 01:38:19,701
‫- می‌تونم نگهش دارم؟
‫- اون رو کجا پیدا کردی؟

1604
01:38:19,780 --> 01:38:21,940
‫توی اتاق، توی جعبه جواهرات مادربزرگ.

1605
01:38:22,021 --> 01:38:23,021
‫- این چیه؟
‫- اون رو بده به من.

1606
01:38:23,101 --> 01:38:24,780
‫- کجا بود؟
‫- بده‌اش به من، نره‌آ.

1607
01:38:24,980 --> 01:38:27,380
‫- بده‌اش به من.
‫- بابا، لی‌لا بهم قولش رو داده بود.

1608
01:38:27,460 --> 01:38:29,780
‫اما قول‌ها همیشه عملی نمی‌شن.

1609
01:38:29,860 --> 01:38:31,860
‫از بابات بپرس، اون برات توضیح می‌ده.

1610
01:38:33,181 --> 01:38:34,940
‫یا قراره بانک این رو هم برداره؟

1611
01:38:35,021 --> 01:38:36,661
‫بانک قرار نیست برش داره. بیا.

1612
01:38:38,021 --> 01:38:39,820
‫آینارا، بچه‌ها رو ببر، لطفا.

1613
01:38:47,940 --> 01:38:49,380
‫می‌دونم این برات سخته،

1614
01:38:49,460 --> 01:38:51,900
‫ولی دخترها رو قاطی ماجرا
‫نکن، اونا تقصیری ندارن.

1615
01:38:53,300 --> 01:38:56,300
‫این برای من سخته چون کار
‫رو برای تو راحت می‌کنه.

1616
01:38:57,900 --> 01:38:59,221
‫من که ازت معذرت‌خواهی کردم، خب؟

1617
01:39:00,021 --> 01:39:01,780
‫معذرت‌خواهی تو چه دردی از من دوا می‌کنه؟

1618
01:39:03,780 --> 01:39:06,420
‫اگه پای اون وام وایساده
‫بودی، یه نفعی به من می‌رسید.

1619
01:39:06,500 --> 01:39:08,101
‫اون آره. من تلاشم رو کردم، مایته.

1620
01:39:08,181 --> 01:39:10,101
‫ولی وقتی حساب‌کتاب جور
‫درنمی‌آد، یعنی نمی‌آد دیگه.

1621
01:39:10,181 --> 01:39:11,420
‫چطوری تلاش کردی؟

1622
01:39:11,820 --> 01:39:15,061
‫می‌تونستی خونه‌ت رو گرو
‫بذاری یا رستوران رو بفروشی.

1623
01:39:15,141 --> 01:39:16,780
‫خانواده‌م دارن از اون رستوران نون می‌خورن.

1624
01:39:16,860 --> 01:39:18,141
‫- می‌خوای چیکار کنم؟
‫- درسته.

1625
01:39:18,221 --> 01:39:20,061
‫تو برای زندگی به این آپارتمان نیازی نداری.

1626
01:39:20,141 --> 01:39:23,221
‫تو کی هستی که تصمیم بگیری با
‫ارث و میراث من چیکار بشه؟

1627
01:39:23,741 --> 01:39:25,701
‫مایته، برادرت روزای خیلی سختی رو گذرونده.

1628
01:39:25,780 --> 01:39:27,380
‫برادرم به مادرم قول داد

1629
01:39:27,460 --> 01:39:29,221
‫که هر اتفاقی برای اون ضامن افتاد،

1630
01:39:29,300 --> 01:39:30,900
‫نصف این خونه به من برسه.

1631
01:39:30,980 --> 01:39:33,261
‫- مایته، خواهش می‌کنم.
‫- آینارا، چی شده؟

1632
01:39:33,340 --> 01:39:36,340
‫تو به مادرت قول دادی. تازه به
‫جون دخترات هم قسم خوردی!

1633
01:39:36,460 --> 01:39:38,420
‫من اصلا شانس نیاوردم.

1634
01:39:38,500 --> 01:39:40,420
‫چطور می‌شه که مسئولیت
‫هیچ‌کدوم از کارهات رو

1635
01:39:40,500 --> 01:39:41,701
‫به عهده نمی‌گیری؟

1636
01:39:41,780 --> 01:39:43,460
‫- با احترام با من رفتار کن.
‫- با احترام؟

1637
01:39:43,541 --> 01:39:45,420
‫- با احترام.
‫- احترام که ارثی نیست.

1638
01:39:45,500 --> 01:39:48,340
‫می‌خوای من رو با دو تا دختر آواره‌ی
‫خیابون کنی؟ این رو می‌خوای؟

1639
01:39:49,420 --> 01:39:50,940
‫یعنی دیگه روی بزرگه حساب نمی‌کنی؟

1640
01:39:53,980 --> 01:39:55,860
‫می‌خوای با اون دو تای دیگه چیکار کنی؟

1641
01:39:56,741 --> 01:39:58,181
‫بفرستیشون یه جای دور،

1642
01:39:58,261 --> 01:39:59,261
‫به یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی؟

1643
01:39:59,940 --> 01:40:01,500
‫اوه، نه، خفه شو، اون که گرونه.

1644
01:40:01,940 --> 01:40:03,261
‫اون گرونه.

1645
01:40:03,380 --> 01:40:04,980
‫من سعی کردم کار درست رو انجام بدم.

1646
01:40:05,061 --> 01:40:06,621
‫- آره.
‫- بعضی وقت‌ها اوضاع اون‌طور که باید پیش نمی‌ره.

1647
01:40:06,701 --> 01:40:08,621
‫تو از دخترت نخواستی که بمونه،

1648
01:40:08,701 --> 01:40:11,261
‫- اون‌وقت سعی کردی کار درست رو انجام بدی؟
‫- نه. من به تصمیمش احترام می‌ذارم.

1649
01:40:11,340 --> 01:40:13,900
‫- هیچ‌وقت نشنیدم این رو بهش بگی.
‫- من به تصمیمش احترام می‌ذارم.

1650
01:40:13,980 --> 01:40:15,940
‫- نشنیدم این رو بهش بگی.
‫- دخترا، یالا بریم.

1651
01:40:16,021 --> 01:40:18,101
‫- دیگه کافیه.
‫- چرا ازش نخواستی؟

1652
01:40:18,581 --> 01:40:20,500
‫بذار ببینم، چرا ازش نخواستی؟

1653
01:40:20,621 --> 01:40:22,980
‫- واقعاً دیگه شورش دراومده.
‫- ازش بخواه!

1654
01:40:23,500 --> 01:40:24,581
‫ازش بخواه که بمونه.

1655
01:40:24,661 --> 01:40:27,261
‫چرا اون هیچ‌وقت ازت
‫نخواست که بمونی، آینارا؟

1656
01:40:27,340 --> 01:40:28,460
‫چرا؟

1657
01:40:29,820 --> 01:40:31,021
‫ازش بخواه.

1658
01:40:32,940 --> 01:40:34,141
‫ازش بخواه!

1659
01:40:35,101 --> 01:40:36,460
‫مگه چقدر سخته؟

1660
01:40:38,900 --> 01:40:41,141
‫مگه چقدر سخت بود که بگی: «دوستت داریم»؟

1661
01:40:41,300 --> 01:40:44,741
‫ما خانواده‌ت هستیم، نه اون
‫یه مشت سلیطه‌ی روانی،

1662
01:40:44,820 --> 01:40:46,820
‫که یه مشت کلاهبردار لعنتی‌ان.

1663
01:40:46,980 --> 01:40:49,181
‫که با ترس زندگی می‌کنن و
‫خودشون رو از دنیا قایم کردن

1664
01:40:49,261 --> 01:40:50,661
‫توی اون صومعه‌ی کوفتی!

1665
01:40:50,741 --> 01:40:52,820
‫و از اونجا نمی‌رن چون
‫جای دیگه‌ای ندارن برن!

1666
01:40:54,780 --> 01:40:57,420
‫آینارا، اونا دارن بهت دروغ
‫می‌گن! از وقتی که پات رو گذاشتی

1667
01:40:57,500 --> 01:40:59,741
‫توی اون مدرسه، یه بند دارن بهت دروغ می‌گن!

1668
01:40:59,820 --> 01:41:02,541
‫همون‌طور که به خودشون دروغ
‫گفتن، دارن به تو هم دروغ می‌گن!

1669
01:41:06,780 --> 01:41:07,940
‫عزیزم،

1670
01:41:09,340 --> 01:41:10,820
‫هیچ‌کس صدات نمی‌زنه.

1671
01:41:12,221 --> 01:41:13,500
‫خدایی وجود نداره.

1672
01:41:13,900 --> 01:41:16,741
‫اون عشق... وجود نداره.

1673
01:41:22,621 --> 01:41:23,621
‫عزیزم...

1674
01:41:37,300 --> 01:41:38,581
‫برات دعا می‌کنم.

1675
01:42:00,221 --> 01:42:02,541
‫خب، بچه‌ها، بچه‌ها، توجه کنید!

1676
01:42:04,380 --> 01:42:07,621
‫قراره دو تا صف تشکیل بدیم
‫و بریم روی صحنه، باشه؟

1677
01:42:24,980 --> 01:42:28,300
‫«همچنین، خواسته‌ی شما
‫این است که پس از فوتتان،

1678
01:42:28,420 --> 01:42:29,780
‫همسرتان، پابلو بوستوس،

1679
01:42:29,860 --> 01:42:32,021
‫حق انتفاع تمام دارایی‌ها را داشته باشد»

1680
01:42:32,101 --> 01:42:36,380
‫و در صورت بروز حادثه‌ای که
‫همسرتان حضور نداشته باشد،

1681
01:42:36,460 --> 01:42:38,940
‫در حالی که فرزندتان صغیر
‫یا فاقد صلاحیت قانونی باشد،

1682
01:42:39,021 --> 01:42:40,061
‫تحت هیچ شرایطی

1683
01:42:40,141 --> 01:42:43,420
‫مدیریت دارایی‌هایی که ممکن
‫است به فرزندتان ارث برسد،

1684
01:42:43,500 --> 01:42:46,420
‫نه به برادرتان، اینیاکی آلزاگا،

1685
01:42:46,500 --> 01:42:48,780
‫و نه به برادرزاده‌تان
‫آینارا آلزاگا واگذار نشود،

1686
01:42:49,021 --> 01:42:51,420
‫چرا که می‌خواهید آن‌ها را
‫از همه چیز محروم کنید.

1687
01:42:51,701 --> 01:42:52,900
‫موافقید؟

1688
01:43:32,581 --> 01:43:36,860
‫♪ «همیشه بهترین زمان‌ها نیست.» ♪

1689
01:43:40,541 --> 01:43:44,701
‫♪ «در نهایت، ما فقط انسان هستیم.» ♪

1690
01:43:48,300 --> 01:43:52,581
‫♪ «بعد از آرامش طوفان می‌آید.» ♪

1691
01:43:56,581 --> 01:44:00,581
‫♪ «بهاری نو برای ما در کار نیست.» ♪

1692
01:44:03,661 --> 01:44:08,061
‫♪ «زمان بی‌پایان رو به جلو می‌رود.» ♪

1693
01:44:11,340 --> 01:44:15,621
‫♪ «و حالا نمی‌توانیم به ♪
‫♪ آنچه بودیم چنگ بزنیم.» ♪

1694
01:44:19,061 --> 01:44:23,300
‫♪ «ما برده‌ی روزمرگی شده‌ایم.» ♪

1695
01:44:23,780 --> 01:44:25,621
‫♪ «ما شده‌ایم.» ♪

1696
01:44:26,701 --> 01:44:30,661
‫♪ «عزیزم، دیر یا زود. ♪
‫♪ بیا خودمان را رها کنیم.» ♪

1697
01:44:34,900 --> 01:44:36,621
‫همچنین ثبت شده است که،

1698
01:44:36,701 --> 01:44:39,701
‫در صورت فوت خانم مایته آلزاگا،

1699
01:44:39,780 --> 01:44:43,061
‫ایشان مایلند حضانت قانونی پسرشان، انکو،

1700
01:44:43,141 --> 01:44:44,860
‫نه به برادرشان و نه به برادرزاده‌شان برسد

1701
01:44:44,940 --> 01:44:46,820
‫تحت هیچ شرایطی.

1702
01:44:47,741 --> 01:44:50,141
‫- موافقید؟
‫- موافقم.

1703
01:44:52,780 --> 01:44:56,460
‫«با تأثیر از نیکی خداوند
‫و با تکیه بر فضل او،

1704
01:44:57,420 --> 01:44:59,900
‫می‌خواهم زندگی را به
‫عنوان خواهر تجربه کنم.»

1705
01:45:00,101 --> 01:45:02,261
‫«به من بیاموزید که در پسر خدا تأمل کنم،

1706
01:45:02,340 --> 01:45:04,261
‫تجسم یافته و مصلوب شده،

1707
01:45:04,661 --> 01:45:08,701
‫و با زندگی در نیکوکاری، فقر،
‫اطاعت و پاکدامنی از او پیروی کنم،

1708
01:45:09,300 --> 01:45:12,581
‫و در دعا و پیشکش به درگاه
‫خدا، از مسیح تقلید کنم،

1709
01:45:12,661 --> 01:45:15,101
‫به نام کلیسا و تمام بشریت،

1710
01:45:15,181 --> 01:45:17,541
‫قربانیِ همیشگیِ دعا.

1711
01:47:02,132 --> 01:47:04,132
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: BcMoviez ::.

1712
01:47:04,216 --> 01:47:10,216
‫مترجم: اشکان هیدی

