1
00:00:01,689 --> 00:00:05,026
‫♪ امروزه انگار هرچی می‌بینی ♪

2
00:00:05,109 --> 00:00:08,238
‫♪ خشونت تو فیلم و سکس تو تلویزیونه ♪

3
00:00:08,321 --> 00:00:11,199
‫♪ اما اون ارزش‌های خوب قدیمی که روشون ♪

4
00:00:11,282 --> 00:00:14,410
‫♪ حساب می‌کردیم، کجا رفته‌ان؟ ♪

5
00:00:14,494 --> 00:00:18,164
‫♪ شانس آوردین یه «مرد خانواده» هست ♪

6
00:00:18,248 --> 00:00:21,543
‫♪ شانس آوردین یه مردی هست
‫که بی چون و چرا می‌تونه ♪

7
00:00:21,626 --> 00:00:23,127
‫♪ تمام کارهایی رو انجام بده که باعث ♪

8
00:00:23,211 --> 00:00:24,963
‫♪ خنده و گریه‌مون میشن ♪

9
00:00:25,046 --> 00:00:30,218
‫♪ اون یه مرد خانواده‌ست!♪

10
00:00:30,500 --> 00:00:34,500
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

11
00:00:34,889 --> 00:00:36,057
‫اه! یکشنبه توی کلم.

12
00:00:36,140 --> 00:00:39,269
‫بدون خانواده. فقط با فوتبال و گوز و دوست.

13
00:00:39,352 --> 00:00:41,604
‫هی جروم، می‌تونی صدا رو بیشتر کنی؟

14
00:00:41,688 --> 00:00:45,233
‫و هیچی مثل یه تبلیغ ملی با صدای نامناسب
‫یه فرد محلی در انتها نمیشه.

15
00:00:45,316 --> 00:00:46,818
‫شوی بلیزر جدید.

16
00:00:46,901 --> 00:00:49,737
‫برای تمام جاده‌ها، تمام فصل‌ها.
‫به گردش و اکتشاف برین.

17
00:00:49,821 --> 00:00:52,156
‫از اسطبل اتوموبیل سرون بخرین.

18
00:00:52,240 --> 00:00:53,366
‫جاده یک، پاتاکت.

19
00:00:56,619 --> 00:00:57,787
‫و به اتمام رسید.

20
00:00:57,870 --> 00:01:00,748
‫این‌جا توی دنور، پاتریوت‌ها
‫با نتیجه 41 به 6،

21
00:01:00,832 --> 00:01:01,958
‫برای پنجمین بازی متوالی باختن.

22
00:01:02,041 --> 00:01:04,585
‫اه، متنفرم که مردم دنور می‌تونن

23
00:01:04,669 --> 00:01:07,171
‫بقیه بعد از ظهر رو شاد باشن
‫وقتی که ما باید ناراحت باشیم.

24
00:01:07,255 --> 00:01:09,757
‫اون‌جا ساعت 2ـه. زمان کوهستانی.

25
00:01:09,841 --> 00:01:11,342
‫این مرد منطقه زمانی‌ها رو خوب بلده.

26
00:01:11,426 --> 00:01:13,720
‫تنها چیز خوبی که این بازی داشت،
‫گوش دادن به تام بریدی بود.

27
00:01:13,803 --> 00:01:15,722
‫آره، وقتی تو جایگاه ویژه‌ست حال میده.

28
00:01:15,805 --> 00:01:18,266
‫بچه‌ها، قراره هفته بعد
‫توی بازی فاکسبورو باشه.

29
00:01:18,349 --> 00:01:20,184
‫- باید بریم!
‫- نمی‌دونم.

30
00:01:20,268 --> 00:01:22,395
‫ترافیک جاده یک یه کابوسه.

31
00:01:22,478 --> 00:01:24,772
‫بهت میگم توی جاده یک
‫چه چیزی کابوس نیست.

32
00:01:24,856 --> 00:01:27,567
‫پولی که با خرید از اسطبل اتوموبیل سرون
‫توی پاوتاکت ذخیره می‌کنی.

33
00:01:27,650 --> 00:01:29,819
‫به زور شنیدی چی گفت دیگه.
‫ما میریم.

34
00:01:34,032 --> 00:01:35,450
‫برایان! تشویقی!

35
00:01:37,785 --> 00:01:39,120
‫کجاست؟ کجاست؟

36
00:01:39,203 --> 00:01:41,039
‫- من پسر خوبی بودم.
‫- آره، تشویقی ندارم.

37
00:01:41,122 --> 00:01:42,749
‫فقط برای جابه‌جا کردن تشک
‫به کمکت نیاز داشتم.

38
00:01:42,832 --> 00:01:44,709
‫این کار رو نکن!
‫تو هیچ ایده‌ای نداری!

39
00:01:44,792 --> 00:01:46,544
‫خیلی خب، وای خدا، حالا هرچی!

40
00:01:46,627 --> 00:01:48,546
‫به هر حال، نمی‌دونم چه جوری

41
00:01:48,629 --> 00:01:50,465
‫پای روپرت بین لبه گهواره
‫با تشک گیر کرد.

42
00:01:50,548 --> 00:01:52,675
‫به نظر میرسه با دستبند
‫به میله‌ها هم بسته شده.

43
00:01:52,759 --> 00:01:54,802
‫آره، داستان اون فرق داره.
‫روی تشک تمرکز کن.

44
00:01:54,886 --> 00:01:57,221
‫نیاز دارم بهم کمک کنی
‫که تکونش بدم تا بتونم در بیارمش.

45
00:02:01,517 --> 00:02:02,602
‫این دیگه چه کوفتیه؟

46
00:02:02,685 --> 00:02:04,937
‫برایان، این یه زیر سیگاری مخفیه؟

47
00:02:05,021 --> 00:02:07,607
‫- به نظر میرسه، آره.
‫- این گهواره چند سالشه؟

48
00:02:07,690 --> 00:02:09,275
‫خب، فکر کنم اکثر چیزهایی که این‌جاست،

49
00:02:09,359 --> 00:02:11,152
‫از مگ و کریس بهت رسیده.

50
00:02:11,235 --> 00:02:12,528
‫و قبلش از پیتر و لوئیس به اون‌ها رسیده.

51
00:02:12,612 --> 00:02:15,990
‫وایسا ببینم! وقتی بچه‌ها چرت می‌زدن،
‫والدینشون سیگار می‌کشیدن؟

52
00:02:16,074 --> 00:02:18,409
‫نه، بچه‌ها وقتی والدینشون می‌رفتن
‫سر کار سیگار می‌کشیدن.

53
00:02:18,493 --> 00:02:20,703
‫این‌ها برای قبل از به وجود اومدن
‫پرستار بچه‌ست، باید یادت باشه.

54
00:02:20,787 --> 00:02:24,082
‫اه! لیاقت من چیزی بهتر از
‫این وسایل سفیدپوست‌های آشغاله!

55
00:02:24,165 --> 00:02:26,084
‫خب، شاید خوب باشه
‫یه صفایی به اتاق بدیم.

56
00:02:26,167 --> 00:02:27,877
‫می‌دونی چیه؟ به آیکیا می‌برمت.

57
00:02:27,960 --> 00:02:28,961
‫چی هست؟

58
00:02:29,045 --> 00:02:31,325
‫یه فروشگاه لوازم خونگیه که مردم
‫برای خوردن کوفته گوشتی

59
00:02:31,326 --> 00:02:32,532
‫ و بحث با همسرشون به اون‌جا میرن.

60
00:02:32,548 --> 00:02:34,258
‫وای، درسته. همونی که نزدیک فرودگاه‌ست.

61
00:02:34,342 --> 00:02:36,469
‫آره، همیشه جاشون نزدیک فرودگاهه.

62
00:02:36,552 --> 00:02:37,887
‫و به دور از بقیه فروشگاه‌ها.

63
00:02:41,224 --> 00:02:45,103
‫♪ و خانه...

64
00:02:45,186 --> 00:02:49,774
‫♪ دلیران... ♪

65
00:02:49,857 --> 00:02:52,944
‫اوه اوه! فکر کنم قراره تا وقتی
‫پرواز از بالا سرمون رد بشن، بِکِشه.

66
00:02:56,823 --> 00:02:58,366
‫پسر، امروز واقعاً دیر کردن.

67
00:03:00,000 --> 00:03:06,000
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

68
00:03:07,750 --> 00:03:09,502
‫بهترین کشور دنیا، درسته؟

69
00:03:10,920 --> 00:03:12,880
‫تا وقتی جواب بدی،
‫ارتباط چشمیم رو نگه می‌دارم.

70
00:03:12,964 --> 00:03:14,090
‫وای، قطعاً.

71
00:03:14,173 --> 00:03:15,758
‫دوستش داشته باش یا ترکش کن.

72
00:03:15,842 --> 00:03:18,094
‫چاودر داریم، چاودر داغ بگیرین!

73
00:03:18,177 --> 00:03:20,096
‫مگ؟ تو این‌جا چه غلطی می‌کنی؟

74
00:03:20,179 --> 00:03:22,765
‫خب، هر سه سال جواز دست‌فروشی
‫منقضی میشه.

75
00:03:22,849 --> 00:03:25,393
‫برای همین هر سه سال
‫یه ارزیابی مجدد هست...

76
00:03:25,476 --> 00:03:26,978
‫کوتاه‌تر! داستان رو کوتاه‌تر کن مگ.

77
00:03:27,061 --> 00:03:28,938
‫برای کار درخواست دادم و گرفتم.

78
00:03:29,021 --> 00:03:32,358
‫آره! این دقیقاً همون مقدار داستانیه
‫که مردها می‌خوان بشنون.

79
00:03:32,442 --> 00:03:34,318
‫لطفاً این رو بین مردمت پخش کن.

80
00:03:34,402 --> 00:03:36,404
‫کی یه آب صدف خامه‌ای می‌خواد؟

81
00:03:36,487 --> 00:03:37,697
‫عه... گیگیتی؟

82
00:03:37,780 --> 00:03:40,324
‫بچه‌ها! این رو ببینین!
‫بریدی‌ـه تو جایگاه ویژه!

83
00:03:42,743 --> 00:03:44,495
‫خدایا! اون خیلی زیباست!

84
00:03:44,579 --> 00:03:46,038
‫آره، یکم پیش دیدمش.

85
00:03:46,122 --> 00:03:48,166
‫دقیقاً همون‌جا خمره صدفم رو پر می‌کنم.

86
00:03:48,249 --> 00:03:50,710
‫وایسا ببینم، تو دیدیش؟
‫بذار چشمت رو بو کنم!

87
00:03:50,793 --> 00:03:52,211
‫مگ، باید ما رو اون‌جا ببری!

88
00:03:52,295 --> 00:03:54,422
‫نمی‌دونم. امنیتش خیلی سفت و سخته.

89
00:03:54,505 --> 00:03:56,549
‫وای، من می‌تونم برای سلبریتی‌ها
‫چرب‌زبونی کنم.

90
00:03:56,632 --> 00:04:00,386
‫می‌دونی که من قبلاً برای ادی مورفی
‫کار پیتزا و فاحشه آخرشبی انجام می‌دادم.

91
00:04:03,222 --> 00:04:06,017
‫- الو؟
‫- پیتر، دو معشوقه گوشتی می‌خوام.

92
00:04:06,100 --> 00:04:09,479
‫دوباره میگم. باید بدونم داری
‫راجع به پیتزا حرف میزنی یا فاحشه.

93
00:04:09,562 --> 00:04:12,857
‫خیلی خب، بیخیال.
‫دوتا هاوایی می‌خوام.

94
00:04:12,940 --> 00:04:14,400
‫و مطمئن شو گرم باشن.

95
00:04:14,484 --> 00:04:16,694
‫حس می‌کنم سیستم‌مون
‫زیاد جواب نمیده ادوارد.

96
00:04:22,283 --> 00:04:23,868
‫خدایا! این‌جا چه قدر شلوغه.

97
00:04:23,951 --> 00:04:25,411
‫این آدم‌ها دیگه کی‌ـن؟

98
00:04:25,495 --> 00:04:28,873
‫اکثراً خانواده‌های ناتنی‌ـین که دارن برای
‫خونه‌ای که سهمشون ازش کم شده، لوازم می‌خرن.

99
00:04:28,956 --> 00:04:31,834
‫توی دومین دفعه دیگه چیزهایی رو
‫می‌خوای که ارزش دعوا افتادن ندارن.

100
00:04:31,918 --> 00:04:33,586
‫وای، رسیدیم. اتاق خواب بچه.

101
00:04:36,047 --> 00:04:37,340
‫وای! این‌ها خیلی خوبن!

102
00:04:37,423 --> 00:04:40,551
‫حس می‌کنم تو دهکده المپیک
‫یه کشور نچندان خوبم.

103
00:04:40,635 --> 00:04:42,595
‫از این تخت خوشم اومد، کوکسافال.

104
00:04:42,678 --> 00:04:45,056
‫اوه، متاسفم. این یکی پیش‌خرید شده.

105
00:04:45,139 --> 00:04:47,350
‫اما می‌تونیم تا شش الی هشت هفته دیگه
‫بهتون برسونیم.

106
00:04:47,433 --> 00:04:48,434
‫واقعاً؟

107
00:04:48,518 --> 00:04:52,772
‫آره، اون چیزی که می‌خوای
‫همیشه چیزیه که تموم کردن.

108
00:04:52,855 --> 00:04:54,482
‫این تعهد آیکیا به توـه.

109
00:04:54,565 --> 00:04:55,942
‫بیشتر شبیه یه تهدیده.

110
00:04:56,025 --> 00:04:59,779
‫عه... فکر کنم به خوبی
‫تو یه مرز این وسط قرار داره.

111
00:04:59,862 --> 00:05:02,156
‫اوه، و نیاز به کمی سرهم کردن
‫وسایل داره.

112
00:05:02,240 --> 00:05:04,242
‫- یکم چه قدره؟
‫- کلش.

113
00:05:04,325 --> 00:05:05,451
‫خیلی خب، یه لحظه بهمون وقت بده.

114
00:05:05,535 --> 00:05:08,204
‫مشکلی نیست. به هرحال
‫به زودی استعفا میدم.

115
00:05:09,038 --> 00:05:11,874
‫می‌دونی برایان، یه فکری به ذهنم رسید.

116
00:05:11,958 --> 00:05:14,126
‫به جای این که کل این‌ها رو سفارش
‫بدیم که به خونه‌مون بفرستن،

117
00:05:14,210 --> 00:05:15,878
‫می‌تونیم همین رو تبدیل به خونه‌مون کنیم.

118
00:05:15,962 --> 00:05:17,547
‫منظورت چیه؟
‫می‌خوای این‌جا زندگی کنی؟

119
00:05:17,630 --> 00:05:18,631
‫خب، بهش فکر کن.

120
00:05:18,714 --> 00:05:20,508
‫می‌تونیم هر شب یه اتاق پذیرایی متفاوت

121
00:05:20,591 --> 00:05:22,093
‫و هر صبح یه آشپزخونه متفاوت داشته باشیم.

122
00:05:22,176 --> 00:05:24,512
‫- نمی‌دونم.
‫- و برایان، اون رو ببین!

123
00:05:25,346 --> 00:05:27,807
‫یه ردیف کامل از کاسه‌های سگ شیک.

124
00:05:27,890 --> 00:05:32,311
‫وای! دیگه لازم نیست مثل یه گربه حقیر
‫صورتم رو تا کف زمین پایین بیارم.

125
00:05:32,395 --> 00:05:33,855
‫می‌دونی چیه؟ من پایه‌ام!

126
00:05:33,938 --> 00:05:36,148
‫ببخشید، این تخت رو موجود داریم؟

127
00:05:36,232 --> 00:05:37,567
‫چی؟ من این‌جا کار نمی‌کنم.

128
00:05:37,650 --> 00:05:39,485
‫نه، می‌دونم. من این‌جا کار می‌کنم.

129
00:05:39,569 --> 00:05:41,237
‫فقط چیزی نمی‌دونم.

130
00:05:46,701 --> 00:05:48,327
‫و کوارتر سوم به پایان رسید.

131
00:05:48,411 --> 00:05:51,706
‫بعد از حرف‌های ایستگاه محلی‌تون بر می‌گردیم.

132
00:05:52,999 --> 00:05:54,417
‫- کیه؟
‫- سلام، بله،

133
00:05:54,500 --> 00:05:57,169
‫ما خانواده افرادی هستیم
‫که توسط آرون هرناندز به قتل رسیدن

134
00:05:57,253 --> 00:05:59,463
‫و اومدیم توپ فوتبال امضاشده‌مون رو بگیریم.

135
00:05:59,547 --> 00:06:02,133
‫وای، خب، حداقل لایق این هستین.

136
00:06:02,216 --> 00:06:03,551
‫سلام تام!

137
00:06:03,634 --> 00:06:05,761
‫وای خدایا! نمی‌دونم داره
‫چه اتفاقی میوفته!

138
00:06:05,845 --> 00:06:09,348
‫خب تام، منطقه زمانی مورد علاقه‌ت
‫برای حضور کدوم بود؟

139
00:06:09,432 --> 00:06:12,685
‫برای این سوال تو آسانسور
‫انقدر هیجان داشتی؟

140
00:06:12,768 --> 00:06:14,729
‫وای، داریم با کی شوخی می‌کنیم؟
‫ما نمی‌تونیم بهت دروغ بگیم تام.

141
00:06:14,812 --> 00:06:18,316
‫ما فقط مردهای مستی هستیم که موقع حرف
‫زدن با قهرمانمون مضطرب میشیم و آروغ می‌زنیم.

142
00:06:18,399 --> 00:06:21,235
‫خب... توی مرحله حذفی
‫35 به 13ـیم، ها؟

143
00:06:21,319 --> 00:06:23,905
‫میشه به حراست زنگ بزنیم؟ حراست!

144
00:06:24,614 --> 00:06:26,741
‫از این‌جا برین احمق‌ها!

145
00:06:26,824 --> 00:06:29,160
‫متاسفم. بهشون گفتم مزاحمتون نشن.

146
00:06:29,243 --> 00:06:31,412
‫وای! ساعدهات خیلی بزرگن.

147
00:06:31,495 --> 00:06:33,039
‫تمرین مقاومت انجام میدی؟

148
00:06:33,122 --> 00:06:35,791
‫نه اما تو اعتدالین
‫کلاس پاپ‌آی میرم.
‫(پاپ‌آی: چشم‌برجسته)

149
00:06:35,875 --> 00:06:37,084
‫هه! پاپ‌آی!

150
00:06:37,168 --> 00:06:39,795
‫این یکی از شش اشاراتیه
‫که به فرهنگ پاپ بلدم.

151
00:06:39,879 --> 00:06:41,672
‫بابت این که نجاتم دادی،
‫بهت مدیونم.

152
00:06:41,756 --> 00:06:43,925
‫می‌دونی، چند روزی تو شهر هستم.

153
00:06:44,008 --> 00:06:45,968
‫شاید بتونم وقتی خودم دارم
‫مایع قارچ قهوه‌ای با دمای اتاق می‌نوشم،

154
00:06:46,052 --> 00:06:48,429
‫تو رو به یه فنجون قهوه مهمون کنم.

155
00:06:48,512 --> 00:06:49,722
‫عالی به نظر میرسه.

156
00:06:49,805 --> 00:06:52,391
‫اه! حالا که حرف از مایع‌های قهوه‌ای
‫با دمای اتاق شد...

157
00:06:52,475 --> 00:06:55,186
‫باید برم توالت بین طبقه رو تمیز کنم.

158
00:06:55,269 --> 00:06:57,271
‫می‌بینی، وقتی دست‌فروش‌ها
‫کار اضافی صدف چاودر دارن...

159
00:06:57,355 --> 00:06:58,856
‫کوتاه... داستان کوتاه‌تر مگ.

160
00:07:04,445 --> 00:07:06,864
‫وای مگ، خیلی بهت افتخار می‌کنم!

161
00:07:06,947 --> 00:07:08,783
‫یه قرار با تام بریدی!

162
00:07:08,866 --> 00:07:11,327
‫خیلی خب، می‌دونم تام بریدی
‫ورزشکار مورد علاقه منه

163
00:07:11,410 --> 00:07:13,245
‫اما با این حال تو دختر نوجوون منی.

164
00:07:13,329 --> 00:07:15,665
‫پس فقط بدون مقدمه میگمش،
‫اگه داشت با دستش باهات ور می‌رفت،

165
00:07:15,748 --> 00:07:17,458
‫سعی کن یه حلقه سوپربال بدزدی.

166
00:07:17,541 --> 00:07:19,335
‫- بابا!
‫- بیخیال پیتر!

167
00:07:19,418 --> 00:07:21,337
‫بیخیال چیه دیگه؟
‫این رو دارم بر اساس تو میگم لوئیس!

168
00:07:21,420 --> 00:07:22,505
‫مگ، ممکنه توجه نکرده باشی

169
00:07:22,588 --> 00:07:26,008
‫اما مامانت اساساً اون پایینش تبدیل
‫به یه «فروشگاه کوچک ترسناک» شده.

170
00:07:26,092 --> 00:07:29,053
‫بچه‌ها، فقط قهوه‌ست.
‫قرار نیست ازدواج کنیم که.

171
00:07:29,136 --> 00:07:31,514
‫ازدواج با تام بریدی؟

172
00:07:31,597 --> 00:07:34,433
‫وای! بالاخره قراره یه پسری
‫داشته باشم که بتونم بهش افتخار کنم!

173
00:07:37,770 --> 00:07:41,065
‫سلام، دوست دارم روی سینه‌م
‫تتوی «جنده» بزنم.

174
00:07:41,148 --> 00:07:42,608
‫می‌خوای سر بابات تلافی کنی؟

175
00:07:42,692 --> 00:07:44,568
‫تو صحنه آخر رو دیدی، ها؟

176
00:07:44,652 --> 00:07:46,028
‫آره، یه طرفدار بزرگم.

177
00:07:46,112 --> 00:07:47,822
‫درواقع کلی تتو عکس برادرت رو

178
00:07:47,905 --> 00:07:50,157
‫روی زانو آدم‌های چاق میزنم.

179
00:07:50,241 --> 00:07:52,451
‫وای، منظورت این یاروـه؟

180
00:07:52,535 --> 00:07:53,828
‫ایول!

181
00:07:54,700 --> 00:07:59,700
بی سی موویز

182
00:08:00,793 --> 00:08:02,795
‫خیلی ماهی صبحونه خوردم.

183
00:08:02,878 --> 00:08:05,339
‫نگرانم برای ماهی ناهارم جا نداشته باشم.

184
00:08:05,423 --> 00:08:07,717
‫ممکنه برم یه قدم بزنم.
‫ببینم فلش‌‌ها من رو به کجا می‌برن.

185
00:08:07,800 --> 00:08:11,679
‫دیروز من رو پیش یه اثر هنری بردن که
‫هر ارتودنتیستی بود مفتخر می‌شد نشونش بده.

186
00:08:11,762 --> 00:08:12,805
‫خیلی خب، خوب به نظر میرسه.

187
00:08:12,888 --> 00:08:15,433
‫ممکنه برم روی یکی از کامپیوترهای مقوایی،
‫توی یکی از اتاقک‌های ساختگی،

188
00:08:15,516 --> 00:08:16,684
‫تظاهر به نوشتن کنم.

189
00:08:16,767 --> 00:08:18,352
‫از زندگیت خوشم میاد.

190
00:08:24,400 --> 00:08:26,193
‫خیلی خب مگ، تو با تام قهوه بخور.

191
00:08:26,277 --> 00:08:28,904
‫من هم سفارش تلفنی یکی رو
‫می‌دزدم و میذارم خودشون یه فکریش بکنن.

192
00:08:28,988 --> 00:08:30,906
‫- 12 تا برای راجیو!
‫- بله قربان.

193
00:08:33,826 --> 00:08:35,953
‫وای، پشمام! تام بریدی؟

194
00:08:36,036 --> 00:08:38,247
‫من... باید به برادر تقریباً ناشنوام زنگ بزنم.

195
00:08:38,330 --> 00:08:39,582
‫بیلی! بیلی!

196
00:08:39,665 --> 00:08:42,626
‫بیلی، همین الان تام بریدی
‫پا تو دانکین دوناتز گذاشت.

197
00:08:42,710 --> 00:08:44,044
‫تام بریدی!

198
00:08:44,128 --> 00:08:46,547
‫نه، نه، بندیکت آرنولد صداش نمی‌کنم!

199
00:08:46,630 --> 00:08:49,008
‫بیلی، من بندیکت آرنولد صداش نمی‌کنم!

200
00:08:49,091 --> 00:08:50,926
‫برادرم بیلی فکر می‌کنه
‫شما بندیکت آرنولدین.

201
00:08:51,010 --> 00:08:53,679
‫خب، نیوانگلند همیشه خونه من خواهد بود...

202
00:08:53,763 --> 00:08:55,431
‫بهم گفتن این رو بگم.

203
00:08:55,848 --> 00:08:57,600
‫- سلام مگ.
‫- سلام آقای بریدی.

204
00:08:57,683 --> 00:09:01,187
‫لطفاً. آقای بریدی پدرِ به طور
‫غافلگیرکننده‌ای زشت منه.

205
00:09:01,270 --> 00:09:03,689
‫- من رو تام صدا کن.
‫- خیلی خب، تام...

206
00:09:03,773 --> 00:09:05,608
‫خب، برگشتن حال میده؟

207
00:09:05,691 --> 00:09:07,234
‫این‌جا تو شبیه یه خدایی.

208
00:09:07,318 --> 00:09:10,237
‫تو دوران بازیم شاید اما
‫الان که فقط یه گزارشگرم،

209
00:09:10,321 --> 00:09:11,781
‫انگار دوباره از اول شروع شده.

210
00:09:11,864 --> 00:09:15,034
‫فقط این دفعه، دیگه مربی بلیچیک
‫نیست که تو گوشم حرف بزنه.

211
00:09:15,117 --> 00:09:16,160
‫راحته.

212
00:09:16,243 --> 00:09:19,038
‫تمام کاری که باید بکنی تماشای بازی
‫و بیان اتفاقاتیه که داره میافته.

213
00:09:19,121 --> 00:09:21,540
‫مثلاً اگه خط دفاع میانی
‫یه پرتاب بلند بکنه،

214
00:09:21,624 --> 00:09:24,126
‫می‌دونی که قراره با یه دفاع تمپا 2
‫مواجه بشی.

215
00:09:24,210 --> 00:09:28,631
‫چه طور یه دختر زیبایی مثل تو
‫انقدر راجع به فوتبال می‌دونه؟

216
00:09:28,714 --> 00:09:30,174
‫من یه زن تو نیوانگلندم.

217
00:09:30,257 --> 00:09:31,926
‫اجباره که فوتبال ببینم

218
00:09:32,009 --> 00:09:34,220
‫اما برام حرف زدن حینش ممنوعه.

219
00:09:34,303 --> 00:09:37,890
‫مگ، دوست دارم موقع بازی
‫توی گوشیم صحبت کنی.

220
00:09:37,973 --> 00:09:40,142
‫واقعاً فکر می‌کنم که می‌تونی
‫تو مسیر درستی قرارم بدی.

221
00:09:40,226 --> 00:09:42,186
‫- دوست دارم این کار رو بکنم!
‫- عالیه!

222
00:09:42,269 --> 00:09:44,647
‫پس ما... اه! این چه...

223
00:09:44,730 --> 00:09:47,566
‫پیتر، من حلقه رو گرفتم، بیا بریم!

224
00:09:54,365 --> 00:09:56,450
‫ببخشید. مشکلی ندارین
‫بذارین ما این مبل رو امتحان کنیم؟

225
00:09:56,534 --> 00:09:58,994
‫خونه‌ی ما میاین کفشـاتون رو در بیارین.

226
00:09:59,078 --> 00:10:00,663
‫می‌دونید این کاناپه تاشوئه یا نه؟

227
00:10:00,746 --> 00:10:03,124
‫یعنی می‌خواد مامانت رو روی تخت کاناپه‌ای بنشونه؟

228
00:10:03,207 --> 00:10:05,918
‫هشت ماه دیگه می‌شه تختِ خودت،
‫اگه حواست جمع نباشه.

229
00:10:06,001 --> 00:10:08,504
‫این حتماً همون بچه‌ی زبون‌درازیه
‫که توی کامنتِ یلپ درباره‌اش گفته بودن.

230
00:10:08,587 --> 00:10:11,841
‫- واسه آیکیا اومدن یِلپ رو گشتی؟
‫- آره. قطعاً خودشه.

231
00:10:16,637 --> 00:10:20,266
‫وایکینگ‌ها قطعاً باید امشب کابوی‌ها رو ببرن.

232
00:10:20,349 --> 00:10:22,226
‫تام، نکات مهم بازی رو بهمون بگو.

233
00:10:23,936 --> 00:10:26,939
‫نکات مهم امشب دفاع، دفاع، دفاع!

234
00:10:27,022 --> 00:10:28,315
‫بعد از کرواتش تعریف کن.

235
00:10:28,399 --> 00:10:31,110
‫نکات مهم امشب دفاع، دفاع، دفاع.

236
00:10:31,193 --> 00:10:32,611
‫بعد از کرواتش تعریف کن.

237
00:10:32,695 --> 00:10:35,197
‫خیلی ممنون قربان.
‫زنم انتخابش کرده.

238
00:10:35,281 --> 00:10:37,074
‫باشه، روی تعریف‌ها بیشتر کار می‌کنیم.

239
00:10:39,451 --> 00:10:42,830
‫خط دفاعی وایکینگ‌ها خیلی کارش سخته.

240
00:10:42,913 --> 00:10:45,040
‫ولی یادتون باشه، به قول لو هولتز...

241
00:10:45,124 --> 00:10:47,042
‫تا حالا کسی توی عرق غرق نشده.

242
00:10:47,126 --> 00:10:48,627
‫نکته‌ی خیلی خوبی بود، تام.

243
00:10:48,711 --> 00:10:49,962
‫داری می‌ترکونی!

244
00:10:50,045 --> 00:10:52,673
‫حالا یه تبلیغ بی‌ذوق واسه سریال جدید شبکه‌ی فاکس بکن.

245
00:10:52,756 --> 00:10:57,011
‫بعد از بازی هم پای شبکه بمونید
‫که قسمت جدید سریال اداره‌ی کنترل حیوانات رو توی فاکس ببینید.

246
00:10:57,094 --> 00:10:59,471
‫چرا با گوشی‌تون بی‌نهایت پورن رایگان ببینید،

247
00:10:59,555 --> 00:11:02,766
‫وقتی می‌تونید تلاشِ جول مک‌هیل رو
‫برای گرفتن یه راسو ببینید؟

248
00:11:02,850 --> 00:11:04,560
‫اداره‌ی کنترل حیوانات.

249
00:11:05,500 --> 00:11:11,500
آو.ا‌.مـ.ـو.و.ی

250
00:11:12,568 --> 00:11:15,196
‫باشه. ظاهراً بالاخره تنها شدیم.

251
00:11:15,279 --> 00:11:17,573
‫- من تخت بالایی رو برمی‌دارم!
‫- منم همینطور!

252
00:11:20,034 --> 00:11:21,952
‫وای! وقتی فروشگاه اینجوری خالیه،

253
00:11:22,036 --> 00:11:23,287
‫انگار داریم توی عمارت زندگی می‌کنیم!

254
00:11:23,370 --> 00:11:25,706
‫و می‌دونی کسی که توی عمارت زندگی می‌کنه
‫چی کار می‌کنه؟

255
00:11:25,789 --> 00:11:27,166
‫مهمونی شام می‌گیره.

256
00:11:27,249 --> 00:11:29,627
‫می‌خوای توی فروشگاه مهمونی شام بگیری؟

257
00:11:29,710 --> 00:11:32,171
‫اگه تا شنبه بتونم ۴ کیلو کم کنم.

258
00:11:32,254 --> 00:11:33,339
‫وزنت کلاً ۳.۵ کیلوئه.

259
00:11:33,422 --> 00:11:34,924
‫نگفتم که آسونه.

260
00:11:35,007 --> 00:11:38,135
‫بالاخره، دیگه نیاز نیست از مکان زندگیم خجالت بکشم.

261
00:11:38,219 --> 00:11:40,512
‫الان فرصتش رو دارم که

262
00:11:40,596 --> 00:11:42,556
‫با افراد بانفوذ و فرد کارراه‌اندازِ کوهاگ کانکشن بزنم.

263
00:11:42,640 --> 00:11:44,225
‫منظورت افراد بانفوذ و افراد کارراه‌انداز نیست؟

264
00:11:44,308 --> 00:11:47,561
‫نه، کوهاگ پُر از افراد بانفوذه،
‫ولی فقط یه نفر کارراه‌انداز داره.

265
00:11:47,645 --> 00:11:49,772
‫ساعت ۸:۰۵، بعد از تعطیلی فروشگاه برگزارش می‌کنیم.

266
00:11:49,855 --> 00:11:52,149
‫با ماشین خودتون بیاید بهتره، کلی جای پارک داریم.

267
00:11:52,233 --> 00:11:54,860
‫شرایط رو ببین، برایان!
‫چیزیه که همیشه حرفـش رو می‌زدیم.

268
00:11:54,944 --> 00:11:57,279
‫یادم نیست تا حالا همچین صحبتی کرده باشیم.

269
00:11:57,363 --> 00:12:00,115
‫آره، می‌دونی...
‫زندگی توی فروشگاه با رفیقت!

270
00:12:00,199 --> 00:12:02,534
‫اینقدر ماهی بخوری که یه جوری بشی!

271
00:12:02,618 --> 00:12:04,370
‫آره، قطعاً هیچوقت حرفش رو نزدیم،

272
00:12:04,453 --> 00:12:06,789
‫ولی به منـم داره خوش می‌گذره.
‫شب بخیر استویی.

273
00:12:07,873 --> 00:12:11,919
‫مطمئنم بیشتر از هر کسی که توی هر فروشگاهی ساکنه، بهمون خوش می‌گذره.

274
00:12:18,259 --> 00:12:19,736
‫خب، وقت این بازی داره تموم می‌شه.

275
00:12:19,760 --> 00:12:20,946
‫که چیز خوبیه چون...

276
00:12:20,970 --> 00:12:23,639
‫همین الان پریود شدم و باید برم دستشویی.

277
00:12:23,722 --> 00:12:25,432
‫اون پایین مثل صحنه‌ی جرم شده.

278
00:12:25,516 --> 00:12:27,476
‫اینم پایان بازی مینه‌سوتا

279
00:12:27,559 --> 00:12:31,480
‫که وایکینگ‌ها تونستن کابوی‌ها رو ۲۸ به ۲۴ شکست بدن.

280
00:12:31,563 --> 00:12:32,690
‫پخش تموم شد.

281
00:12:32,773 --> 00:12:34,108
‫امشب کارت عالی بود، تام.

282
00:12:34,191 --> 00:12:35,985
‫می‌خوای توی یه شهر آمریکایی درجه دو

283
00:12:36,068 --> 00:12:38,737
‫باهام مست کنی چون گزارشگر ورزشی هستیم؟

284
00:12:38,821 --> 00:12:42,074
‫شرمنده، نمی‌تونم. با یه مدل ویکتوریا سیکرت قرار دارم.

285
00:12:42,157 --> 00:12:44,076
‫رابطه‌تون داره جدی می‌شه؟

286
00:12:44,159 --> 00:12:46,412
‫نه، هر شب با یه مدل متفاوتـم.

287
00:12:46,495 --> 00:12:49,081
‫و با یه دختره به اسم مِگ هم وقت می‌گذرونم.

288
00:12:49,164 --> 00:12:51,208
‫ولی فقط واسه دانش فوتبالیش.

289
00:12:51,292 --> 00:12:52,668
‫- جذاب هست؟
‫- نه.

290
00:12:52,751 --> 00:12:55,713
‫از مقیاس ۱ تا ۱۰،
‫باید بذارنش روی یه مقیاس دیگه

291
00:12:55,796 --> 00:12:57,631
‫چون یه ۹۰ کیلویی وزن داره.

292
00:12:59,800 --> 00:13:02,720
‫مگ، داری قسمت جدید اداره کنترل حیوانات
‫از شبکه‌ی فاکس رو از دست میدی!

293
00:13:02,803 --> 00:13:05,931
‫و هر قسمتش ممکنه آخرین قسمتش باشه!

294
00:13:12,438 --> 00:13:13,731
‫مگ، خوبی؟

295
00:13:13,814 --> 00:13:14,940
‫نه، نیستم!

296
00:13:15,024 --> 00:13:17,276
‫تام بریدی داشته واسه دانشِ فوتبالیم
‫ازم سواستفاده می‌کرده!

297
00:13:17,359 --> 00:13:19,028
‫و فکر می‌کردم ازم خوشش میاد.

298
00:13:19,111 --> 00:13:20,880
‫ولی من داشتم با هدفون گوش می‌کردم...

299
00:13:20,904 --> 00:13:23,115
‫خلاصه بگو. این توضیحات باید کوتاه‌تر باشه، عزیزم.

300
00:13:23,198 --> 00:13:26,118
‫- تام میگه زشتم.
‫- باشه، آره، منطقیه.

301
00:13:31,000 --> 00:13:34,000
‫« می‌خوان سوپر بول رو گزارش کنم! »
‫« به کمکت نیاز دارم! هستی؟ »

302
00:13:36,024 --> 00:13:42,224
‫« معلومه که هستم. اصلاً براش صبر ندارم »
‫« و به نظرم غافلگیر بشی از آشی که برات... »

303
00:13:42,248 --> 00:13:44,248
‫« خلاصه بگو، مگ. »

304
00:13:47,701 --> 00:13:49,701
‫« آره »

305
00:13:50,726 --> 00:13:53,604
‫خیلی‌خب. مهمون‌های مهمونی شام‌مون
‫هر لحظه ممکنه برسن.

306
00:13:53,687 --> 00:13:55,814
‫وایسا ببینم. چطوری قراره باور کنن
‫که اینجا خونه‌ی توئه؟

307
00:13:55,898 --> 00:13:57,024
‫تابلوی فروشگاه چی؟

308
00:13:57,107 --> 00:13:58,901
‫فقط با یه بنر بزرگ پوشوندمش.

309
00:13:59,503 --> 00:14:01,503
‫« ماه آگاه‌سازی سرطان »

310
00:14:01,528 --> 00:14:03,530
‫از بیمارستان کودکان کِش رفتیش؟

311
00:14:03,614 --> 00:14:05,407
‫مردم می‌دونن سرطان چیه.

312
00:14:08,827 --> 00:14:10,287
‫اصلاً کی قراره به این مهمونی بیاد؟

313
00:14:10,370 --> 00:14:12,081
‫اورویل ردنباخر رو می‌شناسی؟

314
00:14:12,164 --> 00:14:13,749
‫نوه‌اش جاش میاد.

315
00:14:13,832 --> 00:14:15,501
‫تازه اِم ران هابرد،

316
00:14:15,584 --> 00:14:17,586
‫زنِ رئیس‌جمهور فرانسه
‫که به طرز عجیبی از خودش پیرتره،

317
00:14:17,669 --> 00:14:19,630
‫خانمی که مت لاور رو درگیر «جنبشِ من هم» کرد،

318
00:14:19,713 --> 00:14:21,965
‫و البته، وارثه، اگنس آر ترموس.

319
00:14:22,049 --> 00:14:24,384
‫وارث کدوم ثروت آخه...
‫آها، آره. فکر کنم فهمیدم.

320
00:14:24,468 --> 00:14:27,137
‫وای نه. شاید همه‌شون سفیدپوست باشن، برایان.

321
00:14:27,221 --> 00:14:28,305
‫فکر کنم ریدم.

322
00:14:28,388 --> 00:14:30,224
‫حالا دیگه نمی‌شه عکس دسته‌جمعیش رو پست کنی.

323
00:14:30,307 --> 00:14:32,810
‫عمدی که نبود.
‫فقط همین‌ها رو می‌شناختم!

324
00:14:32,893 --> 00:14:35,521
‫چرا از جمع کردن دوستـام ناراحتم؟

325
00:14:35,604 --> 00:14:37,231
‫- خدایا شکرت!
‫- چیه؟

326
00:14:37,314 --> 00:14:39,274
‫دوست‌دخترِ جاش ردنباخر سیاهپوسته.

327
00:14:39,358 --> 00:14:40,776
‫عکس دسته‌جمعی دوستان!

328
00:14:45,697 --> 00:14:47,324
‫خیلی خونه‌ی قشنگی دارید،

329
00:14:47,407 --> 00:14:49,493
‫طراحیش هم خیلی جالبه.

330
00:14:49,576 --> 00:14:50,970
‫هر بار میریم مسافرت،

331
00:14:50,994 --> 00:14:52,674
‫انگار با یه آشپزخونه‌ی دیگه میایم خونه.

332
00:14:52,704 --> 00:14:54,373
‫برایان، می‌شه یه لحظه صحبت کنیم؟

333
00:14:55,666 --> 00:14:58,043
‫ظاهراً زن رئیس‌جمهور فرانسه یه...

334
00:14:58,127 --> 00:15:01,797
‫مدفوع غیرعادی توی توالتِ نزدیکِ آشپزخونه‌ی سوم جا گذاشته.

335
00:15:01,880 --> 00:15:03,173
‫- که چی؟
‫- لوله‌کشی نداریم!

336
00:15:03,257 --> 00:15:04,977
‫این توالت‌ها همینجوری روی زمینـن!

337
00:15:05,050 --> 00:15:06,490
‫می‌دونی چیه؟
‫حلش می‌کنم.

338
00:15:07,636 --> 00:15:09,304
‫ببخشید. دوستان، سلام.

339
00:15:09,388 --> 00:15:11,431
‫در حالی که شما از کاسنی فرنگی‌تون لذت می‌برید،

340
00:15:11,515 --> 00:15:12,826
‫یه نکته‌ی کوچیک خانه‌دار عرض کنم.

341
00:15:12,850 --> 00:15:15,686
‫می‌تونید از هر کدوم از ۴۰تا مستراح توی محوطه استفاده کنید.

342
00:15:15,769 --> 00:15:18,772
‫ولی لطفاً یادتون باشه که یک‌بار‌مصرفـن.

343
00:15:18,856 --> 00:15:21,525
‫پس فقط از مستراحی استفاده کنید
‫که قبلاً استفاده نشده.

344
00:15:21,608 --> 00:15:24,736
‫وای! توالت انفرادی؟ چه شیک!

345
00:15:24,820 --> 00:15:26,947
‫بابابزرگ من پاپکورن درست کرد.

346
00:15:27,030 --> 00:15:28,365
‫آره جاش، گفته بودی.

347
00:15:28,448 --> 00:15:29,616
‫بحران مرتفع شد!

348
00:15:29,700 --> 00:15:32,244
‫با اجازه، میرم ببینم مرغ‌های شکاری‌مون چی شدن.

349
00:15:33,912 --> 00:15:35,289
‫برایان، یه لحظه میای؟

350
00:15:36,999 --> 00:15:40,419
‫باشه. ظاهراً مرغ‌های شکاری‌ای که ۶ ساعت پیش توی فر گذاشتم

351
00:15:40,502 --> 00:15:42,045
‫هنوز قندیلِ یخ هستن.

352
00:15:42,129 --> 00:15:45,674
‫مثل توالت‌ها، فرها هم ظاهراً
‫فقط اشیای روی زمین هستن.

353
00:15:45,757 --> 00:15:46,967
‫می‌تونیم غذا سفارش بدیم.

354
00:15:47,050 --> 00:15:50,470
‫اوبر ایتس میگه شِیک شَک می‌تونه تو عرض ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه برامون سفارش بفرسته.

355
00:15:50,554 --> 00:15:51,994
‫- سفارش بدم؟
‫- برایان،

356
00:15:52,055 --> 00:15:53,640
‫چیزی نمونده که دعوت بشم تا تابستون رو

357
00:15:53,724 --> 00:15:55,934
‫توی ملک ترموس در لِیک جرج بگذرونم.

358
00:15:56,018 --> 00:15:59,146
‫عمراً بذارم بفهمن اینجا واقعاً خونه‌ی ما نیست.

359
00:15:59,563 --> 00:16:02,357
‫استویی، عزیزم،
‫امیدوارم زحمتی برات نباشه،

360
00:16:02,441 --> 00:16:05,944
‫ولی دخترعموم اینگه‌بورگ رو دعوت کردم که بهمون ملحق بشه.

361
00:16:06,028 --> 00:16:08,739
‫از استکهلم اومده و فقط واسه آخرهفته اینجاست.

362
00:16:12,743 --> 00:16:14,536
‫برای، باید این زنیکه رو بکشیم.

363
00:16:18,123 --> 00:16:20,626
‫اینجا رو باش لوئیس.
‫بالاخره بچه‌هامون از خونه رفتن.

364
00:16:20,709 --> 00:16:22,085
‫که می‌رسیم به حرف بعدیم.

365
00:16:22,169 --> 00:16:24,129
‫حس می‌کنم چند ساله که داریم از هم دور می‌شیم

366
00:16:24,213 --> 00:16:26,465
‫و می‌خوام برم تنهایی توی بندر تفریحی زندگی کنم.

367
00:16:26,548 --> 00:16:28,508
‫پیتر، بچه‌هامون از خونه نرفتن.

368
00:16:28,592 --> 00:16:31,386
‫استویی پیش برایانه و کریس هم خم شد تا گوشیش رو برداره.

369
00:16:31,887 --> 00:16:35,349
‫فقط مگ نیستش که خیلی نگرانشـم.

370
00:16:35,432 --> 00:16:37,100
‫لازم نیست نگران باشی، مامان.

371
00:16:37,184 --> 00:16:40,687
‫داره میره سوپر بول که زندگی تام بریدی رو خراب کنه.

372
00:16:40,812 --> 00:16:42,064
‫از کجا می‌دونی؟

373
00:16:42,147 --> 00:16:43,565
‫توی دفتر خاطراتش نوشته.
‫ببینش.

374
00:16:43,649 --> 00:16:45,234
‫نمی‌خوام اسهالِ مگ رو ببینم!

375
00:16:45,317 --> 00:16:46,902
‫نه، دفتر خاطراتش رو میگم.

376
00:16:46,985 --> 00:16:48,320
‫مثل یه دفتر یادداشته.

377
00:16:48,403 --> 00:16:50,739
‫فکر کردم دفتر خاطرات
‫مُفردِ اسهاله.

378
00:16:50,822 --> 00:16:53,325
‫پس خاطرات آنه فرانک کتاب بود؟

379
00:16:53,408 --> 00:16:56,328
‫وای پسر! یه عذرخواهی به موزه‌ی تولرانس مدیونم!

380
00:17:07,130 --> 00:17:08,840
‫باشه. به نظرم خنثی شد.

381
00:17:08,924 --> 00:17:10,509
‫برگردیم به مهمونی.

382
00:17:11,260 --> 00:17:13,529
‫باشه. پس دیگه مستقیم بریم سراغ دسر،

383
00:17:13,553 --> 00:17:16,139
‫که می‌شه کاپ‌کیک کره‌ای بادوم‌زمینیِ ریس
‫که از دستگاه خوراکی آوردیم.

384
00:17:16,223 --> 00:17:18,058
‫یکی بردارید و دست به دست کنید؟

385
00:17:18,141 --> 00:17:19,643
‫کیک فنجونی کره‌ای بادوم‌زمینی ریس؟

386
00:17:19,726 --> 00:17:21,520
‫- از میلان.
‫- اوه.

387
00:17:21,603 --> 00:17:23,939
‫- چه شیک!
‫- مات لاور عاشقـشونه!

388
00:17:24,022 --> 00:17:27,484
‫ایتالیا سالانه ۱۶ هزار تن پاپ‌کورن می‌خره!

389
00:17:27,567 --> 00:17:29,486
‫زمینه‌اش رو ندارم که بدونم

390
00:17:29,570 --> 00:17:31,113
‫این مقدار زیاده یا کم، جاش.

391
00:17:31,196 --> 00:17:33,240
‫می‌خوام سلامتی بزنم

392
00:17:33,323 --> 00:17:36,451
‫واسه دو میزبان دست‌ودل‌بازمون که هیچکدوم رو نمی‌شناسم.

393
00:17:37,828 --> 00:17:40,872
‫صبرکن. چرا زیر این جام برچسب قیمت داره؟

394
00:17:45,669 --> 00:17:48,422
‫حیف شد، اگنس.
‫می‌تونستیم توی لِیک جرج خوش بگذرونیم.

395
00:17:48,505 --> 00:17:51,216
‫۴۰تا سینک رو امتحان کردم
‫ولی نمی‌تونم دستـام رو بشورم.

396
00:17:51,300 --> 00:17:52,843
‫این چه اتاقیه دیگه؟

397
00:17:57,514 --> 00:18:00,017
‫باید همونجا می‌نشستی
‫و ریس‌هات رو می‌خوردی.

398
00:18:00,100 --> 00:18:03,270
‫می‌دونی استویی، من دیگه نمی‌تونم
‫درباره‌ی کریپتو با جاش ردنباخر صحبت کنم.

399
00:18:03,353 --> 00:18:04,914
‫بهتر نیست بیخیال بشیم
‫و از اینجا بریم؟

400
00:18:04,938 --> 00:18:06,607
‫آره، عکس گروهی رو که دیگه گرفتم.

401
00:18:11,820 --> 00:18:14,239
‫به یکشنبه‌ی سوپر بول در شبکه‌ی فاکس خوش اومدین!

402
00:18:14,323 --> 00:18:16,241
‫تام، نظرت درباره‌ی بازی امروز چیه؟

403
00:18:16,325 --> 00:18:17,409
‫آره، خوبه.

404
00:18:17,492 --> 00:18:19,411
‫باید... یکم فوتبال باشه.

405
00:18:19,494 --> 00:18:21,705
‫یالا مگ. کجایی پس؟

406
00:18:30,172 --> 00:18:31,673
‫وارد شدم.

407
00:18:36,053 --> 00:18:37,973
‫باشه پیتر، داریم به استادیوم نزدیک می‌شیم.

408
00:18:38,055 --> 00:18:39,348
‫ممنون که کمک کردی، کواگمایر.

409
00:18:39,431 --> 00:18:42,309
‫باید جلوی مگ رو بگیرم تا زندگی تام بریدی رو خراب نکرده.

410
00:18:42,392 --> 00:18:44,019
‫مشکلی نیست.
‫باشه، برو که رفتیم!

411
00:18:44,102 --> 00:18:47,022
‫پرش تا سه، دو...
‫توی دهنت آبنبات چوبی داری؟

412
00:18:47,105 --> 00:18:48,774
‫- که چی؟
‫- آبنبات چوبی اشتباهه.

413
00:18:48,857 --> 00:18:50,525
‫مگه مسئول خوردنِ آبنبات چوبی هستی؟

414
00:18:50,609 --> 00:18:51,777
‫جرونی...

415
00:18:53,987 --> 00:18:56,156
‫چرا جلوم رو نگرفتی؟
‫نزدیک بود بمیرم!

416
00:18:58,492 --> 00:19:00,494
‫هی کواگمایر، بگو گنبد رو باز کنن.

417
00:19:00,577 --> 00:19:02,329
‫نمی‌تونن گنبد رو باز کنن،
‫گنبد که باز نمی‌شه!

418
00:19:02,412 --> 00:19:04,122
‫خب، تو که هر کاری تونستی کردی.

419
00:19:13,715 --> 00:19:14,758
‫هی!

420
00:19:18,804 --> 00:19:20,097
‫وای، وای، وای!

421
00:19:20,180 --> 00:19:21,473
‫اوه!

422
00:19:21,556 --> 00:19:25,102
‫وای نه، روی دوست‌دختر بیل بلیچیک فرود اومدم.

423
00:19:25,185 --> 00:19:27,104
‫فقط یه بچه‌ست!

424
00:19:30,982 --> 00:19:32,609
‫و بعد از این وقت استراحت،

425
00:19:32,693 --> 00:19:35,529
‫تیم چیف در موقعیت «فرست اند گل» از خط پنج یاردی قرار گرفته.

426
00:19:35,612 --> 00:19:37,406
‫با این وقفه‌ای که توی بازی افتاد...

427
00:19:37,489 --> 00:19:39,408
‫می‌خوام یه چیز مهمی رو بگم.

428
00:19:39,491 --> 00:19:42,077
‫مگ گریفین، باهام ازدواج می‌کنی؟

429
00:19:42,160 --> 00:19:45,247
‫آره! آره! هزار بار آره!

430
00:19:45,330 --> 00:19:47,541
‫این زن بوی هات‌داگ میده!

431
00:19:47,624 --> 00:19:50,627
‫بس کن! مگ!
‫زندگی تام بریدی رو خراب نکن!

432
00:19:50,711 --> 00:19:52,087
‫نه، من قول دادم.

433
00:19:52,170 --> 00:19:55,257
‫و همیشه خودم رو آدم صادق و راستگویی می‌دیدم.

434
00:19:55,340 --> 00:19:57,426
‫به جز دفلیت‌گیت، اسپای‌گیت...

435
00:19:57,509 --> 00:20:00,846
‫و وقتی به زنم قول دادم بازنشسته می‌شم
‫و ۷ سال دیگه هم بازی کردم.

436
00:20:00,929 --> 00:20:03,765
‫پس آره مگ، باهات ازدواج می‌کنم.

437
00:20:03,849 --> 00:20:05,225
‫واقعاً داره این اتفاق می‌افته؟

438
00:20:05,308 --> 00:20:08,103
‫مگ، تو کمکم کردی گزارشگر بهتری بشم.

439
00:20:08,186 --> 00:20:10,897
‫حداقلش می‌تونم بقیه‌ی عمرم رو برات دور بریزم.

440
00:20:10,981 --> 00:20:11,982
‫آخی...

441
00:20:12,858 --> 00:20:15,527
‫ساعت ۷ می‌خوابم و پنیر نمی‌خورم.

442
00:20:15,610 --> 00:20:17,696
‫ولی من می‌تونم پنیر بخورم، درسته؟

443
00:20:17,779 --> 00:20:19,656
‫نه. پنیر تو خونه ممنوع.

444
00:20:20,782 --> 00:20:22,325
‫کی رو دست انداختم؟

445
00:20:22,701 --> 00:20:25,495
‫نمی‌تونم توی چیزی گیرت بندازم
‫که نمی‌خوای توش باشی.

446
00:20:25,579 --> 00:20:28,123
‫تو بقیه‌ی عمر عجیبت رو در پیش داری!

447
00:20:28,206 --> 00:20:30,625
‫ممنون مگ. و واقعاً می‌خوام بدونی...

448
00:20:30,709 --> 00:20:31,710
‫هی!

449
00:20:31,793 --> 00:20:33,879
‫حلقه‌های سی‌هاک‌ها رو برداشتم مگ، بزن بریم!

450
00:20:41,261 --> 00:20:42,721
‫شب بخیر، من تام تاکر هستم.

451
00:20:42,804 --> 00:20:45,432
‫اوایل امشب دوتا از افراد بانفوذ و تنها فرد کارراه‌اندازِ کوهاگ

452
00:20:45,515 --> 00:20:46,850
‫با دست‌وپا و دهنِ بسته

453
00:20:46,933 --> 00:20:49,144
‫توی یه مبلمان‌فروشیِ محلی پیدا شدن.

454
00:20:49,227 --> 00:20:51,229
‫پلیس مشکوکه که کار مت لاوره

455
00:20:51,313 --> 00:20:53,648
‫چون یکی از قربانیان، متهم‌کننده‌ی سابقش بوده.

456
00:20:53,732 --> 00:20:55,150
‫راستش هیچ مشکلی با این قضیه ندارم.

457
00:20:56,568 --> 00:20:58,153
‫- وای پسر!
‫- چیه؟

458
00:20:58,236 --> 00:21:00,280
‫ظاهراً یه فرد سیاهپوست کافی نیست.

459
00:21:00,363 --> 00:21:02,365
‫کلیولند داره توی اینستاگرام رسوام می‌کنه.

460
00:21:03,000 --> 00:21:23,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

