1
00:00:01,648 --> 00:00:04,943
‫♪ امروزه انگار هرچی می‌بینی ♪

2
00:00:05,026 --> 00:00:08,154
‫♪ خشونت تو فیلم و سکس تو تلویزیونه ♪

3
00:00:08,238 --> 00:00:11,783
‫♪ اما اون ارزش‌های خوب قدیمی که روشون ♪

4
00:00:11,866 --> 00:00:14,410
‫♪ حساب می‌کردیم، کجا رفته‌ان؟ ♪

5
00:00:15,078 --> 00:00:18,248
‫♪ شانس آوردین یه «مرد خانواده» هست ♪

6
00:00:18,331 --> 00:00:21,543
‫♪ شانس آوردین یه مردی هست
‫که بی چون و چرا می‌تونه ♪

7
00:00:21,626 --> 00:00:23,127
‫♪ تمام کارهایی رو انجام بده که باعث ♪

8
00:00:23,211 --> 00:00:24,963
‫♪ خنده و گریه‌مون میشن ♪

9
00:00:25,046 --> 00:00:30,093
‫♪ اون یه مرد خانواده‌ست!♪

10
00:00:30,500 --> 00:00:36,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

11
00:00:36,391 --> 00:00:38,017
‫هی، دیگه به این که می‌خوای

12
00:00:38,101 --> 00:00:39,978
‫تولدت رو چه طور جشن بگیری فکر کردی؟

13
00:00:40,061 --> 00:00:41,229
‫به زودی قراره بگیری؟

14
00:00:41,312 --> 00:00:44,857
‫وای آره، با خودم گفتم یه شب موندن
‫با تم تورنتو رپتورز می‌تونه باحال باشه.

15
00:00:45,733 --> 00:00:48,653
‫تو چرا همیشه بدترین نسخه از همه‌چیزی؟

16
00:00:48,736 --> 00:00:49,946
‫این حقیقت نداره.

17
00:00:50,029 --> 00:00:51,239
‫الان بر می‌گردم.

18
00:00:51,322 --> 00:00:53,700
‫فراموش کردم که خمیر دندون تامز
‫ویرجینیای غربی تموم کردم.

19
00:00:53,783 --> 00:00:55,952
‫همون مواد مین رو داره
‫اما برای تعداد دندون کمتر درست شده.

20
00:00:57,036 --> 00:01:00,039
‫این بارهای آبنبات یهودی
‫که مورت این‌جا داره رو ببین.

21
00:01:00,123 --> 00:01:02,792
‫یک تفنگدار، حباب یاک،

22
00:01:02,875 --> 00:01:06,254
‫اوی هنری، محتوای بادوم داره
‫اما به اندازه لذت‌بخشی نیست.

23
00:01:06,337 --> 00:01:07,714
‫اون رو فراموش کن، این رو ببین.

24
00:01:07,797 --> 00:01:11,384
‫من می‌تونم بگم هر کدوم از این افراد
‫توی صف چه مریضی‌ـی دارن.

25
00:01:11,467 --> 00:01:12,719
‫چی؟ چه طوری می‌تونی این کار رو بکنی؟

26
00:01:12,802 --> 00:01:16,222
‫این یه حقیقت معروفه. سگ‌ها می‌تونن
‫شرایط‌های مختلف پزشکی رو بو کنن.

27
00:01:16,306 --> 00:01:17,557
‫تماشا کن.

28
00:01:17,640 --> 00:01:18,725
‫اون دیابت داره.

29
00:01:18,808 --> 00:01:20,435
‫اون میگرن داره.

30
00:01:20,518 --> 00:01:21,936
‫و اون یارو...

31
00:01:22,020 --> 00:01:24,814
‫عه... اون... اون... اون چیزی

32
00:01:24,897 --> 00:01:26,107
‫که مجیک جانسون داره چیه؟

33
00:01:26,190 --> 00:01:27,483
‫- ایدز؟
‫- آره، همون.

34
00:01:27,567 --> 00:01:29,068
‫تو ایدز رو یادت رفت؟

35
00:01:29,152 --> 00:01:30,653
‫هیچ‌وقت ربطی به سگ‌ها نداشت.

36
00:01:35,491 --> 00:01:37,702
‫همیشه یکی هست که با لباس راحتیش میاد

37
00:01:37,785 --> 00:01:40,288
‫چون نمی‌خواد تو خونه یه غریبه
‫لباس عوض کنه.

38
00:01:40,371 --> 00:01:41,873
‫ساعت چهاره عزیزم.

39
00:01:41,956 --> 00:01:44,417
‫این دمپایی‌ها رو با راه رفتن
‫از ماشین تا این‌جا خراب می‌کنی.

40
00:01:44,500 --> 00:01:45,626
‫برام مهم نیست.

41
00:01:46,919 --> 00:01:49,213
‫شماها که پتی و روث و استر می‌شناسین.

42
00:01:49,297 --> 00:01:51,466
‫و از اون جایی که ما یه گروه
‫دوست‌های نوجوون مدرنیم،

43
00:01:51,549 --> 00:01:53,384
‫این دوست بی‌جنسیت ما دوین‌ـه.

44
00:01:53,468 --> 00:01:54,677
‫لوئیس، اون بچه چشه؟

45
00:01:54,761 --> 00:01:56,971
‫هر تیکه لباسی که تنشه
‫یه چیز متفاوتی رو میگه.

46
00:01:57,055 --> 00:01:58,473
‫پیتر، مهربون باش.

47
00:01:58,556 --> 00:02:00,058
‫نمی‌تونی این شکلی وحشت کنی.

48
00:02:00,141 --> 00:02:01,726
‫نگران نباش، می‌تونم نامحسوس باشم.

49
00:02:01,809 --> 00:02:03,770
‫تو چی هستی؟ خودت رو مشخص کن!

50
00:02:03,853 --> 00:02:06,773
‫تو چرا نمیری تو گاراژ تا در حال
‫لگد زدن به وسایل غرغر کنی؟

51
00:02:07,357 --> 00:02:09,650
‫دنیای احمق داره از زمانه من می‌گذره.

52
00:02:09,734 --> 00:02:11,527
‫همه نیاز دارن یه چیزی باشن.

53
00:02:11,611 --> 00:02:14,614
‫اگه هر کسی یه چیز متفاوت
‫باشه، چه طور چیزی با عقل جور در میاد؟

54
00:02:19,160 --> 00:02:21,204
‫بابا، داری چی کار می‌کنی؟

55
00:02:21,287 --> 00:02:23,373
‫ببخشید مگ، باباها مجبورن
‫که موقع مهمونی نوجوون‌ها

56
00:02:23,456 --> 00:02:25,500
‫در حال نوشیدن یه نوشیدنی تو قوطی

57
00:02:25,583 --> 00:02:27,043
‫که از دهه 90 دیگه تولید نمیشه،

58
00:02:27,126 --> 00:02:28,795
‫بدون تی‌شرت رد بشن.

59
00:02:28,878 --> 00:02:30,380
‫کسی یکم سرج نمی‌خواد؟

60
00:02:30,463 --> 00:02:31,631
‫دوین، یکم سرج نمی‌خوای؟

61
00:02:31,714 --> 00:02:32,924
‫لطفاً می‌تونی بری؟

62
00:02:33,007 --> 00:02:34,592
‫ما می‌خوایم جرعت یا حقیقت بازی کنیم.

63
00:02:34,676 --> 00:02:35,760
‫«جرعت یا حقیقت؟»

64
00:02:35,843 --> 00:02:37,804
‫همون بازیه که نوش میری
‫مخفی میشی و پیدا می‌کنی؟

65
00:02:37,887 --> 00:02:41,349
‫نه. یا باید به یه سوال
‫با صداقت کامل جواب بدی

66
00:02:41,432 --> 00:02:43,226
‫یا یه کار دیوونه‌واری که بقیه
‫میگن رو انجام بدی.

67
00:02:43,309 --> 00:02:46,813
‫من سراغ نسخه خودم رفتم
‫اما نظرتون چیه من هم باهاتون بازی کنم؟

68
00:02:46,896 --> 00:02:48,481
‫عه... حتماً بابا،

69
00:02:48,564 --> 00:02:50,316
‫من بهت جرعت میدم
‫که از این‌جا گم بشی بری.

70
00:02:50,400 --> 00:02:51,484
‫الان انجام میدم.

71
00:02:54,112 --> 00:02:56,989
‫این رو ببین لوئیس.
‫دارم با مگ جرعت یا حقیقت بازی می‌کنم.

72
00:02:57,073 --> 00:02:58,741
‫واقعاً این طور نیست پیتر.

73
00:02:58,825 --> 00:03:01,327
‫اما هی، من باهات جرعت یا حقیقت بازی می‌کنم.

74
00:03:01,411 --> 00:03:03,579
‫به هرحال هیچ‌وقت با هم بازی نکردیم.

75
00:03:03,663 --> 00:03:05,832
‫واقعاً؟ باشه، من «جرعت» رو انجام می‌کنم.

76
00:03:05,915 --> 00:03:07,709
‫خیلی خب، عه...

77
00:03:08,418 --> 00:03:11,379
‫بهت جرعت میدم...

78
00:03:11,462 --> 00:03:14,132
‫...که صندوق پستی سوانسون‌ها رو لیس بزنی.

79
00:03:14,215 --> 00:03:16,134
‫تماشا کن.

80
00:03:21,222 --> 00:03:24,809
‫لعنتی، اگه راهنمای برنامه‌های تلوزیزیونیم رو
‫بگیره، عصبانی میشم.

81
00:03:24,892 --> 00:03:26,602
‫هنوز راهنمای برنامه‌های تلویزیونی می‌گیری؟

82
00:03:26,686 --> 00:03:28,146
‫خب هنوز تلویزیون هست.

83
00:03:30,106 --> 00:03:31,357
‫خیلی خب، خیلب خب.
‫نوبت توـه.

84
00:03:31,441 --> 00:03:33,025
‫خیلی خب... حقیقت.

85
00:03:33,109 --> 00:03:34,485
‫باشه، بذار ببینم، عه...

86
00:03:34,569 --> 00:03:37,405
‫توی زندگیت با چند تا مرد خوابیدی؟

87
00:03:38,239 --> 00:03:39,449
‫- جرعت.
‫- چی؟

88
00:03:39,532 --> 00:03:40,575
‫نمی‌تونی همین‌طوری عوض کنی.

89
00:03:40,658 --> 00:03:42,869
‫پیتر، حق منه که از بین
‫دو گزینه انتخاب کنم

90
00:03:42,952 --> 00:03:44,328
‫و من جرعت رو انتخاب می‌کنم.

91
00:03:44,412 --> 00:03:46,247
‫چیز خاصی نیست.
‫من بهت تعدادشون رو میگم.

92
00:03:46,330 --> 00:03:49,333
‫اعتراف میکنم که تو دوران خودم
‫یه مرد اغواکننده بودم،

93
00:03:49,417 --> 00:03:51,335
‫با دو تا زن خوابیدم.

94
00:03:51,419 --> 00:03:53,838
‫هفت تا اگه ارضا شدن موقع
‫بغل طولانی رو حساب کنی.

95
00:03:53,921 --> 00:03:55,298
‫پیتر، من جواب نمیدم.

96
00:03:55,381 --> 00:03:57,008
‫بیخیال، چیزی نیست که.
‫فقط تعدادشون رو بگو.

97
00:03:57,091 --> 00:03:59,260
‫یادت باشه که هر عددی جز صفر

98
00:03:59,343 --> 00:04:01,053
‫من رو به یه مارپیچ 10 ساله می‌فرسته.

99
00:04:01,137 --> 00:04:03,764
‫این مکالمه تموم شده.
‫من میرم بخوابم.

100
00:04:03,848 --> 00:04:05,433
‫نه، نه تا وقتی تکلیف این معلوم بشه.

101
00:04:05,516 --> 00:04:07,101
‫یعنی، الان دیگه مسئله امنیته.

102
00:04:08,060 --> 00:04:10,688
‫باید بدونم که باید این کلاه غواصی قدیمی رو

103
00:04:10,771 --> 00:04:13,024
‫موقعی که حرکت مخصوص مایکل داگلاس رو
‫باهات میزنم بپوشم یا نه.

104
00:04:16,110 --> 00:04:17,612
‫یکی تخته ویجا رو برداره.

105
00:04:17,695 --> 00:04:20,698
‫می‌خوام از روح جفری اپسین بپرسم
‫که واقعاً خودش خودش رو کشته یا نه.

106
00:04:21,407 --> 00:04:23,326
‫هیچ کدوم از شماها یه اسباب‌بازی جویدنی

107
00:04:23,409 --> 00:04:25,036
‫به شکل یه روزنامه لوله شده ندیدین؟

108
00:04:25,119 --> 00:04:27,205
‫تیترش نوشته: «جویدنی جونده رو شکست میده؟»

109
00:04:27,288 --> 00:04:29,665
‫نه برایان، ما اسباب‌بازی چندشت رو ندیدیم.

110
00:04:29,749 --> 00:04:31,918
‫- لطفاً برو.
‫- باشه.

111
00:04:35,213 --> 00:04:38,090
‫من کاملاً دست خالی نمیرم.

112
00:04:38,174 --> 00:04:42,011
‫بچه‌ها، فکر کنی جفری اپستین داره میاد.

113
00:04:42,094 --> 00:04:45,306
‫هی، شما...

114
00:04:45,389 --> 00:04:48,309
‫دخترها... چند سالتونه؟

115
00:04:48,392 --> 00:04:49,977
‫خودشه.

116
00:04:50,700 --> 00:04:55,700
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

117
00:04:56,400 --> 00:04:58,152
‫آره، این یه جویدنی خوبه.

118
00:04:58,236 --> 00:05:00,905
‫و اِما، این‌جا جاییه که جادو...

119
00:05:01,447 --> 00:05:02,782
‫من فکر ‌کردم تنها زندگی می‌کنی.

120
00:05:03,866 --> 00:05:04,992
‫آفرین برایان.

121
00:05:05,076 --> 00:05:06,786
‫می‌دونی از این که صندلی پشت
‫ماشین بسته شده بود،

122
00:05:06,869 --> 00:05:08,955
‫به این که بیاد خونه‌مون تغییر کنه
‫چه قدر سخت بود؟

123
00:05:09,038 --> 00:05:10,039
‫اصلاً داری چی کار می‌کنی؟

124
00:05:10,122 --> 00:05:12,166
‫یه جورهایی دارم سوتین پتی رو
‫میجوم و بو می‌کنم.

125
00:05:12,250 --> 00:05:14,669
‫- چندش.
‫- چندش نیست. من یه سگم.

126
00:05:14,752 --> 00:05:16,671
‫اگه هر 40 دقیقه یه چیزی نجوم،

127
00:05:16,754 --> 00:05:17,964
‫کیری دیوونه میشم.

128
00:05:19,131 --> 00:05:20,883
‫وای خدای من! این خوب نیست.

129
00:05:20,967 --> 00:05:24,512
‫- چی؟
‫- دارم از سوتین پتی، بوی سرطان سینه می‌گیرم.

130
00:05:24,595 --> 00:05:26,597
‫فکر کنم ممکنه پتی سرطان سینه داشته باشه.

131
00:05:26,681 --> 00:05:30,768
‫چی؟ اول سلین دیان سندروم استیف‌پرسن
‫گرفت و حالا این؟

132
00:05:30,852 --> 00:05:33,271
‫- این خیلی بی‌انصافیه.
‫- خیلی خب، آروم باش.

133
00:05:33,354 --> 00:05:36,399
‫نه برایان، من هنوز دارم
‫سندروم استیف‌پرسن رو هضم می‌کنم

134
00:05:36,482 --> 00:05:37,900
‫که قطعاً یه چیز واقعیه

135
00:05:37,984 --> 00:05:39,777
‫و چیزی نیست که ازش استفاده کرده باشی
‫تا از برنامه‌های وگاس

136
00:05:39,861 --> 00:05:41,696
‫که همسرت انداختت داخلشون بیرون بیای.

137
00:05:41,779 --> 00:05:43,573
‫- فکر کنم داریم از بحث دور میشیم.
‫- شاید.

138
00:05:43,656 --> 00:05:45,157
‫اما اگه پتی سرطان سینه داشته باشه،

139
00:05:45,241 --> 00:05:46,742
‫باید فوراً به مگ بگی.

140
00:05:46,826 --> 00:05:48,911
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫اون وقت می‌فهمه من سوتین رو گرفتم.

141
00:05:48,995 --> 00:05:50,621
‫تو باید بهش بگی برایان،

142
00:05:50,705 --> 00:05:52,582
‫اگرچه خبر بد دادن خیلی سخته.

143
00:05:52,665 --> 00:05:55,710
‫و من حتماً می‌دونم، چون قبلاً
‫سخنگوی فروشگاه ادارات بودم.

144
00:05:55,793 --> 00:05:59,422
‫از امروز، میسی صد شعبه‌ش رو می‌بنده.

145
00:05:59,505 --> 00:06:01,215
‫برای این که واضح‌تر بگم،
‫این‌ها صد جایی هستن

146
00:06:01,299 --> 00:06:03,885
‫که دیگه نمی‌تونین ازشون از یه روز قبل
‫لباس خاکسپاری بخرین.

147
00:06:03,968 --> 00:06:05,720
‫دیگه همه باید حداقل از دو روز قبل

148
00:06:05,803 --> 00:06:07,805
‫به خاکسپاری‌هاشون فکر کنن.

149
00:06:07,889 --> 00:06:11,350
‫اما دیگه خریدارها از کجا می‌تونن
‫ساعت‌های خوبی بخرن که در واقع خوب نیستن؟

150
00:06:11,434 --> 00:06:14,186
‫یا این که بدون نیاز به خرید چیزی
‫توی بازارش برن برینن؟

151
00:06:14,270 --> 00:06:16,647
‫فکر کنم این دوتا جفتشون
‫دیگه باید توی نوردستورم انجام بشه.

152
00:06:16,731 --> 00:06:19,150
‫به هرحال، نوردستورم
‫یه کسب و کار درحال شکوفاییه...

153
00:06:19,233 --> 00:06:20,943
‫قربان، این از طرف شرکت نوردستورمه.

154
00:06:21,736 --> 00:06:25,072
‫خیلی خب دوستان،
‫امروز واقعاً روز بدیه.

155
00:06:29,160 --> 00:06:31,954
‫عه... سلام مگ.
‫شب موندن چه طور بود؟

156
00:06:32,038 --> 00:06:34,540
‫خوب بود. تخته ویجا واقعاً زنده شد.

157
00:06:34,624 --> 00:06:37,418
‫یه یارویی به اسم رنه گفت
‫انقدر همسرش رو مسخره نکنین

158
00:06:37,501 --> 00:06:39,712
‫و سندروم استیف‌پرسن واقعیه.

159
00:06:39,795 --> 00:06:42,381
‫گوش کن، یه چیز مهمی هست
‫که باید بهت بگم.

160
00:06:43,049 --> 00:06:46,052
‫دیشب، من سوتین پتی رو
‫برای جویدن و مو کردن گرفتم

161
00:06:46,135 --> 00:06:48,846
‫و فکر کنم پتی ممکنه
‫که سرطان سینه داشته باشه.

162
00:06:48,930 --> 00:06:51,849
‫وای خدای من!
‫وای، باید درجا بهش زنگ بزنم.

163
00:06:51,932 --> 00:06:53,809
‫یعنی، اون...
‫یه دقیقه وایسا.

164
00:06:53,893 --> 00:06:55,519
‫پتی با لباس کامل از این‌جا رفت.

165
00:06:55,603 --> 00:06:57,605
‫بذار اون سوتین رو ببینم.
‫اون دستته؟

166
00:06:58,230 --> 00:07:00,983
‫برایان؟ اون سوتین منه.

167
00:07:01,984 --> 00:07:04,070
‫وای، ایول. داریم سوتین‌هامون رو در میاریم؟

168
00:07:06,113 --> 00:07:08,157
‫دخترها اومدن بیرون تا بازی کنن.

169
00:07:08,240 --> 00:07:11,077
‫خب، وقتشه برم چند تا پسر رو
‫دم دی‌کیو اذیت کنم.

170
00:07:12,536 --> 00:07:16,374
‫اون‌ها تا ساعت 11 باز نمی‌کنن و استارباکس
‫گفت که نمی‌تونم داخل منتظر بمونم.

171
00:07:22,463 --> 00:07:24,423
‫ببین، می‌دونم این باید خیلی مضطربت کنه.

172
00:07:24,507 --> 00:07:26,717
‫مطمئنی نمی‌خوای به لوئیس
‫راجع به سرطان سینه بگی؟

173
00:07:26,801 --> 00:07:29,220
‫نه، نمی‌خوام تا وقتی مطمئن
‫نشدم نگرانش کن.

174
00:07:29,303 --> 00:07:31,138
‫خب، نظرت چیه به پیتر بگی؟

175
00:07:31,222 --> 00:07:33,432
‫درواقع سعی کردم
‫اما خیلی حواسش پرت بود

176
00:07:33,516 --> 00:07:34,892
‫چون یکی از اون تخته‌هایی که مکانیک‌ها

177
00:07:34,975 --> 00:07:36,977
‫برای سر خوردن زیر ماشین
‫استفاده می‌کنن، گرفته بود.

178
00:07:37,061 --> 00:07:39,188
‫بابا، یه چی مهمی هست
‫که باید بهت...

179
00:07:39,271 --> 00:07:41,982
‫چیه مگ؟ دارم تخت رو شیطان‌زدایی می‌کنم.

180
00:07:42,066 --> 00:07:45,027
‫کریس،  آچار جغجغه‌ایم و یکم دارچین بیار.
‫اون‌ها از دارچین خوششون نمیاد.

181
00:07:45,111 --> 00:07:46,779
‫مطمئن نیستم این جواب بده.

182
00:07:46,862 --> 00:07:48,614
‫خب، این نظر بسیار مخالفیه.

183
00:07:48,698 --> 00:07:51,951
‫من کارخونه هیولاها
‫و دانشگاه هیولاها رو دیدم.

184
00:07:52,034 --> 00:07:53,536
‫فکر کنم بدونم دارم چی کار می‌کنم.

185
00:07:54,537 --> 00:07:56,664
‫سیری، کلمه دیگه برای «ممه» چیه؟

186
00:07:56,747 --> 00:07:57,748
‫سینه.

187
00:07:57,832 --> 00:08:00,292
‫متوجهم که شما سرطان سینه دارین.

188
00:08:00,376 --> 00:08:02,336
‫خب، ما می‌خوایم همین رو بفهمیم.

189
00:08:02,420 --> 00:08:04,171
‫اما جوون و سالم به نظر میای.

190
00:08:04,255 --> 00:08:05,297
‫چی باعث شد بیای این‌جا؟

191
00:08:05,381 --> 00:08:07,717
‫سگم بوی سرطان رو از روی سوتینم گرفت.

192
00:08:07,800 --> 00:08:10,511
‫وای، یه سگ بوش کرد؟
‫اون‌ها تقریباً هیچ‌وقت اشتباه نمیگن.

193
00:08:10,594 --> 00:08:12,513
‫درواقع سه تا ازشون این‌جا
‫توی کارکنانمون داریم.

194
00:08:12,596 --> 00:08:14,348
‫این یکی فارغ التحصیل غرغره.

195
00:08:14,432 --> 00:08:16,058
‫این یکی فارغ التحصیل یوسی واق واقه.

196
00:08:16,142 --> 00:08:17,977
‫این یکی هم ایالت جنده‌گان رفته.

197
00:08:18,060 --> 00:08:20,187
‫شوخی می‌کنم. همه‌شون
‫به دانشگاه مسیحی‌های تگزاس رفتن

198
00:08:20,271 --> 00:08:21,772
‫اما باهوشن. کارشون خوبه.

199
00:08:21,856 --> 00:08:24,692
‫«گررر دو» یکی دیگه می‌تونست باشه.
‫پیشبینی بیماری مگ چیه؟

200
00:08:24,775 --> 00:08:26,861
‫به عنوان تشریفات
‫منتظر جواب آزمایشش می‌مونیم

201
00:08:26,944 --> 00:08:30,114
‫اما اگه یه سگ بوی سرطان ازش گرفته،
‫زیاد خوشبین نیستم.

202
00:08:30,197 --> 00:08:32,116
‫مگ. اگه چیزهایی هست که می‌خوای
‫قبل مرگت انجام بدی،

203
00:08:32,199 --> 00:08:33,200
‫الان می‌تونه وقتش باشه.

204
00:08:33,284 --> 00:08:35,327
‫دارین میگین می‌میرم؟

205
00:08:35,411 --> 00:08:37,955
‫سیری، چه بهونه‌ای برای ترک اتاق خوبه؟

206
00:08:38,038 --> 00:08:41,167
‫اسهال همیشه یه بهونه خوب
‫برای ترک هر اتاقیه.

207
00:08:41,250 --> 00:08:43,627
‫وای، من رو ببخشید،
‫گوشیم اسهالش گرفته.

208
00:08:48,466 --> 00:08:49,967
‫شما بچه‌ها باورتون نمیشه.

209
00:08:50,051 --> 00:08:52,053
‫چند شب پیش من و لوئیس
‫داشتیم جرعت یا حقیقت بازی می‌کردیم

210
00:08:52,136 --> 00:08:54,388
‫اما من وقتی ازش پرسیدم
‫که با چند نفر سکس داشته،

211
00:08:54,472 --> 00:08:55,473
‫اون جواب نمی‌داد.

212
00:08:55,556 --> 00:08:57,224
‫من باید بدونم!
‫داره دیوونه‌م می‌کنه!

213
00:08:57,308 --> 00:08:59,935
‫خب، بانی فقط با یه مرد بوده

214
00:09:00,019 --> 00:09:02,313
‫- و شما دارین بهش نگاه می‌کنین.
‫- راجع به این مطمئنی؟

215
00:09:02,396 --> 00:09:05,149
‫آره. اون از یه صندلی توالت
‫کلامدیا گرفت. راجع بهش صحبت کردیم.

216
00:09:05,232 --> 00:09:07,610
‫بعد صندلی توالت براش گل فرستاد
‫چون عذاب وجدان گرفته بود.

217
00:09:07,693 --> 00:09:08,944
‫پرونده باز و بسته شد.

218
00:09:09,500 --> 00:09:14,500
بی سی موویز

219
00:09:15,076 --> 00:09:17,244
‫خب، الان تشخیص سرطان

220
00:09:17,328 --> 00:09:20,206
‫جز شرایط «رادیو روشن» یا «رادیو خاموش»
‫حساب میشه؟

221
00:09:20,289 --> 00:09:21,499
‫می‌تونی روشنش کنی.

222
00:09:25,086 --> 00:09:26,712
‫ما بدون رادیو میریم.

223
00:09:26,796 --> 00:09:28,005
‫می‌دونی، بخشی از من این جوریه

224
00:09:28,089 --> 00:09:30,007
‫که احتمالاً باید به مامان و بابا
‫راجع به این بگم

225
00:09:30,091 --> 00:09:32,760
‫اما بخش دیگه من این جوریه
‫که اصلاً چرا به خودم زحمت بدم؟

226
00:09:32,843 --> 00:09:35,679
‫یعنی، هیچ کس تو این خانواده
‫اصلاً به من اهمیتی نمیده.

227
00:09:35,763 --> 00:09:37,389
‫بیخیال. من این‌جا پیشتم مگ.

228
00:09:37,473 --> 00:09:39,934
‫باید یه راهی پیدا کنیم
‫که حواست رو از این پرت کنیم.

229
00:09:40,017 --> 00:09:41,602
‫شاید دکتر هارتمن راست می‌گفت.

230
00:09:41,685 --> 00:09:43,979
‫کاری هست که همیشه
‫دوست داشتی انجام بدی

231
00:09:44,063 --> 00:09:45,272
‫اما هیچ‌وقت فرصت نکردی؟

232
00:09:45,356 --> 00:09:47,066
‫- نمی‌دونم.
‫- هر چیزی می‌تونه باشه مگ.

233
00:09:47,149 --> 00:09:49,276
‫مثل آسمون مرزی نداره.
‫هیچ رویایی خیلی بزرگ نیست.

234
00:09:49,360 --> 00:09:51,028
‫- هر چیزی؟
‫- هر چیزی.

235
00:09:51,529 --> 00:09:52,655
‫خب...

236
00:09:53,405 --> 00:09:55,825
‫همیشه می‌خواستم تو رستوران
‫چاز اینفرنو توی اورلاندو،

237
00:09:55,908 --> 00:09:58,202
‫قوطی ناچو آشغال سفارش بدم.

238
00:09:58,828 --> 00:10:02,373
‫هم... همین؟ آره، ما...
‫ما می‌تونیم این کار رو بکنیم.

239
00:10:02,456 --> 00:10:04,583
‫واقعاً؟ لازمه با «یه آرزو کن» تماس بگیریم؟

240
00:10:04,667 --> 00:10:06,627
‫یعنی اصلاً چه طور باید انجامش بدیم؟

241
00:10:06,710 --> 00:10:08,462
‫فکر کنم فقط باید بریم
‫اون‌جا و سفارش بدیم.

242
00:10:08,546 --> 00:10:09,839
‫خب، می‌تونیم همین الان بریم؟

243
00:10:10,756 --> 00:10:12,716
‫حتماً. برو بریم.

244
00:10:13,500 --> 00:10:19,500
آ و ا‌ مـ ـو و ی

245
00:10:20,000 --> 00:10:22,000
‫« به کنتیکت خوش‌آمدید »
‫« لطفاً جاده‌هامون رو کثیف نکنید »

246
00:10:23,024 --> 00:10:25,024
‫« به نیوجرسی خوش‌آمدید »
‫« هرجا خواستید بطری‌های شاش‌تون رو پرت کنید »

247
00:10:30,000 --> 00:10:32,000
‫« اکنون به دلاور وارد می‌شوید »

248
00:10:32,024 --> 00:10:34,024
‫« می‌دونیم براتون مهم نیست، »
‫« ولی بازم باید بدونید »

249
00:10:35,048 --> 00:10:37,048
‫« فقط شما می‌توانید مانع آتش‌سوزی جنگل شوید »

250
00:10:37,072 --> 00:10:39,072
‫« دم‌تون گرم، احمقـا »

251
00:10:40,000 --> 00:10:42,000
‫« آتلانتا ۳۲ کیلومتر »

252
00:10:42,788 --> 00:10:44,999
‫اینجا رو باش. ۳۲ کیلومتر دیگه می‌رسیم آتلانتا.

253
00:10:45,916 --> 00:10:49,628
‫میگن آتلانتا بهترین استریپ‌کلاب‌های دنیا رو داره.

254
00:10:49,712 --> 00:10:51,839
‫- باشه.
‫- میگن بازیکن‌های اِن‌بی‌اِی

255
00:10:51,922 --> 00:10:54,008
‫از همه‌جا میان که به این کلاب‌ها برن.

256
00:10:54,091 --> 00:10:57,178
‫که قابلیتش رو دارن هرجایی برن.
‫مثلاً شکیل اونیل به این کلاب‌ها میره.

257
00:10:57,261 --> 00:11:00,097
‫توی پرونده‌های دادگاه هم ثبت شده،
‫اگه هم اشتباه نکنم،

258
00:11:00,181 --> 00:11:02,433
‫تیم رپتورها امشب اومدن به شهر که با تیم هاوک‌ها بازی کنن.

259
00:11:02,516 --> 00:11:06,187
‫می‌بینی برایان؟ فقط تویی که توجه می‌کنی
‫من از چی خوشم میاد.

260
00:11:06,270 --> 00:11:07,688
‫بریم تو کارش.

261
00:11:07,771 --> 00:11:10,065
‫در ضمن، سرطان داری
‫پس می‌تونی هرچی خواستی بخوری.

262
00:11:10,149 --> 00:11:11,775
‫تازه لازم نیست استریپرها رو ببینیم.

263
00:11:11,859 --> 00:11:13,444
‫خوراک زیتی توی سینی بزرگ سرو می‌شه.

264
00:11:19,867 --> 00:11:22,286
‫چندتا سکه از دستگاه تبدیل پول گرفتم

265
00:11:22,369 --> 00:11:24,246
‫تا از استریپرها حمایت کنم.

266
00:11:25,080 --> 00:11:26,790
‫آخ، این چه کاریه؟

267
00:11:26,874 --> 00:11:28,709
‫حال کن دیگه، دارم پول می‌پاشم سرت.

268
00:11:29,418 --> 00:11:30,586
‫لعنتی! بس کن!

269
00:11:30,669 --> 00:11:32,379
‫هی، اون یکی سکه‌ی جشن دویست‌سالگیه.

270
00:11:32,463 --> 00:11:34,465
‫چی؟ اون یکی رو پس می‌خوام.

271
00:11:38,636 --> 00:11:40,054
‫مگ و برایان کجان؟

272
00:11:40,137 --> 00:11:42,556
‫نمی‌دونم، ولی همین الان یه عکسِ نزدیک

273
00:11:42,640 --> 00:11:44,558
‫از یه سینی بزرگ زیتیِ استریپ‌کلابی پست کرد،

274
00:11:44,642 --> 00:11:47,353
‫مگ رو هم تگ کرد،
‫پس گمونم حالـشون خوبه.

275
00:11:47,436 --> 00:11:50,231
‫باشه، خوبه، دارن غذا می‌خورن.
‫پس لازم نیست منتظرشون بمونیم.

276
00:11:50,314 --> 00:11:52,816
‫کریس، می‌شه لطفاً نخودها رو بدی

277
00:11:52,900 --> 00:11:53,901
‫و از مادرت بپرسی

278
00:11:53,984 --> 00:11:56,445
‫چندتا نخود تا حالا توی دهنش گذاشته؟

279
00:11:56,528 --> 00:11:57,988
‫پیتر، کافیه.

280
00:11:58,072 --> 00:12:00,741
‫کریس، می‌شه به مادرت بگی مرغ رو هم بده

281
00:12:00,824 --> 00:12:03,994
‫و بعد ازش بپرسی که تعداد افرادی که باهاشون خوابیده

282
00:12:04,078 --> 00:12:07,248
‫از تعداد گیاهان و ادویه‌های رسپی مخفی سرهنگ بیشتر بوده یا کمتر؟

283
00:12:07,331 --> 00:12:10,751
‫آروم‌تر، نمی‌تونم آمار این همه غذایی که می‌خوای رو به خاطر بسپرم.

284
00:12:10,834 --> 00:12:12,920
‫کریس، کریس، فقط داره تیکه می‌اندازه.

285
00:12:17,049 --> 00:12:18,259
‫باشه، اینـم اتاق ما.

286
00:12:18,342 --> 00:12:20,219
‫شرمنده نشد جای بهتری برامون بگیرم.

287
00:12:20,302 --> 00:12:21,428
‫شوخی می‌کنی؟

288
00:12:21,512 --> 00:12:24,139
‫مسئول مسافرخونه همونی بود
‫که توی فیلم مداخله بازی می‌کرد.

289
00:12:24,682 --> 00:12:27,059
‫باشه، توی قوری قهوه‌مون یه سمندر هست،

290
00:12:27,142 --> 00:12:28,769
‫پس میرم ببینم می‌شه عوضش کرد یا نه.

291
00:12:30,646 --> 00:12:32,690
‫- سلام، دکتر هارتمن.
‫- سلام مگ،

292
00:12:32,773 --> 00:12:34,984
‫قراره تو زمینه‌ی این تماس صداهایی بشنوی

293
00:12:35,067 --> 00:12:36,986
‫که پیش خودت بگی از یه رستوران دیو اند باسترز تماس می‌گیرم.

294
00:12:37,069 --> 00:12:39,613
‫اطمینان میدم که توی دیو اند باسترز نیستم.

295
00:12:39,697 --> 00:12:41,782
‫بنازم چه پرتابی!

296
00:12:41,865 --> 00:12:43,242
‫داریم واکسن کووید می‌زنیم.

297
00:12:43,325 --> 00:12:44,868
‫زنگ زدی نتایج آزمایشم رو بگی؟

298
00:12:44,952 --> 00:12:46,120
‫آره. آره، همینطوره.

299
00:12:46,203 --> 00:12:47,746
‫از دور.

300
00:12:47,830 --> 00:12:49,832
‫نشنیده بگیر.
‫فقط یه دستگاه پزشکیه.

301
00:12:49,915 --> 00:12:51,750
‫خدای من! سرطان دارم؟

302
00:12:51,834 --> 00:12:53,294
‫- آره!
‫- نه.

303
00:12:53,377 --> 00:12:55,170
‫- ببخشید. جان؟
‫- سرطان دارم؟

304
00:12:55,254 --> 00:12:58,048
‫نه، سرطان نداری.
‫تمام آزمایش‌هات منفی بود.

305
00:12:58,132 --> 00:12:59,967
‫خدا رو شکر. خیالم راحت شد.

306
00:13:00,050 --> 00:13:01,468
‫شما منوی کاغذی ندارین؟

307
00:13:01,552 --> 00:13:02,886
‫فقط کد کیوآر؟

308
00:13:02,970 --> 00:13:04,972
‫خیلی ممنون، دکتر هارتمن.

309
00:13:05,055 --> 00:13:07,599
‫آره. آره، مبارکـا باشه.
‫فقط موزارلا استیک می‌خوام.

310
00:13:07,683 --> 00:13:09,310
‫چرا دارید اینقدر سختش می‌کنید؟

311
00:13:11,103 --> 00:13:12,730
‫برایان، خبر خیلی خوبی دارم که بهت بگم.

312
00:13:12,813 --> 00:13:13,939
‫عالیه. بازم ممنون.

313
00:13:14,023 --> 00:13:16,608
‫راستش منم خبر عالی دارم مگ. اینـو گوش کن.

314
00:13:16,692 --> 00:13:19,820
‫تونستم ماجرات رو واسه خود چَز اینفرنو تعریف کنم.

315
00:13:19,903 --> 00:13:21,739
‫نه تنها قراره خودش برات

316
00:13:21,822 --> 00:13:23,282
‫ناچوی سطل آشغالی درست کنه،

317
00:13:23,365 --> 00:13:26,452
‫تازه ۳۵ دلار اعتبار سفارش غذا بهمون داده،

318
00:13:26,535 --> 00:13:29,663
‫و می‌خواد کنار میز موهات رو کوتاه کنه
‫و نوک موهات رو هایلایت کنه.

319
00:13:29,747 --> 00:13:31,498
‫چی؟ عالیه که.

320
00:13:31,582 --> 00:13:32,875
‫خبر خوش تو چیه؟

321
00:13:33,542 --> 00:13:35,044
‫اوه، آم...

322
00:13:35,127 --> 00:13:36,503
‫برایان، این لوح رو ببین.

323
00:13:36,587 --> 00:13:38,130
‫اتاق‌مون تاریخیه.

324
00:13:38,213 --> 00:13:40,632
‫یکی از دخترهای پورن‌استار «گرلز گان وایلد» اینجا مُرده.

325
00:13:40,716 --> 00:13:42,801
‫می‌شناسمش.
‫خودش نمی‌خواست وایلد بشه.

326
00:13:42,885 --> 00:13:45,137
‫ولی بعد دوستش بهش گفت بره.
‫واسه همین رفت.

327
00:13:45,220 --> 00:13:46,805
‫- وای!
‫- آره.

328
00:13:46,889 --> 00:13:49,058
‫فیلمش هنوز تو گوشیِ راب اشنایدر هست.

329
00:13:52,000 --> 00:13:54,000
‫« چز اینفرنو »
‫« بازم بریم برندون »

330
00:13:58,859 --> 00:14:01,862
‫خب خب، شما باید برایان و مگ باشید.

331
00:14:01,945 --> 00:14:04,031
‫نمی‌دونم همون اول بهتون گفتن یا نه،
‫ولی اینجا،

332
00:14:04,114 --> 00:14:07,451
‫اجازه ندارید پشت سرتون عینک اوکلی نذارید.

333
00:14:07,534 --> 00:14:09,453
‫ایول. فقط باید بگم

334
00:14:09,536 --> 00:14:11,080
‫باعث افتخاره با مردی آشنا بشم

335
00:14:11,163 --> 00:14:12,998
‫که تا حالا یه ماشینِ سقف‌دار نرونده.

336
00:14:13,082 --> 00:14:14,625
‫قبل از اینکه این ناچوها رو درست کنیم،

337
00:14:14,708 --> 00:14:17,377
‫چطوره موهات رو کوتاه کنیم
‫و نوک موهات رو هایلایت؟

338
00:14:18,087 --> 00:14:20,255
‫وای! موهات خیلی سفته.

339
00:14:20,339 --> 00:14:22,049
‫ممنون. اینقدر هم گرمه،

340
00:14:22,132 --> 00:14:24,051
‫که معلوم نیست تو ۳۰ سالته یا ۶۰.

341
00:14:24,134 --> 00:14:25,719
‫خوب شد اول این کار رو می‌کنیم.

342
00:14:25,803 --> 00:14:27,471
‫تا موهای کوچیک توی ناچوها نریزه.

343
00:14:27,554 --> 00:14:29,306
‫از قبل کلی مو توشون هست.

344
00:14:29,389 --> 00:14:30,724
‫دست‌خوش.

345
00:14:34,228 --> 00:14:36,396
‫خیلی‌خب لوئیس، دونه دونه پیش میریم.

346
00:14:36,480 --> 00:14:38,816
‫با آرتور آرونسون خوابیدی؟

347
00:14:38,899 --> 00:14:40,400
‫پیتر، بس کن.

348
00:14:40,484 --> 00:14:42,986
‫با کنترل آفتِ اکمه خوابیدی؟

349
00:14:43,070 --> 00:14:44,905
‫ببین، فکر کردم از این قضیه گذشتیم.

350
00:14:44,988 --> 00:14:46,990
‫هنوز باید بازی جرات یا حقیقت‌مون رو تموم کنی.

351
00:14:47,074 --> 00:14:49,743
‫من صندوق پست جو رو لیس زدم،
‫ولی تو هیچوقت نوبتت رو نرفتی.

352
00:14:49,827 --> 00:14:52,663
‫باشه، قبول.
‫بازی رو تموم می‌کنم.

353
00:14:52,746 --> 00:14:54,164
‫ولی فقط یه جرات انجام میدم.

354
00:14:54,248 --> 00:14:55,999
‫باشه، جرات؟

355
00:14:56,083 --> 00:14:58,877
‫پس برو از پشت‌بوم خونه‌ی سوانسون

356
00:14:58,961 --> 00:15:00,003
‫با اسکیت شیرجه بزن توی استخرشون.

357
00:15:00,087 --> 00:15:01,880
‫اینجوری دیگه بیخیال می‌شی؟

358
00:15:01,964 --> 00:15:02,965
‫آره.

359
00:15:07,427 --> 00:15:08,428
‫اه!

360
00:15:09,179 --> 00:15:11,515
‫وای خدا، این بالا از چیزی که به نظر میاد مرتفع‌تره.

361
00:15:11,598 --> 00:15:13,934
‫جرات رو انتخاب کردی.
‫اینـم جرات.

362
00:15:14,017 --> 00:15:17,187
‫پیتر، اینقدر با خونه‌ی من جرات حقیقت انجام نده.

363
00:15:17,271 --> 00:15:18,814
‫این قضیه به تو مربوط نیست، جو.

364
00:15:18,897 --> 00:15:20,566
‫اصلاً احساس امنیت ندارم.

365
00:15:20,649 --> 00:15:22,067
‫کافیه. زنگ می‌زنم پلیس.

366
00:15:24,153 --> 00:15:25,154
‫الو؟

367
00:15:25,237 --> 00:15:26,905
‫یه زن روی سقف خونه‌ی منه.

368
00:15:26,989 --> 00:15:28,657
‫آقا، الان کمک خاصی نمی‌تونم بهت بکنم.

369
00:15:28,740 --> 00:15:30,742
‫یه نفر روی پشت بوم خونه‌ی خودمه.

370
00:15:31,869 --> 00:15:33,620
‫دارم می‌پرم، پیتر!

371
00:15:38,125 --> 00:15:39,918
‫خدای من!

372
00:15:40,002 --> 00:15:42,421
‫لعنتی! خیلی درد می‌کنه.

373
00:15:42,504 --> 00:15:44,965
‫- وای خدا!
‫- پات درد گرفته؟

374
00:15:45,048 --> 00:15:46,300
‫چه حسی داره؟

375
00:15:49,344 --> 00:15:52,639
‫تقریباً اون ناچوهای سطل زباله‌ای رو تا آخر خوردیم.

376
00:15:52,723 --> 00:15:54,766
‫- خاک؟
‫- نه ممنون.

377
00:15:54,850 --> 00:15:56,059
‫من یکم خاک می‌خوام.

378
00:15:58,937 --> 00:16:01,899
‫انگار ناچوها دارن به سمت مرز فرار می‌کنن.

379
00:16:01,982 --> 00:16:03,400
‫بهتره تیز برم دستشویی.

380
00:16:03,483 --> 00:16:05,777
‫ببخشید، می‌شه بقیه‌ی غذامون رو برامون توی ظرف بذارید؟

381
00:16:05,861 --> 00:16:08,155
‫حتماً. ناچو برای جابجایی عالیه.

382
00:16:13,535 --> 00:16:14,828
‫سلام، دکتر هارتمن؟

383
00:16:14,912 --> 00:16:17,372
‫منم برایان. می‌خواید نتایج آزمایش مگ رو بگید؟

384
00:16:17,456 --> 00:16:20,500
‫چی؟ نه. دیروز به مگ گفتم که جواب آزمایشش منفیه.

385
00:16:20,584 --> 00:16:23,503
‫فقط تماس گرفتم که ببینم
‫چرا برام توی یلپ کامنت نذاشته؟

386
00:16:23,587 --> 00:16:25,422
‫- دیروز؟
‫- می‌شه یه لطفی هم بکنی

387
00:16:25,505 --> 00:16:27,925
‫و اسمم رو توی گوشی مگ
‫«چکش» ذخیره کنی؟

388
00:16:28,008 --> 00:16:29,218
‫می‌خوام این رو سر زبون‌ها بندازم.

389
00:16:29,301 --> 00:16:30,427
‫نه. این کار رو نمی‌کنم.

390
00:16:30,510 --> 00:16:32,179
‫باشه، چکش بی‌چکش.

391
00:16:33,430 --> 00:16:35,057
‫چرا مگ بهم نگفته؟

392
00:16:39,186 --> 00:16:42,189
‫مگ، منم برایان.
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

393
00:16:43,023 --> 00:16:44,566
‫آره

394
00:16:45,442 --> 00:16:48,153
‫اینجا یه میز پرو بزرگسالان هست،

395
00:16:48,237 --> 00:16:50,989
‫محدودیت وزنیش هم ۲۲۵ کیلوئه.

396
00:16:51,073 --> 00:16:52,532
‫الان با دکتر هارتمن صحبت کردم.

397
00:16:52,616 --> 00:16:53,951
‫چکش.

398
00:16:54,034 --> 00:16:57,287
‫خیلی خوشحال می‌شه که اینـو گفتی،
‫ولی گفت دیروز بهت زنگ زده

399
00:16:57,371 --> 00:16:58,830
‫و گفته که نتیجه‌ی آزمایشت منفی بوده.

400
00:16:58,914 --> 00:17:00,958
‫برایان، حداقل ۳تا گیتورید جا دارم...

401
00:17:01,041 --> 00:17:03,669
‫تا بتونم این صحبت رو داشته باشم.

402
00:17:03,752 --> 00:17:06,046
‫مگ، بهم دروغ گفتی.
‫خیلی نگرانت بودم.

403
00:17:06,129 --> 00:17:09,466
‫فکر کردم قراره بمیری و ازم سواستفاده کردی.
‫چرا این کار رو کردی؟

404
00:17:11,385 --> 00:17:14,513
‫گمونم فقط یه شانسی دیدم
‫که یکی از آرزوهام رو تجربه کنم

405
00:17:14,596 --> 00:17:16,515
‫و فهمیدم دیگه شاید پیش نیاد.

406
00:17:16,598 --> 00:17:18,725
‫باورم نمی‌شه چقدر خودخواهی.

407
00:17:18,809 --> 00:17:20,394
‫می‌دونی چیه؟
‫حالا که اینجوریه،

408
00:17:20,477 --> 00:17:22,229
‫خودت یه جوری برو خونه.

409
00:17:22,312 --> 00:17:24,731
‫- پریوس مال شماست؟
‫- آره. چرا؟

410
00:17:24,815 --> 00:17:28,360
‫چندتا مشتری دیگه کارهای وحشتناکی با ماشینت کردن.

411
00:17:28,443 --> 00:17:29,903
‫یهودی که نیستی، نه؟

412
00:17:29,987 --> 00:17:32,698
‫- نه.
‫- باشه، پس یه مقداریش رو اشتباه نوشتن.

413
00:17:38,870 --> 00:17:40,789
‫لوئیس، به هوش اومدی.

414
00:17:40,872 --> 00:17:42,833
‫راستی، نورِ این اتاق پیرت کرده.

415
00:17:42,916 --> 00:17:45,210
‫پام شکست؟

416
00:17:45,294 --> 00:17:47,170
‫آره. همه‌اش هم تقصیر منه.

417
00:17:47,254 --> 00:17:49,089
‫هیچوقت نباید اینقدر بهت فشار می‌آوردم.

418
00:17:49,172 --> 00:17:52,342
‫لوئیس، ما مسیر زیادی رو با هم طی کردیم.

419
00:17:52,426 --> 00:17:55,470
‫خانواده بزرگ کردیم و تو شریک زندگیمی.

420
00:17:55,554 --> 00:17:57,931
‫نیاز نیست بدونم با چندتا مرد بودی.

421
00:17:58,015 --> 00:18:02,019
‫حقیقت اینه که بیشتر از هر عددی دوستت دارم.

422
00:18:02,102 --> 00:18:04,980
‫عیب نداره پیتر. خودم می‌خوام بهت بگم.

423
00:18:05,063 --> 00:18:07,316
‫نمی‌خوام رازی بین‌مون باشه.

424
00:18:08,025 --> 00:18:10,444
‫- ۶۰تا.
‫- وای!

425
00:18:11,028 --> 00:18:13,655
‫باشه، یکم بالاتر از چیزیه که فکر می‌کردم،

426
00:18:13,739 --> 00:18:15,782
‫ولی گمونم ۱۶ خیلی هم بد نیست.

427
00:18:15,866 --> 00:18:18,577
‫نه نه، پیتر، ۶۰، ۶ با ۰.

428
00:18:22,706 --> 00:18:23,957
‫یه کد نارنجی داریم.

429
00:18:24,041 --> 00:18:26,585
‫- اون چیه؟
‫- وقتی شوهر می‌فهمه

430
00:18:26,668 --> 00:18:29,463
‫تعداد مردهایی که زنش باهاشون بوده
‫بیشتر از چیزیه که فکر می‌کرده. اون ۶۰تاست.

431
00:18:29,546 --> 00:18:32,841
‫پشمام. می‌شه تمام رئیس‌جمهورهای ۲۵۰ سال گذشته،

432
00:18:32,924 --> 00:18:34,926
‫بعلاوه یه تیم سافت‌بال و نصفی.

433
00:18:35,010 --> 00:18:38,221
‫واقعاً خوشحالم توی تگزاس کریستین این مسئله رو پوشش داده بودن.

434
00:18:44,000 --> 00:18:46,700
‫« از محدوده فلوریدا خارج می‌شوید »
‫« اگر پابند دارید دور بزنید »

435
00:18:58,700 --> 00:18:59,785
‫چطوری ازم جلو زدی؟

436
00:18:59,868 --> 00:19:01,203
‫یه راننده کامیون سوارم کرد،

437
00:19:01,286 --> 00:19:03,497
‫گفت کون، گاز یا گراس بهش بدم،

438
00:19:03,580 --> 00:19:06,458
‫واسه همین بهش گازِِ کون دادم
‫که عصبانی شد و پرتم کرد بیرون.

439
00:19:06,541 --> 00:19:09,044
‫واسه همین همیشه میگم کاما مهمه.

440
00:19:09,127 --> 00:19:10,712
‫سوار شو.

441
00:19:11,880 --> 00:19:13,799
‫هنوز باورم نمی‌شه درباره‌ی سرطان دروغ گفتی

442
00:19:13,882 --> 00:19:16,051
‫که فقط به یه رستوران چز اینفرنو بری.

443
00:19:16,134 --> 00:19:17,969
‫چی؟ چی میگی؟

444
00:19:18,053 --> 00:19:20,097
‫برایان، وقتی گفتم یکی از آرزوهام،

445
00:19:20,180 --> 00:19:22,933
‫منظورم غذا خوردن توی رستوران چز اینفرنو نبود.

446
00:19:23,016 --> 00:19:25,811
‫منظورم این بود که واسه اولین بار،

447
00:19:25,894 --> 00:19:28,605
‫واقعاً با یکی از خانواده تفریح کنم

448
00:19:28,689 --> 00:19:31,566
‫که مسخره‌ام نکنه یا توی صورتم نگوزه

449
00:19:31,650 --> 00:19:33,485
‫یا بهم نگه زشتم.

450
00:19:33,568 --> 00:19:36,822
‫گمونم بهت دروغ گفتم چون فقط خواستم این سفر فوق‌العاده‌مون

451
00:19:36,905 --> 00:19:39,157
‫یکم دیگه طولانی بشه.

452
00:19:39,908 --> 00:19:41,034
‫می‌دونی چیه؟

453
00:19:41,118 --> 00:19:43,328
‫منم خیلی باهات خوش گذروندم، مگ.

454
00:19:43,412 --> 00:19:46,206
‫حقیقت اینه وقتی دکتر هارتمن گفت شاید بمیرم،

455
00:19:46,289 --> 00:19:48,583
‫فقط این فکر تو سرم بود
‫که تا آخر عمر

456
00:19:48,667 --> 00:19:50,961
‫با کسی باشم که واقعاً دوستم داره
‫و بهم اهمیت میده.

457
00:19:51,545 --> 00:19:52,754
‫اونـم تو بودی.

458
00:19:52,838 --> 00:19:55,298
‫البته مگ، ما خانواده هستیم.

459
00:20:00,345 --> 00:20:03,473
‫ولی وایسا ببینم، پس چرا سوتینت بوی سرطان می‌داد؟

460
00:20:03,557 --> 00:20:05,726
‫آره. تو فکرش بودم.

461
00:20:05,809 --> 00:20:08,353
‫شاید چون تمام لباس‌زیرهام رو
‫از مفت‌فروشی‌ها می‌خرم.

462
00:20:08,437 --> 00:20:10,689
‫اَی، برار خو اون تنبون‌ها رو بشور.

463
00:20:10,772 --> 00:20:13,066
‫هی، اون... پیتر دم دیری کوئینه؟

464
00:20:13,150 --> 00:20:14,234
‫آره.

465
00:20:16,027 --> 00:20:17,779
‫بابا، چی کار می‌کنی؟

466
00:20:17,863 --> 00:20:20,866
‫از فلوریدا تا اینجا بستنی خوردم و ممه تکون دادم.

467
00:20:21,742 --> 00:20:24,494
‫حقمه. مادرت با ۶۰تا مرد بوده.

468
00:20:30,125 --> 00:20:32,461
‫حالا به ۶۰ دقیقه برمی‌گردیم.

469
00:20:32,544 --> 00:20:35,797
‫فکر کردم توافق این بود که عدد ۶۰ رو تو این خونه ممنوع کنیم.

470
00:20:35,881 --> 00:20:38,091
‫هنوز ناراحتی؟

471
00:20:38,175 --> 00:20:40,093
‫گفتم یکی‌شون فقط واسه این بود

472
00:20:40,177 --> 00:20:42,053
‫که توی فیلم شکسپیر عاشق بازی کنم.

473
00:20:42,137 --> 00:20:43,180
‫کمکی نمی‌کنه.

474
00:20:43,263 --> 00:20:46,349
‫اگه بگم مال تو از همه‌شون بزرگتر بوده چی؟

475
00:20:46,433 --> 00:20:48,643
‫- ها؟ این کمک می‌کنه؟
‫- راستش آره.

476
00:20:48,727 --> 00:20:50,479
‫لوئیس، جرات یا حقیقت؟

477
00:20:50,562 --> 00:20:53,190
‫از بین تمام افرادی که باهاشون بودی،
‫مال من از همه بزرگتر بوده؟

478
00:20:53,273 --> 00:20:54,691
‫قطعاً پیتر.

479
00:20:59,529 --> 00:21:01,072
‫زندگی زناشویی، دروغ بگو بره.

480
00:21:01,156 --> 00:21:02,783
‫مسئله خیلی خاصی نیست.

481
00:21:03,500 --> 00:21:23,500
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

