1
00:00:01,773 --> 00:00:04,901
‫♪ امروزه انگار هرچی می‌بینی ♪

2
00:00:04,984 --> 00:00:08,196
‫♪ خشونت تو فیلم و سکس تو تلویزیونه ♪

3
00:00:08,279 --> 00:00:11,950
‫♪ اما اون ارزش‌های خوب قدیمی که روشون ♪

4
00:00:12,033 --> 00:00:14,452
‫♪ حساب می‌کردیم، کجا رفته‌ان؟ ♪

5
00:00:15,036 --> 00:00:18,164
‫♪ شانس آوردین یه «مرد خانواده» هست ♪

6
00:00:18,248 --> 00:00:21,543
‫♪ شانس آوردین یه مردی هست
‫که بی چون و چرا می‌تونه ♪

7
00:00:21,626 --> 00:00:23,169
‫♪ تمام کارهایی رو انجام بده که باعث ♪

8
00:00:23,253 --> 00:00:25,004
‫♪ خنده و گریه‌مون میشن ♪

9
00:00:25,088 --> 00:00:30,093
‫♪ اون یه مرد خانواده‌ست!♪

10
00:00:30,500 --> 00:00:35,500
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

11
00:00:35,807 --> 00:00:37,100
‫عصر به خیر، من تام تاکر هستم،

12
00:00:37,183 --> 00:00:39,936
‫به طور زنده گزارشی
‫از تماشاخونه تاریخی کوهاگ آوردم

13
00:00:40,019 --> 00:00:41,354
‫که قبلاً مرکز بیتکوین بوده

14
00:00:41,437 --> 00:00:44,857
‫که قبلاً انرون آرنا بوده
‫که قبلاً پاویون رنگ پایه سرب بوده

15
00:00:44,941 --> 00:00:47,068
‫که قبلش تالار سیگارت چسترتون بوده

16
00:00:47,151 --> 00:00:49,654
‫که قبلاً مکان مزایده‌ی
‫برده‌های کاپیتان جری بود.

17
00:00:49,737 --> 00:00:51,531
‫آره، این‌جا کلی تاریخ داره رفقا.

18
00:00:51,614 --> 00:00:53,825
‫اما این مکان دیدنی دوست‌داشتنی
‫قرار بود بسته باشه

19
00:00:53,908 --> 00:00:56,077
‫تا یه زن محلی بی‌کار

20
00:00:56,160 --> 00:00:58,621
‫که خودش رو یه «فعال اجتماعی» خطاب می‌کنه،

21
00:00:58,705 --> 00:01:01,457
‫تصمیم گرفت سه نمایش در تلاش
‫برای نجاتش به اجرا بذاره.

22
00:01:02,125 --> 00:01:06,254
‫همگی سلام. همون‌طور که خیلی از شماها
‫می‌دونین، من یه فعال اجتماعی‌ـم.

23
00:01:06,337 --> 00:01:08,381
‫امشب، من سه نمایش برای نجات
‫این گنجینه محلی که وقتی باز بود

24
00:01:08,464 --> 00:01:12,218
‫هیچ کدوم از ما سعی نکردیم
‫ازش حمایت کنیم اجرا می‌کنم.

25
00:01:12,302 --> 00:01:15,221
‫اما نمی‌تونیم اجازه بدیم که ترس ما
‫از کووید یه کسب و کار دیگه رو خرد کنه.

26
00:01:16,431 --> 00:01:18,891
‫وای، لعنتی، همه برین بیرون!
‫این ارزشش رو نداره.

27
00:01:18,975 --> 00:01:21,894
‫کووید نیست. سیاه‌شش دارم!

28
00:01:21,978 --> 00:01:25,398
‫وای خدا رو شکر. فکر کردم یه چیزی بود
‫که می‌تونه روی بقیه ما تاثیر بذاره.

29
00:01:25,481 --> 00:01:30,820
‫خب، بدون وقت تلف کردن، لطفاً از
‫اولین نمایشمون، کشتن یه مرغ مقلد‌ لذت ببرین.

30
00:01:30,903 --> 00:01:33,573
‫نمایش درخشانی از جیم کرو ساوث

31
00:01:33,656 --> 00:01:35,658
‫از طرف هارپر لی به آرون سورکین

32
00:01:35,742 --> 00:01:39,912
‫که هیچ فرد سیاه پوستی اجازه
‫کار کردن روش رو نداشت. نه حتی یه بار!

33
00:01:39,996 --> 00:01:42,540
‫خیلی خب، بیاین انجامش بدیم!
‫همه برین سر جاتون.

34
00:01:42,624 --> 00:01:46,169
‫همون‌طور که توی تئاتر میگن،
‫یه ال3 ستون فقرات رو بشکنین!

35
00:01:46,252 --> 00:01:49,797
‫خیلی خوشحالم که لباس هالووین
‫سرهنگ ساندرزم رو نجات دادم.

36
00:01:49,881 --> 00:01:51,841
‫و گوش کن، من نمی‌خوام
‫کسی رو مضطرب کنم

37
00:01:51,924 --> 00:01:54,010
‫اما تازه فهمیدم که یه مدیر برنامه این‌جاست.

38
00:01:54,093 --> 00:01:57,805
‫از طرف آل‌استیته. اگه این رو درست اجرا
‫کنیم، در حد زمین لرزه پوششمون میدن.

39
00:02:01,893 --> 00:02:06,606
‫اه، دهه 30، وقتی که جنوب
‫90 درصدش ایوان بود.

40
00:02:06,689 --> 00:02:09,776
‫- پست برای فتیکوس اینچ!
‫- اه، بله، ممنون.

41
00:02:09,859 --> 00:02:12,236
‫پسر، من واقعاً تو این گرما
‫دارم برای پول بد عرق می‌کنم.

42
00:02:12,320 --> 00:02:14,781
‫عه... خیلی خب.
‫همین بود دیگه پستچی.

43
00:02:14,864 --> 00:02:18,326
‫کون لقت کیری!
‫داروخونه من اسپانسر این نمایشه.

44
00:02:18,409 --> 00:02:22,747
‫هر کسی که برای من دست بزنه
‫نسخه اکسی‌کانتین‌ش رو تمدید می‌کنم،

45
00:02:22,830 --> 00:02:24,540
‫بدون پرسیدن هیچ سوالی.

46
00:02:26,876 --> 00:02:28,878
‫شما دوتا نه.

47
00:02:28,961 --> 00:02:32,674
‫بحران عفیون داروسازها رو
‫تبدیل به خدا کرده.

48
00:02:32,757 --> 00:02:34,467
‫بابا، چندتا بچه تو مدرسه گفتن

49
00:02:34,550 --> 00:02:36,969
‫که تو داری از یه مرد سیاه‌پوست که توسط
‫یه زن سفیدپوست متهم شده دفاع می‌کنی.

50
00:02:37,053 --> 00:02:38,054
‫درسته اسکوات.

51
00:02:38,137 --> 00:02:40,973
‫همه تو این کشور حق داشتن
‫یه وکیل حقوقی خوب رو دارن.

52
00:02:41,057 --> 00:02:42,809
‫و گفتن که یه بار توی دادگاه،

53
00:02:42,892 --> 00:02:44,352
‫روی تخم‌هات نشستی و از حال رفتی.

54
00:02:44,435 --> 00:02:47,313
‫این بچه‌ها دیگه کدوم خرهایی‌ـن؟
‫اون‌ها نباید راجع به این صحبت کنن.

55
00:02:47,397 --> 00:02:49,857
‫بیخیال حالا، هی، داره دیرم میشه.
‫برادرت جم کجاست؟

56
00:02:49,941 --> 00:02:52,860
‫من این‌جام بابا! همین الانش هم
‫همه سرجشون رو کردن تو گوشی.

57
00:02:52,944 --> 00:02:55,530
‫اگه گوشی کسی زنگ بخوره، قراره
‫یه فروپاشی مثل پتی لپون داشته باشم.

58
00:02:57,281 --> 00:02:59,117
‫وای خدا، واقعاً باید این رو جواب بدم.

59
00:02:59,200 --> 00:03:01,869
‫پتی، سلام!
‫نه، می‌تونم حرف بزنم.

60
00:03:01,953 --> 00:03:04,664
‫حالا اسکوات، می‌بینم داری
‫با یه اسباب‌بازی جدید بازی می‌کنی.

61
00:03:04,747 --> 00:03:07,125
‫آره، پو بدلی این رو برام
‫توی یه درخت گذاشت.

62
00:03:07,208 --> 00:03:11,504
‫اه، پو بدلی. یه مردی که فکر و ذکرش
‫بچه‌ها و ای‌آر15هاست.

63
00:03:11,587 --> 00:03:14,966
‫به نظر شبیه کسی میرسه که بخوام
‫بعداً توی نمایش تو رو باهاش تنها بذارم.

64
00:03:15,049 --> 00:03:17,468
‫خیلی خب، بیا وانمود کنیم
‫که داریم به صحنه بعدی میریم.

65
00:03:21,514 --> 00:03:23,474
‫دونستی باحال، این همون درختیه

66
00:03:23,558 --> 00:03:26,811
‫که تو جادوگر شهر آز
‫اون مانچکین خودش رو ازش حلق‌آویز کرد.

67
00:03:26,894 --> 00:03:28,646
‫کدوم بخشش باحال بود؟

68
00:03:28,729 --> 00:03:30,106
‫مانچکین.

69
00:03:32,233 --> 00:03:36,154
‫اون مرد سیاه‌پوست به من تعرض
‫و عفت من رو لکه‌دار کرد.

70
00:03:36,237 --> 00:03:37,780
‫کلیولند، تو چه طور تونستی؟

71
00:03:37,864 --> 00:03:39,824
‫تو باید طرف من باشی!

72
00:03:39,907 --> 00:03:41,742
‫و اسم شخصیتم تامه!

73
00:03:41,826 --> 00:03:44,412
‫باورم نمیشه که یه کنسرت راب بیس
‫رو برای این از دست دادم.

74
00:03:44,495 --> 00:03:46,247
‫و من بزرگ‌ترین طرفدارشم.

75
00:03:46,330 --> 00:03:49,917
‫هی، آهای کوهاگ، چند تا چیز لازمه
‫تا یه چیز درست پیش بره؟

76
00:03:50,001 --> 00:03:52,170
‫هی، وایسا ببینم، کلیولند کجاست؟

77
00:03:52,253 --> 00:03:54,338
‫فتیکوس اینچ هستم
‫و دفاعیه رو انجام میدم عالی‌جناب.

78
00:03:54,422 --> 00:03:55,631
‫حالا، اگه اجازه هست شروع کنم.

79
00:03:55,715 --> 00:03:57,341
‫سلام به هیئت منصفه تمام سفیدپوست،

80
00:03:57,425 --> 00:03:58,634
‫حضار تمام سفیدپوست

81
00:03:58,718 --> 00:04:01,137
‫و یه بالکن خیلی سست جداشده.

82
00:04:01,220 --> 00:04:03,306
‫مطمئنین این بالکن ایمنه؟

83
00:04:03,389 --> 00:04:04,599
‫معلومه که جاتون امنه!

84
00:04:04,682 --> 00:04:06,559
‫به نظرتون مردی مثل من
‫دوست داره که مردم

85
00:04:06,642 --> 00:04:09,312
‫سقوط کنن و آسیب وحشتناک
‫از ناحیه ستون فقرات ببینن؟

86
00:04:09,395 --> 00:04:11,230
‫مخصوصاً وقتی تیم مردربالم
‫به چهار بازیکن دیگه

87
00:04:11,314 --> 00:04:12,565
‫برای مسابقات منطقه‌ای نیاز داره.

88
00:04:12,648 --> 00:04:14,066
‫سایز لباس ورزشیتون چنده...

89
00:04:14,150 --> 00:04:16,444
‫یعنی، جاتون امنه. کاملاً امن.

90
00:04:16,527 --> 00:04:19,363
‫خب دوشیزه ایول،
‫شما گفتین که موکل من بهتون تعرض کرده

91
00:04:19,447 --> 00:04:21,949
‫اما شما یه تاریخچه‌ای
‫از دروغ گفتن دارین، مگه نه؟

92
00:04:22,033 --> 00:04:25,077
‫نه جناب اینچ.
‫من همیشه حقیقت رو گفتم.

93
00:04:25,161 --> 00:04:27,747
‫که این طور؟ آیا وقتی
‫که توی وست الم کار می‌کردین

94
00:04:27,830 --> 00:04:30,541
‫بهم گفتین که صندلی‌های چرم مصنوعی

95
00:04:30,625 --> 00:04:32,210
‫درست مثل چرم‌های واقعی‌ـن یا نه؟

96
00:04:32,293 --> 00:04:34,003
‫خب، اگه گفته باشم چی؟

97
00:04:34,086 --> 00:04:37,381
‫می‌دونین، یه شایعه‌ای هست که جان راکفلر
‫صندلی وست الم داره.

98
00:04:37,465 --> 00:04:40,426
‫اعتراض دارم عالی‌جناب! اون سعی داره
‫به هیئت منصفه لوازم خونگی افتضاح بفروشه!

99
00:04:40,510 --> 00:04:41,511
‫اعتراض وارده!

100
00:04:41,594 --> 00:04:43,513
‫آره و حالا که این رو مشخص کردیم،

101
00:04:43,596 --> 00:04:46,808
‫شما گفتین که موکل من با دست راستش
‫بهتون مشت زد و چشمتون رو کبود کرد.

102
00:04:46,891 --> 00:04:48,392
‫اما این غیرممکنه، مگه نه؟

103
00:04:48,476 --> 00:04:50,686
‫چون همه می‌دونن که توی دو هفته اخیر،

104
00:04:50,770 --> 00:04:52,814
‫اون توی تله انگشتی چینی گیر افتاده بود.

105
00:04:52,897 --> 00:04:53,981
‫اون خودتی!

106
00:04:55,274 --> 00:04:57,360
‫ببخشید عالی‌جناب.
‫من شوخی می‌کنم.

107
00:04:57,443 --> 00:05:00,071
‫- دهه 30ـه، برای همین می‌تونم این رو بگم.
‫- اجازه‌ش رو میدم.

108
00:05:00,154 --> 00:05:03,825
‫و این حقیقت نداره که پدر شما
‫تاریخچه‌ای از تعرض بهتون

109
00:05:03,908 --> 00:05:06,285
‫و قوی‌ترین دست راست شهر رو داره؟

110
00:05:06,369 --> 00:05:09,747
‫این غیرقابل قبوله! انقدر عصبانی‌ـم
‫که امشب دخترم رو مشت میزنم!

111
00:05:09,831 --> 00:05:10,957
‫یعنی...

112
00:05:11,040 --> 00:05:12,834
‫یعنی، دختر یکی دیگه رو مشت میزنم.

113
00:05:12,917 --> 00:05:14,794
‫یعنی، پسرم رو که توی ورزش
‫ناامیدم کرد رو مشت میزنم.

114
00:05:16,087 --> 00:05:17,505
‫اه، لعنتی. جمعش کرد.

115
00:05:17,588 --> 00:05:19,632
‫خدایا، خیلی واضحه که تام بی‌گناهه.

116
00:05:19,715 --> 00:05:22,009
‫جامعه ما با پیش‌داوری کور شده.

117
00:05:22,093 --> 00:05:24,971
‫وای، این خیلی عمیق بود. روی صندلی راحتی
‫به خوبی فعالیت اجتماعی می‌کنی.

118
00:05:25,054 --> 00:05:26,305
‫تو... تو یه مرغ مقلدی؟

119
00:05:26,389 --> 00:05:29,016
‫«تو یه مرغ مقلدی؟»
‫صدات این طوریه رفیق.

120
00:05:29,100 --> 00:05:30,768
‫- ولم کن.
‫- اسنوپی چاق چی گفت؟

121
00:05:30,852 --> 00:05:32,687
‫عوضی فسقلی! چه طور جرعت
‫می‌کنی این طوری صدام کنی؟

122
00:05:32,770 --> 00:05:33,771
‫چی کار می‌خوای بکنی؟

123
00:05:33,855 --> 00:05:35,398
‫قرار نیست کاری بکنی.

124
00:05:35,481 --> 00:05:36,816
‫آره مایک تایسون، بشین سرجات.

125
00:05:36,899 --> 00:05:41,112
‫می‌دونی، داستانش واقعاً خوبه.
‫الان از ممنوع کردنش پشیمونم.

126
00:05:41,195 --> 00:05:43,030
‫و برای همینه که مطمئنم

127
00:05:43,114 --> 00:05:45,449
‫که موکل من رو بی‌گناه تشخیص میدین.

128
00:05:45,533 --> 00:05:47,743
‫نگران نباش، ما به راحتی از پسش بر میایم.

129
00:05:47,827 --> 00:05:49,704
‫ما مرد سیاه‌پوست رو گناهکار تشخیص میدیم.

130
00:05:49,787 --> 00:05:52,373
‫- اه، لعنت بهش.
‫- خب، الان قراره من رو بکشن؟

131
00:05:52,456 --> 00:05:53,749
‫آره اما روی صحنه قرار نیست باشه.

132
00:05:53,833 --> 00:05:56,836
‫این نمایش راجع به نژادپرستی درباره
‫نحوه تاثیر گذاشتنش روی سفیدپوست‌هاست.

133
00:05:56,919 --> 00:05:58,629
‫خیلی خب، این‌جا کارمون تموم شد.

134
00:05:58,713 --> 00:06:00,965
‫بچه‌ها، چرا توی تاریکی
‫با همدیگه تا خونه قدم نمیزنین؟

135
00:06:01,048 --> 00:06:03,009
‫خیابون «چاقوکشی» رو
‫تا خط «خنجر» ادامه بدین.

136
00:06:03,092 --> 00:06:04,635
‫و یادتون باشه هیچ چراغ خیابونی وجود نداره

137
00:06:04,719 --> 00:06:07,930
‫چون توی این بازه زمانی،
‫برق هنوز به روستاهای جنوبی نرسیده بود

138
00:06:08,014 --> 00:06:09,891
‫و با این که بهش زیاد
‫بها ندادن اما خیلی حیرت‌آوره.

139
00:06:09,974 --> 00:06:11,642
‫اساساً کره شمالی بود!

140
00:06:11,726 --> 00:06:13,394
‫عجب بی‌عدالتی وحشتناکی.

141
00:06:13,477 --> 00:06:14,937
‫خدایا، این کشور نژادپرسته.

142
00:06:15,021 --> 00:06:17,023
‫عه، آره؟ اینستاگرامت رو نگاه کردم.

143
00:06:17,106 --> 00:06:20,109
‫تو آهنگ گولد دیگر رو توی کارائوکه
‫خوندی و همه کلماتش رو هم گفتی.

144
00:06:20,192 --> 00:06:22,987
‫بسه دیگه!
‫قراره یه مرغ مقلد بکشم!

145
00:06:23,070 --> 00:06:25,698
‫باورم نمیشه پسرمون تو یه نمایشه!

146
00:06:25,781 --> 00:06:26,782
‫تو یه نمایشه؟

147
00:06:26,866 --> 00:06:29,160
‫اون تو یه صحنه‌ایه
‫که تیتر نمایش رو توش گفتن!

148
00:06:29,243 --> 00:06:31,454
‫خیلی خب، اسکوات و جم
‫دارن پیاده میرن خونه!

149
00:06:31,537 --> 00:06:33,289
‫صحنه شب رو آماده کنین!

150
00:06:35,791 --> 00:06:39,211
‫ماه «مک امشب» از تبلیغات مک‌دونالده.

151
00:06:39,295 --> 00:06:42,089
‫ساخته شد تا کار و کسابی شام رو افزایش بده.

152
00:06:44,091 --> 00:06:45,593
‫واقعاً از اون ماه خوشم میاد.

153
00:06:45,676 --> 00:06:49,555
‫هی، یه ایده دیوونه‌وار دارم... می‌خوای
‫بعد ساعت 5 عصر به مک‌دونالد بریم؟

154
00:06:49,639 --> 00:06:51,724
‫شما بچه‌ها این‌جاـین!
‫از دست باباتون عصبانی‌ـم،

155
00:06:51,807 --> 00:06:53,601
‫پس برای انتقام گرفتن ازش
‫به شما چاقو میزنم.

156
00:06:53,684 --> 00:06:55,311
‫و مطمئنم که هیچ دیوونه‌ای

157
00:06:55,394 --> 00:06:57,146
‫تصادفاً ظاهر نمیشه تا جلوم رو بگیره

158
00:06:57,229 --> 00:06:59,023
‫چون این واقعاً نمایشنامه‌نویسی بدیه!

159
00:06:59,106 --> 00:07:00,941
‫از اون بچه‌ها دور شو!

160
00:07:01,025 --> 00:07:03,069
‫پو بدلی؟ همون آدم منزوی ترسناک؟

161
00:07:03,152 --> 00:07:06,530
‫درسته! هیچ‌وقت دلیل برای ترسیدن
‫از من وجود نداشت.

162
00:07:06,614 --> 00:07:09,492
‫و برای اثباتش، این یارو رو می‌کشم.

163
00:07:09,575 --> 00:07:10,951
‫بس کن!

164
00:07:11,035 --> 00:07:12,244
‫این چیزی نبود که روش توافق کردیم.

165
00:07:12,328 --> 00:07:15,039
‫لعنت بهت کریس. تو گفتی
‫کلاس مبارزه رو صحنه رفتی.

166
00:07:15,748 --> 00:07:17,750
‫وای. از این که نجاتمون دادی ممنونم.

167
00:07:17,833 --> 00:07:21,962
‫خواهش می‌کنم. بیاین پیغام‌های
‫این نمایش برنده جایزه رو به طور خلاصه بگیم.

168
00:07:22,046 --> 00:07:25,216
‫خوبه که یه مرد بزرگ‌تر
‫با خشونت جسمانی همراه دخترت

169
00:07:25,299 --> 00:07:30,012
‫دور بزنه و زن‌هایی که مردان رو
‫به تعرض جنسی متهم می‌کنن دروغگوـه.

170
00:07:30,096 --> 00:07:32,598
‫موفق شدم! یه مرغ مقلد کشتم!

171
00:07:32,682 --> 00:07:33,891
‫نه!

172
00:07:33,974 --> 00:07:36,394
‫عزیزم، عزیزم. اون داره نقش بازی می‌کنه.

173
00:07:39,355 --> 00:07:40,940
‫حالش خوبه.

174
00:07:42,000 --> 00:07:48,000
بی سی موویز

175
00:07:48,781 --> 00:07:51,075
‫خدایا، شماها زندگی‌نامه همه رو خوندین؟

176
00:07:51,158 --> 00:07:53,953
‫«لوئیس گریفین بدل ایمی آدامز

177
00:07:54,036 --> 00:07:55,371
‫تو امریکن هاسل بود.»

178
00:07:55,454 --> 00:07:57,331
‫آره، حتماً. عجب عفریته دروغگوـیه.

179
00:07:57,415 --> 00:08:01,419
‫آره، این رو ببین. «گلن کواگمایر
‫دوست داره از استلا ادلر تشکر کنه؟»

180
00:08:01,502 --> 00:08:03,212
‫اون هیچ‌وقت با استلا ادلر تحصیل نکرد.

181
00:08:03,295 --> 00:08:06,132
‫با این حال می‌تونم ازش تشکر کنم برایان!
‫با این حال می‌تونم سپاسگزار باشم!

182
00:08:06,215 --> 00:08:07,383
‫هی، بچه‌ها؟ خبر بزرگ.

183
00:08:07,466 --> 00:08:10,469
‫تازه فهمیدم که یه مدیر این‌جاست.
‫از پنراـست.

184
00:08:10,553 --> 00:08:13,013
‫اگه این رو بترکونیم،
‫قراره کاسه نون رایگان بگیریم!

185
00:08:13,681 --> 00:08:17,143
‫فکر کنم نباید دیگه برای
‫اعلامیه‌های بابا هیجان‌زده بشیم.

186
00:08:17,643 --> 00:08:19,311
‫و حالا برای نمایش بعدیمون.

187
00:08:19,395 --> 00:08:22,815
‫توی دهه 60، یه نمایش‌نویس جوان
‫به اسم نیل سایمون

188
00:08:22,898 --> 00:08:24,108
‫یه سوالی مطرح کرد...

189
00:08:24,191 --> 00:08:26,485
‫اگه برادوی یکم یهودی‌تر باشه چی؟

190
00:08:26,569 --> 00:08:28,821
‫آقایون و خانم‌ها، زوج عجیب.

191
00:08:32,950 --> 00:08:37,413
‫اه، چه روز خوبیه که آخرین مرد
‫غیر اسپانیایی با اسم اسکار باشی.

192
00:08:39,957 --> 00:08:41,417
‫سلام اسکار.
‫ببخشید مزاحمت شدم

193
00:08:41,500 --> 00:08:44,086
‫اما نیاز به یه جا برای موندن
‫دارم چون همسرم انداختتم بیرون.

194
00:08:44,170 --> 00:08:47,548
‫اه، این خیلی بده فلیکس.
‫اون نینتندو سوئیچ‌ت رو گرفت؟

195
00:08:47,631 --> 00:08:49,467
‫- نه، اون رو گرفتم.
‫- بیا تو.

196
00:08:49,550 --> 00:08:52,344
‫وای خوبه. به خاطر این
‫که خیلی متفاوتیم می‌ترسیدم درخواست کنم.

197
00:08:52,428 --> 00:08:53,888
‫خب ببین، ما دوتا مرد سفیدپوستیم

198
00:08:53,971 --> 00:08:56,223
‫که توی استانداردهای تمیزی
‫یکم با همدیگه متفاوتیم

199
00:08:56,307 --> 00:08:57,933
‫و می‌خوایم تو یه آپارتمان زندگی کنیم؟

200
00:08:58,017 --> 00:08:59,769
‫و حتی با این که جفتمون
‫شغل‌های خیلی خوبی

201
00:08:59,852 --> 00:09:02,521
‫توی مشاور املاک نیویورک
‫که به افسرده بودنش معروفه داریم،

202
00:09:02,605 --> 00:09:04,231
‫منطقیه که پول اجاره‌مون رو تقسیم کنیم.

203
00:09:04,315 --> 00:09:06,275
‫- و این 40 دلار میشه.
‫- چی؟

204
00:09:06,358 --> 00:09:08,277
‫آره، سه ماه رو اول می‌گیرم.

205
00:09:11,906 --> 00:09:15,409
‫خیلی خب، بیاین یه پوکر دهه 60ـی

206
00:09:15,493 --> 00:09:17,369
‫درحال جویدن سیگار
‫و بالا کشیدن کش جوراب بازی کنیم.

207
00:09:17,453 --> 00:09:19,830
‫وای نه، تازه تمیز کردم!

208
00:09:19,914 --> 00:09:23,167
‫وای مرد، استانداردهای تمیزی‌ متفاوت.

209
00:09:23,250 --> 00:09:27,088
‫این قطعاً اندازه یه نمایش، یه فیلم
‫و سه تا برنامه تلویزیونی کمدیه.

210
00:09:27,171 --> 00:09:28,589
‫من... من نمی‌دونم.

211
00:09:28,672 --> 00:09:32,676
‫اونی که وسواسه نباید اونی باشه
‫که از قبل توی آپارتمان بود

212
00:09:32,760 --> 00:09:34,637
‫و نه اونی که اومده تا چند وقت بمونه؟

213
00:09:34,720 --> 00:09:36,472
‫کی براش مهمه که مهمونشون تمیزه؟

214
00:09:36,555 --> 00:09:38,099
‫توی فرضیه حفره ایجاد نکن.

215
00:09:38,182 --> 00:09:39,850
‫من برای این راب بیس رو از دست دادم!

216
00:09:39,934 --> 00:09:42,019
‫و اون داشت با تون لوک تور میذاشت!

217
00:09:42,103 --> 00:09:44,438
‫چه خبر کوهاگ؟
‫حالا یه چیزی بهم بگین...

218
00:09:44,522 --> 00:09:47,191
‫این که مدینه‌تون بد بو
‫و داغ نیست رو دوست دارین؟

219
00:09:47,274 --> 00:09:48,734
‫نه!

220
00:09:48,818 --> 00:09:51,529
‫بخش موردعلاقه‌م از شوخی قبل آهنگه.

221
00:09:51,612 --> 00:09:55,491
‫خب، وقت خوندن یکی از 18 روزنامه‌ایه
‫که این‌جا توی نیویورک داریم.

222
00:09:55,574 --> 00:09:57,910
‫اه، یکی از خوبی‌های این دوره زمانی اینه
‫که هیچ‌وقت یادم نمیره

223
00:09:57,993 --> 00:09:59,995
‫که چه طور «به قتل رسید» رو هجی کنم.

224
00:10:00,079 --> 00:10:03,666
‫هی، شماها فکر می‌کنین چون ما
‫توی ویتنام نجنگیدیم بزدلیم؟

225
00:10:03,749 --> 00:10:05,626
‫با این که عاشق کشتن بچه‌هام،

226
00:10:05,709 --> 00:10:08,420
‫از این که این‌جا توی نیویورک سیتی
‫هستم خوشحالم.

227
00:10:08,504 --> 00:10:09,922
‫به علاوه این که اگه اون‌جا بودیم،

228
00:10:10,005 --> 00:10:12,591
‫موقع برگشت سربازها
‫کی بود رو صورتشون تف کنه؟

229
00:10:12,675 --> 00:10:15,219
‫وایسین بچه‌ها. من می‌خوام رادیو رو
‫برای بازی روشن کنم

230
00:10:15,302 --> 00:10:17,304
‫که وسط نمایش غافلگیرمون کنه.

231
00:10:17,388 --> 00:10:18,681
‫و دیگه چه خبر؟

232
00:10:18,764 --> 00:10:21,142
‫کلیولند، شنیدم بابت
‫تعرض جنسی توی محاکمه‌ای؟

233
00:10:21,225 --> 00:10:22,726
‫اون که نمایش قبلی بود!

234
00:10:22,810 --> 00:10:24,436
‫راستی،

235
00:10:24,520 --> 00:10:26,188
‫شماها قرار نیست ما رو بیارید پایین؟

236
00:10:26,272 --> 00:10:27,815
‫داریم روش کار می‌کنیم، دانا.

237
00:10:27,898 --> 00:10:29,358
‫خب، این که کافی نیست.

238
00:10:29,441 --> 00:10:32,361
‫بذار من حلش کنم.
‫به خاطر پلیس بودن، تجربه‌ی زیادی

239
00:10:32,444 --> 00:10:33,821
‫در کنترل کردن خانمـای ناراحت دارم.

240
00:10:33,904 --> 00:10:35,948
‫اینقدر میگم «خانم» تا بس کنه.

241
00:10:36,657 --> 00:10:37,908
‫- خانم...
‫- به من نگو خانم!

242
00:10:37,992 --> 00:10:39,910
‫- خانم. خانم.
‫- از اون حقه‌ی پلیسی استفاده نکن.

243
00:10:39,994 --> 00:10:41,078
‫فکر می‌کنی قراره برم؟

244
00:10:41,162 --> 00:10:42,242
‫- جایی نمیرم!
‫- خانم.

245
00:10:42,288 --> 00:10:44,290
‫- ما رو از اینجا میارید پایین!
‫- خانم. خانم.

246
00:10:44,373 --> 00:10:46,167
‫باید بهم جواب بدی
‫و اگه ندی...

247
00:10:46,250 --> 00:10:47,918
‫- خانم.
‫- مافوقت رو پیدا می‌کنم

248
00:10:48,002 --> 00:10:50,921
‫و از اون جواب می‌گیرم
‫چون نمی‌ذارم نادیده گرفته بشم!

249
00:10:52,965 --> 00:10:54,466
‫- می‌خوام بیام پایین!
‫- خانم.

250
00:10:57,720 --> 00:11:01,223
‫خبر خوش. خواهران کفتر قراره امشب واسه شام بیان.

251
00:11:01,307 --> 00:11:04,643
‫تقریباً ۲۳ سالـشونه، که یعنی بدجوری دنبال شوهر می‌گردن.

252
00:11:04,727 --> 00:11:06,478
‫و مثل تمام زنان این دوره،

253
00:11:06,562 --> 00:11:09,648
‫شنیدم خواهران کفتر
‫آشیونه‌های برجسته‌ای دارن.

254
00:11:09,732 --> 00:11:12,818
‫پیتر، بابام توی تماشاگرهاست، خب؟
‫لطفاً طبق نمایشنامه پیش برو.

255
00:11:12,902 --> 00:11:15,446
‫تازه، فکر نکنم آماده باشم که دوباره با کسی آشنا بشم.

256
00:11:15,529 --> 00:11:19,658
‫علتش اینه که فقط یه کاندوم
‫از زمان ارتش دارم که دوتایی استفاده کنیم؟

257
00:11:19,742 --> 00:11:21,118
‫ولی یکم کارکرد داره،

258
00:11:21,202 --> 00:11:23,412
‫پس بهتره با یه بندکفش ببندیش.

259
00:11:23,495 --> 00:11:25,915
‫ببخشید گلن، فکر نکنم این مناسب من باشه.

260
00:11:26,790 --> 00:11:28,959
‫لعنت بهت پیتر!
‫هیچکدومِ اینـا توی نمایشنامه نیست!

261
00:11:29,043 --> 00:11:31,086
‫ولی یه شانسی بهش میدم.

262
00:11:31,170 --> 00:11:33,047
‫فقط بذار برم دستشویی و یه صفایی به خودم بدم.

263
00:11:33,964 --> 00:11:36,383
‫پیتر! ریدی توی توالت صحنه؟

264
00:11:36,467 --> 00:11:38,510
‫فکر کردم گفتی توالت پهنه!

265
00:11:39,220 --> 00:11:41,013
‫وای پسر، چه گنده‌اس.

266
00:11:41,096 --> 00:11:45,351
‫ممکنه دستیار مدیر صحنه، مگ گریفین
‫لطفاً به استیجِ سمت راست بیاد؟

267
00:11:45,434 --> 00:11:47,144
‫انبر گریل هم بیار.

268
00:11:47,228 --> 00:11:48,395
‫خوش اومدین، خانمـا.

269
00:11:48,479 --> 00:11:50,064
‫حالا اگه یه لحظه منـو ببخشید،

270
00:11:50,147 --> 00:11:53,275
‫این یه نمایشنامه‌ی نیویورکیه
‫و من هنوز از پنجره چیزی رو داد نزدم.

271
00:11:53,359 --> 00:11:54,360
‫تاکسی!

272
00:11:54,443 --> 00:11:55,945
‫هی، اینقدر داد نزن!

273
00:11:56,028 --> 00:11:57,488
‫خودت اینقدر داد نزن!

274
00:11:57,571 --> 00:11:59,740
‫درخواست از همسایه‌ها واسه آروم صحبت کردن

275
00:11:59,823 --> 00:12:02,076
‫یکی از نشانه‌های اصلی تئاتر آپارتمانیه.

276
00:12:02,159 --> 00:12:03,911
‫خب، از خودتون بگید.

277
00:12:03,994 --> 00:12:07,831
‫تو نوجوونی به خاطر خودسر بودن
‫دوتامون رو لوبوتومی کردن.

278
00:12:07,915 --> 00:12:11,585
‫آره، منم یه نامزد داشتم،
‫ولی بیرحمانه تو جنگ کشته شد.

279
00:12:11,669 --> 00:12:14,630
‫رفت یه دنیای دیگه!
‫هوم‌ران واسه میکی منتل!

280
00:12:14,713 --> 00:12:17,341
‫موفق شد!
‫اون پدرسوخته!

281
00:12:18,133 --> 00:12:19,677
‫ببخشید خانمـا، لطفاً ادامه بدید.

282
00:12:19,760 --> 00:12:22,096
‫اسکار، می‌شه یه لحظه خصوصی صحبت کنیم؟

283
00:12:22,179 --> 00:12:24,682
‫حتماً، فقط یه لحظه بهم وقت بده.
‫فقط باید از سینک پهن استفاده کنم.

284
00:12:24,765 --> 00:12:26,725
‫لعنت بهت اسکار!
‫من با این کار راحت نیستم.

285
00:12:26,809 --> 00:12:28,477
‫همه‌چیز داره برام خیلی تُند پیش میره.

286
00:12:28,560 --> 00:12:29,728
‫دلم واسه زنم تنگ شده.

287
00:12:29,812 --> 00:12:31,814
‫چت شده؟
‫اون دخترها خیلی جذابـن!

288
00:12:31,897 --> 00:12:34,275
‫تو ساختمون ما هم زندگی می‌کنن.
‫پس وقتی اوضاع بیریخت بشه،

289
00:12:34,358 --> 00:12:35,818
‫بازم هر روز می‌بینیمـشون.

290
00:12:35,901 --> 00:12:38,904
‫خیلی مواقع هم توی آسانسوری که درش آهنیه و خیلی کُند بالا میره.

291
00:12:41,991 --> 00:12:44,451
‫هی، می‌دونستید پیکاسو هنوز زنده‌ست؟

292
00:12:44,535 --> 00:12:46,912
‫فکر می‌کردم یه ۳۰۰ سال قبل‌تر بوده.

293
00:12:46,996 --> 00:12:49,456
‫قدمی کوچیک برای انسان...

294
00:12:49,540 --> 00:12:51,750
‫حوصله‌مون سر رفت خدایی.
‫کانال رو عوض می‌کنم.

295
00:12:51,834 --> 00:12:55,212
‫این خوبه. بازی دوست‌یابی.

296
00:12:55,296 --> 00:12:58,299
‫همه قراره یادمون بیاد که وقتی دیدیمش، کجا بودیم.

297
00:12:58,382 --> 00:13:00,551
‫هی، کاندومـو بذار روی شوفاژ.

298
00:13:00,634 --> 00:13:02,344
‫خانمـا حال می‌کنن اگه کاندوم گرم باشه.

299
00:13:02,428 --> 00:13:05,431
‫خب فیلیکس، شنیدم نویسنده‌ی اخباری.

300
00:13:05,514 --> 00:13:08,851
‫درسته. اسکار هم نویسنده‌ی ورزشیه.

301
00:13:08,934 --> 00:13:12,021
‫نویسنده‌های دوتا حوزه‌ی کاملاً متفاوت!

302
00:13:12,104 --> 00:13:14,064
‫توی یه خونه، ولی بازم!

303
00:13:14,148 --> 00:13:16,567
‫گوش کن، تو خیلی خوشگلی،

304
00:13:16,650 --> 00:13:19,028
‫ولی زنی که تازه قلبم رو شکسته هم خوشگله،

305
00:13:19,111 --> 00:13:20,654
‫پس نمی‌تونم با وجدان راحت...

306
00:13:20,738 --> 00:13:22,281
‫می‌دونی چیه؟
‫این یه نمایش احمقانه‌ست.

307
00:13:22,364 --> 00:13:25,451
‫هیچ مرد مجردی توی نیویورک
‫عمراً هرگونه سکسی رو رد کنه،

308
00:13:25,534 --> 00:13:26,744
‫خصوصاً تو دهه‌ی ۶۰.

309
00:13:26,827 --> 00:13:28,829
‫یالا خانمـا، میریم اتاق من.

310
00:13:28,912 --> 00:13:31,623
‫خودشه فیلیکس.
‫تازه دوزاریت داره می‌افته.

311
00:13:31,707 --> 00:13:33,250
‫صبرکن ببینم، اون زنمـه!

312
00:13:33,334 --> 00:13:35,669
‫شخصیت‌هامون دارن سکس می‌کنن پیتر، نه ما.

313
00:13:35,753 --> 00:13:37,838
‫گلن، اون کاندوم گرمه؟

314
00:13:37,921 --> 00:13:40,049
‫آره، ما خانمـا عاشقشیم!

315
00:13:46,388 --> 00:13:48,265
‫پس جدی داری بیرونم می‌کنی، ها؟

316
00:13:48,348 --> 00:13:51,643
‫آره، گمشو رفیق.
‫یه هم‌اتاقی نیویورکی بهتر پیدا کردم.

317
00:13:51,727 --> 00:13:53,604
‫خب، من که رفتم!

318
00:13:54,646 --> 00:13:56,356
‫هو! ریدین!

319
00:13:56,440 --> 00:13:58,025
‫نه، پارازیت ننداز، کریمر!

320
00:13:58,108 --> 00:14:00,194
‫اونی که اونجاست یه...

321
00:14:02,863 --> 00:14:05,157
‫گمونم حقش بود.

322
00:14:05,240 --> 00:14:08,452
‫باشه، من دوتا پیراهن ورزشی مردربالِ مدیوم و ایکس‌لارج دارم.

323
00:14:08,535 --> 00:14:11,246
‫کی از کمر به پایین چیزی حس نمی‌کنه؟

324
00:14:16,877 --> 00:14:20,214
‫باشه، رسیدیم به آخرین نمایش امشب...

325
00:14:20,297 --> 00:14:22,716
‫هملتِ ویلیام شکسپیر.

326
00:14:22,800 --> 00:14:25,427
‫یه چیزی داره توی دانمارک می‌گَنده.

327
00:14:25,511 --> 00:14:28,639
‫تقصیر پیتره.
‫انبر گریل الان از وسط نصف شد.

328
00:14:28,722 --> 00:14:29,890
‫داریم حلش می‌کنیم.

329
00:14:33,102 --> 00:14:35,646
‫صبح بخیر، مادر عزیز!

330
00:14:35,729 --> 00:14:39,108
‫می‌خواستی در این روز دل‌انگیز در دانمارک منـو ببینی؟

331
00:14:39,191 --> 00:14:40,943
‫توپ رفت به یه دنیای دیگه!

332
00:14:41,026 --> 00:14:43,946
‫هوم‌ران ۵۰۰اُم برای میکی منتل!

333
00:14:44,029 --> 00:14:46,281
‫ببخشید، مال نمایش قبل بود، شرمنده.

334
00:14:46,365 --> 00:14:49,451
‫ببین، گفتم بیای چون خبر بد دارم.

335
00:14:49,535 --> 00:14:52,162
‫پدرت، پادشاه، مُرده.

336
00:14:52,246 --> 00:14:53,956
‫خب، خیلی غم‌انگیزه.

337
00:14:54,039 --> 00:14:56,750
‫ولی علتی برای تنزل به دیوانگی نمی‌بینم

338
00:14:56,834 --> 00:15:00,629
‫تا وقتی شما فوراً با فامیلش ازدواج نکنی...

339
00:15:00,712 --> 00:15:03,006
‫پس رفتم با برادرش کلادیوس ازدواج کردم.

340
00:15:03,090 --> 00:15:05,467
‫چه کردی؟

341
00:15:05,551 --> 00:15:07,678
‫سلام پسرخوانده‌ی جدید!
‫ببخشید دیر اومدم،

342
00:15:07,761 --> 00:15:10,180
‫با یه سری از اون دلقک‌های نروژ درگیر بودم.

343
00:15:10,264 --> 00:15:11,765
‫نروژ رقیب ماست.

344
00:15:11,849 --> 00:15:14,309
‫گوش کن، می‌دونم شرایط یکم ناجوره،
‫ولی یادت باشه،

345
00:15:14,393 --> 00:15:16,728
‫من هنوز همون عمویی هستم که همیشه می‌شناختی،

346
00:15:16,812 --> 00:15:18,438
‫فقط حالا با مامانت سکس می‌کنم.

347
00:15:18,522 --> 00:15:21,900
‫منتل داره میاد که به طرفدارها ادای احترام کنه.

348
00:15:21,984 --> 00:15:23,443
‫ببخشید، رادیوی دوم بود.

349
00:15:27,114 --> 00:15:30,075
‫کماندارهای خانم،
‫کمان‌شون رو می‌کِشن

350
00:15:30,159 --> 00:15:32,161
‫با سرشونه‌های بزرگتر از حالت عادی‌شون.

351
00:15:32,244 --> 00:15:34,037
‫آره، خود کاره...

352
00:15:34,121 --> 00:15:37,040
‫عجب جوک خودارضایی گفتی، پسرم.

353
00:15:37,124 --> 00:15:39,209
‫بابا؟ ولی تو مُردی!

354
00:15:39,293 --> 00:15:42,337
‫یعنی تو یه ر-ر-ر-ر-روحی!

355
00:15:42,421 --> 00:15:44,923
‫آره، ولی آروم باش.
‫این شکسپیره، اسکوبی دو نیست.

356
00:15:45,007 --> 00:15:46,300
‫حالا اینجا چی کار می‌کنی؟

357
00:15:46,383 --> 00:15:48,594
‫اومدم حقیقت مرگم رو بهت بگم.

358
00:15:48,677 --> 00:15:50,554
‫ولی قبلش، چون من یه روحـم...

359
00:15:50,637 --> 00:15:57,102
‫♪ عشقم ♪

360
00:15:57,853 --> 00:16:01,398
‫♪ عزیزم ♪

361
00:16:01,481 --> 00:16:04,443
‫بخش زیادی از روح بودن
‫اینه که به مردم کمک کنی هنر یاد بگیرن.

362
00:16:04,526 --> 00:16:07,362
‫گفتی می‌خوای حقیقتِ مرگت رو بهم بگی.

363
00:16:07,446 --> 00:16:10,616
‫درسته. پسرم، مرگ من تصادفی نبود.

364
00:16:10,699 --> 00:16:13,118
‫برادرم کلادیوس منـو کشت!

365
00:16:13,202 --> 00:16:16,038
‫چی؟ همه گفتن مرگت تقصیر خودت بوده.

366
00:16:16,121 --> 00:16:18,582
‫که مواد شیمیایی استخر خوردی
‫تا کووید نگیری.

367
00:16:18,665 --> 00:16:21,001
‫خب بله، من به برنامه‌ی سِر جو اهل روگان گوش میدم.

368
00:16:21,084 --> 00:16:23,670
‫ولی اونجوری نمردم.
‫کلادیوس منـو کشت

369
00:16:23,754 --> 00:16:25,380
‫و می‌خوام انتقامم رو بگیری!

370
00:16:25,464 --> 00:16:27,466
‫- رو چشمم، بابا!
‫- عالیه.

371
00:16:27,549 --> 00:16:30,427
‫در ضمن، یه نقاشی لخت از بیوولف زیر تشکم هست

372
00:16:30,510 --> 00:16:32,763
‫که می‌خوام دور بریزیش.
‫اول اون رو انجام بده.

373
00:16:32,846 --> 00:16:35,224
‫توی قمار سر ماهیگیری توی یخ هم
‫یکم پول باخت دادم،

374
00:16:35,307 --> 00:16:38,769
‫پس وقتی یکی به نام آیوار اومدش،
‫باید ۱۰۰ سکه طلا بهش بدی.

375
00:16:38,852 --> 00:16:41,521
‫صدتا؟ من که اینقدر ندارم.

376
00:16:41,605 --> 00:16:43,357
‫خب بهتره تا آیوار میاد جورش کنی.

377
00:16:43,440 --> 00:16:46,109
‫قدش ۱۷۰ سانته، که واسه زمان ما خیلی زیاده.

378
00:16:46,193 --> 00:16:49,404
‫در ضمن، قبل از مرگم، به مادرت گفتم
‫لبه‌های بام قلعه رو تمیز کردم...

379
00:16:49,488 --> 00:16:52,366
‫محض رضای خدا!
‫اینـا که کلی چیزه!

380
00:16:52,449 --> 00:16:55,118
‫نه، نیست، قول میدم.
‫فقط روی چیزهای مهم تمرکز کن، خب؟

381
00:16:55,202 --> 00:16:56,995
‫دوباره مرور کنیم،
‫نقاشی بیوولف.

382
00:16:57,079 --> 00:16:58,789
‫اون مهم‌تره.
‫باید از شرش خلاص بشی.

383
00:16:58,872 --> 00:17:00,540
‫بعد پول دادن به آیوار، تمیز کردن لبه‌ها،

384
00:17:00,624 --> 00:17:02,417
‫و اگه وقت داشتی، انتقام.

385
00:17:04,503 --> 00:17:06,213
‫وقت بخیر، هملت زیبا!

386
00:17:06,296 --> 00:17:09,216
‫من هستم، مشاور پادشاه، پولونیوس!

387
00:17:09,299 --> 00:17:11,301
‫خوبی؟

388
00:17:11,385 --> 00:17:13,845
‫آره، الان اخباری بهم رسید که آشفته‌ام کرد.

389
00:17:13,929 --> 00:17:15,222
‫در ضمن، کلی فنتانیل زدم،

390
00:17:15,305 --> 00:17:17,766
‫ولی کاملاً مطمئنم به خاطر اخباره که اینجوری شدم.

391
00:17:17,849 --> 00:17:20,352
‫خب گوش کن، فردا قراره بارون سنگین بباره،

392
00:17:20,435 --> 00:17:23,105
‫و شنیدم حالا شدی لبه‌تمیزکنِ قلعه...

393
00:17:23,188 --> 00:17:25,816
‫چرا همه ازم می‌خوان کار انجام بدم؟

394
00:17:26,358 --> 00:17:27,943
‫اه!

395
00:17:28,026 --> 00:17:31,196
‫دیوث. واسه همین به کنترل شمشیر نیاز داریم.

396
00:17:31,280 --> 00:17:33,532
‫نمی‌دونم. فکر کنم توی نمایش کاملاً واضحه

397
00:17:33,615 --> 00:17:35,993
‫که مشکل من سلامت روانه.

398
00:17:39,121 --> 00:17:41,832
‫حالا باید سخنرانی «بودن یا نبودن» رو بکنم،

399
00:17:41,915 --> 00:17:43,792
‫ولی یادم نمیادش،

400
00:17:43,875 --> 00:17:47,504
‫پس سخنرانی کرت راسل از فیلم معجزه رو میگم.

401
00:17:49,381 --> 00:17:52,050
‫لحظات عالی از فرصت عالی به دست میان.

402
00:17:52,134 --> 00:17:53,719
‫که شما امشب اینـو دارید، پسرها.

403
00:17:53,802 --> 00:17:55,846
‫امشب اینجا این رو به دست آوردین.

404
00:17:55,929 --> 00:17:56,972
‫یک بازی.

405
00:17:57,055 --> 00:18:00,517
‫اگه ۱۲ بار باهاشون بازی کنیم،
‫شاید ۱۱ بارش رو ببرن.

406
00:18:00,601 --> 00:18:03,854
‫ولی این بازی نه.
‫این شب ۱۲اُم نه.

407
00:18:03,937 --> 00:18:06,189
‫امشب باهاشون اسکیت‌سواری می‌کنیم.

408
00:18:06,273 --> 00:18:09,026
‫امشب باهاشون می‌مونیم.

409
00:18:09,109 --> 00:18:12,613
‫و می‌بریمـشون چون می‌تونیم!

410
00:18:12,696 --> 00:18:15,616
‫امشب ما عده‌ی کم، عده‌ی کمِ خوشحال،

411
00:18:15,699 --> 00:18:19,620
‫ما عده‌ی بوگندوی دانشجوهای آمریکایی،

412
00:18:19,703 --> 00:18:22,873
‫بزرگترین تیم هاکی دنیاییم!

413
00:18:22,956 --> 00:18:27,044
‫خسته شدم از بس شنیدم
‫شوروی چه تیم هاکی خوبی داره.

414
00:18:27,127 --> 00:18:29,880
‫لقـشون! الان زمان شماست!

415
00:18:29,963 --> 00:18:32,466
‫حالا برید بیرون و ببرید.

416
00:18:32,549 --> 00:18:35,594
‫آمریکا!

417
00:18:35,677 --> 00:18:39,723
‫آمریکا! آمریکا!

418
00:18:39,806 --> 00:18:42,601
‫آمریکا! آمریکا!

419
00:18:43,602 --> 00:18:46,730
‫باشه لیرتیس، شنیدم هملت داره توطئه می‌کنه تا منـو بکشه

420
00:18:46,813 --> 00:18:49,566
‫و در ضمن رفرنس‌های فیلمی مسخره هم میده.
‫پس به کمکت نیاز دارم...

421
00:18:49,650 --> 00:18:51,151
‫وایسا، لباست کو؟

422
00:18:51,234 --> 00:18:54,780
‫لباس‌های شکسپیری‌شون تموم شد
‫و نمی‌دونستم چی کار کنم!

423
00:18:54,863 --> 00:18:57,115
‫شرمنده، امروز کلافه بودم.

424
00:18:57,199 --> 00:19:00,494
‫الان فهمیدم سِر میکس‌عه‌لات یه حضور سوپرایزی داشته.

425
00:19:00,577 --> 00:19:02,704
‫کدومـتون باسنِ گنده دوست داره...

426
00:19:02,788 --> 00:19:04,498
‫هی، کواگمایر کو؟

427
00:19:04,581 --> 00:19:07,417
‫ببخشید کلیولند.
‫رهبر اون باشگاه هوادارن منم.

428
00:19:07,501 --> 00:19:09,378
‫شما گوشی من رو ندیدین؟

429
00:19:09,461 --> 00:19:11,672
‫فکر کنم وقتی ‌بچه‌ی لوئیس رو لِه کردم گم شده.

430
00:19:11,755 --> 00:19:14,049
‫باشه، واضحه که ماجرا داره بهم می‌ریزه،

431
00:19:14,132 --> 00:19:15,676
‫پس سریع میریم به آخر داستان.

432
00:19:15,759 --> 00:19:18,136
‫کلادیوس تصمیم می‌گیره هملت رو بکشه،

433
00:19:18,220 --> 00:19:21,473
‫کلی توطئه اتفاق می‌افته،
‫یه دختر خودش رو پرت می‌کنه توی دریاچه.

434
00:19:21,556 --> 00:19:25,394
‫منـم یه تصویر خیلی زننده از بیوولف

435
00:19:25,477 --> 00:19:27,938
‫و سه مرد دیگه زیر تشک شوهرم پیدا کردم.

436
00:19:28,021 --> 00:19:29,773
‫گفتی فقط بیوولف توشه!

437
00:19:29,856 --> 00:19:32,025
‫مهم نیست، گفتم از شرش خلاص شو!

438
00:19:33,443 --> 00:19:35,946
‫آن گارد!

439
00:19:38,240 --> 00:19:39,241
‫این چیه؟

440
00:19:39,324 --> 00:19:41,201
‫گفتی رزم نمایشی کار کردی.

441
00:19:41,284 --> 00:19:44,246
‫آره، توی زوم!

442
00:19:45,622 --> 00:19:48,125
‫چه آسون بود.
‫اشهدت رو بخون، هملت.

443
00:19:48,208 --> 00:19:50,377
‫می‌خوام بکشمت و بعد برم سالن اسکیت

444
00:19:50,460 --> 00:19:52,587
‫که بازی اون تیم هاکی عالیِ شوروی رو ببینم.

445
00:19:52,671 --> 00:19:57,926
‫خسته شدم از بس شنیدم شوروی
‫چه تیم هاکی عالی‌ای داره.

446
00:19:59,136 --> 00:20:02,055
‫تماشاگران، شما به معجزه باور دارید؟

447
00:20:03,724 --> 00:20:06,435
‫آمریکا! آمریکا!

448
00:20:06,518 --> 00:20:09,229
‫کارت عالی بود پسرم.
‫حالا بیا جسدش رو ببریم پشت قلعه

449
00:20:09,312 --> 00:20:12,149
‫و بهش تجاوز کنیم. هملت.

450
00:20:17,279 --> 00:20:20,115
‫بازیگران کوهاگ رو تشویق کنید!

451
00:20:34,921 --> 00:20:37,758
‫موفق شدیم پیتر!
‫نمایش‌خونه رو نجات دادیم!

452
00:20:37,841 --> 00:20:39,801
‫آره واقعاً، لوئیس.

453
00:20:39,885 --> 00:20:43,555
‫ولی حقیقتش، نمایش‌های ما اینجا رو نجات نداد.

454
00:20:43,638 --> 00:20:45,807
‫به خاطر این بود که کواهاگ اون هنر روی لباسِ

455
00:20:45,891 --> 00:20:48,018
‫لورن بوبرت رو توی سینماها قانونی کرد.

456
00:20:48,101 --> 00:20:51,104
‫چیزی که قبلاً یه شب بیرون رفتنِ کسل‌کننده بود
‫به یک جشن تبدیل شد

457
00:20:51,188 --> 00:20:53,398
‫وقتی مردها داخل شلوارشون رو دکور می‌کردن

458
00:20:53,482 --> 00:20:55,776
‫و بعد می‌خوابیدن، در حالی که خانمـا تنها می‌موندن

459
00:20:55,859 --> 00:20:58,695
‫که هر کوفت و زهر ماری که می‌خواستن رو
‫روی صحنه ببینن.

460
00:20:58,779 --> 00:21:00,197
‫همه راضی بودن.

461
00:21:00,280 --> 00:21:03,950
‫آره... واقعاً خودِ کاره.

462
00:21:04,500 --> 00:21:24,500
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

