1
00:00:07,221 --> 00:00:08,621
تنها کاري که لازمه بکنيم اينه
که روح رو به ميزبانش احضار کنيم

2
00:00:08,672 --> 00:00:10,540
و اون برميگرده پيش ما

3
00:00:10,624 --> 00:00:12,492
"آهنرباي روح"

4
00:00:12,559 --> 00:00:15,845
ويليام" ديگه پيش ما نيست. نمي توني برش گردوني"

5
00:00:15,930 --> 00:00:18,848
اين آهنرباي روح... ضمير خودآگاهت
رو بعد از مرگ به "اوليويا" کشيده؟

6
00:00:18,933 --> 00:00:21,050
بهتون اطمينان مي دم جاش کاملاً امنه

7
00:00:21,135 --> 00:00:23,853
...مغز "اوليويا" تا قبل از اينکه براش اتفاقي بيفته مي تونه

8
00:00:23,938 --> 00:00:27,073
منو چندين هفته تحمل کنه

9
00:00:27,141 --> 00:00:28,641
چندين هفته؟

10
00:00:28,692 --> 00:00:30,693
امکان نداره -
چهل و هشت ساعت -

11
00:00:30,778 --> 00:00:32,278
بعدش ميخوام از بدن مامور من بري بيرون

12
00:00:32,346 --> 00:00:35,564
وگرنه از دکتر "بيشاپ" ميخوام يه
راهي پيدا کنه که مجبور بشي بري بيرون

13
00:00:43,290 --> 00:00:46,960
"بانوي پير کوچکي از "ايپانيما
(اشاره به شهري در برزيل نزديک ريو)

14
00:00:47,027 --> 00:00:50,029
اون دختري از "ايپانيما"ست
(نام آهنگي معروف در دهه شصت)

15
00:00:50,080 --> 00:00:51,631
و نه. دوباره امتحان کن

16
00:00:51,698 --> 00:00:54,384
اه، "والتر" ميشه يه کار ديگه رو امتحان کنيم؟

17
00:00:54,468 --> 00:00:56,302
بيخيال آهنگ سريالا شيم -
داره ازش خوشت مياد -

18
00:00:56,370 --> 00:00:57,971
درجه رو چنده پسرم؟

19
00:00:59,506 --> 00:01:00,590
روي 18درجه هستيم

20
00:01:00,674 --> 00:01:03,092
عاليه! "استرو" آماده ايم؟

21
00:01:03,177 --> 00:01:04,644
"الان آماده ميشيم، "والي

22
00:01:06,180 --> 00:01:08,348
و مطمئني که اين خطرناک نيست، "والتر"؟ -
کاملاً -

23
00:01:08,399 --> 00:01:09,882
اگه همه چيز طبق نقشه پيش بره

24
00:01:09,933 --> 00:01:12,769
جريان الکتريکي به ضمير خودآگاهِ غالب قفل ميشه

25
00:01:12,853 --> 00:01:14,320
که "بلي"ه

26
00:01:14,388 --> 00:01:15,655
و ميکشدش تو ميزبان جديد

27
00:01:15,722 --> 00:01:17,490
منظورم بي خطر براي "اوليويا" بود

28
00:01:17,557 --> 00:01:18,908
اه، البته

29
00:01:18,993 --> 00:01:21,744
جسارت نشه -
نه، اصلاً -

30
00:01:21,829 --> 00:01:25,064
ذهن "اوليويا" در آرامش کامل داره استراحت ميکنه

31
00:01:25,115 --> 00:01:27,083
هيچکدوم از اينا رو نميفهمه

32
00:01:27,167 --> 00:01:29,402
گرچه هممون بايد يه چندقدمي عقب وايسيم

33
00:01:29,453 --> 00:01:30,586
ببخشيد؟

34
00:01:30,671 --> 00:01:33,423
اين کاملاً بيخطره پسره. بهت اطمينان ميدم

35
00:01:35,409 --> 00:01:36,509
آماده است EEG نوار
(نوعي نوار مغزي)

36
00:01:36,576 --> 00:01:39,262
آماده اي، "بلي"؟ -
بله، بله، ناخدا -

37
00:01:39,346 --> 00:01:41,848
انجامش بده، عزيز جان -
خيلي خب -

38
00:01:41,915 --> 00:01:47,020
...سه، دو، يک

39
00:02:11,111 --> 00:02:12,211
والتر"؟"

40
00:02:12,279 --> 00:02:13,663
جواب نداد

41
00:02:14,915 --> 00:02:15,932
!لعنتي

42
00:02:17,384 --> 00:02:19,669
ميتوني فيوز رو بزني، عزيز جان

43
00:02:19,753 --> 00:02:23,056
و به دانشکده پزشکي بگي جسد آقاي
اسپنسر" رو بهشون برميگردونيم"

44
00:02:23,123 --> 00:02:24,974
متاسفم

45
00:02:35,102 --> 00:02:36,853
حالا چي ميشه؟

46
00:02:36,937 --> 00:02:40,940
خب، حالا فکر کنم بايد بگرديم
يه مرگ مغزي ديگه پيدا کنيم

47
00:02:40,991 --> 00:02:43,809
چي باعث شده فکر کني دفعه
بعدي از اين دفعه بهتر ميشه؟

48
00:02:43,861 --> 00:02:45,278
اون جسد با همه معيارهات همخواني داشت

49
00:02:45,329 --> 00:02:46,929
و همين که اونو پيدا کرديم کلي خوش شانسي اورديم

50
00:02:46,997 --> 00:02:49,815
شايد بايد به فکر يه ايده ديگه باشيم

51
00:02:49,867 --> 00:02:51,250
من يه فکر جديد دارم

52
00:02:51,318 --> 00:02:54,003
تو گفتي اگه يه ميزبان مناسب تا 48ساعت ديگه پيدا نکني

53
00:02:54,088 --> 00:02:56,789
خودت ميري

54
00:02:56,840 --> 00:02:59,809
داري پيشنهاد ميکني که بميرم؟

55
00:03:02,129 --> 00:03:04,297
دارم ميگم ميخوام "اوليويا" برگرده

56
00:03:06,833 --> 00:03:09,185
و صبرم ديگه داره تموم ميشه

57
00:03:09,269 --> 00:03:10,520
..."پيتر"
!اه، "پيتر"، کمکم کن

58
00:03:10,604 --> 00:03:11,804
!"استريد"

59
00:03:11,855 --> 00:03:14,006
چي شد؟

60
00:03:14,668 --> 00:03:16,223
!به اورژانس زنگ بزن

61
00:03:16,343 --> 00:03:17,810
زن، 31 ساله

62
00:03:17,861 --> 00:03:19,695
دچار حمله انقباضي شده

63
00:03:19,780 --> 00:03:21,814
به 4 ميلي گرم "لورازپام" عکس العملي نشون نداد

64
00:03:21,865 --> 00:03:23,316
فشارش 19 روي 11

65
00:03:23,367 --> 00:03:24,784
!اتاق شماره 2

66
00:03:25,786 --> 00:03:27,036
مردمکش باز شده

67
00:03:27,121 --> 00:03:29,122
چندوقته بهش اين حمله دست داده؟ -
الان بيست دقيقه است -

68
00:03:29,189 --> 00:03:30,239
بيست و پنج دقيقه

69
00:03:30,324 --> 00:03:31,657
خيلي خب "فني توئين" بهش بدين
(داروي ضد صرع)

70
00:03:31,708 --> 00:03:33,159
!نه، اين کاملاً اشتباهه -
ببخشيد؟ -

71
00:03:33,210 --> 00:03:35,294
آقايون شما اعضاي خانوادش هستين بايد بيرون وايسين

72
00:03:35,362 --> 00:03:37,246
اون همکاره منه -
اون دوست دختر منه -

73
00:03:37,331 --> 00:03:38,798
..."والتر" -
ويليام" نمي تونه" -

74
00:03:38,865 --> 00:03:39,916
فني توئين" رو تحمل کنه... اون کم خوني داره"

75
00:03:40,000 --> 00:03:41,083
بهش حمله دست داد

76
00:03:41,168 --> 00:03:42,552
شوک رو بذارين رو 360

77
00:03:42,636 --> 00:03:44,887
خيلي زياده! خيلي زياده -
والتر"، بذار کارشون رو بکنن" -

78
00:03:44,972 --> 00:03:46,339
...اگه خودآگاهش

79
00:03:46,390 --> 00:03:49,342
فيزيولوژي بدنش رو عوض کرده باشه چي؟

80
00:03:49,393 --> 00:03:50,810
...يه شوک با اون قدرت مستقيماً به قلبش

81
00:03:50,877 --> 00:03:52,895
والتر"، اونا بايد يه کاري بکنن"

82
00:03:52,980 --> 00:03:55,047
رو 360 شارژ شد

83
00:03:57,017 --> 00:03:58,217
...دکتر

84
00:03:58,268 --> 00:04:00,269
يه بار امروز بهم شوک دادن

85
00:04:00,354 --> 00:04:01,521
...اگه دوباره اينکارو بکني

86
00:04:01,572 --> 00:04:06,576
هم من رو ميکشي هم خانم
جواني که توش زندگي ميکنم رو

87
00:04:07,469 --> 00:04:22,781
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

88
00:04:22,782 --> 00:04:28,705
(قسمت نوزهم از فصل سوم (اسيد ليزرجيک دي اتيل آميد

89
00:04:33,484 --> 00:04:34,984
چطور اين اتفاق افتاده؟

90
00:04:34,985 --> 00:04:38,004
دکتر "بل" شما به من اطمينان دادي
که مامور "دانم" جاش کاملاً امنه

91
00:04:38,055 --> 00:04:40,557
و فکر ميکردم همينطوره

92
00:04:40,641 --> 00:04:42,559
در مورد موش ها، حدود دو هفته طول کشيد

93
00:04:42,643 --> 00:04:44,260
تا پيچيدگي هاش شروع شد

94
00:04:44,345 --> 00:04:45,812
کدوم موش؟

95
00:04:45,879 --> 00:04:47,714
نمونه هايي که روشون آزمايش مي کردم

96
00:04:47,781 --> 00:04:50,483
همون موقعي که در مورد آهنرباي روح آزمايش ميکردم

97
00:04:50,551 --> 00:04:51,651
سي سال پيش

98
00:04:51,718 --> 00:04:56,436
موش ها دو هفته دووم اوردن
تا اينکه خودآگاهشون گُم بشه

99
00:04:56,490 --> 00:04:59,774
هيچوقت پيش بيني نمي کردم در مورد
انسان اين اتفاق سريع تر بيفته

100
00:04:59,827 --> 00:05:02,228
وايسا ببينم، منظورت چيه

101
00:05:02,279 --> 00:05:04,147
که ضمير موش ها گم شده؟

102
00:05:04,215 --> 00:05:06,749
به نظر ميرسه در يه نقطه مشخص

103
00:05:06,834 --> 00:05:11,285
مغز ديگه نمي تونه پذيراي خودآگاه دونفر باشه

104
00:05:11,338 --> 00:05:13,823
براي همين يکيشون محو ميشه

105
00:05:13,891 --> 00:05:16,292
و هرچقدر هم تلاش کردم

106
00:05:16,377 --> 00:05:18,344
نتونستم برش گردونم

107
00:05:18,412 --> 00:05:21,381
تو بهم قول دادي. 48ساعت

108
00:05:21,432 --> 00:05:24,150
...گفتي اگه بعد از 48ساعت ميزبان مناسب رو پيدا نکني

109
00:05:24,218 --> 00:05:26,352
مي دونم که چي ميخواي بگي، مرد جوان

110
00:05:26,420 --> 00:05:28,054
پيتر" قبلاً همينو گفته"

111
00:05:28,105 --> 00:05:30,623
...با اينکه دلم ميخواد اين اتفاق بيفته

112
00:05:30,691 --> 00:05:33,259
اما به اين راحتي ها نمي تونم برم

113
00:05:33,310 --> 00:05:35,612
چرا نمي توني؟

114
00:05:35,696 --> 00:05:37,530
چون در اين نقطه

115
00:05:37,598 --> 00:05:42,049
خودآگاه تو تنها چيزيه که بدن "اوليويا" رو زنده نگه داشته

116
00:05:42,119 --> 00:05:43,486
درسته -
..."والتر" -

117
00:05:43,554 --> 00:05:45,972
چقدر ديگه تا قبل از رفتن "اوليويا" براي هميشه وقت داريم؟

118
00:05:46,040 --> 00:05:47,957
...خب

119
00:05:48,042 --> 00:05:49,459
دقيقاً نمي دونم

120
00:05:49,527 --> 00:05:52,545
اما براساس اون چيزايي که تا الان ديديم

121
00:05:52,613 --> 00:06:00,220
من که ميگم... بيشتر از يه روز وقت نداريم

122
00:06:02,389 --> 00:06:05,675
خب، اگه قراره "اوليويا" رو برگردونيم

123
00:06:05,759 --> 00:06:07,477
از اينجا نمي تونيم

124
00:06:07,561 --> 00:06:10,763
خيلي خب... اين چطوره؟

125
00:06:10,814 --> 00:06:13,716
اگه "چي"ش رو فعال کنيم چي؟
(به انرژي حياتي بدن در فرهنگ سنتي چين چي ميگويند)

126
00:06:13,784 --> 00:06:15,301
طب سوزني؟

127
00:06:15,369 --> 00:06:19,239
آره، ما سعي ميکنيم "چاکرا"ي هفتمش رو تحريک کنيم
(چاکراي بالاي جمجمه يا ساهاسارا)

128
00:06:19,306 --> 00:06:20,723
خودآگاه مطلق

129
00:06:20,791 --> 00:06:22,559
با اينکه خيلي ايده ات رو دوست دارم

130
00:06:22,626 --> 00:06:25,712
اما ممکنه چندين جلسه طول بکشه و چندين روز

131
00:06:25,779 --> 00:06:30,033
تو گفتي که بايد در 24ساعت آينده "اوليويا" رو بکشيم بيرون

132
00:06:30,100 --> 00:06:32,869
اگه اينکارو نکنيم چي؟

133
00:06:32,937 --> 00:06:36,506
يه راهي که بکشيمش بيرون، منظورمه

134
00:06:36,574 --> 00:06:38,074
به چي فکر ميکني؟

135
00:06:38,142 --> 00:06:41,326
اگه به جاي اينکه تو فکر يه راه
براي بيرون کشيدن "اوليويا" باشيم

136
00:06:41,428 --> 00:06:46,432
سعي کنيم يه راهي به درونش پيدا کنيم چي؟

137
00:06:46,500 --> 00:06:48,184
..."پيتر" -
فقط دارم ميگم بهش فکر کن -

138
00:06:48,269 --> 00:06:50,303
ما مي دونيم که اون هواي نفس قوي داره

139
00:06:50,354 --> 00:06:52,605
نميشه بدون هواي نفس يه شرکتي
رو مثل "مسيو دايناميک" شروع کني

140
00:06:52,673 --> 00:06:57,506
اما واقعاً فکر ميکني که اون ميذاره
اوليويا" بميره تا خودش به زندگي ادامه بده؟"

141
00:06:57,528 --> 00:06:58,728
نمي دونم

142
00:06:58,796 --> 00:07:00,430
شايد، شايد هم نه

143
00:07:00,497 --> 00:07:03,600
"اما تو ليست موفقيت هاي "ويليام بل

144
00:07:03,667 --> 00:07:05,818
تقلب براي کُشتن مطمئناً رتبه اول رو داره

145
00:07:05,886 --> 00:07:07,737
بچه ها

146
00:07:07,821 --> 00:07:11,524
فکر ميکنيم که يه راهي پيدا کرديم

147
00:07:11,575 --> 00:07:13,876
تا ذهن "اوليويا" رو برگردونيم

148
00:07:13,961 --> 00:07:16,028
و ذهن "ويليام" رو برداريم

149
00:07:16,080 --> 00:07:17,714
شبيه سازي مغز

150
00:07:17,781 --> 00:07:19,832
يکي ديگه از پروژه هاي قديمي "بلي"ه

151
00:07:19,883 --> 00:07:21,968
توضيح ميده که چجوري يه ميزبان غيرزنده

152
00:07:22,035 --> 00:07:24,554
مي تونه مواد زنده رو ميزباني کنه

153
00:07:24,638 --> 00:07:27,473
ما ميخوايم "بلي" رو بذاريم تو يه کامپيوتر

154
00:07:27,541 --> 00:07:29,425
خيلي کار داريم و اصلاً وقت نداريم

155
00:07:29,510 --> 00:07:32,729
"وقتي ما مي ريم تو ذهن "اوليويا
تو هم مي توني رو اين کار کني

156
00:07:32,813 --> 00:07:34,981
خيلي واضح توضيح داده

157
00:07:38,986 --> 00:07:42,071
وايسا ببينم، چجوري بريم تو ذهن "اوليويا"؟

158
00:07:42,156 --> 00:07:44,490
...ما قبلاً هم اينکارو کرديم

159
00:07:44,558 --> 00:07:47,226
همون موقعي که "اوليويا" و
مامور "اسکات" وارد روياي هم شدن

160
00:07:47,277 --> 00:07:48,444
خيلي معادله ساده ايه

161
00:07:48,529 --> 00:07:50,113
"والتر"

162
00:07:50,197 --> 00:07:54,083
همونطوري که مي دوني، هر مغزي ميدان
الکتريکي قابل سنجشي رو توليد ميکنه

163
00:07:54,168 --> 00:07:55,451
...اگه ما بتونيم

164
00:07:55,536 --> 00:07:57,787
مال خودمون رو دقيقاً روي "اوليويا" تنظيم کنيم

165
00:07:57,871 --> 00:07:59,789
اونوقت مي تونيم وارد ذهنش بشيم

166
00:07:59,873 --> 00:08:01,124
مي تونيم بريم دنبالش بگرديم

167
00:08:01,208 --> 00:08:02,125
والتر"؟"

168
00:08:02,209 --> 00:08:03,676
حسگر هاي مغزتون رو کجا نگه مي دارين؟

169
00:08:03,744 --> 00:08:05,345
اون پشت کنار غذاي ماهي ها

170
00:08:05,412 --> 00:08:06,546
اگه درست يادم باشه

171
00:08:06,597 --> 00:08:12,598
تو بايد يه سوزن الکترو مغناطيسي وارد سرش
ميکردي و مقدار زيادي بهش مواد توهم زا مي دادي

172
00:08:17,057 --> 00:08:18,941
!"معلومه! "ال.اس.دي
(يه ماده توهم زاي قوي که مخفف نام اين قسمت است)

173
00:08:19,026 --> 00:08:20,810
اين ميتونه مشکل "وجدان"ش رو حل کنه

174
00:08:20,894 --> 00:08:24,063
اين عالي بود، پسرم

175
00:08:24,114 --> 00:08:25,948
ممکنه زمان بدي براي پرسيدنش باشه

176
00:08:26,033 --> 00:08:28,201
اما تاحالا رفتي فضا؟

177
00:08:28,268 --> 00:08:29,702
...داري ميگي که -
!معلومه -

178
00:08:29,770 --> 00:08:31,904
داريم وارد ذهن "اوليويا" مي شيم

179
00:08:31,955 --> 00:08:35,456
فکر ميکنم احتمالاً شبيه يه راه پيچيده به روانش باشه

180
00:08:35,459 --> 00:08:37,794
خاطرات ناخودآگاه هستن. تو
بهتر از هرکس ديگه اي ميشناسيش

181
00:08:37,878 --> 00:08:39,912
اگه تو ذهنش گم شده باشه

182
00:08:39,963 --> 00:08:42,048
لازمت داريم تا راهنماييمون کني

183
00:08:42,115 --> 00:08:43,299
!"استريد"

184
00:08:43,384 --> 00:08:47,086
ما بايد 2هزار ميلي گرم "ال.اس.دي" درست کنيم

185
00:08:47,137 --> 00:08:49,922
و... و چند حبه قند هم ميخوايم، لطفاً

186
00:08:54,762 --> 00:08:56,312
اول تو پسرم

187
00:08:57,648 --> 00:08:59,399
عصبي نباش

188
00:08:59,466 --> 00:09:04,551
فکر کنم چيزايي تو اين آزمايشگاه اتفاق
ميفته که از رفتن فضا دست کمي نداره

189
00:09:05,639 --> 00:09:07,607
...در ضمن

190
00:09:07,658 --> 00:09:10,142
اين تنها راه نفوذ به ذهن "اوليويا"ست

191
00:09:10,194 --> 00:09:15,748
و وقتي رسيديم اونجا بايد همه هوشيار باشيم

192
00:09:15,816 --> 00:09:17,950
معمولاً، اثرات مواد رو بايد به
...فاصله سي تا چهل و پنج دقيقه حس کني

193
00:09:18,001 --> 00:09:20,753
اما من اين روند رو تسريع کردم

194
00:09:20,821 --> 00:09:22,822
مي توني آرام بخش ها رو آماده کني، عزيز جان

195
00:09:22,873 --> 00:09:25,792
من ميرم به "بلي" کمک کنم

196
00:09:26,960 --> 00:09:28,878
پيتر"، نگران نباش"

197
00:09:28,962 --> 00:09:30,496
من حواسم به مانيتور هست

198
00:09:30,564 --> 00:09:32,265
مطمئن ميشم اتفاقي برات نيفته

199
00:09:32,332 --> 00:09:35,518
من نگران خودم نيستم

200
00:09:35,602 --> 00:09:36,986
مطمئنم دليل خوبي وجود داره

201
00:09:37,054 --> 00:09:39,388
که ما نمي تونيم وارد ذهن همديگه بشيم

202
00:09:39,473 --> 00:09:42,642
اگه اونجا يه خرابکاري بکنيم چي؟

203
00:09:42,693 --> 00:09:44,009
در حال حاضر

204
00:09:44,061 --> 00:09:46,112
فکر کنم تو تنها اميدش هستي

205
00:09:48,115 --> 00:09:51,367
اوضاع چطوره؟ -
تا الان که خوب بوده -

206
00:09:55,405 --> 00:09:56,522
چيه؟

207
00:10:05,749 --> 00:10:07,467
تو کچلي

208
00:10:09,703 --> 00:10:12,371
فکر کنم اون يه "تماشاگر"ه

209
00:10:14,141 --> 00:10:15,975
"چيزي نيست، "پيتر

210
00:10:16,042 --> 00:10:17,560
والتر"، ما آماده ايم"

211
00:10:17,644 --> 00:10:19,645
اه، خوبه. بيارش اينجا

212
00:10:19,713 --> 00:10:22,181
چيزي نيست

213
00:10:40,567 --> 00:10:45,070
مواد؟ -
آره، خيلي هم مواد -

214
00:10:55,933 --> 00:10:57,750
غلغلکم مياد

215
00:11:31,585 --> 00:11:33,753
!اينجا

216
00:11:33,804 --> 00:11:36,121
فکر کنم بد نباشه کمکم کني بيام پايين

217
00:11:47,377 --> 00:11:49,062
!نه! نه! نه

218
00:11:49,146 --> 00:11:50,930
اين همه جا واسه گرفتن آدم هست

219
00:11:51,014 --> 00:11:52,098
!اونوقت تو خشتک منو گرفتي

220
00:11:52,182 --> 00:11:53,399
هي، من نذاشتم بيفتي، درسته؟

221
00:11:53,484 --> 00:11:54,600
باعث شدي من خجالت بکشم

222
00:11:54,685 --> 00:11:56,352
فکر کردم گفتي هيچکدوم از اينا واقعي نيستن

223
00:11:56,403 --> 00:11:59,522
من گفتم همه چيزاي اينجا محصول ناخودآگاه "اوليويا"ست

224
00:11:59,573 --> 00:12:01,357
احساسات من مطمئناً واقعي هستن

225
00:12:01,408 --> 00:12:05,244
حالا "بلي" کو؟ -
اصلاً نمي دونم -

226
00:12:05,329 --> 00:12:07,029
حتماً از يه جاي ديگه وارد شده

227
00:12:07,081 --> 00:12:09,532
مهم نيست. ما به هر حال اومديم که "اوليويا" رو پيدا کنيم

228
00:12:09,583 --> 00:12:11,701
حالا قدم بعدي تو نقشه ات چيه؟

229
00:12:13,003 --> 00:12:14,337
قدم بعدي وجود داره ديگه، "والتر"، نه؟

230
00:12:14,404 --> 00:12:16,706
خواهش ميکنم بهم نگو که نقشه ات همينجا تموم ميشه

231
00:12:16,757 --> 00:12:18,174
!معلومه که نميشه

232
00:12:18,241 --> 00:12:22,095
نقشه ام... اينه که "اوليويا" رو
پيدا کنيم و به بيرون هدايتش کنيم

233
00:12:24,348 --> 00:12:26,099
فقط بايد شروع کنيم به گشتن

234
00:12:28,185 --> 00:12:30,052
فوق العاده است، نه؟

235
00:12:30,104 --> 00:12:32,221
چجوري قراره "اوليويا" رو ببريم بيرون؟

236
00:12:32,272 --> 00:12:35,274
همه اين آدما جوري لباس پوشيدن که انگار
رفتن کمد لباس هاي "اوليويا" رو دزديدن

237
00:12:35,359 --> 00:12:37,360
بيشتر احتمال داره که اون اينارو
بر اساس ترجيحاتش مجهز کرده باشه

238
00:12:37,427 --> 00:12:39,145
تقصير ماست، به نظرم

239
00:12:39,229 --> 00:12:42,231
"موردهاي آزمايش "کورتکسيفان
تمايل خيلي زيادي پيدا کردن

240
00:12:42,282 --> 00:12:44,817
که تو جمع حل بشن و تو پس زمينه بمونن

241
00:12:44,902 --> 00:12:46,986
اونا اينجوري طراحي شدن

242
00:12:47,070 --> 00:12:49,205
اينجوري طراحي شدن؟

243
00:12:51,107 --> 00:12:52,475
اين چيه؟

244
00:12:52,543 --> 00:12:54,994
فکر کنم علامت "مورس"ه

245
00:12:55,078 --> 00:13:00,616
و اگه اشتباه نکنم درخواست کمکه

246
00:13:03,420 --> 00:13:05,638
چيکار داري ميکني؟

247
00:13:07,057 --> 00:13:08,975
پودينگ شکلات. من از همه بيشتر دوسش دارم

248
00:13:09,059 --> 00:13:10,343
"اه، بيخيال، "والتر

249
00:13:10,427 --> 00:13:12,595
جدي جدي که نميخواي تو اين
موقعيت به خوردن فکر کني

250
00:13:12,646 --> 00:13:14,430
معلومه که نه. همين الان غذا خوردم

251
00:13:17,935 --> 00:13:19,185
چي داري ميگي؟

252
00:13:19,269 --> 00:13:21,971
دارم ميپرسم کيه

253
00:13:25,659 --> 00:13:27,860
اوليويا"ست! مارو پيدا کرده"

254
00:13:27,945 --> 00:13:30,279
بهش بگو همونجا بمونه. الان ميرسيم

255
00:13:35,336 --> 00:13:37,304
تغييري بوجود اومده؟

256
00:13:37,371 --> 00:13:40,006
نه

257
00:13:40,091 --> 00:13:43,493
همشون به شکل عجيبي در آرامشن

258
00:13:49,016 --> 00:13:53,351
واقعاً فکر ميکني ممکنه که خودآگاه
يه نفر رو روي کامپيوتر منتقل کرد؟

259
00:13:53,471 --> 00:13:56,106
نمي دونم

260
00:13:56,173 --> 00:13:57,907
من فقط دارم دستورالعمل "بل" رو دنبال ميکنم

261
00:13:57,975 --> 00:14:02,629
هدف نهايي کامپيوتر اينه که
رفتار نورون ها رو شبيه سازي کنه

262
00:14:07,851 --> 00:14:11,888
من هيچوقت نمي فهميدم که چرا
والتر" اينقدر عاشق شيرين بيانه"

263
00:14:11,956 --> 00:14:14,057
اما نگاش کن

264
00:14:14,125 --> 00:14:17,160
...پيچشش

265
00:14:20,081 --> 00:14:23,983
شبيه پيچ محراب "برنيني" تو کليساي "سنت پيترز" ميمونه
(اشاره به کليسايي معروف در قلب واتيکان)

266
00:14:24,051 --> 00:14:27,620
تمومي... نداره

267
00:14:27,688 --> 00:14:30,056
اونجا رو تو تميز کردي؟

268
00:14:30,141 --> 00:14:31,508
آره

269
00:14:31,559 --> 00:14:33,709
فکر کردم کمک کنم ميز رو تميز کني

270
00:14:33,761 --> 00:14:36,563
تو اون سيني که حبه هاي قند توش بود رو لمس کردي؟

271
00:14:36,647 --> 00:14:40,350
معلومه، چطور؟

272
00:14:43,487 --> 00:14:45,538
تا حالا "ال.اس.دي" مصرف کردي؟

273
00:14:53,447 --> 00:14:55,215
برج ها هنوز دورن

274
00:14:55,282 --> 00:14:56,850
بايد تا الان بهشون نزديک ميشديم

275
00:14:56,917 --> 00:14:59,669
اين ذهن "اوليويا"ست که اهميت رو تعيين ميکنه

276
00:14:59,736 --> 00:15:01,838
محيط اطراف ما نمايانگر

277
00:15:01,905 --> 00:15:04,624
چشم انداز عاطفي اونه، فراموش نکن

278
00:15:08,078 --> 00:15:09,846
"ناپدري "اوليويا

279
00:15:09,913 --> 00:15:12,248
چي؟ کجا؟

280
00:15:12,299 --> 00:15:16,936
"اونجا! اون... خودشه! ناپدري "اوليويا

281
00:15:24,979 --> 00:15:30,316
والتر"، من... احساس بدي به اين قضيه دارم

282
00:15:30,401 --> 00:15:32,702
پيشنهادي نداري؟

283
00:15:34,288 --> 00:15:38,158
!چرا
!فرار کن

284
00:15:47,418 --> 00:15:49,252
تاکسي

285
00:15:51,672 --> 00:15:55,141
وايسا، وايسا، وايسا. تو ميخواي رانندگي کني؟ -
باشه -

286
00:16:10,074 --> 00:16:12,475
اون ديگه چي بود؟

287
00:16:16,614 --> 00:16:17,614
!برو، برو، برو، برو

288
00:16:32,680 --> 00:16:36,349
پيتر"... دستي کشيدم"

289
00:16:37,468 --> 00:16:39,802
اونجا. آسانسورا

290
00:16:43,307 --> 00:16:45,775
والتر"! "پيتر". سلام"

291
00:16:45,842 --> 00:16:48,561
نينا"! بودنت اينجا نعمته"

292
00:16:48,646 --> 00:16:50,530
داريم دنبال "اوليويا" مي گرديم

293
00:16:50,614 --> 00:16:52,065
اوليويا"؟" -
...فکر ميکنيم اون تو يه دفتر -

294
00:16:52,149 --> 00:16:53,483
نزديک طبقات بالاي بخش شماليه

295
00:16:53,534 --> 00:16:54,951
والتر" فکر ميکنه تو دفتر "بل"ه"

296
00:16:55,018 --> 00:16:57,620
خيلي خب

297
00:16:59,022 --> 00:17:01,574
اين آسانسور از همه سريعتره

298
00:17:01,659 --> 00:17:03,793
شما رو مستقيم ميبره

299
00:17:03,860 --> 00:17:05,628
تو لابي طبقات بالا

300
00:17:14,889 --> 00:17:16,055
!"والتر"

301
00:17:22,037 --> 00:17:23,529
بيا

302
00:17:26,650 --> 00:17:27,901
خيلي خب

303
00:17:33,357 --> 00:17:35,909
اون سعي کرد مارو بکشه

304
00:17:35,993 --> 00:17:37,911
ديدي

305
00:17:37,978 --> 00:17:40,813
چرا همه دارن سعي ميکنن مارو بکشن؟

306
00:17:41,898 --> 00:17:45,351
من از اينجا خوشم نمياد -
منم همينطور -

307
00:17:57,264 --> 00:18:00,967
اوليويا"؟ تو اونجايي؟"

308
00:18:01,051 --> 00:18:02,602
"مواظب باش، "پيتر

309
00:18:02,686 --> 00:18:05,870
"ما نمي دونيم ذهن "اوليويا
اونور اين در چي گذاشته

310
00:18:05,940 --> 00:18:08,090
ما بايد آمادگي هرچيزي رو داشته باشيم

311
00:18:13,314 --> 00:18:16,532
من دروغ گفتم. "اوليويا" اينجا نيست

312
00:18:16,600 --> 00:18:19,602
نگران بودم اگه ميفهميدين فقط منم

313
00:18:19,670 --> 00:18:21,454
پيتر" اجازه نمي داد نجاتم بدي"

314
00:18:21,522 --> 00:18:24,824
بلي"... چرا کارتوني شدي؟"

315
00:18:29,780 --> 00:18:33,115
من همين سوال رو از خودتون دارم

316
00:18:40,240 --> 00:18:42,532
!چقدر شگفت انگيز

317
00:18:47,728 --> 00:18:50,012
چشم باز کردم ديدم تو خيابونم

318
00:18:50,064 --> 00:18:51,814
اما هيچکدوم از شما نزديکم نبودين

319
00:18:51,866 --> 00:18:53,783
بعد يه ماشين سعي کرد منو زير بگيره

320
00:18:53,850 --> 00:18:56,852
واسه همين اومدم اينجا

321
00:18:56,904 --> 00:18:58,955
...فکر کردم اينجا ميتونه جاي امني باشه

322
00:18:59,022 --> 00:19:01,858
اما به "نينا" برخوردم

323
00:19:01,926 --> 00:19:04,694
من نمي فهمم

324
00:19:04,745 --> 00:19:07,130
اگه اينا همه انعکاس ذهن "اوليويا"ست

325
00:19:07,197 --> 00:19:08,665
چرا همه چيز برعليه ماست؟

326
00:19:08,716 --> 00:19:11,117
وقتي اومد آزمايشگاه پيش ما، ازمون کمک خواست

327
00:19:11,185 --> 00:19:15,338
چيزي که به ذهنم ميرسه اينه
که وقتي ذهنم وارد ذهن اون شده

328
00:19:15,389 --> 00:19:17,873
...نَفسِش گيج شده

329
00:19:17,925 --> 00:19:20,126
احساسش از خودش

330
00:19:20,194 --> 00:19:21,477
که در مقابل

331
00:19:21,545 --> 00:19:24,981
بخش تاريک ناخودآگاهش فعال شده

332
00:19:25,048 --> 00:19:27,517
و باعث شده دروني ترين ترس هاش بهش غالب بشه

333
00:19:27,568 --> 00:19:29,686
بيشتر توضيح بده

334
00:19:29,737 --> 00:19:35,138
"ما داريم ميگيم که "اوليويا
نميدونه که ضمير "بلي" واردش شده

335
00:19:35,242 --> 00:19:38,661
تا اونجايي که اون مي دونه، يه دقيقه حالش خوب بوده

336
00:19:38,729 --> 00:19:42,029
و بعد يه دفعه در دروني ترين افکارش سرگردان شده

337
00:19:42,116 --> 00:19:45,335
اين ترس اونه که باعث اين اتفاقا شده

338
00:19:45,402 --> 00:19:47,370
خب، در اون صورت، اون گم
نشده، داره خودش رو مخفي ميکنه

339
00:19:47,421 --> 00:19:48,621
همينطوره

340
00:19:48,706 --> 00:19:52,074
وقتي "اوليويا" ميترسه
هميشه با خودش خلوت ميکنه

341
00:19:52,126 --> 00:19:53,092
اين خوب نيست

342
00:19:53,177 --> 00:19:57,297
و گم شدن خوبه؟ -
آره، اين بهتره -

343
00:19:57,381 --> 00:20:00,682
من توقع داشتم يه خط منطقي وجود
داشته باشه که بتونيم پيداش کنيم

344
00:20:00,718 --> 00:20:03,069
چون خود "اوليويا" مي خواد که پيدا بشه

345
00:20:03,137 --> 00:20:05,254
...اگه اون داره خودش رو مخفي ميکنه

346
00:20:05,306 --> 00:20:08,107
ميترسم پيدا کردنش مثل پيدا
کردن يه سوزن تو انبار کاه باشه

347
00:20:08,192 --> 00:20:10,026
حق با اونه

348
00:20:10,093 --> 00:20:14,948
همه چيزايي که الان تو ذهنش
هستن متخاصم و براش خطرناکن

349
00:20:15,032 --> 00:20:20,200
چطور مي تونيم وقتي از همه
از جمله ما ترسيده پيداش کنيم؟

350
00:20:22,656 --> 00:20:25,541
...چون اونم دقيقاً همون کاري رو ميکنه که تو کردي

351
00:20:25,609 --> 00:20:27,660
يه جايي رو که امنه پيدا ميکنه

352
00:20:27,745 --> 00:20:30,163
و مخفي ميشه

353
00:20:30,247 --> 00:20:34,417
يه دنيا بدون هيچ منطقي اون بيرونه

354
00:20:34,468 --> 00:20:38,471
از کجا بايد شروع کنيم؟

355
00:20:55,939 --> 00:21:00,410
...مي دونم که گفتي فقط آب، اما

356
00:21:00,477 --> 00:21:02,612
فکر کردم بد نباشه اگه يه چيزي بخوري

357
00:21:02,663 --> 00:21:04,897
اما اگه ميخواي ميتونم ببرمشون

358
00:21:04,965 --> 00:21:07,083
اونم اشکالي نداره

359
00:21:07,150 --> 00:21:09,419
هرچي تو بخواي

360
00:21:09,486 --> 00:21:14,173
ممنون... بخاطر اينا

361
00:21:16,877 --> 00:21:19,145
احساسي که الان داري

362
00:21:19,213 --> 00:21:22,465
فقط بخاطر اثر "ال.اس.دي"ه

363
00:21:22,533 --> 00:21:27,670
اما موقتيه -
نه -

364
00:21:27,721 --> 00:21:29,188
بي نهايته

365
00:21:29,256 --> 00:21:31,841
همه اطرافمون هست

366
00:21:36,947 --> 00:21:38,815
تو نمي بينيش

367
00:21:38,866 --> 00:21:41,567
منم نمي ديدمش

368
00:21:43,937 --> 00:21:46,856
اما حالا مي دونم

369
00:21:46,907 --> 00:21:49,709
و مي دونم که تعقيبم کرده

370
00:21:49,793 --> 00:21:52,495
چي تعقيبت کرده؟

371
00:21:52,546 --> 00:21:56,299
مرگ

372
00:21:56,366 --> 00:21:58,901
من مرگ رو ديدم

373
00:21:58,969 --> 00:22:01,187
همه اش رو

374
00:22:04,758 --> 00:22:07,810
و من بودم

375
00:22:15,652 --> 00:22:19,338
ميشه دستم رو بگيري؟

376
00:22:19,406 --> 00:22:21,974
لطفاً

377
00:23:01,281 --> 00:23:02,648
خب، "پيتر"؟

378
00:23:02,732 --> 00:23:05,985
اولين جايي که من بودم ميگشتم، "جکسونويل"ه

379
00:23:06,069 --> 00:23:07,703
جکسونويل" آخرين جاييه که اون انتخاب مبکنه"

380
00:23:07,770 --> 00:23:09,788
دقيقاً. منظور منم همينه. من "اوليويا" رو ميشناسم

381
00:23:09,873 --> 00:23:12,291
اون مي دونه که اونجا آخرين
جاييه که به فکر هرکسي ممکنه برسه

382
00:23:12,375 --> 00:23:14,860
ما وقت زيادي نداريم، "پيتر" تو مطمئني؟

383
00:23:14,928 --> 00:23:16,695
آره

384
00:23:16,763 --> 00:23:19,381
"بياين بريم "جکسونويل

385
00:23:26,222 --> 00:23:27,973
فکر کنم اونا دنبال ما هستن

386
00:23:34,130 --> 00:23:35,630
کشتي هوايي
(به آن زپلين گفته مي شود)

387
00:24:05,161 --> 00:24:06,795
!بيا، پسرم

388
00:24:52,609 --> 00:24:58,547
ما بايد اين جريان ها رو دور بزنيم

389
00:24:58,598 --> 00:25:00,899
بايد مي فهميدم

390
00:25:00,984 --> 00:25:04,219
چي رو بايد ميفهميدي، "والتر"؟

391
00:25:04,270 --> 00:25:05,771
...وقتي ما اونطرف بوديم

392
00:25:05,855 --> 00:25:09,808
...داشتيم "پيتر" رو برميگردونديم و تو اون صحنه تئاتر

393
00:25:09,876 --> 00:25:11,827
تو بهم گفتي خداحافظ

394
00:25:11,894 --> 00:25:13,379
بايد ميفهميدم

395
00:25:13,446 --> 00:25:16,115
تو اون روز نمي خواستي بميري

396
00:25:16,199 --> 00:25:20,335
تا اونجايي که من ميشناسمت
تو از خداحافظي بدت مياد

397
00:25:20,403 --> 00:25:22,504
حق با توئه

398
00:25:24,907 --> 00:25:28,594
"من بهت احتياج دارم "ويليام

399
00:25:28,678 --> 00:25:30,846
نمي دونم چيکار کنم

400
00:25:30,914 --> 00:25:34,283
در مورد "پيتر". در مورد اون دستگاه

401
00:25:34,350 --> 00:25:39,471
...و اينکه چي در انتظارشه

402
00:25:39,539 --> 00:25:42,107
در مورد دنيا و کاري که ما کرديم

403
00:25:42,192 --> 00:25:46,862
والتر"، وقتي جوون و خام بوديم"

404
00:25:46,929 --> 00:25:50,416
و اون همه قدرت و رويا داشتيم

405
00:25:50,483 --> 00:25:53,602
...که هيچکس نمي تونست سر راهشون قرار بگيره

406
00:25:53,653 --> 00:25:55,821
به هم احتياج داشتيم

407
00:25:55,905 --> 00:25:59,541
من نمي فهمم

408
00:25:59,609 --> 00:26:03,245
ما اونموقع به هم احتياج داشتيم تا تعادل رو حفظ کنيم

409
00:26:03,296 --> 00:26:05,581
و حالا چي؟

410
00:26:05,632 --> 00:26:09,718
حالا تو معرفتي داري که حاصل فروتنيه

411
00:26:09,785 --> 00:26:11,887
اونموقع اينجوري نبوديم

412
00:26:11,955 --> 00:26:15,591
هر تصميمي که بگيري درست

413
00:26:15,642 --> 00:26:19,761
و هر راهي رو که انتخاب کني دقيق خواهد بود

414
00:26:46,256 --> 00:26:47,539
اون چيه؟

415
00:26:47,624 --> 00:26:49,341
عقربه سوخت

416
00:27:13,867 --> 00:27:16,451
چند نفر اون بالان؟

417
00:27:16,519 --> 00:27:18,487
فقط منم

418
00:27:20,022 --> 00:27:22,207
اين يه اسلحه منور اندازه

419
00:27:22,275 --> 00:27:24,576
مطمئن باش دلت نميخواد با اين تير بخوري

420
00:27:24,661 --> 00:27:26,528
..."پيتر" -
!والتر"، عقب وايسا" -

421
00:27:28,014 --> 00:27:29,998
تو کي هستي؟

422
00:27:31,384 --> 00:27:33,385
اسمت چيه؟

423
00:27:33,469 --> 00:27:35,053
"پيتر"

424
00:27:35,138 --> 00:27:36,588
پيتر" چي؟"

425
00:27:36,673 --> 00:27:38,807
"پيتر بيشاپ"

426
00:27:40,042 --> 00:27:41,977
از آشنايي باهات خوشحالم

427
00:28:10,924 --> 00:28:12,240
والتر"! تو اينجا پيش مايي"

428
00:28:12,292 --> 00:28:13,742
برگشتي به آزمايشگاه

429
00:28:15,778 --> 00:28:17,296
چيزي نيست

430
00:28:17,380 --> 00:28:19,848
چيزي نيست. من برگشتم

431
00:28:19,915 --> 00:28:22,917
چيزي نيست. من برگشتم

432
00:28:22,969 --> 00:28:25,554
اه، لعنتي

433
00:28:25,605 --> 00:28:28,941
من برگشتم

434
00:28:35,983 --> 00:28:38,034
"براي پدرت مشکلي پيش نمياد، "پيتر

435
00:28:38,101 --> 00:28:40,603
اون مي دونه که وقتي براي برگشتن نيست

436
00:28:40,671 --> 00:28:43,356
و حتي اگه سعي هم بکنه هيچوقت مارو پيدا نميکنه

437
00:28:43,423 --> 00:28:44,857
الان فقط خودمونيم

438
00:28:45,424 --> 00:28:46,992
اون يارو کي بود؟

439
00:28:47,060 --> 00:28:50,895
يه نفر ناخوشايند از گذشته اش، به نظرم

440
00:28:54,617 --> 00:28:55,767
از اين طرف

441
00:28:55,819 --> 00:28:58,436
بايد يه وسيله نقليه پيدا کنيم

442
00:28:58,488 --> 00:28:59,872
تو موتورسواري بلدي؟

443
00:28:59,939 --> 00:29:01,323
...من خيلي دوست دارم با موتور بريم

444
00:29:01,407 --> 00:29:02,724
وايسا

445
00:29:02,792 --> 00:29:04,827
داري اشتباه مي ري

446
00:29:04,911 --> 00:29:07,579
من ده سال تجربه تو "جکسونويل" دارم

447
00:29:07,630 --> 00:29:09,715
ما تو خيابون "يونيون" شرقي هستيم

448
00:29:09,782 --> 00:29:12,084
"که مارو ميرسونه به بزرگراه "متيوز

449
00:29:12,151 --> 00:29:14,119
...اگه ميخواي به مهدکودک "جکسونويل" بري

450
00:29:14,170 --> 00:29:16,955
اون تو مهدکودک نيست

451
00:29:17,006 --> 00:29:18,807
بايد از اون طرف بريم

452
00:29:22,562 --> 00:29:24,847
فکر کردم گفتي اونطرفه

453
00:29:24,931 --> 00:29:29,568
و منم فکر کردم گفتي دلت ميخواد با موتور بري

454
00:29:33,623 --> 00:29:36,691
کامپيوتر آماده است که خودآگاه "بلي" رو دريافت کنه

455
00:29:48,087 --> 00:29:49,721
اون لامپ ها رو بده من، عزيز جان

456
00:29:58,330 --> 00:30:00,181
بايد جا بشه

457
00:30:00,249 --> 00:30:01,249
!لعنتي دستام

458
00:30:01,434 --> 00:30:03,568
والتر"، اشکالي نداره. يکي ديگه برات ميارم"

459
00:30:03,636 --> 00:30:05,720
يکي ديگه اي وجود نداره

460
00:30:05,805 --> 00:30:10,608
بايد يه لامپ "اي.سي.ال" 82
ديگه رو از گرامافونم دربيارم

461
00:30:10,676 --> 00:30:16,114
و فويل ميخوام با چسب فوري
و يه لامپ روشنايي 60وات

462
00:30:16,181 --> 00:30:18,516
!و عجله کن، عزيز جان

463
00:30:35,634 --> 00:30:37,502
"کجا داريم ميريم، "پيتر

464
00:30:37,553 --> 00:30:41,673
اوليويا" به من گفت که تو"
!يه محله نظامي زندگي ميکردن

465
00:31:01,711 --> 00:31:03,678
يه بار برام تعريف کرد

466
00:31:03,703 --> 00:31:08,097
که اون بعضي وقتا فکر ميکنه
چي ميشد اگه مثل بقيه بود

467
00:31:08,101 --> 00:31:14,118
گفت بعضي وقتا با اين فکر ميخوابه که اگه
براي زندگيش اين اتفاق نميفتاد چي ميشد

468
00:31:14,190 --> 00:31:18,191
بهم گفت آخرين باري که يادش مياد همچين
احساسي داشته روز قبل از زماني بوده

469
00:31:18,194 --> 00:31:22,197
که "والتر" رو تو محل آزمايشات "کورتکسيفان" ديده

470
00:31:27,070 --> 00:31:29,421
فکر ميکنم اون يه جايي همونجاهاست

471
00:31:29,489 --> 00:31:32,624
تو اون خونه، تو اون روز، داره مخفي ميشه

472
00:31:35,044 --> 00:31:38,713
اونا همه مثل هم هستن. چجوري پيداش کنيم؟

473
00:31:38,798 --> 00:31:42,501
پدر واقعيش در خونه اشون رو قرمز کرده بود

474
00:31:42,552 --> 00:31:44,136
بهش گفته بود اين خوش شانسي مياره

475
00:31:44,203 --> 00:31:46,204
ارتش بهشون گفته بود که اين خلاف مقرراته

476
00:31:46,255 --> 00:31:50,742
اما پدرش مرد مهمي بود واسه
همين بهش اجازه دادن اينکارو بکنه

477
00:32:01,471 --> 00:32:05,173
"خيابون هاي زيادي نمونده، "پيتر

478
00:32:08,011 --> 00:32:11,796
شايد اون در رو بعداً که رفتن دوباره سبز کردن

479
00:32:11,848 --> 00:32:15,133
نه اينطوري نيست

480
00:32:26,229 --> 00:32:28,663
منتظر چي هستي؟

481
00:32:28,748 --> 00:32:31,666
اگه اشتباه کرده باشم چي؟

482
00:32:31,751 --> 00:32:33,785
اگه اينجا نباشه؟

483
00:32:33,836 --> 00:32:36,421
...من خودمون رو راه درازي کشوندم تا اينجا

484
00:32:36,489 --> 00:32:42,094
بايد وقتي تو کشتي بوديم فکرش رو ميکردي

485
00:33:04,617 --> 00:33:06,868
چيزي نيست

486
00:33:10,790 --> 00:33:12,040
من خيلي ترسيدم

487
00:33:12,125 --> 00:33:13,458
نمي دونم چه اتفاقي داره ميفته

488
00:33:13,526 --> 00:33:15,210
همه اين آدما دارن سعي ميکنن بهم آسيب برسونن

489
00:33:15,294 --> 00:33:16,661
و اينجا امن ترين جايي بود که ميشناختم

490
00:33:16,712 --> 00:33:18,130
مي دونم، و منم اومدم اينجا که کمکت کنم

491
00:33:18,197 --> 00:33:19,331
اما ما وقت زيادي نداريم

492
00:33:19,382 --> 00:33:21,565
واسه همين نمي تونم الان
همه چيز رو برات توضيح بدم

493
00:33:21,617 --> 00:33:23,050
اما ميخوام بدوني که جات امنه

494
00:33:23,135 --> 00:33:26,338
ميتوني ديگه برگردي

495
00:33:34,981 --> 00:33:36,765
چي شده؟

496
00:33:36,833 --> 00:33:40,185
پيتر"، تو منو مي ترسوني"

497
00:33:40,253 --> 00:33:41,753
تو اون نيستي

498
00:33:41,821 --> 00:33:45,590
چي داري ميگي؟

499
00:33:45,658 --> 00:33:47,409
تو اون نيستي

500
00:33:47,493 --> 00:33:52,497
از تو چشمات مي تونم بخونم، تو نيستي

501
00:34:07,713 --> 00:34:10,265
فقط ميخواستم مطمئن بشم که خودتي

502
00:34:13,469 --> 00:34:14,752
ديگران دنبالم هستن

503
00:34:14,804 --> 00:34:18,089
اما مي دونستم توي واقعي منو ميشناسه

504
00:34:30,987 --> 00:34:32,787
اه، نه

505
00:34:40,997 --> 00:34:42,664
!فرار کن

506
00:34:56,445 --> 00:34:58,646
!پيتر"، از اين طرف"

507
00:35:12,278 --> 00:35:14,079
!پيتر"، "پيتر"، "پيتر" چيزي نيست"

508
00:35:14,146 --> 00:35:15,280
!آروم باش، پسرم -
"والتر" -

509
00:35:15,331 --> 00:35:17,449
!والتر"، اون اينجاست. پيداش کردم"

510
00:35:17,500 --> 00:35:18,867
"اون اينجاست! بايد برگردم "والتر

511
00:35:18,951 --> 00:35:20,702
بايد برگردم، اونا ميگيرنش

512
00:35:20,786 --> 00:35:22,921
والتر"، چيکار کنم؟" -
هيچي، عزيز جان -

513
00:35:22,988 --> 00:35:24,623
هيچي. تنها کاري که مي تونيم بکنيم صبر کردنه

514
00:35:24,674 --> 00:35:26,925
ديگه همه اش به "بلي" بستگي داره

515
00:35:26,992 --> 00:35:27,992
زود باش، نفس بکش

516
00:35:28,044 --> 00:35:30,662
تنفس کن

517
00:35:32,965 --> 00:35:35,301
اه، گمش کردم

518
00:35:37,670 --> 00:35:38,787
گمش کردم

519
00:36:00,712 --> 00:36:02,947
!برو

520
00:36:09,288 --> 00:36:12,173
ديگه نه

521
00:36:12,257 --> 00:36:14,458
من ازتون نمي ترسم

522
00:36:35,480 --> 00:36:38,082
چجوري؟

523
00:36:38,150 --> 00:36:41,419
فکر ميکنم بدونم چه اتفاقي اينجا افتاده

524
00:36:41,486 --> 00:36:44,455
آزمايشاتم درست بوده

525
00:36:44,506 --> 00:36:48,359
...تو بايد جات داخل ذهنت امن مي بود

526
00:36:48,427 --> 00:36:50,428
در حاليکه در مورد تو اينطور نبود

527
00:36:50,495 --> 00:36:56,400
و تو هيچوقت احساس امنيت نمي کردي

528
00:36:56,468 --> 00:36:59,103
"تو بدترين دشمن خودت بودي، "اوليويا

529
00:36:59,170 --> 00:37:03,341
تو از اين فرصت استفاده کردي و
اجازه دادي ترس هات بهت غلبه کنن

530
00:37:08,330 --> 00:37:09,797
اما باهاشون جنگيدي

531
00:37:09,865 --> 00:37:12,683
و در نهايت، تو به همون نيرومندي هستي

532
00:37:12,751 --> 00:37:16,420
که "والتر" و من باور داشتيم

533
00:37:16,488 --> 00:37:22,193
و حالا تو هم مي دوني

534
00:37:22,260 --> 00:37:24,295
حالا چي ميشه؟

535
00:37:24,363 --> 00:37:28,699
حالا، تو برميگردي

536
00:37:28,750 --> 00:37:31,052
اما من نه

537
00:37:31,136 --> 00:37:36,557
براي اينکه تو زنده بموني، من بايد برم

538
00:37:36,641 --> 00:37:38,009
من نمي فهمم

539
00:37:38,060 --> 00:37:41,595
لازم نيست بفهمي

540
00:37:48,086 --> 00:37:49,820
خب، "والتر"ه

541
00:37:49,888 --> 00:37:54,525
درست سر وقت

542
00:37:54,576 --> 00:38:00,348
لطفاً به "والتر" بگو من
ميدونستم اين سگ شکار نميکنه

543
00:38:20,302 --> 00:38:22,019
اوليويا"؟"

544
00:38:29,361 --> 00:38:32,063
تو همونجا دراز بکش و استراحت کن

545
00:38:39,621 --> 00:38:43,841
!يک خودآگاه. يک خودآگاه پيروز

546
00:38:43,909 --> 00:38:45,993
چه بلايي سر من اومده؟

547
00:38:46,078 --> 00:38:48,462
چي يادت مياد؟

548
00:38:50,665 --> 00:38:52,800
تورو يادم مياد

549
00:38:59,758 --> 00:39:02,393
و يادمه که "ويليام بل" هم اونجا بود

550
00:39:11,820 --> 00:39:13,821
جواب نداد

551
00:39:22,747 --> 00:39:26,000
اون رفته

552
00:39:26,084 --> 00:39:28,319
ويليام" ديگه نيست"

553
00:39:30,806 --> 00:39:34,992
فکر کنم "بل" بهم يه پيغام داد

554
00:39:37,762 --> 00:39:41,649
گفت به "والتر" بگو که من
مي دونستم اين سگ شکار نميکنه

555
00:39:46,888 --> 00:39:48,806
والتر"، اين يعني چي؟"

556
00:39:50,859 --> 00:39:55,878
وقتي ما آزمايشي رو انجام مي داديم وقتي ميدونست
که جواب نمي ده از اين اصطلاح استفاده ميکرد

557
00:39:55,914 --> 00:39:58,616
اما اون خودش پيشنهاد کامپيوتر
رو داد. اين فکر خودش بود

558
00:39:58,683 --> 00:40:00,818
دقيقاً

559
00:40:00,869 --> 00:40:03,454
اون مي دونست که ديگه بيرون نمياد

560
00:40:05,657 --> 00:40:08,159
و از خداحافظي کردن هم متنفر بود

561
00:40:19,888 --> 00:40:21,872
"خوش اومدي، "اوليويا

562
00:40:21,940 --> 00:40:24,241
ممنون

563
00:40:48,700 --> 00:40:52,169
من برات برنامه "زوم" رو دانلود کردم
(برنامه کودکي که بين سالهاي 72-78 پخش ميشد)

564
00:40:54,223 --> 00:40:56,957
اگه دوست داشته باشي مي تونم باهات تماشاش کنم

565
00:41:01,596 --> 00:41:03,547
...اگه از نظرت اشکالي نداشته باشه

566
00:41:03,615 --> 00:41:06,901
دلم ميخواد يه کم ديگه تنها باشم

567
00:41:09,571 --> 00:41:10,704
خيلي خب

568
00:41:12,707 --> 00:41:14,758
راحت باش

569
00:41:51,963 --> 00:41:54,064
خب، قيافه ات بهتر از آخرين
باري که ديدمت به نظر مي رسه

570
00:41:54,132 --> 00:41:57,651
آره. بلايي که اين چند ساعت
سر آدم مياره فوق العاده است

571
00:42:05,076 --> 00:42:07,444
گرسنه اي؟

572
00:42:07,495 --> 00:42:10,814
اه، نه. خوبم. ممنون

573
00:42:10,865 --> 00:42:13,284
حالا حالت چطوره؟

574
00:42:22,827 --> 00:42:25,179
مرسي که براي نجاتم اومدي

575
00:42:25,263 --> 00:42:30,647
به کار تو که اومدي به يه دنياي ديگه تا
منو نجات بدي نمي رسه اما سعي ام رو کردم

576
00:42:30,769 --> 00:42:32,786
قابلت رو نداشت

577
00:42:34,606 --> 00:42:36,940
حالا ديگه قراره با چي روبرو بشيم، نه؟

578
00:42:37,008 --> 00:42:39,226
نمي دونم اما به دلايلي

579
00:42:39,311 --> 00:42:42,413
ديگه از پيش رفتن نمي ترسم

580
00:42:47,018 --> 00:42:48,285
مطمئني نون تُست نميخواي؟

581
00:42:48,353 --> 00:42:50,738
نه، من... نه، خوبم

582
00:42:53,524 --> 00:42:55,042
اين کيه؟

583
00:42:55,126 --> 00:42:57,127
تو ذهنت ديدمش

584
00:42:57,195 --> 00:42:58,912
تو اونو تو کشتي هوايي زنداني کرده بودي

585
00:42:58,997 --> 00:43:00,914
اون همينطور اينور اونور ميرفت و اونجا گير کرده بود

586
00:43:00,999 --> 00:43:03,884
نمي دونم. تا حالا نديدمش

587
00:43:03,968 --> 00:43:07,788
اما فکر کنم کسيه که قراره منو بکُشه

588
00:43:15,649 --> 00:43:30,649
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

