1
00:00:03,790 --> 00:00:05,520
‫اوه، میچل، بیداری؟

2
00:00:05,620 --> 00:00:07,460
‫آره، فکر کنم زن طبقه بالا الآن جیغ کشید.

3
00:00:07,560 --> 00:00:09,730
‫- نریم بهش سر بزنیم؟
‫- نه، من بودم.

4
00:00:09,830 --> 00:00:12,430
‫همین‌الآن یه اتفاق وحشتناک زیر دوش افتاد.

5
00:00:12,530 --> 00:00:14,130
‫اوه، خدا.
‫سعی کردی موی کجات رو بزنی؟

6
00:00:14,230 --> 00:00:16,900
‫نه، شعر
‫«خدا رو شکر، من یه پسر دهاتی هستم.» رو فراموش کردم.

7
00:00:17,000 --> 00:00:20,140
.‫خیلی‌خب، دو دقیقه پیش با "دنیل کریگ" ‫روی اسنومبیل بودم
[بازیگر آمریکایی]

8
00:00:20,240 --> 00:00:22,470
‫میچل، من اون آهنگ رو تمام بچگیم خوندم.

9
00:00:22,570 --> 00:00:24,310
‫اگه متنش رو یادم نیاد

10
00:00:24,410 --> 00:00:26,640
‫یعنی تمام ریشه‌ام رو فراموش کردم.

11
00:00:26,740 --> 00:00:28,550
‫چطور تونستم بذارم این اتفاق بیوفته.

12
00:00:28,650 --> 00:00:30,210
‫اینقدر به خودت سخت نگیر.

13
00:00:30,310 --> 00:00:31,980
‫نمی‌گیرم. اینا همش تقصیر توئه.

14
00:00:32,080 --> 00:00:33,620
‫باید انتظارش رو میکشیدم.

15
00:00:33,720 --> 00:00:35,120
‫تو خجالت می‌کشی که من یه پسر دهاتی باشم.

16
00:00:35,220 --> 00:00:37,990
‫وقتی میگم "همه" یا "آماده بشین"
‫چشم غُره میری.

17
00:00:38,090 --> 00:00:39,590
‫و حتی مجبورم کردی طناب لباسا رو جمع کنم.

18
00:00:39,690 --> 00:00:41,590
‫فقط ازت خواستم که اونو
‫تو حیاط پشتی بذاریم.

19
00:00:41,690 --> 00:00:42,660
‫می‌دونی مجبورم چیکار کنم.

20
00:00:42,760 --> 00:00:44,090
‫دوباره متن رو یاد بگیری؟

21
00:00:44,190 --> 00:00:45,760
‫یه مرغ می‌گیرم.

22
00:00:45,860 --> 00:00:48,060
‫خب، ظاهراً هیچ دلیل قانونی وجود نداره

23
00:00:48,170 --> 00:00:49,900
،‫که ما نتونیم یه مرغ تو حیاط پشتی‌مون داشته باشیم

24
00:00:50,000 --> 00:00:52,440
.و من بررسی عمیقی دراینباره انجام دادم

25
00:00:52,540 --> 00:00:57,010
‫خب، اینجا آشپزخونه‌اس،
‫که جدیداً تغییرش دادیم.

26
00:00:57,110 --> 00:00:59,680
‫به اون عادت کن.

27
00:00:59,780 --> 00:01:02,310
‫خیلی‌خب، اینجا اتاق نشیمنه.

28
00:01:02,410 --> 00:01:08,250
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

29
00:01:08,350 --> 00:01:14,260
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

30
00:01:16,590 --> 00:01:20,160
‫خیلی‌خب، تو و مامان روی صندلی می‌شینید.

31
00:01:20,260 --> 00:01:22,930
‫من، هیلی و لوک روی مبل می‌شینیم.

32
00:01:23,030 --> 00:01:25,500
‫و مصاحبه کننده روی این می‌شینه.

33
00:01:25,600 --> 00:01:28,170
‫الکس می‌خواد استخدام یه
شغل دولتی خیلی خوب بشه

34
00:01:28,270 --> 00:01:30,640
‫و واسه این کار
‫نیاز به یه مصاحبه خانوادگی داره.

35
00:01:30,740 --> 00:01:31,940
‫در صورتی که یکی از اون آدما
،بخوان حافظه‌ی ما رو تست کنن

36
00:01:32,040 --> 00:01:34,640
‫تمام اطلاعات لازم رو روی دستم یادداشت کردم،

37
00:01:34,740 --> 00:01:36,050
‫شماره رمز، و غیره ...

38
00:01:36,150 --> 00:01:37,380
‫اوه، عزیزم، تو که فکر نمی‌کنی اونا بخوان ...

39
00:01:37,480 --> 00:01:40,320
‫اوه، نگران نباش خانوم کوچولو.

40
00:01:40,321 --> 00:01:41,320
‫هوای تو رو هم دارم.
‫[کلیر=همسرمه]

41
00:01:41,420 --> 00:01:43,320
‫اگه واقعاً می‌خوای مصاحبه کننده رو تحت تأثیر قرار بدی

42
00:01:43,420 --> 00:01:45,490
‫بهتر نیست جدول کامل شده‌ی نیویورک تایمزی

43
00:01:45,590 --> 00:01:48,160
‫که توی باشگاه پیدا کردم رو

44
00:01:48,260 --> 00:01:49,990
‫روی میز بذاری؟

45
00:01:50,090 --> 00:01:52,330
‫چرا واسه مبارزه‌ی اسلحه از چاقو استفاده کنیم؟

46
00:01:52,430 --> 00:01:54,630
‫چطوره برم میراث خانوادگی‌مونو بیارم؟

47
00:01:54,730 --> 00:01:57,630
‫1931
‫جدم، تد دانفی

48
00:01:57,730 --> 00:02:00,640
‫در یک غروب مه‌آلود از شهر مودستو به جنوب میرفت.

49
00:02:00,740 --> 00:02:04,140
یه آدمی رو که بنزین تموم کرده سوار میکنه
و تا پمپ بنزین میرسونه

50
00:02:04,240 --> 00:02:07,480
‫ولی اون مرد پول نداره
‫پس تد پول بنزینش رو میده.

51
00:02:07,580 --> 00:02:10,150
‫مرد با نقاشی کردن
‫روی یه دستمال ازش تشکر می‌کنه.

52
00:02:10,250 --> 00:02:13,420
‫و محض اطلاعتون، اون مرد، والت دیزنی بوده.

53
00:02:13,520 --> 00:02:17,750
‫و این رفیق آشنامون، میکی موسه.

54
00:02:17,850 --> 00:02:20,420
‫آره، نه، خبری از جدول و میراث خانوادگی نیست.

55
00:02:20,520 --> 00:02:22,430
‫بیاین ساده‌اش بگیریم، باشه؟

56
00:02:22,530 --> 00:02:24,590
‫عزیزم، آروم باش. تو فوق‌العاده‌ای.

57
00:02:24,690 --> 00:02:27,260
‫همچی عالی پیش میره.

58
00:02:27,360 --> 00:02:28,930
به شرطی که ‫این صندلی رو

59
00:02:29,030 --> 00:02:32,200
‫به همون جایی برگردونیم
‫که از روز اول تو این خونه زندگی کردیم.

60
00:02:32,300 --> 00:02:34,500
‫مامان، خواهش می‌کنم،
‫میشه دست از مرتب کردن همه چیز برداری؟

61
00:02:34,600 --> 00:02:36,010
،مثل برداشتن کلکسیون کلاهای من

62
00:02:36,110 --> 00:02:37,510
از کمد، که یه وقت مصاحبه‌گر نیاد

63
00:02:37,610 --> 00:02:38,710
اونجارو بگرده؟

64
00:02:38,810 --> 00:02:40,040
‫عزیزم، تو هیچوقت اون کلاه‌ها رو نمی‌‎پوشیدی

65
00:02:40,140 --> 00:02:42,010
‫و خیریه خوشحال میشد که اونا رو بهشون بدیم.

66
00:02:42,110 --> 00:02:43,680
‫پس شاید بهتر بود رویای منم اهدا می‌کردی

67
00:02:43,780 --> 00:02:45,550
‫که دوست دارم یه روز به مسابقات اسب‌دوانی کنتاکی
‫یا عید پاک در کلیسای سیاهپوستان برم.
‫[پوشیدن کلاه در هردو مکان اجباریست]

68
00:02:45,650 --> 00:02:48,720
‫هی الکس. یه حقه کوچولو می‌خوای.
‫کُل مصاحبه لبخند بزن.

69
00:02:48,820 --> 00:02:51,050
‫من دارم تمام شخصیت‌های مختلف رو

70
00:02:51,150 --> 00:02:53,920
‫از توی کتاب روان‌شناسیم می‌خونم،
‫و تو از اون آدمایی هستی

71
00:02:54,020 --> 00:02:55,430
‫که تماماً باهوش هستن ولی احساس ندارن.

72
00:02:55,530 --> 00:02:59,100
‫می‌دونی لوک، ما خیلی افتخار می‌کنیم
‫که داری اینقدر تلاش می‌کنی

73
00:02:59,200 --> 00:03:01,270
‫ولی دوست دارم بصیرتت رو ...

74
00:03:01,370 --> 00:03:02,570
‫بعد از خوندن فصل دو بشنوم.

75
00:03:04,000 --> 00:03:06,140
‫ولی فعلا، شاید بهتر باشه کتاب رو بذاری کنار.

76
00:03:06,240 --> 00:03:07,770
‫جای شوک نداره که اینو میگی.

77
00:03:07,870 --> 00:03:09,610
‫کنترل کردن، وسواس ...

78
00:03:09,710 --> 00:03:11,780
‫از اون «شخصیت‌های دستور دادن به همه» رو داری.

79
00:03:11,880 --> 00:03:13,410
!‫اوه، بسوز

80
00:03:13,510 --> 00:03:15,110
‫اوه، بزرگ شو، هیلی.

81
00:03:15,210 --> 00:03:16,250
‫متأسفانه، نمی‌تونه.

82
00:03:16,350 --> 00:03:18,920
.اون توی شخصیت «پیتر پن» گیر کرده

83
00:03:19,020 --> 00:03:20,920
‫داری میگی هیلی از بزرگ شدن خودداری می‌کنه؟

84
00:03:21,020 --> 00:03:22,250
‫اینو باور نمی‌کنم.

85
00:03:22,350 --> 00:03:24,750
‫که ما رو به یه شخصیت دیگه می‌رسونه،
‫آدمای خیالباف.

86
00:03:24,850 --> 00:03:28,090
‫اونا ساده، زود باور و خیال‌باف هستن.

87
00:03:28,190 --> 00:03:30,290
‫عاشق اینم که الآن باهوش شدی.

88
00:03:30,390 --> 00:03:33,260
‫این صبحونه‌ی روز ورزش‌ته.

89
00:03:33,360 --> 00:03:34,430
‫کربوهیدرات، فیبر و پروتئین.

90
00:03:34,530 --> 00:03:36,100
‫که اگه به یه پیک مشروب قاطیش کنی

91
00:03:36,200 --> 00:03:37,630
‫می‌تونی توی دمای منجمد هم بازی کنی.

92
00:03:37,730 --> 00:03:41,640
‫من چغندر نمی‌خورم.
‫تا حالا نخوردم و نخواهم خورد.

93
00:03:41,740 --> 00:03:43,640
‫وقتی دو سالت بود سکه و پروانه می‌خوردی.

94
00:03:43,740 --> 00:03:44,940
‫حالا واسه ما کلاس میذاری؟

95
00:03:45,040 --> 00:03:46,780
‫می‌تونه توی ماشین یه شکلات پروتئینی بخوره.

96
00:03:46,880 --> 00:03:50,010
‫باید بریم دنبال چندتا بازیکن
‫که یکم از اینجا دورن.

97
00:03:50,110 --> 00:03:51,520
‫گلوریا، این خوب نیست.

98
00:03:51,620 --> 00:03:52,520
‫قانونیه.

99
00:03:52,620 --> 00:03:54,520
‫اونا توی این محله یه صندق پُستی دارن.

100
00:03:54,620 --> 00:03:57,090
‫در ضمن، همه قوانین رو زیر پا میذارن.

101
00:03:57,190 --> 00:03:59,420
‫قسم می‌خورم که دروازه‌بان اون یکی تیم

102
00:03:59,520 --> 00:04:01,090
‫راننده تاکسی من بوده.

103
00:04:01,190 --> 00:04:02,930
‫گلوریا، سعی دارم بچه رو مجبور کنم

104
00:04:03,030 --> 00:04:05,360
‫که سبزیجات بخوره.
‫باید یکم ازم حمایت کنی.

105
00:04:05,460 --> 00:04:06,500
‫چرا لباس نپوشیدی؟

106
00:04:06,600 --> 00:04:09,330
‫باید دو بازی رو امروز قضاوت کنی.

107
00:04:09,430 --> 00:04:10,500
‫بهت گفتم نمی‌خوام اینکارو بکنم!

108
00:04:10,600 --> 00:04:12,170
‫امشب مسابقات بوکس داره.

109
00:04:12,270 --> 00:04:14,370
‫در ضمن لباس داورای اونجا خیلی مضحکه.

110
00:04:14,470 --> 00:04:15,870
‫بس کن. چیزیت نمیشه.

111
00:04:15,970 --> 00:04:19,180
‫- پاشو، جو.
‫- نمی‌شنوی چی میگم؟

112
00:04:19,280 --> 00:04:23,550
‫خب هیلی، تو در مورد الکس بهمون بگو.

113
00:04:23,650 --> 00:04:26,220
‫خب، آسون نبود که با یا نابغه اتاقت رو مشترک کنی.

114
00:04:26,320 --> 00:04:28,890
‫اون همیشه در حال محاسبه و خوندن بود

115
00:04:28,990 --> 00:04:30,820
‫ولی باعث الهام من می‌شد.

116
00:04:30,920 --> 00:04:32,060
‫وقتی 21 سالم شد، گفتم ...

117
00:04:32,160 --> 00:04:34,890
‫"هیلی، وقتشه که روی پای خودت بایستی."

118
00:04:34,990 --> 00:04:36,360
‫و رفتم توی زیرزمین.

119
00:04:36,460 --> 00:04:38,530
‫ببخشید، نمی‌خوام وسط حرف‌تون بپرم

120
00:04:38,630 --> 00:04:40,700
‫ولی همش

121
00:04:40,800 --> 00:04:43,470
‫جوابم در مورد سوال استایل مادرانه‌تون، بررسی می‌کنم.

122
00:04:43,570 --> 00:04:45,130
‫اوه، فکر بدی در موردش نکنین.

123
00:04:45,230 --> 00:04:48,670
‫ولی وقتی بهتون گفتم می‌خواستم فرار کنم و برنگردم، شوخی کردم.

124
00:04:48,770 --> 00:04:50,240
‫- آره، البته.
‫- می‌دونم.

125
00:04:50,340 --> 00:04:51,810
‫فقط یه جوری نوشتینش که ...

126
00:04:51,910 --> 00:04:53,640
‫- مامان، بیخیال شو.
‫- باشه.

127
00:04:53,740 --> 00:04:57,150
‫خب الکس، متوجه شدم که
.تابستونت رو توی هندوراس گذروندی

128
00:04:57,250 --> 00:05:00,420
‫سفر دیگه‌ای هست که باعث الهام ...

129
00:05:00,520 --> 00:05:01,690
‫خانوم دانفی؟

130
00:05:01,790 --> 00:05:04,520
‫اگه میشه جلوی جمله‌ی من بنویسین "شوخی کرده"

131
00:05:04,620 --> 00:05:07,090
‫که کاملاً رفع ابهام بشه.

132
00:05:07,190 --> 00:05:08,930
‫استرالیا، کمپ تفریحی به کاستاریکا

133
00:05:09,030 --> 00:05:11,090
‫- و یه ماه تو اروپا.
‫- عالیه.

134
00:05:11,190 --> 00:05:13,760
.خب راستش میل به سفر در اون خیلی زیاده

135
00:05:13,860 --> 00:05:15,770
‫بچه‌ها از سفر دوره‌ی دبیرستانِ من ...

136
00:05:15,870 --> 00:05:18,030
‫به اتحاد جماهیر شوروی خبر دارن.

137
00:05:18,130 --> 00:05:19,700
‫آره، ولی لازم نیست اون بشنوه.

138
00:05:19,800 --> 00:05:22,240
‫- نه، خواهش می‌کنم، ادامه بدین.
‫- در اواسط دوران جنگ سرد ...

139
00:05:22,340 --> 00:05:24,540
‫تیم رقص من
‫جزو تبادل فرهنگ بین‌کشوری بود.

140
00:05:24,640 --> 00:05:26,740
‫من با یه رقصنده روسی به اسم سرگی دوست شدم

141
00:05:26,840 --> 00:05:29,080
.‫کسی که می‌خواست تماماً از آمریکا بشنوه

142
00:05:29,180 --> 00:05:31,350
‫اون ازم خواست وقتی رفتم خونه
‫واسش عکس بفرستم

143
00:05:31,450 --> 00:05:32,950
‫و نه فقط چیزای توریستی.

144
00:05:33,050 --> 00:05:34,780
...‫سرگی به چیزای معمولی هم علاقه‌مند بود

145
00:05:34,880 --> 00:05:38,120
‫فرودگاها، نیروگاه‌ها، ایستگاهای‌ قطار.

146
00:05:38,220 --> 00:05:40,090
‫خانواده‌اش تو کار فنس بودن.

147
00:05:40,190 --> 00:05:44,590
‫اون گفت ارتش ما
‫بهترین فنس توی دنیا رو داره.

148
00:05:44,690 --> 00:05:49,070
‫احتمالا 50تا عکس از محوطه‌ی «کمپ پِندنلتون» واسش فرستاده باشم.
[پایگاهی نظامی در کالیفرنیا]

149
00:05:49,930 --> 00:05:52,870
‫بگذریم، ما نمی‌خوایم کُل روز شما رو بگیریم.

150
00:05:52,970 --> 00:05:54,700
‫و شما وقت کافی واسه نوشتن گزارش‌تون نخواهید داشت

151
00:05:54,800 --> 00:05:56,710
:که می‌تونین عنوانش رو اینجوری بنویسین
الکس دانفی"

152
00:05:56,810 --> 00:05:59,710
‫سیبی که خیلی از درختش دور شده."

153
00:05:59,810 --> 00:06:01,750
‫- از همگی ممنونم. باهاتون تماس می‌گیرم.
‫- ممنون.

154
00:06:01,850 --> 00:06:02,750
‫خیلی‌خب، خداحافظ.

155
00:06:02,850 --> 00:06:05,110
‫- خداحافظ.
‫- صحبت خوبی بود.

156
00:06:05,210 --> 00:06:07,920
‫می‌دونین چیه؟ ما دانفی‌ها وقتی می‌خوایم
‫خیلی خوب نقش بازی می‌کنیم، مگه نه؟

157
00:06:08,020 --> 00:06:09,550
!‫شوخیت گرفته؟

158
00:06:09,650 --> 00:06:13,220
‫مامان، واقعاً مجبور بودی
‫تمام مدت جای دفترش رو تکون بدی؟

159
00:06:13,320 --> 00:06:17,230
‫و تو، داری پز اینو میدی که تو 30 سالگی
‫اینجا زندگی می‌کنی؟

160
00:06:17,330 --> 00:06:19,830
!‫و بابا، دمت گرم

161
00:06:19,930 --> 00:06:21,630
‫هیچی مثل این یه شغل دولتی رو ردیف نمی‌کنه

162
00:06:21,730 --> 00:06:23,730
‫که بدونن بابای طرف جاسوس روس‌ها بوده!

163
00:06:23,830 --> 00:06:25,400
‫لوک در مورد همه‌تون راست می‌گفت.

164
00:06:25,500 --> 00:06:27,900
!دستور دهنده، پیتر پن، خیالباف

165
00:06:28,000 --> 00:06:31,510
‫ممنون، الکساندرا.
‫آسون نیست که باهوش این خانواده باشی.

166
00:06:31,610 --> 00:06:33,340
‫ما رو باهم مقایسه نکن!

167
00:06:33,440 --> 00:06:35,010
‫آخرین برگه امتحان دستور زبان انگلیسی تو ...

168
00:06:35,110 --> 00:06:37,980
‫با یه استیکر گارفیلد اومد که روش نوشته بود
‫"کُلی کار داری!"

169
00:06:38,080 --> 00:06:40,480
‫اون دومین استیکر خوبی هست
‫که بهمون میده!

170
00:06:46,690 --> 00:06:49,530
‫یه دونه تخم تازه‌ی دیگه،
"‫حسن نیت "پرنسس لیر.

171
00:06:49,630 --> 00:06:50,690
‫یه اسم جدید دیگه؟

172
00:06:50,790 --> 00:06:53,130
‫تا الآن "رایان تخم مرغی" و "نیکی مرغه" هم بوده.

173
00:06:53,230 --> 00:06:55,130
‫می‌دونم داشتن یه مرغ رویای تو نبوده.

174
00:06:55,230 --> 00:06:57,130
‫اما اگه حالت رو بهتر می‌کنه،

175
00:06:57,230 --> 00:06:59,040
‫بنظرم دوباره خودمو پیدا کردم.

176
00:06:59,140 --> 00:07:01,870
‫آدمی که از مرغ متنفره!

177
00:07:01,970 --> 00:07:05,510
‫اونا کثیف و فوق احمقن.

178
00:07:05,610 --> 00:07:08,010
‫به محض اینکه رِسیدش رو پیدا کنم
‫مرغ رو پس میدم.

179
00:07:08,110 --> 00:07:09,180
‫اما نمیذارم میچل بفهمه

180
00:07:09,280 --> 00:07:12,150
‫چون مثل خرابکاری مرغ، یه اشتباه بزرگ کردم.

181
00:07:12,250 --> 00:07:15,280
‫اوه. بازم غذای مرغ‌مون تموم شد.

182
00:07:15,380 --> 00:07:18,290
‫من امروز به هیئت مدیره مدرسه جلسه دارم.

183
00:07:18,390 --> 00:07:19,990
‫اگه رأی گیری درست باشه

184
00:07:20,090 --> 00:07:21,120
‫ملکه جدیدمون روی ویلچره

185
00:07:21,220 --> 00:07:25,330
‫و ما تا الآن بودجه‌مون رو صرف
‫بالا کردن بادکنک‌های زیاد، خرج کردیم. پس میشه ...

186
00:07:25,430 --> 00:07:28,160
‫کم، این سومین دفعه‌اس که تو این هفته
‫به فروشگاه "علوفه و جو" میرم.

187
00:07:28,260 --> 00:07:33,240
‫ما باهم قرار گذاشتیم که تو از اون
‫چیز بد مراقبت می‌کنی.

188
00:07:33,340 --> 00:07:36,070
‫هیچوقت احساس نکردم که با حیوانات رابطه‌ی دارم.

189
00:07:36,170 --> 00:07:38,680
‫ولی یه چیز خاص در مورد اون مرغ وجود داره.

190
00:07:38,780 --> 00:07:41,340
‫چشمای پر احساسش، حرکاتش از روی ترس

191
00:07:41,440 --> 00:07:44,180
‫و اون کاکول خوشگل و قرمزش که روی سرشه.

192
00:07:44,280 --> 00:07:45,750
‫اون خیلی دوست داشتنیه.

193
00:07:45,850 --> 00:07:47,920
‫در ضمن، من عاشق اینم که به اون فروشگاه علوفه برم.

194
00:07:48,020 --> 00:07:50,820
‫به محض اینکه وارد اونجا شدم،
‫با همشون گرم گرفتم.

195
00:07:52,860 --> 00:07:54,590
‫- سلام، بابی.
‫- سلام.

196
00:07:54,690 --> 00:07:55,590
‫بوی بارون میاد.

197
00:07:55,690 --> 00:07:57,090
‫چرا اینقدر زود برگشتی؟

198
00:07:57,190 --> 00:08:00,100
‫آره، بهت گفتم که یه بسته غذا مرغ
.کافی نیست

199
00:08:00,200 --> 00:08:01,200
‫نه، زحمتی نیست.

200
00:08:01,300 --> 00:08:03,530
‫نه، خوبه که از مزرعه فاصله بگیرم

201
00:08:03,630 --> 00:08:05,870
‫و از مرغ...‌ها دور بشم.

202
00:08:07,140 --> 00:08:08,240
‫عصر بخیر.

203
00:08:09,870 --> 00:08:11,440
‫مشکل اینجاس که نمی‌تونم بذارم کم بفهمه

204
00:08:11,540 --> 00:08:14,280
که من دارم از زندگی جدیدم
.به عنوان مرد کشاورز لذت می‌برم

205
00:08:14,380 --> 00:08:16,280
‫من کل رابطه‌مون

206
00:08:16,380 --> 00:08:18,950
‫سعی کردم اونو از این مسائل دور کنم.

207
00:08:19,050 --> 00:08:20,620
‫آه، اون همه تشویقم کرد

208
00:08:20,720 --> 00:08:24,120
‫که به میزوری برگردیم
‫و یه مزرعه بزرگ راه بندازیم.

209
00:08:24,220 --> 00:08:26,390
‫می‌دونم که اشتباه کردم.

210
00:08:28,190 --> 00:08:31,260
‫درش رو باز گذاشتم؟
‫اوه، خدای من.

211
00:08:31,360 --> 00:08:34,730
‫هنیفر؟
‫هنیفر؟

212
00:08:34,830 --> 00:08:38,400
‫هی، تو ریدلی هستی؟
‫من بازی ساعت 1 رو قضاوت می‌کنم.

213
00:08:38,500 --> 00:08:41,440
‫هی، قبل یا بعد از بازی
‫می‌تونم بن خرید هات داگ رو بگیرم؟

214
00:08:41,540 --> 00:08:43,810
‫اوه... هی، سوت داری؟

215
00:08:43,910 --> 00:08:45,310
‫اوه، لعنت. فراموش کردم.

216
00:08:45,410 --> 00:08:48,440
‫دیر کردی و سوت هم نیاوردی؟
‫چرا به این بازی احترام نمیذاری؟

217
00:08:48,540 --> 00:08:49,780
‫واسه یه فوتبال آمریکایی درست و حسابی احترام قاعلم.

218
00:08:49,880 --> 00:08:51,980
‫- هی، نظرت چیه مال تو رو قرض بگیرم؟
‫- شوخیت گرفته؟

219
00:08:52,080 --> 00:08:53,480
.تازگی به خاطر آنفلونزا شش هفته مدرسه غایب بودم

220
00:08:53,580 --> 00:08:54,620
‫تو تو زمین 4 هستی.

221
00:08:55,720 --> 00:08:58,620
‫خیلی‌خب. بیاین تمومش کنیم.

222
00:08:58,720 --> 00:09:00,460
‫تو داور بازی من هستی؟

223
00:09:00,560 --> 00:09:01,960
‫تو که هیچی در مورد فوتبال نمی‌دونی.

224
00:09:02,060 --> 00:09:04,290
‫اینو به همون خانومی بگو
‫که منو مجبور به این کار کرد.

225
00:09:04,390 --> 00:09:06,300
‫خیلی‌خب، بنفش‌ها، بزن بریم!

226
00:09:06,400 --> 00:09:08,100
‫جو، فین، برین جلو!

227
00:09:08,200 --> 00:09:09,930
‫لوکاس، دیلن، چد، برین عقب!

228
00:09:10,030 --> 00:09:11,940
‫و استفانی تو دروازه وایستا!

229
00:09:12,040 --> 00:09:15,170
‫فکر کنم استفانی همونی کسی که خارج از منطقه ما زندگی می‌کنه؟

230
00:09:15,270 --> 00:09:17,270
‫پاهاش از من بیشتر مو داره.

231
00:09:17,370 --> 00:09:19,340
‫و بنظرم یه حلقه ازدواج دستش بود.

232
00:09:19,440 --> 00:09:22,950
‫بیا بازی رو شروع کنیم، تازه کار.

233
00:09:23,980 --> 00:09:28,280
‫خیلی‌خب، تا وقتی که سوت نداشته باشی
‫بازی رو نمی‌تونی شروع کنی.

234
00:09:28,380 --> 00:09:31,250
‫سوت!
‫سوت!

235
00:09:31,350 --> 00:09:34,460
‫کلاید، جلوت بازه!
‫آره!

236
00:09:34,560 --> 00:09:37,690
‫سوت! گل نیست!
‫آفساید بنفشه!

237
00:09:37,790 --> 00:09:40,260
‫آفساید؟
‫مگه کوری؟

238
00:09:40,360 --> 00:09:42,530
‫حق با اونه.
‫همونجایی که توپ هست، یه ضربه آزاد به نفع قرمزها.

239
00:09:42,630 --> 00:09:45,200
‫آره، از همونجایی که توپ هست
‫یه ضربه آزاد به نفع قرمزها.

240
00:09:45,300 --> 00:09:47,170
‫و... سوت.

241
00:09:48,470 --> 00:09:51,170
‫بعد از مدت‌ها
‫گلوریا مجبور بود به حرف من گوش بده.

242
00:09:51,270 --> 00:09:53,980
‫من رئیس بودم.
‫ریدلی اینو میگه.

243
00:09:54,080 --> 00:09:56,310
‫گل، آره!

244
00:09:56,410 --> 00:09:58,310
‫مربی، شما گل زیادی زدین.

245
00:09:58,410 --> 00:09:59,980
‫باید یکی از بازیکن‌های ضعیف‌تون رو بیارین تو.

246
00:10:00,080 --> 00:10:02,220
‫اون پسره با بالشت گردن چیه؟
‫معمولاً فقط یه نشونه‌اس.

247
00:10:02,320 --> 00:10:04,550
‫من گل زیادی نزدم.
‫دارم بازی رو می‌برم.

248
00:10:04,650 --> 00:10:07,520
‫یا اینکارو می‌کنین
‫یا از زمین من میرین بیرون.

249
00:10:07,620 --> 00:10:09,360
‫- پفف.
‫- همینه. سوت!

250
00:10:09,460 --> 00:10:10,360
‫تو اخراجی!

251
00:10:12,800 --> 00:10:13,730
‫منو نمی‌ترسونه؟

252
00:10:16,970 --> 00:10:18,370
‫اون چطور؟

253
00:10:18,470 --> 00:10:19,500
‫یکم.

254
00:10:22,270 --> 00:10:23,670
‫اوه، هیلی، چه خبر؟

255
00:10:23,770 --> 00:10:25,510
‫راستش یه جورایی از دست خانواده‌م عصبانیم.

256
00:10:25,610 --> 00:10:28,180
‫همش بهم میگن
‫من شخصیت پیتر پن دارم.

257
00:10:28,280 --> 00:10:29,680
‫پس، نقشه‌مون عوض شد.

258
00:10:29,780 --> 00:10:31,080
‫ما میریم تئاتر نه سیرک.

259
00:10:31,180 --> 00:10:32,150
‫صبرکن، چی؟

260
00:10:32,250 --> 00:10:33,420
‫دیلن، زیادی گنده‌اش نکن.

261
00:10:33,520 --> 00:10:36,150
‫فیل‌ها یادشون نمی‌مونه
‫که تو بهشون قول دادی سال بعد به دیدنشون بیای.

262
00:10:36,250 --> 00:10:39,660
‫نه، هیلی. صداتو نمی‌شنوم.
‫آنتن ندارم.

263
00:10:39,760 --> 00:10:40,820
‫بذار تکون بخورم.

264
00:10:44,860 --> 00:10:46,100
‫حق با الکس بود؟

265
00:10:46,200 --> 00:10:49,600
آیا من یک جاسوسِ... یه جاسوس ناخواسته بودم؟

266
00:10:49,700 --> 00:10:52,370
حتی رفتم مقاله‌ی قدیمی‌ای رو که وقتی اونجا بودم

267
00:10:52,470 --> 00:10:54,200
.دربارم نوشتن رو درآوردم

268
00:10:54,300 --> 00:10:56,040
،سِرگِی بهم گفت که تیتر اینه

269
00:10:56,140 --> 00:10:58,410
"ماموریت دوستیِ رقاص جوان"

270
00:10:58,510 --> 00:11:01,180
...یک اسکن فوری با گوگل ترنسلیت حقیقت رو برملا کرد

271
00:11:01,280 --> 00:11:05,050
".رقاص مشهور غرب را انکار میکند"

272
00:11:05,150 --> 00:11:06,720
.یکم هوای تازه میخواستم

273
00:11:06,820 --> 00:11:08,380
واقعا تا این حد توی مدرسه ساده‌لوح بودم؟

274
00:11:08,480 --> 00:11:11,350
اگه آره، پس چرا نخواستن تا دوباره ازم استفاده کنن؟

275
00:11:19,700 --> 00:11:21,870
!هی! آقای دی

276
00:11:21,970 --> 00:11:25,400
هی، هی! چه خبرا رفیق؟

277
00:11:31,810 --> 00:11:34,110
دیوونه‌ت میکنه، مگه نه فرمانده؟

278
00:11:34,210 --> 00:11:35,310
.نخیر

279
00:11:35,410 --> 00:11:37,980
یعنی نمیخواستی این صندلی رو مرتب کنی؟

280
00:11:38,080 --> 00:11:40,480
،چونکه اگه تمام دنیا منظم نباشه

281
00:11:40,580 --> 00:11:42,420
احساس میکنی که آتیشت زدن؟

282
00:11:42,520 --> 00:11:44,920
.این نوع روانشناسی رو همه بلدن

283
00:11:45,020 --> 00:11:48,320
.لوک، برچسبی که روی من زدی درسته
.من خیالباف هستم

284
00:11:48,420 --> 00:11:50,160
نه، حتی بدتر... یه فریب خورده هستم

285
00:11:50,260 --> 00:11:52,260
!یه احمق به تمام معنا

286
00:11:52,360 --> 00:11:54,000
.فیل، آروم باش، تو ساده‌لوح نیستی

287
00:11:54,100 --> 00:11:55,730
.بگیر بشین

288
00:11:55,830 --> 00:11:56,730
.غم انگیزه

289
00:11:56,830 --> 00:11:58,330
.سلام بچه‌ها -
.سلام دیلن. کلاه قشنگیه -

290
00:11:58,430 --> 00:12:00,770
چند خریدی؟ -
.مجانی -

291
00:12:00,870 --> 00:12:03,140
یه نفر چندتا ازاینا رو انداخته بود
.توی آشغالای اونطرف خیابون

292
00:12:03,240 --> 00:12:05,140
.خب، آه، هیلی پایین منتظرته

293
00:12:05,240 --> 00:12:07,080
.میتونی بری -
...صبرکن. قبلا یه کلاه پانامایی شبیه این داشتم -

294
00:12:07,180 --> 00:12:08,340
!و کلاه نمدیِ من

295
00:12:08,440 --> 00:12:10,850
،منو گول زدی که داریم اونارو به خیریه اهدا میکنیم

296
00:12:10,950 --> 00:12:12,850
!ولی میخواستی اونارو بندازی دور

297
00:12:12,950 --> 00:12:14,680
.ولی این فقط منو ناراحت نمیکنه، کلر

298
00:12:14,780 --> 00:12:16,250
...اون مردم بیچاره توی موسسه‌ی

299
00:12:16,350 --> 00:12:19,360
آمریکایی‌های طاسِ حساس به آفتاب چی؟

300
00:12:19,460 --> 00:12:20,860
.متاسفم. خیلی ببخشید، فیل

301
00:12:20,960 --> 00:12:22,690
...آخه اون زنه داشت میومد و مصاحبه و

302
00:12:22,790 --> 00:12:24,360
...اون همه بهم ریختگی هم بود و

303
00:12:24,460 --> 00:12:26,860
.من بیمارم. بهم بگو لوک

304
00:12:26,960 --> 00:12:28,870
.برای خودت نگهش دار کلر
.تو هم مثل بقیه درباره‌ی من فکر میکنی

305
00:12:28,970 --> 00:12:32,140
.من یه دهاتی هستم، یه ترسو، یه آدم خام

306
00:12:32,240 --> 00:12:34,200
.خیله خب دیلن
.بیا ظاهرت رو عوض کنیم و کلاه رو برداریم

307
00:12:34,300 --> 00:12:37,170
،جایی که ظهرمون رو میخوایم بگذرونیم
.مسدود کردن دید اطرافیان مودبانه نیست

308
00:12:37,270 --> 00:12:39,510
.در یک سالن تئاتر بزرگسالان

309
00:12:41,440 --> 00:12:44,350
یعنی، هممون میدونستیم که قراره سه تا باشه، نه؟

310
00:12:44,450 --> 00:12:45,550
!من نمیدونستم -
.خیله خب -

311
00:12:47,220 --> 00:12:50,220
.حتما قفل رو باز گذاشتم -
.احتمالا -

312
00:12:50,320 --> 00:12:53,220
.میدونم اون مرغ چقدر برات ارزشمنده

313
00:12:53,320 --> 00:12:54,560
.خیلی

314
00:12:54,660 --> 00:12:55,890
...و با همچنین اتفاق دردناکی

315
00:12:55,990 --> 00:12:59,460
.فکر نمیکنم دیگه بتونم مرغی داشته باشم، هرگز

316
00:12:59,560 --> 00:13:01,530
.صبرکن، دوربین مداربسته

317
00:13:01,630 --> 00:13:03,700
.میتونیم بفهمیم دقیقا چی شده

318
00:13:03,800 --> 00:13:05,530
،آه، آره
.اونو یادم رفته بود

319
00:13:05,630 --> 00:13:07,370
.میچل، میچل، صبرکن

320
00:13:07,470 --> 00:13:09,010
تو با واقعیات بیرحمانه‌ی
.زندگی در مزرعه آشنا نیستی

321
00:13:09,110 --> 00:13:11,710
...همه‌ی این حیوونا... به نظر مهربون میان

322
00:13:11,810 --> 00:13:14,240
،ولی با اولین نشونه از ضعف
،حموم خون به راه میوفته

323
00:13:14,340 --> 00:13:17,410
مثل شام خوردن با دوستامون
.که یهو یکی از سر میز پا میشه

324
00:13:17,510 --> 00:13:18,680
...اوه خدای من. خب... تو نگاه کن

325
00:13:19,681 --> 00:13:20,680
.و بهم بگو چی شده -
.خیله خب -

326
00:13:20,780 --> 00:13:23,490
و بعدا هم بهم بگو
.وقتی از سر میز پا میشم، پشت سرم چی میگن

327
00:13:23,590 --> 00:13:26,720
.خیله خب، هنوز اتفاقی نیوفتاده

328
00:13:26,820 --> 00:13:27,720
.خیله خب، میخوام ببینم

329
00:13:27,820 --> 00:13:30,190
.نه، نه، نه، نه، نکن

330
00:13:30,290 --> 00:13:31,860
!وای نه

331
00:13:31,960 --> 00:13:33,860
.یه چیزی وارد حیاط شده -
چیه؟ -

332
00:13:33,960 --> 00:13:35,230
.فکر کنم یه راکون باشه

333
00:13:35,330 --> 00:13:39,400
!وای... چه وحشتناک -
!اوه خدای من -

334
00:13:39,500 --> 00:13:40,940
.نه، نه، داره میجنگه

335
00:13:41,040 --> 00:13:42,610
،داره میجنگه، میچل
...با تمام روحیه‌ی

336
00:13:42,710 --> 00:13:44,710
.رام نشدنی که توی وجودشه -
.درسته -

337
00:13:44,810 --> 00:13:47,010
.و تموم شد. آه خدایا

338
00:13:47,110 --> 00:13:48,510
،بعد از دیدن نمایش "اوکلاهاما" در یک رستوران

339
00:13:48,610 --> 00:13:50,550
.این بدترین بلای مربوط به مزرعه بود که میبینم

340
00:13:50,650 --> 00:13:52,550
."اونم با بازی "کریم عبدول جبار
[بسکتبالیست آمریکایی]

341
00:13:52,650 --> 00:13:54,250
.پاک کردم

342
00:13:54,350 --> 00:13:55,520
جسدش کجاست؟

343
00:13:55,620 --> 00:13:57,590
.کشوندش و برد

344
00:13:57,690 --> 00:13:58,920
!پس شاید هنوز زنده باشه

345
00:13:59,020 --> 00:14:00,090
.باید دنبالش بگردیم

346
00:14:00,190 --> 00:14:02,360
.اسباب بازی مورد علاقه‌ش رو بردار

347
00:14:02,460 --> 00:14:03,430
خیله خب، کدومشونه؟

348
00:14:03,530 --> 00:14:05,460
سنجاب تمپل" یا "شیر دیکاپریو"؟"
[بازی با اسامی بازیگران]

349
00:14:05,560 --> 00:14:06,600
.انگار اصلا نمیشناسیش

350
00:14:08,560 --> 00:14:12,740
...دائم‌الخمرهای به بن بست رسیده"
"...زندگی‌های درهم‌شکسته، رویاهای درهم‌شکسته

351
00:14:12,840 --> 00:14:14,740
.نخیر، چیزی از مردعنکبوتی ننوشته

352
00:14:14,840 --> 00:14:16,740
.حتما یک مردیخی‌ دیگه‌ای میخواد وارد بشه

353
00:14:16,840 --> 00:14:18,940
.عیبی نداره. شاید خوب باشه

354
00:14:19,040 --> 00:14:22,880
.ولی دیلن، نباید اینقدر به شهربازی اونجا نگاه کنی

355
00:14:22,980 --> 00:14:25,480
،ببخشید
...ولی شاید لذت بردن از

356
00:14:25,580 --> 00:14:28,480
،این نگاه بیرحم به جامه‌ی زندگی راحتتر میشد

357
00:14:28,580 --> 00:14:31,650
،اگر میدانستم که بعدش

358
00:14:31,750 --> 00:14:33,490
میخواهیم تا آنجا قدم بزنیم
.و سوار ماشین برقی بشویم

359
00:14:33,590 --> 00:14:35,660
...من واقعا ازت درخواست دارم که

360
00:14:35,760 --> 00:14:37,230
چهار و نیم ساعت؟

361
00:14:37,330 --> 00:14:40,060
ببین، میدونم میخوای ثابت کنی که
،ما آدمای بالغی هستیم

362
00:14:40,160 --> 00:14:41,560
.ولی این صف رو نگاه کن

363
00:14:41,660 --> 00:14:43,670
.ما بین اینا جوون هستیم

364
00:14:43,770 --> 00:14:44,900
...در حالیکه

365
00:14:45,000 --> 00:14:46,740
...توی شهربازی، ما

366
00:14:46,840 --> 00:14:48,900
مسن‌ترین آدمای اونجاییم؟

367
00:14:49,010 --> 00:14:50,740
...میشه یادآوری کنم آخرین باری که

368
00:14:50,840 --> 00:14:52,580
،از استخر توپ بیرونمون کردن
بهمون چی گفتن؟

369
00:14:52,680 --> 00:14:55,980
...ببخشید، ولی این بازی برای"

370
00:14:56,080 --> 00:14:57,650
".افراد بالغ نیست

371
00:14:57,750 --> 00:15:01,150
.بانویِ من -
.دیلنِ من -

372
00:15:02,620 --> 00:15:04,020
.خیله خب، باید حرف بزنیم

373
00:15:04,120 --> 00:15:05,620
.معلومه که باید حرف بزنیم

374
00:15:05,720 --> 00:15:07,420
کنترلم رو از دست دادم
.و از بازی اخراجت کردم

375
00:15:07,520 --> 00:15:10,360
.معلومه که کنترلت رو از دست داده بودی

376
00:15:10,460 --> 00:15:12,200
.ولی همش تقصیر من بود، جی

377
00:15:12,300 --> 00:15:13,960
...معلومه که همش تقصیر من بود، جی

378
00:15:14,060 --> 00:15:15,800
.منو گول نزن

379
00:15:15,900 --> 00:15:18,470
.باشه. خب هردومون دوست داریم رییس باشیم

380
00:15:18,570 --> 00:15:21,440
،ولی وقتی سرِ جو باشه
میتونیم باهم هماهنگ باشیم؟

381
00:15:21,540 --> 00:15:23,140
...مثلا امروز صبح که میخواستم

382
00:15:23,240 --> 00:15:25,510
.سبزیجات به خوردش بدم؟ ازم پشتیبانی کن

383
00:15:25,610 --> 00:15:27,680
!میدونستم که باید اون چغندرها رو دور بریزم

384
00:15:27,780 --> 00:15:29,380
حرکت احمقانه‌ای بود. مگه چهار سالمه؟

385
00:15:29,480 --> 00:15:32,880
.فکر میکنم الگوی خیلی خوبی براش نیستیم

386
00:15:32,980 --> 00:15:36,820
،دقیقا! وقتی به همدیگه نه میگیم
.فکر میکنه میتونه به ما نه بگه

387
00:15:36,920 --> 00:15:38,650
...مثل انجام تکالیفش، وقت خوابیدنش

388
00:15:38,750 --> 00:15:40,660
یا یه چیز مهمی مثل
...خوردن اون چغندرهای مغزی

389
00:15:42,590 --> 00:15:44,130
!سوت -
!سوت -

390
00:15:44,230 --> 00:15:46,330
.فیل، ببین

391
00:15:46,430 --> 00:15:48,960
.واقعا ببخشید که درباره کلاه‌ها بهت دروغ گفتم

392
00:15:49,070 --> 00:15:50,870
،ولی برای رعایت عدالت
...تو عادت داری که

393
00:15:50,970 --> 00:15:53,040
بازم این؟ اینکه نمیتونم چیزی رو دور بندازم؟

394
00:15:53,140 --> 00:15:56,710
ما صد قسمت از سریال "هوردرز" رو ضبط شده داریم

395
00:15:56,810 --> 00:15:58,370
.برای اینکه شاید دلت خواست دوباره ببینیشون

396
00:15:58,470 --> 00:15:59,540
.این مسئله به اون مربوط نمیشه

397
00:15:59,640 --> 00:16:02,910
.این مربوط به پیرویِ کورکورانه‌ی من از حرف مردمه

398
00:16:03,010 --> 00:16:04,880
.خیلی داری به خودت سخت میگیری

399
00:16:04,980 --> 00:16:06,680
.همیشه میخوای خوبی‌های آدما رو ببینی

400
00:16:06,780 --> 00:16:08,750
.به این معنی نیست که هرچیزی رو باور کنی

401
00:16:08,850 --> 00:16:11,250
واقعا؟
پس میراث خانوادگی عزیزمون چی؟

402
00:16:11,350 --> 00:16:12,660
کلر؟

403
00:16:12,760 --> 00:16:15,760
این واقعیه یا من نسل چهارم از دانفی‌های کودن هستم؟

404
00:16:15,860 --> 00:16:20,430
،خب، آه
.شونه‌های میکی یکم عضلانی‌تره

405
00:16:20,530 --> 00:16:23,100
ولی شاید والت دیزنی تغییرش داده

406
00:16:23,200 --> 00:16:25,430
،به خاطر جد تو
...چونکه اون

407
00:16:25,530 --> 00:16:26,740
کارگر بارانداز بود؟

408
00:16:26,840 --> 00:16:28,000
.کلاه زنونه میفروخت -
.آره -

409
00:16:28,100 --> 00:16:30,910
مامان، میشه کارت بانکی بابا رو
...یواشکی بذاری توی کیفش قبل از اینکه

410
00:16:31,010 --> 00:16:33,340
.اوه، سلام خوشتیپ

411
00:16:33,440 --> 00:16:34,580
...یه مدرک دیگه از اینکه به چشم شما چجوریم

412
00:16:34,680 --> 00:16:36,350
!یک آدم ساده‌لوح و زودباور

413
00:16:36,450 --> 00:16:38,680
.نه -
.پس از تو میپرسم -

414
00:16:38,780 --> 00:16:42,590
آیا باور میکنی که والت دیزنی اینو کشیده؟

415
00:16:42,690 --> 00:16:43,690
...آه

416
00:16:43,790 --> 00:16:45,420
.الکس، بیا اینجا

417
00:16:45,520 --> 00:16:47,060
!الکس -
.نه عزیزم، میدونی که چی میگه -

418
00:16:47,160 --> 00:16:48,760
...دکتر چشمش حتی نمیذاره لنز بذاره

419
00:16:48,860 --> 00:16:51,930
.به خاطر چشم چرخوندن‌های زیادش... سلام

420
00:16:52,030 --> 00:16:53,800
.باید حقیقت رو بدونم

421
00:16:53,900 --> 00:16:56,770
الکس، این واقعیه یا ساختگی؟

422
00:16:57,870 --> 00:16:58,800
.واقعی

423
00:16:58,900 --> 00:17:01,300
...آره، یکم دقیق نیست، ولی مگه نگفتی که

424
00:17:01,400 --> 00:17:03,310
پشت یک وانت اینو کشیده؟

425
00:17:03,410 --> 00:17:04,970
...و کدوم مسافری با خودش

426
00:17:05,070 --> 00:17:06,810
یک مداد نقاشی میبره

427
00:17:06,910 --> 00:17:08,440
اگر که یک انیماتور نباشه؟

428
00:17:08,540 --> 00:17:12,950
...و کی کنار جاده بنزین تموم میکنه، به جز یک

429
00:17:13,050 --> 00:17:15,880
رویاپردازِ خوش‌خیال
که اونجا رو زیباترین مکان روی زمین خیالبافی میکنه؟

430
00:17:15,980 --> 00:17:18,550
.پس... واقعیه

431
00:17:18,650 --> 00:17:19,920
.همچنین، کار رو گرفتم

432
00:17:20,020 --> 00:17:21,460
چی؟ -
!هی -

433
00:17:21,560 --> 00:17:23,560
.آره، الان زنگ زدن
.خودمم هنوز توی شوک هستم

434
00:17:23,660 --> 00:17:25,260
!عزیزم خیلی بهت افتخار میکنم

435
00:17:25,360 --> 00:17:26,830
.بذار یکم شامپاین بیارم

436
00:17:26,831 --> 00:17:27,830
.لوک، کمکم کن لیوان بیارم

437
00:17:27,930 --> 00:17:31,130
.الکس، خیلی عالیه
.میدونستم که از پسش برمیای

438
00:17:31,230 --> 00:17:32,440
.تو اینو درباره همه‌چی میگی

439
00:17:32,540 --> 00:17:35,140
...خب، میدونم ولی -
.نه، ممنونم -

440
00:17:35,240 --> 00:17:39,010
،دوچرخه سواری، اولین کنسرت ویولون سِلِ من

441
00:17:39,110 --> 00:17:41,840
،سال اول توی رشته‌ی شیمی
...این کار

442
00:17:41,940 --> 00:17:44,680
،هرباری که مطمئن بودم نمیتونم کاری رو انجام بدم

443
00:17:44,780 --> 00:17:45,980
.منو قانع میکردی که میتونم

444
00:17:46,980 --> 00:17:49,650
.خوبه که توی خونه کسی رو داشته باشی که بهت ایمان داره

445
00:17:57,860 --> 00:17:59,600
.هیچجا نمیبینمش

446
00:17:59,700 --> 00:18:01,760
خیله خب، برو اونطرف و اونجا رو بگردیم؟

447
00:18:01,860 --> 00:18:03,800
،میچل
چرا یه مرغ باید از خیابون رد بشه؟

448
00:18:03,900 --> 00:18:06,300
.هیچوقت اون مرغ رو پیدا نمیکردیم

449
00:18:06,400 --> 00:18:08,640
...بعد از یک تقلای ناخوشایند که بعد از

450
00:18:08,740 --> 00:18:11,110
،چندین خراش روی دستم در اون پیروز شدم

451
00:18:11,210 --> 00:18:12,610
،گذاشتمش صندلی عقب ماشینم

452
00:18:12,710 --> 00:18:15,940
بردمش مزرعه تخم‌مرغ
.و از روی حصار ردش کردم اونور

453
00:18:16,040 --> 00:18:17,880
.یکمم میتونن پرواز کنن

454
00:18:17,980 --> 00:18:20,220
روی دستت جای چنگه، چی شده؟

455
00:18:20,320 --> 00:18:22,050
احتمالا مال وقتیه که میخواستم

456
00:18:22,150 --> 00:18:24,550
.دعوای بین پرنده‌ها رو تموم کنم

457
00:18:24,650 --> 00:18:26,220
.اوه خدایا

458
00:18:26,320 --> 00:18:27,390
.آه، پسر

459
00:18:27,490 --> 00:18:29,830
.یهو خیلی احساس خستگی کردم

460
00:18:29,930 --> 00:18:31,530
.میخوای من رانندگی کنم -
.نه، چیزی نیست -

461
00:18:31,630 --> 00:18:34,860
!کم، بپا -
!اوه خدای من -

462
00:18:36,800 --> 00:18:38,300
.تو هنیفر رو رد کردی رفت

463
00:18:39,300 --> 00:18:41,040
.باشه، اعتراف میکنم

464
00:18:41,140 --> 00:18:42,970
از اون مرغ متنفر بودم، و خجالت میکشیدم

465
00:18:43,070 --> 00:18:45,310
...که چیزی بگم چونکه همش به تو میگفتم

466
00:18:45,410 --> 00:18:47,140
.که بخش روستایی منو همش مسخره میکنی

467
00:18:47,240 --> 00:18:48,180
.ببخشید

468
00:18:48,280 --> 00:18:49,580
.منم یه اعترافی دارم

469
00:18:49,680 --> 00:18:51,810
.من عاشق اون مرغم -
واقعا؟ -

470
00:18:51,910 --> 00:18:54,080
،نمیخواستم اعتراف کنم
...چونکه دوست دارم خودمو همیشه

471
00:18:54,180 --> 00:18:56,590
.یک شهرنشین پیشرفته بدونم

472
00:18:56,690 --> 00:18:58,250
...ولی فکر کنم تو

473
00:18:58,350 --> 00:18:59,720
.تو منو یکم روستایی بار آوردی

474
00:18:59,820 --> 00:19:01,920
.خب تو هم منو شهری کردی

475
00:19:02,020 --> 00:19:03,930
.آه، خیلی شیرینه -
.همینطوره -

476
00:19:04,030 --> 00:19:05,430
حالا باید فعالیتی رو پیدا کنیم که

477
00:19:05,530 --> 00:19:08,600
،هم پسر روستایی درونِ تو رو راضی کنه

478
00:19:08,700 --> 00:19:11,870
.هم شخصیت اهلِ خریدِ بین‌المللی درون منو راضی کنه

479
00:19:13,900 --> 00:19:16,100
.یکم برو بالاتر جاده

480
00:19:16,210 --> 00:19:18,840
این شامپوی اسب، به گربه آسیب میزنه؟

481
00:19:18,940 --> 00:19:20,340
.چونکه عاشق بوی اون شدم

482
00:19:21,440 --> 00:19:22,680
یقه بالا یا پایین باشه؟

483
00:19:22,780 --> 00:19:23,910
.آه، پایین

484
00:19:24,010 --> 00:19:25,780
.آره

485
00:19:28,620 --> 00:19:30,290
!تقاصشو پس میدی

486
00:19:31,850 --> 00:19:33,120
!اوه خدای من! اوه خدایا

487
00:19:33,220 --> 00:19:35,720
!وقت استراحت
!همین الان قیافه خودمو دیدم

488
00:19:35,820 --> 00:19:38,430
.گفتم که اون شیرینی رژلبم رو پاک میکنه

489
00:19:38,530 --> 00:19:40,430
!وقت استراحت تموم

490
00:19:40,530 --> 00:19:44,870
!اوه خدای من

491
00:19:44,970 --> 00:19:46,240
!دیلن، رژلبم رفت توی دماغم

492
00:19:46,340 --> 00:19:48,100
!اون بالا گیر کرده

493
00:19:48,200 --> 00:19:49,370
.اوه، خیله خب، تکون نخور هیلی

494
00:19:49,470 --> 00:19:51,310
!از اونطرف میزنم بهت

495
00:19:52,380 --> 00:19:55,740
چیکار میکنی؟

496
00:19:58,080 --> 00:20:00,920
اومدم خبر بدم که
.ایکس‌ری نشون داد که دماغتون نشکسته

497
00:20:01,020 --> 00:20:03,220
فکر کنم فهمیدین که داشتیم
.یکم کودکانه رفتار میکردیم

498
00:20:03,320 --> 00:20:04,790
تا وقتی جوونین ازش لذت ببرین، نه؟

499
00:20:04,890 --> 00:20:07,790
آره. کی گفت باید مسابقه بدیم تا بالغ بشیم؟

500
00:20:07,890 --> 00:20:09,460
چرا نباید تا وقتی که میتونی

501
00:20:09,560 --> 00:20:10,760
با بیخیالی از زندگی لذت ببری؟

502
00:20:10,860 --> 00:20:12,130
.حداقل تا وقتی که بچه بدنیا بیاد

503
00:20:12,230 --> 00:20:14,460
.آه، سال‌ها مونده تا بچه، مطمئن باش

504
00:20:14,560 --> 00:20:17,430
.راستش ما همیشه قبل از بیهوشی آزمایش خون میگیریم

505
00:20:17,530 --> 00:20:18,730
.شما حامله هستین

506
00:20:25,310 --> 00:20:28,910
.میتونیم تمام شب رو اینجا بمونیم

507
00:20:29,010 --> 00:20:30,180
.من نمیتونستم

508
00:20:30,280 --> 00:20:32,420
.برای دیدن مبارزه توی خونه شورتی دیرم شده بود

509
00:20:32,520 --> 00:20:34,750
،تا وقتی من برسم اونجا
..."سوسیس لهستانی"

510
00:20:34,850 --> 00:20:37,620
.جلوی اون چروک خورده‌ها شکست خورده بود

511
00:20:42,490 --> 00:20:44,290
.گوش کن، من تا نصفش رو میخورم

512
00:20:44,390 --> 00:20:45,630
،وقتی حواس مادرت نیست

513
00:20:45,730 --> 00:20:47,100
.تو یه چغندر بخور، منم یکی میخورم

514
00:20:47,200 --> 00:20:48,130
قبوله؟

515
00:20:51,230 --> 00:20:53,040
عزیزم، میشه یکم دیگه شراب بیاری؟

516
00:20:54,670 --> 00:20:56,370
.پدرِ اِستفان بود

517
00:20:56,470 --> 00:20:58,540
.گرین گابلین‌ها" میخوان اونو به خدمت بگیرن"

518
00:20:58,640 --> 00:21:01,880
.باید دَمِ یه عابربانک وایسم و بعد برم خونه‌ش

519
00:21:01,980 --> 00:21:04,880
،وقتی حواس بابات نیست
بیا چغندرها رو نصف کنیم، باشه؟

520
00:21:09,690 --> 00:21:12,220
،باشه، آماده‌ام تا اینارو بخورم

521
00:21:12,320 --> 00:21:13,620
ولی میشه چراغا رو خاموش کنیم

522
00:21:13,720 --> 00:21:15,790
تا نبینم که چقدر چندش‌آور هستن؟

523
00:21:15,890 --> 00:21:17,290
.منطقیه -
.فکر خوبیه -

524
00:21:20,560 --> 00:21:23,300
!آفرین عزیزم -
!پسر خودمه -

525
00:21:29,540 --> 00:21:33,070
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

