1
00:00:02,047 --> 00:00:03,716
...آنچه گذشت

2
00:00:03,807 --> 00:00:05,870
دختر خوشگليه. دوستته؟

3
00:00:05,927 --> 00:00:07,523
.ميتونه دوست تو هم باشه

4
00:00:07,607 --> 00:00:09,046
تو تنها کسي هستي که
به جز ما، ميدونست

5
00:00:09,047 --> 00:00:12,563
.چه املاکي رو مي‌خواستيم
چه کسي داره اين کارا رو ميکنه و چجوري فهميدن؟

6
00:00:12,687 --> 00:00:16,187
.من واقعاً نميدونم -
يه ضربه کوچيک واسه شروع چطوره؟ -

7
00:00:17,767 --> 00:00:20,276
.ما به کمک نياز داريم -
ايني که ميگي، ميشه بهش اعتماد کرد؟ -

8
00:00:20,367 --> 00:00:22,629
مشکلي که من دارم فقط

9
00:00:22,687 --> 00:00:26,202
.با توانايي و تجربيات تو حل ميشه

10
00:00:26,287 --> 00:00:29,055
دوباره بگو اين کدوم خري بود؟ -
.اون عمو ايوا ـه

11
00:00:29,087 --> 00:00:31,725
.فرار کردن يه اشتباهه
.اينجوري پيدات ميکنن

12
00:00:31,807 --> 00:00:33,524
.تو به مدارک جديد نياز داري، يه زندگي جديد

13
00:00:33,607 --> 00:00:35,881
و کارت شناسايي چي؟
کارت شناسايي جديد گير آوردي؟

14
00:00:35,927 --> 00:00:37,182
.ها؟ اين تنها راهيه که ميتوني در بري

15
00:00:37,247 --> 00:00:38,752
.نه، هيچکدوم رو نداشتم. اصلاً فکر نکردم

16
00:00:38,807 --> 00:00:40,906
.نقشه‌اي نکشيدم. فقط فرار کردم

17
00:00:43,767 --> 00:00:47,078
.تو بايد بري -
،اگه مشکلي نداري -

18
00:00:47,127 --> 00:00:49,501
.داشتم فکر ميکردم يه ذره اينجا بمونم

19
00:01:24,327 --> 00:01:26,416
.ريلن گيونز

20
00:01:26,527 --> 00:01:28,957
... فکر ميکردم اين ماشين توئه

21
00:01:29,007 --> 00:01:31,762
.يا اون يا اين که يه نفر ميخواد بره فرودگاه
<font color="#004080"> (اين مدل ماشين‌ها براي ترانسفر تا فرودگاه هم استفاده ميشه)</font>

22
00:01:31,807 --> 00:01:33,836
.ميخوام ازت چندتا سوال بپرسم، بويد

23
00:01:33,887 --> 00:01:37,092
،اگه احساس کنم که راستشو نميگي
،ميريم سوار ماشين ميشيم

24
00:01:37,127 --> 00:01:38,855
.ولي اين ماشين به سمت فرودگاه نميره

25
00:01:38,887 --> 00:01:40,839
.خب، خوشحالم که اينو ميگي

26
00:01:40,887 --> 00:01:44,681
.فکر کنم براي کاراي مارشال‌ها اينجا هستي

27
00:01:45,127 --> 00:01:49,135
خيلي از آدمايي که ميشناختم
توي زندانن چون وقتي اومدن خونه‌شون

28
00:01:49,167 --> 00:01:51,810
... و زنشون رو با يه مرد ديگه پيدا کردن

29
00:01:51,887 --> 00:01:54,938
.توي يه شرايط غير کاري

30
00:01:54,967 --> 00:01:57,465
... ‏عزيزم

31
00:01:57,567 --> 00:01:59,325
فلفل قرمز و سُس هنري بين گرفتي؟
<font color="#004080"> (هنري بين: نوعي سُس که با استيک خورده ميشود)</font>

32
00:01:59,407 --> 00:02:02,769
.اصلاً مرغ سرخ شده بدون اونا معني نداره

33
00:02:02,887 --> 00:02:06,057
‏خب، چه مدت مهمون‌ـِمون بدونِ

34
00:02:06,087 --> 00:02:08,908
‏نوشيدني اينجا بوده؟

35
00:02:10,607 --> 00:02:12,562
‏ريلن، نوشيدني ميخواي؟

36
00:02:12,687 --> 00:02:15,134
.‏ميخوام راجع‌به دوئي کرو بدونم

37
00:02:15,167 --> 00:02:19,009
‏اون پسره؟
‏باز چيکار کرده؟

38
00:02:19,087 --> 00:02:21,414
،‏خيلي کارا فکر کنم
‏ولي به خاطر اين مي‌پرسم که

39
00:02:21,447 --> 00:02:23,516
،‏قرار بود اونو ببينمش

40
00:02:23,567 --> 00:02:25,104
.‏صحبت‌هامون رو ادامه بديم

41
00:02:25,167 --> 00:02:27,613
‏هيچوقت نميدونستم که دوئي کرو
.‏انقدر خوش‌صحبت باشه

42
00:02:27,647 --> 00:02:31,214
.‏بعضي موقع‌ها اينجوريه
.‏فکر کنم به موضوع بحث هم ربط داره

43
00:02:31,247 --> 00:02:36,289
‏اين يکي بحثمون مربوط ميشه به
.‏يه سفر کوچولو که به مکزيک داشتم

44
00:02:36,407 --> 00:02:39,805
،‏ميدوني، آخرين بار که با هم صحبت کرديم

45
00:02:39,847 --> 00:02:44,334
.‏تو بهم گفتي که به فلوريدا منتقل شدي

46
00:02:44,367 --> 00:02:47,861
.‏- هنوز که هنوزه نرفتي
.‏- خوب يادت مونده

47
00:02:47,927 --> 00:02:53,243
‏اين باعث ميشه فکر کنم که
... ‏شايد يه چيزي اينجا

48
00:02:53,287 --> 00:02:56,398
.‏نميذاره که بري

49
00:02:56,447 --> 00:02:58,393
‏برام راحت ميشه که بيخيال اين چيزا بشم

50
00:02:58,447 --> 00:03:01,160
.‏اگه اوضاع کنترل شده باشه

51
00:03:05,327 --> 00:03:07,079
‏دوئي کرو؟

52
00:03:07,167 --> 00:03:09,702
‏خب، به نظر مياد آخرين باري که
،‏دوئي کرو رو ديدم

53
00:03:09,767 --> 00:03:13,330
.داشت مثل فرفره تا پيتزايي ميرفت

54
00:03:13,367 --> 00:03:15,617
ميخواست بره پيش چند نفر تا
.يه پيشنهادايي بهشون بده

55
00:03:15,647 --> 00:03:18,123
اون چند نفر منظورت اِيوري مارکامه؟

56
00:03:18,207 --> 00:03:22,071
.تنها چيزي که ميتونم بگم اينه که اون آدمو ميشناسم -
.جالبه. اون تو رو ميشناسه -

57
00:03:22,167 --> 00:03:25,774
هي درباره‌ي اين که اينو اونو ميشناسه اينجا
... صحبت ميکرد

58
00:03:25,807 --> 00:03:29,172
.کراودر ها، بنت ها
.ولي هيچي در مورد خانواده من نميدونست

59
00:03:29,207 --> 00:03:31,122
.خب پس، اينم از اين

60
00:03:31,247 --> 00:03:33,649
.اين يه فرصته که تو رو يادش بمونه

61
00:03:33,727 --> 00:03:35,486
چون اگه براي پيدا کردن دوئي، برم پيش مارکام

62
00:03:35,487 --> 00:03:39,373
بهترين حالت اين قضيه‌اس؟ -
.خب، من نميدونم، ريلن -

63
00:03:39,447 --> 00:03:44,070
ولي اينو ميدونم که دوئي رو
.تو آشپزخونه‌ي ايوا پيدا نميکني

64
00:03:44,167 --> 00:03:46,259
.شايد تو فقط ازم ميخواي که کاراي کثيفت رو انجام بدم

65
00:03:46,327 --> 00:03:50,945
.من ميتونم از خودم مراقبت کنم
.در مورد ايوا ـه که نگرانم

66
00:03:51,007 --> 00:03:56,880
ميدوني، ميخوام مطمئن بشم که
... هارلان يه آينده‌اي داره

67
00:03:56,927 --> 00:04:02,079
.براي ما و هر کسِ ديگه‌اي که ميخوايم به اين دنيا بياريم

68
00:04:04,767 --> 00:04:08,216
حالا ريلن، راهي است که بتونم تو رو
براي شام نگه دارم؟

69
00:04:08,247 --> 00:04:11,286
.به نظر مياد ايوا به اندازه يه ارتش غذا خريده

70
00:04:11,327 --> 00:04:13,046
هيچکسي به جز من از اين مهمان‌نوازي مسخره

71
00:04:13,047 --> 00:04:16,591
جنوبي‌ها خسته نشده؟ -
.آروم باش، عزيزم -

72
00:04:16,647 --> 00:04:18,749
دليلي نداره که با يک دوست
.بي‌ادبانه رفتار کنيم

73
00:04:18,847 --> 00:04:21,657
اگه تو ميخواي براي شام با رفيق قديميت
... مرغ بخوري

74
00:04:21,727 --> 00:04:25,508
.که سرزده بدونِ هيچ دعوتي هم اومده اينجا

75
00:04:25,567 --> 00:04:26,953
ادامه بده، ولي مرغ رو بايد

76
00:04:26,953 --> 00:04:28,338
.خوذت سرخ کني -
.مشکلي نيست -

77
00:04:28,527 --> 00:04:31,162
تا جايي که يادم مياد، آخرين باري که
،همه براي مرغ ايوا دور هم جمع شديم

78
00:04:31,207 --> 00:04:32,600
.اوضاع ناخوشايند تموم شد
<اولاشاره </font </font </font

79
00:04:32,847 --> 00:04:34,296
خب، اين دفعه ميتونيم قول بديم
.که جلوي اون اتفاق رو بگيريم

80
00:04:34,367 --> 00:04:38,149
خب پس مزه‌ي اين کار چيه؟ -
.شايد اين دفعه، قضيه يجور ديگه تموم بشه -

81
00:04:38,207 --> 00:04:39,887
.مطمئنم که اينجوريه

82
00:04:41,327 --> 00:04:45,245
.ميبينمت بويد
.ايوا

83
00:04:56,087 --> 00:04:58,685
پيدن و کامستاک حواسشون به گاوصندوق هست؟

84
00:04:58,727 --> 00:05:02,555
.اونا شيفت شب هستن
.الانم که شبه

85
00:05:02,607 --> 00:05:05,631
آقاي مارکام کجاست؟ -
.لکسينگتون -

86
00:05:05,727 --> 00:05:08,295
ميخواي بهش بگي چه اتفاقي افتاده؟

87
00:05:08,407 --> 00:05:10,059
فکر ميکني ما چند نفر رو کشتيم؟

88
00:05:11,567 --> 00:05:12,727
جدي داري ميگي؟

89
00:05:12,767 --> 00:05:15,994
،بين ما سه نفر
فکر ميکني صد نفر ميشه؟

90
00:05:16,087 --> 00:05:21,411
‏اون يارو تک‌تيراندازه ميگفت
.‏خودش تکي 255‌تا رو تنهايي کشته

91
00:05:21,527 --> 00:05:23,321
،‏ولي ميدوني، بتوي اين قضيه ترديد دارم

92
00:05:23,367 --> 00:05:26,808
.‏- چون اون تو نيروي دريايي بود
.‏- نگاه کن، رئيس

93
00:05:26,847 --> 00:05:28,888
‏هيچ خوني ريخته نشده، درسته؟

94
00:05:28,967 --> 00:05:32,005
،‏به خودشم که گند نزده تا جايي که ميدونم

95
00:05:32,007 --> 00:05:35,279
‏پس توي يه چيزي مي‌پيچيمش و
‏تا يه دره ميبريمش

96
00:05:35,327 --> 00:05:38,149
.‏وسط اين جنگل‌ها که اينجا دارن، ولش ميکنيم

97
00:05:38,287 --> 00:05:42,623
‏باشه. چوچو، برو اون فرش رو که
.‏تو اون يکي اتاق ديديم، بردار بيار

98
00:05:42,674 --> 00:05:45,244
.‏بگيريم اين قضيه حل شد
‏ديگه چه چيزي ما رو اذيت مبکنه؟

99
00:05:45,327 --> 00:05:47,379
.‏اثر انگشت‌ها اينجا مهم نيست
.‏اون بنگاهي ما بوده

100
00:05:47,447 --> 00:05:50,410
‏- امشب بهش زنگ زده بودي؟
.‏- اون دختره

101
00:05:55,447 --> 00:05:59,006
‏- کدوم دختره؟
.‏- فاحشه‌ي کالهون

102
00:05:59,007 --> 00:06:01,451
.‏- ما رو ديد که داريم ميايم داخل
‏- ميدوني چجوري بايد پيداش کرد؟

103
00:06:01,527 --> 00:06:04,180
... ‏خب، فکر کنم شماره‌اش توي گوشي اين باشه

104
00:06:04,287 --> 00:06:05,640
.‏احتمالاً آخرين نفري که بهش زنگ زده

105
00:06:05,687 --> 00:06:07,748
.‏خيلي خب
.‏ببين ميتوني باهاش يه قرار بذاري

106
00:06:07,807 --> 00:06:09,646
،‏بعدش هم گوشي کالهون رو بشکون

107
00:06:09,687 --> 00:06:12,626
... ‏ورش دار دختره رو، ببرش يه جاي خصوصي

108
00:06:12,687 --> 00:06:13,927
‏چرا چوچو کار دختره رو نسازه؟

109
00:06:14,007 --> 00:06:15,176
‏چون چوچو ميخواد به من کمک کنه تا

110
00:06:15,247 --> 00:06:17,031
.‏تا اين حرومزاده گنده‌بک رو ببريم

111
00:06:19,487 --> 00:06:21,027
‏چيز ديگه‌اي هست که بخواي بگي، گروهبان؟

112
00:06:21,087 --> 00:06:23,464
‏آره، چوچو بايد خرابکاري خودش رو
.‏خودش تميز کنه

113
00:06:23,567 --> 00:06:24,768
‏خب، تو ميتونستي جلوي اين کارو بگيري

114
00:06:24,847 --> 00:06:26,914
.‏اگه ميذاشتي من، حساب اون متصدي بار رو برسم

115
00:06:27,007 --> 00:06:29,842
.‏به جاش، گذاشتي اون دزدي کنه و اعصاب منو بهم ريختي
<font color="#004080"> (‏(اشاره به اتفاقات قسمت قبل</font>

116
00:06:29,927 --> 00:06:33,398
‏به نظر مياد، گروهبان شما به
... ‏يه "انسجام واحدي" نياز داريد
<font color="#004080"> (‏(يک اصطلاح نظامي</font>

117
00:06:33,487 --> 00:06:35,245
.‏اينجا ديگه ارتش نيست، رئيس

118
00:06:35,327 --> 00:06:38,500
‏باشه؟ من خسته شدم از بس ازم خواستي
!‏جور اين احمق رو بِکشم

119
00:06:40,967 --> 00:06:44,393
.‏من کار دختره رو ميسازم
‏باشه؟

120
00:06:44,482 --> 00:06:46,278
.‏ايني که اينجاست گندکاريه منه

121
00:06:46,367 --> 00:06:49,707
.‏وظيفه‌‌ي منه که درستش کنم

122
00:06:50,007 --> 00:07:10,007
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

123
00:07:56,247 --> 00:07:59,606
،‏به خدا قسم
،‏وقتي بهت نگاه ميکنم

124
00:07:59,608 --> 00:08:02,966
‏ياد اون دختر کوچولو لاغر ميفتم که
‏عادت داشت دنبالم راه بيفته

125
00:08:02,967 --> 00:08:05,821
.‏هميشه ميخواست باطري‌هاي چراغ روي سرم رو چک کنه
<font color="#004080"> (‏(چراغ قوه‌ي روي سر معدنچي‌ها</font>

126
00:08:08,567 --> 00:08:09,895
‏فکر کنم فقط ميخواستم ببينمش

127
00:08:09,927 --> 00:08:12,279
.‏تا تو هم به سرنوشت بابام دچار نشي

128
00:08:28,807 --> 00:08:30,768
.‏پدرت به خاطر تموم شدن نور چراغش نبود که مُرد
‏

129
00:08:30,807 --> 00:08:35,600
‏نور چراغش تموم شد چون اون پايين

130
00:08:35,687 --> 00:08:39,650
.‏نزديک يه هفته طول کشيد تا بهش برسيم

131
00:08:41,287 --> 00:08:44,934
،‏ميدوني، وقتي شب تو تختم دراز ميکشم
‏

132
00:08:44,967 --> 00:08:46,523
،‏مي‌ترسم چشمام رو ببندم

133
00:08:46,967 --> 00:08:50,439
،‏تصور ميکنم اون پايين براش چجوري بوده

134
00:08:50,527 --> 00:08:55,058
.‏تنهاي تنها تو تاريکي

135
00:08:56,967 --> 00:08:59,296
‏به احتمال زياد، اون به خاطر
.‏سقوط بود که مُرد

136
00:08:59,367 --> 00:09:03,278
‏احتمالاً، انقدر سريع اتفاق افتاده که
.‏حتي نفهميده به چي برخورد کرده

137
00:09:03,367 --> 00:09:07,516
.‏لازم نيست به من دروغ بگي، عمو زکرايا

138
00:09:07,607 --> 00:09:09,853
... ‏من ديگه اون دختر کوچولو نيستم

139
00:09:11,487 --> 00:09:14,569
.‏برام راحت‌تر بود وقتي دختر کوچولو بودي

140
00:09:14,607 --> 00:09:16,916
... ‏حقيقتو بهت بگم، من

141
00:09:16,967 --> 00:09:20,816
.‏من هميشه بزرگترا رو رمزآلود ميدونستم

142
00:09:20,851 --> 00:09:24,454
‏حتي با اين که خودمم

143
00:09:24,506 --> 00:09:26,367
.‏جز بزرگترا حساب ميشم

144
00:09:28,767 --> 00:09:32,649
،‏حالا اگه پدرت بود
‏ميدونست چجوري بهت هشدار بده تا

145
00:09:32,735 --> 00:09:34,794
.‏تا با اون حرومزاده بد ذات ازدواج نکني

146
00:09:34,847 --> 00:09:36,275
.‏اونم بيشتر از تو نمي‌تونست جلوتر بره

147
00:09:36,357 --> 00:09:39,406
.‏- آره
‏- حقيقت اينه، هيچي تو دنيا

148
00:09:39,487 --> 00:09:43,957
‏نمي‌تونست فکر بومَن رو از سر من بيرون کنه
... ‏تا وقتي که فهميدم

149
00:09:44,047 --> 00:09:45,409
.‏که يه روح پليد درونش وجود داره

150
00:09:49,847 --> 00:09:52,287
‏- بويد چطور؟
‏- بويد چي؟

151
00:09:52,367 --> 00:09:54,292
‏اون هيچ روح پليدي درونش نداره؟

152
00:09:54,407 --> 00:09:59,284
.‏- بويد اصلاً شبيه بومَن نيست
.‏- آره، اون يه کراودر ـه

153
00:09:59,367 --> 00:10:02,363
،‏اين حرفات خيلي عجيبه
‏در صورتي که اومدي اينجا تا

154
00:10:02,364 --> 00:10:06,719
.‏- براش کار کني
.‏- من کُلي قبض براي پرداخت کردن دارم، ايوا

155
00:10:09,167 --> 00:10:11,942
‏خب، من متنفرم از اين که وسط

156
00:10:12,047 --> 00:10:15,210
.‏تجديد ديدار احساسي دو نفر بپرم

157
00:10:15,287 --> 00:10:17,550
.‏عزيزم، ارل تو اتاق مهمون ميمونه

158
00:10:17,607 --> 00:10:20,558
،‏اون ميدونه که نبايد به پر و پاي تو بپيچه
‏ولي البته اينم ميدونه که

159
00:10:20,559 --> 00:10:23,509
‏بايد در هر شرايطي بايد آماده باشه تا
.‏تو رو هر جا نياز داري، ببره

160
00:10:23,607 --> 00:10:25,142
‏نبايد يه چيزي بگي؟

161
00:10:25,167 --> 00:10:28,894
،‏اِه، خيلي بابت مهمان‌نوازيتون ممنونم
.‏خانم کراودر

162
00:10:28,927 --> 00:10:33,933
.‏- خواهش ميکنم
‏- خب زکرايا، نظرت چيه که بريم به کارمون برسيم؟

163
00:10:33,967 --> 00:10:36,553
‏ميشه شما دوتا يه لحظه ما رو ببخشيد؟

164
00:10:39,487 --> 00:10:41,596
.‏ديدنت خيلي برام نيرو بخش بود

165
00:10:45,887 --> 00:10:48,768
‏مطمئني اين ايده‌ي خوبيه که
‏زکرايا رو استخدام کردي؟

166
00:10:48,847 --> 00:10:51,406
‏منظورم اينه که، ميدونم
... ‏خيلي وقته که گذشته ولي

167
00:10:51,407 --> 00:10:54,246
‏فکر کنم لازم نيست که بهت يادآوري کنم
.‏که اون چجوريه

168
00:10:54,327 --> 00:10:57,191
،‏عزيزم، کاملاً حس غُربت عموت رو درک ميکنم

169
00:10:57,287 --> 00:10:59,482
.‏ولي من به تجربياتش نياز دارم

170
00:10:59,567 --> 00:11:02,242
.‏نگران نباش
.‏اون براي من کار نميکنه

171
00:11:02,327 --> 00:11:04,081
.‏اون فقط واسه من کار ميکنه

172
00:11:06,727 --> 00:11:08,190
‏آماده‌اي؟

173
00:11:08,287 --> 00:11:11,437
.‏تو وانت خودتو بردار، منم مالِ خودمو

174
00:11:18,087 --> 00:11:22,334
... ‏اوه، خدا رو شکر
.‏قهوه

175
00:11:22,447 --> 00:11:24,533
.‏يا عيسي مسيح

176
00:11:25,567 --> 00:11:28,932
‏اين دقيقاً اون واکنشي نبود که
.‏انتظار داشتم

177
00:11:31,647 --> 00:11:33,883
‏نميخواي چيزي بگي؟

178
00:11:35,607 --> 00:11:37,209
.‏نه

179
00:11:37,287 --> 00:11:40,199
‏"نه" نميخواي چيزي بهم بگي يا
‏"نه" که با من ازدواج نميکني؟

180
00:11:40,287 --> 00:11:41,428
‏ميشه در اونو ببندي؟

181
00:11:41,487 --> 00:11:43,700
،‏اصلاً نميتونم فکر کنم
.‏وقتي اون انگشتر بهم زُل زده

182
00:11:43,807 --> 00:11:48,999
.‏اوه، ببخيال ديگه
‏اين کاريه که بقيه مردم ميکنن، مگه نه؟

183
00:11:50,567 --> 00:11:55,953
.‏اين کاري نيست که "ما" بکنيم
.‏خوب نيست، در هر صورت

184
00:11:56,047 --> 00:11:58,036
.‏شايد بتونيم اين رويه رو عوض کنيم

185
00:11:58,087 --> 00:11:59,136
‏ببين، اين معلومه که

186
00:11:59,167 --> 00:12:02,609
.‏منم نميخوام ديگه متأهل باشم
.‏من قبلاً متأهل بودم

187
00:12:02,647 --> 00:12:05,556
،‏تو هم همينطور ... چندين بار
.‏اگه اشتباه نکنم

188
00:12:05,647 --> 00:12:07,924
‏تاريخ به ما اثبات کرده که
.‏ما زياد توش خوب نيستيم

189
00:12:07,967 --> 00:12:14,881
.‏هيچکدوم از ازدواج‌هام با تو نبوده

190
00:12:14,967 --> 00:12:18,978
.‏اوه خداي من
.‏تو خيلي عوضي هستي

191
00:12:31,687 --> 00:12:32,771
‏من اينجا برنگشتم تا

192
00:12:32,847 --> 00:12:35,641
.‏فقط برم تو کار ماريجوانا، کاترين

193
00:12:35,727 --> 00:12:38,853
.‏من ازت نميخوام که همين الان جواب بدي

194
00:12:42,687 --> 00:12:45,848
.‏خيلي خب، اِيوري
.‏در موردش فکر ميکنم

195
00:12:45,927 --> 00:12:48,403
.‏اين تنها چيزيه که قولش رو ميدم

196
00:12:53,447 --> 00:12:56,066
.‏يه چيز ديگه هم هست

197
00:12:56,127 --> 00:12:57,712
‏هميشه يه چيز ديگه هست، نه؟

198
00:12:59,527 --> 00:13:02,683
.‏- من ميخوام شفاف‌سازي کنم
‏- "شفاف‌سازي" در مورد چي؟

199
00:13:02,767 --> 00:13:08,041
.‏- گِريدي
.‏- باشه

200
00:13:08,087 --> 00:13:12,618
.‏دستمو رو کردي
.‏من به گِريدي خيانت ميکردم

201
00:13:12,647 --> 00:13:14,679
‏البته فکر ميکردم اينو بدوني

202
00:13:14,687 --> 00:13:17,482
‏که تو تنها کسي بودي که به خاطرش
.‏من به اون خيانت کردم

203
00:13:17,567 --> 00:13:20,278
.‏من در مورد خيانت تو بهش صحبت نميکنم

204
00:13:20,367 --> 00:13:23,681
.‏دارم در مورد خبرچيني تو از اون ميگم

205
00:13:23,767 --> 00:13:27,530
.‏من ميفهمم چرا اون کارو کردي
.‏فکر خانواده رو ميکردي

206
00:13:27,567 --> 00:13:30,679
.‏نميشد که جفتتون بريد زندان

207
00:13:30,767 --> 00:13:33,487
‏فکر ميکني من جاسوس بودم؟

208
00:13:33,567 --> 00:13:35,687
.‏واسه همين من از اينجا فرار کردم

209
00:13:35,767 --> 00:13:38,995
.‏- فکر ميکردم نفر بعدي، خودمم
.‏- تو اين همه سال، اينجوري فکر ميکردي

210
00:13:39,087 --> 00:13:40,950
‏حالا واسه چي ميخواي با من ازدواج کني؟

211
00:13:41,047 --> 00:13:43,519
.‏من باهاش کنار اومدم

212
00:13:43,607 --> 00:13:45,143
،‏خب اين از بخشندگي زيادته

213
00:13:45,167 --> 00:13:47,441
... ‏فقط يه مورد کوچيک

214
00:13:47,567 --> 00:13:53,246
.‏- من اين کارو نکردم
،‏- خب، در هر صورت

215
00:13:53,247 --> 00:13:56,883
‏تا جايي که ميدونم
.‏گذشته، گذشته است

216
00:13:56,927 --> 00:14:00,434
،‏قضيه اينه
،‏تا موقعي که با من روراست باشي

217
00:14:00,521 --> 00:14:04,531
‏لازم نيست که حتي يک روز
.‏تو زندگيت نگران باشي

218
00:14:08,607 --> 00:14:09,706
.‏خيلي ناجوره

219
00:14:09,767 --> 00:14:12,455
،‏اگه اونو هفته بعد اينجا دفن ميکردن
.‏عمراً اگه تا سال بعد پيداش ميکرديم

220
00:14:12,487 --> 00:14:14,856
.‏لعنت
.‏شايد اصلاًپيداش نميکرديم

221
00:14:14,967 --> 00:14:17,251
‏- چرا اونوقت؟
.‏- فصل شکار خرس‌ها

222
00:14:17,287 --> 00:14:18,957
،‏امروز صبح شروع شده
.‏دوشنبه شب تموم ميشه

223
00:14:19,047 --> 00:14:21,586
.‏- يا بعد از اين که 5تا زن حامله بشن
‏- به غير از اون

224
00:14:21,635 --> 00:14:23,332
،‏تنها کسايي که اين بالا ميان
.سوار ها هستن  ATV ‏همون
<font color="#004080"> موتور هاي چهار چرخه  <  :ATV font color=#004080> ‏</font>

225
00:14:23,381 --> 00:14:25,125
.‏ولي اونا هم سگ ندارن

226
00:14:25,207 --> 00:14:26,851
‏و بيشتر از اون خوش شانسي آورديم

227
00:14:26,927 --> 00:14:28,505
‏که از جيب اين يارو

228
00:14:28,599 --> 00:14:31,106
‏به جز گواهينامه رانندگي، يه شماره پيدا کرديم

229
00:14:31,164 --> 00:14:33,801
.‏- از دفتر مارشال‌هاي آمريکا
‏- انگار بعضي قتل‌ها رو

230
00:14:33,897 --> 00:14:36,087
.‏خدا ميخواد که پرونده‌شون حل شه

231
00:14:36,127 --> 00:14:37,213
‏از کسي که اين کارو کرده، خبري نيست؟

232
00:14:37,287 --> 00:14:38,718
‏آره، تا الان دو جفت

233
00:14:38,810 --> 00:14:41,315
،‏از جاي پا هاي مشخص پيدا کرديم
،‏که احتمالاً مرد هستن

234
00:14:41,407 --> 00:14:43,921
‏يه جاي فرو رفته از چرخ ماشين هم داريم که
‏به يه ماشين آخرين مدل

235
00:14:43,967 --> 00:14:47,043
.‏که احتمالاً ماشين سواري بوده، مربوطه
.‏رد لاستيک‌ها زياد مشخص نيست

236
00:14:47,127 --> 00:14:48,954
‏همين؟

237
00:14:50,007 --> 00:14:51,476
... ‏خب

238
00:14:51,567 --> 00:14:53,935
.‏ميدونيم که قاتل به شدت زورش زياد بوده

239
00:14:53,967 --> 00:14:57,157
‏آره. اولش فکر ميکرديم از چوب بيسبال
... ‏استفاده کرده

240
00:14:57,207 --> 00:14:59,966
‏ميدوني، دقيقاً کنار شقيقه‌ي قرباني
.‏ضربه وارد شده

241
00:15:00,007 --> 00:15:04,160
،‏از نزديک نگاه کن
.‏جاي 5تا انگشتش رو ميبيني

242
00:15:04,247 --> 00:15:06,497
‏- اون با ضربه‌ي مُشت مُرده؟
.‏- صد در صد

243
00:15:06,567 --> 00:15:08,924
... ‏حالا، جاش نشون ميده که فقط يک ضربه بوده
‏انگار که به اين يارو

244
00:15:08,925 --> 00:15:12,962
.‏- کاميون زده باشه
.‏- يا شايدم قطار
<font color="#004080"> (‏(منظورش از قطار چوچو ـه</font>

245
00:15:13,047 --> 00:15:15,791
.‏خب، همونطور که گفتم خيلي زورش زياد بوده

246
00:15:15,887 --> 00:15:17,323
،‏چيزي که ما نميدونيم
.‏انگيزه قتل بوده

247
00:15:17,367 --> 00:15:19,953
‏اين بنگاهي‌ها معمولاً
.‏ميلي ندارن که خودشون رو به کشتن بدن

248
00:15:20,047 --> 00:15:21,797
‏حالا ما داريم فکر ميکنيم اين يارو شراير
<font color="#004080"> (‏(شراير: فاميلي کالهون</font>

249
00:15:21,847 --> 00:15:24,185
.‏توي يه چيزي مربوط به فدرالي‌ها گير بوده

250
00:15:24,287 --> 00:15:26,124
.‏ميدوني، شايد واسه همين تا حد مرگ زدنش

251
00:15:26,167 --> 00:15:29,941
‏آره، پس فکر کنم چيزي که
... ‏ما واقعاً ميخوايم بپرسيم اينه که

252
00:15:30,007 --> 00:15:32,930
... ‏ميدوني
‏چرا اون کارت شما رو با خودش داشته؟

253
00:15:33,567 --> 00:15:35,722
.‏اون بنگاهي ملک منه

254
00:15:42,527 --> 00:15:45,287
.‏معاون مارشال آمريکا، گيونز

255
00:15:45,327 --> 00:15:47,256
.‏و همراهش

256
00:15:49,967 --> 00:15:51,657
‏فکر کنم خيلي اميد الکي داشته باشم، که شما

257
00:15:51,727 --> 00:15:54,137
.‏دوباره داريد به پيشنهاد من فکر مي‌کنيد

258
00:15:54,247 --> 00:15:57,846
.‏- و اميدوارم خان مک‌کريدي هم همينطور
.‏- نه متأسفانه

259
00:15:57,927 --> 00:16:02,240
‏پس فقط يه مکالمه‌ي ساده است؟
.‏ملت ميگن اينا عاشق هم شدن

260
00:16:02,327 --> 00:16:05,235
‏در واقع ما اومديم اينجا که
.‏در مورد يه قتل، باهاتون صحبت کنيم

261
00:16:07,727 --> 00:16:10,544
.‏ميشه يه لحظه ما رو ببخشي، عزيزم

262
00:16:13,847 --> 00:16:16,561
‏و حالا من چه کسي رو قراره کُشته باشم؟

263
00:16:16,647 --> 00:16:18,331
.‏خب، ما شنيديم که خيلي ليست بلند بالايي ميشه

264
00:16:18,407 --> 00:16:21,369
‏اگه اشکال نداره، فقط ميخوايم واسه 24 ساعت گذشته
.‏رو ، روش تمرکز کنيم

265
00:16:21,487 --> 00:16:25,448
.‏- کالهون شراير
.‏- ها! اون که بنگاهي املاک منه

266
00:16:25,527 --> 00:16:28,127
.‏بود
.‏براي منم بود محض اطلاعت

267
00:16:28,207 --> 00:16:32,291
.‏فکر کنم حالا جفتمون دنبال يه آدم جديد بگرديم

268
00:16:32,407 --> 00:16:35,367
،‏بهت اطمينان ميدم، معاون
‏اگه کسي کالهون پير رو کُشته باشه

269
00:16:35,407 --> 00:16:38,623
.‏من اولين باريه که دارم همچين چيزي رو مي‌شنوم

270
00:16:38,727 --> 00:16:41,563
.‏بگو چرا من رفيق خودم، چوچو، رو نمي‌بينم

271
00:16:41,607 --> 00:16:43,061
‏اون از من فرار که نميکنه، ها؟

272
00:16:43,127 --> 00:16:45,564
.‏- اون رفته بيرون
،‏- آره؟ اگه بريم اين دور و بر رو بگرديم

273
00:16:45,565 --> 00:16:48,034
‏اونو در حالي که پشت يه کت تو جا لباسي
‏پنهان شده، پيدا نميکنيم؟

274
00:16:48,087 --> 00:16:49,494
.‏چوچو نياز نداره که از تو پنهان بشه

275
00:16:49,527 --> 00:16:51,511
،‏اگه ميخواي بگيريش
.‏بهتره زنگ بزني پشتيباني هوايي انجام بدن

276
00:16:53,847 --> 00:16:56,245
‏ميدوني کجاي کار رو اشتباه کردي؟

277
00:16:56,287 --> 00:16:58,152
‏تو يه مُشت مزدور استخدام کردي

278
00:16:58,247 --> 00:17:01,161
.‏ولي هيچي از اين کار بارشون نيست

279
00:17:01,247 --> 00:17:04,247
،‏معلومه که کُشتن رو بلدن
.‏ولي چيزي از جنايت سرشون نميشه

280
00:17:04,327 --> 00:17:08,811
... ‏چوچو رو ديدي
.‏با من تماس بگير

281
00:17:09,927 --> 00:17:12,094
... ‏خوشبختانه
،‏اگه اون کارت باهات باشه

282
00:17:12,167 --> 00:17:14,289
،‏و پليس هاي تو رو توي قبر کم عمق
‏دفن شده، پيدا کنن

283
00:17:14,367 --> 00:17:16,052
.‏ميدونن که بايد به ما زنگ بزنن

284
00:17:20,767 --> 00:17:23,462
،‏اينجور که معلومه
.‏يه چيزي هست که شما پسرا بايد بهم بگيد

285
00:17:36,847 --> 00:17:38,778
‏- تو چوچو هستي؟
.‏- آره

286
00:17:38,847 --> 00:17:41,526
.‏مطمئن نبودم که پشت تلفن درست شنيده باشم

287
00:17:41,527 --> 00:17:44,967
‏- اين اسم واقعيته؟
.‏- منو به اين اسم صدا ميزنن

288
00:17:45,007 --> 00:17:47,155
‏چرا؟

289
00:17:48,167 --> 00:17:52,699
.‏- زياد مطمئن نيستم چرا
.‏- باشه

290
00:18:01,047 --> 00:18:03,683
.‏اه، تعجب کردم ميخواستي منو اينجا ببيني

291
00:18:03,727 --> 00:18:07,487
‏فکر ميکردم دختراي کلاس پايين
.‏تو خيابون کار ميکنن

292
00:18:07,527 --> 00:18:09,610
.‏خب، من تو خيابون کار نميکنم

293
00:18:09,647 --> 00:18:12,310
.‏من فقط آدماي جديد رو تو خونه خودم نميارم

294
00:18:12,367 --> 00:18:16,316
.‏آره
... ‏نه منظورم اينه که

295
00:18:16,407 --> 00:18:21,305
... ‏دختري به خوشگلي تو
... ‏ميدوني، خيلي تميز اينا

296
00:18:21,355 --> 00:18:24,356
.‏نه، مشکلي نيست
.‏ميدونم منظورت چيه

297
00:18:24,407 --> 00:18:26,584
‏يه چيز خوب در مورد آدمايي که فکر ميکنن
‏کُندذهن هستي اينه که

298
00:18:26,647 --> 00:18:29,092
.‏اونا تو رو هميشه بي‌گناه ميدونن

299
00:18:29,127 --> 00:18:31,091
‏چي باعث ميشه فکر کني که مردم
‏تو رو کُندذهن بدونن؟

300
00:18:33,927 --> 00:18:37,676
.‏مشکلي نيست
‏قبل از روز زنده موندنم
<font color="#004080"> روزي که ارتشي‌ها به مرگ خيلي نزديک بودن  <  :Alive Day font color=#004080> ‏</font>

301
00:18:37,727 --> 00:18:42,405
‏اگه يه آدم ميديدم که قيافش و حرف زدنش
،‏مثل الان خودم باشه

302
00:18:42,447 --> 00:18:45,834
.‏خودمم همين فکرو ميکردم

303
00:18:45,887 --> 00:18:47,490
‏خوشحال ميشي اگه بگم
‏چه تعداد افرادي که فکر ميکنن

304
00:18:47,527 --> 00:18:48,739
،‏اگه تند تند حرف بزنن

305
00:18:48,767 --> 00:18:50,994
‏هيچکسي متوجه نميشه دارن چي ميگن
.‏تا کسي نفهمه چيزي بارشون نيست

306
00:18:53,047 --> 00:18:55,382
.‏من از اين حالتت خوشم مياد

307
00:18:55,487 --> 00:18:58,400
‏انگار تنها چيزي که ميخواي اينه که
.‏طرف مقابلت بفهمه داري چي ميگي

308
00:19:06,407 --> 00:19:07,803
‏تا به حال آرزو کرده بودي که همه چيز

309
00:19:07,847 --> 00:19:11,489
‏اونجوري که هستن، نباشن؟

310
00:19:13,327 --> 00:19:15,191
... ‏ميدوني، مثلاً اگه تو

311
00:19:15,247 --> 00:19:20,840
،‏چشمات رو ببندي و بعد باز کني
‏همه چي تغيير کرده باشه؟

312
00:19:31,767 --> 00:19:33,647
.‏بويد، تو جلوتر برو

313
00:19:33,727 --> 00:19:35,508
،‏و شما تازه‌کارا
،‏دنبال من ميايد

314
00:19:35,607 --> 00:19:37,368
.‏و از اين نردبون لعنتي زياد تند پايين نميريد

315
00:19:37,447 --> 00:19:39,747
.‏نميخوام که پاتون بره رو دست‌هاي لعنتيم

316
00:19:41,407 --> 00:19:43,725
.‏چراغ‌هاتون رو روشن کنيد

317
00:19:47,207 --> 00:19:49,225
.‏چيزي نيست که بخوايم ازش بترسيم

318
00:19:49,287 --> 00:19:51,063
‏فقط تا اونجايي ميريم داخل

319
00:19:51,167 --> 00:19:55,562
‏که ارتباط راديويي ـمون
.‏با اون سيمي که کشيدم، قطع نشه

320
00:20:01,487 --> 00:20:05,972
‏اگه اتفاقي افتاد، به اون شماره اضطراري
.‏که بهتون دادم، زنگ ميزنين

321
00:20:07,007 --> 00:20:10,210
.‏بعدشم به يه وکيل زنگ ميزنين

322
00:20:10,247 --> 00:20:13,068
.‏چون همه مون بهش احتياج پيدا ميکنيم

323
00:20:13,127 --> 00:20:15,135
.‏اوه، خيلي وقت، گذشته

324
00:20:20,167 --> 00:20:23,526
،‏آي آي آي، پسر جان، با خودت تفنگ آوردي
‏توي  يه تونل معدن ؟

325
00:20:23,607 --> 00:20:25,609
‏فکر کردي، اينجا قراره چه اتفاقي بيفته؟

326
00:20:25,647 --> 00:20:26,891
‏اگه اين پايين شليکش کني

327
00:20:26,967 --> 00:20:28,741
‏با اين همه گاز متاني که اينجا ازش پر شده

328
00:20:28,847 --> 00:20:30,618
،‏و خدا ميدونه چقدر وقته که اينجا تجمع کرده

329
00:20:30,647 --> 00:20:32,122
،‏بهت ميگم چه اتفاقي ميفته

330
00:20:32,207 --> 00:20:35,349
.‏مثل فشفشه  هاي روز 4 جولاي ميريم رو هوا
.‏اين اتفاقيه که ميفته
<font color="#004080"> (4جولاي ‏روز استقلال امريکاست)</font>

331
00:20:35,447 --> 00:20:38,176
‏اونقدر صداش بلنده که
.‏از وست ويرجينيا هم صداشو ميشنون

332
00:20:38,207 --> 00:20:39,591
‏خب، هميشه شنيدم که تو يه معدن متروکه

333
00:20:39,647 --> 00:20:42,803
‏هميشه احتمالش هست
...‏که به لونه ي مار زنگي برخورد کني،براي همينم

334
00:20:42,927 --> 00:20:45,416
.‏-کارل، از مار خوشش نمياد
‏-خب، پس چرا ازش نمي پرسي

335
00:20:45,487 --> 00:20:49,123
‏-در مورد زنده زنده سوختن، چه حسي داره؟
.‏-بدش بياد

336
00:20:49,167 --> 00:20:51,926
.‏زود باش

337
00:20:52,007 --> 00:20:53,326
...‏ببين چي ميگم

338
00:20:53,367 --> 00:20:57,081
،‏اگه مار زنگي يا خرس يا چوپاکابرا ديدي
<font color="#004080">چوپاکابرا ، ‏موجود افسانه اي در امريکا که
<font color="#004080">.يک ‏نوع خون آشام است و در غار زندگي ميکند</font></font>

339
00:20:57,167 --> 00:20:59,861
‏از اين استفاده ميکني
.‏تا حسابشون رو برسي

340
00:21:00,527 --> 00:21:03,993
‏-پيگ؟
.‏-اومدم

341
00:21:04,087 --> 00:21:07,541
.‏-تا بعد، کارل
.‏-باشه

342
00:21:17,367 --> 00:21:19,654
،‏پس ماشين تو بود
.‏که جاي پارک منو اِشغال کرده

343
00:21:19,727 --> 00:21:21,123
‏اگه آدمي بودم که به خودم اعتماد نداشتم

344
00:21:21,207 --> 00:21:23,488
‏ميگفتم نگراني ايني که
.‏دارم چجوري کارمو انجام ميدم

345
00:21:23,527 --> 00:21:26,080
.‏هي، قهوه اينجا مجانيه
‏تازه دکترها بهم

346
00:21:26,081 --> 00:21:28,634
،‏اجازه دادن تا رانندگي کنن
.‏براي همينم دارم جشن ميگيرم

347
00:21:28,687 --> 00:21:32,059
،‏اگه داشتي جشن ميگرفتي
.‏الان، محل تمرين تيراندازي بودي

348
00:21:32,160 --> 00:21:33,591
‏بعد از اينکه بهت درمورد يه چيزي هشدار دادم

349
00:21:33,691 --> 00:21:34,905
.‏ميخوام برم اونجا

350
00:21:34,967 --> 00:21:38,932
‏-يه چيزي در مورد ريلان؟
.‏-چرا که نه، براي وقتي که اتفاق بيفته

351
00:21:39,007 --> 00:21:42,322
‏پرونده ي هيل، اولين کاري نبود که انجام دادي؟

352
00:21:42,407 --> 00:21:44,051
.‏اولين پرونده بزرگم بود

353
00:21:44,127 --> 00:21:47,325
‏ دختر 21 ساله پر انرژِي
.‏که تازه از گلينکو فارغ التحصيل شده بود

354
00:21:48,447 --> 00:21:49,706
‏ميدوني

355
00:21:49,727 --> 00:21:52,842
‏خبرچينِ وکيل مدافع، کي بود؟

356
00:21:52,887 --> 00:21:56,455
‏-خبرچين؟
.‏اون پرونده با شنود، درست شده بود

357
00:21:56,487 --> 00:21:58,099
‏به همين دليل نتونستن کاترين رو دستگير کنن

358
00:21:58,127 --> 00:22:00,335
.‏چون هيچ وقت پشت تلفن حرف نزده بود

359
00:22:00,447 --> 00:22:03,512
،‏آره، ميدونم که رسمي
،‏هيچ وقت خبرچيني در کار نبوده

360
00:22:03,567 --> 00:22:08,078
.‏ولي "پوول"، هميشه ميگفت که يه خبرچين داره

361
00:22:09,167 --> 00:22:10,662
‏مگه بهم نگفتي که هيچ وقت

362
00:22:10,687 --> 00:22:13,430
‏به يکي از اون مردهاي قانون پير تبديل نميشي
‏که سالهاي درخشانش رو

363
00:22:13,431 --> 00:22:16,606
‏-صرف پرونده هاي قديميش نميکنه؟
،‏-خيلي خب، اول از همه

364
00:22:16,607 --> 00:22:18,809
.‏"سال هاي درخشان"  ام کجا بود

365
00:22:18,847 --> 00:22:20,839
.‏دوما، اين فقط يه پرونده قديميه

366
00:22:21,087 --> 00:22:23,604
.‏پرونده قديمي من نيست
.‏فقط يه پرونده قديميه

367
00:22:23,687 --> 00:22:26,525
‏و سوما، بعضي وقتها يه مَرد بايد
‏يه راهي پيدا کنه

368
00:22:26,567 --> 00:22:29,345
.‏که از خونه بزنه بيرون

369
00:22:29,447 --> 00:22:32,790
‏-ميتونسته، مارکهام باشه؟
.‏-امکانش هست

370
00:22:32,847 --> 00:22:35,057
...‏معلوم شد که با کاترين، رابطه داشته

371
00:22:35,127 --> 00:22:37,527
،‏در واقع هنوزم باهاش رابطه داره
...‏يا دوباره پيش هم برگشتن

372
00:22:37,607 --> 00:22:42,124
.‏-البته اگه بتونم به حرف هاي خبرچينمون، اعتماد کنم
.‏-اينو ديگه حدس نميزدم

373
00:22:42,167 --> 00:22:43,823
‏منظورت چيه که به خبرچينت، اعتماد کني؟

374
00:22:43,887 --> 00:22:47,122
‏مگه ايوا کاري کرده
‏که نتوني بهش اعتماد داشته باشي؟

375
00:22:47,207 --> 00:22:50,039
.‏فکر کنم، ديروز سعي کرده، فرار کنه

376
00:22:50,127 --> 00:22:54,561
‏يا فرار کرده يا اون و ريلان
.‏دوباره با هم ميخوابن، يا هر دوتاش

377
00:22:54,647 --> 00:22:56,081
‏-چقدر از اين مطمئني؟
‏-رديابي تلفن هاشون نشون ميده

378
00:22:56,127 --> 00:22:59,283
‏که ايوا فرار کرده و
.‏ريلان برش گردونده اتش

379
00:23:03,647 --> 00:23:06,110
.‏عجب آدم احمقيه

380
00:23:08,447 --> 00:23:13,359
‏-ميخواي يه نصيحتت کنم؟
...‏-چرا که نه، حالا که اينجايي

381
00:23:13,407 --> 00:23:16,721
‏بگو ريلان، بياد اينجا و ببين، ميتوني، بفهمي

382
00:23:16,723 --> 00:23:18,141
.‏اين حدسي که ميزني، درسته يا نه

383
00:23:18,247 --> 00:23:22,408
...‏-و اگر تونستي
.‏-اگه تونستم، بايد از پرونده بذارمش کنار

384
00:23:22,487 --> 00:23:24,562
.‏شايد
.‏احتمالا

385
00:23:24,607 --> 00:23:28,162
،‏که يعني ايوا هم ديگه نميتونه
.‏خبرچين پليس باشه

386
00:23:28,247 --> 00:23:32,006
‏که يعني بايد اين پرونده رو دوباره
.‏از پله اول شروع کنيم

387
00:23:33,727 --> 00:23:35,910
‏اگه تو بودي، اين کارو ميکردي؟

388
00:23:38,327 --> 00:23:39,938
.‏نه، بي خيالش ميشدي

389
00:23:40,847 --> 00:23:44,508
،‏فقط براي نجات خودت
.‏پرونده رو به خطر نمينداختي

390
00:23:45,487 --> 00:23:47,085
‏يا مارکهام، خيلي خوب تظاهر ميکنه

391
00:23:47,127 --> 00:23:49,893
.‏يا واقعا نميدونه که پسراش با کالهون چيکار کردن

392
00:23:49,927 --> 00:23:53,755
.‏-خب، الان که ميدونه
‏-اتفاقاي جالبي ميتونه بيفته

393
00:23:53,807 --> 00:23:56,870
‏وقتي بذرِ بي اعتمادي رو در باغ
.‏يه مشت آدم عوضي بکاري

394
00:23:58,487 --> 00:24:00,979
‏-همين الان، اينو از خودت درآوردي؟
.‏-نه يجا خونده بودمش

395
00:24:01,007 --> 00:24:05,034
‏خب، لطف کن و يه بار ديگه آروم تکرارش کن
.‏تا بتونم يادداشتش کنم

396
00:24:05,127 --> 00:24:07,121
."‏سالن آرايش و زيبايي "تمي لي

397
00:24:07,207 --> 00:24:10,033
...‏اسمش مغازه زيبايي "تمي لي" هست

398
00:24:10,087 --> 00:24:11,933
‏ولي اگه بويد اينقدر بهم مشکوک باشه

399
00:24:11,967 --> 00:24:13,455
،‏که بره ليست تماس هاي موبايلم رو چک کنه

400
00:24:13,527 --> 00:24:16,162
.‏اسم سالن، کوچکترين مشکلمون هست

401
00:24:16,247 --> 00:24:17,806
‏-تو حالت خوبه؟
.‏-خوبم

402
00:24:17,887 --> 00:24:18,934
‏چرا داري آروم حرف ميزني؟

403
00:24:19,007 --> 00:24:20,354
.‏بويد، يه نفرو گذاشته، مراقبم باشه

404
00:24:20,447 --> 00:24:22,370
‏خودش ميگه براي اينه
.‏که يه وقت مارکهام نياد سراغم

405
00:24:22,407 --> 00:24:25,161
‏-حرفش رو باور ميکني؟
.‏-بايد بکنم

406
00:24:25,247 --> 00:24:28,306
،‏وقتي ميگه به آينده مون اهميت ميده
.‏باورش مي کنم

407
00:24:28,407 --> 00:24:32,047
.‏آره، منم همين طور
..‏براي همين ميدونستم، ميتونم تو رو باهاش تنها بذارم

408
00:24:32,527 --> 00:24:35,448
.‏زکرايا امروز صبح اومد اينجا
.‏داره براي بويد يه کاري ميکنه

409
00:24:35,527 --> 00:24:38,289
.‏نميدونم چيکار ميکنه، ولي سعي ميکنم، بفهمم

410
00:24:38,407 --> 00:24:42,119
‏ديگه بايد برم، فقط ميخواستم بدوني
.‏که دارم کارمو انجام ميدم

411
00:24:42,167 --> 00:24:45,064
‏ايوا، فقط چون بويد فکر ميکنه
، ‏که عاشقت هست

412
00:24:45,065 --> 00:24:47,963
‏معنيش اين نيست که نانسي درو هستي و
.‏ بايد نشان افتخار خبرچين بودن رو بگيري
<font color="#004080">،هست Nancy Drew ‏نانسي درو، بازيگر سريال پليسي
<font color="#004080">.که ‏جا پاي پدرش ميذاره و  کارآگاه ميشه</font></font>

413
00:24:48,047 --> 00:24:50,850
،‏اگه يه نفر نزديکت هست که بايد آروم حرف بزني
.‏نميخواد زنگ بزني

414
00:24:50,887 --> 00:24:54,120
.‏-و ممنون
.‏-زنده ام که خدمت کنم

415
00:24:56,247 --> 00:25:00,866
‏-دوباره به کارش، تَن داده نه؟
.‏-آره

416
00:25:00,927 --> 00:25:02,047
‏چطوري راضيش کردي؟

417
00:25:02,087 --> 00:25:04,547
‏چطور راضيش کردم؟
.‏خودمم موندم

418
00:25:04,647 --> 00:25:07,984
‏-تو چي فکر ميکني؟
.‏-اوه، دارم سعي ميکنم، بهش فکر نکنم
<font color="#004080">(:منظورش ‏همون بوسه بين ريلان و ايواست</font>

419
00:25:08,210 --> 00:25:09,524
.‏عجب چيزي هم بهت داده

420
00:25:09,607 --> 00:25:11,957
.‏اندازه ي يه انار گنده ست

421
00:25:12,047 --> 00:25:15,566
‏ميدونستي اندازه، فقط يکي از
....هاي کيفيت الماس هست  ‏C
<font color="#004080"> معيار هاي ارزشگذاري الماس هست  <  ،C منظورش ازfont color=#004080>))</font>

422
00:25:15,607 --> 00:25:20,672
...‏رنگ، شفافيت هم جز اون فاکتورهاست
.‏چهارميش رو يادم نمياد

423
00:25:20,767 --> 00:25:22,210
‏چيزي، ميخواي بگي؟

424
00:25:22,287 --> 00:25:25,150
.شروع نميشه  C ‏- اندازه که با
.‏- منظورم، عيارش هست، مايکي

425
00:25:25,237 --> 00:25:27,645
!‏-وين
‏-به چي فکر ميکنم؟

426
00:25:27,680 --> 00:25:31,772
.‏آهان، آره
...‏آدم باهوشي هست

427
00:25:31,807 --> 00:25:34,602
.‏-بهت مشکوک شده
‏-منظورت چيه؟

428
00:25:34,647 --> 00:25:37,843
.‏-بُرِش
.C ‏-چهارمين

429
00:25:37,927 --> 00:25:39,148
.‏ولي فکر ميکنم، يکي ديگه هم هست

430
00:25:39,207 --> 00:25:41,421
.باشه  C ‏-شايد 5 تا
‏-خيلي خب، ميشه

431
00:25:41,422 --> 00:25:43,249
،‏اينقدر مسخره بازي در نياري
‏و بگي به چي فکر ميکني؟

432
00:25:43,287 --> 00:25:45,642
‏-تو اون خبرچينه بودي؟
.‏-معلومه که نه

433
00:25:45,675 --> 00:25:47,186
.‏خب، يه نفر بوده

434
00:25:47,267 --> 00:25:48,473
‏و مگه بهتر نيست که مجبورت کنه، فکر کني

435
00:25:48,527 --> 00:25:52,147
،‏نميتونسته اون بوده باشه
‏تا بگه، فکر ميکنه که تو خبرچينه بودي؟

436
00:25:52,207 --> 00:25:54,674
، ‏طوري رفتار کردي که بفهمه
‏بهش شک داري؟

437
00:25:55,247 --> 00:25:56,558
.‏ميشه، بهم اطمينان داشته باشي

438
00:25:56,647 --> 00:25:59,179
.‏-به اندازه تمام دنيا بهت اطمينان دارم
‏-در اين صورت لطفا بدون که

439
00:25:59,207 --> 00:26:01,899
.‏ميفهمم، وقتي کسي برام رئيس بازي در مياره

440
00:26:03,327 --> 00:26:05,285
.‏باشه

441
00:26:05,367 --> 00:26:08,277
.‏اوري مارکهام، خيلي وقته که اينکاره ست

442
00:26:08,364 --> 00:26:11,360
،‏خدا ميدونه که تا حالا چند نفر به خاطر گول زدنش
.‏مردن يا زندوني شدن يا هر دوتاش

443
00:26:11,447 --> 00:26:12,962
‏و اينکه تا حالا قِصِر در رفته

444
00:26:13,007 --> 00:26:16,764
.‏معنيش اين نيست که اون خبرچينه
.‏شايد، فقط کارش خيلي درسته

445
00:26:16,847 --> 00:26:19,754
‏و اينکه، درخواست کرده که باهاش ازدواج کني

446
00:26:19,807 --> 00:26:22,488
.‏به اين معني نيست که باهات بازي نميکنه

447
00:26:23,927 --> 00:26:27,163
،‏ميخواي ته و توي قضيه رو در بيارم
،‏ببينم، ميتونم چيزي پيدا کنم

448
00:26:27,247 --> 00:26:30,487
‏ثابت کنم که خبرچين بوده
‏يا يه چيزي که ثابت کنه، نبوده؟

449
00:26:30,527 --> 00:26:32,915
.‏فقط به نظرم، زياد اهميتي نداره

450
00:26:33,007 --> 00:26:35,760
.‏به هر حال، مجبوريم که بکشيمش

451
00:26:35,807 --> 00:26:39,242
.‏اوه، خيلي هم اهميت داره
،‏اگه داره باهام بازي ميکنه

452
00:26:39,323 --> 00:26:41,997
.‏بايد خيلي آروم اونو بکشيم

453
00:26:43,087 --> 00:26:46,166
.‏لازم نداري که بهت بگم

454
00:26:46,167 --> 00:26:47,846
.‏ميدوني که بايد چيکار کنيم

455
00:26:47,847 --> 00:26:50,831
.‏چو چو، دهنش قرصِ قرصه
.‏هيچ وقت، ما رو نميفروشه

456
00:26:50,847 --> 00:26:53,907
.‏به قصد نه

457
00:26:56,567 --> 00:27:00,160
‏ماموراي فدرال، آدمايي دارن که تمام زندگيشون رو

458
00:27:00,207 --> 00:27:02,996
...‏- با مغز آدما، بازي ميکنن
...‏-من نمي

459
00:27:05,047 --> 00:27:06,731
.‏من و چو چو ، با هم خدمت کرديم

460
00:27:06,767 --> 00:27:07,989
.‏ميدونم

461
00:27:08,074 --> 00:27:13,218
،‏وقتي هاموي اونا منفجر شد
.‏من درست پشت سرش، توي هاموي بودم
<font color="#004080">.هاموي، ‏ماشين نظاميِ سبک و سريع است</font>

462
00:27:13,304 --> 00:27:17,995
،‏موشک باعث شد، هاموي اونا چپ کنه
.‏و روي سر ما فرود بيان

463
00:27:18,047 --> 00:27:21,931
‏تفگندارشون، مثل يه پشه
.‏روي پنجره ماشين ما، له شد

464
00:27:22,007 --> 00:27:25,818
.‏چو چو هم روي صندلي کاپتان، نشسته بود

465
00:27:25,927 --> 00:27:28,276
...‏وقتي در ماشين رو باز کرديم

466
00:27:28,327 --> 00:27:32,638
،‏نميتونستي تصور کني
.‏کسي اون تو، زنده مونده باشه

467
00:27:32,727 --> 00:27:36,193
...‏امدادگرها

468
00:27:36,247 --> 00:27:38,898
‏تکه هاي استخوانِ راننده رو
...‏از توي صورتش بيرون مي کشيدن

469
00:27:38,981 --> 00:27:42,974
...‏وقتي تونسته از اون حادثه، جون سالم به در ببره
.‏نه
<font color="#004080">.ميگه ‏حاضر نيست به اين آسوني، اونو بکشه</font>

470
00:27:43,287 --> 00:27:45,835
،‏يه روز صبح، وقتي که توي ارتش بودم

471
00:27:45,927 --> 00:27:50,974
،‏جسد "کانگ" رو پيدا کرديم که توي تاريکي
.‏افتاده بود توي يه تله ي چاله اي
<font color="#004080">.چاله ‏هايي که براي شکار حيوانات،آن را با اجسام تيز پر ميکنند
<font color="#004080">.از ‏اين چاله ها در جنگ ويتنام استفاده ميشد</font></font>

472
00:27:52,033 --> 00:27:56,723
.‏اين تله هاي چاله اي، براي کشتن استفاده نميشن
<font color="#004080"> ،‏شکارچي ها براي زنده گرفتن حيوانات
<font color="#004080">.از ‏آن استفاده ميکنند</font></font>

473
00:27:56,807 --> 00:28:00,359
‏يه سرباز مرده، تعداد افرادت
،‏رو مقابل دشمن کمتر ميکنه

474
00:28:00,447 --> 00:28:04,851
،‏ولي يه سرباز زخمي
.‏حرکت کل يگان رو آهسته ميکنه

475
00:28:04,967 --> 00:28:07,704
‏کانگ، نيزه هاي داخل چاله رو
،‏با عَن مي پوشوند

476
00:28:07,727 --> 00:28:10,227
.‏تا زخمي ها، عفونت کنن

477
00:28:10,287 --> 00:28:14,917
‏ولي بجاي اينکه يه سَربار
،‏براي هم رزم هاش بشه

478
00:28:15,007 --> 00:28:17,328
،‏مجبورشون کنه که اونُ حمل کنن

479
00:28:17,407 --> 00:28:20,210
.‏اين آدم تصميم گرفت که خودش رو بکشه

480
00:28:20,287 --> 00:28:24,511
.‏يه نفر ميميره، تا بقيه بتونن زنده بمونن

481
00:28:24,567 --> 00:28:27,771
.‏هر کسي ميتونه، رهبري کنه

482
00:28:27,807 --> 00:28:32,037
‏ولي رهبر واقعي کسيه که
.‏بتونه تصميم هاي سخت رو بگيره

483
00:28:44,567 --> 00:28:47,638
.‏چو چو، وضعيت رو گزارش بده

484
00:28:49,767 --> 00:28:53,698
،‏داشتم  فکر ميکردم
.‏شايد يه راهِ ديگه اي هم باشه

485
00:28:56,287 --> 00:28:58,942
‏-منظورت چيه؟
...‏-دختره

486
00:28:58,943 --> 00:29:01,110
.‏فکر نکنم، ما رو لو بده

487
00:29:01,167 --> 00:29:03,766
‏و چطوري به اين نتيجه رسيدي؟

488
00:29:03,767 --> 00:29:06,677
.‏خودش بهم گفت

489
00:29:07,687 --> 00:29:11,059
...‏بهت گفت
‏لازم نيست اونو بکشي

490
00:29:11,087 --> 00:29:12,960
‏چون قول ميده، ما رو لو نده؟

491
00:29:13,047 --> 00:29:15,071
.‏آره، ميدونم راستشو نميگه

492
00:29:15,167 --> 00:29:17,225
‏الان باهاته؟

493
00:29:19,287 --> 00:29:20,803
.‏آره

494
00:29:20,887 --> 00:29:22,952
‏به نظر مياد، بايد در موردش

495
00:29:23,007 --> 00:29:26,761
.‏رو در رو، حرف بزنيم

496
00:29:26,967 --> 00:29:29,602
‏الان دقيقا، کجايي؟

497
00:29:45,007 --> 00:29:48,654
.‏ببخشيد خانم
‏صداي موزيک، بلنده؟

498
00:29:48,727 --> 00:29:50,911
.‏آره، اگه به شنواييت، اهميت بدي

499
00:29:51,007 --> 00:29:52,608
...‏بلند بودن موزيک هم براي همينه ديگه

500
00:29:52,687 --> 00:29:56,682
‏بايد اونقدر بلند باشه که همه فکرا
.‏رو از سرت بيرون کنه

501
00:29:57,687 --> 00:30:01,942
‏فکر ميکردم نسل شما، همه تون
.‏ هدفن هاي کوچيک استفاده ميکنين.  بشين
<font color="#004080">.منظورش ‏هدفن هاي موبايله</font>

502
00:30:02,007 --> 00:30:05,169
،‏دوست ندارم، با اون چيزاي مسخره
.‏موزيک گوش بدم

503
00:30:07,127 --> 00:30:10,978
،‏اول منُ "خانم" صدا مزني
‏بعدش، برات مهم نيست

504
00:30:11,041 --> 00:30:14,829
.‏که ميگم نسل من و تو،  فرق ميکنه
<font color="#004080">.ايوا ‏پيرتره</font>

505
00:30:17,167 --> 00:30:20,072
‏مگه فکر ميکني، من چند سالمه؟

506
00:30:20,127 --> 00:30:22,247
...‏نه، خانم
...‏منظورم، خانم کرودر

507
00:30:22,327 --> 00:30:24,292
.‏ميدونم، دقيقا چند سالتونه

508
00:30:24,327 --> 00:30:26,436
‏برادرم، کارل توي دبيرستان "اورت" سال اولي بود

509
00:30:26,487 --> 00:30:28,203
. ‏وقتي شما سال آخر، بودي
<font color="#004080">.اورت، ‏شهري در ايالت ميشيگان امريکاست</font>

510
00:30:28,247 --> 00:30:30,923
‏هميشه ميگفت، شما خوشگل ترين
.‏دختر روي زمين هستين

511
00:30:31,007 --> 00:30:34,808
‏روي زمين؟

512
00:30:34,927 --> 00:30:39,099
‏اولين باري که ديدمت، يه جوري رفتار کردي
.‏انگار تا حالا منو نديده بودي

513
00:30:39,167 --> 00:30:41,006
".‏"اي واي، تو دخترِ بويدي

514
00:30:41,087 --> 00:30:43,636
.‏اون موقع، بهترين کار، بنظرم همين بود

515
00:30:44,767 --> 00:30:47,473
‏حالا چي شد، گذاشتنت مراقب من باشي؟

516
00:30:47,567 --> 00:30:51,168
.‏برادرت با فکر اينکه من ماه پريونم، بزرگ شد

517
00:30:51,247 --> 00:30:55,124
‏تعجب ميکنم، اولين نفر تو صف
.‏براي من نايستاده بود

518
00:30:55,207 --> 00:30:58,121
...‏حقيقت اينه که خان
...‏خانم کرودر

519
00:30:58,207 --> 00:31:00,373
.‏من زياد توي معدن بدرد نميخورم

520
00:31:00,407 --> 00:31:02,504
.‏لازم نيست به خاطرش خجالت بکشي

521
00:31:02,567 --> 00:31:05,454
.‏همه کارها رو بسپار به بويد و عموم

522
00:31:06,327 --> 00:31:08,245
‏اسم اون معدني که رفتن، چي بود؟

523
00:31:11,287 --> 00:31:16,431
‏-"بلنتون کرکيک"، درسته؟
.‏-آره، خودشه

524
00:31:48,287 --> 00:31:51,998
‏-تو خوبي؟
.‏-آره، خوبم

525
00:31:52,087 --> 00:31:55,809
،‏خيلي وقت بود که تا اين عمق
.‏داخل يه معدن نرفته بودم

526
00:31:55,887 --> 00:31:58,921
،"‏فکر ميکردم توي معدن "کوه سياه

527
00:31:59,007 --> 00:32:02,398
،‏ همون سگدوني که نزديک کومبرلند بود
.‏کار کرده بودي

528
00:32:02,447 --> 00:32:06,153
‏اون مال زماني بود، که چيزي
.‏براي زندگي کردن، نداشتم

529
00:32:06,247 --> 00:32:08,532
...‏بذار يه سوالي ازت بپرسم، زکرايا

530
00:32:08,567 --> 00:32:12,526
‏واقعا از اينکه توي معدن باشي، خوشت مياد؟

531
00:32:12,527 --> 00:32:16,530
.‏تنها جاييکه که خوشحالم

532
00:32:19,767 --> 00:32:21,737
.‏خيلي خب
.‏برگرديم سر کار

533
00:32:21,767 --> 00:32:23,185
‏اون قوطي روغن رو بهم ميدي؟

534
00:32:23,207 --> 00:32:26,264
.‏بهتره قبل از اينکه برگرديم سر کار، پرش کنيم

535
00:32:27,847 --> 00:32:31,398
!‏لعنتي! بويد

536
00:32:31,487 --> 00:32:32,367
!‏-بويد
!‏-صبر کن

537
00:32:32,404 --> 00:32:35,277
!‏تکون نخور! تکون نخور

538
00:32:35,367 --> 00:32:36,721
‏بويد؟

539
00:32:36,767 --> 00:32:38,852
.‏بله

540
00:32:38,887 --> 00:32:41,280
‏-تو خوبي؟
.‏-آره

541
00:32:41,367 --> 00:32:43,762
.‏تخته....تخته منو نگه داشته

542
00:32:43,807 --> 00:32:48,234
‏ديگه نزديک تر نشو، وگرنه
.‏جفتمون باهاش ميريم پايين

543
00:32:52,807 --> 00:32:55,143
.‏ببندش به يه ستون

544
00:32:55,247 --> 00:32:57,243
.‏و دور کمر خودت، ببندش

545
00:32:57,287 --> 00:32:58,997
،‏حالا، بويد

546
00:32:59,087 --> 00:33:01,652
،‏نه تکون بخور، نه حرف بزن
!‏حتي نفس عميقم نکش

547
00:33:01,727 --> 00:33:03,478
.‏طناب رو يه کم شل کن

548
00:33:13,007 --> 00:33:15,827
.‏تکون نخور

549
00:33:15,927 --> 00:33:18,885
.‏-خيلي خب، محکم بِکِشش
‏-باشه؟

550
00:33:18,967 --> 00:33:20,844
.‏هي، تکون نخور

551
00:33:20,927 --> 00:33:23,204
.‏خيلي خب
.‏حالا، دستمو به طرفت دراز ميکنم

552
00:33:23,287 --> 00:33:25,524
.‏ولي تو دستتو سمت من دراز نکن

553
00:33:25,687 --> 00:33:29,022
‏فهميدي؟
‏با شماره سه، باشه؟

554
00:33:29,087 --> 00:33:31,052
.‏تکون نخور، حالا

555
00:33:31,087 --> 00:33:34,614
‏!1....2....3

556
00:33:37,367 --> 00:33:40,280
!‏خيلي خب
!‏زود باش

557
00:33:40,407 --> 00:33:42,275
!‏گرفتمت، گرفتمت

558
00:33:50,847 --> 00:33:52,060
!‏لعنتي
‏حالت خوبه، بويد؟

559
00:33:52,127 --> 00:33:54,672
.‏آره

560
00:33:54,807 --> 00:33:58,386
.‏آره، خو....خوبم

561
00:34:03,647 --> 00:34:07,163
.‏برو بالا، يه استراحتي بکن

562
00:34:07,247 --> 00:34:08,726
....‏نه، ما
.‏وقت زيادي نداريم

563
00:34:08,767 --> 00:34:10,006
،‏نه، بعد از اون سقوطي که داشتي

564
00:34:10,007 --> 00:34:12,021
.‏بايد يه هوايي به سرت بخوره
.‏هي، برو بالا

565
00:34:12,121 --> 00:34:14,748
.‏هي ـي ـي، نميخواد نگران چيزي باشي، بويد

566
00:34:14,847 --> 00:34:15,947
،‏صبح دوباره برگرد، اين پايين

567
00:34:16,007 --> 00:34:17,549
.‏تا خونه، اينجا رو کنديم

568
00:34:20,247 --> 00:34:26,260
،‏خب، شايد يه تجربه نزديک به مرگ
.‏براي يه روز کافي باشه

569
00:34:38,327 --> 00:34:43,204
.‏-لعنتي
.‏- خوش اومدي به اينکار، پسر جون

570
00:35:13,487 --> 00:35:16,162
‏عقلت اومد، سرجاش يا نه؟

571
00:35:19,786 --> 00:35:22,855
.‏-برو بيارش
.‏-نه

572
00:35:25,487 --> 00:35:28,475
.‏شايد بايد دوباره در موردش با هم حرف بزنيم

573
00:35:28,527 --> 00:35:31,718
،‏ميتونيم برگرديم توي ماشين
...‏دوباره بيايم بيرون

574
00:35:31,807 --> 00:35:34,767
.‏اون دختر، نبايد به خاطر اشتباه من بميره

575
00:35:34,847 --> 00:35:37,489
...‏چوچ

576
00:35:37,567 --> 00:35:40,910
،‏تمام جاهايي که بوديم
...‏تمام چيزايي که ديديم

577
00:35:40,989 --> 00:35:43,088
...‏حتي، تمام کارايي که کرديم

578
00:35:43,167 --> 00:35:45,659
"‏هنوزم فکر ميکني کلمه "نبايد
‏معني خاصي داره؟

579
00:35:45,727 --> 00:35:49,256
.‏-نميذارم، بکشيش
.‏-خيلي خب، پس

580
00:35:49,290 --> 00:35:51,454
،‏همون طور که بهت دستور داده بودن
.‏تو اونو بکش

581
00:35:51,487 --> 00:35:54,614
.‏هيچکس از جاش تکون نخوره
!‏دستا بالا

582
00:35:54,727 --> 00:35:56,765
‏"همون طور که بهت دستور داده بودن، بکشش" ؟
،‏قتل يه نفر

583
00:35:56,807 --> 00:36:00,027
،‏همچنين حرفي، معنيش
.‏قصد ارتکاب به جرم هست

584
00:36:00,131 --> 00:36:03,822
.‏همه، روي زانوهاتون بشينين

585
00:36:03,927 --> 00:36:07,664
.‏صداي اومدن ماشين رو نشنيدم
‏ماشينتون، پايين تپه هست؟

586
00:36:07,767 --> 00:36:10,726
‏دستاتون رو بذارين روي سرتون و
.‏بخوابين روي زمين

587
00:36:10,767 --> 00:36:12,977
‏ از پيتزايي، ما رو دنبال کردين؟

588
00:36:13,087 --> 00:36:14,544
.‏انگار حواست زياد جمع نيست، ديگه

589
00:36:14,607 --> 00:36:16,296
‏يا شايدم، فکرت درگيره اينه

590
00:36:16,407 --> 00:36:18,837
‏که بياي اينجا و يکي از
.‏افراد خودت رو به قتل برسوني

591
00:36:18,927 --> 00:36:20,541
،‏مارکهام گفته که اين کشتن از روي ترحمه

592
00:36:20,607 --> 00:36:23,040
‏-تا چو چو رو از وضع فلاکت بارش، نجات بدي؟
.‏-دروغ ميگه

593
00:36:23,127 --> 00:36:24,219
،‏اگه براي اينکار اينجا نيومده

594
00:36:24,287 --> 00:36:25,623
‏-براي چي بايد با خودش، آدم بياره؟
.‏-دارن دروغ ميگن

595
00:36:25,687 --> 00:36:28,406
!‏دارن دروغ ميگن تا بينمون تفرقه بندازن

596
00:36:28,447 --> 00:36:31,088
.‏خودت ميدوني که ما دروغ نميگيم

597
00:36:33,967 --> 00:36:36,382
.‏هر دوشون رو الان ميکشيم
.‏بعدشم ميريم سراغِ کرودر

598
00:36:36,447 --> 00:36:40,438
،‏ بعد از اون، ديگه کسي نميتونه تو رو متهم به
.‏کشتن اون دلال معاملاتي ملک کنه

599
00:36:44,807 --> 00:36:47,206
‏واقعا ميخواي براي آدمايي
‏که ميخوان تو رو بکشن، بميري؟

600
00:36:47,207 --> 00:36:50,503
.‏هنوزم ميخواي، دستوراتش رو اطاعت کني

601
00:36:50,967 --> 00:36:53,392
.‏تنها کاريه که ميتونم بکنم

602
00:37:34,127 --> 00:37:36,501
‏تا حالا توي معدن بودي؟

603
00:37:38,687 --> 00:37:41,717
.‏-چند تا تابستون، کار کردم
.‏-آره، معلومه

604
00:37:41,767 --> 00:37:43,133
.‏بلدي چطوري، اينجا کار کني

605
00:37:43,167 --> 00:37:46,422
،‏وقتت رو تلف گشتن
.‏دنبال چوپاکابرا نميکني

606
00:37:46,527 --> 00:37:48,787
.‏بعضي ها براي اين کار، ساخته نشدن

607
00:37:48,887 --> 00:37:50,912
.‏موافقم

608
00:37:58,647 --> 00:38:01,575
.‏لعنتي، چقدر عميقه

609
00:38:10,367 --> 00:38:13,586
.‏زاکرايا، بيا اينجا رو ببين

610
00:38:19,287 --> 00:38:23,935
‏-به نظرت، اين چوب، پوسيده شده؟
.‏-نه، اصلا اينطور به نظر نمياد

611
00:38:24,007 --> 00:38:26,601
‏به نظر مياد، يه نفر اين تخته ها رو
.‏از قصد اينطور بُريده

612
00:38:26,727 --> 00:38:28,900
.‏آره

613
00:38:28,967 --> 00:38:32,208
.‏بابا، عجب چشماي تيزي داري تو، پسر

614
00:38:33,807 --> 00:38:37,307
.‏-واقعا حيف شد
‏-چي؟

615
00:38:43,887 --> 00:38:46,332
.‏خداي من

616
00:38:51,527 --> 00:38:54,084
!‏کارل! کارل
!‏خداي من

617
00:38:54,127 --> 00:38:56,731
‏دختره، چو چو رو ديشب
‏توي دفتر کالهون

618
00:38:56,767 --> 00:38:59,358
....‏با يه مرد ديگه ديده
.‏انگاري يک از اين افسرهاي نيروي دريايي بوده

619
00:38:59,447 --> 00:39:02,120
،‏پليس هارلان داره سعي ميکنه
‏قبل از اينکه بفهمه

620
00:39:02,121 --> 00:39:04,794
‏ اينجا چه اتفاقي افتاده
.‏و مثل دوستاش فرار کنه، دستگيرش کنه

621
00:39:04,847 --> 00:39:06,942
‏من 50 تا کلانتر اضافي

622
00:39:07,047 --> 00:39:08,619
.‏از آتلانتا تا سين سيناتي، دارم

623
00:39:08,647 --> 00:39:10,481
‏بعلاوه، همه ماموراي پليس تا 100 مايلي اينجا

624
00:39:10,567 --> 00:39:13,144
.‏عکس چهره "چو چو" و "واکر" رو الان دارن

625
00:39:13,167 --> 00:39:14,566
‏مشکل اينجاست که پليس محلي

626
00:39:14,567 --> 00:39:18,233
.‏-براي اين آدما، تمرين تيراندازي هستن
.‏-راست ميگه

627
00:39:18,287 --> 00:39:20,497
‏براي همينم، فعلا با رفتن بدون اجازه ات

628
00:39:20,527 --> 00:39:22,985
.‏تا رسيدن نيروهاي اضافي من، کاري ندارم

629
00:39:23,087 --> 00:39:25,173
‏در همين حال، تيم،  تفنگت رو
.‏از صندوق  ماشينت بيار بيرون

630
00:39:25,247 --> 00:39:28,771
.‏-به نلسون بگو، تا 5 دقيقه ديگه حرکت ميکنيم
.‏-بله، قربان

631
00:39:29,927 --> 00:39:32,575
‏-امروز از خبرچينت، چيزي شنيدي؟
،‏-آره، امروز عصر

632
00:39:32,627 --> 00:39:33,925
.‏وقتي پيتزايي رو زير نظر داشتيم

633
00:39:33,978 --> 00:39:36,001
‏نگفت که نقشه مون سر ماجراي فيکس، گرفته يا نه؟

634
00:39:36,087 --> 00:39:38,439
.‏نگفت که نگرفته

635
00:39:41,487 --> 00:39:43,501
‏چيز ديگه اي هم هست؟

636
00:40:43,607 --> 00:40:46,405
‏اين ديگه چه حرکت احمقانه‌ايه؟

637
00:40:49,207 --> 00:40:52,419
.‏فکر کنم، الان ديگه اهميتي نداره

638
00:40:54,367 --> 00:40:55,678
.‏احتمالا با چيزي که بهش عادت داري، فرق ميکنه

639
00:40:55,727 --> 00:40:57,982
.‏واقعا مزخرفه

640
00:40:58,047 --> 00:40:59,131
،‏ميتوني يه آهنگ ديگه بذاري

641
00:40:59,207 --> 00:41:00,954
.‏ولي فکر نکنم، فرق چنداني بکنه

642
00:41:01,007 --> 00:41:04,996
.‏اين يکي خيلي بلنده

643
00:41:05,047 --> 00:41:06,805
.‏-واقعا خوبه
.‏-افتضاحه

644
00:41:06,847 --> 00:41:09,434
.‏-سلام
‏-خب، فکر  کنم، اومدن خونه و ببينم

645
00:41:09,515 --> 00:41:10,847
‏شما دو تا با هم اُخت گرفتين

646
00:41:10,927 --> 00:41:13,766
.‏بهتر از ديشبه که اومدم خونه

647
00:41:13,887 --> 00:41:16,282
.‏البته، اميدوارم نخواي با دخترم، صميمي بشي

648
00:41:16,327 --> 00:41:19,865
...‏-نه، بويد، اصلا اينطوري نيست
.‏-داره شوخي ميکنه

649
00:41:20,247 --> 00:41:22,017
،‏عزيزم، انتظار نداشتم اينقدر زود برگردي

650
00:41:22,087 --> 00:41:25,958
.‏وگرنه، زودتر غذا ميپختم

651
00:41:26,087 --> 00:41:28,907
‏کار با عموم، چطور بود؟

652
00:41:32,167 --> 00:41:34,846
.‏بذار اينو جواب بدم

653
00:41:39,247 --> 00:41:41,070
،‏فکر کنم، صداي منو بشناسي

654
00:41:41,127 --> 00:41:46,411
‏ولي اگه تنها نيستي، پيشنهاد ميکنم
.‏اسم منو بلند نگي

655
00:41:46,527 --> 00:41:49,418
،‏خب، با توجه به اينکه آخرين باري که ديدمت
،‏چه اتفاقي افتاد

656
00:41:49,487 --> 00:41:52,697
‏واقعا فکر ميکني، در موقعيتي هستي
‏که بتوني ازم خواهشي بکني؟

657
00:41:52,767 --> 00:41:55,395
.‏نه، اصلا ابدا
.‏من چيزي از تو نميخوام

658
00:41:55,487 --> 00:41:57,953
.‏-دارم بهت پيشکش ميدم
‏-چي رو پيشکش ميدي؟

659
00:42:02,727 --> 00:42:04,830
.‏اطلاعات

660
00:42:04,927 --> 00:42:07,337
.‏خب، از تو انتظار ديگه اي هم نميشه داشت

661
00:42:07,407 --> 00:42:11,366
‏-چقدر پول، بابتش ميخواي؟
.‏-يه قرونم، نميخوام

662
00:42:11,407 --> 00:42:12,551
‏فقط اميدوارم که اين حرکت رو
‏به عنوان حسن نيت من

663
00:42:12,567 --> 00:42:20,358
،‏براي شروع تازه در دوستي زيبامون
.‏حساب کني

664
00:42:20,487 --> 00:42:22,362
.‏اشتهات خيلي بالاست

665
00:42:22,447 --> 00:42:26,155
‏،چيزي به ذهنم نميرسه که تا اين حد بخوام
.‏در موردش بدونم که بخوام باهات دوست بشم

666
00:42:26,207 --> 00:42:28,973
‏خب، ميتونه در مورد چيزي باشه

667
00:42:29,047 --> 00:42:33,236
..."‏که مردم بهش ميگن، "مجهولات

668
00:42:33,327 --> 00:42:36,333
.‏چيزي که حتي خودتم نميدوني، که نميدوني

669
00:42:36,367 --> 00:42:40,737
،‏اگه اينطوريه
.‏واقعا از چيزي خبر ندارم

670
00:42:40,847 --> 00:42:46,603
،‏ايوا چيزي در مورد کاري که ديروز کرده
‏بهت گفته؟

671
00:42:47,847 --> 00:43:37,603
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

