1
00:00:01,363 --> 00:00:10,353
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:10,362 --> 00:00:19,352
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

3
00:00:20,002 --> 00:00:30,002
‫ترجمه از ایلیا و ناصر اسماعیلی

4
00:00:41,708 --> 00:00:43,435
‫می‌دونی اون چیه اونجا؟

5
00:00:43,961 --> 00:00:45,562
‫اوج زشتیه

6
00:00:46,547 --> 00:00:49,733
‫اینجا بینهایت زیبا بود

7
00:00:50,759 --> 00:00:53,386
‫پرنده‌ها توی اون درختا لونه می‌ساختن جیکوب

8
00:00:53,387 --> 00:00:58,075
‫حواصیل، ماهیخوار سفید، ماهیخوار آبی

9
00:01:00,394 --> 00:01:04,790
‫این شگفتی دنیای ماست
‫که داره تبدیل به یه تفریحگاه

10
00:01:06,066 --> 00:01:09,920
‫- آره زشته می‌دونم
‫- بی‌حرمتیه

11
00:01:10,946 --> 00:01:15,258
‫اون قایق مخصوص دریاچه که دارن میارن اینجا

12
00:01:15,951 --> 00:01:18,887
‫تاحالا دیدیش؟ از نزدیک؟

13
00:01:20,247 --> 00:01:22,707
‫چون قراره بقیه روزای زندگیمون

14
00:01:22,708 --> 00:01:24,685
‫توی پیاده روی صبحگاهمون هر روز ببینیمش

15
00:01:26,420 --> 00:01:31,692
‫یادت باشه بدخلقی اول صبح
‫باعث میشه کل روزت خراب بشه

16
00:01:36,972 --> 00:01:40,057
‫این کار ما چه فرقی با کار شرکت برق داره

17
00:01:40,058 --> 00:01:42,768
‫که با ساخت سد زمین اجدادمون رو زیر آب برد؟

18
00:01:42,769 --> 00:01:45,288
‫اینو خودمون انتخاب کردیم

19
00:01:46,940 --> 00:01:48,667
‫خودمون خواستیم دارلین

20
00:01:49,151 --> 00:01:53,046
‫نه با زور و اجبار
‫برای منفعت خانواده‌مون خواستیم

21
00:01:53,447 --> 00:01:56,007
‫و خانواده‌مون نفع می‌کنه

22
00:01:56,658 --> 00:01:58,117
‫- خانواده؟
‫- آره

23
00:01:58,118 --> 00:01:59,511
‫کدوم خانواده؟

24
00:02:56,051 --> 00:02:57,360
‫برو پتی رو بیار

25
00:03:00,722 --> 00:03:03,599
‫چون چیزی برای مخفی کردن نداریم
‫دستگیرمون نمی‌کنن

26
00:03:03,600 --> 00:03:05,476
‫پس چرا مثل یه تیم فوتبال
‫دور هم حلقه زدیم؟

27
00:03:05,477 --> 00:03:06,870
‫قضیه شوخی نیست شارلوت

28
00:03:08,313 --> 00:03:09,873
‫کی می‌تونیم برگردیم داخل؟

29
00:03:11,024 --> 00:03:14,127
‫فکر کنم وقتی کارشون تموم بشه
‫می‌تونین برگردین داخل

30
00:03:55,110 --> 00:03:56,878
‫ظاهراً صبح شلوغیه

31
00:03:58,238 --> 00:03:59,673
‫جایی برای نگرانی نیست

32
00:04:01,158 --> 00:04:05,011
‫این مال جوناست
‫تازه تاکسی‌درمی شده

33
00:04:06,329 --> 00:04:07,973
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

34
00:04:09,332 --> 00:04:10,725
‫اولین شکار این پسر

35
00:04:16,548 --> 00:04:17,732
‫آماده‌ای؟

36
00:04:22,804 --> 00:04:25,532
‫به اون وکیله زنگ بزن
‫بگو بیاد دیدنم

37
00:04:47,162 --> 00:04:50,372
‫راستش حس خوبی ندارم
‫که اینجوری سر کردی توی گاوصندوق

38
00:04:50,373 --> 00:04:52,726
‫اگه به حس بقیه اهمیت می‌دادم
‫الان مُرده بودم

39
00:04:56,838 --> 00:04:58,214
‫چیه؟

40
00:04:58,215 --> 00:05:00,859
‫داری... داری چیکار می‌کنی؟

41
00:05:02,344 --> 00:05:03,928
‫به خاطر مارتی، دارم مطمئن میشم

42
00:05:03,929 --> 00:05:05,989
‫چیزی اینجا نباشه که نباید باشه

43
00:05:07,390 --> 00:05:09,784
‫وایسا وایسا، مارتی دستگیر شده؟

44
00:05:10,185 --> 00:05:14,772
‫بهت که گفتم. نمی‌دونم
‫فقط می‌دونم دارن خونه‌شو می‌گردن

45
00:05:14,773 --> 00:05:17,233
‫باشه، ولی خودش دستگیر نشده، درسته؟

46
00:05:17,234 --> 00:05:22,071
‫فکر می‌کنی الان از 5 ثانیه پیش بیشتر می‌دونم؟

47
00:05:22,072 --> 00:05:23,447
‫به نظرت ممکنه بیان...

48
00:05:23,448 --> 00:05:24,949
‫ما رو که دستگیر نمی‌کنن، می‌کنن؟

49
00:05:24,950 --> 00:05:28,160
‫چرا؟ روی کامپیوترت فیلم بچه بازی داری؟

50
00:05:28,161 --> 00:05:30,138
‫اصلاً خنده دار نیست

51
00:05:31,957 --> 00:05:36,311
‫برای تو نه
‫ولی همچین چیزی کلاً خنده‌داره

52
00:05:36,711 --> 00:05:38,379
‫حکم تفتیش لازم دارن، مگه نه؟

53
00:05:38,380 --> 00:05:41,257
‫آره آره، یه همچین چیزی می‌خوان...

54
00:05:41,258 --> 00:05:43,384
‫- بهش چی میگن؟
‫- مدرک معتبر؟

55
00:05:43,385 --> 00:05:46,178
‫آره دقیقاً
‫و همچین چیزی ندارن

56
00:05:46,179 --> 00:05:48,472
‫یعنی، از من چیزی ندارن...

57
00:05:48,473 --> 00:05:52,869
‫میشه خفه خون بگیری و
‫یه جعبه مقوایی از پشت بار برام بیاری؟

58
00:05:53,603 --> 00:05:55,121
‫- سلام عزیزم
‫- سلام

59
00:05:55,772 --> 00:05:58,148
‫- چه خبره؟
‫- چیزی نیست

60
00:05:58,149 --> 00:06:00,085
‫به نظر نمیاد چیزی نباشه

61
00:06:02,153 --> 00:06:05,882
‫فقط، چشم ازش برندار. باشه؟
‫زود برمی‌گردم

62
00:06:14,875 --> 00:06:16,184
‫توی گاوصندوق چیکار می‌کنی؟

63
00:06:16,668 --> 00:06:19,062
‫دنبال ساندویچی که جا گذاشتم می‌گردم

64
00:06:25,594 --> 00:06:30,240
‫میشه یه لطفی بهم بکنی و
‫گورتو گم کنی و درو ببندی؟

65
00:06:31,349 --> 00:06:34,160
‫من از سم دستور می‌گیرم

66
00:06:35,395 --> 00:06:37,872
‫آها که اینطور؟

67
00:06:40,984 --> 00:06:44,778
‫خب چطوره اون سینه‌ها رو سوراخ کنم
‫و هرچی سیلیکون توشه بریزم بیرون؟

68
00:06:44,779 --> 00:06:46,881
‫اینجوری خوشت میاد؟

69
00:06:54,581 --> 00:06:57,851
‫دستتو خوندم مارتی، دیگه تموم شد

70
00:06:59,002 --> 00:07:02,605
‫کارتل می‌دونه کجایی؟
‫منتظرن بکشنت

71
00:07:03,465 --> 00:07:06,401
‫ولی اینجا، امنه

72
00:07:07,385 --> 00:07:08,945
‫خانواده‌ات در امنیته

73
00:07:09,346 --> 00:07:10,596
‫مامورها توی خونه‌ان

74
00:07:10,597 --> 00:07:13,408
‫آماده‌‌ان ویندی و بچه‌ها رو
‫تحت محافظت قرار بدن

75
00:07:27,113 --> 00:07:30,366
‫اگه جای تو بودم
‫درست حسابی بهش فکر ‌می‌کردم

76
00:07:30,367 --> 00:07:34,971
‫چون ممکنه دیگه هیچوقت
‫گذرمون به اینورا نیفته

77
00:07:45,632 --> 00:07:47,675
‫چه خبر؟ خوبه، بفرستش داخل

78
00:07:47,676 --> 00:07:48,777
‫وکیلت اومده

79
00:08:00,438 --> 00:08:02,248
‫همون وکیلی که منتظرش بودی نیست؟

80
00:08:03,316 --> 00:08:06,443
‫مارتی الان داشت می‌پرسید
‫آینده‌اش به عنوان یه

81
00:08:06,444 --> 00:08:08,671
‫اطلاعات دهنده به اف بی آی، چطور میشه

82
00:08:09,197 --> 00:08:11,049
‫نه، همچین کاری نمی‌کردم

83
00:08:16,371 --> 00:08:18,556
‫تو 5 هزار دلار دزدیدی؟

84
00:08:20,208 --> 00:08:22,209
‫ندزدیدم. برداشتمش

85
00:08:22,210 --> 00:08:24,128
‫که نکنه اتفاق غیرمنتظره‌ای
‫برای تو و بابا بیفته...

86
00:08:24,129 --> 00:08:26,213
‫فقط همینقدر دزدیدی؟ جونا چی؟

87
00:08:26,214 --> 00:08:28,149
‫اون هیچی نمی‌دونه. قسم می‌خورم

88
00:08:29,426 --> 00:08:31,653
‫- چی خریدی؟
‫- چی؟

89
00:08:32,053 --> 00:08:34,555
‫4600 دلار پیدا کردن
‫با بقیه‌اش چی خریدی؟

90
00:08:37,225 --> 00:08:39,143
‫شلوار جین و ژاکت و خرده‌ریز

91
00:08:39,144 --> 00:08:40,602
‫اتفاق غیرمنتظره، آره؟

92
00:08:40,603 --> 00:08:41,937
‫دیگه هیچ سورپرایزی برام نداری؟

93
00:08:41,938 --> 00:08:43,063
‫چیزی نیست که بخوای بهم بگی؟

94
00:08:43,064 --> 00:08:46,275
‫می‌دونی، خیلی خوب یادمه
‫که بهم می‌گفتی

95
00:08:46,276 --> 00:08:49,028
‫تمام اتفاقایی که افتاد باعث شد حس کنی
‫داری خیلی سریع بزرگ میشی

96
00:08:49,029 --> 00:08:53,967
‫پس بزرگ شو
‫چون بازی شروع شده. می‌فهمی؟

97
00:08:56,870 --> 00:09:00,706
‫بیا مستقیم بریم سر اصل مطلب
‫و وکیلت رو در جریان همه امور بذاریم

98
00:09:00,707 --> 00:09:04,978
‫حقیقت اینه که تو
‫توی تاسیس شرکت‌های مختلف خیلی ماهری

99
00:09:05,795 --> 00:09:08,481
‫ولی مشکل اینه که
‫آدمای اطرافت رو درست نمی‌شناسی

100
00:09:09,049 --> 00:09:10,733
‫برداشت اشتباهی ازشون داری

101
00:09:11,885 --> 00:09:15,220
‫این پاشنه آشیل توئه

102
00:09:15,221 --> 00:09:18,741
‫نمی‌خوام اطلاعات محرمانه رو لو بدم، ولی...

103
00:09:20,852 --> 00:09:23,437
‫پرونده سوابقت رو ببین

104
00:09:25,982 --> 00:09:27,292
‫مُرده

105
00:09:30,361 --> 00:09:31,921
‫مُرده

106
00:09:33,156 --> 00:09:37,886
‫اوه، بروس لیدل
‫دوست و شریک قدیمیت

107
00:09:39,120 --> 00:09:41,347
‫اون خبرچین ما شده بود

108
00:09:41,956 --> 00:09:44,934
‫اون بهت خیانت می‌کرد رفیق
‫دقیقاً منظورم همینه

109
00:09:45,752 --> 00:09:48,897
‫خیلی ناراحت کننده است

110
00:09:50,548 --> 00:09:54,635
‫و حالا دخترت
‫5 هزار دلار از پول کارتل رو برداشته

111
00:09:54,636 --> 00:09:57,989
‫و توی یه ظرف غذا نگهداریش می‌کنه

112
00:10:00,391 --> 00:10:04,454
‫مطمئنم می‌دونی کارتل چه واکنشی نشون میده
‫وقتی ببینه عملکردت چقدر بد شده

113
00:10:04,938 --> 00:10:07,081
‫یا اگه وفاداریت به اونا زیر سوال بره

114
00:10:08,942 --> 00:10:11,169
‫سوالم اینه که...

115
00:10:16,282 --> 00:10:17,800
‫فکر می‌کنی جات امنه؟

116
00:10:19,494 --> 00:10:21,054
‫بچه‌های طفلکیت مارتی

117
00:10:21,788 --> 00:10:24,414
‫امروز صبح خیلی ترسیده بودن
‫ولی غافلگیر نشده بودن

118
00:10:24,415 --> 00:10:25,582
‫چون شریک جرم‌ان

119
00:10:25,583 --> 00:10:27,560
‫و بالاخره یه چیزی رو لو میدن
‫خودت می‌دونی

120
00:10:28,336 --> 00:10:31,814
‫و مطمئنم اینم می‌دونی که الان دیگه
‫بچه‌ها رو مثل بزرگسالا محاکمه می‌کنیم

121
00:10:32,549 --> 00:10:35,384
‫خدای من، می‌تونی تصور کنی
‫جونا 25 سال بره زندون؟

122
00:10:35,385 --> 00:10:37,845
‫وقتی بیاد بیرون، 38 سالشه؟

123
00:10:37,846 --> 00:10:39,888
‫اتهامات موکلم رو میگید یا نه؟

124
00:10:39,889 --> 00:10:41,366
‫اگه نه، به اندازه کافی شنیدیم

125
00:10:42,517 --> 00:10:45,769
‫مهارت آدم، مارتی. قضاوت

126
00:10:45,770 --> 00:10:47,771
‫رؤسای تو، باید بتونن بهت اعتماد کنن

127
00:10:47,772 --> 00:10:50,607
‫که می‌تونی از پسش بربیای
‫و باعث سقوط همه چی نمیشی

128
00:10:50,608 --> 00:10:57,632
‫و با این وجود
‫روث لنگمور، دستیار نوجوونت

129
00:10:59,367 --> 00:11:00,969
‫می‌دونی سعی داشت تو رو بکشه؟

130
00:11:02,745 --> 00:11:06,933
‫یادته وقتی با قایق آوردت خونه؟ تو آگوست؟

131
00:11:07,667 --> 00:11:09,560
‫سیم کشی اسکله‌ات دستکاری شده بود مارتی

132
00:11:09,961 --> 00:11:13,172
‫درست مثل اسلکه بلو کت
‫وقتی روث عموش رو کشت

133
00:11:13,173 --> 00:11:15,108
‫مطمئنم از این یکی هم خبر داری

134
00:11:16,134 --> 00:11:19,445
‫هیچوقت نشد از زبون بوید بشنوم
‫ولی تونستم از راس یه چیزایی بفهمم

135
00:11:19,846 --> 00:11:23,849
‫راس یه کم در مورد کاری که تو و روث
‫برای کمک به کارتل کردین برام گفته

136
00:11:23,850 --> 00:11:26,602
‫هر دومون می‌دونیم
‫اگه می‌تونستین این اتهامات رو اثبات کنین

137
00:11:26,603 --> 00:11:28,312
‫بازداشتش می‌کردین

138
00:11:28,313 --> 00:11:32,208
‫می‌دونم روث اسکله رو سیم‌کشی کرده بود
‫چون خودم اونو بازش کردم

139
00:11:33,943 --> 00:11:35,795
‫زندگیتو نجات دادم مارتی

140
00:11:36,946 --> 00:11:38,614
‫فکر کنم کارم همینه

141
00:11:38,615 --> 00:11:40,341
‫برات یه لیوان آب بیارم؟

142
00:11:42,827 --> 00:11:46,180
‫قرار نبود اون روز
‫از اون آشیانه قایق زنده بیای بیرون

143
00:11:47,290 --> 00:11:51,185
‫و اگه حرفمو باور نمی‌کنی
‫از پسرت بپرس. از جونا بپرس

144
00:11:51,586 --> 00:11:52,502
‫جونا اونجا بود

145
00:11:52,503 --> 00:11:54,856
‫راستش، روم اسلحه کشید
‫درست توی مزرعه خودت

146
00:11:56,257 --> 00:11:59,277
‫تموم شد؟ چون ظهر یه قرار ملاقات دیگه دارم

147
00:12:00,511 --> 00:12:02,179
‫درسته، با یه موکل دیگه؟

148
00:12:02,180 --> 00:12:04,741
‫یا فقط وکیل کارتل ناوارو هستی؟

149
00:12:07,936 --> 00:12:12,606
‫ببین مارتی، تحت اجبار نیستی
‫که از وکیل کارتل استفاده کنی

150
00:12:12,607 --> 00:12:14,900
‫هر کسی که خودت انتخاب کنی
‫می‌تونه وکیلت بشه

151
00:12:14,901 --> 00:12:17,861
‫ولی اگه جای تو بودم
‫مطمئن می‌شدم هیچوقت با این زن تنها نشم

152
00:12:17,862 --> 00:12:19,172
‫خیلی‌‌خب

153
00:12:22,242 --> 00:12:25,702
‫چطوره اینجا بمونی؟ با من؟
‫جایی که امنیت داری؟

154
00:12:25,703 --> 00:12:27,597
‫می‌تونیم ناهار سفارش بدیم

155
00:12:30,959 --> 00:12:33,311
‫همراه وکیلم باشم راحت‌ترم

156
00:12:59,654 --> 00:13:02,632
‫می‌خواستم بپرسم حالت خوبه؟
‫ولی می‌دونم نیست

157
00:13:03,116 --> 00:13:04,342
‫عوضیا

158
00:13:06,369 --> 00:13:07,720
‫بذارش برای بعد

159
00:13:24,846 --> 00:13:29,075
‫همونطور که دوستان یهودیمون میگن
‫به سلامتی زندگی

160
00:13:30,351 --> 00:13:31,536
‫به سلامتی زندگی

161
00:13:39,402 --> 00:13:41,194
‫خوبه

162
00:13:41,195 --> 00:13:44,173
‫کار درسته

163
00:13:46,492 --> 00:13:52,348
‫یه نویسنده فرانسوی بود
‫خیلی سال پیش

164
00:13:56,294 --> 00:13:58,104
‫اسمشو یادم نمیاد

165
00:13:59,464 --> 00:14:02,400
‫البته اسم هیچکی رو یادم نمیاد

166
00:14:03,634 --> 00:14:07,864
‫به هر حال، اون روزا پیرمردی بود

167
00:14:08,723 --> 00:14:10,349
‫و خیلی مریض

168
00:14:10,350 --> 00:14:15,037
‫ریه‌ها و قلبش از بین رفته بودن
‫و دیگه دم مرگ بود

169
00:14:15,730 --> 00:14:18,166
‫اون تمام زندگیش تک و تنها بود

170
00:14:19,650 --> 00:14:22,069
‫ولی به خانومی که ازش مراقب می‌کرد گفت

171
00:14:22,070 --> 00:14:25,715
‫که می‌خواد دوستاشو ببینه
‫و ازشون خداحافظی کنه

172
00:14:27,075 --> 00:14:33,181
‫پس خانومه همه رو خبر کرد
‫و همه دوستاش رفتن به خونه‌اش

173
00:14:34,040 --> 00:14:37,685
‫دور بستر مرگش جمع شدن
‫و شروع کردن به داستان گفتن

174
00:14:40,296 --> 00:14:41,772
‫و می‌دونی چه اتفاقی افتاد؟

175
00:14:44,592 --> 00:14:45,818
‫چه اتفاقی افتاد؟

176
00:14:47,512 --> 00:14:49,822
‫اون نمُرد

177
00:14:51,391 --> 00:14:56,996
‫و بعد از چند روز، دوستاش رفتن.
‫اونا هم زندگی خودشونو داشتن

178
00:14:59,107 --> 00:15:00,750
‫و اونموقع مُرد

179
00:15:02,110 --> 00:15:04,712
‫یه مرگ غمگین، ولی شیرین

180
00:15:05,571 --> 00:15:11,928
‫چون وقتی فکر می‌کردی قراره دیروز بمیری،
‫امروز مردن شیرین میشه

181
00:15:16,416 --> 00:15:18,226
‫پس مایوس نشو ویندی

182
00:15:20,545 --> 00:15:22,438
‫این چیزا رو بذار برای بعد

183
00:15:24,257 --> 00:15:26,817
‫امروز وقت در هم شکستن نیست

184
00:15:56,080 --> 00:15:57,390
‫پولمو پیدا کردن

185
00:16:01,043 --> 00:16:03,295
‫خب شاید نباید می‌ذاشتیش روی میز

186
00:16:03,296 --> 00:16:05,940
‫مامان پرسید تو چیزی می‌دونی
‫منم گفتم نه

187
00:16:06,424 --> 00:16:08,776
‫- باید ازم ممنون باشی
‫- ممنون

188
00:16:10,470 --> 00:16:11,904
‫ولی باید واقعاً مراقب باشی

189
00:16:13,222 --> 00:16:16,450
‫هر دومون، دفعه بعدی پولتو بده دست من

190
00:16:17,351 --> 00:16:19,662
‫منم مثل بابا دو تا شرکت کاغذی تاسیس کردم
‫[شرکتی که فقط بر روی کاغذ وجود دارد و دفتر یا
‫کارمندی ندارد، اما دارای حساب بانکی است]

191
00:16:20,897 --> 00:16:23,708
‫پول جاش امنه. قابل ردگیری نیست

192
00:16:26,986 --> 00:16:30,673
‫به نظرت میشه یه مقداریشو بهم بدی؟
‫برای خریدن یه ون؟

193
00:16:32,783 --> 00:16:35,177
‫- چی؟
‫- ون

194
00:16:35,661 --> 00:16:39,181
‫چون میشه توش زندگی کرد
‫می‌تونیم بزنیم به چاک

195
00:16:39,999 --> 00:16:42,059
‫نمی‌تونم

196
00:16:42,543 --> 00:16:43,960
‫ولی اون پول رو خودم بهت دادم

197
00:16:43,961 --> 00:16:46,355
‫ولی پول گیره شارلوت

198
00:16:47,298 --> 00:16:48,941
‫امنه، در گردشه

199
00:16:53,346 --> 00:16:55,114
‫می‌خوام با یه نفر آشنا بشی

200
00:16:56,599 --> 00:16:58,326
‫این والیه

201
00:16:59,143 --> 00:17:04,498
‫والی به خانم اسنل سلام کن
‫یا شاید بتونی بهش بگی دارلین

202
00:17:05,358 --> 00:17:08,002
‫سلام خانم دارلین

203
00:17:09,654 --> 00:17:11,547
‫والی اومده یه کم کمکمون کنه

204
00:17:12,865 --> 00:17:14,508
‫تو چه کاری کمکمون کنه؟

205
00:17:15,409 --> 00:17:16,785
‫کمک دستمون باشه

206
00:17:16,786 --> 00:17:20,872
‫توی مزرعه کار کنه
‫توی خونه، ازمون یاد بگیره

207
00:17:20,873 --> 00:17:23,559
‫- خیلی خوبه، مگه نه والی؟
‫- بله آقا

208
00:17:26,295 --> 00:17:29,649
‫والی نزدیک لین متولد شده
‫پدر و مادرشو از دست داده

209
00:17:30,049 --> 00:17:34,636
‫دوران سختی داشته
‫ولی خودشو جمع و جور کرده، مگه نه؟

210
00:17:34,637 --> 00:17:38,324
‫- میشه یه دقیقه ما رو تنها بذاری پسر؟
‫- بله خانم

211
00:17:44,814 --> 00:17:47,482
‫چرا یه بچه رو آوردی تو خونه‌مون؟

212
00:17:47,483 --> 00:17:50,586
‫اون یه بچه سر راهیه. با خودم گفتم...

213
00:17:51,070 --> 00:17:54,048
‫اگه اون از ما خوشش بیاد
‫و ما از اون خوشمون بیاد،

214
00:17:54,699 --> 00:17:58,010
‫بعدش شاید بتونه...

215
00:17:58,578 --> 00:17:59,929
‫وارثمون بشه؟

216
00:18:01,664 --> 00:18:07,645
‫نه. من یه پسر بچه می‌خوام
‫یکی که خودم بزرگش کنم

217
00:18:10,840 --> 00:18:13,567
‫با این پسر شانسمونو امتحان می‌کنیم دارلین

218
00:18:15,636 --> 00:18:17,029
‫پس، خواهش می‌کنم...

219
00:18:17,513 --> 00:18:20,574
‫زود قضاوت نکن، باشه؟

220
00:18:24,812 --> 00:18:26,163
‫مزاحمتون شدم؟

221
00:18:27,148 --> 00:18:28,916
‫مزاحم هیچی نشدی

222
00:18:31,277 --> 00:18:34,213
‫اف بی آی ریخته سر مارتی بیرد

223
00:18:34,697 --> 00:18:37,657
‫کلی مامور توی خونه‌اش هست
‫دارن ازش بازجویی می‌کنن

224
00:18:37,658 --> 00:18:39,135
‫همه‌شو می‌دونم

225
00:18:39,619 --> 00:18:41,745
‫خب، باید یه چیز دیگه هم بدونین

226
00:18:41,746 --> 00:18:44,914
‫این مامورا، کارشون خیلی درسته

227
00:18:44,915 --> 00:18:47,709
‫و برای یه پلیس محلی
‫اهمیتی قائل نیستن

228
00:18:47,710 --> 00:18:49,061
‫چی می‌خوای بگی؟

229
00:18:49,879 --> 00:18:55,234
‫می‌خوام بگم اگه مامورای فدرال تصمیم بگیرن
‫بیان اینجا، کار زیادی از دستم بر نمیاد

230
00:18:56,093 --> 00:18:59,238
‫باید بازم قرضی که بهمون داری رو یادآوری کنم؟

231
00:19:00,598 --> 00:19:02,408
‫برای همین الان اینجام

232
00:19:03,684 --> 00:19:05,393
‫ولی همونطور که گفتم نمی‌تونم...

233
00:19:05,394 --> 00:19:07,872
‫می‌خواستم برات قهوه بیارم
‫ولی تازه قوری رو شستم

234
00:19:11,901 --> 00:19:13,544
‫خودم داشتم می‌رفتم

235
00:19:14,320 --> 00:19:15,755
‫راستی کلانتر

236
00:19:16,447 --> 00:19:18,573
‫اون پسره توی ایوون. اسمش ویلیه

237
00:19:18,574 --> 00:19:19,675
‫والی

238
00:19:20,785 --> 00:19:24,638
‫وقتی داری برمی‌گردی
‫ببرش همونجایی که ازش اومده

239
00:19:27,375 --> 00:19:28,409
‫باشه

240
00:19:41,472 --> 00:19:43,240
‫اونطرف صندلی بشین

241
00:19:48,145 --> 00:19:49,580
‫روث لنگمور کیه؟

242
00:19:51,816 --> 00:19:57,463
‫با همدیگه کار می‌کنیم. نزدیکیم
‫خیلی ارزشمنده. باهوشه

243
00:19:59,824 --> 00:20:01,199
‫نباید این حرفا رو بهت می‌زدم،

244
00:20:01,200 --> 00:20:04,369
‫ولی اگه نشونه‌ای پیدا کنیم
‫که وفاداریت زیرسوال رفته

245
00:20:04,370 --> 00:20:06,597
‫توافقی که کردیم انجام میشه
‫متوجه شدی؟

246
00:20:10,042 --> 00:20:12,603
‫- نشنیدم، متوجه شدی؟
‫- آره متوجه شدم

247
00:20:26,267 --> 00:20:28,393
‫خوبه، پس در مورد کامپیوترهات بهم بگو

248
00:20:28,394 --> 00:20:30,287
‫چی ممکنه توشون پیدا کنن؟

249
00:20:30,688 --> 00:20:32,998
‫- هیچی
‫- مطمئنی؟

250
00:20:34,191 --> 00:20:35,859
‫اگه چیزی پیدا می‌کردن
‫الان اینجا ننشسته بودم

251
00:20:35,860 --> 00:20:37,711
‫کاملاً مطمئنی؟

252
00:20:38,404 --> 00:20:41,281
‫ببین ممنون میشم اگه
‫مثل بچه‌ها باهام رفتار نکنی

253
00:20:41,282 --> 00:20:44,159
‫حالا که حرفش شد
‫قضیه پول روی طاقچه اتاق دخترت چیه؟

254
00:20:44,160 --> 00:20:46,720
‫- اون پول موکل منه؟
‫- نه نیست

255
00:20:51,250 --> 00:20:55,336
‫چقدر می‌دونن؟ دختر و پسرت؟
‫در مورد همه چی

256
00:20:55,337 --> 00:20:56,689
‫هیچی نمی‌دونن

257
00:20:57,339 --> 00:20:59,674
‫منم یه مادرم
‫و می‌دونم همچین چیزی غیرممکنه

258
00:20:59,675 --> 00:21:01,527
‫بچه‌ها می‌بینن. میشنون

259
00:21:03,345 --> 00:21:06,264
‫- بچه‌های تو چی می‌دونن
‫- موضوع بچه‌های من نیست

260
00:21:06,265 --> 00:21:09,517
‫می‌دونن دارم یه کازینو باز می‌کنم
‫فکر می‌کنن اومدن پلیس به اون مربوطه

261
00:21:09,518 --> 00:21:11,603
‫داری دروغ میگی که
‫از اونا محافظت کنی یا از خودت؟

262
00:21:11,604 --> 00:21:15,583
‫پسرت روی یه مامور فدرال اسلحه کشیده مارتی.
‫بزن کنار

263
00:21:52,353 --> 00:21:55,873
‫بچه‌هام نمی‌دونن سیگار می‌کشم
‫مخفیش کردم

264
00:21:59,777 --> 00:22:01,337
‫اسنل‌ها چی؟

265
00:22:02,279 --> 00:22:03,413
‫اونا چی؟

266
00:22:03,697 --> 00:22:06,866
‫اف بی آی نصف نیروهای منطقه رو
‫به روستای کوچیک ما اعزام کرده

267
00:22:06,867 --> 00:22:10,638
‫پس ممکنه با گل‌های خشخاش اونا
‫به مشکل بر بخوریم. موافقی؟

268
00:22:13,541 --> 00:22:14,975
‫موافقم

269
00:22:18,879 --> 00:22:20,755
‫یه رابط توی دفتر دادستان کل دارم

270
00:22:20,756 --> 00:22:22,358
‫ببینم حکمی صادر شده یا نه

271
00:22:22,925 --> 00:22:26,219
‫چون اگه اف بی آی، خشخاش‌ها رو پیدا کنه
‫کار کازینو تمومه

272
00:22:26,220 --> 00:22:27,303
‫و اگه کار کازینومون تموم بشه...

273
00:22:27,304 --> 00:22:29,889
‫توافقی که کردیم انجام میشه.
‫کاش اینقدر اینو نمی‌گفتی

274
00:22:29,890 --> 00:22:31,617
‫خب، واقعاً کاش مجبور به گفتنش نشم

275
00:22:34,144 --> 00:22:38,165
‫من بهتون وفادار بودم
‫سالها بهتون وفادار بودم، بی کم و کاست

276
00:22:38,649 --> 00:22:42,068
‫اگه به هر دلیلی بازم بهم مظنون هستین
‫دوست دارم بشنوم

277
00:22:42,069 --> 00:22:44,380
‫به نظرت چرا توی ماشینم نشستی؟

278
00:22:54,123 --> 00:22:56,141
‫به اسنل‌ها زنگ بزن. یه قرار ملاقات بذار

279
00:23:16,729 --> 00:23:18,998
‫خیلی‌خب، همه چی خوبه؟

280
00:23:22,985 --> 00:23:25,337
‫- چه خبر؟
‫- مارتی رو ندیدی؟

281
00:23:27,072 --> 00:23:28,757
‫- نه
‫- شنیدی؟

282
00:23:30,117 --> 00:23:33,453
‫همون چیزی که بقیه شنیدن
‫پلیس به خونه یورش برده

283
00:23:33,454 --> 00:23:36,039
‫- تو چی؟
‫- نه، چیز بیشتری نشنیدم

284
00:23:36,040 --> 00:23:38,934
‫چند تا پیام برای مارتی گذاشتم
‫ولی هنوز زنگ نزده

285
00:23:44,089 --> 00:23:47,776
‫اون که اینجا چیزی نمی‌ذاره، نه؟

286
00:23:48,844 --> 00:23:49,920
‫مثلاً چی؟

287
00:23:50,304 --> 00:23:51,888
‫نمی‌دونم. بند و بساطش

288
00:23:51,889 --> 00:23:56,452
‫آت و آشغالایی که نمی‌خواد
‫چیزای به درد نخور

289
00:23:57,770 --> 00:24:01,623
‫یعنی فکر می‌کنی، چیزی علیه‌ش دارن یا ...

290
00:24:04,526 --> 00:24:07,921
‫می‌خوای چیزی بخوری؟
‫- نه

291
00:24:10,366 --> 00:24:11,508
‫باشه

292
00:24:13,994 --> 00:24:15,763
‫فکر می‌کنی ممکنه پاتو وسط بکشن؟

293
00:24:16,288 --> 00:24:19,499
‫بیشتر ممکنه پای تو رو وسط بکشن
‫چون تو شریکشی

294
00:24:19,500 --> 00:24:21,376
‫تو دوست نزدیک و شریکش
‫توی استریپ کلابی

295
00:24:21,377 --> 00:24:23,670
‫خب پس کلی شریک داره

296
00:24:23,671 --> 00:24:25,731
‫آره همینطوره

297
00:24:30,719 --> 00:24:32,780
‫اگه کارش ساخته بشه، چیکار می‌کنی؟

298
00:24:36,684 --> 00:24:38,452
‫هنوز بهش فکر نکردم

299
00:24:39,144 --> 00:24:40,329
‫باید فکر کنی

300
00:24:41,855 --> 00:24:43,832
‫باید یه داستان قابل قبول داشته باشی

301
00:24:45,234 --> 00:24:47,044
‫خدایا، هر دومون باید همین کارو بکنیم

302
00:24:48,445 --> 00:24:49,546
‫آره

303
00:24:50,030 --> 00:24:52,466
‫اگه پرسیدن چیکار می‌کنه

304
00:24:55,869 --> 00:24:57,846
‫ریچل انگار حالش خوش نیست

305
00:24:58,706 --> 00:25:00,808
‫ممکنه یه کم مشکل مواد داشته باشه

306
00:25:01,834 --> 00:25:03,852
‫- روی...
‫- بیخیال

307
00:25:04,461 --> 00:25:05,979
‫روز بازیه

308
00:25:06,380 --> 00:25:07,755
‫برای همین این همه تلاش کردیم ترو

309
00:25:07,756 --> 00:25:10,174
‫برای همین اصرار کردم
‫از شیکاگو بیای اینجا

310
00:25:10,175 --> 00:25:11,235
‫آره؟

311
00:25:12,928 --> 00:25:15,656
‫کارتل وکیلش رو فرستاده بود

312
00:25:16,056 --> 00:25:20,744
‫قیافه مارتی واقعاً دیدنی بود

313
00:25:21,687 --> 00:25:24,230
‫و از امشب
‫دیگه کسی به کسی اعتماد نداره

314
00:25:24,231 --> 00:25:25,523
‫و همه چی از هم پاشیده شده

315
00:25:25,524 --> 00:25:29,128
‫فقط مراقب باش
‫قانونی عمل کن

316
00:25:29,611 --> 00:25:34,925
‫کوچکترین لغزشی ممکنه
‫به قیمت از دست رفتن همه چیز تموم بشه

317
00:25:35,659 --> 00:25:39,471
‫تو رئیسم نیستی
‫پس فقط دستورات رو اطاعت کن

318
00:25:42,833 --> 00:25:47,563
‫اگه من سطح سلامت روانیتو تایید نکرده بودم
‫الان هیچ شغلی نداشتی

319
00:25:48,005 --> 00:25:50,298
‫می‌دونی چیه؟ دید بازتری داشته باش

320
00:25:50,299 --> 00:25:53,527
‫تو یه زنبور کارگری
‫و من یه ملکه

321
00:25:56,638 --> 00:26:00,951
‫یه لطفی بهم بکن روی.
‫دیگه به ریچل گریسون مواد مخدر نده

322
00:26:02,019 --> 00:26:04,580
‫و این دفعه سعی کن
‫زندگیتو به فنا ندی

323
00:26:07,149 --> 00:26:08,709
‫خیلی حسودی...

324
00:26:09,485 --> 00:26:14,423
‫چون من خیلی بهتر از تو بلدم با زندگیم حال کنم

325
00:26:23,165 --> 00:26:25,684
‫- کجا داری میری؟
‫- ممه بار !

326
00:26:27,920 --> 00:26:29,670
‫چرا هلن رسوندت؟

327
00:26:29,671 --> 00:26:32,316
‫چون هلن وکیلم بود

328
00:26:41,600 --> 00:26:42,642
‫حالت خوبه؟

329
00:26:42,643 --> 00:26:45,978
‫نه، تا نصفه راه بنتون بردنم
‫فکر می‌کردم می‌خوان بکشنم

330
00:26:45,979 --> 00:26:48,874
‫- چی؟
‫- آره، از وفاداریم پرسیدن

331
00:26:48,941 --> 00:26:53,170
‫- چرا؟
‫- اون مامور اف بی آی، پتی...

332
00:26:54,029 --> 00:26:56,882
‫خیلی حرومزاده و عوضیه

333
00:26:57,699 --> 00:26:59,909
‫میگه می‌تونه بچه‌ها رو
‫مثل بزرگسالا محاکمه کنه

334
00:26:59,910 --> 00:27:02,221
‫- نمی‌تونن همچین کاری بکنن
‫- همیشه همین کارو می‌کنن

335
00:27:02,704 --> 00:27:03,889
‫و شارلوت...

336
00:27:05,833 --> 00:27:07,768
‫آخه اون... اون...

337
00:27:08,335 --> 00:27:10,103
‫شارلوت اساسی گند زد

338
00:27:10,754 --> 00:27:12,004
‫می‌دونم. سرش داد زدم

339
00:27:12,005 --> 00:27:14,483
‫جدی؟ عالیه. به گمونم مشکل حل شد

340
00:27:15,759 --> 00:27:17,194
‫داری تقصیر رو میندازی گردن من؟

341
00:27:17,594 --> 00:27:19,905
‫نه نه، من فقط...

342
00:27:20,597 --> 00:27:22,157
‫می‌دونی... ببخشید

343
00:27:28,897 --> 00:27:30,832
‫ولش کن، بادی بهتر شده

344
00:27:31,942 --> 00:27:33,627
‫احتمالاً آخر از همه‌مون می‌میره

345
00:27:34,570 --> 00:27:37,547
‫- جونا تو اتاقشه؟ آره؟
‫- آره

346
00:27:44,663 --> 00:27:47,874
‫سلام رفیق. یه سوال سریع ازت دارم

347
00:27:47,875 --> 00:27:53,546
‫میخوام بدونم رو کسی تفنگ کشیدی یا نه

348
00:27:53,547 --> 00:27:55,256
‫بابتش تو دردسر نمیفتی

349
00:27:55,257 --> 00:27:57,234
‫فقط میخوام بدونم اینکارو کردی یا نه

350
00:27:58,093 --> 00:28:00,779
‫مثلاً چند ماه پیش؟ تو آگوست؟

351
00:28:01,346 --> 00:28:02,781
‫تو ملک ما بود

352
00:28:07,352 --> 00:28:10,289
‫خیلی‌خب. داشت چیکار میکرد؟

353
00:28:12,441 --> 00:28:15,627
‫نمی‌دونم. برا همین تفنگ کشیدم

354
00:28:17,404 --> 00:28:19,923
‫بعد از اون روز دیدیش؟
‫یا قبلش دیده بودیش؟

355
00:28:20,741 --> 00:28:23,218
‫یه بار تو «بلو کت»، ولی اون منو ندید

356
00:28:24,453 --> 00:28:26,430
‫و بعد امروز صبح تو خونه

357
00:28:27,789 --> 00:28:29,349
‫همون اصل کاریه بود؟

358
00:28:31,251 --> 00:28:32,327
‫آره

359
00:28:33,337 --> 00:28:36,481
‫خیلی‌خب، همین بود. ممنون

360
00:28:53,774 --> 00:28:55,292
‫روث لنگمور؟

361
00:28:58,654 --> 00:28:59,820
‫من وکیلم رو میخوام

362
00:28:59,821 --> 00:29:02,531
‫نه. نه نمیخوای. وگرنه
‫مجبور میشم دستگیرت کنم

363
00:29:02,532 --> 00:29:03,592
‫برا چی؟

364
00:29:04,076 --> 00:29:06,553
‫برای شروع، دو فقره قتل چطوره؟

365
00:29:07,371 --> 00:29:09,038
‫می‌دونی، باید ازت بپرسم

366
00:29:09,039 --> 00:29:10,915
‫فکر میکنی با چه کسانی در افتادی که

367
00:29:10,916 --> 00:29:13,477
‫دو قتل همزمان
‫کمترین مشکلت حسابت میشه؟

368
00:29:14,878 --> 00:29:16,712
‫نمیدونم درباره‌ی چی زر میزنی

369
00:29:16,713 --> 00:29:20,275
‫جدی؟ کارتل «ناوارو» چی؟ برات آشنا نیست؟

370
00:29:20,759 --> 00:29:24,470
‫خوب گوش کن، چون
‫سه تا گزینه در اینجا داری

371
00:29:24,471 --> 00:29:28,891
‫با پلیس همکاری کن، یه خونه‌ی مزرعه‌ای
‫کوچیک و دنج تو آریزونا گیرت میاد،

372
00:29:28,892 --> 00:29:32,311
‫با هشتصد دلار حقوق ماهیانه،
‫بابتش هم هیچ کاری نمیخواد بکنی

373
00:29:32,312 --> 00:29:33,663
‫این چطور میاد؟

374
00:29:34,147 --> 00:29:37,167
‫- اینطور میاد که "برو درت رو بذار".
‫- هوشمندانه‌ست

375
00:29:37,651 --> 00:29:40,611
‫میخوای بهت یاد بدم
‫چطوری باید اینکارو بکنی؟

376
00:29:40,612 --> 00:29:44,716
‫ببین، اینجا من مشکلت نیستم.
‫راه‌حلت هستم.

377
00:29:45,367 --> 00:29:49,596
‫گزینه‌ی دوم، بخاطر قتل عموهات دستگیرت میکنم

378
00:29:50,080 --> 00:29:52,540
‫و شاید اینو ندونی، ولی هیئت‌منصفه‌ها،

379
00:29:52,541 --> 00:29:55,852
‫همیشه با کسایی که اعضای خانواده‌ی
‫خودشون رو میکشن با شدت برخورد میکنن

380
00:29:56,670 --> 00:30:01,757
‫کاری که میکنی اینه که میخوابی رو توپی چیزی

381
00:30:01,758 --> 00:30:05,553
‫و کیرت رو می‌گیری دستت‌، باشه؟
‫و میکنیش تو کونت

382
00:30:05,554 --> 00:30:10,117
‫گزینه‌ی سوم اینه که، من کاری نمیکنم،
‫و کارتل تو رو میکشه

383
00:30:10,851 --> 00:30:12,285
‫احتمالاً امروز

384
00:30:13,228 --> 00:30:16,355
‫تو رو میکشن، پسرعموهات رو میکشن،

385
00:30:16,356 --> 00:30:19,191
‫چون شیوه‌ی کارشون همینه

386
00:30:19,192 --> 00:30:21,586
‫و می‌دونی، به تخمم هم می‌تونست نباشه

387
00:30:22,112 --> 00:30:23,964
‫ولی از عمو «راس» تو خوشم میومد

388
00:30:24,865 --> 00:30:26,174
‫خیلی

389
00:30:27,242 --> 00:30:30,870
‫آره. زبونمون رو تو حلق همدیگه

390
00:30:30,871 --> 00:30:32,788
‫و کیرمون رو تو کون همدیگه فرو می‌کردیم،

391
00:30:32,789 --> 00:30:36,601
‫ولی فکر میکنم این یه مسئله‌ی شخصیه

392
00:30:37,711 --> 00:30:40,188
‫ببین، تو

393
00:30:40,839 --> 00:30:42,816
‫فکر میکنم تو یه آدم آشغالی

394
00:30:43,300 --> 00:30:48,780
‫تو فقط یه آشغال دهاتی خطرناک
‫و بی‌ارزش و بدبختی

395
00:30:51,099 --> 00:30:53,952
‫شرط می‌بندم فکر میکنی، "مارتی بیرد...

396
00:30:54,686 --> 00:30:58,898
‫ازم محافظت میکنه. نمی‌ذاره کارتل منو بکشه"

397
00:31:00,317 --> 00:31:02,085
‫ولی من تازه باهاش حرف زدم

398
00:31:02,652 --> 00:31:07,549
‫بهش گفتم چطور سعی کردی بکشیش،
‫چطوری اسکله‌ش رو سیم‌کشی کردی، پس...

399
00:31:11,661 --> 00:31:14,681
‫حالا، زیاد تابلو بازی در نیار، ولی...

400
00:31:15,499 --> 00:31:18,894
‫اونور شونه‌ت رو نگاه کن، ساعت یک

401
00:31:27,552 --> 00:31:29,446
‫دیدی، اون کارتله

402
00:31:30,305 --> 00:31:31,865
‫و حالا حدس بزن چی شده

403
00:31:33,058 --> 00:31:35,035
‫فکر میکنن ما با هم دوستیم

404
00:31:38,772 --> 00:31:42,876
‫می‌دونی، سیناترا میگفت، "هر روز رو
‫جوری زندگی کن انگار روز آخرته.

405
00:31:44,152 --> 00:31:45,795
‫و یک روز، روز آخرت میرسه"

406
00:32:49,843 --> 00:32:52,219
‫- چجور منبعی؟
‫- یه قابل اعتمادش

407
00:32:52,220 --> 00:32:53,179
‫کی؟

408
00:32:53,180 --> 00:32:54,555
‫منبع رو ول کن

409
00:32:54,556 --> 00:32:57,933
‫اف‌بی‌آی خیلی زود میاد تا اینجا رو بگرده

410
00:32:57,934 --> 00:33:01,054
‫خونه‌ی ما رو خیلی دقیق گشتن.
‫تو اونجا بودی جیکوب. دیدی

411
00:33:02,063 --> 00:33:05,149
‫می‌تونیم آزمایشگاه‌ها رو ببریم
‫به پناهگاه‌های زیرزمینی

412
00:33:05,150 --> 00:33:07,711
‫و این زمین‌ها چی؟
‫اینارم میخوای ببری زیر زمین؟

413
00:33:08,111 --> 00:33:11,071
‫بیست سال پلیس کاری‌مون نداشت

414
00:33:11,072 --> 00:33:13,199
‫فکر کنم بدونیم چیکار کنیم

415
00:33:13,200 --> 00:33:17,203
‫ما تا الان میلیون‌ها دلار
‫روی این کازینو خرج کردیم

416
00:33:17,204 --> 00:33:21,975
‫اگه این خشخاش‌ها رو ببینن، همه چی رو
‫از دست میدیم. امروز نابودشون کن

417
00:33:22,542 --> 00:33:24,728
‫از لحن حرف زدنت خوشم نمیاد

418
00:33:25,462 --> 00:33:28,940
‫- به درک که خوشت نمیاد
‫- یه معامله‌ای با شما کردیم

419
00:33:29,424 --> 00:33:34,946
‫حالا، شروعش آسون نبود، ولی اونجایی که
‫من اهلش هستم، سر معامله می‌مونیم

420
00:33:35,639 --> 00:33:39,308
‫و حالا انگار هر روز یکی میخواد
‫اون معامله رو تغییر بده

421
00:33:39,309 --> 00:33:43,062
‫اون معامله، اینکه یه کازینو بسازیم،
‫نیازمند اینه که همه‌ی طرف‌ها،

422
00:33:43,063 --> 00:33:46,190
‫همه‌ی ملاحظات لازم رو انجام بدن
‫تا اون کازینو به خطر نیفته

423
00:33:46,191 --> 00:33:49,527
‫معامله‌ی ما این بود که
‫تو هروئین ما رو پخش کنی

424
00:33:49,528 --> 00:33:51,880
‫و تو پول ما رو پولشویی کنی

425
00:33:52,989 --> 00:33:54,633
‫همه‌تون می‌دونستید هروئین کشت می‌کنیم

426
00:33:55,116 --> 00:33:56,951
‫این رو از قبل می‌دونستید

427
00:33:56,952 --> 00:33:59,703
‫هیچکس منکر این نیست.
‫ولی شرایط تغییر کردن.

428
00:33:59,704 --> 00:34:01,222
‫معامله معامله‌ست

429
00:34:01,915 --> 00:34:03,433
‫چی تغییر کرده؟

430
00:34:04,084 --> 00:34:05,793
‫میخوای بدونی چی تغییر کرده؟

431
00:34:05,794 --> 00:34:08,128
‫همین الان اف‌بی‌آی داره میاد اینجا

432
00:34:08,129 --> 00:34:12,108
‫- من به این میگم تغییر، شما نمیگین؟
‫- به کمک‌تون نیاز داریم، باشه؟

433
00:34:12,592 --> 00:34:15,070
‫خواهش میکنم جیکوب

434
00:34:16,721 --> 00:34:20,724
‫- میخوای این زمین رو نابود کنیم؟
‫- بله،‌امروز

435
00:34:20,725 --> 00:34:24,913
‫پس باید پول محصول‌مون رو بدی

436
00:34:25,605 --> 00:34:28,691
‫میخوای پول هروئینی رو بهت بدم که تحویل نمیدی؟

437
00:34:30,944 --> 00:34:33,338
‫وگرنه، ببینیم شانس‌مون چی میشه

438
00:34:48,420 --> 00:34:52,148
‫من دارم خیلی از وقتم رو
‫صرف بحث با این دهاتی‌ها میکنم

439
00:34:52,882 --> 00:34:54,901
‫اگه جای تو بودم کلمه‌ی دیگه‌ای استفاده می‌کردم

440
00:34:55,302 --> 00:34:56,885
‫- از اینجا متنفرم
‫- آره

441
00:34:56,886 --> 00:35:00,907
‫اون ملحفه‌های «رامادا»؟ مثل سمباده می‌مونن،
‫و دلم برا بچه‌هام تنگ شده

442
00:35:04,352 --> 00:35:06,830
‫باید خودمون از شر اون خشخاش‌ها خلاص بشیم

443
00:35:07,814 --> 00:35:11,567
‫خب... اینطوری باعث جنگ میشه

444
00:35:11,568 --> 00:35:13,944
‫پس مجبورشون کن نظرشون رو تغییر بدن

445
00:35:13,945 --> 00:35:16,238
‫چون اونا شاید نگران اف‌بی‌آی نباشن ولی اینو بدون

446
00:35:16,239 --> 00:35:18,258
‫مشتری من حسابی نگرانه

447
00:35:18,867 --> 00:35:20,701
‫هیچ ریسکی نمی‌کنیم، خیلی‌خب؟

448
00:35:20,702 --> 00:35:23,430
‫برای ما ریسک قابل قبول صفر هست. فهمیدی؟

449
00:35:38,595 --> 00:35:42,240
‫دوستت ویلکس، پول اون یتیم‌خونه
‫رو اون داد، مگه نه؟

450
00:35:44,768 --> 00:35:48,580
‫فکر میکنی میتونه به من و جیکوب
‫کمک کنه یه بچه پیدا کنیم؟

451
00:35:50,732 --> 00:35:52,000
‫ببخشید

452
00:35:52,484 --> 00:35:54,878
‫یه بچه، ویندی، یه پسر بچه

453
00:35:56,029 --> 00:36:01,468
‫اگه بتونین یه بچه برامون پیدا کنین، شاید
‫نظرمون درباره‌ی نابود کردن مزرعه‌مون تغییر کنه

454
00:36:05,747 --> 00:36:08,666
‫ما خیلی کارها کردیم مارتی،
‫کارهایی که گفتیم هیچوقت نمی‌کنیم

455
00:36:08,667 --> 00:36:11,210
‫ولی متاسفم. به اون زن کمک نمیکنم
‫یه بچه گیرش بیاد

456
00:36:11,211 --> 00:36:13,170
‫اگه قبول کنن اون زمین رو شخم بزنن
‫بهشون چهار قلو میدن

457
00:36:13,171 --> 00:36:15,339
‫چی پیش خودش فکر میکنه؟‌ فکر میکنه
‫می‌تونه انگشتاش رو دراز کنه...

458
00:36:15,340 --> 00:36:16,965
‫کی میدونه؟ دیگه چی میخوای بدونی؟

459
00:36:16,966 --> 00:36:18,634
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

460
00:36:18,635 --> 00:36:19,736
‫سلام روث

461
00:36:20,220 --> 00:36:21,679
‫دارن برام پاپوش می‌دوزن مارتی

462
00:36:21,680 --> 00:36:24,890
‫اون مامور فدرال «پتی»
‫تو پارکینگ یهو اومد سراغم

463
00:36:24,891 --> 00:36:27,059
‫و دوباره همون حرف‌ها رو زد

464
00:36:27,060 --> 00:36:29,311
‫گوش کن، الان وقت ندارم، باشه؟

465
00:36:29,312 --> 00:36:31,105
‫می‌دونی باهاشون حرف نزدم، درسته؟

466
00:36:31,106 --> 00:36:34,108
‫- هی، پشت گوشی نه
‫- من فقط میگم...

467
00:36:34,109 --> 00:36:36,544
‫گفتم پشت گوشی نه. بعداً بهت زنگ میزنم

468
00:36:37,195 --> 00:36:39,756
‫- کِی؟
‫- بعداً. الان قطع میکنم

469
00:37:15,275 --> 00:37:17,168
‫- سلام
‫- سم

470
00:37:18,194 --> 00:37:21,840
‫وایسا، چرا به من زنگ زدی؟
‫الان تو دفتر نیستی؟

471
00:37:22,490 --> 00:37:24,551
‫میخوام منو برسونی خونه

472
00:37:26,286 --> 00:37:28,263
‫باشه

473
00:37:29,122 --> 00:37:31,391
‫و میخوام دوباره برگردونیم

474
00:37:49,184 --> 00:37:52,036
‫هی بچه‌ها، روزتون تا حالا چطور بوده؟

475
00:37:52,854 --> 00:37:55,981
‫خدا، یادتونه زمانی رو که
‫پیشخدمت‌ها میومدن سر میز،

476
00:37:55,982 --> 00:37:58,710
‫وسط غذا خوردنت می‌پرسیدن، "اوضاع چطوره؟"

477
00:37:59,277 --> 00:38:01,820
‫حالا باید بپرسن، "مزه‌ی غذاها چطوره؟"

478
00:38:01,821 --> 00:38:05,699
‫چون یه حروم‌زاده‌ی بدبخت
‫داشته با زنش دعوا می‌کرده

479
00:38:05,700 --> 00:38:07,743
‫و داد زده، "داریم طلاق می‌گیریم".

480
00:38:07,744 --> 00:38:10,037
‫هی، امروز صبح هر چی می‌دونستم بهت گفتم

481
00:38:10,038 --> 00:38:12,849
‫راستش اینجایم تا با خانم بیرد صحبت کنم

482
00:38:13,583 --> 00:38:17,503
‫ولی اگه جفت‌تون نمیخواین صحبت کنین،
‫اینم مشکلی نیست

483
00:38:17,504 --> 00:38:21,715
‫می‌تونین به وکیل‌تون زنگ بزنین،
‫و می‌تونیم یه قرار دونفره بکنیمش

484
00:38:21,716 --> 00:38:22,984
‫میخوای کجا صحبت کنیم؟

485
00:38:25,345 --> 00:38:27,614
‫- خب، تو خونه؟
‫- بچه‌ها خونه‌ان

486
00:38:28,014 --> 00:38:29,807
‫خیلی‌خب، درسته

487
00:38:29,808 --> 00:38:31,910
‫خب، شماها ازدواج سفید کردید؟

488
00:38:32,310 --> 00:38:36,122
‫می‌دونید، یه‌جور قرار دو طرفه؟

489
00:38:37,106 --> 00:38:38,750
‫درباره‌ی چی حرف میزنی؟

490
00:38:39,359 --> 00:38:45,214
‫چارلز ویلکس؟
‫تو ایمیلت چارلی صداش کردی

491
00:38:45,740 --> 00:38:47,342
‫با هم رابطه‌ی جنسی دارین؟

492
00:38:48,910 --> 00:38:51,787
‫ببخشید، میخواید داخل صحبت کنیم؟

493
00:38:51,788 --> 00:38:53,288
‫لعنتی، بچه‌ها هستن.

494
00:38:53,289 --> 00:38:54,665
‫شرمنده بابتش مارتی

495
00:38:54,666 --> 00:38:56,542
‫توی یکی از ایمیل‌هاش بهت ویندی،

496
00:38:56,543 --> 00:39:00,128
‫چارلی درباره‌ی انجام کاری
‫که نباید میکرد گفته بود،

497
00:39:00,129 --> 00:39:04,508
‫ولی بخشی ازش یجورایی فکر کرد
‫که میخواستی اینکارو کنه

498
00:39:04,509 --> 00:39:09,072
‫چیکار کرد؟ بوسیدت؟ لمست کرد؟

499
00:39:10,640 --> 00:39:13,016
‫چرا نمیری در خودت بذاری؟
‫از حدت تجاوز کردی

500
00:39:13,017 --> 00:39:15,894
‫- ادب رو زیر پا گذاشتی
‫- میخوای منو بزنی مارتی؟

501
00:39:15,895 --> 00:39:17,563
‫فکر نمیکنی ایده‌ی خیلی بدی باشه؟

502
00:39:17,564 --> 00:39:18,706
‫مارتی، اشکالی نداره

503
00:39:20,108 --> 00:39:22,001
‫اشکالی نداره

504
00:39:23,069 --> 00:39:26,047
‫خب، یجورایی زیباست

505
00:39:26,531 --> 00:39:31,344
‫جوری که هنوز از شرفت دفاع میکنه.
‫بعد از کاری که کردید

506
00:39:31,828 --> 00:39:33,203
‫فکر میکنی کی هستی؟

507
00:39:33,204 --> 00:39:35,873
‫یه مامور فدرال که مامور رسیدگی
‫به یه تحقیقات جناییه

508
00:39:35,874 --> 00:39:38,625
‫و قبولش کرده باشی یا نه،
‫تو یه مجرمی ویندی

509
00:39:38,626 --> 00:39:39,877
‫از نظر من تو دردسر بزرگی افتادی

510
00:39:39,878 --> 00:39:42,280
‫تو یه دردسر ازدواجی بزرگ،
‫اگه چیزایی که فکر میکنم درست باشه

511
00:39:42,714 --> 00:39:45,149
‫- حرفات تموم شد؟
‫- نه، کاملاً نه

512
00:39:51,764 --> 00:39:53,074
‫دیدمش

513
00:39:53,558 --> 00:39:54,575
‫درباره‌ش حرف زدیم

514
00:39:56,644 --> 00:39:57,954
‫جدی؟

515
00:40:00,356 --> 00:40:01,708
‫و چی گفتی؟

516
00:40:02,567 --> 00:40:04,067
‫گفتی "متاسفم"؟

517
00:40:04,068 --> 00:40:06,504
‫واقعآً فکر کردی میتونی منو شرمسار کنی؟

518
00:40:07,196 --> 00:40:09,424
‫شرمسارمون کنی تا
‫محافظت از شاهد رو قبول کنیم؟

519
00:40:09,866 --> 00:40:12,844
‫هدفت اینجا چیه؟
‫تفرقه بندازی و پیروز بشی؟

520
00:40:14,495 --> 00:40:16,889
‫شماها فقط بخاطر بچه‌ها با هم ادامه میدین؟

521
00:40:17,832 --> 00:40:19,499
‫چون اگه واقعاً میخواین بهشون لطف کنین،

522
00:40:19,500 --> 00:40:22,377
‫و منظورم از لطف
‫نجات زندگی کیری‌شون هست،

523
00:40:22,378 --> 00:40:24,212
‫پس همین الان از اینجا خارج‌شون کنید

524
00:40:24,213 --> 00:40:27,734
‫- میریم تو ماشین من و...
‫- از ملک ما گمشو بیرون

525
00:40:44,609 --> 00:40:46,544
‫چرا اون فیلم رو نگه داشتی؟

526
00:41:13,888 --> 00:41:16,473
‫داری چیکار میکنی؟

527
00:41:16,474 --> 00:41:17,742
‫شبیه چی می‌مونه؟

528
00:41:19,018 --> 00:41:20,203
‫از مارتی خبری شد؟

529
00:41:20,603 --> 00:41:24,332
‫- نه، پشت تلفن حرف نمیزنه
‫- حق داره

530
00:41:27,235 --> 00:41:28,669
‫تو چه مرگته؟

531
00:41:29,070 --> 00:41:31,923
‫- حس بدی در این باره دارم بابا
‫- آره؟

532
00:41:32,448 --> 00:41:33,716
‫خب، کجا میری؟

533
00:41:34,450 --> 00:41:37,470
‫- چی؟
‫- داری وسایلت رو جمع میکنی. کجا میری؟

534
00:41:42,417 --> 00:41:43,643
‫نمی‌دونم

535
00:41:44,210 --> 00:41:45,645
‫این اولین اشتباهته

536
00:41:46,379 --> 00:41:50,858
‫و چی بهت گفتم؟ چند بار بهت گفتم؟
‫ما جاسوسی نمی‌کنیم، ما فرار نمی‌کنیم

537
00:41:51,259 --> 00:41:52,693
‫می‌دونی چرا فرار نمی‌کنی؟

538
00:41:53,511 --> 00:41:54,904
‫باعث میشه مجرم بنظر بیای

539
00:41:55,430 --> 00:41:58,282
‫حالا، کسی رو فروختی؟

540
00:41:59,225 --> 00:42:00,952
‫خب، نگران چی هستی؟

541
00:42:03,479 --> 00:42:04,831
‫کارتل

542
00:42:06,941 --> 00:42:08,650
‫شاید فکر کنن کسی رو فروختم

543
00:42:08,651 --> 00:42:12,255
‫تو کار اشتباهی نکردی روث، خیلی‌خب؟

544
00:42:12,905 --> 00:42:17,218
‫اینجا یه راه ورود و خروج داره.
‫بعلاوه اینکه ما همه جور سلاحی داریم

545
00:42:17,618 --> 00:42:20,346
‫و الان تاریکه. نقشه‌ی اینجا رو نمی‌دونن

546
00:42:21,122 --> 00:42:23,957
‫اگه اون مکزیکی‌ها اونقدری احمق باشن
‫که نیمه آماده بیان اینجا،

547
00:42:23,958 --> 00:42:26,269
‫همشون رو می‌کشیم. بنگ بنگ بنگ

548
00:42:35,636 --> 00:42:37,738
‫

549
00:42:38,139 --> 00:42:41,784
‫

550
00:42:42,602 --> 00:42:45,705
‫

551
00:42:52,070 --> 00:42:53,379
‫سلام بادی

552
00:42:53,863 --> 00:42:55,131
‫چند چنده؟

553
00:42:55,656 --> 00:42:59,051
‫تا وقتی تو وارد عمل بشی،
‫فوتبالی باقی نمی‌مونه

554
00:42:59,994 --> 00:43:01,762
‫حداقل نه مثل الان

555
00:43:02,663 --> 00:43:05,433
‫لیگ راگبی فلگ ملی

556
00:43:06,542 --> 00:43:08,519
‫خوشحالم که مجبور نیستم اونو ببینم

557
00:43:13,758 --> 00:43:15,026
‫چه خبر شده؟

558
00:43:16,803 --> 00:43:19,280
‫باید یه فکری برای اون مزرعه‌ی خشخاش بکنم

559
00:43:20,264 --> 00:43:22,241
‫اسنلز؟

560
00:43:23,684 --> 00:43:25,786
‫- میخوای چیکار کنی؟
‫- نمیدونم

561
00:43:27,230 --> 00:43:29,332
‫اگرچه خسته شدم که همش واسطه بودم

562
00:43:30,441 --> 00:43:34,653
‫آره خب،‌ برا اینه که میخوای
‫همه رو راضی نگه داری

563
00:43:34,654 --> 00:43:37,506
‫و این اصلاً ممکن نیست

564
00:43:38,491 --> 00:43:40,051
‫باید عمل کنی

565
00:43:40,993 --> 00:43:43,387
‫و بذاری بقیه واکنش نشون بدن

566
00:44:01,889 --> 00:44:04,742
‫اگه بچه‌ها تو خونه‌ان باید برن به اتاق‌شون

567
00:44:16,946 --> 00:44:18,464
‫چه کمکی می‌تونیم بهتون بکنیم؟

568
00:44:21,826 --> 00:44:23,261
‫چه خبر شده؟

569
00:44:25,997 --> 00:44:28,975
‫این روث هست؟ داره
‫با این مامور فدرال صحبت میکنه؟

570
00:44:39,719 --> 00:44:42,446
‫من میگم به یه مشکل خوردیم، تو نمیگی؟

571
00:44:43,264 --> 00:44:44,699
‫جدی میگی؟ روث؟

572
00:44:46,517 --> 00:44:48,143
‫- بهش اعتماد داری؟
‫- قطعاً

573
00:44:48,144 --> 00:44:51,289
‫تو چطور مارتی؟ کاملاً بهش اعتماد داری؟

574
00:44:56,611 --> 00:44:57,686
‫آره

575
00:44:59,655 --> 00:45:00,689
‫درنگ کردی

576
00:45:01,073 --> 00:45:03,217
‫- می‌تونی بهش اعتماد کنی
‫- چرا درنگ کردی؟

577
00:45:04,994 --> 00:45:07,138
‫داشتم رو سوالت فکر می‌کردم هلن

578
00:45:28,851 --> 00:45:30,828
‫- مارتی
‫- هی، الان کجایی؟

579
00:45:31,395 --> 00:45:34,189
‫- خونه‌ام. میخوای کجا باشم؟
‫- باید از اونجا خارج بشی

580
00:45:34,190 --> 00:45:36,208
‫میخوام یه جایی همو ببینیم، تو شهر

581
00:45:37,193 --> 00:45:39,110
‫چی، الان؟ چرا؟

582
00:45:39,111 --> 00:45:41,071
‫پشت سینما، اون پارکینگ، خوبه؟

583
00:45:41,072 --> 00:45:43,156
‫چه خبر شده مارتی؟

584
00:45:43,157 --> 00:45:44,950
‫روث، بیا دیدنم

585
00:45:44,951 --> 00:45:47,744
‫نه. همین‌جا می‌مونم

586
00:45:47,745 --> 00:45:49,972
‫باشه، جایی نرو. من میام اونجا

587
00:45:50,623 --> 00:45:52,641
‫مارتی، اونا می‌کشنش

588
00:45:53,668 --> 00:45:55,478
‫چرا درنگ کردی؟

589
00:45:56,671 --> 00:45:57,980
‫میخواست منو بکشه

590
00:45:59,257 --> 00:46:02,026
‫- چی؟
‫- روث خواست منو بکشه

591
00:46:02,969 --> 00:46:05,363
‫بروس علیهم شد. تو بهم خیانت کردی

592
00:46:05,972 --> 00:46:07,782
‫شاید من نمی‌تونم به خوبی
‫درباره‌ی دیگران قضاوت کنم

593
00:46:21,529 --> 00:46:22,880
‫در رو ببند

594
00:46:34,083 --> 00:46:37,812
‫مامان... مامان با یکی رابطه داشته

595
00:46:40,506 --> 00:46:43,609
‫- چی؟ با کی؟
‫- نمی‌دونم

596
00:46:46,679 --> 00:46:49,990
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون شنیدم که داشتن درباره‌ش حرف میزدن

597
00:46:51,559 --> 00:46:53,285
‫- کی، مامان و بابا؟
‫- آره

598
00:46:55,438 --> 00:46:59,024
‫اون گفت "تو بهم خیانت کردی"
‫و مامان اصلاً جوابش رو نداد

599
00:46:59,025 --> 00:47:00,876
‫آخه حتی انکارش نکرد

600
00:47:03,070 --> 00:47:04,088
‫خب...

601
00:47:05,865 --> 00:47:07,341
‫فکر میکنی چی میشه؟

602
00:47:07,742 --> 00:47:08,968
‫نمیدونم

603
00:47:10,953 --> 00:47:14,890
‫فکر نمیکنی طلاق بگیرن یا چیز دیگه؟

604
00:47:21,839 --> 00:47:23,023
‫اون ون...

605
00:47:24,592 --> 00:47:25,860
‫پولش چقدره؟

606
00:47:38,606 --> 00:47:40,916
‫اینجا هیچکی درست کار نمیکنه

607
00:47:44,403 --> 00:47:46,297
‫پاستا رو بریز تو ویندی

608
00:47:51,494 --> 00:47:53,929
‫- گرسنه‌ای؟
‫- نه

609
00:47:59,668 --> 00:48:01,854
‫می‌دونی، اتفاقات زیادی داره میفته

610
00:48:03,089 --> 00:48:05,733
‫و وقتی اینطوری میشه،
‫و ندونی چیکار کنی،

611
00:48:06,634 --> 00:48:10,863
‫کاری که دم دستته رو انجام میدی. می‌فهمی؟

612
00:48:13,349 --> 00:48:14,700
‫از مارتی خوشم میاد

613
00:48:15,810 --> 00:48:17,369
‫ولی خیلی فکر میکنه

614
00:48:17,895 --> 00:48:19,413
‫باید عمل کنه

615
00:48:21,857 --> 00:48:23,250
‫یکی باید بکنه

616
00:48:47,675 --> 00:48:48,967
‫مارتی، اون مامور فدرال لعنتی

617
00:48:48,968 --> 00:48:52,345
‫بیرون استریپ کلاب اومد سراغم،
‫و گفت که من راس و بوید رو کشتم

618
00:48:52,346 --> 00:48:55,140
‫آره؟ خب گوش کن، اگه مدرکی داشت
‫الان تو رو دستگیر کرده بود

619
00:48:55,141 --> 00:48:58,410
‫کارتل چی مارتی؟ گفت که اونا منو میکشن

620
00:48:58,811 --> 00:49:01,271
‫که چی؟ اینا همش یه چی هستن.
‫همش نمایش اونه

621
00:49:01,272 --> 00:49:02,188
‫می‌خواد تو رو بترسونه

622
00:49:02,189 --> 00:49:04,482
‫میخواد همه‌ی ما رو بترسونه
‫تا علیه همدیگه بشیم

623
00:49:04,483 --> 00:49:06,794
‫چیزی بهش گفتی؟

624
00:49:07,611 --> 00:49:08,646
‫چی؟

625
00:49:09,029 --> 00:49:13,842
‫آگوست پیش تو اسکله‌ی خودم
‫خواستی منو بکشی؟

626
00:49:14,326 --> 00:49:17,054
‫ماشینت خراب شد. ون رو بهت قرض دادم

627
00:49:18,456 --> 00:49:20,516
‫تو اون اسکله رو سیم‌کشی کردی؟ آره یا نه؟

628
00:49:24,211 --> 00:49:25,563
‫قضیه برا خیلی وقت پیشه

629
00:49:26,046 --> 00:49:29,692
‫نه، نبود. سه ماه پیش بود. داشتی
‫برای من کار می‌کردی. بجنب

630
00:49:31,802 --> 00:49:34,429
‫هی، باید بدونم می‌تونم
‫بهت اعتماد کنم یا نه

631
00:49:34,430 --> 00:49:37,408
‫جونمون در خطره. جون جفتمون

632
00:49:38,934 --> 00:49:39,968
‫باشه؟

633
00:49:40,352 --> 00:49:46,250
‫به خدا قسم مارتی، می‌تونی بهم اعتماد کنی
‫به جونم قسم می‌خورم

634
00:49:47,151 --> 00:49:48,794
‫به جون ویات قسم میخورم

635
00:49:56,827 --> 00:49:58,953
‫کید. نیازی به این نیست

636
00:49:58,954 --> 00:50:00,747
‫- چرا هست
‫- کید

637
00:50:00,748 --> 00:50:02,975
‫نه. حرف زدن بسه

638
00:50:03,709 --> 00:50:04,810
‫اینجارو دارم

639
00:50:06,587 --> 00:50:09,607
‫- بندازش
‫- از ملک من گمشین بیرون

640
00:50:15,221 --> 00:50:17,072
‫- بندازش
‫- کید

641
00:50:26,023 --> 00:50:28,709
‫می‌تونین بهش اعتماد کنین.
‫الان باهاش حرف زدم

642
00:50:29,109 --> 00:50:31,128
‫خب، یه ساعت پیش خیلی مطمئن نبودی

643
00:50:32,446 --> 00:50:34,298
‫خب، به زودی می‌فهمیم

644
00:50:34,990 --> 00:50:38,243
‫- بهشون گفتی من اینجایم؟
‫- نه

645
00:50:38,244 --> 00:50:39,953
‫پس از کجا فهمیدن اینجایم؟

646
00:50:39,954 --> 00:50:41,955
‫می‌دونن همه کجا هستن، خیلی‌خب روث؟

647
00:50:41,956 --> 00:50:43,957
‫برو گمشو!

648
00:50:43,958 --> 00:50:45,893
‫مارتی... عوضی

649
00:50:49,588 --> 00:50:53,359
‫ولم کن! نه! نه!

650
00:50:54,301 --> 00:50:56,236
‫بس کن! نکن!

651
00:51:01,058 --> 00:51:02,284
‫ولم کنین!

652
00:51:07,982 --> 00:51:09,124
‫ولم کنین!

653
00:51:11,902 --> 00:51:13,087
‫ولم کنین!

654
00:51:29,044 --> 00:51:32,314
‫- اسم‌تون؟
‫- ویندی بیرد هستم، با دارلین کار دارم

655
00:51:50,733 --> 00:51:54,920
‫- مجبور نیستی اینکارو کنی
‫- فکر خودم بود

656
00:52:01,285 --> 00:52:02,469
‫برو برو

657
00:52:16,300 --> 00:52:19,052
‫برای اف‌بی‌آی کار میکنی؟

658
00:52:19,053 --> 00:52:20,595
‫نه! نه!

659
00:52:20,596 --> 00:52:23,598
‫تا قبل امروز بازم با
‫مامور پتی صحبت کرده بودی؟

660
00:52:23,599 --> 00:52:27,244
‫از کارتل دزدی کردی؟
‫از مارتی بیرد دزدی کردی؟

661
00:52:29,188 --> 00:52:31,898
‫می‌فهمی که خیانت کردن به مارتی بیرد

662
00:52:31,899 --> 00:52:33,608
‫مثل خیانت کردن به کارتل می‌مونه؟

663
00:52:33,609 --> 00:52:36,253
‫- بله
‫- فکر نمیکنم بدونی

664
00:52:46,705 --> 00:52:51,518
‫خب، یه لیست طولانی از سازمان‌های
‫فرزندخوندگی میزوری درست کردم

665
00:54:30,392 --> 00:54:32,703
‫بهتره دعا کنی اون زنده بمونه

666
00:55:33,789 --> 00:55:35,140
‫بار اولمه

667
00:55:42,005 --> 00:55:43,081
‫آره

668
00:55:48,470 --> 00:55:53,617
‫بسوز عزیزم، بسوز.بسوز...

669
00:56:15,789 --> 00:56:17,099
‫دختر سرسختیه

670
00:56:27,885 --> 00:56:30,362
‫بهم تکیه بده. بهم تکیه بده دختر

671
00:56:31,179 --> 00:56:36,451
‫آروم برو. آروم برو. آروم برو
‫همینه، آروم و با دقت

672
00:56:37,227 --> 00:56:39,329
‫آره

673
00:56:42,065 --> 00:56:43,333
‫آروم

674
00:56:46,334 --> 00:56:56,334
‫ترجمه از ایلیا و ناصر اسماعیلی

675
00:56:56,335 --> 00:57:06,335
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

