1
00:00:00,361 --> 00:00:10,351
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

2
00:00:10,360 --> 00:00:20,350
« دانلود فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

3
00:00:20,362 --> 00:00:30,352
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

4
00:01:38,848 --> 00:01:41,059
‫خواهش می‌کنم یه چیزی بخور.

5
00:01:50,610 --> 00:01:52,529
‫من می‌دونم که تو یه
‫نوزاد تازه متولد شده داری.

6
00:01:55,323 --> 00:01:56,323
‫منم همین‌طور.

7
00:01:57,408 --> 00:01:58,408
‫خب...

8
00:02:00,245 --> 00:02:02,997
‫اون دیگه تازه متولد شده نیست. اون...

9
00:02:03,790 --> 00:02:05,125
‫اون دو ماهشه،

10
00:02:06,167 --> 00:02:09,212
‫که نزدیک بود تو مراسم غسل تعمیدش کشته بشه.

11
00:02:10,713 --> 00:02:12,549
‫آره.

12
00:02:15,009 --> 00:02:16,344
‫خب.

13
00:02:18,805 --> 00:02:20,598
‫البته که اینو می‌دونی،

14
00:02:21,933 --> 00:02:23,017
‫چون تو...

15
00:02:24,352 --> 00:02:27,939
‫زنی هستی که دولت قدرتمند ایالات
‫متحده رو در مقابل لاگوناز قرار داد.

16
00:02:29,732 --> 00:02:31,401
‫میشه در مورد این به من بگی؟

17
00:02:32,735 --> 00:02:33,735
‫در مورد چی؟

18
00:02:34,279 --> 00:02:35,446
‫تو و مارتی.

19
00:02:37,532 --> 00:02:38,783
‫چطور پیش میره؟

20
00:02:39,576 --> 00:02:41,995
‫مارتی برد مرد باهوشیه.

21
00:02:42,078 --> 00:02:45,081
‫توی کارش از بیشتر
‫مامورین فدرال خیلی بهتره.

22
00:02:45,957 --> 00:02:50,044
‫و یه... احترام مشترک بین ما هست.

23
00:02:51,796 --> 00:02:53,840
‫از دل این احترام یه همکاری پدیدار شد.

24
00:02:57,427 --> 00:03:00,805
‫ببخشید، اما جوری میگی که
‫انگار اونه که به درد تو می‌خوره.

25
00:03:01,639 --> 00:03:03,766
‫ما به درد همدیگه می‌خوریم.

26
00:03:05,393 --> 00:03:06,519
‫چطور؟

27
00:03:07,103 --> 00:03:08,938
‫تو هنوز این‌جایی، مگه نه؟

28
00:03:18,072 --> 00:03:22,202
‫خواب راحت شب هر رئیس باند مواد مخدری...

29
00:03:22,285 --> 00:03:24,329
‫می‌تونه ۲ دلیل داشته باشه.

30
00:03:24,913 --> 00:03:28,958
‫یا دولت ایالات متحده اون‌قدری بهشون
‫اهمیت نمیده که اونا رو بکشه،‌ یا...

31
00:03:30,210 --> 00:03:32,503
‫دولت ایالات متحده فکر می‌کنه کشتن اونا...

32
00:03:33,421 --> 00:03:34,964
‫زحمت داره.

33
00:03:38,384 --> 00:03:39,761
‫لطفا ادامه بده.

34
00:03:39,844 --> 00:03:43,097
‫اگه می‌خوای کشتن تو برای
‫ما باعث زحمت زیادی بشه،

35
00:03:44,641 --> 00:03:48,519
‫اگه می‌خوای بالاخره یه زندگی
‫عاری از ترس داشته باشی،

36
00:03:49,812 --> 00:03:52,482
‫باید در عوض یه چیزایی
‫رو برای ما فراهم کنی.

37
00:03:53,900 --> 00:03:55,109
‫مثل چی؟

38
00:03:55,818 --> 00:03:58,154
‫چند سال توی یه سلول زندان فدرال،

39
00:03:58,238 --> 00:04:01,199
‫جزئیات ساز و کار کارتل‌ت،

40
00:04:01,282 --> 00:04:03,034
‫تسلیم کردن جنس‌هات.

41
00:04:04,077 --> 00:04:05,370
‫و اسلحه‌هات.

42
00:04:07,622 --> 00:04:12,085
‫اسم و مکان هر شهروند آمریکایی
‫که تو اونا رو سر به نیست کردی.

43
00:04:15,088 --> 00:04:18,091
‫وگرنه من دلیلی نمی‌بینم که این
‫ملاقات رو به گوش مافوق‌هام برسونم...

44
00:04:18,174 --> 00:04:20,260
‫و اصلا نمی‌دونم که این‌جا چه کار می‌کنم.

45
00:04:29,727 --> 00:04:30,727
‫خب؟

46
00:05:18,151 --> 00:05:19,402
‫بیاید بریم.

47
00:06:33,518 --> 00:06:36,062
‫- اون کجاست؟
‫- توی اتاق جونا، چی شد؟

48
00:06:36,562 --> 00:06:37,814
‫از رئیست بپرس.

49
00:06:39,065 --> 00:06:41,651
‫و تا وقتی که اون آماده
‫باشه که یه پیشنهاد جدی بده،

50
00:06:41,734 --> 00:06:44,237
‫نزدیک منو پسرم نشو.

51
00:06:44,320 --> 00:06:47,073
‫باشه...

52
00:06:47,156 --> 00:06:49,450
‫من بعدتر باهات تماس می‌گیرم، خب؟

53
00:06:51,452 --> 00:06:52,286
‫بله؟

54
00:06:52,370 --> 00:06:55,248
‫سلام... منم. ملاقات با مایا چطور پیش رفت؟

55
00:06:56,541 --> 00:06:58,251
‫تو به یه نمونه احتیاج داری.

56
00:06:59,502 --> 00:07:00,420
‫یه نمونه؟

57
00:07:00,503 --> 00:07:04,924
‫شاو. شیکاگو، این هفته. اونا
‫باید بدونن که چی می‌خرن، مگه نه؟

58
00:07:05,007 --> 00:07:07,760
‫یه نمونه. باشه.

59
00:07:08,803 --> 00:07:09,804
‫خوبه.

60
00:07:10,388 --> 00:07:13,182
‫بعد من برات یکی می‌فرستم، و تو...

61
00:07:14,725 --> 00:07:16,978
‫تو مامور میلر رو برای من برمی‌گردونی.

62
00:07:17,854 --> 00:07:20,523
‫به نظر می‌رسید اون به
‫کمی فرصت نیاز داره که...

63
00:07:20,606 --> 00:07:22,066
‫همه‌ی این چیزا رو هضم کنه.

64
00:07:22,150 --> 00:07:24,110
‫تو تا وقتی که من برنده
‫نشم برنده نمیشی، مارتی.

65
00:07:26,154 --> 00:07:27,280
‫اینو فراموش نکن.

66
00:08:06,068 --> 00:08:07,653
‫کی اون آماده‌ی فروش میشه؟

67
00:08:08,571 --> 00:08:11,282
‫چه اهمیتی داره؟ معامله‌ی تو که بهم خورد.

68
00:08:11,365 --> 00:08:14,160
‫خب، نباید این‌جا تصمیمی بگیری...

69
00:08:14,243 --> 00:08:16,662
‫اگه کسی به خودش زحمت نداده که
‫بهت بگه معامله دوباره برقرار شده.

70
00:08:17,246 --> 00:08:20,750
‫و قبل این‌که بخوای در مورد تصمیماتی
‫که بالاتر از حد توئه دخالت بی‌جا کنی،

71
00:08:20,833 --> 00:08:24,462
‫از خودت بپرس واقعا می‌خوای
‫کیرت بیخ تا بیخ بریده شه...

72
00:08:24,545 --> 00:08:26,881
‫و دعا کنی که دکترا بتونن
‫با بخیه اونو وصلش کنند؟

73
00:08:29,842 --> 00:08:31,886
‫محموله تا پس فردا آماده هست.

74
00:08:33,137 --> 00:08:34,137
‫هوم

75
00:09:30,903 --> 00:09:34,782
‫من و پدرتون از وقتی که اومدیم
‫این‌جا چیزای زیادی ازتون خواستیم.

76
00:09:36,325 --> 00:09:39,370
‫- هیچ پدر و مادری حق نداره چنین کاری بکنه.
‫- مامان، این تقصیر تو نیست.

77
00:09:39,453 --> 00:09:40,663
‫چرا هست.

78
00:09:43,833 --> 00:09:46,127
‫و می‌خوام که بدونید که ما اینو می‌دونیم.

79
00:09:48,421 --> 00:09:49,463
‫من اینو می‌دونم.

80
00:09:51,257 --> 00:09:54,385
‫و حتی اگه ما عصبانی و بی‌طاقت بشیم، ما...

81
00:09:56,429 --> 00:09:58,097
‫قدر این‌جا بودنتون رو می‌دونیم.

82
00:10:02,810 --> 00:10:07,189
‫این جایی هست که ما می‌تونیم
‫بیای و بن رو به یاد بیاریم.

83
00:10:08,691 --> 00:10:10,860
‫خیلی آروم، به عنوان یه خانواده.

84
00:10:11,485 --> 00:10:14,030
‫و من مطمئن میشم که این همیشه روشن بمونه...

85
00:10:14,113 --> 00:10:16,282
‫تا وقتی که ما از بیرون نگاه
‫می‌کنیم بتونیم ببینیمش.

86
00:10:16,365 --> 00:10:17,365
‫و اگه...

87
00:10:19,368 --> 00:10:22,163
‫کسی می‌خواد چیزی به اون بگه...

88
00:10:22,246 --> 00:10:24,999
‫می‌تونه اونو بنویسه و...

89
00:10:26,667 --> 00:10:28,669
‫ما می‌دونیم در حین سوختن به اون می‌رسه.

90
00:10:32,840 --> 00:10:34,258
‫چون اون همین‌جاست.

91
00:10:38,512 --> 00:10:39,847
‫اما نیست.

92
00:10:39,930 --> 00:10:42,058
‫عوضی بازی در نیار.

93
00:10:42,725 --> 00:10:45,227
‫شاید اگه منو بکشی تو هم
‫بتونی یکی از اینا بسازی.

94
00:10:53,319 --> 00:10:54,695
‫اون درست میشه.

95
00:11:52,211 --> 00:11:54,964
‫باز هم رفت روی
‫پیامگیر صوتی. لعنتی...

96
00:11:55,798 --> 00:11:58,843
‫شاید من باید صبح به اون‌جا برم...

97
00:11:59,635 --> 00:12:01,887
‫و خودم اوضاع رو درست کنم.

98
00:12:02,555 --> 00:12:04,849
‫فکر می‌کردم گفتی که
‫اون به تنها بودن نیاز داره.

99
00:12:06,934 --> 00:12:09,562
‫خب، تنها بودن در صورتی
‫خوبه که ناوارو صبور باشه...

100
00:12:09,645 --> 00:12:11,772
‫و مطمئن نیستم که بتونیم روی این حساب کنیم.

101
00:12:11,856 --> 00:12:13,774
‫فشار آوردن هم جوابگو نیست.

102
00:12:16,110 --> 00:12:17,987
‫خب، هی، وندی،

103
00:12:18,070 --> 00:12:20,698
‫اگه تو فشار نیورده بودی،
‫اون سوار هواپیما نمیشد...

104
00:12:20,781 --> 00:12:23,033
‫و کسی چه می‌دونست که
‫ما الان کجا بودیم؟ می‌دونی؟

105
00:12:28,998 --> 00:12:31,709
‫شاید بهتر باشه که تو فردا
‫بری اون‌جا. نظرت چیه؟

106
00:12:32,960 --> 00:12:34,211
‫به جای تو؟

107
00:12:39,967 --> 00:12:41,761
‫اوضاع امروز با جونا چطور پیش رفت؟

108
00:12:45,306 --> 00:12:46,307
‫خوب نبود.

109
00:13:37,900 --> 00:13:39,568
‫- سفر خوبی بود؟
‫- آره.

110
00:13:40,945 --> 00:13:44,073
‫من داشتم یه منطقه‌ی جدید رو بررسی
‫می‌کردم. ما باید تولید جنس رو بیشتر کنیم.

111
00:13:44,156 --> 00:13:45,991
‫تا شاو رو راضی کنیم.

112
00:13:51,580 --> 00:13:54,500
‫مارتی و وندی برید با این معامله موافقن؟

113
00:13:55,626 --> 00:13:57,753
‫این فکر اونا بود...

114
00:13:59,713 --> 00:14:05,636
‫فکر نمی‌کنه بهتره یه نفر از
‫خانواده توی شیکاگو همراهشون باشه؟

115
00:14:07,721 --> 00:14:09,849
‫چی؟ منظورت چیه؟

116
00:14:12,726 --> 00:14:14,061
‫برای همین من مدرک دانشگاهی گرفتم.

117
00:14:15,396 --> 00:14:19,275
‫که مطمئن شم این شرکتی‌ها
‫فکر نکنن می‌تونن ما رو دور بزنن.

118
00:14:21,986 --> 00:14:24,446
‫فکر می‌کردم برای این بود که
‫خواهر بزرگترم دست از سرم برداره.

119
00:14:24,530 --> 00:14:26,866
‫حداقل منو با یه نمونه بفرست.

120
00:14:26,949 --> 00:14:29,827
‫این‌طوری من مطمئن میشم که
‫از تمامی منافعمون محافظت میشه...

121
00:14:29,910 --> 00:14:31,579
‫و اوضاع طبق روال پیش میره.

122
00:14:31,662 --> 00:14:32,662
‫خاوی.

123
00:14:34,164 --> 00:14:35,165
‫من خسته‌ام.

124
00:14:45,384 --> 00:14:46,594
‫مادرجنده.

125
00:14:50,055 --> 00:14:53,976
‫هی. منظره‌ از بالای اون
‫کوه ۱۵۰ میلیون دلاری چطوره؟

126
00:14:54,476 --> 00:14:55,603
‫خب، این خیلی بهتر میشه...

127
00:14:55,686 --> 00:14:59,106
‫اگه بتونی پس فردا برای ما قرار
‫ملاقات تصویری با سناتور شیفر بگیری.

128
00:14:59,815 --> 00:15:02,651
‫خب، فکر نمی‌کنی بهتر باشه از یه
‫جایی نزدیک‌تر به خونه شروع کنیم؟

129
00:15:03,736 --> 00:15:05,738
‫منظورت از نظر جغرافیایی هست یا سیاسی؟

130
00:15:06,322 --> 00:15:09,116
‫هر دوش. فکر می‌کنم در مورد
‫شیفر شانس بهتری داریم...

131
00:15:09,199 --> 00:15:11,368
‫اگه بتونیم با تعهدات قبلی سراغش بریم.

132
00:15:11,869 --> 00:15:13,245
‫مردم عاشق یه برنده هستند.

133
00:15:13,829 --> 00:15:16,332
‫یکم طول می‌کشه تا اونو همراه کنیم.

134
00:15:17,207 --> 00:15:19,919
‫می‌خوام زودتر قلاب رو بندازم.

135
00:15:20,628 --> 00:15:23,130
‫خیلی خب، من ترتیبش رو
‫میدم. تو بهترین تلاشت رو بکن.

136
00:15:23,213 --> 00:15:25,549
‫می‌دونی که چه‌قدر بدم
‫میاد که تلاش‌هام هدر بره.

137
00:15:27,676 --> 00:15:30,763
‫گهواره توی اتاق خوابه، اما
‫می‌تونی به راحتی جا به جاش کنی.

138
00:15:30,846 --> 00:15:32,806
‫گرم کننده‌ی بطری شیر کنار اجاقه.

139
00:15:32,890 --> 00:15:34,391
‫این میز عوض کردن پوشکه.

140
00:15:34,475 --> 00:15:36,852
‫فراموش نکن که دستمال بچه‌
‫باید دمای بدنش رو داشته باشه.

141
00:15:37,353 --> 00:15:40,022
‫خب، نمیشه کاریش کرد.

142
00:15:58,916 --> 00:16:00,668
‫رئیست برای من چیزی داره؟

143
00:16:02,503 --> 00:16:03,629
‫منم جات بودم عصبانی می‌شدم.

144
00:16:05,339 --> 00:16:08,467
‫وقتی یه نفر توی ترافیک
‫جلوی منو می‌گیره عصبانی میشم.

145
00:16:09,343 --> 00:16:11,011
‫وقتی یه مادر میشی،

146
00:16:11,595 --> 00:16:13,973
‫یه غریزه‌ی کاملا متفاوت درونت ایجاد میشه.

147
00:16:14,056 --> 00:16:16,767
‫باعث میشه کارایی بکنی
‫که تصورش هم نمی‌کردی.

148
00:16:17,601 --> 00:16:19,186
‫من نمی‌خوام این حرفا رو با تو بزنم.

149
00:16:19,269 --> 00:16:22,272
‫وقتی برای اولین بار دیدمش،
‫وقتی من به خونه رفتم،

150
00:16:23,565 --> 00:16:26,235
‫یک روز کامل طول کشید
‫که آدرنالین فروکش کنه.

151
00:16:27,319 --> 00:16:30,072
‫فرقش اینه که تو اینو
‫انتخاب کردی، اما من نه.

152
00:16:30,155 --> 00:16:32,574
‫هنوز می‌دونم چیزی که
‫ازت می‌خوایم چه‌قدر زیاده.

153
00:16:32,658 --> 00:16:35,995
‫اگه می‌دونی، چرا هنوز
‫داری این‌کارو می‌کنی؟

154
00:16:37,496 --> 00:16:39,707
‫در حالی که یه راه خروج خیلی آسون‌تر هست.

155
00:16:41,625 --> 00:16:44,044
‫اگه تا الان دلیلش رو
‫نمی‌دونستی، به زودی می‌فهمی.

156
00:16:47,840 --> 00:16:50,718
‫مادرم میگه که مادر بودن
‫تو رو خودخواه کرده.

157
00:16:51,593 --> 00:16:53,345
‫نه. نه.

158
00:16:55,431 --> 00:16:56,932
‫این تو رو قوی می‌کنه.

159
00:17:02,104 --> 00:17:04,064
‫من هنوز یه چیزی از رئیست می‌خوام.

160
00:17:05,858 --> 00:17:07,192
‫سلام، آقای مدن.

161
00:17:07,276 --> 00:17:09,903
‫من مارتی برد هستم از
‫میزوری بل اند د بیگ مادی.

162
00:17:09,987 --> 00:17:13,490
‫گوش کن... ما تازگی شروع به
‫ارائه‌ی اعتبار به مشتری‌هامون کردیم،

163
00:17:13,574 --> 00:17:16,201
‫و من می‌خواستم بدونم می‌تونی به ما...

164
00:17:16,285 --> 00:17:20,039
‫درصدی که خودتون می‌گیرید رو بگی.

165
00:17:20,122 --> 00:17:22,666
‫شما زیاد با اعتبار معوقه مواجه میشید؟

166
00:17:24,209 --> 00:17:25,209
‫اوهوم.

167
00:17:26,086 --> 00:17:27,421
‫و...

168
00:17:27,504 --> 00:17:30,674
‫و نرخ ریزش اعتبار چه‌قدره؟

169
00:17:33,218 --> 00:17:35,345
‫آره، خب این...

170
00:17:36,221 --> 00:17:37,264
‫هی، جونا

171
00:17:37,347 --> 00:17:40,434
‫آقا، میشه دوباره باهاتون
‫تماس بگیرم؟ ممنون.

172
00:17:40,517 --> 00:17:41,810
‫ام...

173
00:17:41,894 --> 00:17:45,230
‫- چه‌ کار می‌کنی؟ چه خبره؟
‫- مامان برق زیرزمین رو قطع کرده.

174
00:17:45,814 --> 00:17:48,525
‫مامان برق زیرزمین رو
‫قطع کرده. کی این‌کارو کرد؟

175
00:17:48,609 --> 00:17:52,446
‫دیروز، وقتی که وسط آزمایش یه
‫سیستم سپرده‌ی خودکار فلو چین بودم.

176
00:17:53,155 --> 00:17:55,949
‫اگه وقتی برق قطع شده باشه یکی
‫از اون سپرده‌ها پردازش می‌شده...

177
00:17:56,033 --> 00:17:59,453
‫آره، هشدار حساب فعال میشه
‫و کل چین باید بازسازی بشه.

178
00:17:59,536 --> 00:18:00,996
‫من نمی‌تونم این‌جوری کار کنم.

179
00:18:01,580 --> 00:18:04,124
‫آره. شاید بهتر باشه اصلا کار نکنی.

180
00:18:04,208 --> 00:18:06,710
‫شاید مامان می‌خواسته
‫این رو به تو بگه...

181
00:18:07,544 --> 00:18:08,544
‫سلام.

182
00:18:09,546 --> 00:18:11,632
‫قبل این‌که واشر سرسیلندر بسوزونی...

183
00:18:11,715 --> 00:18:13,425
‫من فقط دارم کاری که
‫اون خواسته رو می‌کنم.

184
00:18:14,301 --> 00:18:16,637
‫اگه ازت هروئین می‌خواست هم بهش میدادی؟

185
00:18:16,720 --> 00:18:19,807
‫اون بچه توی یه چشم بهم زدن...

186
00:18:20,724 --> 00:18:22,309
‫می‌تونه ۱۶ تا شرکت کاغذی درست کنه.

187
00:18:23,227 --> 00:18:26,063
‫خب با این حال اون هنوز یه بچه‌ هست.

188
00:18:26,146 --> 00:18:27,523
‫منم وقتی استخدامم کردی بچه بودم.

189
00:18:28,023 --> 00:18:29,817
‫و این نتیجه‌ی خیلی خوبی داد، مگه نه؟

190
00:18:31,527 --> 00:18:33,028
‫همینو کم داشتیم.

191
00:18:35,823 --> 00:18:37,658
‫اون این‌جا چه غلطی می‌کنه؟

192
00:18:37,741 --> 00:18:40,077
‫یه نفر برق زیرزمین رو قطع کرده.

193
00:18:40,577 --> 00:18:44,581
‫باید اجازه می‌دادم زیر سقف
‫ما به ارتکاب جرم ادامه بده؟

194
00:18:44,665 --> 00:18:48,544
‫حالا داره دفترش رو جا به جا می‌کنه
‫تا بتونه یه جای دیگه اونا رو مرتکب بشه.

195
00:18:49,419 --> 00:18:52,422
‫- نه، نه، نه. اون این‌کارو نمی‌کنه.
‫- این‌طور به نظر میاد. آره.

196
00:18:54,007 --> 00:18:56,802
‫- جونا! جونا، بیا این‌جا.
‫- وندی. وندی.

197
00:18:56,885 --> 00:18:58,053
‫جونا، ولش کن!

198
00:18:59,096 --> 00:19:02,015
‫ببین چی میگم.

199
00:19:03,350 --> 00:19:05,686
‫تو در مورد بن عصبانی هستی؟

200
00:19:05,769 --> 00:19:08,772
‫منم همین‌طور. اما می‌دونی
‫خشمت رو باید روی کی خالی کنی؟

201
00:19:08,856 --> 00:19:11,292
‫- فکر نکنم این کمکی بکنه...
‫- توی این قضیه دخالت نکن!

202
00:19:11,316 --> 00:19:13,277
‫- خودت حلش کن.
‫- روی اون.

203
00:19:13,360 --> 00:19:15,863
‫اون کسیه که اجازه داد
‫اون از بیمارستان بیاد بیرون...

204
00:19:15,946 --> 00:19:17,990
‫وقتی که می‌دونست حالش خوب نیست.

205
00:19:18,073 --> 00:19:20,701
‫تعجبی نداره که می‌خواست
‫بیاد بیرون، مارتی. اونو ببین.

206
00:19:23,287 --> 00:19:25,914
‫اون کسیه که بن رو به خطر انداخت.

207
00:19:25,998 --> 00:19:29,084
‫اون کسیه که عموی تو
‫رو به کشتن داد. اون و...

208
00:19:29,168 --> 00:19:30,502
‫اون روانی!

209
00:19:31,461 --> 00:19:33,172
‫که تو رو دزدید!

210
00:19:33,255 --> 00:19:34,882
‫و سرت رو تراشید!

211
00:19:34,965 --> 00:19:37,509
‫پس اگه فکر می‌کنی...

212
00:19:37,593 --> 00:19:40,304
‫فکر می‌کنی این ۲ تا دیوونه
‫از تو محافظت می‌کنن...

213
00:19:40,387 --> 00:19:42,097
‫وقتی که اوضاع خراب میشه...

214
00:19:42,181 --> 00:19:43,891
‫پس منتظر باش که یه بلای دیگه به سرت بیاد.

215
00:19:45,184 --> 00:19:46,226
‫جونا

216
00:19:46,310 --> 00:19:47,310
‫جونا؟

217
00:19:57,154 --> 00:19:58,614
‫داری چه‌کار می‌کنی، وندی؟

218
00:19:59,323 --> 00:20:01,366
‫من دارم برای خانواده‌مون می‌جنگم!

219
00:20:01,867 --> 00:20:04,036
‫و تو داری چه غلطی می‌کن؟

220
00:20:34,233 --> 00:20:35,317
‫بفرما.

221
00:20:37,069 --> 00:20:38,070
‫هی.

222
00:20:40,155 --> 00:20:42,074
‫من دیروز تو رو توی مزرعه دیدم.

223
00:20:44,868 --> 00:20:45,868
‫خیلی خب.

224
00:20:48,455 --> 00:20:50,540
‫می‌دونی، روث. اگه دارلین بفهمه...

225
00:20:50,624 --> 00:20:52,876
‫اون قرار نیست بفهمه، مگه نه؟

226
00:20:52,960 --> 00:20:55,003
‫نه تا وقتی که کلی پول دستش بیاد...

227
00:20:55,087 --> 00:20:57,881
‫و تا اون موقع خودش چیزی
‫که منو تو می‌دونیم رو می‌فهمه.

228
00:20:57,965 --> 00:21:00,133
‫نقشه‌ی من برای کسب و کار بهتره.

229
00:21:00,842 --> 00:21:01,843
‫واقعا؟

230
00:21:03,262 --> 00:21:04,346
‫واقعا؟

231
00:21:05,764 --> 00:21:09,059
‫مگه تو چیزی ازش می‌دونی؟

232
00:21:09,559 --> 00:21:13,355
‫توش شیش ماه پیش فکر می‌کردی
‫نقدینگی یعنی آب قلقلی‌ت بریزه.

233
00:21:13,438 --> 00:21:17,067
‫من کسی نیستم که یه نوجوون
‫رو برای پول‌شویی استخدام کرده.

234
00:21:17,651 --> 00:21:19,528
‫قرار بود برم آگهی بدم؟

235
00:21:19,611 --> 00:21:23,657
‫"نیازمند یک پول‌شو، لطفا پلیس نباشید"؟

236
00:21:23,740 --> 00:21:25,659
‫و اون یه نوجوون معمولی نیست.

237
00:21:25,742 --> 00:21:27,995
‫- اون بچه‌ی مارتی برد هست.
‫- خیلی خب.

238
00:21:28,078 --> 00:21:31,331
‫- پس برای کسب و کار بهتر نیست.
‫- مگه من نگفتم که...

239
00:21:31,415 --> 00:21:34,376
‫تو با این می‌خوای سر مارتی تلاقی کنی و...

240
00:21:34,459 --> 00:21:35,459
‫- چی؟
‫- هیچی.

241
00:21:35,502 --> 00:21:37,129
‫چی؟ حرفتو بزن، وای.

242
00:21:37,212 --> 00:21:39,631
‫روث، تو با هر کسی که
‫باهاش کار می‌کنی می‌جنگی.

243
00:21:39,715 --> 00:21:41,174
‫همه.

244
00:21:41,758 --> 00:21:43,176
‫انگار دست خودت نیست.

245
00:21:44,052 --> 00:21:45,595
‫و وقتی که شروع به جنگیدن کنی...

246
00:21:45,679 --> 00:21:48,223
‫جنگیدن برات از خود کار مهم‌تر میشه.

247
00:21:53,603 --> 00:21:54,604
‫نه، من این‌طور نیستم.

248
00:21:54,688 --> 00:21:57,190
‫واقعا؟ بهش فکر کن.

249
00:21:58,358 --> 00:22:00,986
‫هر کسی که باهاشون کار
‫کردی توی چی مشترک بودن؟

250
00:22:02,529 --> 00:22:05,449
‫می‌خوام این برای من
‫و تو و دارلین جواب بده.

251
00:22:05,949 --> 00:22:06,992
‫واقعا اینو می‌خوام، خب؟

252
00:22:07,075 --> 00:22:10,037
‫پس خواهش می‌کنم اینو هم به گا نده.

253
00:22:16,251 --> 00:22:18,545
‫این نقشه‌ی خیلی خوبیه. وای.

254
00:22:18,628 --> 00:22:19,713
‫و خودتم اینو می‌دونی!

255
00:22:37,898 --> 00:22:40,025
‫مامانم کدوم گوریه، شارلوت؟

256
00:22:40,108 --> 00:22:43,570
‫بابام همه جا رو گشته، حتی یه کاراگاه خصوصی
‫استخدام کرده که حالا از اوزارک برگشته...

257
00:22:43,653 --> 00:22:45,447
‫و گفته که نتونسته چیزی پیدا کنه.

258
00:22:45,530 --> 00:22:48,050
‫گفته که با همه‌ی شما حرف زده
‫و شما گفتید که چیزی نمی‌دونید.

259
00:22:48,075 --> 00:22:49,576
‫هر دوی ما می‌دونیم که این حقیقت نداره.

260
00:22:49,659 --> 00:22:51,828
‫ارین، تو باید آروم باشی، خب؟

261
00:22:53,121 --> 00:22:55,082
‫فکر می‌کردم مامانت به شیکاگو برگشته.

262
00:22:57,000 --> 00:22:58,085
‫من حرفتو باور نمی‌کنم.

263
00:22:59,378 --> 00:23:01,004
‫دارم حقیقت رو بهت میگم، ارین.

264
00:23:02,923 --> 00:23:04,925
‫مثل همون موقع که گفتی ما با هم دوستیم؟

265
00:23:07,469 --> 00:23:09,721
‫وقتی از من خواستی حقیقت رو بهت گفتم.

266
00:23:09,805 --> 00:23:10,889
‫نگفتم؟

267
00:23:11,765 --> 00:23:14,309
‫وقتی که هیچ کس دیگه‌ای بهت
‫نگفت که مامانت واقعا چه‌کار کرده،

268
00:23:14,393 --> 00:23:16,144
‫من کسی بودم که اینو گفت.

269
00:23:18,230 --> 00:23:20,190
‫و من الان هم دارم حقیقت رو بهت میگم.

270
00:23:21,191 --> 00:23:22,943
‫پس اون کدوم گوریه؟

271
00:23:22,967 --> 00:23:29,967
« آوا‌-مــووی »

272
00:23:30,742 --> 00:23:32,786
‫ببینم چی می‌تونم بفهمم، خب؟

273
00:23:33,829 --> 00:23:34,829
‫باشه.

274
00:23:41,378 --> 00:23:43,922
‫من باید با تو و مامان به شیکاگو برم.

275
00:23:45,132 --> 00:23:46,883
‫- چرا؟
‫- ارین زنگ زد.

276
00:23:48,593 --> 00:23:49,845
‫اون چی می‌خواد؟

277
00:23:49,928 --> 00:23:53,181
‫اون می‌خواد بدونه که مامانش کجاست
‫و فکر می‌کنه ما یه چیزی می‌دونیم.

278
00:23:53,265 --> 00:23:56,309
‫من نمی‌تونم این مکالمه
‫رو تلفنی با اون داشته باشم.

279
00:23:56,393 --> 00:23:58,478
‫اصلا لازمه چنین مکالمه‌ای
‫رو باهاش داشته باشی؟

280
00:23:58,562 --> 00:23:59,855
‫آره.

281
00:23:59,938 --> 00:24:00,981
‫آره، لازمه.

282
00:24:07,696 --> 00:24:10,907
‫خیلی خب، چطوره که
‫بکنیمش یه مسافرت خانوادگی؟

283
00:24:10,991 --> 00:24:11,992
‫هوم؟

284
00:24:12,075 --> 00:24:15,162
‫آره؟ مامان تنها کسی بوده
‫که از زمان جا به جایی برگشته،

285
00:24:15,245 --> 00:24:18,582
‫و ما می‌تونیم یه مسافرت
‫معکوس رو انجام بدیم.

286
00:24:19,749 --> 00:24:21,168
‫من نمی‌تونم. کار دارم.

287
00:24:23,545 --> 00:24:26,882
‫ما می‌تونیم به پورتیلو بریم
‫و کیک بستنی شکلاتی بگیریم.

288
00:24:26,965 --> 00:24:28,633
‫به خودت زحمت نده، شارلوت.

289
00:24:29,718 --> 00:24:30,927
‫ارزش وقتت رو نداره.

290
00:24:37,434 --> 00:24:39,227
‫واقعا فکر می‌کنی عاقلانه
‫هست که تنهاش بذاریم..

291
00:24:39,311 --> 00:24:40,854
‫وقتی که سه تامون از شهر بیرونیم؟

292
00:24:40,937 --> 00:24:43,315
‫می‌خوای مثل تو التماسش کنم؟

293
00:24:45,400 --> 00:24:47,402
‫شاید بهتر از قطع کردن برق جواب بده.

294
00:24:49,404 --> 00:24:52,157
‫من سعی کردم باهاش صلح
‫کنم. اون توی صورتم تف کرد.

295
00:24:53,033 --> 00:24:54,784
‫و من مجبور نبودم برق رو قطع کنم...

296
00:24:54,868 --> 00:24:56,995
‫اگه از اولش از من پشتیبانی می‌کردی.

297
00:24:57,078 --> 00:24:58,121
‫وندی، من ازت پشتیبانی کردم.

298
00:24:58,205 --> 00:25:01,208
‫- من به روث هشدار دادم که منو تو راضی نیستیم...
‫- تو هنوز بهش افتخار می‌کنی.

299
00:25:01,291 --> 00:25:03,001
‫دست خودت نیست و اون اینو احساس می‌کنه،

300
00:25:03,084 --> 00:25:05,629
‫و اون بس نمی‌کنه تا وقتی
‫که بفهمه فقط با ما جاش امنه.

301
00:25:06,338 --> 00:25:08,882
‫وای. این زورگویی هست.

302
00:25:08,965 --> 00:25:11,968
‫- این اسمش تربیت نیست.
‫- فکر می‌کنی چی شارلوت رو برگردوند؟

303
00:25:12,052 --> 00:25:14,304
‫شارلوت فهمید که جای دیگه برای رفتن نداره.

304
00:25:14,888 --> 00:25:17,933
‫جونا هم نداره. ولی فعلا اینو نمی‌دونه.

305
00:25:28,235 --> 00:25:31,154
‫می‌خوام همیشه سیستم
‫امنیتی روشن باشه، خب؟

306
00:25:31,238 --> 00:25:33,114
‫هیچ کس دیگه‌ای اجازه‌ی
‫ورود به خونه رو نداره.

307
00:25:33,198 --> 00:25:35,033
‫می‌خوام قبل ساعت ۱۰ خونه باشی.

308
00:25:35,116 --> 00:25:37,160
‫چراغ‌ها ساعت ۱۱ خاموش میشن.

309
00:25:37,244 --> 00:25:40,956
‫باشه؟ و این برای غذا...

310
00:25:41,039 --> 00:25:44,000
‫و یا مورد اضطراری پیش بینی‌ نشده کافیه.

311
00:25:44,668 --> 00:25:45,669
‫حله؟

312
00:25:45,752 --> 00:25:48,672
‫بابا ارزش دارایی‌های من
‫از ۶ رقم بیشتره، می‌دونستی؟

313
00:25:48,755 --> 00:25:52,217
‫می‌دونم، رفیق. اما همه‌ی اون دارایی‌ها توی
‫حساب‌های خارج از کشور و رمزارز هستند، مگه نه؟

314
00:25:52,300 --> 00:25:54,344
‫این یه نقدینگی احتیاطیه.

315
00:25:56,304 --> 00:25:57,847
‫کاری نکن که اگه من بودم نمی‌کردم.

316
00:25:58,515 --> 00:26:01,101
‫پس دزدیدن ۱۰ هزار دلار و
‫خرید یه ون قراضه مشکلی نداره؟

317
00:26:02,310 --> 00:26:03,812
‫خب، باید یکمی هم دلو به دریا بزنی.

318
00:26:05,063 --> 00:26:06,439
‫خیلی خب. دوستت دارم، رفیق.

319
00:26:12,571 --> 00:26:14,281
‫واقعا نمی‌خوای خداحافظی کنی؟

320
00:26:17,242 --> 00:26:18,618
‫عالیه.

321
00:26:57,907 --> 00:27:01,286
‫تو روی این آیکون کلیک می‌کنی و
‫اون خودکار کارش رو انجام میده.

322
00:27:01,995 --> 00:27:04,914
‫با همون حساب‌ها شروع می‌کنه
‫و به پایان میرسه، اما توی راهش...

323
00:27:04,998 --> 00:27:08,960
‫هر سپرده یکی از ۲۰ تریلیون مسیر اتفاقی
‫درون بقیه‌ی شرکت‌های کاغذی ما رو طی می‌کنه.

324
00:27:09,961 --> 00:27:11,338
‫۲۰ تریلیون؟

325
00:27:11,838 --> 00:27:14,883
‫۱۶ فاکتوریل یکمی بیشتر
‫از ۲۰.۹ تریلیون هست.

326
00:27:15,717 --> 00:27:18,553
‫- پشمی برام باقی نموند.
‫- حقم داری.

327
00:27:18,637 --> 00:27:20,722
‫وقتی اینترنتمون بهتر بشه،

328
00:27:20,805 --> 00:27:23,308
‫هر سپرده این مسافت رو
‫در طی چند ثانیه طی می‌کنه.

329
00:27:39,282 --> 00:27:42,786
‫چی باعث شده که فکر کنی می‌تونی
‫جنسای منو بدون اجازه‌م جا به جا کنی؟

330
00:27:44,746 --> 00:27:46,039
‫وایت لعنتی.

331
00:27:48,083 --> 00:27:51,753
‫خب اون شاید پسرعموی
‫تو باشه، اما خاطرخواه منه.

332
00:27:51,836 --> 00:27:54,047
‫و من هم شریکتم که
‫تو اونو وارد کار کردی...

333
00:27:54,130 --> 00:27:57,884
‫چون می‌دونستی که کسب و
‫کارت نیاز به نیرو تو تفکر تازه داره.

334
00:27:59,302 --> 00:28:01,930
‫من تو رو وارد کار کردم
‫چون از تو خوشم میاد،

335
00:28:02,889 --> 00:28:06,643
‫و نسبت به خودت خایه‌ داری.

336
00:28:06,726 --> 00:28:09,646
‫اما همون لحظه‌ای که
‫اونا مثل سگ باد کنند...

337
00:28:09,729 --> 00:28:11,564
‫همون لحظه برشون میدارم.

338
00:28:13,149 --> 00:28:15,026
‫دستت به جنسای من نخوره.

339
00:28:29,666 --> 00:28:30,666
‫متاسفم.

340
00:28:34,087 --> 00:28:36,256
‫باورم نمیشه اون منو لو داد.

341
00:28:38,425 --> 00:28:39,676
‫آره. خیلی بده.

342
00:28:41,970 --> 00:28:42,971
‫ام...

343
00:28:44,180 --> 00:28:45,640
‫همه‌ی حساب‌های ما فعالن؟

344
00:28:48,393 --> 00:28:49,853
‫از یه ساعت پیش.

345
00:28:50,437 --> 00:28:52,897
‫خوبه. ما فردا از اونا استفاده می‌کنیم.

346
00:29:08,747 --> 00:29:10,457
‫پس توی پارک اونو می‌بینی؟

347
00:29:10,540 --> 00:29:12,500
‫مکان عمومی و فضای باز.

348
00:29:13,877 --> 00:29:15,754
‫هوشمندانه هست.

349
00:29:18,298 --> 00:29:19,883
‫من باید برم.

350
00:29:19,966 --> 00:29:20,966
‫خیلی خب.

351
00:29:22,886 --> 00:29:24,220
‫- خیلی خب.
‫- موفق باشی.

352
00:29:28,475 --> 00:29:30,226
‫- اون از پسش بر میاد.
‫- آره.

353
00:29:32,771 --> 00:29:35,607
‫- وندی؟ مارتی؟ چی؟
‫- وای خدای من.

354
00:29:35,690 --> 00:29:39,110
‫- سلام. حالتون چطوره؟
‫- این‌جا رو ببین! سلام!

355
00:29:39,194 --> 00:29:41,571
‫- از دیدنت خوشحال شدم.
‫- منم همین‌طور.

356
00:29:41,654 --> 00:29:42,864
‫- سلام!
‫- سلام!

357
00:29:42,947 --> 00:29:44,949
‫- حالت چطوره؟
‫- علیک سلام!

358
00:29:45,033 --> 00:29:46,743
‫شما ۲ تا این‌جا چه کار می‌کنید؟

359
00:29:46,826 --> 00:29:49,829
‫خب، ما برای چند تا
‫کار به این‌جا اومده بودیم.

360
00:29:50,622 --> 00:29:54,375
‫خیلی خب، پس چیزی که
‫میگن حقیقت داره که شما...

361
00:29:54,459 --> 00:29:57,086
‫به میزوری رفتیم و یه کازینو باز کردیم.

362
00:29:57,629 --> 00:29:59,547
‫- حداقل این قسمتش حقیقت داره.
‫- شان.

363
00:29:59,631 --> 00:30:03,009
‫خب، می‌دونید... ما یه زندگی
‫ساده‌تر می‌خواستیم، و...

364
00:30:03,092 --> 00:30:05,762
‫آره. مارتی حساب و کتاب
‫کرد و ما فکر می‌کردیم شدنیه.

365
00:30:05,845 --> 00:30:07,847
‫آره. و ما شروع کردیم...

366
00:30:07,931 --> 00:30:09,599
‫- همین‌جوری.
‫- اره.

367
00:30:09,682 --> 00:30:11,601
‫- اوه، من باید جواب اینو بدم.
‫- آره.

368
00:30:11,684 --> 00:30:14,604
‫ببخشید. من سریع جواب اینو میدم. الو؟

369
00:30:15,313 --> 00:30:17,315
‫در مورد مامور میلر به کجا رسیدیم؟

370
00:30:17,398 --> 00:30:18,398
‫اه...

371
00:30:19,359 --> 00:30:21,110
‫- ما داریم روش کار می‌کنیم.
‫- نه.

372
00:30:21,194 --> 00:30:24,572
‫تو ۶۰۰ کیلومتر دورتر داری
‫خودتون رو نجات میدی، مارتی.

373
00:30:24,656 --> 00:30:26,282
‫در حالی که بهت گفته بودم...

374
00:30:26,366 --> 00:30:29,077
‫"اگه تو برنده نشی ما برنده
‫نمی‌شیم" من اینو فراموش نکردم.

375
00:30:29,160 --> 00:30:32,372
‫نه، نه، نه. تا وقتی که
‫من برنده نشم تو برنده نمیشی.

376
00:30:33,706 --> 00:30:35,124
‫فرق بزرگی بین این دو جمله هست.

377
00:30:36,668 --> 00:30:37,669
‫درسته.

378
00:30:38,461 --> 00:30:39,796
‫شماره‌ی اونو بده به من.

379
00:30:39,879 --> 00:30:40,879
‫نه.

380
00:30:42,173 --> 00:30:43,173
‫نه؟

381
00:30:44,008 --> 00:30:46,928
‫نه. وندی تازه گندکاری تو رو درست کرد...

382
00:30:47,011 --> 00:30:49,639
‫که به‌خاطر این به وجود اومده بود که
‫دفعه‌ی قبل بی‌صبریت کار دستمون داد،

383
00:30:49,722 --> 00:30:51,516
‫پس این بار با روش خودمون جلو میریم.

384
00:30:51,599 --> 00:30:52,600
‫گوش کن، من باید برم.

385
00:30:57,981 --> 00:30:59,357
‫و ما نزدیک آب هستیم،

386
00:30:59,440 --> 00:31:01,651
‫و بچه‌ها هر موقع که بخوان
‫می‌تونن برن شنا و قایق‌سواری.

387
00:31:01,734 --> 00:31:03,695
‫- خیلی ساده و با صفا به نظر میاد.
‫- اره.

388
00:31:04,320 --> 00:31:05,488
‫ببخشید، چیو از دست دادم؟

389
00:31:05,572 --> 00:31:08,533
‫وندی داشت به ما می‌گفت که تو چطور
‫سرنوشت خودت رو به دست گرفتی.

390
00:31:08,616 --> 00:31:10,910
‫آره.

391
00:31:10,994 --> 00:31:12,537
‫خب.

392
00:31:13,454 --> 00:31:15,707
‫- مشکلی نیست؟
‫- آره، مشکلی نیست.

393
00:31:15,790 --> 00:31:18,793
‫این یه سوتفاهمه. ما درستش می‌کنیم.

394
00:31:19,878 --> 00:31:21,421
‫از دیدنتون خوشحال شدیم.

395
00:31:21,504 --> 00:31:22,797
‫- آره، منم همین‌طور.
‫- آره.

396
00:31:22,881 --> 00:31:25,174
‫خیلی خب، خداحافظ!

397
00:31:25,258 --> 00:31:26,259
‫- خداحافظ.
‫- مراقب خودتون باشید.

398
00:31:26,342 --> 00:31:27,343
‫آره.

399
00:31:38,897 --> 00:31:40,481
‫من اومدم که رئیست رو ببینم.

400
00:31:41,733 --> 00:31:43,192
‫می‌تونی اون‌جا پارک کنی.

401
00:31:58,124 --> 00:32:00,084
‫مجوز توانبخشیت لغو شد.

402
00:32:00,960 --> 00:32:03,296
‫برد به بازرسای ایالتی اتکا کرده.

403
00:32:06,341 --> 00:32:07,425
‫و تو می‌دونستی؟

404
00:32:07,926 --> 00:32:08,926
‫آره.

405
00:32:10,053 --> 00:32:12,555
‫تو به فکرت نرسید به من هشدار
‫بدی قبل این‌که افرادم یه روز رو...

406
00:32:12,639 --> 00:32:14,265
‫به‌خاطر رفتن به کارگاه‌های
‫توقیفی از دست بدن؟

407
00:32:15,558 --> 00:32:17,060
‫مگه تو به من هشدار دادی قبل این‌که...

408
00:32:17,143 --> 00:32:19,771
‫چند ماه رو برای پالایش
‫جنسی از دست بدم که...

409
00:32:19,854 --> 00:32:23,274
‫به‌خاطر بی‌خایه‌گیت عرضه نکردی؟

410
00:32:23,358 --> 00:32:26,527
‫تو به‌خاطر این توان‌بخشی‌ها
‫نیم میلیون به من بدهکاری.

411
00:32:26,611 --> 00:32:28,488
‫اگه جات بودم این حرفا رو نمی‌زدم.

412
00:32:28,988 --> 00:32:32,700
‫خب، خوشبختانه برای تو
‫من اومدم که قرضم رو بدم.

413
00:32:33,284 --> 00:32:35,578
‫فکر کردم که تو به یه
‫شانس دوباره احتیاج داری.

414
00:32:37,997 --> 00:32:39,791
‫من در زمینه‌ی پول
‫یکمی دست و بالم تنگه.

415
00:32:40,291 --> 00:32:42,835
‫چون جنس‌هام توزیع نمیشه.

416
00:32:43,419 --> 00:32:45,964
‫پس پیشنهاد می‌کنم که
‫بری توزیع کننده پیدا کنی.

417
00:32:46,047 --> 00:32:47,173
‫همین حالا.

418
00:32:49,342 --> 00:32:52,387
‫اگه پیدا کنم، یه سنت هم به تو نمی‌رسه.

419
00:32:52,887 --> 00:32:55,890
‫فکر نکنم متوجه حرفم
‫شده باشی. من می‌خوام...

420
00:32:57,725 --> 00:32:58,726
‫گوی بابای خواستن.

421
00:32:59,227 --> 00:33:02,230
‫باید بدهیت رو به من بدی.

422
00:33:05,274 --> 00:33:09,529
‫من نمی‌تونم به کسایی کمک کنم
‫که نمی‌خوان به خودشون کمک کنند.

423
00:33:25,962 --> 00:33:27,130
‫چی پیدا کردی؟

424
00:33:33,386 --> 00:33:34,512
‫من خیلی متاسفم.

425
00:33:40,601 --> 00:33:43,730
‫- من می‌دونستم. می‌دونستم.
‫- خیلی متاسفم، ارین.

426
00:33:43,813 --> 00:33:45,773
‫چرا، چون کار شماها بوده؟

427
00:33:48,317 --> 00:33:50,445
‫ما هیچ ربطی به این قضیه نداشتیم.

428
00:33:50,528 --> 00:33:52,113
‫پس چطور این اتفاق افتاد؟

429
00:33:53,990 --> 00:33:55,992
‫اون برای آدمای خطرناکی کار می‌کرد.

430
00:33:56,617 --> 00:33:59,954
‫- والدین تو هم همین‌طور. ولی اونا زنده‌ هستن.
‫- اونا شانس آوردن.

431
00:34:00,538 --> 00:34:01,581
‫یا این‌که کار اونا بوده.

432
00:34:02,290 --> 00:34:04,125
‫این حرفت منطقی نیست.

433
00:34:04,208 --> 00:34:07,587
‫اگه اونا به این قضیه ربط
‫داشتن چرا باید بیام به تو بگم؟

434
00:34:08,921 --> 00:34:11,090
‫چون اونا می‌خوان که من دیگه سوال نپرسم.

435
00:34:11,174 --> 00:34:14,010
‫چون اونا می‌دونن که این ممکنه به ضررشون
‫تموم شده برای همین می‌خوان که خفه بشم.

436
00:34:14,093 --> 00:34:15,094
‫ارین!

437
00:34:19,849 --> 00:34:21,934
‫هر حسی که الان داری،

438
00:34:22,018 --> 00:34:23,936
‫حقته که داشته باشی.

439
00:34:25,688 --> 00:34:28,691
‫اما به‌خاطر خودت و
‫هر کسی که دوست داری،

440
00:34:28,775 --> 00:34:32,361
‫باید فراموش کنی که این مکالمه انجام شده.

441
00:34:33,029 --> 00:34:35,865
‫چون حتی اگه یه نفر دیگه بفهمه،

442
00:34:35,948 --> 00:34:37,909
‫نفر بعدی تویی،

443
00:34:38,785 --> 00:34:40,161
‫و بعدش سث،

444
00:34:40,745 --> 00:34:43,414
‫و بعد پدرت و بعد دوست دخترش.

445
00:34:45,166 --> 00:34:47,960
‫و هیچ کسی چنین چیزی رو نمی‌خواد.

446
00:34:50,630 --> 00:34:53,341
‫- تو نمی‌دونی که چی میشه.
‫- من می‌دونم.

447
00:34:54,133 --> 00:34:55,551
‫باور کن.

448
00:35:04,727 --> 00:35:05,895
‫به من نگاه کن.

449
00:35:07,105 --> 00:35:08,105
‫ارین.

450
00:35:08,773 --> 00:35:09,816
‫منو نگاه کن.

451
00:35:15,404 --> 00:35:18,074
‫فقط به این دلیل که ما ربطی
‫به قضیه‌ی مادرت نداشتیم...

452
00:35:19,742 --> 00:35:22,411
‫دلیل نمیشه که در آینده
‫اگر چاره‌ای نداشته باشیم...

453
00:35:22,495 --> 00:35:24,539
‫توی این قضیه دخالت نکنیم.

454
00:35:42,390 --> 00:35:44,016
‫- آقای برد.
‫- بله.

455
00:35:44,517 --> 00:35:48,146
‫کانر مکوی، حراست شرکت شاو مدیکال.

456
00:35:48,229 --> 00:35:51,357
‫خیلی خب، عالیه. ما هنوز
‫منتظر یه پیک با نمونه هستیم،

457
00:35:51,440 --> 00:35:53,818
‫و به من گفته نشده که کی...

458
00:35:55,820 --> 00:35:56,988
‫ببخشید که دیر کردم.

459
00:35:57,947 --> 00:35:59,240
‫اون رایان لعنتی.

460
00:36:00,992 --> 00:36:01,992
‫بیاید دنبالم.

461
00:36:03,035 --> 00:36:04,036
‫سلام، مارتی.

462
00:36:04,120 --> 00:36:06,122
‫- سلام.
‫- خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

463
00:36:12,420 --> 00:36:13,421
‫دستا بالا.

464
00:36:21,554 --> 00:36:22,597
‫گوشی‌هاتون رو بدید.

465
00:36:29,520 --> 00:36:31,522
‫بندازیدشون توی کیسه
‫وگرنه معامله همین‌جا تمومه.

466
00:36:58,694 --> 00:37:00,862
‫[در انتها،‌ نه کلمات دشمنان، بلکه سکوت دوستانمان
‫در یاد ما می‌ماند. - دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور]

467
00:37:00,885 --> 00:37:02,011
‫از این خوشت میاد؟

468
00:37:02,094 --> 00:37:06,474
‫من توی مهمونی بازنشگستیگم به هر
‫کدوم از اهدا کننده‌های بزرگ خودم یکی دادم.

469
00:37:08,476 --> 00:37:09,894
‫دکتر کینگ.

470
00:37:10,478 --> 00:37:14,899
‫این چیزی نبود که از کانون
‫آفت اخلاقی ایالت انتظار داری؟

471
00:37:16,317 --> 00:37:17,318
‫تو یادت مونده.

472
00:37:17,944 --> 00:37:19,111
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

473
00:37:20,988 --> 00:37:23,032
‫وقتی این‌جا گذاشتیش
‫نمی‌تونی فراموش کنی.

474
00:37:23,115 --> 00:37:24,659
‫آره. اما...

475
00:37:24,742 --> 00:37:29,038
‫من همیشه آدمت رو به عنوان
‫دوستی می‌دیدم که با هم کنار میومدیم...

476
00:37:29,121 --> 00:37:31,249
‫تا وقتی که اون شروع کرد به کار کردن با تو.

477
00:37:32,541 --> 00:37:37,338
‫برای همین من سال‌ها منتظر
‫بودم که توی روت بگم گاییدمت.

478
00:37:39,423 --> 00:37:41,509
‫حداقل بذار حرفم رو بزنم، رندال.

479
00:37:41,592 --> 00:37:43,386
‫هر وقتی که آماده بودی بگو.

480
00:37:50,977 --> 00:37:54,814
‫بنیاد خانواده‌ی برد یک
‫سازمان‌ خیریه‌...

481
00:37:54,897 --> 00:37:58,484
‫و غیرسیاسی هست که درک می‌کنه
‫برای انجام هر کاری توی غرب میانه...

482
00:37:58,567 --> 00:38:00,361
‫باید دست دوستی دراز کرد.

483
00:38:00,945 --> 00:38:03,948
‫ما با سواستفاده از وام کوتاه مدت
‫و معافیت از بازستانی شروع کردیم،

484
00:38:04,031 --> 00:38:07,535
‫اما حالا فرصت داریم که با
‫همه‌گیری افیونی مبارزه کنیم.

485
00:38:08,119 --> 00:38:10,204
‫که در هیچ کدوم از این مواد
‫بین جناح‌ها تبعیض قائل نمیشیم.

486
00:38:10,288 --> 00:38:13,082
‫برای همین وندی شخصی با
‫تجربه‌ی من رو استخدام کرد...

487
00:38:13,165 --> 00:38:16,836
‫تا برای خیرین جمهوری‌خواه میزوری
‫که بیشترین تاثیر رو دارند کار کنم.

488
00:38:17,628 --> 00:38:22,675
‫ما به نظر ما برای سرمایه‌ی
‫بنیاد پیشکاری مسئولیت‌پذیرتر...

489
00:38:22,758 --> 00:38:25,136
‫از مردی که یک دهه...

490
00:38:25,219 --> 00:38:28,597
‫عضو جمهوری خواه کمیته‌ی
‫بودجه‌ی مجلس سنا بوده، نیست.

491
00:38:28,681 --> 00:38:32,351
‫مردی که هنوز نقش بزرگی رو در نقش دادن...

492
00:38:32,435 --> 00:38:35,980
‫به سیاست‌های ممکن و ناممکن ایالت چمن‌زار ایفا می‌کنه.
‫[لقب ایالت ایلینویز]

493
00:38:36,063 --> 00:38:37,690
‫هوم.

494
00:38:37,773 --> 00:38:41,110
‫پس می‌خوای فرمان‌برداری منو...

495
00:38:41,193 --> 00:38:43,946
‫با یه تملق گویی مزخرف و یه
‫صندلی توی هیئت مدیره بخری؟

496
00:38:48,284 --> 00:38:53,247
‫دسترسی به ۱۵۰ میلیون دلار ذخایر نقدی
‫روز مبادا که حالا ما کنترلش می‌کنیم چطوره؟

497
00:38:54,248 --> 00:38:57,376
‫مسیر کاخ سفید، برای ۳۰ سال آینده،

498
00:38:57,460 --> 00:39:00,546
‫از ویسکانسین، میشیگان،
‫اوهایو و میزوی میگذره.

499
00:39:00,629 --> 00:39:04,300
‫اما چون تو بازنشسته شدی، محدوده‌ی
‫نفوذ تو فقط در ایلینویز خلاصه میشه.

500
00:39:04,383 --> 00:39:07,428
‫به این فکر کن که این قدرت چه
‫نفوذی رو می‌تونه برای تو...

501
00:39:07,511 --> 00:39:09,305
‫در سراسر منطقه به
‫ارمغان بیاره، سناتور.

502
00:39:09,388 --> 00:39:10,806
‫و همین‌طور در سراسر کشور.

503
00:39:17,188 --> 00:39:18,188
‫این جواب مثبت بود؟

504
00:39:19,231 --> 00:39:22,943
‫این یه گاییدمت با شدت کمتره.

505
00:39:29,492 --> 00:39:30,493
‫خب...

506
00:39:32,912 --> 00:39:34,914
‫خیلی تصمیم‌گیریت رو طول نده.

507
00:39:35,748 --> 00:39:37,792
‫جایگاه‌های هیئت مدیره دارن پر میشن.

508
00:39:43,381 --> 00:39:46,050
‫- اصلا خم به ابرو نیوردی.
‫- یه زمانی بود...

509
00:39:46,133 --> 00:39:50,596
‫که فکر می‌کردم شیفر ترسناک‌ترین
‫مردی هست که می‌تونم باهاش حرف بزنم.

510
00:39:54,892 --> 00:39:58,145
‫به خاطر‌ این ابزار ببخشید.
‫خانواده‌ی ما شیمی‌دان هستند.

511
00:39:59,063 --> 00:40:01,565
‫صاحب املاک گوناگونی هم هستند.

512
00:40:02,483 --> 00:40:05,361
‫من زنی که کارای کثیفش رو
‫خودش انجام میده رو تحسین می‌کنم.

513
00:40:08,239 --> 00:40:13,035
‫من مطمئن شدم که زیرساخت‌های
‫کانال‌های محرمانه‌ی مالیتون...

514
00:40:13,119 --> 00:40:17,581
‫توجه هر کسی که بخواد سرک
‫بکشه رو به تاسمانی منحرف کنه.

515
00:40:17,665 --> 00:40:19,542
‫قوانین مالیاتیش یکیه.

516
00:40:20,251 --> 00:40:23,045
‫نیاز به لایه گذاری نیست. آسیب ناپذیره.

517
00:40:23,587 --> 00:40:26,090
‫و ما داریم فرایند تولید
‫خودمون رو تغییر میدیم،

518
00:40:26,173 --> 00:40:28,175
‫که همه‌ی خروجی‌هامون
‫در حد مصارف پزشکی باشه.

519
00:40:29,593 --> 00:40:31,011
‫چنین چیزی به علاوه‌ی کار مارتی،

520
00:40:31,095 --> 00:40:33,431
‫باعث میشه که بتونیم شاهکار ارائه بدیم.

521
00:40:41,897 --> 00:40:45,317
‫نمیشه تفاوت این رو با
‫جنسمون از تاسمانی تشخیص داد.

522
00:40:45,401 --> 00:40:47,194
‫اه! بسیار خوب.

523
00:40:48,320 --> 00:40:51,031
‫پس انگار من بیشتر شما
‫رو می‌بینم، خانم شاو.

524
00:40:53,200 --> 00:40:57,455
‫از الان به بعد،‌ من نماینده‌ی شخصی
‫عموی خودم توی این معامله هستم.

525
00:40:58,789 --> 00:41:02,209
‫دوست دارم تا توی شهر هستم با هم شام بخوریم
‫و در مورد نظارت روی اولین محموله صحبت کنیم.

526
00:41:08,257 --> 00:41:10,217
‫مبارکه.

527
00:41:11,886 --> 00:41:15,514
‫تو اولین سفیدپوستی هستی که ملاقات کردم و
‫خانواده‌اش بیشتر از خانواده‌ی من آدم کشتند.

528
00:41:53,260 --> 00:41:56,972
‫خیلی خب. این‌جا کلابی هست
‫که بتونیم برای خوشگذرونی بریم؟

529
00:41:58,265 --> 00:42:00,059
‫اگه بریم جلب توجه می‌کنیم.

530
00:42:00,142 --> 00:42:03,854
‫امکان نداره اینا تا
‫رسیدن به خونه صبر کنند.

531
00:42:08,234 --> 00:42:09,234
‫بیا دنبالم.

532
00:42:16,575 --> 00:42:19,453
‫اسم تو رو از روی اون
‫یاروی توی تبلیغات بیمه گذاشتند؟

533
00:42:19,537 --> 00:42:23,541
‫نه، کسخل. اسمش رو از
‫روی "د اینتیمدیتور" گذاشتند.

534
00:42:24,124 --> 00:42:26,794
‫کیر توی این وضع، شماها باید
‫اطلاعات عمومی‌تون رو ببرید بالا.

535
00:42:26,877 --> 00:42:28,170
‫دیل ارن‌هارت سینیور.

536
00:42:28,254 --> 00:42:30,506
‫بزرگترین راننده‌ی رالی ناسکار دنیا.

537
00:42:31,173 --> 00:42:33,175
‫خب؟ ماشین شماره‌ی ۳ رو می‌روند.

538
00:42:34,134 --> 00:42:36,095
‫جونا چی؟ اونم پسرعموت هست؟

539
00:42:38,889 --> 00:42:41,725
‫نه. نه.

540
00:42:41,809 --> 00:42:43,686
‫اون فقط شریک کاری منه.

541
00:42:46,772 --> 00:42:49,149
‫تو کار خودتو کردی، مگه نه؟

542
00:42:49,233 --> 00:42:51,110
‫آره، کار خودمو کردم.

543
00:42:51,193 --> 00:42:54,071
‫یه دلیل بیار که چرا
‫نباید الان کله‌ات رو بکنم.

544
00:42:59,868 --> 00:43:02,663
‫اول: کلی پول دیگه
‫به دنبال این قراره بیاد.

545
00:43:02,746 --> 00:43:07,710
‫دوما: تو کل عمرت دنبال یه همکاری
‫می‌گشتی که اندازه‌ی خودت جربزه داشته باشه.

546
00:43:07,793 --> 00:43:12,214
‫سوما:‌ اگه بخوای کله‌ام رو
‫بکنی شاید من قبلش کارتو تموم کنم.

547
00:43:27,229 --> 00:43:30,274
‫می‌دونستم با آوردن تو تصمیم درستی گرفتم.

548
00:44:02,473 --> 00:44:03,474
‫آقایون.

549
00:44:03,557 --> 00:44:04,558
‫ممنون.

550
00:44:05,851 --> 00:44:06,851
‫ممنون.

551
00:44:07,478 --> 00:44:09,813
‫مادرجنده‌ی لعنتی.

552
00:44:09,897 --> 00:44:11,023
‫همه چیز رو به راهه؟

553
00:44:13,233 --> 00:44:15,319
‫وقتی اون مزدورا گوشی منو دزدیدن،

554
00:44:16,111 --> 00:44:18,572
‫ارسال یه محموله‌ی
‫اسلحه به امشب منتقل شد.

555
00:44:19,782 --> 00:44:21,241
‫سلام. چه خبر؟

556
00:44:38,967 --> 00:44:40,260
‫چیه، مارتی؟

557
00:44:40,344 --> 00:44:41,345
‫آره...

558
00:44:42,304 --> 00:44:46,100
‫اون محموله‌ی تفنگی که خاوی
‫امشب میره سراغش رو لو بده.

559
00:44:46,183 --> 00:44:49,645
‫این دقیقا چیزیه که مایا دنبالشه،

560
00:44:49,728 --> 00:44:52,523
‫و اگه می‌خوای دلش رو بدست
‫بیاری این‌جوری باید انجامش بدی.

561
00:44:53,440 --> 00:44:54,858
‫تو همین الانش هم جنگ رو بردی.

562
00:44:54,942 --> 00:44:58,195
‫اون تنفگ‌ها برای همراه
‫کردن مایا ارزش بیشتری دارند...

563
00:44:58,278 --> 00:44:59,780
‫تا این‌که توی دست تو باشند.

564
00:45:00,572 --> 00:45:02,116
‫شوخیت گرفته، مارتی؟

565
00:45:02,866 --> 00:45:06,120
‫فکر می‌کردی اگه انجام چنین کاری کاملا
‫ضروری نبود با مطرح کردن این پیشنهاد...

566
00:45:06,203 --> 00:45:08,080
‫در حالی که خاوی این‌جا
‫وایساده جونم رو به خطر مینداختم؟

567
00:45:08,580 --> 00:45:10,791
‫با این حال این واقعیت که داری
‫منو به گا میدی تغییری نمی‌کنه.

568
00:45:11,834 --> 00:45:14,211
‫برای این‌که بهت ثابت
‫کنم که تو رو به گا نمیدم...

569
00:45:14,294 --> 00:45:16,880
‫من به تو شماره‌ی مایا رو میدم و
‫تو می‌تونی خودت بهش زنگ بزنی.

570
00:45:16,964 --> 00:45:18,799
‫پس یه تیکه کاغذ بردار و شماره‌اش رو بنویس.

571
00:45:40,821 --> 00:45:41,655
‫مارتی کجاست؟

572
00:45:41,739 --> 00:45:43,490
‫توی پارکینگ با شریکتون.

573
00:45:44,658 --> 00:45:47,244
‫- چی؟
‫- خودش نه. برادرزاده‌اش

574
00:45:51,331 --> 00:45:54,418
‫اگه خاوی چیزی گفته یا انجام داده،

575
00:45:54,501 --> 00:45:56,628
‫باید بدونی که اون...

576
00:45:56,712 --> 00:45:58,297
‫چی؟ مسئول نیست؟

577
00:45:58,380 --> 00:46:01,633
‫اون گفت که نماینده‌ی شخصی
‫عموش توی این معامله هست.

578
00:46:05,012 --> 00:46:06,472
‫و اگه باشه چی؟

579
00:46:07,181 --> 00:46:08,849
‫واقعا فرقی هم می‌کنه؟

580
00:46:08,932 --> 00:46:12,311
‫من دارم بستن یه قرارداد یه میلیارد
‫دلاری رو در نظر می‌گیرم، وندی.

581
00:46:18,233 --> 00:46:20,652
‫این چه فرقی با کاری که برادرم کرد داره؟

582
00:46:22,529 --> 00:46:24,865
‫- یه نمونه‌اش شغل‌هایی هست که نجات میدی.
‫- شغل‌ها؟

583
00:46:25,908 --> 00:46:27,618
‫چه بهونه‌ی آمریکایی خوبی.

584
00:46:31,830 --> 00:46:34,333
‫ببین، من علیرغم همه چیز عاشق...

585
00:46:35,542 --> 00:46:40,172
‫خانواده‌ام هستم، اما سعی می‌کنم بدون
‫این‌که به اونا تبدیل بشم نجاتشون بدم.

586
00:46:45,427 --> 00:46:48,555
‫به مخدرهای غیرقانونی که از
‫توی خیابون‌ها جمع میشن فکر کن.

587
00:46:49,306 --> 00:46:51,850
‫به کلینیک‌های توان‌بخشی که
‫با هم راه اندازی می‌کنیم فکر کن،

588
00:46:51,934 --> 00:46:54,394
‫و به جون‌هایی که اونا نجات میدن.

589
00:46:57,356 --> 00:46:59,733
‫می‌دونم شاید الان این‌طور به نظر نیاد،

590
00:47:00,901 --> 00:47:04,238
‫اما واقعا همین‌طوره. این تنها راه
‫بدست آوردن نتیجه خوب از یه چیز بده.

591
00:47:05,405 --> 00:47:06,405
‫دفنش کن.

592
00:47:07,658 --> 00:47:08,658
‫دفنش کن.

593
00:47:09,451 --> 00:47:11,245
‫خوبی‌ها رو روی هم انباشته کن.

594
00:48:12,598 --> 00:48:13,598
‫الو؟

595
00:48:14,558 --> 00:48:16,894
‫تو از من یه چیزی می‌خواستی، پس...

596
00:48:17,644 --> 00:48:18,770
‫بفرما.

597
00:48:21,315 --> 00:48:23,150
‫این برای نشون دادن حسن نیتمه.

598
00:48:25,152 --> 00:48:26,862
‫از کجا این شماره رو پیدا کردی؟

599
00:48:27,362 --> 00:48:29,197
‫خودت چی فکر می‌کنی، مامور میلر؟

600
00:48:34,578 --> 00:48:36,496
‫حالا چیزی که دارم رو می‌خوای یا نه؟

601
00:48:47,215 --> 00:48:50,761
‫من باید همین حالا برم.

602
00:48:51,511 --> 00:48:53,555
‫باشه، برو.

603
00:48:54,723 --> 00:48:57,643
‫ما هر وقتی که برگردی این‌جا هستیم.

604
00:49:12,157 --> 00:49:14,618
‫خب، بریم بشینیم؟ ما توریست نیستیم.

605
00:49:17,704 --> 00:49:21,416
‫وقتی من امروز داشتم توی پارک قدم میزدم
‫این حس رو داشتم که انگار هیچ وقت نرفتیم.

606
00:49:36,473 --> 00:49:37,474
‫میای؟

607
00:50:31,653 --> 00:50:33,655
‫منظورت چیه که مطمئن نیستی؟

608
00:50:34,239 --> 00:50:36,658
‫من وقت زیادی برای فکر کردن روی این نداشتم.

609
00:50:36,742 --> 00:50:39,703
‫خب، تو فقط چند ماه تا
‫موعد درخواست‌ وقت داری.

610
00:50:39,786 --> 00:50:41,830
‫شما ۲ تا در مورد این باهاش حرف نمیزنید؟

611
00:50:42,748 --> 00:50:43,665
‫نه، حرف میزنیم.

612
00:50:43,749 --> 00:50:44,749
‫اون وقت داره.

613
00:50:45,208 --> 00:50:48,879
‫شارلوت... نباید دانشگاه رو از دست داد.

614
00:50:48,962 --> 00:50:54,301
‫و دلیلش به‌خاطر کلاس‌ها نیست،
‫به‌خاطر کل اون تجربه‌ میگم.

615
00:50:54,384 --> 00:50:55,677
‫بقیه‌ی دانشجو‌ها.

616
00:51:05,479 --> 00:51:07,314
‫کامیون پاکسازی شد!

617
00:51:24,247 --> 00:51:27,751
‫نگید که می‌خواید همه‌ی این
‫صدف‌ها رو من بخورم؟ شروع کنید.

618
00:51:28,335 --> 00:51:29,335
‫تو هم بخور، عزیزم.

619
00:51:29,795 --> 00:51:30,921
‫حالا.

620
00:51:31,004 --> 00:51:32,339
‫آره.

621
00:51:37,219 --> 00:51:38,428
‫تو اونو نمی‌جوی،

622
00:51:38,929 --> 00:51:41,348
‫درسته قورتش میدی.

623
00:51:41,848 --> 00:51:42,848
‫چطوره؟

624
00:51:46,978 --> 00:51:48,355
‫یک، دو، سه.

625
00:52:07,415 --> 00:52:08,416
‫امنه!

626
00:52:18,593 --> 00:52:19,678
‫بازشون کنید.

627
00:52:40,991 --> 00:52:41,992
‫ببخشید.

628
00:52:46,163 --> 00:52:47,414
‫اونو بده من.

629
00:52:47,497 --> 00:52:49,657
‫چی داری میگی؟

630
00:52:51,126 --> 00:52:54,462
‫به تخم منم نیست، من
‫به تو دستوراتی داده بودم.

631
00:52:56,089 --> 00:52:58,049
‫قضیه همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

632
00:52:58,550 --> 00:52:59,634
‫می‌تونیم امیدوار باشیم.

633
00:53:03,054 --> 00:53:06,725
‫می‌دونی چیه؟ اون ماشین
‫رو بردار و سوارش کن...

634
00:53:06,808 --> 00:53:09,144
‫برام مهم نیست، سوارش کن.

635
00:53:09,811 --> 00:53:13,899
‫قطعا، وقتی ما برگردیم خونه،

636
00:53:13,982 --> 00:53:15,859
‫ما به تقویممون یه نگاهی میندازیم...

637
00:53:15,942 --> 00:53:19,738
‫و ما وقت سرزدن به
‫خوابگاه رو مشخص می‌کنیم.

638
00:53:26,203 --> 00:53:27,245
‫همه چیز رو به راهه؟

639
00:53:32,042 --> 00:53:33,293
‫قطعا.

640
00:53:35,086 --> 00:53:36,086
‫خوبه.

641
00:53:49,809 --> 00:53:52,020
‫نوش.

642
00:53:55,065 --> 00:53:57,400
‫به سلامتی کسب و کار
‫شما که شده کسب و کار من،

643
00:53:58,318 --> 00:54:00,737
‫و کسب و کار من که شده کسب و کار شما.

644
00:54:13,187 --> 00:54:33,187
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

