1
00:00:01,061 --> 00:00:11,051
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

2
00:00:11,160 --> 00:00:21,150
« دانلود فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

3
00:00:21,362 --> 00:00:31,352
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

4
00:01:15,784 --> 00:01:17,118
‫برای حرف زدن آماده‌ای؟

5
00:01:27,921 --> 00:01:31,299
‫چرا هر کسی رو به
‫خانواده‌ی خودت ترجیح میدی؟

6
00:01:38,431 --> 00:01:39,933
‫این‌جوری نبود.

7
00:01:42,811 --> 00:01:45,063
‫پس تو بدجوری دلت می‌خواد آدم خوبه باشی.

8
00:01:47,148 --> 00:01:50,151
‫من نمی‌دونستم می‌خواد اونو بکشه.

9
00:01:52,278 --> 00:01:53,947
‫پس تو یه احمقی.

10
00:01:55,824 --> 00:01:58,618
‫از همون لحظه‌ای که اونو توی
شیکاگو دیدی باید می‌دونستی.

11
00:02:00,286 --> 00:02:05,041
‫و تو کسی بودی که به
‫خاوی زنگ زد تا به اون‌جا بره.

12
00:02:05,125 --> 00:02:06,126
‫من نبودم.

13
00:02:08,169 --> 00:02:09,712
‫چون این اجتناب‌ناپذیر بود.

14
00:02:14,384 --> 00:02:16,845
‫نه، این‌طور نبود. من می‌تونستم منصرفش کنم.

15
00:02:19,180 --> 00:02:21,266
‫امکان نداره همچین چیزی رو باور داشته باشی.

16
00:02:22,433 --> 00:02:25,812
‫و بعد... تو عذرخواهی کردی.

17
00:02:27,522 --> 00:02:28,648
‫برای چی؟

18
00:02:44,372 --> 00:02:47,917
‫اون کل خانواده‌اش
‫رو از دست داده، وندی.

19
00:02:53,256 --> 00:02:55,383
‫کل زندگیش نابود شده...

20
00:02:57,010 --> 00:02:59,804
‫چون با ما آشنا شده.

21
00:03:03,850 --> 00:03:06,311
‫همینه. این کاریه که تو می‌کنی.

22
00:03:08,313 --> 00:03:09,314
‫چی؟

23
00:03:10,857 --> 00:03:13,276
‫یه بهونه برای عذاب
‫وجدان داشتن پیدا می‌کنی.

24
00:03:17,280 --> 00:03:18,698
‫چنین چیزی منطقی نیست.

25
00:03:18,781 --> 00:03:19,908
‫می‌دونم.

26
00:03:21,201 --> 00:03:22,994
‫این گیچ کننده‌ست.

27
00:03:23,745 --> 00:03:28,041
‫آخه کیه که بخواد مسئولیت‌های بقیه و
‫نه مسئولیت‌های خودشو به دوش بکشه؟

28
00:03:28,124 --> 00:03:29,042
‫من...

29
00:03:29,125 --> 00:03:33,713
‫من حتی خیلی وقتا متوجه
‫نمیشم از چی دوری می‌کنی.

30
00:03:33,796 --> 00:03:37,133
‫خوشبختی؟ موفقیت؟ نمی‌دونم.

31
00:03:38,384 --> 00:03:40,678
‫من فقط از این‌که خون بقیه به
‫گردنم باشه خسته شدم، وندی.

32
00:03:40,762 --> 00:03:43,264
‫این... این اذیتت نمی‌کنه؟

33
00:03:46,267 --> 00:03:48,228
‫تو این زندگی رو پیشنهاد دادی.

34
00:03:50,146 --> 00:03:51,356
‫اون خیلی وقت پیش بود.

35
00:03:53,316 --> 00:03:57,362
‫تو بهتر از من می‌دونستی که این چیه.

36
00:03:57,445 --> 00:04:00,406
‫اونا چشمای یه مرد رو جلوت بریدن.

37
00:04:04,744 --> 00:04:06,246
‫هی، من کاری کردم
‫که توی این وضع بیفتیم.

38
00:04:07,205 --> 00:04:09,457
‫تو ما رو از این وضع خارج می‌کنی. آره.

39
00:04:10,291 --> 00:04:11,292
‫ما...

40
00:04:12,543 --> 00:04:14,170
‫ما با هم اینو انتخاب کردیم.

41
00:04:15,880 --> 00:04:18,925
‫هیچ کسی تو رو برای چنین چیزی
‫قانع نکرد. تو در این مورد ذوق‌زده بودی.

42
00:04:23,554 --> 00:04:25,265
‫تو فروشنده‌ی خوبی بودی.

43
00:04:26,891 --> 00:04:28,226
‫آره، خیلی خب.

44
00:04:43,616 --> 00:04:45,076
‫تو زیاده خواه هستی.

45
00:04:47,620 --> 00:04:49,455
‫به من بگو که چه‌قدر کافیه.

46
00:04:50,498 --> 00:04:51,499
‫ما داشتیمش.

47
00:04:54,127 --> 00:04:56,546
‫پنج ساعت پیش ما به اندازه‌ی کافی داشتیم.

48
00:04:58,548 --> 00:04:59,924
‫تو انداختیش دور.

49
00:05:01,551 --> 00:05:02,927
‫ما پاک بودیم.

50
00:05:05,054 --> 00:05:06,264
‫ما خارج شده بودیم.

51
00:05:07,140 --> 00:05:08,599
‫هنوز می‌تونیم خارج بشیم.

52
00:05:10,226 --> 00:05:11,226
‫با چی؟

53
00:05:16,733 --> 00:05:18,568
‫- با جون‌هامون.
‫- اوه!

54
00:05:19,569 --> 00:05:20,903
‫چه‌قدر باشکوه.

55
00:05:26,200 --> 00:05:29,662
‫حالا که دیگه چیزی نمونده کارمون
‫رو تموم کنیم پشتمو خالی نکن.

56
00:05:29,746 --> 00:05:30,997
‫این کارو با من نکن.

57
00:05:32,123 --> 00:05:33,124
‫وندی.

58
00:05:34,334 --> 00:05:36,252
‫ما باید واقع بین باشیم.

59
00:05:36,878 --> 00:05:37,878
‫نه.

60
00:05:38,671 --> 00:05:40,423
‫ما باید بلندپرواز باشیم.

61
00:05:45,428 --> 00:05:49,807
‫بدون خاوی ما نمی‌تونیم
‫جنس‌ها رو به کلیر برسونیم.

62
00:05:50,433 --> 00:05:56,433
‫بنیاد قبل از این‌که بتونی حامی‌های
‫بیشتری جمع کنی پولش تموم میشه.

63
00:05:57,565 --> 00:06:01,069
‫باید یه چیزی فدا بشه.
‫ما باید اینو فدا کنیم، این...

64
00:06:02,862 --> 00:06:06,074
‫شیکاگو. سیاست.

65
00:06:06,157 --> 00:06:07,700
‫ما نمی‌تونیم همه‌اش رو داشته باشیم.

66
00:06:07,784 --> 00:06:09,702
‫ما نمی‌دونیم توی مکزیک چه خبره.

67
00:06:09,786 --> 00:06:13,289
‫چی میاد سراغ ما؟ اونا چی می‌خوان؟

68
00:06:13,373 --> 00:06:14,624
‫پس می‌فهمیم.

69
00:06:15,208 --> 00:06:17,210
‫ما قبلش از خودمون محافظت می‌کنیم.

70
00:06:20,463 --> 00:06:23,925
‫من به‌خاطر گند تو مسئولیتی
رو ‫برعهده نمیگیرم،‌ مارتی.

71
00:06:30,181 --> 00:06:32,221
‫- شاید چاره‌ای نداشته باشی.
‫- نه، نه، نه.

72
00:06:32,725 --> 00:06:36,104
‫ما هیچ چیزی رو بیخیال نمیشیم
‫تا وقتی که بدونم چاره‌ای نداریم.

73
00:06:36,979 --> 00:06:39,065
‫اگه تو هم عاشقم بودی همین کارو می‌کردی.

74
00:06:47,490 --> 00:06:49,158
‫یکمی امید داشته باش.

75
00:06:53,371 --> 00:06:54,705
‫یکمی امید داشته باش.

76
00:07:33,286 --> 00:07:34,287
‫سلام.

77
00:07:35,413 --> 00:07:36,497
‫انجامش دادی؟

78
00:07:40,585 --> 00:07:41,919
‫حالت خوبه؟

79
00:07:42,837 --> 00:07:44,130
‫تو چی؟

80
00:08:29,509 --> 00:08:31,177
‫اون امروز توی دفترش نیست.

81
00:08:32,094 --> 00:08:34,472
‫حالش خوبه؟ جواب تماس‌های منو نمیده.

82
00:08:34,555 --> 00:08:36,474
‫چه انتظاری داشتی؟

83
00:08:38,935 --> 00:08:41,479
‫ما هنوز می‌تونیم چیزی که می‌خواد رو ‫بهش
بدیم. معامله هنوز می‌تونه ادامه داشته باشه.

84
00:08:41,562 --> 00:08:44,315
‫فقط مطمئن شو که اون اینو بدونه.

85
00:08:46,067 --> 00:08:47,068
‫برو خونه.

86
00:08:50,196 --> 00:08:52,740
‫اوضاع... پیچیده شده.

87
00:08:52,823 --> 00:08:55,368
‫تو چه‌قدر در مورد کار همسرت می‌دونی؟

88
00:08:56,202 --> 00:08:59,205
‫اون یه وکیل شرکتی هست.
‫خیلی شغل جالبی نیست.

89
00:09:00,623 --> 00:09:04,627
‫خب در این مورد این‌طور
که فکر می‌کنی نیست.

90
00:09:06,420 --> 00:09:09,257
‫متاسفم که من باید اینو بهت بگم،

91
00:09:09,340 --> 00:09:13,094
‫اما رابط من توی اف‌بی‌آی میگه که هلن...

92
00:09:14,262 --> 00:09:16,222
‫برای یه کارتل مواد مخدر کار کرده.

93
00:09:17,974 --> 00:09:19,350
‫چی؟ نه.

94
00:09:19,433 --> 00:09:21,310
‫اونا فکر می‌کنن شاید اون
‫برای این گم و گور شده...

95
00:09:21,394 --> 00:09:25,898
‫چون وکلای کارتل‌ها عادت دارن گم و گور بشن.

96
00:09:28,693 --> 00:09:30,403
‫- اونا فکر می‌کنن اون مرده؟
‫- آره.

97
00:09:30,486 --> 00:09:33,322
‫و منم همین فکرو می‌کنم.

98
00:09:33,906 --> 00:09:35,658
‫خیلی متاسفم. من...

99
00:09:36,867 --> 00:09:38,661
‫انتظار اینو نداشتم.

100
00:09:39,996 --> 00:09:43,916
‫خب، ما فکر می‌کنیم
‫شاید اتفاقی افتاده، اما...

101
00:09:46,752 --> 00:09:50,965
‫کی این قضیه‌ی کارتل شروع شد؟

102
00:09:51,048 --> 00:09:53,884
‫من می‌تونم این اطلاعات رو
‫بهت بدم، اما یه مسئله‌ای هست.

103
00:09:55,052 --> 00:09:57,305
‫مطمئن نیستم که این قضیه
‫توی مکزیک اتفاق افتاده باشه.

104
00:10:02,518 --> 00:10:06,188
‫اون... اون ۱۵ سال پیش
‫تنهایی رفت اون‌جا. اون...

105
00:10:07,440 --> 00:10:11,402
‫به‌طور ناگهانی هر هفته باید میرفت سفر.

106
00:10:11,485 --> 00:10:14,089
‫- اون نمی‌خواست در مورد چیزی حرف بزنه.
‫- می‌تونم برات جوابای بیشتری پیدا کنم.

107
00:10:14,113 --> 00:10:17,533
‫من فقط دو... شاید سه
‫هفته‌ی دیگه زمان نیاز دارم.

108
00:10:17,617 --> 00:10:18,617
‫نه، بابا.

109
00:10:18,659 --> 00:10:20,244
‫گفتم توی اتاقت بمون.

110
00:10:20,328 --> 00:10:21,787
‫اگه مامان برای یه کارتل کار کرده،

111
00:10:21,871 --> 00:10:24,433
‫می‌تونه برای ما خطرناکه
‫باشه که چیزی بدونیم، مگه نه؟

112
00:10:24,457 --> 00:10:28,210
‫چیزی که میگم اینه که ۱۰۰ درصد
‫مطمئن نیستم کارتل چنین کاری رو کرده.

113
00:10:28,294 --> 00:10:30,504
‫همکارای اون توی اوزارک هستن،

114
00:10:30,588 --> 00:10:31,839
‫اونا یه چیزی رو مخفی می‌کنن.

115
00:10:31,922 --> 00:10:35,593
‫این... برادری که ناپدید شد.

116
00:10:35,676 --> 00:10:37,762
‫بابا، گوش کن. ما لازم نیست بدونیم.

117
00:10:39,430 --> 00:10:41,057
‫اگه ندونیم مشکلی پیش نمیاد.

118
00:10:42,141 --> 00:10:44,393
‫فهمیدن قضیه می‌تونه به
‫تسهیل این طلاق کمک کنه.

119
00:10:44,477 --> 00:10:45,853
‫این می‌تونه صبر کنه.

120
00:10:46,729 --> 00:10:49,815
‫- اولیویا رفت.
‫- عجب. متاسفم.

121
00:10:50,399 --> 00:10:52,568
‫اما می‌دونی که، این نسل
‫هزاره دمدمی مزاج هستن.

122
00:10:52,652 --> 00:10:54,278
‫اون ممکنه برگرده و بعدش چی میشه؟

123
00:10:54,362 --> 00:10:55,613
‫تو نمی‌تونی پیشنهاد بدی.

124
00:10:55,696 --> 00:10:59,075
‫به علاوه، این‌جا یه
‫اتفاقی برای هلن افتاده،

125
00:10:59,158 --> 00:11:03,579
‫و من می‌تونم مدارکی رو پیدا
‫کنم که حساب‌های مالیش باز بشه.

126
00:11:03,663 --> 00:11:05,790
‫بابا، خواهش می‌کنم بیخیالش شو.

127
00:11:13,422 --> 00:11:15,424
‫اه...

128
00:11:16,133 --> 00:11:18,427
‫خیلی ممنون بابت کاری کردی، آقای ستم.

129
00:11:20,888 --> 00:11:22,848
‫- اگه نظرت عوض شد، من...
‫- ما نظرمون عوض نمیشه.

130
00:11:37,071 --> 00:11:38,072
‫چطور پیش رفت؟

131
00:11:38,864 --> 00:11:40,157
‫روث خاوی رو کشت.

132
00:11:42,326 --> 00:11:43,619
‫تو جونا رو ندیدی؟

133
00:11:46,163 --> 00:11:47,498
‫- نه.
‫- نه؟

134
00:11:47,581 --> 00:11:49,583
‫اون به روث گفت ما کجاییم.

135
00:11:52,378 --> 00:11:54,004
‫- اون حالش خوبه؟
‫- اون زنده‌ست.

136
00:11:54,088 --> 00:11:56,549
‫باورم نمیشه که اون چنین کاری بکنه.

137
00:11:56,632 --> 00:11:58,134
‫فراتر از تصور منه.

138
00:12:04,014 --> 00:12:05,014
‫مامان.

139
00:12:06,976 --> 00:12:07,976
‫نه.

140
00:12:08,894 --> 00:12:11,772
‫- شارلوت!
‫- متاسفم، مامان.

141
00:12:11,856 --> 00:12:14,817
‫- منظوری نداشتم.
‫- چرا چنین کاری کردی؟

142
00:12:14,900 --> 00:12:17,903
‫من در مورد وایت ناراحت
‫بودم، و روث... اون...

143
00:12:18,487 --> 00:12:19,572
‫من درست فکر نمی‌کردم.

144
00:12:19,655 --> 00:12:22,324
‫- و اون خیلی ناراحت و عصبانی بود...
‫- تو سعی کردی کمک کنی.

145
00:12:24,326 --> 00:12:25,786
‫فکر نمی‌کردم اون چنین کاری بکنه.

146
00:12:25,870 --> 00:12:27,788
‫نه، اصلا فکر نمی‌کردی!

147
00:12:28,789 --> 00:12:29,789
‫مامان.

148
00:12:31,041 --> 00:12:32,168
‫متاسفم.

149
00:12:36,380 --> 00:12:37,423
‫اف‌بی‌آی این‌جاست.

150
00:12:40,342 --> 00:12:41,342
‫برو.

151
00:12:45,264 --> 00:12:47,016
‫هواپیمای اون هیچ‌وقت فرودگاه رو ترک نکرد.

152
00:12:47,099 --> 00:12:49,059
‫همه‌ی لباس‌هاش توی
‫اتاق هتلش جا گذاشته شده.

153
00:12:49,143 --> 00:12:52,521
‫وقتی تو اونو توی شیکاگو
‫دیدی به چیزی اشاره کرد؟

154
00:12:52,605 --> 00:12:55,149
‫نه، و ما خیلی حرف نزدیم.

155
00:12:55,232 --> 00:12:59,612
‫اون یه مشورت در مورد
‫یه وضعیت مالی می‌خواست،

156
00:12:59,695 --> 00:13:02,215
‫و ما به‌خاطر کار دیگه
‫اون‌جا بودیم، و نشستیم با...

157
00:13:02,239 --> 00:13:05,951
‫اون گفت که با یه استاد دانشگاه
‫سابق می‌خواد برای شام ملاقات کنه.

158
00:13:08,037 --> 00:13:09,789
‫به ما بگو که این برای
‫قرار ما چه معنایی داره.

159
00:13:10,539 --> 00:13:11,916
‫هیچ قراری وجود نداره.

160
00:13:13,292 --> 00:13:17,254
‫آزادی تو از تعقیب قانونی وابسته به این
‫بود که آقای الیسوندرو طبق توافق عمل کنه.

161
00:13:17,338 --> 00:13:21,091
‫بدون اون،‌ متاسفانه تو برگشتی سر جای اولت.

162
00:13:23,761 --> 00:13:27,097
‫من هنوز به اطلاعات خیلی
‫بدردبخوری دسترسی دارم.

163
00:13:27,848 --> 00:13:29,850
‫ما به اندازه‌ی کافی نیروی
‫ضدجاسوسی داریم آقای برد.

164
00:13:31,185 --> 00:13:33,395
‫هر دوی شما باید این‌جا خوب فکر کنید.

165
00:13:33,479 --> 00:13:38,359
‫این مرگ یه وضعیت شدیدا ناپایداری
‫رو توی کارتل ناوارو ایجاد می‌کنه.

166
00:13:38,442 --> 00:13:41,111
‫و شما آخرین افرادی بودین که
‫خاوی الیسوندرو رو زنده دیدید.

167
00:13:41,195 --> 00:13:42,655
‫این خوب به نظر نمیاد.

168
00:13:43,280 --> 00:13:44,615
‫من می‌تونم کمک کنم.

169
00:13:44,698 --> 00:13:48,244
‫اگه حاضر باشین علیه عمر ناوارو شهادت بدید،

170
00:13:48,327 --> 00:13:50,579
‫می‌تونم شما رو وارد برنامه‌ی
‫محافظت از شاهدین بکنم.

171
00:13:51,247 --> 00:13:52,498
‫ما اینو نمی‌خوایم.

172
00:13:53,666 --> 00:13:58,337
‫مامور کلی، ۲۴ ساعت پیش ما یه
‫قراری داشتیم که همه‌مون ازش راضی بودیم.

173
00:13:58,420 --> 00:13:59,713
‫چطور می‌تونیم اونو پس بگیریم؟

174
00:13:59,797 --> 00:14:03,759
‫متاسفانه اقدامات مامور میلر
‫چنین چیزی رو غیرممکن کرده.

175
00:14:04,552 --> 00:14:06,011
‫استرداد چی؟

176
00:14:07,179 --> 00:14:10,099
‫اگه ما بتونیم ناوارو
‫رو به مکزیک برگردونیم،

177
00:14:10,182 --> 00:14:12,059
‫اون می‌تونه با پول از زندان در بیاد.

178
00:14:12,142 --> 00:14:14,061
‫اون می‌تونه دوباره به عنوان
‫رئیس کارتل منتصب بشه،

179
00:14:14,144 --> 00:14:17,189
‫و بعد هر چیزی که روش توافق
‫کرده بودیم می‌تونه طبق برنامه جلو بره.

180
00:14:17,773 --> 00:14:20,442
‫در مورد نفوذتون درک درستی نداری، خانم برد.

181
00:14:21,026 --> 00:14:23,320
‫ناوارو همیشه انتخاب بهتری بود.

182
00:14:24,780 --> 00:14:25,990
‫اون پایدارتره.

183
00:14:26,782 --> 00:14:29,243
‫اون زیر و روی کارتل رو به خوبی می‌شناسه.

184
00:14:29,994 --> 00:14:31,161
‫درست میگه.

185
00:14:32,246 --> 00:14:35,666
‫حتی اگه ما بتونیم وزارت
‫دادگستری رو راضی به استرداد کنیم،

186
00:14:35,749 --> 00:14:38,752
‫عمر ناوارو تحت قانون منع معامله هست.

187
00:14:39,670 --> 00:14:40,921
‫اون توی لیست تحریمه.

188
00:14:41,005 --> 00:14:45,259
‫چنین چیزی استراداد رو از نظر
‫سیاسی و عملی خیلی سخت می‌کنه.

189
00:14:45,342 --> 00:14:47,344
‫باید به فرایندی باشه که
‫اسمش از اون لیست حذف بشه.

190
00:14:47,428 --> 00:14:52,224
‫هست، اما چنین چیزی مستلزم
‫زمان و تدابیر سیاسی پیچیده هست.

191
00:14:53,058 --> 00:14:56,061
‫کارتل تا اون موقع یا رئیس جدید
‫پیدا می‌کنه یا دچار جنگ داخلی میشه.

192
00:14:56,145 --> 00:14:58,147
‫اگه ناوارو قدرتی نداشته
‫باشه چه فایده‌ای داره؟

193
00:14:58,731 --> 00:15:01,066
‫تنها کاری که ما کردیم آزاد
‫کردن یه سرکرده باند قاچاق بوده.

194
00:15:01,692 --> 00:15:05,279
‫و چی باعث میشه اف‌بی‌آی
‫باور کنه که اون هنوز قدرت داره؟

195
00:15:05,821 --> 00:15:07,072
‫پول.

196
00:15:08,782 --> 00:15:11,785
‫اگه بتونید به درآمدزایی ادامه بدید،

197
00:15:11,869 --> 00:15:14,622
‫من می‌تونم رئیس‌هامو راضی
‫کنم که این ارزش ریسک رو داره،

198
00:15:14,705 --> 00:15:16,749
‫اما این نقشه‌ی خوبی نیتس.

199
00:15:17,958 --> 00:15:19,835
‫من باید با ناوارو حرف بزنم.

200
00:15:19,919 --> 00:15:21,378
‫وندی.

201
00:15:21,462 --> 00:15:24,006
‫خطری که تهدیدتون
‫می‌کنه رو درک می‌کنی؟

202
00:15:24,715 --> 00:15:27,676
‫برنامه‌ی محافظت از شاهدین
‫خیلی انتخاب بی‌خطرتری هست.

203
00:15:29,637 --> 00:15:31,180
‫فقط ترتیب ملاقات ما رو بده.

204
00:15:34,975 --> 00:15:35,976
‫باشه.

205
00:15:56,080 --> 00:15:57,122
‫- این‌جا بمون.
‫- باشه.

206
00:16:04,254 --> 00:16:05,422
‫چطور وارد این‌جا شدی؟

207
00:16:08,425 --> 00:16:11,637
‫خانم شاو، من نماینده‌ی شرکت کاشی
‫و سرامیک خاوی الیسوندرو هستم.

208
00:16:11,720 --> 00:16:13,430
‫بهش بگو برگرده توی ماشین.

209
00:16:18,268 --> 00:16:20,688
‫خانم شاو، می‌خواستم بدونم
‫که شما آقای الیسوندرو رو...

210
00:16:20,771 --> 00:16:22,564
‫بعد از قرار ملاقات
‫دیروزتون دیدین یا نه.

211
00:16:32,241 --> 00:16:34,243
‫ندیدم. متاسفم.

212
00:16:35,828 --> 00:16:36,829
‫چه اتفاقی افتاده؟

213
00:16:38,664 --> 00:16:39,707
‫مطمئنی؟

214
00:16:40,207 --> 00:16:43,877
‫اون اواخر دیشب یه پیام مبنی بر
‫بهتر کردن معامله با شما فرستاد.

215
00:16:44,920 --> 00:16:46,630
‫ما تلفنی صحبت کردیم.

216
00:16:46,714 --> 00:16:50,843
‫اون برای مادرش سهام می‌خواست. من
‫تایید کردم که می‌تونیم چنین کاری رو بکنیم.

217
00:16:52,302 --> 00:16:53,387
‫اون حالش خوبه؟

218
00:16:54,471 --> 00:16:55,931
‫مطمئنی که با هم ملاقات نکردید؟

219
00:16:56,515 --> 00:16:59,393
‫همین دیروز بود. اگه
‫ملاقات می‌کردیم یادم می‌موند.

220
00:17:01,145 --> 00:17:02,938
‫خب، اگه نظرت عوض شد...

221
00:17:04,148 --> 00:17:06,066
‫تا وقتی که ما پیداش کنیم من توی شهر هستم.

222
00:17:18,579 --> 00:17:19,621
‫حالت خوبه؟

223
00:17:19,705 --> 00:17:21,248
‫رمز در رو عوض کن.

224
00:17:30,716 --> 00:17:31,717
‫سلام، عزیزم.

225
00:17:34,553 --> 00:17:37,556
‫اوه، دلم برات تنگ شده بود.

226
00:17:49,109 --> 00:17:50,152
‫مل ستم.

227
00:17:54,073 --> 00:17:55,908
‫آره. سلام، چطوری؟

228
00:18:01,330 --> 00:18:02,330
‫آها.

229
00:18:04,208 --> 00:18:05,918
‫نه، باشه. مشکلی نیست.

230
00:18:06,835 --> 00:18:10,089
‫خیلی علاقه دارم. کی اینو میگیری؟

231
00:18:14,176 --> 00:18:17,596
‫نه، این عالیه. من امروز
‫می‌تونم به اوزارک بیام.

232
00:18:18,263 --> 00:18:19,681
‫یه آدرس برات می‌فرستم.

233
00:18:26,980 --> 00:18:28,232
‫ببخشید، عزیزم.

234
00:18:29,483 --> 00:18:30,484
‫من باید برم.

235
00:18:41,245 --> 00:18:44,123
‫می‌خوای به من بگی که چرا دارم
‫از یه بچه‌ی گمشده پرستاری می‌کنم؟

236
00:18:44,706 --> 00:18:46,542
‫قضیه‌اش توی اخبار پخش شده.

237
00:18:47,251 --> 00:18:49,920
‫این بچه‌ی پسرعموت و خانم اسنل هست، درسته؟

238
00:18:50,796 --> 00:18:55,050
‫خدا تو رو دوست داره، روث. اما من نمی‌خوام
‫یه بچه‌ی گمشده‌ توی خونه‌ام پیدا بشه.

239
00:18:55,134 --> 00:18:56,844
‫ببخشید. من نمی‌دونستم.

240
00:19:00,097 --> 00:19:02,057
‫ممنون که مراقبش بودی.

241
00:19:04,768 --> 00:19:05,894
‫حالت چطوره؟

242
00:19:10,399 --> 00:19:13,443
‫اینو پشت سر میذاری. ما
‫همه چیو پشت سر میذاریم.

243
00:19:19,408 --> 00:19:22,828
‫سلام، زیک.

244
00:19:29,251 --> 00:19:30,878
‫- خداحافظ.
‫- مراقب خودت باش.

245
00:20:05,746 --> 00:20:08,186
‫می‌خوای به من بگی که
‫۲۴ ساعت گذشته کجا بودی؟

246
00:20:12,419 --> 00:20:14,046
‫به اون بچه یه لطفی بکن.

247
00:20:14,922 --> 00:20:17,633
‫اجازه نده دست وندی برد بهش برسه.

248
00:20:17,716 --> 00:20:20,093
‫اون لایق یه خانواده‌ی خوبه.

249
00:20:21,386 --> 00:20:23,347
‫آماده‌ای که یه اظهاریه‌ی
‫رسمی انجام بدی؟

250
00:20:24,598 --> 00:20:29,728
‫من پشت تلفن بهت گفتم. من
‫چیزی ندیدم. فقط پیداش کردم.

251
00:20:30,646 --> 00:20:32,564
‫من با یه کادوی عروسی رفتم اون‌جا.

252
00:20:33,148 --> 00:20:35,275
‫قبلش توی اون روز دیده بودیش؟

253
00:20:35,859 --> 00:20:37,694
‫اون نمی‌خواست من توی عروسی باشم.

254
00:20:39,238 --> 00:20:41,114
‫بعد از این‌که به من زنگ زدی کجا رفتی؟

255
00:20:42,491 --> 00:20:43,492
‫هیچ کجا.

256
00:20:44,326 --> 00:20:46,703
‫من... من داشتم فکر می‌کردم.

257
00:20:49,206 --> 00:20:53,085
‫و من در مورد زیک متاسفم.

258
00:20:53,168 --> 00:20:55,337
‫من اخبار رو نگاه نمی‌کردم.

259
00:20:55,420 --> 00:20:57,756
‫روث، من می‌دونم که
‫با دارلین کار می‌کردی.

260
00:20:58,882 --> 00:21:00,425
‫این یه قتل مربوط به مواد مخدر بود؟

261
00:21:02,636 --> 00:21:04,846
‫- من چیزی در موردش نمی‌دونم.
‫- به من دروغ نگو.

262
00:21:04,930 --> 00:21:06,306
‫نمیگم.

263
00:21:06,390 --> 00:21:08,267
‫اون با کی دعوا می‌کرد؟

264
00:21:10,477 --> 00:21:12,437
‫فکر می‌کنم می‌دونی کار کی بوده.

265
00:21:13,855 --> 00:21:14,898
‫نمی‌دونم.

266
00:21:15,399 --> 00:21:18,026
‫فکر می‌کنی الان داری زرنگ‌بازی در میاری.

267
00:21:18,110 --> 00:21:19,528
‫اما این‌طور نیست.

268
00:21:19,611 --> 00:21:22,656
‫و بیشتر و بیشتر شبیه یه مظنون میشی.

269
00:21:22,739 --> 00:21:24,491
‫به هر چیزی که می‌خوای باور داشته باش.

270
00:21:24,574 --> 00:21:26,994
‫کار من نبوده. نمی‌دونم کار کی بوده.

271
00:21:27,077 --> 00:21:29,788
‫اگه می‌خوای من این قضیه
‫رو حل کنم، باید حرف بزنی.

272
00:21:30,497 --> 00:21:35,002
‫همکاری کن تا ازت محافظت
‫کنم، اما باید یه چیزی به من بدی.

273
00:21:38,088 --> 00:21:39,089
‫حرفامون تموم شد؟

274
00:21:39,881 --> 00:21:41,591
‫اگه تو می‌خوای قضیه این‌طور پیش بره.

275
00:21:42,884 --> 00:21:45,846
‫اما حتی فکر ادامه دادن
‫کسب و کار دارلین رو هم نکن.

276
00:21:47,306 --> 00:21:49,599
‫فهمیدی؟ سر راه من قرار نگیر.

277
00:21:50,976 --> 00:21:52,894
‫لازم نیست نگران من باشی.

278
00:22:06,825 --> 00:22:07,826
‫خانم.

279
00:22:08,702 --> 00:22:10,162
‫ممنون.

280
00:22:16,209 --> 00:22:18,003
‫تیم خوبی داری.

281
00:22:18,086 --> 00:22:21,173
‫وضعت خیلی داغونه. چی شد؟

282
00:22:25,886 --> 00:22:27,054
‫نشنیدی؟

283
00:22:27,554 --> 00:22:30,265
‫من این روزا خیلی
‫در جریان قضایا نیستم.

284
00:22:31,016 --> 00:22:33,894
‫نمی‌تونن با اخراج من ریسک کنن،
‫اما می‌تونن منو در جریان نذارن.

285
00:22:35,228 --> 00:22:37,314
‫متاسفم.

286
00:22:37,397 --> 00:22:38,565
‫نه، تو متاسف نیستی.

287
00:22:41,568 --> 00:22:43,528
‫خواهرزاده‌ی ناوارو مرده.

288
00:22:45,280 --> 00:22:46,280
‫خب؟

289
00:22:50,285 --> 00:22:53,246
‫و تو یه بار به من یه
‫معامله‌ای پیشنهاد دادی.

290
00:22:54,373 --> 00:22:59,628
‫و اون می‌تونست از من
‫و خانواده‌ام محافظت کنه.

291
00:23:00,796 --> 00:23:03,924
‫من میرم زندان. من همون‌طور
‫که می‌خواستی ۱۸ ماه میرم حبس.

292
00:23:04,007 --> 00:23:06,551
‫من میام این‌جا. برای تو کار می‌کنم.

293
00:23:07,594 --> 00:23:08,720
‫حتما شوخیت گرفته.

294
00:23:08,804 --> 00:23:11,098
‫من توی این کار خیلی
‫ماهرم، مایا. خودت دیدی.

295
00:23:11,181 --> 00:23:15,060
‫حتی اگه یکمی به تو اهمیت بدم،
‫فکر می‌کنی وندی راضی میشه؟

296
00:23:16,019 --> 00:23:18,313
‫کازینو تعطیل میشه، شوهرش سابقه‌دار میشه،

297
00:23:18,397 --> 00:23:20,941
‫باید با بنیاد خانوادگی
‫بزرگتون خداحافظی کنید.

298
00:23:23,819 --> 00:23:25,445
‫ما توی خطر بزرگی هستیم.

299
00:23:25,529 --> 00:23:27,364
‫این انتخاب خودت بوده.

300
00:23:29,324 --> 00:23:32,327
‫تو لازم نبود که ناوارو رو دستگیر کنی.

301
00:23:32,411 --> 00:23:33,412
‫بس کن.

302
00:23:34,371 --> 00:23:37,416
‫هر کمکی که در گذشته
‫بهت کردم تموم شده.

303
00:23:38,166 --> 00:23:40,168
‫تو الان برای من یه مجرم معمولی هستی.

304
00:23:41,670 --> 00:23:43,255
‫از دفترم برو بیرون.

305
00:24:14,369 --> 00:24:15,579
‫یه ملاقاتی داری.

306
00:24:39,978 --> 00:24:41,438
‫قضیه چیه، وندی؟

307
00:24:46,860 --> 00:24:48,904
‫من امروز صبح با اف‌بی‌آی ملاقات کردم.

308
00:24:51,698 --> 00:24:55,243
‫خواهرزاده‌ی تو ناپدید شده.
‫اونا فکر می‌کنن که کشته شده.

309
00:24:58,538 --> 00:24:59,539
‫کی؟

310
00:25:00,040 --> 00:25:01,291
‫اونا نمی‌دونن.

311
00:25:05,879 --> 00:25:07,214
‫اما تو می‌دونی.

312
00:25:09,299 --> 00:25:10,300
‫نه.

313
00:25:12,385 --> 00:25:15,347
‫اما این یه فرصت رو ایجاد می‌کنه.

314
00:25:16,056 --> 00:25:19,351
‫الان برای تو استرداد
‫گزینه‌ی خیلی ممکنی هست.

315
00:25:19,434 --> 00:25:20,769
‫اف‌بی‌آی با این مشکلی نداره.

316
00:25:20,852 --> 00:25:23,104
‫تنها کاری که باید بکنیم خارج
‫کردن تو از لیست تحریم...

317
00:25:23,188 --> 00:25:25,315
‫و ثابت کردن اینه که تو
‫هنوز کارتل رو کنترل می‌کنی.

318
00:25:26,525 --> 00:25:29,694
‫وندی، اگه الان به این میز
‫دستام بسته نشده بود می‌کشتمت.

319
00:25:29,778 --> 00:25:32,072
‫- گوش نمی‌کنی که چی میگم.
‫- نه، نه، نه، نه.

320
00:25:32,155 --> 00:25:33,448
‫تو گوش نمی‌کنی.

321
00:25:33,532 --> 00:25:35,992
‫خواهرزاده‌ی من مرده.

322
00:25:38,537 --> 00:25:40,956
‫پس الان پایی ندارید که
‫روش بایستید، مگه نه؟

323
00:25:41,831 --> 00:25:45,335
‫کار تو و شوهر آشغالت...

324
00:25:45,835 --> 00:25:49,005
‫و بچه‌های بدبختت تمومه، وندی.

325
00:25:49,756 --> 00:25:50,882
‫تو توی سلول انفرادی هستی.

326
00:25:50,966 --> 00:25:53,009
‫من یه راهی برای بیرون
‫فرستادن پیام پیدا می‌کنم.

327
00:25:53,093 --> 00:25:55,595
‫نه، نمی‌کنی. من عمرا بذارم.

328
00:25:56,388 --> 00:25:58,306
‫فکر کردی کی اجازه داده من بیام این‌جا؟

329
00:25:59,641 --> 00:26:01,101
‫اونا به من گوش می‌کنن.

330
00:26:01,768 --> 00:26:04,062
‫قبل از این‌که گردنت رو
‫بشکنم از این‌جا برو بیرون.

331
00:26:04,145 --> 00:26:07,482
‫من دارم به تو یه راه نجات پیشنهاد میدم.

332
00:26:10,443 --> 00:26:12,112
‫اون‌قدر کله شقی که قبولش نمی‌کنی؟

333
00:26:16,491 --> 00:26:17,993
‫از این‌جا برو بیرون!

334
00:26:20,704 --> 00:26:23,248
‫من می‌کشمت، وندی.
‫یه راهی پیدا می‌کنم!

335
00:26:23,331 --> 00:26:24,541
‫بس کن. بس کن...

336
00:26:24,624 --> 00:26:26,251
‫کون لقت، وندی!

337
00:26:26,334 --> 00:26:28,378
‫و کون لق اف‌بی‌آی!

338
00:26:41,725 --> 00:26:43,727
‫هی، نیتن. جاده چطور بود؟

339
00:26:43,810 --> 00:26:44,811
‫طولانی!

340
00:26:45,812 --> 00:26:48,773
‫- ممنونم که این‌کارو کردی.
‫- نه، من از تو ممنونم.

341
00:26:48,857 --> 00:26:51,877
‫دوست ندارم وقتی خیلی به
‫حقیقت نزدیک شدم بیخیال بشم.

342
00:26:51,901 --> 00:26:53,653
‫خب، این چیزیه که همه‌ی ما می‌خوایم.

343
00:26:53,737 --> 00:26:56,406
‫البته. فقط می‌خواستم
‫باهات روراست باشم، نیتن.

344
00:26:56,489 --> 00:27:00,452
‫کاراگاه‌های خصوصی عادت
‫ندارن که خبرای خوب بیارن.

345
00:27:00,535 --> 00:27:04,372
‫می‌فهمم که حقیقت خوبه.
‫اما فقط می‌خوام که آماده باشی.

346
00:27:04,456 --> 00:27:07,125
‫خدا باری رو روی دوش من
‫نمیذاره که نتونم از پسش بر بیام.

347
00:27:07,208 --> 00:27:08,543
‫خوش به حالت.

348
00:27:08,627 --> 00:27:10,086
‫پدربزرگ تویی؟

349
00:27:11,296 --> 00:27:12,589
‫جونا برد؟

350
00:27:13,173 --> 00:27:16,551
‫عجب! از دیدنت خیلی خوشحالم.

351
00:27:16,635 --> 00:27:19,971
‫ببین چه ‌قدر قدش بلند شده.

352
00:27:20,055 --> 00:27:22,265
‫اگه بهم نیاز داشتی
‫توی اتاق ۱۴۳ هستم.

353
00:27:24,476 --> 00:27:26,996
‫- این‌جا چه کار می‌کنی؟
‫- من اومدم که داییت رو پیدا کنم.

354
00:27:27,020 --> 00:27:29,481
‫گروه کلیسای من می‌خواستن کمک کنن.

355
00:27:32,192 --> 00:27:33,526
‫وای، این عالیه.

356
00:27:33,610 --> 00:27:34,610
‫این عالیه.

357
00:27:35,070 --> 00:27:36,363
‫تو این‌جا کار می‌کنی؟

358
00:27:36,446 --> 00:27:40,116
‫یه جورایی. آره، یه مدتی می‌مونم.

359
00:27:40,200 --> 00:27:41,534
‫مامانت این‌جا زندگی می‌کنه؟

360
00:27:42,702 --> 00:27:43,995
‫نه، فقط خودم.

361
00:27:44,079 --> 00:27:46,247
‫من نیاز داشتم که یکم تنها باشم.

362
00:27:48,875 --> 00:27:51,378
‫خب، بهتره در موردش کامل به من بگی.

363
00:28:19,572 --> 00:28:22,158
‫خانم برد، صبحت چطور بود؟

364
00:28:22,951 --> 00:28:23,993
‫اون مایله.

365
00:28:25,161 --> 00:28:26,371
‫واقعا؟

366
00:28:26,454 --> 00:28:29,999
‫بله، اما اون می‌خواد با
‫توجه به مسائلی که پیش اومده...

367
00:28:30,083 --> 00:28:31,668
‫یه حس نیت نشون بدید.

368
00:28:32,377 --> 00:28:33,420
‫مثل چی؟

369
00:28:34,462 --> 00:28:37,298
‫ما باید اونو از سلول انفرادی
‫به حصر خانگی انتقال بدیم.

370
00:28:38,800 --> 00:28:40,218
‫من می‌تونم این کارو بکنم.

371
00:28:41,428 --> 00:28:43,430
‫- مطمئنی؟
‫- قطعا.

372
00:28:43,513 --> 00:28:46,349
‫اما باید بدونه ما بودیم
‫که اونو آوردیم بیرون.

373
00:28:46,433 --> 00:28:48,143
‫اون باید اینو بدونه.

374
00:28:49,352 --> 00:28:50,353
‫خیلی خب.

375
00:28:51,855 --> 00:28:53,314
‫من امروز منتقلش می‌کنم.

376
00:28:53,898 --> 00:28:54,983
‫عالیه. ممنون.

377
00:28:55,007 --> 00:29:02,007
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

378
00:29:03,992 --> 00:29:06,119
‫چطور پیش رفت؟ تو جواب نمیدادی.

379
00:29:06,202 --> 00:29:07,412
‫اون مایله.

380
00:29:08,788 --> 00:29:10,540
‫واقعا؟ عجب. خیلی خب.

381
00:29:10,623 --> 00:29:13,877
‫صبر کن. این عالیه.

382
00:29:13,960 --> 00:29:16,671
‫چطور بود؟

383
00:29:18,715 --> 00:29:20,049
‫عصبانی بود.

384
00:29:20,133 --> 00:29:23,261
‫اما اون باهوشه. وقتی یه معامله‌ی
‫خوب رو بشنوه اونو از دست نمیده.

385
00:29:25,638 --> 00:29:28,808
‫ما یه مشکل دیگه‌ داریم. بابات این‌جاست.

386
00:29:28,892 --> 00:29:31,060
‫اون دنبال بن می‌گرده.

387
00:29:40,195 --> 00:29:42,030
‫نه، من اینو نگفتم. فقط...

388
00:29:42,614 --> 00:29:44,365
‫خیلی لطف کردی که اومدی.

389
00:29:44,449 --> 00:29:47,911
‫دیگه چه‌کار باید می‌کردم؟ پسرم گم شده.

390
00:29:47,994 --> 00:29:49,287
‫تو که هیچ کاری نکردی.

391
00:29:49,370 --> 00:29:51,289
‫ببخشید، بابا...

392
00:29:53,666 --> 00:29:55,084
‫هیچ خبری نبوده.

393
00:29:55,168 --> 00:29:58,630
‫و اصلا چه کار می‌تونی
‫بکنی که کلانتری نمی‌تونه بکنه؟

394
00:29:58,713 --> 00:30:00,173
‫ما یه کاراگاه خصوصی استخدام کردیم.

395
00:30:01,090 --> 00:30:03,218
‫یه پلیس سابق شیکاگو.

396
00:30:05,470 --> 00:30:08,306
‫مل ستم؟

397
00:30:08,807 --> 00:30:10,683
‫اونو می‌شناسی؟ خوبه!

398
00:30:12,227 --> 00:30:13,895
‫آره. آره، ما می‌شناسیمش.

399
00:30:14,437 --> 00:30:17,732
‫بهت گفت که چرا از پلیس اومد بیرون؟

400
00:30:17,816 --> 00:30:20,652
‫مچ اونو سر دزدیدن کوکائین
‫از کمد مدارک پلیس گرفتن، بابا.

401
00:30:20,735 --> 00:30:21,986
‫اون یه معتاده.

402
00:30:24,781 --> 00:30:27,492
‫خب، همه از کارش راضی بودن.

403
00:30:27,575 --> 00:30:30,286
‫پس معلومه که مشکلش رو حل کرده.

404
00:30:31,830 --> 00:30:33,581
‫چه‌قدر راحت می‌بخشی.

405
00:30:33,665 --> 00:30:36,167
‫همه‌ی ما لایق یه فرصت دوباره هستیم.

406
00:30:36,251 --> 00:30:39,128
‫شاید دوست نداشته باشی
‫که من اومدم توی شهر،

407
00:30:39,212 --> 00:30:43,883
‫اما باور دارم که خدا منو به این‌جا هدایت کرده، و
‫نه فقط برای پیدا کردن بن، برای کمک به خانواده‌ام.

408
00:30:44,634 --> 00:30:45,718
‫یکمی برای چنین چیزی دیر شده.

409
00:30:45,802 --> 00:30:47,470
‫برای نوه‌هام دیر نشده.

410
00:30:47,554 --> 00:30:50,348
‫امروز به جونا برخوردم.
‫اونو فرستادید به یه مسافرخونه؟

411
00:30:50,431 --> 00:30:52,976
‫این موقتیه. به‌خاطر طغیان نوجوانیشه.

412
00:30:53,059 --> 00:30:57,230
‫و شارلوت کجاست؟ توی کلاب
‫لختی‌تون داره رقص میله میره؟

413
00:30:58,648 --> 00:31:03,403
‫من جایی نمیرم تا وقتی که بن رو پیدا
‫کنم و بدونم اون بچه‌ها حالشون خوبه.

414
00:31:03,486 --> 00:31:08,157
‫اگه باهام کاری داشتید توی
‫مسافرخونه‌ی لیزی‌او و پیش نوه‌ام هستم.

415
00:31:16,457 --> 00:31:19,586
‫کس‌کش مقدس‌نما.

416
00:31:25,383 --> 00:31:26,384
‫سلام، هری.

417
00:31:27,427 --> 00:31:30,346
‫من این‌جا یه جسد دارم که
‫نمی‌دونم باهاش چه‌کار کنم.

418
00:31:31,598 --> 00:31:32,599
‫جسد کی؟

419
00:31:33,766 --> 00:31:35,268
‫وایت لنگمور.

420
00:31:36,561 --> 00:31:40,231
‫مارتی، من ۵ تا پیام برای روث
‫گذاشتم. اون هی وقت جواب نمیده.

421
00:31:40,315 --> 00:31:42,317
‫این خیلی غیرعادیه.

422
00:31:43,067 --> 00:31:44,319
‫خب، من...

423
00:31:45,320 --> 00:31:48,031
‫من باهاش حرف میزنم. کاری نکن، باشه؟

424
00:31:48,114 --> 00:31:50,283
‫و بلایی هم سر اون نیار.

425
00:31:51,534 --> 00:31:52,785
‫نه، من هیچ وقت چنین کاری نمی‌کنم.

426
00:31:53,578 --> 00:31:54,578
‫خداحافظ.

427
00:31:57,457 --> 00:32:00,877
‫من باید برم روث رو ببینم.
‫جسد وایت رفته سردخونه.

428
00:32:02,086 --> 00:32:03,087
‫باشه؟

429
00:32:06,132 --> 00:32:07,967
‫وندی، من نمی‌تونم اونو اون‌جا ول کنم.

430
00:32:35,370 --> 00:32:38,015
‫هری باهات تماس می‌گرفته.

431
00:32:38,039 --> 00:32:39,039
‫ا...

432
00:32:42,335 --> 00:32:45,213
‫می‌دونی، اونا وایت رو برای ما فرستادن.

433
00:32:48,049 --> 00:32:49,968
‫فقط می‌خوام بدونم که می‌خوای چه کار کنی.

434
00:32:52,845 --> 00:32:54,597
‫خودت وایت چی می‌خواست.

435
00:33:04,691 --> 00:33:07,276
‫فکر می‌کنی یه بچه‌ی ۱۸ ساله
‫برای چنین چیزی برنامه داشته؟

436
00:33:10,071 --> 00:33:11,114
‫خب...

437
00:33:13,032 --> 00:33:14,534
‫این...

438
00:33:22,000 --> 00:33:23,918
‫تصمیم‌های زیادی برای گرفتن نیست.

439
00:33:25,420 --> 00:33:27,296
‫ما می‌تونیم همه‌اش رو این‌جا انجام بدیم.

440
00:33:29,382 --> 00:33:31,342
‫اگه بخوای می‌تونم بهش رسیدگی کنم.

441
00:33:32,010 --> 00:33:34,554
‫مطمئن میشم که درست انجام بشه، خب؟

442
00:33:38,016 --> 00:33:39,225
‫روث، باشه؟

443
00:33:54,574 --> 00:33:55,658
‫باشه.

444
00:34:27,940 --> 00:34:29,567
‫سلام، کلیر. وندی هستم.

445
00:34:30,485 --> 00:34:33,321
‫ببین، می‌دونم که خیلی ناراحتی،

446
00:34:33,404 --> 00:34:36,157
‫اما بنیاد هنوز منتظر قسط بعدی هست،

447
00:34:36,240 --> 00:34:38,117
‫و من دوست ندارم به کسی بگم...

448
00:34:38,201 --> 00:34:41,162
‫مرکز پزشکی شاو به قول‌های
‫خودش عمل نمی‌کنه، پس...

449
00:34:41,871 --> 00:34:43,247
‫به من زنگ بزن، کلیر.

450
00:34:47,001 --> 00:34:51,422
‫فشار آوردن به اون ایده‌ی خوبیه؟

451
00:34:51,506 --> 00:34:54,926
‫ما هنوز حتی نمی‌دونیم که
‫می‌تونیم از مرز رد بشیم یا نه.

452
00:34:55,426 --> 00:34:56,761
‫اون درستش می‌کنه.

453
00:34:59,722 --> 00:35:01,015
‫تو با رتلزدورف تماس گرفتی؟

454
00:35:01,766 --> 00:35:03,392
‫اونم گوشی رو برنمیداره.

455
00:35:05,186 --> 00:35:07,814
‫دارم دونه‌ دونه به مصیبت‌ها رسیدگی می‌کنم.

456
00:35:07,897 --> 00:35:10,566
‫برای من جا نذارید. میرم بیرون.

457
00:35:10,650 --> 00:35:11,818
‫کجا؟

458
00:35:11,901 --> 00:35:14,403
‫با پدربزرگ و دوست‌دخترش شام می‌خورم.

459
00:35:22,245 --> 00:35:23,371
‫آره، باشه.

460
00:35:29,210 --> 00:35:33,631
‫گود شپرد خوشحال میشه که یه رویداد رو میزبانی
‫کنه، مگر این‌که خودتون برنامه‌ای داشته باشید.

461
00:35:34,757 --> 00:35:36,342
‫فعلا نه.

462
00:35:36,425 --> 00:35:38,511
‫مهمه که این‌چیزها توی سرتیتر خبرها بمونن.

463
00:35:38,594 --> 00:35:40,513
‫مردم خیلی سریع فراموش می‌کنن.

464
00:35:40,596 --> 00:35:44,016
‫و ما می‌خوایم آقای ستم رو
‫تا وقتی که بتونیم نگه داریم.

465
00:35:44,100 --> 00:35:46,227
‫من امروز کلانتر گوئرو رو دیدم.

466
00:35:46,310 --> 00:35:49,647
‫اون در مورد اون زوجی که پوسترهای
‫بن رو سازماندهی می‌کردن گفت.

467
00:35:49,730 --> 00:35:50,857
‫چه‌قدر غم‌انگیز.

468
00:35:50,940 --> 00:35:52,817
‫وایت یه دوست بود.

469
00:35:52,900 --> 00:35:55,778
‫اون پسرعموی روث، همون
‫دختری بود که بن باهاش دوست بود.

470
00:35:55,862 --> 00:35:57,822
‫ما می‌دونیم که کی مراسم
‫یادبودشون برگزار میشه؟

471
00:35:58,865 --> 00:36:01,576
‫همین امروز سازماندهیش شروع شده.

472
00:36:01,659 --> 00:36:03,244
‫ما در این مورد کمک می‌کنیم.

473
00:36:03,327 --> 00:36:06,581
‫چه‌قدر بد. علاوه‌ بر همه
‫چیز یه دوست هم از دست بدی.

474
00:36:06,664 --> 00:36:09,333
‫من تسلیت میگم.

475
00:36:10,209 --> 00:36:12,170
‫اما خوش‌شانس نیستید که
‫نیتین برای کمک اومده این‌جا؟

476
00:36:12,253 --> 00:36:14,881
‫بیا زیادی شلوغش نکنیم، آنالیز.

477
00:36:14,964 --> 00:36:16,757
‫همه‌ی ما می‌دونیم که من
‫به اندازه‌ی کافی این‌جا نبودم.

478
00:36:17,592 --> 00:36:20,219
‫اما می‌خوام اینو درست کنم.

479
00:36:20,303 --> 00:36:24,599
‫اما می‌بینم که چطور در چندین
‫کسب و کار سرتون شلوغه،

480
00:36:24,682 --> 00:36:28,311
‫و علاوه بر این سعی می‌کنید یه
‫خانواده رو به روش درست اداره کنید.

481
00:36:28,394 --> 00:36:30,605
‫این برای هر کسی کار سختیه.

482
00:36:30,688 --> 00:36:31,814
‫من می‌خوام کمک کنم.

483
00:36:32,940 --> 00:36:34,692
‫ما ممنونیم.

484
00:36:34,775 --> 00:36:36,736
‫می‌دونید، وقتی که دخترم
‫پارسال توی دردسر افتاد...

485
00:36:36,819 --> 00:36:38,779
‫نیتین خیلی معرفت به خرج داد.

486
00:36:38,863 --> 00:36:40,948
‫البته مشکلش جدی نبود.

487
00:36:41,032 --> 00:36:42,533
‫البته که نه.

488
00:36:42,617 --> 00:36:45,369
‫خب، من مقداری تجربه داشتم.

489
00:36:47,872 --> 00:36:51,334
‫مادرت به تو در مورد اون
‫وقتی که از خونه فرار کرد گفت؟

490
00:36:51,417 --> 00:36:53,419
‫تو چند سالت بود؟ ده سال؟

491
00:36:54,003 --> 00:36:56,172
‫اون با خوش زبونی یه اتوبوس رو
‫راضی کرد که به کینگزپورت ببرتش.

492
00:36:56,255 --> 00:36:57,882
‫فکر می‌کرد این شهر با کلاس به نظر میاد.

493
00:36:58,549 --> 00:36:59,800
‫وندی این‌جوری بود.

494
00:36:59,884 --> 00:37:03,262
‫حتی اون زمان هم مرغ
‫همسایه غاز بود، مگه نه؟

495
00:37:06,599 --> 00:37:09,352
‫داییت و من کل شب رو دنبالش می‌گشتیم.

496
00:37:09,435 --> 00:37:11,062
‫بن در تمام اون مدت گریه گرد.

497
00:37:11,145 --> 00:37:12,939
‫گریه‌اش بند نمیومد. یادته؟

498
00:37:13,022 --> 00:37:14,023
‫من سوار اتوبوس بودم.

499
00:37:14,106 --> 00:37:15,786
‫اون بچه‌ی بیچاره به
‫مادرت التماس کرد که نره.

500
00:37:15,816 --> 00:37:19,528
‫وقتی رفتی شیکاگو هم
‫همین‌طور شد. بن خیلی گریه کرد.

501
00:37:20,488 --> 00:37:23,407
‫اون پسر مدت زیادی
‫تو رو می‌پرستید، مگه نه؟

502
00:37:23,491 --> 00:37:25,785
‫می‌دونی چیه، ما باید بریم.

503
00:37:25,868 --> 00:37:29,497
‫من باید صبح زود شروع به کار
‫کنم، پس شماها از شام‌تون لذت ببرید.

504
00:37:29,580 --> 00:37:31,123
‫خداحافظ.

505
00:37:32,041 --> 00:37:33,751
‫- اون حالش خوبه؟
‫- اون خوبه.

506
00:37:34,752 --> 00:37:35,752
‫من باید بیام؟

507
00:37:35,795 --> 00:37:38,214
‫نه، نه، بمون. قایق رو برگردون.

508
00:37:38,297 --> 00:37:39,924
‫آنالیز، از دیدنت خوشحال شدم.

509
00:37:40,007 --> 00:37:43,094
‫نیتن، شام مهمون مایی، باشه؟

510
00:37:45,388 --> 00:37:47,223
‫با تمام مشکلاتی که داشت،

511
00:37:47,974 --> 00:37:50,810
‫بن همیشه با ثبات‌ترین
‫بچه‌ی من بود.

512
00:37:52,812 --> 00:37:54,939
‫اون ذهنشون رو علیه ما آلوده می‌کنه.

513
00:37:58,567 --> 00:37:59,443
‫ما بهش اجازه نمیدیم این کارو بکنه.

514
00:37:59,527 --> 00:38:02,196
‫می‌دونی کدوم قسمت اون
‫داستان رو هیچ وقت نمیگه؟

515
00:38:02,280 --> 00:38:05,908
‫وقتی ما برگشتیم، اون جوری منو
‫زد که تا ۲ روز نمی‌تونستم راه برم.

516
00:38:05,992 --> 00:38:07,535
‫برای همین بن داشت گریه می‌کرد.

517
00:38:10,871 --> 00:38:11,872
‫من متاسفم.

518
00:38:15,501 --> 00:38:16,919
‫ما کارای بدتری کردیم.

519
00:38:17,586 --> 00:38:19,255
‫نه. نه، این‌طور نبوده.

520
00:38:20,631 --> 00:38:22,675
‫ما زندگی اونا رو کاملا از
‫مسیر درست خارج کردیم.

521
00:38:22,758 --> 00:38:25,803
‫قیافه‌ی شارلوت وقتی که ما بهش
‫گفتیم که دیگه خارج شدیم رو دیدی؟

522
00:38:25,886 --> 00:38:29,557
‫انگار درهای کل دنیا دوباره براش باز شد.

523
00:38:29,640 --> 00:38:31,976
‫فقط زنده موندن برای ما کافی نیست.

524
00:38:32,643 --> 00:38:35,229
‫اگه پاک از این قضیه نیایم بیرون
‫اونا هیچ وقت ما رو نمی‌بخشن.

525
00:38:41,068 --> 00:38:43,195
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم.

526
00:38:47,575 --> 00:38:51,370
‫من می‌خوام باور کنم که ما
‫می‌تونیم همه چیز رو پس بگیریم.

527
00:38:51,454 --> 00:38:54,915
‫من می‌خوام که خارج
‫بشیم، اما وندی، من ترسیدم.

528
00:38:57,585 --> 00:38:58,586
‫خب؟

529
00:38:59,086 --> 00:39:04,633
‫من امروز رفتم مایا رو ببینم و
‫ازش در مورد اون معامله بپرسم.

530
00:39:05,259 --> 00:39:08,554
‫فکر می‌کردم این از ما محافظت می‌کنه.

531
00:39:10,890 --> 00:39:12,391
‫اون چی گفت؟

532
00:39:14,685 --> 00:39:16,520
‫قبول نکرد.

533
00:39:18,439 --> 00:39:20,649
‫متاسفم که قبل‌تر بهت نگفتم.

534
00:39:24,779 --> 00:39:25,780
‫عیبی نداره.

535
00:39:28,240 --> 00:39:29,658
‫الان داری بهم میگی.

536
00:39:32,953 --> 00:39:33,953
‫اون دروغ میگه.

537
00:39:36,040 --> 00:39:39,335
‫روزی که بن اوزارکس رو ترک کرد،
‫وندی برد این ماشین رو اجاره کرد.

538
00:39:40,252 --> 00:39:41,253
‫باشه.

539
00:39:42,129 --> 00:39:46,175
‫توی جاده‌ی ۴۴ ردش رو گرفتم
‫اما بعد شهر رولا گمش کردم.

540
00:39:47,468 --> 00:39:48,928
‫پلیس‌های محلی برای یه کاراگاه
‫خصوصی هیچ کاری نمی‌کنن.

541
00:39:49,011 --> 00:39:51,263
‫انگار ازشون خواستم یه کلیه به من بدن.

542
00:39:51,806 --> 00:39:54,183
‫دلم برای پلیس بودن تنگ شده.

543
00:39:55,226 --> 00:39:58,854
‫خب، نظرت چیه؟ الان که توی
‫اف‌بی‌آی کله گنده شدی می‌تونی کمکم کنی؟

544
00:39:59,355 --> 00:40:00,773
‫غافلگیر میشی اگه بدونی.

545
00:40:02,066 --> 00:40:04,777
‫همه از کاری که من
‫کردم خوشحال نیستن.

546
00:40:06,153 --> 00:40:07,780
‫شوخی می‌کنی؟ باورم نمیشه.

547
00:40:08,697 --> 00:40:10,074
‫قضیه پیچیده هست.

548
00:40:10,866 --> 00:40:12,618
‫اما باشه، می‌بینم ک چه
‫کاری از دستم بر میاد.

549
00:40:13,577 --> 00:40:14,787
‫تو هم همین‌طور.

550
00:40:14,870 --> 00:40:18,624
‫اگه چیزی در مورد بنیاد
‫بردها پیدا کردی بده به من.

551
00:40:19,375 --> 00:40:23,087
‫یه کاری می‌کنیم، اگه من زودتر
‫یه چیزی پیدا کردم تو برام شام بخر.

552
00:40:23,170 --> 00:40:26,215
‫اگه تو یه چیزی پیدا کردی من مهمونت می‌کنم.

553
00:40:29,093 --> 00:40:30,511
‫داری با من لاس میزنی؟

554
00:40:30,594 --> 00:40:31,637
‫آره.

555
00:40:33,389 --> 00:40:34,432
‫چطور پیش میرم؟

556
00:40:35,182 --> 00:40:38,102
‫- افتضاح.
‫- عمرا. من عالی بودم.

557
00:40:55,619 --> 00:40:57,329
‫تو به بخش عمومی میری.

558
00:41:09,467 --> 00:41:11,218
‫من باید یه تماس تلفنی بگیرم.

559
00:41:28,569 --> 00:41:29,778
‫شماها حالتون خوبه؟

560
00:41:31,280 --> 00:41:32,281
‫مارتی.

561
00:41:33,991 --> 00:41:36,285
‫سلام. نمی‌دونستم که تو میای.

562
00:41:36,368 --> 00:41:38,037
‫خب، بچه‌ها از من خواستن که بیام.

563
00:41:38,621 --> 00:41:41,081
‫فکر می‌کنم اونا به
‫کمی حمایت نیاز دارن.

564
00:41:41,165 --> 00:41:42,833
‫آره، البته. آره.

565
00:41:42,917 --> 00:41:45,753
‫- وندی نیومد؟
‫- نه، اون باید میرفت سر کار.

566
00:41:45,836 --> 00:41:46,836
‫اه.

567
00:42:24,708 --> 00:42:27,670
‫- این‌جا نه، خواهش می‌کنم، این‌جا نه.
‫- چیزی نیست.

568
00:42:27,753 --> 00:42:29,547
‫ما فقط برای حرف زدن اومدیم.

569
00:42:30,798 --> 00:42:33,759
‫پدر بنیتز. ما قبلا یه بار
‫تقریبا همو ملاقات کرده بودیم.

570
00:42:37,179 --> 00:42:41,225
‫من هیچ وقت فکر نمی‌کردم نظرش
‫در مورد چنین چیزی عوض بشه.

571
00:42:41,308 --> 00:42:47,106
‫و من سال‌ها تلاش زیادی کردم که در
‫مورد چیزهای خیلی زیادی اونو منصرف کنم.

572
00:42:47,189 --> 00:42:48,440
‫رازت چیه؟

573
00:42:52,486 --> 00:42:54,697
‫من فقط واقعیت‌ها رو بهش گفتم.

574
00:42:58,492 --> 00:43:02,955
‫که این‌طور. واقعا باور داری
‫که می‌تونی اونو خارج کنی؟

575
00:43:04,290 --> 00:43:05,916
‫می‌خوام تلاش کنم.

576
00:43:07,668 --> 00:43:08,794
‫مطمئنی؟

577
00:43:12,214 --> 00:43:13,924
‫منظورت چیه؟

578
00:43:14,717 --> 00:43:16,594
‫تو به خدا باور داری، وندی؟

579
00:43:18,178 --> 00:43:22,057
‫حال ندارم سر صبحی در
‫مورد الهیات حرف بزنیم.

580
00:43:25,603 --> 00:43:27,855
‫پس تو با دین و مذهب بزرگ شدی.

581
00:43:29,982 --> 00:43:31,900
‫من فکر می‌کنم...

582
00:43:32,901 --> 00:43:36,488
‫دستگیری عمر یه فرصت
‫برای همه‌ی شماست.

583
00:43:37,615 --> 00:43:39,908
‫تو و شوهرت باید اینو غنیمت بشمارید.

584
00:43:39,992 --> 00:43:45,706
‫خیلی کم پیش میاد که یه عضو
‫کارتل بتونه با خدا کنار بیاد.

585
00:43:47,291 --> 00:43:49,084
‫من می‌تونم کمکت
‫کنم یه راهی پیدا کنی.

586
00:43:50,085 --> 00:43:52,296
‫من خیلی وقت پیش کنار اومدم.

587
00:43:52,880 --> 00:43:54,590
‫نه، نه، صبر کن، وندی.

588
00:43:54,673 --> 00:44:00,673
‫بدون ندامت، اقرار، طلب
‫بخشش و توبه نمی‌تونی کنار بیای.

589
00:44:02,222 --> 00:44:03,724
‫فکر می‌کنم اینو بدونی.

590
00:44:05,309 --> 00:44:06,852
‫ممنونم که داری برای من تلاش می‌کنی.

591
00:44:09,813 --> 00:44:11,482
‫من نیازی به نجات داده شدن ندارم.

592
00:44:13,567 --> 00:44:15,069
‫من خودم خودمو نجات میدم.

593
00:44:15,653 --> 00:44:16,653
‫می‌تونی امتحان کنی.

594
00:44:24,578 --> 00:44:26,413
‫اون هر دوی شما رو فردا می‌بینه.

595
00:44:27,331 --> 00:44:29,583
‫عمر میدونه که می‌خوای
‫اونو توی زندان نگه داری؟

596
00:44:32,795 --> 00:44:34,213
‫اون می‌دونه که من عاشقشم.

597
00:44:36,006 --> 00:44:38,092
‫امیدوارم خدا بهت نظر کنه، وندی.

598
00:45:11,166 --> 00:45:16,255
‫امروز ما دور هم جمع شدیم
‫که با وایت لنگمور وداع کنیم.

599
00:45:17,297 --> 00:45:18,966
‫از طرف خانواده‌ی وایت،

600
00:45:19,049 --> 00:45:22,469
‫می‌خوام از همه‌ی شما برای
‫این‌که امروز اومدین تشکر کنم.

601
00:45:23,971 --> 00:45:29,184
‫نه تنها ما احساسات شخصی خودمون
‫رو به دلیل از دست دادن وایت...

602
00:45:39,737 --> 00:45:40,821
‫نه!

603
00:45:45,617 --> 00:45:49,663
‫ببخشید! ببخشید!

604
00:45:49,747 --> 00:45:53,751
‫شما رو یاد سایه‌ای میندازه
‫که روی بشریت گسترانیده شده.

605
00:45:55,127 --> 00:46:00,716
‫همون‌طور که پولس رسول میگه
‫"از طریق یک انسان گناه وارد دنیا شد...

606
00:46:01,383 --> 00:46:07,139
‫اون گناه منجر به مرگ شد و مرگ
‫برای همه‌ی گناهکاران گسترش پیدا کرد."

607
00:46:07,931 --> 00:46:10,142
‫اما مرگ به تنهایی یادآور...

608
00:46:10,225 --> 00:46:13,353
‫ذات جهانی مشکلات انسان نیست.

609
00:46:14,146 --> 00:46:18,442
‫خداوند ما رو زیر سایه
‫و بی پناه تنها نگذاشته.

610
00:46:19,193 --> 00:46:22,863
‫ما می‌دونیم که خدا یه راه حلی داشت،

611
00:46:22,946 --> 00:46:26,033
‫چیزی بزرگ‌تر از اون یادآور دردناک.

612
00:46:26,116 --> 00:46:28,535
‫ما می‌دونیم خدا خودش دست به کار شد...

613
00:46:28,619 --> 00:46:32,539
‫و جواب بزرگتری برای
‫نیازهای ما فراهم کرد.

614
00:46:32,623 --> 00:46:35,918
‫پندهای باارزشی در کتاب مزامیر آورده شده.

615
00:46:36,001 --> 00:46:39,838
‫"در حالی که من در
‫تاریک‌ترین دره قدم میگذارم،

616
00:46:39,922 --> 00:46:41,799
‫از هیچ شری نمی‌ترسم."

617
00:46:46,678 --> 00:46:48,823
‫- وای پسر.
‫- اون عاشق چت کردن بود.

618
00:46:48,847 --> 00:46:50,933
‫آره، هم اینو دوست داشت
‫هم بلوند‌های خوشگل رو.

619
00:46:51,016 --> 00:46:54,311
‫تو هم علف داری هم موی بلوند؟

620
00:46:55,020 --> 00:46:57,272
‫می‌دونستم که اون دوست خوبیه.

621
00:46:57,356 --> 00:46:59,525
‫چون من دفعات زیادی
‫پول کمی برای علفش دادم.

622
00:46:59,608 --> 00:47:01,586
‫اون همیشه پول منو قبول می‌کرد.

623
00:47:01,610 --> 00:47:03,946
‫آره، من چندین بار اینو گفتم.

624
00:47:04,029 --> 00:47:06,949
‫وایت زود تسلیم یه دختر بلوند خوشگل میشد.

625
00:47:08,867 --> 00:47:10,494
‫فکر می‌کنم اون فقط
‫از من خوشش میومد.

626
00:47:10,577 --> 00:47:12,746
‫خب، یه بار بود که گرفتنش.

627
00:47:12,830 --> 00:47:15,040
‫- نمی‌دونم بهش شوکر زدن یا نه.
‫- یه بار؟

628
00:47:15,123 --> 00:47:17,835
‫- چند بار. چند بار.
‫- آره.

629
00:47:17,918 --> 00:47:20,629
‫اون گفت که نشاشیده توی شلوارش،

630
00:47:20,712 --> 00:47:23,632
‫اما حتی یه نفرم نمی‌شناسم که بهش
‫شوکر زده باشن و نشاشیده باشه به خودش.

631
00:47:23,715 --> 00:47:25,592
‫آره.

632
00:47:33,350 --> 00:47:34,184
‫نه.

633
00:47:34,268 --> 00:47:37,145
‫ادامه بدید.

634
00:47:41,692 --> 00:47:43,360
‫اولین باری که من وایت رو دیدم...

635
00:47:43,443 --> 00:47:44,778
‫خب.

636
00:47:44,862 --> 00:47:46,905
‫اون منو از روی یه قایق هل داد.

637
00:47:46,989 --> 00:47:48,282
‫وای.

638
00:47:48,365 --> 00:47:50,617
‫من اون قایق رو میروندم.

639
00:47:50,701 --> 00:47:52,428
‫- بهش می‌خوره.
‫- من اون‌جا بودم.

640
00:47:52,452 --> 00:47:54,913
‫اما دفعه‌ی دوم اون با مشت زد تو صورتش.

641
00:47:54,997 --> 00:47:56,540
‫چی؟

642
00:47:58,542 --> 00:48:01,503
‫اون هیچ وقت اینو بهت نگفت،
‫اما تو نزدیک بود بیهوشش کنی.

643
00:48:02,546 --> 00:48:05,048
‫اون یه بچه رو توی مدرسه
‫چون برای من قلدری کرده بود زد.

644
00:48:06,258 --> 00:48:08,218
‫بهش گفت این همون کاری بود که خودت کردی.

645
00:48:09,261 --> 00:48:10,261
‫آره.

646
00:48:13,265 --> 00:48:14,850
‫اون هیچ وقت چنین کاری رو برای من نکرد.

647
00:48:36,997 --> 00:48:39,791
‫من نمی‌تونم تشکیلاتم
‫رو از این‌جا اداره کنم.

648
00:48:41,460 --> 00:48:45,339
‫یه گوشی چی؟ ما می‌تونیم با
‫اف‌بی‌آی اینو هماهنگ کنیم، درسته؟

649
00:48:46,298 --> 00:48:48,759
‫این‌طور فکر می‌کنم.

650
00:48:48,842 --> 00:48:50,677
‫می‌تونی همه‌ی نگهبانای این‌جا رو هم بخری؟

651
00:48:50,761 --> 00:48:52,846
‫چون اونا هر روز ما رو میگردن.

652
00:48:52,930 --> 00:48:57,684
‫و اگه این جواب نده، من نمی‌خوام
‫به اف‌بی‌آی شنود مفت ارائه بدم.

653
00:48:58,644 --> 00:49:01,063
‫کشیشت چی؟ اون می‌تونه
‫هر روز به ملاقاتت بیاد.

654
00:49:01,146 --> 00:49:04,441
‫پیام‌های خاصی هست که
‫اون منتقل‌شون نمی‌کنه، وندی.

655
00:49:07,277 --> 00:49:09,071
‫خب، جا به جا کردنت چی؟

656
00:49:09,154 --> 00:49:11,883
‫- یه مرکز پزشکی چطوره؟
‫- این خیلی طول می‌کشه.

657
00:49:11,907 --> 00:49:16,954
‫اگه می‌خواید این جواب بده، باید
‫قدرتم رو بلافاصله تضمین کنید.

658
00:49:18,538 --> 00:49:22,668
‫بیا... بیا منو بفرست به مکزیک.

659
00:49:25,212 --> 00:49:27,464
‫اف‌بی‌آی براش مهم نیست که
‫کی تشکیلات رو اداره می‌کنه.

660
00:49:27,547 --> 00:49:30,801
‫تا زمانی که حس کنن یه
‫شخص قابل کنترل رو دارن،

661
00:49:30,884 --> 00:49:34,471
‫یه نفر که بتونه مستمر درآمدزایی
‫بکنه، من می‌تونم اون شخص باشم.

662
00:49:35,514 --> 00:49:40,227
‫من می‌تونم به مکزیک برم، و من
‫می‌تونم کنترلت رو دوباره برقرار کنم.

663
00:49:44,481 --> 00:49:47,150
‫می‌دونی که اونا همین‌جوری
‫قبولت نمی‌کنن، مارتی.

664
00:49:47,234 --> 00:49:49,403
‫فکر می‌کنم با حرف تو قبول کنن.

665
00:49:49,486 --> 00:49:53,031
‫و اونا می‌دونن ما بودیم که
‫کارتل لاگوناز رو نابود کردیم،

666
00:49:53,115 --> 00:49:55,450
‫پس می‌دونن که ما این‌جا قدرت داریم.

667
00:49:57,369 --> 00:49:58,453
‫بذار من امتحان کنم.

668
00:50:02,249 --> 00:50:03,583
‫این ممکنه جواب بده.

669
00:50:05,919 --> 00:50:08,505
‫اما قرار نیست آسون باشه، مارتی.

670
00:50:10,799 --> 00:50:14,052
‫در حال حاضر من در برابر
‫افرادم قوی به نظر نمیام.

671
00:50:15,762 --> 00:50:17,389
‫برای همین باید یه حرکتی بزنم.

672
00:50:21,226 --> 00:50:23,478
‫من باید کسی باشم که خاوی رو کشته.

673
00:50:25,188 --> 00:50:28,692
‫و تو، تو این پیام رو به اونا می‌رسونی.

674
00:50:30,027 --> 00:50:32,529
‫همه به خوبی با این مسئله برخورد نمی‌کنن.

675
00:50:43,331 --> 00:50:45,167
‫هر چیزی که باید بدونم رو بگو.

676
00:51:04,352 --> 00:51:06,021
‫خیلی خب.

677
00:51:09,775 --> 00:51:10,775
‫آهای!

678
00:51:16,740 --> 00:51:18,617
‫این‌جا محل اقامت روث لنگمور هست؟

679
00:51:26,958 --> 00:51:28,043
‫آهای!

680
00:51:30,796 --> 00:51:32,297
‫چی می‌خوای؟

681
00:51:35,550 --> 00:51:38,303
‫میشه بیای پایین؟

682
00:51:51,900 --> 00:51:53,318
‫من به جنس تو احتیاج دارم.

683
00:51:54,236 --> 00:51:57,072
‫ما با مردی که کشتیش یه قراری داشتیم.

684
00:51:57,906 --> 00:51:59,616
‫می‌خوام که درستش کنی.

685
00:52:04,246 --> 00:52:05,831
‫چرا باید چنین کاری بکنم؟

686
00:52:06,832 --> 00:52:10,210
‫چون ما فیلم دوربین نظارتی که تو رو
‫در حال متلاشی کردن مغز اون گرفته داریم.

687
00:52:24,224 --> 00:52:25,600
‫خب که چی؟

688
00:52:53,128 --> 00:52:54,129
‫خیلی خب.

689
00:52:55,839 --> 00:52:59,134
‫این که بخوای از زنی که
‫تازه دیدی یه مرد رو کشته...

690
00:52:59,217 --> 00:53:01,178
‫باج بگیری حرکت هوشمندانه‌ای نیست.

691
00:53:03,180 --> 00:53:04,181
‫مگه نه؟

692
00:53:05,098 --> 00:53:06,099
‫بذارش کنار.

693
00:53:07,350 --> 00:53:08,602
‫بذارش کنار. انجامش بده.

694
00:53:13,398 --> 00:53:15,233
‫من نیومدم این‌جا که ازت باج بگیرم.

695
00:53:16,943 --> 00:53:17,986
‫این یه تهدید نیست.

696
00:53:18,570 --> 00:53:19,570
‫این یه معامله هست.

697
00:53:21,114 --> 00:53:24,659
‫معامله‌ای که برای هر دوی ما سودمنده.

698
00:53:31,625 --> 00:53:32,709
‫اسمی داری؟

699
00:53:34,002 --> 00:53:37,505
‫کیم ردیک، کلانتری ماریون.

700
00:53:46,348 --> 00:53:47,515
‫تو از غذای تایلندی خوشت میاد؟

701
00:53:49,601 --> 00:53:50,602
‫بدم نمیاد.

702
00:53:53,813 --> 00:53:54,813
‫کلیر.

703
00:53:55,607 --> 00:53:56,608
‫وندی.

704
00:53:57,275 --> 00:54:01,154
‫ممنون. ممنون که گوشی رو برداشتی.
‫گوش کن. من خبرای خوبی دارم.

705
00:54:01,238 --> 00:54:04,241
‫محموله‌ی بعدی ما به زودی
‫بهمون میرسه، اگه بتونی...

706
00:54:04,324 --> 00:54:06,201
‫نه، نمی‌خواد چیزی بگی.

707
00:54:06,284 --> 00:54:09,913
‫من گوشی رو برداشتم که
‫بگم تموم شد. قرار بی قرار.

708
00:54:09,996 --> 00:54:11,498
‫تو باید از زنگ زدن دست برداری.

709
00:54:13,291 --> 00:54:14,876
‫کلیر...

710
00:54:14,960 --> 00:54:18,755
‫شرکت تو بدون ما دووم نمیاره.

711
00:54:19,339 --> 00:54:22,175
‫تو به جنس و دارایی نامشهود ما نیاز داری.

712
00:54:22,259 --> 00:54:23,635
‫می‌بینیم.

713
00:56:16,915 --> 00:56:19,125
‫- چرا نمی‌تونیم صبر کنیم؟
‫- شارلوت.

714
00:56:19,209 --> 00:56:20,919
‫بابا، خواهش می‌کنم.

715
00:56:21,002 --> 00:56:22,921
‫اونا دفعه‌ی قبل نزدیک بود بکشنت.

716
00:56:23,004 --> 00:56:26,841
‫الان فرق می‌کنه. من
‫رئیسم. قراره رئیس بشم.

717
00:56:27,550 --> 00:56:29,844
‫اگه فکر کنن که تو خاوی رو کشتی چی؟

718
00:56:29,928 --> 00:56:31,304
‫اونا چنین فکری نمی‌کنن. ممنون.

719
00:56:31,388 --> 00:56:33,765
‫- تو اینو نمی‌دونی.
‫- شارلوت.

720
00:56:33,848 --> 00:56:35,016
‫ما باید این قضیه رو درستش کنیم.

721
00:56:35,100 --> 00:56:37,644
‫بابات داره این کارو
‫برای خانواده انجام میده.

722
00:56:37,727 --> 00:56:40,480
‫اون داره برای تو این کارو انجام میده.

723
00:56:46,486 --> 00:56:47,862
‫من میارمش.

724
00:56:47,946 --> 00:56:50,073
‫اوه، ممنون.

725
00:56:57,747 --> 00:57:00,625
‫هی، میشه از شما یه سوالی بپرسم؟

726
00:57:00,708 --> 00:57:01,709
‫بفرما.

727
00:57:02,377 --> 00:57:04,337
‫از کجا می‌دونی که اون تو رو نمی‌کشه؟

728
00:57:05,713 --> 00:57:06,714
‫کی؟

729
00:57:07,632 --> 00:57:10,718
‫حرفم اینه که خارج کردن اون از
‫سلول انفرادی حرکت جسورانه‌ای بود.

730
00:57:11,553 --> 00:57:13,555
‫اون بهت گفت که تو رو می‌کشه.

731
00:57:17,100 --> 00:57:19,978
‫با چنین خایه‌ای شاید بتونید از
‫این مخمصه جون سالم بدر ببرید.

732
00:57:22,772 --> 00:57:26,818
‫خب، این ایده‌ی وندی بود.

733
00:57:28,153 --> 00:57:30,321
‫اون حس ششم خوبی داره.

734
00:58:11,408 --> 00:58:26,408
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

