1
00:00:01,000 --> 00:00:07,000
« بی سی موویز تقدیم میکند »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:25,910 --> 00:00:29,350
‫[بهم قهوه بده...]

3
00:00:31,680 --> 00:00:33,480
‫گوش کن به حرفم،
‫به گوشیت نگاه نکن.

4
00:00:35,080 --> 00:00:36,000
‫گفتم که.

5
00:00:36,080 --> 00:00:39,080
‫وقتایی که خوشحال تری،
‫قهوه‌‌هات بهترن. دخترا فهمیدن.

6
00:00:39,200 --> 00:00:41,000
‫خیلی هم خوشحالم.

7
00:00:41,000 --> 00:00:42,720
‫باز هم که لیندزیت داره بهت پیام میده.

8
00:00:42,720 --> 00:00:45,120
‫فکر نمی‌کنم روابط من
‫به تو هیچ ربطی داشته باشن.

9
00:00:45,200 --> 00:00:46,200
‫معلومه که ندارن.

10
00:00:46,680 --> 00:00:50,640
‫بجز مواقعی که روی رفاه و کیفیت زندگی
‫و قهوه دخترام اثر بذاره.

11
00:00:53,920 --> 00:00:54,920
‫چه جالب.

12
00:00:55,480 --> 00:00:58,400
‫یکی حس شوخ‌طبعیش گل کرده،
‫شاید هم یه فتیشی داره.

13
00:00:58,480 --> 00:01:01,040
‫تو هر دو حالت،
‫باعث میشه خنده رو لب آدم بیاد.

14
00:01:01,960 --> 00:01:05,560
‫آخری، امریکانوی دوبل
‫با شیر جو دوسر و شیره فندق.

15
00:01:05,560 --> 00:01:08,640
‫البته رو لب تو نه،
‫نینای عزیزم.

16
00:01:09,520 --> 00:01:10,520
‫اینجور که پیداس.

17
00:01:16,640 --> 00:01:18,520
‫باز کن!
‫پلیس!

18
00:01:34,000 --> 00:01:35,640
‫سلام علیکم.

19
00:01:35,720 --> 00:01:37,080
‫اینجا چه‌خبره؟

20
00:01:39,080 --> 00:01:40,520
‫صبحت بخیر، جناب پلیس.

21
00:01:40,600 --> 00:01:42,440
‫آره!
‫دقیقاً!

22
00:01:42,800 --> 00:01:44,680
‫من یه افسر پلیس انسانم.

23
00:01:44,760 --> 00:01:47,480
‫همم. من هم فکر می‌کردم
‫ که احتمالاً همینطور باشه.

24
00:01:47,480 --> 00:01:48,800
‫جدا فکر کردین؟

25
00:01:49,280 --> 00:01:50,840
‫عالیه.

26
00:01:50,920 --> 00:01:52,440
‫خب حق با شماست.
‫چون هستم.

27
00:01:52,840 --> 00:01:56,640
‫بسیار هم عالی.
‫خب، چه کمکی از دستم ساخته‌اس؟

28
00:01:56,720 --> 00:01:58,520
‫خب، قربان.

29
00:01:58,600 --> 00:02:01,320
‫همونطور که می‌دونین،
‫بنده به‌عنوان یه افسر پلیس انسان،

30
00:02:01,400 --> 00:02:05,600
‫می‌تونم بدون این که به شما اتهامی بزنم
‫بهتون نظارت داشته باشم.

31
00:02:05,600 --> 00:02:07,560
‫- صد البته که می‌تونین.
‫- عالیه.

32
00:02:07,640 --> 00:02:10,160
‫پس یعنی می‌تونم بیام داخل
‫و این کار رو بکنم لطفاً؟

33
00:02:10,280 --> 00:02:13,480
‫آخه چون اینجا خیلی سر و صدا هست
‫و هیچی نمی‌شنوم.

34
00:02:14,680 --> 00:02:15,680
‫با کمال میل.

35
00:02:32,880 --> 00:02:34,040
‫چایی می‌خورین قربان؟

36
00:02:35,280 --> 00:02:37,440
‫امم...
‫آره؟

37
00:02:37,840 --> 00:02:40,400
‫افسر پلیس انسان
‫به طور کلی یه فنجون چایی رو قبول می‌کنه.

38
00:02:40,440 --> 00:02:42,880
‫اگه اینطوره که حتماً.

39
00:02:50,680 --> 00:02:51,680
‫که بخوره.

40
00:03:08,240 --> 00:03:11,880
‫من یکم به چایی خودم نگاه می‌کنم.

41
00:03:12,360 --> 00:03:14,000
‫- هرطور مایلین.
‫- عالیه!

42
00:03:15,040 --> 00:03:20,320
بهترین بخش یه فنجون چایی
.نگاه کردن بهشه

43
00:03:22,760 --> 00:03:23,920
‫خیلی مسخره‌اس!

44
00:03:25,600 --> 00:03:28,000
‫چرا با قطار نمیری؟
‫تو که عاشق قطاری.

45
00:03:29,360 --> 00:03:30,680
‫ایشون کی باشن؟

46
00:03:30,760 --> 00:03:32,680
‫ایشون یه افسر پلیس انسانن

47
00:03:32,760 --> 00:03:36,120
‫که یهو بهمون سر زدن
‫تا به یه فنجون چایی نگاه کنن.

48
00:03:36,920 --> 00:03:38,040
‫سلام علیک.

49
00:03:39,120 --> 00:03:41,320
‫- بگین ببینم، جناب پاسبان...
‫- بازرس.

50
00:03:42,040 --> 00:03:45,360
‫خب راستش...
‫لباس پاسبانی پوشیدین.

51
00:03:46,080 --> 00:03:47,560
‫بازرس پاسبان!

52
00:03:48,080 --> 00:03:50,160
‫- اسممه.
‫- صد البته.

53
00:03:53,720 --> 00:03:56,120
‫احیاناً این اولین بار نیست که
‫به زمین سر می‌زنین؟

54
00:03:56,120 --> 00:03:59,240
‫چراً!
‫واقعاً محشره. اینطور نیست؟

55
00:04:05,920 --> 00:04:07,280
‫شاید هم نه.

56
00:04:07,360 --> 00:04:12,440
‫حدود ۲۰۰ سالی میشه...
‫که اینجام.

57
00:04:12,520 --> 00:04:14,680
‫اوه!
‫اما اون موقع که گفتم آره،

58
00:04:14,760 --> 00:04:18,000
‫اشتباه کردم،
‫که این ثابت می‌کنه انسانم.

59
00:04:18,080 --> 00:04:19,600
‫البته.

60
00:04:19,680 --> 00:04:22,800
‫شاید منظورتون این بوده
‫که بار اوله به لندن میاین؟

61
00:04:22,880 --> 00:04:24,800
‫بله!
‫درسته.

62
00:04:25,240 --> 00:04:28,360
‫به تازگی منتقل شدم به لندن
‫و قبلش تو...

63
00:04:29,360 --> 00:04:30,720
‫یه قرارگاه انسانی بودم.

64
00:04:30,800 --> 00:04:32,360
‫جدی؟
‫کدوم؟

65
00:04:36,080 --> 00:04:37,600
‫باهات کار دارم، فرشته،
‫تنها.

66
00:04:40,480 --> 00:04:43,360
‫ولی... نه! نه...
‫من باید بهتون نظارت داشته باشم.

67
00:04:43,480 --> 00:04:44,480
‫نگران نباشین.

68
00:04:44,800 --> 00:04:47,580
‫می‌تونیم بعداً حرفایی که زدیم رو
‫بهتون بگیم.

69
00:04:47,580 --> 00:04:50,190
‫وای،
‫عالیه!

70
00:04:50,200 --> 00:04:51,200
‫مرسی!

71
00:05:06,080 --> 00:05:09,560
‫نمی‌دونم تمام این مدت
‫افرادت چطوری تونستن مسئول باقی بمونن.

72
00:05:09,560 --> 00:05:11,720
‫مطمئن نیستم که اینطور باشه.

73
00:05:11,720 --> 00:05:14,040
‫جبرئیل کجاس؟
‫این فرشته‌هه اینجا چی‌کار داره؟

74
00:05:14,120 --> 00:05:16,240
‫جیم توی تختش دراز کشیده،
‫طبقه بالا.

75
00:05:16,360 --> 00:05:18,740
‫بهش گفتم کتاب‌فروشی‌‌ها
‫چهارشنبه‌ها می‌بندن.

76
00:05:18,740 --> 00:05:20,440
‫گمون می‌کنم که بازرس پاسبان

77
00:05:20,520 --> 00:05:24,240
‫به این دلیل فرستادن شدن،
‫که معجزه عازری ۲۵

78
00:05:24,360 --> 00:05:27,200
‫که ظاهراً اون شب
‫به‌طور تصادفی با هم اجراش کردیم رو بررسی کنن.

79
00:05:27,240 --> 00:05:28,840
‫اینطوری معجزه‌ها رو اندازه می‌گیری؟

80
00:05:28,840 --> 00:05:31,470
‫مگه چندبار یکی رو از اون دنیا برمی‌گردونن؟

81
00:05:31,480 --> 00:05:32,800
‫با عرض تاسف من فکر می‌کنم...

82
00:05:33,440 --> 00:05:35,960
‫اون فرشته‌ای که اونجاس
‫خیلی زود متوجهِ دروغی

83
00:05:36,040 --> 00:05:38,840
‫که به بهشت
‫درمورد این معجزه گفتم، میشن.

84
00:05:38,840 --> 00:05:42,540
‫آره خب، فقط کافیه تا نینا رو مجبور کنیم
.عاشق مگی بشه

85
00:05:42,540 --> 00:05:44,480
‫یه بوسه‌ی زیبا کافیه.
‫نقشه دارم.

86
00:05:44,480 --> 00:05:46,120
‫بسیار هم عالی.
‫میشه کلید ماشین رو بدی؟

87
00:05:46,120 --> 00:05:49,160
‫نمی‌خوای درمورد نقشه‌ام بدونی؟
‫یا این که... با قطار بری؟

88
00:05:49,560 --> 00:05:51,060
‫کلید ماشین لطفاً.

89
00:05:52,340 --> 00:05:53,380
‫تموم شد؟

90
00:05:53,380 --> 00:05:55,710
‫بله!
‫لازم نیست نگران چیزی باشین.

91
00:05:55,720 --> 00:05:59,480
‫گوش کنین، این که انسان‌ها عاشق هم بشن
‫برای شما جذابه؟

92
00:05:59,920 --> 00:06:02,960
‫شنیدم که برای بعضی از پلیس‌ها
‫یه‌جور سرگرمی به حساب میاد.

93
00:06:03,040 --> 00:06:05,520
‫بله! بله جذابه!
‫مخصوصاً...

94
00:06:05,600 --> 00:06:07,720
‫عشق مگی و نینا.
‫بله.

95
00:06:07,800 --> 00:06:10,880
‫خب، ما آدم‌های روی زمین
‫یه رسمی داریم،

96
00:06:11,280 --> 00:06:14,880
‫باید چند روز صبر کرد
‫تا دید دونفر عاشق همدیگه‌ان یا نه

97
00:06:14,960 --> 00:06:18,080
‫چون آدم‌ها موجودات عجیب‌غریبی‌ان
‫و خلاصه اینطوریه دیگه.

98
00:06:18,080 --> 00:06:20,760
‫اوه... بله!
‫می‌دونستم.

99
00:06:21,280 --> 00:06:23,120
‫اگه هرسوالی درمورد عشق داشتین

100
00:06:23,200 --> 00:06:26,880
‫اصلاً باهام تعارف نکنین، بازرس...
‫پاسبان.

101
00:06:26,960 --> 00:06:29,940
‫من همینجام تا وقتی که دوستم
‫داره با ماشینم میره ادینبرو

102
00:06:29,940 --> 00:06:32,520
‫حواسم به کتاب‌فروشی باشه.

103
00:06:37,440 --> 00:06:39,520
‫- ببخشید...
‫- چیه؟ سرم شلوغه.

104
00:06:39,600 --> 00:06:41,280
‫بله،
‫مشخصه.

105
00:06:41,360 --> 00:06:44,800
‫اما یه سوالاتی
‫درمورد زندگی عاشقانه‌تون داشتم.

106
00:06:45,600 --> 00:06:47,560
‫برو بیرون.
‫همین حالا.

107
00:06:47,960 --> 00:06:50,920
‫حالا...
‫داریم میریم ادینبرو.

108
00:07:07,270 --> 00:07:14,270
‫مترجم: «محمدعلی sm»

109
00:08:32,040 --> 00:08:35,590
‫« فــال نیـک »
‫ " فصل دوم - قسمت سوم "

110
00:08:37,040 --> 00:08:40,320
<i>‫یادداشت‌های محرمانه آ.ز. فل،\i}</i>

111
00:08:40,400 --> 00:08:42,840
<i>‫جلد ۶۰۳.</i>

112
00:08:43,440 --> 00:08:44,600
<i>‫دفترچه خاطرات عزیزم،</i>

113
00:08:44,640 --> 00:08:49,280
<i>‫ماه گذشته، من و کرولی
‫اتفاقی توی ادینبرو بودیم.</i>

114
00:08:51,160 --> 00:08:55,880
<i>‫و اون اصرار داشت که من نصف‌شب
‫به یه قبرستان محلی سر بزنم.</i>

115
00:08:56,480 --> 00:08:59,880
<i>‫بهم گفت یه چیزی پیدا کرده
‫که ممکنه برام جالب باشه.</i>

116
00:09:00,600 --> 00:09:04,640
<i>‫مجسمه‌ای از فرشته مقرب بلندمرتبه،
‫یعنی خودش! </i>

117
00:09:10,880 --> 00:09:12,520
‫متاسفانه خیلی دقیقه.

118
00:09:12,600 --> 00:09:15,400
‫مسلماً خود جبرئیله.

119
00:09:15,840 --> 00:09:17,120
‫به‌نظرت خودش می‌دونه؟

120
00:09:17,200 --> 00:09:19,360
‫احتمالاً میاد اینجا
‫و بهش زل می‌زنه.

121
00:09:19,360 --> 00:09:21,120
‫زیبایی خودش رو تحسین می‌کنه.

122
00:09:23,520 --> 00:09:24,960
‫فکر کنم کسی اینجاس.

123
00:09:26,240 --> 00:09:27,880
‫این مال منه حرومزاده‌ها!

124
00:09:30,080 --> 00:09:32,520
‫زمان عجیبی برای دفن کردنه.

125
00:09:32,640 --> 00:09:33,720
‫بیل دارم‌ها.

126
00:09:34,040 --> 00:09:37,200
‫اگه تا ده ثانیه دیگه اینجا باشین،
‫هرچی دیدین از چشم خودتون دیدین.

127
00:09:37,200 --> 00:09:38,880
‫خوشم اومد!

128
00:09:39,000 --> 00:09:40,720
‫نیازی نیست جلومون رو بگیری.

129
00:09:42,200 --> 00:09:44,000
‫اوضاع خوب نیست.

130
00:09:44,080 --> 00:09:46,120
‫خب بستگی داره
‫ از چه نظری بهش نگاه کنی.

131
00:09:46,640 --> 00:09:49,160
از نظر تو که بد باشه
.از نظر من عالیه

132
00:09:49,240 --> 00:09:52,240
‫طرفدارای من عاشق دیدن جسدقاپی‌ان.

133
00:09:53,640 --> 00:09:56,040
‫اجازه بدید خودم رو معرفی کنم...

134
00:09:56,120 --> 00:09:59,240
‫- به زبون آدمی‌زاد حرف بزن.
‫- آقای... مک‌فل.

135
00:10:00,760 --> 00:10:04,640
‫خواستم بهتون هشدار بدم
‫که درآوردن جسدها...

136
00:10:06,120 --> 00:10:07,240
‫کار اشتباهیه.

137
00:10:07,760 --> 00:10:09,120
‫دیگه به چه دردیش می‌خوره؟

138
00:10:09,200 --> 00:10:11,520
‫گذاشتنش تا خونوادش روش گریه کنن.

139
00:10:11,600 --> 00:10:14,360
‫واسه درآوردن جسد کمک نمی‌خوای؟

140
00:10:19,600 --> 00:10:22,740
<i>‫سعی کردم تا خطاهای راه این مرد جوان رو</i>

141
00:10:22,740 --> 00:10:24,000
<i>‫بهش نشون بدم.</i>

142
00:10:24,000 --> 00:10:25,170
‫کار راحتی نیست.

143
00:10:25,200 --> 00:10:27,280
‫اگه دست نگهبان بهت برسه،
‫دخلت اومده.

144
00:10:27,360 --> 00:10:29,280
‫این که کارت چه خطراتی داره مهم نیست.

145
00:10:29,960 --> 00:10:31,480
‫نمی‌دونی که کار اشتباهیه؟

146
00:10:32,160 --> 00:10:34,200
‫فقط می‌دونم که یه جراح توی نیواینگتن

147
00:10:34,280 --> 00:10:37,120
‫واسه یه همچین جسد تازه‌ای
‫پول گنده‌ای بهم میده.

148
00:10:37,480 --> 00:10:39,120
‫اما لازم نیست این کار رو بکنی!

149
00:10:39,200 --> 00:10:41,880
‫- می‌تونی کتاب‌فروشی کنی.
‫- سواد درست حسابی ندارم.

150
00:10:41,960 --> 00:10:42,960
‫مغازه هم ندارم.

151
00:10:43,040 --> 00:10:45,080
‫خب...
‫بافنده شو.

152
00:10:45,160 --> 00:10:47,760
‫- بافندگی! چه فکر بکری.
‫- آره.

153
00:10:47,840 --> 00:10:50,640
‫فقط خیلی یادم نمیاد
‫ ماشین بافندگیم رو کجا گذاشتم.

154
00:10:50,720 --> 00:10:51,520
‫کشاورزی.

155
00:10:51,600 --> 00:10:54,430
‫دستگاه بافندگیت رو
‫تو زمین کشاورزیت جا نذاشتی؟

156
00:10:54,760 --> 00:10:57,960
‫من و رفیقم
‫تو این کوچه حال‌بهم‌زن می‌خوابیم.

157
00:10:58,920 --> 00:11:00,200
‫حالت خوبه موراگ کوچولو؟

158
00:11:00,200 --> 00:11:02,280
‫بهتر از این نمیشم.

159
00:11:02,280 --> 00:11:04,280
‫تموم زورم رو می‌زنم
‫تا خودم و موراگ کوچولو رو زنده نگه دارم.

160
00:11:04,360 --> 00:11:06,320
‫کارم به کسایی که نمردن هم
‫ضرری نمی‌رسونه.

161
00:11:06,360 --> 00:11:09,520
‫تو هم می‌تونی پندهای اخلاقیت رو
‫بکنی تو ماتحتت.

162
00:11:10,600 --> 00:11:12,750
‫یه چیزی برات آوردم.

163
00:11:13,760 --> 00:11:15,320
‫بیخیال.
‫من تازه غذا خوردم.

164
00:11:15,400 --> 00:11:17,520
‫مرغ سوخاری،
‫سیب‌زمینی با کره،

165
00:11:17,600 --> 00:11:19,600
‫دوتا تیکه پودینگ مارمالادی هم بعدش خوردم.

166
00:11:19,680 --> 00:11:21,800
‫اصلاً بلد نیستی دروغ بگی،
‫السپث مکنینز.

167
00:11:22,600 --> 00:11:23,800
‫فرشته کوچولو.

168
00:11:24,560 --> 00:11:25,560
‫آره.

169
00:11:27,480 --> 00:11:28,760
‫چی تو بشکه‌اس؟

170
00:11:31,000 --> 00:11:33,320
‫نگو.
‫لطفاً نگو که اون کار رو کردی.

171
00:11:33,400 --> 00:11:35,520
‫خیلی هم خوب کرده.

172
00:11:36,120 --> 00:11:37,760
‫یه جسد خوشگل و تازه.

173
00:11:37,840 --> 00:11:39,280
‫فقط همین یه بار!

174
00:11:39,360 --> 00:11:42,280
‫قول میدم واسه یه جسد خوب،
‫هفت یا حتی هشت پوند بهمون بدن!

175
00:11:42,280 --> 00:11:44,600
‫با پولش می‌تونیم تو یه مهمون‌خونه خوب
‫اتاق بگیریم

176
00:11:44,600 --> 00:11:45,920
‫نه مثل دفعه پیش.

177
00:11:46,000 --> 00:11:48,280
‫دیگه هم هیچوقت
‫ با شکم گشنه نمی‌خوابی.

178
00:11:51,680 --> 00:11:53,000
‫میری جهنم.

179
00:11:53,880 --> 00:11:54,880
‫کاملاً درست میگی.

180
00:11:58,280 --> 00:12:01,400
‫از ملاقات باهات خوشحال شدم،
‫موراگ کوچولو.

181
00:12:03,800 --> 00:12:06,280
‫تو این بشکه یه جسد دزدی هست!

182
00:12:06,360 --> 00:12:09,200
‫- این کار گناهه!
‫- من هم پایه‌ی همه کارهای گناهم!

183
00:12:10,480 --> 00:12:12,640
‫ولی خب گناه حساب میشه؟
‫پول لازمه.

184
00:12:12,720 --> 00:12:13,600
‫ربطی نداره.

185
00:12:13,680 --> 00:12:17,720
‫ببین، من خِیرم.
‫تو هم متاسفانه شری.

186
00:12:17,800 --> 00:12:19,840
‫اما مردم حق انتخاب دارن.

187
00:12:19,920 --> 00:12:22,000
‫تا وقتی
‫ فرصتی برای گناه کردن نداشته باشن

188
00:12:22,080 --> 00:12:25,480
‫نمی‌تونن پاک و منزه باشن.

189
00:12:26,160 --> 00:12:27,640
‫اون گناهکاره.

190
00:12:28,360 --> 00:12:31,960
‫آره ولی خب این فقط وقتی درسته
‫که همه از یه جا شروع کنن.

191
00:12:32,280 --> 00:12:33,800
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی
‫ یکی مثل اون

192
00:12:33,880 --> 00:12:35,850
‫کارهایی رو بکنه
‫که یکی که تو قصر به دنیا اومده، بکنه.

193
00:12:35,880 --> 00:12:38,240
‫مسئله همینجاس.

194
00:12:38,320 --> 00:12:41,600
‫هرچی از درجه پایین‌تر شروع کنی،
‫فرصت‌های بیشتری داری.

195
00:12:42,400 --> 00:12:46,600
‫یعنی السپث تموم فرصت‌ها رو داره
‫چون خیلی فقیره.

196
00:12:47,920 --> 00:12:50,520
‫- خیلی مسخرس.
‫- نه، غیرقابل‌وصفه.

197
00:13:02,520 --> 00:13:04,320
‫حالا متوجه شدی.

198
00:13:04,320 --> 00:13:06,120
‫وای،
‫خیلی بهتر شد.

199
00:13:06,680 --> 00:13:07,680
‫حالا چی‌کار می‌کنیم؟

200
00:13:07,800 --> 00:13:12,840
‫آهنگ کلاسیک گوش میدیم
‫که آهنگ کلاسیک هم باقی می‌مونه.

201
00:13:15,840 --> 00:13:18,800
<i>‫فرشته؟
‫چی‌کار داری می‌کنی؟</i>

202
00:13:19,920 --> 00:13:20,920
‫هیچی.

203
00:13:21,160 --> 00:13:23,800
‫خیلی خوب با هم کنار اومدیم.

204
00:13:23,880 --> 00:13:25,880
<i>‫می‌دونستی که وقتی زیر سرعت مجاز</i>

205
00:13:25,960 --> 00:13:27,560
<i>‫بنتلی رو می‌رونی،
‫متوجه میشم؟</i>

206
00:13:31,200 --> 00:13:33,120
‫- مطمئنم نمیشی.
<i>‫- میشم.</i>

207
00:13:33,480 --> 00:13:36,000
<i>‫- پات رو فشار بده!</i>
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب.

208
00:13:40,200 --> 00:13:41,200
‫واقعاً متاسفم.

209
00:13:41,520 --> 00:13:43,480
‫انگار تمایلی برای این کار نداره.

210
00:13:47,360 --> 00:13:50,120
<i>‫شیرینی مسافرتی بود؟</i>

211
00:13:51,760 --> 00:13:52,760
‫نه.

212
00:13:54,600 --> 00:13:56,480
‫همم.

213
00:13:56,560 --> 00:13:58,400
<i>‫ماشین من از این صداها نمیده.</i>

214
00:13:58,480 --> 00:14:00,040
<i>‫- چه بلایی سرش آوردی؟</i>
‫- هیچی.

215
00:14:00,560 --> 00:14:02,960
<i>‫یه کاری با ماشین کردی. مگه نه؟
‫حسش می‌کنم.</i>

216
00:14:03,000 --> 00:14:04,680
‫واقعاً متوجه منظورت نمیشم.

217
00:14:04,760 --> 00:14:07,480
<i>‫ماشین من زرد نیست.
‫هیچوقت زرد نبوده.</i>

218
00:14:07,560 --> 00:14:09,560
<i>‫قرار هم نیست از الان زرد باشه!</i>

219
00:14:10,840 --> 00:14:13,240
<i>‫- برش گردون به همونی که بود!</i>
‫- اما خوشگله که.

220
00:14:13,320 --> 00:14:17,040
<i>‫اگه همین حالا برش نگردونی،
‫به مردم کتاب می‌فروشم!</i>

221
00:14:17,440 --> 00:14:19,040
<i>‫اصلاً شاید یه چندتاییش رو هم هدیه بدم.</i>

222
00:15:02,320 --> 00:15:04,080
‫خبری از جبرئیل نشد؟

223
00:15:04,520 --> 00:15:05,560
‫امم...
‫نه.

224
00:15:05,640 --> 00:15:08,880
‫خبری از دشمن ملعون‌مون ندارم، سرورم.

225
00:15:08,960 --> 00:15:09,960
‫نه؟

226
00:15:11,720 --> 00:15:15,360
‫- هرموقع چیزی دستگیرمون شد، خبرم کن.
‫- البته، ارباب بعل‌الذباب.

227
00:15:23,440 --> 00:15:24,440
‫به‌نظرت،

228
00:15:24,840 --> 00:15:27,800
‫اگه یکی از کاری که می‌کنی تعریف کنه،
‫قشنگ نیست؟

229
00:15:29,000 --> 00:15:30,560
‫- توی جهنم؟
‫- آره.

230
00:15:30,640 --> 00:15:32,600
‫آخه همین که عصبانیت می‌کنم

231
00:15:32,680 --> 00:15:34,960
‫به سیاه‌چال تبعیدم نمی‌کنی،
‫خیلی خوشحالم.

232
00:15:35,040 --> 00:15:37,880
‫روزی که به سیاه‌چال فرستاده نشم،
‫روز خوبیه.

233
00:15:38,240 --> 00:15:40,090
‫البته درصورتی که کسی زبونم رو

234
00:15:40,090 --> 00:15:41,800
‫به‌خاطر وراجی زیاد،
‫نبره.

235
00:15:41,800 --> 00:15:44,400
‫روزی که هیشکی تو رو به سیاه‌چال نفرسته

236
00:15:44,480 --> 00:15:46,440
‫یا زبونت رو به‌خاطر وراجی زیاد...

237
00:15:47,880 --> 00:15:48,880
‫دارم زیاد وراجی می‌‌کنم؟

238
00:15:50,200 --> 00:15:52,680
‫می‌خوای باز هم زبونم رو ببری؟

239
00:15:53,440 --> 00:15:55,240
‫واسم مهم نیست.
‫فقط ساکت باش.

240
00:15:56,400 --> 00:15:57,400
‫درسته.

241
00:16:03,960 --> 00:16:06,800
‫- حالت خوبه؟
‫- هوس سیاه‌چال کردی؟

242
00:16:34,240 --> 00:16:35,080
‫جاذبه.

243
00:16:35,160 --> 00:16:38,640
‫وقتی اتفاق می‌افته
‫که اشیاء همدیگه رو جذب کنن.

244
00:16:38,720 --> 00:16:40,090
‫الان همه‌چی به سمت پایین کشیده میشن

245
00:16:40,120 --> 00:16:42,360
‫چون زمین بزرگ‌ترین شیء اطرافه.

246
00:16:43,320 --> 00:16:44,320
‫واسه چی؟

247
00:16:46,160 --> 00:16:47,160
‫همم...

248
00:16:48,440 --> 00:16:50,200
‫راستش،
‫یادم نمیاد.

249
00:16:51,120 --> 00:16:54,110
‫وقتی داشتیم درموردش حرف می‌زدیم
‫موضوع خوبی برای بحث بود.

250
00:16:55,840 --> 00:16:59,880
‫تا وقتی یه چیزی رو جایی می‌ذاری،
‫تکون نخوره.

251
00:16:59,960 --> 00:17:02,720
‫اما از جایی که می‌ذارمش
‫تکون می‌خوره.

252
00:17:02,720 --> 00:17:03,720
‫میره پایین.

253
00:17:05,360 --> 00:17:07,080
‫البته بجز مگس‌ها،
‫اونا میرن بالا.

254
00:17:12,880 --> 00:17:13,880
‫درست میگی.

255
00:17:14,520 --> 00:17:18,480
‫خب، نقشه اینه،
‫عملیات مرغ‌عشق‌ها.

256
00:17:19,200 --> 00:17:22,560
‫صبر می‌کنم تا جفت‌شون
‫همزمان نزدیک سایه‌بون باشن.

257
00:17:22,680 --> 00:17:24,680
‫بعدش یهو بارون میاد،

258
00:17:25,320 --> 00:17:28,000
‫می‌خوان خیس نشن،
‫می‌خورن بهم دیگه،

259
00:17:28,080 --> 00:17:30,680
‫تو چشم‌های همدیگه نگاه می‌کنن
‫و میرن تو هم.

260
00:17:32,320 --> 00:17:34,560
‫- بوم؟
‫- برنامه همینه، آره.

261
00:17:36,400 --> 00:17:38,030
‫چندساله دست تو آب و هوا نبردم.

262
00:17:38,320 --> 00:17:42,000
<i>‫با تاسف فراوان
‫به مقصد موردنظر السپث رسیدیم.</i>

263
00:17:42,640 --> 00:17:46,240
<i>‫مصمم بودم تا این نقشه شوم رو
‫خنثی کنم.</i>

264
00:17:49,640 --> 00:17:50,760
‫دکتر دالریمپل؟

265
00:17:51,880 --> 00:17:54,560
‫آقای دالریمپل،
‫از کالج سلطنتی جراحان.

266
00:17:55,000 --> 00:17:56,480
‫من جراحم،
‫نه دکتر.

267
00:17:56,560 --> 00:18:00,880
‫متاسفانه باید خدمت‌تون عارض باشم
‫که این ترشی شاه‌ماهی نیست.

268
00:18:01,440 --> 00:18:04,000
‫- و با کمال تاسف، مصرانه...
‫- چی می‌خوای؟

269
00:18:04,080 --> 00:18:08,080
‫بس کن آقای دالریمپل،
‫جراحی مغز که نیست!

270
00:18:23,160 --> 00:18:25,080
‫شاید بهتر باشه دستات رو بشوری.

271
00:18:25,520 --> 00:18:27,840
‫تا چندسال دیگه،
‫تموم دغدغه انسان همین خواهد بود.

272
00:18:28,080 --> 00:18:31,320
‫- شما خیلی بامزه‌این، آقای...
‫- دکترم. جراح نیستم.

273
00:18:31,400 --> 00:18:32,800
‫البته،
‫جناب دکتر.

274
00:18:33,520 --> 00:18:35,050
<i>‫مگه این که معجزه میشد</i>

275
00:18:35,080 --> 00:18:38,240
<i>‫تا اون جسد تازه دفن شده
‫به فروش نره.</i>

276
00:18:41,800 --> 00:18:45,760
‫ای خدا.
‫از پوش معلومه که پخته.

277
00:18:48,640 --> 00:18:49,720
‫شوخی می‌کنین دیگه؟

278
00:18:49,800 --> 00:18:52,160
‫واقعاً متاسفم آقای دالریمپل.

279
00:18:52,480 --> 00:18:55,240
‫واقعاً مایه تاسفه.
‫شب خیلی گرمیه.

280
00:18:55,320 --> 00:18:56,480
‫این به دردم نمی‌خوره!

281
00:18:56,560 --> 00:18:59,320
‫اون موقع که خوب بود...
‫اصلاً چطوری...

282
00:19:00,160 --> 00:19:02,080
‫گوش کنین،
‫این یکی نصف قیمته.

283
00:19:02,160 --> 00:19:06,480
‫من یه پنی هم واسه این...
‫سوپ پول نمیدم!

284
00:19:06,560 --> 00:19:08,360
‫شاید بشه دندون‌هاش رو کشید.

285
00:19:08,880 --> 00:19:10,960
‫مردم واسه دندون‌های خوشگل
‫پول خوبی میدن.

286
00:19:11,040 --> 00:19:13,960
‫این کثافت رو از جلو چشام دور کن.

287
00:19:15,320 --> 00:19:17,400
‫کار تو بود،
‫نه؟

288
00:19:17,480 --> 00:19:19,520
‫یه نعمت غیرمنتظره درنظرش بگیر.

289
00:19:33,560 --> 00:19:35,440
‫اشکالی نداره؟

290
00:19:38,560 --> 00:19:39,640
‫خب.
‫بله.

291
00:19:44,080 --> 00:19:45,400
‫کار خیلی خوبی کردم.

292
00:19:45,800 --> 00:19:48,800
‫نمی‌خوام السپث با یه جسد دیگه
‫برگرده اینجا.

293
00:19:48,880 --> 00:19:51,800
‫باید بخش تقاضا رو هم
‫مثل عرضه، کاهش بدم.

294
00:19:52,640 --> 00:19:56,800
‫من و جناب دکتر خیلی خوشحال میشیم

295
00:19:56,880 --> 00:19:59,760
‫که بمونیم اینجا
‫و درمورد کارتون صحبت کنیم.

296
00:20:01,080 --> 00:20:02,520
‫البته با یه ویسکی خوب.

297
00:20:05,800 --> 00:20:06,800
‫دکترها!

298
00:20:07,720 --> 00:20:11,560
‫نظرتون چیه موقع حرف زدن درمورد کارم
‫نظرتون رو به یه لیوان شراب جلب کنم؟

299
00:20:14,240 --> 00:20:16,240
‫خریدن جسدها کار وحشتناکیه.

300
00:20:16,320 --> 00:20:20,000
‫اما می‌خوام به دانشجوها
‫آناتومی و کاراندام‏ شناسی رو آموزش بدم.

301
00:20:20,000 --> 00:20:22,560
‫من هم به اندازه شما از این کار متنفرم،
‫دکتر مک‌فل.

302
00:20:24,280 --> 00:20:27,030
‫مشکل اینجاس
‫که قاتل به اندازه کافی وجود نداره.

303
00:20:27,960 --> 00:20:30,240
‫- جان؟
‫- قاتل‌ها اعدام میشن.

304
00:20:30,800 --> 00:20:32,520
‫اگه قاتل‌ها رو تیکه تیکه کنیم،
‫کسی اهمیت نمیده.

305
00:20:32,520 --> 00:20:35,480
‫چه ایده فوق‌العاده‌ای! قاتل‌ها باید بیشتر بشن!
‫به سلامتی.

306
00:20:35,800 --> 00:20:39,800
‫خب اگه تا این حد جسد لازم دارین،
‫چرا به‌جای این که بدبخت بیچاره‌ها رو مجبور می‌کنین

307
00:20:39,880 --> 00:20:43,000
‫خودتون درشون نمیارین؟

308
00:20:45,280 --> 00:20:46,280
‫این رو جدی میگین؟

309
00:20:50,040 --> 00:20:53,040
‫نگین که فکر می‌کنین
‫می‌تونم وقت نازنینم رو

310
00:20:53,080 --> 00:20:55,720
‫صرف یواشکی وارد قبرستون شدن
‫ موقع شب بکنم،

311
00:20:55,800 --> 00:20:57,520
‫و به جای تدریس
‫و نجات جون آدم‌ها

312
00:20:57,560 --> 00:21:00,040
‫خطر گلوله خوردن
‫و اعدام شدن رو به جون بخرم.

313
00:21:00,340 --> 00:21:01,770
‫منظوری داشت.

314
00:21:02,440 --> 00:21:03,960
‫- شما هردو پزشکین.
‫- خب...

315
00:21:04,040 --> 00:21:07,320
‫نظر حرفه‌ای‌تون درمورد اون چیه،
‫جناب دکتر؟

316
00:21:09,440 --> 00:21:12,280
‫خب،
‫نظر حرفه‌ایم،

317
00:21:12,320 --> 00:21:14,200
‫این به‌نظر می‌رسه...

318
00:21:16,560 --> 00:21:18,720
‫به‌نظر می‌رسه که...

319
00:21:20,160 --> 00:21:22,320
‫خب...
‫نظر تو چیه؟

320
00:21:24,800 --> 00:21:27,480
‫خب، اون پاس.
‫پس این صد در صد پا نیست

321
00:21:27,560 --> 00:21:28,680
‫منظور من هم همینه.

322
00:21:28,720 --> 00:21:30,760
‫اگه شما دو مرد باهوش نتونین شناساییش کنین،

323
00:21:30,800 --> 00:21:32,400
‫پس دانشجویان من چه برداشتی ازش دارن؟

324
00:21:32,880 --> 00:21:35,960
‫من این تومور رو
‫از یه پسر هفت‌ساله برداشتم.

325
00:21:36,320 --> 00:21:38,160
‫خدای من.

326
00:21:40,040 --> 00:21:41,320
‫اون...؟

327
00:21:43,080 --> 00:21:46,680
‫و برای همینه که همیشه
‫به تعداد قابل‌توجهی جسد نیاز داریم.

328
00:21:47,440 --> 00:21:48,440
‫باید ببُریم‌شون.

329
00:21:49,080 --> 00:21:50,560
‫اگه نتونیم ببریم،
‫نمی‌تونیم یاد بگیریم.

330
00:21:50,640 --> 00:21:52,680
‫اگه نتونیم بیشتر یاد بگیریم،
‫خیلی بیشتر،

331
00:21:52,760 --> 00:21:54,920
‫چطور می‌تونیم در مبارزه با چنین هیولاهایی

332
00:21:54,920 --> 00:21:56,630
‫پیروز بشیم؟

333
00:21:57,440 --> 00:22:00,040
‫تلاش من فقط برای نجات جون افراد
‫و آموزش به دانشجوهاس.

334
00:22:00,640 --> 00:22:02,200
‫در آخر یا به مقام شوالیه می‌رسم

335
00:22:03,480 --> 00:22:06,320
‫یا به دزد اجساد محکوم میشم
‫و به دار آویخته میشم.

336
00:22:36,560 --> 00:22:39,070
‫[زنده‌کننده مردگان]

337
00:22:55,400 --> 00:22:56,520
‫سلام.

338
00:22:56,840 --> 00:22:58,880
‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

339
00:22:58,960 --> 00:23:01,920
‫بنده روزنامه‌نگار هستم.

340
00:23:02,000 --> 00:23:03,000
‫بگین ببینم،

341
00:23:04,800 --> 00:23:07,480
‫اینجا می‌خونه‌ی زنده‌کننده‌ی مردگانه؟

342
00:23:09,160 --> 00:23:11,840
‫مشخصاً یه خبرنگار تجسسی هستین،
‫درسته؟

343
00:23:12,400 --> 00:23:13,400
‫همینطوره!

344
00:23:13,480 --> 00:23:16,600
‫چه کمکی از دستم ساختس
‫و چی میل دارین براتون بیارم؟

345
00:23:16,680 --> 00:23:18,400
‫من چیزی نمی‌خورم.

346
00:23:18,480 --> 00:23:20,680
‫فقط می‌خوام بدونم

347
00:23:20,760 --> 00:23:25,800
‫قضیه آهنگ مرموزی که که خود به خود
‫توی جوک‌باکس‌تون پخش شد، چیه؟

348
00:23:25,880 --> 00:23:27,280
‫از پارسال شروع شد.

349
00:23:28,280 --> 00:23:29,280
‫همه‌چیز رو تعریف کنین.

350
00:23:29,360 --> 00:23:32,480
‫- خب، شب‌جمعه بود.
‫- عالیه.

351
00:23:32,560 --> 00:23:35,920
‫برای این که به قول ما اهالی قلم،
‫یه فضاسازی انجام بدیم،

352
00:23:36,440 --> 00:23:40,720
‫احیاناً این مرد جزو افراد سر صحنه نبود؟

353
00:23:40,800 --> 00:23:42,600
‫گوش کنین،
‫من هفته‌ای صدتا مشتری دارم.

354
00:23:42,680 --> 00:23:44,160
‫قرار نیست یه نفر رو یادم بیاد...

355
00:23:46,560 --> 00:23:47,560
‫راستش چرا.

356
00:23:49,160 --> 00:23:50,800
‫بله.
‫یادمه.

357
00:23:50,880 --> 00:23:52,880
‫- تنها بود؟
‫- نه.

358
00:23:53,360 --> 00:23:55,240
‫- با کی بود؟
‫- نمی‌دونم.

359
00:23:55,320 --> 00:23:57,280
‫با یه... با یه ماسون دیگه.

360
00:23:58,120 --> 00:23:58,920
‫ماسون؟

361
00:23:59,000 --> 00:24:01,240
‫آره خب،
‫خودش مگه ماسون نیست؟

362
00:24:01,320 --> 00:24:02,960
‫کنار یکی دیگه‌شون نشسته بود.

363
00:24:03,040 --> 00:24:06,020
‫بعضی‌وقتا میان اینجا.
‫یه شعبه فراماسونری این بغله.

364
00:24:06,520 --> 00:24:10,580
‫البته بار اول بود
‫که یکی‌شون رو با یه کت‌شوار خاکستری باکلاس می‌دیدم.

365
00:24:10,920 --> 00:24:13,220
‫کله‌گُنده‌ای چیزی بوده؟

366
00:24:14,200 --> 00:24:15,480
‫قبلاً رو که حتماً بوده؟

367
00:24:17,710 --> 00:24:20,430
‫[زنده‌کننده مردگان چه کسانی بودند؟]
‫(معنی دزد اجساد هم میده)

368
00:24:28,440 --> 00:24:29,760
‫کمکت رو نمی‌خوام.

369
00:24:29,840 --> 00:24:30,840
‫اما راست می‌گفتی!

370
00:24:31,200 --> 00:24:33,800
‫جسد قاپی باعث کاهش رنج آدم‌ها میشه.

371
00:24:34,160 --> 00:24:35,400
‫چیز خوبیه.

372
00:24:35,480 --> 00:24:38,120
‫- پس این دفعه می‌تونم کمکت کنم.
‫- بهت اعتماد ندارم!

373
00:24:38,640 --> 00:24:40,880
‫نمی‌دونم چی‌کار کردی،
‫اما تقصیر تو بود.

374
00:24:40,960 --> 00:24:43,760
‫آره. این رو به اون روح‌های بدبخت بگو
‫که نمیرن به بهشت

375
00:24:43,840 --> 00:24:46,000
‫چون بدن‌هاشون تیکه تیکه شده.

376
00:24:46,920 --> 00:24:49,240
‫نه،
‫راستش اینطوری...

377
00:24:49,800 --> 00:24:52,200
‫بهشت اونقدرها که میگن هم
‫جای خوبی نیست.

378
00:24:52,280 --> 00:24:54,280
‫حرفت اشتباهه.
‫بهم اعتماد کن.

379
00:24:55,400 --> 00:24:57,640
‫- آره.
‫- موراگ، گفتی کمک می‌کنی!

380
00:24:57,720 --> 00:24:59,520
‫فقط یه جسد
‫می‌تونه از این وضع درمون بیاره...

381
00:24:59,600 --> 00:25:02,200
‫آره، کمک می‌کنم،
‫چون کار رفیق‌ها همینه،

382
00:25:02,520 --> 00:25:04,040
‫اما باعث نمیشه این کار درست باشه.

383
00:25:04,120 --> 00:25:05,520
‫به این میگن روحیه کاری!

384
00:25:06,040 --> 00:25:09,680
‫خب، داشتم می‌گفتم،
‫من کاملاً حمایتت می‌کنم.

385
00:25:09,760 --> 00:25:11,560
‫هرچقدر دلتون خواست
‫جسد بردارین.

386
00:25:12,120 --> 00:25:14,400
<i>‫خطاهای کارم رو که متوجه شدم،</i>

387
00:25:14,480 --> 00:25:17,160
<i>‫تصمیم گرفتم به السپث
‫و موراگ کوچولو</i>

388
00:25:17,240 --> 00:25:20,720
<i>‫توی ماموریت شرافت‌مندانه‌شون
‫برای کاهش رنج انسان‌ها، کمک کنم.</i>

389
00:25:20,800 --> 00:25:25,800
<i>‫دستگاه‌های امنیتی مهلک مختلف
‫توی قبرستون رو بررسی کردم. </i>

390
00:25:25,800 --> 00:25:27,120
‫چقدر مبتکرانه.

391
00:25:28,320 --> 00:25:30,800
‫سیم رو تکون میدی و بعد...

392
00:25:32,320 --> 00:25:33,320
‫بوم!

393
00:25:34,360 --> 00:25:37,440
‫ثروتمندها برای محافظت از مرده‌هاشون

394
00:25:37,520 --> 00:25:39,240
‫هزینه‌ این لوازم رو میدن

395
00:25:39,320 --> 00:25:41,280
‫و فقیرها باید بلا سرشون بیاد؟

396
00:25:42,640 --> 00:25:44,600
‫تو هم با این قضیه مشکلی نداری؟

397
00:25:45,800 --> 00:25:48,440
‫- رو به راهی؟
‫- آره، نزدیکم موراگ.

398
00:25:49,040 --> 00:25:51,360
‫خاک خوب و تازه‌ایه.
‫کَندنش راحته.

399
00:26:00,440 --> 00:26:01,960
‫موراگ!

400
00:26:04,640 --> 00:26:06,410
<i>‫مشخص بود که صدای شلیک شدن توپ</i>

401
00:26:06,440 --> 00:26:09,020
<i>‫باعث شد تا نگهبان‌های محلی مطلع بشن.</i>

402
00:26:17,600 --> 00:26:18,680
‫نگهبان‌هان!

403
00:26:35,720 --> 00:26:37,640
‫شاید یکم زیاده‌روی کردم.

404
00:26:52,600 --> 00:26:53,480
‫می‌خوام نجاتش بدم.

405
00:26:53,560 --> 00:26:55,640
‫می‌دونم به‌لحاظ فنی مجاز نیست اما...

406
00:26:56,320 --> 00:26:58,360
‫همش...
‫تقصیر منه.

407
00:26:59,160 --> 00:27:01,520
‫و نمی‌تونم تحمل کنم
‫که اون زن جوون...

408
00:27:02,480 --> 00:27:03,280
‫می‌تونم شفاش بدم.

409
00:27:03,360 --> 00:27:05,200
‫نه، نه، نه.
‫کار درست همینه.

410
00:27:05,640 --> 00:27:08,040
‫جز این بگی قبول نمی‌کنم...
‫چی داری میگی؟

411
00:27:33,640 --> 00:27:34,640
‫خیلی دیره.

412
00:27:43,600 --> 00:27:45,200
‫میشه یکی سبد رو بیاره؟

413
00:27:48,120 --> 00:27:49,120
‫واسه چی؟

414
00:27:50,040 --> 00:27:51,280
‫خب،
‫شاید اشتباه کنم،

415
00:27:51,360 --> 00:27:55,800
‫اما فکر کنم السپث
‫می خواد موراگ کوچولو رو ببره پیش آقای دالریمپل.

416
00:27:57,240 --> 00:27:58,440
‫- ولی...
‫- ولی چی؟

417
00:27:59,480 --> 00:28:01,720
‫بذارم رو زمین بپوسه
‫و خودم از گشنگی بمیرم؟

418
00:28:02,240 --> 00:28:03,490
‫می‌خوای همچین کاری بکنم،
‫آقای مک‌فل؟

419
00:28:03,520 --> 00:28:06,240
‫چون اگه موراگ بود
‫همچین چیزی نمی‌خواست.

420
00:28:06,320 --> 00:28:08,520
‫خب نه،
‫معلومه که نه.

421
00:28:09,280 --> 00:28:11,120
‫فقط...

422
00:28:11,200 --> 00:28:14,200
‫وقتی پای کسی که می‌شناسی درمیون باشه
‫یکم فرق می‌کنه،‌ نه؟

423
00:28:22,000 --> 00:28:23,680
‫خب، حداقل سوپ نیست.

424
00:28:24,440 --> 00:28:27,040
‫خودش حتی نمی‌خواست بیاد قبرستون.

425
00:28:29,400 --> 00:28:31,240
‫فقط می‌خواست مراقبم بلاشه.

426
00:28:32,470 --> 00:28:34,320
‫[زهر تریاک]

427
00:28:34,640 --> 00:28:36,080
‫کارش رو هم کرده دیگه.

428
00:28:36,440 --> 00:28:37,680
‫تمیز و تازه.

429
00:28:38,520 --> 00:28:40,080
‫۵ پوند خوبه؟

430
00:28:40,160 --> 00:28:41,520
‫۵ پوند؟

431
00:28:41,920 --> 00:28:44,600
‫نرخ یه جسد تازه هفته،
‫تا هشت هم میره.

432
00:28:44,680 --> 00:28:46,120
‫می‌تونی بری بقیه درها رو بزنی

433
00:28:46,200 --> 00:28:48,360
‫ببینی کسی پول بیشتری واسش میده؟

434
00:28:48,760 --> 00:28:50,120
‫اما ۵ تا بهت میدم.

435
00:29:02,760 --> 00:29:04,480
‫این هم ۵ پوند شما.

436
00:29:05,440 --> 00:29:06,440
‫پول خون.

437
00:29:07,000 --> 00:29:09,520
‫اون وقت می‌خوای خرج چی کنی؟
‫جین؟

438
00:29:10,200 --> 00:29:12,480
‫شراب.
‫به سلامتی.

439
00:29:24,960 --> 00:29:25,960
‫رسیدیم.

440
00:29:36,480 --> 00:29:38,720
‫سلام...
‫السپث.

441
00:29:40,400 --> 00:29:43,000
‫بابت مرگ دوستت بهت تسلیت میگم.

442
00:29:43,360 --> 00:29:46,040
‫پیش میاد.
‫آدم‌ها می‌میرن.

443
00:29:46,480 --> 00:29:47,800
‫مگه نه؟

444
00:29:47,880 --> 00:29:50,120
‫با پولش یه شراب خوب خریدم.

445
00:29:50,200 --> 00:29:52,080
‫جین سریع‌تره.
‫شراب باکلاس‌تر.

446
00:29:52,720 --> 00:29:54,480
‫تا بتونیم به افتخار موراگ بنوشیم.

447
00:29:54,560 --> 00:29:56,840
‫به افتخارش می‌نوشیم،
‫بعدش من هم میرم.

448
00:29:57,720 --> 00:29:59,170
‫با این پول هم می‌تونین من رو دفن کنین

449
00:29:59,200 --> 00:30:01,920
‫جایی که هیشکی
‫نتونه از قبر درم بیاره.

450
00:30:02,000 --> 00:30:03,000
‫میری؟

451
00:30:03,440 --> 00:30:06,120
‫- کجا میری؟
‫- پیش موراگ.

452
00:30:06,600 --> 00:30:08,560
‫میشه حالا به افتخارش بنوشیم؟

453
00:30:12,320 --> 00:30:13,720
‫نه!
‫نه، نه، نه!

454
00:30:13,800 --> 00:30:16,280
‫واسه چی این کار رو کردی؟
‫خودت رو به کشتن میدی!

455
00:30:17,840 --> 00:30:19,800
‫من مثل یه گاو قوی‌ام.

456
00:30:19,880 --> 00:30:21,450
‫واسه خودکشی نیازی به تریاک ندارم.

457
00:30:21,480 --> 00:30:24,280
‫چه خبره اینقدر مرگ!
‫مرگ بسه.

458
00:30:24,360 --> 00:30:27,880
‫مرگ بسه.
‫مرگ بسه!

459
00:30:27,960 --> 00:30:30,640
‫مردن...

460
00:30:30,720 --> 00:30:34,280
‫اصلاً...
‫اشتباهه!

461
00:30:34,360 --> 00:30:37,080
‫- کرولی.
‫- نه! نه!

462
00:30:37,480 --> 00:30:40,400
‫صدای بز میدم؟
‫نی!

463
00:30:40,480 --> 00:30:45,000
<i>‫♪ O گل‌های اسکاتلند ♪</i>

464
00:30:45,320 --> 00:30:49,760
<i>‫♪ چه زمانی امثال شما رو دوباره خواهیم دید؟ ♪</i>

465
00:30:49,840 --> 00:30:51,240
‫بدو،
‫بخون.

466
00:30:51,320 --> 00:30:52,440
‫فرشته!
‫فرشته.

467
00:30:52,520 --> 00:30:55,480
‫یه چیزی بگو...
‫قانعش کن

468
00:30:55,560 --> 00:30:58,640
‫که فقر خیلی خوبه
‫و زندگی ارزش زندگی کردن رو داره.

469
00:30:58,720 --> 00:30:59,840
‫بگو دیگه!

470
00:31:00,680 --> 00:31:02,040
‫زندگی هیچ ارزشی نداره.

471
00:31:02,120 --> 00:31:04,170
‫بعدش هم هیولاهایی مثل من میان
‫و قبرت رو می‌کنن و...

472
00:31:04,200 --> 00:31:06,280
‫باید بپرم وسط حرفت.
‫کرولی، من...

473
00:31:09,400 --> 00:31:10,400
‫کجایی؟

474
00:31:11,120 --> 00:31:14,720
‫جرات نداری روم پا بذاری!

475
00:31:14,800 --> 00:31:16,160
‫من می‌بینمت!

476
00:31:16,240 --> 00:31:20,160
‫و تو ای...

477
00:31:22,360 --> 00:31:23,760
‫کوچیکم،
‫مگه نه؟

478
00:31:23,840 --> 00:31:25,320
‫خیلی‌خب،
‫از پسش برمیام.

479
00:31:53,240 --> 00:31:54,480
‫چه نمای دیدنی‌ای.

480
00:31:57,640 --> 00:31:59,760
‫کرولی،
‫واقعاً نیازی به این کارا نیست...

481
00:31:59,840 --> 00:32:02,480
‫هست!
‫پس اینجایی!

482
00:32:03,080 --> 00:32:05,880
‫مرتکب گناه بزرگی شدی!

483
00:32:06,640 --> 00:32:10,840
‫می‌خواستی خودت رو بکشی....
‫آخه...

484
00:32:10,920 --> 00:32:12,720
‫پذیرفتنی نیست!

485
00:32:13,600 --> 00:32:18,600
‫اگه باز هم جرات کنی خودت رو بکشی،

486
00:32:18,680 --> 00:32:21,280
‫تا ابد به جهنم محکوم میشی!

487
00:32:21,360 --> 00:32:23,840
‫- مگه این که...
‫- مگه این که؟

488
00:32:23,920 --> 00:32:27,200
‫مگه  این که...
‫چقدر تو کیف‌پولت داری؟

489
00:32:29,520 --> 00:32:32,880
‫- من؟
‫- چقدر داری، دکتر مک‌فل؟

490
00:32:34,000 --> 00:32:35,440
‫حدود ۹۰ گینی.

491
00:32:35,960 --> 00:32:37,610
‫همینقدر باید کافی باشه.
‫بده بهش.

492
00:32:37,640 --> 00:32:40,640
‫- امم...
‫- اما فضایل فقر...

493
00:32:40,720 --> 00:32:46,000
‫اگه خودش رو نکشه...
‫گلوله می‌خوره

494
00:32:46,080 --> 00:32:49,120
‫یا دار زده میشه.

495
00:32:49,200 --> 00:32:52,680
‫هی!
‫پول رو بهش بده دیگه، فرشته!

496
00:32:52,760 --> 00:32:55,240
‫با ۹۰ گینی چی‌کار کنم؟

497
00:32:55,320 --> 00:32:58,760
‫یه مزرعه بخر
‫و آدم خوبی باش.

498
00:32:58,840 --> 00:33:03,360
‫نه این که فقط ادای خوب بودن در بیاری.
‫واقعاً خوب باش.

499
00:33:03,960 --> 00:33:06,360
‫قول میدم.
‫قول میدم که باشم.

500
00:33:06,960 --> 00:33:08,720
‫از ته دل میگی؟

501
00:33:08,800 --> 00:33:10,160
‫نه،
‫برای من همین کافیه.

502
00:33:10,240 --> 00:33:11,880
‫بگیرش و برو.

503
00:33:16,680 --> 00:33:19,200
‫تریاک،
‫یوهو!

504
00:33:19,280 --> 00:33:20,800
‫دفعه آخره از این کارا می‌کنم!

505
00:33:21,400 --> 00:33:24,360
‫- کجایی؟
‫- اینجام. اینجام.

506
00:33:26,080 --> 00:33:27,880
‫واقعاً لطف کردی کرولی.

507
00:33:28,680 --> 00:33:30,920
‫- اون زن جوون رو نجات دادی.
‫- لطف نکردم.

508
00:33:31,520 --> 00:33:35,480
‫رو تریاک بودم.
‫کارایی که می‌کنم دست خودم نیست.

509
00:33:35,560 --> 00:33:36,880
‫میفتی تو دردسر؟

510
00:33:37,920 --> 00:33:40,200
‫مطمئنم اون پایین متوجه کارت شدن.

511
00:33:41,000 --> 00:33:43,480
‫کار خیلی خیلی خوبی انجام دادی.

512
00:33:43,560 --> 00:33:47,000
‫مطمئن باش،
‫اگه جهنم این کارم رو دیده بود...

513
00:33:47,960 --> 00:33:49,760
‫تا الان...

514
00:33:53,800 --> 00:33:56,720
<i>‫و بعد از اون
‫تا یه مدتی</i>

515
00:33:57,040 --> 00:33:58,600
<i>‫کرولی رو ندیدم.</i>

516
00:34:10,000 --> 00:34:12,280
‫ببخشید!

517
00:34:12,400 --> 00:34:14,520
‫ببخشید مزاحم‌تون میشم،
‫اما شما آقایون محترم

518
00:34:14,600 --> 00:34:18,160
‫تلفن همراه دارین
‫که بتونم استفاده کنم؟

519
00:34:21,080 --> 00:34:23,680
‫عقل پوکت رو از دست دادی؟

520
00:34:24,840 --> 00:34:27,640
‫تلفن لطفاً.
‫کل روز رو که وقت ندارم.

521
00:34:27,680 --> 00:34:29,160
‫محترمانه هم درخواست کردم.

522
00:34:29,200 --> 00:34:30,960
‫وای،
‫ترسیدم.

523
00:34:32,120 --> 00:34:35,080
‫اگه بگیم نه،
‫چی‌کار می‌کنی؟

524
00:34:35,480 --> 00:34:38,760
‫شارژم تموم شده.
‫بیشتر واسه توییتر ازش استفاده می‌کنم.

525
00:34:38,840 --> 00:34:40,660
‫و همچنین گرایندر.
‫(برنامه دوستیابی برای همجنسگرایان)

526
00:34:40,660 --> 00:34:42,260
‫خیلی لطف کردین.

527
00:34:42,260 --> 00:34:44,830
‫ببخشید این رو میگم،
‫اما باید تنها باشم.

528
00:34:47,880 --> 00:34:49,800
‫ام...

529
00:34:50,960 --> 00:34:52,480
‫سلام.

530
00:34:52,880 --> 00:34:56,920
‫ازت می‌خوام با تلفنی که
‫توی کتاب‌فروشیم هست تماس بگیرین لطفاً.

531
00:34:58,000 --> 00:34:59,160
‫روی میزمه.

532
00:35:13,760 --> 00:35:14,880
‫کتاب‌فروشی فل.

533
00:35:14,960 --> 00:35:16,410
‫احتمالاً چیزی که دنبالشین رو نداریم

534
00:35:16,440 --> 00:35:18,050
‫اگه هم داشتیم
‫بهتون نمی‌فروختیم.

535
00:35:18,080 --> 00:35:20,640
<i>‫به گمونم یه سرنخ‌هایی پیدا کردم.</i>

536
00:35:20,760 --> 00:35:25,280
‫اون مجسمه جبرئیل
‫که تو قبرستون ادینبرو بود رو یادته؟

537
00:35:26,160 --> 00:35:28,160
<i>‫الان دارم بهش نگاه می‌کنم.</i>

538
00:35:28,600 --> 00:35:29,920
‫همم،
‫آفرین.

539
00:35:30,000 --> 00:35:32,280
‫جداً همچین نظری داری؟

540
00:35:32,640 --> 00:35:37,320
‫کرولی...
‫دکتر دالریمپل رو یادته؟

541
00:35:37,760 --> 00:35:40,280
‫- همونی که...
‫- <i> جسد موراگ کوچولو.</i>

542
00:35:40,800 --> 00:35:43,000
‫دکتر نبود...
‫آقا بود، آره!

543
00:35:43,080 --> 00:35:47,160
‫- آره، چه بلایی سرش اومده؟
‫- با رسوایی از ادیبرو رفته.

544
00:35:48,040 --> 00:35:49,920
‫- بعدش هم خودکشی کرده.
‫- همم.

545
00:35:50,000 --> 00:35:52,320
‫- یه میخونه رو به اسمش نامگذاری کردن.
‫- از دست این آدما.

546
00:35:52,400 --> 00:35:54,640
‫- نباید بهشون وابسته شی.
‫- نه.

547
00:35:54,760 --> 00:35:56,160
‫نباید این کار رو بکنم...

548
00:35:57,400 --> 00:36:00,040
‫نگو که کتاب‌ها رو فروختی،
‫هان؟

549
00:36:00,760 --> 00:36:02,000
‫حتی یه دونه.

550
00:36:02,080 --> 00:36:03,680
‫خداروشکر.

551
00:36:04,360 --> 00:36:06,640
‫- سرنخ؟
‫- راست میگی!

552
00:36:06,680 --> 00:36:10,880
‫یه سری اطلاعات حیاتی کشف کردم.

553
00:36:11,360 --> 00:36:14,640
‫جبرئیل حتماً...

554
00:36:15,640 --> 00:36:17,640
‫به سکونت‌گاهی که گفتم رفته،

555
00:36:18,200 --> 00:36:21,160
‫- به همراهِ...
‫- همراهِ؟

556
00:36:21,960 --> 00:36:22,840
‫نمی‌دونم.
‫یکی.

557
00:36:22,920 --> 00:36:26,840
<i>‫اما تنها نبوده!
‫خلاصه، سرنخ خوبیه، نه؟</i>

558
00:36:27,440 --> 00:36:29,010
‫اوه، گوش کن.
‫فکر کنم وقتش رسیده.

559
00:36:29,040 --> 00:36:31,240
‫سایه‌بون عصر جدید.
‫هروقت برگشتی می‌بینمت.

560
00:36:31,280 --> 00:36:32,280
‫درسته.

561
00:36:37,320 --> 00:36:38,800
‫خدا بهت برکت بده.

562
00:36:39,760 --> 00:36:40,760
‫این هم تلفن شما.

563
00:36:41,880 --> 00:36:44,560
‫و توییتر و گرایند
‫و هرچی که هست.

564
00:36:45,480 --> 00:36:46,480
‫تلفنم!

565
00:36:47,360 --> 00:36:50,160
‫اوه!
‫اونطوری بیشتر دوست داشتی؟

566
00:36:50,280 --> 00:36:52,960
‫نه!
‫نمی‌دونم چی‌کار کردی... ولی ممنون!

567
00:36:58,200 --> 00:37:00,920
‫خیلی‌خب. بارون.
‫از پس بارون برمیام.

568
00:37:02,560 --> 00:37:03,680
‫فقط می‌خواستم بگم...

569
00:37:04,560 --> 00:37:06,600
‫نمی‌دونم اون شب چیشد.

570
00:37:07,120 --> 00:37:08,280
‫اما میشه حرف بزنیم؟

571
00:37:12,080 --> 00:37:14,520
‫- ما هیچ حرفی نداریم.
‫- به‌نظرم داریم.

572
00:37:15,280 --> 00:37:17,520
‫ناراحتی و داری جوری رفتار می‌کنی
‫که انگار تقصیر منه.

573
00:37:17,600 --> 00:37:19,130
‫نمی‌دونم تو زندگیت چه خبره،

574
00:37:19,160 --> 00:37:22,040
‫فقط می‌دونم هراتفاقی که اون شب افتاد،
‫من نبودم که در رو قفل کردم.

575
00:37:22,120 --> 00:37:23,680
‫بارون عاشقونه.

576
00:37:35,280 --> 00:37:36,770
‫نمی‌دونم چرا از دستم عصبانی‌ای.

577
00:37:36,800 --> 00:37:38,480
‫از دست عصبانی نیستم.
‫فقط...

578
00:37:39,120 --> 00:37:40,400
.به‌خاطر تو نیست

579
00:37:40,480 --> 00:37:42,520
‫لیندزی فکر می‌کنه
‫با یکی دیگه رابطه دارم،

580
00:37:42,600 --> 00:37:44,730
‫چون جواب پیام‌ها رو نمی‌دادم و من...
‫هول شدم.

581
00:37:44,760 --> 00:37:45,880
‫خیلی نامردیه!

582
00:37:46,160 --> 00:37:49,080
‫آخه من که... ما کاری نکردیم!
‫برق رفت.

583
00:37:49,160 --> 00:37:50,560
‫برین زیر سایه‌بون دیگه!

584
00:37:51,000 --> 00:37:52,680
‫بارون شدید!

585
00:38:00,200 --> 00:38:03,400
‫آخه ما که رابطه‌ای نداریم...
‫همونی که شریک زندگیت گفته.

586
00:38:03,480 --> 00:38:04,520
‫می‌دونم!

587
00:38:06,040 --> 00:38:08,320
‫- به گمونم یه معذرت‌خواهی بهت بدهکارم.
‫- نه، نیستی.

588
00:38:08,400 --> 00:38:11,000
‫من فقط...

589
00:38:12,280 --> 00:38:13,520
‫همچین آدمی نیستم.

590
00:38:14,200 --> 00:38:16,320
‫می‌دونم.
‫من اصلاً بهت نمی‌خورم.

591
00:38:20,480 --> 00:38:21,520
‫اصلاً نمی‌دونی.

592
00:38:26,840 --> 00:38:29,440
‫آره.
‫داره جواب میده.

593
00:38:33,520 --> 00:38:35,520
‫اوه!

594
00:38:35,600 --> 00:38:36,600
‫اوه،
‫گه توش!

595
00:38:37,000 --> 00:38:38,440
‫گه توش!
‫گه توش!

596
00:38:40,200 --> 00:38:42,040
‫می‌تونست بهتر هم بشه.

597
00:38:42,120 --> 00:38:43,160
‫رفتن تو هم؟

598
00:38:43,280 --> 00:38:44,960
‫به‌نظرم باید بگم که،

599
00:38:45,040 --> 00:38:49,160
‫نتیجه این هیاهو،
‫تو هم رفتن نبود.

600
00:38:54,360 --> 00:38:55,560
‫هیاهویی در کار خواهد بود،

601
00:38:56,080 --> 00:38:58,840
‫و تاریکی،
‫و طوفان‌های عظیم.

602
00:38:59,160 --> 00:39:03,280
‫و مردگان باری دیگر از مقبره‌هایشان خارج می‌شوند
‫و پا به زمین می‌‌گذارند.

603
00:39:03,280 --> 00:39:05,390
‫و صدای ناله‌ها به آسمان خواهد رفت.

604
00:39:05,880 --> 00:39:06,880
‫ادامه بده.

605
00:39:07,400 --> 00:39:08,920
‫هرروز درحال نزدیک‌‌تر شدن است.

606
00:39:11,080 --> 00:39:12,520
‫درمورد چی داریم حرف می‌زنیم؟

607
00:39:22,600 --> 00:39:24,480
‫من کی‌ام؟
‫چه اتفاقی افتاد؟

608
00:39:28,280 --> 00:39:29,280
‫همینجا بمون.

609
00:39:29,960 --> 00:39:31,960
‫در رو رو هیشکی باز نکن.

610
00:39:35,470 --> 00:39:37,190
‫[خیلی تعطیل]

611
00:39:40,640 --> 00:39:43,520
‫شکس؟
‫کجایی؟

612
00:39:48,320 --> 00:39:49,960
‫ببخشید،
‫می‌دونین کجا میشه...

613
00:39:51,040 --> 00:39:54,080
‫جبرئیل رو تو کتاب‌فروشی قایم کردی،
‫مگه نه کرولی؟

614
00:39:54,160 --> 00:39:55,760
‫شرمنده رفیق،
‫من اینجا خودم هم غریبه‌ام!

615
00:39:55,760 --> 00:39:56,640
‫پفیوز!

616
00:39:56,680 --> 00:40:00,000
‫- بعل‌الذباب از دستت ناراحته.
‫- جدی؟ بعل‌الذباب؟

617
00:40:00,080 --> 00:40:01,160
‫ناراحته؟

618
00:40:01,280 --> 00:40:03,640
‫اما اونا که همیشه دارن از خوشی می‌ترکن!

619
00:40:04,600 --> 00:40:06,600
‫اصلاً راضی نیستن.

620
00:40:07,040 --> 00:40:09,480
‫بعل‌الذباب می‌دونه
‫ که فرشته اونجا قایمش کرده.

621
00:40:09,560 --> 00:40:11,840
‫- نه، نیستن.
‫- چرا اینقدر مطمئنی؟

622
00:40:13,080 --> 00:40:14,280
‫چون نمی‌تونن باشن؟

623
00:40:14,360 --> 00:40:16,920
‫- چرا؟
‫- چون نیست!

624
00:40:17,000 --> 00:40:18,200
‫من گول این بازیا رو نمی‌خورم.

625
00:40:22,400 --> 00:40:23,880
‫من احمق نیستم کرولی.

626
00:40:23,960 --> 00:40:25,840
‫- بس کن، بذار برم تو.
‫- عمراً اگه بذارم،

627
00:40:25,920 --> 00:40:27,560
‫پس...
‫اگه می‌بخشی...

628
00:40:33,400 --> 00:40:34,840
‫اونجاس.

629
00:40:35,800 --> 00:40:36,800
‫اینطور فکر می‌کنی؟

630
00:40:37,360 --> 00:40:39,720
‫تعجب کردم که تاحالا نیومدی تو
‫تا سرک بکشی.

631
00:40:40,800 --> 00:40:42,640
‫می‌دونی که نمی‌تونم از این حد بگذرم.

632
00:40:42,680 --> 00:40:45,120
‫اوه. شرمنده.
‫نمی‌تونم دعوتت کنم.

633
00:40:45,160 --> 00:40:47,800
‫اما هرچقدر که خواستی
‫می‌تونی از بیرون نگاه کنی.

634
00:40:47,800 --> 00:40:49,800
‫شاید یه فرشته مقرب پیدا کردی.

635
00:40:50,360 --> 00:40:51,360
‫سلام مشتری!

636
00:40:54,640 --> 00:40:57,600
‫گوش کن،
‫وقتی آب یخه

637
00:40:57,640 --> 00:41:00,280
‫و دوتا چراغ زرد روی پکیج هست،
‫چه معنایی داره؟

638
00:41:00,360 --> 00:41:02,640
‫آره خب.
‫از این اتفاقا میفته.

639
00:41:02,760 --> 00:41:05,400
‫یه دکمه سیاه رو حلقه نقره‌ای هست
‫که باید بچرخونیش.

640
00:41:05,480 --> 00:41:07,560
‫- زیرِ...
‫- باشه، پیداش می‌کنم.

641
00:41:08,200 --> 00:41:11,320
‫- اگه نذاری بیام تو...
‫- به لحاظ فنی ممکن نیست.

642
00:41:11,400 --> 00:41:14,760
‫بعل‌الذباب و انجمن تاریکی
‫و تموم نیروهای جهنم

643
00:41:14,840 --> 00:41:17,320
‫اعلان جنگ می‌کنن.

644
00:41:18,200 --> 00:41:20,800
‫- علیه من؟
‫- علیه دوستت.

645
00:41:21,680 --> 00:41:23,840
‫- راستی اصلاً کجاس؟
‫- انبار گردانی می‌کنه.

646
00:41:24,840 --> 00:41:25,840
‫تو زیرزمین.

647
00:41:37,000 --> 00:41:39,280
‫نمی‌دونی چه دردسری داری درست می‌کنی.

648
00:41:39,680 --> 00:41:42,640
‫نه. یا آره.
‫یا... نه.

649
00:41:42,760 --> 00:41:44,520
‫آره.
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم جیم.

650
00:41:45,160 --> 00:41:47,120
‫یا جبرئیل،
‫اگه اون تویی.

651
00:41:48,120 --> 00:41:50,640
‫اگه به‌خاطر این قضیه
‫بلایی سر آزیرافیل بیاد...

652
00:41:51,520 --> 00:41:52,520
‫بله؟

653
00:41:54,920 --> 00:41:57,320
‫مهم نیست.
‫واسه این کار خیلی دیر شده.

654
00:42:00,080 --> 00:42:01,520
‫همیشه دیره.

655
00:42:02,910 --> 00:42:19,910
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

