1
00:00:00,863 --> 00:00:10,863
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:12,887 --> 00:00:16,224
‫<i>از بهم زدن دیوی با ایثن یک هفته گذشته بود</i>

3
00:00:16,307 --> 00:00:19,394
‫<i>و اون حتی باورش نمیشد که
‫نزدیک بود اجازه بده اون احمق جذاب،</i>

4
00:00:19,477 --> 00:00:20,812
‫<i>آیند‌ه‌شو خراب کنه</i>

5
00:00:21,396 --> 00:00:25,066
‫<i>ولی الان داشت بلاخره به سفر نیویورکی که
‫ خانم وارنر ترتیب داده بود، می‌رفت</i>

6
00:00:25,150 --> 00:00:28,862
‫<i>جایی که می‌تونست یک مقدار از آینده‌ای که
‫ در انتظارشه رو ببینه</i>

7
00:00:28,945 --> 00:00:30,989
‫سلام بچه‌ها واقعا ذوق دارم

8
00:00:31,072 --> 00:00:33,450
‫باورم نمیشه داریم می‌ریم
‫دانشگاه‌های رویاهامون رو ببینیم

9
00:00:33,533 --> 00:00:36,077
‫من میرم پرینستون، ال جولیارد، فب هم...

10
00:00:36,161 --> 00:00:39,497
‫فب، گفتی مامانت مجبورت کرد بری دانشگاه تاپ
‫ولی نگفتی که کدوم دانشگاه

11
00:00:39,581 --> 00:00:42,667
‫<i>اگه قیافه فبیولا یجوریه که
‫انگار قراره از ترس برینه</i>

12
00:00:42,751 --> 00:00:44,127
‫<i>شاید یادتون باشه، به خاطر اینه‌ که</i>

13
00:00:43,006 --> 00:00:44,186
‫{\an8}[دانشگاه پرینستون]

14
00:00:44,210 --> 00:00:46,755
‫<i>درخواستشو به دانشگاه رویایی یه دوست خاصی داد</i>

15
00:00:46,838 --> 00:00:48,840
‫<i>بدون اینکه به اون دوست خاص بگه</i>

16
00:00:48,923 --> 00:00:51,468
‫فب جورابات بهت دارن فشار میارن؟

17
00:00:51,551 --> 00:00:53,344
‫نه فقط اینکه...

18
00:00:55,305 --> 00:00:56,431
‫یه جایی درخواست دادم

19
00:00:56,514 --> 00:00:59,267
‫فکر فکر نمی‌کنم که
‫خیلی خوشحال بشی بشنوی

20
00:00:59,350 --> 00:01:01,102
‫من؟ دیوونه شدی فب؟

21
00:01:01,186 --> 00:01:03,146
‫هرجا که درخواست بدی من برات خوشحال میشم

22
00:01:03,688 --> 00:01:05,774
‫مگه اینکه جای منو تو پرینستون بگیری

23
00:01:07,275 --> 00:01:09,861
‫اصلا، به هیچ‌وجه، من به «ییل» درخواست دادم

24
00:01:09,944 --> 00:01:11,946
‫عالیه که، چرا دوستش نداشته باشم

25
00:01:12,530 --> 00:01:14,866
‫چون املای ایالت کانتیکت یجوریه

26
00:01:14,949 --> 00:01:15,949
‫آره درست میگی

27
00:01:15,992 --> 00:01:17,694
‫چرا باید یه حرف رو بنویسن ولی تلفظ نکنن؟

28
00:01:17,777 --> 00:01:20,914
‫اوه، باید وسط سفر فرار کنی بری
‫«نیو هیون» ببینی چجوریه

29
00:01:20,997 --> 00:01:22,916
‫آره، خیلی مفید میشه برام این کار

30
00:01:22,999 --> 00:01:25,376
‫وای دخترا، باورم نمیشه قراره دقیقا ببینیم،

31
00:01:25,460 --> 00:01:27,378
‫سال دیگه زندگی‌هامون قراره چطور پیش بره

32
00:01:27,462 --> 00:01:29,672
‫- ها، همم
‫- آخ، اوم...

33
00:01:30,215 --> 00:01:33,927
‫دیوی جان میشه صندلیو ندی عقب؟
‫می‌خوام یکم یوگای صندلی کار کنم

34
00:01:34,552 --> 00:01:36,012
‫خیل خب باشه

35
00:01:38,020 --> 00:01:41,420
‫«تا الان هیچوقت: به نیوجرزی نرفتم»
‫«فصل چهار، قسمت پنجم»

36
00:01:44,729 --> 00:01:48,691
‫خب اگه بخوام نقل قولی کنم از
‫بهترین شاعر آمریکاییمون یعنی تیلور سویفت،

37
00:01:48,775 --> 00:01:50,401
‫«به نیویورک خوش آمدید»

38
00:01:51,152 --> 00:01:53,446
‫بخوام به خصوص بگم،
‫ غرب محله «آشپزخونه جهنم»

39
00:01:53,530 --> 00:01:56,533
‫که به دستشویی جهنم معروفه،
‫پس به همچین جایی خوش اومدید

40
00:01:56,616 --> 00:01:59,744
‫حین این سفر، همگی باهم می‌ریم می‌گردیم

41
00:01:59,828 --> 00:02:03,164
‫ولی امروز یکم استثنا هست، آقای شپیرو؟

42
00:02:03,248 --> 00:02:07,836
‫اول از همه، خانم النو وانگ‌ـمون،
‫باید بره دانشگاه جولیارد تست بده

43
00:02:07,933 --> 00:02:09,522
‫[من در استراحت صوتی هستم،
‫لطفا با من صحبت نکنید]

44
00:02:09,546 --> 00:02:12,423
‫خوشحالم که به تمرین‌هات احترام بذارم

45
00:02:13,049 --> 00:02:14,717
‫همچنین بن گروس،

46
00:02:14,801 --> 00:02:17,804
‫پدرت یه تور خصوصی دانشگاه کلمبیا ترتیب داده

47
00:02:17,887 --> 00:02:21,975
‫در اصل یکی از مشتریاش، جری ساینفیلد،
‫یه برادر زاده داره که اون دانشگاه میره

48
00:02:22,058 --> 00:02:25,186
‫می‌دونی که آخر هفته همرو قراره ببریم اونجا؟

49
00:02:25,770 --> 00:02:26,604
‫نه همین خوبه

50
00:02:26,688 --> 00:02:30,608
‫خیل خب، و دیوی،
‫توهم یه برنامه خاص برای...

51
00:02:30,692 --> 00:02:33,945
‫پرینستون عزیزان،
‫ازم بدتون نیاد چون که جای من نیستید

52
00:02:34,028 --> 00:02:35,923
‫- مردم برای این ازت بدشون نمیاد
‫- خیل خب تو ساکت

53
00:02:35,947 --> 00:02:38,751
‫تو فقط حسودیت میشه که
‫قراره با خنگ‌هایی که پارتی بازی می‌کنن بگردی

54
00:02:38,775 --> 00:02:41,411
‫ولی من قراره شب رو پیش اسطوره شرمن اوکس،
‫یعنی «بلر کوان» بگذرونم

55
00:02:41,494 --> 00:02:43,121
‫<i>وقتی دیوی سال اولی بود</i>

56
00:02:43,204 --> 00:02:46,833
‫<i>بلر کوان دانش آموز برتر سال آخری
‫ دبیرستان شرمن اوکس بود</i>

57
00:02:46,916 --> 00:02:48,877
‫<i>نه تنها اون نماینده دانش‌آموزا بود،</i>

58
00:02:48,960 --> 00:02:52,630
‫<i>بلکه اینقدر درسش خوب بود که
‫زودتر از موعد رفته بود پرینستون</i>

59
00:02:52,714 --> 00:02:55,475
‫خیل خب بچه‌ها،
‫ به نفعتونه تو نشریۀ این هفته غلط املایی نباشه

60
00:02:55,508 --> 00:02:58,428
‫هیچی جز بی نقص بودن رو قبول نمی‌کنم

61
00:02:58,511 --> 00:03:01,223
‫اگه نمی‌تونید زیر فشار کار کنید،
‫برگردید همون کتاب سال رو انجام بدید

62
00:03:01,247 --> 00:03:04,559
‫<i>دیوی مصمم بود که
‫کار‌های خفن اونو تکرار کنه</i>

63
00:03:04,642 --> 00:03:08,354
‫خب می‌بینمتون بازنده‌ها،
‫با سرنوشت تو نیوجرزی قرار دارم

64
00:03:08,438 --> 00:03:09,522
‫او یادم اومد

65
00:03:09,606 --> 00:03:12,358
‫فبیولا، نمی‌خوای با دیوی بری پرینستون، چون؟

66
00:03:12,442 --> 00:03:14,319
‫چون تو مترو مراقبت می‌خواد؟

67
00:03:14,402 --> 00:03:16,070
‫نه من خیلی زورم زیاد نیست

68
00:03:16,154 --> 00:03:20,575
‫همه فکر می‌کنن چون قدم بلنده قویم،
‫ولی استخون‌هام همشون پوکن

69
00:03:21,159 --> 00:03:24,495
‫تموم نشد حرف‌هاتون؟ می‌دونم ملت می‌خوان
‫برن دانشگاه‌های اطراف شهر رو ببینن

70
00:03:24,579 --> 00:03:27,373
‫ولی من باید قطار شماره یک رو سوار شم
‫برم بالا شهر خیابون 116ام

71
00:03:27,457 --> 00:03:30,460
‫- خیلی پیچیدست
‫- خیل خب جناب گوگل مپ، هیچکی اهمیت نمیده

72
00:03:30,543 --> 00:03:33,171
‫خب بسه دیگه شما دو تا هم
‫خیل خب، همگی بزنیم بریم

73
00:03:33,254 --> 00:03:34,654
‫خیل خب، دانشگاه نیویورک ازین طرف

74
00:03:34,714 --> 00:03:36,090
‫<i>بعله همونطور که می‌بینید</i>

75
00:03:36,174 --> 00:03:39,344
‫<i>با اینکه دیوی تو مراسم درخواست دانشگاه،
‫زندگی بن رو نجات داد،</i>

76
00:03:39,427 --> 00:03:41,137
‫<i>این دوتا هنوز باهم رفیق نشدن</i>

77
00:03:46,517 --> 00:03:50,146
‫اوه خوب شد دیدمت،
‫می‌خواستم درباره یچی باهات حرف بزنم

78
00:03:50,230 --> 00:03:51,814
‫البته، چی شده؟

79
00:03:51,898 --> 00:03:55,367
‫خب می‌دونی که چطور مامان بزرگ
‫بعد عمل چشمم ولم کرد رفت مغازه

80
00:03:55,443 --> 00:03:58,196
‫و بعدشم اتوبان 210 رو اشتباه رفت و
‫از وسط بیابون سر دروورد

81
00:03:58,279 --> 00:03:59,739
‫- درسته
‫- آره

82
00:03:59,822 --> 00:04:04,410
‫خب... من مطمئنم وقتی داشتم چرت می‌زدم
‫لن یه زنه رو اورد خونه

83
00:04:04,994 --> 00:04:05,995
‫- چی؟
‫- آره

84
00:04:06,079 --> 00:04:08,748
‫- حاضرم قسم بخورم یه صدایی شنیدم
‫- صداش چجوری بود؟

85
00:04:09,332 --> 00:04:12,085
‫یجورایی شبیه... «کایلی مینوگ»
‫(بازیگر و خواننده استرالیایی)

86
00:04:12,168 --> 00:04:13,670
‫اممم

87
00:04:14,545 --> 00:04:17,882
‫کاملا اون روز کلی والیوم خورده بودی
‫فکر می‌کنی ممکنه اشتباه کرده باشی؟

88
00:04:17,966 --> 00:04:20,176
‫احتمال داره

89
00:04:20,969 --> 00:04:23,846
‫چون یبارم فکر کردم یه پنگوئن کنارم نشسته

90
00:04:23,930 --> 00:04:25,473
‫آره، ممکنه به خاطر داروها باشه

91
00:04:25,556 --> 00:04:26,391
‫درسته

92
00:04:26,474 --> 00:04:29,185
‫خب، منم باید برم سر کار
‫تا بتونم سریع برگردم خونه

93
00:04:29,269 --> 00:04:33,856
‫این آخر هفته، بعد از 17 سال،
‫ می‌تونم خونه تنها باشم

94
00:04:33,940 --> 00:04:36,109
‫و قراره محشر پیش بره

95
00:04:36,192 --> 00:04:38,653
‫چیز بامزه‌ای گفتم؟

96
00:04:38,736 --> 00:04:41,864
‫ام... نه فقط اینکه موفق باشی

97
00:04:41,948 --> 00:04:44,242
‫وقتی عادت به تنهایی نداشته باشی
‫تنها بودن برات سخت میشه

98
00:04:44,325 --> 00:04:45,827
‫به نظر من که سخت نیست

99
00:04:46,452 --> 00:04:48,746
‫یبار تو یه کلاس دوچرخه سواری،
‫شنواییم رو از دست دادم

100
00:04:48,830 --> 00:04:50,110
‫بهترین شنبه زندگیم بود اون روز

101
00:04:50,665 --> 00:04:52,500
‫خب، خدافظ همگی

102
00:04:52,524 --> 00:04:57,724
«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»

103
00:04:57,880 --> 00:05:00,258
‫یا خدا، پرینستون چقدر خوشگله

104
00:05:00,341 --> 00:05:02,861
‫انگار وسط شهر
‫ چندتا صومعه‌سرا کنار هم ساخته باشن

105
00:05:02,936 --> 00:05:05,221
‫- خب شما دارید چیکار می‌کنید؟
‫- خب ما دانشگاه جولیاردیم

106
00:05:05,305 --> 00:05:06,889
‫من یکم ال رو تنها گذاشتم که آماده شه

107
00:05:06,973 --> 00:05:08,308
‫تقریبا...

108
00:05:09,100 --> 00:05:11,227
‫گــاو قهــوه‌ای

109
00:05:11,311 --> 00:05:12,895
‫...نصف تمرینات صداشو انجام داده

110
00:05:12,979 --> 00:05:14,230
‫خب خب، خیلیم خوبه

111
00:05:14,314 --> 00:05:16,357
‫دیوی؟

112
00:05:16,941 --> 00:05:20,695
‫<i>و این شما و این، افسانه و اسطوره، بلر کوان </i>

113
00:05:20,778 --> 00:05:22,947
‫بلر ســـلام، فب من باید برم

114
00:05:23,031 --> 00:05:26,951
‫سلام! چقدر خوشحالم که
‫نسخه کوچیک خودمو می‌بینم

115
00:05:27,035 --> 00:05:30,163
‫<i>وای دیوی، همین الان گفت شما شبیه‌ همید</i>

116
00:05:30,246 --> 00:05:32,498
‫خب من رفتم بخش پذیرش

117
00:05:32,582 --> 00:05:34,876
‫با آکشارا هم حال و احوال کردم
‫حالا باید چیکار کنیم؟

118
00:05:34,959 --> 00:05:37,479
‫شاید بشه دانشگاه رو بگردیم
‫یا شاید بتونیم بریم یکی از کلاس‌هات

119
00:05:37,503 --> 00:05:39,464
‫چرا این چیزای حوصله‌سربر رو برای بعد نذاریم

120
00:05:39,547 --> 00:05:41,883
‫و جاش اول یکار باحال نکنیم؟

121
00:05:41,966 --> 00:05:44,635
‫به مهمون‌خونه آرمسترانگ خوش اومدی

122
00:05:44,719 --> 00:05:46,220
‫یه باشگاه خورد و خوراکیه که عضوشم

123
00:05:46,304 --> 00:05:49,015
‫چرا وسایلت رو همینجا نذاری،
‫بعد میریم اطراف رو نشونت میدم

124
00:05:49,098 --> 00:05:50,578
‫و بعدش میریم یکی از کلاس‌هام

125
00:05:50,641 --> 00:05:51,809
‫<i>یا خدا دیوی</i>

126
00:05:51,893 --> 00:05:56,064
‫یه باشگاه مخصوص اعضاء
‫اونم تو یه عمارت تاریخی

127
00:05:56,147 --> 00:05:59,359
‫<i>تو کی هستی دختر؟
‫شدی بچه یه میلیونر خرپول؟</i>

128
00:06:01,444 --> 00:06:03,988
‫- ...و بیدار می‌شود
‫- کارت عالی بود

129
00:06:04,452 --> 00:06:05,966
‫[سکوت را رعایت کنید!
‫امتحان در حال برگزاری هست]

130
00:06:05,990 --> 00:06:07,241
‫کارت خوب بود مرد جوان

131
00:06:08,159 --> 00:06:09,369
‫دوباره ممنونم

132
00:06:11,871 --> 00:06:12,871
‫النور وانگ

133
00:06:12,914 --> 00:06:14,499
‫سلام بله خودم هستم

134
00:06:21,297 --> 00:06:23,841
‫خب فبیولا می‌خوای بهم بگی
‫چرا اینقدر درباره رفتن به پرینستون،

135
00:06:23,925 --> 00:06:26,052
‫با دیوی اینقدر عجیب رفتار کردی؟

136
00:06:26,135 --> 00:06:29,889
‫جدی عجیب بود؟
‫کاملا یادمه که خونسرد بودم

137
00:06:29,972 --> 00:06:31,891
‫به دیوی نگفتی که درخواست دادی؟

138
00:06:31,974 --> 00:06:33,393
‫می‌دونی که باید بگی، آره؟

139
00:06:33,476 --> 00:06:37,522
‫فکر کردم بهتره صبر کنم تا وقتی که قبول شه،
‫و بعدش یهو بگم «سورپرایز!»

140
00:06:37,605 --> 00:06:40,858
‫تو الان توی ساحل شرقی هستی،

141
00:06:40,942 --> 00:06:42,568
‫و بلاخره باید بری اون دانشگاه

142
00:06:42,652 --> 00:06:45,071
‫من حتی مطمئن نیستم
‫که باید به اونجا درخواست می‌دادم

143
00:06:45,154 --> 00:06:47,407
‫تا الان عصبانیت دیوی رو دیدید؟

144
00:06:47,490 --> 00:06:49,542
‫یکاری می‌کنه هالک پیشش
‫شبیه اون غورباقه کرمیت میشه

145
00:06:49,625 --> 00:06:52,495
‫بعله از خشم رفیقت آگاهم،
‫برای همین تو دفترم کلاه ایمنی گذاشتم

146
00:06:53,079 --> 00:06:54,997
‫ولی باید اولویتت خودت باشی

147
00:06:55,081 --> 00:06:57,291
‫و بری ببینی اون دانشگاه برات خوبه یا نه

148
00:06:58,501 --> 00:07:01,379
‫تو هیچوقت نفهمیدی خوشحالی چه شکلیه

149
00:07:02,213 --> 00:07:04,590
‫ولی صبر کن عمو وانیا

150
00:07:05,299 --> 00:07:06,884
‫لطفا صبر کن

151
00:07:08,636 --> 00:07:10,096
‫استراحت می‌کنیم

152
00:07:11,055 --> 00:07:13,349
‫استراحت می‌کنیم، استراحت

153
00:07:18,646 --> 00:07:19,646
‫و تمام

154
00:07:20,064 --> 00:07:22,525
‫خب ممنون خانم وانگ،
‫مرسی که تشریف اوردید

155
00:07:23,901 --> 00:07:24,735
‫اوه

156
00:07:24,819 --> 00:07:25,819
‫البته

157
00:07:29,699 --> 00:07:32,577
‫خب چرا دست نزدید

158
00:07:33,119 --> 00:07:33,953
‫ببخشید؟

159
00:07:34,036 --> 00:07:36,823
‫خب... شنیدم برای نفر قبلی دست زدید

160
00:07:36,906 --> 00:07:38,441
‫اون پسری که نمایش «اتلو» رو بازی کرد

161
00:07:38,624 --> 00:07:41,377
‫خب هر اجرایی متفاوته

162
00:07:44,422 --> 00:07:46,048
‫من شانس قبولی ندارم درسته؟

163
00:07:46,132 --> 00:07:48,759
‫خانم وانگ، بهتون اطمینان میدم
‫که فعلا تصمیمی نگرفتیم

164
00:07:48,843 --> 00:07:50,970
‫ولی قطعا گرفتید درسته؟

165
00:07:51,053 --> 00:07:53,723
‫می‌تونید رک بگید بهم، تحمل شنیدنشو دارم

166
00:07:55,558 --> 00:07:56,767
‫اگه بخوام صادق باشم

167
00:07:57,643 --> 00:08:00,104
‫فکر نمی‌کنم جولیارد جای خوبی برای شما باشه

168
00:08:00,188 --> 00:08:02,398
‫ولی خب کلی راه برای بازیگر شدن هست

169
00:08:02,482 --> 00:08:04,317
‫مثلا بازیگر فلو از تبلیغ «پروگرسیو» رو ببین

170
00:08:04,400 --> 00:08:06,027
‫شرط می‌بندم دو تا خونه داره حتی

171
00:08:06,694 --> 00:08:07,694
‫اوه

172
00:08:08,905 --> 00:08:12,325
‫قول میدم بهت که راهتو پیدا می‌کنی

173
00:08:13,326 --> 00:08:14,452
‫ممنونم

174
00:08:24,378 --> 00:08:26,280
‫سلام بچه‌ها، ایشون بن هست

175
00:08:26,364 --> 00:08:29,008
‫داره درخواست زودهنگام میده
‫الانم می‌خواد ببینه زندگی اینجا چجوریه

176
00:08:29,091 --> 00:08:30,384
‫پس آبروم رو نبرید

177
00:08:30,468 --> 00:08:31,802
‫قولی نمیدم

178
00:08:32,929 --> 00:08:35,249
‫سلام، ما داشتیم در مورد
‫ مقاله مجله اتلنتیک صحبت می‌کردیم

179
00:08:35,306 --> 00:08:38,684
‫درباره تثبیت پول‌های نامعلوم،
‫نمی‌خواین بشینید؟

180
00:08:38,768 --> 00:08:41,103
‫<i>در دبیرستان، افرادی که با بن معاشرت داشتند</i>

181
00:08:41,187 --> 00:08:44,190
‫<i>شامل صفر عدد دوست و یک دشمن بودند</i>

182
00:08:44,273 --> 00:08:46,484
‫امیدوار بود که تو دانشگاه اوضاع عوض بشه

183
00:08:46,567 --> 00:08:48,236
‫آره خب، واقعا مسخرست

184
00:08:48,319 --> 00:08:50,738
‫ساده بخوام بگم،
‫شرکت‌های نفتی دارن قوانین رو دستکاری می‌کنن

185
00:08:51,906 --> 00:08:55,117
‫کاملا، به نظر می‌رسه که خیلی از خودروسازان
‫دارن سمت ماشین‌های برقی میرن

186
00:08:55,201 --> 00:08:56,452
‫حداقل این خوبه

187
00:08:56,536 --> 00:08:58,676
‫خب بن می‌دونی که ماشین‌های برقی هم
‫همونقدر مضرن، آره؟

188
00:08:58,729 --> 00:09:01,307
‫منظورم اینه که، استخراج فلزات سنگین
‫واقعا یه مشکل حقوق بشری جدیه

189
00:09:01,390 --> 00:09:03,010
‫تازه بدون یه شبکه سالم چه فایده داره؟

190
00:09:03,042 --> 00:09:04,544
‫آره درسته

191
00:09:04,627 --> 00:09:06,027
‫من... من فقط امیدوارم یه روزی،

192
00:09:06,087 --> 00:09:08,589
‫بتونیم با ذرت سوخت ماشین‌هارو تامین کنیم

193
00:09:08,673 --> 00:09:10,424
‫بیخیال بن

194
00:09:10,508 --> 00:09:13,302
‫ما واقعا نباید کشاورزی تک فرهنگی رو

195
00:09:13,386 --> 00:09:14,679
‫بیشتر از این تشویق کنیم

196
00:09:14,762 --> 00:09:15,888
‫نه نه...

197
00:09:15,972 --> 00:09:17,598
‫البته که نه

198
00:09:17,682 --> 00:09:19,475
‫شما غذا نمی‌خواین سفارش بدید؟

199
00:09:19,559 --> 00:09:21,936
‫بن تو مهمون مایی،
‫چه غذایی میل داری؟

200
00:09:23,688 --> 00:09:24,981
‫غذا؟

201
00:09:25,815 --> 00:09:29,735
‫فقط یچیزی باشه که کمیاب نباشه،
‫باعث سوخت کربن نشه،

202
00:09:29,819 --> 00:09:32,572
‫و ترجیحا توسط کسی ارسال بشه
‫که دستمزد خوبی بگیره

203
00:09:32,655 --> 00:09:33,990
‫پسر آروم بگیر

204
00:09:34,073 --> 00:09:35,700
‫حال پیتزا دارید؟

205
00:09:36,284 --> 00:09:37,804
‫- آره
‫- پیتزا خوبه

206
00:09:38,995 --> 00:09:41,872
‫خدای من دیوی، تو قراره عاشق دانشگاه بشی

207
00:09:41,956 --> 00:09:44,125
‫خونه که بودم،
‫مامانم همش گیر می‌داد که درس بخونم

208
00:09:44,208 --> 00:09:45,918
‫و هیچوقت نمی‌ذاشت با پسرا حرف بزنم

209
00:09:46,002 --> 00:09:49,672
‫ولی باور کن اینجا،
‫ دخترا کارای بیشتر از حرف زدن می‌کنن

210
00:09:49,755 --> 00:09:52,133
‫وای، خفن‌ترین چیزی بود که تا الان شنیدم

211
00:09:52,216 --> 00:09:53,467
‫آره عالیه

212
00:09:53,551 --> 00:09:55,761
‫دیگه از مامان سخت‌گیری که
‫ بخواد بهت گیر بده خبری نیست

213
00:09:55,845 --> 00:09:58,097
‫و بخواد هرچی شرت سکسی داری
‫رو دور بندازه

214
00:09:58,180 --> 00:09:59,599
‫مامان منم این کارو می‌کرد

215
00:09:59,682 --> 00:10:01,802
‫یبار بهش دروغ گفتم که هدبنده

216
00:10:01,851 --> 00:10:03,491
‫بعد مجبورم کرد که تو رستوران بذارمش رو سرم

217
00:10:03,561 --> 00:10:04,955
‫اوه

218
00:10:04,979 --> 00:10:06,731
‫مهمونی باشگاه غذاخوری داره شروع میشه

219
00:10:07,315 --> 00:10:08,566
‫چی میگی، بریم؟

220
00:10:09,150 --> 00:10:10,151
‫معلومه که آره

221
00:10:10,234 --> 00:10:11,611
‫<i>دیوی شوک شده بود</i>

222
00:10:11,694 --> 00:10:13,404
‫<i>بلری که تو دبیرستان می‌شناخت</i>

223
00:10:13,487 --> 00:10:17,325
‫<i>همونی که مهمونی مدرسه رو نرفت
‫که کلمه‌های بیشتری برای لاتین پیشرفته بخونه</i>

224
00:10:17,867 --> 00:10:19,869
‫سلام بچه‌ها،‌ حالتون چطوره؟

225
00:10:19,952 --> 00:10:21,954
‫همه چی خوب پیش میره اونجا؟
‫خدای من

226
00:10:22,038 --> 00:10:23,205
‫<i>حالا نگاش کن</i>

227
00:10:23,289 --> 00:10:26,500
‫الان حتی از آهنگ‌ «جینگل بل»
‫هم بیشتر قرو فر داره

228
00:10:26,584 --> 00:10:28,878
‫- چقدر خوشگلید شما، چه بزن و برقصی
‫- خب

229
00:10:31,797 --> 00:10:35,217
‫خیل خب، کی مشروب می‌زنه؟

230
00:10:38,763 --> 00:10:40,640
‫وای من عاشق زندگی آیندم شدم

231
00:10:44,685 --> 00:10:45,853
‫سلام من رسیـ....

232
00:10:53,069 --> 00:10:54,945
‫چه سکوت دلپذیری

233
00:11:26,060 --> 00:11:27,269
‫بن؟

234
00:11:27,353 --> 00:11:30,606
‫فکر می‌کردم هنوز کلمبیا باشی
‫با رفیقای جدید و با کلاست بگردی

235
00:11:31,190 --> 00:11:33,818
‫آره، نه، خیلی حال داد
‫خیلی باهم جور شدیم

236
00:11:33,901 --> 00:11:35,820
‫فقط برگشتم که انرژی بگیرم

237
00:11:35,903 --> 00:11:39,323
‫بعد از اونهمه مکالمات درگیرکننده و متفکرانه

238
00:11:39,407 --> 00:11:41,200
‫خب بچه‌ها موضوع اینه

239
00:11:41,283 --> 00:11:45,287
‫نتونستیم برای همتون بلیط تئاتر نیویورک بگیریم

240
00:11:45,371 --> 00:11:48,916
‫ولی برای خودمون تونستیم
‫ دوتا بلیط نمایش «مولان روژ» بگیریم

241
00:11:49,917 --> 00:11:52,169
‫ولی برای شما بچه‌ها نسخه فیلمشو رو

242
00:11:52,253 --> 00:11:53,879
‫- پیش سفارش دادیم
‫- نسخه فیلم!

243
00:11:53,963 --> 00:11:55,172
‫- برای این اتاق!
‫- این اتاق!

244
00:11:55,256 --> 00:11:57,383
‫که بتونید با ما ببینید نمایش رو،
‫خیلی قراره خوش بگذره

245
00:11:57,466 --> 00:11:58,968
‫می‌تونید ببینید!

246
00:11:59,552 --> 00:12:02,221
‫- همم، بهتره بریم...
‫- آره، خب خدافظ

247
00:12:02,304 --> 00:12:04,473
‫- چون، آره، بریم دیگه
‫- اه

248
00:12:04,557 --> 00:12:08,227
‫ال حالت خوبه؟
‫از تست بازیگریت هیچی نگفتی

249
00:12:08,310 --> 00:12:10,730
‫- نمی‌خوام دربارش حرف بزنم
‫- باشه

250
00:12:10,813 --> 00:12:12,773
‫بهتره ببینم دیوی چیکار می‌کنه

251
00:12:14,233 --> 00:12:15,693
‫<i>سر زدن به کلاس‌ دانشگاه چطور بود؟</i>

252
00:12:15,776 --> 00:12:18,154
‫نسبت معلم به دانشجوها خوب بود

253
00:12:18,237 --> 00:12:20,156
‫آره!

254
00:12:20,239 --> 00:12:23,242
‫بزن بریم، آره دختر

255
00:12:23,743 --> 00:12:24,743
‫آره!

256
00:12:25,494 --> 00:12:26,534
‫<i>کلاس نرفتم</i>

257
00:12:26,579 --> 00:12:28,831
‫<i>ولی بلر داره حسابی یادم میده
‫چجوری پارتی کنم</i>

258
00:12:28,914 --> 00:12:30,958
‫<i>وسط مهمون‌خونه آرمسترانگ خفنش!</i>

259
00:12:31,041 --> 00:12:32,251
‫<i>تو بودی عاشق اینجا می‌شدی</i>

260
00:12:34,003 --> 00:12:35,921
‫<i>ولی واقعنی عاشقش میشد؟</i>

261
00:12:36,756 --> 00:12:40,634
‫<i>اون فقط درخواست داد که مامانشو خوشحال کنه
‫ و شاید یه ربات «بی‌بی8» ببینه</i>

262
00:12:40,718 --> 00:12:42,720
‫<i>می‌دونست که باید یه سر بزنه</i>

263
00:12:42,803 --> 00:12:44,043
‫چرا نریم پیش دیوی؟

264
00:12:44,096 --> 00:12:46,307
‫اون تو مهمونی باحالیه،
‫شاید حالت عوض شد

265
00:12:46,390 --> 00:12:48,660
‫کی می‌دونه؟ شاید یه سری چیز
‫راجب پرینستون یاد بگیریم

266
00:12:48,684 --> 00:12:50,478
‫که برای یه نفر بدردبخور باشه

267
00:12:50,561 --> 00:12:52,563
‫پس مراقب‌ها چی؟

268
00:12:52,646 --> 00:12:55,733
‫اون گشنه‌های امضا از چند ساعت قبل نمایش

269
00:12:55,816 --> 00:12:58,277
‫پشت استیج منتظر می‌مونن، وقت داریم

270
00:12:58,903 --> 00:13:03,991
‫خب... راستشو بگم
‫واقعا دلم یه نوشیدنی سنگین می‌خواد

271
00:13:04,074 --> 00:13:06,911
‫از اونجایی که این سفر
‫کامل اعتماد به نفسمو خراب کرد

272
00:13:06,994 --> 00:13:08,746
‫آره منم دلم نوشیدنی می‌خواد

273
00:13:09,622 --> 00:13:14,168
‫ولی واسه من برای جشن گرفتنه
‫چون امروزم خیلی خوب پیش رفت

274
00:13:16,170 --> 00:13:17,004
‫میشه بیام؟

275
00:13:17,087 --> 00:13:20,299
‫بله، یالا، بریم، بدو

276
00:13:22,301 --> 00:13:24,762
‫سلام، من سث‌ـم، اسم تو چیه؟

277
00:13:24,845 --> 00:13:27,097
‫- دیوی
‫- وا بده سث، اون دبیرستانیه

278
00:13:27,181 --> 00:13:29,475
‫- خب من دنده عقب می‌گیرم
‫- وای!

279
00:13:29,558 --> 00:13:32,561
‫بلر خیلی داره خوش می‌گذره، زندگیت خیلی خفنه

280
00:13:32,645 --> 00:13:34,063
‫من می‌خوام دقیقا مثل تو بشم

281
00:13:34,146 --> 00:13:37,042
‫کوان، اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫تو قرار بود پشت پیش‌خوان بمونی

282
00:13:37,066 --> 00:13:38,734
‫تو حتی لباس کارت هم نپوشیدی

283
00:13:38,818 --> 00:13:40,277
‫خیلی متاسفم آقای مارتل

284
00:13:40,361 --> 00:13:41,987
‫فکر کردم اینجوری خلاقانه‌تره

285
00:13:42,071 --> 00:13:44,111
‫که نوشیدنی‌ها رو وسط رقص بدم به مهمونا

286
00:13:44,156 --> 00:13:45,699
‫گوش کن، تو اخراجی، بیا بریم

287
00:13:45,783 --> 00:13:47,960
‫لطفا این کارو نکنید،
‫من واقعا به این کار نیاز دارم

288
00:13:48,244 --> 00:13:49,837
‫وایسا وایسا ببینم، تو اینجا کار می‌کنی؟

289
00:13:50,120 --> 00:13:53,332
‫همه دانشجو‌های باشگاه باید شیفت بدن؟
‫یجور کار تیمیه؟

290
00:13:53,415 --> 00:13:56,377
‫آره، خب موضوع اینه

291
00:13:57,336 --> 00:13:58,736
‫من دیگه اینجا دانشجو نیستم

292
00:13:58,760 --> 00:14:05,460
بی سی موویز

293
00:14:05,469 --> 00:14:07,054
‫اوه

294
00:14:07,680 --> 00:14:08,931
‫- سلام
‫- اوه سلام

295
00:14:09,014 --> 00:14:11,326
‫ببخشید که مزاحمت میشم
‫مخصوصا امشب که قرار بود تنها باشی

296
00:14:11,350 --> 00:14:13,070
‫ولی فکر می‌کنم گوشیم تو آشپزخونتون جا موند

297
00:14:13,102 --> 00:14:15,229
‫اوه خدای من، البته، بله بفرما تو

298
00:14:15,312 --> 00:14:18,774
‫- بله، بفرما بفرما
‫- خب بذار ببینم

299
00:14:18,858 --> 00:14:21,026
‫- خب پیداش کردم
‫- خیلی سریع پیداش کردی

300
00:14:21,110 --> 00:14:23,350
‫خیلی نگران بودم که تو یکی از
‫دیوار‌هاتون جا نذاشته باشمش

301
00:14:24,530 --> 00:14:26,156
‫دیگه مزاحم وقت تنهاییت نمیشم

302
00:14:26,240 --> 00:14:29,368
‫اوه صبر کن صبر کن،
‫لازم نیست اینقدر سریع بری

303
00:14:29,451 --> 00:14:32,288
‫بهم درباره امروزت بگو،
‫یا هر روزی که دوست داشتی

304
00:14:32,371 --> 00:14:34,251
‫فقط حرف بزن، هرچی گفتی گفتی،
‫فقط حرف بزن

305
00:14:34,999 --> 00:14:37,209
‫- سکوت داره اذیتت می‌کنه آره؟
‫- داره کر می‌کنه منو

306
00:14:37,710 --> 00:14:40,337
‫می‌دونستی وان حموم فقط پنج دقیقه گرم می‌مونه

307
00:14:40,421 --> 00:14:42,590
‫و بعدش انگار وسط یه برکه شخصی نشستی

308
00:14:44,008 --> 00:14:46,302
‫جای دیگه لازم نیست باشی؟ یا می‌تونی...

309
00:14:46,385 --> 00:14:49,096
‫خب در واقع مارگو خونه یکی از دوستاشه

310
00:14:49,847 --> 00:14:51,140
‫می‌تونی بمونی؟

311
00:14:51,223 --> 00:14:52,683
‫خدای من، خداروشکر

312
00:14:52,766 --> 00:14:54,894
‫خب، خیل خب، چیکار کنیم؟

313
00:14:54,977 --> 00:14:57,438
‫می‌خوای یه بازی فکری‌ای چیزی بازی کنیم؟

314
00:14:57,521 --> 00:14:58,606
‫شام خوردی؟

315
00:14:58,689 --> 00:15:00,566
‫،خب وسط پازل هزار قطعه درست کردن

316
00:15:00,649 --> 00:15:02,860
‫بیسکوئیت ترد خوردن شام حساب میشه؟

317
00:15:04,236 --> 00:15:06,071
‫خیلی متاسفم دیوی

318
00:15:06,572 --> 00:15:08,115
‫نمی‌خواستم بهت دروغ بگم

319
00:15:08,741 --> 00:15:11,243
‫فقط اینکه این اوضاع به وضوح برام خجالت آوره

320
00:15:11,327 --> 00:15:13,287
‫خب چه اتفاقی افتاد؟

321
00:15:13,370 --> 00:15:16,874
‫خب انگاری اگه همش مهمونی باشی
‫و کلاس‌هات رو بیوفتی،

322
00:15:16,957 --> 00:15:18,167
‫نمی‌ذارن اینجا بمونی

323
00:15:18,250 --> 00:15:21,337
‫ولی تو متمرکزترین آدمی بودی که می‌شناختم

324
00:15:21,420 --> 00:15:24,924
‫چطور رفتی دانشگاه بعد یهو
‫تصمیم گرفتی که دیگه درس نخونی؟

325
00:15:25,799 --> 00:15:28,544
‫نمی‌دونم دیوی،
‫بعد دبیرستان دیگه خسته شده بودم

326
00:15:28,628 --> 00:15:30,208
‫منظورم اینه که خودت می‌دونی چجوریه

327
00:15:30,262 --> 00:15:34,433
‫آدم کلی کلاس اضافه برمی‌دره
‫و این‌ همه درس سخت می‌خونه

328
00:15:34,516 --> 00:15:36,435
‫که همچین دانشگاهی قبول شه

329
00:15:36,518 --> 00:15:39,396
‫و وقتی قبول شدی، دیگه چه هدفی داری؟

330
00:15:39,480 --> 00:15:41,607
‫قطعا دیگه نمی‌تونی دانشجو برتر باشی

331
00:15:41,690 --> 00:15:43,776
‫و دیگه مامانت هم نیست که سرت غر بزنه

332
00:15:44,276 --> 00:15:46,779
‫- آدم راحت راهشو گم می‌کنه
‫- لعنتی

333
00:15:47,363 --> 00:15:49,990
‫سخت‌ترین بخش دانشگاه تکالیف نیست

334
00:15:50,616 --> 00:15:53,202
‫اینه که رو پای خودتی
‫و نمی‌دونی چجور آدمی هستی

335
00:15:54,995 --> 00:15:56,956
‫خب الان حالت چطوره؟

336
00:15:57,039 --> 00:15:58,039
‫خوبم

337
00:15:58,832 --> 00:16:02,461
‫دارم سعی می‌کنم خودمو پیدا کنم
‫قبل اینکه بخوام تصمیم بگیرم چیکار کنم

338
00:16:04,713 --> 00:16:07,132
‫یه لحظه صبر کن ببینم،
‫من امشب قرار بود کجا بخوابم؟

339
00:16:07,216 --> 00:16:09,927
‫من خونمو یجور دستکاری کردم که
‫شبیه خوابگاه بشه

340
00:16:10,010 --> 00:16:11,370
‫و به همسایه 50 ساله‌ام پول دادم که

341
00:16:11,453 --> 00:16:13,555
‫کلاه لبه‌دارشو برعکس بذاره و
‫با اسکیت‌برد اینور اونور بره

342
00:16:13,639 --> 00:16:15,307
‫عالیه

343
00:16:18,185 --> 00:16:22,022
‫ام، میشه یه لحظه اینجا منتظر باشی؟
‫من واقعا باید برم التماس کنم کارمو پس بده

344
00:16:22,106 --> 00:16:24,274
‫آره حتما، برو موفق باشی پهلوون

345
00:16:24,358 --> 00:16:27,069
‫یا پهلوون سابق

346
00:16:27,152 --> 00:16:30,072
‫<i>دیوی از کشف این موضوع درباره الگوش
‫تو شوک بود</i>

347
00:16:30,155 --> 00:16:32,616
‫<i>اگه بلرِ بی‌نقص نمی‌تونست تو دانشگاه بمونه</i>

348
00:16:32,700 --> 00:16:34,284
‫<i>دیگه برای اون چه شانسی می‌موند؟</i>

349
00:16:34,368 --> 00:16:37,037
‫<i>این قضیه همچنین بهش یادآور شد
‫که شاید سختی رفتن به دانشگاه رو</i>

350
00:16:37,121 --> 00:16:39,873
‫<i>خیلی دست کم گرفته بود</i>

351
00:16:39,957 --> 00:16:41,667
‫دیوی دستت خورده تماس گرفتی؟

352
00:16:41,750 --> 00:16:43,669
‫نه بابا، دارم تو چشات نگاه می‌کنم

353
00:16:43,752 --> 00:16:45,212
‫مگه تو سفر نیستی؟

354
00:16:45,295 --> 00:16:46,880
‫باشه، اینقدر سین جیم نکن

355
00:16:46,964 --> 00:16:48,340
‫ببخشید، بگو

356
00:16:48,424 --> 00:16:53,429
‫فقط می‌خواستم بگم معذرت می‌خوام که
‫ واسه دانشگاه آریزونا اذیتت کردم

357
00:16:53,512 --> 00:16:54,972
‫اوه، آه...

358
00:16:55,597 --> 00:16:56,432
‫اشکال نداره

359
00:16:56,515 --> 00:16:59,393
‫نه، نه، من داشتم به اشتباه قضاوتت می‌کردم

360
00:16:59,476 --> 00:17:01,603
‫و اصلا نمی‌دونستم دارم درمورد چی حرف می‌زنم

361
00:17:02,521 --> 00:17:04,481
‫خب، ممنون از حرفت دیوی

362
00:17:05,315 --> 00:17:09,611
‫بعلاوه، خوشحالم که دوباره تو مدرسه می‌بینمت

363
00:17:09,695 --> 00:17:11,238
‫منم همینطور

364
00:17:13,032 --> 00:17:14,742
‫همه چی اونجا رو به راهه؟

365
00:17:14,825 --> 00:17:16,452
‫آره، کاملا

366
00:17:16,535 --> 00:17:20,998
‫فقط... تصوراتم از اینجا چیز دیگه‌ای بود

367
00:17:21,081 --> 00:17:22,082
‫آره...

368
00:17:22,166 --> 00:17:24,835
‫منم دقیقاً همین حسو به دانشگاه داشتم

369
00:17:25,669 --> 00:17:29,173
‫<i>داش، مگه نگفتم تو شام داداشیا گوشی نیاری؟</i>

370
00:17:29,256 --> 00:17:31,050
‫ شنبه و یکشنبه‌ها تو مال منی

371
00:17:31,133 --> 00:17:32,176
‫<i>دارم میام</i>

372
00:17:32,259 --> 00:17:33,427
‫خب فکر می‌کنم که دیگه باید بری

373
00:17:33,510 --> 00:17:34,678
‫<i>آره، تو دردسر افتادم</i>

374
00:17:34,762 --> 00:17:38,098
‫<i>اما ممنون که زنگ زدی،
‫ هر وقت برگشتی ببینیم همو</i>

375
00:17:39,099 --> 00:17:40,434
‫باشه، خداحافظ پکستن

376
00:17:41,518 --> 00:17:44,605
‫اوه، بچه‌ها ببینید، دیوی اونجاست
‫گفتم که درست اومدیم

377
00:17:46,607 --> 00:17:48,942
‫- شما اینجا چیکار می‌کنید؟
‫- اومدیم تورو ببینیم

378
00:17:49,026 --> 00:17:50,819
‫آخــــی، خیلی خوبه

379
00:17:50,903 --> 00:17:53,113
‫میشه ببریمون یه جا که مشروب داشته باشه؟

380
00:17:53,197 --> 00:17:55,115
‫راستش می‌تونم، اما...

381
00:17:55,199 --> 00:17:57,802
‫وایسا ببینم،
‫ چرا با چمدونت بیرون مهمونی نشستی؟

382
00:17:57,826 --> 00:18:00,079
‫- بخاطر پخمه بودن انداختنت بیرون؟
‫- اوکی، بن...

383
00:18:00,162 --> 00:18:01,914
‫دیوی، من برگشتم، بیا داخل

384
00:18:01,997 --> 00:18:03,957
‫عالیه، می‌تونم چندتا از دوستام رو هم بیارم؟

385
00:18:04,041 --> 00:18:05,751
‫اوه، سلام بچه‌ها، البته، بیاید داخل

386
00:18:09,213 --> 00:18:12,091
‫خب، اگه نمی‌اومدم چیکار می‌کردی؟

387
00:18:12,174 --> 00:18:13,467
‫اوه، دیگه کم مونده بود ماشین ظرف‌شویی

388
00:18:13,550 --> 00:18:15,779
‫رو بازش کنم و کامل بشورمش

389
00:18:15,803 --> 00:18:16,845
‫واقعاً تلخ بود حرفت

390
00:18:16,929 --> 00:18:18,764
‫فک کنم حق با توئه

391
00:18:18,847 --> 00:18:21,350
‫تنها خونه موندن
‫ سخت‌تر از چیزیه که فکرشو می‌کردم

392
00:18:21,433 --> 00:18:23,519
‫خدایا، سال دیگه که دیوی بره دانشگاه،

393
00:18:23,602 --> 00:18:24,842
‫من می‌خوام تنها چیکار کنم؟

394
00:18:24,895 --> 00:18:25,896
‫درک می‌کنم

395
00:18:25,979 --> 00:18:27,689
‫مارگو یه تابستون رفت کمپ هنری

396
00:18:27,773 --> 00:18:30,859
‫اونقدر برای گذروندن وقت درمونده شدم
‫که یه خونه استخری ساختم

397
00:18:31,360 --> 00:18:33,904
‫- اما ما اصلا استخر نداریم
‫- باحال بود

398
00:18:35,739 --> 00:18:38,909
‫همیشه فکر می‌کردم
‫ قراره این روزها رو با موهن بگذرونم

399
00:18:38,992 --> 00:18:42,579
‫فکر می‌کردم می‌افتیم دنبال یه سرگرمی،
‫ می‌دونی چی میگم؟

400
00:18:42,663 --> 00:18:45,415
‫مثل... ساختن یه خونه پرندگان

401
00:18:45,499 --> 00:18:48,335
‫- البته
‫- اما موهن از ساخت‌وساز متنفر بود، پس نه

402
00:18:48,418 --> 00:18:49,920
‫چطور ممکنه یکی از ساخت‌وساز بدش بیاد؟

403
00:18:50,003 --> 00:18:52,965
‫اون می‌گفت این یه جایگزین ضعیف برای شخصیته

404
00:18:53,048 --> 00:18:56,385
‫خب این یه تعریف ظالمانه از دنیای ساخت‌و‌سازه

405
00:18:56,468 --> 00:18:57,886
‫منم همین فکر رو می‌کردم

406
00:18:58,762 --> 00:19:02,641
‫گوش کن، می‌دونم که قصد نداشتی
‫ این روزا رو تنها بگذرونی

407
00:19:02,724 --> 00:19:06,520
‫منم نداشتم،
‫ اما مطمئنم که ازشون عبور می‌کنیم

408
00:19:07,938 --> 00:19:11,150
‫و اگه به خریدن یه دوچرخه ثابت علاقه داری...

409
00:19:11,233 --> 00:19:13,068
‫فکر می‌کنم آخر عاقبتم این میشه

410
00:19:13,152 --> 00:19:14,027
‫- نه
‫- آره

411
00:19:14,111 --> 00:19:15,904
‫نه، نه، نه ، آندرس. فکرشم نکن

412
00:19:15,988 --> 00:19:18,073
‫اون دیگه برای باباهای خیلی غمگینه

413
00:19:18,157 --> 00:19:19,992
‫من میرم یه قوری چای بذارم

414
00:19:20,075 --> 00:19:21,277
‫و وقتی برگشتم،

415
00:19:21,361 --> 00:19:25,054
‫در مورد سرگمی‌های محترمانه‌تری
‫ برای آدمای مسن صحبت می‌کنیم

416
00:19:27,875 --> 00:19:29,835
‫چی تو رو به اینجور جاها کشونده؟

417
00:19:29,918 --> 00:19:32,462
‫- فقط کنکجاوی زیاد
‫- آها تو که راست میگی

418
00:19:33,046 --> 00:19:34,882
‫خیلی خب، من میرم به چرخی بزنم

419
00:19:36,466 --> 00:19:39,344
‫خب ال اینم نوشیدنی که خواستی،
‫ حالا بهمون بگو امروز چی شد؟

420
00:19:39,428 --> 00:19:41,054
‫امروز اتفاق خاصی افتاد؟

421
00:19:42,472 --> 00:19:45,893
‫تو جولیارد بهم گفتن که بازیگریم بده

422
00:19:45,976 --> 00:19:47,352
‫اونا گفتن من فاجعه‌ام

423
00:19:47,436 --> 00:19:50,397
‫چی؟ چطور جرئت کردن؟
‫تو یه بازیگر فوق‌العاده‌ای

424
00:19:50,480 --> 00:19:52,524
‫شما چون دوستام هستید این حرفو می‌زنید

425
00:19:52,608 --> 00:19:54,693
‫نه، ما هیچ‌وقت بهت دروغ نمی‌گیم

426
00:19:54,776 --> 00:19:56,820
‫راست میگه، ما بهم دروغ نمی‌گیم

427
00:19:56,904 --> 00:19:59,531
‫مگر اینکه یه شرایط خاصی باشه

428
00:19:59,615 --> 00:20:02,951
‫من نمی‌دونم اگه بازیگر نشم باید چیکار بکنم

429
00:20:03,035 --> 00:20:04,286
‫شاید باید عروسک‌گردان بشم؟

430
00:20:04,369 --> 00:20:08,540
‫ال، تو نمی‌تونی بذاری یه مشت عوض
‫ چیزی که دوست داری رو ازت بگیرن

431
00:20:08,624 --> 00:20:10,459
‫آره، تو باید یه بازیگر بشی

432
00:20:10,542 --> 00:20:12,085
‫ممنون بچه‌ها

433
00:20:12,169 --> 00:20:16,381
‫شما و این نوشیدنی الکلی
‫ دارین حالمو خوب می‌کنید

434
00:20:16,465 --> 00:20:18,258
‫حالا، میشه بریم برقصیم؟

435
00:20:18,342 --> 00:20:20,219
‫- آره
‫- ایول! یوهووو!

436
00:20:34,608 --> 00:20:37,110
‫هی، دختر دبیرستانی، بیا با من برقص

437
00:20:37,194 --> 00:20:39,446
‫نه، ممنون، دارم با دوستام خوش می‌گذرونم

438
00:20:39,529 --> 00:20:42,157
‫- ناز نکن، بیا با هم برقصیم
‫- بیخیال، ولم کن

439
00:20:42,241 --> 00:20:44,284
‫- بس کن
‫- هی چاقال، ولش کن

440
00:20:46,161 --> 00:20:47,161
‫هی، حالت خوبه؟

441
00:20:55,045 --> 00:20:56,045
‫هی

442
00:20:57,256 --> 00:20:58,882
‫صورتت چطوره؟

443
00:20:58,966 --> 00:20:59,966
‫بد نیست

444
00:21:00,384 --> 00:21:02,135
‫یجورایی خفن بنظر نمی‌رسه؟

445
00:21:02,219 --> 00:21:03,428
‫چرا

446
00:21:03,512 --> 00:21:05,597
‫ولی بهتره بسته یخ رو روش نگه داری

447
00:21:08,267 --> 00:21:11,228
‫واو. گفتن این حرف ممکنه
‫ منو کوچیک جلوه بده...

448
00:21:11,311 --> 00:21:15,274
‫... اما دانشگاه خیلی ترسناک‌تر از چیزیه که
‫ فکرشو می‌کردم

449
00:21:15,357 --> 00:21:16,900
‫بخاطر اون آشغال؟

450
00:21:16,984 --> 00:21:19,124
‫فقط وقتی اومدی اینجا
‫ یه اسپری فلفل با خودت داشته باش

451
00:21:19,169 --> 00:21:20,904
‫اوکی، آره، یه بخشیش بخاطر اونه

452
00:21:20,988 --> 00:21:24,825
‫اما جدا از اون...
‫ می‌دونستی که بلر اخراج شده؟

453
00:21:24,908 --> 00:21:26,618
‫جدی؟ چقدر بد

454
00:21:28,370 --> 00:21:30,580
‫ اینقدر بهش نزدیکی که
‫ بخاطر اخراجش اینقدر ناراحت شدی؟

455
00:21:31,164 --> 00:21:33,959
‫بن، من و بلر دقیقا یه آدمیم
‫ اگه اون بهم ریخت پس...

456
00:21:34,042 --> 00:21:36,837
‫فکر می‌کنی تو هم بهم می‌ریزی؟
‫ نه فکر نمی‌کنم

457
00:21:37,421 --> 00:21:41,049
‫از کجا می‌دونی؟ من خیلی شخصیت متعادلی ندارم

458
00:21:41,133 --> 00:21:44,469
‫بیین، دیوی، می‌دونم که بلر الگوت بود
‫ و فکر می‌کنی خیلی شبیه اونی

459
00:21:44,553 --> 00:21:46,638
‫اما شما اصلا شبیه هم نیستید

460
00:21:46,722 --> 00:21:49,003
‫منظورم اینه،
‫ اون تو دبیرستان خیلی بی‌نقص‌تر از تو بود

461
00:21:49,057 --> 00:21:51,351
‫- چطور جرئت می‌کنی اینو بگی؟
‫- و این مشکلش بود

462
00:21:51,435 --> 00:21:54,104
‫بلر هیچ اشتباهی نداشت و هیچ لذتی هم نبرد

463
00:21:54,187 --> 00:21:55,939
‫اون یه بشکه باروت بود

464
00:21:56,023 --> 00:21:57,691
‫تو اشتباهات زیادی داشتی،

465
00:21:57,774 --> 00:22:00,610
‫تو مهمونی میری، دوست پسر داشتی...

466
00:22:00,694 --> 00:22:02,446
‫که خب، بعضیاشون بهتر از بقیه بودن

467
00:22:04,531 --> 00:22:05,741
‫دیوی، تو می‌دونی کی هستی

468
00:22:06,450 --> 00:22:07,576
‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

469
00:22:08,160 --> 00:22:09,453
‫آره

470
00:22:10,579 --> 00:22:15,375
‫آخه می‌دونی، من از وقتی که
‫ یادم میاد دوست داشتم به پرینستون برم

471
00:22:15,459 --> 00:22:16,752
‫همین

472
00:22:16,835 --> 00:22:20,797
‫اما هیچ‌وقت فکر نکردم
‫زندگیم بعد شروع دانشگاه چطور میشه

473
00:22:20,881 --> 00:22:22,966
‫آره، می‌فهمم چی میگی

474
00:22:23,759 --> 00:22:27,929
‫می‌دونی که چقدر هیجان‌زده بودم
‫که برم دانشگاه کلمبیا و با امثال خودم باشم؟

475
00:22:28,013 --> 00:22:28,889
‫اهم

476
00:22:28,972 --> 00:22:32,059
‫خب، معلوم شد برای اونجا رفتن زیادی خنگم

477
00:22:32,142 --> 00:22:34,227
‫چی میگی؟ این اصلاً حقیقت نداره

478
00:22:34,311 --> 00:22:36,511
‫راستش، بچه‌های اونجا
‫ خیلی درباره مسائل جهان می‌دونستن

479
00:22:36,588 --> 00:22:39,458
‫و مقاله‌هایی از یه مجله‌هایی خونده بودن
‫که من حتی اسمشون هم نشنیده بودم

480
00:22:39,541 --> 00:22:42,819
‫حتی چندبار مجبور شدم
‫ یه سری کلمات سنگین رو با گوشیم سرچ کنم

481
00:22:42,903 --> 00:22:44,154
‫باشه، خب که چی؟

482
00:22:44,237 --> 00:22:45,947
‫تو هم می‌تونی مقاله بخونی

483
00:22:46,031 --> 00:22:49,101
‫اونا احتمالاً دارن چیزایی که
‫ قبلاً خوندن رو تکرار می‌کنن

484
00:22:49,184 --> 00:22:50,452
‫چون اونا هم اعتماد به‌نفس ندارن

485
00:22:50,535 --> 00:22:51,535
‫آره، شاید

486
00:22:51,578 --> 00:22:53,622
‫آره، قطعاً

487
00:22:53,705 --> 00:22:55,999
‫بن، تو می‌تونی تو این بازی برنده باشی

488
00:22:56,083 --> 00:22:58,460
‫تو بزرگترین چرندگویی هستی که تو عمرم دیدم

489
00:22:58,960 --> 00:23:01,755
‫ممنون دیوی، به شکل عجیبی انگیزه گرفتم

490
00:23:07,219 --> 00:23:08,887
‫هی، آم...

491
00:23:10,764 --> 00:23:12,974
‫واقعاً بدم می‌اومد باهام صحبت نمی‌کردی

492
00:23:13,558 --> 00:23:16,812
‫آره، من... من بابت اون کار متاسفم

493
00:23:16,895 --> 00:23:19,189
‫- فقط داشتم...
‫- لازم نیست توضیح بدی، می‌فهمم

494
00:23:19,773 --> 00:23:20,774
‫من فقط...

495
00:23:22,317 --> 00:23:23,443
‫می‌خوام باهات دوست باشم

496
00:23:24,027 --> 00:23:26,738
‫آره، من می‌تونم دوستت باشم

497
00:23:27,989 --> 00:23:30,242
‫کیفت رو آوردیم دیوی

498
00:23:30,325 --> 00:23:32,494
‫آره، شرمنده طولش دادیم

499
00:23:32,577 --> 00:23:34,830
‫فب داشت با یکی درمورد

500
00:23:34,913 --> 00:23:37,457
‫اینکه چندتا برنده نوبل
‫ تو دانشگاه هست صحبت می‌کرد

501
00:23:37,541 --> 00:23:40,877
‫خب، خبر خوب اینه که سث رو بیرون کردن

502
00:23:41,420 --> 00:23:43,922
‫اما خبر بد اینه که به همه گفت
‫ تو به سن قانونی نرسیدی

503
00:23:44,005 --> 00:23:45,215
‫پس اجازه نمیدن برگردی داخل

504
00:23:45,298 --> 00:23:48,009
‫مشکلی نیست، در هر صورت ما دیگه باید برگردیم

505
00:23:48,093 --> 00:23:50,637
‫ببخشید که این سفر چیزی که
‫ انتظارشو داشتی نبود

506
00:23:50,720 --> 00:23:53,140
‫راستش، دقیقاً همون چیزیه که نیاز داشتم

507
00:23:54,558 --> 00:23:56,101
‫بعداً می‌بینمت منِ کوچولو

508
00:23:56,852 --> 00:23:58,270
‫- خداحافظ بچه‌ها
‫- خداحافظ

509
00:23:58,895 --> 00:24:00,605
‫اوکی، برگردیم سمت مترو؟

510
00:24:00,689 --> 00:24:02,816
‫لازم نیست، ما یه ون اجازه کردیم

511
00:24:02,899 --> 00:24:07,696
‫وقتی رفتم که این تی‌شرت خوشگل
‫و لباس زیر هم رنگش رو بگیرم

512
00:24:07,779 --> 00:24:10,115
‫گوشیمو درآوردم تا پولشو پرداخت کنم

513
00:24:10,198 --> 00:24:14,911
‫و متوجه کلی پیام از همکلاسی‌هاتون شدم

514
00:24:14,995 --> 00:24:19,666
‫و حالا باید یه پوستر امضا نشده
‫ رو بزنم دیوار اتاقم

515
00:24:19,749 --> 00:24:23,044
‫و دیگه هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم
‫با آرون تویت دست بدم

516
00:24:23,128 --> 00:24:25,881
‫- می‌تونیم توضیح بدیم
‫- ساکت! سفر کنسله

517
00:24:26,506 --> 00:24:28,258
‫همه با پرواز فردا برمی‌گردیم شهر خودمون

518
00:24:28,341 --> 00:24:29,759
‫و حتی فکرشم نکنید

519
00:24:29,843 --> 00:24:32,762
‫که بگید وسط راه وایسیم بیگل بخریم

520
00:24:40,025 --> 00:24:41,025
‫[نایومی]

521
00:24:46,735 --> 00:24:49,404
‫«تا لانه‌ات آنقدر هم خالی نباشد»

522
00:24:54,659 --> 00:24:56,195
‫منو بابت کوتاه بودن سفرمون سرزنش نکنید

523
00:24:56,278 --> 00:24:59,488
‫می‌تونید تو این 6 ساعتی که سوار هواپیماییم
‫از بچه های کتاب «باکس‌کار» تشکر کنید

524
00:24:59,571 --> 00:25:00,999
‫که فرار کرده بودن نیوجرزی

525
00:25:01,082 --> 00:25:02,962
‫من خیلی دوست داشتم دانشگاه پارسونز رو ببینم

526
00:25:02,992 --> 00:25:04,503
‫طراحی گرافیک عشق منه

527
00:25:05,003 --> 00:25:07,589
‫هی! سمتم آجیل پرت نکن،
‫ ممکنه حساسیت داشته باشم

528
00:25:07,672 --> 00:25:10,091
‫<i>با اینکه بیشتر دانش‌آموزای تو هواپیما</i>

529
00:25:10,175 --> 00:25:11,927
‫<i>داشتن به دیوی و دوستاش فحش می‌دادن</i>

530
00:25:12,010 --> 00:25:13,053
‫<i>اون حس و حال خوبی داشت</i>

531
00:25:13,136 --> 00:25:15,055
‫<i>چون رابطه‌ش با بن رو درست کرده بود،</i>

532
00:25:15,138 --> 00:25:17,474
‫<i>و درمورد آینده‌ش تو پرینستون امیدوار بود</i>

533
00:25:17,557 --> 00:25:18,600
‫خب...

534
00:25:18,683 --> 00:25:21,436
‫هی، فب، شرمنده‌ام که
‫ نتونستی دانشگاه ییل رو ببینی

535
00:25:21,520 --> 00:25:22,771
‫اوه، درسته

536
00:25:23,605 --> 00:25:25,774
‫مشکلی نیست، می‌تونم به‌جاش یه تور مجازی برم

537
00:25:25,857 --> 00:25:29,319
‫<i> آره، اصلاً قرار نیست
‫ اینجا یه اتفاق عجیب بیافته</i>

538
00:26:39,913 --> 00:26:48,077
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

