1
00:00:01,172 --> 00:00:10,992
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:11,016 --> 00:00:13,476
‫خب سلام علیکم کریکتی‌ها

3
00:00:13,560 --> 00:00:15,562
‫وقتش شده که یه بار دیگه یه دورِ خفن

4
00:00:15,645 --> 00:00:18,148
‫توی ذهنِ خفن‌تر از خودِ
‫پکستون هال-یوشیدا بزنیم

5
00:00:18,231 --> 00:00:20,942
‫و منم راهنمای شما،
‫جیجی حدید هستم

6
00:00:21,443 --> 00:00:25,196
‫بعد از اینکه پکستون به این احمق‌ها
‫فهموند که هنوزم سلطان این جنگله،

7
00:00:25,280 --> 00:00:26,906
‫همه‌چیز عالی پیش می‌ره

8
00:00:26,990 --> 00:00:29,701
‫به همۀ پارتی‌ها و مهمونی‌ها
‫و دورهمی‌هام دعوت می‌شد

9
00:00:29,784 --> 00:00:32,746
‫و راستش به کل دانشگاهِ
‫دولتی آریزونا رو فراموش کرده

10
00:00:32,829 --> 00:00:34,789
‫هی دیرتر با همدیگه ناهار بزنیم؟

11
00:00:34,873 --> 00:00:36,833
‫معلومه دیگه، ناهارهامون با همه

12
00:00:40,003 --> 00:00:42,589
‫رسما داشت مثل قبل به زندگیِ
‫دورانِ دبیرستانش ادامه می‌داد،

13
00:00:42,672 --> 00:00:44,007
‫فقط سرویس بهداشتیش قشنگتر شده بود

14
00:00:44,090 --> 00:00:47,177
‫و تنها کاری که باید می‌کرد این بود که
‫یکمی شنا آموزش می‌داد و توی

15
00:00:47,260 --> 00:00:49,471
‫چند جلسۀ اجباریِ کارکنان مثل
‫همین یکی شرکت می‌کرد

16
00:00:49,554 --> 00:00:53,349
‫بنابراین دنبال چند تا داوطلبِ دیگه برای
‫خط تلفن کمک به نوجوانان می‌گردم

17
00:00:53,433 --> 00:00:54,893
‫فعلا فقط من و لایل داریم انجامش می‌دیم

18
00:00:54,976 --> 00:00:58,688
‫بعضی وقت‌ها، انگار دانش‌آموزها بیشتر
‫از اینکه من بهشون کمک کنم، بهم کمک می‌کنن

19
00:00:58,772 --> 00:01:01,524
‫کل موضوع همین بوده

20
00:01:01,608 --> 00:01:05,278
‫دلیلِ اینکه چرا دنبال شخصِ دیگه‌ای
‫برای کمک هستم، همینه، لطفا کمکم کنید

21
00:01:09,908 --> 00:01:11,242
‫عالیه، باشه

22
00:01:11,326 --> 00:01:15,080
‫ممنون
‫و عذرخواهی می‌کنم خانم تامپسون

23
00:01:15,163 --> 00:01:17,207
‫بسیارخب، چند تا اطلاعیه دیگه هم هست

24
00:01:17,290 --> 00:01:18,750
‫لونۀ پرندۀ توی کافه

25
00:01:18,833 --> 00:01:21,419
‫ظاهرا متعلق به پرندۀ کشیم
‫گوشدارِ نادره،

26
00:01:21,503 --> 00:01:23,565
‫و ایالت کالیفرنیا برای انتقال به
‫مکانی دیگه، مانع ما شده

27
00:01:23,589 --> 00:01:23,982
‫[یک پیام جدید دارید]

28
00:01:24,006 --> 00:01:24,982
‫[طبقه چهارمی‌ها خوش اومدید! تبریک می‌گم که تقریبا
‫نیم سال اولتون رو توی دانشگاه دولتی آریزونا گذروندید!]

29
00:01:25,006 --> 00:01:27,592
‫بعضا توی زندگیِ پکستون مواردی بودن که

30
00:01:27,675 --> 00:01:29,844
‫نشون می‌دادن زندگی اون طوری که
‫برنامه‌ریزی کرده بود، پیش نمی‌ره،

31
00:01:29,928 --> 00:01:33,515
‫اما مهارت خاصی توی خفه کردنِ اون احساسات
‫در اعماق درونـش داشت

32
00:01:33,598 --> 00:01:35,892
‫تا اینکه انقدر بی‌اهمیت می‌شدن
‫که به شکل یه سوءهاضمه کوچک احساس می‌شدن

33
00:01:35,975 --> 00:01:38,478
‫و بالاخره، یادآوری می‌کنم

34
00:01:38,561 --> 00:01:42,857
‫که دورهمی دانشکده برای
‫«سبک‌های طبخ سرتاسر دنیا» نزدیکه

35
00:01:42,941 --> 00:01:45,860
‫حالا، با هم ببینیم که غذای
‫کدوم کشور قراره آماده بشه

36
00:01:45,944 --> 00:01:49,989
‫اوه، لوکزامبورگ!
‫چه کوفتی می‌خورن اونجا؟

37
00:01:50,073 --> 00:01:52,659
‫- «بونشلوپ»اش رو من میارم
‫- مال خودته

38
00:01:52,742 --> 00:01:53,910
‫جلسه به اتمام رسید،

39
00:01:53,993 --> 00:01:55,995
‫و همگی برید و

40
00:01:56,079 --> 00:01:58,832
‫هر طوری که می‌تونید
‫روزتون رو رقم بزنید

41
00:02:00,875 --> 00:02:03,503
‫اوه! پکسـ...تون،

42
00:02:03,586 --> 00:02:06,881
‫دوست داری یه غذا رو
‫با همدیگه آماده کنیم؟

43
00:02:06,965 --> 00:02:10,760
‫به نظرم همکاری... کلیدِ
‫درک فرهنگیـه

44
00:02:10,844 --> 00:02:12,220
‫همچنین، قابلمه سنگینه

45
00:02:12,303 --> 00:02:14,764
‫شرمنده آقای شپیرو، نمی‌رسم بیام

46
00:02:14,848 --> 00:02:16,182
‫ولی باشه دفعۀ بعدی

47
00:02:16,266 --> 00:02:18,059
‫زیادی امیدوار نشو لایل

48
00:02:18,143 --> 00:02:19,936
‫می‌دونی، به طرز شگفت‌آوری همیشه

49
00:02:20,019 --> 00:02:22,438
‫تصادفی برنامه‌های ایشون با همۀ
‫رویدادهای اجتماعیِ دانشکده تداخل پیدا می‌کنه

50
00:02:22,522 --> 00:02:24,858
‫چی بگم والا؟ سرم شلوغه دیگه

51
00:02:26,401 --> 00:02:28,403
‫بله، آدم پُرمشغله‌ای بود

52
00:02:28,486 --> 00:02:30,530
‫مشغول اداره کردنِ این مدرسۀ کوفتی

53
00:02:30,613 --> 00:02:33,616
‫نمی‌خوام چشمش بزنم اما ممکنه
‫به اولین عضوِ دانشکده‌ای نگاه بکنیم

54
00:02:33,700 --> 00:02:35,034
‫که شاه پرام نامیده می‌شه

55
00:02:35,118 --> 00:02:36,661
"Heavy" Princesss

56
00:02:36,685 --> 00:02:41,057
‫«تا الان هیچوقت؛ دچار بحران هویتی نشدم»
‫«فصل چهارم، قسمت هفتم»

57
00:02:48,047 --> 00:02:49,591
‫خیله‌خب، همه گوش بدید

58
00:02:49,674 --> 00:02:51,634
‫به گزینش‌ تیم شنای امسال خوش اومدید

59
00:02:51,718 --> 00:02:54,762
‫قوانین ساده‌ان
‫هرکی سریعتـر باشه، عضو تیم می‌شه

60
00:02:54,846 --> 00:02:57,849
‫اصلا اهمیتی نداره که چقدر جذبه دارید،
‫پس یه سری‌هاتون می‌تونن عضله گرفتن رو بذارن کنار

61
00:03:00,977 --> 00:03:03,813
‫وای آره، از همینجا شروع می‌شه

62
00:03:03,897 --> 00:03:05,064
‫بیاید انجامش بدیم

63
00:03:05,148 --> 00:03:06,649
‫برگشتی که اریک

64
00:03:06,733 --> 00:03:10,403
‫عمرا اگه از دستش می‌دادم
‫آره، عاشق فرصتی‌ام که امسال دارم

65
00:03:10,904 --> 00:03:13,489
‫اریک پرکینز هرساله توی گزینش
‫تیم شنا آزمون می‌ده

66
00:03:13,573 --> 00:03:15,241
‫و هر سال هم
‫توی این گزینش رد می‌شه

67
00:03:15,325 --> 00:03:17,368
‫اما خب حداقلـش اینه که
‫این رد شدنـش رو به خوبی هضم می‌کرد

68
00:03:17,452 --> 00:03:18,912
‫چرا خدایا؟!

69
00:03:18,995 --> 00:03:20,955
‫ایول پسر، موفق باشی

70
00:03:21,748 --> 00:03:23,541
‫بسیارخب، هروقت بگی آماده‌ان

71
00:03:23,625 --> 00:03:25,251
‫نظرت چیه این دفعه تو انجامش بدی پکس؟

72
00:03:27,128 --> 00:03:27,962
‫باشه

73
00:03:28,046 --> 00:03:30,381
‫دو نفر اول آماده باشید
‫با صدای سوتِ من حرکت کنید

74
00:03:32,300 --> 00:03:33,593
‫آماده بشید

75
00:03:33,617 --> 00:03:37,292
ترجمه و زیرنویس از
iredprincess

76
00:03:48,316 --> 00:03:50,735
‫چه خبر پسرها؟ برید، برید کنار

77
00:03:53,404 --> 00:03:54,280
‫ایول!

78
00:03:54,864 --> 00:03:56,032
‫بیخیال پسر

79
00:03:57,367 --> 00:04:00,203
‫- آخ!
‫- آره! می‌دونستم!

80
00:04:01,287 --> 00:04:03,665
‫وای پسر دوباره شروع شد
‫گوش‌هاتون رو بگیرید

81
00:04:05,166 --> 00:04:06,334
‫نگیریم؟

82
00:04:06,417 --> 00:04:09,545
‫هی پسر، شرمنده که این بار نشد

83
00:04:09,629 --> 00:04:12,382
‫یالا پکس، یکمی با جذابیتت دلداریش بده

84
00:04:12,465 --> 00:04:13,466
‫این بچه ناراحته

85
00:04:13,549 --> 00:04:15,051
‫به نظرم خوبه که به تلاشت ادامه می‌دی،

86
00:04:15,134 --> 00:04:18,221
‫ولی نظرت چیه که به لیگ تفریحی
‫استخر عمومی محلی بپیوندی؟

87
00:04:18,304 --> 00:04:20,932
‫نمی‌خوام با یه مشت احمقِ
‫دوزاری شنا کنم

88
00:04:21,015 --> 00:04:24,852
‫می‌خوام توی تیم کریکت باشم
‫شاید بتونی از رئیس بخوای که دوباره آزمون بگیره

89
00:04:24,936 --> 00:04:26,354
‫اریک بیخیال پسر

90
00:04:26,437 --> 00:04:29,524
‫هر سال این مسیر رو می‌ری
‫و هر سال هم اتفاق جدیدی نمیفته

91
00:04:29,607 --> 00:04:32,652
‫منظورم اینه که حتی اگه بخوای شانست رو امتحان کنی،
‫لازمه که آموزش جدی ببینی

92
00:04:32,735 --> 00:04:35,655
‫می‌خوای بهم آموزش بدی؟
‫وای خدای من، قبوله

93
00:04:35,738 --> 00:04:37,198
‫چی؟

94
00:04:37,282 --> 00:04:39,701
‫شاید تو همون فرشته‌ای هستی که
‫مادربزرگم گفته واسم فرستاده

95
00:04:39,784 --> 00:04:41,828
‫ببین شرمنده، من... من
‫منظورم این نبود که خودم آموزشت بدم

96
00:04:41,911 --> 00:04:43,121
‫ولی هرکاری بخوای می‌کنم

97
00:04:43,204 --> 00:04:45,832
‫کیف... کیف پول دستیم رو می‌خوای؟
‫امتیازهای دیووباسترم چی؟

98
00:04:45,915 --> 00:04:48,626
‫یه شب با دوست‌دخترم رزالیا چطوره؟

99
00:04:48,710 --> 00:04:51,796
‫خودش به این موضوع اشاره کرده بود،
‫بخاطر همینـم به نظرم پایه باشه

100
00:04:51,879 --> 00:04:54,549
‫وای! من نمی‌خوام با دوست دخترت بخوابم دادا

101
00:04:54,632 --> 00:04:56,968
‫واقعا نباید چنین پیشنهادی به ملت بدی

102
00:04:57,051 --> 00:04:58,344
‫خواهش می‌کنم پکستون

103
00:04:58,428 --> 00:05:02,140
‫این بزرگترین آرزوی منه،
‫و می‌دونم که می‌تونم با کمک به دستش بیارم

104
00:05:02,890 --> 00:05:03,766
‫من فقط...

105
00:05:04,684 --> 00:05:07,186
‫نمی‌خوام همه فکر کنن که من بی‌عرضه‌ام

106
00:05:07,770 --> 00:05:11,232
‫و تنها نقطۀ اشتراک پکستون و اریک همین بود

107
00:05:11,316 --> 00:05:12,150
‫آره

108
00:05:12,233 --> 00:05:14,902
‫شاید بتونم بعد مدرسه
‫چند باری باهات کار کنم

109
00:05:14,986 --> 00:05:16,904
‫چند بار... ایول! ایول!

110
00:05:17,488 --> 00:05:18,614
‫ممنون پکستون

111
00:05:19,365 --> 00:05:22,201
‫به بازی برگشتی پرکینز

112
00:05:22,285 --> 00:05:23,828
‫بعدا می‌بینمت دادا!

113
00:05:23,911 --> 00:05:24,829
‫لعنتی

114
00:05:26,581 --> 00:05:28,541
‫اگه بتونی توی دور اول سرعتت رو حفظ کنی،

115
00:05:28,624 --> 00:05:30,168
‫بتونی توی 15 متر آخر شکستشون بدی

116
00:05:30,251 --> 00:05:32,670
‫سلام، حولۀ تمیز آوردم

117
00:05:32,754 --> 00:05:34,964
‫دِوی نباید به رختکن پسرها بیای

118
00:05:35,048 --> 00:05:36,299
‫باشه، باشه خب، الان می‌رم

119
00:05:36,382 --> 00:05:39,886
‫خواستم بدونی که حوله‌ها رو تمیز آوردم
‫و عینک‌ها هم مرتب شدن

120
00:05:39,969 --> 00:05:42,805
‫باید دستگیرۀ کمد تجهیزات رو هم تعمیر کنم،
‫که حتما درستش می‌کنم

121
00:05:42,889 --> 00:05:45,016
‫می‌دونی که مجبور نیستی همۀ
‫این کارها رو انجام بدی دیگه؟

122
00:05:45,099 --> 00:05:48,269
‫مدیر قبلیـمون وید کشید
‫و واسمون پرتقال قاچ زد

123
00:05:48,353 --> 00:05:52,398
‫آره ولی من شمارۀ مربی نوبل
‫رو واسه پرینستون فرستادم،

124
00:05:52,482 --> 00:05:55,360
‫که اگه یه وقت زنگ زد،
‫بتونه تعریف کنه

125
00:05:55,443 --> 00:05:57,528
‫فکر می‌کردم این کارها رو انجام می‌دی
‫تا با من وقت بگذرونی

126
00:05:57,612 --> 00:06:00,156
‫خودتم خوب می‌دونی که
‫اصلا به این دلیل نیست،

127
00:06:00,239 --> 00:06:02,200
‫هرچند مزیت خوبیه

128
00:06:02,283 --> 00:06:04,452
‫ولی فقط واقعا باید پام به پرینستون باز بشه

129
00:06:04,535 --> 00:06:05,995
‫می‌دونم که متعلق به اونجام،

130
00:06:06,079 --> 00:06:08,664
‫دقیقا همونطوری که تو متوجه شدی
‫متعلق به دبیرستان قدیمیِ خودتی

131
00:06:08,748 --> 00:06:10,958
‫اوخ، چرا خوشش نیومد؟

132
00:06:11,042 --> 00:06:13,628
‫فکر می‌کردم اینجا رو دوست داریم
‫داریم می‌ترکونیم‌ها، یادته؟

133
00:06:13,711 --> 00:06:15,922
‫خب اونجوری هم نیست
‫که بخوام بگم به اینجا تعلقی ندارم

134
00:06:16,005 --> 00:06:18,383
‫وای خدای من، وای! ورود دخترها ممنوعه

135
00:06:18,466 --> 00:06:20,676
‫کاملا لباس تنته داداش

136
00:06:21,928 --> 00:06:23,429
‫آره خب از نظر عاطفی احساس برهنگی دارم

137
00:06:23,513 --> 00:06:25,598
‫وای خدای من، چیزی نیست
‫هیچکس اینجا اصلا...

138
00:06:26,182 --> 00:06:28,559
‫وای خدای من، یه آلت
‫باشه من رفتم

139
00:06:29,685 --> 00:06:33,689
‫خب تک رفیقِ من،
‫هنوزم پایه‌ای دیرتر یه دست آکیولس بزنیم؟

140
00:06:33,773 --> 00:06:36,359
‫به نظرم یه چیزی بزنیم،
‫سوپ دامپلینگ سفارش بدیم،

141
00:06:36,442 --> 00:06:39,821
‫و بعدش خودمون رو
‫به اعماق ماتریکس منتقل کنیم

142
00:06:39,904 --> 00:06:40,780
‫آره، پایه‌ام

143
00:06:40,863 --> 00:06:43,783
‫پکس آکیولس داری تو؟
‫می‌شه ما هم بیایم؟

144
00:06:43,866 --> 00:06:46,577
‫- حتما، شما هم بیاید
‫- عالیه

145
00:06:46,661 --> 00:06:49,497
‫تق تق، شلپ شلوپ

146
00:06:50,081 --> 00:06:53,334
‫ساعت شش همه بیاید
‫قبلش باید به یه کاریم برسم

147
00:06:53,418 --> 00:06:55,878
‫برای اینکه قراره یکی از شناگرهای
‫کوچولوی پکستون بشم هیجان‌زده‌ام

148
00:06:55,962 --> 00:06:58,714
‫امیدوارم شما پسرها زیادی
‫از انرژیش استفاده نکرده باشید

149
00:06:59,340 --> 00:07:00,425
‫باشه

150
00:07:01,342 --> 00:07:04,762
‫باشه مربی،
‫هرچقدر بخوای می‌تونیم تمرین کنیم

151
00:07:04,846 --> 00:07:07,932
‫برنامه‌ام رو خالی کردم و به مامانم
‫گفتم که من رو می‌رسونی

152
00:07:08,015 --> 00:07:10,810
‫نظرت چیه چند تا راهنماییت بکنم
‫و بعدشم با اتوبوس بری خونه؟

153
00:07:11,686 --> 00:07:13,479
‫چند تا راهنمایی؟

154
00:07:13,563 --> 00:07:14,897
‫اتوبوس؟

155
00:07:14,981 --> 00:07:17,442
‫فکر می‌کردم قراره از
‫صفر بهم آموزش بدی

156
00:07:18,025 --> 00:07:19,360
‫نظرت چیه به شنا کردن برگردیم ها؟

157
00:07:19,444 --> 00:07:20,528
‫- خوبه
‫- باشه

158
00:07:20,611 --> 00:07:22,029
‫یه دور شنا کن ببینم خب؟

159
00:07:22,113 --> 00:07:23,072
‫حاضری؟

160
00:07:23,990 --> 00:07:24,866
‫برو

161
00:07:30,163 --> 00:07:31,706
‫وایسا، وایسا

162
00:07:31,789 --> 00:07:34,000
‫نودل بده، نود لازمم

163
00:07:35,376 --> 00:07:39,881
‫خب، آم... من متوجه شدم که،
‫فرم شنا کردنت... بده

164
00:07:39,964 --> 00:07:41,048
‫آها، آها

165
00:07:41,132 --> 00:07:44,051
‫اولا که دست‌هات باید اینطوری
‫وارد آب بشن،

166
00:07:44,135 --> 00:07:45,803
‫تا مقاومت بیشتری ایجاد نکنی

167
00:07:45,887 --> 00:07:47,555
‫و تازشم نیازی نیست اصلا
‫نفست رو حبس کنی

168
00:07:47,638 --> 00:07:49,015
‫وقتی که صورتت زیر آبه

169
00:07:49,098 --> 00:07:52,018
‫- اون زیر می‌شه نفس کشید؟
‫- نه داداش، معلومه که نه

170
00:07:52,101 --> 00:07:54,270
‫وقتی صورتت زیر آبه،
‫بازدم می‌کنی،

171
00:07:54,353 --> 00:07:56,314
‫و وقتی هم که بیرون اومدی
‫نفس می‌کشی

172
00:07:56,814 --> 00:07:58,733
‫با انجام دادن هر دو کار
‫به طور همزمان خودت رو خسته می‌کنی

173
00:07:58,816 --> 00:08:00,943
‫نظرت چیه دوباره امتحان کنیم، خب؟

174
00:08:01,444 --> 00:08:02,403
‫آماده‌ای؟

175
00:08:03,404 --> 00:08:04,322
‫برو

176
00:08:09,744 --> 00:08:11,787
‫وای خدای من، جوابه

177
00:08:11,871 --> 00:08:14,582
‫آره پسر، عا... عالیه

178
00:08:15,082 --> 00:08:17,126
‫خب به نظرم همین برای جلسۀ
‫امروز کافی باشه

179
00:08:17,210 --> 00:08:19,337
‫باشه مربی
‫به تمرین کردن ادامه می‌دم

180
00:08:19,921 --> 00:08:21,464
‫- باشه
‫- دم

181
00:08:26,594 --> 00:08:28,137
‫بعد از یه جلسۀ تمرینیِ عمیقا

182
00:08:28,221 --> 00:08:30,973
‫رو مخ اما در واقع موفقیت‌آمیز با اریک،

183
00:08:31,057 --> 00:08:34,060
‫بالاخره پکستون مسئولیتی به گردن نداشت
‫و می‌تونست کاری که توش خداست رو انجام بده،

184
00:08:34,143 --> 00:08:37,021
‫که استراحت کردنه،
‫یا هرچیزی که می‌شه اسم این رو گذاشت

185
00:08:37,104 --> 00:08:38,523
‫اوه، مُرده

186
00:08:38,606 --> 00:08:40,358
‫- اشکالی نداره
‫- ازم انتقام بگیر

187
00:08:40,441 --> 00:08:43,778
‫چه خبر خل‌مشنگ‌ها؟
‫کی پایۀ یکم آب‌شنگولیه؟

188
00:08:43,861 --> 00:08:44,695
‫سلام پسر

189
00:08:44,779 --> 00:08:46,989
‫هی، نمی‌دونستم شما هم قراره بیاید

190
00:08:47,073 --> 00:08:49,659
‫اوه، ببخشید، فکر می‌کردم مشکلی نداری
‫اگه چند نفری رو دعوت کنم

191
00:08:49,742 --> 00:08:51,786
‫وایسا، اگه مشکلی هست
‫می‌تونیم بریم یه جای دیگه

192
00:08:51,869 --> 00:08:53,663
‫نه، وا... واقعا باحاله

193
00:08:53,746 --> 00:08:56,165
‫اما باحال نبود
‫کار اشتباهی بود

194
00:08:56,249 --> 00:08:59,335
‫خب چند نفر رو دعوت کردید حالا؟

195
00:08:59,418 --> 00:09:00,378
‫سلام

196
00:09:02,588 --> 00:09:03,548
‫چه خبرها؟

197
00:09:03,631 --> 00:09:05,466
‫پکستون داشت سکته می‌زد

198
00:09:05,550 --> 00:09:08,344
‫دورهمی کوچولوش تبدیل به
‫یه سور و سات بزرگ شده بود

199
00:09:08,928 --> 00:09:10,179
‫درواقع چنین اتفاقی توی

200
00:09:10,263 --> 00:09:12,431
‫مسابقۀ آشپزیِ امسال ویکتوریا سیکرت
‫هم رخ داد

201
00:09:12,515 --> 00:09:12,992
"Run It Up" King Flexx

202
00:09:13,016 --> 00:09:13,951
‫[طبقۀ چهارمی‌ها! یه شب مهمونی با فیلم داریم
‫تا بازگشتِ همه رو به اینجا تبریک بگیم!]

203
00:09:21,649 --> 00:09:24,235
‫چطور تونستی مهمونی بگیری
‫و به من نگی پکستون؟

204
00:09:24,318 --> 00:09:26,904
‫باید از زبون شناگرها می‌شنیدم
‫گروه شناگرها

205
00:09:26,988 --> 00:09:29,991
‫- می‌دونی چقدر تحقیرآمیزه؟
‫- بخاطر اینه که من اصلا قصد مهمونی گرفتن نداشتم

206
00:09:30,074 --> 00:09:31,784
‫کاملا یهویی اتفاق افتاد

207
00:09:31,867 --> 00:09:33,953
‫خب چرا به نظر میاد
‫که اصلا بهت خوش نمی‌گذره؟

208
00:09:34,036 --> 00:09:35,538
‫الان نباید پاهای ترنت رو بگیری؟

209
00:09:35,621 --> 00:09:37,623
‫آره، من رو بذارید زمین

210
00:09:37,707 --> 00:09:39,333
‫وای عجب حالی داد

211
00:09:39,417 --> 00:09:41,335
‫چی چی؟ کی بشکۀ مشروب آورد؟

212
00:09:41,419 --> 00:09:43,796
‫نمی‌دونم ولی انگار
‫بزرگترین مهمونیِ ساله،

213
00:09:43,879 --> 00:09:45,256
‫که میزبانش هم یه معلمه

214
00:09:45,339 --> 00:09:47,383
‫آره، فکر کنم مشکل‌ساز بشه

215
00:09:47,466 --> 00:09:49,218
‫یعنی اگه کسی چیزی در این مورد بفهمه چی؟

216
00:09:49,302 --> 00:09:50,720
‫نه، کسی لو نمی‌ده

217
00:09:50,803 --> 00:09:52,847
‫از وقتی که برگشتی
‫هزارجا مهمونی رفتی

218
00:09:52,930 --> 00:09:55,683
‫- و هیچکسی هم حرفی نزده
‫- آره اما مهمونی که نگرفتم

219
00:09:55,766 --> 00:09:57,935
‫به طرز بدی احساس متفاوتی داره

220
00:09:58,019 --> 00:10:00,688
‫می‌خوای از شر همه خلاص بشی؟
‫من بلدم چطوری همه رو بفرستم پی کارشون

221
00:10:00,771 --> 00:10:03,733
‫رسما می‌تونم به همین سادگی
‫یه بلبشوی دِوی‌طور راه بندازم

222
00:10:03,816 --> 00:10:04,984
‫ایول

223
00:10:06,861 --> 00:10:09,530
‫حس جذابیت دارم
‫حس می‌کنم جذابم، می‌دونی چی می‌گم؟

224
00:10:09,614 --> 00:10:11,157
‫می‌دونی چیه؟ نه

225
00:10:11,240 --> 00:10:14,952
‫گمونم احتمالا فقط باید آروم باشم
‫مهمونیِ خوبی هم هست، مگه نه؟

226
00:10:15,036 --> 00:10:18,039
‫نه بابا، معرکه‌ست
‫بیا یه شات بزنیم دادا

227
00:10:18,122 --> 00:10:20,583
‫- باشه خب، چرا که نه؟
‫- باشه، الان برمی‌گردم

228
00:10:22,668 --> 00:10:23,669
‫خیله‌خب

229
00:10:28,549 --> 00:10:29,383
‫پکستون؟

230
00:10:30,092 --> 00:10:31,636
‫لیندزی، سلام

231
00:10:32,261 --> 00:10:36,849
‫یه بچۀ مست به خط تلفن دانش‌آموزی زنگ زد
‫و خواست که از اینجا به خونه برسونیمش

232
00:10:36,932 --> 00:10:37,975
‫به تو هم زنگ زدن؟

233
00:10:38,059 --> 00:10:39,644
‫بفرمایید، یه شات...

234
00:10:41,145 --> 00:10:42,063
‫آب سیب

235
00:10:42,146 --> 00:10:43,481
‫- سلام خانم تامپسون
‫- سلام

236
00:10:43,564 --> 00:10:44,398
‫باشه

237
00:10:44,482 --> 00:10:46,233
‫استاد یوشیدا-هال

238
00:10:46,317 --> 00:10:48,277
‫- زیادی توی مهمونیت خوردم
‫- وای خدای من

239
00:10:48,361 --> 00:10:50,529
‫خانم تامپسون ماشینتون صندلیِ پشت داره؟

240
00:10:50,613 --> 00:10:52,406
‫چون می‌خوام دراز بکشم

241
00:10:52,490 --> 00:10:54,825
‫وایسا، اینجا خونۀ توئه؟

242
00:10:54,909 --> 00:10:56,869
‫با همۀ این دانش‌آموزها
‫مهمونی راه انداختی؟

243
00:10:56,952 --> 00:10:58,496
‫راستش داستان بامزه‌ای داره

244
00:10:58,579 --> 00:11:00,706
‫اخیرا آکیولس خریدم...

245
00:11:00,790 --> 00:11:01,957
‫لعنتی

246
00:11:02,583 --> 00:11:06,128
‫وای خدای من
‫آره، من نمی‌تونم اینجا باشم، باید برم

247
00:11:06,212 --> 00:11:07,630
‫وایسا لیندزی...

248
00:11:07,713 --> 00:11:09,674
‫پاشو جرارد، بیا بریم

249
00:11:10,257 --> 00:11:12,426
‫خدای من، وای خدایا، خیله‌خب

250
00:11:13,386 --> 00:11:16,138
‫پکستون دوشنبۀ بعدش به مدرسه اومد

251
00:11:16,222 --> 00:11:18,766
‫برای حل کردن مسائل بین خودش
‫و خانم تامپسون مضطرب بود،

252
00:11:18,849 --> 00:11:21,018
‫و امیدوار بود که از این طریق
‫بتونه شغلـش رو حفظ کنه

253
00:11:21,102 --> 00:11:22,770
‫خب لیندز، گوش بده

254
00:11:22,853 --> 00:11:25,481
‫بخدا اصلا قرار نبود مهمونی داشته باشیم خب؟

255
00:11:25,564 --> 00:11:27,775
‫من چند تا از دوستام رو دعوت کردم،
‫بعدش همینطوری بچه‌ها میومدن...

256
00:11:27,858 --> 00:11:29,735
‫می‌دونی که یه پسر بالغی، درسته؟

257
00:11:29,819 --> 00:11:31,487
‫اگه آدم‌های مست بیان دم خونۀ من،

258
00:11:31,570 --> 00:11:33,489
‫من بهشون می‌گم: «خیلی ممنونم ولی نخیر»،
‫و در رو می‌بندم

259
00:11:33,572 --> 00:11:34,615
‫اونقدرهام ساده نیست

260
00:11:34,699 --> 00:11:36,826
‫نه، دقیقا همینقدر ساده‌ست

261
00:11:36,909 --> 00:11:39,036
‫منظورم اینه که تو از اعضای کادری
‫و اون‌ها دانش‌آموزن

262
00:11:39,620 --> 00:11:42,832
‫ببین، من... قرار نیست خیرچینیت رو بکنم،
‫ولی بالغانه می‌پرسم ازت

263
00:11:43,332 --> 00:11:44,291
‫واقعا داری چیکار می‌کنی؟

264
00:11:44,834 --> 00:11:46,168
‫ببین با خودت چند چندی رفیق

265
00:11:51,966 --> 00:11:53,092
‫همون بعدازظهر،

266
00:11:53,175 --> 00:11:55,886
‫حرف‌های خانم تامپسون
‫همچنان توی ذهنـش مرور می‌شد

267
00:11:55,970 --> 00:11:56,155
‫واقعا داشت چیکار می‌کرد؟

268
00:11:56,179 --> 00:11:58,379
‫[به تک‌تکــتون افتخار می‌کنیم!]

269
00:11:58,431 --> 00:12:00,474
‫چرا به دبیرستان خودش برگشته بود؟

270
00:12:00,558 --> 00:12:03,936
‫و چطوری سر از آموزش دادن به
‫رومخ‌ترین آدم روی کرۀ زمین درآورد؟

271
00:12:04,019 --> 00:12:06,647
‫خب، من داشتم بیوگرافی مایکل فلپس رو می‌خوندم،

272
00:12:06,731 --> 00:12:08,607
‫و یه کوچولو زودتر از من دست به کار شد

273
00:12:08,691 --> 00:12:10,776
‫پس برای اینکه اون فاصلۀ زمانی
‫رو جبران کنیم

274
00:12:10,860 --> 00:12:12,987
‫باید سه بار در هفته
‫جلسۀ آموزشی داشته باشیم

275
00:12:13,070 --> 00:12:16,741
‫رفیق رسما هیچ کاری ازت برنمیاد که بتونی
‫خودت رو از لحاظ فیزیکی به مایکل فلپس برسونی

276
00:12:17,324 --> 00:12:19,326
‫و رک بگم، اصلا نمی‌دونم
‫چرا داری تلاش می‌کنی

277
00:12:19,827 --> 00:12:22,830
‫نمی‌خوام عوضی بازی دربیارم،
‫ولی واقعا توی شنا کردن مهارتی نداری

278
00:12:22,913 --> 00:12:24,248
‫داری تحریکم می‌کنی؟

279
00:12:24,331 --> 00:12:26,417
‫چون داره جواب می‌ده مربی
‫الان شدیدا هیجان‌زده‌ام

280
00:12:26,500 --> 00:12:27,710
‫جدی‌ام

281
00:12:27,793 --> 00:12:30,796
‫یعنی چی باعث می‌شه ادامه بدی
‫و بیخیال نشی؟

282
00:12:30,880 --> 00:12:32,840
‫چرا باید بیخیال شم؟
‫تازه شروع کردیم که

283
00:12:32,923 --> 00:12:35,301
‫چون قراره پدرت دربیاد؟

284
00:12:35,384 --> 00:12:36,927
‫فکر کردی خودم نمی‌دونم؟

285
00:12:37,011 --> 00:12:40,264
‫تقریبا چند باری غرق شدم
‫هنوزم یکم آب توی مغزم مونده

286
00:12:40,347 --> 00:12:44,185
‫پس چرا نمی‌ری سراغ کاری که توی ماهری؟
‫مثل ربات‌ها و شیپور

287
00:12:44,268 --> 00:12:47,396
‫ببین چرا هدفی رو دنبال می‌کنی
‫که احتمال شکستت وجود داره؟

288
00:12:47,480 --> 00:12:50,691
‫تا وقتی‌که تلاشم رو می‌کنم،
‫شکست خوردن مشکلی نداره

289
00:12:50,775 --> 00:12:54,320
‫و شاید شکست نخورم و اونطوری
‫واقعا خیلی به خودم افتخار می‌کنم

290
00:12:54,820 --> 00:12:56,739
‫آخه چجور آدم حاضر می‌شه
‫بیخیال آرزوش بشه

291
00:12:56,822 --> 00:12:58,574
‫وقتی اصلا حتی تلاشش رو نکرده؟

292
00:12:58,657 --> 00:13:00,868
‫آره پکستون، کی دست به چنین کاری می‌زنه؟

293
00:13:01,368 --> 00:13:02,953
‫شما کسی رو می‌شناسید
‫که حاضر بشه چنین کاری بکنه؟

294
00:13:03,537 --> 00:13:06,081
‫- واقعا می‌خوای چنین کاری بکنی؟
‫- بیشتر از هرچیزی توی دنیا

295
00:13:07,833 --> 00:13:09,502
‫پس بریم که ورزشکارت کنیم

296
00:13:10,044 --> 00:13:11,504
‫ایول!

297
00:13:12,880 --> 00:13:13,881
‫خوبی؟

298
00:13:14,715 --> 00:13:15,549
‫حالم خوبه

299
00:13:15,633 --> 00:13:16,634
‫خیله‌خب، شروع کنیم

300
00:13:17,551 --> 00:13:19,178
‫خب، حاضری؟

301
00:13:19,762 --> 00:13:21,931
‫به جای خود، آماده شو...

302
00:13:23,057 --> 00:13:24,892
‫یالا از پسش برمیای، ادامه بده

303
00:13:24,975 --> 00:13:26,727
"Chain Reaction" Cobra Man

304
00:13:29,647 --> 00:13:30,564
‫چطور بود؟

305
00:13:31,190 --> 00:13:32,066
‫می‌تونیم بهتر از این پیش بریم

306
00:13:32,566 --> 00:13:33,734
‫خیلی... بهتر

307
00:13:33,818 --> 00:13:34,735
‫دوباره برو

308
00:13:36,195 --> 00:13:37,905
‫خیله‌خب، این دفعه منم باهات شنا می‌کنم

309
00:13:37,988 --> 00:13:40,699
‫سعی نکن که شکستم بدی،
‫فقط سعی کن با سرعت من پیش بری، خب؟

310
00:13:40,783 --> 00:13:41,700
‫- باشه
‫- خیله‌خب

311
00:13:47,998 --> 00:13:49,333
‫این دیگه واسه کی بود؟

312
00:13:50,626 --> 00:13:51,877
‫چی می‌گی؟

313
00:13:52,878 --> 00:13:56,507
‫درسته، یالا، بیا، بیا
‫بجنب، زود باش، زود باش، زود باش

314
00:13:58,717 --> 00:14:00,845
‫بهتر از اینـم می‌شه انجام داد
‫بجنب، دوباره شروع می‌کنیم

315
00:14:03,764 --> 00:14:07,101
‫آسونه، خب؟ پس این شکلی برو،
‫که آب از اینجا بیاد

316
00:14:07,184 --> 00:14:10,145
‫تو از کناره می...
‫نه اریک، این... از بالاست

317
00:14:11,707 --> 00:14:11,998
‫[کمد تجهیزات]

318
00:14:12,022 --> 00:14:12,982
‫آخ...

319
00:14:16,110 --> 00:14:18,362
‫بجنب،
‫یالا، یالا، یالا

320
00:14:18,445 --> 00:14:19,822
‫یالا، بجنب، زور بزن

321
00:14:19,905 --> 00:14:20,948
‫زور بزن

322
00:14:21,031 --> 00:14:22,616
‫ایول! ایول! ایول!

323
00:14:22,700 --> 00:14:24,618
‫باریکلا!

324
00:14:24,702 --> 00:14:27,371
‫موفق شدم پکسی؟
‫بهم افتخار می‌کنی؟

325
00:14:27,454 --> 00:14:28,330
‫آره

326
00:14:28,998 --> 00:14:32,001
‫باور... وای، بیا نودل بگیر

327
00:14:32,084 --> 00:14:33,669
‫نودل!

328
00:14:33,752 --> 00:14:34,962
‫ممنون

329
00:14:35,546 --> 00:14:38,591
‫عالی بود پسر، راستش اصلا باورم
‫نمی‌شه می‌خوام چنین چیزی بگم،

330
00:14:38,674 --> 00:14:41,969
‫ولی اگه جلوی مربی نوبل اینطوری شنا کنی
‫ممکنه شانسی داشته باشی

331
00:14:42,052 --> 00:14:45,431
‫ممنونم پکستون، اگه می‌تونستم شونه‌هام رو تکون بدم الان،
‫حتما بغلت می‌کردم

332
00:14:45,514 --> 00:14:48,017
‫مشکلی نیست پسر، برنامه‌اش رو می‌ریزم

333
00:14:48,100 --> 00:14:49,018
‫ببخشید

334
00:14:51,353 --> 00:14:53,105
‫لعنتی، رفتی تو کار معجزه

335
00:14:53,188 --> 00:14:54,982
‫باورم نمی‌شه انقدر خوب شده

336
00:14:55,566 --> 00:14:58,569
‫- پول زیادی به سرایدار استیسی باختم
‫- وایسا ببینم، شرط بستی من ببازم؟

337
00:14:58,652 --> 00:15:00,195
‫احتمالِ موفق شدنت زیاد نبود خب

338
00:15:00,279 --> 00:15:02,072
‫واقعا همینطوره

339
00:15:02,156 --> 00:15:04,783
‫و بعله، این آقای خل و چلِ ما دیگه
‫الان رسما تو شنا خوب شده

340
00:15:04,867 --> 00:15:05,743
‫اوهوم

341
00:15:05,826 --> 00:15:08,954
‫همچنان احتمال بسیار بالایی وجود داره
‫که جلوی مربی نوبل گند بالا بیاره،

342
00:15:09,038 --> 00:15:11,415
‫اما باید بگم
‫که یه جورایی امیدوار شدم

343
00:15:14,376 --> 00:15:17,504
‫وای نه، تخته شناهایی که جلوی در
‫گذاشته بودم رو برداشتی؟

344
00:15:17,588 --> 00:15:19,423
‫آره، همونایی‌ان که دستته

345
00:15:19,506 --> 00:15:21,383
‫خیله‌خب، اینجا گیر افتادیم

346
00:15:21,467 --> 00:15:22,676
‫آم، شایدم نه

347
00:15:24,261 --> 00:15:26,555
‫خیله‌خب آره اما هی چیزی نیست

348
00:15:26,639 --> 00:15:28,057
‫می‌تونیم به یکی زنگ بزنیم

349
00:15:28,140 --> 00:15:31,518
‫البته گوشیِ من کنار استخره
‫مال تو پیشته؟

350
00:15:31,602 --> 00:15:33,896
‫گوشی من توی کوله‌ام توی
‫رختکنِ دخترهاست

351
00:15:33,979 --> 00:15:35,940
‫مشکلی نیست، اشکالی نداره

352
00:15:36,023 --> 00:15:39,068
‫آم... بعد از تمرینـمون قرار بود
‫برم پیش مربی نوبل،

353
00:15:39,151 --> 00:15:41,946
‫پس اگه سروکله‌ام پیدا نشه،
‫حتما میاد دنبالـم می‌گرده

354
00:15:42,029 --> 00:15:44,365
‫[تیموتی نوبل - مربی]

355
00:15:49,244 --> 00:15:50,913
‫باورم نمی‌شه گوشیم پیشم نیست

356
00:15:50,996 --> 00:15:53,165
‫اگه آکشارا از پرینستون
‫دوباره بهم زنگ بزنه چی؟

357
00:15:53,248 --> 00:15:55,209
‫توی ده تا پیغام صوتیِ آخری که
‫براش گذاشتم

358
00:15:55,292 --> 00:15:57,544
‫بهش گفتم که توی هر زمان از روز در دسترسم

359
00:15:57,628 --> 00:16:00,589
‫هی من چیز زیادی از درخواست‌های
‫پذیرش دانشگاهی سردرنمیارم،

360
00:16:00,673 --> 00:16:04,551
‫ولی واقعا هی زنگ زدنِ دخترهای
‫مشتاق رو تجربه کردم،

361
00:16:04,635 --> 00:16:06,804
‫اینجوری وجهه خوبی برات نداره

362
00:16:06,887 --> 00:16:09,014
‫- چطور جرئت می‌کنی چنین حرفی بزنی؟
‫- فقط دارم صادقانه باهات صحبت می‌کنم

363
00:16:09,098 --> 00:16:12,559
‫فکر نکنم واست مشکل‌ساز بشه
‫اگه یکمی... خودت رو خونسرد جلوه بدی

364
00:16:13,560 --> 00:16:14,687
‫- واقعا؟
‫- آره

365
00:16:15,312 --> 00:16:17,940
‫باشه، شاید حق با تو باشه

366
00:16:19,066 --> 00:16:21,360
‫خب حالا که اینجا گیر افتادیم،

367
00:16:21,443 --> 00:16:24,363
‫ظاهرا صادقانه داریم
‫با همدیگه صحبت می‌کنیم...

368
00:16:28,993 --> 00:16:31,120
‫...می‌تونم بپرسم که واقعا چه اتفاقی
‫توی دانشگاه دولتی آریزونا رخ داد؟

369
00:16:33,038 --> 00:16:37,418
‫بخاطر این از اونجا اومدم بیرون که...
‫هیچکسی از من خوشش نمی‌اومد

370
00:16:37,501 --> 00:16:39,378
‫چی؟ چطور ممکنه؟

371
00:16:39,461 --> 00:16:40,337
‫نمی‌دونم والا

372
00:16:41,005 --> 00:16:44,049
‫همه فقط فکر می‌کردن
‫من یه بی‌عرضۀ تموم عیارم،

373
00:16:44,133 --> 00:16:47,177
‫و منم حس کردم که
‫شاید دانشگاه جای من نیست

374
00:16:47,261 --> 00:16:48,762
‫بخاطر همینم رفتم

375
00:16:48,846 --> 00:16:52,182
‫و هر روز خدا هم به خودم می‌گم
‫«چیکار کردی؟»

376
00:16:52,266 --> 00:16:57,271
‫پس گمونم کلا جذاب بودن توی زندگی
‫واقعا به نفعت پیش نرفته

377
00:16:58,605 --> 00:17:00,816
‫آره گمون کنم

378
00:17:01,316 --> 00:17:03,402
‫خب... لعنت بهش

379
00:17:03,902 --> 00:17:08,699
‫یعنی خب من خیلی سخت تلاش کردم که
‫چنین سال آخریِ باحال و از لحاظ جنسی موفقی باشم،

380
00:17:08,782 --> 00:17:11,201
‫ولی شاید بهتر باشه قبل از رفتنـم
‫به دانشگاه از جذابیتم کم کنم

381
00:17:11,285 --> 00:17:12,244
‫آره احتمالا لازمه

382
00:17:12,327 --> 00:17:13,954
‫اوهوم

383
00:17:14,038 --> 00:17:16,957
‫وایسا ببینم، گفتی از لحاظ جنسی موفق؟

384
00:17:18,459 --> 00:17:19,710
‫نه، نه، وایسا

385
00:17:20,711 --> 00:17:22,921
‫صبر کن، وایسا ببینم،
‫منظورت اون یارو ایثن‌ـه؟

386
00:17:23,005 --> 00:17:24,131
‫- آره
‫- خفه بابا

387
00:17:24,214 --> 00:17:26,216
‫خب راستش، اول بن بود ولی...

388
00:17:26,300 --> 00:17:28,761
‫بن؟ گروس؟

389
00:17:28,844 --> 00:17:30,971
‫- چی؟!
‫- مهم نیست

390
00:17:31,055 --> 00:17:33,015
‫شنیدی دیگه، رابطه داشتم

391
00:17:33,098 --> 00:17:34,349
‫لعنتی

392
00:17:34,433 --> 00:17:35,809
‫باشه

393
00:17:36,351 --> 00:17:37,352
‫آره، تبریک می‌گم

394
00:17:37,936 --> 00:17:39,271
‫- ممنون
‫- قربونت

395
00:17:42,983 --> 00:17:46,570
‫می‌دونی چیه، واقعا فکر می‌کردم
‫اولین رابطه‌ام با تو باشه

396
00:17:46,653 --> 00:17:47,613
‫چرا؟

397
00:17:47,696 --> 00:17:49,448
‫چون یهویی سروکله‌ات پیدا شد و

398
00:17:49,531 --> 00:17:51,784
‫و به عنوان یه غریبه ازم خواستی
‫باکرگیت رو ازت بگیرم؟

399
00:17:51,867 --> 00:17:55,370
‫خیله‌خب، یه جوری نگو که انگار من دیوونه‌ام
‫تو خودتم قبول کردی

400
00:17:55,454 --> 00:17:57,122
‫آره، آره، درسته

401
00:17:59,458 --> 00:18:01,168
‫می‌دونی بیشتر چی ذهنم رو درگیر کرده؟

402
00:18:02,044 --> 00:18:02,878
‫چی؟

403
00:18:04,505 --> 00:18:06,715
‫حرفی که موقع جداییـمون بهم زدی

404
00:18:07,466 --> 00:18:08,550
‫چی گفتم؟

405
00:18:10,177 --> 00:18:13,514
‫گفته بودی تا وقتی که خودم رو دوست نداشته باشم
‫نمی‌تونیم با همدیگه باشیم

406
00:18:14,098 --> 00:18:16,725
‫لعنتی، واقعا من گفتمش؟

407
00:18:16,809 --> 00:18:18,393
‫چقدر بی‌احساس بود

408
00:18:18,477 --> 00:18:22,439
‫یع... یعنی... بی‌راهم نگفتی
‫یکم ردّی بودم

409
00:18:23,023 --> 00:18:23,982
‫شاید یکمی

410
00:18:24,066 --> 00:18:26,527
‫هی، حالا می‌بینی ورق برگشته؟

411
00:18:26,610 --> 00:18:30,155
‫یعنی من شدم یه دختر خفن و محبوب و
‫تو یه خل‌مشنگ گنده

412
00:18:33,784 --> 00:18:35,035
‫برای اولین بار،

413
00:18:35,869 --> 00:18:37,663
‫احساس می‌کنم با همدیگه برابریم

414
00:18:37,746 --> 00:18:39,081
‫برابر؟

415
00:18:40,082 --> 00:18:41,125
‫عمرا دیوی

416
00:18:41,917 --> 00:18:43,168
‫تو زیادی واسه من خوبی

417
00:18:43,252 --> 00:18:44,837
‫خفه شو بابا

418
00:19:03,313 --> 00:19:04,356
‫مربی، می‌تونم توضیح بدم...

419
00:19:04,439 --> 00:19:07,442
‫می‌دونم کمتر از یه سال پیش،
‫دانش‌آموز همینجا بودی پسرجون

420
00:19:07,526 --> 00:19:09,194
‫می‌دونم که دیوی دوست‌دخترت بوده

421
00:19:09,278 --> 00:19:10,529
‫اما یه حسی بهم می‌گه،

422
00:19:11,113 --> 00:19:14,032
‫اگه دو ثانیه دیرتر رسیده بودم،
‫مجبور بودم اخراجت کنم

423
00:19:14,825 --> 00:19:16,076
‫این اولین و آخرین اخطاره

424
00:19:16,160 --> 00:19:18,954
‫از حالا به بعد، دیگه جایی
‫برای لغزش نداری

425
00:19:19,538 --> 00:19:20,873
‫- باشه
‫- حالا برو

426
00:19:22,958 --> 00:19:24,418
‫واقعا شرمنده‌ام مربی

427
00:19:24,501 --> 00:19:25,878
‫فقط... برو

428
00:19:28,422 --> 00:19:31,175
‫بعد از اینکه مربی نوبل شست و
‫پهنـش کرد،

429
00:19:31,258 --> 00:19:34,303
‫پکستون سراغ بازی‌های نینتندو سوئیچش رفت
‫تا یه بُردِ بدون زحمت داشته باشه

430
00:19:34,386 --> 00:19:37,181
‫اما پارتی ماریو هم داشته
‫به چوخ می‌دادتش

431
00:19:37,806 --> 00:19:39,141
‫پکستون؟

432
00:19:39,224 --> 00:19:40,851
‫اوه سلام عزیزم، سلام

433
00:19:40,934 --> 00:19:44,229
‫آم، گوش کن، شام تا 20 دقیقۀ دیگه حاضره،
‫و نوبتِ توئه که دعا بخونی

434
00:19:44,313 --> 00:19:46,857
‫و بابا هم برای اینکه اگه یه وقت به
‫موسیقی نیاز بود، داره گیتارش رو کوک می‌کنه

435
00:19:46,940 --> 00:19:47,774
‫باشه

436
00:19:48,400 --> 00:19:50,903
‫هی حالت خوبه؟ ناراحت به نظر می‌رسی

437
00:19:50,986 --> 00:19:53,947
‫من ریدم مامان

438
00:19:54,031 --> 00:19:55,574
‫وای عزیزم

439
00:19:56,742 --> 00:19:59,119
‫چرا باید چنین حرفی درمورد خودت بزنی؟

440
00:19:59,703 --> 00:20:01,205
‫من یه بی‌عرضه‌ام

441
00:20:01,288 --> 00:20:04,708
‫پکستون... برای بی‌عرضه بودن زیادی جوونی

442
00:20:04,791 --> 00:20:07,628
‫تازه 19 سالته
‫داری یاد می‌گیری با خودت چند چندی

443
00:20:07,711 --> 00:20:09,796
‫به عمو گریت نگاه کن،
‫بی‌عرضه اونه

444
00:20:09,880 --> 00:20:13,008
‫55‏ سالشه و بخاطر کلاهبرداری
‫از بیمارستان اطفال داره آب‌خنک می‌خوره

445
00:20:13,091 --> 00:20:15,260
‫خب حداقل برای انجام دادنِ
‫یه کاری تلاشش رو کرده

446
00:20:15,344 --> 00:20:18,805
‫پکستون فکر کردن به زندگی
‫و احساس اینکه باید بهترینِ

447
00:20:18,889 --> 00:20:21,058
‫خودت باشی، پدر آدم رو درمیاره

448
00:20:21,141 --> 00:20:22,017
‫ولی مجبور نیستی

449
00:20:22,517 --> 00:20:23,727
‫هیچکس مجبور نیست

450
00:20:23,810 --> 00:20:27,189
‫همۀ ما توی مسیر زندگی با موانعی روبه‌رو می‌شیم
‫که اصلا معرفِ شخصیتِ ما نیستن

451
00:20:27,272 --> 00:20:28,398
‫می‌تونیم فقط ازشون یاد بگیریم

452
00:20:29,149 --> 00:20:31,902
‫آخه قراره از بیرون اومدن از دانشگاه

453
00:20:31,985 --> 00:20:33,570
‫و کار کردن توی دبیرستان سابقم،
‫چی یاد بگیرم؟

454
00:20:34,071 --> 00:20:35,239
‫شاید...

455
00:20:36,531 --> 00:20:38,200
‫رها کردنِ شخصی که بودی

456
00:20:39,159 --> 00:20:40,827
‫و سردرآوردن از اینکه
‫می‌خوای چه کسی بشی

457
00:20:46,833 --> 00:20:49,670
‫بعد از گوش دادن به آهنگ
‫«خدای ما خدای محشریه»

458
00:20:49,753 --> 00:20:53,131
‫و یه خواب خوب،
‫پکستون دوباره به مدرسه برگشت،

459
00:20:53,215 --> 00:20:55,676
‫با این امید که نشونه‌ای درمورد اینکه
‫می‌خواد با زندگیـش چیکار کنه، پیدا بکنه

460
00:20:55,759 --> 00:20:56,885
‫و اینـم از نشونه‌ای که پیدا کرد

461
00:21:28,625 --> 00:21:29,584
‫وای

462
00:21:31,878 --> 00:21:32,963
‫عجب دوری

463
00:21:43,056 --> 00:21:44,683
‫خب؟ چطور بود؟

464
00:21:49,396 --> 00:21:50,230
‫اِی

465
00:21:50,856 --> 00:21:52,899
‫به اندازۀ کافی خوب بودی
‫که بتونی روی نیمکت بشینی

466
00:21:52,983 --> 00:21:54,901
‫ایول!

467
00:21:59,740 --> 00:22:01,616
‫حرفِ منم همینه دیگه داداش

468
00:22:01,700 --> 00:22:03,994
‫وای، خیله‌خب، هی

469
00:22:04,911 --> 00:22:08,081
‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم پسر
‫- ممنون

470
00:22:10,042 --> 00:22:12,461
‫خیلی تاثیرگذار بود رفیق

471
00:22:12,544 --> 00:22:14,338
‫فکر کنم چند نفری داشتن گریه می‌کردن

472
00:22:14,421 --> 00:22:15,714
‫آره، شگفت‌انگیز بود نه؟

473
00:22:15,797 --> 00:22:17,966
‫یعنی امروز عملا زندگی یه نفر رو تغییر دادم

474
00:22:18,050 --> 00:22:20,844
‫یعنی کمکش کردم تا به آرزوش برسه
‫عجیب بود

475
00:22:20,927 --> 00:22:22,387
‫واقعا باید به خودت افتخار کنی

476
00:22:22,471 --> 00:22:25,140
‫می‌دونی چیه؟ واقعا هم هستم
‫خوشحالم که ازش ناامید نشدم

477
00:22:25,223 --> 00:22:28,352
‫پس ظاهرا قراره فعلا
‫به مربی‌گری ادامه بدی نه؟

478
00:22:28,435 --> 00:22:29,811
‫حتی بعد از اتفاقی که دیروز افتاد؟

479
00:22:29,895 --> 00:22:32,647
‫- نزدیک بود واقعا، نه؟
‫- آره

480
00:22:32,731 --> 00:22:36,151
‫پس گمونم دیگه نمی‌تونیم تکرارش کنیم

481
00:22:36,735 --> 00:22:38,445
‫اگه بخوام شغلم رو حفظ کنم نه

482
00:22:38,528 --> 00:22:42,866
‫خب راستش احساس می‌کنم
‫این کار به نفعمونه

483
00:22:43,408 --> 00:22:47,287
‫آم... بد برداشت نکنی، تو خفنی
‫هنوزم کاربلدی

484
00:22:48,663 --> 00:22:51,750
‫ولی خیالم راحت شد

485
00:22:52,834 --> 00:22:54,461
‫آره همینطوره

486
00:22:55,128 --> 00:22:59,257
‫پس گمونم دیگه رابطه‌مون یه رابطۀ
‫حرفه‌ای دانش‌آموز و استاده

487
00:22:59,341 --> 00:23:02,386
‫بعله، رسما احساسات بینـمون از بین رفتن

488
00:23:03,595 --> 00:23:05,430
"Modern Animal" Magic City Hippies

489
00:23:06,014 --> 00:23:06,848
‫چه خبر رفقا؟

490
00:23:06,932 --> 00:23:10,727
‫وای دیوید، لباس پوشیدن مثل پینیاتا مُد شده؟

491
00:23:10,811 --> 00:23:14,481
‫عه واقعا؟ عجب گردنبندیه سوپرانوی کوچولو
‫واقعا بهت میاد

492
00:23:14,564 --> 00:23:16,233
‫خب همیشه باعث افتخاره

493
00:23:19,903 --> 00:23:21,905
‫اینـم از احساساتی که هنوز
‫سرزنده و سالمه

494
00:23:21,988 --> 00:23:23,115
‫چی؟

495
00:23:23,198 --> 00:23:26,284
‫وای نه، هیچ احساسی وجود نداره
‫همش توهین بود

496
00:23:26,368 --> 00:23:28,453
‫حتما، حتما، هرچی تو بگی

497
00:23:28,537 --> 00:23:31,623
‫اصلا ربطی به منِ حرفه‌ای نداره

498
00:23:37,587 --> 00:23:39,506
‫ایشون پکستون هال-یوشیداست

499
00:23:39,589 --> 00:23:41,550
‫یه زمانی خفن‌تـرین پسر این مدرسه بود،

500
00:23:41,633 --> 00:23:44,928
‫ولی حالا آمادۀ منتقل کردن تاج و تختـش بود
‫تا به جستجوی چیز دیگه‌ای بره

501
00:23:45,512 --> 00:23:48,807
‫هی پکستون، دیرتر میای خونه‌مون؟
‫پسرعموم می‌خواد واسمون مواد بیاره

502
00:23:48,890 --> 00:23:50,600
‫آره پسر، نمی‌رسم بیام

503
00:23:54,486 --> 00:23:56,249
‫[سلام رفقا! یادتون نره سمینار امشب برای انتخاب رشته‌ـتونه]

504
00:23:56,273 --> 00:23:59,025
‫نمی‌دونست که این مسیر دقیقا
‫به کجا می‌رسوندش،

505
00:23:59,109 --> 00:24:01,945
‫اما می‌دونست که حداقل
‫داره به سمت جلو حرکت می‌کنه

506
00:24:02,028 --> 00:24:04,823
‫و امروز،
‫این روبه‌جلو بودنه توی سفرش به لوکزامبورگ تعریف می‌شه

507
00:24:06,533 --> 00:24:08,702
‫خب پکس، اینجا چیکار می‌کنی؟

508
00:24:08,785 --> 00:24:10,370
‫اوه، فانیونِ بچه‌ها تموم شده؟

509
00:24:10,454 --> 00:24:11,496
‫خبر ندارم که

510
00:24:11,580 --> 00:24:14,207
‫سرگرم پختنِ این «کوئچنتارت» بودم

511
00:24:14,291 --> 00:24:16,334
‫وای

512
00:24:16,418 --> 00:24:20,881
‫و اگه هنوزم برای خط تلفن دانش‌آموزها
‫به کمک نیاز دارید، من هستم

513
00:24:21,840 --> 00:24:23,925
‫اگه پکستون قراره انجامش بده،
‫منم میام

514
00:24:24,009 --> 00:24:25,177
‫- منم همینطور
‫- منم میام

515
00:24:25,260 --> 00:24:27,012
‫- روی منم حساب کنید
‫- منم هستم

516
00:24:27,095 --> 00:24:29,181
‫اگرچه این مسابقۀ آشپزیِ
‫بین‌المللی خیلی خوشمزه به نظر میاد،

517
00:24:29,264 --> 00:24:31,349
‫به نظرم بهتره که من برم پی کارم

518
00:24:31,433 --> 00:24:33,894
‫اما به نظر میاد که پکستون یک گام
‫در مسیر درست قدم برداشته،

519
00:24:33,977 --> 00:24:36,730
‫و فکر کنم همگی چیزهای زیادی درمورد
‫فنونِ درست شناکردن یاد گرفتیم

520
00:24:36,813 --> 00:24:40,192
‫جان مکنرو، باقیِ این مسیرش
‫به گردنِ شماست

521
00:24:40,275 --> 00:24:41,568
‫جیجی پَــــــــر

522
00:24:41,592 --> 00:25:01,592
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

523
00:24:42,068 --> 00:24:44,070
"What's Life" De Lux playing

