1
00:00:01,710 --> 00:00:11,487
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:11,511 --> 00:00:14,764
‫تقریبا دیگه وقتـش رسیده بود
‫که پرینستون تصمیمش رو بگیره،

3
00:00:14,848 --> 00:00:17,225
‫و دیوی به طرز عجیبی خونسرد بود

4
00:00:17,308 --> 00:00:18,810
‫شاید بخاطر این بود که

5
00:00:18,893 --> 00:00:21,479
‫به هر دری که یک انسان می‌تونه رجوع کنه،
‫رجوع کرده بود

6
00:00:21,563 --> 00:00:23,773
‫خیله‌خب پسرها،
‫یه کاری کنید سربلند بشیم

7
00:00:23,857 --> 00:00:26,651
‫یا شایدم بخاطر این بود
‫که یکمی بالغ شده بود

8
00:00:26,735 --> 00:00:27,975
‫واقعا برای «دانشگاه ییل» درخواست پذیرش فرستای؟

9
00:00:28,028 --> 00:00:32,490
‫دعواش با فبیولا یه جورایی
‫زنگ خطری در مورد خلق و خوش بود

10
00:00:32,574 --> 00:00:34,492
‫و با رها کردنِ پکستون

11
00:00:34,576 --> 00:00:38,580
‫ثابت کرد که بزرگ شده
‫و دیگه اون بچه خرخونِ سابق نیست

12
00:00:40,206 --> 00:00:41,833
‫اما شایدم فقط بخاطر این خونسرد بود

13
00:00:41,916 --> 00:00:44,461
‫که سرش جای دیگه گرم بود

14
00:00:45,670 --> 00:00:48,131
‫هفتۀ گذشتی اینطوری پیش رفت

15
00:00:49,466 --> 00:00:50,550
[بن] در چه حالی؟

16
00:00:50,633 --> 00:00:51,718
‫وای پسرجون

17
00:00:51,801 --> 00:00:54,220
‫ممکنه این اتفاق زیاد
‫بالغانه به نظر نرسه،

18
00:00:54,304 --> 00:00:57,057
‫اما یه پیام یهویی با عنوانِ
‫«در چه حالی؟»

19
00:00:57,140 --> 00:01:00,226
‫اونم یازده شب از طرفِ یه پسر
‫خیلی معنی داره

20
00:00:58,197 --> 00:01:00,297
[بیکارم، خودت چی؟]

21
00:01:00,310 --> 00:01:03,772
‫مخصوصا اگه از طرفِ پسری باشه
‫که تقریبا یه سالی ازش خبر نداشته باشی

22
00:01:04,272 --> 00:01:05,398
‫همم

23
00:01:05,482 --> 00:01:07,901
‫و از اون روز همچنان
‫در حال پیامک بازی هستن

24
00:01:07,984 --> 00:01:09,652
‫این رو که دیدم یادِ تو افتادم

25
00:01:10,236 --> 00:01:13,448
‫بعنوان مردی که به اندازۀ
‫کافی با زن‌ها وقت گذروندم،

26
00:01:13,531 --> 00:01:15,325
‫از صد کیلومتری
‫لاس زدن رو تشخیص می‌دم

27
00:01:13,531 --> 00:01:15,811
[وای، انقدر بهم فکر نکن]

28
00:01:16,034 --> 00:01:16,910
‫همم

29
00:01:18,703 --> 00:01:20,622
‫و حالا توی آشپزخونه
‫دارم می‌بینمش

30
00:01:24,250 --> 00:01:26,002
‫وایسا ببینم،
‫بازوش رو لمس کرد؟

31
00:01:29,464 --> 00:01:30,840
‫و موهاش رو زد پشت گوشش؟

32
00:01:31,424 --> 00:01:32,467
‫بسه دیگه

33
00:01:32,550 --> 00:01:33,968
‫و به شوخی زدتـش؟

34
00:01:34,052 --> 00:01:38,389
‫پشم و پیل‌هام، مامانِ دیوی
‫از بابای مارگو خوشش می‌اومده؟

35
00:01:38,473 --> 00:01:40,100
‫چه خبر شده اینجا؟

36
00:01:40,124 --> 00:01:45,551
‫«تا حالا هیچوقت؛ مامانـم رو سر قرار نفرستادم»
‫«فصل چهارم، قسمت هشتم»

37
00:01:45,897 --> 00:01:48,608
‫دیوی تموم روز مات و مبهوت مونده بود،

38
00:01:48,691 --> 00:01:51,820
‫سعی داشت این موضوع که مامانش از اون یارویی

39
00:01:51,903 --> 00:01:54,572
‫که شبیه بازیگر «برادران املاکی» بوده،
‫خوشش اومده رو هضم کنه

40
00:01:54,656 --> 00:01:58,076
‫فکر می‌کرد هر لحظه
‫ممکنه با فکر اینکه مادرش

41
00:01:58,159 --> 00:02:01,204
‫قراره با خونوادۀ دشمنـش متحد بشه،
‫داشت دیوونه‌اش می‌کرد

42
00:02:01,287 --> 00:02:04,999
‫اما یکم که گذشت،
‫هیچ واکنشِ دیوونه‌واری ازش سر نزد،

43
00:02:05,083 --> 00:02:06,417
‫و دیوی متوجه شد...

44
00:02:06,501 --> 00:02:07,710
‫فکر کنم مشکلی نداشته باشم

45
00:02:07,794 --> 00:02:10,547
‫خب اولـش یه جورایی کرک و پرم ریخت،

46
00:02:10,630 --> 00:02:13,216
‫اما درموردش که فکر کردم،
‫حس می‌کنم که واقعا می‌خوام...

47
00:02:14,134 --> 00:02:16,803
‫متضاد کلمۀ خرابکاری چی بود؟

48
00:02:16,886 --> 00:02:18,346
‫منظورت کمک کردنـه؟

49
00:02:18,429 --> 00:02:20,932
‫آفرین، می‌خوام به مامانم کمک کنم
‫بدستش بیاره

50
00:02:21,015 --> 00:02:25,061
‫می‌دونی فقط نمی‌خوام سال دیگه که نیستم،
‫مامانـم تو تنهایی بپوسه

51
00:02:25,145 --> 00:02:28,148
‫من خودم دارم یه زندگیِ خفن و جدید رو شروع می‌کنم
‫و اونـم باید همین کار رو بکنه

52
00:02:28,231 --> 00:02:30,525
‫می‌فهمم، مامان و بابای منم
‫بدون همدیگه نمی‌تونن زندگی کنن

53
00:02:30,608 --> 00:02:33,403
‫حتی دو تایی باید برن دوچرخه‌سواری

54
00:02:33,486 --> 00:02:36,366
‫نمی‌دونم آخرهفته که قراره با مامانـم بریم
‫یه سری به دانشگاه‌ها بزنیم، بابام قراره چیکار کنه

55
00:02:36,447 --> 00:02:38,116
‫عه، می‌خوای به دانشگاه‌های
‫دیگه سر بزنی؟

56
00:02:38,199 --> 00:02:39,909
‫فقط برای اینکه مطمئن بشم
‫پرینستون بهترین انتخابه،

57
00:02:39,993 --> 00:02:40,910
‫که احتمالا هم همینطوره

58
00:02:40,994 --> 00:02:44,080
‫پس نگران نباش، همچنان هم اتاقی می‌مونیم
‫آها، با همدیگه هم به جشن پرام می‌ریم
(جشن فارغ التحصیلی از دبیرستان)

59
00:02:44,164 --> 00:02:46,600
‫با ادیسون که صحبت کردم،
‫می‌گفت برای مراسم پرام خارج شهره،

60
00:02:46,624 --> 00:02:48,626
‫واسه همینم فکر کردم
‫بتونیم سه تایی با همدیگه بریم

61
00:02:48,710 --> 00:02:50,170
‫آره! عاشقشم

62
00:02:50,253 --> 00:02:53,214
‫آخه شما دو تا بهترین دوست‌های
‫دوران دبیرستان منید

63
00:02:53,298 --> 00:02:56,551
‫- پس بهترین گزینه اینه که با همدیگه بریم
‫- والا، پایه‌ای النور؟

64
00:02:56,634 --> 00:02:57,760
‫ها؟ آم...

65
00:02:58,303 --> 00:02:59,470
‫من با دیوی موافقم

66
00:03:00,388 --> 00:03:02,640
‫- یه چیزی گفت، نگفت؟
‫- بیخیال النور

67
00:03:02,724 --> 00:03:04,142
‫داریم درمورد پرام صحبت می‌کنیم

68
00:03:04,225 --> 00:03:06,269
‫دیگه خیلی کم می‌بینیمت

69
00:03:06,352 --> 00:03:08,438
‫و هروقتم که پیش همدیگه‌ایم،
‫همیشۀ خدا حواست جای دیگه‌ست

70
00:03:08,521 --> 00:03:10,148
‫می‌دونم، شرمنده

71
00:03:10,231 --> 00:03:13,026
‫فقط دارم نمایشنامۀ فیلمی که
‫قراره فردا بازی کنم رو می‌خونم

72
00:03:13,109 --> 00:03:14,861
‫- وای
‫- این دفعه دیالوگ داری؟

73
00:03:14,944 --> 00:03:19,782
‫نه ولی شنیدم احتمالا عکس یکی از بچه‌های
‫سیاهی لشکر، جسدِ روی پوستر بشه

74
00:03:19,866 --> 00:03:21,576
‫وای چه خفن

75
00:03:22,160 --> 00:03:23,786
‫خب نظرت چیه با همدیگه بریم پرام؟

76
00:03:23,870 --> 00:03:25,870
‫آخه این آخرین چیزیه
‫که مربوط به دبیرستانه

77
00:03:25,914 --> 00:03:26,994
‫و می‌تونیم با همدیگه انجام بدیم

78
00:03:27,040 --> 00:03:30,668
‫می‌دونم ولی مدیر برنامه‌هام
‫می‌خواد که روی روابطم کار کنم

79
00:03:30,752 --> 00:03:33,004
‫تهیه کننده‌های فیلمی
‫که فرداشب قراره بازی کنم

80
00:03:33,087 --> 00:03:36,633
‫تهیه کننده‌های فیلم
‫جدیدۀ ماربل هستن

81
00:03:36,716 --> 00:03:38,343
‫آها، منظورت فیلم‌های ماروله

82
00:03:38,426 --> 00:03:40,595
‫نه، یه فیلمیه درمورد ماربل
‫(سنگ مرمر)

83
00:03:41,179 --> 00:03:45,516
‫اما شاید وقتی من رو دیدن با خودشون بگن،
‫«هی، این جسد یه چیز ویژه‌ای داره»

84
00:03:46,100 --> 00:03:48,478
‫بخاطر همینم الان نمی‌تونم
‫توی پرام شرکت کنم

85
00:03:49,062 --> 00:03:50,063
‫همم

86
00:03:52,732 --> 00:03:55,318
‫خب نیرمالا مامی،
‫فردا کلا به کارهای شما می‌رسیم

87
00:03:55,401 --> 00:03:57,695
‫بگو ببینم دوست داری واسه
‫شام تولدت چیکار کنم؟

88
00:03:57,779 --> 00:04:00,114
‫اوه من زن ساده‌ای هستم،
‫چیز زیادی نمی‌خوام،

89
00:04:00,198 --> 00:04:02,450
‫فقط خونواده‌ام و عزیزانـم باشن،

90
00:04:02,533 --> 00:04:05,411
‫و شایدم یه شام عالی از رستوران میشلن-ستار

91
00:04:05,495 --> 00:04:07,455
‫- وای، فقط همین؟
‫- آره

92
00:04:07,538 --> 00:04:11,000
‫بله، اصلا هم نگران دسر نباشید
‫که لن داره آماده‌اش می‌کنه

93
00:04:11,084 --> 00:04:12,084
‫همم

94
00:04:12,126 --> 00:04:14,504
‫خب من برم به وریزون زنگ بزنم
‫و ازش تخفیف بگیرم

95
00:04:14,587 --> 00:04:16,756
‫بهتر از این نمی‌شه

96
00:04:18,049 --> 00:04:21,219
‫آمادگی داشته باشید، شک ندارم لن
‫خودش قراره کیک رو درست کنه

97
00:04:21,302 --> 00:04:25,223
‫از کجا خبر داری که خودِ لن
‫قراره کیک رو دوست کنه کامالا؟

98
00:04:25,306 --> 00:04:27,809
‫همچنان که دنبالش نمی‌ری، می‌ری؟

99
00:04:28,518 --> 00:04:29,769
‫- شاید؟
‫- کامالا

100
00:04:29,852 --> 00:04:32,492
‫خب اگه توهم چیزی که من دیدم رو می‌دیدی،
‫حتما دنبالش می‌رفتی

101
00:04:32,563 --> 00:04:35,400
‫وای منظورت وقتیه که داشته
‫با اون هرزۀ عنتری ول می‌گشته؟

102
00:04:35,483 --> 00:04:36,483
‫دیوی

103
00:04:37,026 --> 00:04:38,319
‫حرف‌هایی که زدی رو نفهمیدم،

104
00:04:38,403 --> 00:04:40,822
‫اما می‌دونم که دلم نمی‌خواد کسی
‫توی خونه اینطوری صحبت کنه

105
00:04:40,905 --> 00:04:42,282
‫بذار با دخترخاله‌ات صحبت کنم

106
00:04:44,701 --> 00:04:48,496
‫بخدا که نقشه ریختن تا با معشوقه‌اش
‫پول‌های مامان‌بزرگ رو بدزدن

107
00:04:48,579 --> 00:04:49,831
‫اگه لن کلاهبردار بود،

108
00:04:49,914 --> 00:04:52,083
‫تا حالا یه چیزی دستگیرت می‌شد
‫ولی نشده

109
00:04:52,166 --> 00:04:54,585
‫اما می‌دونم که
‫داره یه کارهایی می‌کنه

110
00:04:54,669 --> 00:04:56,212
‫و مامان‌بزرگ خیلی به همه اعتماد می‌کنه

111
00:04:56,296 --> 00:04:58,840
‫همۀ ایمیل‌های تبلیغاتیـش
‫رو جواب می‌ده

112
00:04:58,923 --> 00:05:02,302
‫چطوری با این ماجرا، تونستی
‫تحقیقاتت رو پیش ببری؟

113
00:05:03,594 --> 00:05:04,846
‫یکمی کارهام عقب افتاده

114
00:05:04,929 --> 00:05:08,391
‫بیخیال
‫دیگه واقعا باید بیخیال این لن بشی

115
00:05:13,563 --> 00:05:17,233
‫خب بابای مارگو تقریبا
‫کل اطراف خونه رو درست کرده

116
00:05:17,317 --> 00:05:20,069
‫تقریبا انگار که وقتی
‫هر کدوم از پروژه‌هاش تموم می‌شن،

117
00:05:20,153 --> 00:05:22,363
‫اتفاقی یه پروژۀ جدید بهش می‌دی

118
00:05:23,239 --> 00:05:24,866
‫منظورت چیه دیوی؟

119
00:05:24,949 --> 00:05:26,909
‫فقط می‌خواستم بهت بگم

120
00:05:27,410 --> 00:05:30,788
‫که اگه ازش خوشت میاد،
‫من هیچ مشکلی ندارم

121
00:05:30,872 --> 00:05:32,623
‫چی؟ من یه آدم بالغم

122
00:05:32,707 --> 00:05:34,917
‫فقطم از سیر و جدول خوشم میاد

123
00:05:35,001 --> 00:05:37,503
‫مطمئنی؟ آخه امروز
‫شنیدم خیلی می‌خندیدی

124
00:05:37,587 --> 00:05:40,131
‫- فقط اقرار کن که ازش خوشت میاد
‫- نخیرم

125
00:05:40,214 --> 00:05:42,383
‫خوشت میاد مامان، باید
‫ازش بخوای باهات قرار بذاره

126
00:05:42,467 --> 00:05:46,262
‫بیخیال دیگه دیوی،
‫من که ازش نمی‌خوام باهام بیاد سر قرار

127
00:05:46,346 --> 00:05:48,139
‫فقط واسه تولد مامان‌بزرگ دعوتش کن

128
00:05:48,222 --> 00:05:51,559
‫عاشقانه هم نیست
‫و احتمالا هم یه داستانی پیش میاد

129
00:05:51,642 --> 00:05:53,269
‫بیخیال مامان
‫می‌دونم تو هم همین رو می‌خوای

130
00:05:54,312 --> 00:05:55,855
‫- باشه
‫- هورا!

131
00:05:56,439 --> 00:05:57,982
‫گمونم فکر وحشتناکی نباشه

132
00:05:58,066 --> 00:06:00,401
‫که یه آقای محترم رو برای
‫شام خونوادگیِ مناسب دعوت کنیم

133
00:06:00,485 --> 00:06:02,195
‫عالیه، خب الان بهش پیام بدیم؟

134
00:06:02,278 --> 00:06:04,572
‫چی، 9 شبه

135
00:06:04,655 --> 00:06:06,824
‫فکر کردی من جنیفر کولیجی چیزی‌ام؟

136
00:06:07,575 --> 00:06:09,535
‫صبح باهاش صحبت می‌کنم

137
00:06:10,119 --> 00:06:11,037
‫- باشه
‫- برو بیرون

138
00:06:15,541 --> 00:06:16,861
‫وای خدای من
‫اومده مامان

139
00:06:16,918 --> 00:06:19,212
‫- باشه
‫- بیا اینجا مامان

140
00:06:19,295 --> 00:06:22,006
‫وایسا، صبر کن، داری چیکار می...
‫دیوی داری چیکار می‌کنی؟

141
00:06:22,090 --> 00:06:24,884
‫داریم روی نقاط قوتت کار می‌کنیم
‫تعریف و تمجید به حساب میاد

142
00:06:24,967 --> 00:06:27,428
‫و این دو تا خوشگل جذاب رو رها کن

143
00:06:27,512 --> 00:06:30,515
‫می‌شه از اینجا بری؟
‫و... به حرف‌هامون گوش نکن، خب؟

144
00:06:31,641 --> 00:06:33,142
‫همم

145
00:06:34,143 --> 00:06:37,063
‫- سلام آندرس، سلام
‫- سلام، سلام

146
00:06:37,146 --> 00:06:39,649
‫خیلی... جایی قراره بری؟

147
00:06:39,732 --> 00:06:43,277
‫نه، نه یعنی آره، من...
‫باید برم سرکار

148
00:06:43,361 --> 00:06:44,821
‫آم...

149
00:06:44,904 --> 00:06:47,198
‫اما قبل رفتنم، خواستم...

150
00:06:47,281 --> 00:06:49,409
‫خواستم بدونم امشب کجایی

151
00:06:49,492 --> 00:06:52,829
‫آم... می‌خوایم واسه
‫نیرمالا جشن تولد بگیریم،

152
00:06:52,912 --> 00:06:56,499
‫و مهمونیِ خاصی نیست
‫و من فقط، آم...

153
00:06:57,583 --> 00:06:59,127
‫شا... شاید دوست داشته باشی بیای؟

154
00:07:00,294 --> 00:07:01,294
‫اوه

155
00:07:01,879 --> 00:07:04,006
‫- خیلی دوست دارم بیام
‫- خوبه

156
00:07:05,258 --> 00:07:08,553
‫اما... از این بابت مطمئن نیستم

157
00:07:10,471 --> 00:07:14,851
‫می‌دونی که شرایط بین دخترهامون...
‫پیچیده‌ست،

158
00:07:14,934 --> 00:07:16,769
‫و مارگو کار کردنـمون
‫با همدیگه رو درک می‌کنه

159
00:07:16,853 --> 00:07:20,815
‫اما مطمئن نیستم با فراتر از این مسئله
‫موافق باشه

160
00:07:20,898 --> 00:07:21,898
‫اوهوم

161
00:07:23,568 --> 00:07:25,862
‫- شرمنده
‫- خدای من، مشکلی نیست

162
00:07:25,945 --> 00:07:27,530
‫فکر احمقانه‌ای بود

163
00:07:27,613 --> 00:07:31,826
‫و با این اتفاق، دیوی می‌دونست که باید
‫یه راهی پیدا کنه تا با مارگو آشتی کنه

164
00:07:32,368 --> 00:07:34,954
‫اما چطوری می‌تونه دل کسی که ازش متنفره
‫رو به دست بیاره؟

165
00:07:35,455 --> 00:07:36,998
‫احتمالا فقط با خودش بودن...

166
00:07:37,081 --> 00:07:39,750
‫سلام دخترجون، چه خبرها؟

167
00:07:40,668 --> 00:07:44,005
‫- خب ببخشید، بذار دوباره شروع کنم
‫- چی می‌خوای دیوی؟

168
00:07:45,173 --> 00:07:48,050
‫می‌دونم که قبلا
‫بینـمون شکراب شده بود،

169
00:07:48,134 --> 00:07:49,677
‫ولی حالا دیگه مسئله‌ای بینـمون نیست، درسته؟

170
00:07:49,760 --> 00:07:52,096
‫نه، از صمیم قلب ازت متنفرم
‫و فکر می‌کنم آدم بدی هستی

171
00:07:52,180 --> 00:07:53,639
‫ولی بابات چی؟

172
00:07:54,265 --> 00:07:55,266
‫اون رو که دوستش داری، مگه نه؟

173
00:07:56,058 --> 00:07:57,059
‫حالت خوبه تو؟

174
00:07:57,143 --> 00:07:59,228
‫بله، بله، هیچوقت بهتر از این نبودم

175
00:07:59,312 --> 00:08:03,399
‫فقط فکر کردم مادر من و پدر تو
‫می‌تونن زوج بانمکی باشن

176
00:08:04,233 --> 00:08:05,318
‫من شک دارم

177
00:08:05,401 --> 00:08:10,281
‫بابام اکثرا با معلم‌های یوگا، متخصصین زیبایی
‫و مهماندارهای هواپیما توی رابطه می‌ره

178
00:08:10,364 --> 00:08:13,201
‫- متوجه حرفم شدی دیگه
‫- آم... مامانم خیلی جذابه

179
00:08:13,284 --> 00:08:15,620
‫خوشامدگوی فروشگاه کاستکو هر دفعه
‫که به اونجا می‌ریم، بهش چشمک می‌زنه

180
00:08:15,703 --> 00:08:17,997
‫و به نظرم بابات بهش علاقمند می‌شد

181
00:08:18,080 --> 00:08:19,560
‫اگه فکر می‌کرد من و تو با همدیگه دوستیم

182
00:08:19,624 --> 00:08:21,501
‫خب قطعا دوست نیستیم

183
00:08:21,584 --> 00:08:23,753
‫و منم واقعا دلم نمی‌خواد بابام
‫با مامانت رابطه داشته باشه

184
00:08:23,836 --> 00:08:25,671
‫اما مامانم که مثل من نیست

185
00:08:25,755 --> 00:08:28,174
‫یه دکتر فوق باهوش
‫و کاملا منطقیه

186
00:08:28,257 --> 00:08:29,926
‫و وقتی که بری پی درس و دانشگاهت،

187
00:08:30,009 --> 00:08:33,346
‫دوست داری بابات
‫ناراحت و تنها باشه

188
00:08:33,930 --> 00:08:36,849
‫و هرشب روی صندلی خوابش ببره؟

189
00:08:40,061 --> 00:08:42,563
‫حتی واسه جوش دادن این معامله
‫می‌برمت بیرون شام

190
00:08:45,816 --> 00:08:47,193
‫باشه

191
00:08:47,276 --> 00:08:48,694
‫ولی شیک هم می‌خوام

192
00:08:48,778 --> 00:08:49,946
‫هممم

193
00:08:50,029 --> 00:08:52,740
‫باشه آبجی...

194
00:08:52,823 --> 00:08:53,991
‫نه؟

195
00:08:54,075 --> 00:08:55,075
‫نه

196
00:08:56,160 --> 00:08:58,579
‫هی بیگ بین
‫می‌تونم بشینم؟

197
00:08:58,663 --> 00:09:00,790
‫- آم، حتما
‫- عالیه

198
00:09:10,299 --> 00:09:11,217
‫همم

199
00:09:11,300 --> 00:09:12,969
‫همم

200
00:09:13,052 --> 00:09:16,055
‫ببخشید مزاحم می‌شم ولی اصلا واسه
‫چی داری تکالیف می‌نویسی؟

201
00:09:16,138 --> 00:09:17,682
‫مگه همینجوریش
‫وارد دانشگاه خوبی نشدی؟

202
00:09:17,765 --> 00:09:19,850
‫بله ولی همچنان باید
‫به درس و مشقم برسم

203
00:09:20,476 --> 00:09:22,353
‫- چرا؟
‫- چون باید اینکار رو کنم

204
00:09:22,436 --> 00:09:25,314
‫اگه نمراتـم پایین بیاد، ممکنه
‫کلمبیا قبولیـم رو رد کنه

205
00:09:25,398 --> 00:09:26,566
‫نه، این غلطه

206
00:09:26,649 --> 00:09:28,526
‫- نخیر
‫- چرا هست

207
00:09:28,609 --> 00:09:29,944
‫به نظرت مسئولین پذیرش

208
00:09:30,027 --> 00:09:32,530
‫نمرات هزار تا دانش‌آموز
‫رو دوباره بررسی می‌کنن؟

209
00:09:32,613 --> 00:09:34,365
‫نه همه رفتن تعطیلات پسر

210
00:09:34,448 --> 00:09:36,325
‫و می‌دونی دیگه کی
‫تعطیلات لازمه؟

211
00:09:36,409 --> 00:09:38,578
‫تو رفیق خرخون من

212
00:09:38,661 --> 00:09:40,746
‫اصلا نمی‌دونم چجوری برم تعطیلات

213
00:09:41,247 --> 00:09:43,332
‫اهل عشق و حال نیستم

214
00:09:45,293 --> 00:09:46,627
‫می‌تونم بهت یاد بدم
‫چطوری عشق و حال کنی

215
00:09:46,651 --> 00:09:50,406
ترجمه و زیرنوس از
iredprincess

216
00:09:57,430 --> 00:09:59,640
‫و این...
‫یعنی، مهمه

217
00:09:59,724 --> 00:10:01,726
‫- واقعا؟
‫- آره

218
00:10:03,561 --> 00:10:05,229
‫دیدی؟ نگاهشون کن

219
00:10:06,606 --> 00:10:08,190
‫چی؟

220
00:10:10,151 --> 00:10:11,151
‫مارگو؟

221
00:10:12,194 --> 00:10:13,446
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

222
00:10:14,280 --> 00:10:19,243
‫آم... با دیوی...
‫وقت می‌گذرونم

223
00:10:21,162 --> 00:10:22,747
‫چی؟ واقعا؟

224
00:10:22,830 --> 00:10:25,082
‫بعله، دیگه با همدیگه دوستیم

225
00:10:25,750 --> 00:10:26,917
‫اوهوم

226
00:10:27,710 --> 00:10:31,005
‫و داشتم فکر می‌کردم برای مهمونی امشب
‫مامان‌بزرگ بیاد؟

227
00:10:31,088 --> 00:10:34,300
‫وای خدای من آقای راموس،
‫شما هم باید بیاید

228
00:10:34,884 --> 00:10:37,094
‫اوه نه نه، نه راستش ایشون نمی‌تونه...

229
00:10:37,178 --> 00:10:39,847
‫راستش من... دوست دارم که بیام

230
00:10:50,608 --> 00:10:53,694
‫اون ویدیوی تیک‌تاک که اون کوسه با
‫میله می‌رقصه رو واسم بفرست رفیق

231
00:10:53,778 --> 00:10:55,946
‫بسیارخب، بفرمایید

232
00:10:56,030 --> 00:10:57,156
‫شام آماده‌ست

233
00:10:57,239 --> 00:10:58,366
‫بفرمایید میل کنید

234
00:10:58,449 --> 00:10:59,617
‫این رو بده من

235
00:11:00,368 --> 00:11:03,168
‫مامان‌بزرگ این رو مانیش فرستاده
‫بخاطر اینکه نیومد عذرخواهی کرد

236
00:11:03,245 --> 00:11:06,874
‫وای، یه جعبه شکلات گودایوا

237
00:11:06,957 --> 00:11:08,542
‫نمی‌شه این یکی رو
‫به یه نفر دیگه هدیه کرد

238
00:11:09,418 --> 00:11:11,712
‫از همگی ممنونم که اجازه دادید
‫امشب در کنارتون باشیم

239
00:11:12,713 --> 00:11:14,840
‫راستش این پروژه‌ام
‫طولانی‌ترین پروژۀ زندگیم بوده

240
00:11:14,924 --> 00:11:16,258
‫همم

241
00:11:16,342 --> 00:11:18,761
‫ولی همچنان پروژۀ موردعلاقه‌ام هم بوده

242
00:11:26,310 --> 00:11:30,356
‫خب دیوی و مارگو،
‫چطوری مشکلاتتون رو حل کردید؟

243
00:11:30,439 --> 00:11:31,439
‫آم...

244
00:11:32,358 --> 00:11:36,153
‫خب فهمیدیم
‫سوء تفاهمی که بینمون بود

245
00:11:36,237 --> 00:11:37,738
‫خیلی احمقانه بود

246
00:11:37,822 --> 00:11:38,822
‫همم

247
00:11:38,864 --> 00:11:42,702
‫آره، منم فهمیدم احمقانه بود
‫که چطوری باعث شد تقریبا از مدرسه اخراج شم،

248
00:11:42,785 --> 00:11:43,994
‫بخاطر همینم به دیوی گفتم

249
00:11:44,078 --> 00:11:47,081
‫«چرا که نه، حتما بخاطر اینکه
‫یه روانی بی‌ملاحظه بودی می‌بخشمت»

250
00:11:47,164 --> 00:11:51,252
‫و اینطوری بود که با همدیگه دوست شدیم
‫و هر دو راضی هستیم

251
00:11:58,008 --> 00:12:01,303
‫ظاهرا یکی باهات کار داره لن
‫پس جواب بده

252
00:12:01,387 --> 00:12:04,890
‫نمی‌خوام حواسم از روز خاص
‫نرمی پرت بشه

253
00:12:04,974 --> 00:12:07,184
‫برای همینم می‌رم طبقۀ بالا جواب بدم

254
00:12:10,020 --> 00:12:12,481
‫وای، چقدر صداش زیاده

255
00:12:12,565 --> 00:12:15,443
‫پوف فقط خوشحال باش که از
‫آهنگ «چرا باید انقدر بی‌ادب باشی؟» تغییرش داد

256
00:12:15,526 --> 00:12:18,654
‫- نه چه مزخرف
‫- اوهوم

257
00:12:18,738 --> 00:12:20,865
‫می‌دونید چیه؟
‫منم باید برم طبقۀ بالا

258
00:12:20,948 --> 00:12:22,658
‫برای سرویس

259
00:12:22,742 --> 00:12:24,702
‫طبقۀ پایین سروصداش
‫رو همه می‌شنون

260
00:12:26,120 --> 00:12:28,748
‫توی خونواده‌مون
‫سندرم رودۀ تحریک‌پذیر مرسومه

261
00:12:29,331 --> 00:12:30,499
‫اوه

262
00:12:31,292 --> 00:12:32,918
‫همه‌چیز مرتبه؟

263
00:12:34,420 --> 00:12:35,796
‫الان نمی‌تونم باهات صحبت کنم

264
00:12:35,880 --> 00:12:37,673
‫مراسم شام تولد نرمالاست

265
00:12:38,257 --> 00:12:40,217
‫معلومه که نمی‌تونی بیای اینجا

266
00:12:40,301 --> 00:12:43,929
‫باید طبق نقشه پیش بریم
‫و تا بعد عروسی صبر کنیم

267
00:12:44,013 --> 00:12:45,264
‫وگرنه خرابکاری می‌شه

268
00:12:45,347 --> 00:12:47,475
‫همینجوریشم مشکوک شدن

269
00:12:52,813 --> 00:12:54,648
‫سلام
‫النور وانگ هستم

270
00:12:54,732 --> 00:12:57,276
‫با سابقۀ برجسته
‫به بخش گریم مراجعه کنم؟

271
00:12:57,359 --> 00:12:59,487
‫آم... نه بفرمایید بنشینید

272
00:12:59,570 --> 00:13:02,250
‫برای کشته شدن توسط بیگانه‌ها
‫باهاتون تماس می‌گیریم

273
00:13:02,323 --> 00:13:03,324
‫ممنونم

274
00:13:03,407 --> 00:13:04,407
‫النور؟

275
00:13:09,371 --> 00:13:10,372
‫مامان؟

276
00:13:10,456 --> 00:13:13,793
‫حالا همونطوری که آخرین باری که النور
‫مادرش رو دیده بود رو یادتونه،

277
00:13:13,876 --> 00:13:16,295
‫رهاش کرده بود
‫و نابود شده بود

278
00:13:16,879 --> 00:13:20,841
‫از اون موقع تا حالا، فقط چند تا پیامک
‫و تماس بینـشون رد و بدل شده بود

279
00:13:21,675 --> 00:13:26,222
‫خب و همچنین یه دعوتنامه برای اینکه
‫النور توی پادکست جویس شرکت بکنه

280
00:13:26,305 --> 00:13:27,640
‫که اسمش «جویس بازیگری» بود

281
00:13:27,723 --> 00:13:29,809
‫وای برگشتی اینجا که

282
00:13:29,892 --> 00:13:31,101
‫بعله

283
00:13:31,185 --> 00:13:32,394
برای یه مدت کوتاه

284
00:13:32,478 --> 00:13:34,522
‫می‌خواستم بهت زنگ بزنم

285
00:13:34,605 --> 00:13:36,023
‫خب حالت چطوره عزیزدلم؟

286
00:13:36,607 --> 00:13:39,401
‫راستش عالی‌ام

287
00:13:39,485 --> 00:13:42,196
‫زودتر فارغ التحصیل شدم
‫و تمام وقت دارم بازی می‌کنم

288
00:13:42,279 --> 00:13:44,031
‫اوه مسیر من رو پیش گرفتی

289
00:13:45,032 --> 00:13:47,076
‫ولی شاید حالا که به صورت حرفه‌ای
‫به بازیگری ادامه دادی،

290
00:13:47,159 --> 00:13:49,620
‫بتونی درک کنی چرا یک سری کارهای
‫خاصی رو انجام دادم

291
00:13:49,703 --> 00:13:52,540
‫منظورت اینه که کل زندگیـم
‫تنهام گذاشتی؟

292
00:13:52,623 --> 00:13:53,958
‫وای عزیزم

293
00:13:54,625 --> 00:13:57,670
‫می‌دونم آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
‫ناراحتت کردم،

294
00:13:57,753 --> 00:13:59,713
‫و خیلی بابتش شرمنده‌ام

295
00:14:00,297 --> 00:14:01,966
‫فقط وقتی که بازیگر باشی،

296
00:14:02,049 --> 00:14:04,760
‫کنترل اینکه کجا و چه زمانی
‫کار می‌کنی دستت نیست

297
00:14:04,844 --> 00:14:07,680
‫ولی اگه به مدت کافی دنبالش کنی،
‫می‌تونی به دستاورد بزرگی برسی

298
00:14:08,264 --> 00:14:11,892
‫مثلا هفتۀ پیش، اولین
‫قرارداد تبلیغات ملیم رو امضا کردم

299
00:14:12,476 --> 00:14:14,937
‫نقش یه خانم غمگین رو
‫توی مهمونی دارم

300
00:14:16,689 --> 00:14:18,107
‫تبریک می‌گم مامان

301
00:14:19,942 --> 00:14:22,736
‫هی به یکی نیاز دارم که
‫نقش جسدِ روی پوستر رو بازی کنه

302
00:14:22,820 --> 00:14:24,864
‫من سه دفعه توی سریال نظم و قانون
‫نقش جسد رو بازی کردم

303
00:14:25,656 --> 00:14:28,868
‫وقتی که النور استیصال رو
‫در چهرۀ مادرش دید،

304
00:14:28,951 --> 00:14:31,245
‫برای اینکه نقش جسدِ روی پوستر
‫رو بازی کنه،

305
00:14:31,328 --> 00:14:33,163
‫قلبـش سرشار از احساس ترحم شد

306
00:14:33,664 --> 00:14:34,874
‫باشه، پس خودت

307
00:14:40,629 --> 00:14:43,507
‫می‌دونی چیه؟ راستش به نظرم
‫دخترم باید انجامش بده

308
00:14:45,009 --> 00:14:46,760
‫باشه، واسم اهمیتی نداره

309
00:14:47,386 --> 00:14:49,096
‫مشکلی نیست مامان
‫تو انجامش بده

310
00:14:50,014 --> 00:14:51,015
‫مطمئنی؟

311
00:15:03,277 --> 00:15:05,070
‫گمونم نقشه‌ات داره جواب می‌ده

312
00:15:05,154 --> 00:15:06,447
‫مامانت به توضیحاتِ بابام درمورد

313
00:15:06,530 --> 00:15:09,033
‫یه قسمت کامل سریال یلواستون
‫با جزئیات کامل گوش داد

314
00:15:09,116 --> 00:15:10,826
‫می‌دونم و معمولا مامانم

315
00:15:10,910 --> 00:15:13,537
‫معتقده برنامه‌های سریال برای
‫قشر تنبلِ جامعه‌ست

316
00:15:14,121 --> 00:15:16,790
‫امشب اونطوری که فکر می‌کردم
‫هم رومخ نبوده

317
00:15:16,874 --> 00:15:20,419
‫مثلا اگه بن نبود،
‫می‌تونستم دوستیـمون رو تصور کنم

318
00:15:20,502 --> 00:15:21,670
‫منم همینطور

319
00:15:21,754 --> 00:15:25,049
‫ولی واقعا باید اعتراف کنم
‫سلیقۀ خیلی خوبی توی انتخاب دوست دختر داره

320
00:15:27,509 --> 00:15:29,219
‫وای، حلال زاده‌ست

321
00:15:29,845 --> 00:15:31,639
‫- ها؟
‫- الان بن بهم پیام داد

322
00:15:32,890 --> 00:15:35,100
‫اوه، هنوزم به همدیگه پیام می‌دید؟

323
00:15:35,184 --> 00:15:37,102
‫آره، یه جورایی بعضی وقت‌ها

324
00:15:37,186 --> 00:15:39,563
‫اخیرا یهویی همش بهم پیامک می‌ده

325
00:15:39,647 --> 00:15:42,107
‫این پسرک داستان‌دارمون چیکار کرد؟

326
00:15:42,191 --> 00:15:44,568
‫ببخشید... صحبت کردن در این مورد
‫عجیب و غریبه؟ من...

327
00:15:44,652 --> 00:15:47,696
‫نه نه نه اصلا عجیب نیست
‫من و بن فقط دوست معمولی هستیم

328
00:15:47,780 --> 00:15:49,239
‫آره

329
00:15:49,323 --> 00:15:52,576
‫آره منم همین فکر رو می‌کردم
‫چون اگه می‌خواستید برگردید پیش همدیگه،

330
00:15:52,660 --> 00:15:54,912
‫احتمالا سریع بعد از جدا شدنمون
‫انجامش می‌دادید

331
00:15:54,995 --> 00:15:56,205
‫درسته

332
00:15:56,288 --> 00:15:59,917
‫چون اگه قرار بود چنین اتفاقی بیفته،
‫همینطوری می‌شد

333
00:16:02,836 --> 00:16:04,630
‫خب داستان شما چیه؟

334
00:16:04,713 --> 00:16:07,216
‫وای! نوجوون‌های کلاسیک،

335
00:16:07,800 --> 00:16:11,345
‫تظاهر می‌کنن به شخصی که شما بهش
‫علاقمندی، علاقه‌ای ندارن

336
00:16:11,428 --> 00:16:15,891
‫تا بفهمن آیا این پسر واقعا به دخترهایی که
‫بهش عاقمندن، علاقمند هست یا نه

337
00:16:15,975 --> 00:16:17,685
‫نمی‌دونم

338
00:16:17,768 --> 00:16:19,937
‫گمونم هنوزم احساساتی دارم

339
00:16:20,020 --> 00:16:22,982
‫ولی از روی پیامک‌هاش نمی‌تونم
‫احساساتش رو بفهمم

340
00:16:23,065 --> 00:16:26,068
‫شاید اگه بهم نشونشون بدی
‫بتونم کمکت کنم

341
00:16:26,151 --> 00:16:29,530
‫درحالیکه بن درمورد کوسه‌های رقاص
‫به دیوی پیامک می‌داده،

342
00:16:29,613 --> 00:16:33,033
‫داشته درمورد رویاها و آرزوهای
‫مارگو ازش می‌پرسیده

343
00:16:33,117 --> 00:16:34,743
‫و همۀ پیامک‌هاش رو لایک می‌کرده

344
00:16:34,827 --> 00:16:36,787
‫درسته که به هردوشون پیامک می‌داده

345
00:16:36,870 --> 00:16:39,248
‫ولی مشخصا به دیوی
‫به چشم یه دوست نگاه می‌کرده

346
00:16:39,331 --> 00:16:42,084
‫آره، ظاهرا احساساتتون متقابله

347
00:16:42,668 --> 00:16:43,502
‫واقعا؟

348
00:16:43,585 --> 00:16:47,047
‫مارگو شما مهمون مایی
‫باید راحت باشی، من به دیوی برای تمیزکاری کمک می‌کنم

349
00:16:47,131 --> 00:16:49,258
‫- اوه، مشکلی ندارم...
‫- برو بشین سرجات

350
00:16:52,136 --> 00:16:54,513
‫حالت خوبه؟
‫رسما چشمات داره از حدقه درمیاد

351
00:16:54,596 --> 00:16:56,890
‫گوشی لن رو دزدیدم
‫باید بهم کمک کنی بازش کنم

352
00:16:56,974 --> 00:16:59,601
‫یا خودِ خدا
‫رسما دیگه رد دادی

353
00:17:00,602 --> 00:17:02,479
‫عجله کن

354
00:17:02,563 --> 00:17:04,481
‫رمزت چیه لن؟

355
00:17:04,565 --> 00:17:06,358
‫چهار سه دو یک

356
00:17:06,442 --> 00:17:08,819
‫- هوشمندانه‌ست چون برعکسه
‫- محشره

357
00:17:08,902 --> 00:17:11,321
‫روی گوشیت یه نرم‌افزار دانلود می‌کنم
‫که باعث می‌شه موهات بنفش بشه

358
00:17:11,405 --> 00:17:12,281
‫- باشه
‫- عالیه

359
00:17:12,364 --> 00:17:13,824
‫بذارش روی عکس پروفایلم

360
00:17:15,284 --> 00:17:17,411
‫بهش می‌گه «بیبی»

361
00:17:17,494 --> 00:17:18,412
‫عوق

362
00:17:19,872 --> 00:17:21,032
‫صبر کن ببینم، داری چیکار می‌کنی؟

363
00:17:20,781 --> 00:17:23,857
[نظرم عوض شد، بیا خونۀ نیرمالا]

364
00:17:21,081 --> 00:17:22,916
‫وقتشه یه جواب سوال‌هام رو بگیرم

365
00:17:25,044 --> 00:17:27,337
‫رسما استاد شدی

366
00:17:30,924 --> 00:17:33,135
‫خب کِی قراره تاثیر بذاره؟

367
00:17:33,719 --> 00:17:35,429
‫هیچ احساسی نداری؟

368
00:17:35,512 --> 00:17:37,347
‫شاید درمقابلشون
‫مقاومتت بالاست

369
00:17:37,431 --> 00:17:40,225
‫هممم چیز تازه‌ای نیست
‫من همیشه آب مصرف می‌کنم

370
00:17:40,309 --> 00:17:43,395
‫و مربی خصوصیم می‌گه
‫چربی‌هام از راک هم کمتره

371
00:17:43,479 --> 00:17:45,355
‫خب می‌تونی یدونه دیگه بندازی بالا

372
00:17:45,439 --> 00:17:47,024
‫درصد چِتیـش که بالاتر نمی‌ره

373
00:17:47,733 --> 00:17:48,733
‫باشه

374
00:17:52,780 --> 00:17:54,698
‫خب حالا چیکار کنیم؟

375
00:17:54,782 --> 00:17:57,618
‫خب بعضی‌ها دوست دارن
‫کارتن‌های عجیب و غریب ببینن،

376
00:17:57,701 --> 00:17:59,787
‫اما من ترجیح می‌دم صحبت کنیم

377
00:18:00,746 --> 00:18:04,833
‫- در چه موردی؟
‫- زندگی‌هامون، سرگذشت‌ها و حقایقـمون

378
00:18:05,417 --> 00:18:07,252
‫ولی می‌تونیم با مسائل کوچک پیش بریم
‫عاشق کی هستی؟

379
00:18:07,336 --> 00:18:08,629
‫چ... چی؟

380
00:18:08,712 --> 00:18:10,714
‫من نمی... نمی‌دونم
‫هیچکس

381
00:18:10,798 --> 00:18:12,049
‫گفتم حقیقت بن

382
00:18:12,132 --> 00:18:15,010
‫توی این بُعد از زندگی،
‫فقط من و تو وجود داریم

383
00:18:15,094 --> 00:18:17,596
‫- نباید به همدیگه دروغ بگیم
‫- باشه، خب آم...

384
00:18:19,932 --> 00:18:21,683
‫ممکنه... یه نفری باشه

385
00:18:21,767 --> 00:18:23,811
‫باشه، بیشتر توضیح بده

386
00:18:23,894 --> 00:18:25,521
‫باشه

387
00:18:26,730 --> 00:18:29,233
‫- خوابش رو دیدم
‫- وای خواب؟

388
00:18:31,944 --> 00:18:33,529
‫واسم تعریف کن

389
00:18:35,489 --> 00:18:38,992
‫خب... خیلی عادی شروع شده بود، بعدش...

390
00:18:39,076 --> 00:18:40,077
‫سلام خوشگله

391
00:18:42,579 --> 00:18:43,413
‫دیوی؟

392
00:18:43,497 --> 00:18:46,959
‫من توی مدرسه، خیلی بهتر از توئم

393
00:18:48,252 --> 00:18:51,380
‫- خی پیراهنم کو؟
‫- عه این قدیمیه؟

394
00:18:54,508 --> 00:18:55,508
‫وای

395
00:19:00,472 --> 00:19:05,102
‫فقط بشین و بذار
‫خودم همه کارها رو بکنم

396
00:19:06,019 --> 00:19:07,855
‫می‌دونی که اینجوری
‫بیشتر دوست داری

397
00:19:08,355 --> 00:19:12,234
‫

398
00:19:12,317 --> 00:19:13,317
‫وای

399
00:19:14,236 --> 00:19:17,114
‫منم دقیقا همین خواب تحقیرآمیزی
‫رو درمورد النور دیدم،

400
00:19:17,197 --> 00:19:18,657
‫که یعنی خیلی دوستش داری

401
00:19:19,741 --> 00:19:20,951
‫باید بری سراغش

402
00:19:21,034 --> 00:19:23,120
‫چی؟ چی می‌گی؟
‫همین الان؟

403
00:19:23,203 --> 00:19:26,623
‫بله بنجامین، باید بهش بگی چه احساسی داری
‫نباید وقتت رو هدر بدی

404
00:19:26,707 --> 00:19:29,293
‫نمی‌تونم
‫اگه احساسش متقابل نباشه چی؟

405
00:19:29,376 --> 00:19:31,503
‫مهم نیست
‫باید حقیقت رو بهش بگی

406
00:19:31,587 --> 00:19:33,046
‫باید بدونه

407
00:19:33,130 --> 00:19:34,006
‫حالا برو

408
00:19:42,139 --> 00:19:43,223
‫کسی چای می‌خوره؟

409
00:19:43,307 --> 00:19:44,808
‫وای

410
00:19:44,892 --> 00:19:46,518
‫من باز می‌کنم!
‫من باز می‌کنم!

411
00:19:47,603 --> 00:19:49,646
‫هی می‌دونید چی با چای می‌چسبه؟

412
00:19:49,730 --> 00:19:50,606
‫کیک

413
00:19:50,689 --> 00:19:53,066
‫وایسا ببین چی واست درست کردم نرمی

414
00:19:54,651 --> 00:19:55,986
‫عه تویی که

415
00:19:57,362 --> 00:19:59,823
‫سلا من اومدم سراغ دیوی

416
00:20:00,407 --> 00:20:01,491
‫بن؟

417
00:20:02,284 --> 00:20:04,494
‫مارگو اینجا چیکار می‌کنی؟

418
00:20:04,578 --> 00:20:06,371
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

419
00:20:09,750 --> 00:20:14,755
‫وای خدا، چه... احمقی هستم
‫بین شما دو تا خبریه؟

420
00:20:14,838 --> 00:20:17,216
‫وقتی اونجوری احمقانه باهات درد دل کردم
‫داشتی بهم دروغ می‌گفتی؟

421
00:20:17,299 --> 00:20:20,719
‫نه، نه، نه، باور کن مارگو
‫من و بن دوست‌های معمولی هستیم

422
00:20:20,802 --> 00:20:23,222
‫درسته بن؟

423
00:20:31,104 --> 00:20:33,649
‫آم...

424
00:20:33,732 --> 00:20:36,735
‫- پس چرا دسته گل دستشه؟
‫- نمی‌دونم

425
00:20:36,818 --> 00:20:38,862
‫هدیه واسه مادربزرگمه؟

426
00:20:40,906 --> 00:20:45,494
‫خیله‌خب، ببین مارگو اصلا
‫بین من و بن هیچ چیزی نیست

427
00:20:45,577 --> 00:20:47,537
‫خودش کسی بود که گفت
‫نباید با همدیگه باشیم

428
00:20:47,579 --> 00:20:50,082
‫چون هردوتاییمون متزلزلـیم
‫و شخصیت رقابتی داریم

429
00:20:50,165 --> 00:20:51,667
‫و راستم می‌گه

430
00:20:51,750 --> 00:20:54,294
‫خیلی بدجنسه و منم خیلی دیوونه‌ام

431
00:20:54,378 --> 00:20:57,130
‫کنار هم، فقط دو نفریم که
‫سعی دارن همدیگه رو تیکه پاره کنن

432
00:20:57,214 --> 00:20:58,548
‫پس اینجا چیکار می‌کنه؟

433
00:20:58,632 --> 00:21:00,425
‫روحمم خبر نداره

434
00:21:00,509 --> 00:21:02,469
‫اینجا چیکار می‌کنی بن؟

435
00:21:04,221 --> 00:21:06,473
‫- چون مواد زدم
‫- چی؟

436
00:21:06,556 --> 00:21:07,599
‫هی هی رفقا

437
00:21:07,683 --> 00:21:12,020
‫آماده باشید تا با کیکِ خارق‌العاده‌ام
‫شگفت‌زده بشید

438
00:21:12,104 --> 00:21:13,105
‫متوجه شدید؟

439
00:21:13,188 --> 00:21:15,315
‫نرمی عشقِ منه

440
00:21:15,399 --> 00:21:17,693
‫پس این چشمِ مسخره چیه؟

441
00:21:22,531 --> 00:21:23,824
‫وای خدا

442
00:21:24,825 --> 00:21:26,427
‫اون سیبِ چرا اونجوریه؟

443
00:21:26,451 --> 00:21:28,131
‫- وای خدای من!
‫- وای خدای من

444
00:21:28,161 --> 00:21:29,621
‫هی پسر، چه...

445
00:21:29,705 --> 00:21:31,039
‫کیکـم

446
00:21:31,123 --> 00:21:33,333
‫- رفیق!
‫- وای من... خیلی شرمنده‌ام

447
00:21:33,417 --> 00:21:36,628
‫بایدم باشی
‫اون کیک معرکه بود

448
00:21:36,712 --> 00:21:37,712
‫وای

449
00:21:38,922 --> 00:21:41,216
‫همه این خانم بریتانیایی رو می‌بینن؟

450
00:21:41,300 --> 00:21:44,678
‫- درواقع استرالیایی‌ام
‫- خودشه، زن دوم لن‌ـه

451
00:21:44,761 --> 00:21:48,432
‫چی؟ این که یه زن دیگه نیست
‫مشاور املاکیمونه

452
00:21:48,515 --> 00:21:50,892
‫نه، نه، نه، نه،
‫بهش می‌گه «بیبی»

453
00:21:50,976 --> 00:21:53,437
‫اوه واقعا اسمم بیبی‌ـه

454
00:21:53,520 --> 00:21:56,690
‫اسمم رو از روی شخصیت اصلی
‫فیلم «رقص کثیف» گذاشتن

455
00:21:56,773 --> 00:21:58,400
‫رسما خونواده‌ام احمق بودن

456
00:21:59,776 --> 00:22:02,362
‫واقعا به نظرم چِتی
‫درجۀ بالاتر هم داره

457
00:22:03,405 --> 00:22:07,576
‫می‌شه بریم بابا؟
‫اوضاع خیلی عجیب شده

458
00:22:07,659 --> 00:22:08,660
‫آم...

459
00:22:08,744 --> 00:22:09,828
‫آره، باشه عزیزم

460
00:22:11,496 --> 00:22:13,957
‫از همه ممنونم... بابت شب خوبی که داشتیم

461
00:22:14,458 --> 00:22:16,251
‫از آشنایی باهاتون خوشبختم بیبی

462
00:22:16,835 --> 00:22:17,753
‫منم همینطور

463
00:22:17,836 --> 00:22:19,463
‫می‌شه منم تا خونه برسونید؟

464
00:22:22,049 --> 00:22:25,677
‫صبر کن مامان، لطفا نرید
‫خونواده‌های تنهامون بهش نیاز دارن

465
00:22:28,096 --> 00:22:30,474
‫باشه، اگه مشاور املاکیتونه،

466
00:22:30,557 --> 00:22:32,851
‫پس چرا بخاطر پول
‫لن رو تحت فشار قرار داده؟

467
00:22:32,934 --> 00:22:35,604
‫بابت پیش پرداختمون
‫برای یه خونۀ تفریحی

468
00:22:35,687 --> 00:22:38,732
‫می‌خواستیم همه رو توی عروسی
‫غافلگیر بکنیم

469
00:22:38,815 --> 00:22:40,442
‫ولی بیبی یکمی سمج بازی درآورد

470
00:22:40,525 --> 00:22:42,819
‫عزیزم این مکان‌ها رو می‌قاپن،

471
00:22:42,903 --> 00:22:45,322
‫و راستش رو بخواید
‫واقعا به پورسانتش نیاز دارم

472
00:22:45,405 --> 00:22:46,656
‫غرق بدهی‌ام

473
00:22:46,740 --> 00:22:48,825
‫چی می‌شه گفت؟
‫عاشق اسب‌ام

474
00:22:48,909 --> 00:22:52,537
‫خیله‌خب، عجب شب هیجان‌انگیزی بود

475
00:22:52,621 --> 00:22:57,584
‫نظرتون چیه این کثیف کاری رو مرتب کنیم
‫و با لن و بیبی خداحافظی...

476
00:22:57,667 --> 00:22:59,127
‫- کنیم
‫- بله

477
00:23:00,212 --> 00:23:02,047
‫هی کامالا...

478
00:23:02,130 --> 00:23:07,052
‫من عاشق مادربزرگتم
‫و هرگز کاری نمی‌کنم که آسیب ببینه

479
00:23:07,135 --> 00:23:09,679
‫امیدوارم یه روز از این بابت مطمئن بشی

480
00:23:14,101 --> 00:23:15,101
‫خداحافظ

481
00:23:21,525 --> 00:23:23,777
‫خب امشب واقعا شب عجیبی بود

482
00:23:23,860 --> 00:23:26,279
‫و درواقع اینطور به نظر می‌رسید

483
00:23:26,363 --> 00:23:28,907
‫که شما دو نفر، با اینکه راه درستی
‫رو انتخاب نکرده بودید،

484
00:23:29,616 --> 00:23:31,368
‫ولی سعی داشتید که
‫از ما مراقبت کنید

485
00:23:31,952 --> 00:23:33,829
‫نباید نگران من باشی دیوی

486
00:23:33,912 --> 00:23:36,623
‫وقتی بری هیچ مشکلی واسم پیش نمیاد

487
00:23:36,706 --> 00:23:37,916
‫اما...

488
00:23:37,999 --> 00:23:40,669
‫...وقتی می‌بینم
‫تنهایی داری غذا می‌خوری،

489
00:23:41,294 --> 00:23:42,129
‫ناراحت می‌شم

490
00:23:42,212 --> 00:23:45,507
‫وای ناراحت نشو
‫من عاشق غذام

491
00:23:45,590 --> 00:23:48,427
‫و می‌دونی دیگه عاشق چی هستم؟

492
00:23:48,927 --> 00:23:50,512
‫که با قرار گذاشتنم مشکلی نداری

493
00:23:51,304 --> 00:23:53,432
‫چون نمی‌خوای قبل اینکه با کسی
‫رابطه داشتی باشی بمیری؟

494
00:23:53,515 --> 00:23:54,933
‫وای خدای من، نه

495
00:23:56,101 --> 00:23:58,311
‫فقط اینکه مدت زمان زیادی
‫درگیر اون دورۀ سخت بودیم

496
00:23:58,395 --> 00:24:01,440
‫و همۀ این اتفاقات باعث شد که
‫متوجه بشم داریم پشت‌سر می‌ذاریمش

497
00:24:02,566 --> 00:24:04,860
‫هرچند، فکر نکنم بتونم
‫با آندرس پیش برم

498
00:24:04,943 --> 00:24:08,196
‫صدای لاستیک ماشینش رو شنیدم
‫وقتی که با سرعت داشت رانندگی می‌کرد

499
00:24:08,280 --> 00:24:11,158
‫و حالا کامالا،
‫ما باید نگران باشیم؟

500
00:24:12,409 --> 00:24:14,536
‫نه شرمنده

501
00:24:14,619 --> 00:24:17,164
‫فقط واقعا فکر می‌کردم که
‫لن دنبال کلاهبرداریه

502
00:24:17,247 --> 00:24:18,957
‫لن اصلا کلاهبردار نیست

503
00:24:19,040 --> 00:24:21,793
‫اصلا مهارت لازم برای
‫کلاهبردار بودن رو نداره

504
00:24:21,877 --> 00:24:24,296
‫همۀ پرونده‌هاش رو توی
‫حموم اتاق مهمانش نگه می‌داره

505
00:24:24,379 --> 00:24:26,256
‫موضوع چیه کامالا؟

506
00:24:27,340 --> 00:24:28,425
‫نمی‌دونم

507
00:24:30,552 --> 00:24:32,762
‫اخیرا اون شغل فوق‌العاده رو رد کردم

508
00:24:32,846 --> 00:24:35,015
‫و شاید همۀ این کارها
‫برای اینه که خودم رو سرگرم کنم

509
00:24:35,098 --> 00:24:36,475
‫و احساس پشیمونی نکنم

510
00:24:36,558 --> 00:24:38,435
‫و خب چرا رد کردیش؟

511
00:24:38,518 --> 00:24:42,105
‫چون توی بالتیموره
‫و منم نمی‌تونم به بالتیمور برم

512
00:24:42,189 --> 00:24:44,024
‫هیچوقت بدون خونواده زندگی نکردم

513
00:24:44,107 --> 00:24:46,234
‫یعنی به نظرم مانیش همراهم بیاد

514
00:24:46,318 --> 00:24:49,738
‫اما این خونوادۀ کوچکمون
‫به شدت واسم ارزش داره

515
00:24:52,866 --> 00:24:55,327
‫ولی ما همیشه کنارتیم

516
00:24:56,077 --> 00:24:57,704
‫و اگه به اندازۀ کافی
‫بابت امشب

517
00:24:57,787 --> 00:24:59,789
‫بخاطر راه انداختن عملیات افشای لن پشیمونی

518
00:24:59,873 --> 00:25:02,167
‫پس شاید بهتر باشه که
‫این پیشنهاد شغلی رو قبول کنی

519
00:25:02,250 --> 00:25:04,669
‫و هی همیشه هم می‌تونی بیای به دیدنم

520
00:25:04,753 --> 00:25:06,379
‫احتمالا لب ساحل باشم

521
00:25:06,463 --> 00:25:09,216
‫می‌تونی کارت شناسایی جدید بگیری
‫قدیمیه‌ات رو هم می‌دی به من...

522
00:25:11,176 --> 00:25:12,844
‫می‌دونم، ترسناکه

523
00:25:12,928 --> 00:25:14,346
‫که زندگی‌هامون داره تغییر می‌کنه

524
00:25:14,429 --> 00:25:17,098
‫اما... تغییر خوبه

525
00:25:17,182 --> 00:25:19,184
‫تغییر لازمه

526
00:25:19,893 --> 00:25:21,186
‫به بالتیمور برو کامالا

527
00:25:24,814 --> 00:25:27,651
‫حالا نظرتون چیه یکم از کیکی که
‫دور ریختیم رو بخوریم

528
00:25:27,734 --> 00:25:31,821
‫و یه تولدت مبارک درست و حسابی
‫واسه مادربزرگ بخونیم؟

529
00:25:33,198 --> 00:25:35,242
‫مدل استیوی واندرش رو ترجیح می‌دم

530
00:25:39,704 --> 00:25:41,748
‫پایه‌ای بعد مدرسه
‫بریم گل بخریم؟

531
00:25:41,831 --> 00:25:44,918
‫- آره
‫- سلام ال، اینجا چیکار می‌کنی؟

532
00:25:45,001 --> 00:25:48,004
‫می‌خوام هردوتون بدونید که شما
‫بیشتر از بازیگری واسم اهمیت دارید،

533
00:25:49,005 --> 00:25:51,007
‫و رسما برای مهمونی پرام پایه‌ام

534
00:25:51,091 --> 00:25:52,092
‫واقعا؟

535
00:25:52,175 --> 00:25:53,885
‫- آره
‫- عالیه

536
00:25:56,304 --> 00:25:58,348
‫آم، هی می‌شه یه لحظه صبر کنید؟

537
00:25:58,431 --> 00:26:00,684
‫الان برمی‌گردم،
‫بعدش می‌تونیم بلیط‌هامون رو بخریم

538
00:26:01,768 --> 00:26:04,187
‫- باشه خوبه، بعدا می‌بینمت
‫- باشه فعلا

539
00:26:04,938 --> 00:26:06,273
‫هی مارگو

540
00:26:08,358 --> 00:26:13,154
‫گوش بده
‫واقعا بابت دیشب شرمنده‌ام

541
00:26:13,238 --> 00:26:15,490
‫نمی‌دونم بن چرا اون طوری شده بود

542
00:26:15,574 --> 00:26:19,578
‫اما بهت قول می‌دم که من
‫اصلا دستی توی این ماجرا نداشتم

543
00:26:20,328 --> 00:26:21,162
‫می‌دونم

544
00:26:21,246 --> 00:26:25,041
‫آم بهم گفت که ترنت بهش مواد داده
‫ و فرستادتش در خونۀ تو

545
00:26:25,125 --> 00:26:27,335
‫ظاهرا یه شوخیِ مسخره بود

546
00:26:27,419 --> 00:26:29,170
‫باشه

547
00:26:30,213 --> 00:26:31,798
‫پس چرا همچنان عصبانی هستی؟

548
00:26:32,674 --> 00:26:36,469
‫من... عصبانی نیستم،
‫شرمنده‌ام

549
00:26:37,345 --> 00:26:38,763
‫بعد اینکه از خونه‌تون رفتیم

550
00:26:38,847 --> 00:26:41,808
‫با بن به فست‌فودی پاپایز رفتیم
‫که اونم عملا ده تا رون مرغ خورد

551
00:26:41,891 --> 00:26:43,560
‫و بهم گفت
‫فقط داشته بهم پیام می‌داده

552
00:26:43,643 --> 00:26:45,478
‫چون می‌خواسته امسال
‫با همدیگه دوست معمولی باشه

553
00:26:46,354 --> 00:26:49,608
‫لعنتی، شاید قصدش با
‫توهم همینطوری بوده دیوی

554
00:26:49,691 --> 00:26:51,776
‫- واقعا متاسفم
‫- آره

555
00:26:51,860 --> 00:26:55,530
‫من فقط بخاطر اینکه همۀ اون
‫پیام‌هامون رو بهت نشون دادم و فکر کردم

556
00:26:55,614 --> 00:26:57,657
‫که احتمالا از من خوشش میاد،
‫خجالت می‌کشم

557
00:26:59,326 --> 00:27:01,369
‫احساس بهتری بهت دست می‌ده

558
00:27:01,453 --> 00:27:03,955
‫اگه بدونی منم یه جورایی
‫هنوز بهش احساس دارم؟

559
00:27:04,039 --> 00:27:06,124
‫ولی از منم خوشش نمیاد

560
00:27:07,292 --> 00:27:11,838
‫وقتی شما از همدیگه جدا شدید، امیدوار بودم
‫که بخواد باهام قرار بذاره اما خبری نشد

561
00:27:12,797 --> 00:27:15,967
‫وایسا، پس... هردومون رو پس زده؟

562
00:27:16,801 --> 00:27:18,136
‫اوهوم، آره

563
00:27:20,138 --> 00:27:22,599
‫می‌دونی چیه، واقعا باعث شد
‫احساس بهتری داشته باشم

564
00:27:22,682 --> 00:27:23,683
‫همم

565
00:27:23,767 --> 00:27:26,061
‫خب ممکنه هیچوقت بهترین
‫دوست‌های همدیگه نشیم،

566
00:27:26,144 --> 00:27:29,189
‫اما خوشحال می‌شم اگه
‫بابام با مادرت با همدیگه باشن

567
00:27:29,272 --> 00:27:30,272
‫همم

568
00:27:30,732 --> 00:27:33,693
‫خب من همیشه یه خواهرخوندۀ
‫بدجنس می‌خواستم، پس...

569
00:27:33,777 --> 00:27:36,738
‫کثافت عملا من خودِ سیندرلام

570
00:27:36,821 --> 00:27:38,740
‫تو اون موشی هستی که
‫براش لباس می‌دوزه

571
00:27:42,786 --> 00:27:43,828
‫آندرس

572
00:27:43,912 --> 00:27:45,789
‫- س... سلام
‫- سلام

573
00:27:46,373 --> 00:27:47,290
‫بفرما داخل

574
00:27:47,374 --> 00:27:49,125
‫- ببخشید، آم...
‫- آره

575
00:27:49,209 --> 00:27:50,710
‫من فقط...

576
00:27:50,794 --> 00:27:53,922
‫از دیدنت اونم بعد از
‫رسوایی جریان تولد غافلگیر شدم

577
00:27:54,005 --> 00:27:56,091
‫آره
‫خب دیشب باعث شد بفهمم

578
00:27:56,174 --> 00:27:59,886
‫که من... نمی‌تونم زندگیم رو براساس...
‫امیال زودگذر یه دختر نوجوون بسازم

579
00:28:00,970 --> 00:28:03,473
‫اصلا روحمم خبر نداره که
‫بین دخترهامون و بن چه خبره

580
00:28:03,556 --> 00:28:08,144
‫اما می‌دونم که کارهاشون بچگونه‌ست
‫و من یه آدم بالغم

581
00:28:08,228 --> 00:28:09,229
‫و آم...

582
00:28:10,647 --> 00:28:14,275
‫زمان زیادیه که می‌خواستم...
‫یه کاری رو انجام بدم

583
00:28:23,284 --> 00:28:25,787
‫مدت زمان زیادی بود که
‫منم می‌خواستم چنین کاری بکنم

584
00:28:27,372 --> 00:28:29,541
‫به نظرت چرا کابینت‌ها
‫رو عوض کردم؟

585
00:28:30,375 --> 00:28:32,669
‫به نظرت چرا دو هفته طول کشید
‫تا شیرآب رو درست کنم؟

586
00:28:45,223 --> 00:28:48,184
‫تغییر توی قبیلۀ ویشواکومار
‫موج می‌زد

587
00:28:48,268 --> 00:28:51,980
‫با وجودِ ترسش، حق با نالینی بود
‫تغییر چیز خوبیه

588
00:28:52,772 --> 00:28:56,401
‫و حالا وقتش رسیده بود که به استقبال
‫تغییر مهیج نیوجرسی که

589
00:28:56,484 --> 00:28:58,194
‫پیش روی دیوی بود، بریم

590
00:29:00,780 --> 00:29:02,323
‫ذخیره شدم؟ چی چی؟

591
00:29:02,407 --> 00:29:04,492
‫- دیوی ماتـش برده بود
‫- لعنتی

592
00:29:04,576 --> 00:29:08,329
‫بعد از تموم کارهایی که کرده بود،
‫پرینستون اون رو توی لیست ذخیره‌ها نوشته بود

593
00:29:08,413 --> 00:29:10,415
‫اما تصمیم گرفت که
‫خونسردیش رو حفظ کنه

594
00:29:10,498 --> 00:29:14,127
‫شاید این روشی بود که خدایان داشتن
‫بهش می‌گفتن که باید مسیرش رو تغییر بده،

595
00:29:14,210 --> 00:29:15,378
‫مثلا به دانشگاه نیوهیون بره

596
00:29:16,296 --> 00:29:20,049
‫...و با اظهار تاسف مطلعتون می‌سازیم
‫که جایی برای شما توی این دانشگاه نداریم

597
00:29:20,133 --> 00:29:22,844
‫یا که نه، هاروارد چی؟

598
00:29:23,178 --> 00:29:26,347
‫متاسفانه، قادر به
‫پذیرش شما نیستیم

599
00:29:26,431 --> 00:29:28,075
‫...انجمن پذیرش کلمبیا...

600
00:29:28,099 --> 00:29:31,269
‫واقعا از عدم پذیرش شما
‫اظهار تاسف می‌کنیم

601
00:29:31,352 --> 00:29:33,232
‫بعد از بررسی موشکافانۀ دارث‌ماوث،

602
00:29:33,313 --> 00:29:35,648
‫متاسفیم که باید بهتون اطلاع بدیم
‫نمی‌تونیم درخواستِ...

603
00:29:35,732 --> 00:29:38,085
‫شاید براتون سوال پیش اومده باشه
‫که درخواست پذیرشتون چی کم داره...

604
00:29:38,109 --> 00:29:40,278
‫انجمن پذیرش دانشگاه براون...

605
00:29:40,361 --> 00:29:41,529
‫...با اظهار تاسف قادر...

606
00:29:41,613 --> 00:29:43,215
‫- دانشگاه کرنول...
‫- متاسفانه...

607
00:29:43,239 --> 00:29:45,950
‫- ما قادر...
‫- همۀ تصمیمات نهایی می‌باشند

608
00:29:46,034 --> 00:29:47,914
‫توی انتخاب دانشگاهتون موفق باشید

609
00:29:47,952 --> 00:29:49,996
‫یه لیست ذخیره
‫و هفت تا عدم پذیرش؟

610
00:29:51,080 --> 00:29:53,583
‫این یعنی دیوی ویشکومار پاش به...

611
00:29:54,459 --> 00:29:55,543
‫هیچ دانشگاهی وا نشد

612
00:29:55,567 --> 00:30:15,567
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

