1
00:00:01,000 --> 00:00:02,836
!ملکه کاترین کبیر

2
00:00:02,836 --> 00:00:06,131
!هورا -
!هورا -

3
00:00:06,331 --> 00:00:07,331
...آنچه در "کبیر" گذشت

4
00:00:07,508 --> 00:00:08,842
قراره پدر بشم

5
00:00:08,842 --> 00:00:10,511
هیچوقت اینقدر هیجان نداشتم

6
00:00:10,511 --> 00:00:13,222
و راستش، نمیخوام امپراتور باشم -
جدی؟ -

7
00:00:13,222 --> 00:00:16,517
تو رو ملکه‌ی روسیه میکنم

8
00:00:16,517 --> 00:00:18,268
نقشه داره

9
00:00:18,268 --> 00:00:21,813
گند میزنه، بعد ناراحت و خاکی میاد پیشم
و به عشقم نیاز داره

10
00:00:21,813 --> 00:00:23,899
و کیر گنده -
چه نقشه‌ی عالی‌ای -

11
00:00:23,899 --> 00:00:25,984
شبیه من؟
نصف منم خوشتیپ نیستین

12
00:00:25,984 --> 00:00:27,152
شاید تو بد نباشی

13
00:00:27,152 --> 00:00:28,946
و نگهبانا گول خوردن؟

14
00:00:28,946 --> 00:00:30,906
گذاشتم قدبلنده برام کف دستی بزنه
پس ظاهرا گول خوردن

15
00:00:30,906 --> 00:00:33,575
بیا روسیه رو از نو بسازیم، دوست من -
با کمال میل -

16
00:00:33,575 --> 00:00:35,786
من باید در حکومتت نقشم رو ایفا کنم

17
00:00:35,786 --> 00:00:38,330
نقشه‌ی "ارلو" اینه که 60 بار بهت چاقو بزنه

18
00:00:38,330 --> 00:00:40,999
و بعد یه کاری کنه که توش نمک، عسل و مورچه دخیله

19
00:00:40,999 --> 00:00:42,876
از بعضی قسمتاش خوشم میاد

20
00:00:42,876 --> 00:00:45,587
پسره

21
00:00:45,587 --> 00:00:47,881
کیر داره -
کیر آدمیزاد؟ -

22
00:00:48,590 --> 00:00:50,384
!من تا حالا به اسبی ندادم

23
00:00:50,384 --> 00:00:52,970
اینو با استفاده از قسمتای خرس‌های واقعی
برای پاول درست کردم

24
00:00:52,970 --> 00:00:54,388
ملکه اگنس: بهشون گفتی داریم میایم؟

25
00:00:54,388 --> 00:00:57,891
وقتی داشتن میزم رو آتیش میزدن
"و داد میزدن "مرگ بر شاه هوگو

26
00:00:57,891 --> 00:00:59,226
تونستم یه نامه بنویسم

27
00:00:59,226 --> 00:01:00,227
معلومه. میتونین بمونین

28
00:01:00,227 --> 00:01:02,896
یادم نرفته اداره‌ی یه امپراتوری چه حسی داره
!تمومی نداره

29
00:01:02,896 --> 00:01:04,273
و بعد یه روز تموم میشه

30
00:01:04,273 --> 00:01:06,024
جورجینا؟ چرا برگشتی؟

31
00:01:06,024 --> 00:01:08,402
من با یکی رابطه داشتم -
کی؟ -

32
00:01:08,402 --> 00:01:09,611
"ماریال"

33
00:01:09,611 --> 00:01:12,072
پسر عموته؟ -
نامزدم هم هست -

34
00:01:12,865 --> 00:01:14,950
چی؟ -
نمیخواد براش کیرش رو بخورم و -

35
00:01:14,950 --> 00:01:17,494
دهن اون کسکش‌های رو مُخ دربار که میخوان ازدواج کنم رو میبنده

36
00:01:17,494 --> 00:01:18,996
واقعاً باهمن؟

37
00:01:18,996 --> 00:01:20,706
پیتر عشق اصلیمه

38
00:01:24,376 --> 00:01:26,503
میتونه روی صورتت بشینه ولی نه روی تخت امپراتوریت

39
00:01:28,046 --> 00:01:31,383
عثمانی‌ها به مناطق مرزی‌مون تجاوز کردن

40
00:01:31,383 --> 00:01:34,428
سلطان -
مشخصه که چرا پیتر کسلیس شده -

41
00:01:38,640 --> 00:01:40,350
مادر کاترین اینجاست

42
00:01:40,350 --> 00:01:42,394
به نظرم جذابی

43
00:01:43,729 --> 00:01:46,982
زن‌ها با مردهایی که مادرشون رو میگان، نمی‌مونن

44
00:01:46,982 --> 00:01:48,692
قطعاً سعی میکنم نگام

45
00:01:54,072 --> 00:01:55,532
من قلب زنم رو

46
00:01:55,532 --> 00:01:58,535
مثل موشی در گلوی یه سگ آبی لِه کردم

47
00:01:58,535 --> 00:02:00,037
اون مادرم رو کُشت

48
00:02:00,037 --> 00:02:02,372
اطمینان زیاد به لبه‌ی پنجره مادرت رو کُشت

49
00:02:08,420 --> 00:02:10,047
عصر بخیر، خانوم‌ها و آقایون

50
00:02:10,047 --> 00:02:12,424
دارین چه غلط میکنین؟ -
نگهبانا، همشون رو دستگیر کنین -

51
00:02:12,424 --> 00:02:14,176
منو نه. منو نه -
اونو ولش کنین -

52
00:02:15,969 --> 00:02:17,054
پوگاچف" بود"

53
00:02:20,307 --> 00:02:21,767
اوه لامصب

54
00:02:23,769 --> 00:02:25,187
پشمام. چقدر درد داره

55
00:02:28,987 --> 00:02:33,987
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

56
00:02:34,187 --> 00:02:38,698
:مترجم
« Ali EmJay »

57
00:02:42,704 --> 00:02:44,248
یکم اختلاف داشتیم

58
00:02:44,248 --> 00:02:47,417
ظاهراً هر ازدواجی مشکلات خودش رو داره

59
00:02:47,417 --> 00:02:49,294
کلی خونریزی انجام شد

60
00:02:49,294 --> 00:02:51,380
اون سعی کرد منو بُکشه با کلی چاقو زدن

61
00:02:51,380 --> 00:02:55,092
اونم مادرم رو گایید... با کُلی گاییدن

62
00:02:55,092 --> 00:02:57,344
میخوایم ازش بگذریم

63
00:02:57,344 --> 00:03:00,681
بیخیال گذشته بشیم -
روز جدیدی رو شروع کنیم -

64
00:03:00,681 --> 00:03:02,683
[بیست و چهار ساعت پیش]

65
00:03:45,851 --> 00:03:46,852
صبح بخیر

66
00:03:47,936 --> 00:03:49,021
صبح بخیر

67
00:03:53,734 --> 00:03:55,110
عجب

68
00:03:58,655 --> 00:03:59,656
...من

69
00:04:00,365 --> 00:04:03,702
برای همین واسه هم عالی هستیم

70
00:04:05,412 --> 00:04:07,539
من امروز خیلی احساس عالی‌ای ندارم

71
00:04:07,539 --> 00:04:09,666
برگرد به تخت

72
00:04:11,460 --> 00:04:13,086
گمونم باید یه دوش بگیرم

73
00:04:15,547 --> 00:04:16,548
هوم

74
00:04:23,305 --> 00:04:25,390
من واقعاً خودم نبودم

75
00:04:25,390 --> 00:04:27,351
یا شایدم خیلی خودت بودی

76
00:04:27,351 --> 00:04:29,102
فقط روز بدی داشتم -
اهوم -

77
00:04:41,240 --> 00:04:42,449
خیلی گرسنمه

78
00:04:42,449 --> 00:04:44,409
آره. تاثیر کُشتنه

79
00:04:44,409 --> 00:04:46,995
آره. منم یه بار سه نفر رو کشتم
و بعد یه گوزن کامل رو که

80
00:04:46,995 --> 00:04:49,373
با غاز شکمش پر شده بود و
باز خود غازه پر انار بود خوردم

81
00:04:49,373 --> 00:04:52,167
محشر بود -
ترجیح میدم در موردش صحبت نکنم -

82
00:04:52,167 --> 00:04:54,169
راستی بابت قضیه سلطان هم بهت تبریک میگم

83
00:04:54,169 --> 00:04:55,629
همینکه بهش فکر میکنم، کیرم سیخ میشه

84
00:04:55,629 --> 00:04:57,339
میخواست منو بکشه

85
00:04:57,339 --> 00:04:59,675
ولی نکُشت. هورا! خوش به حالت

86
00:04:59,675 --> 00:05:03,387
روز بدی داشتم که البته تقصیر تو بود

87
00:05:03,387 --> 00:05:05,264
به خاطر کردن مادرت

88
00:05:06,974 --> 00:05:10,185
میشه اینو بلند نگی هیچوقت؟

89
00:05:10,185 --> 00:05:12,229
آره. قانون خوبی برای آینده هست

90
00:05:12,229 --> 00:05:14,356
آینده! حالا قراره چی باشه؟

91
00:05:14,356 --> 00:05:18,110
بعد از ماجرای دیروز...حالم خوش نیست و سردرگمم

92
00:05:18,110 --> 00:05:21,738
خب، خلاصه‌اش اینه که نمیخوایم هم رو بُکشیم
اینش واضحه

93
00:05:21,738 --> 00:05:24,825
پس گمونم از اون آینده‌های با پایان خوش باشه

94
00:05:24,825 --> 00:05:26,785
و توش کلی رقص آلویی و سکس بکنیم

95
00:05:26,785 --> 00:05:29,162
رقص آلویی" دیگه چه کوفتیه؟"

96
00:05:29,162 --> 00:05:31,373
خوشحالم تو تله کلمه زیرکانه‌ام افتادی و پرسیدی

97
00:05:31,373 --> 00:05:35,169
یه مراسم رقص بهاره‌ی آیینی هست که
یه مجلس عیاشی زمان طلوع آفتاب برگزار میشه

98
00:05:35,169 --> 00:05:37,796
وقتی آلوها از درخت‌های بالای سر آدم میفتن

99
00:05:37,796 --> 00:05:39,673
معلومه همینه

100
00:05:39,673 --> 00:05:45,220
الان باید یه کشور رو اداره کنم
و رقص آلویی تخمی نمیکنم

101
00:05:45,220 --> 00:05:49,099
الان به عنوان یه رهبر قوی‌تری
الان ازت حساب میبرن و میترسن

102
00:05:49,099 --> 00:05:50,809
نمیخوام ازم بترسن

103
00:05:50,809 --> 00:05:54,605
همونقدر که توی به کاربُردن کلمات تند و تیز ماهری
توی کار با یه چاقوی تیز هم مهارت داری

104
00:05:54,605 --> 00:05:58,150
و یه ویژگی کمی روانی و دیوونه‌وار داشتی

105
00:05:58,150 --> 00:06:01,236
که خیلی شهوت‌انگیز بود

106
00:06:37,439 --> 00:06:38,732
آره

107
00:06:52,829 --> 00:06:56,792
گذشته باید مدفون بشه و گرنه نمیتونیم ادامه بدیم

108
00:06:56,792 --> 00:06:59,002
پس مدفونه

109
00:07:00,212 --> 00:07:02,381
ببخشید

110
00:07:02,381 --> 00:07:04,466
ممکنه بعضی وقتا عصبانیت نهفته داشته باشم

111
00:07:04,466 --> 00:07:06,510
مفهومه

112
00:07:07,427 --> 00:07:11,014
باید برم...یه کارهایی انجام بدم

113
00:07:11,014 --> 00:07:12,808
آره. البته

114
00:07:23,527 --> 00:07:26,572
درخواست دارم زنم آزاد بشه

115
00:07:26,572 --> 00:07:28,782
پشمام

116
00:07:29,908 --> 00:07:31,660
اون رو پاک فراموش کردم

117
00:07:34,264 --> 00:07:39,058
«کــبـیــر»
«یک داستان هر از گاه واقعی»

118
00:07:39,120 --> 00:07:40,756
«گلوله یا خرس»

119
00:07:46,383 --> 00:07:47,885
!کیر خر

120
00:07:49,344 --> 00:07:51,763
!کیر -
همش همینو میگی -

121
00:07:51,763 --> 00:07:53,849
به نظر حق احساساتم رو ادا میکنه

122
00:07:56,435 --> 00:07:58,353
وقتش که بشه، کدوم رو انتخاب میکنی

123
00:07:58,353 --> 00:08:00,606
گلوله یا خرس؟

124
00:08:01,648 --> 00:08:03,483
با وجود خرس آدم شانس داره

125
00:08:03,483 --> 00:08:06,445
اینکه با درد شدیدی بمیری
وقتی شاهد خورده‌شدن ریه‌هات هستی

126
00:08:07,321 --> 00:08:10,866
مطمئنم یکی یه بار خرس رو شکست داد -
نه، همچین چیزی رو یادم نمیاد -

127
00:08:10,866 --> 00:08:13,118
!کیر -
ماریال -

128
00:08:15,162 --> 00:08:17,206
خرس ها گرسنه هستن

129
00:08:17,206 --> 00:08:20,042
باید هم گرسنه باشن. قصد همینه. مگه نه؟

130
00:08:20,042 --> 00:08:21,919
چه روز عالی‌ای

131
00:08:21,919 --> 00:08:23,962
یه لحظه صبر کن

132
00:08:23,962 --> 00:08:28,175
!اگه فراموش کردین، باید بگم که پیتر مُرده

133
00:08:28,175 --> 00:08:31,345
!هورا -
اینقدر اینو نگو -

134
00:08:31,929 --> 00:08:33,472
از طلوع آفتاب خیلی رد شده

135
00:08:33,472 --> 00:08:35,724
گمونم خوابش بُرده

136
00:08:35,724 --> 00:08:39,645
روز بزرگی بوده که پیتر رو کُشته

137
00:08:39,645 --> 00:08:40,938
باید خودمون انجام بدیم

138
00:08:40,938 --> 00:08:42,773
گفت منتظرش بمونیم

139
00:08:43,857 --> 00:08:46,109
ارلو، باید بریم پیداش کنیم

140
00:08:46,109 --> 00:08:51,490
بدم میاد به آدمایی که میخوام بکشم، زل بزنم
به خصوص اونایی که از بدو تولد میشناسم

141
00:08:51,490 --> 00:08:53,450
روز عجیبیه

142
00:08:53,450 --> 00:08:56,495
روز عالی‌ایه، ولمنتوف

143
00:08:56,495 --> 00:08:58,413
آینده شروع میشه

144
00:09:15,639 --> 00:09:17,850
خب، اون عجب صحنه‌ای بود

145
00:09:17,850 --> 00:09:20,602
شب یکم از کنترل خارج شد

146
00:09:22,271 --> 00:09:25,983
گمونم نمیتونستم با اتفاقی که
قراره بیفته، روبرو بشم

147
00:09:25,983 --> 00:09:28,694
حس بدی دارم که همینجوری نگاه میکردم

148
00:09:28,694 --> 00:09:32,656
و دیدم که چقدر مشتاق بودی تا ملحق بشی

149
00:09:32,656 --> 00:09:34,783
من گناهکارم

150
00:09:34,783 --> 00:09:37,953
فوراً خودت رو ببخش
من همیشه اینکارو میکنم

151
00:09:37,953 --> 00:09:40,414
و امیدوارم مادام "دوشنوفا" هم بعد از

152
00:09:40,414 --> 00:09:42,624
کاری که دیشب باهاش کردم، همین حس رو داشته باشه

153
00:09:42,624 --> 00:09:45,836
چندساله که اینقدر دیوونه نبودم

154
00:09:45,836 --> 00:09:47,504
راستش خیلی هیجان‌انگیز بود

155
00:09:47,504 --> 00:09:50,174
و البته به شدت ناپسند

156
00:09:50,174 --> 00:09:52,092
!ولی خیلی هیجانی

157
00:09:52,092 --> 00:09:56,221
همش برای فرار از واقعیت، چون امروز
روزی نیست که بخوام تجربه کنم

158
00:09:57,097 --> 00:09:59,725
سکس‌پارتی بود و من دعوت نبودم؟

159
00:09:59,725 --> 00:10:03,187
چه زشت -
عزیزم، زنده ای -

160
00:10:03,187 --> 00:10:07,816
آره ولی اینو گوش کن
اون پنج بار منو چاقو زد

161
00:10:07,816 --> 00:10:09,359
!ولی ظاهرا که کاریت نشده

162
00:10:09,359 --> 00:10:12,654
نمیفهمم -
لباسم رو تن پوگاچف کردم و جای خودم گذاشتم -

163
00:10:12,654 --> 00:10:15,824
یه حس غریزی داشتم
و وقتی هم انجامش دادم، با خودم گفتم نه

164
00:10:15,824 --> 00:10:18,911
دیدی توی عروسی چی گفت
عشقش رو دیدی و شنیدی و حس کردی

165
00:10:18,911 --> 00:10:20,537
عشق بین من و اون خیلی شدید بود و

166
00:10:20,537 --> 00:10:23,498
ولی بازم یه چیزی درونم بهم گفت
محض اطمینان پوگاچف رو جای خودم بذارم

167
00:10:23,498 --> 00:10:27,461
و بعد اون...مثل وحشیا بهم حمله کرد

168
00:10:27,461 --> 00:10:31,465
حالا همینکه بهش فکر میکنم، شق میکنم
ولی بازم منو چاقو زد

169
00:10:31,465 --> 00:10:34,092
آره، من سعی دارم فراموشش کنم ولی کیر توش

170
00:10:34,092 --> 00:10:36,136
اگه اینقدر زرنگ نبودم، الان مُرده بودم

171
00:10:36,136 --> 00:10:37,846
این هلوئه؟
بدم نمیاد یکی بخورم

172
00:10:37,846 --> 00:10:40,766
بهتره اون یکی رو نخوری -
اصلا دوست ندارم جواب این سوال رو بشنوم -

173
00:10:41,600 --> 00:10:43,018
پس کاترین مُرده؟

174
00:10:43,018 --> 00:10:45,896
نه، تنها و بی‌کس و ناراحت به نظر میومد

175
00:10:45,896 --> 00:10:50,984
و همینجور بهم زل زده بود و منم همینطور...و بعد
...خودمون رو پرت کردیم بغل هم و

176
00:10:50,984 --> 00:10:52,194
نه. کیر توش

177
00:10:52,194 --> 00:10:54,821
بعضی وقتا حس میکنم این رابطه
یکم زیادی پیچیده‌ست

178
00:10:54,821 --> 00:10:56,240
هردو زنده‌این؟

179
00:10:56,240 --> 00:10:58,075
!اوه، چه فوق‌العاده

180
00:10:58,075 --> 00:11:00,827
عشقتون قویه. روز زیباییه

181
00:11:00,827 --> 00:11:04,790
یه جورایی. آره، اینو خوب نمیتونم درک کنم

182
00:11:04,790 --> 00:11:05,958
واقعاً زیباست؟

183
00:11:05,958 --> 00:11:08,502
آره، کل زمان صبحونه حواسم به چاقو و چنگال بود

184
00:11:08,502 --> 00:11:10,754
وقتی داشت بادر و گردن مرغ و غاز را پوست میکرد

185
00:11:10,754 --> 00:11:12,965
چطور میتونم اینجوری زندگی کنم؟

186
00:11:12,965 --> 00:11:15,259
هنوزم میخواد زندانی‌ها رو بکشه؟

187
00:11:15,259 --> 00:11:16,885
کدوم زندانی‌ها؟

188
00:11:23,892 --> 00:11:27,521
!سلام. چه روزی

189
00:11:27,521 --> 00:11:28,730
اوف

190
00:11:28,730 --> 00:11:31,275
الان که مُرده، میتونیم دست به کار بشیم

191
00:11:31,275 --> 00:11:35,279
اگه اجازه دارم، باید بگم که
همیشه حس میکردم وقتی اون زنده‌ست

192
00:11:35,279 --> 00:11:37,114
تو نمیتونی کشور رو اداره کنی

193
00:11:37,114 --> 00:11:40,033
...حس بدی بهش دارم. از وقتی بچه بود، میشنا

194
00:11:40,033 --> 00:11:41,994
اگه براش گریه کنی، میکشمت

195
00:11:41,994 --> 00:11:43,954
طبق دستورت، منتظر فرمانت در رابطه با زندانی‌ها هستیم

196
00:11:44,621 --> 00:11:46,290
آهان. آره

197
00:11:46,290 --> 00:11:47,791
...اوه

198
00:11:47,791 --> 00:11:52,713
...بعضی وقتا، اگه روزها

199
00:11:52,713 --> 00:11:57,134
من یه اعلامیه مطبوعاتی برای مرگش منتشر کردم

200
00:11:57,134 --> 00:12:00,220
!باید یه کلمه باهات صحبت کنم. جفتتون گم بشین

201
00:12:00,220 --> 00:12:02,181
!نه! نه

202
00:12:03,432 --> 00:12:05,809
!نه -
!کیر تو این زندگی -

203
00:12:05,809 --> 00:12:07,728
سلام

204
00:12:07,728 --> 00:12:10,022
میتونم توضیح بدم

205
00:12:10,022 --> 00:12:12,691
.خیالت راحت شد زنده‌ام، ارلو. خودمم همینطورم

206
00:12:12,691 --> 00:12:16,904
گمونم همه‌مون اینطوری باشیم
روز جدیدیه، برای بخشش

207
00:12:16,904 --> 00:12:19,823
تو ظاهراً همه دوستام رو دستگیر کردی
باید آزادشون کنی

208
00:12:19,823 --> 00:12:21,001
به من نگو چیکار کنم

209
00:12:21,201 --> 00:12:22,284
باید بشینم

210
00:12:22,284 --> 00:12:26,538
دربار خیلی به بازی "گلوله یا خرس" علاقه‌منده

211
00:12:26,538 --> 00:12:28,332
گلوله یا خرس" دیگه چیه؟"

212
00:12:28,332 --> 00:12:29,625
انتخاب میکنن

213
00:12:29,625 --> 00:12:32,419
جوخه‌ی اعدام بهشون شلیک کنه یا
یه خرس تیکه‌پاره‌شون کنه

214
00:12:32,419 --> 00:12:34,922
اگه بتونن در برن، زنده میمونن. اختراع خودمه

215
00:12:34,922 --> 00:12:37,216
من که چنین دستوری ندادم -
من...آره -

216
00:12:37,216 --> 00:12:39,384
...با خودم گفتم شاید دربار خیلی باهاش حال کنه و

217
00:12:39,384 --> 00:12:41,220
دیشب، داشتیم این و اون رو میکُشتیم

218
00:12:41,220 --> 00:12:42,971
دیشب داشتیم توی این دربار میرفتیم و

219
00:12:42,971 --> 00:12:44,890
هرکی که علیه‌مون بود رو از سر راه برمیداشتیم

220
00:12:44,890 --> 00:12:46,975
داری سر اون داد میزنی؟

221
00:12:46,975 --> 00:12:50,187
اگه بذاری برن، ضعیف دیده میشی و
از طرفی هم همه مشتاق بازین

222
00:12:50,187 --> 00:12:51,522
نگران نباش. خودم درستش میکنم

223
00:12:51,522 --> 00:12:53,273
اون دوستامو نمیکُشه، ولمنتوف

224
00:12:53,273 --> 00:12:56,443
درستش میکنم. اونا به من وفادارن
پس به اونم وفادار میشن

225
00:12:56,443 --> 00:12:58,320
همونجور که من بهش وفادارم. جدی میگم

226
00:13:04,535 --> 00:13:05,911
ببخشید

227
00:13:05,911 --> 00:13:08,830
کشتمش. فقط خودش نبود

228
00:13:08,830 --> 00:13:11,750
...و بعد قلبم

229
00:13:12,876 --> 00:13:14,211
راستش توضیح‌دادنش سخته

230
00:13:14,211 --> 00:13:16,505
یه کاری رو شروع کردیم

231
00:13:16,505 --> 00:13:22,469
قسم خونی یاد کردیم و
!بعد به هیچ کوفتی نرسیدیم

232
00:13:22,469 --> 00:13:24,930
ظاهرا حتی کودتا هم به جایی نرسید

233
00:13:24,930 --> 00:13:27,474
هیچ‌کدوم از کارهات جواب نداده

234
00:13:27,474 --> 00:13:32,479
تو بی‌عُرضه‌ای و من کسخل بودم که
قلب و امیدم رو پای تو گذاشتم

235
00:13:40,988 --> 00:13:42,197
!پیتر

236
00:13:42,197 --> 00:13:45,868
معلومه که منو نکُشت
عشقمون بی‌ثباته ولی قویه

237
00:13:46,702 --> 00:13:48,912
بهتره اون نگاهت از روی ناامیدشدن نباشه

238
00:13:48,912 --> 00:13:50,956
هورا، امپراتور پیتر

239
00:13:55,002 --> 00:13:57,004
پُرش کن و برگردون -
چَشم -

240
00:13:58,338 --> 00:14:01,091
میدونم. خیال همه‌مون راحت شد
زبونت هم عالیه

241
00:14:01,091 --> 00:14:02,676
اصلاً یه رگت مارمولکه

242
00:14:04,511 --> 00:14:06,013
کیر تو خماری

243
00:14:06,013 --> 00:14:09,474
هیچوقت چیزی که میخوایم رو
بهمون نمیده

244
00:14:09,474 --> 00:14:12,477
نه. وقتی پیتر بود، امید داشتیم

245
00:14:13,395 --> 00:14:14,855
سلام هوگو و اگنس

246
00:14:14,855 --> 00:14:16,190
بعداً بریم شکار

247
00:14:17,649 --> 00:14:18,650
!حله

248
00:14:27,409 --> 00:14:29,453
زنده‌ست -
ما هم همینطور -

249
00:14:30,579 --> 00:14:33,749
میخوایم کنار همین دیوار بُکنمت -
دیوار چرا؟ -

250
00:14:33,749 --> 00:14:36,376
...خب، میشه یکم تکیه‌گاه پیدا

251
00:14:40,047 --> 00:14:42,090
آره. آره

252
00:14:50,474 --> 00:14:51,975
.میدونم. میدونم

253
00:14:51,975 --> 00:14:55,479
فکر میکردین من مُردم و این حس شادی که
الان دارین، باعث سردرگمی‌تون شده

254
00:14:55,479 --> 00:14:57,147
من و ملکه باهم صلح کردیم

255
00:14:57,147 --> 00:14:59,024
با آشتی و عشق

256
00:15:00,317 --> 00:15:01,693
!زنده‌ای

257
00:15:03,070 --> 00:15:05,781
پشمام! تو رو نکُشت؟

258
00:15:05,781 --> 00:15:07,032
زنده‌ام

259
00:15:07,032 --> 00:15:10,661
مادرش رو گاییدی و بعد کُشتی
و بازم تو رو نکُشت؟

260
00:15:10,661 --> 00:15:11,787
گاییدنش کار من بود

261
00:15:11,787 --> 00:15:14,540
ولی کُشتنش کار نیروی جاذبه...و البته به اون
اشاره‌ای نمیکنیم

262
00:15:14,540 --> 00:15:17,251
اون عاشقمه. یعنی یه جورایی بود

263
00:15:17,251 --> 00:15:20,754
ترفند "پوگاچف" رو پیاده کردم. بدبخت به جای من
پنج بار چاقو خورد

264
00:15:20,754 --> 00:15:21,880
سعی کرد تو رو بکشه؟

265
00:15:21,880 --> 00:15:24,925
.سعی یکنیم ذهنمون رو درگیرش نکنیم
ظاهراً شما دوستان توی دردسر افتادین

266
00:15:24,925 --> 00:15:26,593
پنج بار؟

267
00:15:26,593 --> 00:15:29,304
و بعد پشیمون شد. خودم شاهد پشیمونیش بودم

268
00:15:29,304 --> 00:15:32,516
یا اینکه شکستش دادی و
اونم از جنگیدن خسته شده بود

269
00:15:32,516 --> 00:15:33,809
پنج بار خیلی زیاده

270
00:15:33,809 --> 00:15:35,769
هرچی از سه تا بیشتر بشه، خسته‌کننده میشه

271
00:15:35,769 --> 00:15:39,606
درسته
نه، اون نمیخواد بمیرم

272
00:15:39,606 --> 00:15:40,732
مادرشو گاییدم

273
00:15:40,732 --> 00:15:44,778
،اگه سعی نمیکرد منو بکشه
...براش احترام قائل نمیشدم یا دوستش نمیداشتم. پس

274
00:15:44,778 --> 00:15:47,823
خفه شین. خفه شین. خفه‌خون بگیرین
اومدم بهتون کمک کنم

275
00:15:47,823 --> 00:15:49,408
پس میتونیم بریم؟

276
00:15:49,408 --> 00:15:52,160
و منم همه شما جک‌وجنده‌هایی که اومدین
کُشتن‌مون رو تماشا کنین، یادم میمونه

277
00:15:52,160 --> 00:15:55,080
نه. هنوز نمیتونین برین -
چی؟ -

278
00:15:55,080 --> 00:15:57,165
هنوزم به وفاداریتون شک داره و

279
00:15:57,165 --> 00:16:00,085
دربار باید ببینه که بابت خیانتتون کمی تاوان بدین

280
00:16:00,085 --> 00:16:03,797
ولی ما به تو وفادار بودیم و
از اون جنده متنفریم و میخوایم بمیره

281
00:16:03,797 --> 00:16:06,800
ولی الان که باهم هستین، اینو دیگه نمیخوایم. درسته؟

282
00:16:06,800 --> 00:16:09,761
یا اینکه باید تظاهر کنیم اینو نمیخوایم
وقتی که در واقع میخوایم؟

283
00:16:09,761 --> 00:16:12,806
باید ببینمش. یه مشکلی پیش اومده
شاید اصلاً نمیدونه اینجام

284
00:16:12,806 --> 00:16:15,184
احتمالاً خود اُرلوی کسکش منو از پیش خودش دستگیر کرده

285
00:16:15,184 --> 00:16:16,476
میدونه اینجایی

286
00:16:17,352 --> 00:16:19,062
!اوه. عجب

287
00:16:19,062 --> 00:16:23,150
گمونم چیزی که ما ازتون میخوایم
نشون‌دادن وفاداریتونه

288
00:16:23,150 --> 00:16:26,653
حتما -
حالا همتون باید با خرس بجنگین -

289
00:16:27,988 --> 00:16:29,907
چی؟ تیکه‌پاره‌مون میکنه

290
00:16:29,907 --> 00:16:33,744
نه، ترفندش اینه که یه چیزی رو فدا کنین
و یه نقطه‌ی کانونی پیدا کنین

291
00:16:33,744 --> 00:16:35,954
فقط مثلاً ساعدتون رو توی دهنش کنین

292
00:16:35,954 --> 00:16:39,208
استخونش خرد میشه. خون زیادی جاری میشه

293
00:16:39,208 --> 00:16:40,751
و همزمان کلی گوشت نصیبش میشه

294
00:16:40,751 --> 00:16:43,420
این حواسشو پرت میکنه و شما فرار میکنین -
تلوتلوخوران -

295
00:16:43,420 --> 00:16:45,297
چه نقشه‌ی عالی‌ای -
ممنون -

296
00:16:45,297 --> 00:16:47,841
شوخی بود. کسخلیه -
فکر نکنم -

297
00:16:47,841 --> 00:16:52,304
شاید بخواین غش کنین ولی نکنین
اگه غش کنین، دل و روده‌تون خوراکش میشه

298
00:16:52,304 --> 00:16:55,265
پانکراس، کبد، کلیه. واسه خرسه بهشت میشه

299
00:16:55,265 --> 00:16:56,099
نه

300
00:16:56,099 --> 00:16:57,267
!کسخل

301
00:16:57,267 --> 00:17:00,103
دارم یه راه فرار بهتون نشون میدم -
یه راه بهتر پیدا کن -

302
00:17:00,103 --> 00:17:03,065
اگه واقعاً دوستت داشته باشه، میذاره بریم
!مجبورش کن

303
00:17:03,065 --> 00:17:07,569
!معلومه که داره. باشه. کسکش‌های بزدل قدرنشناس

304
00:17:17,704 --> 00:17:19,706
مادام دیموف -
پترا -

305
00:17:19,706 --> 00:17:20,958
خوب جاخالی دادی

306
00:17:21,792 --> 00:17:24,628
به نظر میاد مضطرب باشین. برای همینم گفتم
بهتره اینکارو کنم

307
00:17:24,628 --> 00:17:26,004
چی شنیدی؟

308
00:17:26,004 --> 00:17:28,131
هنوز نمُردن ولی ظاهرا غروب بمیرن

309
00:17:28,131 --> 00:17:30,133
و میگن قراره هر روز توی کاخ

310
00:17:30,133 --> 00:17:31,677
دنبال هرکس که مظنون به خیانت باشه، بگردن

311
00:17:31,677 --> 00:17:34,012
صحیح -
هیچکس باورش نمیشه که شما دستگیر نشدین -

312
00:17:34,012 --> 00:17:37,516
درسته -
میگن کاترین یه اعدام خاص براتون تدارک دیده -

313
00:17:37,516 --> 00:17:39,017
ولی از طرفی هم دوستتون داره

314
00:17:39,017 --> 00:17:41,019
تازه، ممکنه پیتر هم نمرده باشه

315
00:17:41,019 --> 00:17:42,980
ولی توی روزنامه میگن که مُرده

316
00:17:42,980 --> 00:17:45,983
و کارلوف دیده که داشته با کلی زخم چاقو
از کاخ بیرون میومده

317
00:17:45,983 --> 00:17:48,986
تازه، یه طاعون جدید هم داره میاد
،و میگن اُرلو به هرکی که از جلوش رد بشه

318
00:17:48,986 --> 00:17:51,238
.تجاوز میکنه. به صورت البته

319
00:17:51,238 --> 00:17:53,031
پشمام

320
00:17:53,031 --> 00:17:55,284
حرف‌های عجیب و غریب زیاده

321
00:17:57,119 --> 00:17:59,538
نمیتونم همینجا بشینم و منتظر مرگم بمونم

322
00:17:59,538 --> 00:18:02,124
میتونم باهاتون عشق‌بازی کنم تا وقتی که
منتظر مرگتون میمونین، پر بشه

323
00:18:02,124 --> 00:18:04,042
حس میکنم وقتی دارین حموم میکنین، چشماتون به منه

324
00:18:04,042 --> 00:18:08,130
نه راستش ولی ممنون برای پیشنهادت

325
00:18:08,130 --> 00:18:09,673
اون کتاب "روسو" رو بهم میدی؟
[ژان ژاک روسو، نویسنده فرانسوی]

326
00:18:15,971 --> 00:18:17,806
،وقتی فکر کردم مُرده

327
00:18:19,183 --> 00:18:22,895
...واقعاً حس کردم که قلبم شکسته

328
00:18:24,354 --> 00:18:27,107
...و مغزم تیکه شده

329
00:18:27,107 --> 00:18:30,527
و بعد اون اونجا بود

330
00:18:30,527 --> 00:18:32,613
اونجا وایساده بود

331
00:18:34,323 --> 00:18:36,617
و بعد قلب و مغزم به حالت اول برگشت

332
00:18:36,617 --> 00:18:38,869
...و خون در رگ‌هام جاری شد

333
00:18:41,246 --> 00:18:43,207
و احساس کردم کامل شدم

334
00:18:44,416 --> 00:18:48,879
ولی بعد از خواب بیدار شدم و
همه‌چیز تخمی بود، از جمله خودم

335
00:18:48,879 --> 00:18:51,507
و چرا؟ به خاطر عشق کوفتی؟

336
00:18:53,634 --> 00:18:57,387
یه بار توی بارون شدید
لخت سوار اسب

337
00:18:57,387 --> 00:18:59,431
بیرون اتاق پیتر کبیر دور میزدم

338
00:18:59,431 --> 00:19:02,559
و ترانه‌های مسخره محلی میخوندم
به امید اینکه به بیرون نگاه کنه

339
00:19:02,559 --> 00:19:03,936
حالا کرد؟

340
00:19:03,936 --> 00:19:07,606
آره و بعد باز سه ساعت دیگه
اسب‌سواری کردم تا بیاد بیرون

341
00:19:07,606 --> 00:19:08,732
حالا اومد؟

342
00:19:08,732 --> 00:19:13,820
اون روز نه ولی بعد ذات الریه گرفتم
، و وقتی در حال استراحت و بهبود بودم

343
00:19:13,820 --> 00:19:18,075
،اومد پیشم و در حالی که داشت بهم سوپ میداد
براش کف دستی زدم

344
00:19:18,075 --> 00:19:20,118
خیلی زیبا بود

345
00:19:21,495 --> 00:19:24,581
ما تسلیمِ قلب‌مون میشیم. یه ضعفِ بخشودنیه

346
00:19:24,581 --> 00:19:26,041
تنها گناهت این بود

347
00:19:26,041 --> 00:19:27,709
آره

348
00:19:31,296 --> 00:19:34,007
نمیدونم زندانیا رو چیکار کنم

349
00:19:34,007 --> 00:19:37,219
بکشمشون، شکنجه‌شون کنم یا آزادشون کنم؟

350
00:19:37,219 --> 00:19:39,721
فقط به این ترتیب اقدام نکن

351
00:19:40,472 --> 00:19:42,015
خیلی بانمکی، آرچی

352
00:19:42,975 --> 00:19:46,645
نمیتونم با خونسردی تمام این و اون رو بُکشم

353
00:19:46,645 --> 00:19:48,146
من اینجور آدمی نیستم

354
00:19:48,146 --> 00:19:51,316
این کشوری نیست که بخوام بسازم

355
00:19:51,316 --> 00:19:54,987
با خودم گفتم یه متن سخنرانی راجع به بخشش بنویسم

356
00:19:54,987 --> 00:19:58,532
روز جدیدی برای همه‌مونه و آزادشون کنم

357
00:20:00,200 --> 00:20:01,952
از نگاهتون میفهمم

358
00:20:01,952 --> 00:20:04,037
ساده‌ام

359
00:20:04,037 --> 00:20:06,999
فکر میکنم با منطق میشه نظر مردم رو عوض کرد

360
00:20:06,999 --> 00:20:10,919
و با چهارتا حرف عمیق میشه ذهن و قلبشون رو پذیرا کرد

361
00:20:10,919 --> 00:20:14,756
و بعد همه نیکی‌ها دیده و براش فداکاری میشه

362
00:20:14,756 --> 00:20:16,300
!هاها

363
00:20:16,300 --> 00:20:19,678
قشنگه -
ایده‌ی قشنگیه -

364
00:20:19,678 --> 00:20:21,597
ولی محکوم به شکسته. نه؟

365
00:20:23,724 --> 00:20:27,060
چون وقتی نمیتونم، مثل دیروز که نتونستم

366
00:20:27,060 --> 00:20:32,774
و حقایق و سرشت انسانی بهم دیکته کرد، یه چاقو برداشتم
و حمله کردم

367
00:20:32,774 --> 00:20:34,484
خب، جواب چیه؟

368
00:20:37,154 --> 00:20:38,989
گمونم شاید شما دوتا باشین

369
00:20:41,074 --> 00:20:44,661
ما؟ -
با زندانیا چیکار کنم؟ -

370
00:20:46,997 --> 00:20:51,335
می‌بینین؟ شما هیچ موضع فکری‌ای ندارین

371
00:20:51,335 --> 00:20:54,630
صرفاً یه موقعیت، چیزی که میخواین
عایدتون بشه و ببَرین رو تحلیل میکنین

372
00:20:54,630 --> 00:20:57,257
و تدارک شرایط رسیدن بهش رو بررسی میکنین

373
00:20:57,257 --> 00:21:00,219
نه اخلاقیاتی دارین، نه فلسفه‌ای. فقط پیروزی براتون مهمه

374
00:21:00,219 --> 00:21:02,221
حس خوبی داره که دیده بشیم. نه؟

375
00:21:02,221 --> 00:21:03,847
!معلومه

376
00:21:03,847 --> 00:21:05,891
بدی‌تون رو میرسونه

377
00:21:05,891 --> 00:21:10,771
ولی اگه بتونم در جهت منافع خودم کنترلش کنم
تا ما رو به اهدافمون برسونم چی؟

378
00:21:11,438 --> 00:21:13,148
میخوای ازم استفاده کنی؟

379
00:21:13,148 --> 00:21:14,358
آره

380
00:21:14,358 --> 00:21:17,361
و برای پیشبرد اهدافت بهم اعتماد داری؟

381
00:21:17,361 --> 00:21:20,948
تو وفادار نیستی، مگه به جز به خودت قلباً

382
00:21:21,823 --> 00:21:26,578
ولی چه خوشم بیاد چه نیاد، هردوتون باهام روراستین

383
00:21:26,578 --> 00:21:28,497
این تنها چیزیه که میخوام

384
00:21:29,331 --> 00:21:32,203
اُرلو و ولمنتوف بهم کمک کردن به اینجا برسم

385
00:21:32,403 --> 00:21:35,128
ولی قطعاً نمیتونن بهم کمک کنن به هدف بعدیم برسم

386
00:21:35,796 --> 00:21:37,297
حس میکنم شما دوتا میتونین

387
00:21:37,297 --> 00:21:42,094
،اگه قرار باشه به جای تو اقدام کنیم
بهتره از همه کارهایی که میخوایم بکنیم، خبردار نشی

388
00:21:42,094 --> 00:21:44,388
ممکنه جلوه خوبی نداشته باشه

389
00:21:44,388 --> 00:21:47,474
نه، میخوام این‌جوری یاد بگیرم

390
00:21:47,474 --> 00:21:49,893
روش عادیم نیست

391
00:21:49,893 --> 00:21:53,105
شاید یه خوش‌بین متوهم باشم

392
00:21:54,731 --> 00:21:56,483
این عوض میشه

393
00:21:56,483 --> 00:21:58,699
باید یه قولی بدی

394
00:21:58,899 --> 00:22:01,029
،و اون اینه که اگه قرار باشه ما مسئول بشیم

395
00:22:01,029 --> 00:22:04,283
نباید تسلیم بشی و باید بهمون اعتماد کنی

396
00:22:06,076 --> 00:22:07,536
می‌کنم

397
00:22:08,579 --> 00:22:11,665
و مطمئنم از هردوتون توی این کار واردتر میشم

398
00:22:11,665 --> 00:22:13,250
البته با کمی تعلیم

399
00:22:13,250 --> 00:22:16,712
اعتماد به نفس معرفت همچنان سرجاشه

400
00:22:16,712 --> 00:22:19,214
همه اینا رو برای روسیه میخوام

401
00:22:19,214 --> 00:22:21,133
اونا نمیخوان

402
00:22:21,133 --> 00:22:24,761
اکثراً براشون مهم نبود که دیشب من بُردم یا پیتر

403
00:22:26,597 --> 00:22:31,768
ولی رهبری که به خودم قول دادم بشم، میشم یا
در تلاش براش میمیرم

404
00:22:36,273 --> 00:22:38,775
یه سخنرانی دیگه. وای خدا. انگار عادتمه

405
00:22:42,905 --> 00:22:44,907
خیلی خب

406
00:22:44,907 --> 00:22:47,367
خیلی خب، برو

407
00:22:48,243 --> 00:22:50,162
"روسو"

408
00:22:50,162 --> 00:22:53,040
باید جامعه رو از شر آفتی که گرفتارش شده، نجات بدیم

409
00:22:53,040 --> 00:22:55,167
خیلی دوست دارم وقتی زندانیا رو
اعدام میکنی، اینو بخونم

410
00:22:55,167 --> 00:22:57,252
میخوای زندانیا رو اعدام کنم؟

411
00:22:57,252 --> 00:22:59,046
واقعاً باید بکنی

412
00:22:59,046 --> 00:23:01,715
چه جالب. با توجه به جایی که توی مراسم عروسی
،نشسته بودی

413
00:23:01,715 --> 00:23:03,800
به نظر میومد طرف پیتر هستی

414
00:23:03,800 --> 00:23:06,428
احتمالاً خیلی به اینکه کارت صندلیم
کجا نوشته بشینم، اهمیت میدادم

415
00:23:06,428 --> 00:23:07,513
کارت صندلی؟

416
00:23:07,513 --> 00:23:11,391
سال‌ها تربیت و آداب درباری چیزیه که
میخوایم از بین ببریم

417
00:23:11,391 --> 00:23:15,312
ما رو از گذشته‌مون جدا کن
و آینده‌مون رو بساز، ملکه من

418
00:23:15,312 --> 00:23:18,524
آینده‌ای که درش جز از منطق و پیشرفت
تبعیت نکنیم

419
00:23:18,524 --> 00:23:20,359
قلبم از آنِ شماست

420
00:23:20,359 --> 00:23:22,319
وفاداریم از آنِ شماست

421
00:23:22,319 --> 00:23:23,987
چرا اون رو دستگیر نکردی؟

422
00:23:23,987 --> 00:23:27,449
چون وقتی برگشتم، قلبم رو دید
و فهمید که ایمان آوردم

423
00:23:27,449 --> 00:23:29,576
اون منو از نو ساخت

424
00:23:29,576 --> 00:23:31,495
گمونم خیلی از خودم خوشم اومده بود که
یکی رو تغییر دادم

425
00:23:31,495 --> 00:23:33,580
اشتباه نمیکنی. واقعاً تغییر کردم

426
00:23:34,456 --> 00:23:39,586
و وقتی حرف زدیم، اینو در قلبم دیدی. واقعاً ایمان دارم

427
00:23:40,170 --> 00:23:43,257
با کمال میل حاضرم شاهد اعدام دوستان خیانتکارم که
دوستشون دارم

428
00:23:43,257 --> 00:23:45,217
به خاطر تو و روسیه‌ی جدید باشم

429
00:23:45,217 --> 00:23:47,219
اونا به آرمان ما وفادار نیستن

430
00:23:47,219 --> 00:23:49,805
چقدر با شوق و ذوق -
چه مسرت بخش -

431
00:23:51,014 --> 00:23:52,516
پس چطوره شروع کار رو به دست بگیری؟

432
00:23:53,141 --> 00:23:55,018
چی؟ -
چی؟ -

433
00:23:55,018 --> 00:23:58,605
چطوره اولین نفر رو بکشی؟
پیشنهاد من "تاتیانا" هست

434
00:23:58,605 --> 00:23:59,773
گریگور هم خوبه

435
00:23:59,773 --> 00:24:02,276
،ممکنه از اونجایی که اخیراً خیلی ترتیب ماریال رو داده

436
00:24:02,276 --> 00:24:04,945
نسبت بهش نفرت و دشمنی داشته باشه

437
00:24:04,945 --> 00:24:06,446
...من

438
00:24:08,115 --> 00:24:09,491
جورج؟

439
00:24:09,491 --> 00:24:11,326
معلومه. باعث افتخارمه

440
00:24:13,120 --> 00:24:14,913
کاش خودم فکرش رو میکردم

441
00:24:16,039 --> 00:24:17,541
بریم پس

442
00:24:27,801 --> 00:24:29,178
!کاترین

443
00:24:32,598 --> 00:24:34,183
سرباز، یه اسلحه به جورج بده

444
00:24:44,860 --> 00:24:46,320
قراره بهت شلیک کنم

445
00:24:47,237 --> 00:24:48,572
!خندیدم

446
00:24:49,573 --> 00:24:51,450
نمیتونی منو پیش این کسخل‌ها بندازی

447
00:24:51,450 --> 00:24:53,493
کسخل؟ ما عاشقیم -
نمیشه یکم بهم فضا بدی؟ -

448
00:24:53,493 --> 00:24:55,829
دای چه غلطی میکنی؟ -
جورج -

449
00:24:55,829 --> 00:24:57,497
!زنده باد کاترین کبیر

450
00:24:57,497 --> 00:24:59,208
!لامصب

451
00:25:01,460 --> 00:25:03,128
انتظار اینو نداشتم

452
00:25:06,173 --> 00:25:07,883
!بهش شلیک کردی. بهش شلیک کردی

453
00:25:10,260 --> 00:25:12,346
!وحشی‌ها

454
00:25:12,346 --> 00:25:13,555
خودتو کنترل کن

455
00:25:21,939 --> 00:25:23,524
بهم شلیک کردی، جنده

456
00:25:23,524 --> 00:25:25,984
ببخشید. اینجا هنوزم روسیه‌ست

457
00:25:25,984 --> 00:25:28,111
کافیه -
مطمئنی؟ -

458
00:25:28,111 --> 00:25:30,531
!گفت کافیه

459
00:25:30,531 --> 00:25:31,949
بریم

460
00:25:32,741 --> 00:25:35,494
اون دیگه چه غلطی بود؟ -
خوبی، تاتیانا؟ -

461
00:25:35,494 --> 00:25:39,623
یه سوراخ تومه، آرکیدی
خودت چی فکر میکنی؟

462
00:25:39,623 --> 00:25:41,625
داره خیلی آزاردهنده میشه

463
00:25:41,625 --> 00:25:44,044
!وای خدای من

464
00:25:44,044 --> 00:25:47,256
مسئله اینه که اون یه قاتل بالفطره نیست

465
00:25:47,256 --> 00:25:50,884
دل اینو نداره که بازی "گلوله یا خرس" رو
روی اون همه آدم امتحان کنه

466
00:25:50,884 --> 00:25:53,053
حالا اگه دیروز رو بیخیال بشیم
همونجور که مادرت گفت

467
00:25:53,053 --> 00:25:54,471
که روز بدی بود

468
00:25:54,471 --> 00:25:57,850
تازه اون کارش هم از روی جوگیری بود
پس پاول، ما میتونیم ریلکس کنیم

469
00:25:57,850 --> 00:26:01,687
این ران آهو رو که توی شراب قرمز و ارس
خوابونده شده، بخوریم

470
00:26:01,687 --> 00:26:04,523
به عنوان وفاداری منتظرش میمونیم تا بیاد

471
00:26:04,523 --> 00:26:06,775
صبح بخیر

472
00:26:06,775 --> 00:26:08,694
...وای خدای من

473
00:26:08,694 --> 00:26:11,154
تیر خورده -
احتمالاً خوب بشه -

474
00:26:11,154 --> 00:26:13,949
!اینقدر نگو "احتمالا" لامصب

475
00:26:13,949 --> 00:26:15,826
اگه یه پاتوژن ناشناخته وارد بشه، میکُشت

476
00:26:15,826 --> 00:26:18,120
ولی به جز اون، احتمالاً خوب بشی

477
00:26:18,120 --> 00:26:20,455
فقط همونه؟ -
فعلا -

478
00:26:27,754 --> 00:26:29,423
پنجره

479
00:26:29,423 --> 00:26:31,258
نه. نه. نه. نه. نه. نه

480
00:26:40,601 --> 00:26:44,438
یه روز جدید و یه ورق جدید در زندگیمه، ارلو

481
00:26:44,438 --> 00:26:46,273
ورقش بزن. خب؟

482
00:26:48,942 --> 00:26:50,903
!دیگه خبری از خونریزی نیست

483
00:26:50,903 --> 00:26:53,947
منظورم از رفتار زیرکانه و هوشمندانه این نبود

484
00:26:53,947 --> 00:26:56,408
واقعاً انتظار نداشتم بهش شلیک کنه

485
00:26:56,408 --> 00:27:00,245
خب، دستت رو خوند. حالا کی کی رو بازی داد؟

486
00:27:00,245 --> 00:27:03,040
همه هم رو بازی دادن. مگه نمیبینی؟

487
00:27:03,957 --> 00:27:06,043
باید بپرسیم که چرا بهش شلیک کرد؟

488
00:27:07,127 --> 00:27:09,129
تا وفاداریش رو به من ثابت کنه

489
00:27:09,129 --> 00:27:14,510
پس یا واقعاً میترسه که بکشمش یا واقعاً وفاداره

490
00:27:14,510 --> 00:27:16,553
و...؟ -
و؟ -

491
00:27:16,553 --> 00:27:19,348
و یه ضرری به خودش زد

492
00:27:19,348 --> 00:27:21,266
به یکی اونوری شلیک کرد

493
00:27:21,266 --> 00:27:24,978
پس از اونا جدا شده و این خودش و اونا رو
تضعیف میکنه

494
00:27:24,978 --> 00:27:28,023
و جمعیت هم شاهد کمی خشونت بودن
پس مجموعاً حال داد

495
00:27:28,023 --> 00:27:29,399
اینو نمیخوام

496
00:27:29,399 --> 00:27:32,319
میدونم ولی سر اون یکی خودت رو
توی موقعیت بدی قرار دادی

497
00:27:32,319 --> 00:27:36,365
تا وقتی که یه راه شیک برای حل این ماجرا
پیدا کنیم، کارت رو راه میندازه

498
00:27:36,365 --> 00:27:39,243
برای اونا خشونت لذت‌بخش و گیج‌کننده هست

499
00:27:39,243 --> 00:27:41,828
و حضور جورج در این ماجرا اون رو جذاب میکنه

500
00:27:41,828 --> 00:27:45,582
پس به نظر میرسه که داری یه بازی ذهنی عذاب‌آور
با همه انجام میدی

501
00:27:45,582 --> 00:27:49,086
پس الان به جای اینکه
ضعیف به نظر برسی، زیرک ظاهر میشی

502
00:27:49,086 --> 00:27:50,504
!هورا

503
00:27:50,504 --> 00:27:53,006
این برات وقت خریده

504
00:27:54,341 --> 00:27:56,468
گمونم

505
00:27:56,468 --> 00:28:00,180
ولی بازم مشکل پابرجاست و
اون گند کوفتی پابرجاست

506
00:28:04,184 --> 00:28:05,519
الیزابت

507
00:28:05,519 --> 00:28:06,854
وینودل

508
00:28:06,854 --> 00:28:09,439
باید راجع به دیشب صحبت کنیم

509
00:28:09,439 --> 00:28:10,649
جدی؟

510
00:28:10,649 --> 00:28:12,276
ما چیز کردیم...؟

511
00:28:13,402 --> 00:28:15,654
تو باهام کارهایی کردی

512
00:28:16,238 --> 00:28:18,740
راستش، دیشب یکم از کنترل خارج شدم

513
00:28:18,740 --> 00:28:20,534
امیدوارم آسیب جدی‌ای نزده باشم. نه؟

514
00:28:20,534 --> 00:28:24,413
به نظر خودم زخم‌ها و درد جزئی یه شب داغ

515
00:28:24,413 --> 00:28:29,042
تا چند روز بعدش خیلی لذت‌بخشه

516
00:28:29,042 --> 00:28:31,211
یه چیزی به درونم شلیک کردی و

517
00:28:31,211 --> 00:28:34,256
وقتی الان بهت نگاه میکنم، باید دوباره به دستت بیارم

518
00:28:34,256 --> 00:28:37,593
پیشنهاد میدم فوراً بریم رو کار
و شاید بعدش هم هر ساعت تکرارش کنیم

519
00:28:37,593 --> 00:28:40,345
خب، طبیعتاً خوشحالم که اینو میشنوم

520
00:28:40,345 --> 00:28:43,390
ولی این جور کارها رو چرخشی و ترتیبی انجام میدم

521
00:28:43,390 --> 00:28:46,560
یه مرد، بعد یه زن، بعد دوتا مرد و یه زن

522
00:28:46,560 --> 00:28:48,312
بعد یه چیزی چوبی

523
00:28:48,312 --> 00:28:52,232
دست خودم، توی جنگل، یه نگهبان نامتمایل

524
00:28:52,232 --> 00:28:55,485
و یکی از رعیت که وقتی کیک میخورم، خودارضایی کنه

525
00:28:55,485 --> 00:28:57,112
شاید یکی دو ماه دیگه

526
00:28:57,112 --> 00:28:58,739
شاید به زور بردمت

527
00:28:58,739 --> 00:29:00,199
!اوه

528
00:29:00,199 --> 00:29:02,743
...همونجور که گفتم، یه ماه دیگه

529
00:29:02,743 --> 00:29:04,411
دلم رو ببر

530
00:29:04,411 --> 00:29:07,206
و بعد ازم بخواه با کمی کشیدن مو

531
00:29:07,206 --> 00:29:11,001
و زبون‌زدن به تریاک موافقت کنم
و بعد شروع میکنیم

532
00:29:11,001 --> 00:29:13,045
شاید بدجور عاشقت شده باشیم

533
00:29:14,463 --> 00:29:16,757
من توی این کارها نیستم

534
00:29:25,140 --> 00:29:28,227
اوه. خوب نیست

535
00:29:39,988 --> 00:29:42,157
همیشه میخواستم باهات صحبت کنم

536
00:29:42,157 --> 00:29:44,826
من دلم برای مردهای نظامی ضعف میره

537
00:29:44,826 --> 00:29:47,788
توصیف نبردها منو مسحور میکنه

538
00:29:47,788 --> 00:29:49,957
خب، من...آره

539
00:29:51,083 --> 00:29:53,544
اینجا یه مرد نظامی میبینی

540
00:29:53,544 --> 00:29:56,338
اونم چه مردی

541
00:29:56,338 --> 00:29:59,383
ولی نمیخوام تو رو به عنوان ابزار خواسته‌های شهوانیم ببینم

542
00:29:59,383 --> 00:30:04,429
علیرغم اینکه آلتت داره از آب بالا میاد

543
00:30:04,429 --> 00:30:08,141
...نه -
من شاهد لشگرکشیت به سوئد بودم -

544
00:30:08,141 --> 00:30:10,435
که چطور افراد ما رو دیوونه کرد

545
00:30:10,435 --> 00:30:13,397
اغلب همون جایی که میخواستی، اونا رو گیر میاوردی

546
00:30:13,397 --> 00:30:14,773
...توی اون نبرد آخر هم پیروز میشدم

547
00:30:14,773 --> 00:30:17,401
اگه کاترین با پیتر آشتی و صلح نمیکرد

548
00:30:17,401 --> 00:30:21,905
میتونستی به استکهلم لشگرکشی کنی
و هرچی و هرکی که میخوای رو بگیری

549
00:30:22,948 --> 00:30:24,575
خیلی آزارم میده

550
00:30:24,575 --> 00:30:27,202
مال من بود و میدونستم

551
00:30:27,202 --> 00:30:29,746
،و فکرِ اینکه بدون اون پیروزی میمیرم

552
00:30:29,746 --> 00:30:33,750
منو خیلی ناراحت میکنه

553
00:30:33,750 --> 00:30:36,211
میتونستم غنیمت جنگی بشم

554
00:30:38,714 --> 00:30:43,093
تو رو هیچوقت نمیشه "غنیمت" توصیف کرد

555
00:30:43,093 --> 00:30:44,344
چطور میشه منو توصیف کرد؟

556
00:30:45,554 --> 00:30:46,805
درخشان

557
00:30:48,515 --> 00:30:50,517
در مورد جنگ بهم یاد میدی؟

558
00:30:50,517 --> 00:30:51,935
معلومه

559
00:30:51,935 --> 00:30:53,979
اینکه چطور جناح یکی رو باز کنم

560
00:30:53,979 --> 00:30:56,982
و اون رو از وسط با یه قدرت عظیم
دو نصف کنم؟

561
00:30:56,982 --> 00:30:58,150
این منو هیجان‌زده میکنه

562
00:30:59,902 --> 00:31:02,654
و شاید دیگه کشوری نداشته باشم

563
00:31:02,654 --> 00:31:04,656
ولی هنوز میتونم تفریح داشته باشم

564
00:31:10,662 --> 00:31:12,414
خوشحال شدم درست و درمون باهات آشنا شدم

565
00:31:13,081 --> 00:31:14,333
واقعاً همینطوره

566
00:31:16,001 --> 00:31:18,879
راستی، کیر خوبی داری -
...ممنون. من -

567
00:31:23,926 --> 00:31:24,708
چطور پیش رفت؟

568
00:31:24,908 --> 00:31:26,136
خودت چی فکر میکنی؟

569
00:31:27,596 --> 00:31:29,097
!دست خوش

570
00:31:30,516 --> 00:31:32,059
پنج اسب

571
00:31:32,059 --> 00:31:34,978
و کمی غذا

572
00:31:36,772 --> 00:31:39,399
داری میری سوارکاری و
چندتا اسب اضافه هم میبری، عزیزم؟

573
00:31:39,399 --> 00:31:43,195
بهت دروغ بگم یا میدونی دارم چیکار میکنم؟

574
00:31:43,195 --> 00:31:44,571
میخوای آزادشون کنی

575
00:31:44,571 --> 00:31:47,032
دوستامن خب، بعدش هم اون منو میبخشه

576
00:31:47,032 --> 00:31:48,825
عشق بینمون واقعاً شدیده

577
00:31:48,825 --> 00:31:50,994
ببین، اون منو بابت کردن و کُشتن مادرش بخشید

578
00:31:50,994 --> 00:31:52,374
واسه این هم می‌بخشه

579
00:31:52,574 --> 00:31:54,414
هرکسی طاقتی داره

580
00:31:54,414 --> 00:31:56,291
معمولاً باید با گاییدن مادر طرف، طاقتش سر بیاد

581
00:31:56,291 --> 00:31:59,920
اکثراً همینطوره، البته به جز توی بعضی استان‌های بلاروس

582
00:31:59,920 --> 00:32:02,172
ولی اون چی میخواد؟

583
00:32:02,172 --> 00:32:04,132
وفاداری از اونا

584
00:32:04,132 --> 00:32:06,969
نه. نمیخواد تنها باشه

585
00:32:06,969 --> 00:32:10,722
دیروز، حس کرد یه ابر تنها توی آسمونی
پر از کلاغ سیاهه که

586
00:32:10,722 --> 00:32:12,015
بلد نبودن با ابرها صحبت کنن

587
00:32:12,015 --> 00:32:15,602
و با این وجود، فکر میکرد روز قبلش آسمون پر از ابره

588
00:32:15,602 --> 00:32:17,104
!چه تصویر پیچیده‌ای

589
00:32:17,104 --> 00:32:19,690
مثل یه انسان خیلی تنها شده بود

590
00:32:19,690 --> 00:32:23,443
عشقش بهش خیانت کرد
بهترین دوستش بهش دروغ گفت

591
00:32:23,443 --> 00:32:25,195
گروهش ولش کرد

592
00:32:25,195 --> 00:32:28,031
و یه حمام خون ترکی گند زد به تمام فلسفه و عقیده‌اش

593
00:32:28,031 --> 00:32:31,159
و عقل و منطقش رو زیر این همه فشار
از دست داد

594
00:32:31,159 --> 00:32:35,998
خوش‌بینی‌اش، غرورش، ایمانش به سرشت نیک انسان‌ها

595
00:32:35,998 --> 00:32:38,959
خب، اون گفت که روز بدی داشته

596
00:32:38,959 --> 00:32:42,671
و الان که امید داره بتونه
،اوضاع رو راست‌وریس کنه

597
00:32:42,671 --> 00:32:44,923
تو باز میری بهش خیانت کنی

598
00:32:44,923 --> 00:32:47,301
واقعاً از این صحبت لذت نمیبرم

599
00:32:47,301 --> 00:32:51,513
برات یکم برقصم تا بیشتر لذت ببری؟

600
00:32:52,055 --> 00:32:55,267
خاله؟ -
بد نیست یکم توی دربار سرخوشی داشته باشیم -

601
00:32:55,267 --> 00:32:58,270
شاید بهتر باشه به همه‌مون دستور بده
یه روز برقصیم

602
00:32:58,270 --> 00:32:59,938
!چه محشر

603
00:32:59,938 --> 00:33:00,939
اونا دوستامن

604
00:33:00,939 --> 00:33:02,232
نمیتونم شاهد مرگشون باشم

605
00:33:02,232 --> 00:33:04,526
.و کاترین هم نمیتونه بیخیال بشه و آزادشون کنه
همه اینو میدونیم

606
00:33:04,526 --> 00:33:07,154
دوست‌های دیگه پیدا میکنی. مردم دوستت دارن

607
00:33:07,154 --> 00:33:08,655
اینو راست میگی

608
00:33:08,655 --> 00:33:10,574
فقط یکی مثل اون وجود داره

609
00:33:10,574 --> 00:33:12,034
آره

610
00:33:12,034 --> 00:33:14,161
،حالا که منظورم رو قاطعانه و قدرتمندانه رسوندم

611
00:33:14,161 --> 00:33:16,788
رقص‌کنان میرم و تو هم میتونی

612
00:33:16,788 --> 00:33:18,540
به هوش و ذکاوتم لبخند بزنی

613
00:33:18,540 --> 00:33:20,751
و شیرینی‌ای که بهت میدم رو بخوری

614
00:33:22,920 --> 00:33:24,171
هوم

615
00:33:24,171 --> 00:33:26,465
چه شیرینی ماکارون خوبی

616
00:33:26,465 --> 00:33:29,092
قربان؟
!اسب‌ها

617
00:33:31,303 --> 00:33:32,471
هوم

618
00:33:40,562 --> 00:33:42,481
میخوای بمونم؟ -
نه -

619
00:33:44,650 --> 00:33:47,486
ملکه -
کاتیا -

620
00:33:48,570 --> 00:33:52,908
پس باید یه فکری برای این زندانیا بردارم. نه؟

621
00:33:52,908 --> 00:33:55,160
فکر کردم داری میای عذرخواهی کنی

622
00:33:55,160 --> 00:33:56,870
.میخواستم

623
00:33:56,870 --> 00:34:00,082
فقط با خودم گفتم اول قضیه زندانیا رو مطرح کنم

624
00:34:01,416 --> 00:34:02,835
خب؟

625
00:34:02,835 --> 00:34:03,836
اوه

626
00:34:05,295 --> 00:34:07,172
آره، عذر میخوام

627
00:34:07,172 --> 00:34:08,632
برای چی؟

628
00:34:10,634 --> 00:34:12,177
که نکُشتمش

629
00:34:12,177 --> 00:34:13,804
که نتونستی بکشیش

630
00:34:13,804 --> 00:34:15,264
که نمیکُشمش

631
00:34:22,229 --> 00:34:23,522
ما عهدی بستیم

632
00:34:26,817 --> 00:34:29,444
عهد خونی روی این مبل

633
00:34:29,444 --> 00:34:31,947
و منم یکم به خاطر دیدن خون
غش کردم

634
00:34:31,947 --> 00:34:33,365
یادمه

635
00:34:37,035 --> 00:34:39,037
میشه یه راهی باهم پیدا کنیم؟

636
00:34:39,037 --> 00:34:40,622
سوال اینه

637
00:34:40,622 --> 00:34:42,124
اون مُرده؟

638
00:34:42,124 --> 00:34:43,792
ارلو -
پس نمیتونیم -

639
00:34:48,005 --> 00:34:52,134
خنده‌داره. من به خاطر تو
از زندان اون فرار کردم

640
00:34:52,134 --> 00:34:57,097
و بعد تو شادی‌کنان برگشتی سراغش

641
00:34:57,764 --> 00:35:00,559
فکر کردم تو قراره تغییر بزرگی ایجاد کنی

642
00:35:02,811 --> 00:35:07,191
ولی تو فقط یه بچه‌ی احمق عاشق‌پیشه‌ی کیرندیده‌ای

643
00:35:10,277 --> 00:35:12,196
داری کار رو سخت میکنی

644
00:35:12,196 --> 00:35:14,072
شاید فقط ناراحتم

645
00:35:15,240 --> 00:35:17,284
نقص‌هات رو ندیدم

646
00:35:19,453 --> 00:35:20,787
آره

647
00:35:22,789 --> 00:35:24,208
.و منم نقص‌های تو رو

648
00:35:25,667 --> 00:35:28,003
امروز خیلی چیزها رو پشت سر میذارم
و فراموش میکنم

649
00:35:30,547 --> 00:35:32,299
ظاهراً تو رو هم شامل میشه

650
00:35:49,483 --> 00:35:51,109
خوبی؟

651
00:35:52,611 --> 00:35:53,946
باورم نمیشه جورج بهش شلیک کرد

652
00:35:53,946 --> 00:35:57,199
آره. جورج فقط خودش رو نجات میده. جورجه دیگه

653
00:35:57,199 --> 00:35:58,742
!به زنم شلیک کرد

654
00:36:00,661 --> 00:36:02,788
!برین خونه‌تون، حیوونا

655
00:36:09,211 --> 00:36:11,129
واقعاً از امروز متنفرم

656
00:36:11,129 --> 00:36:13,590
،اگه خفه‌خون گرفته بودی
الان داشتیم توی آپارتمانت سکس میکردیم

657
00:36:13,590 --> 00:36:16,510
وقتی شوهرت با خوشحال داشت توی اتاق بغل
تیشله‌بازی میکرد

658
00:36:16,510 --> 00:36:19,179
میگی تقصیر منه؟ -
چون واقعاً تقصیر توئه -

659
00:36:19,179 --> 00:36:21,598
ببخشید. یکم زیاده‌روی کردم

660
00:36:21,598 --> 00:36:22,933
منم. ببخشید

661
00:36:24,059 --> 00:36:26,019
اگه تاتیانا بمیره چی؟

662
00:36:26,854 --> 00:36:29,731
بچه‌هام واقعاً روی مخن. نمیخوام مجبور بشم
خودم بزرگشون کنم

663
00:36:29,731 --> 00:36:30,816
!تاثیرگذار بود

664
00:36:38,866 --> 00:36:40,909
یه اسب بردارین، کسکشا

665
00:36:42,035 --> 00:36:43,328
!هاها

666
00:36:48,792 --> 00:36:50,794
!پیتر، پیتر -
هاها -

667
00:36:55,007 --> 00:36:57,509
ماریال، بریم -
نمیتونم -

668
00:36:57,509 --> 00:36:59,178
فکر نکنم منو بکشه

669
00:36:59,178 --> 00:37:02,055
واقعاً میخوای ریسک کنی؟ -
یه جورایی؟ -

670
00:37:02,055 --> 00:37:04,099
ماریال، خواهش میکنم
!منو که میکُشه

671
00:37:04,099 --> 00:37:06,476
ولی اگه فرار کنم، این ثابت نمیکنه که من با تو هستم؟

672
00:37:06,476 --> 00:37:07,686
خب، هستی. نیستی؟

673
00:37:11,607 --> 00:37:14,735
داروی خواب خیلی قوی

674
00:37:14,735 --> 00:37:15,819
این یکی؟

675
00:37:15,819 --> 00:37:18,739
حتی اگه با اتوی داغ هم
صورتت رو بسوزونم، از خواب بیدار نمیشی

676
00:37:18,739 --> 00:37:22,451
.اگه فراموشی باشه که عالی میشه
فقط یکم زمان میخوام

677
00:37:29,917 --> 00:37:33,086
پیتر با زندانیا به جنگل فرار کرده

678
00:37:33,086 --> 00:37:35,376
طبیعتاً داریم تعقیبشون میکنیم

679
00:37:35,576 --> 00:37:36,798
و پیداشون میکنیم

680
00:37:40,052 --> 00:37:41,720
نکنین

681
00:37:41,720 --> 00:37:43,263
چی؟

682
00:37:43,263 --> 00:37:44,932
بذار فرار کنن

683
00:37:45,849 --> 00:37:47,351
هر چی شما میگی

684
00:37:49,561 --> 00:37:52,064
"تاوان عشق اندوهه"

685
00:37:52,064 --> 00:37:54,316
زنم قبلاً اینو میگفت

686
00:37:55,067 --> 00:37:57,152
اول فکر میکردم منظورش منه

687
00:37:57,152 --> 00:37:59,947
ولی الان میفهمم که منظورش کلی بوده

688
00:37:59,947 --> 00:38:03,951
اکثر حمله‌هاش بیشتر فیزیکی بودن تا استعاره‌وار

689
00:38:04,660 --> 00:38:05,827
آره

690
00:38:07,788 --> 00:38:09,623
راست میگفت

691
00:38:10,999 --> 00:38:12,376
توی کمدی

692
00:38:20,384 --> 00:38:21,927
،اگه وقتی دیدمت

693
00:38:21,927 --> 00:38:24,388
با چاقوم بهت حمله میکردم، تو منو میکُشتی؟

694
00:38:24,388 --> 00:38:27,474
.بقا در نهایت آخرین غریزه‌مونه
اینو نمیشه زیر سوال برد

695
00:38:27,474 --> 00:38:31,395
همینطور که من پنج‌بار منو چاقو زدی، زیر سوال نمیبرم

696
00:38:31,395 --> 00:38:32,563
پوگاچف" رو زدم"

697
00:38:32,563 --> 00:38:34,231
خب، فکر کردی منم

698
00:38:35,357 --> 00:38:37,484
آره -
خب، این آدم رو شوکه میکنه -

699
00:38:38,402 --> 00:38:40,112
چطور میتونیم به هم اعتماد کنیم؟

700
00:38:40,112 --> 00:38:41,738
با ایمان

701
00:38:41,738 --> 00:38:43,574
چه جواب مسخره‌ای -
موافقم -

702
00:38:55,460 --> 00:38:57,087
پس نقشه اینه

703
00:38:57,087 --> 00:39:00,841
مرین و یه جا برای زندگی‌کردن پیدا میکنین و
بهم اطلاع بدین کجایین

704
00:39:00,841 --> 00:39:03,051
و باز دوباره تو رو بخشید

705
00:39:03,051 --> 00:39:04,553
آره، نقشه همینه

706
00:39:04,553 --> 00:39:08,724
با این عشق عمیقی که داره، همه کارها رو
انجام میده

707
00:39:08,724 --> 00:39:12,895
و تو هم هر غلطی که میخوای میکنی

708
00:39:12,895 --> 00:39:14,106
ماریال، داری داد میزنی

709
00:39:14,306 --> 00:39:16,148
گه نخور، بانوی آداب

710
00:39:16,148 --> 00:39:18,317
تقصیر اونه، نه من

711
00:39:18,317 --> 00:39:20,944
!مادر زنت رو نکن

712
00:39:20,944 --> 00:39:22,613
آخه کدوم خریه که باید اینو بهش گفت؟

713
00:39:22,613 --> 00:39:24,239
قانون خوبیه. موافقم

714
00:39:24,239 --> 00:39:26,283
هر موقع به صلاحت باشه، ولش میکنی

715
00:39:26,283 --> 00:39:28,160
وقتی از این قضیه مطلع بشه، چی میشه؟

716
00:39:28,160 --> 00:39:30,579
...خب، اون

717
00:39:35,250 --> 00:39:36,710
ناراحت میشه

718
00:39:37,878 --> 00:39:39,213
تنها

719
00:39:40,255 --> 00:39:41,465
خب، بالاخره میریم یا...؟

720
00:39:41,465 --> 00:39:44,092
فقط...ساکت باش

721
00:39:45,594 --> 00:39:47,012
!چقدر کسشر

722
00:39:47,596 --> 00:39:49,014
وفاداریت به ما چی شد؟

723
00:39:49,014 --> 00:39:51,266
باید به خاطر عشق ریسک کنم

724
00:39:51,266 --> 00:39:54,394
ولی البته خودت رو نه

725
00:39:54,394 --> 00:39:56,146
این واقعاً کسشره

726
00:39:56,146 --> 00:39:57,564
مشکلیه، آرکیدی؟

727
00:39:57,564 --> 00:39:59,024
اوه، آره، مشکلیه

728
00:39:59,024 --> 00:40:03,403
ما همیشه بهت وفادار بودیم
و تو به خاطر اون به ما پشت کردی

729
00:40:03,403 --> 00:40:05,322
از لحنت خوشم نمیاد

730
00:40:05,322 --> 00:40:09,368
تو شکم زنم تیر خورده
و تو داری منو برمیگردونی که بمیرم

731
00:40:09,368 --> 00:40:11,203
الان واقعاً داری داد میزنی

732
00:40:11,203 --> 00:40:13,288
!اسمولنی

733
00:40:15,791 --> 00:40:17,167
فرار نمیکردم

734
00:40:17,167 --> 00:40:19,419
یه خار بته تو مسیر بود که میخواستم
بهش نخورم

735
00:40:19,419 --> 00:40:21,171
مانند زدم L یه حرکت

736
00:40:21,171 --> 00:40:23,966
برگرد سر جات، آرکیدی

737
00:40:28,929 --> 00:40:30,722
شاید لازم باشه حمل بشم

738
00:40:55,330 --> 00:40:57,082
تو

739
00:40:57,082 --> 00:40:58,292
من

740
00:40:59,459 --> 00:41:01,128
فکر کردم رفتی

741
00:41:01,328 --> 00:41:02,838
نه، نکردی

742
00:41:09,178 --> 00:41:10,762
طبق تصمیمت زندگی میکنم

743
00:41:10,762 --> 00:41:14,474
که اینطور...جتی اگه همشون رو بکشم؟

744
00:41:14,474 --> 00:41:18,353
آره، ولی نمیتونم قول بدم که
چه حسی بهم دست میده

745
00:41:18,353 --> 00:41:20,564
اگه مجبور باشم جسد گریگور رو
توی قبر بذارم

746
00:41:20,564 --> 00:41:23,131
وقتی بارون شدید میاد و وقتی دارم
،لب آبی سردش رو می‌بوسم

747
00:41:23,331 --> 00:41:26,111
سیل اشک‌هام رو میشوره و میبره

748
00:41:26,111 --> 00:41:27,487
این تهدید بود؟

749
00:41:27,487 --> 00:41:30,449
بیشتر داشتم به صورت سوزناکی
برات توصیف میکردم که چقدر ناراحت میشم

750
00:41:30,449 --> 00:41:32,367
تا روت تاثیر بذاره و از جونش بگذری

751
00:41:33,243 --> 00:41:37,289
منظور این که در نهایت توی این ماجرا
کنار تو می‌ایستم

752
00:41:40,250 --> 00:41:41,668
اگه تو بودی، چیکار میکردی؟

753
00:41:41,668 --> 00:41:44,963
همشون رو میکُشتم و
بعد میذاشتم خرس‌ها گوشتشون رو بخورن

754
00:41:44,963 --> 00:41:47,633
و بعد اسب‌های کوچولوی سوغاتی
از استخون‌هاشون میساختم و

755
00:41:47,633 --> 00:41:49,843
به دربار هدیه میدادم

756
00:41:49,843 --> 00:41:51,303
آره

757
00:41:51,929 --> 00:41:53,597
!زیبا بود

758
00:41:56,725 --> 00:42:01,522
نه من دلیلی دارم بهشون اعتماد کنم و
نه اونا دلیلی دارن بهم وفادار باشن

759
00:42:03,232 --> 00:42:05,859
خب، تو باهوشی. مطمئنم دلیلی پیدا میکنی

760
00:42:06,652 --> 00:42:09,112
موافقم

761
00:42:11,198 --> 00:42:12,950
!آخ

762
00:42:15,285 --> 00:42:18,539
همین حالا بلند شو

763
00:42:18,539 --> 00:42:21,959
ممکنه دل و روده‌اش بریزه بیرون اگه بلند بشه -
واقعاً؟ -

764
00:42:21,959 --> 00:42:23,836
یا بلند میشی یا "گلوله یا خرس" انجام میدی

765
00:42:24,920 --> 00:42:26,755
پس خوب دل و روده‌ات رو بچسب

766
00:42:39,101 --> 00:42:40,185
چه خبره؟

767
00:42:55,200 --> 00:42:57,995
شامپاین با یه تیکه لیمو برای تو

768
00:42:57,995 --> 00:43:00,831
و یه نوشیدنی "نگرونی" با تیکه‌های پنیر توش برای تو

769
00:43:00,831 --> 00:43:04,084
...چطور تو -
یه ملکه باید مردمش رو بشناسه -

770
00:43:04,084 --> 00:43:07,462
میخوای ما رو بکشی؟ -
نه، آرکیدی -

771
00:43:07,462 --> 00:43:11,049
شما خودتون، خودتون رو با فعالیت علیه من

772
00:43:11,049 --> 00:43:13,090
و یتیم کردن بچه‌هاتون و تبدیل کردن اونا

773
00:43:13,094 --> 00:43:16,013
به آدم‌های مطرود و هدف این و اون
واسه باقی عمرشون، میکُشید

774
00:43:16,013 --> 00:43:18,891
خیلی بدم میاد وقتی یه زن مسئول باشه -
واقعاً، آرکیدی؟ -

775
00:43:18,891 --> 00:43:22,436
زخم چرک‌کرده‌ی شکمم نشون نمیده که
داریم برای جون‌مون دست و پنجه میزنیم

776
00:43:22,436 --> 00:43:24,479
و اون میخواد یه راه حل پیش رومون بذاره؟

777
00:43:24,479 --> 00:43:26,815
قراردادهای پشم برای لباس‌های ارتش رو میخوای؟

778
00:43:26,815 --> 00:43:28,775
آره. معلومه

779
00:43:28,775 --> 00:43:32,571
چندساله از پیتر اینو میخوام ولی
ولمنتوف بهم اجازه نمیده

780
00:43:32,571 --> 00:43:33,989
من بهت اجازه میدم

781
00:43:33,989 --> 00:43:37,326
و تاتیانا، اگه ملکه باهات دوست بشه و

782
00:43:37,326 --> 00:43:40,662
به یه شیوه‌ی عمومی برای صرف چای
به خونه‌ات بیام چی؟

783
00:43:40,662 --> 00:43:43,457
اون جنده‌ها از حسودی میمیرن

784
00:43:43,457 --> 00:43:47,252
روش بدی برای مُردنه ولی
"نه به بدی "گلوله یا خرس

785
00:43:48,295 --> 00:43:51,798
حالا اونجور که من متوجه شدم، زمین ییلاقی محشری دارین

786
00:43:51,798 --> 00:43:53,300
...زیباست. باید

787
00:43:53,300 --> 00:43:56,094
بسوزونینش و همه برده‌هاتون رو آزاد کنین؟

788
00:43:56,094 --> 00:43:58,055
افرادی فرستادم که همین کارو کنن

789
00:43:58,055 --> 00:44:01,391
لامصب -
و بعد توی دربار به فروش گذاشته میشه -

790
00:44:01,391 --> 00:44:04,394
آرکیدی، تو الان به "تالار سبز" میری و نوشیدنی میخوری

791
00:44:04,394 --> 00:44:06,855
نگهبانا میان و اونقدر جلوی همه تو تخمات میزنن که

792
00:44:06,855 --> 00:44:09,233
خون بشاشی. مفهومه؟

793
00:44:11,193 --> 00:44:13,403
باید واسه این قسمت بعدی زانو بزنین

794
00:44:25,499 --> 00:44:26,667
شراب؟

795
00:44:27,626 --> 00:44:28,794
با کمال میل

796
00:44:34,132 --> 00:44:36,760
گریگور، من همیشه ازت خوشم میومد

797
00:44:38,011 --> 00:44:40,681
تو هم مثل من، یه آدم اشتباهی رو دوست داری

798
00:44:40,681 --> 00:44:42,140
نمیتونم این ایراد رو ازت بگیرم

799
00:44:42,140 --> 00:44:43,934
پس منو نمیکشی؟

800
00:44:43,934 --> 00:44:46,770
طبیعتاً اگه مجبور بشم، میکُشم ولی نمیخوام

801
00:44:46,770 --> 00:44:47,896
تو چی میخوای؟

802
00:44:49,147 --> 00:44:50,315
...من -
من بهت میگم -

803
00:44:50,315 --> 00:44:53,652
میخوای عشق بورزی و بهت عشق ورزیده بشه

804
00:44:53,652 --> 00:44:55,445
آره

805
00:44:55,445 --> 00:44:57,573
پیتر منو چه‌جوری دوست داره؟

806
00:44:57,573 --> 00:44:59,366
جوری که هیچکس رو دوست نداشته

807
00:44:59,366 --> 00:45:00,864
پس خوشحالش میکنم

808
00:45:01,064 --> 00:45:03,537
پس کینه‌ای بین ما نیست

809
00:45:05,372 --> 00:45:08,375
نه. نیست

810
00:45:10,127 --> 00:45:11,420
وفادار باش

811
00:45:18,427 --> 00:45:21,471
حالا برو توی "تالار سبز" پیش آرکیدی

812
00:45:42,701 --> 00:45:47,873
بهتره با جمله‌ی "خیلی معذرت میخوام" شروع کنی، لامصب

813
00:45:47,873 --> 00:45:49,333
بشین

814
00:45:54,755 --> 00:45:56,381
به نظر مضطربی

815
00:45:56,381 --> 00:45:59,384
آزادی. نه گلوله‌ای در کاره نه خرسی

816
00:45:59,384 --> 00:46:00,844
نه که خیلی میتونی منو بکشی

817
00:46:00,844 --> 00:46:04,973
مادرم در مورد خیلی چیزها اشتباه میکرد
ولی نه در مورد تو

818
00:46:06,058 --> 00:46:07,893
من و تو دیگه دوست نیستیم

819
00:46:07,893 --> 00:46:10,270
میتونی توی دربار بمونی ولی دوستیمون تموم شده

820
00:46:10,270 --> 00:46:12,689
کاترین، داری خودتو لوس میکنی

821
00:46:13,315 --> 00:46:14,691
فکر نکنم

822
00:46:14,691 --> 00:46:17,110
من وفادارترین دوستی هستم که اینجا داری

823
00:46:17,110 --> 00:46:20,864
ما هم رو دوست داریم
و سر همه‌چیز هم رو میبخشیم

824
00:46:20,864 --> 00:46:22,574
تو یه انتخاب داشتی

825
00:46:22,574 --> 00:46:26,161
که فوراً بهم بگی یا اصلاً نگی

826
00:46:26,161 --> 00:46:29,206
اینا تنها گزینه‌های روی میز برای یه دوست هستن

827
00:46:29,206 --> 00:46:29,831
...خب

828
00:46:30,031 --> 00:46:34,336
هیچکدوم رو انتخاب نکردی
و من در مورد پیتر باهات روراست بودم

829
00:46:34,336 --> 00:46:37,089
ولی تو در مورد گریگور هیچی نگفتی

830
00:46:37,089 --> 00:46:40,133
من دوستی میخوام که اعتماد داشته باشم
هردومون باهم روراستیم

831
00:46:40,133 --> 00:46:41,593
متوجهم

832
00:46:42,344 --> 00:46:43,382
.میتونم اینکارو کنم

833
00:46:43,582 --> 00:46:46,473
ماهیت دوستیمون رو اشتباه متوجه شدم

834
00:46:46,473 --> 00:46:47,933
گمونم به خاطر تربیت متفاوته

835
00:46:47,933 --> 00:46:50,853
میتونی بری -
ولی عاشق این نظرت در مورد روراستیم -

836
00:46:50,853 --> 00:46:52,896
اگه میدونستم، از خیلی درد و ناراحتی نجاتم میداد

837
00:46:52,896 --> 00:46:54,731
میتونی بری

838
00:46:56,400 --> 00:46:59,236
پس اون رو میبخشی، ولی من رو نه

839
00:46:59,236 --> 00:47:01,780
اون تقدیر منه

840
00:47:01,780 --> 00:47:03,782
تو انتخاب منی

841
00:47:04,658 --> 00:47:08,245
چه مختصر...و کسشر

842
00:47:08,245 --> 00:47:10,080
یا خودت برو یا به زور میبرنت

843
00:47:27,723 --> 00:47:29,766
به نظرم شما دوتا محکوم به فنایین

844
00:47:29,766 --> 00:47:34,229
و دست آخر دچار سختی، درد و فقدان عمیق میشین

845
00:47:34,229 --> 00:47:35,689
تو هم به نظر کسخلی

846
00:47:35,689 --> 00:47:38,525
ولی میتونم شما رو از قید گذشته جدا کنم

847
00:47:38,525 --> 00:47:39,887
عالی میشه

848
00:47:40,087 --> 00:47:41,653
چطور اینکارو میکنی؟

849
00:47:41,653 --> 00:47:43,822
علم

850
00:47:58,670 --> 00:48:01,757
یه چیزی حس میکنم

851
00:48:01,757 --> 00:48:02,841
منم

852
00:48:10,140 --> 00:48:11,683
!چه گذشته خشنی

853
00:48:15,270 --> 00:48:17,105
بعد یه آهو صدای خش‌خش در آورد

854
00:48:17,105 --> 00:48:19,942
و بعد وقتی که به بوته‌های سخت برخورد میکنن
صدای خردشدن کوچیکی راه میندازن

855
00:48:19,942 --> 00:48:21,693
شکار یعنی گوش دادن

856
00:48:21,693 --> 00:48:23,820
برای همینم اینقدر شکارت بده

857
00:48:25,155 --> 00:48:27,074
مادرت زبون درازی داره، پاول

858
00:48:27,074 --> 00:48:30,661
مثل من، وقتی زبونم درگیر زیرکی یا روی کُسه

859
00:48:30,661 --> 00:48:33,497
فکر نکنم خوب باشه جلوی پاول
اینجوری صحبت کنیم

860
00:48:33,497 --> 00:48:37,543
،اگه واقعیت ازش مخفی نشه
میتونه واقعیت رو تحت سلطه در بیاره

861
00:48:47,803 --> 00:48:49,388
میشه همه‌چیز رو فراموش کنیم؟

862
00:48:50,806 --> 00:48:53,851
قبلاً عادت داشتم صبح از خواب بلند بشم
و همه‌چیزِ روز قبل رو فراموش کنم

863
00:48:53,851 --> 00:48:56,019
اینکه کی رو کردم، کی رو کشتم، چی رو شکار کردیم

864
00:48:56,603 --> 00:48:58,146
چی رو خوردی؟

865
00:48:58,146 --> 00:48:59,690
.اون رو هیچوقت

866
00:48:59,690 --> 00:49:03,193
هر روز عمرم تک‌تک وعده‌های غذام رو یادم میمونه

867
00:49:06,363 --> 00:49:08,574
هفت ژوئن 1756

868
00:49:10,534 --> 00:49:13,620
فلان لینگون‌بری، موس قهوه

869
00:49:13,620 --> 00:49:17,165
و کارپاچیوی گوشت بچه گوزن که توی جنگل پیش روم
قاچ شده

870
00:49:17,165 --> 00:49:21,003
و با آب انار معطر شده و وقتی گرمه
توی دهنم انداختمش

871
00:49:21,003 --> 00:49:24,214
دوازده آگوست 1762

872
00:49:24,214 --> 00:49:25,883
آنفولانزا داشتم

873
00:49:25,883 --> 00:49:28,760
فقط میتونستم سوپ مرغ بخورم و
با این وجود، روز اول فصل گردو بود

874
00:49:28,760 --> 00:49:30,512
و بوش میومد

875
00:49:30,512 --> 00:49:34,183
بوی پوسته‌ی شیری و نم‌شون
دور کاخ پیچیده بود

876
00:49:41,356 --> 00:49:42,441
فکر کردم صدای آهو شنیدم

877
00:49:44,026 --> 00:49:46,195
نه، هیچ صدایی نمیومد

878
00:49:46,195 --> 00:49:50,616
شاید یه خرگوش یا خوک بود
ولی در هر صورت شلیکت خیلی ارتفاع داشت

879
00:50:08,050 --> 00:50:09,760
هیچی جز حال نیست

880
00:50:10,761 --> 00:50:14,306
چی؟ -
شاید تنها راه ما همینه -

881
00:50:14,306 --> 00:50:16,058
هیچی جز حال نیست

882
00:50:17,184 --> 00:50:20,729
هیچوقت گذشته یا آینده‌ای در کار نبوده

883
00:50:22,773 --> 00:50:25,442
الان که به تو نگاه میکنم

884
00:50:26,485 --> 00:50:28,445
...و دستت رو لمس میکنم

885
00:50:29,780 --> 00:50:31,073
خوشحالم

886
00:50:33,283 --> 00:50:34,618
منم

887
00:51:25,497 --> 00:51:29,130
:مترجم
Ali EmJay

888
00:51:29,154 --> 00:51:41,154
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

