1
00:00:08,580 --> 00:00:14,580
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:15,682 --> 00:00:18,558
‫‌جفت‌گیری کردن؟

3
00:00:19,728 --> 00:00:21,104
‫مایه‌ تاسفه

4
00:00:24,358 --> 00:00:25,243
‫چه غلطی بکنم؟

5
00:00:25,267 --> 00:00:26,151
‫چه غلطی بکنم؟

6
00:00:26,151 --> 00:00:27,036
‫چه غلطی بکنم؟

7
00:00:27,060 --> 00:00:27,945
‫چه غلطی بکنم؟

8
00:00:27,945 --> 00:00:29,488
‫چه غلطی بکنم؟

9
00:00:29,488 --> 00:00:30,748
‫چه غلطی بکنم؟

10
00:00:30,772 --> 00:00:32,031
‫چه غلطی بکنم؟

11
00:00:32,031 --> 00:00:33,867
‫بنظرم سوالت استفهام انکاریه، ولی اگر نیست...

12
00:00:33,867 --> 00:00:36,620
‫داری دیوانه‌وار راه میری و زیر لب حرف می‌زنی

13
00:00:37,454 --> 00:00:39,414
‫قراره امروز چه غلطی بکنم؟

14
00:00:39,414 --> 00:00:42,167
‫امروز، قراره صدای بی‌صدایان باشی

15
00:00:42,167 --> 00:00:45,504
‫آدم هرگز نباید به رعیت‌هاش گوش بده
‫معلوم نیست چی ممکنه بگن

16
00:00:45,504 --> 00:00:47,339
‫من دلم می‌خواد حرفاشون رو بشنوم

17
00:00:47,339 --> 00:00:49,883
‫نه نمی‌خوای. یه کلاهیه که سر خودت گذاشتی

18
00:00:49,883 --> 00:00:53,345
‫بعد از اینکه اون آمریکایی
‫با اون کت موذی‌ش و اون کیر موذی‌ش

19
00:00:53,345 --> 00:00:56,849
‫و اون حیله‌ی موذیانه‌ش
‫توی کُست زمزمه کرد "ما مردم"

20
00:00:56,849 --> 00:01:00,519
‫اینا باورهای کوفتی خودمه
‫و مردم رو با خودم میارم

21
00:01:00,519 --> 00:01:04,022
‫و برای این‌کار، باید بهشون گوش بدم
‫حرفاشون رو بشنوم، بهشون احترام بذارم...

22
00:01:04,022 --> 00:01:06,984
‫کاترین، به اونا دروغ بگو
‫به خودت دروغ بگو، ولی به من نگو

23
00:01:06,984 --> 00:01:08,986
‫تنها زمانی که یک حاکم
‫باید به رعیت‌هاش گوش بده

24
00:01:08,986 --> 00:01:11,029
‫وقتیه که موقع شکنجه شدن
‫دارن فریاد می‌کشن

25
00:01:11,029 --> 00:01:12,614
‫درحال پرستش اسمت رو به زبون میارن

26
00:01:12,614 --> 00:01:16,535
‫یا از روی قدردانی اسمت رو زمزمه می‌کنن
‫درحالیکه داری کُس‌شون رو می‌خوری

27
00:01:16,535 --> 00:01:19,162
‫- واقعاً کمک‌حالمی
‫- همم. مثل همیشه

28
00:01:19,162 --> 00:01:21,373
‫- طعنه زدم
‫- بنظر من که اینطور نبود

29
00:01:22,624 --> 00:01:24,084
‫خب نرو کنفرانس

30
00:01:24,960 --> 00:01:27,254
‫رعیت‌ها، تاجرها، نجیب‌زاده‌ها

31
00:01:27,254 --> 00:01:30,507
‫به نمایندگی از تمام روسیه جمع شدن

32
00:01:30,507 --> 00:01:32,926
‫نمی‌تونم نرم...

33
00:01:32,926 --> 00:01:38,223
‫فقط بخاطر اینکه ممکنه
‫یه شکست وحشتناک باشه که نابودم می‌کنه

34
00:01:38,223 --> 00:01:40,434
‫تو ملکه‌ای

35
00:01:40,434 --> 00:01:42,769
‫کافیه بگی "نظرم عوض شد"

36
00:01:42,769 --> 00:01:44,688
‫"به‌جاش، قراره همه‌مون بریم شکار سگ آبی"

37
00:01:46,273 --> 00:01:48,108
‫تو بدترین فرمانروای ممکنی

38
00:01:48,108 --> 00:01:50,736
‫مثل کسی حرف می‌زنی
‫که هرگز لذت و جمع خوش ناشی از

39
00:01:50,736 --> 00:01:52,237
‫شکار سگ‌آبی رو تجربه نکرده

40
00:01:52,237 --> 00:01:53,363
‫همم؟

41
00:01:58,827 --> 00:02:00,954
‫همه‌چی درست میشه

42
00:02:03,999 --> 00:02:06,210
‫اوه، خوشحالم نکشتمت

43
00:02:06,210 --> 00:02:09,338
‫- منم همینطور
‫- خدایا، راستش واقعاً هیجان‌ زده‌م

44
00:02:09,338 --> 00:02:12,132
‫بزرگ‌ترین روز فرمانروایی منه

45
00:02:12,132 --> 00:02:13,175
‫دیوونه شدی

46
00:02:13,175 --> 00:02:17,179
‫که نتیجه گرفتیم چیز خوبیه

47
00:02:22,100 --> 00:02:25,187
‫ناکاز: ایده‌ها و افکار برای کنفرانسی

48
00:02:25,187 --> 00:02:27,397
‫در جهت دسته‌ قوانین و روش‌های

49
00:02:27,397 --> 00:02:29,983
‫حکومت بر روسیه‌ای جدید

50
00:02:29,983 --> 00:02:32,778
‫- خب، چه عنوان جذابی
‫- بنظر منم همینطوره

51
00:02:32,778 --> 00:02:34,947
‫- طعنه زدم
‫- بنظر من که اینطور نبود

52
00:02:37,199 --> 00:02:38,242
‫چیه؟

53
00:02:38,242 --> 00:02:40,702
‫لیست چیزهایی که می‌خواستم
‫در زمان فرمانرواییم انجام بدم

54
00:02:40,702 --> 00:02:42,788
‫می‌تونی به اهدافت اضاف کنی

55
00:02:42,788 --> 00:02:44,498
‫عه!

56
00:02:44,498 --> 00:02:46,416
‫"یک میمون برای هر روستا"

57
00:02:47,584 --> 00:02:50,170
‫"اسم تمشک وحشی رو بذاریم تمشک پیتر"

58
00:02:51,171 --> 00:02:53,423
‫"باید از تمام حیوانات کارپاچیو بسازیم"

59
00:02:53,423 --> 00:02:56,134
‫"و بهترین غذا رو غذای ملی اعلام کنیم"

60
00:02:58,220 --> 00:02:59,388
‫واقعاً که آینده‌نگری

61
00:02:59,388 --> 00:03:02,182
‫چرا هرموقع بدون خبر دادن میام داخل
‫هیچوقت مشغول بچه درست کردن نیستین؟

62
00:03:02,182 --> 00:03:04,184
‫واقعاً داره میره روی اعصابم

63
00:03:04,184 --> 00:03:06,854
‫- برای بزرگ‌ترین روزمون آماده‌ای؟
‫- اوه!

64
00:03:06,854 --> 00:03:08,772
‫- خدایا
‫- حالت خوبه؟

65
00:03:08,772 --> 00:03:11,692
‫برگشتم به اتاق قدیمی پیتر کبیر

66
00:03:11,692 --> 00:03:14,027
‫- واقعاً...
‫- آره، خونه‌ی جدیدمونه

67
00:03:14,027 --> 00:03:16,196
‫قراره امشب با نوشیدنی
‫بابتش جشن بگیریم

68
00:03:16,196 --> 00:03:18,073
‫اوه، یه عالمه خاطرات یادم اومد

69
00:03:18,073 --> 00:03:19,908
‫که منو چسبوند دم اون دیوار

70
00:03:19,908 --> 00:03:21,702
‫اوه، چهار دست‌و‌پا روی این قالیچه

71
00:03:21,702 --> 00:03:23,662
‫- اوه گندش بزنن
‫- اوه!

72
00:03:23,662 --> 00:03:25,372
‫اوه، تخت رو عوض کردین

73
00:03:25,372 --> 00:03:27,332
‫بعد از بلایی که سر قبلی آوردیم
‫فکر خوبیه

74
00:03:27,332 --> 00:03:29,585
‫- واقعاً نیاز نداریم...
‫- اوه، و همین‌جا

75
00:03:29,585 --> 00:03:31,962
‫منو روی صورتش بلند کرده بود

76
00:03:31,962 --> 00:03:34,381
‫درحالی‌که داشت زبونش رو...

77
00:03:37,259 --> 00:03:38,677
‫- داره...
‫- آبت میاد؟

78
00:03:38,677 --> 00:03:40,387
‫نفسم...

79
00:03:40,387 --> 00:03:42,097
‫بالا نمیاد!

80
00:03:42,097 --> 00:03:43,140
‫اوه!

81
00:03:54,234 --> 00:03:55,485
‫بنظر میاد بهتر شده

82
00:03:55,485 --> 00:04:00,157
‫کرم. ترکیب فوق‌ العاده‌ای
‫از طبیعت و علم

83
00:04:00,157 --> 00:04:03,035
‫بعلاوه، همراه جکر چرب
‫با مشروب خیلی خوشمزه میشه

84
00:04:03,035 --> 00:04:05,494
‫از وقتی محلولی که بهم دادی رو خوردم

85
00:04:05,494 --> 00:04:07,705
‫دست راستم فلج شده

86
00:04:09,208 --> 00:04:10,751
‫اوه، گندش بزنن

87
00:04:12,419 --> 00:04:14,671
‫باید کم‌کم روشون برچسب بزنم

88
00:04:14,671 --> 00:04:16,590
‫اشتباهی دادم، شرمنده

89
00:04:17,966 --> 00:04:19,676
‫- خوب میشه
‫- کی؟

90
00:04:19,676 --> 00:04:22,429
‫خب، بدن انسان پر از رمز و رازه
‫پس نمی‌تونم زمانی بهت بدم

91
00:04:22,429 --> 00:04:24,848
‫ولی می‌تونی چیزی بهم بدی
‫که فلجم کنه

92
00:04:24,848 --> 00:04:29,102
‫خب، پزشکی هنره، نه علم

93
00:04:29,102 --> 00:04:31,480
‫ولی مدام بهش میگی علم پزشکی

94
00:04:31,480 --> 00:04:33,482
‫هدفش از این کارا چیه؟

95
00:04:34,191 --> 00:04:37,236
‫رعیت‌ها اومدن اینجا. رعیت‌های کوفتی

96
00:04:37,236 --> 00:04:38,946
‫بنظرت هیجان انگیز نیست؟

97
00:04:38,946 --> 00:04:42,324
‫جمع کردن نماینده‌هایی
‫از تمام طبقات، تمام مناطق

98
00:04:42,324 --> 00:04:44,076
‫آدم رو هیجان‌زده می‌کنه

99
00:04:44,076 --> 00:04:48,080
‫نه، موافق نیستم. بنظر من حماقته

100
00:04:48,080 --> 00:04:49,957
‫چون تغییر هرگز به نفع نجیب‌ زاده‌ها نیست

101
00:04:49,957 --> 00:04:50,999
‫هرگز

102
00:04:57,756 --> 00:04:59,883
‫خدایا

103
00:04:59,883 --> 00:05:01,510
‫سیمیتز کوفتی!

104
00:05:02,678 --> 00:05:03,929
‫توی حیاطه!

105
00:05:04,680 --> 00:05:06,223
‫چی...؟

106
00:05:13,438 --> 00:05:17,276
‫برابری شهروندان عبارت است
‫ از این‌که همه‌شون باید

107
00:05:17,276 --> 00:05:18,986
‫پیرو قوانین مشابهی باشن

108
00:05:18,986 --> 00:05:20,779
‫همم. رعایا!

109
00:05:20,779 --> 00:05:23,073
‫به آینده خوش آمدید

110
00:05:23,073 --> 00:05:25,784
‫امیدوارم از خوندن "ناکاز" لذت برده باشین

111
00:05:25,784 --> 00:05:28,161
‫خیلی هیجان‌ زده‌م که اینجایید

112
00:05:28,161 --> 00:05:31,373
‫از سراسر کشور جمع شدید
‫تا تجربه‌ی رعیت بودن رو به همراه بیارید

113
00:05:31,373 --> 00:05:33,375
‫تا این روسیه‌ی جدید رو بسازیم

114
00:05:33,375 --> 00:05:37,004
‫خب، اجازه بدید
‫که برای اولین بار صداتون شنیده بشه

115
00:05:37,004 --> 00:05:39,839
‫و با تمام قدرت حرفتون رو بزنید!

116
00:05:44,553 --> 00:05:45,971
‫روز بزرگی در انتظارمونه

117
00:05:46,847 --> 00:05:48,223
‫اونجا می‌بینمتون

118
00:05:51,059 --> 00:05:53,061
‫- اون کی بود؟
‫- نمی‌دونم

119
00:05:53,061 --> 00:05:54,563
‫قراره ما رو بکشن، مگه نه؟

120
00:05:54,563 --> 00:05:56,773
‫نه اگر هرکاری میگن بکنیم

121
00:05:56,773 --> 00:05:58,483
‫ممکنه برای سرگرمی بکشن

122
00:05:59,443 --> 00:06:01,445
‫حداقل تونستیم قصر رو ببینیم

123
00:06:01,445 --> 00:06:02,905
‫روز بزرگیه، ملکه

124
00:06:02,905 --> 00:06:04,531
‫دقیقاً، آرچی

125
00:06:04,531 --> 00:06:07,784
‫با رعیت‌ها صحبت کنم
‫بهشون بگم خدا همراه اوناست؟

126
00:06:07,784 --> 00:06:11,246
‫خودم حرف زدم
‫و بهشون توصیه کردم که بلند و راحت

127
00:06:11,246 --> 00:06:12,915
‫افکار و خواسته‌هاشون رو بگن

128
00:06:12,915 --> 00:06:14,750
‫می‌خوام حرف‌های واقعی‌شون رو بشنوم

129
00:06:14,750 --> 00:06:16,126
‫تدبیر جالبیه

130
00:06:16,126 --> 00:06:18,670
‫حالا که حرف از تدبیر شد
‫میشه توصیه کنم

131
00:06:18,670 --> 00:06:21,089
‫امروز "چه وقتی" مهم‌تر از "چه چیزهایی"ـه؟

132
00:06:21,089 --> 00:06:23,008
‫- فهمیدم
‫- یه چیز آسون

133
00:06:23,008 --> 00:06:25,594
‫تا چند ماه دیگه که تمام شد
‫به مناطق خودشون برمی‌گردن

134
00:06:25,594 --> 00:06:28,305
‫با این احساس که سهمی
‫در این روسیه‌ی جدید دارن

135
00:06:28,305 --> 00:06:29,848
‫که در ساختنش نقشی داشتن

136
00:06:29,848 --> 00:06:32,017
‫و بعد تغییر حاصل میشه

137
00:06:39,483 --> 00:06:41,443
‫هی، سه تا نوک سینه داری

138
00:06:41,443 --> 00:06:43,529
‫خون اشرافی، توی بالاترین رده‌ها
‫ ایراد پیدا می‌کنه

139
00:06:43,529 --> 00:06:44,571
‫من شش تا انگشت پا دارم

140
00:06:44,571 --> 00:06:46,240
‫چه عالی!

141
00:06:48,158 --> 00:06:49,868
‫زنت امروز داره تاریخ‌سازی می‌کنه

142
00:06:49,868 --> 00:06:50,827
‫همم. حماقته

143
00:06:50,827 --> 00:06:52,871
‫واقعاً حماقته. خوشحالم
‫که خودت متوجهش هستی

144
00:06:52,871 --> 00:06:55,123
‫معلومه، گوش دادن به مردم؟ حماقته

145
00:06:55,123 --> 00:06:56,792
‫- آره واقعاً
‫- توام همین‌کارو کردی، مگه نه؟

146
00:06:56,792 --> 00:06:57,918
‫آره

147
00:06:57,918 --> 00:07:00,254
‫میراث من، ای تف توش...

148
00:07:00,254 --> 00:07:02,506
‫چیزی نیست جز
‫"مردی که سوئد رو از دست داد"

149
00:07:03,674 --> 00:07:07,261
‫میراث تو "مردی که روسیه رو به زنی
‫ که روسیه رو از دست داد از دست داده"ست

150
00:07:07,261 --> 00:07:10,597
‫فقط نظرمو گفتم، جوری بهم
‫چشم‌غره نرو انگار می‌خوای با چاقو بزنیم

151
00:07:11,348 --> 00:07:14,268
‫دیگه چیکارا کردی؟
‫فرمانروایی‌مون کوتاه بود

152
00:07:14,268 --> 00:07:16,937
‫گفتم ریش بی ریش
‫ولی دستورم رو لغو کرد

153
00:07:17,938 --> 00:07:21,859
‫و داشتم یه ناقوس کلیسای عظیم می‌ساختم
‫بزرگ‌ترین در تمام اروپا

154
00:07:21,859 --> 00:07:24,278
‫ولی ما... ما نتونستیم...

155
00:07:24,278 --> 00:07:26,029
‫تمومش کنیم، و...

156
00:07:28,323 --> 00:07:31,243
‫شاید اونقدر کارامون کم بوده
‫که در حد پاورقی که بنظر میایم هم نباشیم

157
00:07:31,243 --> 00:07:34,288
‫هیوگو، اینقدر زر نزن، برام مهم نیست
‫من علایق دیگه‌ای دارم

158
00:07:34,288 --> 00:07:36,915
‫زنم، بچه‌م

159
00:07:36,915 --> 00:07:38,333
‫که چرا این اسب‌ها جفت‌گیری نمی‌کنن

160
00:07:40,169 --> 00:07:43,046
‫گریگور، تو کدوم گوری بودی؟
‫شاخه داشتم و یه پیام برات فرستادم

161
00:07:43,046 --> 00:07:44,840
‫- من داشتم...
‫- هیوگو جات رو پر کرد

162
00:07:44,840 --> 00:07:47,092
‫- به سلامتی قابل اطمینان بودن شاهان
‫- همم

163
00:07:49,303 --> 00:07:51,555
‫- هنوز جفت‌گیری نکردن؟
‫- نه هنوز

164
00:07:51,555 --> 00:07:53,390
‫و خیلی دلسرد کننده‌ست

165
00:07:53,390 --> 00:07:56,643
‫می‌خوام یه اَبَراسب اروپایی بسازم
‫نژاد مخصوص خودم

166
00:07:56,643 --> 00:08:00,230
‫برگشتن به ساختمون پیتر کبیر حس عجیبی داره

167
00:08:00,230 --> 00:08:01,565
‫بنظر بهترین جا میومد

168
00:08:01,565 --> 00:08:03,275
‫و رسمه که امپراتور توش زندگی کنه

169
00:08:03,275 --> 00:08:05,903
‫فقط وقتی خودم امپراتور بودم دلم نمی‌خواست

170
00:08:05,903 --> 00:08:08,197
‫ولی کاترین و من
‫ جای مخصوص خودمون رو لازم داریم

171
00:08:08,197 --> 00:08:09,907
‫سخته که وجودش رو حس نکنیم

172
00:08:09,907 --> 00:08:13,118
‫با اون صداش رساش که همه رو
‫ از خنده و ترس به لرزه می‌انداخت

173
00:08:13,118 --> 00:08:15,120
‫و ما که اون گوشه کز می‌کردیم

174
00:08:15,120 --> 00:08:16,246
‫گریگور، بس کن

175
00:08:16,246 --> 00:08:19,333
‫از من بشنو، ما شاهان
‫دوست نداریم در مورد پدرهامون صحبت کنیم

176
00:08:19,333 --> 00:08:20,876
‫معده‌مون رو درد میاره
‫و چشم‌هامون رو به خارش می‌اندازه

177
00:08:20,876 --> 00:08:22,211
‫آره واقعاً

178
00:08:22,211 --> 00:08:24,963
‫این اسب کوفتی رو ببین
‫لعنتی حتی شق هم نکرده

179
00:08:24,963 --> 00:08:27,257
‫هم آهنگ آروم داریم هم شمع

180
00:08:27,257 --> 00:08:28,967
‫فکر می‌کردم خلوت درون ساختمان رو ترجیح بدن

181
00:08:28,967 --> 00:08:30,093
‫ولی به جایی نرسیدیم

182
00:08:31,512 --> 00:08:33,013
‫یکی از شماها باید کاری کنین شق کنه

183
00:08:33,847 --> 00:08:35,682
‫چطوری این‌کارو بکنیم؟

184
00:08:35,682 --> 00:08:37,309
‫با دستی محکم و نگاهی دوستانه

185
00:08:37,309 --> 00:08:41,230
‫دلم می‌خواد، ولی دستای کوچیکی دارم
‫که با حرکت کردن می‌گیره، برای همین...

186
00:08:41,230 --> 00:08:44,191
‫اوه، خب پس، گریگور
‫کار کار خودته

187
00:08:44,191 --> 00:08:45,734
‫اسبه رو بمالم؟

188
00:08:45,734 --> 00:08:48,612
‫گریگور، گریگور، گریگور، گریگور!

189
00:08:48,612 --> 00:08:51,353
‫گریگور، گریگور، گریگور، گریگور

190
00:08:51,377 --> 00:08:53,659
‫گریگور، گریگور، گریگور...

191
00:08:53,659 --> 00:08:56,203
‫سیمیتز کوفتی اومده

192
00:08:58,080 --> 00:08:59,623
‫- چی؟
‫- توی حیاط

193
00:08:59,623 --> 00:09:00,832
‫فکر می‌کنه تو مُردی

194
00:09:00,832 --> 00:09:03,043
‫توی مناطق، بعضیا فکر می‌کنن تو مردی

195
00:09:06,880 --> 00:09:08,090
‫نخیر نمردم

196
00:09:10,259 --> 00:09:11,760
‫سیمیتز کیه؟

197
00:09:11,760 --> 00:09:14,721
‫داستانش طولانیه، و فقط
‫دوستان بچگیش ازش خبر دارن

198
00:09:22,312 --> 00:09:25,023
‫روز موعود فرا رسید، وعده محقق شد

199
00:09:25,023 --> 00:09:26,525
‫در مقابلتون تعظیم می‌کنم

200
00:09:26,525 --> 00:09:28,777
‫اوه، چه بوی محشری میدین

201
00:09:28,777 --> 00:09:31,071
‫انگار در چمن تازه کوتاه شده غلت زدین و...

202
00:09:31,071 --> 00:09:32,948
‫و با نصف هلو خودتون رو شستین

203
00:09:32,948 --> 00:09:37,202
‫ممنونم، ولتر
‫هیچ‌کدوم از این کارا رو نکردم

204
00:09:37,202 --> 00:09:38,912
‫چه حیف

205
00:09:38,912 --> 00:09:41,081
‫اگر اورلو بود بهت افتخار می‌کرد

206
00:09:41,081 --> 00:09:44,168
‫ممنون. امروز خیلی بهش فکر کردم

207
00:09:44,168 --> 00:09:45,627
‫اگر بود عاشقش میشد

208
00:09:45,627 --> 00:09:48,255
‫تا مدت‌ها بهت باور داشت
‫تا روزی که دیگه نداشت

209
00:09:58,056 --> 00:09:59,474
‫اومدم برات آرزوی موفقیت کنم

210
00:10:01,435 --> 00:10:02,477
‫ممنون. واقعاً...

211
00:10:02,477 --> 00:10:08,317
‫یه گروه کتاب‌خوانی کوفتی
‫بزرگ، بی‌فایده و خود بزرگ‌بین

212
00:10:08,984 --> 00:10:10,485
‫دقیقاً مثل خودت

213
00:10:11,111 --> 00:10:13,405
‫گمونم دیگه سعی نمی‌کنی آشتی کنی؟

214
00:10:14,364 --> 00:10:16,408
‫بله، ملکه

215
00:10:16,408 --> 00:10:20,078
‫سعی نمی‌کنم، از اونجایی
‫که در مورد تمامش درست میگم

216
00:10:20,078 --> 00:10:22,956
‫و شما در مورد تمامش عوضی‌بازی درمیاری

217
00:10:25,292 --> 00:10:26,543
‫فکر کنم تقریباً آماده‌ن

218
00:10:36,094 --> 00:10:38,180
‫دیدن این صحنه چقدر لذت‌بخشه

219
00:10:38,180 --> 00:10:41,600
‫نجیب‌زاده‌ها، تاجرها و رعایا
‫همه کنار همدیگه جمع شده‌ن

220
00:10:41,600 --> 00:10:44,269
‫به "ناکاز" خوش آمدید

221
00:10:44,269 --> 00:10:47,648
‫جمع شدیم که وظیفه‌ی
‫تاریخی و همچنین لذت‌بخش

222
00:10:47,648 --> 00:10:49,483
‫بازسازی روسیه رو انجام بدیم

223
00:10:50,192 --> 00:10:54,613
‫قلب‌هاتون رو باز کنید، گلوهاتون رو صاف کنید
‫و بیاید شروع کنیم

224
00:10:55,656 --> 00:10:57,574
‫میشه رعیت‌ها توی چشم‌هامون نگاه نکنن؟

225
00:10:57,574 --> 00:10:59,117
‫اسمولنی، بشین!

226
00:11:01,495 --> 00:11:04,623
‫در این روز بی‌نظیر از کجا شروع کنیم؟

227
00:11:05,499 --> 00:11:06,959
‫بیاین جسورانه جلو بریم

228
00:11:06,959 --> 00:11:09,002
‫- یا خدا
‫- آره واقعاً

229
00:11:09,002 --> 00:11:12,005
‫از بین حاضرین
‫کی یکی از عزیزانش به قتل رسیده؟

230
00:11:13,757 --> 00:11:15,801
‫دردش رو حس کرده؟

231
00:11:16,468 --> 00:11:18,887
‫یا کسی رو کشته، و دردش رو حس کرده؟

232
00:11:21,890 --> 00:11:25,060
‫و در عمق وجودشون حس کردن
‫ که چه صدمه‌ای که به روحشون

233
00:11:25,060 --> 00:11:27,229
‫با گرفتن جان انسان‌ دیگه‌ای زدن؟

234
00:11:29,106 --> 00:11:33,443
‫امروز، قتل رو غیرقانونی می‌کنیم

235
00:11:33,443 --> 00:11:35,362
‫- یعنی...
‫- چی؟

236
00:11:35,362 --> 00:11:37,072
‫هورا!

237
00:11:38,782 --> 00:11:40,826
‫من کنارتم، مثل همیشه

238
00:11:40,826 --> 00:11:43,537
‫چشم‌های اون عوضی رو درمیارم
‫و تمام یک هفته‌ی آینده

239
00:11:43,537 --> 00:11:45,038
‫می‌ذارمشون روی میزم
‫و بهشون چشمک می‌زنم

240
00:11:45,038 --> 00:11:47,165
‫- احسنت!
‫- عالیه، من پشتتم

241
00:11:47,165 --> 00:11:49,084
‫ولی یکم توضیح بدی ممنون میشم

242
00:11:50,294 --> 00:11:51,628
‫داشت می‌رفت کنفرانس

243
00:11:52,838 --> 00:11:53,881
‫صحیح

244
00:11:58,135 --> 00:11:59,845
‫- چیکار داری می‌کنی؟>
‫- گندش بزنن

245
00:11:59,845 --> 00:12:02,222
‫نمی‌تونم کار کاترین رو خراب کنم

246
00:12:02,222 --> 00:12:03,724
‫فقط یک دقیقه وقتشون رو می‌گیری

247
00:12:03,724 --> 00:12:06,310
‫آره، ولی بهتره نکنم

248
00:12:07,019 --> 00:12:08,437
‫احتمالاً فکر خوبی نیست

249
00:12:08,437 --> 00:12:11,940
‫که وقتی انتظار حرف‌های روشن‌فکرانه داره
‫هوا رو با ذرات خون پر کنم

250
00:12:11,940 --> 00:12:14,276
‫ولی بعداً. بعداً

251
00:12:14,276 --> 00:12:15,986
‫شوهر خوبی هستی

252
00:12:16,820 --> 00:12:17,863
‫سعی خودمو می‌کنم

253
00:12:18,530 --> 00:12:21,491
‫- ولی قراره بکشیش، مگه نه؟
‫- معلومه که می‌کشم، آرکیدی!

254
00:12:21,491 --> 00:12:23,160
‫این چه سوال عجیبیه

255
00:12:29,583 --> 00:12:33,003
‫ملکه، با کمال احترام
‫چه گهی داری می‌خوری؟

256
00:12:33,003 --> 00:12:34,922
‫تاجرها هم با اسمولنی موافقن

257
00:12:34,922 --> 00:12:37,424
‫و محکم میگن
‫"چه گهی داری می‌خوری؟"

258
00:12:37,424 --> 00:12:40,469
‫مودب باش، مغازه‌دار لعنتی!

259
00:12:40,469 --> 00:12:41,470
‫ولمنتوف

260
00:12:41,470 --> 00:12:44,431
‫تهدید به قتل ضامن تمام قراردادهاست

261
00:12:45,599 --> 00:12:47,309
‫قانون تضمین می‌کنه

262
00:12:47,309 --> 00:12:49,311
‫با ضمانت اجرایی، شکنجه، زندان

263
00:12:50,020 --> 00:12:52,773
‫و بعد... می‌تونن راهشون رو بکشن و برن؟

264
00:12:52,773 --> 00:12:55,901
‫درکل هر کس‌کشی
‫می‌تونه هر قراردادی رو زیر پا بذاره

265
00:12:55,901 --> 00:12:58,862
‫و این حقیقتاً چرت محضه

266
00:12:58,862 --> 00:13:01,990
‫تلاشی از طرف ملکه
‫ برای کسب قدرت، که لباس...

267
00:13:06,078 --> 00:13:10,332
‫که البته، جالب‌توجهه
‫و ارزش گفتگو رو داره، با کمال احترام

268
00:13:10,332 --> 00:13:11,667
‫- همم
‫- آره واقعاً

269
00:13:11,667 --> 00:13:14,736
‫منظورمون اینه که بهای سنگینی داره

270
00:13:15,671 --> 00:13:18,674
‫تا ازش رها نشیم
‫نمی‌فهمیم چه بهایی داره

271
00:13:21,051 --> 00:13:22,553
‫من یک سوال دارم

272
00:13:22,553 --> 00:13:26,807
‫فرضاً میگم، مثلاً اگر
‫پنج بار از پشت به یکی خنجر بزنم

273
00:13:26,807 --> 00:13:28,976
‫ولی نمیره

274
00:13:28,976 --> 00:13:31,144
‫با این که مشکلی نداریم، درسته؟

275
00:13:34,731 --> 00:13:38,277
‫یک بار ایگور هفت موش‌کور توی کیسه ریخت

276
00:13:38,277 --> 00:13:41,530
‫درحالی‌که داشتن در دشت
‫با خوشحالی بازی می‌کردن

277
00:13:41,530 --> 00:13:45,534
‫ولی ناگهان در محیط محدود
‫یک بی‌اعتمادی بین اون‌ها شکل گرفت

278
00:13:45,534 --> 00:13:49,705
‫و تا صبح، شش تا مرده بودن
‫و یکی بخاطر کاری که کرده بود

279
00:13:49,705 --> 00:13:51,874
‫بنظر سردرگم و غمگین میومد

280
00:13:51,874 --> 00:13:53,834
‫ما هم همینطوریم

281
00:13:56,295 --> 00:13:58,881
‫عجب داستان عجیب غریبی بود

282
00:13:58,881 --> 00:14:00,924
‫کشتن تبدیل به پاسخی راحت

283
00:14:00,924 --> 00:14:04,970
‫به سوالاتی شده که حوصله نداریم
‫به شکل دیگه‌ای جواب بدیم

284
00:14:04,970 --> 00:14:07,181
‫این مجبورمون می‌کنه بگردیم

285
00:14:07,181 --> 00:14:11,351
‫و وقتی اون جواب‌ها رو پیدا کنیم
‫باعث پیشرفت روح و روان ما میشه

286
00:14:11,351 --> 00:14:15,189
‫منظور اینه که دیگه حیوون نباشیم
‫به همین راحتی

287
00:14:20,444 --> 00:14:22,654
‫اون رعیت لعنتی باز به من نگاه کرد!

288
00:14:22,654 --> 00:14:24,907
‫اسمولنی، بگیر بتمرگ

289
00:14:24,907 --> 00:14:27,117
‫وگرنه سوراخت می‌کنم!

290
00:14:27,117 --> 00:14:28,952
‫بخاطر یه رعیت کوفتی؟

291
00:14:28,952 --> 00:14:31,955
‫واقعاً که، ولمنتوف
‫یه نگاه درست و حسابی به خودت بنداز

292
00:14:31,955 --> 00:14:33,665
‫کسی متوجه طعنه‌آمیز بودن این اوضاع نمیشه؟

293
00:14:33,665 --> 00:14:36,460
‫رعایا، خوشحال میشم صحبت‌هاتون رو بشنوم

294
00:14:36,460 --> 00:14:39,505
‫رعیت‌ها، معلومه که فقط سود می‌برن!

295
00:14:39,505 --> 00:14:43,800
‫این حمله‌ به حقوق نجیب‌زاده‌هاست
‫چون ما حق دارم هرکسی رو بکشیم

296
00:14:43,800 --> 00:14:45,135
‫می‌دونیم چی قراره بگن

297
00:14:45,135 --> 00:14:46,678
‫راسکولوی، بگیر بشین!

298
00:14:46,678 --> 00:14:50,349
‫ببخشید، فکر کردم اومدیم
‫که حرفامون رو بشنوی

299
00:14:50,349 --> 00:14:51,517
‫یخورده گیج شدم

300
00:14:51,517 --> 00:14:54,102
‫رعایا، لطفاً صحبت کنین

301
00:14:54,102 --> 00:14:55,896
‫ما...

302
00:14:56,647 --> 00:14:59,066
‫- ما...
‫- می‌تونی صحبت کنی

303
00:14:59,066 --> 00:15:00,943
‫خوب به حرف‌هات فکر کن

304
00:15:00,943 --> 00:15:02,694
‫خودم گفتم می‌تونن صحبت کنن

305
00:15:03,403 --> 00:15:04,446
‫ممنون

306
00:15:06,198 --> 00:15:07,616
‫ما از قتل خوشمون میاد

307
00:15:07,616 --> 00:15:09,743
‫رعیت خوب. آفرین

308
00:15:09,743 --> 00:15:13,580
‫آره، بنظر ما شرایط موجود مناسبه

309
00:15:20,504 --> 00:15:23,048
‫که نجیب‌ زاده‌ها می‌تونن
‫بدون عواقب شما رو بکشن؟

310
00:15:23,048 --> 00:15:25,676
‫بله، خواسته‌ی خدا همینه

311
00:15:25,676 --> 00:15:29,471
‫- خدا اینم میگه که "کسی را نکشید"
‫- تو به خدا باور نداری

312
00:15:29,471 --> 00:15:31,056
‫دلیل نمیشه همیشه اشتباه کنه

313
00:15:31,056 --> 00:15:32,182
‫تو می‌تونی ما رو بکشی؟

314
00:15:32,182 --> 00:15:34,309
‫من؟

315
00:15:34,309 --> 00:15:35,644
‫- من که...
‫- حکومت نیستی؟

316
00:15:35,644 --> 00:15:38,730
‫معلومه که می‌تونیم. قابل مذاکره نیست

317
00:15:38,730 --> 00:15:41,316
‫اگر عشقمون کشید
‫می‌تونیم همه‌ی افراد اینجا رو بکشیم

318
00:15:44,653 --> 00:15:46,154
‫ولی نمی‌کشیم!

319
00:15:46,154 --> 00:15:48,866
‫خفه‌خون بگیرین!

320
00:15:52,744 --> 00:15:54,830
‫خب، حکومت کسی رو می‌کشه؟

321
00:15:54,830 --> 00:15:57,124
‫بله، حکومت باید حق داشته باشه...

322
00:15:57,124 --> 00:15:59,960
‫یعنی چی؟ واقعاً مضحکه!

323
00:15:59,960 --> 00:16:02,796
‫باید از اینکه حکومت
‫برای زندگی‌مون تصمیم بگیره رها بشیم

324
00:16:04,214 --> 00:16:06,049
‫آزادی از دست استبداد!

325
00:16:06,049 --> 00:16:07,467
‫من که استبداد نیستم!

326
00:16:07,467 --> 00:16:09,303
‫درکل گفتم، ملکه!

327
00:16:09,303 --> 00:16:12,431
‫من توی این قضیه کاملاً طرف شمام
‫فقط یخورده جوگیر شدم

328
00:16:12,431 --> 00:16:14,558
‫حق رأی‌ دادن داریم؟

329
00:16:14,558 --> 00:16:17,603
‫رأی‌! رأی‌! رأی‌!

330
00:16:17,603 --> 00:16:20,675
‫رأی‌! رأی‌! رأی‌! رأی‌! رأی‌!

331
00:16:20,699 --> 00:16:23,771
‫رأی‌! رأی‌! رأی‌! رأی‌! رأی‌!

332
00:16:23,859 --> 00:16:28,280
‫باید پشت ملکه‌مون رو بگیریم
‫باید ازش حمایت کنیم

333
00:16:28,280 --> 00:16:30,532
‫چون خدا ایشون رو فرستاده تا...

334
00:16:31,241 --> 00:16:35,746
‫شما حیوانات لعنتی رو تبدیل به انسان...

335
00:16:36,747 --> 00:16:38,582
‫اوه، خدا...

336
00:16:45,005 --> 00:16:47,524
‫مشخصه که باید جلسه رو متوقف کنیم

337
00:16:47,549 --> 00:16:49,259
‫وینودل رو خبر کن تا بهش کمک کنه

338
00:16:49,259 --> 00:16:52,221
‫آفرین! آفرین!

339
00:16:52,638 --> 00:16:55,015
‫خیلی بهتر از چیزیه که انتظارش رو داشتم!

340
00:17:02,898 --> 00:17:05,192
‫هرموقع نیاز به کشتن پیدا می‌کنم
‫و جلوش گرفته میشه

341
00:17:05,192 --> 00:17:06,568
‫یه سردرد کوفتی می‌گیرم

342
00:17:06,568 --> 00:17:08,820
‫که فقط آب یخ تسکینش میده

343
00:17:08,820 --> 00:17:11,573
‫خون رگ‌هات آروم نمی‌گیره
‫تا این‌که خون اون ریخته بشه

344
00:17:11,573 --> 00:17:14,117
‫اوه، خیلی خوب بود، آرکیدی

345
00:17:15,244 --> 00:17:17,079
‫باید یه چیز خونی بخورم

346
00:17:17,079 --> 00:17:20,582
‫به آشپز بگو یه قرقاول برام کباب کنه
‫خام، که انگار تازه کشته شده

347
00:17:20,582 --> 00:17:22,376
‫خوشحال میشم جریان این یارو رو بشنوم

348
00:17:23,335 --> 00:17:28,006
‫باید روی این تمرکز کنی
‫که اسب کوفتی‌مون رو شق کنی، هیوگو!

349
00:17:28,006 --> 00:17:31,426
‫هی، هی، داد می‌زنی؟
‫بیا، یه بغل بده هیوگو

350
00:17:31,426 --> 00:17:33,011
‫- نمی‌خوام بغلت کنم
‫- نمی‌خواد بغلت کنه...

351
00:17:33,011 --> 00:17:34,429
‫نمی‌خوام...

352
00:17:34,429 --> 00:17:36,849
‫بیا بغلم

353
00:17:36,849 --> 00:17:39,351
‫به‌زودی خونش رو می‌ریزی و آرامش دوباره

354
00:17:39,351 --> 00:17:42,688
‫قلب بزرگ و رگ‌های پر از خونت رو پر می‌کنه

355
00:17:42,688 --> 00:17:44,481
‫دقیقاً! درست میگی، هیوگو

356
00:17:44,481 --> 00:17:47,276
‫امروز روز خوبیه
‫برگشته، و می‌تونم بکشمش

357
00:17:47,276 --> 00:17:49,111
‫- لیوان نیمه‌پره
‫- پر از خون اون

358
00:17:49,111 --> 00:17:51,905
‫عالی بود!

359
00:18:08,005 --> 00:18:09,298
‫چرا دارن این کارا رو می‌کنن؟

360
00:18:09,298 --> 00:18:10,591
‫- هاچو!
‫- آخ!

361
00:18:13,594 --> 00:18:15,637
‫- عالی بود!
‫- صحیح، خب، عالیه

362
00:18:16,847 --> 00:18:18,849
‫بیاین واسه این اسب شق کنیم!

363
00:18:18,849 --> 00:18:20,601
‫یکی برام دست‌کش بیاره

364
00:18:22,519 --> 00:18:24,146
‫گریگور! گریگور!

365
00:18:27,232 --> 00:18:29,568
‫ایول!

366
00:18:35,741 --> 00:18:38,368
‫خب، نزدیک بود وحشتناک پیش بره

367
00:18:38,368 --> 00:18:40,996
‫قطعاً لبه‌ی پرتگاه بودیم

368
00:18:40,996 --> 00:18:42,915
‫بین این همه آدمم "جورجینا" نجات‌مون داد

369
00:18:42,915 --> 00:18:46,126
‫قتل ممنوع؟ از موضوع گنده‌ای شروع کردی

370
00:18:46,126 --> 00:18:48,462
‫به بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین سرگرمی‌مون حمله کردی

371
00:18:48,462 --> 00:18:49,588
‫باید جسورانه شروع می‌کردم

372
00:18:49,588 --> 00:18:50,756
‫اینجوری هستی دیگه!

373
00:18:50,756 --> 00:18:53,800
‫دقیقاً. ولی باید توی اولی پیروز بشم

374
00:18:53,800 --> 00:18:55,135
‫میشه یجوری به نتیجه برسیم؟

375
00:18:55,135 --> 00:18:57,429
‫یا باید بگم
‫"هی، بیاین همگی بریم شکار سگ‌آبی"؟

376
00:18:57,429 --> 00:18:59,890
‫- بهمون اجازه میده از نو شروع کنیم
‫- عقب‌نشینی کردن شبیه شکست بنظر میاد

377
00:18:59,890 --> 00:19:04,228
‫ای خدا. باورم نمیشه رعیت‌ها
‫باهاش مخالف هستن. لعنتی!

378
00:19:04,228 --> 00:19:05,646
‫و بقیه‌ هم تقریباً مخالفن

379
00:19:05,646 --> 00:19:07,481
‫رعیت‌ها هرگز با نجیب زاده‌ها درنیفتادن

380
00:19:07,481 --> 00:19:09,566
‫بدون این‌که سر از مراسم ختم خودشون دربیارن

381
00:19:09,566 --> 00:19:12,319
‫از حرف اون‌ها پیروی می‌کنن
‫مگر اینکه ترس رو ازشون بگیریم

382
00:19:12,319 --> 00:19:14,863
‫شاید من بتونم در این مورد کمک کنم

383
00:19:14,863 --> 00:19:17,533
‫می‌خوام راحت صحبت کنن، آرچی
‫برای همین اومدن اینجا

384
00:19:17,533 --> 00:19:19,034
‫و بعلاوه می‌خوایم برنده بشیم

385
00:19:19,034 --> 00:19:21,703
‫آره، اینم هست
‫و برای همینه که الان شما دو تا رو دارم

386
00:19:23,247 --> 00:19:25,207
‫برید و متقاعدشون کنین

387
00:19:35,551 --> 00:19:37,719
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

388
00:19:38,804 --> 00:19:39,847
‫مستم

389
00:19:41,014 --> 00:19:43,267
‫- شرمنده
‫- تو که همیشه مستی

390
00:19:43,267 --> 00:19:45,185
‫نه، قضیه یه چیز دیگه‌ست

391
00:19:45,769 --> 00:19:46,979
‫من...

392
00:19:53,652 --> 00:19:56,780
‫هر روز صبح یکم با سرفه می‌ریزه بیرون

393
00:19:56,780 --> 00:19:59,116
‫کی می‌دونه چقدر دیگه درونم مونده؟

394
00:20:00,367 --> 00:20:01,535
‫احتمالاً خیلی

395
00:20:02,703 --> 00:20:04,955
‫عجب کالبد شکافی‌ای بشه

396
00:20:05,622 --> 00:20:06,790
‫بهتره بری

397
00:20:07,374 --> 00:20:08,625
‫ولی سفید نپوش

398
00:20:08,625 --> 00:20:10,252
‫رفتی دیدن وینودل؟

399
00:20:12,171 --> 00:20:13,797
‫می‌دونم چیه...

400
00:20:14,840 --> 00:20:16,550
‫و می‌دونم معنیش چیه

401
00:20:17,551 --> 00:20:19,428
‫نه، نه...

402
00:20:21,680 --> 00:20:23,473
‫- اجازه نمیدم
‫- اوه

403
00:20:24,391 --> 00:20:25,559
‫خب...

404
00:20:26,310 --> 00:20:27,519
‫یه رأی‌گیری براش بکن

405
00:20:28,812 --> 00:20:31,064
‫راستش، چند تایی دشمن برای خودم تراشیدم...

406
00:20:31,899 --> 00:20:33,442
‫پس بهتره رأی‌گیری نکنی

407
00:20:33,442 --> 00:20:36,236
‫باید یه مدت از وظایفت کنار بکشی

408
00:20:36,236 --> 00:20:38,572
‫- استراحت کنی
‫- نه، نه، فکر خوبی نیست

409
00:20:38,572 --> 00:20:41,575
‫تنها چیزی که دارم وظایفمه

410
00:20:41,575 --> 00:20:42,576
‫لطفاً

411
00:20:43,702 --> 00:20:47,146
‫حاضرم بیافتم روی زانوهام و التماس کنم
‫ولی بعدش نمی‌تونم بلند بشم

412
00:20:47,164 --> 00:20:48,624
‫باشه، ولی...

413
00:20:59,009 --> 00:21:00,260
‫وانیل

414
00:21:00,761 --> 00:21:03,055
‫- بوی...
‫- عجیب‌غریب بازی درنیار

415
00:21:05,182 --> 00:21:07,184
‫و سینه‌هات

416
00:21:07,184 --> 00:21:10,395
‫مث سیب‌های سفت نیمه‌شفافه

417
00:21:12,523 --> 00:21:13,774
‫عوضی

418
00:21:16,610 --> 00:21:18,862
‫فقط... شاید بهتر باشه کمتر مشروب بخوری

419
00:21:18,862 --> 00:21:22,449
‫خودمو جمع‌و‌جور می‌کنم. قول میدم

420
00:21:22,449 --> 00:21:24,243
‫و برو دیدن وینودل

421
00:21:26,787 --> 00:21:27,788
‫کاترین

422
00:21:31,333 --> 00:21:32,918
‫بین خودمون بمونه

423
00:22:15,294 --> 00:22:16,503
‫عزیزم؟

424
00:22:25,888 --> 00:22:27,222
‫اینو توی راهرو پیدا کردم

425
00:22:28,348 --> 00:22:30,100
‫«کاترین جنده»

426
00:22:30,100 --> 00:22:31,393
‫عوضیا!

427
00:22:31,393 --> 00:22:34,938
‫بعلاوه‌ی چندین صفحه که برای
‫ پاک کردن چندین باسن استفاده شده بود

428
00:22:34,938 --> 00:22:38,025
‫شاید ممنوعیت قتل هوشمندانه‌ترین حرکت
‫برای روز اول نبوده باشه

429
00:22:38,025 --> 00:22:39,943
‫ممنوعیت قتل؟ این چیزی بوده که تو...

430
00:22:39,943 --> 00:22:41,570
‫یه چیز جسورانه می‌خواستم

431
00:22:41,570 --> 00:22:45,199
‫که نشان از بلندپروازیم باشه
‫نشان از توانایی‌مون برای تغییر خودمون

432
00:22:45,199 --> 00:22:46,825
‫اگر این‌کارو نمی‌کردی که کاترین نبودی

433
00:22:46,825 --> 00:22:49,703
‫ممنون که جوری گفتی
‫که انگار یک نوع تعریفه

434
00:22:49,703 --> 00:22:51,079
‫خب تعریفه

435
00:22:51,079 --> 00:22:52,956
‫همیشه می‌تونی برگردی سراغ لیست من

436
00:22:53,582 --> 00:22:55,167
‫لطف داری

437
00:22:55,167 --> 00:22:57,002
‫یه کاریش می‌کنم

438
00:22:57,002 --> 00:23:00,589
‫باید ایده‌های نرمم رو تبدیل به فولاد کنم...

439
00:23:00,589 --> 00:23:01,840
‫و این‌کارو می‌کنم

440
00:23:01,840 --> 00:23:02,883
‫پیروز میشم

441
00:23:02,883 --> 00:23:04,843
‫ناسلامتی منم، از پسش برمیام

442
00:23:06,929 --> 00:23:09,473
‫فقط یه چیز کوچیک
‫امشب باید یکی رو بکشم

443
00:23:10,933 --> 00:23:13,101
‫- چی؟
‫- آره، سال‌ها پیش عهد بستم بکشمش

444
00:23:13,101 --> 00:23:15,229
‫بزدل ناپدید شد
‫و حالا برگشته

445
00:23:15,229 --> 00:23:18,065
‫دارم سعی می‌کنم قتل رو ممنوع کنم

446
00:23:18,065 --> 00:23:20,275
‫باید زمان نامناسبش عذر می‌خوام
‫ولی مردک دخلش اومده

447
00:23:20,275 --> 00:23:23,237
‫پس اگر قصد داری
‫با قلب و دهانی پر از بحث بیای جلو

448
00:23:23,237 --> 00:23:26,990
‫به جای عشق و حمایت
‫از نیازهای شوهرت، چیزی نگو

449
00:23:26,990 --> 00:23:29,451
‫اصلاً گوش ندادی چی می‌گفتم؟

450
00:23:29,451 --> 00:23:32,371
‫دارم حکمرانیم رو بخاطر
‫ یک ایده به‌خطر می‌اندازم

451
00:23:32,371 --> 00:23:35,249
‫- یه ایده‌ی احمقانه
‫- یه ایده‌ی زیبا!

452
00:23:35,249 --> 00:23:37,167
‫حق نداری بکشیش

453
00:23:37,167 --> 00:23:38,669
‫می‌کشم

454
00:23:38,669 --> 00:23:41,922
‫قتل ممنوع؟ پس چجوری مشکلات‌مون رو حل کنیم؟

455
00:23:41,922 --> 00:23:43,382
‫انتخاب‌های مختلفی در نظر دارم

456
00:23:43,382 --> 00:23:47,302
‫زندان، شکنجه
‫مصادره‌ی زمین‌ها و درآمدها

457
00:23:47,302 --> 00:23:48,428
‫راه‌های مختلفی هست!

458
00:23:48,428 --> 00:23:49,805
‫بنظر خسته‌ کننده میان

459
00:23:49,805 --> 00:23:51,974
‫بعلاوه، اگر زن کنجکاوی بودی

460
00:23:51,974 --> 00:23:54,768
‫که به زندگی احساسی شوهرت علاقه داشتی

461
00:23:54,768 --> 00:23:57,145
‫شاید می‌پرسیدی "چرا، عزیزدلم؟"

462
00:23:57,145 --> 00:23:59,398
‫برام مهم نیست چرا. اصلاً چرا نداریم!

463
00:23:59,398 --> 00:24:00,983
‫بهم پشت‌پا می‌زد

464
00:24:01,567 --> 00:24:03,986
‫- چی؟
‫- جلوی پدرم، بهم پشت‌پا می‌زد

465
00:24:03,986 --> 00:24:05,696
‫دوستان نزدیکی بودن، و توی این اتاق

466
00:24:05,696 --> 00:24:07,322
‫وقتی گریگور و من
‫میومدیم پدر رو ببینیم

467
00:24:07,322 --> 00:24:10,993
‫درحالی‌که به سمتش میومدیم، یه راهی
‫ برای پشت‌پا زدن به یکی‌مون پیدا می‌کرد...

468
00:24:10,993 --> 00:24:12,786
‫- پشت‌پا می‌زد؟
‫- و بعد...

469
00:24:12,786 --> 00:24:15,414
‫شوخیت گرفتی لعنتی؟

470
00:24:15,914 --> 00:24:18,625
‫خب پس، سریعاً سرش رو قطع کن!

471
00:24:18,625 --> 00:24:19,960
‫یه زنی توی تالار بود

472
00:24:19,960 --> 00:24:22,629
‫که دهنش بو می‌داد
‫و توی صورتم صحبت کرد، باید اونم بکشم

473
00:24:22,629 --> 00:24:24,423
‫خب می‌تونه چند تا قرص نعنا بخوره

474
00:24:24,423 --> 00:24:26,716
‫ولی به هرشکلی که می‌خوای
‫حد و حدودت رو مشخص کن

475
00:24:26,800 --> 00:24:29,261
‫سرم داره می‌ترکه

476
00:24:29,261 --> 00:24:31,096
‫- و بعد از این‌که پشت‌پا می‌زد...
‫- اوه!

477
00:24:31,096 --> 00:24:34,391
‫این داستان غم‌انگیز هنوزم ادامه داره؟
‫پس بذار بشینم

478
00:24:34,391 --> 00:24:38,395
‫پدر می‌خندید، و سیمیتز می‌گفت
‫"شاید بکنم‌شون"

479
00:24:38,395 --> 00:24:41,773
‫بعد می‌پرید روی ما، می‌چسبوند به زمین
‫و ادای کردن ما رو درمیاورد

480
00:24:41,773 --> 00:24:44,985
‫درحالی‌که سرمون رو می‌زد به زمین
‫و محکم تلمبه می‌زد

481
00:24:46,069 --> 00:24:49,990
‫ما... دست‌و‌پا می‌زدیم
‫و پدر قهقهه می‌زد و...

482
00:24:49,990 --> 00:24:51,241
‫چی؟

483
00:24:51,867 --> 00:24:57,664
‫و گاهی اوقات آبش میومد

484
00:25:00,250 --> 00:25:02,503
‫خدایا

485
00:25:02,503 --> 00:25:03,545
‫اوه!

486
00:25:06,840 --> 00:25:09,384
‫نمی‌تونستم جلوش دربیام، چون پدر...

487
00:25:10,469 --> 00:25:12,221
‫خب، اون رو ترجیح می‌داد و...

488
00:25:13,180 --> 00:25:15,015
‫من 12 سالم بود

489
00:25:16,558 --> 00:25:17,851
‫پیتر

490
00:25:17,851 --> 00:25:20,229
‫وقتی پدرم مرد، اولین فکرم این بود که...

491
00:25:21,522 --> 00:25:24,441
‫خب، اولیش این بود که "بابا مرده
‫نمی‌دونم چطور زندگی کنم، چطور سر کنم"

492
00:25:24,441 --> 00:25:28,695
‫ولی فکر دومم این بود
‫"برو سراغ سیمیتز"

493
00:25:28,695 --> 00:25:32,366
‫"کیر و دستاش رو قطع کن
‫چشماش رو دربیار، کبابش کن"

494
00:25:32,366 --> 00:25:36,328
‫"صورتش رو خرد و خاکشیر کن
‫پوستش رو بکن و نمک بریز روی گوشتش"

495
00:25:37,246 --> 00:25:39,164
‫شاید ترتیبش رو درست نگفته باشم

496
00:25:39,790 --> 00:25:41,166
‫عزیزدلم

497
00:25:41,166 --> 00:25:43,502
‫باید بکشمش، کاترین

498
00:25:43,502 --> 00:25:45,796
‫چون فکر می‌کنی دردت رو تسکین میده؟

499
00:25:45,796 --> 00:25:47,130
‫همم. تسکین میده

500
00:25:47,130 --> 00:25:51,218
‫وقتی تو رو کشتم، یا فکر می‌کردم کشتم
‫دردم رو تسکین نداد

501
00:25:51,218 --> 00:25:53,595
‫ولی عشقت به من
‫از تنفرت به من بیشتر بود

502
00:25:55,055 --> 00:25:57,307
‫اجازه نمیدم این‌کارو بکنی

503
00:25:57,307 --> 00:25:59,142
‫نگرانی که توی کنفرانست آبروت رو ببرم؟

504
00:25:59,142 --> 00:26:01,895
‫یک حاکم خوب هیچ اهمیتی
‫به نظر رعایاش، خارجی‌ها

505
00:26:01,895 --> 00:26:04,773
‫و هیچکس دیگه‌ای نمیده
‫و فقط خواسته‌ی خودش براش مهمه

506
00:26:04,773 --> 00:26:06,525
‫مهمان‌هاتون رسیدن

507
00:26:06,525 --> 00:26:08,485
‫باشه، "لو"، یک لحظه

508
00:26:20,330 --> 00:26:24,042
‫یادت باشه، فقط زمان حال مهمه
‫و زمان حال یعنی ما

509
00:26:24,042 --> 00:26:25,752
‫که مشروب می‌خوریم
‫و اسب جفت‌گیری می‌کنیم

510
00:26:25,752 --> 00:26:27,671
‫همم

511
00:26:27,671 --> 00:26:29,423
‫به‌زودی بهتون ملحق میشم

512
00:26:40,726 --> 00:26:44,062
‫دستم بشدت درد می‌کنه
‫و هیچ فایده‌ای هم نداشت

513
00:26:44,062 --> 00:26:47,524
‫اسب کله‌شقی بود
‫که شق هم نمی‌کرد

514
00:26:47,524 --> 00:26:49,276
‫سلام. باورت نمیشه اگر بگم...

515
00:26:49,276 --> 00:26:50,652
‫- نگو!
‫- چیو؟

516
00:26:51,278 --> 00:26:53,071
‫هرچی می‌خواستی بگی

517
00:26:53,071 --> 00:26:58,076
‫قراره تظاهر کنیم
‫چیزی به‌جز ما وجود نداره

518
00:26:58,076 --> 00:26:59,912
‫قراره بریم دریاچه

519
00:26:59,912 --> 00:27:02,039
‫قراره زیر نور مهتاب لخت شنا کنیم

520
00:27:02,039 --> 00:27:06,627
‫زیر نور مهتاب عشق‌بازی کنیم
‫و زیر نور مهتاب غذای لذیذ بخوریم

521
00:27:07,211 --> 00:27:08,712
‫لازم نیست حتماً به همین ترتیب باشه

522
00:27:08,712 --> 00:27:10,923
‫اگر گرسنه‌ای، می‌تونیم برعکس انجام‌شون بدیم

523
00:27:10,923 --> 00:27:12,341
‫هیوگوی لعنتی

524
00:27:12,341 --> 00:27:15,886
‫این یارو عین سم افتاده به جون‌مون
‫و من خوب می‌دونم، و خودشم می‌دونه من می‌دونم

525
00:27:15,886 --> 00:27:18,138
‫و سال‌هاست که پیتر رو
‫می‌شناسم و دوستش دارم...

526
00:27:18,138 --> 00:27:19,389
‫اوه، کون لق پیتر!

527
00:27:19,389 --> 00:27:21,558
‫کون لق کاترین. پس ما چی؟

528
00:27:21,558 --> 00:27:23,894
‫باید بر اساس خواسته‌ی اونا زندگی کنیم؟

529
00:27:23,894 --> 00:27:25,687
‫سوال استفهام انکاری بود؟

530
00:27:26,271 --> 00:27:29,024
‫احیاناً نمیشه بتونیم
‫امشب فراموششون کنیم؟

531
00:27:29,024 --> 00:27:31,568
‫مجبورم بخاطر پیتر برم اونجا کنارش باشم

532
00:27:31,568 --> 00:27:33,237
‫نه، مجبور نیستی! کاترین هم مجبور نیست!

533
00:27:33,237 --> 00:27:34,613
‫راستش، هیچکس مجبور نیست

534
00:27:34,613 --> 00:27:35,781
‫من مجبورم

535
00:27:35,781 --> 00:27:38,158
‫حاضرم تمام شب این بحث رو گوش کنم

536
00:27:38,158 --> 00:27:39,243
‫چی می‌خوای؟

537
00:27:39,243 --> 00:27:42,496
‫درخواست کردن من و شوهرم
‫به جشن کاترین و پیتر بریم

538
00:27:42,496 --> 00:27:45,499
‫هیچکس نمایش "من عاشق کاترینم"
‫تو رو باور نمی‌کنه، جورجینا

539
00:27:45,499 --> 00:27:48,126
‫حتماً کُسش مزه‌ی میوه‌ی تلخ میده، گریگور

540
00:27:48,126 --> 00:27:50,671
‫محض اطلاعت، الانه که بزنم توی صورتت

541
00:27:50,671 --> 00:27:52,881
‫ماریال! جورج، خفه‌شو!

542
00:27:57,302 --> 00:27:58,971
‫گریگور؟ قراره بریم؟

543
00:28:02,558 --> 00:28:03,767
‫من...

544
00:28:04,393 --> 00:28:05,727
‫عجب اوضاعی

545
00:28:05,727 --> 00:28:09,205
‫ولی جفت‌مون می‌دونیم قراره کی رو انتخاب
‫ کنه، و قرار نیست یکی از ما دو تا باشه

546
00:28:09,273 --> 00:28:10,524
‫پاشو برو

547
00:28:10,524 --> 00:28:12,901
‫- عاشقتم
‫- ازت متنفرم

548
00:28:12,901 --> 00:28:16,530
‫به محض اینکه جلوی روی پیتر
‫هیوگو رو له کردم میام

549
00:28:16,530 --> 00:28:19,324
‫و بسته به اینکه احساس پیتر
‫به قضیه‌ی سیمیتز چیه

550
00:28:19,324 --> 00:28:22,995
‫و بسته به اینکه دسر کرم بروله دارن
‫یا این‌که جورج بخواد انگشتش کنی یا نه

551
00:28:22,995 --> 00:28:24,746
‫آره راستش، می‌خوام انگشتم کنی

552
00:28:26,915 --> 00:28:28,166
‫عاشقتم

553
00:28:29,126 --> 00:28:30,043
‫خداحافظ

554
00:28:30,586 --> 00:28:31,712
‫گریگور

555
00:28:33,505 --> 00:28:34,631
‫سیمیتز

556
00:28:35,382 --> 00:28:37,092
‫مرتیکه رو بکش

557
00:28:37,968 --> 00:28:39,011
‫می‌کشیم

558
00:28:43,015 --> 00:28:45,267
‫سلام. گرفتنت. عالیه

559
00:28:45,267 --> 00:28:46,310
‫ملکه!

560
00:28:46,310 --> 00:28:48,437
‫در حق شوهرتون ظلم کردم

561
00:28:48,437 --> 00:28:52,316
‫ولی سه سالی که در صحرا آواره بودم
‫باعث شد ذهن بازتری پیدا کنم

562
00:28:52,316 --> 00:28:55,402
‫حقمه بمیرم، ولی با شنیدن صحبت‌های امروزتون

563
00:28:55,402 --> 00:28:58,572
‫می‌دونم که روسیه‌ی جدیدی بوجود اومده

564
00:28:59,156 --> 00:29:02,910
‫من، و هشت نجیب زاده‌ای
‫که از منطقه‌ی ولادی‌وستوک با خودم آوردم

565
00:29:02,910 --> 00:29:05,328
‫با شما هم‌‌قدم هستیم

566
00:29:05,829 --> 00:29:07,247
‫شوهرم می‌خواد تو رو بکشه

567
00:29:07,247 --> 00:29:08,498
‫نباید بهش اجازه بدین

568
00:29:08,916 --> 00:29:10,167
‫جلوی مردم ناجور نیست؟

569
00:29:10,167 --> 00:29:13,253
‫آره، مشخصه که خیلی ناجوره

570
00:29:13,253 --> 00:29:15,589
‫ولی، کاملاً شرایطش رو درک می‌کنم

571
00:29:15,589 --> 00:29:18,425
‫باید یه راهی برای فروکش کردن خشمش پیدا کنیم

572
00:29:18,425 --> 00:29:20,010
‫هرچی امر بفرمایید

573
00:29:20,677 --> 00:29:22,179
‫خوشحالم که اینو درک می‌کنی

574
00:29:22,179 --> 00:29:23,639
‫خیلی‌خب. بیا. بزن بریم

575
00:29:23,639 --> 00:29:25,891
‫نمی‌خواین که منو ببرین پیشش؟

576
00:29:25,891 --> 00:29:26,892
‫چرا

577
00:29:26,892 --> 00:29:28,352
‫خب...

578
00:29:28,352 --> 00:29:30,020
‫بنظرم فکر خیلی بدی باشه

579
00:29:30,020 --> 00:29:33,982
‫و من اینطور فکر نمی‌کنم، پس برگرد
‫به همون هرچی من امر بفرمایم

580
00:29:51,041 --> 00:29:52,000
‫نوشیدنی می‌خوای؟

581
00:29:52,793 --> 00:29:54,127
‫به قیافه‌ت می‌خوره
‫نوشیدنی نیاز داشته باشی

582
00:29:54,127 --> 00:29:55,337
‫زیادی عصبیم

583
00:29:55,337 --> 00:29:56,755
‫تا اینکه این مرتیکه‌ی عوضی رو بکشم

584
00:30:01,134 --> 00:30:04,179
‫پیتر! پسر پیتر کبیر!

585
00:30:04,179 --> 00:30:06,390
‫عاجزانه از تو درخواست بخشش می‌کنم

586
00:30:06,390 --> 00:30:09,935
‫یه چاقوی کره‌خوری کُند برام بیارین
‫می‌خوام آروم بکشمش

587
00:30:12,771 --> 00:30:13,897
‫یه چاقو بدین!

588
00:30:13,897 --> 00:30:15,440
‫بهت صدمه زدم. می‌دونم که زدم

589
00:30:15,440 --> 00:30:18,694
‫خیلی متاسفم. ممکنه منو ببخشی؟

590
00:30:18,694 --> 00:30:20,612
‫- نه!
‫- اگر لازمه منو بکش

591
00:30:20,612 --> 00:30:22,155
‫می‌کشم و باید هم بکشم

592
00:30:22,781 --> 00:30:25,158
‫باشه خودم میرم چاقو میارم!

593
00:30:25,158 --> 00:30:26,410
‫خدماتتون مفت نمیارزه

594
00:30:26,410 --> 00:30:28,120
‫- ملکه!
‫- پیتر

595
00:30:28,120 --> 00:30:30,122
‫کاترین، برو کنار

596
00:30:30,122 --> 00:30:32,708
‫ازش بگذر. باعث نمیشه
‫دردت تسکین پیدا کنه

597
00:30:32,708 --> 00:30:35,586
‫نظرت چیه بکشمش و بعد بهت بگم
‫تسکین پیدا کرد یا نه؟ همم؟

598
00:30:35,586 --> 00:30:38,881
‫اگر نکرد، حق با تو بوده
‫اگر پیدا کرد، حق با من بوده

599
00:30:38,881 --> 00:30:42,050
‫یک آزمایش واقعی
‫در زمینه‌ی زندگی احساسی انسان‌ها

600
00:30:42,050 --> 00:30:44,469
‫- علم!
‫- نجیب زادگان دربار!

601
00:30:44,469 --> 00:30:46,889
‫تا لحظاتی دیگه
‫خون این مرد ریخته میشه

602
00:30:46,889 --> 00:30:50,100
‫و شوهرم روح خودش و ما رو
‫با این‌ کار لکه‌دار می‌کنه

603
00:30:50,100 --> 00:30:52,895
‫- احسنت!
‫- خفه‌خون بگیرین

604
00:30:52,895 --> 00:30:55,355
‫و به همه‌تون اثبات میشه
‫که ما همه تنهاییم

605
00:30:55,355 --> 00:30:57,858
‫و جون‌مون به لحظه‌ای از
‫درد و دیوانگی دیگران بنده

606
00:30:57,858 --> 00:30:59,943
‫که هر لحظه‌ای می‌تونه
‫آخرین لحظه‌ی عمرتون باشه

607
00:30:59,943 --> 00:31:03,197
‫که زندگی‌هامون دلیل و منطقی نداره

608
00:31:03,197 --> 00:31:05,657
‫این روسیه‌ایه که سعی دارم
‫پشت سر بذارم

609
00:31:05,657 --> 00:31:07,075
‫برای همه‌مون

610
00:31:07,701 --> 00:31:09,286
‫خب دیگه بفرما، شوهرم!

611
00:31:09,286 --> 00:31:11,788
‫همم. خب، تمام خوشی این لحظه رو خراب کردی

612
00:31:11,788 --> 00:31:13,373
‫واقعاً متاسفم

613
00:31:14,458 --> 00:31:18,504
‫فقط باعث خنده‌ی پدرت می‌شد
‫و همیشه بشدت ازش می‌ترسیدم...

614
00:31:18,504 --> 00:31:19,796
‫خفه‌شو!

615
00:31:21,924 --> 00:31:23,634
‫التماست می‌کنم

616
00:31:25,010 --> 00:31:26,428
‫بخاطر خودمون

617
00:31:31,350 --> 00:31:32,935
‫به سلامتی کاترین کبیر!

618
00:31:32,935 --> 00:31:34,353
‫هورا!

619
00:31:37,856 --> 00:31:39,608
‫و به سلامتی پیتر سوم!

620
00:31:39,608 --> 00:31:40,567
‫هورا!

621
00:31:40,567 --> 00:31:43,487
‫- هورا!
‫- هورا!

622
00:31:43,487 --> 00:31:45,948
‫نزدیک من نشو لعنتی

623
00:31:49,451 --> 00:31:51,411
‫ممنونم. ممنونم. ممنونم

624
00:31:51,411 --> 00:31:53,997
‫بهتره گورت رو گم کنی، جناب، سریعاً

625
00:31:57,292 --> 00:31:58,710
‫نوشیدنی لازم دارم. گریگور؟

626
00:31:59,336 --> 00:32:01,463
‫کجایی؟ نوشیدنی بیار

627
00:32:01,463 --> 00:32:03,090
‫کوکتل شامپاین، شات ودکا

628
00:32:03,090 --> 00:32:05,759
‫و بعدش یکم "کریم‌ د‌ِ مِنث" گازدار
‫که این مدت امتحان می‌کردم

629
00:32:05,759 --> 00:32:07,886
‫گریگور کدوم گوریه آخه؟

630
00:32:07,886 --> 00:32:10,556
‫خدمتکارهای لعنتی
‫هرموقع بهشون نیاز داری نیستن

631
00:32:10,556 --> 00:32:11,765
‫لعنتی!

632
00:32:16,895 --> 00:32:19,064
‫- اوه، اون گازداره آدمو سرحال میاره
‫- آره، مگه نه؟

633
00:32:23,777 --> 00:32:26,196
‫توجهم رو جلب کردی

634
00:32:26,196 --> 00:32:29,449
‫خیلی ساکت و آرومی، ولی...

635
00:32:29,449 --> 00:32:30,659
‫آدم بخصوصی هستی

636
00:32:30,659 --> 00:32:32,953
‫- از گوش دادن خوشم میاد
‫- منم همینطور

637
00:32:35,455 --> 00:32:37,457
‫مرد خیلی پولدار و  پرمشغله‌ای هستی

638
00:32:37,457 --> 00:32:40,919
‫ولی تصمیم گرفتی
‫برای دو ماه بیای ناکاز

639
00:32:40,919 --> 00:32:42,337
‫آدم میهن‌پرستی هستم

640
00:32:42,337 --> 00:32:47,259
‫اوه! خیلی عجیبه که
‫وقتی مردم اینو میگن آدم پشتش می‌لرزه

641
00:32:47,968 --> 00:32:49,219
‫من به روسیه خدمت می‌کنم

642
00:32:49,928 --> 00:32:52,222
‫خب، کاترین خود روسیه‌ست

643
00:32:52,931 --> 00:32:54,057
‫همم

644
00:32:54,641 --> 00:32:57,561
‫می‌خواد حرف‌های ما رو بشنوه، ظاهراً

645
00:32:57,561 --> 00:33:02,733
‫بله. می‌خواد بشنوه
‫ که حرفاش رو می‌شنوین و میگین "هورا!"

646
00:33:03,734 --> 00:33:06,320
‫خب، در رو به روی چیز دیگه‌ای هم باز کرده

647
00:33:06,320 --> 00:33:08,655
‫بالاخره توی روسیه حق انتخاب خواهیم داشت

648
00:33:09,406 --> 00:33:11,283
‫قتل بی قتل، همم؟

649
00:33:11,283 --> 00:33:12,451
‫باورنکردنیه

650
00:33:15,245 --> 00:33:16,538
‫دستت بی‌حس نشده؟

651
00:33:26,673 --> 00:33:28,425
‫آره یخورده

652
00:33:28,425 --> 00:33:30,093
‫چاییت رو مسموم کردم

653
00:33:30,093 --> 00:33:33,013
‫که دلیل بی‌حسی دستت
‫و احتمالاً گیج رفتن سرته

654
00:33:33,013 --> 00:33:34,473
‫درد سینه؟

655
00:33:38,060 --> 00:33:41,355
‫یجور عصاره‌ی گل زرده

656
00:33:41,355 --> 00:33:42,606
‫اگر بوش کنی، غش می‌کنی

657
00:33:42,606 --> 00:33:47,194
‫اگر بنوشیش، خب، کلیه‌هات می‌میرن
‫و یکم بعدش خودت می‌میری

658
00:33:50,322 --> 00:33:52,241
‫قتل بی قتل

659
00:33:52,241 --> 00:33:54,034
‫چه حسی نسبت بهش داری؟

660
00:33:54,034 --> 00:33:58,112
‫- من فقط یک نفرم...
‫- که تاجرها توی چنگش هستن

661
00:34:05,462 --> 00:34:08,257
‫با یک گازش، در عرض نیم ساعت
‫حالت خوب میشه

662
00:34:09,550 --> 00:34:10,759
‫مار؟

663
00:34:11,802 --> 00:34:13,220
‫طبیعت

664
00:34:13,220 --> 00:34:18,225
‫تمام سوال‌ها و تمام جواب‌ها
‫به شکل آشفته و لذت‌بخشی توش وجود داره

665
00:34:20,227 --> 00:34:22,563
‫به‌زودی یکم بالا میاری

666
00:34:22,563 --> 00:34:24,815
‫سعی کن قبل از بیهوش شدن جواب بدی

667
00:34:25,607 --> 00:34:27,359
‫وقتی تصمیمت رو گرفتی بهم بگو

668
00:34:27,359 --> 00:34:30,612
‫باشه، باشه حتماً
‫بهت قول میدم

669
00:34:30,612 --> 00:34:33,866
‫همه می‌دونن که تاجرها
‫همیشه سر قول‌شون نمی‌مونن

670
00:34:33,866 --> 00:34:36,827
‫اوه، اصلاً دلم نمی‌خواد
‫این اتفاق دوباره بیفته

671
00:34:36,827 --> 00:34:38,161
‫منم همینطور

672
00:34:38,161 --> 00:34:40,581
‫مارم فقط یک‌بار گازت می‌گیره

673
00:34:40,581 --> 00:34:43,834
‫خاندان پیتر کبیر رو که می‌شناسی
‫ما فرصت دومی به کسی نمیدیم

674
00:34:43,834 --> 00:34:45,169
‫بله، کاملاً فهمیدم

675
00:34:45,169 --> 00:34:46,753
‫خیلی خیالم راحت شد

676
00:34:46,753 --> 00:34:50,215
‫خب... بیا درمانت کنیم

677
00:34:50,215 --> 00:34:52,467
‫رون یا زیر بغل؟

678
00:34:55,846 --> 00:34:57,347
‫می‌خواین لباس‌مون رو دربیاریم؟

679
00:34:57,931 --> 00:34:59,141
‫لباس دربیارین؟

680
00:34:59,933 --> 00:35:02,561
‫برای کشته شدن
‫که لباس‌ها خراب نشه

681
00:35:02,561 --> 00:35:05,647
‫ملکه نمی‌خواد شما رو بکشه
‫جون‌تون در خطر نیست

682
00:35:05,647 --> 00:35:08,066
‫- عه؟
‫- آخیش

683
00:35:08,066 --> 00:35:10,819
‫قیافه‌هاتون پر از آسایش شد

684
00:35:11,612 --> 00:35:15,157
‫ولی ظاهراً مخالف
‫قانون ممنوعیت قتل ملکه هستین

685
00:35:15,157 --> 00:35:16,158
‫چرا؟

686
00:35:16,158 --> 00:35:18,076
‫فکر می‌کنیم ساحره‌ست

687
00:35:18,076 --> 00:35:21,622
‫دماغش کوچیکه و پوستش زیادی سفیده

688
00:35:21,622 --> 00:35:24,958
‫یه خال روی گردنش داره
‫یه سوراخ که شیطان ازش وارد میشه

689
00:35:24,958 --> 00:35:28,670
‫که فرستاده شده ما رو بر علیه
‫ ارباب‌هامون کنه، که ما رو وسوسه کنه

690
00:35:28,670 --> 00:35:30,506
‫یه حقه‌ست

691
00:35:30,506 --> 00:35:34,134
‫که بگیم از قتل متنفریم
‫و بعد نجیب‌ زاده‌ها ما رو بکشن

692
00:35:35,511 --> 00:35:37,763
‫داره روسیه رو تغییر میده

693
00:35:37,763 --> 00:35:39,681
‫خدا اون رو انتخاب نکرده

694
00:35:39,681 --> 00:35:43,018
‫عه، پس اون رو یادتون میاد؟

695
00:35:43,018 --> 00:35:44,937
‫خدا رو؟

696
00:35:44,937 --> 00:35:46,438
‫چون جوری که رفتار می‌کنین

697
00:35:46,438 --> 00:35:49,399
‫آدم فکر می‌کنه
‫ به درگاه نجیب زاده‌ها دعا می‌کنین

698
00:35:49,399 --> 00:35:51,568
‫ما رو که آزاد نمی‌کنه، مگه نه؟

699
00:35:51,568 --> 00:35:54,154
‫هنوزم صاحب ما هستن
‫حتی اگر نتونن ما رو بکشن

700
00:35:54,154 --> 00:35:57,574
‫حداقل وقتی می‌تونی کشته بشی
‫می‌دونی ممکنه به پایان برسه

701
00:35:58,700 --> 00:36:00,911
‫چه دیدگاه خوش‌بینانه‌ای به موضوع داری

702
00:36:01,620 --> 00:36:05,749
‫اجازه بدین گره این ترسی که

703
00:36:05,749 --> 00:36:09,169
‫برای خودتون بافتین رو باز کنم

704
00:36:11,463 --> 00:36:14,049
‫عذاب ابدی

705
00:36:15,133 --> 00:36:17,219
‫باهاش آشنایی دارین؟

706
00:36:17,219 --> 00:36:20,472
‫حالا که همه‌مون اینجاییم
‫بصورت خلاصه براتون مرور می‌کنم

707
00:36:21,473 --> 00:36:24,017
‫اگر در این موضوع
‫بر خلاف خواسته‌هام عمل کنین

708
00:36:24,017 --> 00:36:27,312
‫اگر بر علیه ملکه عمل کنین
‫که از وقتی به این مقام رسیده

709
00:36:27,312 --> 00:36:29,815
‫خدا در قدرت نگه داشته

710
00:36:29,815 --> 00:36:34,736
‫به اعماق جهنم فرستاده خواهید شد

711
00:36:34,736 --> 00:36:37,948
‫امواج سفید آتش سوزان جهنم

712
00:36:37,948 --> 00:36:40,534
‫بر بدن‌هاتون آوار میشه

713
00:36:40,534 --> 00:36:42,578
‫و وارد ریه‌هاتون میشه

714
00:36:42,578 --> 00:36:46,957
‫تا از درون زنده زنده بسوزید

715
00:36:46,957 --> 00:36:52,129
‫ملخ‌ها وارد تمامی سوراخ‌های بدنتون میشن

716
00:36:52,129 --> 00:36:54,006
‫و توی سرتون می‌لولن

717
00:36:54,006 --> 00:36:57,009
‫و به پشت چشم‌هاتون چنگ می‌اندازن

718
00:36:57,009 --> 00:36:59,386
‫و هیچ پایانی نداره

719
00:36:59,386 --> 00:37:01,930
‫و هیچ آغازی نداره

720
00:37:01,930 --> 00:37:06,059
‫فقط عذاب وجود داره

721
00:37:06,059 --> 00:37:10,272
‫درحالی‌که یک چاقو
‫ پاشنه‌ی آشیل‌تون رو پاره می‌کنه

722
00:37:10,272 --> 00:37:13,400
‫و یک سیخ داغ به سوراخ

723
00:37:13,400 --> 00:37:16,904
‫باسن‌تون فرو میره، ساعتی یک‌بار

724
00:37:16,904 --> 00:37:19,364
‫هر ساعت، تا...

725
00:37:20,282 --> 00:37:24,244
‫عه، وایسا ببینم، اصلاً "تا"یی وجود نداره

726
00:37:24,244 --> 00:37:26,997
‫چون هرگز تمام نمیشه

727
00:37:27,581 --> 00:37:31,043
‫توی جهنم زمان وجود نداره

728
00:37:34,463 --> 00:37:36,215
‫البته شاید اشتباه می‌کنم

729
00:37:36,215 --> 00:37:38,717
‫شاید بعضی‌هاتون اون سیخه رو تجربه نکنین

730
00:37:38,717 --> 00:37:41,595
‫ولی بهتره آمادگی همه‌چی رو داشته باشین

731
00:37:43,180 --> 00:37:46,350
‫یا، می‌تونین به خواسته‌ی خدا عمل کنین

732
00:37:46,350 --> 00:37:48,560
‫و طرف ملکه رو بگیرین

733
00:37:48,560 --> 00:37:52,231
‫درحالی‌که داره فرمان خدا رو
‫برای خیر روسیه اجرا می‌کنه

734
00:37:53,190 --> 00:37:54,650
‫انتخابش با خودتونه

735
00:37:55,734 --> 00:37:58,153
‫درهرصورت

736
00:37:58,153 --> 00:37:59,821
‫خدا می‌فهمه

737
00:37:59,821 --> 00:38:02,241
‫چون خدا...

738
00:38:02,241 --> 00:38:04,785
‫همه‌چی رو...

739
00:38:04,785 --> 00:38:07,704
‫می‌دونه

740
00:38:08,413 --> 00:38:09,498
‫چه خوشتیپ شدی

741
00:38:09,498 --> 00:38:11,500
‫- شروع نکن
‫- و من چی؟

742
00:38:12,042 --> 00:38:14,560
‫- چشم‌نوازی
‫- می‌دونستم

743
00:38:14,753 --> 00:38:16,380
‫هنوزم می‌تونی منو بکنی، می‌دونی که؟

744
00:38:16,380 --> 00:38:19,258
‫بایدم هنوز منو بکنی
‫ناسلامتی زن و شوهریم

745
00:38:19,258 --> 00:38:21,677
‫من با ماریال هستم. عاشقشم

746
00:38:21,677 --> 00:38:23,637
‫وقتی با پیتر می‌خوابیدم
‫بازم با تو می‌خوابیدم

747
00:38:23,637 --> 00:38:25,013
‫اکثر اوقات جلوی روی من

748
00:38:25,013 --> 00:38:27,391
‫دقیقاً، چون می‌خواستم حس کنی
‫توی این قضیه شریکیم

749
00:38:32,145 --> 00:38:33,689
‫اوه!

750
00:38:42,406 --> 00:38:44,408
‫- شوهرم
‫- ساحره

751
00:38:45,492 --> 00:38:47,244
‫ممنونم

752
00:38:47,244 --> 00:38:51,248
‫گاهی اوقات متاهل بودن سخته
‫و بعد وقتی می‌رقصیم...

753
00:38:52,666 --> 00:38:53,792
‫آسون میشه

754
00:38:53,792 --> 00:38:55,335
‫دقیقاً

755
00:38:55,335 --> 00:38:57,045
‫راستشو بگو، حالت بهتر نیست

756
00:38:57,045 --> 00:38:59,590
‫که امشب خون دست‌ها و روحت رو آلوده نکرده؟

757
00:38:59,590 --> 00:39:02,009
‫همم، راستشو بخوای
‫یخورده بابتش احساس آرامش می‌کنم

758
00:39:03,552 --> 00:39:04,803
‫چون فعلاً...؟

759
00:39:06,221 --> 00:39:07,222
‫خوشحالم

760
00:39:07,848 --> 00:39:08,932
‫دقیقاً

761
00:39:15,022 --> 00:39:18,066
‫ملکه، فقط می‌خواستم بگم

762
00:39:18,859 --> 00:39:22,404
‫دیدم توی دردسر افتادی
‫و حس کردم یه راه نجات لازمه

763
00:39:22,404 --> 00:39:24,823
‫ولی درکل بخاطر جسور بودن‌تون هم
‫ فشارم رفته بود بالا

764
00:39:26,825 --> 00:39:28,202
‫ادای بیهوش شدن درآوردی

765
00:39:28,202 --> 00:39:30,120
‫فکر کردم خیلی متقاعدکننده بود

766
00:39:31,330 --> 00:39:33,749
‫ظاهراً که دروغگوی خوبی هستی

767
00:39:33,749 --> 00:39:34,917
‫ممنونم

768
00:39:34,917 --> 00:39:37,461
‫نیازی ندارم بهم اعتماد کنین
‫یا باهام دوست باشین

769
00:39:37,461 --> 00:39:39,922
‫به وقتش، می‌فهمین که
‫من طرف شمام، و طرف روسیه

770
00:39:40,797 --> 00:39:42,674
‫و در اعماق قلبم، مطمئنم که مفید بودم

771
00:39:42,674 --> 00:39:44,426
‫و این تنها چیزیه که می‌خوام

772
00:39:44,426 --> 00:39:45,719
‫صحیح

773
00:39:48,096 --> 00:39:50,182
‫- شاهان!
‫- شاهان!

774
00:39:51,391 --> 00:39:53,185
‫اوه، محض رضای خدا!

775
00:40:04,988 --> 00:40:07,533
‫- چیه؟
‫- ببین، یه لطفی ازت می‌خوام

776
00:40:08,659 --> 00:40:09,910
‫باشه

777
00:40:11,954 --> 00:40:14,248
‫برای همدیگه لیمو گذاشتیم

778
00:40:14,248 --> 00:40:16,208
‫میشه برام از وینودل دارو بگیری؟

779
00:40:16,208 --> 00:40:17,835
‫برای خودم نمی‌خوام

780
00:40:17,835 --> 00:40:18,836
‫پس برای کی؟

781
00:40:20,045 --> 00:40:22,089
‫راستش شاید جالب باشه
‫که بیای ببینیش

782
00:40:27,761 --> 00:40:30,347
‫هنوزم درک نمی‌کنم. نکشتیش

783
00:40:30,347 --> 00:40:32,474
‫- خب اینجا نبودی
‫- واقعاً هم نبودی

784
00:40:32,474 --> 00:40:33,892
‫اصلاً اینجا نبودی

785
00:40:35,143 --> 00:40:37,604
‫هضم کسی مثل سیمیتز برای آدم سخته

786
00:40:37,604 --> 00:40:40,858
‫آره، می‌دونم، ولی تصمیم گرفتم
‫که اگر نکشمش شوهر بهتریم

787
00:40:40,858 --> 00:40:43,068
‫زن شاد، یعنی زندگی شاد. هورا!

788
00:40:43,068 --> 00:40:45,863
‫تو چرا توی این مکالمه‌ای
‫اسکل خواجه‌ی بلوند بی‌تاج و تخت؟

789
00:40:47,489 --> 00:40:50,242
‫عاشق این رفتار گرم و صمیمیتم

790
00:40:50,242 --> 00:40:54,955
‫جوابش ساده‌ست، چون شاه‌ها همدیگه رو
‫درک می‌کنن، زنیکه‌ی رعیت زیادی سرخاب‌زده

791
00:40:54,955 --> 00:40:57,416
‫پیتر، درهرحال که قراره بکشیمش؟

792
00:40:58,000 --> 00:40:59,376
‫نمی‌دونم

793
00:40:59,376 --> 00:41:01,587
‫شاید حق با اونه و اهمیتی نداره

794
00:41:01,587 --> 00:41:04,590
‫الان ریختن خون
‫باعث از بین رفتن گذشته نمیشه

795
00:41:04,590 --> 00:41:05,799
‫معلومه که میشه

796
00:41:05,799 --> 00:41:07,593
‫موافقم! انتقام باید گرفته بشه!

797
00:41:07,593 --> 00:41:10,137
‫میشه فقط روی اسب تمرکز کنیم؟ باشه؟

798
00:41:10,137 --> 00:41:13,432
‫ازتون می‌خوام کمک کنین
‫ اسبه شق کنه تا اون یکی اسبه رو بکنه

799
00:41:13,432 --> 00:41:15,851
‫که یه ابراسب جدید درست کنن
‫که به پسرم هدیه بدم

800
00:41:15,851 --> 00:41:17,853
‫و هیچکس کمکم نمی‌کنه!

801
00:41:17,853 --> 00:41:19,688
‫می‌تونم بهش خیره بشم، معمولاً جواب میده

802
00:41:19,688 --> 00:41:23,024
‫خودم درستش می‌کنم، پیتر. بهم اعتماد کن

803
00:41:26,904 --> 00:41:29,823
‫تمام دوای محرک‌مون رو می‌خوام
‫برای اسبه

804
00:41:29,823 --> 00:41:31,366
‫بعدش خودت چطور شق می‌کنی؟

805
00:41:31,366 --> 00:41:34,286
‫اگنس، همه‌چی به همین بستگی داره
‫نقشه داریم یا نداریم؟

806
00:41:34,286 --> 00:41:35,287
‫آره داریم

807
00:41:35,287 --> 00:41:38,290
‫و بازم می‌پرسم، بعدش چطوری
‫ برای من شق می‌کنی؟

808
00:41:38,290 --> 00:41:41,835
‫شق می‌کنم، قول میدم
‫وقتی آروم باشم!

809
00:41:42,711 --> 00:41:45,881
‫جلب نظر پیتر باعث میشه شق کنم، بهم اعتماد کن

810
00:41:54,348 --> 00:41:55,724
‫حس می‌کردم یه بوی خوب میاد

811
00:41:55,724 --> 00:41:57,351
‫تویی

812
00:41:57,351 --> 00:41:59,144
‫بنظر ناجور میاد

813
00:41:59,144 --> 00:42:01,605
‫یخورده عفونت کرده، خوب میشه

814
00:42:01,605 --> 00:42:03,357
‫پگاچف از سوسک‌ها هم بیشتر عمر می‌کنه

815
00:42:03,941 --> 00:42:05,108
‫من ماریال هستم

816
00:42:05,108 --> 00:42:06,652
‫برای کمرت یکم دارو می‌دزده

817
00:42:06,652 --> 00:42:08,779
‫و بعد بعضی شب‌ها می‌تونم بیام روت

818
00:42:08,779 --> 00:42:11,865
‫اوه، خیلی خوب میشه، برای رابطه‌ی جنسی

819
00:42:11,865 --> 00:42:13,534
‫بهت چاقو زد

820
00:42:13,534 --> 00:42:15,077
‫برام سوال بود
‫چه اتفاقی برات افتاده

821
00:42:15,077 --> 00:42:16,954
‫حتماً فقط برای تو سوال شده. نوشیدنی می‌خوری؟

822
00:42:16,954 --> 00:42:19,831
‫می‌خوای فردا همراهم
‫بیای بالا به یه کنفرانس؟

823
00:42:19,831 --> 00:42:22,668
‫نه، ممنون. احتمالاً وقتی منو ببینن
کارم رو تموم کنن

824
00:42:23,168 --> 00:42:24,253
‫عوضیا

825
00:42:24,253 --> 00:42:25,546
‫واقعاً هم عوضین

826
00:42:25,546 --> 00:42:27,422
‫مردک هیولاست، و زنیکه‌ هم به همون بدیه

827
00:42:27,422 --> 00:42:28,715
‫نوشیدنی می‌خوای؟

828
00:42:28,715 --> 00:42:29,800
‫برنامه‌ی خاصی که ندارم

829
00:42:35,347 --> 00:42:37,140
‫باید حواست به هیوگو باشه

830
00:42:37,140 --> 00:42:38,183
‫هست

831
00:42:39,226 --> 00:42:41,144
‫قضیه‌ی این بازی
‫"من عاشق کاترین هستم" تو چیه؟

832
00:42:42,271 --> 00:42:46,650
‫بازی نیست. واقعاً به کاری
‫که سعی داره انجام بده باور دارم

833
00:42:46,650 --> 00:42:48,944
‫به عنوان یه زن
‫همه‌چی رو برامون عوض می‌کنه

834
00:42:49,987 --> 00:42:51,280
‫لعنتی

835
00:42:51,280 --> 00:42:52,906
‫خیلی خوب بود

836
00:42:52,906 --> 00:42:54,449
‫تقریباً تشخیص نمیدم دروغ میگی یا نه

837
00:42:54,449 --> 00:42:56,285
‫تا اینکه یادم میاد تویی
‫و می‌فهمم دروغ میگی

838
00:42:59,413 --> 00:43:01,832
‫- پیتر باید سیمیتز رو بکشه
‫- می‌دونم

839
00:43:01,832 --> 00:43:03,876
‫نمی‌تونه با فکر زنده بودنش زندگی کنه

840
00:43:03,876 --> 00:43:05,252
‫می‌دونم

841
00:43:05,919 --> 00:43:07,629
‫باید بهش کمک کنیم

842
00:43:07,629 --> 00:43:09,173
‫موافقم

843
00:43:09,173 --> 00:43:10,966
‫باید سکس کنیم، موافق نیستی؟

844
00:43:10,966 --> 00:43:12,259
‫نه، نیستم

845
00:43:12,843 --> 00:43:14,469
‫خیلی بی‌رحمی

846
00:43:14,469 --> 00:43:16,722
‫باعث میشه جذاب‌تر هم بشی

847
00:43:43,916 --> 00:43:45,167
‫خوابت نمی‌بره؟

848
00:43:46,585 --> 00:43:48,003
‫من خوابم نمی‌بره

849
00:43:48,003 --> 00:43:49,129
‫منم همینطور

850
00:43:50,005 --> 00:43:51,840
‫شاید نشونه‌ی اینه که باید سکس کنیم

851
00:43:51,840 --> 00:43:54,927
‫نه اینکه نیاز به نشونه داشته باشیم، اینقدر
‫ ماهریم که مردم باید پول بدن تماشا کنن

852
00:43:54,927 --> 00:43:58,847
‫بامزه بود، و راست میگی
‫ولی سکس بی سکس

853
00:43:58,847 --> 00:44:00,641
‫عه، چرا آخه؟

854
00:44:01,266 --> 00:44:04,019
‫الان دیگه همیشه توی وجودمه
‫توی استخون‌هام، توی خونم

855
00:44:04,686 --> 00:44:06,313
‫حس عجیبی داره، جالب نمیشه

856
00:44:06,313 --> 00:44:08,106
‫می‌تونی همزمان دو چیز باشی، می‌دونی که

857
00:44:08,106 --> 00:44:11,485
‫می‌تونی منو بکنی و عاشق اون باشی
‫و من می‌تونم باهات بخوابم و بهش وفادار باشم

858
00:44:11,485 --> 00:44:12,819
‫سخت که نیست

859
00:44:12,819 --> 00:44:14,821
‫جنگیدن با خودت سخته

860
00:44:14,821 --> 00:44:17,241
‫حتی الان، وقتی توی این لباس می‌بینمت
‫و اون زمانی یادم میاد

861
00:44:17,241 --> 00:44:20,785
‫که اونقدر محکم با این لباس کردمت
‫که یکی از گوشواره‌هات دراومد و...

862
00:44:21,453 --> 00:44:23,038
‫سینه‌م یخورده تیر کشید

863
00:44:23,038 --> 00:44:26,250
‫پس تسلیمش شو و بکنش توی من

864
00:44:26,250 --> 00:44:27,835
‫لازم نیست کسی بفهمه

865
00:44:27,835 --> 00:44:30,712
‫آخه دلم نمی‌خواد. اصلاً

866
00:44:32,047 --> 00:44:33,423
‫عجب

867
00:44:34,800 --> 00:44:37,594
‫هرچیزی که قبلاً داشتم
‫الان مال یکی دیگه‌ست

868
00:44:39,263 --> 00:44:40,472
‫منم همینطور

869
00:44:41,223 --> 00:44:44,183
‫هنوزم اون دختری هستی
‫که بخاطرش از درخت رفتم بالا

870
00:44:44,643 --> 00:44:47,770
‫توام هنوز اون پسری هستی
‫که بخاطرش به یه سگ لگد زدم

871
00:44:59,157 --> 00:45:02,494
‫یه بسته‌ی کامل از بهترین
‫آلت‌پُر‌های سوئدی خورده

872
00:45:03,287 --> 00:45:05,873
‫- آلت‌پُر؟
‫- وایسا تماشا کن. وایسا تماشا کن

873
00:45:06,874 --> 00:45:08,000
‫بجنب!

874
00:45:09,793 --> 00:45:12,588
‫ گریگور! ها! فکر کنم هیوگو آماده‌شون کرده

875
00:45:12,588 --> 00:45:14,131
‫بله آماده‌شون کردم

876
00:45:14,131 --> 00:45:16,550
‫توصیه‌ای داری، گریگور
‫که بخوای بی‌دلیل بگی؟

877
00:45:16,550 --> 00:45:17,968
‫برو درتو بذار؟

878
00:45:17,968 --> 00:45:20,179
‫روش غم‌انگیزی برای گفتن اینه که
‫"نه، توصیه‌‌ای ندارم"

879
00:45:20,179 --> 00:45:22,472
‫دیشب سیمیتز رو دیدم

880
00:45:22,472 --> 00:45:24,808
‫وقتی از کنارمون رد شد داشت پوزخند می‌زد

881
00:45:25,434 --> 00:45:27,311
‫- چی؟
‫- پوزخند می‌زد

882
00:45:27,311 --> 00:45:29,521
‫و یه صدایی از خودش درآورد

883
00:45:29,521 --> 00:45:31,273
‫چیکار کرد؟

884
00:45:31,273 --> 00:45:32,900
‫داره... داره انجامش میده!

885
00:45:32,900 --> 00:45:34,193
‫باید این‌کارو بکنیم

886
00:45:34,193 --> 00:45:35,444
‫نقشه‌ش رو ریختیم

887
00:45:35,444 --> 00:45:36,904
‫عجب، اینجا رو باش

888
00:45:36,904 --> 00:45:38,697
‫نمی‌تونم مدام سرمو بکنم توی آب، مگه نه؟

889
00:45:38,697 --> 00:45:40,991
‫پیتر... پیتر، پیتر، دارن سکس می‌کنن

890
00:45:40,991 --> 00:45:42,159
‫قطعاً نمی‌تونی

891
00:45:42,159 --> 00:45:44,203
‫اوه!

892
00:45:44,203 --> 00:45:46,163
‫و...

893
00:45:46,163 --> 00:45:47,331
‫تمام شد!

894
00:45:49,291 --> 00:45:51,084
‫عالی بود. آفرین، هیوگو

895
00:45:51,084 --> 00:45:52,628
‫گریگور، بیا بریم

896
00:45:52,628 --> 00:45:53,962
‫کجا داریم میریم؟

897
00:45:53,962 --> 00:45:55,422
‫یه قضیه‌ی روسیه

898
00:45:55,422 --> 00:45:57,216
‫ممنون. دیگه برو گمشو، هیوگو

899
00:45:59,134 --> 00:46:00,677
‫از اینجا متنفرم!

900
00:46:04,890 --> 00:46:05,891
‫لعنتی!

901
00:46:09,853 --> 00:46:12,564
‫سلام. اوضاع چطور بنظر میاد؟

902
00:46:12,564 --> 00:46:13,857
‫خودت ببین

903
00:46:16,568 --> 00:46:19,112
‫صبح بخیر. از امروز لذت ببرید

904
00:46:21,615 --> 00:46:23,951
‫حالا از تو می‌ترسن
‫به‌جای این‌که از نجیب‌زاده‌ها بترسن؟

905
00:46:23,951 --> 00:46:25,536
‫بیشتر از خشم خدا می‌ترسن

906
00:46:25,536 --> 00:46:28,288
‫تا حد مرگ کتک خوردن از نجیب‌زاده‌ها

907
00:46:28,288 --> 00:46:31,291
‫در مقایسه با عذاب ابدی هیچه

908
00:46:31,291 --> 00:46:34,086
‫پس قرار نیست آزادانه صحبت کنن
‫چون زدی ترسوندی‌شون

909
00:46:34,711 --> 00:46:35,963
‫تاجرها کنار شما هستن

910
00:46:35,963 --> 00:46:38,924
‫- چیکار کردی؟
‫- اوه، نیازی به جزئیات نیست

911
00:46:38,924 --> 00:46:42,511
‫در همین حد میگم که
‫ایده‌ی جدیدی در خون‌شون جاری شده

912
00:46:43,679 --> 00:46:45,931
‫صحیح. دیگه چیزی نمی‌پرسم

913
00:46:47,224 --> 00:46:49,685
‫ولی اینجوری هیچکس به چیزی باور نداره

914
00:46:49,685 --> 00:46:52,020
‫ولی قطعاً با قتل مخالفن

915
00:46:52,020 --> 00:46:54,690
‫- اینو توی چشم‌هاش دیدم
‫- فقط بازی‌شون دادیم

916
00:46:54,690 --> 00:46:57,442
‫یعنی داری میگی
‫"آفرین، خیلی ممنون"؟

917
00:46:57,442 --> 00:46:59,278
‫- من که اینطور شنیدم
‫- بامزه بود

918
00:46:59,278 --> 00:47:00,362
‫خیلی‌خب

919
00:47:00,821 --> 00:47:03,574
‫نظر نجیب‌زاده‌ها نامعلومه

920
00:47:03,574 --> 00:47:06,994
‫دو سوم رو تشکیل میدن
‫نظرت چیه؟

921
00:47:06,994 --> 00:47:08,453
‫من نظری ندارم

922
00:47:08,453 --> 00:47:11,206
‫ترجیح میدم مطمئن بشم
‫و مطمئنم که نمی‌دونیم

923
00:47:12,416 --> 00:47:14,459
‫پس رأی‌گیری کردن از نفرات خطر داره

924
00:47:14,459 --> 00:47:16,461
‫بریم شکار سگ‌آبی؟

925
00:47:16,461 --> 00:47:19,131
‫بعلاوه، چی میشه اگر ببریم و از اینجا بریم بیرون

926
00:47:19,131 --> 00:47:21,133
‫و ببینیم شوهرم داره سر سیمیتز رو قطع می‌کنه؟

927
00:47:21,133 --> 00:47:22,801
‫این پیروزیه یا به سخره گرفتن؟

928
00:47:22,801 --> 00:47:24,052
‫بنظرت سرشو بزنه؟

929
00:47:24,052 --> 00:47:25,387
‫نه

930
00:47:25,387 --> 00:47:26,972
‫ولی تمامش خطر داره

931
00:47:28,098 --> 00:47:29,057
‫خب؟

932
00:47:32,311 --> 00:47:35,480
‫وقتایی که مرموز میشی رو دوست دارم
‫اوضاع خیلی دراماتیک میشه

933
00:47:49,786 --> 00:47:52,789
‫عجب گفتگوی گرمی دیروز داشتیم

934
00:47:52,789 --> 00:47:54,208
‫هورا!

935
00:47:54,208 --> 00:47:58,003
‫ولی وقتشه بریم سروقت
‫اولین موردی که می‌خوام اعلام کنم

936
00:47:59,213 --> 00:48:00,589
‫موضوع "ممنوعیت قتل" بود، مگه نه؟

937
00:48:02,257 --> 00:48:04,468
‫خیلی حرفا در این مورد داریم

938
00:48:05,177 --> 00:48:07,471
‫فعلاً از این موضوع می‌گذریم

939
00:48:07,471 --> 00:48:09,515
‫اون فقط یه صحبت دست‌گرمی بود

940
00:48:09,515 --> 00:48:12,463
‫وقتی صحبت‌های گفته شده رو بررسی کردم

941
00:48:12,487 --> 00:48:15,435
‫بعداً درست‌و‌حسابی
‫در موردش حرف می‌زنیم. هورا!

942
00:48:19,191 --> 00:48:23,904
‫خب، اولین بیانیه‌ی ناکاز
‫که باید در موردش رأی بدیم

943
00:48:23,904 --> 00:48:26,448
‫لحظه‌ای هیجان‌انگیز برای همه‌مونه

944
00:48:27,533 --> 00:48:30,744
‫من پیشنهاد می‌کنم که تمام روستاهای روسیه

945
00:48:30,744 --> 00:48:34,998
‫چه بزرگ چه کوچیک، غنی یا فقیر

946
00:48:34,998 --> 00:48:37,918
‫میمون مخصوص خودشون رو داشته باشن!

947
00:48:37,918 --> 00:48:39,670
‫اوه...

948
00:48:41,129 --> 00:48:42,548
‫چه بامزه!

949
00:48:46,385 --> 00:48:47,511
‫بیاین رای بدیم!

950
00:48:55,978 --> 00:48:58,605
‫- خب، همین باید کافی باشه
‫- بنظرت قلبش رو بزنیم یا گلوش؟

951
00:48:59,606 --> 00:49:01,859
‫هرموقع بهش فکر می‌کردم
‫چشماش توی نظرم میومد

952
00:49:01,859 --> 00:49:04,403
‫چشم، ایول
‫وحشت رو از نزدیک می‌بینی

953
00:49:04,403 --> 00:49:05,487
‫دقیقاً

954
00:49:06,113 --> 00:49:07,447
‫ولی...

955
00:49:09,199 --> 00:49:10,659
‫اگر نکشمش چی؟

956
00:49:11,410 --> 00:49:12,411
‫با عقل جور درنمیاد

957
00:49:12,411 --> 00:49:14,997
‫چی میشه اگر ببندیمش
‫به یه درخت، شکنجه‌ش بدیم

958
00:49:14,997 --> 00:49:18,876
‫بذاریم حیوونا بکننش و تکه‌پاره‌ش کنن
‫و بعد یک ماه تمام، هر بعدازظهر

959
00:49:18,876 --> 00:49:22,546
‫برگردیم و فقط بهش صدمه بزنیم، و بریم؟

960
00:49:22,546 --> 00:49:25,257
‫- بنظر خیلی وقت‌گیر میاد
‫- آره گمونم

961
00:49:25,257 --> 00:49:27,676
‫کاترین هرگز نمی‌فهمه
‫مطمئن میشیم نفهمه

962
00:49:28,218 --> 00:49:30,304
‫راز توی تمام ازدواج‌ها هست

963
00:49:31,138 --> 00:49:32,806
‫- مال تو چی؟
‫- نه

964
00:49:34,141 --> 00:49:35,309
‫راستش، نه

965
00:49:35,309 --> 00:49:36,977
‫گاهی میگم ای‌کاش داشتیم

966
00:49:44,735 --> 00:49:45,944
‫سلام

967
00:49:47,905 --> 00:49:51,658
‫اگر ناپدید بشم
‫زنت می‌فهمه کار تو بوده

968
00:49:57,164 --> 00:49:58,624
‫حالا لازم نیست دروغ بگی

969
00:49:59,374 --> 00:50:00,959
‫واقعاً یک دوست واقعی هستی

970
00:50:03,003 --> 00:50:04,129
‫ولی...

971
00:50:36,203 --> 00:50:39,289
‫تنها کسایی نبودین
‫که اون زمان سربه‌سرشون می‌گذاشت

972
00:50:46,171 --> 00:50:48,131
‫حس خوبی داره، سکوت بعدش، مگه نه؟

973
00:50:48,131 --> 00:50:50,509
‫اوه... بهترین قسمتش همینه

974
00:50:50,509 --> 00:50:52,344
‫احساس آرامش کوفتیش...

975
00:50:52,344 --> 00:50:53,971
‫بی‌نظیره

976
00:51:10,487 --> 00:51:13,407
‫- تبریک میگم
‫- ماریال، میشه شروع نکنی؟

977
00:51:14,491 --> 00:51:18,036
‫میمون‌ها موش‌ها رو مثل موز می‌خورن

978
00:51:18,954 --> 00:51:21,206
‫پس قدم رو به ‌جلوییه که آرزوش رو داشتیم

979
00:51:21,206 --> 00:51:24,585
‫وقتی جون‌مون رو به‌خطر انداختیم
‫و نقشه‌ی براندازی شوهرت رو ریختیم

980
00:51:25,043 --> 00:51:26,211
‫لطفاً برو

981
00:51:28,255 --> 00:51:29,715
‫حرفی برای گفتن دارم

982
00:51:30,966 --> 00:51:34,386
‫اوه، شرمنده، ترجیح میدی
‫ به محض اینکه حقیقتی به ذهنم رسید نگم؟

983
00:51:34,845 --> 00:51:37,306
‫یا توی دربارت اجازه نداریم نظرمون رو بگیم؟

984
00:51:38,098 --> 00:51:41,435
‫اگر مطمئنی نظریه که ارزش گفتن داره، بگو

985
00:51:43,020 --> 00:51:44,855
‫سیمیتز امروز نبود

986
00:51:45,397 --> 00:51:47,107
‫متوجه شدی؟

987
00:51:49,776 --> 00:51:51,278
‫بهتره بری خونه

988
00:51:51,278 --> 00:51:53,488
‫روز مهمی بوده

989
00:51:54,031 --> 00:51:57,659
‫شکی ندارم شوهر وفادارت
‫وان حمام رو برات آماده کرده

990
00:51:57,659 --> 00:51:59,286
‫- حمام خون
‫- حمام خون

991
00:51:59,286 --> 00:52:02,205
‫اگر همیشه یک قدم
‫ جلوتر از تو نبودم جالب‌تر می‌شد

992
00:52:19,765 --> 00:52:20,933
‫عجب روزی بود

993
00:52:20,933 --> 00:52:23,519
‫آره. برنده شدی

994
00:52:25,729 --> 00:52:27,523
‫آره گمونم

995
00:52:27,523 --> 00:52:30,359
‫خب، هر شهر یه میمون داره
‫اینم پیروزیه

996
00:52:35,447 --> 00:52:36,740
‫کشتیش؟

997
00:52:39,076 --> 00:52:40,494
‫گریگور بهش شلیک کرد

998
00:52:41,912 --> 00:52:43,288
‫تو چی؟

999
00:52:48,961 --> 00:52:50,087
‫بهتره بخوابی

1000
00:53:00,110 --> 00:53:05,110
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

1001
00:53:05,134 --> 00:53:15,134
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

1002
00:55:05,722 --> 00:55:08,433
‫من اون عروس بچه‌‌سالی نیستم
‫که اینجا رو گرفت

1003
00:55:08,433 --> 00:55:11,728
‫باید حاکم متفاوتی باشم، برای روسیه

1004
00:55:13,438 --> 00:55:14,898
‫دیگه قتل بی قتل!

1005
00:55:14,898 --> 00:55:18,025
‫این روسیه‌ایه که سعی دارم
‫ از خودم به‌جا بذارم

1006
00:55:18,026 --> 00:55:20,153
‫واقعاً خوشی این لحظه رو خراب کردی رفت

1007
00:55:21,280 --> 00:55:23,156
‫پیتر استعدادهای زیادی داره

1008
00:55:23,156 --> 00:55:24,908
‫مشغول نگهش دار
‫تا بتونی به کارات برسی

1009
00:55:24,908 --> 00:55:27,202
‫قراره یه ابراسب اروپایی درست کنم

1010
00:55:27,202 --> 00:55:28,537
‫- هنوز جفت‌گیری نکردن؟
‫- نه

1011
00:55:28,537 --> 00:55:30,414
‫یکی از شماها باید شقش کنین

1012
00:55:30,414 --> 00:55:32,040
‫- برای اسبه بمالم؟
‫- خوشحال میشم

1013
00:55:32,040 --> 00:55:35,002
‫ولی دست کوچیکی دارم
‫که با حرکت کردن می‌گیرن، برای همین...

1014
00:55:36,962 --> 00:55:39,214
‫تو مثل من علاقه نداری
‫این کشور رو تغییر بدی

1015
00:55:39,214 --> 00:55:40,257
‫چون فکر بدیه

1016
00:55:40,257 --> 00:55:41,842
‫تمام روز فقط می‌خوری و شکار می‌کنی!

1017
00:55:41,842 --> 00:55:45,344
‫خودت رو توی جنگل رها کن
‫و حاضرم تمام روز شکارت کنم و بخورمت

1018
00:55:46,555 --> 00:55:49,099
‫تلاش برای بیرون کشیدن یک ملت

1019
00:55:49,099 --> 00:55:51,768
‫از باتلاقی چند صد ساله، سخته

1020
00:55:51,768 --> 00:55:53,562
‫یک انقلاب داره شکل می‌گیره

1021
00:55:53,562 --> 00:55:55,355
‫این مرد داره تظاهر می‌کنه پیتره

1022
00:55:55,355 --> 00:55:57,900
‫و مردم حاضرن بخاطر من دست به خشونت بزنن؟

1023
00:55:57,900 --> 00:55:59,318
‫آره

1024
00:55:59,318 --> 00:56:01,820
‫- واقعاً تحت‌تاثیر قرار گرفتی؟
‫- عاشق من هستن

1025
00:56:01,820 --> 00:56:03,655
‫اوه، خدا، مهم این نیست!

1026
00:56:03,655 --> 00:56:05,782
‫دربار از من متنفره

1027
00:56:05,782 --> 00:56:07,284
‫- نتونستی کنترلش کنی
‫- چون عاشقشم

1028
00:56:07,284 --> 00:56:09,203
‫هرگز نباید کسی رو برام میاوردی
‫که عاشقش بشم

1029
00:56:09,203 --> 00:56:11,387
‫کاملاً تقصیر سوءمدیریت خودته

1030
00:56:11,413 --> 00:56:13,123
‫ازدواج سلطنتی یه شغله

1031
00:56:13,123 --> 00:56:14,583
‫کارت رو بکن وگرنه قلب‌ها می‌شکنه

1032
00:56:14,583 --> 00:56:16,585
‫زندگی‌ها متلاشی میشه
‫و خون روی زمین جاری میشه

1033
00:56:18,253 --> 00:56:19,713
‫در شرایط خیلی خطرناکی هستیم

1034
00:56:21,215 --> 00:56:23,133
‫هیچ‌کدوم‌مون راه فراری نداریم

1035
00:56:23,133 --> 00:56:25,177
‫اومدن ما رو نابود کنن

1036
00:56:28,555 --> 00:56:29,973
‫هیچ چیز مثل سابق نمیشه

1037
00:56:30,766 --> 00:56:32,017
‫هورا؟

1038
00:56:32,017 --> 00:56:33,018
‫هورا!

1039
00:56:33,018 --> 00:56:34,436
‫«کــبـیــر»

