1
00:00:08,933 --> 00:00:14,933
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:15,934 --> 00:00:17,369
‫اون بیرون رو دیدی؟

3
00:00:17,394 --> 00:00:19,996
‫باید در مورد شرایط تسلیم صحبت کنیم

4
00:00:20,021 --> 00:00:21,731
‫اوه، حتما

5
00:00:22,691 --> 00:00:25,402
‫تو در برابر من

6
00:00:26,945 --> 00:00:28,655
‫چون دارم همین رو می‌بینم

7
00:00:30,198 --> 00:00:31,616
‫آخه... بهش فکر کن

8
00:00:32,826 --> 00:00:35,912
‫تو، کلیسا و من که دارم
‫تحریکشون می‌کنم

9
00:00:36,580 --> 00:00:42,002
‫بهم ملحق شو و کلیسا رو باهام متحد کن
‫تا مال خودمون بشه

10
00:00:42,878 --> 00:00:44,521
‫من...

11
00:00:44,546 --> 00:00:47,190
‫گوش می‌کنی یا فقط داری
‫لب‌هام رو نگاه می‌کنی

12
00:00:47,215 --> 00:00:48,675
‫و از خودت می‌پرسی چه مزه‌ای هستن؟

13
00:00:50,051 --> 00:00:51,903
‫به کار من نمیای

14
00:00:51,928 --> 00:00:54,931
‫اوه، به کارت میام

15
00:00:56,057 --> 00:00:58,268
‫خیلی خوبم به کارت میام

16
00:01:00,061 --> 00:01:02,247
‫گمونم اختیارم رو از کف دادم

17
00:01:02,272 --> 00:01:03,356
‫اوهم

18
00:01:04,232 --> 00:01:06,735
‫بهتره همینطوری باشه

19
00:01:17,787 --> 00:01:19,539
‫اوممم

20
00:01:22,250 --> 00:01:23,602
‫کون لق خدا

21
00:01:23,627 --> 00:01:25,729
‫تو به من نیاز داری

22
00:01:25,754 --> 00:01:26,963
‫اوهم

23
00:01:28,465 --> 00:01:29,758
‫نه

24
00:01:30,425 --> 00:01:32,510
‫نه! نه لعنتی!

25
00:01:35,347 --> 00:01:37,557
‫پس تو هم با بقیه‌شون خواهی مُرد، اسقف

26
00:01:41,228 --> 00:01:43,813
‫اوه‌، لعنتی!

27
00:01:48,276 --> 00:01:50,362
‫این آدم‌ها دیوونه‌ن!

28
00:01:53,865 --> 00:01:56,368
‫- سلام.
‫- کالسکه منتظرتونه

29
00:01:57,827 --> 00:01:59,346
‫ترجیح میدم بهم شلیک کنی

30
00:01:59,371 --> 00:02:00,513
‫بعید می‌دونم

31
00:02:00,538 --> 00:02:02,015
‫به نظرم فقط صحبت‌های ستیزجویانه میزنی

32
00:02:02,040 --> 00:02:05,101
‫تا محترمانه با شکست روبرو بشی

33
00:02:05,126 --> 00:02:08,672
‫از نظرم این یعنی حق نداری
‫بهم شلیک کنی، نه؟

34
00:02:09,923 --> 00:02:11,508
‫اوهم

35
00:02:13,760 --> 00:02:15,053
‫تو مخی

36
00:02:20,684 --> 00:02:21,826
‫روز بخیر، جناب

37
00:02:21,851 --> 00:02:24,229
‫بازم تو

38
00:02:26,731 --> 00:02:29,192
‫نباید مدرسه باشی؟

39
00:02:37,033 --> 00:02:39,619
‫فاجعه‌ست!

40
00:02:44,958 --> 00:02:46,376
‫سلام

41
00:02:46,960 --> 00:02:48,044
‫همسر شاه

42
00:02:49,045 --> 00:02:50,772
‫تو یه دروغگوی لعنتی هستی

43
00:02:50,797 --> 00:02:53,550
‫در ظاهر شبیه دروغه،
‫ولی هزینه زیادی براش دادم

44
00:02:54,342 --> 00:02:56,136
‫حرفایی که به مردم زدی

45
00:02:57,137 --> 00:02:58,864
‫بینشون بودی؟

46
00:02:58,889 --> 00:03:01,266
‫حتما بهت سخت گذشته

47
00:03:02,684 --> 00:03:04,728
‫می‌تونم یه مقدار انجیر و پنیر ریکوتا بخورم؟

48
00:03:07,147 --> 00:03:08,748
‫نه

49
00:03:08,773 --> 00:03:10,942
‫در عوض می‌تونی با یه معامله
‫زندگیت رو نجات بدی

50
00:03:11,610 --> 00:03:14,087
‫از این معامله‌ها که برم خونه
‫و تا ابد در خوشحالی زندگی کنم

51
00:03:14,112 --> 00:03:15,547
‫مثل کبکی که سرش تو برفه

52
00:03:15,572 --> 00:03:18,216
‫زندگیت رو کن و تظاهر کن
‫یه کدورت محض بین طرفین بوده

53
00:03:18,241 --> 00:03:20,051
‫بس کن

54
00:03:20,076 --> 00:03:22,178
‫وگرنه میان سرت رو
‫از تنت جدا می‌کنن

55
00:03:22,203 --> 00:03:23,288
‫اوه. خیت شد

56
00:03:24,414 --> 00:03:25,874
‫این کار رو نکن

57
00:03:28,001 --> 00:03:30,604
‫تو در مورد من و پادشاه دروغ گفتی

58
00:03:30,629 --> 00:03:31,855
‫علیه‌مون نفرت‌پراکنی کردی

59
00:03:31,880 --> 00:03:33,064
‫لازم نبود کار زیادی انجام بدم

60
00:03:33,089 --> 00:03:35,358
‫راستش اون‌ها دوستت ندارن

61
00:03:35,383 --> 00:03:37,444
‫حتی داخل دربار خودت، آدم‌ها دوستت ندارن

62
00:03:37,469 --> 00:03:40,207
‫قراره با افرادم برگردی مسکو

63
00:03:40,232 --> 00:03:44,502
‫و خودت رو معرفی
‫و به عنوان پوگاچوف تحویل میدی

64
00:03:44,527 --> 00:03:45,994
‫قزاقی که دهنش بو سگ میده

65
00:03:46,019 --> 00:03:47,245
‫اوه، هلاکم کردی

66
00:03:47,270 --> 00:03:48,872
‫برام تن‌ ماهی آوردن،
‫چه کاری از دستم برمیومد؟

67
00:03:48,897 --> 00:03:52,626
‫بعدش می‌ندازنت داخل قفس
‫و روستا به روستا می‌برنت تا داستانت رو تعریف کنی

68
00:03:52,651 --> 00:03:54,903
‫تا شرمنده بشن که ازت پیروی می‌کردن

69
00:03:55,946 --> 00:03:57,756
‫نام نیک همسرم بازخواهد گشت

70
00:03:57,781 --> 00:03:59,049
‫اوهم

71
00:03:59,074 --> 00:04:02,869
‫یا می‌تونم مرگ رو انتخاب کنم
‫اینطوری به گا میرید

72
00:04:04,537 --> 00:04:06,181
‫فکر نمی‌کنم انتخابت مرگ باشه

73
00:04:06,206 --> 00:04:07,891
‫تفاوت من و تو همینجاست

74
00:04:07,916 --> 00:04:11,478
‫بالاخره یه چاقو می‌خورم و می‌میرم
‫آدم‌هایی مثل من چنین سرنوشتی دارن

75
00:04:11,503 --> 00:04:14,314
‫پس چرا در اوج رسوایی نمیرم

76
00:04:14,339 --> 00:04:18,985
‫در حالی که دهن ملکه رو سرویس کردم
‫و شاه لعنتی رو بدنام کردم

77
00:04:19,010 --> 00:04:21,571
‫چون جفتتون حاضر بودید من رو بکشید
‫و جنازه‌م رو بندازید جلوی خوک‌ها

78
00:04:21,596 --> 00:04:23,390
‫در حالی که به معاشقه‌تون هم می‌رسیدید

79
00:04:23,974 --> 00:04:25,283
‫از این بابت متاسفم

80
00:04:25,308 --> 00:04:30,956
‫مسئله اینه، چه من رو بکشی یا نه
‫اون‌ها میان سراغت

81
00:04:30,981 --> 00:04:32,916
‫اون‌ها عاشق من هستن

82
00:04:32,941 --> 00:04:35,418
‫با فشاری که به دیوارها آوردم،
‫لرزیدنش اجتناب ناپذیره

83
00:04:35,443 --> 00:04:37,546
‫عشقشون نسبت به من رو حس کردی

84
00:04:37,571 --> 00:04:39,005
‫هوم؟

85
00:04:39,030 --> 00:04:42,534
‫شاید اداره این کشور سرنوشت من باشه

86
00:04:46,955 --> 00:04:48,290
‫اوهم

87
00:04:51,708 --> 00:04:56,531
‫« کبیر »
‫"داستان گاه‌گدار حقیقی"

88
00:04:56,556 --> 00:04:58,556
‫« فصل سوم، قسمت آخر»
‫"روزی روزگاری"

89
00:05:21,560 --> 00:05:26,560
‫« مترجم: نیما نعیمی »

90
00:05:32,959 --> 00:05:35,378
‫واقعا هر روز برای خوردن انقدر صبحونه
‫برنامه‌ داشت؟

91
00:05:39,257 --> 00:05:40,425
‫دیوونه‌کننده‌ست

92
00:05:41,760 --> 00:05:43,737
‫خیلی اعصابم خورده که نذاشتن بکشمش

93
00:05:43,762 --> 00:05:45,864
‫اوه خفه شو، مکسیم

94
00:05:45,889 --> 00:05:49,367
‫بنده خدا، فقط یه فرصت دوباره
‫برای زندگی می‌خواست

95
00:05:49,392 --> 00:05:52,204
‫کی یه فرصت دوباره نمی‌خواد؟

96
00:05:52,229 --> 00:05:55,582
‫اگه دهنش باز شه چی، ماریال؟
‫اگه در مورد تو حرف بزنه چی

97
00:05:55,607 --> 00:05:57,167
‫اون موقع زندگی تو هم عوض میشه

98
00:05:57,192 --> 00:05:59,461
‫بذار حرف بزنه. دیگه نمی‌خوام بترسم

99
00:05:59,486 --> 00:06:03,406
‫یه روستایی دردسرسازه که حالا
‫فرصت کشتنش افتاد دست یه نفر دیگه

100
00:06:06,201 --> 00:06:07,719
‫میشه کفش‌هام رو آماده کنی؟

101
00:06:07,744 --> 00:06:10,538
‫نگرانم و به خدمه اطمینان ندارم

102
00:06:18,755 --> 00:06:19,940
‫هیوگو هنوز اونجاست

103
00:06:19,965 --> 00:06:21,399
‫حرومی

104
00:06:21,424 --> 00:06:23,610
‫تا برسم پیش گرگور، تعقیبم می‌کنه

105
00:06:23,635 --> 00:06:25,428
‫منم! میشه صحبت کنیم؟

106
00:06:32,143 --> 00:06:33,912
‫برو بیرون، موش فضول

107
00:06:33,937 --> 00:06:35,497
‫راستش، برو اسلحه‌‌م رو بیار، پترا

108
00:06:35,522 --> 00:06:37,082
‫منم داشتم میرفتم همونجا

109
00:06:37,107 --> 00:06:39,818
‫ببین، تمام شب اون بیرون منتظر بودم

110
00:06:41,403 --> 00:06:42,696
‫چند تا فکر به ذهنم رسید

111
00:06:44,197 --> 00:06:47,092
‫تو یه دروغگوی زیبا و جذابی

112
00:06:47,117 --> 00:06:48,760
‫که همه کارات با برنامه‌ست

113
00:06:48,785 --> 00:06:50,579
‫و مدتی میشه سکس نداشتی

114
00:06:51,162 --> 00:06:53,557
‫و یه مقدار جاه‌طلبی که
‫جذاب‌ترت هم می‌کنه

115
00:06:53,582 --> 00:06:55,225
‫می‌خوام باهم همکاری کنیم

116
00:06:55,250 --> 00:06:57,185
‫می‌خوام ببینم خون از چشمات
‫فوران می‌کنه

117
00:06:57,210 --> 00:07:00,088
‫اونطوری که تو میگی،
‫منم می‌خوام

118
00:07:03,508 --> 00:07:05,093
‫لعنتی!

119
00:07:07,888 --> 00:07:09,347
‫میشه یه چایی بهمون بدی، پترا؟

120
00:07:12,934 --> 00:07:16,646
‫این چیزیه که دیدم،
‫چون خوب داشتم تماشا می‌کردم

121
00:07:17,981 --> 00:07:20,208
‫تو یه آدم فرصت طلبی

122
00:07:20,233 --> 00:07:22,652
‫ازش متنفری و سعی داری
‫براش مشکل درست کنی

123
00:07:23,320 --> 00:07:24,821
‫اما بیشتر از این نمی‌خوای؟

124
00:07:25,864 --> 00:07:28,091
‫منظورم همه‌شه

125
00:07:28,116 --> 00:07:30,093
‫و تو می‌تونی کمکم کنی، مگه نه؟

126
00:07:30,118 --> 00:07:32,596
‫فقط دو نفر تو این کشورن
‫که تجربه پادشاهی دارن

127
00:07:32,621 --> 00:07:34,039
‫و داری به یکیشون نگاه می‌کنی

128
00:07:34,706 --> 00:07:36,474
‫پس می‌خوای از تخت بیاریش پایین یا نه؟

129
00:07:36,499 --> 00:07:39,769
‫معلومه که نمی‌خوام
‫دوستش دارم، سوئدی عوضی و خائن

130
00:07:39,794 --> 00:07:41,379
‫عالیه، که اینطور

131
00:07:44,633 --> 00:07:45,634
‫پوگاچوف

132
00:07:46,218 --> 00:07:49,070
‫دو تا انتخاب بیشتر نداره
‫به همه بگه که اون پیتر رو کشته

133
00:07:49,095 --> 00:07:51,990
‫یا سعی کنه توضیح بده
‫پوگاچوف کی بوده

134
00:07:52,015 --> 00:07:55,452
‫یا بکشش، اینطوری ازش شهید می‌سازی
‫و یه خلاء در راس قیام به وجود میاری

135
00:07:55,477 --> 00:07:56,870
‫هیچکدوم خوب نیست

136
00:07:56,895 --> 00:08:01,583
‫یه کم پیاز داغش رو زیاد می‌کنیم
‫که ناخوشه و دوست داره خودکشی کنه

137
00:08:01,608 --> 00:08:03,777
‫و این بهترین فرصت برای ماست

138
00:08:04,778 --> 00:08:06,504
‫پاول پیش گریگوره

139
00:08:06,529 --> 00:08:09,549
‫و فکر می‌کنم تو می‌دونی کجاست
‫اما نمی‌خوای تا اونجا تعقیبت کنم

140
00:08:09,574 --> 00:08:12,844
‫با گفتن این حرف، داری خطر بزرگی می‌کنی

141
00:08:12,869 --> 00:08:16,915
‫می‌دونم، اما از اون روزهاییه
‫که زندگی قراره تغییر کنه

142
00:08:20,377 --> 00:08:22,270
‫می‌دونی امروز سالگرد ازدواج
‫من و اگنس هستش؟

143
00:08:22,295 --> 00:08:23,355
‫خب چیکار کنم؟

144
00:08:23,380 --> 00:08:24,773
‫سی و شش سال

145
00:08:24,798 --> 00:08:25,799
‫چی؟

146
00:08:26,591 --> 00:08:28,443
‫- تو که به نظر...
‫- سی و هفت ساله میام؟

147
00:08:28,468 --> 00:08:29,778
‫خب سی و هفت سالمه

148
00:08:29,803 --> 00:08:31,555
‫ازدواج سلطنتی. یک سالگی ازدواج کردیم

149
00:08:33,348 --> 00:08:35,367
‫می‌تونم ملکه شدنت رو ببینم

150
00:08:35,392 --> 00:08:36,535
‫منظورت چیه؟

151
00:08:36,560 --> 00:08:39,579
‫پاول رو گیر بیار
‫نگهش دار

152
00:08:39,604 --> 00:08:42,732
‫و باهاش ازدواج کن

153
00:08:44,776 --> 00:08:46,486
‫می‌دونم! فوق‌العاده‌ست!

154
00:08:49,531 --> 00:08:52,509
‫یه قیام در مسکو داره شکل می‌گیره
‫و در این حین متوجه میشن...

155
00:08:52,534 --> 00:08:54,536
‫که هیچ رهبری ندارن
‫اما به یه رهبر نیاز دارن

156
00:08:55,579 --> 00:08:59,224
‫می‌تونیم تمام کشور رو بگیریم دستمون

157
00:08:59,249 --> 00:09:00,584
‫لعنتی

158
00:09:01,334 --> 00:09:03,436
‫من پادشاه بودم

159
00:09:03,461 --> 00:09:05,188
‫عاشقش می‌شیم

160
00:09:05,213 --> 00:09:08,066
‫لعنت بهت، با چایی چیزخورم کردی

161
00:09:08,091 --> 00:09:09,551
‫معلومه که این‌کار رو کردم، نابغه

162
00:09:11,219 --> 00:09:12,429
‫لعنتی

163
00:09:14,890 --> 00:09:17,350
‫شب بخیر، سوئدی احمق و بی‌خرد

164
00:09:20,145 --> 00:09:21,521
‫هر چند ایده‌ی فوق‌العاده‌ای دادی

165
00:09:22,188 --> 00:09:24,583
‫مهم‌ترین مسئله اینه مکسیم،
‫که از خودت بپرسی

166
00:09:24,608 --> 00:09:27,085
‫چی در قلبت آرامش به وجود میاره

167
00:09:27,110 --> 00:09:28,753
‫دعا و نیایش رو پیشنهاد می‌کنی؟

168
00:09:28,778 --> 00:09:30,755
‫از تنیس هم لذت می‌برم.
‫شایدم اون

169
00:09:30,780 --> 00:09:32,507
‫خب، تنیس ضرر نداره

170
00:09:32,532 --> 00:09:35,510
‫وقتی چیزی که می‌خوام رو به دست نمیارم،
‫از کوره در میرم

171
00:09:35,535 --> 00:09:38,722
‫فقط باید فراتر از بدنت و خودت شناور باشی

172
00:09:38,747 --> 00:09:41,766
‫و در مفهومی فراتر از جهان خودت
‫تلفیق بشی

173
00:09:41,791 --> 00:09:43,018
‫- اوهم
‫- هرچند...

174
00:09:43,043 --> 00:09:46,479
‫لحظاتی در زندگی یه مرد وجود داره
‫که خودش می‌فهمه وقت دعا کردنه

175
00:09:46,504 --> 00:09:48,173
‫یا تنیس بازی کردن

176
00:09:48,882 --> 00:09:52,344
‫یا چه زمانی وقت عمل
‫برای نجات جان یه نفر دیگه‌ست

177
00:09:53,553 --> 00:09:54,596
‫نصیحت خوبی بود

178
00:10:02,229 --> 00:10:04,356
‫مشکل تو چیه، بچه‌جون؟

179
00:10:11,112 --> 00:10:12,822
‫مکسیم صدام کن

180
00:10:18,119 --> 00:10:19,137
‫صبح بخیر

181
00:10:19,162 --> 00:10:21,181
‫کار می‌خوام

182
00:10:21,206 --> 00:10:23,350
‫کار؟ چه کاری؟

183
00:10:23,375 --> 00:10:24,851
‫تو که آدم سیاسی نیستی

184
00:10:24,876 --> 00:10:29,272
‫اوه واقعا؟ ایده‌ی کودتایی که
‫تو رو به تخت رسوند، مال من بود

185
00:10:29,297 --> 00:10:30,857
‫به نظر سیاسی میاد

186
00:10:30,882 --> 00:10:32,192
‫معاون ارشد چطوره؟

187
00:10:32,217 --> 00:10:35,028
‫به نظر سربسته میاد و احتمالا
‫نیازی به خوندن چیزی نداره؟

188
00:10:35,053 --> 00:10:37,197
‫یادت میاد؟

189
00:10:37,222 --> 00:10:41,451
‫قبل از ایده‌ی کودتا احساس یگانگی
‫با سرنوشت داشتم یا بعدش؟

190
00:10:41,476 --> 00:10:45,747
‫چون حس می‌کنم بعدش از خودم درآوردمش
‫تا باورم رو بهش حفظ کنم

191
00:10:45,772 --> 00:10:48,458
‫راجع به همه چی توهم زدی

192
00:10:48,483 --> 00:10:50,168
‫اما کی به زبون آوردمش؟

193
00:10:50,193 --> 00:10:52,212
‫اومم...

194
00:10:52,237 --> 00:10:54,297
‫من پیشنهاد دادم که "بکشش"

195
00:10:54,322 --> 00:10:57,008
‫و تو گفتی: "می‌دونم اینجا سرنوشتی دارم"

196
00:10:57,033 --> 00:10:59,386
‫"فکر می‌کردم عشقه،
‫اما شاید خود روسیه‌ست"

197
00:10:59,411 --> 00:11:01,846
‫- گفتم "شاید"؟
‫- چه میدونم؟

198
00:11:01,871 --> 00:11:05,308
‫بیا روی کار من تمرکز کنیم
‫به یه چیزی نیاز دارم

199
00:11:05,333 --> 00:11:08,503
‫نمی‌تونم فقط زن یه بچه یازده ساله باشم
‫و کفش‌هاش رو مرتب کنم

200
00:11:09,170 --> 00:11:10,939
‫بعد از اتفاق دیشب حس می‌کنم
‫تا حالا انقدر...

201
00:11:10,964 --> 00:11:13,066
‫- منفور نبودی؟
‫- و به چشم یه آلمانی نگاهم می‌کنن

202
00:11:13,091 --> 00:11:14,384
‫یه خارجی

203
00:11:14,885 --> 00:11:16,319
‫یه عالمه دروغ

204
00:11:16,344 --> 00:11:18,446
‫قرار نیست راجع به کار من
‫صحبت کنیم، مگه نه؟

205
00:11:18,471 --> 00:11:20,640
‫حداقل به خاطر پاول، پیتر رو برمی‌گردونم

206
00:11:21,558 --> 00:11:23,768
‫به پوگاچوف نیاز دارم تا این معامله رو
‫انجام بده

207
00:11:24,978 --> 00:11:28,456
‫به هر حال، پوگاچوف دروغگوی بزرگیه

208
00:11:28,481 --> 00:11:29,666
‫همینطوری گفتم

209
00:11:29,691 --> 00:11:34,254
‫♪ سلاملیکم ♪

210
00:11:34,279 --> 00:11:35,213
‫این دیگه کیه؟

211
00:11:35,238 --> 00:11:38,800
‫یه خواجه، میگن تو سکس عالیه
‫اخته شده

212
00:11:38,825 --> 00:11:41,636
‫فراموش کن. می‌دونی چیه؟
‫امروز فوق‌العاده‌ست

213
00:11:41,661 --> 00:11:43,305
‫هیچوقت در راس کار نبودی

214
00:11:43,330 --> 00:11:45,640
‫مخصوصا بدون پیتر
‫روی سر و دوش و کولت

215
00:11:45,665 --> 00:11:46,641
‫ماریال

216
00:11:46,666 --> 00:11:51,087
‫مسئله اینه که کودتا بالاخره رقم خورد

217
00:11:51,630 --> 00:11:53,048
‫به خاطر من تظاهر کن

218
00:11:54,841 --> 00:11:56,359
‫- روز اوله
‫- ماریال

219
00:11:56,384 --> 00:11:57,527
‫فقط انجامش بده

220
00:11:57,552 --> 00:11:59,571
‫تا ببینی اگه همون روز اول مُرده بود

221
00:11:59,596 --> 00:12:01,656
‫زندگی بدون اون چطوری میشد؟

222
00:12:01,681 --> 00:12:04,075
‫به جز اینکه عشق بزرگ زندگیم
‫رو از دست می‌دادم؟

223
00:12:04,100 --> 00:12:06,686
‫که از فرمانروایی منحرفت کرد؟
‫بله، به جز اون

224
00:12:09,689 --> 00:12:11,082
‫صبح بخیر، ملکه

225
00:12:11,107 --> 00:12:12,542
‫چه روز زیبایی!

226
00:12:12,567 --> 00:12:14,653
‫پسر، مردم خیلی هیجان زده‌ن!

227
00:12:15,445 --> 00:12:18,215
‫تو هم به نظر هیجان زده میای
‫چه شادمانی با خودت به همراه داری

228
00:12:18,240 --> 00:12:19,591
‫روز اول!

229
00:12:19,616 --> 00:12:21,218
‫بزن بریم!

230
00:12:21,243 --> 00:12:24,262
‫به عنوان مشاور ارشدت و
‫عضو بنیان‌گذار کودتا

231
00:12:24,287 --> 00:12:27,290
‫کلی بابت امروز هیجان دارم

232
00:12:28,416 --> 00:12:30,435
‫دقیقا

233
00:12:30,460 --> 00:12:32,354
‫چنین شادمانی رو می‌گفتم
‫چطوری فرمانروایی می‌کنی؟

234
00:12:32,379 --> 00:12:34,130
‫به سمت جلو. به سمت کشف ناشناخته

235
00:12:36,466 --> 00:12:39,319
‫من با قلبی روشن

236
00:12:39,344 --> 00:12:40,737
‫و شوق برای انجام وظیفه
‫رهبری می‌کنم

237
00:12:40,762 --> 00:12:44,140
‫و ساده‌انگاری و توهم رو
‫با تمام کارام پیوند میدم

238
00:12:52,148 --> 00:12:54,251
‫صندلی‌تون، ملکه

239
00:12:54,276 --> 00:12:57,170
‫خب، خدای من، خیلی بهم فشار اومد

240
00:12:57,195 --> 00:12:59,281
‫هر چند مطمئنم همه چی
‫خوب پیش میره

241
00:13:14,921 --> 00:13:16,898
‫- شما؟
‫- بله، ملکه

242
00:13:16,923 --> 00:13:17,899
‫اجازه هست؟

243
00:13:17,924 --> 00:13:19,901
‫من نیکولای شاستاکیچ هستم،
‫اخترشناس سلطنتی

244
00:13:19,926 --> 00:13:21,111
‫من اخترشناس سلطنتی دارم؟

245
00:13:21,136 --> 00:13:24,614
‫در ابتدای حکومت همراه با کلی دانشمند دیگه
‫استخدامم کردید، یادتون نیست؟

246
00:13:24,639 --> 00:13:26,408
‫به نظر مدت‌ها پیش میاد

247
00:13:26,433 --> 00:13:28,952
‫بله، تا حالا با هم آشنا نشدیم

248
00:13:28,977 --> 00:13:32,455
‫سعی می‌کنم سریع حرفم رو بزنم
‫قبل از اینکه نگهبان‌ها بخوان بندازنم بیرون

249
00:13:32,480 --> 00:13:35,959
‫گاهی اوقات به دلایلی متفاوت
‫که الآن بهش نمی‌پردازم، این اتفاق رخ میده

250
00:13:35,984 --> 00:13:38,236
‫یه ستاره دنباله‌دار تو راهه

251
00:13:38,987 --> 00:13:42,257
‫ستاره دنباله‌دار یه نوع اختلاله

252
00:13:42,282 --> 00:13:47,178
‫یه حفره آسمون رو می‌شکافه
‫و یه جریان نور پشتش حرکت می‌کنه

253
00:13:47,203 --> 00:13:52,559
‫فراتر از ماه، شکلی از غبار و یخ
‫که در کنار هم به شکل گوی درمیان

254
00:13:52,584 --> 00:13:54,561
‫نه، گوی نیست. یه مشت!

255
00:13:54,586 --> 00:14:00,150
‫مشتی از جنس قدرت و نور
‫از طرف منظومه‌ شمسی شلیک و از کنار ما رد میشه

256
00:14:00,175 --> 00:14:03,945
‫هر هفتاد و پنج سال، این ستاره دنباله‌دار
‫دقیقا همین ستاره

257
00:14:03,970 --> 00:14:07,032
‫روی یک چرخه دقیق دورش رو میزنه
‫و دوباره از آسمون رد میشه

258
00:14:07,057 --> 00:14:09,701
‫و این تنها ستاره دنباله‌داریه که میشه
‫بدون تلسکوپ دید

259
00:14:09,726 --> 00:14:12,495
‫چون با فاصله‌ی مشخصی از زمین رد میشه
‫که بتونیم با چشم ببینیمش

260
00:14:12,520 --> 00:14:16,358
‫و تا چند روز دیگه، از آسمون
‫روسیه عبور می‌کنه!

261
00:14:16,942 --> 00:14:18,126
‫- فوق‌العاده‌ست
‫- آره!

262
00:14:18,151 --> 00:14:19,127
‫و یه فرصت فوق‌العاده‌ست

263
00:14:19,152 --> 00:14:22,339
‫یهو به فکرم رسید
‫یعنی دیشب بهش فکر کردم

264
00:14:22,364 --> 00:14:24,424
‫باید زودتر بهش فکر می‌کردم

265
00:14:24,449 --> 00:14:26,051
‫"باید بهت تلنگر میزدم، نیکولای"

266
00:14:26,076 --> 00:14:27,677
‫- عاشق امروزم
‫- فوق‌العاده‌ست

267
00:14:27,702 --> 00:14:29,137
‫اما از بحث منحرف شدم

268
00:14:29,162 --> 00:14:34,100
‫مردم همیشه به بهشت به چشم
‫قلمرو خداوند نگاه کردن

269
00:14:34,125 --> 00:14:35,435
‫ناشناخته، یه معما

270
00:14:35,460 --> 00:14:38,522
‫و کلیسا از این ترس و وحشت
‫استفاده کرده

271
00:14:38,547 --> 00:14:43,151
‫اما اگه از قبل به مردم بگیم
‫و نمودار و تلسکوپ براشون بفرستیم

272
00:14:43,176 --> 00:14:48,532
‫و از طریق علم و منطق نشون‌شون بدیم
‫که بهشت قابل شناخته

273
00:14:48,557 --> 00:14:52,452
‫مرد و زن می‌تونن باهاشون آشنا بشن
‫دنبالشون کنن و شرحشون بدن!

274
00:14:52,477 --> 00:14:54,913
‫و شاید یه بالن همراه با توپ
‫بفرستن هوا

275
00:14:54,938 --> 00:14:56,581
‫و تو آسمون منفجرش کنن!

276
00:14:56,606 --> 00:14:58,400
‫یا حداقل مدارش رو عوض کنن

277
00:15:00,235 --> 00:15:03,672
‫نه، قسمت آخرش رو فراموش کنید
‫احتمالا حقیقت نداره و عملی نیست

278
00:15:03,697 --> 00:15:05,090
‫و نباید به زبون میاوردمش

279
00:15:05,115 --> 00:15:06,424
‫حتی وقتی داشتم میومدم اینجا
‫به خودم می‌‌گفتم

280
00:15:06,449 --> 00:15:08,510
‫"ماجرای توپ روی بالن رو تعریف نکن، نیکولای"

281
00:15:08,535 --> 00:15:09,636
‫اما نتونستی جلوی خودت رو بگیری؟

282
00:15:09,661 --> 00:15:11,429
‫دقیقا، خب..

283
00:15:11,454 --> 00:15:12,472
‫میشه انجامش بدیم؟

284
00:15:12,497 --> 00:15:14,541
‫میشه...

285
00:15:16,710 --> 00:15:17,561
‫چی؟

286
00:15:17,586 --> 00:15:20,564
‫یه حفره‌ امنیتی بارز باعث ایجاد
‫یه حفره بارز داخل جمجمه‌ش شده

287
00:15:20,589 --> 00:15:23,049
‫نه! لعنتی!

288
00:15:27,387 --> 00:15:28,805
‫- تو!
‫- گندش بزنن

289
00:15:31,182 --> 00:15:33,201
‫- باید دوئل کنیم، جناب
‫- جریان چیه؟

290
00:15:33,226 --> 00:15:35,579
‫- خصوصیه
‫- دوئل کردن غیرقانونیه، مگه نه؟

291
00:15:35,604 --> 00:15:36,788
‫بله، غیرقانونیه!

292
00:15:36,813 --> 00:15:38,206
‫و کی به پوگاچوف شلیک کرده؟

293
00:15:38,231 --> 00:15:40,375
‫با نهایت احترام، ملکه
‫ما داریم دوئل می‌کنیم

294
00:15:40,400 --> 00:15:42,210
‫هرچند اگه جملاتم خالی از احترام بود

295
00:15:42,235 --> 00:15:43,461
‫گفتم کی بهش شلیک کرده؟

296
00:15:43,486 --> 00:15:45,380
‫- مکسیم گردن گرفته
‫- چی؟

297
00:15:45,405 --> 00:15:47,090
‫انقدر میزنمش تا خون بالا بیاره

298
00:15:47,115 --> 00:15:48,466
‫ملکه، با جریان ستاره دنباله‌دار موافق هستید؟

299
00:15:48,491 --> 00:15:50,385
‫ستاره دنباله‌دار قراره بیاد؟

300
00:15:50,410 --> 00:15:51,720
‫احتمالا بهتره من برم

301
00:15:51,745 --> 00:15:53,430
‫چرا "احتمالا"؟

302
00:15:53,455 --> 00:15:54,956
‫توی میدون می‌بینمت

303
00:15:55,582 --> 00:15:57,559
‫کی بهش شلیک کرده؟ چه اتفاقی افتاد؟

304
00:15:57,584 --> 00:15:58,685
‫من نقشه داشتم

305
00:15:58,710 --> 00:16:01,671
‫مکسیم. و حالا یه نقشه جدید می‌خوایم

306
00:16:03,298 --> 00:16:04,758
‫همین الآن شنیدم

307
00:16:07,135 --> 00:16:09,596
‫لعنتی! الآن چیکار کنیم؟

308
00:16:10,639 --> 00:16:13,283
‫به اون یه باری فکر می‌کنم
‫که باهاش خوابیدم

309
00:16:13,308 --> 00:16:17,579
‫و وقتی داشتم ارضا می‌شدم
‫تلاشش می‌کرد تا سوگندهای پلیدش رو ادا کنه

310
00:16:17,604 --> 00:16:19,497
‫تا جایی که یادمه، همچین چیزی بود

311
00:16:19,522 --> 00:16:23,001
‫" با همین دست‌هام قفسه سینه‌ت
‫رو می‌شکافم"

312
00:16:23,026 --> 00:16:24,794
‫"و کیرم رو می‌کنم توی لوله‌هوات

313
00:16:24,819 --> 00:16:28,089
‫و با دست جیگرت رو می‌کشم بیرون"

314
00:16:28,114 --> 00:16:30,717
‫آخه عجیب و غریب و نامفهوم بود
‫با این وجود در اون لحظه

315
00:16:30,742 --> 00:16:32,469
‫مثل یه کولاک ناگهانی ارضا شدم

316
00:16:32,494 --> 00:16:34,471
‫یادآوری خاطرات کافیه

317
00:16:34,496 --> 00:16:36,681
‫بیاید روی شرایط فعلی تمرکز کنیم

318
00:16:36,706 --> 00:16:38,541
‫در موقعیت بسیار خطرناکی هستیم

319
00:16:43,797 --> 00:16:45,465
‫کاترین؟

320
00:16:46,341 --> 00:16:49,094
‫پس به گمونم جریان تسلیم سلطنت
‫به پوگاچوف تموم شده

321
00:16:49,678 --> 00:16:52,364
‫مُرده. تموم شد. مگه نه؟

322
00:16:52,389 --> 00:16:54,658
‫نه! دقیقا برعکس

323
00:16:54,683 --> 00:16:57,285
‫هزاران نفر در حال شورشن
‫و جای رهبرشون خالیه

324
00:16:57,310 --> 00:16:59,663
‫جنگیدن با گروهی که
‫پشت یه مرد جمع شدن، آسونه

325
00:16:59,688 --> 00:17:02,332
‫به گروه‌های تصادفی و غیرمساوی
‫تقسیم میشن

326
00:17:02,357 --> 00:17:04,626
‫بعدش هرج و مرج رو مدیریت می‌کنید
‫وگرنه یه نفر دیگه قیام می‌کنه

327
00:17:04,651 --> 00:17:06,253
‫خیلی بدبیانه بود، پتروف

328
00:17:06,278 --> 00:17:07,587
‫و با این حال دقیق

329
00:17:07,612 --> 00:17:10,131
‫باید قبل از اون‌ها تصمیم بگیریم
‫می‌خوایم چیکار کنیم

330
00:17:10,156 --> 00:17:12,551
‫حتی خبر مرگش می‌تونه
‫مثل آتش زیر خاکستر عمل کنه

331
00:17:12,576 --> 00:17:15,428
‫هنوز نمی‌دونن که مُرده.
‫این بهمون دست بالاتر رو میده

332
00:17:15,453 --> 00:17:18,348
‫به نظرم، به نیروهای زیادی نیاز داریم
‫تا جسد رو بیاریم

333
00:17:18,373 --> 00:17:20,767
‫جالبه، ملکه
‫باید اعلام کنید که شما اون رو کشتید

334
00:17:20,792 --> 00:17:21,977
‫اون ادعا می‌کرد که پیتر سومه

335
00:17:22,002 --> 00:17:24,145
‫باید حاضر بشید و اعلام کنید
‫که پیتر رو کشتید

336
00:17:24,170 --> 00:17:27,148
‫بهترین حالت اینه که جسدم بیارید
‫و کنارش چند جمله‌ای ادا کنید

337
00:17:27,173 --> 00:17:29,317
‫"پیتر به دست خودم مغلوب شد"

338
00:17:29,342 --> 00:17:31,152
‫و بعد توپ‌بارونش کنید

339
00:17:31,177 --> 00:17:34,656
‫و بعد از شرش راحت می‌شید
‫نسل پیتر بزرگ رو به پایان رسوندید

340
00:17:34,681 --> 00:17:35,949
‫و حالا کشور در اختیار شماست

341
00:17:35,974 --> 00:17:39,286
‫نسل پیتر بزرگ رو به پایان رسونده؟
‫چطور جرئت می‌کنی، آرچی. پاول زنده‌ست

342
00:17:39,311 --> 00:17:41,413
‫واقعا؟ این چند وقت سر میز غذا ندیدمش

343
00:17:41,438 --> 00:17:42,831
‫هیچکدومش رو انجام نمی‌دیم!

344
00:17:42,856 --> 00:17:45,959
‫پس چیکار می‌کنیم؟
‫چون باید یه کاری انجام بدیم

345
00:17:45,984 --> 00:17:47,794
‫لعنتی! لعنتی!

346
00:17:47,819 --> 00:17:49,838
‫امان از این کاخ!

347
00:17:49,863 --> 00:17:51,197
‫کاترین!

348
00:17:53,283 --> 00:17:56,136
‫به نظرم بی‌نتیجه بود

349
00:17:56,161 --> 00:17:58,388
‫به نظر من یه پاسخ شر‌م‌آور...

350
00:17:58,413 --> 00:18:02,017
‫به چالش بزرگی بود که
‫شایستگیش رو زیر سوال می‌بره

351
00:18:02,042 --> 00:18:04,144
‫و به نظرم این حرف مصداق خیانته

352
00:18:04,169 --> 00:18:06,688
‫اما به نظرت غلطه؟

353
00:18:06,713 --> 00:18:09,758
‫نه، گمون نمی‌کردم

354
00:18:11,301 --> 00:18:15,739
‫باید اعصابمون رو کنترل کنیم
‫و کنار هم بمونیم!

355
00:18:15,764 --> 00:18:17,240
‫آره!

356
00:18:17,265 --> 00:18:21,286
‫اون برمی‌گرده
‫و فقط این نیست، بذار بهتون بگم!

357
00:18:21,311 --> 00:18:25,815
‫ما کاخ رو پس گرفته
‫و پیتر رو پادشاه روسیه می‌کنیم!

358
00:18:28,193 --> 00:18:30,195
‫هورا!

359
00:18:42,123 --> 00:18:43,475
‫هنوز منتظرشی

360
00:18:43,500 --> 00:18:45,227
‫خدای من، تاتیانا

361
00:18:45,252 --> 00:18:47,771
‫خودش گفت که می‌خواد
‫لباس رو از تنم پاره کنه

362
00:18:47,796 --> 00:18:49,981
‫اما با عجله اونجا رو ترک کردیم،
‫پس لباس‌های زیادی همراهم نیاوردم

363
00:18:50,006 --> 00:18:51,191
‫فکر می‌کردم این یکی راحت‌تر
‫پاره بشه

364
00:18:51,216 --> 00:18:54,319
‫خب، اون هنوز برنگشته
‫پس بلند شو و یه دست لباس تنت کن

365
00:18:54,344 --> 00:18:58,573
‫نمی‌دونم کجاست اما اون سالن
‫پر از دیوونه‌‌هاییه که آماده حرکتن

366
00:18:58,598 --> 00:18:59,699
‫کجاست؟

367
00:18:59,724 --> 00:19:02,285
‫- احتمالا پیش یه نفر دیگه
‫- دردم اومد

368
00:19:02,310 --> 00:19:05,455
‫هر چند اینکه اینجا لخت
‫منتظر یه مرد دیگه می‌خوابی، ایرادی نداره

369
00:19:05,480 --> 00:19:09,709
‫همیشه می‌گفتیم که به عنوان انسان
‫به همدیگه اجازه رشد میدیم

370
00:19:09,734 --> 00:19:13,088
‫یا ترجیح میدی ازدواجمون
‫جلوی رشد فردی‌مون رو بگیره؟

371
00:19:13,113 --> 00:19:14,506
‫به نظر انتخاب سختی میاد

372
00:19:14,531 --> 00:19:18,260
‫باید تا وقتی برمی‌گرده
‫اون دیوونه‌ها رو کنترل کنی

373
00:19:18,285 --> 00:19:22,180
‫همه‌ش طوری نگاهم می‌کنن که
‫"تو صمیمی‌ترین دوستش هستی، تو باید بدونی"

374
00:19:22,205 --> 00:19:23,790
‫خیلی هیجان زده‌ن

375
00:19:26,167 --> 00:19:27,352
‫می‌خوای همینجا بخوابی؟

376
00:19:27,377 --> 00:19:29,296
‫بالاخره که برمی‌گرده

377
00:19:30,380 --> 00:19:32,757
‫- چیزی نمی‌خوای؟
‫- یه سیب بدی ممنون میشم

378
00:19:51,526 --> 00:19:52,669
‫سلام. شرمنده

379
00:19:52,694 --> 00:19:54,462
‫ورود نامناسب به حریم شخصی شما

380
00:19:54,487 --> 00:19:55,755
‫اما در مورد زمان‌بندی
‫به مشکل خوردیم

381
00:19:55,780 --> 00:19:57,757
‫سر جریان ستاره‌ دنباله‌دار،
‫می‌تونم انجامش بدم؟

382
00:19:57,782 --> 00:20:03,305
‫یه ایده‌ فوق‌العاده و یه حواس‌پرتی خوب
‫تا مردم کشور مشکلات‌تون رو فراموش کنن

383
00:20:03,330 --> 00:20:04,472
‫همچنین، بابت دوئل متاسفم

384
00:20:04,497 --> 00:20:06,725
‫می‌دونم غیرقانونیه
‫اما راه دیگه‌ای ندارم

385
00:20:06,750 --> 00:20:09,586
‫نفوذ و اعمال قدرتم نسبت به اعضای دربار
‫داره کمتر و کمتر میشه

386
00:20:10,629 --> 00:20:12,856
‫تو با نامزد پتروف خوابیدی؟

387
00:20:12,881 --> 00:20:15,025
‫این اتفاق زیاد میفته
‫که وقتی با خانم‌ها صحبت می‌کنم

388
00:20:15,050 --> 00:20:17,135
‫یهویی سر از سکس درمیاریم

389
00:20:18,553 --> 00:20:21,072
‫دقیقا همین احساس رو
‫نسبت بهش دارم

390
00:20:21,097 --> 00:20:23,658
‫خنده‌داره، نه اینکه اینطوری
‫خودم رو ببینم و با این وجود...

391
00:20:23,683 --> 00:20:26,019
‫اتفاقی زن‌ها رو شیفته خودت می‌کنی

392
00:20:26,645 --> 00:20:28,355
‫توضیح خوبی می‌تونه باشه

393
00:20:29,564 --> 00:20:31,399
‫اداره کردن روسیه چطوریه؟

394
00:20:32,359 --> 00:20:33,501
‫آخه، دیوونه کننده‌ست

395
00:20:33,526 --> 00:20:36,671
‫من یه دفتر رو با سه نفر اداره می‌کنیم
‫و همه‌شون مستن و دارن مشاجره می‌کنن...

396
00:20:36,696 --> 00:20:42,385
‫و با رمزهای هیروگلیفی با هم حرف میزنن

397
00:20:42,410 --> 00:20:47,515
‫نمیگم کار فوق‌العاده‌ای انجام نمیدیم.
‫میگم میدیم تا بودجه‌مون قطع نشه

398
00:20:47,540 --> 00:20:49,893
‫اما... پیچیده‌ست

399
00:20:49,918 --> 00:20:51,728
‫این آدم‌ها همه‌ش دهنشون بازه...
‫"حقوق من کافی نیست"

400
00:20:51,753 --> 00:20:54,356
‫"بیسکوئیت نداریم"!
‫"چرا آناتول پنجره‌ش رو به آفتابه؟"

401
00:20:54,381 --> 00:20:56,258
‫اداره کردن روسیه باید...

402
00:20:57,092 --> 00:21:00,195
‫از موضوع دور شدم.
‫بد عادتم، پام رو از گلیمم فراتر گذاشتم

403
00:21:00,220 --> 00:21:04,199
‫اما یه دفتر با هشتاد میلیون انسان
‫دیوونه‌کننده‌ست

404
00:21:04,224 --> 00:21:05,575
‫حتما سرت می‌خواد منفجر بشه

405
00:21:05,600 --> 00:21:08,620
‫سرم، قلبم، همه چیم می‌خواد منفجر بشه

406
00:21:08,645 --> 00:21:10,105
‫چطوری انجامش میدی؟

407
00:21:12,816 --> 00:21:14,359
‫یه رازی رو بهت میگم

408
00:21:16,653 --> 00:21:17,571
‫خودمم نمی‌دونم

409
00:21:19,364 --> 00:21:22,133
‫من سعی می‌کنم معتدل و مهربون باشم
‫دوستانه رفتار کنم، مستبد باشم

410
00:21:22,158 --> 00:21:23,593
‫بازم، همه بهم زور میگن

411
00:21:23,618 --> 00:21:25,912
‫به خاطر همین تمام زمانم رو
‫صرف نگاه کردن به آسمون می‌کنم

412
00:21:29,583 --> 00:21:32,060
‫داره اتفاق میفته، همونطور که گفتی

413
00:21:32,085 --> 00:21:33,378
‫چی؟

414
00:21:35,922 --> 00:21:37,048
‫من رو بُکُن

415
00:21:37,841 --> 00:21:38,859
‫چی؟

416
00:21:38,884 --> 00:21:40,902
‫- خوب شنیدی
‫- شنیدم، فقط...

417
00:21:40,927 --> 00:21:42,571
‫می‌خوای دوباره بشنوی؟

418
00:21:42,596 --> 00:21:44,281
‫خیلی دوست دارم دوباره بشنومش

419
00:21:44,306 --> 00:21:47,534
‫بیا این طرف، من رو بچسبون به دیوار

420
00:21:47,559 --> 00:21:49,227
‫لباسم رو بزن بالا و من رو بُکُن

421
00:21:50,061 --> 00:21:51,646
‫اومدم

422
00:22:09,205 --> 00:22:10,957
‫هورا!

423
00:22:11,583 --> 00:22:14,603
‫این کار رو نکن!
‫سر زده نیا بالا سر من!

424
00:22:14,628 --> 00:22:18,215
‫بالای سر من و پیتر تا ببینی
‫داریم نطفه میسازیم یا نه!

425
00:22:19,841 --> 00:22:21,259
‫می‌تونی بری، مرد جوان

426
00:22:23,011 --> 00:22:25,488
‫ملکه، اگه ناراحت نمیشن

427
00:22:25,513 --> 00:22:28,391
‫باید سریعا با گزنه و زهرمار
‫حمام کنن

428
00:22:32,646 --> 00:22:36,499
‫سرزده میام داخل، چون این بهترین راهه
‫تا بفهمی آدم‌ها کجا هستن

429
00:22:36,524 --> 00:22:38,168
‫تا همونطور که هستن
‫مچشون رو بگیری

430
00:22:38,193 --> 00:22:42,672
‫مثل سنجابی که داره میوه‌ش رو می‌خوره
‫و با دیدنت وحشت می‌کنه

431
00:22:42,697 --> 00:22:47,219
‫ضمن اینکه از نظر شخص خودم
‫خوشحالم که می‌بینم دوباره سکس می‌کنی

432
00:22:47,244 --> 00:22:52,432
‫طی " بحران ملی که درش گیرافتادیم "
‫باید اولویت‌هات رو مورد بررسی قرار بدم

433
00:22:52,457 --> 00:22:55,894
‫شاید بهتره سکس کردن با مردم رو بذاری
‫برای وقتی که کشور از خطر انقلاب نجات پیدا کرد

434
00:22:55,919 --> 00:22:58,480
‫نجاتش دادم و حلش کردم!

435
00:22:58,505 --> 00:23:00,106
‫اسم پیتر رو، همه چیز رو!

436
00:23:00,131 --> 00:23:01,483
‫و شرایط تغییر کرد

437
00:23:01,508 --> 00:23:04,361
‫و خودم تنهایی به نتیجه میرسم
‫که باید چیکار کنم

438
00:23:04,386 --> 00:23:06,530
‫- کی؟
‫- با من حرف نزن

439
00:23:06,555 --> 00:23:08,073
‫هر وقت بدونم باید چیکار کنم، همون موقع!

440
00:23:08,098 --> 00:23:10,825
‫به اندازه کافی خوب نیست
‫چون به اندازه کافی اشک و ضعف دیدیم

441
00:23:10,850 --> 00:23:13,328
‫نه، کافی نیست
‫چون اگه همینطوری بهم فشار بیاری

442
00:23:13,353 --> 00:23:15,689
‫چیزی جز اشک و ضعف
‫بیرون نمیاد

443
00:23:20,735 --> 00:23:22,212
‫اندوهه

444
00:23:22,237 --> 00:23:24,798
‫میشه بری؟

445
00:23:24,823 --> 00:23:26,575
‫نه، نمی‌تونم

446
00:23:27,242 --> 00:23:28,552
‫- الیزابت!
‫- کاترین

447
00:23:28,577 --> 00:23:29,828
‫- نگهبان!
‫- نگهبان!

448
00:23:32,622 --> 00:23:33,723
‫ببریدش!

449
00:23:33,748 --> 00:23:37,878
‫دیمیتری و الکسی، اگه بهم دست بزنید
‫از دسترستون خارج میشم

450
00:23:41,590 --> 00:23:42,566
‫اوه خدای من

451
00:23:42,591 --> 00:23:45,093
‫می‌تونید برید، تا بعد...

452
00:23:51,892 --> 00:23:53,643
‫روی هیچکس نفوذی ندارم

453
00:23:55,186 --> 00:23:59,040
‫فرمانده ارتشم بی‌توجه به خواسته‌ی من
‫داره یه دوئل غیرقانونی انجام میده

454
00:23:59,065 --> 00:24:02,043
‫دارن تندیس‌ها رو سرتاسر روسیه
‫آتش میزنن

455
00:24:02,068 --> 00:24:05,280
‫اسم من الهام‌بخش تنفره، نه تغییر

456
00:24:06,448 --> 00:24:09,117
‫و تمام وجودم رو اندوه فرا گرفته

457
00:24:11,036 --> 00:24:12,746
‫و دارم مطمئن میشم که...

458
00:24:13,872 --> 00:24:16,641
‫برای خودم و دیگران...

459
00:24:16,666 --> 00:24:19,002
‫داستانی بر اساس توهم تعریف کردم که...

460
00:24:20,003 --> 00:24:21,880
‫روسیه رو به زانو درآورده

461
00:24:23,173 --> 00:24:25,342
‫می‌دونم حس می‌کنی شکستی

462
00:24:26,927 --> 00:24:28,136
‫شکستم

463
00:24:28,845 --> 00:24:30,447
‫نه اونقدرام

464
00:24:30,472 --> 00:24:32,699
‫همین الآن کنار دیوار با یه پسره
‫سکس کردی

465
00:24:32,724 --> 00:24:34,159
‫عجیب بود

466
00:24:34,184 --> 00:24:36,745
‫یهویی پیش خودم گفتم
‫"می‌خوام باهاش سکس کنم"

467
00:24:36,770 --> 00:24:38,288
‫فقط همین

468
00:24:38,313 --> 00:24:40,565
‫فقط آماده بودم و می‌خواستم سکس کنم

469
00:24:42,859 --> 00:24:44,961
‫اوه نه، الآن احساس وحشتناکی دارم

470
00:24:44,986 --> 00:24:46,796
‫انگار یه قدم از پیتر دورتر شدی؟

471
00:24:46,821 --> 00:24:48,423
‫آره و این رو نمی‌خوام

472
00:24:48,448 --> 00:24:49,799
‫باید بخوای

473
00:24:49,824 --> 00:24:51,259
‫و اگه نتونم چی؟

474
00:24:51,284 --> 00:24:55,013
‫می‌دونم درد می‌کشی و
‫ابر ابهام سرت رو اشغال کرده

475
00:24:55,038 --> 00:24:57,123
‫اما باید از جات بلند بشی

476
00:24:59,876 --> 00:25:01,044
‫یا چی؟

477
00:25:01,711 --> 00:25:03,421
‫خودت می‌دونی "یا چی"

478
00:25:07,217 --> 00:25:08,635
‫یه نفر دیگه بلند میشه

479
00:25:09,803 --> 00:25:11,221
‫تو؟

480
00:25:12,556 --> 00:25:14,558
‫آره، من

481
00:25:15,433 --> 00:25:18,478
‫شاید همونطوره که گفتی
‫سرنوشت منه و سرنوشت تو نیست

482
00:25:19,312 --> 00:25:22,123
‫شاید تو آدمش نبودی
‫اشتباه می‌کردم

483
00:25:22,148 --> 00:25:25,544
‫من آدمشم و تو فقط عاملی بودی

484
00:25:25,569 --> 00:25:27,487
‫که بیدارم کنی تا متوجهش بشم

485
00:25:28,530 --> 00:25:29,839
‫خدای من

486
00:25:29,864 --> 00:25:32,909
‫چون جهان بارها و بارها
‫یه نفر رو آتش میزنه

487
00:25:33,660 --> 00:25:36,888
‫و خاکسترها رو می‌تکونی
‫و به سمت آتش بعدی حرکت می‌کنی

488
00:25:36,913 --> 00:25:40,542
‫و مطمئنی که آتش به
‫هسته‌ی درونیت نمی‌رسه

489
00:25:42,127 --> 00:25:46,298
‫من اینطور آدمیم و در این شرایط
‫به چنین آدمی نیازه

490
00:25:48,925 --> 00:25:51,595
‫فردا اگه روی اون صندلی بشینم
‫دیگه بلند نمی‌شم

491
00:25:52,304 --> 00:25:53,638
‫به خاطر هیچکس

492
00:25:57,309 --> 00:25:58,727
‫دوستت دارم

493
00:26:01,146 --> 00:26:02,314
‫منم همینطور

494
00:26:19,289 --> 00:26:20,640
‫کجاست؟

495
00:26:20,665 --> 00:26:22,309
‫مگه قرار نبود تا برسه پیش گریگور
‫تعقیبش کنی؟

496
00:26:22,334 --> 00:26:25,061
‫ممکنه یه سوء برداشت کوچکی کرده باشم

497
00:26:25,086 --> 00:26:27,689
‫شایدم نه.
‫خواهیم دید چی میشه

498
00:26:27,714 --> 00:26:31,484
‫امیدوارم ایده‌ش تو سرش جوونه بزنه
‫و قبول کنه که بهمون نیاز داره

499
00:26:31,509 --> 00:26:32,903
‫بدون من تصمیم گرفتی؟

500
00:26:32,928 --> 00:26:34,988
‫جورجینا رو به نقشه اضافه کردم

501
00:26:35,013 --> 00:26:37,991
‫یه خیانت مایوس‌کننده و به گمونم احمقانه

502
00:26:38,016 --> 00:26:40,368
‫بیا تصور کنیم بچه به دست جورج میرسه

503
00:26:40,393 --> 00:26:41,853
‫و می‌فهمه که ما در قدم بعدی هستیم

504
00:26:42,562 --> 00:26:46,274
‫خب، پس بیا قدم قبل از
‫قدم بعدی رو آماده کنیم

505
00:26:47,734 --> 00:26:48,735
‫اوهم

506
00:26:53,406 --> 00:26:55,425
‫می‌دونستم میای اینجا

507
00:26:55,450 --> 00:26:58,286
‫هر سه تامون همیشه میومدیم اینجا
‫کسی اینجا پیدات نمی‌کنه

508
00:27:01,039 --> 00:27:02,207
‫پاول کجاست؟

509
00:27:04,084 --> 00:27:05,810
‫گریگور

510
00:27:05,835 --> 00:27:07,812
‫امن‌ترین جای ممکنه.
‫کسی اون بالا رو نمی‌گرده

511
00:27:07,837 --> 00:27:09,214
‫بیارش پایین

512
00:27:13,009 --> 00:27:16,029
‫پرنده‌ها لونه گذاشتن
‫و یه خرسم بود

513
00:27:16,054 --> 00:27:17,739
‫- خرس؟
‫- پشمالو

514
00:27:17,764 --> 00:27:21,268
‫بعد از اینکه به خرس شلیک کردیم،
‫گفتش "پشمالو"

515
00:27:24,854 --> 00:27:27,399
‫هی

516
00:27:29,859 --> 00:27:31,545
‫کت‌های سنجابی، با هم ست کردیم

517
00:27:31,570 --> 00:27:32,862
‫دیوونه شدی؟

518
00:27:33,863 --> 00:27:35,215
‫واقعا دیوونه شدی

519
00:27:35,240 --> 00:27:36,508
‫چیزی نیست

520
00:27:36,533 --> 00:27:39,094
‫مثل همیشه اینجام تا ازت
‫مراقبت کنم، عزیزم

521
00:27:39,119 --> 00:27:40,136
‫بیا برش‌گردونیم

522
00:27:40,161 --> 00:27:43,431
‫جاش تو دربار امن نیست
‫میان سراغش، سراغ همه‌مون

523
00:27:43,456 --> 00:27:47,043
‫داخل یه جعبه روی درخت هم
‫جاش امن نیست، گریگور

524
00:27:48,461 --> 00:27:50,146
‫می‌تونیم با هم انجامش بدیم

525
00:27:50,171 --> 00:27:51,398
‫همیشه یه بچه می‌خواستیم

526
00:27:51,423 --> 00:27:53,316
‫نه، نمی‌خواستیم
‫می‌گفتیم حواسمون رو از پیتر پرت می‌کنه

527
00:27:53,341 --> 00:27:54,734
‫به ازدواجمون جان دوباره‌ای می‌بخشه

528
00:27:54,759 --> 00:27:56,486
‫- من عاشق ماریالم
‫- نه خیر!

529
00:27:56,511 --> 00:27:58,321
‫و خیلی زشته که مدام به زبون میاریش!

530
00:27:58,346 --> 00:27:59,614
‫واقعا...

531
00:27:59,639 --> 00:28:02,367
‫اون از پیتر متنفره، پس سخت و
‫گیج‌کننده‌ست

532
00:28:02,392 --> 00:28:05,829
‫چون وقتی نیست، قفسه‌ی سینه‌م
‫درد می‌گیره

533
00:28:05,854 --> 00:28:08,440
‫یه عالمه از غم دوریش گریه می‌کنم

534
00:28:09,649 --> 00:28:12,402
‫و بعدش پیتر...

535
00:28:13,987 --> 00:28:15,530
‫بی‌حس شدم

536
00:28:16,907 --> 00:28:19,926
‫اما... "پاول از همه مهم‌تره"

537
00:28:19,951 --> 00:28:22,470
‫این شعار جدیدمه
‫همیشه میگیمش، مگه نه پاول؟

538
00:28:22,495 --> 00:28:25,599
‫- پاول از همه مهم‌تره
‫- موافقم. پاول از همه‌ مهم‌تره

539
00:28:25,624 --> 00:28:29,544
‫باید امپراطور بشه و...
‫می‌تونیم رقمش بزنیم

540
00:28:30,212 --> 00:28:31,938
‫- چی؟
‫- کارم رو بلدم

541
00:28:31,963 --> 00:28:33,106
‫در چه زمینه‌ای؟ متوجه نمیشم

542
00:28:33,131 --> 00:28:34,608
‫سیاست

543
00:28:34,633 --> 00:28:37,761
‫فکر می‌کنم با تظاهر به تغییر،
‫در واقع تغییر کردم

544
00:28:38,553 --> 00:28:43,141
‫اگه شرایط همینطوری که هست پیش بره
‫یه رهبر جدید می‌خوایم تا پشت پاول بایسته

545
00:28:44,809 --> 00:28:46,019
‫و اون تویی؟

546
00:28:47,062 --> 00:28:48,622
‫چرا می‌خند؟

547
00:28:48,647 --> 00:28:50,190
‫تو؟

548
00:28:50,982 --> 00:28:51,983
‫چرا من نه؟

549
00:28:53,068 --> 00:28:54,169
‫تو مثل اون‌ها نیستی

550
00:28:54,194 --> 00:28:55,629
‫اون‌ها هم اینطوری نیستن

551
00:28:55,654 --> 00:28:58,657
‫هیچکس اونطوری نیست تا وقتی
‫تصمیم بگیره می‌خواد مثل اون‌ها باشه

552
00:29:00,700 --> 00:29:03,678
‫این کشور می‌تونه تغییر کنه
‫و بهتر بشه

553
00:29:03,703 --> 00:29:05,597
‫به خاطر پیتر

554
00:29:05,622 --> 00:29:08,833
‫برای دوست عزیزمون و زنده نگه‌داشتن نسلش

555
00:29:09,834 --> 00:29:11,978
‫کمکت نمی‌کنم کاترین رو بکشی
‫اون عاشقش بود

556
00:29:12,003 --> 00:29:14,297
‫عاشق ما هم بود، برای مدتی طولانی‌تر

557
00:29:16,174 --> 00:29:17,300
‫به خاطر اون انجامش بده

558
00:29:21,012 --> 00:29:22,264
‫ها

559
00:29:38,405 --> 00:29:39,589
‫هی

560
00:29:39,614 --> 00:29:41,174
‫اون ردیفه، پاول

561
00:29:41,199 --> 00:29:44,177
‫می‌بینی؟ سینه‌ش بالا پایین میره

562
00:29:44,202 --> 00:29:45,787
‫یعنی داره نفس می‌کشه

563
00:29:46,871 --> 00:29:51,751
‫اما همیشه تو جنگل حواست به
‫صدای پاهای پشت سرت باشه

564
00:29:58,383 --> 00:30:00,569
‫اوه اوه

565
00:30:00,594 --> 00:30:02,904
‫این‌ها رو یادمه

566
00:30:02,929 --> 00:30:04,598
‫همه‌شون رو امتحان کردیم، مگه نه؟

567
00:30:05,390 --> 00:30:07,033
‫اون یکی

568
00:30:07,058 --> 00:30:09,661
‫فرقونی با میوه!

569
00:30:09,686 --> 00:30:11,079
‫اوهم!

570
00:30:11,104 --> 00:30:12,831
‫عاشقش بودم

571
00:30:12,856 --> 00:30:15,125
‫وحشی خوش‌تیپ

572
00:30:15,150 --> 00:30:17,360
‫شرور شهوت‌انگیز و خواستنی

573
00:30:20,030 --> 00:30:23,049
‫به نظر نامطمئن میای
‫می‌دونی که تحملش برام سخته

574
00:30:23,074 --> 00:30:24,509
‫دارم سبک سنگین می‌کنم

575
00:30:24,534 --> 00:30:26,928
‫تو غریزی عمل می‌کنی! بکشش!

576
00:30:26,953 --> 00:30:29,306
‫به صلیب بکشش و همونطور سوارش کن
‫تا مسکو بره

577
00:30:29,331 --> 00:30:32,767
‫اینجا رو بگیر،
‫پاول رو به سر و سامون برسون

578
00:30:32,792 --> 00:30:36,563
‫یادمه وقتی داشتم می‌مردم
‫چطور با اون چشم‌های...

579
00:30:36,588 --> 00:30:42,360
‫آبی و عمیق‌تر از آسمون
‫بهم نگاهم کردی و قول دادی نسلم رو ادامه بدی

580
00:30:42,385 --> 00:30:44,821
‫اوضاع تغییر کرده.
‫منم متحول شدم

581
00:30:44,846 --> 00:30:46,239
‫عشق ما فناناپذیره

582
00:30:46,264 --> 00:30:48,808
‫تو مُردی، همه چیز از نظر تو فناناپذیره

583
00:30:49,309 --> 00:30:51,811
‫- دوستش دارم
‫- من رو بیشتر دوست داری

584
00:30:55,232 --> 00:30:57,042
‫اوه..

585
00:30:57,067 --> 00:30:58,585
‫حالا داری تحریکم می‌‌کنی!

586
00:30:58,610 --> 00:30:59,836
‫یادمه

587
00:30:59,861 --> 00:31:02,756
‫و ماده‌ی آتشین منی

588
00:31:02,781 --> 00:31:05,050
‫فقط خلعش کن

589
00:31:05,075 --> 00:31:06,968
‫قبل از اینکه توسط یه قزاق‌ وحشی

590
00:31:06,993 --> 00:31:08,845
‫به صلابه کشیده بشی

591
00:31:08,870 --> 00:31:12,807
‫که انقدر مشروب خورده، چشماش چپ شده
‫و با خشم حرف‌های نامشخصی میزنه

592
00:31:12,832 --> 00:31:16,436
‫و باید پاشیده شدن خون تو صورتشون
‫رو حس کنیم تا خوشحال بشن

593
00:31:16,461 --> 00:31:17,646
‫خدای من

594
00:31:17,671 --> 00:31:22,359
‫می‌دونم، کلمات و تصاویر قدرتمند
‫می‌تونن لحظات رو تغییر بدن

595
00:31:22,384 --> 00:31:24,219
‫اگه یادت باشه، این فقط
‫یکی از موهبت‌هامه

596
00:31:24,803 --> 00:31:26,012
‫یادمه

597
00:31:26,888 --> 00:31:29,491
‫و برای هیچکس دلسوزی نمی‌کنم

598
00:31:29,516 --> 00:31:31,535
‫یه موهبت دیگه
‫همونطور که تو با پیتر بودی

599
00:31:31,560 --> 00:31:34,621
‫کی اون‌ها رو نجات میده؟

600
00:31:34,646 --> 00:31:36,164
‫اون بچه

601
00:31:36,189 --> 00:31:38,291
‫هیولای بی‌‌احساس

602
00:31:38,316 --> 00:31:40,961
‫ساحره‌ی گستاخ

603
00:31:40,986 --> 00:31:43,505
‫این کار رو نمی‌کنم.
‫دارم بهت میگم هیولای بی‌احساس

604
00:31:43,530 --> 00:31:44,823
‫اوه

605
00:31:46,324 --> 00:31:48,493
‫می‌دونی که باید تاج و تخت رو
‫در دست بگیری

606
00:31:49,160 --> 00:31:51,137
‫وگرنه می‌میری و همه چی رو
‫از دست میدی

607
00:31:51,162 --> 00:31:52,347
‫هیس!

608
00:31:52,372 --> 00:31:55,959
‫به پیتر بزرگ گفتی هیس؟

609
00:31:58,628 --> 00:32:00,714
‫اون رو انتخاب نمی‌کنی

610
00:32:02,173 --> 00:32:04,442
‫شاید یه چیز دیگه‌ای رو انتخاب کردم

611
00:32:04,467 --> 00:32:07,320
‫چیزی که من می‌خوام
‫در عوض چیزی که تو می‌خوای

612
00:32:07,345 --> 00:32:11,783
‫فاحشه منطقی و در عین حال لجوج

613
00:32:11,808 --> 00:32:15,412
‫احمق کور و کَر

614
00:32:15,437 --> 00:32:18,773
‫خدای من، ایکاش می‌تونستم
‫تمام لباس‌هات رو با دندونم جر بدم

615
00:32:20,317 --> 00:32:21,943
‫نمی‌تونی

616
00:32:23,028 --> 00:32:24,362
‫می‌تونی فقط...

617
00:32:26,072 --> 00:32:27,340
‫بری

618
00:32:27,365 --> 00:32:28,450
‫اوه

619
00:32:30,577 --> 00:32:33,263
‫این دوئل
‫احتمالا نباید انجامش بدم

620
00:32:33,288 --> 00:32:36,141
‫ملکه رو در چنین مقطع حساسی
‫زیر سوال می‌بره

621
00:32:36,166 --> 00:32:38,602
‫مثل آدم‌های مستیه که آخر اسکله افتادن

622
00:32:38,627 --> 00:32:42,647
‫گاهی اوقات قلب آدم‌ها توسط سرنوشت
‫له میشه

623
00:32:42,672 --> 00:32:44,424
‫لغوش می‌کنم

624
00:32:45,008 --> 00:32:48,069
‫نه، انجامش بده

625
00:32:48,094 --> 00:32:50,263
‫باید بایسته و رهبری کنه...

626
00:32:51,806 --> 00:32:54,100
‫اگرم نمی‌تونه باید معلوم بشه

627
00:32:55,560 --> 00:32:57,787
‫یاد بچگی‌هام میفتم

628
00:32:57,812 --> 00:33:02,959
‫یه عالمه سیب جمع می‌کردم
‫نه به کسی می‌دادم، نه می‌خوردمشون

629
00:33:02,984 --> 00:33:06,922
‫نمی‌تونستم براشون تصمیم بگیرم
‫و همه‌شون گندیدن

630
00:33:06,947 --> 00:33:09,324
‫و حس می‌کردم شبیه احمق‌ها شدم

631
00:33:11,368 --> 00:33:15,430
‫فکر می‌کنم بیشتر موقعیتش شبیه به
‫زن جوانیه که در دریا گم شده

632
00:33:15,455 --> 00:33:17,224
‫و داخل اقیانوس بالا میاره

633
00:33:17,249 --> 00:33:21,978
‫تا از پس باد و نیش حشرات بربیاد

634
00:33:22,003 --> 00:33:25,298
‫و امیدواره یه کوسه مهربون
‫تا خونه همراهیش کنه

635
00:33:26,216 --> 00:33:29,970
‫باید مدار و جهتش رو پیدا کنه اما
‫یه کلاغ سیاه کورش کرده

636
00:33:31,471 --> 00:33:37,018
‫و اگه بالاخره بیفته تو آب،
‫کوسه‌ها فقط باید...

637
00:33:37,936 --> 00:33:39,396
‫مثل کوسه عمل کنن؟

638
00:33:39,980 --> 00:33:41,064
‫آره

639
00:33:42,899 --> 00:33:45,418
‫و ارتش و من باید آماده هر اتفاقی باشیم

640
00:33:45,443 --> 00:33:47,279
‫و اقتدارمون رو حفظ کنیم

641
00:33:48,655 --> 00:33:51,741
‫صحیح. مفهومه

642
00:33:58,164 --> 00:34:01,126
‫سلام، ببخشید.
‫اما یه من اضطراریه

643
00:34:02,002 --> 00:34:04,271
‫- هیوگو، چیکار می‌کنی..
‫- می‌دونی اون بیرون چه بویی میاد؟

644
00:34:04,296 --> 00:34:06,631
‫همون بویی که توی سوئد حس می‌کردم

645
00:34:07,757 --> 00:34:09,301
‫انفجار از داخل

646
00:34:12,721 --> 00:34:16,074
‫در مورد پیتر و دزدیدن ارتش
‫احساس خیلی بدی دارم

647
00:34:16,099 --> 00:34:17,993
‫و از اونجایی که قراره به زودی
‫خودت رو به کشتن بدی

648
00:34:18,018 --> 00:34:19,561
‫پیش خودم گفتم چند تا مشورت بهت بدم

649
00:34:20,562 --> 00:34:22,272
‫باید فرار کنی

650
00:34:24,691 --> 00:34:26,334
‫نمی‌تونم فرار کنم

651
00:34:26,359 --> 00:34:27,711
‫منم همین فکر رو می‌کردم

652
00:34:27,736 --> 00:34:31,923
‫به خاطر یه التزام گمراه کننده،
‫اسمشم می‌ذاریم سرنوشت

653
00:34:31,948 --> 00:34:34,200
‫این میز مورد علاقه‌مه،
‫نمی‌خوام ترکش کنم

654
00:34:35,076 --> 00:34:38,054
‫اما پاریس، رم

655
00:34:38,079 --> 00:34:41,850
‫یعنی جایی برای بزم ملکه‌ها و
‫پادشاه‌های سابق در اونجا نیست؟

656
00:34:41,875 --> 00:34:44,085
‫و غذاهاشون، هنرشون

657
00:34:44,920 --> 00:34:46,671
‫یه زندگی جدید می‌بینم

658
00:34:48,131 --> 00:34:50,567
‫ساعت ۹ کالسکه‌مون تو محوطه منتظره

659
00:34:50,592 --> 00:34:56,431
‫پاول رو بردار یا بهم بگو کجاست
‫تا برش دارم، سوار میشیم و میریم

660
00:34:57,557 --> 00:34:59,226
‫تصمیمش رو می‌سپرم به خودت

661
00:35:03,271 --> 00:35:07,067
‫تصمیم درست رو بگیر
‫یا نگیر و بمیر

662
00:35:28,171 --> 00:35:29,923
‫بمیر، هرزه!

663
00:35:58,034 --> 00:35:59,636
‫گریگور

664
00:35:59,661 --> 00:36:01,096
‫چیکار می‌کنی؟

665
00:36:01,121 --> 00:36:02,430
‫تو زیباترین منظره دنیایی

666
00:36:02,455 --> 00:36:04,891
‫تنها منظره‌ای که برای چشمانم می‌]وام

667
00:36:04,916 --> 00:36:06,351
‫چی می‌خوای؟

668
00:36:06,376 --> 00:36:09,312
‫البته منطقا جز بدنم

669
00:36:09,337 --> 00:36:10,505
‫باهام ازدواج کن

670
00:36:12,257 --> 00:36:16,027
‫اما تو ازم متنفر بودی
‫همونطور که من از پیتر متنفرم

671
00:36:16,052 --> 00:36:17,946
‫و می‌دونی که همیشه همینطوره

672
00:36:17,971 --> 00:36:19,890
‫می‌دونم اما بهت نیاز دارم

673
00:36:20,682 --> 00:36:22,784
‫داخل جنگل، انقدر سکوته

674
00:36:22,809 --> 00:36:25,495
‫که این فضای خالی رو
‫درونم حس کردم

675
00:36:25,520 --> 00:36:27,873
‫وقتی صدای جنگل درونش
‫طنین‌انداز میشد

676
00:36:27,898 --> 00:36:30,584
‫خرس‌ها، پرنده‌ها، زنبورها

677
00:36:30,609 --> 00:36:33,545
‫و تو چیزی هستی که داخل اون فضا می‌خوام

678
00:36:33,570 --> 00:36:35,088
‫اون بخشی هستی
‫که جاش خالیه

679
00:36:35,113 --> 00:36:36,156
‫صحیح

680
00:36:38,074 --> 00:36:40,510
‫- واقعا؟
‫- یه زندگی دوباره می‌خوام

681
00:36:40,535 --> 00:36:41,803
‫تو و من

682
00:36:41,828 --> 00:36:43,013
‫منم یه زندگی دوباره می‌خوام

683
00:36:43,038 --> 00:36:44,164
‫عالیه!

684
00:36:45,332 --> 00:36:47,893
‫میریم تو ملک من. دورش حفره می‌کنیم
‫و استحکامات دفاعی می‌ذاریم

685
00:36:47,918 --> 00:36:49,769
‫و کنار هم زندگی می‌کنیم

686
00:36:49,794 --> 00:36:51,855
‫تو، من و پاول

687
00:36:51,880 --> 00:36:53,398
‫منظورت از پاول چیه؟

688
00:36:53,423 --> 00:36:55,859
‫باید بزرگش کنم، به خاطر پیتر
‫الآن می‌فهمم

689
00:36:55,884 --> 00:36:58,612
‫می‌تونیم با هم انجامش بدیم
‫شاید بچه‌های خودمون رو هم آوردیم

690
00:36:58,637 --> 00:36:59,946
‫براش خوبه که برادر داشته باشه

691
00:36:59,971 --> 00:37:02,407
‫قرار نیست پسرش رو بزرگ کنم
‫دیوونه شدی؟

692
00:37:02,432 --> 00:37:05,076
‫می‌دونم ازش متنفری، اما در واقع خوبه

693
00:37:05,101 --> 00:37:07,871
‫پاول پیچیدگی زندگی انسانی رو
‫یاد‌ می‌گیره

694
00:37:07,896 --> 00:37:10,273
‫و طوری بزرگش می‌کنیم
‫که تاج و تختش رو پس بگیره

695
00:37:11,441 --> 00:37:14,836
‫یا نه. پیتر چنین چیزی نمی‌خواست
‫شاید بذاریم خودش پیش بره

696
00:37:14,861 --> 00:37:15,879
‫مجبور نیستیم الآن تصمیم بگیریم

697
00:37:15,904 --> 00:37:17,864
‫ماریال، آماده شو
‫باید بریم

698
00:37:18,865 --> 00:37:20,842
‫راستش حموم لازمم

699
00:37:20,867 --> 00:37:23,411
‫دندون‌هامم چرک کرده

700
00:37:31,169 --> 00:37:32,562
‫لعنتی

701
00:37:32,587 --> 00:37:34,506
‫مرد غمگین

702
00:37:35,131 --> 00:37:37,217
‫مرد زیبا و غمگین

703
00:37:39,427 --> 00:37:41,196
‫گریگور داخل وان من چیکار می‌کنه؟

704
00:37:41,221 --> 00:37:43,223
‫فکر می‌کردم این رابطه نامشروع
‫تموم شده

705
00:37:44,474 --> 00:37:46,451
‫سلام، مکسیم
‫یه کوچولو دارم استراحت می‌کنم

706
00:37:46,476 --> 00:37:47,953
‫داری لباسم رو پاره می‌کنی!

707
00:37:47,978 --> 00:37:49,663
‫تو پوگاچوف رو کشتی، لعنتی!

708
00:37:49,688 --> 00:37:53,291
‫حالا ببین هیولای احمق
‫چه آتیشی به راه افتاده

709
00:37:53,316 --> 00:37:56,378
‫من و آرچی تحت کنترل داریمش، آروم باش

710
00:37:56,403 --> 00:37:58,964
‫وقتی بقیه بمیرن، در امان خواهیم بود

711
00:37:58,989 --> 00:38:00,115
‫تاثیرگذاری‌مون رو انجام دادیم

712
00:38:01,032 --> 00:38:02,300
‫نه

713
00:38:02,325 --> 00:38:05,345
‫تو و آرچی در کار نیست

714
00:38:05,370 --> 00:38:06,746
‫نه

715
00:38:07,747 --> 00:38:09,040
‫کافیه

716
00:38:10,625 --> 00:38:13,353
‫در واقع تو داشتی
‫باهاش ازدواج می‌کردی

717
00:38:13,378 --> 00:38:15,397
‫می‌تونی بهش اینطوری نگاه کنی
‫که انگار از گلوله جاخالی دادی

718
00:38:15,422 --> 00:38:18,024
‫تا یه دقیقه دیگه می‌تونی سعی کنی
‫از گلوله جاخالی بدی و شکست بخوری

719
00:38:18,049 --> 00:38:19,609
‫به دردت نمی‌خورد

720
00:38:19,634 --> 00:38:22,821
‫اولا بی‌وفا بود
‫و اینکه خیلی پرخاشگر بود

721
00:38:22,846 --> 00:38:25,991
‫- ما با هم دوست بودیم
‫- آره و احساس وحشتناکی داشتم!

722
00:38:26,016 --> 00:38:29,119
‫هر بار که فرو می‌کردم توش
‫انگار به قلب خودم خنجر میزدم

723
00:38:29,144 --> 00:38:30,245
‫خدای من! واقعا؟

724
00:38:30,270 --> 00:38:32,664
‫فقط می‌خوام بدونی که چه احساس بدی داشتم

725
00:38:32,689 --> 00:38:35,292
‫از یه جایی، شروع کرد برام خوردن

726
00:38:35,317 --> 00:38:38,211
‫و داشتم به عکست اون طرف اتاق نگاه می‌کردم

727
00:38:38,236 --> 00:38:39,588
‫می‌دونی، همون که با سگ شکاریه

728
00:38:39,613 --> 00:38:41,214
‫- عاشق اون عکسم
‫- آره

729
00:38:41,239 --> 00:38:44,134
‫و پیش خودم گفتم
‫"این واقعا بده"

730
00:38:44,159 --> 00:38:45,302
‫"نباید با این دختر ازدواج کنه"

731
00:38:45,327 --> 00:38:48,430
‫میشه قبل اینکه از همینجا یکی نزدم تو سرش
‫دوئل رو سریع‌تر شروع کنیم ؟

732
00:38:48,455 --> 00:38:51,141
‫- خیلی خب، شروع کنیم
‫- هورا!

733
00:38:51,166 --> 00:38:53,435
‫عالیه، زیاد دیر نکردم

734
00:38:53,460 --> 00:38:55,312
‫ملکه، این بین خودمونه

735
00:38:55,337 --> 00:38:57,439
‫هرچند توسط من غیرقانونی اعلام شده

736
00:38:57,464 --> 00:39:01,092
‫و این قوانین روسی هستن و ظاهرا
‫دوست دارید اینطوری زندگی کنید، درسته؟

737
00:39:03,178 --> 00:39:06,072
‫- در واقع، می‌خوام جای نیکولای شرکت کنم
‫- چی؟

738
00:39:06,097 --> 00:39:07,866
‫- مسخره‌ست
‫- با قوانین منافاتی داره؟

739
00:39:07,891 --> 00:39:09,326
‫نداره

740
00:39:09,351 --> 00:39:11,953
‫عالیه، نیکولای، برو اون طرف وایسا

741
00:39:11,978 --> 00:39:14,372
‫دوست دارم باهاتون بحث کنم اما...

742
00:39:14,397 --> 00:39:17,500
‫من ملکه‌م و تو یه بزدلی
‫که دوست‌ نداره بمیره

743
00:39:17,525 --> 00:39:19,836
‫گل گفتی

744
00:39:19,861 --> 00:39:21,379
‫شروع کن. بهم توضیح بده چطوری...

745
00:39:21,404 --> 00:39:22,589
‫نمی‌تونم بهتون شلیک کنم

746
00:39:22,614 --> 00:39:24,549
‫مشکل من نیست

747
00:39:24,574 --> 00:39:25,884
‫من می‌تونم بهت شلیک کنم

748
00:39:25,909 --> 00:39:26,843
‫عالیه

749
00:39:26,868 --> 00:39:28,553
‫و شروع

750
00:39:28,578 --> 00:39:32,040
‫تا ده می‌شمرید، برمی‌گردید و شلیک می‌کنید

751
00:39:32,666 --> 00:39:34,309
‫یک

752
00:39:34,334 --> 00:39:35,685
‫دو

753
00:39:35,710 --> 00:39:37,045
‫سه

754
00:39:41,216 --> 00:39:43,818
‫شما با قوانین کاترین بزرگ
‫زندگی می‌کنید

755
00:39:43,843 --> 00:39:46,513
‫یا این رو متوجه می‌شید
‫یا دربار رو ترک می‌کنید!

756
00:39:47,389 --> 00:39:49,991
‫پتروف! یه ساعت دیگه، سالن رسمی
‫باید برنامه‌ریزی کنیم

757
00:39:50,016 --> 00:39:51,434
‫میام!

758
00:40:08,034 --> 00:40:10,620
‫اون دماغمه، آره

759
00:40:11,955 --> 00:40:14,599
‫- بدش من
‫- باید بری خونه، گریگور

760
00:40:14,624 --> 00:40:16,209
‫اون بهم نیاز داره!

761
00:40:17,460 --> 00:40:20,146
‫نه، نداره

762
00:40:20,171 --> 00:40:21,898
‫تو به اون نیاز داری

763
00:40:21,923 --> 00:40:24,109
‫اما کاترین بیشتر بهش نیاز داره

764
00:40:24,134 --> 00:40:26,695
‫اگه پاول رو ازم بگیری،
‫یه روز میام پیدات می‌کنم

765
00:40:26,720 --> 00:40:29,197
‫و به روشی خیلی عجیب...

766
00:40:29,222 --> 00:40:30,640
‫می‌کشمت

767
00:40:31,308 --> 00:40:32,350
‫برو خونه، گریگور

768
00:40:34,269 --> 00:40:35,787
‫واقعا خونه‌ای ندارم

769
00:40:35,812 --> 00:40:37,480
‫برام مهم نیست

770
00:40:41,860 --> 00:40:46,031
‫همونطور که بابابزرگت می‌خواست،
‫پادشاه میشی

771
00:40:47,657 --> 00:40:52,929
‫و من کنارت زندگی خواهم کرد
‫یه سایه‌ی خیرخواه

772
00:40:52,954 --> 00:40:54,581
‫و داخل این دربار راهنماییت می‌کنم

773
00:41:02,964 --> 00:41:04,758
‫حالش خوبه‌، پاول

774
00:41:05,091 --> 00:41:07,260
‫می‌بینی سینه‌ش بالا و پایین میره؟

775
00:41:08,386 --> 00:41:09,738
‫آخ

776
00:41:09,763 --> 00:41:11,723
‫بریم عمو آرچی رو پیدا کنیم

777
00:41:20,357 --> 00:41:21,691
‫ببین کی رو پیدا کردم

778
00:41:26,112 --> 00:41:29,366
‫چه حیرت‌آور

779
00:41:33,662 --> 00:41:35,388
‫- تاتیانا؟
‫- بله

780
00:41:35,413 --> 00:41:36,806
‫اوه، تویی

781
00:41:36,831 --> 00:41:38,500
‫میشه یه سیب دیگه برام بیاری؟

782
00:41:39,334 --> 00:41:42,062
‫اگه رو شکم بخوابم تا فقط لازم باشه

783
00:41:42,087 --> 00:41:43,688
‫از پشت لباسم رو دربیاره
‫تطمیع‌کننده‌تر نیست؟

784
00:41:43,713 --> 00:41:46,399
‫پاول داره با جورج میاد
‫به نظرم گریگور هم میاد

785
00:41:46,424 --> 00:41:47,984
‫- و پوگاچوف؟
‫- نشونی ازش نیست

786
00:41:48,009 --> 00:41:49,361
‫اما داریم به این فکر می‌کنم. خب که چی؟

787
00:41:49,386 --> 00:41:52,239
‫بقیه دارن در نام پیتر و پاول کار می‌کنن

788
00:41:52,264 --> 00:41:54,616
‫مجبورشون کردم از دستام غذا بخورن

789
00:41:54,641 --> 00:41:56,409
‫فقط تظاهر می‌‌کنیم که داره
‫برام دستور می‌فرسته

790
00:41:56,434 --> 00:41:57,577
‫اونا که نمی‌دونن

791
00:41:57,602 --> 00:41:58,828
‫نگاهش کن

792
00:41:58,853 --> 00:42:00,580
‫هیجان داری

793
00:42:00,605 --> 00:42:02,332
‫و برام یه سیب آوردی

794
00:42:02,357 --> 00:42:03,583
‫بیا اینجا ببینم

795
00:42:03,608 --> 00:42:04,818
‫اومم

796
00:42:08,280 --> 00:42:10,090
‫داشتم دنبالت می‌گشتم

797
00:42:10,115 --> 00:42:11,591
‫تا چی بهم بگی؟

798
00:42:11,616 --> 00:42:13,785
‫که چقدر آدم وحشتناکی بوده؟

799
00:42:14,786 --> 00:42:16,346
‫می‌دونم باهام چیکار کرده

800
00:42:16,371 --> 00:42:18,890
‫که یه جاهایی واقعا آدم وحشتناکی بوده

801
00:42:18,915 --> 00:42:20,809
‫و رهبر وحشتناکی بوده

802
00:42:20,834 --> 00:42:25,797
‫که چطور من رو خنثی کرد
‫و خودم رو کج‌وکوله کردم تا بهش بیام

803
00:42:26,506 --> 00:42:31,528
‫اما عاشقش بودم
‫و همچنان این عشق درون قلبم زنده‌ست

804
00:42:31,553 --> 00:42:33,321
‫بفهم

805
00:42:33,346 --> 00:42:34,614
‫می‌فهمم

806
00:42:34,639 --> 00:42:36,783
‫هر چند تو هم باید
‫این رو بفهمی

807
00:42:36,808 --> 00:42:38,660
‫یه چیزی برای عرضه دارم

808
00:42:38,685 --> 00:42:40,787
‫باید تو کاری نقش داشته باشم
‫که اهمیتی داره

809
00:42:40,812 --> 00:42:42,689
‫و من کسی هستم
‫که بهش نیاز داری

810
00:42:45,025 --> 00:42:46,693
‫چی هست؟

811
00:42:47,777 --> 00:42:50,530
‫نامه‌هایی بین آرچی و پوگاچوف

812
00:42:51,573 --> 00:42:54,993
‫این آتش رو راه انداخت
‫و مکسیم رو مجبور کرد تا اون رو بکشه

813
00:42:56,036 --> 00:42:58,680
‫نسبت به انسانیت ذهنیت تاریکی پیدا کردم

814
00:42:58,705 --> 00:42:59,973
‫می‌دونی چرا؟

815
00:42:59,998 --> 00:43:02,934
‫چون اتفاق‌های تخمی همیشه‌ی خدا
‫برای من رخ میده

816
00:43:02,959 --> 00:43:05,795
‫و آدم‌های لاشین و به همین خاطر
‫به من نیاز داری

817
00:43:11,509 --> 00:43:12,761
‫آرچی

818
00:43:20,936 --> 00:43:22,604
‫بریم

819
00:43:27,234 --> 00:43:30,670
‫و با قدرت‌هایی که توسط پروردگار
‫به من امانت داده شده

820
00:43:30,695 --> 00:43:33,173
‫قدرت‌هاش رو به این کودک منتقل می‌کنم

821
00:43:33,198 --> 00:43:36,593
‫تا دست خداوند باشه و یه روز
‫رهبر روسیه بشه

822
00:43:36,618 --> 00:43:38,929
‫خیلی طولانیه
‫خلاصه‌ش کن، آرچی

823
00:43:38,954 --> 00:43:40,555
‫بریم سراغ عروسی

824
00:43:40,580 --> 00:43:43,516
‫- خداوند....
‫- آفرین، سگ!

825
00:43:43,541 --> 00:43:45,143
‫وسطش رسیدیم
‫ببخشید دیر کردیم

826
00:43:45,168 --> 00:43:46,269
‫لعنتی. توجه نکن

827
00:43:46,294 --> 00:43:48,980
‫و بیاید بپذیریم همگی بخشی
‫ازش هستیم

828
00:43:49,005 --> 00:43:50,607
‫- باشه
‫- باشه

829
00:43:50,632 --> 00:43:52,567
‫خداوند تو رو لمس و انتخاب کرد

830
00:43:52,592 --> 00:43:56,905
‫"پاول پترویچ ایلیچ واسیلیو الکسیویچ رومانوف"

831
00:43:56,930 --> 00:43:58,198
‫اینم خیلی طولانیه

832
00:43:58,223 --> 00:43:59,824
‫- میشه فقط...
‫- بگو آمین!

833
00:43:59,849 --> 00:44:01,826
‫- بگو آمین تا سوراخت کنم!
‫- اوه، لعنتی!

834
00:44:01,851 --> 00:44:04,204
‫هیوگو، تکون نخور!
‫قراره بمیری

835
00:44:04,229 --> 00:44:05,705
‫بذارش زمین، آرچی

836
00:44:05,730 --> 00:44:07,440
‫بهت شلیک نمی‌کنه، بگو

837
00:44:08,108 --> 00:44:10,043
‫راستش از نگاهش خوشم نمیاد

838
00:44:10,068 --> 00:44:13,655
‫تحلیل خوبی بود
‫بچه رو بذار زمین و راهت رو بکش و برو

839
00:44:15,156 --> 00:44:16,675
‫حرومی!

840
00:44:16,700 --> 00:44:20,053
‫تو همون رهبری هستی که خداوند
‫انتخاب کرده، آمین

841
00:44:20,078 --> 00:44:21,888
‫- آمین! آره!
‫- آرچی!

842
00:44:21,913 --> 00:44:25,392
‫ملکه درخواست حضور اسقف رو داده
‫فوراً

843
00:44:25,417 --> 00:44:27,127
‫به چشم

844
00:44:31,339 --> 00:44:33,316
‫خب... نصفه انجام شد

845
00:44:33,341 --> 00:44:35,402
‫همه‌ش به خاطر پیتر و پاول هستش، عزیزم

846
00:44:35,427 --> 00:44:37,095
‫ما با هم کار نداریم، من و تو

847
00:44:38,263 --> 00:44:39,656
‫خب، راستش...

848
00:44:39,681 --> 00:44:42,993
‫منم خیلی وقته به یه نفر دیگه
‫علاقه دارم

849
00:44:43,018 --> 00:44:43,935
‫پس موافقم

850
00:45:09,002 --> 00:45:10,670
‫به طرز عجیبی حس درستی داره

851
00:45:17,510 --> 00:45:18,637
‫نشستی

852
00:45:19,262 --> 00:45:20,430
‫آره

853
00:45:24,976 --> 00:45:28,121
‫ملکه، می‌خوام معذرت خواهی کنم

854
00:45:28,146 --> 00:45:30,749
‫وفاداری سلطنتیم نسبت به شما
‫گاها برافروخته میشه

855
00:45:30,774 --> 00:45:34,444
‫و هر کاری می‌کنم از روی عشقه
‫و بهترین‌ها رو براتون می‌خوام

856
00:45:35,153 --> 00:45:37,255
‫و در ضمن، من یه آدم‌کشم

857
00:45:37,280 --> 00:45:38,798
‫مکسیمه دیگه

858
00:45:38,823 --> 00:45:39,741
‫بشین، مکسیم

859
00:45:42,244 --> 00:45:43,620
‫ملکه

860
00:45:44,871 --> 00:45:47,040
‫آرچی. سلام

861
00:45:48,166 --> 00:45:50,560
‫می‌خواستم بابت پوگاچوف ازتون تشکر کنم

862
00:45:50,585 --> 00:45:52,854
‫مطمئن نیستم...

863
00:45:52,879 --> 00:45:56,191
‫آرچی، با انکارهای دروغین...

864
00:45:56,216 --> 00:45:59,945
‫و با جا نماز آب کشیدن و
‫بی‌گناه جا زدن خودت، بهم توهین نکن

865
00:45:59,970 --> 00:46:03,181
‫به خاطر سوگواری ذهنم درگیر بود
‫و متوجهش نشدم

866
00:46:03,890 --> 00:46:06,893
‫اما همیشه تو کسی بودی که
‫با راه‌حل به سراغم میومدی

867
00:46:09,062 --> 00:46:13,250
‫اخیرا به جای خودم، به سر یه نفر
‫شلیک کردم

868
00:46:13,275 --> 00:46:15,569
‫و ظاهرا یه چیزی رو برام روشن کرد

869
00:46:16,653 --> 00:46:18,947
‫الآن کاملا شفاف می‌بینم

870
00:46:20,490 --> 00:46:23,468
‫خب؟

871
00:46:23,493 --> 00:46:26,638
‫من ازت خواستم طی مذاکرات سیاسی
‫بهم آموزش بدی، مگه نه؟

872
00:46:26,663 --> 00:46:28,139
‫درسته

873
00:46:28,164 --> 00:46:30,500
‫آموزش خوبی بود و ازت ممنونم

874
00:46:32,043 --> 00:46:34,671
‫همه‌ش زحمت خودت بود
‫یا بقیه هم دخیل بودن؟

875
00:46:35,797 --> 00:46:39,301
‫بیشترش متعلق...

876
00:46:40,135 --> 00:46:41,319
‫به خودمه

877
00:46:41,344 --> 00:46:43,029
‫از روی عشقم به شما

878
00:46:43,054 --> 00:46:45,073
‫نمی‌خواستم هیچوقت اوضاع اینطوری
‫از کنترل خارج بشه

879
00:46:45,098 --> 00:46:49,619
‫اما بیاید باقیش رو پاک کنیم
‫و قدرت بی‌کرانتون رو به روسیه نشون بدیم

880
00:46:49,644 --> 00:46:50,896
‫باشه

881
00:46:52,105 --> 00:46:53,957
‫کلیسا تو سرتاسر کشور راه میفته

882
00:46:53,982 --> 00:46:56,751
‫که از خدا درخواست نشانه کردیم

883
00:46:56,776 --> 00:46:59,254
‫که سرنوشت روسیه به
‫کاترین کبیر پیوند خورده

884
00:46:59,279 --> 00:47:04,676
‫بهشون میگی چه روزی و چه ساعتی
‫آسمون رو نگاه کنن تا ببیننش

885
00:47:04,701 --> 00:47:06,094
‫ستاره دنباله دار؟

886
00:47:06,119 --> 00:47:07,470
‫- دقیقا
‫- عاشقشم!

887
00:47:07,495 --> 00:47:10,640
‫به یه داستان نیاز دارن
‫این بخشی ازش خواهد بود

888
00:47:10,665 --> 00:47:13,043
‫ماریال آگهیش رو برای انتشار
‫خدمتتون می‌فرسته

889
00:47:16,796 --> 00:47:18,148
‫چه اتفاقی برات افتاده؟

890
00:47:18,173 --> 00:47:19,983
‫ملکه بهم شلیک کرد

891
00:47:20,008 --> 00:47:21,109
‫هورا

892
00:47:21,134 --> 00:47:24,404
‫- مکسیم، یه ژنرال می‌خوام
‫- ببخشید، چی؟

893
00:47:24,429 --> 00:47:26,907
‫- آماده‌م
‫- بیخیال، اون چهار سالشه

894
00:47:26,932 --> 00:47:29,659
‫می‌خوام اعتبار کشتن پوگاچوف
‫متعلق به تو باشه

895
00:47:29,684 --> 00:47:31,745
‫به یه تور سخنرانی میری

896
00:47:31,770 --> 00:47:34,456
‫و داستان مرگ پوگاچوف قزاق رو تعریف می‌کنی

897
00:47:34,481 --> 00:47:38,001
‫بعدش به یه آموزشگاه نظامی
‫در ولادی‌واستاک میری

898
00:47:38,026 --> 00:47:40,921
‫میری اونجا، جنگیدن رو یاد می‌گیری
‫و برمی‌گردی پیشم

899
00:47:40,946 --> 00:47:42,339
‫ولادی‌واستاک؟

900
00:47:42,364 --> 00:47:45,467
‫بهترین خیاط‌های روسیه
‫اونجا زندگی می‌کنن

901
00:47:45,492 --> 00:47:48,178
‫جالبه، اما ماریال چی میشه؟

902
00:47:48,203 --> 00:47:51,223
‫به خاطر صلاح روسیه، موافقت کردم

903
00:47:51,248 --> 00:47:53,583
‫- زود زود بهت سر میزنم
‫- سالی یه بار کافیه

904
00:47:54,501 --> 00:47:56,686
‫و ولمنتوف، تو میری جنوب

905
00:47:56,711 --> 00:47:58,730
‫تا داستان مرگ در سرما رو تعریف کنی

906
00:47:58,755 --> 00:48:03,568
‫پتروف، تو میری مسکو و مرگ
‫پیتر سوم رو اعلام می‌کنی و دستور...

907
00:48:03,593 --> 00:48:05,011
‫لطفا بگید که دستور شلیک
‫یه موج توپ‌ رو میدم

908
00:48:05,637 --> 00:48:07,280
‫- دستور شلیک توپ رو میدی
‫- عالیه

909
00:48:07,305 --> 00:48:09,449
‫معلومه که توپ‌ها گیر اون میاد

910
00:48:09,474 --> 00:48:12,285
‫ماریال، یه بیانیه‌ای آماده‌ میکنی
‫که پیتر سوم

911
00:48:12,310 --> 00:48:13,453
‫به خاطر بواسیر فوت کرده

912
00:48:13,478 --> 00:48:15,830
‫و همچنین یه بیانیه دیگه که
‫میگه به خاطر آبله مُرده

913
00:48:15,855 --> 00:48:19,125
‫و یکی دیگه که میگه هنگام مبارزه
‫با قیام کشته شده

914
00:48:19,150 --> 00:48:21,336
‫و اینکه من دختر پیتر کبیر هستم

915
00:48:21,361 --> 00:48:23,004
‫عاشق شغل جدیدمم

916
00:48:23,029 --> 00:48:25,048
‫هر کسی داستانی که می‌خواد
‫گیرش میاد

917
00:48:25,073 --> 00:48:27,993
‫و منم هر موقع که بخوام،
‫هر چیزی رو به دست میارم

918
00:48:29,411 --> 00:48:31,012
‫اوه آرچی، یه موضوع دیگه

919
00:48:31,037 --> 00:48:32,122
‫نگهبان‌ها!

920
00:48:34,040 --> 00:48:36,309
‫ببریدش، لباسش رو دربیارید

921
00:48:36,334 --> 00:48:40,230
‫ریشش رو بتراشید و زنده زنده
‫دفنش کنید

922
00:48:40,255 --> 00:48:44,634
‫و بعدش به شکل نیم‌دایره
‫روی قبرش بشاشید

923
00:48:45,218 --> 00:48:46,970
‫- چی؟
‫- حالا!

924
00:48:48,430 --> 00:48:50,473
‫فکر می‌کردم متوجه شدی!

925
00:48:52,809 --> 00:48:54,185
‫صبر کنید!

926
00:48:55,562 --> 00:48:58,899
‫کلیسا خودش نیم میلیون برده داره

927
00:48:59,733 --> 00:49:02,210
‫قراره این رو امضا
‫و اون‌ها رو آزاد کنی

928
00:49:02,235 --> 00:49:03,712
‫باش تا امضا کنم

929
00:49:03,737 --> 00:49:06,131
‫هم چنین، ده میلیون جریب

930
00:49:06,156 --> 00:49:09,301
‫به هر برده، ۲۵ جریب
‫هدیه داده میشه

931
00:49:09,326 --> 00:49:11,303
‫کشور می‌تونه شاهد یه تجربه بزرگ باشه

932
00:49:11,328 --> 00:49:13,371
‫بدون اینکه اشراف بخوان
‫با خون من دوش بگیرن

933
00:49:14,497 --> 00:49:17,125
‫امیدوارم اون‌ها هم شرمنده بشن
‫و برده‌هاشون رو آزاد کنن

934
00:49:17,751 --> 00:49:20,086
‫امضاش کن یا بمیر

935
00:49:21,713 --> 00:49:23,006
‫باشه

936
00:49:23,840 --> 00:49:25,066
‫خیلی خب

937
00:49:25,091 --> 00:49:26,259
‫ممنون

938
00:49:31,723 --> 00:49:33,158
‫ولم کنید!

939
00:49:33,183 --> 00:49:35,160
‫اوه فکر کردی قراره آزادت کنن؟

940
00:49:35,185 --> 00:49:36,811
‫ای جان. ببریدش

941
00:49:38,730 --> 00:49:41,733
‫- کاترین!
‫- تو من رو بازی دادی!

942
00:49:43,193 --> 00:49:44,861
‫درس‌هام رو خوب یاد گرفتم

943
00:49:48,448 --> 00:49:50,050
‫سرش رو ببرید و برام بیارید

944
00:49:50,075 --> 00:49:51,910
‫چشم

945
00:49:56,665 --> 00:49:58,750
‫خیلی هیجان انگیز بود

946
00:50:02,629 --> 00:50:04,130
‫صندلیت

947
00:50:06,216 --> 00:50:07,801
‫فکر می‌کردم قرار نیست بلند بشی

948
00:50:09,511 --> 00:50:11,279
‫یه اتمام حجت بود

949
00:50:11,304 --> 00:50:14,349
‫اگه پیاز داغش رو زیاد نمی‌کردم
‫که اتمام حجت نبود

950
00:50:55,974 --> 00:50:57,350
‫می‌تونی بری

951
00:51:11,197 --> 00:51:12,657
‫همسرم

952
00:52:04,876 --> 00:52:06,586
‫روز خوبی برای کشتن ملکه‌ست

953
00:52:13,718 --> 00:52:15,011
بترکونید

954
00:52:25,105 --> 00:52:26,273
‫اوه، لعنتی

955
00:52:41,663 --> 00:52:42,872
‫حرومی!

956
00:53:18,199 --> 00:53:19,718
‫سرنوشت انجامش نداد

957
00:53:19,743 --> 00:53:21,596
‫من انجامش دادم

958
00:53:21,621 --> 00:53:26,597
‫« مترجم: نیما نعیمی »

959
00:53:27,622 --> 00:53:37,598
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

960
00:53:53,623 --> 00:53:56,623
‫"پایان فصل سوم"

