1
00:00:02,023 --> 00:00:03,125
‫وای، نینا...

2
00:00:03,150 --> 00:00:05,371
‫جمله‌بندیت عالیه.

3
00:00:05,396 --> 00:00:07,876
‫خب ببینم. «فیلم مورد علاقۀ
‫من داستان اسباب‌بازی است.

4
00:00:07,901 --> 00:00:09,879
‫و شخصیت مورد علاقۀ من وودی است.»

5
00:00:09,904 --> 00:00:11,615
‫خوبه. منم همینطور.

6
00:00:11,639 --> 00:00:14,751
‫خب، من «باز» رو بیشتر دوست دارم.
‫عاشق جاه‌طلبی‌ش‌ هستم.

7
00:00:14,775 --> 00:00:16,019
‫- مگه نه، بچه‌‌ها؟
‫- آره.

8
00:00:16,043 --> 00:00:18,021
‫خیلی خب، ببینم. بریتنی.

9
00:00:18,045 --> 00:00:21,425
‫«فیلم مورد علاقۀ من
‫گانگستر آمریکایی است.»

10
00:00:21,449 --> 00:00:24,695
‫- بله.
‫- «و شخصیت مورد علاقۀ من فرانک لوکاس است.»

11
00:00:24,719 --> 00:00:26,897
‫خیلی خب. جمله‌ت عالیه.

12
00:00:26,921 --> 00:00:29,266
‫و من واسه سومین دفعه
‫با مادرت درمورد چیزهایی...

13
00:00:29,290 --> 00:00:31,201
‫که تو خونه تماشا می‌کنی، صحبت می‌کنم.

14
00:00:31,226 --> 00:00:34,113
‫آخ! خانم تیگز، اندرو منو زد!

15
00:00:34,573 --> 00:00:36,907
‫اندرو، معذرت‌خواهی کن.

16
00:00:38,484 --> 00:00:44,433
‫یک... دو... سه... چهار.

17
00:00:44,458 --> 00:00:45,540
‫من جنین تیگز هستم.

18
00:00:45,565 --> 00:00:47,523
‫یک ساله که اینجا در مدرسۀ ابتدایی «اَبِت»...

19
00:00:47,524 --> 00:00:49,294
‫کلاس دوم درس می‌دم.

20
00:00:49,421 --> 00:00:51,588
‫هشت... نه...

21
00:00:51,612 --> 00:00:54,157
‫و به عنوان کسی که محصول
‫سیستم آموزشی فیلادلفیاست...

22
00:00:54,181 --> 00:00:57,240
‫افتخار می‌کنم که بگم دووم آوردم
‫و الان اینجا درس می‌دم.

23
00:00:57,652 --> 00:00:59,412
‫خب، بچه‌‌ها،
‫بعد از این رئیس‌جمهور...

24
00:00:59,413 --> 00:01:00,681
‫سه تا رئیس‌جمهور دیگه هم داشتیم، خب؟

25
00:01:00,706 --> 00:01:01,754
‫این کتاب قدیمیه...

26
00:01:01,779 --> 00:01:04,234
‫واسه همین بقیه رو با چسب چسبوندم.

27
00:01:04,258 --> 00:01:06,403
‫از نظر من مشکل اصلی
‫این منطقۀ آموزشی...

28
00:01:06,427 --> 00:01:07,838
‫نداشتن پوله.

29
00:01:07,862 --> 00:01:10,007
‫شهرداری می‌گه پول نداریم...

30
00:01:10,031 --> 00:01:12,509
‫ولی انتهای همین خیابون دارن چند میلیون‌ دلار...

31
00:01:12,533 --> 00:01:14,453
‫برای بازسازی استادیوم «فیلادلفیا ایگلز» خرج می‌کنن.

32
00:01:14,529 --> 00:01:16,189
‫ولی ما با هرچی که داریم کارمون رو راه می‌ندازیم.

33
00:01:16,190 --> 00:01:18,256
‫کارکنان اینجا واقعاً لنگه ندارن.

34
00:01:18,573 --> 00:01:20,654
‫همه‌ معلم‌های فوق‌العاده‌ای هستن.

35
00:01:20,992 --> 00:01:22,577
‫همه‌شون رو تحسین می‌کنم.

36
00:01:22,677 --> 00:01:24,488
‫لطفاً بشینین!

37
00:01:24,512 --> 00:01:25,706
‫چرا؟!

38
00:01:25,813 --> 00:01:27,666
‫خب، مسن‌ترها رو تحسین می‌کنم.

39
00:01:27,782 --> 00:01:30,961
‫ما معلم‌های جوون‌تر هنوز
‫درتلاشیم که جا بیفتیم...

40
00:01:30,986 --> 00:01:32,418
‫اگه نتونیم، کارمون رو ول می‌کنیم.

41
00:01:33,588 --> 00:01:35,165
‫می‌دونم که این مدرسه دردسرش زیاده...

42
00:01:35,189 --> 00:01:36,433
‫ولی من معلم شدم...

43
00:01:36,457 --> 00:01:38,435
‫تا کاری کنم که دانش‌آموزها موفق بشن.

44
00:01:38,459 --> 00:01:40,804
‫و بعد اینکه در سال اولم خیلی چیزها یاد گرفتم...

45
00:01:40,828 --> 00:01:42,506
‫بالاخره حس می‌کنم که همه چیز تحت کنترلمه.

46
00:01:44,565 --> 00:01:46,276
‫جمال، داری چیکار می‌کنی؟

47
00:01:46,734 --> 00:01:48,812
‫داشت می‌ریخت، توالت‌ها هم کار نمی‌کنن.

48
00:01:48,836 --> 00:01:50,662
‫توالت نباشه روی فرش کارت رو می‌کنی؟!

49
00:02:05,886 --> 00:02:07,914
‫جنین، چرا فرش رو جمع می‌کنی؟

50
00:02:08,070 --> 00:02:10,309
‫اریکا، بهت گفتم که منو خانم تیگز صدا کن.

51
00:02:10,334 --> 00:02:13,021
‫درسته که تقریباً هم‌‌قدِ
‫همدیگه‌ایم ولی من آدم بزرگ‌ام.

52
00:02:13,046 --> 00:02:14,509
‫و اینکه این فرش زیادی شاشی شده!

53
00:02:15,558 --> 00:02:17,158
‫اونوقت موقع قصه‌ها کجا بشینیم؟

54
00:02:17,214 --> 00:02:19,631
‫یه فکری براش می‌کنم، خب؟

55
00:02:20,036 --> 00:02:22,081
‫از دست دادن فرش مشکل بزرگیه.

56
00:02:22,106 --> 00:02:23,584
‫در کلاس‌های ابتدایی...

57
00:02:23,608 --> 00:02:26,553
‫فرش مثل یه فضای آرامش‌بخش
‫واسه بچه‌‌ها می‌‌مونه.

58
00:02:26,577 --> 00:02:28,132
‫مثل قرص آرام‌بخشه.

59
00:02:28,379 --> 00:02:31,647
‫شبیه یه قرص آرام‌بخشه گنده
‫که بچه‌ها روش می‌شینن.

60
00:02:33,884 --> 00:02:37,569
‫جنین. صداش رو کم کن، لطفاً!

61
00:02:37,722 --> 00:02:40,267
‫می‌خوام به بچه‌های مهدکودک
‫حرف "C" رو یاد بدم.

62
00:02:40,291 --> 00:02:42,769
‫و حواس‌شون با این آهنگ پرت می‌شه.

63
00:02:42,793 --> 00:02:45,072
‫انگار آهنگ «تکونش بده»‌ست ولی واسه بچه‌ها.

64
00:02:45,096 --> 00:02:48,126
‫آهای، بچه‌‌ها...
‫می‌شه لطفاً بشینین؟

65
00:02:49,152 --> 00:02:51,211
‫بچه‌‌ها، تا 3 می‌شمارم.

66
00:02:51,235 --> 00:02:53,113
‫یک... دو...

67
00:02:53,137 --> 00:02:55,916
‫ولی من نمی‌شمارم. بشینین!

68
00:02:59,776 --> 00:03:02,589
‫من باربارا هاوارد، زن باخدایی هستم.

69
00:03:02,613 --> 00:03:04,658
‫کارم رو انجام می‌دم، می‌رم خونه.

70
00:03:04,682 --> 00:03:06,460
‫هر هفته ناخن‌هام رو درست می‌کنم.

71
00:03:06,484 --> 00:03:09,184
‫و... عاشق درس دادن‌ام.

72
00:03:09,317 --> 00:03:11,787
‫حرف نداشت، خانم هاوارد.

73
00:03:11,812 --> 00:03:13,567
‫برای رسیدن به اون سطح لحظه‌شماری می‌کنم.

74
00:03:13,591 --> 00:03:14,902
‫راستی، کلاس شما کجاست؟

75
00:03:14,926 --> 00:03:17,170
‫تو یک صف، تو راهرو وایستادن.

76
00:03:17,234 --> 00:03:18,834
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

77
00:03:20,630 --> 00:03:24,177
‫صبح بخیر، خانم تیگز!

78
00:03:24,201 --> 00:03:26,013
‫خانم هاوارد، شما خیلی من رو یاد...

79
00:03:26,037 --> 00:03:28,745
‫معلم مورد علاقه‌م می‌ندازین،
‫معلم کلاس سومم؛ خانم الیوت.

80
00:03:28,973 --> 00:03:30,951
‫خوش لباس بود، کار با بچه‌‌ها رو بلد بود...

81
00:03:30,975 --> 00:03:32,653
‫عالی کاردستی درست می‌کرد...

82
00:03:32,677 --> 00:03:34,521
‫ممنون، جنین.
‫خیلی لطف داری.

83
00:03:34,545 --> 00:03:36,790
‫آره، راستش می‌خواستم
‫دقیقاً عین اون باشم.

84
00:03:36,814 --> 00:03:38,258
‫یه‌جورایی شیفته‌ش شده بودم.

85
00:03:38,282 --> 00:03:39,993
‫تو یادداشت کارنامه‌م نوشته بود...

86
00:03:40,017 --> 00:03:42,195
‫«دوست‌های هم‌سن و سال خودش لازم داره.
‫یه‌کم آویزونه.»

87
00:03:42,219 --> 00:03:43,430
‫- خیلی بانمک بود.
‫- آره.

88
00:03:43,454 --> 00:03:45,165
‫راستی، ایمیل‌ام که توش گفته بودم...

89
00:03:45,189 --> 00:03:46,800
‫بعد مدرسه با هم بریم بیرون رو گرفتین یا...

90
00:03:46,824 --> 00:03:49,202
‫نه. حتماً رفته تو فولدر اسپم.

91
00:03:49,226 --> 00:03:50,704
‫خیلی عجیبه که ایمیل‌هام فقط...

92
00:03:50,728 --> 00:03:52,472
‫برای شما اسپم می‌شه ولی بقیه ایمیل‌هام رو می‌گیرن.

93
00:03:52,519 --> 00:03:54,641
‫آه... کلاس، برگردین.

94
00:03:54,665 --> 00:03:56,643
‫خداحافظ مامان... ببخشید. خانم هاوارد منظورم بود.

95
00:03:56,667 --> 00:03:58,044
‫خداحافظ، خانم هاوارد.

96
00:04:01,806 --> 00:04:03,550
‫جنین، جنین،
‫اینو باورت نمی‌شه.

97
00:04:03,574 --> 00:04:05,719
‫ریچل مدو پست من رو ری‌توییت کرد.
‫[اولین مجری همجنسگرای علنی یک شبکۀ سراسری در آمریکا]

98
00:04:05,743 --> 00:04:08,722
‫- وای!
‫- پس من الان عملاً واسه شبکه خبر ان‌بی‌سی کار می‌کنم.

99
00:04:09,202 --> 00:04:10,457
‫من جیکوب هیل هستم.

100
00:04:10,481 --> 00:04:12,960
‫اوه، من می‌گم تاریخ درس می‌دم...

101
00:04:12,984 --> 00:04:14,394
‫ولی در زمان حال زندگی می‌کنم.

102
00:04:14,418 --> 00:04:16,063
‫من و جیکوب پارسال با 20 تا...

103
00:04:16,087 --> 00:04:17,664
‫معلم دیگه اومدیم اینجا.

104
00:04:17,688 --> 00:04:19,476
‫با ما دوتا، کلاً سه نفرمون موندیم.

105
00:04:19,724 --> 00:04:22,537
‫پس به گمونم به‌خاطر همین
‫ضربۀ روحی به‌هم نزدیک شدیم.

106
00:04:22,538 --> 00:04:23,804
‫امروز ناهار از همون رستوران سر نبش...

107
00:04:23,828 --> 00:04:25,172
‫ساندویچ گوشت و پنیر بگیریم؟

108
00:04:25,196 --> 00:04:26,673
‫وای، نه... از اونجا نه.

109
00:04:26,697 --> 00:04:28,914
‫مرد پشت پیشخون
‫بهم می‌گه «پسر سفید».

110
00:04:29,266 --> 00:04:30,877
‫خب، یه اصطلاح برای نشون دادن علاقه‌ست...

111
00:04:30,901 --> 00:04:33,203
‫و اگه خوشت نمیاد،
‫بهش بگو که دیگه بهت نگه.

112
00:04:33,228 --> 00:04:34,314
‫اصلاً نمی‌شه.

113
00:04:34,338 --> 00:04:36,216
‫تو کتاب «شکنندگی سفید» یه
‫فصل کامل در این مورد نوشته، خب؟

114
00:04:36,240 --> 00:04:37,651
‫رابین دی‌آنجلو نوشته:

115
00:04:37,675 --> 00:04:39,419
‫«وقتی شروع به کنترل افرادی می‌کنین که...»

116
00:04:39,443 --> 00:04:41,855
‫ملیسا، می‌شه لطفاً به آقای
‫«متخصص مسائل نژادی» بگی...

117
00:04:41,879 --> 00:04:43,223
‫«پسر سفید» که کارمندهای اون رستوران می‌گن...

118
00:04:43,247 --> 00:04:44,658
‫برای نشون دادن علاقه‌ست؟

119
00:04:44,682 --> 00:04:47,160
‫اگه به «زک ارتز» بگن، آره.
‫وفتی به این می‌گن، توهینه.

120
00:04:47,184 --> 00:04:48,192
‫دیدی؟

121
00:04:48,938 --> 00:04:50,671
‫اه... ملیسام.

122
00:04:53,023 --> 00:04:55,098
‫ملیسا شمنتی، معلم کلاس دوم.

123
00:04:55,123 --> 00:04:56,436
‫نصف 100 چند می‌شه؟

124
00:04:56,460 --> 00:04:57,771
‫50!

125
00:04:57,795 --> 00:05:00,503
‫همچنین به 100 دلار، صد دلاری می‌گن.

126
00:05:00,602 --> 00:05:02,146
‫اهل سیسیلی؟

127
00:05:02,867 --> 00:05:04,018
‫ایتالیا؟

128
00:05:05,069 --> 00:05:06,448
‫اهل جنوبی؟

129
00:05:07,304 --> 00:05:08,782
‫خب، با پلیس کار می‌کنین؟

130
00:05:08,806 --> 00:05:10,083
‫چون قانوناً وظیفه دارین بهم بگین.

131
00:05:10,180 --> 00:05:12,219
‫بچه‌‌ها، یه فرش نو لازم دارم.

132
00:05:12,243 --> 00:05:13,453
‫مال من رسماً دیگه به‌درد نمی‌خوره.

133
00:05:13,477 --> 00:05:14,888
‫منم همینطور.

134
00:05:14,912 --> 00:05:16,590
‫فرش کلاسم رو که تکون دادم،
‫بچه‌هایی که آسم دارن...

135
00:05:16,614 --> 00:05:17,791
‫کارشون به درمانگاه کشید.

136
00:05:17,815 --> 00:05:19,226
‫آره، مال منم پاره شده.

137
00:05:19,250 --> 00:05:20,627
‫فرش مثل مبل نیست که بشه...

138
00:05:20,651 --> 00:05:22,596
‫با یه دست رنگ پلاستیک باکلاسش کرد.

139
00:05:22,620 --> 00:05:25,132
‫سلـ‌لام! چه خبرا عشقا؟

140
00:05:25,156 --> 00:05:27,097
‫نظرتون دربارۀ این
‫گروه فیلم‌برداری که آوردم چیه؟

141
00:05:27,121 --> 00:05:29,136
‫حواس‌پرتیه، کارمون رو سخت‌تر می‌کنه.

142
00:05:29,160 --> 00:05:30,971
‫ولی هیجان‌انگیزه. قراره تلویزیون نشون‌مون بده.

143
00:05:30,995 --> 00:05:34,041
‫چون مدارس دولتی آمریکا که
‫کمبود بودجه و ضعف مدیریتی دارن رو...

144
00:05:34,065 --> 00:05:35,876
‫نشون می‌دن.

145
00:05:35,900 --> 00:05:37,411
‫هیچ نوع پوشش رسانه‌ای،
‫تبلیغات بد حساب نمی‌شه، بارب.

146
00:05:37,435 --> 00:05:39,250
‫مل گیبسون رو ببینین. هنوز داره پیشرفت می‌کنه.

147
00:05:39,336 --> 00:05:41,882
‫فیلم«خونۀ بابا 2» رو دیدین؟ خیلی خنده‌داره!

148
00:05:41,906 --> 00:05:43,450
‫ایوا مدیر ماست.

149
00:05:43,474 --> 00:05:47,384
‫اون... برداشت منحصر به فردی از کارش داره.

150
00:05:47,445 --> 00:05:48,922
‫اصلاً کارش رو بلد نیست.

151
00:05:48,946 --> 00:05:50,626
‫اینش منحصر به فرده
‫که کارش رو بلد نیست.

152
00:05:50,819 --> 00:05:53,160
‫اینجایی. آوا، می‌شه باهات صحبت کنم؟

153
00:05:53,184 --> 00:05:54,474
‫معلم کمکی لازم دارم.

154
00:05:54,499 --> 00:05:56,730
‫تعداد اون‌ها از من بیشتره.
‫بچه‌‌ها دیوونه‌ان.

155
00:05:56,754 --> 00:05:58,965
‫امروز یکی‌شون بهم گفت
‫که حواسم به پشتم باشه.

156
00:05:58,989 --> 00:06:00,801
‫نمی‌دونم این یعنی چی،
‫و کمک لازم دارم.

157
00:06:00,825 --> 00:06:03,003
‫آروم باش. اون‌ها فقط بچه‌ان.

158
00:06:03,027 --> 00:06:05,605
‫و غیر از اون، کمک معلم پول می‌خواد که نداریم.

159
00:06:05,629 --> 00:06:07,607
‫- درسته، ولی من...
‫- می‌خوای حقوقت رو با یکی دیگه...

160
00:06:07,631 --> 00:06:09,076
‫- نصف کنی؟
‫- نه.

161
00:06:09,114 --> 00:06:10,777
‫نه، نه. منم همین فکر رو می‌کردم.

162
00:06:10,801 --> 00:06:13,780
‫خب، اگه نمی‌شه کمک معلم داشته باشیم،
‫شاید بشه فرش‌های نو بگیریم؟

163
00:06:13,804 --> 00:06:16,650
‫فقط دارم می‌شنوم:
‫«نو، نو، نو، نیاز، نیاز، نیاز.»

164
00:06:16,674 --> 00:06:17,978
‫و با این حال، بارب...

165
00:06:18,003 --> 00:06:20,287
‫یکی از بهترین و قدیمی‌ترین معلم‌های ما...

166
00:06:20,311 --> 00:06:21,832
‫هیچ‌وقت گله نمی‌کنه.

167
00:06:22,146 --> 00:06:23,503
‫رازت چیه، بارب؟

168
00:06:23,528 --> 00:06:26,426
‫اینکه می‌دونم کار خاصی از تو برنمیاد، ایوا.

169
00:06:26,450 --> 00:06:27,928
‫چه درک و فهمی داره.

170
00:06:27,952 --> 00:06:29,196
‫مثل خانم هاوارد باشین، بچه‌ها.

171
00:06:30,721 --> 00:06:32,999
‫ولی من خانم هاوارد نیستم.

172
00:06:33,023 --> 00:06:37,104
‫آخی تینا، ببین،
‫تمرین‌های شمارش اعداد رو امتحان کن.

173
00:06:37,128 --> 00:06:39,686
‫یه‌جایی بین 1 تا 40،
‫بچه‌‌ها آروم می‌شن.

174
00:06:39,730 --> 00:06:40,841
‫اوه...

175
00:06:40,865 --> 00:06:42,609
‫وای.

176
00:06:42,633 --> 00:06:44,277
‫می‌دونین، یه‌کم حمایت و پشتیبانی...

177
00:06:44,301 --> 00:06:46,179
‫ممکنه کمک کنه به خواسته‌مون برسیم، خانم‌ها.

178
00:06:46,203 --> 00:06:47,681
‫حمایت من تقریباً به همون اندازه‌ای...

179
00:06:47,705 --> 00:06:50,030
‫که اون سوتین 5 ساله به نگه داشتن
‫سینه‌هات کمک می‌کنه، مفیده.

180
00:06:50,244 --> 00:06:52,686
‫رسیدن به نیازهامون غیرممکن هم نیست.

181
00:06:52,710 --> 00:06:54,955
‫ملیسا، درخواست صندوق‌های پول اسباب‌بازی جدید...

182
00:06:54,979 --> 00:06:56,289
‫برای کلاسش داشت و بهشون هم رسید.

183
00:06:56,313 --> 00:06:57,328
‫آره، اون‌ها اسباب بازی نیستن.

184
00:06:57,715 --> 00:06:59,726
‫یه یارو رو می‌شناسم که تو
‫تخریب یه پاساژ کار می‌کرد.

185
00:06:59,750 --> 00:07:01,015
‫برای هر کاری یکی رو می‌شناسم.

186
00:07:01,040 --> 00:07:03,351
‫همین الان هم یکی رو می‌شناسم
‫که تو ساخت استادیوم کار می‌کنه.

187
00:07:03,587 --> 00:07:05,499
‫- میل‌گرد لازم نداری؟
‫- نه.

188
00:07:05,524 --> 00:07:08,809
‫ملیسا خوش‌فکره، تواناست.

189
00:07:09,059 --> 00:07:11,371
‫خب، من فکر می‌کنم معلم‌هایِ
‫جوون‌تر هم توانا هستن.

190
00:07:11,395 --> 00:07:12,706
‫واقعاً؟ پس چرا...

191
00:07:12,730 --> 00:07:14,708
‫موهای خانم شوارتز داره می‌ریزه؟

192
00:07:14,732 --> 00:07:17,741
‫چرا جیکوب هر 5 دقیقه یه بار باید بره سیگار بکشه؟

193
00:07:17,766 --> 00:07:18,826
‫تازگی‌ها ویپ گیاهی می‌کشم.

194
00:07:18,850 --> 00:07:20,046
‫و چرا هیچ کدوم از شماها نمی‌تونین...

195
00:07:20,070 --> 00:07:21,982
‫بیشتر از دو سال دووم بیارین؟

196
00:07:22,006 --> 00:07:25,351
‫چرخش‌تون(عوض شدن‌تون) از نونوایی هم بیشتره.

197
00:07:26,602 --> 00:07:27,924
‫آخ.

198
00:07:29,446 --> 00:07:32,003
‫می‌دونی چیه؟ من که فکر می‌کنم
‫هنوزم باید سعی کنیم فرش نو بگیریم.

199
00:07:32,028 --> 00:07:33,028
‫آره.

200
00:07:33,053 --> 00:07:35,362
‫می‌دونی، قبل از اینکه اینجا درس بدم،
‫زیمبابوه بودم.

201
00:07:35,386 --> 00:07:36,863
‫داوطلب برنامۀ «معلمان بدون مرز» شده بودم...

202
00:07:36,887 --> 00:07:38,365
‫- و چیزی که یاد گرفتم...
‫- جیکوب...

203
00:07:38,389 --> 00:07:40,200
‫درمورد اینکه دربارۀ آفریقا حرف نزنی...

204
00:07:40,224 --> 00:07:41,776
‫چی بهت گفته بودم؟

205
00:07:42,259 --> 00:07:43,570
‫- تو... بهم گفتی...
‫- گفتم درموردش حرف نزن.

206
00:07:43,594 --> 00:07:44,969
‫آره، عجیبه.

207
00:07:45,095 --> 00:07:47,607
‫اینجا سابقۀ معلم‌های جدید خیلی عالی نیست...

208
00:07:47,631 --> 00:07:49,376
‫ولی در نهایت، ما پرشور و اشتیاق‌ هستیم...

209
00:07:49,400 --> 00:07:51,178
‫و توانایی انجام این کار رو هم داریم.

210
00:07:51,202 --> 00:07:53,613
‫جنین، خانم شوارتز با لگد راجون رو زد...

211
00:07:53,637 --> 00:07:56,249
‫همه تو راهرو قاتی کردن.

212
00:07:56,273 --> 00:07:57,273
‫وایسا ببینم. چی؟

213
00:07:58,442 --> 00:08:00,687
‫خب، خیلی‌ خب. آروم باشین.

214
00:08:00,711 --> 00:08:02,660
‫- آروم باشین.
‫- چی شده؟

215
00:08:02,685 --> 00:08:05,125
‫- اون اول منو زد!
‫- دروغ‌گو!

216
00:08:05,149 --> 00:08:06,829
‫من دروغ‌گوام؟! دروغ‌گو منم؟!

217
00:08:06,854 --> 00:08:08,562
‫خیلی خب، آسپتا. آروم باش.

218
00:08:08,586 --> 00:08:11,765
‫به‌نظرت تمرین شمارش رو امتحان کرده؟

219
00:08:12,489 --> 00:08:13,929
‫خیلی خب، بیا بریم پیش پرستار.

220
00:08:15,734 --> 00:08:17,315
‫معلم بچه‌ها رو نمی‌زنه.

221
00:08:17,340 --> 00:08:19,285
‫تنها کاریه که به‌هیچ‌وجه نباید انجام داد.

222
00:08:19,310 --> 00:08:20,387
‫می‌شه تهدیدشون کرد.

223
00:08:20,412 --> 00:08:21,422
‫می‌شه سرشون داد زد.

224
00:08:21,447 --> 00:08:22,624
‫پدر و مادرشون رو تهدید کرد.

225
00:08:22,649 --> 00:08:24,165
‫یه‌کوچولو آبروشون رو برد.

226
00:08:24,190 --> 00:08:25,750
‫یه بار پدربزرگ یکی‌شون رو تهدید کردم.

227
00:08:25,949 --> 00:08:27,452
‫ولی به‌هیچ‌وجه نمی‌شه به بچه‌ها لگد زد.

228
00:08:27,752 --> 00:08:28,886
‫شرط بسته بودیم. تو نبسته...

229
00:08:28,910 --> 00:08:29,954
‫خیلی خب.

230
00:08:29,979 --> 00:08:31,256
‫خب اتفاق خوبی نبود.

231
00:08:31,281 --> 00:08:32,759
‫خانم شوارتز از خط قرمز عبور کرد...

232
00:08:32,784 --> 00:08:34,385
‫و واضحه که بلد نبود چه‌جوری کلاسش رو اداره کنه.

233
00:08:34,409 --> 00:08:36,087
‫- خودت استخدامش کردی.
‫- و اخراجش کردم.

234
00:08:36,112 --> 00:08:38,170
‫اینجا بهم قدرت زیادی دادن.
‫باورنکردنیه.

235
00:08:38,425 --> 00:08:40,705
‫فعلاً، آقای جانسون کلاسش رو اداره می‌کنه.

236
00:08:40,730 --> 00:08:42,745
‫صبر کن. ببخشید.
‫آقای جانسون، سرایدار رو می‌گی؟

237
00:08:42,856 --> 00:08:46,557
‫اون‌ها دنیا رو اداره می‌کنن، بچه‌ها.
‫[ایلومیناتی: روشن‌ضمیرها]

238
00:08:46,563 --> 00:08:49,022
‫فکر می‌کنم باید درمورد
‫این موضوع به منطقه خبر بدیم.

239
00:08:49,046 --> 00:08:50,358
‫منظورم اینه که یه بچه صدمه دیده.

240
00:08:50,481 --> 00:08:52,859
‫آهای! صدمه دیده؟
‫خودم بهش رسیدگی می‌کنم.

241
00:08:52,883 --> 00:08:54,795
‫لازم نیست خبرشون کنیم که
‫یه بچه تحت نظارت من صدمه دیده...

242
00:08:54,819 --> 00:08:56,963
‫سوءتفاهم نشه؛ تحت نظارت مدرسه.

243
00:08:56,987 --> 00:08:58,598
‫ایوا، رسیدگی کردن اینجوری نیست.

244
00:08:58,622 --> 00:09:01,101
‫یه سرایدار 70 ساله که تو انتخابات
‫به «کانیه وست» رأی داده...

245
00:09:01,125 --> 00:09:02,702
‫الان داره مطالعات اجتماعی درس می‌ده.

246
00:09:02,726 --> 00:09:04,704
‫ما کمک لازم داریم.
‫ببین، می‌دونم پول نداریم...

247
00:09:04,728 --> 00:09:06,973
‫باشه! خیلی خب، درخواست...

248
00:09:06,997 --> 00:09:08,542
‫بودجۀ اضطراری به منطقه می‌دم...

249
00:09:08,566 --> 00:09:10,544
‫که شما مداد بخرین و کمک معلم بگیرین...

250
00:09:10,568 --> 00:09:11,603
‫یا هر چی دیگه که می‌خواین.

251
00:09:11,627 --> 00:09:13,338
‫- یعنی حتی فرش؟
‫- حتماً!

252
00:09:13,363 --> 00:09:14,426
‫یه درخواست برام ایمیل کن.

253
00:09:14,525 --> 00:09:16,336
‫خب، من... می‌تونم ایمیل بفرستم.

254
00:09:16,361 --> 00:09:18,072
‫یه روز دیگه‌ از زندگی مدیر مدرسه.

255
00:09:18,097 --> 00:09:22,911
‫♪ باور دارم که بچه‌ها آیندۀ ما هستن ♪

256
00:09:23,180 --> 00:09:24,925
‫بـلـه! شنیدی؟

257
00:09:24,949 --> 00:09:27,184
‫درخواست کنین و دریافت کنین.

258
00:09:29,881 --> 00:09:31,687
‫- برات دوتا جور می‌کنم.
‫- باشه.

259
00:09:33,408 --> 00:09:35,653
‫ام... سلام؟

260
00:09:35,759 --> 00:09:37,447
‫دنبال خانم کلمن هستم.

261
00:09:37,595 --> 00:09:39,302
‫بله، اون...

262
00:09:40,130 --> 00:09:41,408
‫سلام.

263
00:09:41,432 --> 00:09:42,409
‫سلام. من گرگوری ادی هستم.

264
00:09:42,433 --> 00:09:43,743
‫جایگزین معلمی هستم که...

265
00:09:43,767 --> 00:09:46,179
‫که... یه دانش‌آموز رو شوت کرده بوده.

266
00:09:46,203 --> 00:09:48,682
‫معلم جایگزین هستین. ببخشید.

267
00:09:48,706 --> 00:09:51,151
‫فکر کردم یکی از همکارهام
‫برام رقاص لختی گرفته.

268
00:09:52,518 --> 00:09:53,588
‫خب.

269
00:09:53,613 --> 00:09:55,322
‫از آشنایی باهات خوشحالم، مرد جوان.

270
00:09:55,346 --> 00:09:57,508
‫- بله، همچنین.
‫- آره، از آشنایی باهات خوشحالم، رایان.

271
00:09:57,533 --> 00:09:58,635
‫گرگوری‌ام.

272
00:09:58,660 --> 00:10:00,405
‫خب ببینیم تا کی اینجا می‌مونی.

273
00:10:00,597 --> 00:10:02,764
‫اگه موندگار شدی اسمت رو یاد می‌گیرم، باشه، تیم؟

274
00:10:03,771 --> 00:10:05,850
‫آره! داداش خودم.

275
00:10:05,956 --> 00:10:08,468
‫آها، بله.

276
00:10:08,492 --> 00:10:10,480
‫باشه، حرفه‌ای رفتار کنیم. خوشم اومد.

277
00:10:11,065 --> 00:10:12,272
‫من جیکوب‌ام.

278
00:10:12,296 --> 00:10:14,341
‫خوشحالم یه معلم مرد دیگه‌ هم داریم.

279
00:10:14,365 --> 00:10:16,343
‫تعدادمون زیاد نیست.

280
00:10:16,367 --> 00:10:18,545
‫حالا یه نفر رو دارم که باهاش
‫درمورد ورزش حرف بزنم.

281
00:10:18,569 --> 00:10:19,972
‫از تنیس بانوان خوشت میاد؟

282
00:10:20,642 --> 00:10:23,243
‫البته من که بهش می‌گم تنیس معمولی.

283
00:10:23,967 --> 00:10:25,986
‫چون کار لازم دارم به‌عنوان
‫معلم جایگزین اومدم اینجا...

284
00:10:26,010 --> 00:10:27,187
‫تا وقتی‌ که بتونم مدیر مدرسه بشم.

285
00:10:27,211 --> 00:10:28,932
‫من مدیریت مدارس خوندم.

286
00:10:29,192 --> 00:10:31,371
‫در واقع واسه مدیریت اینجا مصاحبه
‫کردم و کار رو هم بهم دادن، ولی بعدش...

287
00:10:31,396 --> 00:10:33,169
‫نمی‌دونم... یه اتفاقی افتاد.

288
00:10:33,194 --> 00:10:35,228
‫من همون کلیسایی می‌رم
‫که سرپرست منطقه هم می‌ره.

289
00:10:35,252 --> 00:10:36,997
‫مچش رو گرفتم که با
‫پرستار کلیسا به زنش خیانت می‌کرد.

290
00:10:37,021 --> 00:10:38,339
‫خب منم کار لازم داشتم.

291
00:10:38,656 --> 00:10:44,078
‫«مدرسه‌تون بیماره؟
‫براش فرش‌های تجویز شده امتحان کنین.»

292
00:10:44,080 --> 00:10:45,411
‫یه جوک کلاسیک.

293
00:10:46,330 --> 00:10:47,674
‫ایش!

294
00:10:47,698 --> 00:10:49,476
‫وای خدا!
‫بریا، چی شد؟

295
00:10:49,500 --> 00:10:50,687
‫بالا آوردم.

296
00:10:51,272 --> 00:10:53,480
‫مهارت ارتباط برقرار کردنت عالیه، بریا.

297
00:10:53,504 --> 00:10:55,131
‫خیلی خب، بریم تمیزت کنیم.

298
00:10:55,940 --> 00:10:57,884
‫راستش منم همیشه بالا میارم،
‫پس چیز خاصی نیست.

299
00:10:59,043 --> 00:11:00,738
‫مرد غریبه! شلوار بچه!

300
00:11:00,778 --> 00:11:02,556
‫- حراست!
‫- اوه، نه! نه، نه، نه، نه، نه!

301
00:11:02,580 --> 00:11:04,780
‫من... گرگوری‌ام...
‫جایگزین خانم شوارتز.

302
00:11:04,875 --> 00:11:06,728
‫- باشه.
‫- آره.

303
00:11:07,251 --> 00:11:09,195
‫ولی بازم جریان شلوار رو توجیه نمی‌کنه.

304
00:11:09,219 --> 00:11:10,697
‫- حراست!
‫- صبر کن. یه لحظه وایسا. وایسا. وایسا.

305
00:11:10,721 --> 00:11:12,098
‫خب، دستشویی یکی از...

306
00:11:12,122 --> 00:11:13,667
‫دانش‌آموزهام داشت می‌ریخت،
‫منم آوردمش دستشویی...

307
00:11:13,691 --> 00:11:15,101
‫ولی بعدش اتفاقی رو خودش دستشویی کرد.

308
00:11:15,125 --> 00:11:16,670
‫آهان، باشه.

309
00:11:16,694 --> 00:11:18,405
‫خواستم سیفون توالت رو بکشم...

310
00:11:18,429 --> 00:11:20,073
‫و آب یهو پاشید تو هوا.

311
00:11:20,097 --> 00:11:21,441
‫- و بعدش من...
‫- وای خدا.

312
00:11:21,465 --> 00:11:23,376
‫پس کسی درمورد توالت برعکس چیزی بهت نگفته؟

313
00:11:23,400 --> 00:11:24,744
‫- خیلی خب.
‫- نه. اصلاً چرا همچین توالتی وجود داره؟

314
00:11:24,768 --> 00:11:26,212
‫می‌دونم. متأسفم. خیلی خب.

315
00:11:26,237 --> 00:11:29,549
‫می‌شه یه لحظه حواست بهش باشه؟

316
00:11:29,573 --> 00:11:30,806
‫ام... سلام.

317
00:11:33,282 --> 00:11:35,337
‫- چطوری؟
‫- بالا آوردم.

318
00:11:35,666 --> 00:11:36,959
‫خیلی خب.

319
00:11:38,082 --> 00:11:42,028
‫خب. تو اتاقم برای پسره لباس دارم...

320
00:11:42,052 --> 00:11:43,363
‫بعد میام دنبال دختره.

321
00:11:43,387 --> 00:11:44,731
‫لباسش رو عوض می‌کنم...

322
00:11:44,755 --> 00:11:46,366
‫و بعد می‌فرستمش بیاد پیشت، خب؟

323
00:11:46,390 --> 00:11:47,994
‫صبر کن. اسمت چی بود؟

324
00:11:48,092 --> 00:11:49,803
‫حواسم نیست.

325
00:11:49,827 --> 00:11:51,664
‫من جنین‌ام، از آشناییت خوشحال شدم.

326
00:11:51,729 --> 00:11:53,166
‫- ببخشید، ادراریه.
‫- استفراغ هم هست.

327
00:11:53,230 --> 00:11:55,208
‫- آره.
‫- یه آرزو کن.

328
00:11:56,500 --> 00:11:58,111
‫خب، به مدرسۀ ما خوش اومدی.

329
00:11:58,135 --> 00:11:59,479
‫ممنون.

330
00:11:59,503 --> 00:12:01,548
‫اشکال نداره. همه ادرار می‌کنن خب.

331
00:12:01,572 --> 00:12:05,678
‫آره، حال‌به‌هم‌زن بود،
‫ولی خانم خوبی به‌نظر میاد.

332
00:12:07,530 --> 00:12:08,677
‫این بو از منه؟

333
00:12:15,185 --> 00:12:17,397
‫- خیلی خب. یادتون باشه...
‫- ♪ صبح بخیر، خانم هاوارد ♪

334
00:12:17,421 --> 00:12:19,499
‫- 2 به‌ اضافۀ 2 مساوی...
‫- 4!

335
00:12:19,523 --> 00:12:21,234
‫آره!

336
00:12:21,258 --> 00:12:22,636
‫ببخشید.

337
00:12:22,660 --> 00:12:25,005
‫می‌خواستم نظر تخصصی و ماهرانه‌ات...

338
00:12:25,029 --> 00:12:27,007
‫درمورد ایمیل درخواستم برای فرش به ایوا رو بدونم.

339
00:12:27,031 --> 00:12:29,743
‫جنین، از فرش نو خبری نیست.

340
00:12:29,767 --> 00:12:31,611
‫هیچی بهمون نمی‌دن.

341
00:12:31,635 --> 00:12:33,847
‫باربارا، یه‌ذره ‌ایمان داشته باش.

342
00:12:33,871 --> 00:12:36,116
‫ایوا علناً گفت هر چی بخوایم رو برامون فراهم می‌کنه.

343
00:12:36,140 --> 00:12:38,652
‫جنین، من 20 ساله که تو آموزش و پرورش...

344
00:12:38,676 --> 00:12:39,819
‫فیلادلفیا کار می‌کنم.

345
00:12:39,843 --> 00:12:41,454
‫و ایوا هم یکی دیگه از همون...

346
00:12:41,478 --> 00:12:45,031
‫آدم‌هاست که هیچ کاری نمی‌کنن.

347
00:12:45,156 --> 00:12:48,294
‫- فقط کارتو انجام بده.
‫- ولی دقیقاً این هم جزئی از کارمه.

348
00:12:48,318 --> 00:12:50,296
‫فکر می‌کنم این شغل یعنی
‫تلاش کردن برای بهتر کردن اوضاع.

349
00:12:50,320 --> 00:12:52,432
‫و من فکر می‌کنم این شغل یعنی
‫کنار اومدن با چیزهایی که داریم...

350
00:12:52,456 --> 00:12:54,060
‫تا از چیزی ناامید نشیم.

351
00:12:54,625 --> 00:12:56,803
‫صبح معلم‌ها بخیر.

352
00:12:56,827 --> 00:12:58,304
‫لطفاً زمان زنگ تفریح برای اطلاعیۀ ویژه...

353
00:12:58,328 --> 00:12:59,982
‫درمورد بهتر کردن...

354
00:13:00,007 --> 00:13:01,985
‫بعضی موارد بسیار لازم در مدرسه که من عملی‌شون کردم...

355
00:13:02,010 --> 00:13:03,253
‫به ورودی اصلی بیاین.

356
00:13:03,278 --> 00:13:05,290
‫همینه! شنیدی؟!

357
00:13:05,315 --> 00:13:07,293
‫خوش‌بینی بازم برنده شد!

358
00:13:07,318 --> 00:13:08,929
‫«اوه، ممنون، جنین.»

359
00:13:08,954 --> 00:13:10,665
‫کاری نکردم، خانم هاوارد.

360
00:13:10,690 --> 00:13:12,501
‫«انقدر کارت رو خوب انجام می‌دی که...

361
00:13:12,526 --> 00:13:14,838
‫ذره‌ای از خودم رو در وجود تو می‌بینم.»

362
00:13:14,863 --> 00:13:16,875
‫واقعاً؟ چون همیشه حس می‌کردم
‫خیلی خصوصیات مشترک داریم.

363
00:13:16,899 --> 00:13:20,674
‫"اوه، جنین، تو خیلی دوست‌داشتنی‌ هستی ♪"

364
00:13:25,447 --> 00:13:27,760
‫- حس خوبی درمورد اطلاعیه دارم.
‫- دقیقاً. منم همینطور.

365
00:13:27,793 --> 00:13:29,971
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

366
00:13:29,996 --> 00:13:30,996
‫گرگوری.

367
00:13:31,722 --> 00:13:33,873
‫منطقه از درخواستم انقدر تحت تأثیر قرار گرفت...

368
00:13:33,897 --> 00:13:35,709
‫که بودجۀ اضطراری رو تصویب کرد...

369
00:13:35,733 --> 00:13:37,145
‫و بلافاصله پول رو برامون فرستاد.

370
00:13:37,170 --> 00:13:39,515
‫خب، می‌تونستیم کمک معلم استخدام کنیم...

371
00:13:39,540 --> 00:13:41,841
‫می‌تونستیم فرش بگیریم،
‫ولی بعدش فکر کردم...

372
00:13:41,866 --> 00:13:44,444
‫«نه. ما یه چیز ضروری‌تر لازم داریم.»

373
00:13:44,469 --> 00:13:46,720
‫نه، نه. فرش خیلی ضروریه.

374
00:13:46,744 --> 00:13:48,855
‫فرش... واسه بچه‌ها مثل قرص آرام‌بخشه.

375
00:13:48,879 --> 00:13:50,423
‫همه‌ش رو تو ایمیلم توضیح دادم.

376
00:13:50,447 --> 00:13:52,759
‫- دختر، کی بهت گفت ایمیل بزنی؟
‫- خودت گفتی.

377
00:13:52,783 --> 00:13:55,694
‫به هر حال... من همیشه وقتی
‫به موهام می‌رسم حالم بهتر می‌شه.

378
00:13:55,719 --> 00:13:58,432
‫و به همین دلیل کارم رو بهتر انجام می‌دم،
‫دقیقاً مثل همین الان.

379
00:13:58,457 --> 00:14:02,967
‫می‌دونین که، بیرون رو که درست کنی،
‫داخل هم خودش رو درست می‌کنه.

380
00:14:06,215 --> 00:14:07,489
‫دارین می‌بینین؟

381
00:14:08,232 --> 00:14:09,709
‫یه تابلوی پلاستیکی؟

382
00:14:09,733 --> 00:14:11,344
‫خدا رو شکر که منطقه رو داریم...

383
00:14:11,368 --> 00:14:13,608
‫چون 3000 دلار بهمون دادن‌
‫و مجبور شدم همه‌ش رو خرج کنم.

384
00:14:13,730 --> 00:14:16,476
‫کل پول رو خرج این کردی؟!

385
00:14:16,501 --> 00:14:18,918
‫فوری انجام دادن.
‫باورتون می‌شه چه کیفیتی داره؟

386
00:14:18,942 --> 00:14:20,618
‫حالا مزۀ خوش‌بینی چطوره؟

387
00:14:22,173 --> 00:14:24,317
‫مسخره‌ست.
‫دیگه شورش رو درآورده.

388
00:14:24,414 --> 00:14:26,126
‫یکی باید یه کاری بکنه. من...

389
00:14:26,150 --> 00:14:28,128
‫آره، آره.
‫یکی باید یه کاری بکنه.

390
00:14:28,152 --> 00:14:29,462
‫می‌دونی چیه؟
‫من یه کاری می‌کنم.

391
00:14:29,486 --> 00:14:30,897
‫باشه. خیلی خب. هرکاری که تو بکنی...

392
00:14:30,921 --> 00:14:32,565
‫- منم باهات شریک می‌شم.
‫- آره!

393
00:14:32,589 --> 00:14:33,967
‫تغییر همینجوری اتفاق می‌افته...
‫یکی یه کاری می‌کنه...

394
00:14:33,991 --> 00:14:35,578
‫و یه نفر دیگه هم باهاش همراه می‌شه.

395
00:14:36,286 --> 00:14:38,204
‫نمی‌شه ایوا برندۀ این دعوا بشه...

396
00:14:38,228 --> 00:14:40,540
‫چون اگه برنده بشه‌،
‫حق با بارباراست.

397
00:14:40,564 --> 00:14:43,967
‫و اگه حق با باربارا باشه،
‫اونوقت این درمورد من چی رو نشون می‌ده؟

398
00:14:44,787 --> 00:14:46,899
‫خودمم شک کردم که متولد برج قوس هستم یا نه.

399
00:14:47,070 --> 00:14:48,915
‫هی، شما دوتا، صبر کنین.

400
00:14:48,939 --> 00:14:50,205
‫منم دارم می‌رم ناهار.

401
00:14:50,230 --> 00:14:52,218
‫جدی؟
‫کجا می‌خوای غذا بخوری پرنده کوچولو؟

402
00:14:52,242 --> 00:14:53,378
‫تو لونۀ پرنده کوچولوها؟

403
00:14:53,412 --> 00:14:56,287
‫فکر می‌کردم روی معجزۀ بعدی‌ت
‫که قدیس ایوا قراره برامون انجام بده...

404
00:14:56,290 --> 00:14:57,290
‫کار می‌کنی.

405
00:14:57,314 --> 00:14:58,892
‫خندیدم. نه.

406
00:14:58,916 --> 00:15:01,094
‫فکر نمی‌کنم دیگه‌ هیچ‌وقت
‫برای چیزی به ایوا نیاز داشته باشم.

407
00:15:01,118 --> 00:15:02,562
‫یعنی چی؟

408
00:15:02,586 --> 00:15:04,798
‫خب، به سرپرست منطقه ایمیل زدم...

409
00:15:04,822 --> 00:15:07,467
‫و تمام کارهایی که ایوا
‫امروز انجام داده رو بهش گفتم.

410
00:15:07,491 --> 00:15:09,068
‫امکان نداره اخراج نشه.

411
00:15:09,092 --> 00:15:11,671
‫- ای وای، خدای بزرگ.
‫- چیه؟

412
00:15:11,695 --> 00:15:14,808
‫سرپرست هیچ‌وقت ایمیل‌های ما رو نگاه نمی‌کنه.

413
00:15:14,832 --> 00:15:16,743
‫ایمیل‎ها رو برمی‌گردونه به...

414
00:15:16,767 --> 00:15:19,111
‫مسئول جایی که ایمیل‌ها ازشون ارسال می‌شه.

415
00:15:19,524 --> 00:15:20,780
‫وایسا. ببخشید.

416
00:15:20,804 --> 00:15:22,394
‫مسئول؟

417
00:15:22,639 --> 00:15:24,918
‫یعنی ایمیل‌ها به...

418
00:15:24,942 --> 00:15:26,516
‫معلم‌ها...

419
00:15:26,716 --> 00:15:29,956
‫متوجه شدم که بعضی از شماها... یکی از شما...

420
00:15:29,980 --> 00:15:31,691
‫فکر می‌کنه اشکال نداره که من رو دور بزنه.

421
00:15:31,715 --> 00:15:34,093
‫پس وقت ناهار...
‫همین وقت ناهار...

422
00:15:34,117 --> 00:15:36,078
‫یه کارگاه آموزشی درمورد اعتماد برگزار می‌کنیم...

423
00:15:36,079 --> 00:15:38,523
‫تا بتونیم یاد بگیریم چه‌جوری
‫یه خانوادۀ کاری بشیم.

424
00:15:39,815 --> 00:15:41,198
‫خوش می‌گذره!

425
00:15:44,223 --> 00:15:47,093
‫الان در مقطع حساسی هستیم.
‫این فاجعه‌ست.

426
00:15:47,118 --> 00:15:50,286
‫نه، فاجعه خوردن پیتزای بوفه‌ست.

427
00:15:50,414 --> 00:15:52,858
‫ما دقیقاً چرا اینجاییم؟

428
00:15:52,883 --> 00:15:54,895
‫خب، خوشگل شکلاتی، متوجه شدم...

429
00:15:54,920 --> 00:15:57,073
‫که اینجا یکی به من احترام نمی‌ذاره.

430
00:15:57,153 --> 00:16:00,249
‫ولی موضوع من نیستم،
‫چون اگه به من احترام نمی‌ذارین...

431
00:16:00,274 --> 00:16:02,140
‫چه‌جوری می‌تونین به
‫مدرسه احترام بذارین؟

432
00:16:02,582 --> 00:16:04,680
‫نمی‌تونین.
‫از لحاظ ریاضی غیرممکنه.

433
00:16:04,750 --> 00:16:06,266
‫کی بهت احترام نمی‌ذاره ایوا...

434
00:16:06,290 --> 00:16:07,300
‫منظورم احترام به مدرسه‌ست.

435
00:16:07,324 --> 00:16:08,413
‫مهم نیست.

436
00:16:08,438 --> 00:16:09,671
‫این رو یه موضوع گروهی می‌کنیم...

437
00:16:09,695 --> 00:16:11,173
‫تا کسی رو تنهایی یه گوشه گیر ننداخته باشیم.

438
00:16:11,365 --> 00:16:12,842
‫بیاید یه تمرین انجام بدیم که در اون...

439
00:16:12,867 --> 00:16:14,179
‫هر چی که دل‌مون می‌خواد رو
‫با صدای بلند به‌هم می‌گیم...

440
00:16:14,203 --> 00:16:15,537
‫اصلاً هم مهم نیست چقدر منتقدانه باشه.

441
00:16:15,538 --> 00:16:17,516
‫خوش می‌گذره! با جنین شروع می‌کنیم.

442
00:16:17,541 --> 00:16:18,619
‫جنین؟

443
00:16:19,338 --> 00:16:20,349
‫بله؟

444
00:16:20,374 --> 00:16:22,018
‫تو زورگو و رومُخی و صدای جیرجیرک می‌دی.

445
00:16:22,072 --> 00:16:23,950
‫- ببخشید؟
‫- این دیگه...

446
00:16:23,974 --> 00:16:25,952
‫نه، چیز بدی نیست. نه.

447
00:16:25,976 --> 00:16:28,399
‫با هدف بهتر کردن همدیگه
‫حرف‌هامون رو باهم درمیون می‌ذاریم.

448
00:16:28,473 --> 00:16:29,817
‫سازنده‌ست.

449
00:16:29,846 --> 00:16:31,057
‫شکلات خوشگله، چطوره تو شروع کنی؟

450
00:16:31,081 --> 00:16:32,086
‫با جنین شروع کن.

451
00:16:32,111 --> 00:16:33,689
‫- واقعاً دلم نمی‌خواد.
‫- راست می‌گی.

452
00:16:33,714 --> 00:16:35,273
‫باید یکی حرف بزنه که جنین رو بهتر می‌شناسه.

453
00:16:35,297 --> 00:16:36,394
‫جیکوب؟ باربارا؟

454
00:16:36,419 --> 00:16:38,030
‫- خب، موهاش...
‫- اصلاً و ابداً.

455
00:16:38,055 --> 00:16:39,233
‫بله، اصلاً و ابداً.

456
00:16:39,258 --> 00:16:41,569
‫ایوا، هیچ‌کس در مورد هیچ‌کس حرفی نمی‌زنه.

457
00:16:41,758 --> 00:16:43,369
‫صبر کن. آمادگی اینو داشتم.

458
00:16:43,393 --> 00:16:44,735
‫شینا، بیا داخل.

459
00:16:45,595 --> 00:16:48,408
‫ایوا، اون شاگرد منه.
‫الان باید سر ناهار باشه.

460
00:16:48,432 --> 00:16:49,962
‫گرسنه‌ام هم هستم.

461
00:16:51,100 --> 00:16:53,339
‫شینا، یادته درمورد چی صحبت کردیم؟

462
00:16:53,704 --> 00:16:56,768
‫دوست داشتی چه چیز خانم تیگز عوض بشه؟

463
00:16:57,740 --> 00:16:59,552
‫پاهاش گنده‌ان.

464
00:16:59,576 --> 00:17:03,089
‫خیلی خب. همگی، دیگه بسه.

465
00:17:03,113 --> 00:17:06,059
‫من کسی‌ام که به ایوا بی‌احترامی ‌کرده.

466
00:17:06,083 --> 00:17:08,361
‫به سرپرست منطقه ایمیل زدم که بهش بگم...

467
00:17:08,385 --> 00:17:10,522
‫پول مدرسه رو خرج یه تابلو کرده.

468
00:17:11,359 --> 00:17:12,698
‫ببخشید، ایوا.

469
00:17:12,723 --> 00:17:14,567
‫از بقیه هم معذرت می‌خوام
‫که نتونستن ناهار بخورن...

470
00:17:14,591 --> 00:17:16,013
‫مخصوصاً تو، شینا.

471
00:17:16,043 --> 00:17:20,206
‫ولی این کار رو کردم چون
‫بچه‌‌های مدرسه برام مهم‌ان...

472
00:17:20,230 --> 00:17:22,742
‫و این نباید چیز بدی حساب بشه.

473
00:17:22,766 --> 00:17:24,108
‫من...

474
00:17:24,421 --> 00:17:26,866
‫خیلی خب. می‌دونین چیه؟

475
00:17:26,896 --> 00:17:29,275
‫در وا‌‌قع، شینا، این باید به تو برسه.

476
00:17:29,300 --> 00:17:31,945
‫- خیلی متأسفم.
‫- نه، ممنون.

477
00:17:31,970 --> 00:17:32,970
‫باشه.

478
00:17:36,119 --> 00:17:38,264
‫سخنران خیلی قوی‌ای نیست.

479
00:17:38,432 --> 00:17:40,210
‫انرژی‌مون رو مکید و برد، مگه نه؟

480
00:17:40,235 --> 00:17:43,480
‫- می‌دونی چیه، ایوا؟
‫- جنین خیلی چیزها هست...

481
00:17:43,505 --> 00:17:46,318
‫ساده‌لوحه، یه‌کم آویزونه و بیش از حد شاده.

482
00:17:46,343 --> 00:17:47,988
‫خوب داری ‌می‌گی.
‫بذار صداش کنم برگرده.

483
00:17:48,012 --> 00:17:49,562
‫ولی حرف‌هاش هم حقیقته.

484
00:17:50,327 --> 00:17:52,638
‫اینکه واقعاً بخوایم به بچه‌های این مدرسه...

485
00:17:52,662 --> 00:17:55,302
‫کمک کنیم نباید هم بد باشه.

486
00:17:58,567 --> 00:17:59,779
‫کجا می‌رین؟

487
00:17:59,803 --> 00:18:01,714
‫- ببینیم جنین چطوره.
‫- برای خوردن ناهار...

488
00:18:01,738 --> 00:18:03,411
‫ولی اول می‌رم ببینم جنین چطوره.

489
00:18:08,845 --> 00:18:10,323
‫جنین، ایوا رو نادیده بگیر.

490
00:18:10,347 --> 00:18:12,082
‫پاهای گنده نشونۀ باروریه.

491
00:18:12,107 --> 00:18:13,700
‫تمام وقت‌های ناهار، باربارا.

492
00:18:14,911 --> 00:18:18,422
‫هر روز وقت ناهار، امیر
‫میاد و روی فرش چرت میزنه.

493
00:18:18,522 --> 00:18:20,800
‫اوهوم. قبلاً تو کلاس من بود.

494
00:18:20,943 --> 00:18:22,520
‫مامانش زیاد بچه‌‌ داره.

495
00:18:22,545 --> 00:18:25,358
‫باباش خیلی خونه نیست، وقتی هم که هست،
‫مامان و باباش در حال دعوان.

496
00:18:25,383 --> 00:18:27,602
‫درسته. واسه همین کم می‌خوابه.

497
00:18:27,798 --> 00:18:29,342
‫بهش گفتم سر میزش بخوابه...

498
00:18:29,366 --> 00:18:31,720
‫ولی می‌گه فرش نرم‌تره...

499
00:18:32,246 --> 00:18:34,112
‫نرم‌تر از تختش تو خونه‌شون.

500
00:18:36,172 --> 00:18:37,850
‫می‌دونین چیه؟
‫برام مهم نیست...

501
00:18:37,874 --> 00:18:40,707
‫که از نظر شماها معلم خوبی هستم یا نه.

502
00:18:41,044 --> 00:18:44,297
‫این برام مهمه که می‌تونم تغییری ایجاد کنم یا نه.

503
00:18:44,507 --> 00:18:48,387
‫جنین، ما که معلم‌های مدرسه‌ای مثل ابت هستیم...

504
00:18:48,511 --> 00:18:50,823
‫ما باید بتونیم همه جور کاری بکنیم.

505
00:18:51,021 --> 00:18:53,433
‫مدیر هستیم.
‫مددکار اجتماعی هستیم.

506
00:18:53,457 --> 00:18:55,535
‫روان‌شناس هستیم.
‫والدین دوم بچه‌ها هستیم.

507
00:18:55,559 --> 00:18:57,870
‫اصلاً بعضی‌وقت‌ها پدر و مادر اول‌شون هستیم.

508
00:18:57,922 --> 00:18:59,263
‫- اوهوم.
‫- چرا؟

509
00:18:59,563 --> 00:19:01,774
‫مطمئناً به‌خاطر پولش نیست.

510
00:19:01,798 --> 00:19:02,928
‫اوهوم.

511
00:19:02,953 --> 00:19:05,574
‫من خودم خیلی راحت می‌تونم
‫تو خیابون بیشتر از این پول دربیارم.

512
00:19:06,109 --> 00:19:09,777
‫ببین، ما این کار رو انجام می‌دیم،
‫چون باید انجام بدیم.

513
00:19:10,160 --> 00:19:11,871
‫یه فراخوانه.

514
00:19:11,896 --> 00:19:13,102
‫که تو هم قبولش کردی.

515
00:19:13,928 --> 00:19:16,189
‫فکر کنم برادر «کورنل وست» بود که...

516
00:19:16,213 --> 00:19:18,226
‫- ول کن. الان نه.
‫- حرف نزن!

517
00:19:18,532 --> 00:19:20,159
‫می‌خوای راز من رو بدونی؟

518
00:19:20,570 --> 00:19:23,724
‫برای دانش‌آموزهات هر کاری که می‌تونی بکن.

519
00:19:23,749 --> 00:19:24,822
‫ما کمکت می‌کنیم.

520
00:19:25,489 --> 00:19:28,134
‫پیشنهاد من اینه که پول‌ رو هم بذاریم...

521
00:19:28,158 --> 00:19:30,036
‫و فرش رو برای جنین بخریم.

522
00:19:30,060 --> 00:19:32,071
‫- نظر شماها چیه؟
‫- حتماً.

523
00:19:32,095 --> 00:19:33,906
‫آره. بچه‌‌ها، نمی‌تونین.

524
00:19:33,930 --> 00:19:35,077
‫پولش رو ندارین.

525
00:19:35,102 --> 00:19:36,647
‫می‌دونم چون حقوق همه‌مون یکیه...

526
00:19:36,671 --> 00:19:38,649
‫و خودم هم امروز صبح واسه
‫خرید یه دونه دونات پول کم آوردم.

527
00:19:38,674 --> 00:19:40,352
‫خب، تو می‌خوای چی کار کنی؟

528
00:19:40,377 --> 00:19:41,842
‫فرش بدزدی؟

529
00:19:43,659 --> 00:19:48,407
‫من نه، ولی یکی رو می‌شناسم
‫که یکی رو می‌شناسه؟

530
00:19:50,280 --> 00:19:51,856
‫قبل ازینکه بگی رفتم تو کارش.

531
00:19:52,141 --> 00:19:53,726
‫باید واسه یارو یه پاستا بپزم.

532
00:19:54,544 --> 00:19:57,056
‫سلام، تونی، آهای آشغال گنده‌بک...

533
00:19:57,081 --> 00:19:58,592
‫هنوز تو ساخت استادیوم کار می‌کنی؟

534
00:19:58,617 --> 00:20:00,816
‫تا اینجا روز آسونی نبوده،
‫ولی خوب بوده...

535
00:20:00,841 --> 00:20:04,662
‫چون بالاخره فهمیدم باربارا چی می‌گه.

536
00:20:06,228 --> 00:20:07,507
‫- وای خدایا. اومد.
‫- برید بگیریدشون.

537
00:20:07,531 --> 00:20:09,408
‫- سلام. سلام.
‫- آره!

538
00:20:09,432 --> 00:20:11,703
‫باید یه راهی پیدا کنین.

539
00:20:11,728 --> 00:20:13,306
‫خودتون کارها رو انجام بدین.

540
00:20:13,470 --> 00:20:15,581
‫خیلی ممنون.
‫اسم‌تون چیه؟

541
00:20:15,605 --> 00:20:17,250
‫- اسم ‌ندارم.
‫-اسم نداره.

542
00:20:17,274 --> 00:20:18,240
‫باشه.

543
00:20:18,265 --> 00:20:20,411
‫حتی اگه روشی که کارها رو انجام می‌دین...

544
00:20:20,436 --> 00:20:22,411
‫خارج از روال معموله.

545
00:20:22,564 --> 00:20:25,023
‫با جدّیت دنبال هدفت هستی.
‫تماشاش خیلی قشنگه.

546
00:20:25,048 --> 00:20:26,526
‫مرسی.

547
00:20:26,550 --> 00:20:28,461
‫فقط یه روز معمولی از معلم بودن تو این مدرسه‌ست.

548
00:20:28,485 --> 00:20:29,929
‫بهش عادت می‌کنی.

549
00:20:29,953 --> 00:20:31,297
‫بوی تو دیوارها چی؟

550
00:20:31,321 --> 00:20:32,732
‫اوه، نه، هیچ‌وقت به اون عادت نمی‌کنی.

551
00:20:32,756 --> 00:20:34,267
‫- باشه.
‫- پس...

552
00:20:34,291 --> 00:20:36,896
‫معلم جایگزین اومدی ولی
‫می‌خوای دائمی بشی، مگه نه؟

553
00:20:37,221 --> 00:20:39,632
‫ام... ببینیم چی می‌شه.

554
00:20:39,657 --> 00:20:41,569
‫تا الان که معلمی غافلگیرم کرده.

555
00:20:41,652 --> 00:20:43,502
‫خب، امیدوارم بمونی.

556
00:20:44,127 --> 00:20:45,322
‫به‌خاطر بچه‌ها.

557
00:20:45,535 --> 00:20:46,535
‫آره.

558
00:20:47,103 --> 00:20:48,269
‫خیلی خب.

559
00:20:52,640 --> 00:20:54,219
‫حالا فعلاً یه مدت می‌مونم.

560
00:20:54,244 --> 00:20:56,920
‫می‌دونین که... به‌خاطر بچه‌‌ها.

561
00:21:08,560 --> 00:21:10,472
‫امروز نیاز شاگردهام رو برطرف کردم.

562
00:21:10,497 --> 00:21:12,787
‫خیلی مهمه.
‫کاری که همه‌مون می‌خوایم بکنیم دقیقاً همینه.

563
00:21:12,812 --> 00:21:15,142
‫«و به مرد، چوبی از درختِ خاکستر دادن...

564
00:21:15,167 --> 00:21:18,707
‫به محض اینکه چوب رو به دستۀ تبرش تبدیل کرد...

565
00:21:18,732 --> 00:21:20,966
‫شروع کرد به قطع کردن درخت‌ها...»

566
00:21:21,300 --> 00:21:23,411
‫[برای از بین بردن لکه و بو]

567
00:21:23,372 --> 00:21:27,019
‫من رو فرا خوندن، من جواب دادم،
‫و حالا می‌دونم...

568
00:21:27,043 --> 00:21:29,088
‫حتی بدون کمک بالادستی‌ها...

569
00:21:29,112 --> 00:21:30,790
‫و بدون پول از طرف شهرداری...

570
00:21:30,814 --> 00:21:32,531
‫هم می‌تونم از پس این کار بربیام.

571
00:21:34,016 --> 00:21:37,463
‫خیلی خب، مرحلۀ سوم،
‫سیفون رو برای خالی کردن مخزن بزنین.

572
00:21:37,487 --> 00:21:38,965
‫دیگه کار داره تموم ‌می‌‌شه.

573
00:21:39,002 --> 00:21:41,200
‫یادتون نره که قبل از زدن سیفون باید...

574
00:21:41,224 --> 00:21:42,824
‫مرحلۀ اول رو دوباره انجام بدین.

575
00:21:44,370 --> 00:21:46,505
‫ولی هنوزم پول به‌دردمون می‌خوره.

576
00:21:46,529 --> 00:22:11,529
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

