1
00:00:00,642 --> 00:00:03,077
‫- ده ثانیه مونده.
‫- باشه.

2
00:00:07,842 --> 00:00:09,332
‫ما عاشق «اخبار محلی» هستیم.

3
00:00:09,356 --> 00:00:10,922
‫زودتر میایم سر کار که بتونیم ببینیمش.

4
00:00:10,946 --> 00:00:13,470
‫بعد از موندن تو ترافیکی که دل
‫آدم می‌خواد آینۀ ماشین‌ دیگران رو...

5
00:00:13,494 --> 00:00:15,527
‫با آچار داغون کنه، دیدن اخبار آرامش‌بخشه.

6
00:00:15,551 --> 00:00:18,350
‫در حالی که شاخص گرما به 40 درجه...

7
00:00:18,374 --> 00:00:20,269
‫نزدیک می‌شود، فیلادلفیا همچنان...

8
00:00:20,293 --> 00:00:22,067
‫از دمای 35 درجۀ سانتی‌گراد رنج می‌برد.

9
00:00:22,091 --> 00:00:24,158
‫من یه زن متأهل و مسیحی هستم...

10
00:00:24,182 --> 00:00:26,081
‫شوهرم و زندگیم رو هم دوست دارم.

11
00:00:26,105 --> 00:00:28,763
‫ولی جیم گاردنر یه جذابیت خاصی داره.

12
00:00:28,787 --> 00:00:31,886
‫اون بیان بدون لهجه‌اش.

13
00:00:31,910 --> 00:00:33,434
‫همچین چیزی ندیده بودیم...

14
00:00:33,458 --> 00:00:35,425
‫حمایت و قدردانی از خبررسانی محلی...

15
00:00:35,449 --> 00:00:38,057
‫خیلی مهمه، خب؟
‫هدف پنهانی‌ای درکار نیست.

16
00:00:38,081 --> 00:00:40,940
‫این‌... خبرهای بسیار مهم از اتفاقات واقعی...

17
00:00:40,964 --> 00:00:42,312
‫توی خیابون‌های شهره.

18
00:00:43,402 --> 00:00:45,457
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد
‫اون سگ تو ترافیک گیر کنه.

19
00:00:45,481 --> 00:00:46,621
‫آره، جیم.

20
00:00:46,645 --> 00:00:48,839
‫از اخبار خوشم میاد،
‫چون زمانیه که می‌تونم...

21
00:00:48,863 --> 00:00:52,733
‫هر چی دلم می‌خواد بگم و
‫هیچ‌کس هم هیچ سؤالی نمی‌پرسه.

22
00:00:54,142 --> 00:00:56,750
‫امروز رو می‌رم مرخصی.
‫با دوست‌هام می‌رم ماهی‌گیری.

23
00:00:56,774 --> 00:00:59,054
‫به هر حال، دستمال توالت تو ‌‌کمده.

24
00:00:59,571 --> 00:01:02,972
‫یه بار جیم گاردنر رو تو رستوران دیدم.

25
00:01:02,996 --> 00:01:06,082
‫نمی‌دونین به چه زیبایی غذا سفارش داد.

26
00:01:19,370 --> 00:01:21,524
‫♪ با داداش‌هام میام تو شهر و می‌زنم بیرون ♪

27
00:01:21,548 --> 00:01:22,906
‫♪ هنوز با این هرزه‌ها دیوونه‌بازی درمیاریم ♪

28
00:01:22,930 --> 00:01:24,431
‫♪ ما کاردرست‌ها هستیم و اون‌ها بچه بدها ♪

29
00:01:24,602 --> 00:01:27,391
‫- طارق، خدای من. این...
‫- فقط یه نمونه‌ست.

30
00:01:27,415 --> 00:01:29,625
‫خیلی خوبه.
‫دیشب ضبطش کردی؟

31
00:01:29,649 --> 00:01:31,340
‫آره، آره. تو 15 دقیقه.

32
00:01:31,364 --> 00:01:33,446
‫- چیزی نیست. آره. خیلی سریع.
‫- وای.

33
00:01:33,470 --> 00:01:36,136
‫طارق بیشتر از 10 ساله که دوست‌پسرمه...

34
00:01:36,160 --> 00:01:38,931
‫و از دوران دبیرستان موسیقی کار می‌کنه.

35
00:01:38,955 --> 00:01:41,016
‫معلومه که خیلی خیلی کارش خوبه.

36
00:01:41,040 --> 00:01:42,977
‫همۀ کلیپ‎های «تیک‌تاک»ـش همه‌گیر می‌شن...

37
00:01:43,001 --> 00:01:45,813
‫که این روزها نشونۀ موسیقیدان‌های واقعیه.

38
00:01:45,837 --> 00:01:48,857
‫امشب دیر میام خونه، چون برنامه دارم.

39
00:01:48,881 --> 00:01:50,555
‫بلیط‌های کل سالن فروش رفته.

40
00:01:50,579 --> 00:01:51,735
‫- نه بابا.
‫- آره.

41
00:01:51,759 --> 00:01:52,903
‫- وای خدای من!
‫- آره.

42
00:01:52,927 --> 00:01:54,321
‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم!
‫- ممنون.

43
00:01:54,345 --> 00:01:55,989
‫- شاید بتونم بیام.
‫- اوه، نه، نه، نه.

44
00:01:56,013 --> 00:01:58,075
‫نمی‌شه بیای، چون درمورد
‫تعداد جمعیت خیلی سخت‌گیرن.

45
00:01:58,099 --> 00:01:59,828
‫15 نفر ظرفیت داره.

46
00:01:59,852 --> 00:02:01,651
‫پس اگه تو بیای، می‌شه 16...

47
00:02:01,675 --> 00:02:04,539
‫و جمعیت بیش از حد مشکل ایمنی درست می‌کنه،
‫واسه همین برنامه رو تعطیل می‌کنن.

48
00:02:04,563 --> 00:02:06,586
‫ولی میخوای شب شام رو باهم بخوریم؟

49
00:02:06,610 --> 00:02:09,129
‫تقریباً ساعت 10 میام خونه.
‫غذای دریایی کارائیبی برات میارم.

50
00:02:09,736 --> 00:02:11,292
‫- غذای مورد علاقه‌مه.
‫- می‌دونم. می‌دونم.

51
00:02:11,316 --> 00:02:12,696
‫- مورد علاقه‌مه! باشه.
‫- می‌دونم. آره.

52
00:02:12,720 --> 00:02:14,761
‫- باشه. خیلی خب.
‫- باشه، عزیزم.

53
00:02:14,938 --> 00:02:16,469
‫صندلی رو چقدر آوردی جلو!

54
00:02:16,493 --> 00:02:18,511
‫- می‌دونی که قدم کوتاهه.
‫- لعنتی. باشه.

55
00:02:18,535 --> 00:02:19,867
‫خیلی خب، عزیزم.
‫من دیگه باید برم.

56
00:02:19,891 --> 00:02:22,041
‫مثل چی گرسنه‌مه،
‫ولی همین گرسنگی...

57
00:02:22,065 --> 00:02:24,268
‫باعث می‌شه که یه حرکتی کنم،
‫باید یه چیزی بخورم.

58
00:02:24,292 --> 00:02:26,311
‫باشه. خب، می‌خوای
‫ساندویچ صبحونۀ من رو بخوری؟

59
00:02:26,335 --> 00:02:27,883
‫- ها؟
‫- آره. من تو مدرسه یه چیزی می‌گیرم.

60
00:02:27,907 --> 00:02:29,508
‫- مطمئنی، عزیزم؟
‫- آره. داخل یه چیزی می‌خورم.

61
00:02:29,532 --> 00:02:31,473
‫- خیلی ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

62
00:02:31,497 --> 00:02:32,914
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

63
00:02:32,938 --> 00:02:33,919
‫آره.

64
00:02:33,943 --> 00:02:36,024
‫ببین، دیشب نتونستیم
‫در این مورد صحبت کنیم...

65
00:02:36,048 --> 00:02:38,828
‫چون داشتی آهنگ می‌ساختی، ولی...

66
00:02:38,852 --> 00:02:41,493
‫اجاره‌مون داره بیشتر می‌شه، پس حسابِ
‫دخل و خرج‌مون رو دوباره انجام بدیم.

67
00:02:41,517 --> 00:02:42,774
‫- اوهوم.
‫- اون...

68
00:02:42,798 --> 00:02:44,500
‫جدول مخارج رو زدم به یخچال.

69
00:02:44,524 --> 00:02:47,019
‫- اوهوم. آره. بهش می‌رسم.
‫- باشه.

70
00:02:47,043 --> 00:02:48,417
‫آره، ولی نظر من این بود که...

71
00:02:48,441 --> 00:02:50,669
‫زودتر بهش برسی چون اسم من تو اجاره‌نامه‌ست...

72
00:02:50,693 --> 00:02:52,755
‫و قبلاً هم یه بار اجاره رو دیر دادیم.

73
00:02:52,779 --> 00:02:54,985
‫حواسم هست، عزیزم.
‫ولی می‌شه بعداً در‌‌مور‌‌دش صحبت کنیم؟

74
00:02:55,009 --> 00:02:56,462
‫هنوز ساعت 8 صبح هم نشده و می‌دونی...

75
00:02:56,486 --> 00:02:58,635
‫که من 12 صبح زودتر از خواب بیدار نمی‌شم.

76
00:02:58,659 --> 00:03:00,972
‫آره. ولی به‌نظرت می‌تونی
‫فقط یه نگاهی بهش بندازی؟

77
00:03:01,027 --> 00:03:04,543
‫بهش می‌رسم.
‫قول می‌دم، عزیزم.

78
00:03:04,772 --> 00:03:05,753
‫- باشه.
‫- باشه؟

79
00:03:05,777 --> 00:03:06,914
‫- خیلی خب. دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

80
00:03:06,938 --> 00:03:08,746
‫- واسه ساندویچ ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

81
00:03:19,910 --> 00:03:22,159
‫ملینا، چی شده؟

82
00:03:22,183 --> 00:03:25,086
‫نمی‌خوام توی راهرو راه برم، خانم جنین.

83
00:03:25,110 --> 00:03:26,872
‫ترسناکه.

84
00:03:26,896 --> 00:03:29,183
‫نمی‎خوام بیام مدرسه.

85
00:03:29,379 --> 00:03:30,891
‫چی... آهای، آقای جانسون.

86
00:03:30,915 --> 00:03:33,003
‫این چراغ‌ها چند هفته‌‌ست روشن و خاموش می‌شن.

87
00:03:33,027 --> 00:03:34,546
‫نمی‌خواین کار‌‎ی‌‌شون کنین؟

88
00:03:34,570 --> 00:03:35,964
‫دیگه بچه‌‌ها اصلاً نمی‌خوان بیان مدرسه.

89
00:03:35,988 --> 00:03:37,500
‫یه مقام بالاتر از من باید تصمیم بگیره، جنین.

90
00:03:37,524 --> 00:03:39,048
‫بیشتر کارهای الکتریکی رو با یه سیستم موقت...

91
00:03:39,072 --> 00:03:41,527
‫که از سال 92 تا الان داشتم، راه می‌‎ندازم.

92
00:03:41,853 --> 00:03:44,504
‫واسه این، باید منتظر برق‌کار بشیم.

93
00:03:44,528 --> 00:03:46,305
‫- ولی...
‫- می‌رم ماهی‌‌گیری.

94
00:03:46,329 --> 00:03:47,622
‫بهش می‌رسم.

95
00:03:49,935 --> 00:03:51,333
‫نگران نباش، ملینا.

96
00:03:51,357 --> 00:03:53,299
‫من واقعاً بهش رسیدگی می‌کنم...

97
00:03:53,323 --> 00:03:55,181
‫برعکس سرایدارها و دوست‌پسرها.

98
00:03:55,205 --> 00:03:56,336
‫ها؟

99
00:03:56,360 --> 00:03:57,930
‫فقط... بیا.

100
00:03:57,954 --> 00:04:00,072
‫این برانزینو مال کیه؟

101
00:04:00,096 --> 00:04:02,774
‫این ماهی واسه گذاشتن تو یه یخچال...

102
00:04:02,798 --> 00:04:05,198
‫- که مشترک استفاده می‌شه بوش خیلی تنده.
‫- بهش دست نزن.

103
00:04:05,222 --> 00:04:07,289
‫می‌خوام امشب خونۀ دخترعموم؛ «اَنِت» درستش کنم.

104
00:04:07,313 --> 00:04:09,045
‫فکر می‌کنه بهترین آشپز خونواده‌ست.

105
00:04:09,069 --> 00:04:11,303
‫به یه روش غیر تهدید‌آمیز حالش رو می‌گیرم.

106
00:04:11,327 --> 00:04:13,016
‫می‌خوام یه کاری کنم ازش خوشگل‌تر هم باشم.

107
00:04:13,040 --> 00:04:16,213
‫بچه‌‌ها، چند هفته‌ست که چراغ‌های
‫راهروی پشتی خاموش‌ان.

108
00:04:16,237 --> 00:04:18,090
‫- مرسی خبر دادی.
‫- این چیه پوشیدی؟

109
00:04:18,114 --> 00:04:21,039
‫و ما باید یه کاری‌ بکنیم. باشه؟

110
00:04:21,063 --> 00:04:22,879
‫ملینا که تو کلاس توئه...

111
00:04:22,903 --> 00:04:24,956
‫صبح می‌ترسید بیاد مدرسه.

112
00:04:24,980 --> 00:04:26,348
‫می‌گفت راهرو مثل فیلم «درخشش» شده...

113
00:04:26,372 --> 00:04:27,985
‫و من اصلاً نمی‌فهمم که
‫چه‌جوری این رو می‌دونه.

114
00:04:28,009 --> 00:04:29,461
‫- ملینا عاشق «درخشش»ـه.
‫- فیلم کلاسیکیه.

115
00:04:29,485 --> 00:04:32,062
‫این درست نیست، خب؟
‫و با آقای جانسون هم صحبت کردم...

116
00:04:32,086 --> 00:04:33,730
‫گفت هیچ کاری از دستش برنمیاد.

117
00:04:33,754 --> 00:04:35,266
‫می‌خوای ما چی کار کنیم؟

118
00:04:35,290 --> 00:04:37,940
‫نباید سخت باشه. فقط
‫باید چند تا لامپ جدید بندازیم.

119
00:04:37,964 --> 00:04:42,516
‫جنین، فقط نگران چیزهایی
‫باش که می‌شه کنترل‌شون کرد.

120
00:04:42,540 --> 00:04:44,731
‫دقیقاً. تو همچین روز گرمی‌...

121
00:04:44,732 --> 00:04:46,739
‫فقط کار اصلی خودمون رو می‌تونیم انجام بدیم.

122
00:04:46,763 --> 00:04:48,871
‫دقیقاً همینه! چرا هوای فِوریه...

123
00:04:48,895 --> 00:04:50,914
‫از سوراخ کون شیطون هم داغ‌تر شده؟

124
00:04:50,938 --> 00:04:51,919
‫تغییرات آب و هوایی.

125
00:04:51,943 --> 00:04:54,325
‫داریم وسط اثرات فاجعه‌بار اون زندگی می‌کنیم.

126
00:04:54,349 --> 00:04:55,789
‫لایۀ منجمد دائمی ‌در روسیه...

127
00:04:55,813 --> 00:04:57,481
‫بچه خرخون.

128
00:04:58,669 --> 00:05:00,526
‫ایوا، می‌شه یکی از شهرداری بیاد...

129
00:05:00,550 --> 00:05:02,254
‫و چراغ‌های راهروی پشتی رو چک کنه؟

130
00:05:02,278 --> 00:05:04,928
‫نه، دختر. مگه من حلّال مشکلات بچه‌هام؟

131
00:05:04,952 --> 00:05:06,602
‫من قدرت کافی برای دستکاری...

132
00:05:06,626 --> 00:05:08,183
‫مسائل داخلی شهرداری رو ندارم.

133
00:05:08,762 --> 00:05:10,430
‫احتمالاً تابستون میان.

134
00:05:10,929 --> 00:05:13,305
‫- تابستون؟
‫- چه بدشانسی‌ای.

135
00:05:13,544 --> 00:05:15,164
‫لقمۀ تخم مرغ می‌خوای؟

136
00:05:15,463 --> 00:05:18,023
‫نه، وقت غذا خوردن ندارم.

137
00:05:18,461 --> 00:05:21,464
‫لقمۀ تخمه مرغه.
‫فقط باید گذاشت‌شون تو مایکروویو.

138
00:05:21,930 --> 00:05:24,266
‫من نمی‌تونم همچین چیزی رو قبول کنم.

139
00:05:24,570 --> 00:05:26,781
‫می‌دونین، اون‌ها صورت
‫اون بچه‌‌ها رو نمی‌بینن.

140
00:05:27,016 --> 00:05:30,036
‫انگار اومده بودن تونل وحشت شهربازی...

141
00:05:30,060 --> 00:05:32,460
‫که خیلی هم جای ترسناکیه.

142
00:05:32,484 --> 00:05:34,133
‫حالا بقیه هر چقدر می‌خوان بگن ترسناک نیست.

143
00:05:34,157 --> 00:05:36,955
‫خب، روزهای هفته رو مرور کردیم. حالا ما...

144
00:05:36,979 --> 00:05:38,328
‫خیلی خب، عزیزم، بشین.

145
00:05:38,908 --> 00:05:41,192
‫ام... ساعت 9ـه.

146
00:05:41,665 --> 00:05:43,211
‫خودشه.

147
00:05:45,260 --> 00:05:49,371
‫مدرسه زودتر از 9 شروع... می‌شه.

148
00:05:49,395 --> 00:05:51,099
‫ببین، می‌دونم تو جایگزین موقتی...

149
00:05:51,123 --> 00:05:53,185
‫ولی این بچه‌‌ها باید تا قبل
‫ساعت 8 سر صندلی‌هاشون باشن.

150
00:05:53,209 --> 00:05:54,942
‫- مقررات مدرسه‌ست.
‫- فهمیدم.

151
00:05:54,966 --> 00:05:56,813
‫تو دو هفتۀ گذشته ششمین باره
‫که اون بچه دیر کرده.

152
00:05:56,837 --> 00:05:59,122
‫به‌نظر فقط یه قطرۀ کوچیک از سطل‌ـه، ولی بعد...

153
00:05:59,146 --> 00:06:02,953
‫اون سطل پر می‌شه و همه چی خیس می‌شه.
‫(شرایط سخت می‌شه.)

154
00:06:03,263 --> 00:06:05,484
‫ما که نمی‌خوایم خیس بشیم، می‌خوایم؟

155
00:06:07,538 --> 00:06:09,790
‫شما هم دارین این رو می‌بینین، نه؟!

156
00:06:20,014 --> 00:06:23,173
‫هی، خانم هاوارد،
‫می‌شه راهنمایی‌م کنین؟

157
00:06:23,197 --> 00:06:26,009
‫می‌خواستم از جنین بپرسم،
‫ولی به‌نظر سرش شلوغه.

158
00:06:26,033 --> 00:06:29,547
‫- البته. بیا داخل.
‫- ممنون.

159
00:06:31,009 --> 00:06:32,961
‫- باشه.
‫- بشین.

160
00:06:35,513 --> 00:06:37,344
‫آره. آره.

161
00:06:42,718 --> 00:06:45,244
‫خب یکی از شاگردهام دیر میاد...

162
00:06:45,268 --> 00:06:47,626
‫دقیق بگم ساعت 9 میاد...
‫تقریباً از یه هفته هم بیشتر شده.

163
00:06:47,650 --> 00:06:49,216
‫با پدر یا مادرش صحبت کردی؟

164
00:06:49,240 --> 00:06:51,056
‫نه. نه. من معلم موقتی‌ام. نمی‌خوام...

165
00:06:51,080 --> 00:06:53,063
‫با پدر و مادرها درگیر بشم.
‫غیر ضروریه.

166
00:06:53,087 --> 00:06:54,820
‫عزیزم، نیومدیم دورهمی که.

167
00:06:54,844 --> 00:06:56,915
‫تو معلم بچه‌شون هستی.

168
00:06:56,939 --> 00:06:59,051
‫- کدوم یکی از بچه‌هاست؟
‫- ویلیامز.

169
00:06:59,075 --> 00:07:00,558
‫جوئل ویلیامز.

170
00:07:00,582 --> 00:07:02,703
‫خب. خانواده‌شون رو می‌شناسم.

171
00:07:03,063 --> 00:07:05,924
‫گوش کن، باید برم سالن ورزش دنبال شاگردهام...

172
00:07:05,948 --> 00:07:09,261
‫پس چطوره تو وقت آزادم بیای پیشم...

173
00:07:09,285 --> 00:07:12,055
‫که می‌شه زمان درست کردن ناخن‌هام، زمان ناهار.

174
00:07:12,079 --> 00:07:15,747
‫می‌خواستم تو ماشینم غذا بخورم.
‫از خونه ساندویچ آوردم.

175
00:07:15,771 --> 00:07:18,898
‫باشه. خب ساندویچ نِیسانی‌ت رو هم با خودت بیار.

176
00:07:20,921 --> 00:07:23,400
‫معلم‌های قدیمی‌تر عادت کردن تسلیم بشن...

177
00:07:23,424 --> 00:07:25,684
‫ولی من جوون، باهوش و چالاک هستم...

178
00:07:25,708 --> 00:07:27,641
‫و جای نردبون رو هم ‌می‌دو‌‌نم.

179
00:07:28,362 --> 00:07:30,405
‫یادم رفته بود از نردبون می‌ترسم.

180
00:07:36,935 --> 00:07:39,312
‫صدای شکمم بود.

181
00:07:39,565 --> 00:07:41,008
‫خیلی خب.

182
00:07:41,275 --> 00:07:43,545
‫اوه، اینجا رو نگاه.

183
00:07:43,569 --> 00:07:45,320
‫فقط یه سیم قطع بود.

184
00:07:50,636 --> 00:07:52,093
‫وای!

185
00:07:56,053 --> 00:07:58,153
‫وای خدا.
‫می‌شه یکی کمکم کنه بیام پایین؟

186
00:07:58,177 --> 00:08:01,661
‫و از اونجایی که معلومه تو این مشکل رو
‫درست کردی، چرا باید کمکت کنیم؟

187
00:08:01,685 --> 00:08:04,879
‫باشه. نمی‌دونستم با این کار کل برق قطع می‌شه.

188
00:08:04,903 --> 00:08:06,677
‫خب، برق کلاً هم قطع نشده.

189
00:08:06,701 --> 00:08:08,958
‫بعضی جاها برق دارن و بعضی جاها ندارن.

190
00:08:08,982 --> 00:08:11,031
‫- برق کلاس من قطعه.
‫- سالن ورزش برق داره.

191
00:08:11,055 --> 00:08:12,657
‫آره، برق کلاس منم قطعه.

192
00:08:12,681 --> 00:08:15,411
‫خدا رو شکر خنک‌کننده داریم،
‫وگرنه همه‌مون الان داشتیم ذوب می‌شدیم.

193
00:08:15,435 --> 00:08:17,934
‫خیلی خب، بهترین کار تو این
‫مواقع اینه که آروم بمونیم و...

194
00:08:17,958 --> 00:08:20,609
‫خیلی خب! همین آخرشه! آخرالزمان!

195
00:08:20,633 --> 00:08:22,209
‫سه ماه زودتر از موعده،
‫ولی داره اتفاق می‌افته!

196
00:08:22,233 --> 00:08:23,960
‫نردبون رو تکون نده!

197
00:08:23,984 --> 00:08:26,914
‫فقط گرگوری می‌تونه تو پناهگاه من بمونه،
‫پس دیگه‌ التماس نکنین.

198
00:08:27,781 --> 00:08:29,531
‫معلومه که از اون‌هام که
‫برای روز قیامت آمادگی دارن.

199
00:08:29,555 --> 00:08:30,675
‫چرا نباشم؟

200
00:08:30,699 --> 00:08:32,469
‫نمی‌دونم چرا بقیۀ مردم هم همین کار رو نمی‌کنن.

201
00:08:32,493 --> 00:08:35,060
‫فیلم «قطار بوسان» با اون
‫زامبی‌های خفن رو دیدین؟

202
00:08:35,084 --> 00:08:39,084
‫اون روز داره میاد.
‫اون روز به زودی از راه می‌رسه.

203
00:08:39,370 --> 00:08:42,646
‫ایوا، فقط یه قطعی برق جزئیه.

204
00:08:42,670 --> 00:08:44,189
‫خیلی خب. همه گوش کنین...

205
00:08:44,213 --> 00:08:46,024
‫- همه به حرف باربارا گوش کنین!
‫- شوخیت گرفته دیگه؟

206
00:08:46,048 --> 00:08:47,059
‫این کار رو می‌کنیم...

207
00:08:47,083 --> 00:08:49,194
‫هر کسی که کلاسش برق نداره بره سالن ورزش لطفاً.

208
00:08:49,218 --> 00:08:51,484
‫- بره.
‫- تا وقتی که این مشکل برطرف بشه...

209
00:08:51,508 --> 00:08:53,198
‫کلاس‌ها رو اونجا برگزار می‌کنیم.

210
00:08:53,222 --> 00:08:55,747
‫ایدئال نیست، ولی کار رو راه می‌ندازه.

211
00:08:55,771 --> 00:08:57,090
‫شنیدین چی گفت. بریم.

212
00:08:57,114 --> 00:08:59,579
‫بچه‌‌ها... بچه‌‌ها، فقط می‌خوام
‫از همه معذرت‌خواهی کنم.

213
00:08:59,603 --> 00:09:01,540
‫فقط فکر کردم اگه بیام این بالا و درستش کنم...

214
00:09:01,564 --> 00:09:02,916
‫دیگه‌ لازم نیست منتظر بمونیم تا...

215
00:09:02,940 --> 00:09:04,459
‫و ببین کارمون به کجا رسید، دختر کوچولو.

216
00:09:04,483 --> 00:09:05,512
‫آره، نتیجه‌ش چطور بود؟

217
00:09:05,536 --> 00:09:07,629
‫لطفاً همه برن سالن ورزش.

218
00:09:07,653 --> 00:09:10,064
‫الان ماهی بزرگ‌تری داریم که باید سرخ کنیم.
‫(مشکل بزرگ‌تری برای رسیدگی داریم.)

219
00:09:10,065 --> 00:09:11,406
‫وای خدا! برانزینوم!

220
00:09:11,407 --> 00:09:13,051
‫همه برن کنار! برین کنار!

221
00:09:13,075 --> 00:09:14,553
‫می‌شه لطفاً یکی کمکم کنه؟

222
00:09:14,577 --> 00:09:16,317
‫احساس می‌کنم یه تکون تا مرگ فاصله دارم.

223
00:09:16,341 --> 00:09:17,700
‫خیلی خب. باشه. من میارمت.

224
00:09:17,724 --> 00:09:19,325
‫- باشه. سلام. مرسی.
‫- مشکلی نیست.

225
00:09:19,349 --> 00:09:21,051
‫دستت رو بده من.
‫عجله نکن.

226
00:09:21,075 --> 00:09:22,514
‫- باشه.
‫- هر وقت آماده‌ای.

227
00:09:22,538 --> 00:09:24,911
‫- باشه. دارم میام؟
‫- نه.

228
00:09:24,935 --> 00:09:26,455
‫- بیا تا سه بشماریم.
‫- باشه.

229
00:09:26,479 --> 00:09:28,523
‫یک، دو...

230
00:09:28,591 --> 00:09:29,906
‫سه.

231
00:09:30,264 --> 00:09:31,398
‫یه بار دیگه‌.

232
00:09:31,422 --> 00:09:33,947
‫و چه عددی رو نشون می‌ده؟

233
00:09:33,971 --> 00:09:35,514
‫- حواس‌ها اینجا. ممنون.
‫- چهار!

234
00:09:36,387 --> 00:09:38,281
‫همۀ این‌ها تقصیر منه.

235
00:09:39,059 --> 00:09:40,434
‫بله، احتمالاً نباید سعی می‌کردی کار یه...

236
00:09:40,458 --> 00:09:43,601
‫فارق‌التحصیل رشتۀ الکترونیک رو انجام بدی،
‫ولی اشکالی نداره.

237
00:09:45,953 --> 00:09:48,488
‫[طارق: امیدوارم روزت خوب باشه.]

238
00:09:48,489 --> 00:09:51,024
‫[باید ماشین رو بنزین بزنی.]

239
00:09:53,736 --> 00:09:56,470
‫من این گند رو زدم و باید درستش کنم.

240
00:09:56,494 --> 00:09:57,700
‫خوب، ولی چه‌جوری درستش کنی؟

241
00:09:57,724 --> 00:09:59,426
‫به‌نظر هیچ نوع مهارتی تو این زمینه نداری.

242
00:09:59,450 --> 00:10:01,099
‫احتمالاً باید منتظر بمونی
‫تا یکی بهش رسیدگی کنه...

243
00:10:01,123 --> 00:10:03,310
‫نمی‌خوام منتظر بمونم
‫تا کسی بهش رسیدگی کنه.

244
00:10:03,334 --> 00:10:06,398
‫می‌دونی، شاگردهامون
‫نیازهایی دارن که باید برآورده بشن.

245
00:10:06,991 --> 00:10:08,958
‫و من این مشکل رو حل می‌کنم.

246
00:10:08,982 --> 00:10:10,650
‫هیچی نمی‌تونه جلوم رو بگیره.

247
00:10:10,961 --> 00:10:12,736
‫اگه لازم باشه از نردبون بری بالا چی؟

248
00:10:12,760 --> 00:10:14,738
‫به‌نظر میونۀ خوبی با نردبون‎ها نداری.

249
00:10:14,762 --> 00:10:17,133
‫نه. امروز نه.

250
00:10:19,153 --> 00:10:20,885
‫نمی‌ری ناهار، جنین؟

251
00:10:20,909 --> 00:10:23,685
‫نه. می‌مونم و به آشپزها برای ناهار کمک می‌کنم.

252
00:10:23,709 --> 00:10:25,461
‫آشپزها ازت خوش‌شون نمیاد.

253
00:10:25,518 --> 00:10:29,317
‫همیشه میاد تو آشپزخونه
‫سلام و احوال‌پرسی می‌کنه.

254
00:10:29,341 --> 00:10:31,343
‫بهداشتی نیست.

255
00:10:31,481 --> 00:10:33,046
‫واقعاً می‌خوای همین کار رو بکنی؟

256
00:10:33,070 --> 00:10:36,346
‫آره! شایدم خواستم یه کاری کنم برق‌ها وصل بشه.

257
00:10:36,370 --> 00:10:38,261
‫می‌شه بیخیال اون بشی؟
‫چی می‌خوای؟

258
00:10:38,285 --> 00:10:39,721
‫مدرسه رو کلاً منفجر کنی؟

259
00:10:39,745 --> 00:10:42,015
‫نه. و اینکه شدنی هم نیست.

260
00:10:42,039 --> 00:10:44,684
‫خوشبختانه این مدرسه در زمان جنگ جهانی دوم
‫به‌عنوان پناهگاه بمب ساخته شده.

261
00:10:44,708 --> 00:10:45,914
‫پس...

262
00:10:46,131 --> 00:10:47,841
‫بیخیالش شو.

263
00:10:49,880 --> 00:10:51,757
‫باشه. ولش ‌می‌کنم.

264
00:10:56,769 --> 00:10:58,740
‫ولی بیخیالش نمی‌شی، نه؟

265
00:10:58,764 --> 00:11:00,867
‫نه، بیخیالش نمی‌شم، جیکوب، خب؟

266
00:11:00,891 --> 00:11:02,494
‫باید خرابکاری‌ام رو درست کنم.

267
00:11:02,518 --> 00:11:04,250
‫باشه. رو من حساب نکن.

268
00:11:05,179 --> 00:11:06,395
‫از اول هم حساب نکردم.

269
00:11:06,419 --> 00:11:07,693
‫خب، پس روم حساب کن.

270
00:11:07,717 --> 00:11:10,273
‫چون واسه ناهار برنامه ندارم.

271
00:11:10,315 --> 00:11:12,796
‫باشه. بیا.

272
00:11:12,820 --> 00:11:14,289
‫باشه.

273
00:11:15,025 --> 00:11:17,050
‫سلام. چه کمکی می‌تونم بکنم؟

274
00:11:17,074 --> 00:11:19,195
‫فقط اومدم با اون خانم صحبت کنم.

275
00:11:19,352 --> 00:11:20,929
‫واسه نشستن باید ناخن‌هاتون رو درست کنین.

276
00:11:20,953 --> 00:11:22,398
‫چه رنگی می‌زنی؟

277
00:11:22,705 --> 00:11:24,762
‫ام... شفاف؟

278
00:11:24,786 --> 00:11:26,509
‫بی‌دلیل نمی‌شه اینجا بمونی و شفاف هم نمی‌زنیم.

279
00:11:26,510 --> 00:11:29,555
‫باشه. آبی. فقط یه ناخن.

280
00:11:29,962 --> 00:11:31,320
‫ممنون.

281
00:11:41,408 --> 00:11:42,890
‫حالا می‌شه صحبت کنیم، لطفاً؟

282
00:11:42,914 --> 00:11:45,022
‫می‌تونیم، ولی غیر از اینکه
‫باید با پدر و مادرش صحبت کنی...

283
00:11:45,046 --> 00:11:47,033
‫دیگه چیز بیشتری واسه گفتن نمونده.

284
00:11:47,057 --> 00:11:49,040
‫ببین، متوجهم.
‫ولی غیر از صحبت ناخوشایند با مادرش...

285
00:11:49,064 --> 00:11:52,842
‫اونم اول صبح، باید یه راه حل
‫دیگه واسه این کار باشه.

286
00:11:53,355 --> 00:11:55,755
‫خب، این راه رو امتحان کن...

287
00:11:55,779 --> 00:11:58,898
‫می‌تونی همین الان با مادر شاگردت صحبت کنی.

288
00:11:59,445 --> 00:12:01,303
‫وایسا. بهش زنگ زدی؟

289
00:12:01,327 --> 00:12:02,926
‫نه.

290
00:12:02,950 --> 00:12:06,090
‫ولی وقتی گفتی جوئل‌ـه،
‫یادم افتاد مادرش...

291
00:12:06,114 --> 00:12:09,349
‫دو هفته یه بار میاد اینجا
‫که ناخن‌هاش رو درست کنه.

292
00:12:09,373 --> 00:12:11,208
‫درست مثل من.

293
00:12:11,295 --> 00:12:14,006
‫- سلام، خانم هاوارد.
‫- سلام، امبر.

294
00:12:19,136 --> 00:12:21,156
‫شما معلم پسر من نیستی؟

295
00:12:21,180 --> 00:12:22,657
‫بله.

296
00:12:22,681 --> 00:12:24,558
‫ناخن‌هات رو درست می‌کنی؟

297
00:12:25,895 --> 00:12:27,355
‫باحاله.

298
00:12:30,375 --> 00:12:32,343
‫خب، همۀ امکانات رو مشاهده کردین.

299
00:12:32,367 --> 00:12:34,252
‫می‌خواین این خونه رو بفروشین یا نگهش دارین؟

300
00:12:34,276 --> 00:12:36,713
‫دقیقاً مثل همونیه که تو آپارتمان‌مون داریم.
‫اصلاً کار خاصی نداره.

301
00:12:36,737 --> 00:12:39,257
‫من و طارق حداقل ماهی سه بار
‫باید بریم تابلو بر‌ق‌مون رو درست کنیم.

302
00:12:39,281 --> 00:12:40,884
‫شاید بهتره خونه‌تون رو عوض کنین.

303
00:12:40,908 --> 00:12:42,385
‫آره.

304
00:12:42,409 --> 00:12:45,129
‫طارق می‌خواد ببینه تا چه حد می‌شه
‫از کارت اعتباریش کار بکشه.

305
00:12:45,153 --> 00:12:48,664
‫ظاهراً انقدری که بدهکاره کافی نیست...

306
00:12:50,542 --> 00:12:54,606
‫وای نه.
‫«دست نزنید. حتی یه‌ذره هم نه.»

307
00:12:54,630 --> 00:12:57,233
‫خب. چی نوشته؟

308
00:12:57,257 --> 00:13:01,085
‫«پایان راه»؟
‫«خداحافظی خیلی سخته»؟

309
00:13:01,109 --> 00:13:02,973
‫چی؟ «موتاونفیلی...

310
00:13:02,997 --> 00:13:05,033
‫این‌ها آهنگ‌های گروه «بویز تو من» هستن. چرا؟

311
00:13:05,057 --> 00:13:07,842
‫جالبه، چون منم زانو زدم.
‫(این گروه در حالت زانو زده اجرا می‌کنن.)

312
00:13:07,898 --> 00:13:09,680
‫باشه.

313
00:13:10,521 --> 00:13:12,123
‫وای خدا. چرا این یکی داغه؟

314
00:13:12,147 --> 00:13:14,233
‫خب این یکی رو امتحان می‌کنم.

315
00:13:17,285 --> 00:13:19,031
‫می‌خوایم...

316
00:13:20,322 --> 00:13:21,907
‫نــــه!

317
00:13:30,290 --> 00:13:32,143
‫می‌شه یه مقدار جسورانه باشه؟

318
00:13:32,167 --> 00:13:35,789
‫یه چیزی که... بتونه سر صحبت رو باز کنه.

319
00:13:37,386 --> 00:13:39,164
‫خب، امبر...

320
00:13:41,721 --> 00:13:43,453
‫از آشناییت خوشحالم.

321
00:13:43,858 --> 00:13:47,141
‫قبلاً آشنا شدیم،
‫ولی منم از آشناییت خوشحالم.

322
00:13:50,769 --> 00:13:52,831
‫خب پسرت، جوئل...

323
00:13:52,855 --> 00:13:56,042
‫ساعت 9 میاریش مدرسه.

324
00:13:56,066 --> 00:13:57,734
‫مدرسه ساعت 8 شروع می‌شه.

325
00:13:58,516 --> 00:14:00,328
‫دلیل خاصی داره؟

326
00:14:00,441 --> 00:14:04,801
‫خب، فضول خان،
‫شیفت من 9:30 شروع می‌شه...

327
00:14:04,825 --> 00:14:07,762
‫واسه همین برام آسون‌تره قبل کار برسونمش...

328
00:14:07,786 --> 00:14:10,304
‫و به جای اینکه دوباره برگردم خونه،
‫مستقیم برم سر کار.

329
00:14:10,590 --> 00:14:12,384
‫درسته، درسته.

330
00:14:15,461 --> 00:14:18,189
‫می‌شه نِگین هم برام کار کنین که نشون بده:

331
00:14:18,213 --> 00:14:20,942
‫«از فعل و انفعالات ناخوشایند نمی‌ترسم»؟

332
00:14:20,966 --> 00:14:22,986
‫واقعاً می‌خواین یا دارین تشبیه می‌کنین؟

333
00:14:23,010 --> 00:14:25,989
‫چون می‌تونم همچین طرحی بزنم.
‫فقط هزینه‌ش 50 دلار بیشتر می‌شه.

334
00:14:26,013 --> 00:14:27,308
‫پنجاه...

335
00:14:27,332 --> 00:14:29,148
‫خب، متوجه هستم چی می‌گی، امبر.

336
00:14:29,172 --> 00:14:32,467
‫پسرت باید ساعت 8 مدرسه باشه.

337
00:14:32,644 --> 00:14:34,457
‫درس‌های خیلی واجبی رو داره از دست می‌ده.

338
00:14:34,481 --> 00:14:37,954
‫واقعاً؟ فکر می‌کردم شما خونه‌سازی
‫و از اینجور بازی‌ها می‌کنین.

339
00:14:37,978 --> 00:14:40,753
‫نه. اونجا مهد کودک نیست.
‫وقتی که می‌رسه سر کلاس...

340
00:14:40,777 --> 00:14:43,858
‫داریم روخونی و ریاضی تمرین می‌کنیم.

341
00:14:43,882 --> 00:14:45,496
‫مدام داره زور می‌زنه که عقب نیفته.

342
00:14:48,035 --> 00:14:49,620
‫این رو نمی‌دونستم.

343
00:14:49,768 --> 00:14:51,264
‫آره، اصلاً دلم نمی‌خواد...

344
00:14:51,288 --> 00:14:53,620
‫عقب بیفته و مجبور بشه یه سال
‫دیگه هم سر همین کلاس بشینه.

345
00:14:53,710 --> 00:14:56,652
‫من این رو نمی‌خوام، ولی
‫همون اندازه که به من بستگی داره...

346
00:14:56,676 --> 00:14:57,840
‫به شما هم بستگی داره.

347
00:14:57,864 --> 00:14:59,187
‫می‌فهمم چی می‌گی.

348
00:14:59,880 --> 00:15:01,960
‫منم نمی‌خوام عقب بیفته.

349
00:15:02,461 --> 00:15:03,847
‫بچۀ باهوشیه.

350
00:15:03,871 --> 00:15:05,270
‫خیلی.

351
00:15:05,294 --> 00:15:06,837
‫باشه.

352
00:15:06,910 --> 00:15:08,787
‫از این به بعد ساعت 8 میارمش.

353
00:15:13,168 --> 00:15:15,082
‫یه‌جورایی لذت‌بخشه.

354
00:15:17,121 --> 00:15:18,395
‫خودشه.

355
00:15:18,419 --> 00:15:20,251
‫چی... چه خبره؟

356
00:15:20,275 --> 00:15:23,640
‫- این چه وضعیه؟
‫- خیلی گرمه! اینجوری جزغاله می‌شم!

357
00:15:24,304 --> 00:15:26,633
‫جنین، چی کار کردی؟!

358
00:15:26,657 --> 00:15:28,593
‫شبیه قاتل‌های در حال فرار شدی.

359
00:15:28,617 --> 00:15:31,638
‫باربارا، ببین، می‌دونم که گفتی
‫بیخیال بشم، ولی نتونستم.

360
00:15:31,662 --> 00:15:33,348
‫جیکوب کمکم کرد تابلوی برق رو باز کنم.

361
00:15:33,372 --> 00:15:35,308
‫یه فرصت واسه حمایت از
‫یه زن سیاهپوست قوی بود.

362
00:15:35,332 --> 00:15:38,269
‫تابلوی برق؟! جنین!
‫این کارها کار تو نیست!

363
00:15:38,293 --> 00:15:40,396
‫امروز چی شده که اومدی سر کار
‫و عقلت رو از دست دادی؟

364
00:15:40,420 --> 00:15:42,857
‫ببین من... فقط...

365
00:15:42,881 --> 00:15:44,776
‫- اوه. باشه.
‫- احساس گیجی می‌کنم.

366
00:15:44,800 --> 00:15:46,361
‫- حالت خوبه؟
‫- امروز چیزی خوردی؟

367
00:15:46,385 --> 00:15:48,196
‫چون می‌دونم ناهار نخوردی.

368
00:15:48,220 --> 00:15:50,136
‫و صبحونه هم نخوردی.

369
00:15:50,160 --> 00:15:53,076
‫باشه. داره بیهوش می‌شه.
‫رضایت می‌دی که بهت چک بزنم؟

370
00:15:53,100 --> 00:15:55,036
‫- اوه!
‫- رفت. بیهوش شد.

371
00:15:55,060 --> 00:15:56,579
‫- ام...
‫- همه گرم‌شونه؟

372
00:15:56,603 --> 00:15:58,827
‫خدای من! مثل زامبی‌ها رنگش پریده!

373
00:15:58,851 --> 00:16:00,333
‫می‌دونین که زامبی‌ها اول جذاب‌تر‌ها رو می‌خورن.

374
00:16:00,357 --> 00:16:01,590
‫بذارین این خوشگل از صحنه فاصله بگیره.

375
00:16:01,614 --> 00:16:03,472
‫خب، من می‌رم از یخچال آب بیارم.

376
00:16:03,496 --> 00:16:04,964
‫امیدوارم هنوز خنک باشه!

377
00:16:04,988 --> 00:16:06,978
‫وای خدا! برانزینوم!
‫بارب، ببخشید!

378
00:16:07,002 --> 00:16:09,093
‫بر‌می‌گردم! چیزیش نمی‌شه!

379
00:16:17,119 --> 00:16:19,371
‫شاگردهام کجان؟
‫همه... همه خوبن؟

380
00:16:19,395 --> 00:16:22,003
‫معلومه که همه خوب نیستن.

381
00:16:22,027 --> 00:16:23,796
‫تو که توی درمانگاهی.

382
00:16:24,154 --> 00:16:26,179
‫ولی بقیه خوبن.

383
00:16:40,480 --> 00:16:42,406
‫خیلی خوشحالن.

384
00:16:43,336 --> 00:16:45,253
‫باز داره می‌ره بالا.

385
00:16:45,277 --> 00:16:47,805
‫ببین کی به دنیای زنده‌ها برگشته.

386
00:16:48,780 --> 00:16:50,708
‫شیر آتش‌نشانی رو کی باز کرده؟

387
00:16:50,732 --> 00:16:53,841
‫خب، به قول ملیسا:
‫خبرچین‌ها، بخیه می‌خورن.

388
00:16:53,865 --> 00:16:56,182
‫درسته، ولی واسه اینکه برانزینوی من رو...

389
00:16:56,206 --> 00:16:58,542
‫خراب کردی باهات حرف نمی‌زنم.

390
00:17:06,181 --> 00:17:07,836
‫اینجا چه خبره؟

391
00:17:08,891 --> 00:17:12,646
‫پس همینه، نه؟
‫تمام تلاشم رو کردم...

392
00:17:12,670 --> 00:17:14,646
‫از حال رفتم و یه روز مدرسه رو خراب کردم؟

393
00:17:14,670 --> 00:17:17,388
‫بیهوش شدی. بد بیهوش شدی، جنین.

394
00:17:17,412 --> 00:17:20,188
‫کل مدرسه رو هم با خودت از کار انداختی.
‫قابل تحسین بود.

395
00:17:20,212 --> 00:17:22,069
‫ببین. می‌دونم. باید ولش می‌کردم.

396
00:17:22,093 --> 00:17:24,160
‫معذرت می‌خوام. فقط صبح وقتی...

397
00:17:24,184 --> 00:17:26,501
‫قیافۀ ملینا رو اونجوری دیدم،
‫خیلی حس بدی داشت.

398
00:17:26,525 --> 00:17:30,006
‫فکر می‌کنی دل ماها از دیدن
‫اون شکلیِ قیافه‌هاشون نمی‌شکنه؟

399
00:17:30,030 --> 00:17:31,357
‫فکر کردی دل ماها از سنگه؟

400
00:17:31,381 --> 00:17:34,860
‫تو اولین نفر نیستی که چیزی رو حس می‌کنه، بچه.
‫برای ما هم اهمیت داره.

401
00:17:36,950 --> 00:17:39,934
‫تو و باربارا چه‌جوری جلوی خودتون رو
‫می‌گیرین که بیشتر از حد اهمیت ندین؟

402
00:17:39,958 --> 00:17:41,267
‫اگه اهمیت دادن هم حد و اندازه داره.

403
00:17:41,291 --> 00:17:43,513
‫چون برعکسشه.

404
00:17:43,537 --> 00:17:46,899
‫انقدر زیاد اهمیت می‌دیم
‫که نمی‌خوایم زود از پا بیفتیم.

405
00:17:47,234 --> 00:17:50,064
‫اگه ما از پا بیفتیم، کی می‌خواد
‫هوای این بچه‌ها رو داشته باشه؟

406
00:17:50,065 --> 00:17:52,501
‫برای همین باید از خودت هم مراقبت کنی.

407
00:17:53,256 --> 00:17:54,697
‫اصلاً تو امروز چت شده؟

408
00:17:54,721 --> 00:17:57,071
‫تو... معمولاً قاتی داری، ولی امروز...

409
00:17:57,266 --> 00:17:59,810
‫نمی‌دونم. تو خونه مشکل دارم، فکر کنم.

410
00:17:59,879 --> 00:18:01,404
‫اوه... باشه.

411
00:18:01,428 --> 00:18:03,521
‫یه چیز دیگه که من و باربارا یاد گرفتیم هم همینه.

412
00:18:03,545 --> 00:18:05,333
‫مشکلات تو خونه رو... باید...

413
00:18:05,357 --> 00:18:07,210
‫باید بذاری‌شون پشت در و بعد بیای تو.

414
00:18:07,234 --> 00:18:08,795
‫در غیر این صورت، در یه جعبۀ دیگه از...

415
00:18:08,819 --> 00:18:10,162
‫قضایا و مشکلات رو باز می‌کنی.

416
00:18:10,186 --> 00:18:12,274
‫فکر کنم منظورت جعبۀ بلاهاست، نه قضایا.

417
00:18:12,698 --> 00:18:15,033
‫نه، تقریباً مطمئنم جعبۀ قضایاست.

418
00:18:19,551 --> 00:18:22,346
‫ممنون که بهم کمک کردین، خانم هاوارد.

419
00:18:22,501 --> 00:18:24,397
‫حس می‌کنم در ارتباط برقرار کردن، پیشرفت کردم.

420
00:18:25,544 --> 00:18:27,974
‫خب، اگه می‌خوای این کار رو ادامه بدی...

421
00:18:27,998 --> 00:18:30,148
‫گفت‌وگوهای ناخوشایند هم بخشی از کاره...

422
00:18:30,172 --> 00:18:32,363
‫پس باید یاد بگیری که
‫چه‌جوری چیزی که لازمه رو بگی...

423
00:18:32,387 --> 00:18:34,203
‫تا به نتیجه‌ای که می‌خوای برسی.

424
00:18:34,227 --> 00:18:35,798
‫اوهوم.

425
00:18:46,815 --> 00:18:48,167
‫آهای، جیدن، اون آب رو نخور.

426
00:18:48,191 --> 00:18:50,216
‫اون رو نخور. نخور.

427
00:18:50,240 --> 00:18:53,191
‫سلام، الان نمی‌تونم جواب بدم.
‫بعد از این آهنگ خوش‌ضرب پیغام بذارین.

428
00:18:54,540 --> 00:18:56,477
‫♪ طارق‌ام من. ♪

429
00:18:56,501 --> 00:18:59,032
‫سلام، طارق.
‫گوش کن.

430
00:18:59,453 --> 00:19:02,431
‫همین امشب باید جدول دخل و خرج رو چک کنی.

431
00:19:02,590 --> 00:19:05,992
‫نه می‌ذاریش برای بعداً.
‫نه تمرین می‌کنی.

432
00:19:06,016 --> 00:19:07,600
‫همین امشب.

433
00:19:12,257 --> 00:19:13,490
‫- هی.
‫- هی.

434
00:19:13,514 --> 00:19:15,177
‫- هی.
‫- چیزی خوردی؟

435
00:19:15,201 --> 00:19:18,584
‫نه. یکی از آشپزها
‫اون کنسرو هلو رو بهم داد...

436
00:19:18,608 --> 00:19:21,319
‫ولی دربازکن ندارم، پس نه.

437
00:19:21,814 --> 00:19:24,235
‫خب، می‌خوای یه چیزی بخوری؟ با من؟

438
00:19:26,723 --> 00:19:28,331
‫می‌خواستم منتظر دوست‌پسرم بمونم...

439
00:19:28,355 --> 00:19:30,415
‫تا بعد برنامه‌ش غذا بخوریم...

440
00:19:31,142 --> 00:19:33,978
‫ولی... نه.

441
00:19:34,915 --> 00:19:39,336
‫الان گرسنه‌مه پس باید الان غذا بخورم، مگه نه؟

442
00:19:39,664 --> 00:19:41,567
‫فلسفۀ گرسنگی همینه معمولاً، آره.

443
00:19:41,591 --> 00:19:44,260
‫درسته! افراد عادی به‌وقت عادی
‫و درستش غذا می‌خورن.

444
00:19:44,284 --> 00:19:46,625
‫مثل... ساعت 4.

445
00:19:47,466 --> 00:19:49,699
‫آره. هر چی گفتی درست بود.

446
00:19:49,723 --> 00:19:51,833
‫پس بریم غذا بخوریم.

447
00:19:51,857 --> 00:19:54,084
‫بریم. باشه.

448
00:19:54,636 --> 00:19:56,378
‫این کجه.

449
00:19:56,402 --> 00:19:58,344
‫وای خدا. مهم نیست.
‫فردا بهش می‌رسم.

450
00:19:58,368 --> 00:19:59,937
‫نه. درستش می‌کنم.

451
00:20:01,644 --> 00:20:03,229
‫بفرما.

452
00:20:06,773 --> 00:20:08,114
‫- هی، بچه‌‌ها! چه خبرا؟
‫- هی.

453
00:20:08,138 --> 00:20:09,442
‫می‌خوایم بریم یه چیزی بخوریم.

454
00:20:09,466 --> 00:20:11,301
‫چه عالی. منم میام.

455
00:20:11,303 --> 00:20:12,793
‫کارکنان فوق‌العادۀ (بعد از ساعت کاری) مدرسه!

456
00:20:12,794 --> 00:20:14,629
‫«کارکنان فوق‌العادۀ مدرسه.»
‫خوشم اومد.

457
00:20:18,256 --> 00:20:20,344
‫به لامپ‌ها دست زدی، مگه نه، جنین؟

458
00:20:20,677 --> 00:20:22,141
‫آره.

459
00:20:22,376 --> 00:20:24,500
‫خوبه که من سیستم خودم رو دارم.

460
00:20:26,323 --> 00:20:28,379
‫♪ باهات عشق‌بازی می‌کنم... ♪

461
00:20:28,403 --> 00:20:30,344
‫♪ همونطور که تو هم می‌خوای ♪

462
00:20:30,368 --> 00:20:32,563
‫♪ و عزیزم، تمام شب... ♪

463
00:20:32,587 --> 00:20:34,859
‫♪ محکم در آغوشم نگهت می‌دارم ♪

464
00:20:36,005 --> 00:20:39,016
‫ایناهاش. پنج دقیقه زودتر.

465
00:20:39,289 --> 00:20:42,084
‫حالا باید تا کارم شروع می‌شه،
‫سر خودم رو یه‌جوری گرم کنم.

466
00:20:42,290 --> 00:20:44,397
‫شاید برم سینما و برسم نصف یه فیلم رو ببینم.

467
00:20:44,727 --> 00:20:46,744
‫خب، خوشحالم که جوئل اینجاست. ممنون.

468
00:20:46,768 --> 00:20:48,700
‫در واقع من ممنونم.

469
00:20:49,391 --> 00:20:51,685
‫حس خوبیه که می‌دونم
‫معلمی‌ داره که اهمیت می‌ده.

470
00:20:51,802 --> 00:20:53,424
‫فقط کارم رو انجام می‌دم.

471
00:20:53,448 --> 00:20:55,200
‫خب، داری خوب انجامش می‌دی.

472
00:21:06,722 --> 00:21:09,391
‫دستورات رو خوب انجام می‌دی.

473
00:21:11,458 --> 00:21:13,062
‫فقط کارم رو انجام می‌دم.

474
00:21:13,086 --> 00:21:14,966
‫«خب، داری خوب انجامش می‌دی.»

475
00:21:15,528 --> 00:21:16,528
‫ممنون.

476
00:21:16,552 --> 00:21:41,552
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

