1
00:00:01,407 --> 00:00:03,404
‫صـبـح بـخـیـر، خانم هاوارد.

2
00:00:03,409 --> 00:00:05,061
‫می‌خواستم بگم «صبح بخیر».
‫می‌دونم که بهم گفتی...

3
00:00:05,066 --> 00:00:07,537
‫وقتی تو مدرسه نیستیم حروف صدادار رو نکشم.

4
00:00:07,683 --> 00:00:09,779
‫- صبح بخیر، جنین.
‫- صبح بخیر.

5
00:00:10,111 --> 00:00:11,294
‫- خب...
‫- خانم هاوارد؟

6
00:00:12,089 --> 00:00:13,702
‫- بله؟
‫- خانم هاوارد!

7
00:00:13,707 --> 00:00:16,248
‫خودتونین!

8
00:00:16,253 --> 00:00:18,443
‫فکر می‌کردم تا الان بازنشسته شده باشین!

9
00:00:18,552 --> 00:00:20,679
‫برادرزاده‌م رو آوردم مدرسه و...

10
00:00:20,684 --> 00:00:22,569
‫شما همیشه معلم مورد علاقه‌م بودین...

11
00:00:22,574 --> 00:00:23,952
‫و هیچ‌‌‌وقت فرصت نشد به‌خاطر...

12
00:00:23,956 --> 00:00:26,279
‫تمام زحماتی که پیش‌دبستانی
‫برام کشیدین تشکر کنم.

13
00:00:26,284 --> 00:00:29,329
‫وای، عزیزم، لازم نیست
‫برای این ازم تشکر کنی.

14
00:00:29,334 --> 00:00:30,585
‫خودت باعث اینی.

15
00:00:30,590 --> 00:00:32,186
‫معلومه که لازمه ازتون تشکر کنم.

16
00:00:32,191 --> 00:00:34,576
‫قبل از اینکه بیام کلاس شما،
‫همه درموردم می‌گفتن:

17
00:00:34,581 --> 00:00:37,334
‫«از اون‌هاست که باید ازش خیلی مراقبت بشه.»

18
00:00:37,339 --> 00:00:40,300
‫ولی به لطف شما،
‫من دارم از بقیه مراقبت می‌کنم.

19
00:00:41,310 --> 00:00:44,201
‫خب، من خیلی بهت افتخار می‌کنم.

20
00:00:44,733 --> 00:00:46,406
‫راستی حال مادرت چطوره؟

21
00:00:46,407 --> 00:00:47,647
‫خب، پیچیده‌ست...

22
00:00:47,652 --> 00:00:49,654
‫ولی اینکه خانم هاوارد حالش رو پرسیده...

23
00:00:49,659 --> 00:00:51,286
‫براش خیلی ارزش داره.

24
00:00:51,291 --> 00:00:53,793
‫خب، عزیزم،
‫خیلی خوشحال شدم دیدمت...

25
00:00:53,798 --> 00:00:55,756
‫و روز خوبی داشته باشی.

26
00:00:55,761 --> 00:00:57,013
‫- شما هم همینطور، خانم هاوارد.
‫- خیلی خب.

27
00:00:57,017 --> 00:00:58,100
‫- همچنین.
‫- خدا‌‌حافظ.

28
00:00:58,105 --> 00:00:59,856
‫خدا‌‌حافظ.

29
00:01:00,958 --> 00:01:03,756
‫می‌بینی، خانم هاوارد؟
‫واسه همین تدریس می‌کنیم.

30
00:01:03,761 --> 00:01:05,186
‫شکل دادن اون ذهن‌های جوون.

31
00:01:05,191 --> 00:01:07,860
‫ساختن زندگی‌های نو،
‫ایجاد ارتباط‌های این شکلی.

32
00:01:07,865 --> 00:01:09,412
‫- اون...
‫- عزیزم، اصلاً نمی‌دونم...

33
00:01:09,417 --> 00:01:11,294
‫اون مرد جوون کی بود.

34
00:01:11,301 --> 00:01:12,845
‫صبح بخیر.

35
00:01:28,436 --> 00:01:32,651
‫خب، به‌نظر از اون روزهاست
‫که کیف خانم شمنتی کوکه.

36
00:01:32,656 --> 00:01:34,881
‫دقیقاً همینه!
‫جای پارک مورد علاقه‌ام خالی بود...

37
00:01:34,886 --> 00:01:36,858
‫ماکیاتوم دقیقاً باب میل‌مه...

38
00:01:36,863 --> 00:01:38,573
‫و همسایه‌م بالاخره گربه‌‌ش رو پیدا کرد...

39
00:01:38,578 --> 00:01:40,592
‫پس دیگه‌ قرار نیست صدای
‫گریه‌ش رو از اونور دیوار بشنوم.

40
00:01:40,987 --> 00:01:43,114
‫جیکوب، آماده‌ای؟

41
00:01:43,119 --> 00:01:45,121
‫آماده واسه دیروز بود...

42
00:01:45,126 --> 00:01:47,115
‫- امروز از آماده هم آماده‌ترم.
‫- آره.

43
00:01:47,120 --> 00:01:49,030
‫آماده برای چی؟ چه خبره؟

44
00:01:49,035 --> 00:01:50,745
‫یه رسم کوچولو داریم که وقتی...

45
00:01:50,750 --> 00:01:52,585
‫نمرات و نقدهای دوره‌ایِ معلم‌ها میاد...

46
00:01:52,590 --> 00:01:54,092
‫همه دور هم می‌خونیم.

47
00:01:54,097 --> 00:01:56,420
‫نظرات درمورد من همیشه
‫پر از تعریف و تمجیده.

48
00:01:56,425 --> 00:01:57,760
‫برای معلم‌ها هم سایت نقد وجود داره؟

49
00:01:57,765 --> 00:01:59,767
‫آره. می‌خوای کمکت کنم صفحه بسازی؟

50
00:01:59,772 --> 00:02:01,273
‫چون همونطوری که اینجا نوشته...

51
00:02:01,278 --> 00:02:04,342
‫در توضیح دادن مسائل پیچیده لنگه ندارم.

52
00:02:04,347 --> 00:02:06,975
‫نه، ممنون. به‌نظر خیلی بده.

53
00:02:08,278 --> 00:02:09,654
‫وای خدا. یه نظر جدید.

54
00:02:09,659 --> 00:02:10,777
‫خب، باشه.

55
00:02:13,483 --> 00:02:14,631
‫چی شده؟

56
00:02:14,636 --> 00:02:16,155
‫اه... چیزی نیست.

57
00:02:16,160 --> 00:02:18,733
‫یکی بهم نمرۀ 14 داده...

58
00:02:18,738 --> 00:02:21,497
‫که میانگین کلی‎‌‌ام رو پایین میاره...

59
00:02:21,502 --> 00:02:24,128
‫و آبروم رو واسه همیشه لکه‌دار می‌‌کنه...

60
00:02:24,129 --> 00:02:26,092
‫می‌دونی؟ یعنی انگار...
‫البته چیز مهمی نیست.

61
00:02:26,097 --> 00:02:27,819
‫خب، اگه رسم‌ها همیشه آسون بودن‌...

62
00:02:27,824 --> 00:02:29,034
‫همه واسه خودشون رسم و رسوم داشتن.

63
00:02:29,039 --> 00:02:30,537
‫همه دارن.

64
00:02:30,725 --> 00:02:32,873
‫«معلم خوبی است، اما...

65
00:02:32,878 --> 00:02:35,631
‫در مقایسه با دیگر معلم دوم ابتدایی ابت،
‫کم‌تجربه ا‌‌ست.

66
00:02:35,636 --> 00:02:38,999
‫هی، من رو گفته.
‫دیگر معلم کلاس دوم ابت منم.

67
00:02:39,249 --> 00:02:40,642
‫خیلی هم بد نیست.

68
00:02:40,647 --> 00:02:41,843
‫یکی درمورد من انقدر بد نوشته بود که...

69
00:02:41,847 --> 00:02:43,725
‫سرپرست منطقه اومد
‫خونۀ من که ببینه حالم خوبه یا نه.

70
00:02:43,729 --> 00:02:46,190
‫آره، خب اون توئی،
‫کسی درمورد من نقد بد نمی‌نویسه.

71
00:02:46,195 --> 00:02:47,696
‫حالا نوشتن.

72
00:02:47,701 --> 00:02:49,358
‫دختر، لطفاً بس کن.

73
00:02:49,363 --> 00:02:50,937
‫کاری می‌کنی طوری بخندم
‫که قهوه‎م از دماغم بزنه بیرون.

74
00:02:50,941 --> 00:02:53,610
‫خیلی خب، ببین، به این توجه کنن.
‫چهار تا نقد تو یه سایت که ضعیف طراحی شده...

75
00:02:53,615 --> 00:02:55,285
‫مشخص نمی‌کنن که چه‌‌جور معلمی ‌هستی.

76
00:02:55,289 --> 00:02:57,166
‫آره، نه، نه. فقط باورم نمی‌شه...

77
00:02:57,171 --> 00:02:59,858
‫که کل دنیا می‌تونن بخونن
‫من معلم بدی‌ام.

78
00:02:59,863 --> 00:03:02,303
‫هی، بچه، گوش کن. اینکه آدم...

79
00:03:02,308 --> 00:03:04,076
‫جای پیشرفت داشته باشه، هیچ ایرادی نداره.

80
00:03:04,081 --> 00:03:05,694
‫از من بشنو...

81
00:03:05,699 --> 00:03:08,377
‫از معلم بهتر و باتجربه‌تر مدرسۀ ابت.

82
00:03:10,753 --> 00:03:13,545
‫ملیسا سربه‌سر می‌ذاره. اهل شوخیه.

83
00:03:13,807 --> 00:03:15,517
‫می‌دونین؟ خوبم بلده.

84
00:03:15,610 --> 00:03:18,404
‫اینم یه چیز دیگه‌ که از من بهتر بلده...

85
00:03:18,409 --> 00:03:20,350
‫با توجه به نقدها و نظرات.

86
00:03:20,980 --> 00:03:23,691
‫واسه خودش یک‌‌پا کمدینه.

87
00:03:25,312 --> 00:03:27,731
‫هی، مرد. می‌تونی بگی
‫صندوق‌های پست کجان؟

88
00:03:27,736 --> 00:03:29,447
‫- بهت نشون می‌دم.
‫- نه، بگی کافیه‌ها.

89
00:03:29,451 --> 00:03:31,453
‫نه، نه، مشکلی نیست.
‫می‌تونیم با هم راه بریم.

90
00:03:31,458 --> 00:03:34,044
‫حالا که حرف از نامه شد،
‫می‌تونیم درمورد اداره پست صحبت کنیم؟

91
00:03:34,049 --> 00:03:36,093
‫شنیدی می‌شه خودت زمان
‫تحویل نامه رو انتخاب کنی؟

92
00:03:36,098 --> 00:03:38,915
‫چه خبر، بچه سوسول موفرفری و اتو کشیده؟

93
00:03:39,553 --> 00:03:41,251
‫صبح تو هم بخیر، رحیم.

94
00:03:41,256 --> 00:03:42,748
‫اجازه می‌دی اینجوری باهات صحبت کنن؟

95
00:03:42,749 --> 00:03:45,126
‫خب، اگه غیر اینه بگو،
‫ولی من و این پسر‌ها با متلک پروندن...

96
00:03:45,127 --> 00:03:47,201
‫داریم با همدیگه صمیمی می‌شیم.

97
00:03:47,206 --> 00:03:48,416
‫بهش کباب کردن هم می‌گن.

98
00:03:48,421 --> 00:03:50,589
‫جزغاله کردن یا سوزوندن هم می‌گن.

99
00:03:50,594 --> 00:03:52,805
‫چقدر اصطلاحات آشپزی.

100
00:03:52,810 --> 00:03:54,506
‫ببین، مرد، من اهل بالتیمورم، خب؟

101
00:03:54,511 --> 00:03:55,874
‫فقط این رو می‌دونم که
‫اگه کسی ضایعت می‌کنه...

102
00:03:55,878 --> 00:03:57,379
‫تو هم باید ضایعش کنی.

103
00:03:57,467 --> 00:03:58,764
‫زمان ما معلم‌هامون ما رو ضایع می‌کردن.

104
00:03:58,769 --> 00:04:00,771
‫اگه نمی‌کردن، ما هم به
‫اون‌ها احترام نمی‌ذاشتیم.

105
00:04:00,776 --> 00:04:01,902
‫تو رو دلقک خودشون کردن.

106
00:04:01,907 --> 00:04:04,061
‫معلومه که منو دلقک گیر آوردن، خب؟

107
00:04:04,341 --> 00:04:06,635
‫- من ضایع کردن بلد نیستم.
‫- خیلی هم سخت نیست.

108
00:04:06,640 --> 00:04:09,280
‫فقط باید از چیزهایی که
‫خو‌‌د آدم‌ها دارن استفاده کنی، مثلاً...

109
00:04:09,835 --> 00:04:12,463
‫اینو نگاه، مثل بچه‌‎ها جلیقۀ بافتنی پوشیده.

110
00:04:12,468 --> 00:04:14,636
‫ساده ولی توهین‌آمیز.

111
00:04:14,641 --> 00:04:16,858
‫- اوهوم.
‫- باشه. ممنون.

112
00:04:16,863 --> 00:04:19,032
‫فکر می‌‌کرم باید پیچیده‌تر از اینا باشه.

113
00:04:19,037 --> 00:04:20,580
‫وقتی دین مارتین آدم‌های معروف رو ضایع می‌کرد...

114
00:04:20,585 --> 00:04:22,420
‫صندوق پست‌ها کجان؟

115
00:04:22,425 --> 00:04:24,373
‫آهان، آره. بیا.

116
00:04:25,093 --> 00:04:26,783
‫باشه، وقت حضور و غیابه.

117
00:04:26,788 --> 00:04:29,999
‫پس اگه اینجا نیستین دست‌تون رو بلند کنین.

118
00:04:31,876 --> 00:04:34,129
‫خب، پس نیکول غایبه.

119
00:04:35,191 --> 00:04:37,110
‫جنین، بیا دفتر من.

120
00:04:37,116 --> 00:04:38,842
‫- اوووه!
‫- اوووه!

121
00:04:38,847 --> 00:04:40,865
‫خیلی خب، همگی آروم باشین.

122
00:04:40,870 --> 00:04:44,428
‫خیلی خب، هر کسی که اینجا نیست
‫لطفاً بچۀ خوبی باشه، خب؟

123
00:04:44,433 --> 00:04:45,642
‫زود برمی‌گردم.

124
00:04:45,647 --> 00:04:47,983
‫اوهوم، زود برمی‌گرده.

125
00:04:48,539 --> 00:04:50,498
‫می‌تونه منو ببینه؟

126
00:04:52,662 --> 00:04:54,122
‫سلام، دختر.

127
00:04:54,127 --> 00:04:55,462
‫سلام، ایوا.

128
00:04:55,554 --> 00:04:57,140
‫می‌دونی که من نباید کلاسم رو این‌جوری...

129
00:04:57,144 --> 00:04:59,381
‫- بدون مراقب ول کنم، نه؟
‫- پنج دقیقه‌ست.

130
00:04:59,386 --> 00:05:01,264
‫مگه تو پنج دقیقه چه اتفاقی می‌تونه بیفته؟

131
00:05:01,268 --> 00:05:03,603
‫راستش خیلی چیزا ممکنه اتفاق بیفته.

132
00:05:03,608 --> 00:05:05,902
‫اگه تو میگی باشه. به هر حال
‫یکی از شاگردهای ملیسا...

133
00:05:05,907 --> 00:05:07,686
‫به کلاس تو منتقل می‌شه.

134
00:05:07,691 --> 00:05:09,567
‫واقعاً؟ چرا؟

135
00:05:09,572 --> 00:05:11,500
‫دختر، من چه‌‌می‌دونم.
‫هر روز کلی اتفاق می‌‌افته.

136
00:05:11,505 --> 00:05:13,295
‫شاید می‌خواد به
‫دستشویی نزد‌‌یک‌‌تر باشه.

137
00:05:13,300 --> 00:05:14,969
‫شاید از تو بیشتر خوشش میاد.

138
00:05:14,974 --> 00:05:18,221
‫شاید با یکی از همکلاسی‌هاش مثل ماجرای
‫«میک میل» و «دریک» کل‌کل‌شون شده.

139
00:05:18,222 --> 00:05:18,649
‫نمی‌دونم.

140
00:05:18,653 --> 00:05:20,201
‫شاید از من بیشتر خوشش میاد.

141
00:05:20,206 --> 00:05:21,959
‫اگه واقعاً می‌خوای بدونی،
‫باید پرونده‌ش رو بخونی.

142
00:05:21,963 --> 00:05:23,840
‫به‌‌ترتیب جذابیت باباهاشون
‫پرونده‌ها رو مرتب کردم.

143
00:05:23,845 --> 00:05:26,885
‫اسمش «کورتنی پیرس»‌ـه
‫و باباش ناجور خوبه.

144
00:05:26,890 --> 00:05:28,892
‫نه، لازم نیست.

145
00:05:28,897 --> 00:05:30,231
‫من دوست ندارم پرونده‌ها رو بخونم.

146
00:05:30,232 --> 00:05:31,787
‫دوست دارم هیچ پیش‌فرضی نداشته باشم...

147
00:05:31,792 --> 00:05:33,436
‫تا بتونم واقعاً خود بچه‌‌ها رو بشناسم.

148
00:05:33,448 --> 00:05:36,410
‫اینکه آمادگی قبلی نمی‌خوای رو
‫خواستی شیرینش کنی.

149
00:05:36,588 --> 00:05:38,381
‫تو این فکرم که ملیسا چطوره.

150
00:05:38,386 --> 00:05:40,555
‫امیدوارم این موضوع خیلی اذیتش نکنه.

151
00:05:40,659 --> 00:05:42,327
‫همین الان ببین چطوره.

152
00:05:42,733 --> 00:05:44,895
‫ملیسا، جنین داره میاد پیشت.

153
00:05:45,247 --> 00:05:47,208
‫می‌دونی که از همۀ بلندگوها پخش می‌‌شه...

154
00:05:47,212 --> 00:05:49,200
‫نه فقط یه کلاس خاص، مگه نه؟

155
00:05:49,205 --> 00:05:50,498
‫گفتم تو راهی.

156
00:05:53,356 --> 00:05:54,876
‫شبیه ران ویزلی می‌مونی...

157
00:05:54,881 --> 00:05:56,551
‫البته اگه متخصص مخ‌زنی بود.

158
00:05:57,121 --> 00:06:00,113
‫انقدر خسته‌کننده‌ست آدم خوابش می‌گیره.

159
00:06:01,935 --> 00:06:04,270
‫خب، تو رو نگاه...

160
00:06:04,275 --> 00:06:06,277
‫یه پسربچه با...

161
00:06:06,282 --> 00:06:08,576
‫پیراهن آبی و شلوار کرم.

162
00:06:10,767 --> 00:06:12,936
‫با اون کفش‌های سفید براق...

163
00:06:12,941 --> 00:06:15,777
‫که بند‌هاش رو مثل پاپیون گره زدی.

164
00:06:15,782 --> 00:06:19,692
‫آره، اصلاً امکان نداره اتفاقی از پات دربیان.

165
00:06:20,554 --> 00:06:22,473
‫آقای خون‌آشام ترسناک...

166
00:06:22,478 --> 00:06:24,855
‫این حرف‌‎تون واقعاً ناراحتم کرد.

167
00:06:28,519 --> 00:06:30,481
‫رحیم، من... معذرت می‌خوام.

168
00:06:30,486 --> 00:06:31,779
‫بایدم بخوای.

169
00:06:31,784 --> 00:06:33,888
‫با اون دهنت که شبیه دهن
‫خون‌آشام‌های فیلم ‌گرگ و میش‌ـه!

170
00:06:33,973 --> 00:06:35,786
‫ضایع شد!

171
00:06:35,791 --> 00:06:38,377
‫همه‌مون همین رو می‌پوشیم.
‫لباس فرمه.

172
00:06:38,382 --> 00:06:40,231
‫اصلاً خوب دقت نمی‌کنی، دادا.

173
00:06:41,407 --> 00:06:43,826
‫می‌گن سال اول تدریس سخت‌‌ترین ساله.

174
00:06:43,831 --> 00:06:45,465
‫ولی...

175
00:06:46,528 --> 00:06:48,106
‫پس سال دوم چی؟

176
00:06:48,111 --> 00:06:50,942
‫- 1 دلار کم کنیم می‌‌شه...
‫- هی، ملیسا.

177
00:06:50,947 --> 00:06:54,328
‫ببخشید. می‌دونم که با ایوا صحبت کردی،
‫الان این یه‌کم ناجوره.

178
00:06:54,333 --> 00:06:56,127
‫چرا باید ناجور باشه؟

179
00:06:56,132 --> 00:06:59,552
‫اوه، همین که شاگردت من رو ترجیح می‌ده.

180
00:06:59,597 --> 00:07:01,974
‫اوه، آره، نه. اصلاً هم ناجور نیست. فقط...

181
00:07:01,979 --> 00:07:04,024
‫قبل اینکه ببریش کلاس خودت
‫یه چند تا چیز درمورد...

182
00:07:04,028 --> 00:07:05,900
‫- کورتنی هست که باید بدونی.
‫- می‌دونم تجربۀ تو...

183
00:07:05,904 --> 00:07:07,078
‫از من بیشتره.

184
00:07:07,083 --> 00:07:09,336
‫ولی این انتقال یه‌جورایی ثابت می‌کنه...

185
00:07:09,341 --> 00:07:11,218
‫کلاس من یه ویژگی خاصی داره...

186
00:07:11,223 --> 00:07:13,777
‫که باعث شده بچه‌‌ها درموردش با هم حرف بزنن.

187
00:07:14,878 --> 00:07:16,852
‫کورتنی، بیا اینجا، عزیزم.

188
00:07:18,725 --> 00:07:20,570
‫وقتشه که با معلم جدید...

189
00:07:20,575 --> 00:07:23,578
‫و خیلی با اعتمادبه‌نفست
‫که خانم تیگز باشه، بری.

190
00:07:23,583 --> 00:07:25,719
‫خب دیگه برو وسایلت رو بیار.

191
00:07:26,176 --> 00:07:27,886
‫من بین معلم‌‎‌ها «آلن آیورسون»‌ام...

192
00:07:27,891 --> 00:07:30,310
‫و تو هم اون یارویی که از روش رد شد.

193
00:07:30,315 --> 00:07:32,567
‫«تایرون لو» رو می‌گی که
‫سه تا قهرمانی ان‌بی‌ای داره؟

194
00:07:32,572 --> 00:07:34,366
‫- اون یارو؟
‫- آره، تو بسکتبال حالیته...

195
00:07:34,371 --> 00:07:36,539
‫ولی حرف من اینه که...

196
00:07:36,544 --> 00:07:38,195
‫شاید من معلم بدی نیستم...

197
00:07:38,255 --> 00:07:40,055
‫شاید تو معلم بدی هستی.

198
00:07:40,539 --> 00:07:42,374
‫باشه.

199
00:07:42,379 --> 00:07:44,258
‫کورتنی...

200
00:07:44,263 --> 00:07:47,266
‫می‌خوام با خانم تیگز بری...

201
00:07:47,271 --> 00:07:49,899
‫خود فوق‌العاده‌ت باشی، خب؟
‫شک ندارم...

202
00:07:49,904 --> 00:07:52,907
‫تو کلاسش خیلی بهت خوش می‌گذره.

203
00:07:52,912 --> 00:07:54,461
‫خیلی خب.

204
00:07:55,058 --> 00:07:56,810
‫خوش بگذره.

205
00:07:58,497 --> 00:08:00,547
‫خیلی خب.

206
00:08:00,582 --> 00:08:03,961
‫نگاشون کن که چه منظم
‫و باادب سر جاشون نشستن.

207
00:08:03,966 --> 00:08:06,385
‫دارین خوب رفتار کردن رو به دانش‌‎آموز
‫جدید کلاس‌مون نشون می‌دین.

208
00:08:06,390 --> 00:08:07,641
‫سلام، من جنین هستم.

209
00:08:07,646 --> 00:08:09,344
‫- سلام، جنین.
‫- سلام، جنین.

210
00:08:09,349 --> 00:08:11,684
‫اوه، نه. اون جنین نیست. اسمش...

211
00:08:11,689 --> 00:08:13,383
‫من جنین تیگز هستم.

212
00:08:13,395 --> 00:08:15,133
‫- سلام، جنین تیگز!
‫- سلام، جنین تیگز!

213
00:08:15,138 --> 00:08:16,723
‫اسمش جنین نیست.

214
00:08:16,728 --> 00:08:18,109
‫چرا، هست.

215
00:08:18,509 --> 00:08:20,052
‫کورتنی؟

216
00:08:20,349 --> 00:08:22,643
‫یکی از اذیت‌کن‌ترین
‫شاگردهایی که تا حالا داشتم.

217
00:08:22,648 --> 00:08:24,688
‫جنین رو زنده‌‌زنده ‌می‌‌خوره.

218
00:08:25,705 --> 00:08:28,541
‫خب، همه، لطفاً برای
‫خوندن سوگند وفاداری بایستین.

219
00:08:28,546 --> 00:08:31,391
‫به جز اندرو که نسبت‌به
‫ملت‌گرایی موضع گرفته و...

220
00:08:31,396 --> 00:08:33,315
‫داره مخالفتش رو نشون می‌‌ده.

221
00:08:33,477 --> 00:08:37,147
‫خیلی خب. بقیه؟ من...

222
00:08:37,152 --> 00:08:39,875
‫من با پرچم...

223
00:08:39,880 --> 00:08:42,578
‫ایالات متحده کورتنی بیعت می‌‌کنم.

224
00:08:42,583 --> 00:08:46,504
‫و با کورتنی‌ای(جمهوری) که
‫در آن ایستاده‌ام بیعت می‌‌کنم...

225
00:08:46,509 --> 00:08:51,031
‫یک ملت در پناه کورتنی(خدا)، غیرقابل تقسیم...

226
00:08:51,036 --> 00:08:54,777
‫با کورتنی(آزادی) و کورتنی(عدالت) برای همه.

227
00:08:56,841 --> 00:08:59,445
‫درسته. آفرین.

228
00:08:59,450 --> 00:09:01,531
‫درسته. آفرین.

229
00:09:01,536 --> 00:09:03,329
‫کورتنی، برگرد سر میزت.

230
00:09:03,334 --> 00:09:04,919
‫ولی تمو‌‌م کارهام رو تمو‌‌م کردم.

231
00:09:04,924 --> 00:09:06,050
‫برو.

232
00:09:06,890 --> 00:09:08,648
‫[بوگندو صدام کنین]

233
00:09:08,879 --> 00:09:11,674
‫کلمه بعدی‌تون «صاف»ـه. برین، برین، برین.

234
00:09:15,233 --> 00:09:16,727
‫تموم!

235
00:09:18,073 --> 00:09:20,576
‫- «یاغی»؟
‫- «سرکش» قشنگ‌تره.

236
00:09:23,989 --> 00:09:25,448
‫کورتنی؟

237
00:09:25,464 --> 00:09:27,633
‫کورتنی، خواهش می‌کنم، نکن.

238
00:09:27,653 --> 00:09:29,453
‫کورتنی. فقط...

239
00:09:30,420 --> 00:09:32,297
‫سلام. باهام کار داری؟

240
00:09:32,302 --> 00:09:34,971
‫آره، فقط اومدم ببینم اوضاع کورتنی چطوره.

241
00:09:34,976 --> 00:09:37,807
‫آهان، آره، به‌‌سرعت داره پیشرفت می‌‎کنه.

242
00:09:37,812 --> 00:09:39,522
‫کل کلاس دارن پیشرفت می‌‌کنن.

243
00:09:39,523 --> 00:09:42,316
‫اون قطعۀ گم‌شدۀ پازل یادگیری ما بود.

244
00:09:42,317 --> 00:09:43,692
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

245
00:09:43,693 --> 00:09:45,758
‫تعجب می‌کنم هیچ مشکلی نداری.

246
00:09:45,763 --> 00:09:47,265
‫واسه من یکی دو ماه طول کشید تا...

247
00:09:47,269 --> 00:09:48,979
‫بفهمم چه‌جوری کنترلش کنم
‫که کلاس رو به‌‌هم نریزه.

248
00:09:48,984 --> 00:09:50,778
‫حالا تو رو ببین، تو چند ساعت راهش رو پیدا کردی.

249
00:09:50,783 --> 00:09:52,326
‫پس فکر کنم...

250
00:09:52,331 --> 00:09:54,039
‫واقعاً تو معلم بهتری هستی.

251
00:10:00,497 --> 00:10:02,719
‫دارم درمورد جاذبه درس می‌‌دم.

252
00:10:03,807 --> 00:10:05,367
‫یه راز کوچولو بهتون بگم...

253
00:10:05,372 --> 00:10:06,958
‫کورتنی واسه اینکه من نمی‌تونستم...

254
00:10:06,962 --> 00:10:08,672
‫از پسش بربیام از کلاسم نرفت.

255
00:10:08,677 --> 00:10:10,227
‫پدر و مادرش رو راضی کرد
‫که کلاسش رو عوض کنن...

256
00:10:10,232 --> 00:10:12,984
‫چون من دیگه تمام کلک‌هاش رو یاد گرفته بودم.

257
00:10:13,455 --> 00:10:15,040
‫بیشترشون رو.

258
00:10:15,297 --> 00:10:17,924
‫هیچ‌کس نمی‌تونست سر دربیاره
‫قراره با ماکارونی چی کار کنه.

259
00:10:17,929 --> 00:10:19,806
‫پس گفتم: «جایی که می‌خوای بری نمی‌برمت.

260
00:10:19,811 --> 00:10:21,980
‫قراره که برسونمت به فرودگاهِ
‫زندگی که برات درس عبرت بشه.»

261
00:10:21,985 --> 00:10:24,063
‫خوب نشونش دادی.

262
00:10:24,085 --> 00:10:25,897
‫هی، خانم‌ها. ببخشید که حرف‌تون رو قطع می‌کنم.

263
00:10:25,902 --> 00:10:27,086
‫گفتی که...

264
00:10:27,091 --> 00:10:28,926
‫کورتنی پیرس پرونده داره؟

265
00:10:28,931 --> 00:10:31,599
‫از شکلات اسنیکر کلفت‌تره.
‫از ماشین شورولت سنگین‌تر.

266
00:10:32,779 --> 00:10:34,664
‫با کورتنی به مشکل خوردی؟

267
00:10:34,669 --> 00:10:36,170
‫نمی‌‎شه گفت...

268
00:10:36,447 --> 00:10:37,826
‫کمک لازم داره.

269
00:10:37,831 --> 00:10:39,852
‫نگاش کن. با اون
‫قیافۀ «کمک لازم دارم».

270
00:10:39,857 --> 00:10:42,109
‫خیلی خب، این قیافۀ «کمک لازم دارم» نیست.

271
00:10:42,114 --> 00:10:44,408
‫این قیافۀ «همه‌‌چی تحت کنترل‌»‍ـه...

272
00:10:44,413 --> 00:10:46,668
‫اینم دستش و اینم پاش...

273
00:10:46,673 --> 00:10:49,675
‫چه خوب، چون من نمی‌تونم کمکت بکنم.

274
00:10:49,676 --> 00:10:52,703
‫من و ایوا درمورد اینکه می‌تونی تو مسئلۀ...

275
00:10:52,708 --> 00:10:55,878
‫کورتنی موفق بشی یا نه یه شرط کوچیک بستیم...

276
00:10:55,883 --> 00:10:57,547
‫و نمی‌خوام روی نتیجه تأثیر بذارم.

277
00:10:57,552 --> 00:10:59,679
‫وایسا، وایسا، روی من شرط‌‌بندی کردین؟

278
00:10:59,684 --> 00:11:01,186
‫خب، آره.

279
00:11:01,191 --> 00:11:03,026
‫دارین از عملکرد من به‌‌‌عنوان معلم واسه...

280
00:11:03,031 --> 00:11:04,313
‫سرگرمی استفاده می‌‌کنین؟

281
00:11:05,061 --> 00:11:06,729
‫- اوهوم.
‫- باشه، بسه دیگه.

282
00:11:06,734 --> 00:11:08,810
‫می‌دونین چیه؟ من
‫پول همه رو می‌گیرم.

283
00:11:09,857 --> 00:11:11,984
‫جنین، می‌دونی که...

284
00:11:11,989 --> 00:11:15,242
‫شرط‌‌بندی این شکلی نیست، درسته؟

285
00:11:16,643 --> 00:11:19,312
‫ایوا، باید اون پرونده رو ببینم.

286
00:11:19,317 --> 00:11:21,653
‫باشه. لازم نیست
‫انقدر سفت و سخت بگی.

287
00:11:21,658 --> 00:11:23,327
‫هیچ‌کس جلوت رو نگرفته که پرونده رو ببینی.

288
00:11:23,331 --> 00:11:24,711
‫دیروز خودم بهت گفتم ببین.

289
00:11:24,716 --> 00:11:26,289
‫راحت برو تو دفتر و نگاه کن.

290
00:11:27,055 --> 00:11:28,423
‫باشه.

291
00:11:32,723 --> 00:11:34,058
‫هی، اوضاع چطوره؟

292
00:11:34,063 --> 00:11:35,648
‫اوضاع... آره.

293
00:11:43,734 --> 00:11:45,999
‫[نمرۀ پاتریک، پدر کورتنی: 9 از 10]

294
00:11:51,290 --> 00:11:53,626
‫«جنگ روانی؟»

295
00:11:53,703 --> 00:11:56,497
‫«در آینده می‌تونه رهبر فرقۀ خوبی بشه.

296
00:11:56,513 --> 00:11:58,223
‫ملیسا شمنتی.»

297
00:11:58,228 --> 00:12:02,232
‫خب، پروندۀ کورتنی رو پیدا کردم،
‫و خیلی قابل توجهه.

298
00:12:02,237 --> 00:12:04,865
‫باورم نمی‌شه ملیسا
‫هیچ‌کد‌‌وم از اینا رو بهم نگفت.

299
00:12:04,870 --> 00:12:07,748
‫ولی حالا که اطلاع دارم،
‫می‌تونم از پسش بربیام.

300
00:12:07,921 --> 00:12:09,658
‫من فقط باید یه‌جوری به کورتنی برسونم که...

301
00:12:09,662 --> 00:12:12,063
‫- [بخش دوم پرونده]
‫- این رفتار درست نیست.

302
00:12:12,271 --> 00:12:15,441
‫شرط می‌بندم هیچ‌کس سعی نکرده
‫درست باهاش صحبت کنه، متوجهین؟

303
00:12:15,637 --> 00:12:17,431
‫خودش رو با شرایط کورتنی وفق بده.

304
00:12:22,217 --> 00:12:23,680
‫آب‌میوه؟

305
00:12:24,737 --> 00:12:26,614
‫آب سیب؟ خدایی؟

306
00:12:27,664 --> 00:12:29,946
‫خب. ام...

307
00:12:30,242 --> 00:12:33,036
‫کورتنی، می‌دونستی مرکز عاطفی...

308
00:12:33,041 --> 00:12:36,277
‫در واقع تو قلب نیست، بلکه تو مغزه؟

309
00:12:36,282 --> 00:12:37,908
‫- بی‌خیال.
‫- هی، هی، هی، هی.

310
00:12:37,909 --> 00:12:39,961
‫باشه. بشین. وایسا. خیلی خب.

311
00:12:41,003 --> 00:12:42,909
‫تو ذاتاً رهبری، کورتنی.

312
00:12:42,914 --> 00:12:44,331
‫و شاید این چیزیه...

313
00:12:44,332 --> 00:12:46,333
‫که بقیۀ معلم‌هات درموردت نفهمیدن...

314
00:12:46,334 --> 00:12:47,899
‫ولی من می‌فهمم.

315
00:12:47,904 --> 00:12:51,287
‫می‌دونم وقتی بند کفش
‫همکلاسی‌هات رو به‌هم گره می‌‌زنی...

316
00:12:51,292 --> 00:12:53,110
‫و بهشون می‌گی برقصن...

317
00:12:53,115 --> 00:12:55,242
‫فقط دنبال اینی که قبولت داشته باشن.

318
00:12:55,247 --> 00:12:58,469
‫و کورتنی، من تو رو قبول دارم.

319
00:12:58,659 --> 00:13:01,511
‫کنار هم می‌‌شینیم، شاید هم یه پازل حل کردیم...

320
00:13:01,516 --> 00:13:03,742
‫شرط می‌بندم به اندازۀ من عاشق پازلی...

321
00:13:04,219 --> 00:13:08,432
‫و در کنار هم با اون احساسات رو‌به‌رو می‌‌شیم.

322
00:13:08,510 --> 00:13:10,011
‫باشه.

323
00:13:10,216 --> 00:13:11,518
‫باشه.

324
00:13:21,136 --> 00:13:22,888
‫اصلاً چی بگم...

325
00:13:25,931 --> 00:13:28,266
‫سعی کردم باهاش ارتباط بگیرم،
‫می‌دونین؟ نشوندمش باهاش حرف زدم.

326
00:13:28,271 --> 00:13:29,606
‫چون وقتی همه‌چی رو درنظر بگیریم...

327
00:13:29,611 --> 00:13:31,112
‫می‌فهمیم که تدریس
‫در واقع همون ارتباط برقرار کردنه...

328
00:13:31,117 --> 00:13:32,657
‫و این اصولیه که من باهاش زندگی می‌کنم.

329
00:13:32,923 --> 00:13:34,378
‫نمی‌خوام مقایسه کنم، ولی...

330
00:13:34,382 --> 00:13:35,852
‫باربارا...

331
00:13:35,857 --> 00:13:38,527
‫تا حالا شاگردهات ضایعت کردن؟

332
00:13:38,532 --> 00:13:40,075
‫اولاً که 5 سال‌شونه.

333
00:13:40,080 --> 00:13:42,207
‫دوماً، بهم احترام می‌ذارن.

334
00:13:42,212 --> 00:13:44,999
‫سوماً، واسه ضایع کردنم چی دارن که بگن؟

335
00:13:47,257 --> 00:13:50,235
‫باید حرف بزنم.
‫با یه رفیق.

336
00:13:51,200 --> 00:13:53,272
‫می‌دونی بعضی‌‌‌وقتا که
‫سگ دنبال آدم می‌کنه...

337
00:13:53,276 --> 00:13:54,610
‫و نمی‌شه فهمید که داره بازی می‌کنه...

338
00:13:54,611 --> 00:13:56,695
‫- یا می‌خواد گاز بگیره؟
‫- نه.

339
00:13:56,696 --> 00:13:58,739
‫ولی در عین حال آدم نمی‌خواد
‫از فرار کردن دست برداره...

340
00:13:58,740 --> 00:14:01,125
‫چون اگه سگه در حال بازی نباشه،
‫آدم رو گاز می‌‌گیره؟

341
00:14:01,130 --> 00:14:03,007
‫ببین، سعی کردم شاگردهام رو ضایع کنم...

342
00:14:03,012 --> 00:14:04,346
‫ولی جواب نداد.

343
00:14:04,351 --> 00:14:07,479
‫خیلی بدتر شد و با جزئیات بیشتر ضایعم کردن.

344
00:14:07,484 --> 00:14:08,903
‫بی‌خیال. حالا دیگه انقدرم بد نبوده.

345
00:14:08,907 --> 00:14:12,036
‫بهم گفتن شبیه «پیت بودجج» می‌مونم
‫که «هافینگتن پست» می‌خونه و همجنس‌گراست...

346
00:14:12,041 --> 00:14:14,668
‫که حرف تکراری و توهین‌آمیزیه.

347
00:14:14,839 --> 00:14:16,465
‫فکر کن بعد اینکه آریانا از
‫هافینگتن پست اومد بیرون...

348
00:14:16,466 --> 00:14:17,703
‫من یه کلمه از اخبارشون رو بخونم.

349
00:14:17,708 --> 00:14:19,361
‫شاید بهتره باشه باخت رو
‫تو این مسئله قبول کنی، مرد.

350
00:14:19,365 --> 00:14:21,368
‫منظورم اینه که نمی‌‌شه تو بازی خودشون ببری‌شون.

351
00:14:21,372 --> 00:14:23,555
‫مثل اینه که اون‌ها بخوان تو بازی...

352
00:14:24,244 --> 00:14:26,443
‫سیاه‌چال‌ و اژدها‌ تو رو به چالش بکشن.

353
00:14:27,234 --> 00:14:28,861
‫آره، ولی توی اون بازی نمی‌شه
‫کسی رو به چالش کشید.

354
00:14:28,865 --> 00:14:30,660
‫بیشتر یه بازی مشارکتیه که هدفش...

355
00:14:30,664 --> 00:14:32,666
‫به جای برنده شدن،
‫داشتن یه تجربۀ مشترکه.

356
00:14:34,428 --> 00:14:38,181
‫مرسی، مرد اهل رفیق فابریک بودن.

357
00:14:42,390 --> 00:14:43,725
‫همه‌چی روبه‌‌راهه؟

358
00:14:43,730 --> 00:14:45,406
‫اوه، خودت بگو.

359
00:14:45,411 --> 00:14:47,580
‫اونجا یکی یه‌کم خوابش گرفته.

360
00:14:48,704 --> 00:14:50,205
‫می‌خوای بدونی وقتی یه بچه...

361
00:14:50,210 --> 00:14:52,504
‫تو کلاس من خوابش می‌‌بره چی‌کار می‌‌کنم؟

362
00:14:52,509 --> 00:14:54,053
‫- باشه.
‫- هیچی...

363
00:14:54,058 --> 00:14:55,498
‫چون هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته.

364
00:14:55,542 --> 00:14:56,918
‫بچه‌‌هام رو سرگرم نگه می‌‌دارم.

365
00:14:56,923 --> 00:14:58,465
‫به هر حال، یه لحظه وقت داری...

366
00:14:58,466 --> 00:15:00,885
‫در‌‌مور‌‌د کورتنی یه چیزی بهت نشون بدم؟

367
00:15:02,929 --> 00:15:04,471
‫خیلی خب، عقاب کوچولوهای من.

368
00:15:04,472 --> 00:15:06,883
‫زمان ساکت بودن رو یه‌کم
‫زودتر شروع ‌می‌کنیم، باشه؟

369
00:15:06,888 --> 00:15:09,056
‫بله، خانم شمنتی.

370
00:15:09,061 --> 00:15:10,875
‫مطمئنم از کلاس نکشیدیم بیرون...

371
00:15:10,880 --> 00:15:12,089
‫تا فقط بتونی پز بدی.

372
00:15:12,094 --> 00:15:13,762
‫نه، معلومه که نه.

373
00:15:17,555 --> 00:15:19,696
‫کورتنی داره بهمون یه کلمۀ جدید یاد می‌ده.

374
00:15:22,474 --> 00:15:25,117
‫[ـــ ‌لق پازل‌ها]

375
00:15:25,224 --> 00:15:26,768
‫کورتنی!

376
00:15:27,828 --> 00:15:29,538
‫نگاه نکنین.

377
00:15:33,001 --> 00:15:34,500
‫خیلی خب، بچه‌‌ها، واسه یه مدت کوتاه...

378
00:15:34,505 --> 00:15:36,626
‫می‌ریم کلاس خانم شمنتی...

379
00:15:36,631 --> 00:15:38,907
‫تا آقای جانسون تخته رو تمیز ‌کنه...

380
00:15:38,912 --> 00:15:42,124
‫چون با اینکه ماژیک پاک‌شو داشتیم...

381
00:15:42,129 --> 00:15:44,250
‫کورتنی از ماژیک دائمی استفاده کرده.

382
00:15:44,374 --> 00:15:46,042
‫البته خودش خبر داشت.

383
00:15:46,047 --> 00:15:47,257
‫می‌دونست.

384
00:15:47,262 --> 00:15:48,888
‫شنیدم که یه شرط‌‌بندی در جریانه.

385
00:15:48,893 --> 00:15:50,946
‫دیر شده یا منم می‌تونم شرط ببندم؟

386
00:15:56,064 --> 00:15:57,777
‫از داشتن یه معلم رسیدم به دوتا معلم.

387
00:15:57,778 --> 00:15:59,443
‫این ــــ نیست واقعاً؟

388
00:15:59,445 --> 00:16:00,828
‫- کورتنی!
‫- کورتنی!

389
00:16:00,898 --> 00:16:02,733
‫می‌دونی، خوشحالم که دیگه شاگرد توئه...

390
00:16:02,738 --> 00:16:05,305
‫این‌جوری می‌تونین دوتایی با هم
‫عصبانیت‌‌هاتون رو خالی کنین.

391
00:16:05,653 --> 00:16:07,989
‫ببخشید، فرستادن کورتنی به کلاس من...

392
00:16:07,994 --> 00:16:09,703
‫بدون اینکه قبلش درمورد مشکلات رفتاریش...

393
00:16:09,704 --> 00:16:11,830
‫بهم هشدار بدی، خالی کردن عصبانیت نبود؟

394
00:16:11,831 --> 00:16:13,540
‫آره، یادداشت‌‌هات تو پرونده‌‎ش رو دیدم.

395
00:16:13,541 --> 00:16:15,500
‫سعی کردم بهت هشدار بدم، خانم کله‌شق...

396
00:16:15,501 --> 00:16:16,835
‫ولی تو زیادی مغرور شده بودی...

397
00:16:16,836 --> 00:16:18,219
‫و نمی‌خواستی حرفم رو گوش کنی.

398
00:16:18,404 --> 00:16:21,502
‫خب، شاید اگه دیروز منو مسخره نمی‌کردی...

399
00:16:21,507 --> 00:16:23,050
‫نسبت بهت گارد نمی‌گرفتم.

400
00:16:23,051 --> 00:16:25,414
‫جنین، داشتم ‌مسخره‌بازی در میاوردم.

401
00:16:25,419 --> 00:16:27,164
‫دقیقاً برعکس تو که گفتی من معلم بدی‌ام...

402
00:16:27,169 --> 00:16:29,258
‫که من هیچ‌‌‌وقت به تو نمی‌گم.

403
00:16:29,924 --> 00:16:32,092
‫می‌دونم که اون نظر ناراحتت کرده...

404
00:16:32,097 --> 00:16:34,141
‫ولی حق منم این نیست.

405
00:16:37,011 --> 00:16:38,513
‫باشه.

406
00:16:38,518 --> 00:16:40,657
‫معذرت می‌‌خوام. حق با توئه.

407
00:16:41,015 --> 00:16:42,475
‫حق با توئه.

408
00:16:42,480 --> 00:16:44,983
‫اون نظر واقعاً ناراحتم کرد...

409
00:16:44,988 --> 00:16:46,367
‫و عصبانیتم رو سر تو خالی کردم.

410
00:16:46,372 --> 00:16:48,290
‫تازه خیلی هم بد نبود.

411
00:16:48,295 --> 00:16:50,047
‫فقط گفته بود تجربۀ تو کم‌تره.

412
00:16:50,052 --> 00:16:52,344
‫گوش کن، اگه بری نظرهایی
‫که برای ساندویچی پسرعموم...

413
00:16:52,345 --> 00:16:54,395
‫تو فیس‌بوک می‌نویسن رو بخونی، فکر می‌کنی...

414
00:16:54,400 --> 00:16:56,438
‫رسماً داره مسمویت غذایی می‌فروشه.

415
00:16:56,443 --> 00:16:59,113
‫ولی بازم ساندویچ می‌ده دست مردم.

416
00:16:59,144 --> 00:17:00,437
‫می‌دونی چرا؟

417
00:17:00,442 --> 00:17:02,164
‫بیشتر مردم ساندویچ‌هاش رو دوست دارن.

418
00:17:02,733 --> 00:17:04,652
‫باید ساندویچ درست کردن رو ادامه بدی.

419
00:17:05,992 --> 00:17:08,149
‫حالا با این دختره چی‌‌‌کار‌‌ کنیم؟

420
00:17:12,331 --> 00:17:14,227
‫ممنون که با ما کار کردین.

421
00:17:14,811 --> 00:17:16,269
‫شبیه توپ بسکتبال می‌مونی...

422
00:17:16,270 --> 00:17:18,393
‫ولی اون زمان بسکتبال وجود نداشته.

423
00:17:18,830 --> 00:17:20,953
‫خوب حالت رو گرفت لاغرمردنی دهۀ 1800.

424
00:17:20,958 --> 00:17:22,883
‫خب، با اینکه این‌ها خیلی خنده‌دارن...

425
00:17:22,888 --> 00:17:25,557
‫بیاید سعی کنیم یه مقدار از درس‌ها رو
‫هم تو ضایع کردن استفاده کنیم.

426
00:17:25,562 --> 00:17:28,944
‫یارویی که تو تئاتر فورد
‫تو کله‌ت گلوله خالی کردن.

427
00:17:29,029 --> 00:17:32,115
‫می‌گفت پدران بنیان‌گذار ما
‫87 سال پیش خواب نبودن...

428
00:17:32,120 --> 00:17:33,745
‫واسه همین زیر چشم‌هاشون قلمبه شده.

429
00:17:33,746 --> 00:17:35,508
‫آبراهام لینکلن.
‫من آبراهام لینکلن هستم، آقای هیل.

430
00:17:35,513 --> 00:17:37,704
‫بله، بله! آفرین، تیم!

431
00:17:41,916 --> 00:17:43,953
‫آره، گمونم لایک دادن...

432
00:17:43,958 --> 00:17:45,666
‫حرکت مخصوص بین خودمون شد دیگه.

433
00:17:46,214 --> 00:17:47,797
‫خداحافظ. تکالیف‌تون رو یادتون نره.

434
00:17:47,802 --> 00:17:49,086
‫- خانم شمنتی؟
‫- بله؟

435
00:17:49,091 --> 00:17:50,718
‫کورتنی بهم گفت خنگ.

436
00:17:50,723 --> 00:17:52,617
‫نه، نگفتم. بهت گفتم «خنگ‌ خدا»...

437
00:17:52,622 --> 00:17:54,480
‫- خنگ.
‫- کورتنی!

438
00:17:54,675 --> 00:17:56,844
‫می‌دونی چیه؟ اصلاً می‌رم خونه یه چرتی بزنم...

439
00:17:56,849 --> 00:17:59,184
‫چون بی‌نهایت خسته و فرسوده شدم.

440
00:17:59,189 --> 00:18:00,357
‫چی گفت؟

441
00:18:00,476 --> 00:18:01,750
‫یه چیزی رو قبول دارم...

442
00:18:01,755 --> 00:18:03,924
‫دختره واقعاً دایرۀ لغات گسترده‌ای داره.

443
00:18:03,929 --> 00:18:05,764
‫هفتۀ پیش از ریاضی من ایراد گرفت.

444
00:18:05,784 --> 00:18:07,077
‫اول یه منگنه پرت کرد...

445
00:18:07,082 --> 00:18:08,416
‫ولی در‌‌مور‌‌د فرمول ریاضی درست می‌‌گفت.

446
00:18:08,421 --> 00:18:10,236
‫می‌دونی، وقتی داشتم بخش دوم پروندۀ...

447
00:18:10,241 --> 00:18:11,860
‫کورتنی رو می‌خوندم...

448
00:18:11,865 --> 00:18:14,449
‫فهمیدم نمراتش همیشه خوب بوده.

449
00:18:14,454 --> 00:18:15,746
‫و معمولاً وقتی یه بچه...

450
00:18:15,747 --> 00:18:17,164
‫این‌جوری بدرفتاری می‌‌کنه...

451
00:18:17,165 --> 00:18:18,623
‫نتیجه‌ش تو عملکردش به‌چشم میاد.

452
00:18:18,624 --> 00:18:20,453
‫آره، همین شرایط رو سخت می‌‌کنه.

453
00:18:20,458 --> 00:18:23,332
‫نمی‌شه بچه‌ای که تمام
‫نمره‌هاش عالیه رو تنبیه کرد.

454
00:18:24,276 --> 00:18:25,986
‫خیلی خب.

455
00:18:26,064 --> 00:18:28,399
‫خب اگه تشویقش کنیم چی؟

456
00:18:29,314 --> 00:18:31,888
‫ممکنه راهش رو پیدا کرده باشی، تازه‌کار.

457
00:18:32,284 --> 00:18:34,786
‫خیلی خب، پس اگه با «ب» بشه «بلوک»...

458
00:18:34,791 --> 00:18:36,821
‫با «س» چی می‌‌شه؟

459
00:18:37,299 --> 00:18:39,500
‫خیلی درست نگفتی. دوباره بگو.

460
00:18:39,840 --> 00:18:42,305
‫حالا شد. آفرین.

461
00:18:43,249 --> 00:18:45,334
‫عجب. فکر می‌کنین طرف‌تون رو می‌شناسین...

462
00:18:45,339 --> 00:18:47,633
‫ولی بعد با انگشت شست‌شون بهتون خیانت می‌کنن.

463
00:18:49,524 --> 00:18:52,696
‫پسره شبیه فیلم و سریال‌های
‫کمدی واسه من لایک نشون می‌ده.

464
00:18:52,927 --> 00:18:54,602
‫خیلی خب.

465
00:18:55,195 --> 00:18:57,266
‫می‌خواین «ـــ لق پازل‌ها» رو
‫بفرستین یه کلاس بالاتر؟

466
00:18:57,271 --> 00:18:59,133
‫آره. با ملیسا درمورد اینکه...

467
00:18:59,138 --> 00:19:01,492
‫چطوری تونسته کورتنی رو
‫آروم نگه داره حرف زدیم...

468
00:19:01,497 --> 00:19:03,249
‫و فهمیدیم که تنها چیزی که جواب می‌‌ده...

469
00:19:03,254 --> 00:19:04,791
‫زمانیه که حس می‌کنه به چالش کشیده شده.

470
00:19:04,796 --> 00:19:05,829
‫مطمئنین نمی‌خواین از شرش راحت بشین...

471
00:19:05,833 --> 00:19:07,210
‫بندازینش بیخ ریش یه معلم دیگه؟

472
00:19:07,214 --> 00:19:08,305
‫نه، نه، نه. احساس می‌کنم...

473
00:19:08,310 --> 00:19:10,313
‫که با حجم درسی بیشتر و سخت‌‌تر...

474
00:19:10,318 --> 00:19:12,821
‫کنترل کردن کورتنی خیلی آسون‌تر می‌شه...

475
00:19:12,826 --> 00:19:15,016
‫و دیگه وقت نمی‌کنه
‫حواس همکلاسی‌‌هاش رو پرت کنه.

476
00:19:15,021 --> 00:19:16,102
‫اوهوم.

477
00:19:16,107 --> 00:19:18,240
‫چرا حرف‌هاتون انقدر برام آشناست؟

478
00:19:18,829 --> 00:19:20,664
‫آهان، وایسین.

479
00:19:22,266 --> 00:19:23,672
‫بخش سوم؟

480
00:19:23,677 --> 00:19:25,579
‫حواسم نبود، ببخشید.
‫قرار بوده کلاس دوم رو رد کنه...

481
00:19:25,583 --> 00:19:27,293
‫ولی اون موقع که بهم گفتن
‫جشنوارۀ موسیقی داشت برگزار می‌شد.

482
00:19:27,298 --> 00:19:29,064
‫اون ماه به خیلی از کارهای اداریم نرسیدم.

483
00:19:29,068 --> 00:19:30,611
‫جشنوارۀ موسیقی مگه فقط دو روز نیست؟

484
00:19:30,616 --> 00:19:31,742
‫شاید واسه شماها این‌جوریه.

485
00:19:34,457 --> 00:19:36,875
‫سلام، باربارا!
‫اینجا چیزی واسه دیدن نیست...

486
00:19:36,880 --> 00:19:40,217
‫فقط جنین داره یکسره درمورد
‫اینکه کورتنی چقدر دردسرسازه...

487
00:19:40,222 --> 00:19:43,274
‫و اینکه اصلاً نمی‌تونه
‫از پسش بربیاد، حرف می‌زنه.

488
00:19:43,279 --> 00:19:45,071
‫جداً؟

489
00:19:45,837 --> 00:19:47,571
‫باشه.

490
00:19:47,576 --> 00:19:49,860
‫گمونم عملاً جنین موفق شد.

491
00:19:49,865 --> 00:19:52,463
‫فهمید که کورتنی باید یه کلاس بره بالاتر.

492
00:19:53,167 --> 00:19:54,429
‫گمونم تو شرط رو بردی.

493
00:19:56,388 --> 00:19:58,039
‫باربارا؟

494
00:19:58,850 --> 00:20:00,180
‫به من ایمان داشتی؟

495
00:20:00,185 --> 00:20:02,562
‫جنین، چطوره بری انتقال رو انجام بدی...

496
00:20:02,567 --> 00:20:05,149
‫تا کلاست دیگه بیشتر از اینی که به‌هم ریخته...

497
00:20:05,154 --> 00:20:06,766
‫به‌هم نریزه؟

498
00:20:07,683 --> 00:20:09,184
‫باشه.

499
00:20:13,877 --> 00:20:15,420
‫این قلبه.

500
00:20:15,425 --> 00:20:17,226
‫از کورتنی یاد گرفتم.

501
00:20:18,280 --> 00:20:21,283
‫فکر می‌کردم باربارا علیه من شرط‌‌ بسته،
‫ولی این‌طوری نبود.

502
00:20:21,288 --> 00:20:23,624
‫در واقع فکر می‌کنه من معلم فوق‌العاده‌ای هستم.

503
00:20:23,629 --> 00:20:25,867
‫شاید حتی بهتر از...

504
00:20:26,559 --> 00:20:28,061
‫کورتنی!

505
00:20:28,066 --> 00:20:29,876
‫آهای، کورتنی! چی...

506
00:20:29,881 --> 00:20:33,117
‫چه‌جوری برگشتی تو مدرسه؟ کورتنی!

507
00:20:39,071 --> 00:20:41,188
‫یه‌کم بیشتر خیس نیست.
‫مگه تو وزارت بهداشتی؟

508
00:20:41,193 --> 00:20:45,655
‫انتظار دارم تا فردا پول
‫سینه‌ای نشده برام بیاری...

509
00:20:45,660 --> 00:20:47,164
‫چرا، ایوا؟

510
00:20:47,221 --> 00:20:48,372
‫جانم؟

511
00:20:48,444 --> 00:20:51,689
‫چون به نفعته که به من پول بدهکار نباشی.

512
00:20:58,944 --> 00:21:01,529
‫تف توش.

513
00:21:07,198 --> 00:21:08,783
‫چیه؟

514
00:21:08,807 --> 00:21:33,807
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

