1
00:00:00,459 --> 00:00:03,864
‫خب، پس اگه مغازه
‫10 تا سیب‌‌زمینی داشته باشه...

2
00:00:03,869 --> 00:00:05,621
‫و تو ازشون 2 تا برداری...

3
00:00:05,801 --> 00:00:08,051
‫چند تا سیب‌‌زمینی برای مغازه می‌مونه؟

4
00:00:08,336 --> 00:00:09,754
‫از سیب‌‌زمینی خوشم نمیاد.

5
00:00:09,759 --> 00:00:12,171
‫به اونش فکر نکن.

6
00:00:12,176 --> 00:00:13,898
‫8 تا سیب‌‌زمینی می‌‌‌مونه.

7
00:00:13,903 --> 00:00:16,538
‫مری، می‌دونیم که تو بلدی.

8
00:00:16,543 --> 00:00:18,601
‫داشتم از سیدنی می‌پرسیدم.

9
00:00:18,825 --> 00:00:20,929
‫چطوره بری چند تا مدادرنگی تیز کنی؟

10
00:00:20,934 --> 00:00:22,411
‫سرت گرم می‌شه.

11
00:00:22,809 --> 00:00:24,477
‫تو کلاسم شاگرد زیاد دارم...

12
00:00:24,482 --> 00:00:27,150
‫و بعضی از اون‌ها
‫سیب‌‌زمینی‌‌های باهوشی هستن.

13
00:00:27,151 --> 00:00:30,713
‫واسه همین سعی می‌کنم خلاقیت به‌خرج بدم
‫و به بچه‌هایی که تکالیف‌شون رو...

14
00:00:30,714 --> 00:00:33,578
‫زودتر انجام می‌دن، پروژه‌های خاص بدم.

15
00:00:33,637 --> 00:00:36,023
‫همۀ مدادها رو تیز کردم، خانم تیگز.

16
00:00:36,028 --> 00:00:39,168
‫خب چطوره...

17
00:00:39,173 --> 00:00:41,759
‫به من کمک کنی برگۀ امتحان
‫بقیۀ بچه‌ها رو تصحیح کنم؟

18
00:00:41,764 --> 00:00:43,224
‫فقط به کسی نگو.

19
00:00:45,962 --> 00:00:48,968
‫خب، پس اگه سیب‌‌زمینی معمولی دوست نداری...

20
00:00:48,973 --> 00:00:50,913
‫چطوره بگیم سیب‌‌زمینی شیرین‌ان؟

21
00:00:50,918 --> 00:00:53,421
‫از سیب‌‌زمینی شیرین اصلاً خوشم نمیاد.

22
00:00:53,426 --> 00:00:55,470
‫یه‌کم باید باهام راه بیای، سیدنی.

23
00:00:55,471 --> 00:00:57,639
‫جنین، مگه بهت نگفتم که سیب‌زمینی‌هام رو از...

24
00:00:57,640 --> 00:00:58,747
‫ناهارخوری برنداری؟

25
00:00:58,752 --> 00:01:00,805
‫ولی یادگیری دیداری خیلی بهتره!

26
00:01:00,810 --> 00:01:02,061
‫خب، حدس بزن حالا چی می‌‌شه.

27
00:01:02,192 --> 00:01:05,695
‫حالا صفر عدد سیب‌‌زمینی داری.

28
00:01:05,700 --> 00:01:07,397
‫آخ جون!

29
00:01:19,740 --> 00:01:21,538
‫- صبح همگی بخیر.
‫- صبح بخیر.

30
00:01:21,539 --> 00:01:23,874
‫می‌خوام دانش‌آموز جدیدمون،
‫مالکوم رو بهتون معرفی کنم.

31
00:01:23,875 --> 00:01:25,272
‫تازه اومدن این محله.

32
00:01:25,277 --> 00:01:27,331
‫در مدرسۀ خصوصی تیزهوشان،
‫مدرسۀ عالی ‌اِلوِی که...

33
00:01:27,336 --> 00:01:28,837
‫کلاس‌ اُرکستر و این‌جور چیزا داره، درس می‌‌خونده.

34
00:01:28,838 --> 00:01:30,983
‫پس واسه خودش یه‌پا بتهوون کوچولوئه.

35
00:01:31,217 --> 00:01:34,431
‫پدر و مادرم می‌خواستن مدرسه‌ای برم
‫که بچه‌های سیاه‌پوست دیگه هم داشته باشه.

36
00:01:34,436 --> 00:01:37,012
‫خب، پس خیلی خوش‌شانسی چون
‫اینجا سیاه‌پوست مثل نقل‌ونبات ریخته.

37
00:01:37,013 --> 00:01:40,346
‫مالکوم در تمام درس‌ها نمرۀ کامل گرفته
‫و عضو برنامۀ بچه‌های بااستعداد بوده.

38
00:01:40,347 --> 00:01:41,720
‫خوش اومدی، مالکوم.

39
00:01:41,725 --> 00:01:43,595
‫بله، به ابت خوش اومدی، مالکوم.

40
00:01:43,600 --> 00:01:45,188
‫منم در برنامۀ بااستعدادها بودم.

41
00:01:45,490 --> 00:01:47,595
‫تو چی استعداد داشتی؟ رومُخ بودن؟

42
00:01:48,314 --> 00:01:49,314
‫نه.

43
00:01:49,319 --> 00:01:51,540
‫به هر حال، مالکوم آیندۀ درخشانی داره.

44
00:01:51,545 --> 00:01:53,236
‫از همین الان می‌‌تونم
‫در کاخ سفید ببینمش که...

45
00:01:53,237 --> 00:01:54,905
‫از خانم اِیوا ایوا کلمن...

46
00:01:54,906 --> 00:01:57,240
‫واسه تبدیل کردنش به اُپرایِ علم، تشکر می‌‌کنه.

47
00:01:57,241 --> 00:01:59,576
‫فقط کافیه که مالکومِ علم باشی...

48
00:01:59,577 --> 00:02:00,577
‫و همین کافیه.

49
00:02:00,578 --> 00:02:01,772
‫- هوم.
‫- ممنون.

50
00:02:01,777 --> 00:02:03,015
‫مالکوم، می‌خوای بری با بقیۀ بچه‌‌ها...

51
00:02:03,019 --> 00:02:04,029
‫صبحونه بخوری؟

52
00:02:04,034 --> 00:02:06,537
‫آره! برو هر چی که اَبَرمغزت لازم داره بخور.

53
00:02:06,538 --> 00:02:08,558
‫ما روغن ماهی و
‫یا از این‌جور چیز‌میزا داریم.

54
00:02:08,569 --> 00:02:10,212
‫راه رو باز کنین! بچه باهوش داره رد می‌‌شه.

55
00:02:10,213 --> 00:02:12,715
‫با ضریب‌هوشی معمولی‌تون نگاش نکنین.

56
00:02:15,632 --> 00:02:17,342
‫این آشغاله.

57
00:02:18,216 --> 00:02:19,717
‫عجب!

58
00:02:19,722 --> 00:02:21,635
‫واقعاً نابغه‌ست.

59
00:02:21,889 --> 00:02:23,721
‫ایوا، کاشکی راجع‌به بچه‌ها...

60
00:02:23,726 --> 00:02:25,720
‫جلوی خودشون این‌‌جوری حرف نمی‌‌زدی.

61
00:02:25,725 --> 00:02:27,604
‫اینجا تو ابت بچۀ باهوش زیاد داریم.

62
00:02:27,605 --> 00:02:29,106
‫- همیشه داشتیم.
‫- اوهوم.

63
00:02:29,107 --> 00:02:31,717
‫یه شاگرد تو کلاس من هست
‫که یه وعده فست‌فود می‌ده...

64
00:02:31,718 --> 00:02:33,569
‫تا درعوض باهاش دوست بشن.

65
00:02:33,773 --> 00:02:35,608
‫هی.

66
00:02:35,775 --> 00:02:38,277
‫می‌دونین چیه؟ باید اینجا هم
‫برنامۀ بچه‌های بااستعداد داشته باشیم.

67
00:02:38,282 --> 00:02:40,743
‫من که باید غیر از تصحیص برگه‌های امتحان،
‫یه کار دیگه...

68
00:02:40,745 --> 00:02:42,569
‫برای بچه‌‌های کلاسم پیدا کنم که انجام بدن...

69
00:02:42,665 --> 00:02:44,117
‫شوخی می‌کنم.

70
00:02:44,350 --> 00:02:47,666
‫ولی جدی، من که برنامۀ بچه‌هایِ بااستعدادی
‫که توش بودم رو خیلی دوست داشتم.

71
00:02:47,667 --> 00:02:50,252
‫خیلی چیزا یاد گرفتم و
‫نمی‌شه روی اون تجربه‌ها قیمت گذاشت.

72
00:02:50,253 --> 00:02:51,920
‫من هم عضو بودم. آره.

73
00:02:51,921 --> 00:02:55,017
‫باید درمورد رسوایی شرکت مونسانتو
‫رپ تسمخر‌آمیز می‌ساختم.

74
00:02:55,022 --> 00:02:57,957
‫اسمش بود: «شرکت موسانستو بی‌گناه نیست».

75
00:02:58,427 --> 00:02:59,594
‫هی، اینجا رو داشته باشید.

76
00:02:59,595 --> 00:03:01,429
‫بچه کوچیکۀ من، جینا... در یه...

77
00:03:01,430 --> 00:03:04,501
‫برنامۀ مهندسان جوان شرکت کرد.
‫براش معجزه کرد.

78
00:03:04,506 --> 00:03:06,791
‫در تقاضانامۀ پذیرفته شدن
‫برای دانشگاه‌ها هم اهمیت داره.

79
00:03:06,793 --> 00:03:07,553
‫اوهوم.

80
00:03:07,937 --> 00:03:10,045
‫هی، گرگوری، نظر تو چیه؟

81
00:03:10,308 --> 00:03:12,308
‫اوه، فکر می‌کنم حدوداً
‫5 دقیقه شده که اومدم این مدرسه...

82
00:03:12,309 --> 00:03:13,583
‫پس در واقع نظر من مهم نیست.

83
00:03:13,584 --> 00:03:15,808
‫تو باید نظرات بیشتری داشته باشی.

84
00:03:16,149 --> 00:03:18,234
‫قبلاً برنامۀ بچه‌های بااستعداد داشتیم،
‫به اسم انجمن آب‌نبات‌چوبی...

85
00:03:18,239 --> 00:03:19,843
‫- ولی بعدش، می‌دونی که...
‫- اوه، بذار حدس بزنم.

86
00:03:19,847 --> 00:03:21,822
‫- «پولش رو نداریم.»
‫- اوه، نه، مایه رو داریم.

87
00:03:21,826 --> 00:03:23,660
‫تو یه حسابه.
‫فقط نمی‌تونیم برش داریم.

88
00:03:23,661 --> 00:03:25,373
‫باور کنین، من حسابی سعی کردم.

89
00:03:26,061 --> 00:03:29,523
‫واسه... علم حساب‌‌کتاب می‌‌خواستم.

90
00:03:29,620 --> 00:03:31,289
‫به هر حال، مشکل اینه که...

91
00:03:31,294 --> 00:03:33,128
‫کسی رو نداریم که تدریس برنامه رو انجام بده.

92
00:03:33,129 --> 00:03:36,009
‫- همه‌تون کل روز کلاس دارین.
‫- درسته.

93
00:03:36,014 --> 00:03:38,220
‫تا بیایم حضوروغیاب کنیم،
‫عملاً زمان ناهار می‌شه.

94
00:03:38,225 --> 00:03:39,745
‫کی وقتش رو داره؟

95
00:03:43,036 --> 00:03:46,376
‫تسلیم شدن و نداشتن این برنامه آسون‌تره...

96
00:03:46,381 --> 00:03:49,220
‫ولی من از برنامه‌ای که
‫عضوش بودم یه مخفف یاد گرفتم...

97
00:03:49,225 --> 00:03:52,678
‫پ‌.ا.ک(پای)... پشتکار، ابتکار و کوشش.

98
00:03:52,850 --> 00:03:54,357
‫من عاشق پای‌ام.

99
00:03:54,358 --> 00:03:55,859
‫با اینکه نمی‌تونم بخورمش.

100
00:03:55,860 --> 00:03:57,611
‫دلم درد می‌‌گیره.

101
00:03:57,612 --> 00:03:59,696
‫ولی چند سال امتحانش کردم.

102
00:03:59,697 --> 00:04:01,114
‫این همون پشتکاره...

103
00:04:01,115 --> 00:04:03,319
‫که واسه همینم باید
‫برنامۀ بچه‌های بااستعداد داشته باشیم.

104
00:04:03,790 --> 00:04:05,197
‫فیشال پاهاست.

105
00:04:05,202 --> 00:04:07,360
‫مثل فیشال صورته، ولی برای پاهای آدم.

106
00:04:07,365 --> 00:04:09,235
‫اوه! من که دوست دارم.

107
00:04:09,240 --> 00:04:11,006
‫اوهوم.

108
00:04:11,500 --> 00:04:13,423
‫- سلام، گِر.
‫- سلام.

109
00:04:13,428 --> 00:04:15,837
‫ماجرا چیه؟ این هفته چای سرد
‫با طعم تمشک واسم نیاوردی؟

110
00:04:15,838 --> 00:04:17,005
‫نمی‌خوای چیزی که می‌خوام رو بهم بدی؟

111
00:04:17,006 --> 00:04:19,341
‫نه. تو ماشین یه جعبه دیگه دارم.

112
00:04:19,342 --> 00:04:20,508
‫که اینطور.

113
00:04:20,509 --> 00:04:24,279
‫برات... جای امن نگه‌شون می‌‌دارم.

114
00:04:24,508 --> 00:04:26,939
‫وقتی نیستم خیلی دلتنگم نشو.

115
00:04:26,944 --> 00:04:28,678
‫تو که از خداته.

116
00:04:28,787 --> 00:04:30,946
‫دختر، اون مرد ازت خوشش میاد.
‫باهاش قرار بذار.

117
00:04:30,951 --> 00:04:32,354
‫نه.

118
00:04:32,355 --> 00:04:34,814
‫شوهر سابقم آتش‌نشان بود،
‫و اگه یه چیز ازش یاد گرفته باشم...

119
00:04:34,815 --> 00:04:36,900
‫اینه که با مردهایی که یونیفرم می‌پوشن
‫رابطه نداشته باشم، چون آخرسر...

120
00:04:36,901 --> 00:04:38,485
‫قسط‍‌های ماشین‌شون می‌افته گردن من...

121
00:04:38,486 --> 00:04:40,403
‫و دعوا می‌کنیم و مجبور می‌شم
‫برم خونۀ خواهرم بخوابم.

122
00:04:40,404 --> 00:04:43,907
‫جرالد من هم یونیفرم می‌پوشه،
‫و مرد خوبی هم هست.

123
00:04:43,908 --> 00:04:46,647
‫بس کن ببینم.
‫یه‌کم خوشی حقته.

124
00:04:50,248 --> 00:04:52,333
‫این از پشت ماشین واسه تو افتاد.

125
00:04:55,206 --> 00:04:57,959
‫پس عملاً تنها چیزی که برای
‫اجرایی شدن برنامۀ بچه‌های بااستعداد لازم داریم...

126
00:04:57,964 --> 00:05:00,454
‫یه آدم پرشور و علاقه‌ست
‫که وقت آزاد زیادی داشته باشه.

127
00:05:00,459 --> 00:05:03,909
‫- و فکر می‌کنم یه نفر رو سراغ دارم.
‫- ♪ یو، یو، ماجرا از این قراره... ♪

128
00:05:03,914 --> 00:05:06,221
‫♪ جلوی مونسانتو وایستین... ♪

129
00:05:06,222 --> 00:05:08,391
‫♪ هی! ♪
‫تازه این فقط شاه‌بیتِ‌شه.

130
00:05:10,352 --> 00:05:12,604
‫واسه تدریس برنامه یکی رو پیدا کردم.

131
00:05:13,039 --> 00:05:14,604
‫چرا این‌جوری نفس‌نفس می‌‌زنی؟

132
00:05:14,605 --> 00:05:15,961
‫هیجان‌‌زده‌ام.

133
00:05:15,966 --> 00:05:18,104
‫خب، عجیبه. باید بری دکتر معاینه‌ت کنه.

134
00:05:18,109 --> 00:05:20,610
‫باشه. خب، قرار شد جیکوب تو وقت‌های آزادش...

135
00:05:20,611 --> 00:05:23,062
‫برنامۀ بچه‌های بااستعداد رو درس بده.

136
00:05:23,276 --> 00:05:25,611
‫دوست دارم در این خاک حاصلخیز کشاورزی کنم...

137
00:05:25,616 --> 00:05:27,285
‫و ذهن‌های آینده رو پرورش بدم.

138
00:05:27,479 --> 00:05:29,890
‫مثل اون یارو تو اون فیلمه می‌‌شم.

139
00:05:30,491 --> 00:05:31,951
‫- «مربی کارتر».
‫- نه، ام...

140
00:05:31,956 --> 00:05:33,792
‫- «رویاهای جیرو دربارۀ سوشی».
‫- نه، نه.

141
00:05:33,797 --> 00:05:35,305
‫اسم اون فیلم صخره‌نوردیه چی بود؟
‫وایستا. بهم نگو.

142
00:05:35,309 --> 00:05:36,688
‫- نه، هیچ‌‎‌کد‌‌وم از این‌ها نیست. اون...
‫- نگو بهم. نگو.

143
00:05:36,692 --> 00:05:39,083
‫هی، ایوا؟ نظرت چیه؟

144
00:05:39,088 --> 00:05:42,164
‫فرصت پرورش اُپراهای علم؟

145
00:05:42,572 --> 00:05:44,480
‫«27 ساعت». فیلم صخره‌نوردیه اسمش همینه.

146
00:05:44,484 --> 00:05:45,593
‫- می‌دونستم. می‌دونستم.
‫- نه.

147
00:05:45,594 --> 00:05:47,461
‫- هی، ایوا. ایوا.
‫- با...

148
00:05:47,922 --> 00:05:50,226
‫- صحیح. برنامۀ بااستعدادها.
‫- آره.

149
00:05:50,359 --> 00:05:52,934
‫می‌دونی، دوست‌هام که
‫با هم تو انجمن خواهری بودیم...

150
00:05:52,935 --> 00:05:56,143
‫دائم پز بچه‌های باهوشی
‫که دنیا آوردن رو می‌‌دن.

151
00:05:56,148 --> 00:05:57,982
‫می‌تونم «چالرز اگزِیویر»ی بشم که پا داره...
‫[پروفسور ایکس از مردان ایکس]

152
00:05:57,987 --> 00:06:00,948
‫با صد تا بچۀ باهوش
‫که خودم به‌دنیا نیاوردم.

153
00:06:00,953 --> 00:06:02,578
‫خب مشخصه دیگه.

154
00:06:03,070 --> 00:06:05,323
‫برین و آکادمی بچه‌های جهش‌یافته‌تون رو راه بندازین.

155
00:06:05,538 --> 00:06:07,206
‫آره! مرسی.

156
00:06:08,492 --> 00:06:09,976
‫حالا بمیر، کریستال.

157
00:06:13,703 --> 00:06:15,081
‫زنگ زدم که رزرو کنم ولی گفتن که...

158
00:06:15,082 --> 00:06:16,333
‫فیشال پا انجام نمی‌دن.

159
00:06:16,334 --> 00:06:17,792
‫گفتن فقط پدیکور دارن.

160
00:06:17,793 --> 00:06:19,879
‫«دکتر آز» که یه چیز دیگه گفت.

161
00:06:20,004 --> 00:06:21,375
‫ایناهاش.

162
00:06:21,380 --> 00:06:24,549
‫می‌دونی، همیشه از رسیدن
‫پنجشنبه خوشحال می‌‌شم...

163
00:06:24,550 --> 00:06:27,635
‫و تنها دلیلش آوردن چیپس‌های نیمه‌پُر
‫واسه پر کردن دستگاه نیست.

164
00:06:27,636 --> 00:06:30,805
‫«نیمه‌پُر». مرد خوشبینیه.

165
00:06:30,806 --> 00:06:32,307
‫داستانت چیه، گری؟

166
00:06:32,308 --> 00:06:33,975
‫رویایی چیزی نداری یا...

167
00:06:33,976 --> 00:06:35,810
‫صاحب کسب‌و‌کار خودمم،
‫ماشین‌های فروش خودکار.

168
00:06:35,811 --> 00:06:36,895
‫دارم رویام رو زندگی می‌کنم.

169
00:06:36,896 --> 00:06:39,257
‫بله، زندگی کردنِ رویاهامون، چه مزه‌ای داره.

170
00:06:39,435 --> 00:06:41,854
‫خب، یادته اون چای سرد رو برام آوردی؟

171
00:06:41,859 --> 00:06:45,363
‫تو این فکر بودم که بذارم شام
‫مهمونم کنی که اون چای سرد رو تکمیل کنه.

172
00:06:45,475 --> 00:06:46,971
‫خیلی... فوق‌العاده می‌شه.

173
00:06:46,976 --> 00:06:48,838
‫می‌برمت بیرون و برات یه شبی می‌سازم...

174
00:06:48,843 --> 00:06:50,200
‫که هیچ‌‌‌وقت فراموش نکنی.

175
00:06:50,201 --> 00:06:52,742
‫من و تو، می‌ریم دیو و باسترز.

176
00:06:53,679 --> 00:06:55,996
‫می‌دونی چیه؟ من فقط...

177
00:06:56,207 --> 00:06:57,874
‫فکر می‌کنم این روزها خیلی سرم شلوغه.

178
00:06:57,875 --> 00:07:00,393
‫شاید بهتر باشه کلاً این قرار رو فراموش کنیم.

179
00:07:00,398 --> 00:07:01,617
‫سعیم رو کردم.

180
00:07:02,500 --> 00:07:05,836
‫ببینین، یاد گرفتم وقتی صدای زنگ خطر درمیاد،
‫خطر رو جدی بگیرم.

181
00:07:05,837 --> 00:07:07,757
‫وقتی یکی واسه قرار اول یه جایِ
‫به‌درد‌نخور رو پیشنهاد می‌ده...

182
00:07:07,758 --> 00:07:09,558
‫یعنی خودشم به‌درد‌نخوره
‫و آخرسر باید ولش کرد.

183
00:07:09,559 --> 00:07:12,013
‫پیشنهاد شوهر سابقم
‫واسه قرار اول «استریپ کلاب» بود.

184
00:07:14,266 --> 00:07:16,352
‫وقت بچه‌‌های باهوش رسیده!

185
00:07:16,542 --> 00:07:20,059
‫تایرل، نادیا و دنیل رو می‌‌خوام.

186
00:07:20,145 --> 00:07:21,479
‫یعنی چی؟

187
00:07:21,484 --> 00:07:22,711
‫برای برنامۀ بااستعدادها.

188
00:07:22,716 --> 00:07:24,457
‫داری تنها بچه‌‌هایی که تو
‫کلاس من صحبت می‌کنن رو ‌می‌بری.

189
00:07:24,459 --> 00:07:25,902
‫الان جای تو بودن چه‌قدر بده.

190
00:07:25,903 --> 00:07:29,583
‫همه سوار قطار مغزها بشن! هوهو‌چی‌چی!

191
00:07:32,576 --> 00:07:34,244
‫نظر من راجع‌به برنامه چیه؟

192
00:07:34,245 --> 00:07:36,496
‫خب ببینین، اگه همه نظر مثبتی
‫بهش دارن، خیلی هم عالیه.

193
00:07:36,497 --> 00:07:38,164
‫فقط فکر می‌کنم بچه‌‌ها
‫نرسن آخر فیلم رو ببین.

194
00:07:38,165 --> 00:07:39,721
‫ولی اصلاً کی لازم داره پایان فیلم‌ها رو ببینه؟

195
00:07:39,726 --> 00:07:41,876
‫می‌دونی، بخش مهم هر فیلمی شروعش...

196
00:07:41,877 --> 00:07:44,125
‫و بعد وسطش و...

197
00:07:45,015 --> 00:07:47,711
‫خیلی خب، بچه‌‌ها، آروم‌تر. آروم‌‌تر.

198
00:07:47,716 --> 00:07:50,051
‫بیاین چند تا مسئلۀ ریاضی حل کنیم
‫تا حواس‌هامون جمع بشه.

199
00:07:50,052 --> 00:07:51,870
‫رونالد، 9 ضربدر 10، چند می‌‌شه؟

200
00:07:51,875 --> 00:07:53,273
‫- جوجه!
‫- چی؟

201
00:07:53,300 --> 00:07:55,909
‫تو کتابخونه جوجه هست!

202
00:07:57,059 --> 00:07:59,894
‫مرغ تخمدان و مجرای عبور تخم داره...

203
00:07:59,895 --> 00:08:01,604
‫و وقتی جنس ماده به بلوغ می‌رسه...

204
00:08:01,605 --> 00:08:04,774
‫هر چند وقت یه بار
‫این تخمک‌ها تبدیل به نُطفه می‌شن.

205
00:08:04,775 --> 00:08:06,610
‫و وقتی از تخم بیرون میان، اون‌وقت چی داریم؟

206
00:08:06,801 --> 00:08:08,877
‫صبحونه. درست می‌گم؟

207
00:08:08,882 --> 00:08:10,613
‫تخمک نیمرو شده داریم.

208
00:08:10,614 --> 00:08:12,616
‫وقتش شده! دارن سر از تخم درمیارن!

209
00:08:13,784 --> 00:08:15,179
‫وای، نگاشون کنین.

210
00:08:15,184 --> 00:08:18,328
‫دارن یاد می‌گیرن که فقط
‫رستورانِ «جوجه‌سوخاری» نیست که جوجه داره.

211
00:08:18,333 --> 00:08:21,682
‫دارم بازنشستگی رو می‌ذارم کنار،
‫تا محیط زیست رو بدم نجات.

212
00:08:21,687 --> 00:08:23,497
‫دوست دارم مزارع رو،
‫چون طبیعی‌ان...

213
00:08:23,502 --> 00:08:25,385
‫ولی نکنین اعتماد،
‫به چیزهای اصلاحِ ژنتیکی‌شده.

214
00:08:25,390 --> 00:08:28,588
‫خانم تیگز، منم باهوشم.
‫منم ‌می‌تونم برم کلاسی که مرغ داره؟

215
00:08:28,593 --> 00:08:30,897
‫منم همینطور!

216
00:08:30,902 --> 00:08:32,058
‫- تَرا... ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ - ریخته!
‫[غذاهای اصلاح‌ ژنتیکی‌شده.]

217
00:08:32,253 --> 00:08:33,492
‫- تَرا... ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ - ریخته!
‫[غذاهای اصلاح‌ ژنتیکی‌شده.]

218
00:08:33,497 --> 00:08:34,498
‫آفرین.

219
00:08:36,004 --> 00:08:38,090
‫خیلی خب، بچه‌‌ها، می‌دونم همه‌مون با...

220
00:08:38,095 --> 00:08:39,346
‫برنامۀ بااستعدادها موافقیم.

221
00:08:40,769 --> 00:08:42,980
‫صدای این قطار بخار قدیمی‌‌ها رو می‌دی.

222
00:08:43,125 --> 00:08:46,351
‫عزیزم، باید با سرعت عادی راه بری.

223
00:08:46,812 --> 00:08:49,482
‫فکر می‌کنم بعضی از بچه‌‌هایی
‫که تو برنامۀ بااستعدادها نیستن...

224
00:08:49,487 --> 00:08:50,820
‫حس می‌کنن کنار گذاشته شدن.

225
00:08:50,821 --> 00:08:52,655
‫موافقم. همۀ بچه‌هایی
‫که حرف می‌زدن رو هم بردن...

226
00:08:52,656 --> 00:08:53,819
‫واسه همین مجبورم خودم حرف بزنم.

227
00:08:53,824 --> 00:08:55,825
‫خب، این چیزی نیست که نشه درستش کنیم.

228
00:08:55,826 --> 00:08:57,327
‫فقط باید تمام بچه‌‌هایی که...

229
00:08:57,328 --> 00:08:59,496
‫عضو برنامه نیستن هم مسیر موفقیت رو...

230
00:08:59,497 --> 00:09:02,749
‫گم نکنن، می‌دونین که...
‫برن دانشگاه، کارهای بزرگ انجام بدن.

231
00:09:02,750 --> 00:09:04,687
‫دانشگاه رفتن برای موفقیت الزامی نیست.

232
00:09:04,692 --> 00:09:06,193
‫نه. خدای من، نه.

233
00:09:06,198 --> 00:09:07,367
‫منظورم این نبود. دارم می‌گم...

234
00:09:07,371 --> 00:09:08,706
‫من که عاشق برنامه‌ام.

235
00:09:08,711 --> 00:09:10,049
‫احساس می‌کنم ترکیبی از...

236
00:09:10,054 --> 00:09:12,401
‫رابین ویلیامز در فیلم «انجمن شاعران مرده» و...

237
00:09:12,406 --> 00:09:13,968
‫و رابین ویلیامز در فیلم «پچ آدامز» شدم.

238
00:09:13,969 --> 00:09:16,203
‫مگه تو «پچ آدامز»‌ همۀ بچه‌‌ها از سرطان نمردن؟

239
00:09:16,375 --> 00:09:18,056
‫خب، سرطان واقعی جهل‌ـه.

240
00:09:18,057 --> 00:09:20,640
‫سرطان واقعی، خود سرطانه.

241
00:09:20,645 --> 00:09:23,627
‫ببینین، خود برنامه هیچ ایرادی نداره.

242
00:09:23,632 --> 00:09:25,188
‫فقط باید بهتر سازماندهی‌ش کنیم...

243
00:09:25,189 --> 00:09:27,422
‫تا بچه‌‌های معمولی...

244
00:09:27,632 --> 00:09:30,781
‫بچه‌‌های بی‌استعداد...

245
00:09:31,028 --> 00:09:32,799
‫بچه‌‌های نیمه‌مستعد...

246
00:09:32,804 --> 00:09:35,448
‫- سطح بچه‌‌های دیگه‌ رو بالا ببریم.
‫- آره، همون.

247
00:09:35,449 --> 00:09:38,034
‫ببین، اگه برنامه بقیۀ بچه‌ها رو ناراحت می‌‌کنه...

248
00:09:38,035 --> 00:09:39,461
‫به‌‌‌نظر من ارزشش رو نداره.

249
00:09:39,466 --> 00:09:42,535
‫بچه‌‌ها، باید راهی برای بهتر کردن شرایط...

250
00:09:42,540 --> 00:09:44,190
‫برای بقیه بچه‌‌ها باشه‌، متوجهین؟

251
00:09:44,195 --> 00:09:45,667
‫طوری که اون‌ها هم حس خاص بودن کنن.

252
00:09:45,668 --> 00:09:47,752
‫مطئمنم راهش رو پیدا می‌‌کنی، جنین.

253
00:09:47,753 --> 00:09:49,672
‫خودتم عضو برنامۀ بچه‌های بااستعداد بودی، مگه نه؟

254
00:09:50,097 --> 00:09:51,120
‫آره، بودم.

255
00:09:51,670 --> 00:09:52,671
‫نمی‌دونم.

256
00:09:52,675 --> 00:09:54,593
‫شاید ری‌اِستارت کنین درست بشه؟

257
00:09:54,820 --> 00:09:56,696
‫به‌نظرت خودم عقلم نمی‌رسید
‫اون کار رو بکنم، بچه‌خرخون؟

258
00:09:56,700 --> 00:09:59,843
‫هی، ایوا... و مالکوم.

259
00:09:59,848 --> 00:10:01,099
‫الان نباید سر کلاس باشی؟

260
00:10:01,100 --> 00:10:02,767
‫منم همش دارم همین‌ رو می‌گم!

261
00:10:02,768 --> 00:10:05,390
‫ایوا، بازم بودجه لازم داریم.

262
00:10:05,395 --> 00:10:07,059
‫می‌خوام برای شاگردهام جوجه بگیرم...

263
00:10:07,064 --> 00:10:09,732
‫چون شاگردهام دیدن که جیکوب
‫در برنامۀ بچه‌های بااستعداد...

264
00:10:09,733 --> 00:10:11,838
‫- جوجه‌ به‌دنیا میاره...
‫- جنین، مگه تازه رسیدی؟

265
00:10:11,843 --> 00:10:13,486
‫اون پول برای سرمایه‌گذاری روی بچه‌‌های باهوشه.

266
00:10:13,487 --> 00:10:16,457
‫فکر می‌کنی اگه بازم پول داشتیم،
‫می‌دادم به تو، اونم واسه تخم مرغ؟

267
00:10:17,157 --> 00:10:19,195
‫هی، مالکوم، چطوره با من بیای؟

268
00:10:19,500 --> 00:10:21,479
‫خیلی خب. می‌برمت کلاس.

269
00:10:21,484 --> 00:10:23,179
‫باشه.

270
00:10:23,414 --> 00:10:26,416
‫هیجان داری که آقای هیل
‫بهت درس‌های الهام‌بخش بده؟

271
00:10:26,417 --> 00:10:27,750
‫- آره.
‫- آره!

272
00:10:28,082 --> 00:10:30,159
‫- باشه.
‫- «ای کاپیتان! کاپیتان من!»

273
00:10:30,164 --> 00:10:32,964
‫یه نقل قول از والت ویتمن بود...

274
00:10:32,965 --> 00:10:35,565
‫ولی شما می‌تونین من رو
‫فرمانده هیل صدا کنین.

275
00:10:35,570 --> 00:10:37,553
‫خب؟ نگین فِری، بگین فرمانده.

276
00:10:37,750 --> 00:10:39,888
‫ها؟ کتاب‌‌هاتون رو دربیارین.

277
00:10:40,057 --> 00:10:41,385
‫ممنون، شوهر جون.

278
00:10:41,390 --> 00:10:42,724
‫چه‌قدر به‌هم میاین، خیلی نازین.

279
00:10:42,725 --> 00:10:44,760
‫- اوهوم.
‫- خب، خانم، برای ناهار...

280
00:10:44,765 --> 00:10:47,395
‫بوریتو با خامه ترش سبک تا متوسط داریم.

281
00:10:47,396 --> 00:10:48,771
‫خیلی ممنون.

282
00:10:48,772 --> 00:10:51,851
‫- ساندویچ کاپیکولا.
‫- ساندویچ مورد علاقه‌مه.

283
00:10:52,605 --> 00:10:55,963
‫و چیپس تونیست،
‫چون چیپس منه.

284
00:10:56,947 --> 00:10:57,968
‫به این می‌‌گن مرد.

285
00:10:57,973 --> 00:10:59,446
‫به کمتر از این راضی نمی‌شم.

286
00:10:59,450 --> 00:11:00,950
‫بقیه رو باید با همچین مردی قیاس کرد.

287
00:11:00,951 --> 00:11:02,452
‫می‌بینی، عزیزم؟ بقیه رو با من قیاس می‌کنن.

288
00:11:02,453 --> 00:11:04,455
‫خب، بذار در‌‌مور‌‌د جرالد یه چیزی بهت بگم.

289
00:11:04,623 --> 00:11:07,292
‫این مردی نیست که همون اول باهاش آشنا شدم.

290
00:11:07,297 --> 00:11:09,573
‫دخترباز بود و مدام در حال لاس زدن.

291
00:11:09,578 --> 00:11:12,420
‫اعتماد بهش ریسک بود.

292
00:11:12,421 --> 00:11:15,423
‫ولی خوشحالم که همچین ریسکی کردم.

293
00:11:15,424 --> 00:11:17,008
‫دوست‌‌دختر، بعضی‌‌وقت‌‌ها، فقط باید...

294
00:11:17,009 --> 00:11:18,426
‫ایمان داشت و دل رو زد به دریا.

295
00:11:18,427 --> 00:11:19,927
‫باربارا، مرسی.

296
00:11:19,928 --> 00:11:23,554
‫می‌دونم قصدت کمکه،
‫ولی... من مثل تو نیستم.

297
00:11:23,940 --> 00:11:25,262
‫من هم مطلقه‌ام...

298
00:11:25,267 --> 00:11:27,269
‫هم یه زن که سنش به کسی ربط نداره.

299
00:11:27,370 --> 00:11:30,081
‫من... شاید برای من همین‌جا آخرشه.

300
00:11:38,481 --> 00:11:39,672
‫مزاحم شدم؟

301
00:11:39,677 --> 00:11:41,982
‫نظرت در‌‌مور‌‌د گری،
‫مسئول دستگا‌ه‌های فروش چیه؟

302
00:11:41,987 --> 00:11:45,157
‫وای خدای من. عاشق اینم
‫که هنوزم تافی میوه‌ای میاره.

303
00:11:45,162 --> 00:11:46,663
‫مگه 25 سالت نیست؟

304
00:11:46,664 --> 00:11:48,911
‫25 سال و 9 ماه، آره.

305
00:11:48,916 --> 00:11:51,376
‫خب، وقتی که این برنامه رو شروع کردم...

306
00:11:51,377 --> 00:11:53,218
‫- گفتم، جنین...
‫- خب، این قسمتش رو رد شو.

307
00:11:53,223 --> 00:11:54,485
‫- چی ‌می‌‌خوای؟
‫- چند تا تخم مرغ‌...

308
00:11:54,489 --> 00:11:55,527
‫که تو کلاسم جوجه بشن.

309
00:11:55,531 --> 00:11:58,024
‫می‌خوام به بچه‌‌‌‌ها درمورد
‫روش‌‌‌های مختلف تولید مثل یاد بدم.

310
00:11:59,858 --> 00:12:01,527
‫یه هفته وقت می‌خوام.

311
00:12:02,337 --> 00:12:07,337
‫کاری از بـهـادر

312
00:12:07,976 --> 00:12:10,853
‫خب، پس وقتی که ابر
‫پر از قطره‌های آب می‌شه...

313
00:12:10,854 --> 00:12:12,105
‫بعدش چی‌کار می‌‌کنه؟

314
00:12:12,106 --> 00:12:14,357
‫خانم تیگز، یکی از تخم‌ها داره می‌شکنه.

315
00:12:14,358 --> 00:12:15,711
‫وای خدا! وای خدا!

316
00:12:15,716 --> 00:12:18,096
‫دارن سر از تخم درمیارن.
‫خیلی خب، همه، زود باشین بیاین. بیاین.

317
00:12:18,101 --> 00:12:20,363
‫جمع بشین. همه جمع بشن.

318
00:12:20,364 --> 00:12:22,218
‫وقتشه!

319
00:12:22,370 --> 00:12:23,862
‫خوب دقت کنین.

320
00:12:23,867 --> 00:12:25,868
‫معجزۀ زندگی داره اتفاق می‌افته.

321
00:12:25,869 --> 00:12:27,565
‫می‌بینین؟ جالبه، مگه نه؟

322
00:12:27,570 --> 00:12:30,040
‫می‌‌‌تونیم همین‌جا تو کلاس خودمون
‫کارهای جالب انجام بدیم.

323
00:12:30,250 --> 00:12:31,666
‫ایش! خیسه.

324
00:12:31,667 --> 00:12:33,501
‫بله. اون مایع درون کیسۀ نُطفه‌ست.

325
00:12:33,502 --> 00:12:35,506
‫دور نطفه یه بالشت درست می‌کنه.

326
00:12:35,511 --> 00:12:36,588
‫ازش محافظت می‌کنه.

327
00:12:36,593 --> 00:12:38,463
‫ایش! و فلس داره.

328
00:12:38,468 --> 00:12:40,812
‫بله، فلس... فلس داره؟

329
00:12:42,156 --> 00:12:43,362
‫ماره!

330
00:12:50,853 --> 00:12:52,336
‫برو عقب!

331
00:12:53,140 --> 00:12:56,662
‫ایول. وقت رو تلف نکن، فرمانده!

332
00:12:59,300 --> 00:13:01,667
‫پرواز کن، پرنده کوچولو.

333
00:13:06,316 --> 00:13:08,862
‫- خیلی ممنونم.
‫- کارم رو انجام دادم.

334
00:13:09,061 --> 00:13:11,155
‫و اینکه این مارها یه گونۀ در حال انقراض‌ان.

335
00:13:11,160 --> 00:13:12,714
‫می‌شه بپرسم از کجا آوردین‌شون؟

336
00:13:13,078 --> 00:13:18,124
‫ام... از این مغازه‌های موقت تو خیابون 52 بود.

337
00:13:18,129 --> 00:13:19,585
‫دیگه‌ نیست. رفته.

338
00:13:19,590 --> 00:13:21,049
‫نمی‌شه ردش رو گرفت.

339
00:13:21,215 --> 00:13:22,658
‫آره، ماجرای مارها رو شنیدم.

340
00:13:22,659 --> 00:13:24,758
‫چون یه آشنا به اسم «مرغ»
‫دارم که برام تخم مار جور می‌کنه...

341
00:13:24,759 --> 00:13:26,558
‫و یکی به اسم «مار»
‫که برام تخم مرغ جور می‌کنه.

342
00:13:26,559 --> 00:13:27,858
‫زنگ زدم به «مرغ» که تخم مار بیاره...

343
00:13:27,859 --> 00:13:29,958
‫در حالی که باید زنگ می‌زدم
‫به «مار» که تخم مرغ بیاره.

344
00:13:29,959 --> 00:13:31,058
‫سوتی دادم!

345
00:13:31,059 --> 00:13:32,560
‫ببین، مارها ترسناک‎ان...

346
00:13:32,561 --> 00:13:35,271
‫ولی به‌نظرم از این ماجرا می‌‌شه
‫یه درس بزرگ گرفت.

347
00:13:35,272 --> 00:13:38,107
‫حتی من هم که معلم دانش‌آموزهای بااستعدادم.

348
00:13:38,108 --> 00:13:40,895
‫نباید بری روی میزت وایستی؟

349
00:13:46,361 --> 00:13:49,781
‫آره، درسته،‌ این عقب‌نشینی
‫بزرگ‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم؟

350
00:13:49,786 --> 00:13:53,710
‫قطعاً. ولی ‌پیش‌زمینۀ یه چیز بزرگ هم بود، نه؟

351
00:13:53,715 --> 00:13:54,957
‫ببین، واقعاً ارزش کاری که...

352
00:13:54,958 --> 00:13:56,083
‫می‌‌‌‌‌خوای انجام بدی رو درک می‌کنم، جنین.

353
00:13:56,084 --> 00:13:57,903
‫ولی فایده‌ای نداشته.

354
00:13:58,106 --> 00:14:00,059
‫به‌نظرم باید برنامه رو بذاریم کنار.

355
00:14:00,417 --> 00:14:03,668
‫گرگوری، باورم نمی‌‌شه که این حرف رو می‌زنی.

356
00:14:03,856 --> 00:14:05,546
‫فکر می‌کردم با برنامه موافقی...

357
00:14:05,551 --> 00:14:07,094
‫مثلاً گفتی... اون موقع که...

358
00:14:07,095 --> 00:14:09,254
‫خب، به گمونم هیچ‌‌‌وقت نگفتی باهاش موافقی.

359
00:14:09,872 --> 00:14:13,100
‫خب، ببین، سعی کردم به بچه‌‌هایی که...

360
00:14:13,101 --> 00:14:15,770
‫توی برنامه نیستن یه‌کم بیشتر توجه نشون بدم...

361
00:14:15,771 --> 00:14:17,563
‫و این دفعه خوب پیش نرفت...

362
00:14:17,564 --> 00:14:19,982
‫ولی هنوز حسم اینه که اگه
‫بااستعدادترین ذهن‌ها رو پرورش بدیم...

363
00:14:19,983 --> 00:14:21,645
‫جنین، وقتی بچه بودم...

364
00:14:21,843 --> 00:14:23,804
‫نتونستم توی برنامۀ بااستعدادها عضو بشم.

365
00:14:23,809 --> 00:14:25,825
‫یعنی اصلاً هیچ شانسی نداشتم.

366
00:14:26,240 --> 00:14:28,157
‫باعث شد که حس کنم
‫مدرسه فقط واسه اون بچه‌‌هاست...

367
00:14:28,158 --> 00:14:31,494
‫که خوب امتحان می‌دن‌،
‫و من این‌جوری نبودم.

368
00:14:31,495 --> 00:14:33,163
‫واسه همین جا زدم.

369
00:14:35,165 --> 00:14:37,291
‫نمی‌دونم چی بگم.

370
00:14:37,292 --> 00:14:41,046
‫نکته اینه که وقتی به
‫بعضی بچه‌‌ها جوجه ‌بدی...

371
00:14:41,200 --> 00:14:43,762
‫بچه‌‌های دیگه‌، مار گیرشون میاد.

372
00:14:44,184 --> 00:14:45,633
‫و اگه برای مدت طولانی زندگی بهت مار بده...

373
00:14:45,634 --> 00:14:47,469
‫فکر می‌کنی لیاقتت همینه.

374
00:14:49,805 --> 00:14:52,598
‫و حق هیچ‌کس مار نیست.

375
00:14:53,720 --> 00:14:56,390
‫فهمیدم. خب حالا چی‌‌‌‌کار کنیم؟

376
00:14:56,395 --> 00:14:59,122
‫حرف من فقط اینه که آدم ممکنه در
‫زمینه‌های مختلفی استعداد داشته باشه.

377
00:14:59,935 --> 00:15:02,958
‫در‌‌مور‌‌د نظریۀ هوش‌های چندگانۀ
‫هاوارد گاردنر چیزی شنیدی؟

378
00:15:04,067 --> 00:15:06,538
‫خیلی خب. ببین، مثلاً این بچه...

379
00:15:06,543 --> 00:15:07,586
‫ممکنه ریاضی‌ش خوب نباشه...

380
00:15:07,590 --> 00:15:09,949
‫ولی ممکنه درمورد طبیعت،
‫هوشِ خوبی داشته باشه...

381
00:15:09,950 --> 00:15:11,367
‫که یعنی در زمینۀ طبیعت استعداد داره.

382
00:15:11,372 --> 00:15:13,369
‫- باشه.
‫- و این دختر...

383
00:15:13,370 --> 00:15:15,458
‫ممکنه هوش موسیقی داشته باشه.

384
00:15:15,463 --> 00:15:16,964
‫و این بچه...

385
00:15:17,141 --> 00:15:18,476
‫خب، خوابیده.

386
00:15:18,481 --> 00:15:19,684
‫- آره، بیهوشه.
‫- اوهوم.

387
00:15:19,689 --> 00:15:21,800
‫- اوهوم.
‫- اون‌جا رو ببین.

388
00:15:22,170 --> 00:15:24,926
‫این بچه هوش سرایداری داره.

389
00:15:25,841 --> 00:15:28,015
‫گفتی هشت تا تخم بود، درسته؟

390
00:15:28,020 --> 00:15:30,059
‫- آره.
‫- خب، 6 تا مار پیدا کردیم.

391
00:15:31,063 --> 00:15:32,898
‫این‌جوری 2 تا مار می‌مونه.

392
00:15:32,903 --> 00:15:35,183
‫بله، سیدنی. درسته.

393
00:15:35,292 --> 00:15:36,836
‫آفرین.

394
00:15:38,270 --> 00:15:41,063
‫- سلام.
‫- ملیسا، پنجشنبه‌ست.

395
00:15:41,064 --> 00:15:43,065
‫‌‌‌‌برای دیدن مردت آماده‌‌ای؟

396
00:15:43,066 --> 00:15:44,400
‫اوه، دست بردار، بارب. بی‌خیالش شو.

397
00:15:44,401 --> 00:15:47,187
‫- آمادگی رابطه ندارم.
‫- ملیسا اَن شمنتی...

398
00:15:47,192 --> 00:15:49,155
‫من تو رو می‌شناسم و آماده نبودنت...

399
00:15:49,156 --> 00:15:52,325
‫واسه اینه که به خودت
‫تلقین می‌کنی که آماده نیستی.

400
00:15:52,326 --> 00:15:54,911
‫ولی باشه، هر کاری دلت می‌خواد بکن.

401
00:15:57,909 --> 00:15:59,356
‫سلام.

402
00:15:59,361 --> 00:16:00,788
‫درمورد اقامتگاهی که اشتراکی گرفتیم زنگ زدی؟

403
00:16:00,792 --> 00:16:02,209
‫می‌‌خوام ماه ژوئن از زمان خودم استفاده کنم.

404
00:16:02,210 --> 00:16:03,794
‫نه، نه، نه، نه.
‫موضوع یه چیز دیگه‌‌‌ست.

405
00:16:03,795 --> 00:16:06,047
‫ولی ایرادی نداره.
‫به هر حال من جولای رو ترجیح می‌دم.

406
00:16:06,048 --> 00:16:08,020
‫ببین...

407
00:16:08,676 --> 00:16:10,881
‫بعد اینکه طلاق گرفتیم و تو...

408
00:16:10,886 --> 00:16:13,879
‫با نینا یا هر کی که بود
‫رابطه برقرار کردی، درسته؟

409
00:16:14,075 --> 00:16:15,168
‫تو...

410
00:16:16,892 --> 00:16:18,559
‫از این نمی‌ترسیدی...

411
00:16:18,560 --> 00:16:20,796
‫نمی‌ترسیدی که عاقبتش بشه مثل رابطۀ ما؟

412
00:16:20,801 --> 00:16:22,104
‫معلومه که می‌‌ترسیدم.

413
00:16:22,105 --> 00:16:24,440
‫آدم وقتی یه بار می‌‌سوزه،
‫طرف اجاق‌گاز رفتن براش سخت می‌شه.

414
00:16:24,441 --> 00:16:27,277
‫چطور؟ تو فکر آشپزی‌‌ای؟

415
00:16:29,132 --> 00:16:31,218
‫دارم به تست کردن یه
‫دستورپخت جدید فکر می‌کنم.

416
00:16:31,223 --> 00:16:33,616
‫ببین، ما جوون بودیم و منم احمق بودم.

417
00:16:33,617 --> 00:16:37,037
‫فرصت داشتن یه رابطۀ بهتر، حقته.

418
00:16:37,141 --> 00:16:38,718
‫خدایا، چه دل‌نازک شدی.

419
00:16:38,723 --> 00:16:41,109
‫خندیدیم، ازت متنفرم.

420
00:16:41,114 --> 00:16:42,762
‫من بیشتر ازت متنفرم.

421
00:16:43,001 --> 00:16:44,586
‫می‌بینمت، جو.

422
00:16:47,250 --> 00:16:49,757
‫و واسه همین فکر می‌کنم...

423
00:16:49,762 --> 00:16:51,989
‫هیچ پرنده‌ای از مرغ دریایی قابل احترام‌تر نیست.

424
00:16:51,994 --> 00:16:53,078
‫زنده می‌مونه.

425
00:16:53,083 --> 00:16:54,833
‫موافقم.

426
00:16:55,258 --> 00:16:56,510
‫خب، خب، خب.

427
00:16:56,515 --> 00:16:58,265
‫ببینین کی اومده، همونی که فرار کرد.

428
00:16:58,270 --> 00:17:00,281
‫آره، بهش افتخار نمی‌کنم.

429
00:17:00,286 --> 00:17:02,570
‫مهم نیست! بدتر از اینم دیدم.

430
00:17:02,575 --> 00:17:03,646
‫خب، معذرت می‌‌‌خوام.

431
00:17:03,647 --> 00:17:04,980
‫گوش کن، می‌‌فهمم.

432
00:17:04,981 --> 00:17:06,465
‫تو زن خوشگلی هستی.

433
00:17:07,223 --> 00:17:08,984
‫در فیلی نمره‌ت 11ـه.

434
00:17:08,985 --> 00:17:11,571
‫حقته گزینه‌‌های مختلف داشته باشی.
‫منم گزینه دارم...

435
00:17:11,723 --> 00:17:14,824
‫مثل چیپس خونگی، چیپس کلاسیک،
‫کیک، آب‌نبات ترش...

436
00:17:14,825 --> 00:17:17,293
‫غلات صبحونه، برند‌های محلی،
‫برند‌‌های معروف.

437
00:17:18,161 --> 00:17:20,457
‫ولی واسه تو کل دنیا
‫دستگاه فروش خودکار حساب می‌شه.

438
00:17:21,028 --> 00:17:22,331
‫خب، اگه دوست داشته باشی...

439
00:17:22,332 --> 00:17:24,208
‫من هنوزم دلم می‌خواد که شام بریم بیرون.

440
00:17:24,209 --> 00:17:26,328
‫معلومه که می‎خوام.
‫این چطوره؟

441
00:17:26,333 --> 00:17:29,046
‫منو تو، رستوران ایتالیایی اسکانیچیو؟

442
00:17:29,047 --> 00:17:32,466
‫اوه. شوهر سابقم اون‌جا ازم خواستگاری کرد...

443
00:17:32,467 --> 00:17:34,301
‫می‌دونی که، آخرم طلاق گرفتیم، پس...

444
00:17:34,302 --> 00:17:37,059
‫اون‌جا نه، ولی...
‫یه جایی واسه رفتن پیدا می‌‌کنیم.

445
00:17:38,473 --> 00:17:40,390
‫می‌دونستم که تشبیه چیپس جواب می‌‌ده.

446
00:17:41,977 --> 00:17:45,354
‫حالا که صحبت از گزینه‌های مختلف شد...

447
00:17:45,355 --> 00:17:49,525
‫خیلی دوست دارم کوکی‌های «اسنک‌وِل»
‫دوباره تو دستگاه موجود بشن.

448
00:17:49,526 --> 00:17:50,693
‫لطفاً.

449
00:17:50,694 --> 00:17:52,028
‫ببینم چی‌کار می‌تونم بکنم.

450
00:17:52,029 --> 00:17:53,363
‫خوبه.

451
00:17:57,034 --> 00:18:01,013
‫آره، کوکی‌ها رو جور می‌کنه.
‫من در فیلی نمره‌م 11ـه.

452
00:18:02,567 --> 00:18:04,540
‫تو خیلی باهوشی.
‫اپرای علمِ کوچولوی من...

453
00:18:04,541 --> 00:18:06,168
‫داره تو علف‌شناسی می‌ترکونه.

454
00:18:06,254 --> 00:18:07,742
‫منظورتون گیاه‌شناسی نیست؟

455
00:18:07,747 --> 00:18:09,348
‫منم همین رو گفتم.

456
00:18:09,796 --> 00:18:12,085
‫دوستم کریستال مدام پز می‌ده...

457
00:18:12,090 --> 00:18:14,008
‫که بچه‌هاش خیلی باهوشن.

458
00:18:14,009 --> 00:18:16,583
‫مشخصه که باهوش‌ترین بچه‌‌ها رو من دارم.

459
00:18:17,372 --> 00:18:20,477
‫شاید بتونی از اینکه جدول تناوبی رو
‫حفظ می‌کنی یه کلیپ بسازی.

460
00:18:20,482 --> 00:18:21,734
‫که بفرستم واسه کریستال.

461
00:18:21,739 --> 00:18:22,933
‫کار شما این‌جا چیه؟

462
00:18:22,934 --> 00:18:24,186
‫مدیر مدرسه‌ام دیگه.

463
00:18:24,287 --> 00:18:26,457
‫ولی شما که هیچ کاری نمی‌کنین.

464
00:18:36,809 --> 00:18:39,688
‫این برنامه رو تعطیل می‌کنیم.
‫داره زیادی باهوش می‌‌شه.

465
00:18:39,921 --> 00:18:41,907
‫اوه، نه، وایستا، راستش ما داشتیم...

466
00:18:41,912 --> 00:18:43,579
‫راجع‌به برنامۀ بااستعدادها حرف می‌زدیم...

467
00:18:43,580 --> 00:18:45,085
‫و یه راه حل پیدا کردیم.

468
00:18:45,090 --> 00:18:47,658
‫خوبه، چون بابی فیشرِ سیاه‌پوست...
‫[قهرمان شطرنج سابق جهان]

469
00:18:47,659 --> 00:18:49,135
‫داره ناجور تو شطرنج من رو می‌بره.

470
00:18:49,136 --> 00:18:52,379
‫خب، فکر کردیم به جای اینکه هر هفته...

471
00:18:52,380 --> 00:18:54,765
‫فقط چند تا از بچه‌ها فعالیت ویژه داشته باشن...

472
00:18:54,770 --> 00:18:58,052
‫اگه هر چند هفته یه بار، تمام بچه‌ها
‫یه فعالیت ویژه داشته باشن چی؟

473
00:18:58,053 --> 00:18:59,520
‫این‌جوری دیگه هیچ‌کس
‫حس نمی‌کنه کنار گذاشته شده.

474
00:18:59,525 --> 00:19:01,601
‫هر نوع هوشی که ممکنه
‫داشته باشن رو مدنظر قرار می‌دیم.

475
00:19:01,606 --> 00:19:03,320
‫می‌تونیم همه رو برای یا‌‌دگیری هیجان‌‌زده ‌‌‌کنیم.

476
00:19:03,325 --> 00:19:05,335
‫و جیکوب درس دادن رو ادامه می‌‌‌ده.

477
00:19:05,340 --> 00:19:06,617
‫- ما هم کمک می‌کنیم.
‫- آره.

478
00:19:06,622 --> 00:19:08,387
‫«ای کاپیتان! کاپیتان من!» برای همه.

479
00:19:08,704 --> 00:19:12,223
‫پس اگه همه خاص باشن،
‫دیگه هیچ‌کس خاص نیست.

480
00:19:13,814 --> 00:19:15,149
‫از نظر من که خوبه.

481
00:19:18,448 --> 00:19:20,032
‫معمولاً بعد مدرسه چی کار می‌کنی؟

482
00:19:20,033 --> 00:19:21,484
‫تمرین می‌کنم، مسابقۀ «جپردی» رو می‌بینم.

483
00:19:21,489 --> 00:19:22,618
‫هم تمرین می‌کنی، هم جپردی می‌بینی؟

484
00:19:22,619 --> 00:19:24,787
‫آره، هم‌زمان انجام‌شون می‌دم.
‫بدن و ذهن رو تحریک می‌کنه.

485
00:19:24,791 --> 00:19:25,284
‫چه جالب.

486
00:19:25,288 --> 00:19:26,706
‫- اوه...
‫- اوه.

487
00:19:26,910 --> 00:19:27,988
‫روبه‌راهی؟

488
00:19:27,993 --> 00:19:29,746
‫آره. آره. من...

489
00:19:29,895 --> 00:19:31,752
‫نمی‌تونم در رو باز کنم وگرنه فرار می‌کنن.

490
00:19:31,753 --> 00:19:32,872
‫کی فرار می‌کنه؟

491
00:19:32,877 --> 00:19:34,898
‫مار هفتم و هشتم رو پیدا کردم، خب؟

492
00:19:34,903 --> 00:19:36,154
‫تو... تو کیفم بودن.

493
00:19:36,158 --> 00:19:39,820
‫- وای، نه.
‫- و ام... الان تو ماشینم‌ان.

494
00:19:39,825 --> 00:19:41,429
‫- وای، خدا.
‫- ام...

495
00:19:41,575 --> 00:19:43,112
‫اوه...

496
00:19:45,362 --> 00:19:47,358
‫اون‌وقت این به بچه‌های بااستعداد درس می‌ده.

497
00:19:47,378 --> 00:19:48,232
‫اوهوم.

498
00:19:50,440 --> 00:19:52,467
‫جوری که بزرگ شدی اصلاً درست نیست...

499
00:19:52,472 --> 00:19:54,817
‫اینکه فکر کنی خاص نیستی.

500
00:19:54,818 --> 00:19:57,820
‫یعنی واقعاً امیدوارم
‫اون تفکر باهات نمونده باشه...

501
00:19:57,821 --> 00:20:00,245
‫چون از نظر من بااستعدادی.

502
00:20:00,611 --> 00:20:02,780
‫فقط به اندازۀ من بااستعداد نیستی.

503
00:20:02,826 --> 00:20:04,326
‫اوه، عجب، پس این‌طوریه؟ باشه.

504
00:20:04,327 --> 00:20:05,829
‫آره. همین‌طوریه.

505
00:20:06,073 --> 00:20:10,839
‫ام... ولی این رو جدی می‌گم، گرگوری...

506
00:20:11,577 --> 00:20:14,050
‫تو این فکر بودم که...

507
00:20:14,296 --> 00:20:15,880
‫می‌خوای ماشینت رو برات دربیارم؟

508
00:20:15,881 --> 00:20:17,464
‫چون من می‌تونم انجامش بدم.

509
00:20:17,465 --> 00:20:18,799
‫می‌دونی، هوشی که براش لازمه رو دارم...

510
00:20:18,800 --> 00:20:20,987
‫خیلی خب، شب خوبی داشته باشی.

511
00:20:21,182 --> 00:20:23,604
‫- باشه، بعداً می‌‌بینمت.
‫- می‌‌بینمت.

512
00:20:28,310 --> 00:20:30,811
‫واقعاً خوشحالم که گرگوری
‫باهامون صمیمی‌تر شده.

513
00:20:30,812 --> 00:20:32,701
‫چون واقعاً آدم خوبیه...

514
00:20:32,706 --> 00:20:36,359
‫و داشتن یه دوست دیگه‌
‫تو مدرسه هم خیلی خوبه.

515
00:20:39,026 --> 00:20:40,034
‫چیه؟

516
00:20:41,616 --> 00:20:44,979
‫امروز یاد گرفتم که تخم مار
‫و تخم مرغ شبیه هم‌ان.

517
00:20:45,697 --> 00:20:48,183
‫تو مدرسۀ قبلی‌ام هیچ‌وقت
‫کارهای جالب انجام نمی‌دادیم.

518
00:20:48,768 --> 00:20:51,761
‫وای‌، خدا! وای!

519
00:20:52,339 --> 00:20:55,065
‫از مدیر کلمن خوشم میاد.
‫شبیه یه بچۀ گنده می‌مونه.

520
00:20:55,070 --> 00:20:57,531
‫سبک‌سره، شغلی هم نداره.

521
00:20:58,013 --> 00:21:03,569
‫«کاری از بـهـادر»
‫«Bahador_Sub@»

522
00:21:03,845 --> 00:21:07,515
‫یه نوع استعداد وجود داره
‫که همیشه نادیده گرفته می‌شه.

523
00:21:07,666 --> 00:21:10,416
‫من برنامه‌ای برای بااستعدادها
‫در زمینۀ سرایداری راه انداختم.

524
00:21:10,518 --> 00:21:13,058
‫می‌شه برعکس فیلم «ویل هانتینگ نابغه».

525
00:21:17,065 --> 00:21:18,984
‫شما یه تمیزکاریِ خلاقانه(همراه با نبوغ) می‌بینین.

526
00:21:18,985 --> 00:21:21,279
‫من یه نابغه در زمینۀ تمیزکاری می‌‌بینم.

527
00:21:21,303 --> 00:21:46,303
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

