1
00:00:00,814 --> 00:00:04,504
‫و به همین دلیل ابت
‫همیشه در قلب من می‌مونه.

2
00:00:04,505 --> 00:00:07,132
‫خیلی خب، دیگه حرف‌هام رو تموم می‌‌‌‌کنم.

3
00:00:07,133 --> 00:00:09,801
‫می‌دونی که چه‌قدر می‌تونم حرف بزنم، مگه نه، ایوا؟

4
00:00:10,970 --> 00:00:12,512
‫خوب خبر دارم، دختر.

5
00:00:14,432 --> 00:00:16,433
‫باربارا، از این همه لطف‌تون ممنونم.

6
00:00:16,434 --> 00:00:18,685
‫مل، تمام کارهایی که برام کردی.

7
00:00:18,686 --> 00:00:20,813
‫- نمی‌دونم چطوری...
‫- این کی هست اصلاً؟

8
00:00:22,982 --> 00:00:24,983
‫اسم اون زن رو نمی‌دونم.

9
00:00:24,984 --> 00:00:27,152
‫نه، من می‌دونم. می‌دونم. اسمش... اوه...

10
00:00:27,153 --> 00:00:28,486
‫معلم ورزشه؟

11
00:00:28,487 --> 00:00:30,322
‫با معلم‌های ورزش خیلی قاتی نمی‌‌شم.

12
00:00:30,323 --> 00:00:32,532
‫صداهاشون هیچ‌وقت به قیافه‌هاشون نمی‌خوره.

13
00:00:39,207 --> 00:00:41,208
‫باورم نمی‌شه این آخرین روزیه که پیش ما هستی.

14
00:00:41,209 --> 00:00:43,168
‫تو بهترین معلم هنر داوطلبی بودی...

15
00:00:43,169 --> 00:00:45,503
‫که این مدرسه تا امروز به خودش دیده.

16
00:00:45,504 --> 00:00:46,796
‫و نگاه کن...

17
00:00:46,797 --> 00:00:48,632
‫شورت مدل برمودا، چون...

18
00:00:48,633 --> 00:00:51,301
‫مکان مورد علاقه‌ت واسه تعطیلات، برموداست!

19
00:00:51,302 --> 00:00:52,302
‫خیلی لطف کردی.

20
00:00:52,303 --> 00:00:54,179
‫ممنون!

21
00:00:54,180 --> 00:00:55,847
‫کاری نکردم.

22
00:00:58,184 --> 00:01:01,186
‫باربارا، اسمش چی بود؟

23
00:01:18,955 --> 00:01:20,247
‫- جنین.
‫- بله؟

24
00:01:20,248 --> 00:01:21,414
‫تو چت شده؟

25
00:01:21,415 --> 00:01:23,598
‫داری خودت رو تشویق می‌کنی
‫که بیشتر از همیشه خودت باشی؟

26
00:01:23,599 --> 00:01:24,125
‫نه.

27
00:01:24,126 --> 00:01:26,836
‫امروز اولین روز کاریه دوستم، سحره.

28
00:01:26,837 --> 00:01:29,339
‫خب، وقتی شنیدم واسه هنر
‫یه معلم داوطلب جدید لازم داریم...

29
00:01:29,340 --> 00:01:30,840
‫به دوستم سحر زنگ زدم.

30
00:01:30,841 --> 00:01:34,886
‫یه هنرمند موفق محلیه،
‫و خیلی هم باحاله.

31
00:01:34,887 --> 00:01:35,971
‫این‌جا رو ببینین.

32
00:01:35,972 --> 00:01:39,098
‫این‌جا دانشگاه‌مونه که با هم آشنا شدیم.

33
00:01:40,101 --> 00:01:41,601
‫هیچ‌‌‌وقت لکۀ شراب روی دندون‌هاش نمی‌موند.

34
00:01:41,602 --> 00:01:42,936
‫وای، خدا. پسر، شاید باورتون نشه...

35
00:01:42,937 --> 00:01:44,771
‫ولی اون زمان دوست پیدا کردن، برام راحت نبود.

36
00:01:44,772 --> 00:01:45,814
‫دروغ نگو.

37
00:01:45,815 --> 00:01:47,273
‫آره، آره، می‌دونم.

38
00:01:47,274 --> 00:01:49,567
‫ولی سحر من رو از لاکَم بیرون کشید...

39
00:01:49,568 --> 00:01:50,777
‫و مطمئنم برای بچه‌ها هم...

40
00:01:50,778 --> 00:01:51,778
‫همین کار رو می‌کنه، و خب...

41
00:01:51,779 --> 00:01:54,114
‫- اگه فکر می‌کنین من باحالم...
‫- نیستی.

42
00:01:54,115 --> 00:01:56,449
‫- جنین باحاله.
‫- آره، مرسی، جیکوب.

43
00:01:56,450 --> 00:01:57,617
‫پازل درست می‌کنه، بافتنی می‌بافه.

44
00:01:57,618 --> 00:01:58,785
‫خیلی توضیح نمی‌خواد، مرسی.

45
00:01:58,786 --> 00:02:00,829
‫کفش طبی می‌پوشه و آلو می‌خوره.

46
00:02:00,830 --> 00:02:02,122
‫مگه آلو چشه؟

47
00:02:02,123 --> 00:02:04,124
‫- خب...
‫- خیلی میوۀ باحالی حساب نمی‌شه.

48
00:02:04,125 --> 00:02:05,625
‫می‌دونین چه میوه‌ای باحاله؟

49
00:02:05,626 --> 00:02:07,252
‫- کیوی.
‫- دقیقاً.

50
00:02:09,130 --> 00:02:10,797
‫جنین!

51
00:02:10,798 --> 00:02:12,299
‫وای، خدا، سحر!

52
00:02:12,300 --> 00:02:14,217
‫بوس، بوس.

53
00:02:14,218 --> 00:02:15,218
‫اوه، فرانسویه؟

54
00:02:15,219 --> 00:02:17,053
‫صبح همه بخیر. من سحر هستم.

55
00:02:17,054 --> 00:02:19,889
‫خب، تو قبلاً با جنین می‌پریدی؟

56
00:02:19,890 --> 00:02:21,391
‫می‌خواستی براش یه خواهر بزرگ‌تر باشی...

57
00:02:21,392 --> 00:02:22,892
‫یا از این برنامه‌ها بود که آرزوی آدم‌هایی که...

58
00:02:22,893 --> 00:02:24,667
‫دارن از خجالت می‌میرن رو برآورده می‌کردین؟

59
00:02:25,438 --> 00:02:28,648
‫این ایواست. بانمکه.

60
00:02:28,649 --> 00:02:30,817
‫خب، خیلی هیجان‌زده‌ام که این‌‌‌جام.

61
00:02:30,818 --> 00:02:32,694
‫واسه همکاری باهاتون لحظه‌شماری می‌کنم.

62
00:02:32,695 --> 00:02:34,989
‫خب، بریم مدرسه رو بهت نشون بدم. بریم.

63
00:02:35,990 --> 00:02:39,159
‫هر کسی نمی‌تونه سرهمی بپوشه و بهش بیاد.

64
00:02:39,160 --> 00:02:41,328
‫حرفم اینه که «توییچ» از
‫تلویزیون هم بیشتر بیننده داره.

65
00:02:41,329 --> 00:02:43,330
‫در واقع تعداد افرادی که
‫«توییچ» می‌بینن بیشتر از...

66
00:02:43,331 --> 00:02:46,166
‫جیکوب، دارم سعی می‌کنم
‫روی تغذیۀ بچه‌ها نظارت کنم.

67
00:02:46,167 --> 00:02:49,127
‫آره، نه، البته. ببخشید.

68
00:02:49,128 --> 00:02:51,463
‫تو چی، دِ‌‌وین؟
‫استریمرِ مورد علاقۀ تو کیه؟

69
00:02:51,464 --> 00:02:53,340
‫سرم شلوغه، «کایلو».
‫[نام شخصیت کارتونی]

70
00:02:53,341 --> 00:02:55,759
‫دوین همیشگی.

71
00:02:55,760 --> 00:02:58,971
‫باورم نمی‌شه که این‌ها رو به خورد بچه‌ها می‌‌دن.

72
00:03:03,476 --> 00:03:06,644
‫کاهش بودجه.
‫و هر سال هم بدتر می‌شه.

73
00:03:07,980 --> 00:03:09,898
‫اصلاً تو این غذاها سبزیجات هم هست؟

74
00:03:09,899 --> 00:03:11,733
‫آره. هر روز با هواپیما از بروکسل...

75
00:03:11,734 --> 00:03:13,860
‫برامون کلم تازه میارن.
‫(اشاره به کلم بروکسل)

76
00:03:13,861 --> 00:03:16,363
‫اینکه از دوین دلسرد بشی هیچ فایده‌ای نداره.

77
00:03:16,364 --> 00:03:18,094
‫اون‌ها هم دقیقاً مثل ما هستن...

78
00:03:18,095 --> 00:03:19,825
‫با امکاناتی که دارن
‫بهترین کاری که می‌تونن رو می‌کنن.

79
00:03:19,925 --> 00:03:22,494
‫یه کلیپِ «حالا این» دیدم که
‫یه سری معلم در کنتاکی...

80
00:03:22,495 --> 00:03:24,496
‫در مدرسه‌شون یه باغچۀ سبزیجات
‫درست کرده بودن.

81
00:03:24,497 --> 00:03:26,331
‫شرط می‌بندم ما هم می‌تونیم
‫همین کار رو این‌جا بکنیم.

82
00:03:26,333 --> 00:03:27,105
‫ما؟

83
00:03:27,106 --> 00:03:28,334
‫♪ جیکوب و باربارا ♪

84
00:03:28,433 --> 00:03:29,868
‫♪ رویایی‌ترین تیم دنیا ♪

85
00:03:29,877 --> 00:03:33,004
‫جیکوب، این‌جا همچین چیزهایی جواب نمی‌ده.

86
00:03:33,005 --> 00:03:34,839
‫ولی... ولی تو مدارس دیگه جواب داده.

87
00:03:34,840 --> 00:03:37,008
‫و... و بخش مهمش
‫اینه که برای بچه‌ها مفیده...

88
00:03:37,009 --> 00:03:38,843
‫و در ضمن ما هم می‌تونیم باغبونی کنیم...

89
00:03:38,844 --> 00:03:41,679
‫که دیگه اصلاً چی از این بهتر؟

90
00:03:41,680 --> 00:03:44,140
‫حالا این شد یه چیزی که منم باهاش موافقم.

91
00:03:44,141 --> 00:03:45,810
‫وای خدا، ‌واقعاً این کار رو می‌کنیم؟

92
00:03:47,394 --> 00:03:50,230
‫باورم نمی‌شه که می‌خوام این رو بگم...

93
00:03:50,231 --> 00:03:52,690
‫ولی جیکوب، بیا این کار رو بکنیم.

94
00:03:54,860 --> 00:03:55,902
‫می‌دونم که به کسی اختصاص داده نشدن.

95
00:03:55,903 --> 00:03:57,904
‫ما خودمون می‌دونیم کی کجا پارک کنه...

96
00:03:57,905 --> 00:04:00,240
‫و تو جایی که همه می‌دونیم واسه منه، پارک کردی.

97
00:04:00,241 --> 00:04:01,282
‫متوجهی؟

98
00:04:01,283 --> 00:04:02,617
‫اوه، ام... متوجه شد.

99
00:04:02,618 --> 00:04:03,952
‫فهمید.

100
00:04:03,953 --> 00:04:06,121
‫آره، کاملاً... من... واقعاً عذر می‌خوام.

101
00:04:06,122 --> 00:04:07,455
‫دیگه تکرار نمی‌شه، من فقط...

102
00:04:07,456 --> 00:04:08,915
‫هنوز دارم یاد می‌گیرم شرایط این‌جا چه‌جوریه.

103
00:04:08,916 --> 00:04:11,084
‫مشکلی نیست. دیگه تموم شد و رفت.

104
00:04:11,085 --> 00:04:12,752
‫به هر حال واسه این نیومدم باهات صحبت کنم.

105
00:04:12,753 --> 00:04:14,754
‫خب، ولی حرفت رو با این موضوع شروع کردی.

106
00:04:14,755 --> 00:04:16,589
‫شوخی می‌کنم.

107
00:04:16,590 --> 00:04:18,925
‫پس، چیزی که اومدم درموردش صحبت کنم...

108
00:04:18,926 --> 00:04:20,510
‫پروژۀ پیتر خرگوشۀ امساله که...

109
00:04:20,511 --> 00:04:22,679
‫اوه، اوه، اوه، خیلی عالیه.

110
00:04:22,680 --> 00:04:25,014
‫می‌دونی، هر سال، شاگردهای هر دومون
‫کتاب «پیتر خرگوشه» رو می‌خونن.

111
00:04:25,015 --> 00:04:26,850
‫و بعدش با معلم هنرشون...

112
00:04:26,851 --> 00:04:29,686
‫بچه‌‌ها نسخه‌های مخصوص خودشون
‫از پیتر رو با بشقاب‌های کاغذی می‌سازن.

113
00:04:29,687 --> 00:04:32,021
‫پروژۀ بزرگ هنرِ کلاس دومه.

114
00:04:32,022 --> 00:04:33,231
‫عالیه. و امسال...

115
00:04:33,232 --> 00:04:34,732
‫- اوهوم؟
‫- سورپرایز داریم.

116
00:04:36,068 --> 00:04:37,944
‫وای، خدای من.

117
00:04:37,945 --> 00:04:39,112
‫اینا نواَن؟!

118
00:04:39,113 --> 00:04:40,113
‫خودت بگو.

119
00:04:40,114 --> 00:04:42,282
‫باشه، ام... لکۀ شکلات ندارن.

120
00:04:42,283 --> 00:04:43,908
‫کپک هم ندارن.

121
00:04:43,909 --> 00:04:45,743
‫ببین چه‌قدر سفت و محکم‌ان.

122
00:04:45,744 --> 00:04:46,786
‫وای!

123
00:04:46,787 --> 00:04:47,912
‫این‌ها رو از کجا آوردی؟

124
00:04:47,913 --> 00:04:49,956
‫خریدم‌شون.

125
00:04:49,957 --> 00:04:52,792
‫با پول خودت؟ کسی برات جور نکرده؟

126
00:04:52,793 --> 00:04:54,252
‫فقط خودم.

127
00:04:54,253 --> 00:04:57,589
‫اوه، آره، 15 ساله که دارم
‫این پروژه رو انجام می‌دم.

128
00:04:57,590 --> 00:05:00,258
‫از کارهایی که کردم این اولین کاری بود
‫که بچه‌ها واقعاً دوستش داشتن.

129
00:05:00,259 --> 00:05:02,260
‫ام...

130
00:05:02,261 --> 00:05:04,638
‫این واسه سال اولیه که انجامش دادم.

131
00:05:06,474 --> 00:05:08,641
‫یونولیت‌ـه.

132
00:05:08,642 --> 00:05:10,143
‫می‌دونم واسه محیط زیست ضرر دارن...

133
00:05:10,144 --> 00:05:11,644
‫ولی خودتون امتحان کنین
‫ببینین می‌شه تو جکوزی از...

134
00:05:11,645 --> 00:05:14,268
‫بشقاب‌های کاغذی استفاده کرد
‫یا خیس می‌شن می‌رن زیر آب؟

135
00:05:14,269 --> 00:05:16,024
‫- حرف نداره.
‫- آره، عاشقش می‌شی.

136
00:05:16,025 --> 00:05:18,485
‫می‌تونیم بعداً در‌‌مور‌‌د آماده‌سازیش صحبت کنیم.

137
00:05:18,486 --> 00:05:19,652
‫عالیه! خیلی منتظرشم!

138
00:05:19,653 --> 00:05:22,197
‫این پروژه خوراک خودته.

139
00:05:22,198 --> 00:05:23,990
‫مطمئنیم که پیتر خرگوشه بهترین گزینه‌ست؟

140
00:05:23,991 --> 00:05:25,658
‫- اوه؟
‫- تو این فکر بودم که شاید...

141
00:05:25,659 --> 00:05:27,994
‫داستان مناسبت‌تری هم باشه؟

142
00:05:27,995 --> 00:05:31,415
‫خب، ملیسا رفته اون کتاب‌های نو رو خریده.

143
00:05:35,127 --> 00:05:37,253
‫سحر؟

144
00:05:37,254 --> 00:05:38,963
‫فهمیدم، و عاشق این فکرم هستم.

145
00:05:38,964 --> 00:05:40,465
‫- اوه.
‫- داستان رو ارتقا می‌‌دیم.

146
00:05:40,466 --> 00:05:42,800
‫اعماق داستان پیتر خرگوشه رو جست‌وجو می‌‌کنیم...

147
00:05:42,801 --> 00:05:44,969
‫و استعاره‌های مخفی در داستان رو پیدا می‌‌کنیم.

148
00:05:44,970 --> 00:05:47,472
‫اوه، آره. حتماً.

149
00:05:47,473 --> 00:05:49,474
‫آره. منظورم اینه که بیشتر مردم فکر می‌کنن...

150
00:05:49,475 --> 00:05:52,477
‫یه داستان معمولی در‌‌مور‌‌د
‫خرگوشیه که هویج می‌دزده.

151
00:05:52,478 --> 00:05:55,688
‫ولی ما شبیه بیشتر مردم نیستیم.
‫ما معنی درونی رو می‌‌بینیم.

152
00:05:55,689 --> 00:05:58,525
‫این یه داستان در‌‌مور‌‌د
‫زندگی خونگی و نظام سرمایه‌داریه.

153
00:05:58,526 --> 00:06:01,694
‫دقیقاً. منم همیشه همین رو می‌‌گفتم.

154
00:06:01,695 --> 00:06:04,906
‫فقط قبل اینکه با ملیسا
‫صحبت کنی، صبر کن منم بیام.

155
00:06:04,907 --> 00:06:06,074
‫البته.

156
00:06:06,075 --> 00:06:08,409
‫این داستان همیشۀ جنین و سحره.

157
00:06:08,410 --> 00:06:11,412
‫منظورم اینه که دوستش بودن خیلی هیجان‌انگیزه.

158
00:06:11,413 --> 00:06:14,249
‫همیشه کلی کارهای جالب می‌کنیم...

159
00:06:14,250 --> 00:06:16,251
‫مثلاً یه بار خونۀ «تیرا وک» رفتیم پارتی...
‫[رپر آمریکایی]

160
00:06:16,252 --> 00:06:17,544
‫که سحر رفت داخل.

161
00:06:17,545 --> 00:06:19,379
‫راستش... من بیرون وایستادم.

162
00:06:19,380 --> 00:06:22,048
‫و ام... به صداها گوش دادم
‫چون من رو راه ندادن.

163
00:06:22,049 --> 00:06:23,716
‫صداش که خیلی باحال بود.

164
00:06:23,717 --> 00:06:26,511
‫به همه خیلی خوش می‌گذشت.

165
00:06:28,347 --> 00:06:30,682
‫جیکوب.

166
00:06:33,018 --> 00:06:35,186
‫خب، ماها رو نگاه.

167
00:06:35,187 --> 00:06:38,898
‫خب، شما سلیقۀ خوبین دارین، آقای هیل.

168
00:06:38,899 --> 00:06:40,066
‫به همچنین شما.

169
00:06:40,067 --> 00:06:41,568
‫خاستگاه کلاه‌های آفتابی داستان جالبیه...

170
00:06:41,569 --> 00:06:43,444
‫چطوره یه‌کم آهنگ گوش کنیم؟

171
00:06:43,445 --> 00:06:45,613
‫- حتماً.
‫- اوهوم.

172
00:06:48,617 --> 00:06:50,577
‫«بوسا نووا»ست؟

173
00:06:50,578 --> 00:06:51,744
‫آره، اگه بخوای ‌می‌تونم عوضش کنم.

174
00:06:51,745 --> 00:06:52,870
‫نه، نه.

175
00:06:52,871 --> 00:06:54,956
‫عاشقشم.

176
00:06:54,957 --> 00:06:56,457
‫عالیه.

177
00:06:56,458 --> 00:06:58,186
‫بفرمایین.

178
00:06:58,211 --> 00:06:59,272
‫ممنون.

179
00:06:59,296 --> 00:07:01,754
‫من، اوه... یه چند تا
‫گیاهِ از قبل جوونه‌زده خریدم...

180
00:07:01,755 --> 00:07:03,589
‫تا کار سریع‌تر جلو بره.

181
00:07:03,590 --> 00:07:05,925
‫فکرم این بود که یه جا واسه سبزیجات بذاریم...

182
00:07:05,926 --> 00:07:07,385
‫و یه جا واسه میوه‌ها.

183
00:07:07,386 --> 00:07:08,886
‫خب، می‌دونی، منم فکر کردم اگه...

184
00:07:08,887 --> 00:07:11,014
‫یه قسمت مخصوص گل هم
‫داشته باشیم، خوب می‌شه.

185
00:07:11,015 --> 00:07:13,559
‫زودتر فکرش رو کردم.

186
00:07:14,560 --> 00:07:17,228
‫زنبق!

187
00:07:17,229 --> 00:07:20,606
‫مثل فیلم مورد علاقه‌م،
‫«زنبق‌های مزرعه».

188
00:07:20,607 --> 00:07:22,442
‫آه! می‌دونی چیه؟

189
00:07:22,443 --> 00:07:25,403
‫دیگه مردی شبیه «سیدنی پوآتیه» پیدا نمی‌شه.
‫[بازیگر فیلم اشاره‌شده]

190
00:07:25,404 --> 00:07:27,405
‫واقعاً... پیدا نمی‌شه.

191
00:07:27,406 --> 00:07:29,157
‫اصلاً و ابداً پیدا نمی‌‌شه.

192
00:07:30,284 --> 00:07:32,952
‫هی، این‌جا چه‌ خبره؟

193
00:07:32,953 --> 00:07:34,787
‫من و جیکوب داریم یه باغچه درست می‌کنیم تا...

194
00:07:34,788 --> 00:07:36,748
‫برای دانش‌آموزها، سبزیجات پرورش بدیم.

195
00:07:36,749 --> 00:07:39,417
‫وای. چه کار خوبی.

196
00:07:39,418 --> 00:07:41,044
‫اگه خواستی بهمون ملحق شی
‫دستکش اضافه داریم.

197
00:07:41,045 --> 00:07:43,546
‫نه، ممنون، نمی‌خوام.
‫ولی ممنون که پیشنهاد دادی.

198
00:07:43,547 --> 00:07:46,049
‫اصلاً استعداد پرورش دادن گل و گیاه ندارم.

199
00:07:46,050 --> 00:07:48,551
‫در دهۀ 60، پدربزرگم
‫کار محوطه‌سازی رو شروع کرد.

200
00:07:48,552 --> 00:07:49,886
‫شرکت «ادی لاون و مراقبت از گیاهان».

201
00:07:49,887 --> 00:07:52,055
‫و در دهۀ 90، پدرم ادارۀ امور رو به عهده گرفت.

202
00:07:52,056 --> 00:07:53,723
‫و بعدش من 20 سال اول زندگیم...

203
00:07:53,724 --> 00:07:56,392
‫تمام روزهای تعطیلات تابستون رو صرفِ...

204
00:07:56,393 --> 00:07:58,604
‫کاشتن، چمن‌زنی و شن‌کشی کردم.

205
00:07:59,772 --> 00:08:02,148
‫از باغبونی حالم به‌هم می‌خوره.

206
00:08:02,149 --> 00:08:03,669
‫نباید به اون خیلی آب بدی.

207
00:08:05,194 --> 00:08:06,737
‫این‌طوری شنیدم.

208
00:08:08,781 --> 00:08:10,948
‫آمایا، تو در گروه سیارۀ مشتری هستی.

209
00:08:10,949 --> 00:08:12,283
‫انقدر حلقه‌های زحل رو احتکار نکن.

210
00:08:12,284 --> 00:08:13,951
‫منظورت چیه تاریخش ‌گذشته؟
‫تاریخ‌گذشته یعنی چی؟

211
00:08:13,952 --> 00:08:15,453
‫یعنی من تاریخ‌گذشته و پیرم؟

212
00:08:15,454 --> 00:08:16,496
‫- چی... چی تاریخ‌گذشته‌ست؟
‫- نه، نه.

213
00:08:16,497 --> 00:08:18,664
‫فقط این پروژه یه‌کم ‌ابتداییه.

214
00:08:18,665 --> 00:08:20,166
‫معلومه که ابتداییه!

215
00:08:20,167 --> 00:08:21,959
‫- این‌‌‌‌جا هم مدرسۀ ابتداییه دیگه!
‫- باشه، بد گفتم.

216
00:08:21,960 --> 00:08:23,294
‫نباید می‌گفتم «ابتدایی». ببخشید.

217
00:08:23,295 --> 00:08:24,462
‫هی‌، هی‌، هی. چه خبره؟

218
00:08:24,463 --> 00:08:28,299
‫از نظر این خانم که فکر می‌کنه موزۀ هنر مدرن‌ـه،
‫رسم محبوبِ ما برای کلاس دومی‌ها...

219
00:08:28,300 --> 00:08:30,426
‫زیادی «ابتداییه»، واسه همین می‌خواد...

220
00:08:30,427 --> 00:08:32,762
‫به‌ جاش تو کتابخونه یه اثر هنری درست کنه.

221
00:08:32,763 --> 00:08:34,931
‫پروژۀ تو رو کلاً نمی‌ذاریم کنار.

222
00:08:34,932 --> 00:08:37,934
‫فقط... می‌دونی،
‫من و جنین داشتیم با هم حرف می‌‌زدیم.

223
00:08:37,935 --> 00:08:39,602
‫هی، هی، هی، تو هم
‫در این موضوع دست داری؟

224
00:08:39,603 --> 00:08:42,105
‫بیاین همگی یه نفس عمیق بکشیم...

225
00:08:42,106 --> 00:08:43,648
‫و از خودمون بپرسیم...

226
00:08:43,649 --> 00:08:44,982
‫ما می‌خوایم پروژه رو ارتقا بدیم.

227
00:08:44,983 --> 00:08:46,150
‫‌می‌شه انقدر نگی «ما»؟

228
00:08:46,151 --> 00:08:47,652
‫خب، بشقاب‌های خرگوشی رو درست می‌کنیم...

229
00:08:47,653 --> 00:08:49,404
‫همون‌‌طور که همیشه کردیم...

230
00:08:49,405 --> 00:08:50,738
‫و تموم شد و رفت.

231
00:08:50,739 --> 00:08:53,074
‫جنین، به رفیقت بگو خوب حواسش رو جمع کنه...

232
00:08:53,075 --> 00:08:55,159
‫چون نمی‌دونی با کی دراُفتادی.

233
00:08:58,706 --> 00:09:01,541
‫خب، پس... از حرف‌هاش فهمیدم که...

234
00:09:01,542 --> 00:09:02,875
‫‌باید حواست رو جمع کنی...

235
00:09:02,876 --> 00:09:04,836
‫و نمی‌دونی با کی درافتادی.

236
00:09:08,841 --> 00:09:10,550
‫خیلی متأسفم که بحث انقدر بالا گرفت...

237
00:09:10,551 --> 00:09:12,385
‫ولی واسه همین می‌خواستم
‫که منتظر من بمونی...

238
00:09:12,386 --> 00:09:13,720
‫تا دو تایی با ملیسا صحبت کنیم.

239
00:09:13,721 --> 00:09:16,222
‫عذرخواهی لازم نیست.
‫حداقل شور و حرارت داره.

240
00:09:16,223 --> 00:09:17,724
‫درسته، درسته.

241
00:09:17,725 --> 00:09:21,644
‫ولی بازم متأسفم که پروژۀ هنریت کنسل شد.

242
00:09:21,645 --> 00:09:23,521
‫اوه، پروژۀ هنری رو انجام می‌دیم.

243
00:09:23,522 --> 00:09:26,232
‫از کی تا حالا می‌ذاریم یه «نه» جلوی ما رو بگیره؟

244
00:09:26,233 --> 00:09:27,567
‫یه «نه» از ملیسا...

245
00:09:27,568 --> 00:09:30,570
‫مساوی هزار تا «نه» گرفتن از دیگرانه.

246
00:09:30,571 --> 00:09:32,071
‫ملیسا عاشق اثر هنری می‌‌شه.

247
00:09:32,072 --> 00:09:33,406
‫فقط هنوز خودش خبر نداره...

248
00:09:33,407 --> 00:09:34,907
‫چون مثل ما فکر نمی‌کنه.

249
00:09:34,908 --> 00:09:37,410
‫- ما جور دیگه‌ای برنامه‌ریز شدیم.
‫- درسته، کاملاً.

250
00:09:37,411 --> 00:09:39,245
‫فکر می‌کنم «برنامه‌ریزی» درسته، ولی...

251
00:09:39,246 --> 00:09:40,913
‫اون جنین که پارسال برای
‫اعتراض به حداقل دستمزد...

252
00:09:40,914 --> 00:09:44,068
‫کارگرهای بخش حمل‌ونقل عمومی
‫از روی گیت‌های ورودی می‌پرید، چی شد؟

253
00:09:44,072 --> 00:09:45,710
‫راستش واسه رد شدن پول دادم...

254
00:09:45,711 --> 00:09:47,712
‫چون نمی‌تونستم از روی گیت بپرم...

255
00:09:47,713 --> 00:09:48,796
‫و حقوق کارگرها هم از همین پول میاد...

256
00:09:48,797 --> 00:09:50,131
‫پس پریدن از گیت به‌عنوان اعتراض منطقی نبود.

257
00:09:50,132 --> 00:09:51,799
‫بذار ازت یه سؤال بپرسم.

258
00:09:51,800 --> 00:09:55,052
‫معلم شدی تا بتونی بخشی از سیستم باشی...

259
00:09:55,053 --> 00:09:58,222
‫یا واسه اینکه می‌خواستی...

260
00:09:58,223 --> 00:09:59,891
‫- اسمت چیه؟
‫- بریا.

261
00:09:59,892 --> 00:10:02,059
‫دانش‌آموزهایی مثل بریا
‫و دوست‌هاش رو تشویق کنی...

262
00:10:02,060 --> 00:10:04,480
‫که نسل بعدی آزاد‌اندیش‌ها باشن؟

263
00:10:09,109 --> 00:10:10,443
‫کارت رو خوب بلدی.

264
00:10:10,444 --> 00:10:12,445
‫می‌دونی چه‌جوری ذوق‌زده‌م کنی.

265
00:10:12,446 --> 00:10:15,268
‫ولی بازم نمی‌تونیم بدون امضاء ملیسا
‫از کتابخونه استفاده کنیم.

266
00:10:15,269 --> 00:10:17,617
‫چون پروژۀ ملیساست.

267
00:10:17,618 --> 00:10:20,453
‫وقتی دستیار استاد بهمون نمرۀ ناعادلانه می‌داد،
‫چی کار می‌کردیم؟

268
00:10:20,454 --> 00:10:23,080
‫- گریه و قبول کردن نمره؟
‫- با استاد لاس می‌زدیم.

269
00:10:23,081 --> 00:10:26,334
‫نه، من... من... تو این کار رو کردی؟

270
00:10:26,335 --> 00:10:28,611
‫تمام حرفم اینه که باید بریم
‫پیش یکی که بالاتر از ملیساست.

271
00:10:28,612 --> 00:10:30,655
‫خیلی درست می‌گه.

272
00:10:30,656 --> 00:10:32,824
‫بعضی‌وقت‌ها یادم می‌‌ره
‫چرا معلم شدم...

273
00:10:32,825 --> 00:10:34,325
‫ولی سحر این رو از یه روشی یادم آورد...

274
00:10:34,326 --> 00:10:36,327
‫که اصلاً نمی‌دونستم وجود داره.

275
00:10:36,328 --> 00:10:37,495
‫دقیقاً مثل یه انفجار بود!

276
00:10:37,496 --> 00:10:39,497
‫خیلی باحاله.

277
00:10:39,498 --> 00:10:40,998
‫در واقع مادربزرگم بود که...

278
00:10:40,999 --> 00:10:43,167
‫علاقه‌م به باغبونی رو تقویت کرد.

279
00:10:43,168 --> 00:10:44,544
‫و همین‌طور بازیگوشیم رو.

280
00:10:45,546 --> 00:10:48,214
‫رسماً از خنده مردم.

281
00:10:48,215 --> 00:10:50,091
‫باربارا.

282
00:10:50,092 --> 00:10:51,092
‫آخی!

283
00:10:51,093 --> 00:10:53,261
‫آفرین، عزیزم!

284
00:10:53,262 --> 00:10:54,929
‫وای!

285
00:10:54,930 --> 00:10:56,557
‫این رفیق کوچولومون رو ببریم داخل.

286
00:10:56,558 --> 00:10:59,558
‫کاری از بهادر

287
00:10:59,559 --> 00:11:00,852
‫بخشکی شانس.

288
00:11:00,853 --> 00:11:03,187
‫جیکوب و باربارا اصلاً
‫نمی‌دونن دارن چی‌کار می‌کنن.

289
00:11:03,188 --> 00:11:05,690
‫می‌خواست در غرب فیلادلفیا،
‫در خاک با «پ ‌هاشِ» زیر 6.3...

290
00:11:05,691 --> 00:11:08,694
‫نارگیل بکاره.

291
00:11:10,028 --> 00:11:10,961
‫آخه داداش!

292
00:11:10,969 --> 00:11:13,471
‫دوین، رفیق خودم، اینو ببین.

293
00:11:13,472 --> 00:11:16,140
‫شما اساتید چی می‌خواین؟ اون واسه چیه؟

294
00:11:16,141 --> 00:11:17,642
‫واسه خوردن.

295
00:11:17,643 --> 00:11:18,685
‫کدو سبزه.

296
00:11:18,686 --> 00:11:20,520
‫خودم می‌دونم کدو چیه، مرد.

297
00:11:20,521 --> 00:11:22,146
‫می‌خوای باهاش چی‌‌کار کنم؟

298
00:11:22,147 --> 00:11:24,982
‫ما داریم تو باغچۀ جدیدمون
‫واسه بچه‌‌ها سبزیجات می‌کاریم.

299
00:11:24,983 --> 00:11:26,150
‫ما این رو به‌‌دنیا آوردیم.

300
00:11:26,151 --> 00:11:27,318
‫اوه، به‌دنیا آوردینش؟

301
00:11:27,319 --> 00:11:29,654
‫بذار... می‌تونم؟ بذار ببینم.

302
00:11:29,655 --> 00:11:30,822
‫اوه، ببینش، به‌‌دنیا آوردینش.

303
00:11:30,823 --> 00:11:31,823
‫چه گوگولیه!

304
00:11:32,825 --> 00:11:35,660
‫کوچولومون رو نگاه!

305
00:11:35,661 --> 00:11:38,663
‫- سیدنی کوچولوی من!
‫- احترامت کجا رفته!

306
00:11:38,664 --> 00:11:40,832
‫با یه کدوی مسخره چی‌کار باید بکنم؟

307
00:11:40,833 --> 00:11:42,667
‫نصف یه بچه رو سیر کنم؟ بی‌‌خیال بابا!

308
00:11:42,668 --> 00:11:45,169
‫معلومه که نه. فقط یه نمونه
‫از چیزایی بود که قراره پرورش بدیم.

309
00:11:45,170 --> 00:11:46,671
‫وقتی که این گیاه‌ها رشد کنن...

310
00:11:46,672 --> 00:11:48,339
‫تو کدو غرق می‌شیم.

311
00:11:48,340 --> 00:11:50,633
‫اونوقت چی؟ واسه بچه‌ها می‌‌پزیم‌شون؟

312
00:11:50,634 --> 00:11:53,678
‫وقتش رو نداریم.
‫همین‌جوریشم به‌زور به کارهامون می‌‌رسیم.

313
00:11:53,679 --> 00:11:55,848
‫تو وقت آزاد خودتون می‌تونین خاله‌بازی کنین.

314
00:11:58,976 --> 00:12:01,477
‫خب، واکنشی که انتظارش رو داشتم نبود.

315
00:12:01,478 --> 00:12:03,980
‫دوین راست میگه.

316
00:12:03,981 --> 00:12:06,149
‫- داریم خودمون رو گول می‌‌زنیم.
‫- باربارا!

317
00:12:06,150 --> 00:12:09,569
‫باورم نمی‌‌شه که به خودم
‫اجازۀ خیال‌‌بافی دادم.

318
00:12:09,570 --> 00:12:10,778
‫پروژه‌‌های این شکلی...

319
00:12:10,779 --> 00:12:13,740
‫تو مدارس دولتی جواب نمی‌دن.

320
00:12:15,117 --> 00:12:17,577
‫جنین‌بازی درآوردم.

321
00:12:17,578 --> 00:12:19,203
‫هنوز فکر می‌کنم یه راهی هست که...

322
00:12:19,204 --> 00:12:20,538
‫نخیر!

323
00:12:20,539 --> 00:12:23,917
‫- نه!
‫- جواب بده.

324
00:12:25,294 --> 00:12:27,462
‫باید یه راه‌‌حلی باشه، مگه نه؟

325
00:12:27,463 --> 00:12:30,465
‫چون... خب...

326
00:12:30,466 --> 00:12:34,594
‫اگه قرار باشه بدون دوست عزیزم،
‫باربارا به اون باغچه برم...

327
00:12:34,595 --> 00:12:36,596
‫ببخشید.

328
00:12:36,597 --> 00:12:38,931
‫سلام، ایوا.

329
00:12:38,932 --> 00:12:40,683
‫نظرت درمورد این چیه؟

330
00:12:40,684 --> 00:12:42,226
‫وای، خیلی باحاله.

331
00:12:42,227 --> 00:12:44,395
‫از تو نپرسیدم، کوچولو.
‫از سحر ‌‌پرسیدم.

332
00:12:44,396 --> 00:12:46,397
‫با جنین موافقم.
‫به‌‌نظرم خیلی باحاله.

333
00:12:46,398 --> 00:12:48,232
‫واقعاً سلیقه‌ت خوبه.

334
00:12:48,233 --> 00:12:51,861
‫خب، ایوا، ازت یه خواهش کوچولو داریم.

335
00:12:54,114 --> 00:12:57,784
‫صدای منو نمی‌شنوه؟

336
00:12:57,785 --> 00:12:59,285
‫می‌دونی، ایوا...

337
00:12:59,286 --> 00:13:02,121
‫تو پرو که بودم «آیاهواسکا» مصرف کرده بودم...

338
00:13:02,122 --> 00:13:03,790
‫و یکی از الهه‌‌های زمینی اومد پیشم...

339
00:13:03,791 --> 00:13:07,126
‫و نوع انرژیش دقیقاً عین تو بود.

340
00:13:07,127 --> 00:13:08,461
‫زیبا بود.

341
00:13:08,462 --> 00:13:11,297
‫مگه آیاهواسکا آدم رو
‫به اسهال و استفراغ نمی‌‌اندازه؟

342
00:13:12,466 --> 00:13:14,091
‫خیلی بامزه‌‌ای.

343
00:13:14,092 --> 00:13:16,093
‫من و جنین تو این فکر بودیم
‫که اگه بشه از کتابخونه...

344
00:13:16,094 --> 00:13:18,221
‫واسه یه اثر هنری استفاده کنیم.

345
00:13:18,222 --> 00:13:19,806
‫- مثل یه نمایش هنری؟
‫- تقریباً.

346
00:13:19,807 --> 00:13:21,057
‫واسه بچه‌‌هاست.

347
00:13:21,058 --> 00:13:23,392
‫یه‌‌جورایی نسخۀ ارتقایافتۀ پروژۀ ملیساست.

348
00:13:23,393 --> 00:13:26,270
‫ارتقایافته؟ حتماً، من کاملاً موافقم.

349
00:13:26,271 --> 00:13:27,438
‫- عالیه.
‫- عزیزم!

350
00:13:27,439 --> 00:13:29,398
‫خب، روز خوبی داشته باشی، ایوا.

351
00:13:29,399 --> 00:13:30,733
‫نمی‌‌خوام بهم بگی روزم چه‌جوری باشه.

352
00:13:30,734 --> 00:13:32,485
‫چه گستاخ و بی‌‌ادب.

353
00:13:32,486 --> 00:13:34,695
‫هی، ایوا...

354
00:13:34,696 --> 00:13:36,364
‫امیدوارم روز درخشانی داشته باشی.

355
00:13:36,365 --> 00:13:39,158
‫می‌دونی چیه، سحر؟
‫فکر می‌کنم همین‌طورم می‌‌شه.

356
00:13:41,703 --> 00:13:43,871
‫لباست یه‌‌کم خاکیه.

357
00:13:43,872 --> 00:13:46,583
‫اوه... یه بچه روم عطسه کرد.

358
00:13:48,736 --> 00:13:51,406
‫صبح همگی بخیر! باربارا، ببین!

359
00:13:53,966 --> 00:13:55,299
‫کدو!

360
00:13:55,300 --> 00:13:57,093
‫شسته شده، کبابی، آمادۀ خوردن.

361
00:13:57,094 --> 00:13:59,428
‫امکان نداره اون کدو
‫واسه باغچۀ خودتون باشه.

362
00:13:59,429 --> 00:14:01,931
‫- فرض می‌کنم.
‫- درست فرض کردی، گرگوری...

363
00:14:01,932 --> 00:14:03,099
‫چون رفتم بازار کشاورز‌‌ها.

364
00:14:03,100 --> 00:14:04,433
‫یه عالمه کدو خریدم...

365
00:14:04,434 --> 00:14:06,102
‫و عملاً تما‌‌م شب بیدار بودم
‫و داشتم حاضرش می‌‌کردم.

366
00:14:06,103 --> 00:14:09,146
‫‌می‌دونستین قهوۀ غلیظ شده رو
‫باید با آب رقیق کرد؟

367
00:14:09,147 --> 00:14:10,815
‫من نمی‌‌دونستم.

368
00:14:10,816 --> 00:14:12,149
‫انگشت‌های پاهام رو حس نمی‌‌کنم.

369
00:14:12,150 --> 00:14:15,152
‫پس، کل شب بیدار موندی
‫و این‌‌ها رو درست کردی؟

370
00:14:15,153 --> 00:14:17,823
‫آره. دوین گفت وقت درست کردنش رو ندارن،
‫واسه همین خودم درست کردم.

371
00:14:18,991 --> 00:14:21,659
‫جیکوب.

372
00:14:21,660 --> 00:14:23,327
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

373
00:14:23,328 --> 00:14:24,495
‫اوه!

374
00:14:24,496 --> 00:14:25,830
‫یه کاری کردی که...

375
00:14:25,831 --> 00:14:26,831
‫کسی نتونه رو دستت بلند بشه!

376
00:14:26,832 --> 00:14:27,832
‫آره!

377
00:14:27,833 --> 00:14:29,542
‫اینا دارن چی کار می‌‌کنن؟

378
00:14:29,543 --> 00:14:30,876
‫تو ماشینم بازم هست.

379
00:14:30,877 --> 00:14:33,546
‫ملیسا، من و بچه‌‌ها یه چیزی درست کردیم...

380
00:14:33,547 --> 00:14:34,714
‫که فکر می‌‌کنم عاشقش می‌‌شی.

381
00:14:34,715 --> 00:14:36,382
‫به نفعته بشقاب‌های خرگوشی باشن.

382
00:14:36,383 --> 00:14:38,342
‫اوه، قطعاً بشقاب خرگوشی هم داره.

383
00:14:38,343 --> 00:14:39,677
‫بشقاب خرگوشی هم داره دیگه، مگه نه؟

384
00:14:39,678 --> 00:14:41,137
‫بشقاب خرگوشی داره.

385
00:14:41,138 --> 00:14:43,556
‫و مهم‌تر از اون، شور و اشتیاق داره.

386
00:14:43,557 --> 00:14:45,517
‫بریم هنر رو لمس کنیم.

387
00:14:54,026 --> 00:14:55,693
‫وای!

388
00:14:55,694 --> 00:14:59,238
‫بچه‌‌ها، کارتون خیلی عالیه!

389
00:14:59,239 --> 00:15:00,406
‫- آفرین!
‫- وای، خدای من!

390
00:15:00,407 --> 00:15:02,575
‫واقعاً خیلی قشنگ شدن.

391
00:15:02,576 --> 00:15:04,410
‫وای، خدا.

392
00:15:04,411 --> 00:15:06,954
‫واسه خرگوش‌هامون خیلی زحمت کشیدیم...

393
00:15:06,955 --> 00:15:10,500
‫واسه همین گفتیم
‫حتماً باید براشون خونه بسازیم.

394
00:15:13,712 --> 00:15:17,381
‫- وای، سحر!
‫- وای، خدایا.

395
00:15:17,382 --> 00:15:20,676
‫معمولاً آثار هنریم رو برای دیگران توضیح نمی‌‌دم...

396
00:15:20,677 --> 00:15:23,012
‫و مطمئنم که تو خودت تا الان درک کردی چیه.

397
00:15:23,013 --> 00:15:24,680
‫آره، اصلاً از این واضح‌تر نمی‌‌شه.

398
00:15:24,681 --> 00:15:28,684
‫سحر، باید اعتراف کنم که فوق‌‌العاده شده.

399
00:15:28,685 --> 00:15:31,354
‫پایان‌‌نامه‌م راجع‌به
‫شکستن هنجارهای اجتماعی...

400
00:15:31,355 --> 00:15:33,689
‫با خلق کردن و نابود کردن در آنِ واحد بود...

401
00:15:33,690 --> 00:15:37,026
‫استفاده از چیزی که جلو‌مون رو گرفته
‫برای اینکه به جلو هل‌مون بده.

402
00:15:37,027 --> 00:15:39,028
‫آره، راهش دقیقاً همینه که گفتی.

403
00:15:44,451 --> 00:15:46,452
‫- سحر.
‫- هوم؟

404
00:15:46,453 --> 00:15:47,953
‫این باغ از چی ساخته شده؟

405
00:15:47,954 --> 00:15:49,789
‫بهترین بخشش همینه.

406
00:15:49,790 --> 00:15:52,668
‫از کتاب‌‌های پیتر خرگوشه درست شده.

407
00:16:00,217 --> 00:16:02,177
‫نیسی.

408
00:16:04,349 --> 00:16:06,443
‫-آره، جواب می‌‌ده.
‫- واسه چه کاری؟

409
00:16:06,468 --> 00:16:09,433
‫واسه اینکه وحشیانه بکوبمش تو مغز دوستت!

410
00:16:09,434 --> 00:16:10,935
‫چرا این‌‌جوری واکنش نشون می‌‌دی؟

411
00:16:10,936 --> 00:16:12,436
‫پروژه‌مون خیلی زیبا شده.

412
00:16:12,437 --> 00:16:15,272
‫سحر، کتاب‌‌هایی که خریده رو خراب کردی.

413
00:16:15,273 --> 00:16:16,982
‫- هوم.
‫- متوجه نیستین.

414
00:16:16,983 --> 00:16:18,818
‫کلاً پروژه راجع‌‌به فراتر رفتن از حد و مرزها بود.

415
00:16:18,819 --> 00:16:21,122
‫چطوره من با این کتاب
‫حد و مرز مغرت رو یه تکونی بدم؟!

416
00:16:21,123 --> 00:16:22,489
‫نه!

417
00:16:23,990 --> 00:16:26,368
‫خیلی خب.

418
00:16:30,664 --> 00:16:33,165
‫سحر، این پروژه واسه این بود که بچه‌‌ها...

419
00:16:33,166 --> 00:16:36,168
‫مهارت‌‌‌‌های‌ حرکتی ظریف خودشون رو
‫با روشی خلاقانه تمرین کنن.

420
00:16:36,169 --> 00:16:37,294
‫تو زیاده‌روی کردی.

421
00:16:37,295 --> 00:16:38,504
‫اصلاً همچین چیزی وجود نداره.

422
00:16:38,505 --> 00:16:41,048
‫بعداً بازم می‌‌تونیم کتاب بخریم.
‫کار سختی که نیست.

423
00:16:41,049 --> 00:16:43,175
‫راستش سخته.

424
00:16:43,176 --> 00:16:45,678
‫پس از پول خودم برای مدرسه
‫یه کمک‌هزینۀ تحصیلی درست می‌کنم...

425
00:16:45,679 --> 00:16:48,806
‫که مدرسه بتونه کتاب‌‌های مناسب‌‌تر
‫از پیتر خرگوشه بخره.

426
00:16:48,807 --> 00:16:50,141
‫با پیتر خرگوشه چه مشکلی داری؟

427
00:16:50,142 --> 00:16:51,475
‫خیلی وقته داره استفاده می‌‌شه.

428
00:16:51,476 --> 00:16:53,144
‫دلیل داره که خیلی وقته استفاده می‌‌شه.

429
00:16:53,145 --> 00:16:54,645
‫اصلاً توش یه خرگوش رنگی داره؟

430
00:16:54,646 --> 00:16:56,147
‫بچه‌‌ها دوستش دارن، خب؟

431
00:16:56,148 --> 00:16:57,815
‫فقط چون یه چیزی رو
‫آدم‌های زیادی دوست دارن...

432
00:16:57,816 --> 00:16:59,294
‫دلیل نمی‌‌شه اون چیز بدی باشه.

433
00:16:59,985 --> 00:17:01,986
‫سحر، ما به ملیسا یه عذرخواهی بدهکاریم.

434
00:17:01,987 --> 00:17:04,196
‫وای. می‌دونستم.

435
00:17:04,197 --> 00:17:06,365
‫- می‌دونستم یکی از اون‌هایی.
‫- از کیا؟

436
00:17:06,366 --> 00:17:08,409
‫ترویج‌دهنده‌های معمولی بودن و پیرو بودن.

437
00:17:08,410 --> 00:17:09,744
‫می‌دونی، فکر می‌‌کردم اینکه تو یه مدرسۀ...

438
00:17:09,745 --> 00:17:11,412
‫کم‌‌بضاعت کار می‌کنی، خیلی باحاله...

439
00:17:11,413 --> 00:17:14,749
‫ولی حالا می‌بینم اصلاً انگیزه ایجاد کردن
‫تو بچه‌ها برات اهمیتی نداره.

440
00:17:14,750 --> 00:17:17,042
‫می‌دونی چیه؟ اصلاً دوست ندارم بگم...

441
00:17:17,043 --> 00:17:19,409
‫ولی فکر می‌کنم از اون آدم‌‌های
‫با طرز تفکر سنتّی هستی.

442
00:17:21,214 --> 00:17:24,008
‫می‌دونی چیه؟ می‌تونی گم شی بیرون.

443
00:17:25,010 --> 00:17:27,553
‫در واقع، جنین، تصمیم گرفتم برم.

444
00:17:27,554 --> 00:17:29,513
‫و راستی، بهت دروغ گفتم.

445
00:17:29,514 --> 00:17:31,850
‫اون ژاکت تو تنت زار می‌‌زنه.

446
00:17:33,685 --> 00:17:35,311
‫آره، خب...

447
00:17:35,312 --> 00:17:37,313
‫اسم واقعی تو هم ساراست.

448
00:17:37,314 --> 00:17:39,356
‫تو کُلاژی که با گواهی تولدت
‫درست کرده بودی دیدم.

449
00:17:39,357 --> 00:17:42,359
‫- ولش کن.
‫- نمایش هنری شروع شده؟

450
00:17:42,360 --> 00:17:43,527
‫از نمایش آثار هنری جا موندم؟

451
00:17:43,528 --> 00:17:47,031
‫ملیسا، اصلاً خبر نداشتم
‫می‌‌خواد این کار رو بکنه.

452
00:17:47,032 --> 00:17:48,282
‫من خیلی...

453
00:17:48,283 --> 00:17:51,452
‫نه، اصلاً نباید عذرخواهی کنی.
‫بهت افتخار می‌کنم.

454
00:17:51,453 --> 00:17:54,628
‫فقط می‌‌خواست ادای «زوئی کراویتز» رو در بیاره،
‫کار درستی کردی انداختیش بیرون.

455
00:17:54,635 --> 00:17:56,123
‫سحر رو بیرون کردی؟!

456
00:17:56,124 --> 00:17:58,959
‫از دست تو، جنین!
‫نام کاربریش چی بود؟

457
00:17:58,960 --> 00:18:01,921
‫اصلاً نمی‌‌دونم چرا
‫با همچین آدمی دوست شده بودی.

458
00:18:01,922 --> 00:18:05,257
‫ببین، خب بدون سحر...

459
00:18:05,258 --> 00:18:07,551
‫دانشگاه بهم خوش نمی‌‌گذشت.

460
00:18:07,552 --> 00:18:12,628
‫کاری کرد که حس کنم
‫اگه خودم باشم هم یه جایی تو دنیا دارم.

461
00:18:13,058 --> 00:18:15,392
‫کاری کرد که منفور بودن باحال باشه.

462
00:18:15,393 --> 00:18:19,188
‫انسان واقعی بودن
‫مهم‌‌تر از باحال بودنه.

463
00:18:19,189 --> 00:18:21,900
‫و تو یه انسان واقعی‌‌ای.

464
00:18:22,859 --> 00:18:26,904
‫که تا قبل از سال آینده 75 تا
‫کتاب پیتر خرگوشه باید بهم بده.

465
00:18:26,905 --> 00:18:30,908
‫خب، اگه این قسمت ویژه از سریال تموم شد...

466
00:18:30,909 --> 00:18:32,409
‫جنین، می‌‌شه شمارۀ سحر رو برام بفرستی؟

467
00:18:32,410 --> 00:18:35,372
‫می‌‌خوام آخر هفته برم بیرون.

468
00:18:36,456 --> 00:18:39,125
‫دقیقاً چیزی که لازم دارم...
‫یه مرد که شلوار دست دوم می‌پوشه...

469
00:18:39,126 --> 00:18:40,459
‫برام یه سینی خیارشور آورده.

470
00:18:40,460 --> 00:18:42,795
‫دوین، جیکوب تمو‌‌م شب بیدار مونده تا...

471
00:18:42,796 --> 00:18:45,589
‫این کدوها رو برای ناهار بچه‌‌ها آماده کنه.

472
00:18:45,590 --> 00:18:49,218
‫می‌‌فهمیم که کار خیلی سختی داری.

473
00:18:49,219 --> 00:18:50,886
‫- هوم.
‫- با شرایط پر از استرسی کار می‌‌کنی...

474
00:18:50,887 --> 00:18:54,056
‫ولی بازم برای صدها
‫بچه در روز غذا آماده می‌‌کنی.

475
00:18:54,057 --> 00:18:57,726
‫و منم معذرت می‌‌خوام که به غذات توهین کردم.

476
00:18:57,727 --> 00:18:59,937
‫مطمئنم که... عالیه.

477
00:18:59,938 --> 00:19:02,606
‫خیلی ممنونم و بله، غذام عالیه.

478
00:19:02,607 --> 00:19:04,942
‫- باید یه ‌امتحانی بکنی.
‫- اوه، قبلاً خوردم.

479
00:19:04,943 --> 00:19:06,652
‫نه، با این مایکروفر جدید
‫که گرفتیم امتحان نکردی.

480
00:19:06,653 --> 00:19:10,531
‫داغه داغه. بفرما، امتحانش کن.

481
00:19:10,532 --> 00:19:11,657
‫آره.

482
00:19:13,160 --> 00:19:14,995
‫باشه؟ آره.

483
00:19:19,791 --> 00:19:22,293
‫سیب‌‌زمینی‌‌قلقلی.

484
00:19:22,294 --> 00:19:23,627
‫ناگت مرغه.

485
00:19:23,628 --> 00:19:25,045
‫اوه.

486
00:19:25,046 --> 00:19:27,506
‫خیلی خب، بفرما، آماده واسه سِرو شدن.

487
00:19:27,507 --> 00:19:29,466
‫اوه، آره.

488
00:19:31,469 --> 00:19:32,678
‫این نقض دستورالعمل‌‌های بهداشتیه.

489
00:19:32,679 --> 00:19:34,764
‫نمی‌تونم غذاهایی رو که
‫خونه درست کردین سرو کنم.

490
00:19:35,849 --> 00:19:38,226
‫بفرما، بازم ناگت بخور.

491
00:19:43,315 --> 00:19:44,982
‫این‌ها رو از کجا آوردی؟

492
00:19:44,983 --> 00:19:47,651
‫به نظرم الان چی جور کردم مهمه
‫نه اینکه چه‌‌جوری جور کردم.

493
00:19:47,652 --> 00:19:50,529
‫مشخصه که خودم
‫پول خرید کتاب‌‌ها رو نداشتم...

494
00:19:50,530 --> 00:19:51,822
‫پس باید خلاقیت به خرج می‌‌دادم.

495
00:19:51,823 --> 00:19:53,991
‫پس، چیزی که مشاهده می‌‌کنین...

496
00:19:53,992 --> 00:19:57,494
‫تفسیری از زندگی خونگی و سرمایه‌‌داریه.

497
00:19:57,495 --> 00:20:00,831
‫همچنین جامعه‌گرایی و تبعیض جنسیتی.

498
00:20:00,832 --> 00:20:03,334
‫اگه یه لحظه خوب بهش فکر کنین...

499
00:20:03,335 --> 00:20:06,378
‫هویجه... یا شایدم نیست...

500
00:20:06,379 --> 00:20:09,215
‫به چشم بیننده بستگی داره...

501
00:20:09,216 --> 00:20:10,883
‫به چشم بینندۀ صاحب اون چشم.

502
00:20:10,884 --> 00:20:12,551
‫با چند تا مجموعه‌‌دار آثار هنری تماس گرفتم...

503
00:20:12,552 --> 00:20:14,511
‫که پول واسه توی جوب ریختن دارن.

504
00:20:14,512 --> 00:20:19,016
‫اثر هنری رو فروختم و
‫پول فروشش به خرید کتاب‌‌ها رسید.

505
00:20:19,017 --> 00:20:20,685
‫کارت باحال بود.

506
00:20:22,854 --> 00:20:26,233
‫اوه، آخه کی این لباس‌ها رو با هم ست می‌‌کنه؟

507
00:20:27,692 --> 00:20:30,175
‫بهش می‌گن «تضاد قدرت».
‫[ست کردن لباس‌هایی که با هم جور درنمی‌‌آیند.]

508
00:20:30,176 --> 00:20:31,404
‫باشه.

509
00:20:35,061 --> 00:20:38,689
‫خیلی خب، از دیدنش
‫خیلی ذوق می‌کنی. باز کن.

510
00:20:38,690 --> 00:20:40,858
‫وای!

511
00:20:40,859 --> 00:20:43,360
‫چه‌قدر خوشگل شده.

512
00:20:43,361 --> 00:20:45,362
‫انگار سرزمین خیالی خودمون رو ساختیم.

513
00:20:45,363 --> 00:20:46,613
‫می‌دونی که تو فیلم «آواتار»، وقتی که...

514
00:20:46,614 --> 00:20:47,740
‫نمی‌‌دونم.

515
00:20:47,741 --> 00:20:50,242
‫طوری نیست. گمونم واجب نیست...

516
00:20:50,243 --> 00:20:52,036
‫همیشه تو همۀ زمینه‌‌ها هم‌‌سلیقه باشیم.

517
00:20:55,874 --> 00:20:58,876
‫اوه، بیا بریم.

518
00:20:58,877 --> 00:21:00,961
‫عالیه!

519
00:21:01,323 --> 00:21:06,323
‫«کاری از بـهـادر»
‫«Bahador_Sub@»

520
00:21:06,668 --> 00:21:08,543
‫داشتن تمام سبزیجات و گیاه‌ها رو نابود می‌‌کردن.

521
00:21:08,544 --> 00:21:10,545
‫به‌نظرم یه دونه بذر هم سالم نمی‌‌موند.

522
00:21:10,546 --> 00:21:12,714
‫نمی‌تونستم دست رو دست بذارم
‫و تماشاشون کنم.

523
00:21:12,715 --> 00:21:14,424
‫بابام هم همیشه همین رو می‌گفت.

524
00:21:14,425 --> 00:21:16,593
‫«یه مرد واقعی ریشۀ مشکل رو نادیده نمی‌گیره.

525
00:21:16,594 --> 00:21:18,721
‫حالا اون بیل رو بردار بیار!»

526
00:21:20,056 --> 00:21:22,073
‫از باغبونی خیلی متنفرم.

527
00:21:22,097 --> 00:21:47,097
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

