1
00:00:04,937 --> 00:00:06,998
‫امم. ویژن.
‫عاشقشم.

2
00:00:07,022 --> 00:00:08,807
‫لیل اوزی ورت.

3
00:00:09,425 --> 00:00:12,103
‫امروز همه آشغالام رو دور می‌ریزم.

4
00:00:12,127 --> 00:00:14,055
‫اوه، درسته.

5
00:00:14,079 --> 00:00:15,724
‫فصل مورچه‌هاست؟

6
00:00:15,748 --> 00:00:17,075
‫فصل اشباحه.

7
00:00:18,133 --> 00:00:19,310
‫بامزه بود.

8
00:00:19,334 --> 00:00:22,130
‫هیچ چیز خنده‌داری نداره، پسرک بازیگوش.

9
00:00:22,154 --> 00:00:25,016
‫سرایدار قبلا همینجا کار می‌کرد...

10
00:00:25,040 --> 00:00:29,187
‫روزهاش رو با جمع کردن آشغال‌ها سپری می‌کرد.

11
00:00:29,211 --> 00:00:31,189
‫کارش هم خوب بود.

12
00:00:31,213 --> 00:00:32,207
‫ولی نمی‌تونست...

13
00:00:32,231 --> 00:00:34,125
‫جلوی مردم رو بگیره
‫آشغال‌هاشون رو همه‌جا نریزن.

14
00:00:34,149 --> 00:00:36,344
‫و تا روزی که درست همینجا...

15
00:00:36,368 --> 00:00:40,265
‫زیرزمین همین مدرسه
‫در شب هالووین...

16
00:00:40,289 --> 00:00:43,084
‫به طرز مرموزی کشته شد،
‫درگیر این قضیه بود.

17
00:00:43,108 --> 00:00:45,003
‫چی؟

18
00:00:45,027 --> 00:00:47,389
‫هالووین هر سال
‫اگه با دقت گوش کنی،

19
00:00:47,413 --> 00:00:50,225
‫می‌تونی صدای چرخ‌های سطل تی‌اش رو بشنوی...

20
00:00:50,249 --> 00:00:52,093
‫که اون پایین غلت می‌خورن.

21
00:00:53,102 --> 00:00:54,620
‫اووه!

22
00:00:56,138 --> 00:00:57,282
‫هالووین مبارک، گرگوری.

23
00:00:57,306 --> 00:01:01,369
‫اوه، یا بهتره بگم...

24
00:01:01,393 --> 00:01:03,321
‫کریم عبدل-جبار از «هواپیما»؟

25
00:01:03,345 --> 00:01:06,391
‫نه، شبیه دوستم استیو شده.
‫باهاش آشنا میشی.

26
00:01:06,415 --> 00:01:10,128
‫نه، من سالی سالنبرگرم.

27
00:01:10,152 --> 00:01:11,479
‫چلسی برنت سالنبرگر؟

28
00:01:11,503 --> 00:01:15,200
‫همون خلبانی که هواپیما رو
‫روی رودخونه هادسون فرود آورد؟

29
00:01:15,224 --> 00:01:17,776
‫اوه، اوه!
‫مال من رو حدس بزن.

30
00:01:20,212 --> 00:01:22,223
‫دزد همبرگر؟

31
00:01:22,247 --> 00:01:23,942
‫مشخصه که دزد دستمزدی.

32
00:01:23,966 --> 00:01:26,027
‫اه! دقیقا!

33
00:01:27,136 --> 00:01:29,931
‫با دیدن لباسش یاد همچین چیزی میوفتی؟

34
00:01:43,252 --> 00:01:45,196
‫هالووین همگی مبارک!

35
00:01:45,220 --> 00:01:49,300
‫گردباد طوفان رو به راه بیندازید!

36
00:01:49,324 --> 00:01:53,838
‫این لباس‌های قشنگ رو نگاه کن.

37
00:01:53,862 --> 00:01:55,631
‫سلام، عزیزم!

38
00:01:56,999 --> 00:01:58,176
‫اوه، عاشق هالووینم.

39
00:01:58,200 --> 00:02:00,145
‫بهترین تعطیلات سال... با فاصله زیاد.

40
00:02:00,169 --> 00:02:03,047
‫لباس مبدل، خلافکاری، سکسی شدن؟

41
00:02:03,071 --> 00:02:05,049
‫تخصص‌های من هستن.

42
00:02:05,073 --> 00:02:06,968
‫جفتمون اسکارلت ویچ شدیم!

43
00:02:06,992 --> 00:02:09,154
‫دقیقا مثل همدیگه‌ایم.

44
00:02:09,178 --> 00:02:10,405
‫آره، اونقدر هم دقیق نیست.

45
00:02:10,429 --> 00:02:13,007
‫من از جولای روی لباسم کار کردم.

46
00:02:13,031 --> 00:02:15,093
‫منم همینطور!
‫نگاه کن.

47
00:02:15,117 --> 00:02:17,362
‫چه لباس مزخرفی.

48
00:02:17,386 --> 00:02:20,865
‫اوه، نگاه کن آقای جانسون، خودتی!

49
00:02:20,889 --> 00:02:22,100
‫چقدر بانمک.

50
00:02:22,124 --> 00:02:24,068
‫ولی من اجازه ندادم که
‫از حقوق شباهتم استفاده کنی.

51
00:02:24,092 --> 00:02:26,888
‫بهتره واسه خودت وکیل بگیری، بچه جون.

52
00:02:26,912 --> 00:02:28,006
‫بیا آینه بازی کنیم.

53
00:02:28,030 --> 00:02:29,340
‫یا می‌دونی چیه؟

54
00:02:29,364 --> 00:02:32,110
‫کتابخونه رو به یک خونه جن‌زده تبدیل کردن...

55
00:02:32,134 --> 00:02:33,144
‫و تا آخر روز همه...

56
00:02:33,168 --> 00:02:34,162
‫شکلات‌ها رو قایم کردن،

57
00:02:34,186 --> 00:02:35,346
‫تا بعدش به بچه‌ها بدن،

58
00:02:35,370 --> 00:02:37,982
‫پس نظرت چیه که بری اونجا
‫و از شکلات‌ها محافظت کنی؟

59
00:02:38,006 --> 00:02:39,234
‫به نظرت کار باحالی نیست؟

60
00:02:39,258 --> 00:02:40,335
‫به نظر خیلی کسل‌کننده میاد.

61
00:02:40,359 --> 00:02:41,419
‫دلت نمی‌خواد آینه بازی کنیم،

62
00:02:41,443 --> 00:02:43,071
‫ولی انگار خود به خود داریم بازی می‌کنیم.

63
00:02:43,095 --> 00:02:44,847
‫دیوونه‌کننده است.

64
00:02:46,114 --> 00:02:47,091
‫آه.

65
00:02:47,115 --> 00:02:49,701
‫فرنک ابگنیل جونیور سیاه‌پوست!

66
00:02:51,987 --> 00:02:53,148
‫- اه...
‫- او-اوه.

67
00:02:53,172 --> 00:02:55,934
‫انگار یکی خودش رو خیلی رنگ آمیزی کرده.

68
00:02:55,958 --> 00:02:57,152
‫بوم، بوم، بوم!

69
00:02:57,176 --> 00:02:58,369
‫این بهترین و شاید تنها...

70
00:02:58,393 --> 00:03:00,238
‫لباسیه که تا حالا از جیمز هاردن دیدم.

71
00:03:00,262 --> 00:03:02,323
‫مرسی.

72
00:03:02,347 --> 00:03:04,209
‫اوه، خداجون.
‫لباس جیکوب رو دیدی؟

73
00:03:04,233 --> 00:03:05,276
‫دزد دستمزده.

74
00:03:05,300 --> 00:03:06,828
‫همون دفعه اول درست گفتم.

75
00:03:06,852 --> 00:03:08,313
‫اوه، خداجون.

76
00:03:08,337 --> 00:03:10,131
‫- لباس خوبی داری.
‫- مرسی.

77
00:03:10,155 --> 00:03:12,667
‫آره، هوانورد دهه شصتی تاسکیگی.

78
00:03:12,691 --> 00:03:13,301
‫عاشقشم.

79
00:03:13,325 --> 00:03:16,905
‫فیلم «رد تیلز» رو واقعا دست کم گرفتن.

80
00:03:16,929 --> 00:03:17,939
‫اوه!
‫اووه.

81
00:03:20,148 --> 00:03:22,160
‫هاها! گولش زدم.

82
00:03:22,184 --> 00:03:26,014
‫می‌دونستم که هوانورد معمولی تاسکیگی بود،
‫نه دهه شصتی.

83
00:03:26,038 --> 00:03:27,856
‫قیافه‌ش رو دیدین؟

84
00:03:29,975 --> 00:03:31,786
‫کجاست؟

85
00:03:31,810 --> 00:03:32,978
‫اوه.

86
00:03:34,079 --> 00:03:37,192
‫- اووه، طرفدار بسکتباله.
‫- درسته.

87
00:03:37,216 --> 00:03:38,193
‫هی، امبر.

88
00:03:38,217 --> 00:03:40,094
‫- تو لباس کی رو پوشیدی؟
‫- یک جنده‌ی خفن.

89
00:03:40,118 --> 00:03:41,196
‫اوه، حواست باشه.

90
00:03:41,220 --> 00:03:42,881
‫خیلی‌خب، می‌بینمت.

91
00:03:42,905 --> 00:03:44,699
‫صبح همگی بخیر.

92
00:03:44,723 --> 00:03:46,167
‫جنین؟

93
00:03:46,191 --> 00:03:49,254
‫- اوه، خداجون!
‫- خدای من. اریکا؟

94
00:03:49,278 --> 00:03:50,939
‫از دبیرستان تا الان ندیدمت.

95
00:03:50,963 --> 00:03:51,940
‫می‌دونم!

96
00:03:51,964 --> 00:03:53,258
‫- خیلی وقته ندیدمت!
‫- آره!

97
00:03:53,282 --> 00:03:55,243
‫آخرین باری که دیدمت
‫توی جشن فارغ التحصیلی بود.

98
00:03:55,267 --> 00:03:57,128
‫- آره.
‫- بازی تخته‌ای «پیگیری بی‌اهمیت» آوردی.

99
00:03:57,152 --> 00:03:58,379
‫آره و ملت کیف می‌کردن...

100
00:03:58,403 --> 00:03:59,998
‫بین مشروب‌خوردن‌هاشون، بازی کنن.

101
00:04:00,022 --> 00:04:01,065
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

102
00:04:01,089 --> 00:04:03,034
‫اوه، خب، انگار بچه خواهرم توی کلاسته.

103
00:04:03,058 --> 00:04:04,469
‫لباس تانوس کوچولو رو پوشیده.

104
00:04:04,493 --> 00:04:06,921
‫این هفته به خواهرم کمک می‌کنم
‫و من می‌رسونمش مدرسه.

105
00:04:06,945 --> 00:04:08,389
‫حال خودت چطوره؟

106
00:04:08,413 --> 00:04:11,175
‫توی فیسبوک دیدم که
‫رابطه تو و طارق تموم شد.

107
00:04:11,199 --> 00:04:13,378
‫یه صفحه یادبود واسه رابطه
‫بین شما درست کرده بود.

108
00:04:13,402 --> 00:04:15,380
‫آره، ازش خواستم این کار رو نکنه.

109
00:04:15,404 --> 00:04:18,032
‫امم، ولی آره، من... حالم خوبه.

110
00:04:18,056 --> 00:04:19,033
‫فقط مجبور شدم...

111
00:04:19,057 --> 00:04:20,034
‫- اوه، اوه.
‫- ببخشید...

112
00:04:20,058 --> 00:04:21,169
‫- اشکال نداره.
‫- از رابطه دست بکشم.

113
00:04:21,193 --> 00:04:22,553
‫نه، مشکلی نیست.

114
00:04:22,577 --> 00:04:25,089
‫اوه! درباره پارتی امشب مالک و برندی شنیدی؟

115
00:04:25,113 --> 00:04:26,441
‫- تو میری؟
‫- دعوت شدم،

116
00:04:26,465 --> 00:04:29,143
‫ولی اونا بیشتر دوست‌های طارق بودن.

117
00:04:29,167 --> 00:04:30,144
‫اوه، راست میگی.

118
00:04:30,168 --> 00:04:31,145
‫خب، دوستم میشل...

119
00:04:31,169 --> 00:04:33,014
‫یه پارتی هالووینی امشب می‌گیره.

120
00:04:33,038 --> 00:04:34,482
‫تو هم باید بیای!
‫البته بازی تخته‌ای نیار.

121
00:04:34,506 --> 00:04:37,302
‫مرسی ولی می‌دونی...

122
00:04:37,326 --> 00:04:39,053
‫از قبل برنامه چیدم.

123
00:04:39,077 --> 00:04:40,071
‫- باشه.
‫- آره.

124
00:04:40,095 --> 00:04:41,139
‫اشکال نداره.

125
00:04:41,163 --> 00:04:43,107
‫تا اونجا که یادم میاد
‫اریکا واقعا دختر خوبیه،

126
00:04:43,131 --> 00:04:45,159
‫ولی اونقدر نمی‌شناسمش.

127
00:04:45,183 --> 00:04:48,279
‫توی اون پارتی هم هیچکس رو نمی‌شناسم.

128
00:04:48,303 --> 00:04:49,464
‫واقعا واسه امشب برنامه دارم.

129
00:04:49,488 --> 00:04:52,367
‫یه دوربین گذاشتم ببینم
‫کدوم بچه میاد به خونه‌ام تخم مرغ می‌زنه،

130
00:04:52,391 --> 00:04:55,186
‫تا امروز صبح که هنوز جواب نداده
‫و پیداش نکردم.

131
00:04:55,210 --> 00:04:58,006
‫ولی شاید امشب بشه.

132
00:04:58,030 --> 00:04:59,123
‫سرت شلوغه، اشکال نداره.

133
00:04:59,147 --> 00:05:01,159
‫اوی، اوی، لوئیس، هی!
‫تانوس کوچولو!

134
00:05:01,183 --> 00:05:03,044
‫آخر روز باید شکلات بخوری.

135
00:05:03,068 --> 00:05:04,112
‫اوه، اشتباه من بود.

136
00:05:04,136 --> 00:05:05,830
‫کیسه‌های شکلاتی که
‫درست کردیم رو پخش کردم،

137
00:05:05,854 --> 00:05:06,831
‫ولی الان پس می‌گیرم.

138
00:05:06,855 --> 00:05:08,066
‫باشه.

139
00:05:08,090 --> 00:05:09,284
‫ولی هالووینه!

140
00:05:09,308 --> 00:05:12,203
‫باید هر وقت دلمون می‌خواد شکلات بخوریم!

141
00:05:12,227 --> 00:05:13,905
‫اوه. اووه.

142
00:05:13,929 --> 00:05:15,073
‫پسرک عاشق شکلاتشه.

143
00:05:15,097 --> 00:05:17,208
‫آره، خب، ما سعی می‌کنیم
‫تا آخر روز صبر کنیم...

144
00:05:17,232 --> 00:05:18,609
‫بعد شکلات‌ها رو پخش کنیم، می‌دونی؟

145
00:05:18,633 --> 00:05:21,162
‫کاری کنیم که پدر و مادرها
‫با ازدیاد قند خون دست و پنجه نرم کنن.

146
00:05:21,186 --> 00:05:23,731
‫اوه، باشه. واسه همین خوشحالم
‫که من فقط نقش خاله رو دارم.

147
00:05:25,073 --> 00:05:26,067
‫مرسی.

148
00:05:26,091 --> 00:05:29,287
‫اوه، میشه این رو به گرگوری بدی؟

149
00:05:29,311 --> 00:05:31,155
‫- به آقای ادی؟
‫- اوهوم.

150
00:05:31,179 --> 00:05:32,974
‫یه چیز خاص توشه.

151
00:05:32,998 --> 00:05:34,909
‫اوه، خداجون، مواد؟

152
00:05:34,933 --> 00:05:36,735
‫نه.

153
00:05:40,839 --> 00:05:42,066
‫عجب جنده‌ی حقیه.

154
00:05:42,090 --> 00:05:44,018
‫- می‌دونم. هر روز صبح همینه.
‫- خیلی خوشگله.

155
00:05:44,042 --> 00:05:45,687
‫- حتی دوشنبه‌ها.
‫- ورزش کششی می‌کنه؟

156
00:05:45,711 --> 00:05:46,854
‫نمی‌دونم.

157
00:05:51,066 --> 00:05:52,060
‫سلام، اشلی.

158
00:05:52,084 --> 00:05:53,161
‫شکلات بیشتری واسه انبار آوردم.

159
00:05:53,185 --> 00:05:55,797
‫حوصله‌ام سر رفته.

160
00:05:55,821 --> 00:05:56,972
‫مثل جهنم می‌مونه.

161
00:05:58,707 --> 00:05:59,801
‫باشه.

162
00:05:59,825 --> 00:06:00,318
‫اوه، سلام، ران برگندی.

163
00:06:00,342 --> 00:06:02,253
‫اوه، نگاهش کن... ریش‌ها رو تراشید.

164
00:06:02,277 --> 00:06:05,173
‫ببین، این کیسه شکلات رو
‫از مامان جوئل و کارولینا گرفتم.

165
00:06:05,197 --> 00:06:06,307
‫گفت بدمش به تو.

166
00:06:06,331 --> 00:06:08,142
‫شاید دلش می‌خواد
‫دندون‌هات کرم بگیرن.

167
00:06:08,166 --> 00:06:10,345
‫اوه، خوبیش رو می‌رسونه
‫ولی مرسی نمی‌خوام.

168
00:06:10,369 --> 00:06:13,231
‫واقعا از شکلات متنفرم
‫مگه اینکه 96 درصدش کاکائو باشه.

169
00:06:13,255 --> 00:06:15,666
‫اه، ولی این دستت باشه
‫و من خودم ازش تشکر می‌کنم.

170
00:06:15,690 --> 00:06:16,284
‫باشه.

171
00:06:16,308 --> 00:06:18,136
‫خب، از کمکی که به شکمم کردی، سپاسگزارم.

172
00:06:18,160 --> 00:06:19,961
‫ببخشید، نه.

173
00:06:22,814 --> 00:06:24,599
‫اووه، شکلات ورتر.

174
00:06:25,384 --> 00:06:29,664
‫«اینم یه چیز اضافی خیلی شیرین».

175
00:06:41,333 --> 00:06:43,911
‫می‌خوام شکلات بدزدم؟

176
00:06:43,935 --> 00:06:45,937
‫خواهیم دید.

177
00:06:55,080 --> 00:06:56,908
‫خیلی‌خب. پس چی یاد گرفتیم؟

178
00:06:56,932 --> 00:06:59,377
‫به شهر سالم نرین.
‫یا بوستون.

179
00:06:59,401 --> 00:07:01,212
‫می‌دونین چیه؟
‫کلا بی‌خیال ایالتش بشین.

180
00:07:01,236 --> 00:07:03,097
‫هی! هی، هی، هی!

181
00:07:03,121 --> 00:07:05,183
‫بچه‌ها، امروز چیکارتون شده؟

182
00:07:05,207 --> 00:07:06,184
‫بس کنین.

183
00:07:06,208 --> 00:07:07,835
‫واقعا امروز یه چیزیشون شده.

184
00:07:14,182 --> 00:07:16,327
‫آوا، میشه لطفا بیای اینجا؟

185
00:07:16,351 --> 00:07:18,196
‫- نه. بس کن گفتم.
‫- گفتم بشین.

186
00:07:18,220 --> 00:07:20,715
‫نباید همچین کاری بکنی.

187
00:07:20,739 --> 00:07:22,200
‫چی شده...

188
00:07:35,237 --> 00:07:37,932
‫ویچ!

189
00:07:37,956 --> 00:07:40,051
‫تا آخر روز خبری از شکلات نیست.

190
00:07:40,075 --> 00:07:41,769
‫از خونه جن‌زده لذت ببرین.

191
00:07:41,793 --> 00:07:42,453
‫سلام؟

192
00:07:42,477 --> 00:07:45,123
‫شکلاتی که قرار بود اینجا باشه کجاست؟

193
00:07:45,147 --> 00:07:47,125
‫اوه، سلام. شکلات درست همینجا...

194
00:07:52,003 --> 00:07:54,115
‫ای وای.

195
00:07:54,139 --> 00:07:56,234
‫شکلات‌ها کجا رفتن؟

196
00:07:56,258 --> 00:07:58,202
‫بچه‌ها، چه خبر شده؟

197
00:08:00,162 --> 00:08:02,974
‫این رو از کجا آوردین؟

198
00:08:02,998 --> 00:08:04,275
‫چی توی دهنته؟

199
00:08:12,190 --> 00:08:13,251
‫چه خبر شده؟!

200
00:08:13,275 --> 00:08:15,636
‫چی؟ چی شده...

201
00:08:15,660 --> 00:08:17,138
‫اوه!

202
00:08:17,162 --> 00:08:19,173
‫فکر می‌کنی چی شده؟

203
00:08:19,197 --> 00:08:20,892
‫کیسه شکلات‌ها رو گرفتن!

204
00:08:20,916 --> 00:08:21,425
‫هی، حواست کجاست؟!

205
00:08:21,449 --> 00:08:23,277
‫باید سالم پسش بدم
‫تا پولم رو بدن.

206
00:08:23,301 --> 00:08:25,179
‫معلوم هست چی شده؟!

207
00:08:25,203 --> 00:08:26,297
‫کار اون بود.

208
00:08:26,321 --> 00:08:28,049
‫اونقدر حواسش به اون گوشی لعنتی پرت بوده...

209
00:08:28,073 --> 00:08:29,250
‫که بچه‌ها شکلات‌ها رو دزدیدن.

210
00:08:29,274 --> 00:08:31,252
‫تلفن ادعایی، شکلات ادعایی.

211
00:08:31,276 --> 00:08:32,470
‫خب، من کیسه‌ها رو دیدم.

212
00:08:32,494 --> 00:08:34,155
‫اندازه دوتا هالووین توشون شکلات بود.

213
00:08:34,179 --> 00:08:36,007
‫اصلا چطور به این سرعت پخش کردن؟

214
00:08:36,031 --> 00:08:38,125
‫آره و کدوم بچه‌ای تو هالووین،
‫شکلاتش رو به یکی دیگه میده؟

215
00:08:38,149 --> 00:08:39,443
‫با یک مریض واقعی سر و کار داریم.

216
00:08:39,467 --> 00:08:42,180
‫مهم‌ترین چیزی که باید روش تمرکز کنیم
‫اینه که هیچکس مقصر نیست...

217
00:08:42,204 --> 00:08:43,531
‫به جز همون دزد شکلات‌ها.

218
00:08:43,555 --> 00:08:46,033
‫چون اگه خوب فکرش رو بکنین،
‫از من دزدی شده.

219
00:08:46,057 --> 00:08:48,069
‫باید بفهمیم کی شکلات رو برداشته.

220
00:08:48,093 --> 00:08:50,154
‫سراغش میریم
‫ولی اول از همه باید گفت...

221
00:08:50,178 --> 00:08:52,256
‫غیرممکنه با همچین وضعی
‫به بچه‌ها درس یاد داد.

222
00:08:52,280 --> 00:08:54,225
‫باید انرژی‌شون رو تخلیه کنن.

223
00:08:54,249 --> 00:08:55,877
‫نمی‌تونن بیرون برن،
‫بارون می‌باره.

224
00:08:55,901 --> 00:08:57,044
‫هی!

225
00:08:57,068 --> 00:08:58,196
‫گرملین‌های کوچولو!

226
00:08:58,220 --> 00:08:59,797
‫زنگ تفریح تو سالن ورزشی!

227
00:09:01,456 --> 00:09:04,268
‫من از دست آدم‌هام که هرج و مرج
‫واقعا تو روحیه‌اش تاثیر میذاره،

228
00:09:04,292 --> 00:09:07,495
‫واسه همین مرخصی می‌گیرم برم خونه.

229
00:09:15,470 --> 00:09:17,982
‫چی کار می‌کنی؟
‫بذار بهت یاد بدم چطور بگردی.

230
00:09:18,006 --> 00:09:18,983
‫راستش رو بگم؟

231
00:09:19,007 --> 00:09:20,117
‫یه خرده بابت مشروعیت...

232
00:09:20,141 --> 00:09:23,137
‫این قضیه ایست و بازرسی
‫سردرگم هستم، خیلی‌خب؟

233
00:09:23,161 --> 00:09:26,140
‫خیلی‌خب.
‫بذار کلاهت رو برداریم، خرس.

234
00:09:26,164 --> 00:09:27,842
‫حس اریک آدامز رو دارم.

235
00:09:27,866 --> 00:09:29,484
‫خیلی‌خب.

236
00:09:30,068 --> 00:09:32,146
‫خیلی‌خب، آخریشون بود.

237
00:09:32,170 --> 00:09:34,465
‫حالا باید این شکلات‌های قاچاقی رو
‫یه جای امن مخفی کنیم.

238
00:09:34,489 --> 00:09:38,202
‫اوه، من یه دونه اندازه آدمیزاد...
‫اه، چیزه...

239
00:09:38,226 --> 00:09:41,155
‫یک گاوصندوق بزرگ‌تر از جعبه نون
‫تو یکی از کمدهام دارم.

240
00:09:41,179 --> 00:09:42,406
‫صبر کن. چقدر بزرگه؟

241
00:09:42,430 --> 00:09:44,325
‫دنبال یه گاوصندوق می‌گشتم
‫که بقیه چیزهام رو بذارم.

242
00:09:44,349 --> 00:09:47,161
‫ببینین، شما دو نفر مراقب در باشین،

243
00:09:47,185 --> 00:09:48,279
‫حواستون باشه بچه‌ای بیرون نیاد،

244
00:09:48,303 --> 00:09:50,031
‫ما هم زود برمی‌گردیم.

245
00:09:50,055 --> 00:09:51,756
‫باشه.

246
00:09:55,260 --> 00:09:56,287
‫می‌دونی، وقتی صبح بیدار شدم،

247
00:09:56,311 --> 00:09:57,471
‫انتظار نداشتم که امروز...

248
00:09:57,495 --> 00:10:00,091
‫دانش آموزها رو بازرسی بدنی کنم
‫تا شکلات گیر بیارم.

249
00:10:00,115 --> 00:10:01,933
‫اوه! یادم اومد.

250
00:10:04,019 --> 00:10:07,331
‫امم، خب مامان جوئل و کارولینا...

251
00:10:07,355 --> 00:10:10,084
‫این رو تو کیسه شکلاتی که نمی‌خواستی،
‫واسه تو گذاشته بود.

252
00:10:10,108 --> 00:10:11,118
‫اوه، مرسی.

253
00:10:11,142 --> 00:10:13,104
‫اممم.

254
00:10:13,128 --> 00:10:15,039
‫شماره تلفنشه.

255
00:10:15,063 --> 00:10:16,857
‫- آره.
‫- چه جالب.

256
00:10:16,881 --> 00:10:17,992
‫آره.

257
00:10:18,016 --> 00:10:19,010
‫چه خوش خطه.

258
00:10:19,034 --> 00:10:20,077
‫آره. آره.

259
00:10:20,101 --> 00:10:22,229
‫آره. گمونم یه علاقه خاصی
‫به نقش کوین هارت...

260
00:10:22,253 --> 00:10:23,297
‫تو «هواپیمای جان» داره.

261
00:10:23,321 --> 00:10:24,999
‫اولا که اونجا نقش خلبان رو نداشت.

262
00:10:25,023 --> 00:10:27,034
‫دوما به عنوان یک جامعه مدنی،

263
00:10:27,058 --> 00:10:29,203
‫به اندازه کافی درباره
‫سالی سالنبرگر حرف نمی‌زنیم.

264
00:10:29,227 --> 00:10:31,422
‫به نظرم دوره‌ش گذشته.

265
00:10:31,446 --> 00:10:37,028
‫اون یه هواپیمای ایرباس با 155 مسافر رو
‫به سلامت روی رودخونه فرود آورد!

266
00:10:37,052 --> 00:10:38,095
‫باشه، فقط میگم...

267
00:10:38,119 --> 00:10:40,414
‫به عنوان خلبان،
‫نصف شغلش فرود اومدنه،

268
00:10:40,438 --> 00:10:42,183
‫پس یه جورایی فقط کارش رو می‌کرده.

269
00:10:42,207 --> 00:10:44,251
‫- وای!
‫- باید واسه هریت تابمن فیلم می‌ساختن.

270
00:10:44,275 --> 00:10:45,519
‫تام هنکس نمی‌تونه اون نقش رو بازی کنه.

271
00:10:45,543 --> 00:10:47,405
‫نمی‌دونم اصلا چرا مشکل آقای سالنبرگره.

272
00:10:47,429 --> 00:10:50,341
‫تا موقعی که دنیا،
‫احترامی که لایقش هست رو بهش نذارن،

273
00:10:50,365 --> 00:10:52,193
‫من آروم نمی‌شینم!

274
00:10:52,217 --> 00:10:53,194
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب؟

275
00:10:53,218 --> 00:10:54,879
‫- باشه.
‫- جدی میگم.

276
00:10:54,903 --> 00:10:55,880
‫- می‌فهمم.
‫- طرفدار دو آتیشه‌ام.

277
00:10:55,904 --> 00:10:57,722
‫درک می‌کنم.

278
00:10:59,357 --> 00:11:01,035
‫پس امشب قراره امبر رو...

279
00:11:01,059 --> 00:11:04,639
‫به یک مهمونی خلبانی چیزی ببری؟

280
00:11:04,663 --> 00:11:06,290
‫نه.

281
00:11:06,314 --> 00:11:07,908
‫قراره با دوست‌هام برم بیرون.

282
00:11:07,932 --> 00:11:09,110
‫اوه.

283
00:11:09,134 --> 00:11:10,845
‫از موقعی که سینگل شدم،
‫من رو به زور می‌برن بیرون.

284
00:11:10,869 --> 00:11:11,929
‫اوه.

285
00:11:11,953 --> 00:11:13,814
‫خوبی‌شون رو می‌رسونه.

286
00:11:13,838 --> 00:11:15,866
‫آره، آره، امم...

287
00:11:15,890 --> 00:11:17,018
‫اولش بیش از حد بود.

288
00:11:17,042 --> 00:11:19,828
‫ولی راستش کار خوبیه.

289
00:11:21,496 --> 00:11:25,876
‫دوست‌های تو هم از موقعی جداییت،
‫همین کار رو واست کردن؟

290
00:11:25,900 --> 00:11:28,212
‫اوه، آره.
‫خب راستش نه.

291
00:11:28,236 --> 00:11:30,114
‫ولی جیکوب یک بار من رو به زور بیرون برد.

292
00:11:30,138 --> 00:11:32,233
‫گروه بازی تخته‌ای «مهاجران کاتان»،
‫خوش گذشت.

293
00:11:32,257 --> 00:11:34,635
‫آره، به نظر جالب میاد.

294
00:11:34,659 --> 00:11:36,087
‫آره.

295
00:11:36,111 --> 00:11:39,640
‫ولی دوست‌های غیر کاریت چطور؟

296
00:11:39,664 --> 00:11:40,191
‫امم...

297
00:11:40,215 --> 00:11:42,093
‫اوه... دوست‌های غیر کاریم؟

298
00:11:42,117 --> 00:11:43,127
‫- امم...
‫- فقط میگم که...

299
00:11:43,151 --> 00:11:44,261
‫لازم نبود من رو توی گاوصندوق بذاری...

300
00:11:44,285 --> 00:11:45,763
‫تا نشون بدی که چقدر بزرگه.

301
00:11:45,787 --> 00:11:46,964
‫اینقدر ناله نکن.

302
00:11:46,988 --> 00:11:48,149
‫اونجا چه خبر شده؟

303
00:11:50,975 --> 00:11:52,820
‫در رو از تو قفل کردن.

304
00:11:52,844 --> 00:11:54,889
‫پنجره آشپزخونه.

305
00:11:54,913 --> 00:11:56,123
‫شرمنده همگی.

306
00:11:57,732 --> 00:11:58,843
‫آره!

307
00:11:58,867 --> 00:12:02,296
‫تانوس کوچولو!

308
00:12:02,320 --> 00:12:06,150
‫اون کیسه شکلات‌ها رو دزدیده؟
‫باید می‌فهمیدم.

309
00:12:06,174 --> 00:12:09,487
‫خداجون، نمیشه آرامش داشته باشیم؟

310
00:12:09,511 --> 00:12:12,957
‫راه باز کنین.
‫هیچکس سعی نکنه جلوم رو بگیره.

311
00:12:17,068 --> 00:12:18,796
‫اووه.

312
00:12:18,820 --> 00:12:20,214
‫اوه، خدا.
‫بگیرش.

313
00:12:20,238 --> 00:12:22,800
‫- تو...
‫- یالا... جیکوب.

314
00:12:33,651 --> 00:12:34,128
‫هایا!

315
00:12:34,152 --> 00:12:35,880
‫باشه، خیلی‌خب.

316
00:12:35,904 --> 00:12:37,064
‫خیلی‌خب. باشه!

317
00:12:37,088 --> 00:12:38,866
‫آره.

318
00:12:40,692 --> 00:12:41,168
‫کمک!

319
00:12:41,192 --> 00:12:43,545
‫اوه، خدا! هی!

320
00:12:44,112 --> 00:12:45,156
‫هی! بس کنین!

321
00:12:45,180 --> 00:12:47,074
‫کسی ندید تانوس کوچولو کجا رفت؟

322
00:12:47,098 --> 00:12:48,225
‫باید یه جایی همین جاها باشه.

323
00:12:49,250 --> 00:12:50,244
‫هالووینه.

324
00:12:50,268 --> 00:12:52,046
‫بچه‌ها باید شکلات بخورن.

325
00:12:52,070 --> 00:12:54,081
‫عادلانه نیست که
‫از ما گرفتین‌شون.

326
00:12:54,105 --> 00:12:57,184
‫من حرام گوشتم!

327
00:12:58,293 --> 00:12:59,487
‫فکر کنم منظورش «اجتناب ناپذیر» بود.

328
00:12:59,511 --> 00:13:03,157
‫- آره، خیلی‌خب.
‫- تانوس کوچولو تو دفتر آواست!

329
00:13:03,181 --> 00:13:07,244
‫و تا حالا فقط نصف کیسه رو پخش کردم.

330
00:13:07,268 --> 00:13:11,015
‫انگار سطل آشغال بزرگ‌تری لازم داریم.

331
00:13:11,039 --> 00:13:12,266
‫اوه، باید این بچه رو گیر بیاریم.

332
00:13:12,290 --> 00:13:14,218
‫ولی یه نفر باید همینجا بمونه.

333
00:13:14,242 --> 00:13:15,753
‫- آره.
‫- اوهوم.

334
00:13:15,777 --> 00:13:16,337
‫من می‌مونم.

335
00:13:16,361 --> 00:13:18,088
‫کل عمرم واسه همچین لحظه‌ای تمرین می‌کردم.

336
00:13:18,112 --> 00:13:19,614
‫طوفان دمنده است!

337
00:13:22,116 --> 00:13:23,410
‫- از اینجا رفته!
‫- نه.

338
00:13:23,434 --> 00:13:25,162
‫خب، این بچه کارش خوبه.
‫باید راستش رو گفت.

339
00:13:25,186 --> 00:13:27,598
‫حتما همین الان از اینجا رفته.

340
00:13:27,622 --> 00:13:28,656
‫اووه.

341
00:13:30,725 --> 00:13:31,936
‫هنوز تازه است.

342
00:13:31,960 --> 00:13:32,937
‫اووه!

343
00:13:32,961 --> 00:13:35,022
‫ردپاش افتاده.

344
00:13:35,046 --> 00:13:36,798
‫اوه.

345
00:13:39,050 --> 00:13:42,487
‫اون در به زیرزمین میره.

346
00:13:44,873 --> 00:13:46,167
‫شبح سرایدار.

347
00:13:47,308 --> 00:13:49,270
‫آقای جانسون گفت که
‫شبح یک سرایدار...

348
00:13:49,294 --> 00:13:51,222
‫اون پایین می‌پلکه.

349
00:13:51,246 --> 00:13:53,457
‫و مسلما منم حرفش رو باور نکردم.

350
00:13:53,481 --> 00:13:56,310
‫می‌دونین، چون من یه آدم بالغم.

351
00:13:56,334 --> 00:13:59,013
‫پس حاضری که بری زیرزمین
‫دنبال تانوس کوچولو بگردی؟

352
00:13:59,037 --> 00:14:02,783
‫آره، همراهیت می‌کنم، گرگوری،

353
00:14:02,807 --> 00:14:03,934
‫اگه ترسیده باشی.

354
00:14:03,958 --> 00:14:05,102
‫اوه.

355
00:14:05,126 --> 00:14:06,203
‫زیرزمین رو بگردین.

356
00:14:06,227 --> 00:14:08,105
‫ما هم سالن رو می‌گردیم.

357
00:14:08,129 --> 00:14:09,723
‫لطفا به ما رحم کن.

358
00:14:09,747 --> 00:14:10,915
‫آمین.

359
00:14:12,367 --> 00:14:14,245
‫تو می‌خوای... اول بری؟

360
00:14:14,269 --> 00:14:16,614
‫چون من راستش واسم مهم نیست.

361
00:14:16,638 --> 00:14:17,198
‫من...

362
00:14:21,309 --> 00:14:23,254
‫هی، شماها امشب چیکاره‌این؟

363
00:14:23,278 --> 00:14:26,056
‫اوه، من باید برم جلسه مشاوره.

364
00:14:26,080 --> 00:14:27,291
‫چرا اونوقت؟

365
00:14:27,315 --> 00:14:28,976
‫گری، تعمیرکار دستگاه فروش خودکار،

366
00:14:29,000 --> 00:14:30,261
‫با هالووین مشکل داره.

367
00:14:30,285 --> 00:14:33,230
‫مثلا هر خونه‌ای تبدیل به
‫دستگاه فروش خودکار میشه.

368
00:14:33,254 --> 00:14:34,865
‫تا حالا اینجوری بهش فکر نکرده بودم.

369
00:14:34,889 --> 00:14:35,866
‫اوهوم.

370
00:14:35,890 --> 00:14:37,484
‫آره، به نظر مشکل سختی میاد.

371
00:14:37,508 --> 00:14:39,320
‫ولی اه، باربارا،
‫تو امشب چی کار می‌کنی؟

372
00:14:39,344 --> 00:14:43,514
‫من می‌خوام فیلم «راکی هارور»
‫تو کلیسام پخش کنم.

373
00:14:44,332 --> 00:14:46,193
‫تموم ناسزاها،

374
00:14:46,217 --> 00:14:49,129
‫تموم ارجاعات به سکس
‫و تمایلات جنسی رو حذف کردن.

375
00:14:49,153 --> 00:14:54,018
‫مدت زمانش کمتر از 26 دقیقه است
‫و خیلی هم لذت بخشه!

376
00:14:54,042 --> 00:14:55,269
‫سنت سالانه است.

377
00:14:55,293 --> 00:14:57,338
‫فیلم «کابوس پیش از نیمه‌شب» رو نگاه کردیم،

378
00:14:57,362 --> 00:14:59,139
‫ولی فقط بخش‌های کریسمسی رو دیدیم،

379
00:14:59,163 --> 00:15:01,325
‫فیلم «جادوی عملی»
‫بدون جادوگری‌هاش،

380
00:15:01,349 --> 00:15:06,080
‫و «هوکس پوکس»
‫بدون بازیگر سارا جسیکا پارکر.

381
00:15:06,104 --> 00:15:08,198
‫اووه، به نظر باحال میاد!
‫میشه منم بیام؟

382
00:15:08,222 --> 00:15:11,101
‫اوه، عزیزم، چند ماه پیش
‫همه بلیت‌هاش فروخته شد.

383
00:15:11,125 --> 00:15:14,004
‫آره، تو یک ستاره ان‌بی‌ای هستی
‫که تازه سینگل شده.

384
00:15:14,028 --> 00:15:15,356
‫حتما خودت برنامه داری.

385
00:15:15,380 --> 00:15:17,274
‫خب برنامه چیده بودم
‫ولی تصمیم گرفتم...

386
00:15:17,298 --> 00:15:19,193
‫می‌خوام با دوست‌هام بچرخم.

387
00:15:19,217 --> 00:15:21,111
‫خب، با احترام بگم بچه‌جان،
‫قبلا حرفش رو زدیم.

388
00:15:21,135 --> 00:15:22,997
‫ما راستش دوست‌های تو نیستیم.

389
00:15:23,021 --> 00:15:25,266
‫آره، می‌دونم، معلومه. فقط...

390
00:15:25,290 --> 00:15:27,952
‫شما تنها کسایی هستین که
‫واقعا باهاشون می‌چرخم، واسه همین...

391
00:15:27,976 --> 00:15:29,777
‫تنها ما؟
‫چرا؟

392
00:15:31,396 --> 00:15:35,259
‫ببینین، از موقعی که از طارق جدا شدم،

393
00:15:35,283 --> 00:15:37,261
‫دیگه هیچ دوستی ندارم.

394
00:15:37,285 --> 00:15:41,765
‫می‌فهمم که یه جورایی تقصیر خودمه.

395
00:15:41,789 --> 00:15:44,034
‫جنین، تو هنوز جوونی.

396
00:15:44,058 --> 00:15:46,754
‫راه‌های خیلی زیادی
‫واسه دوست پیدا کردن هست.

397
00:15:46,778 --> 00:15:47,254
‫اوهوم.

398
00:15:47,278 --> 00:15:48,863
‫مشکل چیه؟

399
00:15:50,031 --> 00:15:52,893
‫فقط خیلی سخته که
‫دوباره از اول شروع کنم.

400
00:15:52,917 --> 00:15:54,845
‫من چندین و چند بار از اول شروع کردم.

401
00:15:54,869 --> 00:15:56,063
‫- جدی؟
‫- آره.

402
00:15:56,087 --> 00:15:58,048
‫بذار یه چیزی بهت بگم،
‫خیلی مزخرفه.

403
00:15:58,072 --> 00:15:59,116
‫عالی شد.

404
00:15:59,140 --> 00:16:01,101
‫نه، اولش ترسناکه
‫ولی بازم این کار رو می‌کنی.

405
00:16:01,125 --> 00:16:03,253
‫- می‌دونی چرا؟
‫- کاملا درسته، ملیسا.

406
00:16:03,277 --> 00:16:04,939
‫هنوز منظورم رو نرسوندم.

407
00:16:04,963 --> 00:16:06,357
‫درست گوش نمی‌کردم.

408
00:16:06,381 --> 00:16:09,209
‫خیلی‌خب، منظورم اینه خیلی ترسناک‌تره...

409
00:16:09,233 --> 00:16:11,078
‫که خودت رو بین مردم جا نکنی.

410
00:16:11,102 --> 00:16:13,314
‫دلت نمی‌خواد که آخر سر
‫شب هالووین مثل یه پیرزن تنها...

411
00:16:13,338 --> 00:16:16,984
‫توی خونه بشینی و امیدوار باشی
‫کسی به خونه‌ات تخم مرغ نزنه، مگه نه؟

412
00:16:17,008 --> 00:16:19,069
‫اوه، آره، معلومه که نه.

413
00:16:19,093 --> 00:16:20,371
‫آره. من اینطوری نیستم.

414
00:16:20,395 --> 00:16:23,023
‫فکر کنم واسه این از پیدا کردن
‫دوست جدید دوری می‌کردم...

415
00:16:23,047 --> 00:16:25,242
‫چون نامعلوم بودنش، ترسناکه.

416
00:16:25,266 --> 00:16:28,162
‫ولی الان هالووینه،
‫زمانی که آدم با ترسش روبرو میشه...

417
00:16:28,186 --> 00:16:31,622
‫اشباح، غول‌ها و دوست‌های جدید.

418
00:16:34,342 --> 00:16:38,656
‫به نظرت اینجا سرد نیست؟

419
00:16:38,680 --> 00:16:40,498
‫نه.

420
00:16:45,069 --> 00:16:47,147
‫شنیدی؟

421
00:16:47,171 --> 00:16:51,542
‫فقط صدای عادی زیرزمین مدرسه است.

422
00:16:57,248 --> 00:17:00,044
‫تو هم می‌بینیش؟

423
00:17:00,068 --> 00:17:01,345
‫آره. لازم نیست همه‌ش بپرسی.

424
00:17:01,369 --> 00:17:03,931
‫تجربه‌مون یکسانه.

425
00:17:03,955 --> 00:17:07,809
‫خیلی‌خب، وقتی گفتم بدو،
‫فرار می‌کنیم.

426
00:17:15,299 --> 00:17:17,444
‫خب، تانوس کوچولو رو پیدا نکردم،

427
00:17:17,468 --> 00:17:20,781
‫ولی تی مورد علاقه‌ام
‫از سال 2004 رو پیدا کردم.

428
00:17:20,805 --> 00:17:22,950
‫هنوزم خوب تمیز می‌کنه.

429
00:17:22,974 --> 00:17:24,842
‫جیکوب، فقط آقای جا...

430
00:17:39,874 --> 00:17:41,068
‫تو!

431
00:17:41,092 --> 00:17:42,669
‫من!

432
00:17:42,693 --> 00:17:43,854
‫چرا؟

433
00:17:43,878 --> 00:17:45,596
‫آخه هالووینه!

434
00:17:46,914 --> 00:17:48,092
‫نه!

435
00:17:48,116 --> 00:17:49,226
‫چی کار می‌کنی؟

436
00:17:49,250 --> 00:17:51,111
‫پسر، هرج و مرج شده.

437
00:17:51,135 --> 00:17:53,180
‫تو هم فقط کارم رو سخت‌تر می‌کنی.

438
00:17:53,204 --> 00:17:55,983
‫مجبورم این کار رو بکنم.
‫تنها راه‌ حله.

439
00:17:56,007 --> 00:17:59,136
‫رفیق، به خاطر این قضیه
‫با یه کلاس هشتمی مبادله کردم!

440
00:17:59,160 --> 00:18:00,928
‫چه هزینه‌ای داشت؟

441
00:18:03,131 --> 00:18:04,782
‫همه‌چی.
‫(دیالوگ معروف تانوس)

442
00:18:06,884 --> 00:18:07,928
‫اوه، خداجون.

443
00:18:07,952 --> 00:18:09,079
‫شکست خوردن.

444
00:18:09,103 --> 00:18:10,788
‫اوه، آوا.

445
00:18:11,506 --> 00:18:14,451
‫- اوه.
‫- چه بلایی سر صورتت اومده؟

446
00:18:14,475 --> 00:18:16,353
‫کارم رو کردم که این بلا پیش اومد.

447
00:18:16,377 --> 00:18:18,088
‫شماها تانوس کوچولو رو پیدا کردین؟

448
00:18:18,112 --> 00:18:21,041
‫نه، گفتیم برگردیم
‫شاید یواشکی برگشته اینجا.

449
00:18:21,065 --> 00:18:24,778
‫این بچه زودتر از سمور کره‌ای،
‫از دست آدم می‌لغزه فرار می‌کنه.

450
00:18:24,802 --> 00:18:27,631
‫ببخشید؟ آدم بزرگ‌ها؟

451
00:18:27,655 --> 00:18:28,866
‫چد!

452
00:18:28,890 --> 00:18:30,134
‫تانوس کوچولو رو پیدا کردی؟

453
00:18:30,158 --> 00:18:31,852
‫کجا؟ چطوری؟

454
00:18:31,876 --> 00:18:34,438
‫فقط آشغال‌ها رو دنبال کردم.

455
00:18:34,462 --> 00:18:37,925
‫توی دادگاه می‌بینمت، بچه تخس!

456
00:18:37,949 --> 00:18:39,810
‫بیا بریم تمیزت کنیم.

457
00:18:41,352 --> 00:18:43,013
‫- آآه!
‫- نه!

458
00:18:43,037 --> 00:18:45,490
‫نـــــه!

459
00:18:46,207 --> 00:18:48,252
‫استراحت کنین بچه‌ها.

460
00:18:48,276 --> 00:18:50,804
‫شاید شبیه بیانسه باشه.

461
00:18:50,828 --> 00:18:51,889
‫واقعا؟

462
00:18:55,199 --> 00:18:56,868
‫سلام، جنین!

463
00:18:57,735 --> 00:18:58,295
‫سلام، اریکا.

464
00:18:58,319 --> 00:19:00,164
‫هنوزم میشه بیام...

465
00:19:00,188 --> 00:19:01,932
‫اون پارتی امشب که گفتی؟

466
00:19:01,956 --> 00:19:03,367
‫- آره، معلومه!
‫- جدی؟

467
00:19:03,391 --> 00:19:05,119
‫خیلی‌خب، باشه.
‫می‌خوام بیام.

468
00:19:05,143 --> 00:19:07,187
‫امم، به نظرت کسی اونجا من رو می‌شناسه؟

469
00:19:07,211 --> 00:19:09,022
‫من تو رو می‌شناسم.

470
00:19:09,046 --> 00:19:10,257
‫ولی خودم به همه معرفیت می‌کنم.

471
00:19:10,281 --> 00:19:12,209
‫قول میدم، گروه خوبی هستن.

472
00:19:12,233 --> 00:19:13,877
‫باشه، ایول.
‫به نظر خوب میاد.

473
00:19:13,901 --> 00:19:15,062
‫ایولا!

474
00:19:15,086 --> 00:19:17,131
‫اوه، لباس سکسی‌تر داری دیگه، مگه نه؟

475
00:19:17,155 --> 00:19:18,198
‫اوه، معلومه.

476
00:19:18,222 --> 00:19:19,583
‫- کلاه گیس اریک آندره...
‫- فکرش هم نکن.

477
00:19:19,607 --> 00:19:22,886
‫- باشه، یه چیز دیگه پیدا می‌کنم بپوشم.
‫- خوبه.

478
00:19:22,910 --> 00:19:24,321
‫اوه! ازدیاد قند خون؟

479
00:19:24,345 --> 00:19:27,124
‫اوه، آره، کلی شکلات خورده.

480
00:19:27,148 --> 00:19:28,275
‫- خیلی خورده.
‫- باشه.

481
00:19:28,299 --> 00:19:30,110
‫خب، به نظر مشکل مامانشه.

482
00:19:30,134 --> 00:19:31,128
‫- آره، دقیقا.
‫- اوهوم.

483
00:19:31,152 --> 00:19:33,080
‫خیلی‌خب، خداحافظ.

484
00:19:33,104 --> 00:19:34,364
‫- می‌بینمت.
‫- امشب می‌بینمت.

485
00:19:34,388 --> 00:19:37,985
‫راستش یه جورایی واسه امشب هیجان‌زده‌ام.

486
00:19:38,009 --> 00:19:39,303
‫می‌خوام از اول امتحان کنم.

487
00:19:39,327 --> 00:19:43,273
‫دارم میگم که شبح سرایدار رو پایین دیدم.

488
00:19:43,297 --> 00:19:45,159
‫خیلی‌خب؟
‫داستانش واقعیه.

489
00:19:45,183 --> 00:19:46,910
‫تو آقای جانسون رو دیدی.

490
00:19:46,934 --> 00:19:47,995
‫- معما حل شد.
‫- نه.

491
00:19:48,019 --> 00:19:50,981
‫نه، نه، نه،
‫این یه نفر دیگه بود.

492
00:19:51,005 --> 00:19:52,816
‫یه چیز شرورتر.

493
00:19:52,840 --> 00:19:55,509
‫باشه، شگی.

494
00:20:01,433 --> 00:20:06,433
‫مترجم:
‫K H A S H A Y A R

495
00:20:20,952 --> 00:20:22,880
‫اگه این اندازه‌ات نشد،
‫باید اون لباس سکسی...

496
00:20:22,904 --> 00:20:24,348
‫- والمارت رو امتحان کنیم.
‫- آوا؟

497
00:20:24,372 --> 00:20:25,866
‫می‌دونی که ساعات اداری تموم شده، نه؟

498
00:20:25,890 --> 00:20:27,201
‫بله، می‌دونم.

499
00:20:27,225 --> 00:20:30,003
‫چیه، می‌خوای جشن بگیری؟

500
00:20:30,027 --> 00:20:31,004
‫چرا هنوز اینجایی؟

501
00:20:31,028 --> 00:20:32,272
‫اوه، من فقط منتظر...

502
00:20:32,296 --> 00:20:35,075
‫ای خوشگله!

503
00:20:35,099 --> 00:20:37,094
‫- خوبه؟
‫- عالیه!

504
00:20:37,118 --> 00:20:40,030
‫مسلما به من بیشتر میاد،
‫بعدش مریلین مونرو،

505
00:20:40,054 --> 00:20:41,999
‫ولی راستش رو بخوای،
‫بعدش تو.

506
00:20:42,023 --> 00:20:43,083
‫خیلی‌خب.

507
00:20:43,107 --> 00:20:44,351
‫بهش بگو چقدر خوشگل شده، گرگوری.

508
00:20:44,375 --> 00:20:47,871
‫اه، آره، آره، تو... خیلی قشنگه.

509
00:20:47,895 --> 00:20:49,022
‫واقعا اندازه بدنته.

510
00:20:49,046 --> 00:20:50,057
‫ای چندش.

511
00:20:50,081 --> 00:20:51,858
‫مرسی.

512
00:20:51,882 --> 00:20:52,859
‫شب خوش، آقای جانسون.

513
00:20:52,883 --> 00:20:53,994
‫هالووینت مبارک!

514
00:20:54,018 --> 00:20:55,836
‫هالووین مبارک.

515
00:21:02,100 --> 00:21:06,100
‫(دبستان ابت - 31 اکتبر 1921)

516
00:21:09,066 --> 00:21:11,378
‫خوشتون اومد؟

517
00:21:11,402 --> 00:21:14,488
‫توی دورنی پارک درستش کردن.

518
00:21:14,512 --> 00:21:39,512
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

