1
00:00:01,884 --> 00:00:04,405
‫اینجا سبزیجات زمستونی ما رشد می‌کنن.

2
00:00:04,429 --> 00:00:05,698
‫سال بعد گوجه فرنگی هم داریم.

3
00:00:05,722 --> 00:00:06,991
‫باربارا، نمی‌خوام بحث کنم.

4
00:00:07,015 --> 00:00:08,409
‫وقتی گفتی کثیفی،
‫انتظار این رو نداشتم.

5
00:00:08,433 --> 00:00:10,286
‫باربارا گفتی داستان خوبی واسم داری.

6
00:00:10,310 --> 00:00:11,144
‫اووه.

7
00:00:12,520 --> 00:00:15,124
‫این چیه؟

8
00:00:15,148 --> 00:00:16,333
‫ااه.

9
00:00:16,357 --> 00:00:17,710
‫اوه، خداجون.

10
00:00:17,734 --> 00:00:18,961
‫استخوان؟

11
00:00:18,985 --> 00:00:20,421
‫استخوان آدمیزاد؟

12
00:00:20,445 --> 00:00:21,422
‫نچ.

13
00:00:21,446 --> 00:00:22,548
‫اووه.

14
00:00:22,572 --> 00:00:24,383
‫خدایا رحم کن.

15
00:00:24,407 --> 00:00:26,510
‫گولشون زدم.

16
00:00:27,785 --> 00:00:29,930
‫صبر کنین.

17
00:00:29,954 --> 00:00:31,974
‫من این رو خاک کردم؟

18
00:00:31,998 --> 00:00:33,559
‫اوه.

19
00:00:33,583 --> 00:00:35,269
‫دنده‌ی گاوه.

20
00:00:35,293 --> 00:00:36,669
‫گولشون زدم.

21
00:00:38,421 --> 00:00:40,024
‫به باغچه‌ام نزدیک نشین.

22
00:00:59,317 --> 00:01:01,462
‫جلسه پیشرفت میان‌ترم ماست...

23
00:01:01,486 --> 00:01:03,797
‫جلسه‌ای که معیارها رو
‫برای نیمه دوم سال بررسی می‌کنیم.

24
00:01:03,821 --> 00:01:05,632
‫عاشقشونیم.

25
00:01:05,656 --> 00:01:07,259
‫به آدم یادآوری می‌کنه
‫با وجود اینکه...

26
00:01:07,283 --> 00:01:09,094
‫تقریبا به تعطیلات بهاری نزدیک شدیم،

27
00:01:09,118 --> 00:01:11,680
‫ولی سال تحصیلی هنوز خیلی مونده که تموم بشه.

28
00:01:11,704 --> 00:01:13,807
‫پس اینایی که گفتم
‫الزامات حوزه آموزشی مدرسه است.

29
00:01:13,831 --> 00:01:15,809
‫حالا زود در مورد اهداف فردی
‫یا هر چی که هست، حرف بزنین.

30
00:01:15,833 --> 00:01:17,644
‫این جلسه به ساعات تخفیف
‫مشروب‌خوریم برخورد می‌کنه.

31
00:01:17,668 --> 00:01:19,021
‫اه، من یک هفته کامل...

32
00:01:19,045 --> 00:01:20,939
‫به ارعاب تاریخی روز شکرگزاری...

33
00:01:20,963 --> 00:01:23,025
‫برای مردم بومی اختصاص دادم،

34
00:01:23,049 --> 00:01:24,735
‫به همراه نمایش یک فیلم بدوی...

35
00:01:24,759 --> 00:01:26,695
‫- سول فود؟
‫- باریکلا.

36
00:01:26,719 --> 00:01:28,489
‫♪ ماما ♪
‫♪ ماما ♪

37
00:01:28,513 --> 00:01:30,324
‫خب، من عاشق تعطیلاتم...

38
00:01:30,348 --> 00:01:32,117
‫و امسال یاری‌رسان کوچک باربارا هاوارد...

39
00:01:32,141 --> 00:01:35,204
‫خوشگل‌ترین درخت‌های کریسمسی
‫با تصویر دست رو درست می‌کنن.

40
00:01:35,228 --> 00:01:38,123
‫بچه‌های منم بوقلمون هنر دستی رو می‌سازن...

41
00:01:38,147 --> 00:01:40,793
‫و با پاک کردن برفی لای درز پنجره‌ها...

42
00:01:40,817 --> 00:01:42,419
‫اون رو بازیافت می‌کنیم.

43
00:01:42,443 --> 00:01:43,962
‫انگار دست بچه‌ها
‫همه کارهای تعطیلات رو می‌کنن.

44
00:01:43,986 --> 00:01:45,589
‫آره، همینطوره.
‫دیوونه‌واره.

45
00:01:45,613 --> 00:01:47,049
‫اه، من و دانش آموزهای کلاس هشتمی...

46
00:01:47,073 --> 00:01:49,093
‫هفته دیگه سالن ورزشی
‫و نردبون ایمنی لازم داریم.

47
00:01:49,117 --> 00:01:50,385
‫واسه مسابقات دانک؟

48
00:01:50,409 --> 00:01:51,887
‫نه.

49
00:01:51,911 --> 00:01:53,180
‫سقوط تخم مرغ رو اجرا می‌کنیم.

50
00:01:53,204 --> 00:01:54,973
‫ممنون میشم هر کسی که تخم مرغ...

51
00:01:54,997 --> 00:01:56,266
‫اضافه داشت با خودش بیاره.

52
00:01:56,290 --> 00:01:57,601
‫خوبه. چون تخم مرغ‌هامون کمه...

53
00:01:57,625 --> 00:01:59,728
‫و دکترم میگه که باید امگا-3 بخورم.

54
00:01:59,752 --> 00:02:02,606
‫به نظر فرصت خیلی خوبیه
‫که خلاقیت به خرج داد.

55
00:02:02,630 --> 00:02:05,234
‫وقتی بچه بودم همیشه دلم می‌خواست
‫از این چالش‌ها انجام بدم.

56
00:02:05,258 --> 00:02:06,735
‫شاید کلاس دومی‌های منم
‫بتونن شرکت کنن.

57
00:02:06,759 --> 00:02:08,153
‫باز شروع شد.

58
00:02:08,177 --> 00:02:09,488
‫اوه، یعنی می‌دونم که...

59
00:02:09,512 --> 00:02:11,782
‫بچه‌هام به خوبی بچه‌های تو نیستن مسلما،

60
00:02:11,806 --> 00:02:13,617
‫ولی فکر کنم واسه بچه‌ها جالب باشه.

61
00:02:13,641 --> 00:02:15,494
‫سرگرمی نیست، علمه.

62
00:02:15,518 --> 00:02:18,789
‫خب شاید بتونه هر دوتاش باشه.

63
00:02:18,813 --> 00:02:21,208
‫مطمئنم که بچه‌هام با سقوط تخم مرغ
‫کلی کیف می‌کنن.

64
00:02:21,232 --> 00:02:23,210
‫سقوط تخم مرغ واسه دانش آموزهات پیشرفته است،

65
00:02:23,234 --> 00:02:24,902
‫ولی اگه می‌خوای شرکت کنن،
‫عاقبتش پای خودته.

66
00:02:26,571 --> 00:02:28,072
‫بیشتر عاقبت سرگرمیه.

67
00:02:31,117 --> 00:02:32,678
‫آره.

68
00:02:32,702 --> 00:02:34,954
‫اینم تکلیف تامیکا، خانم هاوارد.

69
00:02:38,166 --> 00:02:39,268
‫- ممنون.
‫- خواهش.

70
00:02:39,292 --> 00:02:40,978
‫روز خوبی داشته باشین.

71
00:02:41,002 --> 00:02:42,086
‫خوب درس یاد بگیر!

72
00:02:43,337 --> 00:02:45,107
‫به عنوان یک زن مسیحی خوب،

73
00:02:45,131 --> 00:02:49,695
‫هیچوقت بدنم رو با چنین حرف‌های زشتی
‫علامت گذاری نمی‌کنم.

74
00:02:49,719 --> 00:02:52,156
‫حتی اعتقاد ندارم که
‫اون کلمه رو بلند به زبون بیارم.

75
00:02:52,180 --> 00:02:53,240
‫ااه.

76
00:02:53,264 --> 00:02:55,367
‫کلمه مورد علاقه‌ام که با «بی» شروع میشه؟

77
00:02:55,391 --> 00:02:57,077
‫باربارا.

78
00:02:57,101 --> 00:02:58,829
‫اوه! بایبل (انجیل).

79
00:02:58,853 --> 00:03:01,582
‫برکت.

80
00:03:01,606 --> 00:03:03,333
‫بلوبری.

81
00:03:05,359 --> 00:03:08,630
‫خیلی‌خب، طرف بهم قول داد
‫که اینا مار نیستن.

82
00:03:08,654 --> 00:03:10,156
‫اوه، مرسی که گفتی.

83
00:03:12,450 --> 00:03:13,826
‫این بخشی از اکسیر بهبودی منه.

84
00:03:15,286 --> 00:03:16,513
‫قوی مثل گاو نر.

85
00:03:17,580 --> 00:03:18,640
‫اوه، صبح‌تون بخیر.

86
00:03:18,664 --> 00:03:20,350
‫تازه اومدی؟

87
00:03:20,374 --> 00:03:22,478
‫نه.

88
00:03:22,502 --> 00:03:24,271
‫گفتی بچه‌هات
‫به چیزمیزهای سقوط تخم مرغشون...

89
00:03:24,295 --> 00:03:25,689
‫چقدر زرق و برق می‌زنن؟

90
00:03:25,713 --> 00:03:27,191
‫ما هیچوقت به چیزمیزهامون
‫زرق و برق نمی‌زنیم،

91
00:03:27,215 --> 00:03:28,483
‫چون اینجوری جرم اضافه میشه...

92
00:03:28,507 --> 00:03:29,943
‫و باعث میشه معادله به هم بخوره.

93
00:03:29,967 --> 00:03:31,344
‫باشه پس شاید یه خط میشه گذاشت؟

94
00:03:32,345 --> 00:03:33,638
‫جواب؟

95
00:03:35,640 --> 00:03:36,933
‫سلام، آقای هیل.

96
00:03:39,101 --> 00:03:41,163
‫طرف عجب رویی داره.

97
00:03:41,187 --> 00:03:43,540
‫از موقعی که اومدم اینجا،
‫یه جدل طولانی مدت داشتیم.

98
00:03:43,564 --> 00:03:45,167
‫مطمئنی؟ به نظر باهات خوب برخورد می‌کنه.

99
00:03:45,191 --> 00:03:47,836
‫نه، رفتار پرخاشگری منفعل داره.

100
00:03:47,860 --> 00:03:50,088
‫- اصلا ازم نپرس چرا.
‫- باشه.

101
00:03:50,112 --> 00:03:52,090
‫به نظرت سقوط تخم مرغ واسه بچه‌هات مناسبه؟

102
00:03:52,114 --> 00:03:53,926
‫آخه باید یه درک مناسبی
‫از فیزیک داشته باشن.

103
00:03:53,950 --> 00:03:55,844
‫آره، مطمئنم که مناسبه،

104
00:03:55,868 --> 00:03:58,805
‫چون یاد گرفتن باید سرگرم‌کننده باشه
‫و درباره تجربه‌های جدید باشه...

105
00:03:58,829 --> 00:04:00,265
‫نه اینکه تخم مرغ‌ها بشکنن یا نشکنن.

106
00:04:00,289 --> 00:04:02,559
‫راستش اتفاقا فقط در مورد اینه
‫که تخم مرغ‌ها بشکنن یا نه.

107
00:04:02,583 --> 00:04:05,312
‫ای خدا، چقدر درباره این
‫سقوط تخم مرغ حرف می‌زنی.

108
00:04:05,336 --> 00:04:07,147
‫حالا بچه‌هات به بچه‌های من گفتن.

109
00:04:07,171 --> 00:04:09,691
‫حالا بچه‌های منم هیجان‌زده شدن
‫و مجبورم که انجامش بدم.

110
00:04:09,715 --> 00:04:12,736
‫این همه تخم مرغ باید هدر بره
‫اونم وقتی که تیم کابویز اومدن.

111
00:04:12,760 --> 00:04:14,929
‫حالا مجبورم کوکتل مولوتف
‫به اتوبوس‌شون پرت کنم.

112
00:04:18,975 --> 00:04:21,328
‫کارتون خیلی خوبه.

113
00:04:21,352 --> 00:04:23,372
‫چقدر بانمک شدن.

114
00:04:23,396 --> 00:04:26,124
‫ایلای، چقدر خوشم میاد
‫که مال تو نی پلاستیکی داره.

115
00:04:26,148 --> 00:04:27,918
‫لاک پشت‌ها، مواظب باشین.

116
00:04:27,942 --> 00:04:29,753
‫اوه نیا، مال تو هم قلب توش داره.

117
00:04:29,777 --> 00:04:32,089
‫چقدر... واقعا طاقت ندارم که ببینم
‫اینا چطور از آب در میان.

118
00:04:32,113 --> 00:04:34,383
‫من اسم تخم مرغم رو رالف گذاشتم!

119
00:04:34,407 --> 00:04:36,677
‫واسش صورت و اینا درست کردم.

120
00:04:36,701 --> 00:04:39,930
‫خب، به نظر میاد که رالف
‫واسه سقوط تخم مرغ فردا هیجان زده است.

121
00:04:39,954 --> 00:04:42,140
‫بهترین دوستمه.

122
00:04:42,164 --> 00:04:44,184
‫تنها دوستم.

123
00:04:44,208 --> 00:04:47,688
‫اوه، آره، ایلای حالش خوبه.
‫داره اغراق می‌کنه.

124
00:04:47,712 --> 00:04:50,506
‫فکر کنم قبلش داشت با نیا حرف می‌زد.

125
00:04:52,550 --> 00:04:53,902
‫ببخشید.

126
00:04:53,926 --> 00:04:55,320
‫می‌دونی، فقط می‌خواستم بدونم...

127
00:04:55,344 --> 00:04:57,114
‫میشه موقعی که دور و بر...

128
00:04:57,138 --> 00:04:58,907
‫بچه‌ها هستی...

129
00:04:58,931 --> 00:05:01,118
‫یه خرده بپوشونی.

130
00:05:01,142 --> 00:05:02,995
‫اوه، آره، حتما.

131
00:05:03,019 --> 00:05:04,353
‫- مرسی.
‫- (اسلات: هرزه)

132
00:05:05,479 --> 00:05:07,374
‫روز خوبی داشته باشی.

133
00:05:07,398 --> 00:05:08,375
‫خانم هاوارد.

134
00:05:08,399 --> 00:05:09,876
‫- بله؟
‫- معنی اس-ال...

135
00:05:09,900 --> 00:05:11,753
‫چیزه...

136
00:05:11,777 --> 00:05:15,924
‫مخفف دانشگاه تکنولوژی سنت لوئیس هست.

137
00:05:15,948 --> 00:05:17,676
‫دانشگاه خیلی خوبی هم هست.

138
00:05:17,700 --> 00:05:18,993
‫لطفا برو سرجات بشین.

139
00:05:20,411 --> 00:05:22,764
‫چطور نردبون به این بلندی درست کردن؟

140
00:05:22,788 --> 00:05:25,183
‫به کمک فیزیک؟

141
00:05:25,207 --> 00:05:26,560
‫کاری که قراره اینجا بکنیم؟

142
00:05:26,584 --> 00:05:28,103
‫و در نهایت،

143
00:05:28,127 --> 00:05:30,188
‫مکانیرم مقاومت گرانشی عمر...

144
00:05:30,212 --> 00:05:33,775
‫با تحمل بار 58.7 گرم رو داریم.

145
00:05:33,799 --> 00:05:36,028
‫امیدوارم که روح سر آیزاک نیوتون رو
‫در گور خودش نلرزونی.

146
00:05:36,052 --> 00:05:37,762
‫اگرچه روح وجود نداره.

147
00:05:44,518 --> 00:05:46,830
‫باریکلا، کلاس هشتمی‌ها.

148
00:05:46,854 --> 00:05:49,833
‫علم بسیار مهمی رو بهتون یاد دادم که...

149
00:05:49,857 --> 00:05:51,793
‫تا آخر عمر بهتون کمک می‌کنه.

150
00:05:51,817 --> 00:05:54,087
‫و حالا بدون اتلاف وقت...

151
00:05:54,111 --> 00:05:55,964
‫نوبت کلاس دومی‌هاست.

152
00:05:58,157 --> 00:05:59,593
‫سلام!
‫مرسی که واسه حمایت اومدی.

153
00:05:59,617 --> 00:06:01,345
‫البته.

154
00:06:01,369 --> 00:06:02,721
‫در ضمن نمی‌خواستم این فرصت رو...

155
00:06:02,745 --> 00:06:04,306
‫از دست بدم که
‫صورت تخم مرغی مورتون رو ببینم.

156
00:06:04,330 --> 00:06:06,099
‫نگاه کنین بچه‌ها،
‫همکار ارجمندم، آقای هیل،

157
00:06:06,123 --> 00:06:07,643
‫به جمع ما ملحق شدن.

158
00:06:07,667 --> 00:06:10,812
‫همم، همم.
‫هی با دم شیر بازی کن، مورتون.

159
00:06:10,836 --> 00:06:13,523
‫می‌دونین چیه؟ اینا رو دو دستی میندازم
‫که سریع‌تر تموم بشه.

160
00:06:13,547 --> 00:06:15,716
‫- از پسش بر میای، خانم شمنتی!
‫- ووهوو!

161
00:06:33,317 --> 00:06:34,670
‫دیدین حالا یه خرده خوش‌بینی...

162
00:06:34,694 --> 00:06:36,505
‫و نگرش عملگرا،
‫چه نتیجه‌ای داره؟

163
00:06:36,529 --> 00:06:37,506
‫طاقت ندارم.

164
00:06:39,824 --> 00:06:42,511
‫اوه، خوبه.
‫نوبت استامپی دامپی رو از دست ندادم.

165
00:06:42,535 --> 00:06:44,262
‫فقط من اینطوریم
‫یا اینکه نربودن داره بلندتر میشه؟

166
00:06:44,286 --> 00:06:45,514
‫مگه نه؟

167
00:06:45,538 --> 00:06:47,224
‫یکی واسم لوبیای سحرآمیز بیاره.

168
00:06:47,248 --> 00:06:48,725
‫می‌دونین، مثل داستان
‫«جک و لوبیای سحرآمیز»؟

169
00:06:48,749 --> 00:06:51,603
‫- فهمیدین؟
‫- از نربودن برو بالا، جنین.

170
00:06:51,627 --> 00:06:53,980
‫خیلی‌خب، باشه.
‫فقط یه دقیقه مهلت بده.

171
00:06:54,004 --> 00:06:56,108
‫نمی‌خوام هول هولکی برم، ملیسا.

172
00:06:56,132 --> 00:06:57,984
‫خیلی‌خب، برو که رفتیم.

173
00:06:58,008 --> 00:07:00,362
‫از نربودن بالا میرم.

174
00:07:00,386 --> 00:07:02,197
‫خیلی‌خب، آره.

175
00:07:02,221 --> 00:07:04,491
‫آقای مورتون، حتما باید به بالای بالا برسم؟

176
00:07:04,515 --> 00:07:05,659
‫جدی؟ باشه.

177
00:07:06,934 --> 00:07:08,662
‫یکی می‌تونه سبد بزرگ‌تر واسم بیاره؟

178
00:07:08,686 --> 00:07:09,770
‫خیلی‌خب.

179
00:07:12,481 --> 00:07:14,376
‫باید با دور تند می‌گرفتم.

180
00:07:14,400 --> 00:07:16,336
‫به بالای نربودن رسیدم.

181
00:07:16,360 --> 00:07:17,546
‫اوه، خداجون.

182
00:07:17,570 --> 00:07:18,964
‫خیلی‌خب.
‫شروع می‌کنیم.

183
00:07:18,988 --> 00:07:19,905
‫اولیش!

184
00:07:21,115 --> 00:07:22,634
‫اوه.

185
00:07:22,658 --> 00:07:25,470
‫اوه، اممم... اشکال نداره، تِرِی.

186
00:07:25,494 --> 00:07:27,472
‫بامزه ترکید، خیلی‌خب؟

187
00:07:27,496 --> 00:07:28,765
‫خیلی‌خب، بعدی.

188
00:07:28,789 --> 00:07:29,915
‫داره خوب پیش میره.

189
00:07:30,875 --> 00:07:32,811
‫اوه.

190
00:07:32,835 --> 00:07:34,396
‫ولی داره بهمون خوش می‌گذره.

191
00:07:34,420 --> 00:07:35,939
‫اووه، مارشلمو!

192
00:07:36,714 --> 00:07:39,109
‫اسفنج.

193
00:07:40,926 --> 00:07:42,779
‫این یکی تخم مرغ خالیه.

194
00:07:42,803 --> 00:07:44,197
‫اوه، نه.

195
00:07:44,221 --> 00:07:45,657
‫خیلی‌خب، یکی دیگه.

196
00:07:45,681 --> 00:07:46,658
‫این یکی باید سالم بمونه.

197
00:07:48,100 --> 00:07:50,203
‫دوتا تخم مرغ، وای!

198
00:07:50,227 --> 00:07:51,937
‫نگاه نکنین!

199
00:07:56,484 --> 00:07:57,776
‫نه!

200
00:08:00,404 --> 00:08:02,174
‫رالف؟!

201
00:08:02,198 --> 00:08:04,342
‫بهترین دوستم بود!

202
00:08:04,366 --> 00:08:05,951
‫یکی چسب زخم بیاره!

203
00:08:09,622 --> 00:08:11,725
‫بچه‌های گرسنه زیادی
‫تو آمریکا هست، جنین.

204
00:08:11,749 --> 00:08:12,976
‫چیزی نیست!

205
00:08:13,000 --> 00:08:14,478
‫با اینکه تخم مرغ‌ها شکستن،

206
00:08:14,502 --> 00:08:16,980
‫کارتون عالی بود
‫و خیلی خلاقانه بود.

207
00:08:17,004 --> 00:08:19,399
‫و اه، نگاه کنین.
‫نگاه کنین!

208
00:08:19,423 --> 00:08:20,692
‫این مدال‌ها رو آوردم.

209
00:08:20,716 --> 00:08:22,986
‫اگه دیگه گریه نکنین،

210
00:08:23,010 --> 00:08:24,654
‫می‌تونم بهتون بدم.

211
00:08:24,678 --> 00:08:27,824
‫چون اینجا هیچ برنده
‫و بازنده‌ای نداریم، مگه نه؟

212
00:08:27,848 --> 00:08:29,618
‫بچه ها، علم تقریبا میشه گفت...

213
00:08:29,642 --> 00:08:31,244
‫فقط در مورد برنده و بازنده‌هاست.

214
00:08:31,268 --> 00:08:33,145
‫چیزی نشده، رالف.
‫فقط باید باور داشته باشی.

215
00:08:34,438 --> 00:08:35,874
‫بهتره اون بچه رو ببری معاینه کنن...

216
00:08:35,898 --> 00:08:37,858
‫که یک وقت سالمونلا نگرفته باشه.

217
00:08:40,110 --> 00:08:42,172
‫امم، سلام؟

218
00:08:42,196 --> 00:08:43,465
‫تو کی هستی،
‫یه دانشمند دیوونه؟

219
00:08:43,489 --> 00:08:45,050
‫چطوری هیچ کدوم از تخم مرغ‌هات نشکستن؟

220
00:08:45,074 --> 00:08:47,302
‫ساده است.
‫تقلب کردم.

221
00:08:47,326 --> 00:08:50,430
‫تخم مرغ‌ها رو کلی تو آب پز گذاشتم
‫و بوم، کلاس خوشحال و خندان شد.

222
00:08:50,454 --> 00:08:52,766
‫به این کارت افتخار می‌کنی؟

223
00:08:52,790 --> 00:08:55,185
‫تو افتخار می‌کنی که
‫یه کلاس پر از بچه‌های گریون داری؟

224
00:08:55,209 --> 00:08:57,896
‫ببین، خیلی دوست دارم
‫به بچه‌هام مکانیک کوانتومی یاد بدم.

225
00:08:57,920 --> 00:08:59,689
‫سلاح مخفی من سر بازی قماره،

226
00:08:59,713 --> 00:09:02,317
‫ولی کلاس دومی‌ها درکش نمی‌کنن، جنین.

227
00:09:02,341 --> 00:09:04,569
‫خب، ببین،
‫حالا بچه‌هام خیلی ناراحتن...

228
00:09:04,593 --> 00:09:07,280
‫و باید یک سقوط تخم مرغ موفقیت آمیز
‫داشته باشن که خوشحال بشن.

229
00:09:07,304 --> 00:09:09,783
‫یا شاید هم مدال‌های طلا
‫تخفیف خورده باشن که بگیرم.

230
00:09:09,807 --> 00:09:12,494
‫خب، احساس ناراحتی می‌کنن
‫چون شکست خوردن، ولی علم همینه.

231
00:09:12,518 --> 00:09:15,038
‫- آره، ولی لازم نیست اینجوری باشه.
‫- دقیقا چرا باید باشه.

232
00:09:15,062 --> 00:09:16,331
‫بخشی از روش علمیه.

233
00:09:16,355 --> 00:09:18,458
‫از علم خوشم نمیاد... خیلی قوانین داره.

234
00:09:18,482 --> 00:09:20,585
‫و قاضی کیه؟
‫خدا؟

235
00:09:20,609 --> 00:09:23,713
‫اگه خوب بهش فکر کنی،
‫علم همون تاریخ به علاوه ریاضیه.

236
00:09:23,737 --> 00:09:25,465
‫اصلا هم درست نیست.

237
00:09:25,489 --> 00:09:27,175
‫شماها اون فیلم «پسیفیک ریم» رو دیدین که...

238
00:09:27,199 --> 00:09:28,552
‫ادریس البا با کایجو مبارزه می‌کنه؟

239
00:09:28,576 --> 00:09:29,886
‫به اون میگن علم.

240
00:09:29,910 --> 00:09:31,847
‫می‌دونین چی احتمالات زیادی داره؟
‫کبوتر.

241
00:09:31,871 --> 00:09:33,974
‫- صبر کن.
‫- حالا که حرفش شد،

242
00:09:33,998 --> 00:09:35,809
‫زیاد مطمئن نیستم که
‫واقعا روی ماه فرود اومده باشن.

243
00:09:35,833 --> 00:09:37,185
‫من به ماه اعتقادی ندارم.

244
00:09:37,209 --> 00:09:38,645
‫من معتقدم که عدم تحمل گلوتن...

245
00:09:38,669 --> 00:09:40,355
‫ فقط احساس گناه درونی
‫سفیدپوست‌هاست.

246
00:09:40,379 --> 00:09:42,482
‫- گلوتن واقعی نیست!
‫- استیوی واندر کور نیست.

247
00:09:42,506 --> 00:09:44,985
‫- می‌دونین، بیل گیتس...
‫- بسه!

248
00:09:45,009 --> 00:09:47,821
‫علم حقیقت امری و واقعیه...

249
00:09:47,845 --> 00:09:49,656
‫و شکست هم بخشی از روش علمیه.

250
00:09:49,680 --> 00:09:50,866
‫پس تبریک میگم، جنین،

251
00:09:50,890 --> 00:09:53,034
‫تو الان بخش اولش رو یاد گرفتی.

252
00:09:53,058 --> 00:09:54,911
‫حالا بگو اشتباه‌تون رو تجزیه و تحلیل کردی؟

253
00:09:54,935 --> 00:09:57,873
‫اوه، آره، تجزیه و تحلیل اشتباهم اینه که
‫هیچوقت تسلیم نمیشیم.

254
00:09:57,897 --> 00:10:00,041
‫به خودمون اعتقاد داریم
‫و می‌دونیم که موفق میشیم.

255
00:10:00,065 --> 00:10:01,585
‫پس... جوابت منفیه.

256
00:10:01,609 --> 00:10:04,820
‫امم، جنین، علمی که در چالش
‫سقوط تخم مرغ به کار رفته رو درک می‌کنی؟

257
00:10:06,906 --> 00:10:09,050
‫ببین، اگه واقعا می‌خوای که
‫بچه‌هات درک کنن،

258
00:10:09,074 --> 00:10:10,969
‫پس باید خودت متوجه‌ش بشی.

259
00:10:10,993 --> 00:10:13,597
‫من قبلا عاشق سقوط تخم مرغ بودم.

260
00:10:13,621 --> 00:10:17,642
‫ببین، امبر گفت که امشب بیرون نمیاد،
‫پس اگه می‌خوای...

261
00:10:17,666 --> 00:10:18,977
‫می‌تونم بهت یاد بدم.

262
00:10:19,001 --> 00:10:21,771
‫مرسی، گرگوری.
‫راستش رو بخوای، خیلی خوب میشه.

263
00:10:21,795 --> 00:10:24,357
‫حتما تو فکر می‌کنی که
‫دایناسورها واقعا منقرض شدن.

264
00:10:27,426 --> 00:10:29,070
‫مادر یکی از دانش آموزهام...

265
00:10:29,094 --> 00:10:32,866
‫علامت بسیار ناخوشایندی
‫روی سینه‌اش داره.

266
00:10:32,890 --> 00:10:34,200
‫همونی که تتوی «جنده» داره؟

267
00:10:34,224 --> 00:10:36,119
‫عاشق کتابش بودم.
‫فیلمش مالی نبود.

268
00:10:36,143 --> 00:10:39,122
‫حتی بعد از اینکه محترمانه
‫ازش خواستم اون رو بپوشونه،

269
00:10:39,146 --> 00:10:42,167
‫با یک سوییشرت برگشت که
‫حتی بدتر از قبلی بود!

270
00:10:42,191 --> 00:10:43,585
‫اوه، آره، باید یه کاری درباره‌ش بکنی.

271
00:10:43,609 --> 00:10:45,170
‫موافقم.

272
00:10:45,194 --> 00:10:46,421
‫ببخشید حرفتون رو قطع کنم...

273
00:10:46,445 --> 00:10:48,173
‫فقط می‌خوام بگم
‫تو این یکی دخالت نمی‌کنم.

274
00:10:48,197 --> 00:10:51,217
‫به نظرم بهتره که در اینجا من نقش
‫یک گوش شنوا رو داشته باشم.

275
00:10:51,241 --> 00:10:53,929
‫اگرچه باید بگم که
‫احیاء مجدد کلمه‌ی جن...

276
00:10:53,953 --> 00:10:55,513
‫آوا، غافلگیر شدم.

277
00:10:55,537 --> 00:10:57,307
‫واقعا با این قضیه مشکل داری؟

278
00:10:57,331 --> 00:10:59,768
‫معلومه مشکل دارم،
‫ولی سر جاش نه محتواش.

279
00:10:59,792 --> 00:11:01,269
‫ترقوه استخوان خیلی مهمیه.

280
00:11:01,293 --> 00:11:03,104
‫چرا آخه توجهات رو ازش دور می‌کنی؟

281
00:11:03,128 --> 00:11:05,065
‫تتوها رو جاهای مخفی بزن.
‫اونجوری سکسی‌تره.

282
00:11:05,089 --> 00:11:07,692
‫چطور آخه کسی تتو رو جذاب می‌دونه؟

283
00:11:07,716 --> 00:11:09,319
‫چیزی که اصلا مناسب نیست؟

284
00:11:09,343 --> 00:11:10,820
‫خب، یه چیز مخصوص این نسله، بارب.

285
00:11:10,844 --> 00:11:12,614
‫زن‌های همسن اون
‫با کسایی مثل لیل کیم،

286
00:11:12,638 --> 00:11:14,074
‫فاکسی براون و ایو بزرگ شدن.

287
00:11:14,098 --> 00:11:16,326
‫منم با آدم و حوا بزرگ شدم.

288
00:11:16,350 --> 00:11:20,205
‫شاید چیزی که این خانم‌های جوان
‫لازم دارن، یه خرده مشورت و راهنماییه.

289
00:11:20,229 --> 00:11:21,790
‫هه.

290
00:11:21,814 --> 00:11:23,708
‫بارب از تتوهای من بدش نمیاد،

291
00:11:23,732 --> 00:11:25,293
‫مگه اینکه ماندارین بلد باشه.

292
00:11:25,317 --> 00:11:26,777
‫چینی‌ها از تتوم متنفرن.

293
00:11:29,405 --> 00:11:30,715
‫برای اینکه سقوط تخم مرغ رو بفهمی،

294
00:11:30,739 --> 00:11:32,217
‫باید چندتا اصول علمی رو درک کنی...

295
00:11:32,241 --> 00:11:33,802
‫که واسه کلاس دومی‌ها
‫نسبتا پیچیده است.

296
00:11:33,826 --> 00:11:35,387
‫من به کلاس دومی‌هام باور دارم.

297
00:11:35,411 --> 00:11:36,638
‫و می‌خوام نشونشون بدم...

298
00:11:36,662 --> 00:11:38,139
‫اگه به خودشون باور داشته باشن،

299
00:11:38,163 --> 00:11:39,415
‫از پس همه‌چی بر میان.

300
00:11:40,958 --> 00:11:42,352
‫خوشحالم که اینقدر خوش‌بین هستی،

301
00:11:42,376 --> 00:11:44,813
‫ولی نمی‌تونی فقط با نگرش مثبت...

302
00:11:44,837 --> 00:11:46,022
‫از پس فیزیک بر بیای.

303
00:11:46,046 --> 00:11:47,881
‫خب، من باهات موافق نیستم.

304
00:11:51,427 --> 00:11:54,030
‫- می‌تونی دستم رو لمس کنی؟
‫- چی؟

305
00:11:54,054 --> 00:11:55,806
‫اگه اونقدر به خودت باور داری،
‫می‌تونی دستم رو لمس کنی؟

306
00:12:03,689 --> 00:12:05,417
‫- همونطور که داشتم می‌گفتم...
‫- نه، وایستا، صبر کن.

307
00:12:05,441 --> 00:12:07,043
‫چون...

308
00:12:07,067 --> 00:12:09,838
‫اگه قرار بود که فقط می‌دونی...

309
00:12:09,862 --> 00:12:10,839
‫- اوه.
‫- اوه، اوه، آه!

310
00:12:11,947 --> 00:12:13,091
‫دستت رو بده.

311
00:12:15,159 --> 00:12:16,910
‫ببین واسه همین نباید
‫علم رو تو مدرسه یاد بدن.

312
00:12:19,246 --> 00:12:20,974
‫حس می‌کنم قضیه سر یه چیز دیگه است.

313
00:12:20,998 --> 00:12:23,309
‫ببین، شاید حرفم تعجب برانگیز باشه،

314
00:12:23,333 --> 00:12:24,811
‫ولی...

315
00:12:24,835 --> 00:12:27,397
‫هیچوقت در یاد نگرفتن چیزی،
‫میونه خوبی نداشتم.

316
00:12:27,421 --> 00:12:29,024
‫که اینطور.

317
00:12:29,048 --> 00:12:31,026
‫معمولا می‌تونم با یک ذهنیت مثبت...

318
00:12:31,050 --> 00:12:33,486
‫وارد هر کاری بشم و موفق بیرون بیام.

319
00:12:33,510 --> 00:12:35,905
‫شکست چیزیه که علم رو به جلو می‌بره.

320
00:12:35,929 --> 00:12:38,074
‫اگه نمی‌تونی شکست رو قبول کنی،

321
00:12:38,098 --> 00:12:39,993
‫بعد هیچوقت نمی‌تونی
‫ازش درس بگیری.

322
00:12:40,017 --> 00:12:42,454
‫«اگه نتونی شکست رو قبول کنی،
‫هیچوقت نمی‌تونی...»

323
00:12:42,478 --> 00:12:43,997
‫من صدام اینجوری نیست، جنین.

324
00:12:44,021 --> 00:12:45,498
‫صدام خیلی بمه.

325
00:12:45,522 --> 00:12:47,083
‫حالا اگه میشه، برگردیم سر سقوط تخم مرغ.

326
00:12:53,489 --> 00:12:55,091
‫در بچگی هیچوقت نمی‌تونستم
‫بند کفشم رو محکم ببندم،

327
00:12:55,115 --> 00:12:57,719
‫ملت هم به خاطر همین
‫همه‌ش من رو مسخره می‌کردن.

328
00:12:57,743 --> 00:13:00,013
‫بعدش کفش‌های چسبی بدون بند گرفتم
‫و اون رو هم مسخره کردن.

329
00:13:00,037 --> 00:13:01,598
‫ولی من درباره شکست این رو فهمیدم...

330
00:13:01,622 --> 00:13:04,851
‫خیلی مزخرفه و دلم نمی‌خواد
‫که بچه‌های من تجربه‌ش کنن.

331
00:13:04,875 --> 00:13:06,770
‫وقتشه واسه‌شون کفش‌های چسبی بگیرم.

332
00:13:06,794 --> 00:13:08,063
‫خوشحالم می‌بینمتون.

333
00:13:08,087 --> 00:13:09,731
‫سلام، عزیزم.

334
00:13:09,755 --> 00:13:10,899
‫خب، چقدر جالب.

335
00:13:10,923 --> 00:13:12,692
‫چه خوب شد که دیدمتون.

336
00:13:12,716 --> 00:13:14,778
‫شما اینجا کار می‌کنی،
‫احتمال دیدن همدیگه بالاست.

337
00:13:14,802 --> 00:13:16,696
‫آره، ولی خوشحالم که گیرت آوردم...

338
00:13:16,720 --> 00:13:19,616
‫چون به تازگی در مورد...

339
00:13:19,640 --> 00:13:22,851
‫یک گروه حمایت از مادران تنها،
‫اطلاعات کسب کردم.

340
00:13:24,228 --> 00:13:26,498
‫خب، باشه...

341
00:13:26,522 --> 00:13:28,690
‫اگه پدر تامیکا، شوهر من...

342
00:13:29,942 --> 00:13:32,879
‫که شش ساله با هم ازدواج کردیم،
‫خیلی اتفاقی بیفته بمیره،

343
00:13:32,903 --> 00:13:34,255
‫قول میدم یه سر بهشون بزنم.

344
00:13:34,279 --> 00:13:37,175
‫اگه لباس‌های خوب و قشنگ هم می‌خوای،

345
00:13:37,199 --> 00:13:39,511
‫دوست دخترم، مالوری،

346
00:13:39,535 --> 00:13:43,389
‫برنامه تعویض لباس ماهانه
‫برای جوون‌های حرفه‌ای انجام میده.

347
00:13:43,413 --> 00:13:46,559
‫لباس‌های بدون ناسزای زیادی داره.

348
00:13:46,583 --> 00:13:47,977
‫خب، فهمیدم قضیه از چه قراره.

349
00:13:48,001 --> 00:13:49,479
‫فکر کردی من رو می‌شناسی، خانم جان؟

350
00:13:49,503 --> 00:13:51,105
‫ولی نمی‌دونی.

351
00:13:51,129 --> 00:13:53,191
‫قرار نیست من لباس‌های دست اول...

352
00:13:53,215 --> 00:13:54,943
‫از مجموعه پوشاک خودم رو...

353
00:13:54,967 --> 00:13:58,029
‫با یه مشت متصدی
‫تبعیض، برابری و شمول مبادله کنم.

354
00:13:58,053 --> 00:13:59,697
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

355
00:13:59,721 --> 00:14:02,242
‫هیچوقت نمی‌تونی جنده‌ای حرفه‌ای
‫مثل من رو ناراحت کنی.

356
00:14:02,266 --> 00:14:04,911
‫حالا امیدوارم در ادامه
‫روز خوبی داشته باشی...

357
00:14:04,935 --> 00:14:06,496
‫سرکار خانم.

358
00:14:06,520 --> 00:14:07,747
‫خانم هاواردم.

359
00:14:07,771 --> 00:14:09,666
‫اوه، می‌دونم کی هستی.

360
00:14:11,608 --> 00:14:13,628
‫به نقاشی کردن ادامه بدین، بچه‌ها، باشه؟

361
00:14:13,652 --> 00:14:14,838
‫ادامه بدین.

362
00:14:14,862 --> 00:14:16,464
‫مثل میخ سفت شدن،

363
00:14:16,488 --> 00:14:18,508
‫پس باید خوشگل هم بشن.

364
00:14:18,532 --> 00:14:21,177
‫بالاخره متوجه این قضیه
‫سقوط تخم مرغ شدم.

365
00:14:21,201 --> 00:14:23,179
‫گرگوری اون رو کامل بهم یاد داد...

366
00:14:23,203 --> 00:14:24,764
‫و بعدش 3 ساعت ویدئوهای یوتیوب رو دیدم،

367
00:14:24,788 --> 00:14:26,349
‫تا اینکه در نهایت بازم نفهمیدم چیه.

368
00:14:26,373 --> 00:14:28,393
‫به بچه‌هام کمک کردم دوباره
‫سقوط تخم مرغشون رو درست کنن،

369
00:14:28,417 --> 00:14:30,562
‫و فرضیه من اینه که...

370
00:14:30,586 --> 00:14:31,879
‫قراره موفق بشیم!

371
00:14:35,007 --> 00:14:37,360
‫آقای مورتون، غافلگیر شدم.

372
00:14:37,384 --> 00:14:38,903
‫چی شده به اینجا سر زدین؟

373
00:14:38,927 --> 00:14:40,613
‫همه ترازوهای من رو برداشتی.

374
00:14:40,637 --> 00:14:42,740
‫چه چشم تیزی.

375
00:14:42,764 --> 00:14:45,660
‫من فرض کردم که با برداشتن ترازوها،
‫شما به اینجا سر می‌زنی.

376
00:14:45,684 --> 00:14:48,204
‫علت، معلول، علم.

377
00:14:48,228 --> 00:14:51,791
‫من و دانش آموزهام داریم
‫اسباب جدید سقوط تخم مرغ میسازیم.

378
00:14:51,815 --> 00:14:53,334
‫حالا علم این قضیه رو یاد گرفتم،

379
00:14:53,358 --> 00:14:56,379
‫بنابراین من و بچه‌هام آماده‌ایم
‫که ثابت کنیم...

380
00:14:56,403 --> 00:14:58,006
‫هر کاری بخوایم، می‌توانیم بکنیم.

381
00:14:58,030 --> 00:14:59,591
‫واسه همین می‌خواستم
‫محترمانه درخواست کنم...

382
00:14:59,615 --> 00:15:01,092
‫یک رویداد سقوط تخم مرغ دیگه برپا کنی.

383
00:15:01,116 --> 00:15:03,052
‫خانم تیگس، من باید طبق برنامه درسی...

384
00:15:03,076 --> 00:15:05,346
‫کلاس هشتم پیش برم،
‫پس دیگه خبری از سقوط تخم مرغ نیست.

385
00:15:05,370 --> 00:15:06,598
‫- ازش رد شدیم.
‫- چی...

386
00:15:06,622 --> 00:15:08,391
‫پس، نه...

387
00:15:08,415 --> 00:15:11,102
‫- به بچه‌هام چی بگم؟
‫- مشکل من نیست.

388
00:15:11,126 --> 00:15:12,395
‫اگه دنبال یه چیزی مناسب سن‌شون هستی،

389
00:15:12,419 --> 00:15:13,837
‫چرا بهشون یاد نمیدی که
‫چطور بند کفش‌شون رو ببندن؟

390
00:15:19,593 --> 00:15:21,386
‫دلم می‌خواد باهات دعوا کنم.

391
00:15:25,098 --> 00:15:26,868
‫حق با جیکوبه.

392
00:15:26,892 --> 00:15:28,453
‫اون آقای مورتون خیلی بی ادبه.

393
00:15:28,477 --> 00:15:29,913
‫حاضر نیست یه چالش
‫سقوط تخم مرغ دیگه برپا کنه.

394
00:15:29,937 --> 00:15:32,415
‫خبر داری که می‌تونی بدون اون
‫یه رویداد تخم مرغ برگزار کنی، ها؟

395
00:15:32,439 --> 00:15:33,833
‫مسئله سر این نیست.

396
00:15:33,857 --> 00:15:35,752
‫ببین، من با آقای مورتون‌های زیادی
‫روبرو شدم...

397
00:15:35,776 --> 00:15:38,171
‫و آقای مورتون‌های زیادی
‫توی این دنیا وجود دارن...

398
00:15:38,195 --> 00:15:40,381
‫و می‌خوام بچه‌هام الان باهاشون روبرو بشن.

399
00:15:40,405 --> 00:15:42,508
‫می‌خوام با بهترین پناه ازشون محافظت کنم...

400
00:15:42,532 --> 00:15:45,261
‫مثبت گرایی.

401
00:15:45,285 --> 00:15:47,972
‫جنین، بچه‌هات خیلی خوش شانسن...

402
00:15:47,996 --> 00:15:49,599
‫معلمی مثل تو دارن
‫که بهشون باور داره.

403
00:15:49,623 --> 00:15:54,646
‫ولی شاید بعضی وقت‌ها،
‫ممکنه اونقدر اون‌ها رو...

404
00:15:54,670 --> 00:15:57,231
‫از مثبت گرایی پُر می‌کنی
‫که واسه‌شون...

405
00:15:57,255 --> 00:15:58,256
‫مضره.

406
00:16:00,175 --> 00:16:03,237
‫درس علوم آقای مورتون
‫واسه اونا خیلی پیشرفته است.

407
00:16:03,261 --> 00:16:04,471
‫واقعیت همینه.

408
00:16:05,347 --> 00:16:07,492
‫ااه! می‌دونم.

409
00:16:07,516 --> 00:16:09,327
‫تو باتلاق گیر افتادم.

410
00:16:09,351 --> 00:16:12,205
‫واسه همه‌مون اتفاق میفته
‫ولی واسه تو بیشتر پیش میاد، ها؟

411
00:16:12,229 --> 00:16:15,333
‫پس حالا باید به بچه‌هام بگم
‫که گند زدم...

412
00:16:15,357 --> 00:16:19,796
‫و نمی‌تونن هر چیزی که
‫روش تمرکز می‌کنن رو انجام بدن؟

413
00:16:19,820 --> 00:16:23,049
‫حقیقت رو میگی
‫و حقیقت هم علمه.

414
00:16:23,073 --> 00:16:24,491
‫مگه وظیفه ما نیست
‫که حقیقت رو بهشون بگیم؟

415
00:16:26,034 --> 00:16:27,595
‫سوالم جدی بود.

416
00:16:27,619 --> 00:16:29,430
‫خیلی وقت نیست که اومدم اینجا
‫و نمی‌دونم چه جوابی بدم.

417
00:16:29,454 --> 00:16:30,288
‫باید بیشتر دروغ بگم؟

418
00:16:31,873 --> 00:16:32,958
‫اوه!

419
00:16:36,169 --> 00:16:38,147
‫می‌خوای یه نفس تازه‌ای
‫به کمد لباست بدی، بارب؟

420
00:16:38,171 --> 00:16:40,274
‫لباس‌های سکسی‌اش یه خرده از اونی
‫که فکر می‌کردم، واست پر زرق و برق‌ترن.

421
00:16:40,298 --> 00:16:43,069
‫این مجموعه پوشاک مادر تامیکاست.

422
00:16:43,093 --> 00:16:45,446
‫از اونی که فکر می‌کردم، بدتره.

423
00:16:45,470 --> 00:16:47,407
‫دشنام‌هایی اینجا هست که...

424
00:16:47,431 --> 00:16:49,867
‫اصلا نمی‌دونستم وجود دارن.

425
00:16:49,891 --> 00:16:51,327
‫ای بابا، اگه اینقدر نگرانت کرده...

426
00:16:51,351 --> 00:16:52,745
‫که وقت استراحتت رو گذاشتی...

427
00:16:52,769 --> 00:16:54,038
‫فروشگاهش رو بپایی،

428
00:16:54,062 --> 00:16:55,063
‫حتما یه مشکلی باهاش داری.

429
00:16:56,898 --> 00:16:59,252
‫- فکر می‌کنی جون بچه‌ش در خطره؟
‫- نه.

430
00:16:59,276 --> 00:17:00,795
‫باشه پس، نمرات و حضور غیاب تامیکا چطوره؟

431
00:17:00,819 --> 00:17:02,672
‫درخشان.

432
00:17:02,696 --> 00:17:04,132
‫باشه پس مشکل اصلی کجاست؟

433
00:17:04,156 --> 00:17:05,532
‫چون به نظر میاد
‫چیز نگران کننده‌ای وجود نداره.

434
00:17:06,950 --> 00:17:08,761
‫باشه، اعتراف می‌کنم.

435
00:17:08,785 --> 00:17:10,346
‫وقتی باهاش روبرو شدم،
‫اشتباه قضاوت کردم،

436
00:17:10,370 --> 00:17:13,933
‫ولی آخه درک نمی‌کنم که
‫چرا یک زن بالغ،

437
00:17:13,957 --> 00:17:17,812
‫یک مادر، همچین کاری ازش سر بزنه.

438
00:17:17,836 --> 00:17:20,106
‫باشه، پس بذار من یه سوال ازت بپرسم...

439
00:17:20,130 --> 00:17:21,506
‫حتما باید درک کنی؟

440
00:17:24,176 --> 00:17:26,112
‫اه، قبل از اینکه سفارش رو بزنی،

441
00:17:26,136 --> 00:17:27,655
‫یه جفت شلوار چسب «فاحشه» اضافه کن.

442
00:17:27,679 --> 00:17:28,972
‫هفته دیگه مجلس دارم.

443
00:17:35,395 --> 00:17:37,165
‫چون بچه‌های خوبی هستیم
‫بهمون بادکنک میدین؟

444
00:17:37,189 --> 00:17:40,084
‫خب، شما بچه‌های خوبی هستین
‫ولی راستش این‌ها...

445
00:17:40,108 --> 00:17:42,128
‫واسه یک درس علوم
‫مناسب سن شماست.

446
00:17:43,278 --> 00:17:45,882
‫خسته شدیم از درس علوم، خانم تیگس.

447
00:17:45,906 --> 00:17:47,925
‫اون‌ها می‌تونن من رو بالا ببرن؟

448
00:17:47,949 --> 00:17:49,552
‫اگه واقعا بهش باور داشته باشی،
‫می‌تونن.

449
00:17:49,576 --> 00:17:52,555
‫خب، راستش حقیقت نداره.

450
00:17:52,579 --> 00:17:54,557
‫ولی قراره چراییش رو یاد بگیریم.

451
00:17:54,581 --> 00:17:56,142
‫فقط بهمون بدینیشون.

452
00:17:56,166 --> 00:17:58,019
‫نه!

453
00:17:58,043 --> 00:17:59,562
‫قراره این کار رو بکنیم.

454
00:17:59,586 --> 00:18:02,648
‫ممنون، عایشه.

455
00:18:02,672 --> 00:18:06,444
‫اوه، تامیکا، کارت عالی بوده!

456
00:18:06,468 --> 00:18:08,237
‫مرسی.
‫مامانم یادم داده.

457
00:18:08,261 --> 00:18:10,865
‫گفت مهمه که درباره گل‌ها بدونی...

458
00:18:10,889 --> 00:18:13,201
‫تا وقتی یک پسر بهت گل میده
‫بفهمی که ارزون قیمت بوده یا نه.

459
00:18:14,643 --> 00:18:16,412
‫باشه، ممنون.

460
00:18:16,436 --> 00:18:17,622
‫خیلی‌خب.

461
00:18:17,646 --> 00:18:19,123
‫بیاین خودمون رو آماده کنیم.

462
00:18:19,147 --> 00:18:20,416
‫ممنون.

463
00:18:20,440 --> 00:18:21,709
‫وسایلت رو بردار.

464
00:18:21,733 --> 00:18:23,127
‫اه، ببخشید.

465
00:18:23,151 --> 00:18:24,545
‫فقط می‌خواستم بدونی که...

466
00:18:24,569 --> 00:18:27,340
‫نقاشی تامیکا خیلی قشنگ بود.

467
00:18:27,364 --> 00:18:29,699
‫ممنون که واسه‌ش وقت گذاشتی
‫و زحمت کشیدی.

468
00:18:31,868 --> 00:18:33,286
‫و می‌خواستم عذرخواهی کنم.

469
00:18:35,872 --> 00:18:39,977
‫بابت تصوراتی که از شخصیت
‫شما داشتم، متاسفم...

470
00:18:40,001 --> 00:18:42,021
‫اونم در حالی که در طول سال نشون می‌دادی...

471
00:18:42,045 --> 00:18:43,630
‫که چه مادر خوبی هستی.

472
00:18:46,049 --> 00:18:47,693
‫اولین بار نیست که
‫این اتفاق واسم میفته.

473
00:18:47,717 --> 00:18:49,445
‫مردم زود قضاوت می‌کنن ولی...

474
00:18:49,469 --> 00:18:52,031
‫همین موضوع بخشی از دلیل
‫به وجود اومدن مجموعه پوشاک منه.

475
00:18:52,055 --> 00:18:53,950
‫بالاخره یه روزی میاد که وقتی مردم...

476
00:18:53,974 --> 00:18:56,202
‫اسم «جامه تا ابد جنده» رو بشنون،

477
00:18:56,226 --> 00:18:59,163
‫قراره به یک کسب و کار محلی،

478
00:18:59,187 --> 00:19:01,999
‫پایدار و متعلق به سیاه پوستان فکر کنن.

479
00:19:02,023 --> 00:19:05,378
‫چیزی که واقعا دوست دارم ازش حمایت کنم.

480
00:19:05,402 --> 00:19:07,130
‫واقعا؟

481
00:19:07,154 --> 00:19:09,340
‫می‌دونی، بعضی وقت‌ها
‫یه خرده سرم شلوغ میشه...

482
00:19:09,364 --> 00:19:11,426
‫و فراموش می‌کنم که «تا ابد جنده»
‫مناسب بچه‌ها نیست.

483
00:19:11,450 --> 00:19:13,719
‫از این به بعد که میام دنبال تامیکا،
‫حواسم هست که...

484
00:19:13,743 --> 00:19:14,762
‫لباس مناسب بپوشم.

485
00:19:14,786 --> 00:19:17,223
‫- ممنونم.
‫- اوهوم.

486
00:19:17,247 --> 00:19:19,666
‫و اونم... یه زیورآلات...

487
00:19:21,501 --> 00:19:23,146
‫دوست داشتنی برای دهانه.

488
00:19:23,170 --> 00:19:26,441
‫اینم جزو همون مجموعه پوشاک تا ابد...

489
00:19:26,465 --> 00:19:28,359
‫آره، آره، از نزدیک نگاه کن.

490
00:19:28,383 --> 00:19:30,528
‫کیفیت حکاکی رو چک کن.

491
00:19:30,552 --> 00:19:32,429
‫مثل خانم هاوارده.

492
00:19:37,225 --> 00:19:39,120
‫سه تا بادکنک هلیومی کافی نبود.

493
00:19:39,144 --> 00:19:41,080
‫شکست خوردیم.
‫ولی چی یاد گرفتیم؟

494
00:19:41,104 --> 00:19:43,040
‫که بادکنک‌های بیشتری لازم داریم؟

495
00:19:43,064 --> 00:19:45,334
‫درسته، چون بادکنک‌ها فقط می‌تونن...

496
00:19:45,358 --> 00:19:47,086
‫یه مقدار مشخصی از...

497
00:19:47,110 --> 00:19:49,088
‫- جرم رو تحمل کنن!
‫- درسته.

498
00:19:49,112 --> 00:19:50,923
‫- تحت تاثیر قرار گرفتم.
‫- جدی؟

499
00:19:50,947 --> 00:19:54,552
‫خب، فهمیدم که سقوط تخم مرغ
‫خیلی پیشرفته بود،

500
00:19:54,576 --> 00:19:57,597
‫ولی بعدش تصمیم گرفتم
‫یه پروژه خاص دیگه رو آزمایش کنیم...

501
00:19:57,621 --> 00:19:59,599
‫بالابر تخم مرغ.

502
00:19:59,623 --> 00:20:01,809
‫آزمایشش شامل چیزی میشه
‫که بچه‌ها دوستش دارن: بادکنک.

503
00:20:01,833 --> 00:20:03,335
‫خیلی‌خب، رها کنین!

504
00:20:05,086 --> 00:20:08,149
‫آقای مورتون، چقدر خوب شد که اومدین.

505
00:20:08,173 --> 00:20:10,359
‫- سلام.
‫- مخزن هلیوم من رو برداشتی.

506
00:20:10,383 --> 00:20:12,236
‫همینطوره، چون می‌خواستم ببینین که...

507
00:20:12,260 --> 00:20:13,654
‫ما همه‌ چی رو در مورد...

508
00:20:17,182 --> 00:20:18,993
‫اوه، نه.

509
00:20:24,689 --> 00:20:26,066
‫نه، رالف جونیور!

510
00:20:27,359 --> 00:20:28,461
‫اوه.

511
00:20:28,485 --> 00:20:30,338
‫امم، اه، علم!

512
00:20:30,362 --> 00:20:31,589
‫علم!

513
00:20:31,613 --> 00:20:33,257
‫آره!

514
00:20:33,281 --> 00:20:36,427
‫حالا از انتظارات تخم مرغی شما فراتر رفتیم؟

515
00:20:36,451 --> 00:20:37,720
‫تخم مرغ.

516
00:20:37,744 --> 00:20:39,037
‫اوه، یه چیز کوچولویی هم روی...

517
00:20:41,248 --> 00:20:43,083
‫مونده بود... آره.

518
00:20:45,961 --> 00:20:48,105
‫خب، بعد بهش گفتم
‫که صنعت بازی...

519
00:20:48,129 --> 00:20:49,774
‫یه صنعت میلیاردیه، نه میلیونی...

520
00:20:49,798 --> 00:20:51,317
‫- یعنی میلیاردها دلار...
‫- آقای هیل،

521
00:20:51,341 --> 00:20:52,360
‫می‌خوای کمکت کنم
‫اونا رو تا جای ماشین ببری؟

522
00:20:52,384 --> 00:20:55,279
‫نه، نه، مرسی.
‫مشکلی ندارم.

523
00:20:55,303 --> 00:20:56,614
‫شبی آروم و
‫آخر هفته‌ای دلنشین داشته باشی.

524
00:20:58,181 --> 00:20:59,325
‫آره!
‫تو هم همینطور!

525
00:20:59,349 --> 00:21:01,077
‫دیدی؟ مشکل این یارو چیه؟

526
00:21:01,101 --> 00:21:02,745
‫واقعا روی مخم میره.

527
00:21:02,769 --> 00:21:04,413
‫نمی‌دونم منظورت چیه،

528
00:21:04,437 --> 00:21:05,831
‫ولی فقط باهات مهربونه، خیلی‌خب؟

529
00:21:05,855 --> 00:21:07,875
‫این‌ها همه‌ش زائده‌ی ذهن خودته.

530
00:21:07,899 --> 00:21:09,168
‫«آخر هفته دلنشینی داشته باشی».

531
00:21:09,192 --> 00:21:10,753
‫بس کن.

532
00:21:10,777 --> 00:21:11,712
‫صداش اینجوری نبود.

533
00:21:11,736 --> 00:21:13,863
‫من... هیچکس صداش اینجوری نیست.

534
00:21:15,282 --> 00:21:16,884
‫مشکل تو چیه؟

535
00:21:16,908 --> 00:21:19,220
‫هیچی. هفته‌ی خیلی طولانی‌ای بود.

536
00:21:19,244 --> 00:21:20,805
‫خدایا.

537
00:21:20,829 --> 00:21:22,223
‫اوه، جیکوب هیل؟
‫ازش متنفرم.

538
00:21:22,247 --> 00:21:23,957
‫همیشه ازش متنفر بودم،
‫همیشه هم خواهم بود.

539
00:21:23,981 --> 00:21:48,981
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

