1
00:00:04,529 --> 00:00:06,131
‫- چی بود؟
‫- هیچی.

2
00:00:06,155 --> 00:00:09,718
‫من که فامیلت رو روش دیدم.

3
00:00:09,742 --> 00:00:11,804
‫برگه تبلیغ شرکت محوطه‌سازی بابامه.

4
00:00:11,828 --> 00:00:15,390
‫آخی. اه، اون داداشته؟

5
00:00:15,414 --> 00:00:16,850
‫نه، راستش من تک فرزندم،

6
00:00:16,874 --> 00:00:18,769
‫ولی اگه به شکل
‫یک کسب و کار خانوادگی ظاهر بشی،

7
00:00:18,793 --> 00:00:20,354
‫مشتری‌ها رو جذب خودت می‌کنی.

8
00:00:20,378 --> 00:00:23,649
‫پس... ببخشید، چیزه...
‫بابات یه نفر رو استخدام کرده...

9
00:00:23,673 --> 00:00:25,776
‫تا نقش پسرش رو بازی کنه،
‫به جای اینکه از تو بخواد؟

10
00:00:25,800 --> 00:00:27,611
‫آره.

11
00:00:27,635 --> 00:00:28,862
‫فکر کنم گیج شدم.

12
00:00:28,886 --> 00:00:30,864
‫نه نشدی.

13
00:00:30,888 --> 00:00:33,325
‫خب، پسر خوشتیپیه.
‫میشه شماره واقعی داداش جعلیت رو بگیرم؟

14
00:00:33,349 --> 00:00:35,327
‫دوست دارم از شجره خونوادگی بالا برم.

15
00:00:52,326 --> 00:00:54,513
‫خیلی‌خب، دستور نوشتن به شرح زیره...

16
00:00:54,537 --> 00:00:58,100
‫یک پاراگراف در مورد یک گربه
‫که یک شغل مسخره داره، می‌نویسین.

17
00:00:58,124 --> 00:01:00,727
‫می‌دونم.
‫مسخره است ولی کیف میده.

18
00:01:00,751 --> 00:01:03,230
‫بعد از اینکه تموم شد باید
‫پاراگرف‌تون رو واسه کلاس بخونین...

19
00:01:03,254 --> 00:01:04,940
‫امم، ببخشید، زارا و جویا،

20
00:01:04,964 --> 00:01:06,442
‫چرا سر صندلی‌های خودتون ننشستین؟

21
00:01:06,466 --> 00:01:08,861
‫به‌خاطر اینکه اون همه‌ش
‫برچسب‌های تو پوشه‌ام رو برمیداره...

22
00:01:08,885 --> 00:01:10,070
‫و روی پوشه خودش میذاره.

23
00:01:10,094 --> 00:01:11,447
‫نخیرم.

24
00:01:11,471 --> 00:01:13,699
‫اون همه‌ش من رو می‌زنه
‫و مدادم رو برمی‌داره.

25
00:01:13,723 --> 00:01:15,075
‫اون مداد خودم بود، خنگول.

26
00:01:15,099 --> 00:01:17,161
‫اوه! خیلی‌خب. نه.

27
00:01:17,185 --> 00:01:18,454
‫دیگه بسه.

28
00:01:18,478 --> 00:01:21,290
‫ما باید با مهربونی
‫با همدیگه رفتار کنیم.

29
00:01:21,314 --> 00:01:23,500
‫حالا لطفا بلند شین
‫و برین روی صندلیتون بشینین.

30
00:01:23,524 --> 00:01:25,669
‫شما تصمیم نمی‌گیرین
‫که کجا بشینین.

31
00:01:25,693 --> 00:01:27,838
‫خب، زارا و جویا خیلی با هم کنار نمیان...

32
00:01:27,862 --> 00:01:30,466
‫و اخیر این قضیه بدتر هم شده.

33
00:01:30,490 --> 00:01:32,885
‫بچه‌ها هر از گاهی با هم مشکل پیدا می‌کنن،

34
00:01:32,909 --> 00:01:35,095
‫ولی چیزی نیست،
‫مشکل نداره.

35
00:01:35,119 --> 00:01:36,597
‫من بلدم چطور از پس‌شون بر بیام.

36
00:01:36,621 --> 00:01:39,475
‫اونقدر ویدئوهای دوستی محال حیوانات دیدم...

37
00:01:39,499 --> 00:01:42,293
‫که اصلا دیگه نمی‌دونم معنی
‫کلمه «محال» چی میشه.

38
00:01:43,794 --> 00:01:47,232
‫لت و پارت می‌کنم.

39
00:01:47,256 --> 00:01:49,943
‫کاملا مطمئنم منظورش این بود
‫که «می‌خوام نورانیت کنم».

40
00:01:49,967 --> 00:01:52,529
‫مشخصه که از طرفدارهای فیلم استار ترکه.

41
00:01:52,553 --> 00:01:55,490
‫می‌خواد با سفینه فضاییش بهش بتابونه.

42
00:01:55,514 --> 00:01:57,099
‫سفینه‌ی دوستیش.

43
00:02:11,906 --> 00:02:14,092
‫بابام واسه یک پروژه
‫محوطه‌سازی بزرگ اومده اینجا...

44
00:02:14,116 --> 00:02:16,637
‫و می‌خواست یه سری بهم بزنه
‫و ببینه کجا کار می‌کنم.

45
00:02:16,661 --> 00:02:18,889
‫احتمالا واسه اینکه بتونه
‫با عشق جلوی روم بگه...

46
00:02:18,913 --> 00:02:21,099
‫که کار من چقدر...

47
00:02:21,123 --> 00:02:21,916
‫نامناسبه.

48
00:02:24,710 --> 00:02:25,979
‫اوه اوه، می‌تونی پلک بزنی؟

49
00:02:26,003 --> 00:02:27,439
‫یکی از اون حرکت‌های استرنجر تینگزه؟

50
00:02:27,463 --> 00:02:31,235
‫آهنگ محبوبت چیه، گرگوری؟

51
00:02:31,259 --> 00:02:33,153
‫بابا. سلام. به ابت خوش اومدی.

52
00:02:33,177 --> 00:02:34,988
‫مرسی که به استقبالم اومدی، پسرم.

53
00:02:35,012 --> 00:02:36,823
‫من سرهنگ دوم، مارتین ادی هستم.

54
00:02:36,847 --> 00:02:38,432
‫- خبر دار.
‫- آزاد باش.

55
00:02:40,768 --> 00:02:42,287
‫این کارت کاری منه.

56
00:02:42,311 --> 00:02:44,081
‫اگه به محوطه‌سازی احتیاج داشتی،
‫بهم خبر بده.

57
00:02:44,105 --> 00:02:45,582
‫«چمن و مراقبت ادی»
‫می‌تونه از پس هر کاری...

58
00:02:45,606 --> 00:02:46,667
‫در هر فصلی بر بیاد.

59
00:02:46,691 --> 00:02:48,460
‫امم.

60
00:02:48,484 --> 00:02:50,629
‫اینجوری بهم نگاه کن.
‫خودش شماره‌ش رو داد.

61
00:02:50,653 --> 00:02:52,154
‫بذار ورودت رو ثبت کنم
‫بعد اطراف رو نشونت میدم.

62
00:02:54,699 --> 00:02:56,885
‫اکانت هات‌میل خیلی شجاعانه است، آقای ادی.

63
00:02:56,909 --> 00:02:59,912
‫اگه یک محوطه‌ساز از یه سرویس ایمیل دیگه
‫استفاده کنه، بهش اعتماد نمی‌کنم.

64
00:03:05,418 --> 00:03:06,728
‫مالیاتت رو انجام میدی؟

65
00:03:06,752 --> 00:03:08,230
‫می‌دونستی گربه‌های ولگرد رو
‫می‌تونی به عنوان وابستگان بزنی؟

66
00:03:08,254 --> 00:03:10,899
‫مالیات؟ مردم هنوز از این کارها می‌کنن؟

67
00:03:10,923 --> 00:03:12,234
‫نه، دارم حساب و کتاب می‌کنم که...

68
00:03:12,258 --> 00:03:13,944
‫بفهمم چرا تیم فوتبال فانتزیم...

69
00:03:13,968 --> 00:03:15,904
‫از تیم آقای جانسون شکست خورده.

70
00:03:15,928 --> 00:03:17,531
‫تقصیر اون گاروپولوی لعنتی بود.

71
00:03:17,555 --> 00:03:20,266
‫آخرین باریه که دیگه بر اساس
‫سکسی بودن، بازیکنی رو انتخاب می‌کنم.

72
00:03:22,977 --> 00:03:24,246
‫چی کار می‌کنی؟
‫قبلا خالیش کردی.

73
00:03:24,270 --> 00:03:25,998
‫دنبال تیم فوتبال فانتزیت می‌گردم،

74
00:03:26,022 --> 00:03:27,541
‫چون آشغال محضه.

75
00:03:27,565 --> 00:03:29,126
‫حالا قراره توی فینال با من روبرو بشی...

76
00:03:29,150 --> 00:03:30,585
‫و من به سالمندها احترام نمی‌ذارم.

77
00:03:34,155 --> 00:03:35,382
‫من فقط از دو چیز می‌ترسم...

78
00:03:35,406 --> 00:03:37,259
‫روبرو شدن با آقای جانسون
‫و اینکه مجبور بشم موقع...

79
00:03:37,283 --> 00:03:38,510
‫آخرالزمان زامبی، مامان بزرگم رو بکشم.

80
00:03:38,534 --> 00:03:40,345
‫می‌دونی، آقای جانسون
‫همیشه اولین نفریه که...

81
00:03:40,369 --> 00:03:42,014
‫یک بازیکن انصرافی رو به تیمش میاره.

82
00:03:42,038 --> 00:03:43,807
‫واسه همین پول پارو می‌کنه.

83
00:03:43,831 --> 00:03:44,891
‫باید اسمش رو بذارن
‫آقای پاروکن جدید.

84
00:03:44,915 --> 00:03:46,184
‫همین الانش هم که کچل هست.

85
00:03:47,418 --> 00:03:50,397
‫اوه.

86
00:03:50,421 --> 00:03:51,732
‫اووه.

87
00:03:51,756 --> 00:03:53,007
‫دردسر اضافه.

88
00:03:55,593 --> 00:03:57,654
‫بابا، ایشون ملیسا هستن.
‫ملیسا، ایشون پدرم هستن.

89
00:03:57,678 --> 00:03:59,847
‫استراتژی مدیریتی خوبی
‫واسه پایان فصل بلدی؟

90
00:04:00,723 --> 00:04:01,974
‫سرم شلوغه.

91
00:04:03,559 --> 00:04:04,619
‫پس اینجا سالن استراحت شماست؟

92
00:04:04,643 --> 00:04:05,912
‫آره. آره.

93
00:04:05,936 --> 00:04:07,372
‫باید چندتا گلدون اینجا بیارین.

94
00:04:07,396 --> 00:04:10,083
‫هواش کثیفه.

95
00:04:10,107 --> 00:04:11,960
‫اه، به ما توجه نکنین.

96
00:04:11,984 --> 00:04:13,295
‫داریم دستمون رو سبز می‌کنیم.
‫(اصطلاحی در پروش گیاه)

97
00:04:13,319 --> 00:04:15,672
‫دنبال ایده خوب توی مجله
‫«باغچه‌ها و محله‌های خوب» می‌گردیم.

98
00:04:15,696 --> 00:04:18,216
‫بابا، ایشون همکارهای من هستن،
‫جیکوب و باربارا.

99
00:04:18,240 --> 00:04:21,011
‫آقای ادی، چقدر از دیدنتون خوشبختم.

100
00:04:21,035 --> 00:04:22,471
‫مراقبان شکوفایی...

101
00:04:22,495 --> 00:04:25,140
‫«باغچه دبستان ابت»
‫به شما خوشامد میگن.

102
00:04:25,164 --> 00:04:27,267
‫اگه اشتباه ندیده باشم
‫گیاه‌های باغچه به کمک...

103
00:04:27,291 --> 00:04:29,436
‫بطری‌های پلاستیکی 2 لیتری برش خورده،
‫از سرما محافظت میشن.

104
00:04:29,460 --> 00:04:31,063
‫یک روش کلاسیک در خونواده ادی‌ها،

105
00:04:31,087 --> 00:04:34,149
‫البته انگار یه نفر طراحیش رو
‫یه خرده بهتر از قبل کرده.

106
00:04:34,173 --> 00:04:35,692
‫گفتی بهتر کرده؟

107
00:04:35,716 --> 00:04:38,195
‫خب، باید بگم که اون شاهکار دوستم بارب هست.

108
00:04:38,219 --> 00:04:39,613
‫البته با کمک نوشابه‌های اسپرایت.

109
00:04:39,637 --> 00:04:41,323
‫اه، نه، نه، آقای هیل.

110
00:04:41,347 --> 00:04:44,242
‫این اختراع مبتکرانه مختص خودت بود.

111
00:04:44,266 --> 00:04:45,786
‫نه... نه، کار من نبود.

112
00:04:45,810 --> 00:04:48,622
‫فکر می‌کردم بعد از ریختن
‫کودهای گیاهی، این کار رو کردی؟

113
00:04:48,646 --> 00:04:50,207
‫ها؟

114
00:04:50,231 --> 00:04:51,667
‫پس اون علامت‌های کوچولوی قشنگ...

115
00:04:51,691 --> 00:04:53,835
‫که نوشته بود هر گیاه چیه، کار کی بود؟

116
00:04:53,859 --> 00:04:55,945
‫کار من نبوده.
‫نمی‌دونم چطور خط شکسته بنویسم.

117
00:05:00,908 --> 00:05:02,511
‫- گرگوری.
‫- همم؟

118
00:05:02,535 --> 00:05:04,787
‫تو مخفیانه از باغچه مراقبت می‌کردی؟

119
00:05:06,831 --> 00:05:07,808
‫آره.

120
00:05:07,832 --> 00:05:08,934
‫از کِی؟

121
00:05:08,958 --> 00:05:11,228
‫از اولش.

122
00:05:11,252 --> 00:05:12,979
‫ولی من نرگس‌ها رو کاشتم.

123
00:05:13,003 --> 00:05:15,315
‫درسته. فقط اشتباه کاشتی.

124
00:05:15,339 --> 00:05:17,150
‫جلوی رشد همدیگه رو می‌گرفتن،
‫واسه همین دوباره کاشتمشون.

125
00:05:17,174 --> 00:05:19,486
‫نگاهش کن، یه خرده ابتکار نشون میده.

126
00:05:19,510 --> 00:05:22,614
‫خب... پس اون کلم سبزهایی
‫که من کاشتم، چی؟

127
00:05:22,638 --> 00:05:25,742
‫اونا اسفناج بودن که اشتباه ساده‌ای نبوده.

128
00:05:25,766 --> 00:05:27,703
‫عدم تحمل بی کفایتی.

129
00:05:27,727 --> 00:05:29,079
‫خوشم اومد.

130
00:05:29,103 --> 00:05:30,163
‫مرسی، بابا.

131
00:05:30,187 --> 00:05:32,165
‫گرگوری چرا مخفیانه بذر کاشتی؟

132
00:05:32,189 --> 00:05:34,292
‫چرا محرمانه هرس کردی؟

133
00:05:34,316 --> 00:05:37,045
‫چرا دزدکی گلچین کردی؟

134
00:05:37,069 --> 00:05:39,131
‫- پنهانی بیل زدی و اینا؟
‫- تموم شد؟

135
00:05:39,155 --> 00:05:41,466
‫باربارا، یکی دیگه بهش بگو.

136
00:05:41,490 --> 00:05:44,410
‫چرا در مورد خاک‌ورزی
‫دهنت رو قرص بسته بودی؟

137
00:05:46,120 --> 00:05:48,140
‫هر چی کاشتیم، دروغ بود؟

138
00:05:48,164 --> 00:05:49,599
‫نه، نه، نه، نه.

139
00:05:49,623 --> 00:05:52,102
‫چندتا از اون علف‌های هرز مال شماست.

140
00:05:52,126 --> 00:05:55,939
‫اوه. پس شما نادونین، ها؟

141
00:05:55,963 --> 00:05:58,316
‫می‌دونستم که هیچی نمی‌تونه
‫تو رو از خاک باغچه دور کنه.

142
00:06:03,429 --> 00:06:06,450
‫و کل این مدت مخفیانه داشته...

143
00:06:06,474 --> 00:06:09,661
‫از باغچه مراقبت می‌کرده،
‫مثل یه جور...

144
00:06:09,685 --> 00:06:11,037
‫بابانوئل گیاهی.

145
00:06:11,061 --> 00:06:14,166
‫مثل یه گیانوئل.

146
00:06:14,190 --> 00:06:16,042
‫اه، جنین، یه دعوایی داره شکل می‌گیره...

147
00:06:16,066 --> 00:06:17,169
‫که باید بهش رسیدگی کنی.

148
00:06:17,193 --> 00:06:18,920
‫آره، اه، زارا و جویا رو میگی؟

149
00:06:18,944 --> 00:06:20,672
‫ازش خبر دارم.
‫روندش داره طی میشه.

150
00:06:20,696 --> 00:06:22,007
‫قبلا با هم مشکل پیدا کردن،

151
00:06:22,031 --> 00:06:24,259
‫واسه همین مجبورشون کردم
‫کل هفته کنار هم بشینن.

152
00:06:24,283 --> 00:06:26,344
‫سپری شدن زمان مفید،
‫باعث تقویت درک و فهم میشه...

153
00:06:26,368 --> 00:06:28,805
‫و می‌دونی، به یک گل زیبا...

154
00:06:28,829 --> 00:06:31,475
‫و شکوفا از رابطه دوستی تبدیل میشه.

155
00:06:31,499 --> 00:06:33,310
‫کلمه «گل» رو گفتم
‫چون داشتیم از باغچه حرف می‌زدیم.

156
00:06:33,334 --> 00:06:36,396
‫فکر می‌کردم به خاطر این بوده که
‫مثل یک گل صد تومانی لباس پوشیدی.

157
00:06:36,420 --> 00:06:38,273
‫بگذریم، به پروسه‌ش باید اعتماد کرد.

158
00:06:38,297 --> 00:06:39,941
‫تو یه چشم به هم زدن،
‫دیگه از هم جدا نمیشن...

159
00:06:39,965 --> 00:06:43,904
‫مثل یک روح در دو بدن...

160
00:06:45,930 --> 00:06:48,492
‫وای! شیری شدی!

161
00:06:48,516 --> 00:06:50,619
‫اوه، نه، نه، نه.
‫نچ، نچ، نچ!

162
00:06:50,643 --> 00:06:51,828
‫نه، نه.

163
00:06:51,852 --> 00:06:53,580
‫آره، فقط به پروسه اعتماد کن.

164
00:06:57,650 --> 00:07:00,045
‫خب، شنیدم یکی از بچه‌هات شیری شده.

165
00:07:00,069 --> 00:07:02,214
‫فقط دارن غبار دوستی‌شون رو کنار می‌زنن.

166
00:07:02,238 --> 00:07:03,757
‫فکر نکنم از همدیگه خوششون بیاد.

167
00:07:03,781 --> 00:07:05,175
‫خیلی‌خب، دوستان، می‌دونین چیه؟

168
00:07:05,199 --> 00:07:06,885
‫این بچه‌ها باید بتونن با هم کنار بیان...

169
00:07:06,909 --> 00:07:08,512
‫و منم می‌تونم این کار رو بکنم.

170
00:07:08,536 --> 00:07:10,889
‫آره. ببینین، مامان و خواهرم
‫همیشه با هم دعوا می‌کردن...

171
00:07:10,913 --> 00:07:12,390
‫و من میانجی‌گری می‌کردم.

172
00:07:12,414 --> 00:07:14,601
‫من هم گروگان بودم، هم مذاکره‌کننده.

173
00:07:14,625 --> 00:07:16,144
‫جک باوئر و جک باوئر بودم.
‫(از سریال 24)

174
00:07:16,168 --> 00:07:17,854
‫حالا از همیشه به هم نزدیک‌ترن.

175
00:07:17,878 --> 00:07:20,106
‫مگه خواهرت توی کلورادو زندگی نمی‌کنه؟

176
00:07:20,130 --> 00:07:22,108
‫از نظر فیزیکی چرا، ولی از نظر
‫احساسی هیچوقت اینجا رو ترک نکرده.

177
00:07:22,132 --> 00:07:23,610
‫نمی‌دونم.
‫بعضی‌ها از همدیگه متنفرن...

178
00:07:23,634 --> 00:07:25,111
‫و مشکلی نداره.

179
00:07:25,135 --> 00:07:27,155
‫درسته. من از جنین خوشم نمیاد
‫و خیلی خوب پیش میره.

180
00:07:27,179 --> 00:07:28,573
‫خب، من صلح طلبم.

181
00:07:28,597 --> 00:07:31,159
‫اگه من در بیفتی،
‫یه مشت توی صورتت خالی می‌کنم.

182
00:07:31,183 --> 00:07:33,078
‫خب، من از هیچکس بدم نمیاد.

183
00:07:33,102 --> 00:07:35,664
‫به جز جیمی دانتل-اندرسون.

184
00:07:35,688 --> 00:07:37,123
‫- شب بخیر.
‫- آره، کلاس ششم...

185
00:07:37,147 --> 00:07:38,250
‫موقعی که داشتم...

186
00:07:38,274 --> 00:07:40,502
‫«مولن روژ جونیور» سولو اجرا می‌کردم،
‫یه مشت انگور سمتم پرت کرد.

187
00:07:40,526 --> 00:07:43,004
‫یکیشون رفت توی دهنم،
‫مستقیم وارد گلوم شد...

188
00:07:43,028 --> 00:07:45,632
‫و مجبور شدم روی خودم
‫مانور هایملیش اجرا کنم.

189
00:07:45,656 --> 00:07:47,509
‫معلم کُر حتی اجرا رو متوقف نکرد.

190
00:07:47,533 --> 00:07:49,344
‫اون فقط...

191
00:07:49,368 --> 00:07:50,995
‫می‌دونی، اجرا باید ادامه داشته باشه.

192
00:07:53,038 --> 00:07:55,475
‫خیلی‌خب، سوفیا، نوبت توئه که
‫گزارش شجره خونوادگیتون رو بخونی.

193
00:07:55,499 --> 00:07:58,895
‫ملیسا، یه مورد اضطراری پیش اومده
‫که باید باهات حرف بزنم.

194
00:07:58,919 --> 00:08:01,356
‫زود برمی‌گردم.
‫چی شده؟

195
00:08:01,380 --> 00:08:03,191
‫در مورد مسابقات قهرمانی فوتبال فانتزیه.

196
00:08:03,215 --> 00:08:04,442
‫چرا اصلا پرسیدم؟

197
00:08:04,466 --> 00:08:05,944
‫آخر خطبه کشیشم شنیدم که گفت...

198
00:08:05,968 --> 00:08:08,154
‫کریستین مک‌کفری شاید
‫این آخر هفته بازی نکنه.

199
00:08:08,178 --> 00:08:09,406
‫بعدش یه مزخرفاتی درباره اینکه...

200
00:08:09,430 --> 00:08:11,408
‫خداوند از قمار خوشش نمیاد، گفت
‫ولی من رفتم بیرون.

201
00:08:11,432 --> 00:08:13,702
‫مک‌کفری بهترین بازیکن آقای جانسونه.

202
00:08:13,726 --> 00:08:16,121
‫دقیقا. اگه اولین بازیکن کمکی‌ش رو بگیرم...

203
00:08:16,145 --> 00:08:17,539
‫مثل یک زن سیاه پوست
‫توی برنامه «وویس»،

204
00:08:17,563 --> 00:08:18,790
‫هیچ شانسی برای پیروزی نداره.

205
00:08:18,814 --> 00:08:20,959
‫انتخاب بازیکن انصرافی ساعت 2 شروع میشه.
‫تو حواسش رو پرت کن...

206
00:08:20,983 --> 00:08:22,127
‫و منم کمکی مک‌کفری رو می‌گیرم.

207
00:08:22,151 --> 00:08:23,920
‫آها. چه نفعی واسه من داره؟

208
00:08:23,944 --> 00:08:25,422
‫چهار درصد از پولی که تو فانتزی ببرم.

209
00:08:25,446 --> 00:08:27,674
‫بیست درصد می‌خوام
‫با قفسه خودت تو یخچال.

210
00:08:27,698 --> 00:08:29,908
‫ای بابا. اونجا سس‌های متنوع
‫خردلم رو نگه میدارم.

211
00:08:32,411 --> 00:08:36,349
‫سیستم دوستی برای جویا و زارا
‫خیلی سطح ابتدایی بود.

212
00:08:36,373 --> 00:08:38,893
‫باید بدونن که در وجود همدیگه چی می‌گذره،

213
00:08:38,917 --> 00:08:40,729
‫کاملا همذات پنداری کنن.

214
00:08:40,753 --> 00:08:43,356
‫واسه همین یه پروژه بهشون دادم که
‫دور بدن هم رو روی کاغذ بکشن...

215
00:08:43,380 --> 00:08:44,858
‫و بعدش اون رو با تموم چیزهایی که...

216
00:08:44,882 --> 00:08:46,067
‫شریک‌شون رو خاص کرده،
‫پُر کنن.

217
00:08:46,091 --> 00:08:48,111
‫پس... آره.

218
00:08:48,135 --> 00:08:50,155
‫آره، آره، آره.

219
00:08:50,179 --> 00:08:51,489
‫به نظر خوب میاد.

220
00:08:51,513 --> 00:08:52,949
‫ای کاش یه نفر این کار رو با من می‌کرد.

221
00:08:52,973 --> 00:08:55,452
‫فکر کنم احتمالا حدود 95 درصد
‫بازپخش «فمیلی مترز» میشدم...

222
00:08:55,476 --> 00:08:58,705
‫با 5 درصد «دانکروس».

223
00:08:58,729 --> 00:09:02,375
‫در نتیجه، خیلی خوشحال شدم
‫که کواگمیر رو شناختم.

224
00:09:02,399 --> 00:09:04,002
‫اسمم کُهیره.

225
00:09:04,026 --> 00:09:05,670
‫باشه. خیلی‌خب، بچه‌ها.
‫خوب بود.

226
00:09:07,905 --> 00:09:09,716
‫خیلی‌خب، می‌دونین چیه؟

227
00:09:09,740 --> 00:09:13,428
‫نفرهای بعدی جویا و زارا هستن.

228
00:09:13,452 --> 00:09:14,995
‫بیاین پای تخته.

229
00:09:23,295 --> 00:09:26,733
‫همونطور که می‌بینین
‫جویا پُر از مدفوع هست،

230
00:09:26,757 --> 00:09:29,486
‫نه فقط جایی که انتظار دارین
‫مدفوع باشه...

231
00:09:29,510 --> 00:09:32,447
‫همه‌جای بدنش پُره،
‫مخصوصا تو اون کله‌ی گنده‌ش.

232
00:09:32,471 --> 00:09:33,865
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه، زارا؟

233
00:09:33,889 --> 00:09:35,033
‫تکلیف‌تون این نبود.

234
00:09:35,057 --> 00:09:38,411
‫بر خلاف زارا،
‫من واقعا تکلیف رو انجام دادم.

235
00:09:38,435 --> 00:09:42,874
‫می‌تونین ببینین که از آدامس، دمپایی انگشتی
‫مارک گوچی و بازی روبلاکس خوشش میاد.

236
00:09:42,898 --> 00:09:44,250
‫خیلی‌خب، این همون چیزی بود که...

237
00:09:44,274 --> 00:09:45,335
‫هنوز تموم نکردم.

238
00:09:45,359 --> 00:09:47,253
‫می‌خوام درباره بیرونش هم حرف بزنم.

239
00:09:47,277 --> 00:09:51,383
‫دهن بدبو، گوزهای بدبو،
‫زیر بغل‌های بدبو،

240
00:09:51,407 --> 00:09:53,677
‫چون بوی گند میده.

241
00:09:53,701 --> 00:09:55,053
‫اوه!

242
00:09:55,077 --> 00:09:57,555
‫می‌دونین چیه؟
‫این دیگه تیر خلاص بود.

243
00:09:57,579 --> 00:10:00,058
‫شما دوتا دوست دارین که فردا
‫«داستان اسباب بازی‌ها» نگاه کنین، ها؟

244
00:10:00,082 --> 00:10:02,519
‫کدوم یکی؟ طاقت فیلم سومی رو ندارم.

245
00:10:02,543 --> 00:10:04,312
‫خیلی‌خب، قرار نیست هیچکدومشون رو ببینین...

246
00:10:04,336 --> 00:10:06,523
‫مگه اینکه یه راهی پیدا کنین
‫این قضیه رو تموم کنین.

247
00:10:06,547 --> 00:10:08,608
‫اگه اونقدر بزرگ شدین که
‫نقاشی منزجرکننده بکشین،

248
00:10:08,632 --> 00:10:10,777
‫پس اونقدرم بزرگ شدین
‫که این قضیه رو فیصله بدین.

249
00:10:10,801 --> 00:10:14,197
‫یه راه حل پیدا کنین وگرنه واسه
‫جمعه سینمایی، باید برین تو کتابخونه بمونین.

250
00:10:14,221 --> 00:10:15,824
‫ما هم قراره قسمت اول
‫داستان اسباب بازی‌ها رو ببینیم.

251
00:10:15,848 --> 00:10:17,409
‫قسمت سوم من رو به گریه میندازه.

252
00:10:17,433 --> 00:10:19,601
‫پس لطفا برگردین سر جاهاتون.
‫ممنون.

253
00:10:26,900 --> 00:10:29,504
‫اوه، سلام، بابا.
‫اه، قربان منظورم بود.

254
00:10:29,528 --> 00:10:30,880
‫آره، بامزه‌ای.

255
00:10:30,904 --> 00:10:32,090
‫فقط می‌خواستم بهت بگم که...

256
00:10:32,114 --> 00:10:33,800
‫چقدر بابت اون روش باغبانیت، افتخار می‌کنم.

257
00:10:33,824 --> 00:10:35,427
‫- ببخشید؟
‫- این حرف‌ها چیه.

258
00:10:35,451 --> 00:10:36,886
‫راستش رو بگم،
‫تحت تاثیر قرار گرفتم...

259
00:10:36,910 --> 00:10:39,222
‫که میراث محوطه‌سازی ما رو ادامه دادی.

260
00:10:39,246 --> 00:10:41,766
‫خب، نمی‌تونستم اجازه بدم
‫که اون گیاه‌ها تلف بشن.

261
00:10:41,790 --> 00:10:44,436
‫اگه بیکار بودی،
‫بیا تو این پروژه کمکم کن.

262
00:10:44,460 --> 00:10:46,479
‫یه خرده پول اضافه در بیار،
‫شاید هم بتونی امبر رو...

263
00:10:46,503 --> 00:10:49,441
‫به یک قرار مناسب
‫تو یک رستوران فرانسوی ببری...

264
00:10:49,465 --> 00:10:51,985
‫که نمی‌تونی اسمش رو تلفظ کنی.

265
00:10:52,009 --> 00:10:53,028
‫نظر من رو می‌خوای؟

266
00:10:53,052 --> 00:10:54,571
‫آری، آری.
‫(به فرانسوی)

267
00:10:54,595 --> 00:10:57,073
‫اه، باشه.
‫آره، حتما میام.

268
00:10:57,097 --> 00:10:59,200
‫قبول می‌کنم.

269
00:10:59,224 --> 00:11:02,620
‫پس می‌خوای مهارت‌های باغبانی خودت رو...

270
00:11:02,644 --> 00:11:04,664
‫تو روز روشن به کار ببری،

271
00:11:04,688 --> 00:11:06,416
‫آقای «در سایه‌ها چه می‌کنیم»؟

272
00:11:06,440 --> 00:11:07,584
‫فقط واسه یه کم پول اضافه است.

273
00:11:07,608 --> 00:11:08,317
‫اممم.

274
00:11:10,319 --> 00:11:14,340
‫قیافه‌ات جوریه انگار می‌خوای
‫جلوی لبخندت رو بگیری.

275
00:11:14,364 --> 00:11:15,884
‫جدی؟

276
00:11:15,908 --> 00:11:19,345
‫اوهوم.

277
00:11:19,369 --> 00:11:21,139
‫فکر کنم بابام تا حالا هیچوقت نظر من رو...

278
00:11:21,163 --> 00:11:22,348
‫بابت هیچ چیزی نخواسته،
‫به جز اون...

279
00:11:22,372 --> 00:11:24,083
‫دفعه‌ای که ازم پرسید
‫فکر می‌کنم بامزه‌ام یا نه.

280
00:11:26,085 --> 00:11:27,479
‫مچم رو گرفتین.

281
00:11:27,503 --> 00:11:29,189
‫خوشحالم.

282
00:11:29,213 --> 00:11:30,607
‫گمونم دارم چیزی رو تجربه می‌کنم...

283
00:11:30,631 --> 00:11:32,883
‫که به شادی پسرک سیاه معروفه،
‫با وجود اینکه یک مرد بالغم.

284
00:11:36,053 --> 00:11:38,156
‫دیدین؟ دارن با هم کنار میان.

285
00:11:38,180 --> 00:11:39,324
‫کل صبح هیچ مشکلی ندیدم.

286
00:11:39,348 --> 00:11:41,076
‫هی!

287
00:11:41,100 --> 00:11:43,411
‫تو همون دختری هستی
‫که قراره کتکش بزنم؟

288
00:11:43,435 --> 00:11:44,746
‫یه خرده واسه کلاس هشتم کوچولویی،

289
00:11:44,770 --> 00:11:46,998
‫ولی من تبعیض قائل نمیشم.

290
00:11:47,022 --> 00:11:48,291
‫هی.

291
00:11:48,315 --> 00:11:49,459
‫اوناهاش.

292
00:11:49,483 --> 00:11:51,669
‫همون دختری که گفت
‫می‌خواد کتکت بزنه.

293
00:11:51,693 --> 00:11:53,630
‫شنیدم خواهرت گفته که
‫آبجی من پُر از مدفوعه.

294
00:11:53,654 --> 00:11:54,964
‫صبر کن، هیچکس نگفته که...

295
00:11:54,988 --> 00:11:56,758
‫منم شنیدم خواهرت گفته
‫آبجی من بوی گند میده.

296
00:11:56,782 --> 00:11:58,551
‫خب، انگار کل خونواده‌تون بوی گند میدین.

297
00:11:58,575 --> 00:12:00,303
‫دعوا!

298
00:12:07,000 --> 00:12:09,437
‫- بیا ببینم!
‫- نه، من نمی‌ترسم!

299
00:12:09,461 --> 00:12:10,188
‫پشت یک کلاس هشتمی قایم نشو!

300
00:12:10,212 --> 00:12:11,231
‫نمی‌تونه کمکت کنه!

301
00:12:11,255 --> 00:12:12,482
‫من یک زن بالغم
‫و یه راه بهتر واسه حل...

302
00:12:12,506 --> 00:12:13,441
‫این مسئله وجود داره، دخترها.

303
00:12:13,465 --> 00:12:14,442
‫زیر کمرش بزن، کیکی!

304
00:12:14,466 --> 00:12:17,195
‫مثل شیرم که ترکید، بترکونش!

305
00:12:17,219 --> 00:12:19,155
‫بسه! بچه‌ها!
‫آره، آوا، جلوشون رو بگیر.

306
00:12:19,179 --> 00:12:20,740
‫فقط توی آمریکا اینجوریه.

307
00:12:20,764 --> 00:12:22,784
‫هی، هی، آروم باش.
‫این لباس رو خیاط دوخته.

308
00:12:22,808 --> 00:12:27,622
‫معلوم هست روی این خاک و آب و آتش، چه خبره؟

309
00:12:27,646 --> 00:12:29,249
‫آره، نمی‌دونم.

310
00:12:29,273 --> 00:12:31,960
‫زارا، جویا، من ازتون خواستم
‫که این قضیه رو فیصله بدین...

311
00:12:31,984 --> 00:12:33,419
‫و بهم گفتین که با هم توافق کردین.

312
00:12:33,443 --> 00:12:35,904
‫آره، توافق کردیم که آبجی‌هامون
‫با هم دعوا کنن.

313
00:12:38,699 --> 00:12:40,969
‫چقدر بده که می‌بینم
‫ملکه‌هام با هم دعوا می‌کنن.

314
00:12:40,993 --> 00:12:43,662
‫ولی فکر می‌کردم الان‌هاست
‫که خانم تیگس مچاله بشه.

315
00:12:48,458 --> 00:12:49,894
‫هی، تیژا، بیا اینجا ببینم.

316
00:12:49,918 --> 00:12:51,896
‫میشه یه لطفی در حق خانم شمنتی بکنی؟

317
00:12:51,920 --> 00:12:54,649
‫میشه این تشت آب رنگ کثیف رو ببری...

318
00:12:54,673 --> 00:12:56,359
‫توی سینک سرویس بهداشتی
‫آخر سالن خالی کنی؟

319
00:12:56,383 --> 00:12:58,177
‫شک دارم بتونم،
‫ولی سعیم رو می‌کنم.

320
00:13:01,054 --> 00:13:03,223
‫اوه.

321
00:13:04,558 --> 00:13:07,579
‫عملیات مزاحمت پاشش در حال اجراست.

322
00:13:07,603 --> 00:13:11,332
‫خانم شمنتی، همه جای دستشویی ریخت.

323
00:13:11,356 --> 00:13:12,458
‫شرمنده‌ام.

324
00:13:12,482 --> 00:13:14,318
‫کارت عالی بود، بچه‌جون.

325
00:13:20,449 --> 00:13:23,595
‫قابل توجه سرایدار ابت،
‫یا همون آقای جانسون.

326
00:13:23,619 --> 00:13:26,639
‫موقعیت تی‌کشی پیش اومده.
‫هر کاری می‌کنی رو رها کن و برو تی بکش.

327
00:13:26,663 --> 00:13:28,892
‫هر چه سریع‌تر خودت رو به دستشویی دخترونه...

328
00:13:28,916 --> 00:13:31,227
‫در انتهای سالن شرقی برسون.

329
00:13:31,251 --> 00:13:32,812
‫از قضیه عمارت پلی‌بوی سال 1986...

330
00:13:32,836 --> 00:13:35,047
‫تا حالا همچین خرابکاری‌ای به عمرم ندیدم.

331
00:13:39,801 --> 00:13:42,030
‫خیلی‌خب، همه می‌دونن
‫که اون دستشویی آنتن نمیده...

332
00:13:42,054 --> 00:13:43,990
‫و اونم که هنوز یه تلفن اوبامایی داره.

333
00:13:44,014 --> 00:13:45,366
‫باشه پس زود باش،
‫چون ساعت 2 شده...

334
00:13:45,390 --> 00:13:47,160
‫و در عرض 4 ا.د.د اونجا رو تی می‌کشه...

335
00:13:47,184 --> 00:13:48,912
‫اسکاج در دقیقه.

336
00:13:48,936 --> 00:13:50,038
‫- یعنی چی...
‫- چی شده؟

337
00:13:50,062 --> 00:13:51,122
‫- گرفتیش؟
‫- نیست.

338
00:13:51,146 --> 00:13:52,165
‫بازیکن کمکی رو گرفت.

339
00:13:52,189 --> 00:13:53,875
‫ولی انتخاب بازیکن که تازه باز شده...

340
00:13:53,899 --> 00:13:55,585
‫و اونم جاییه که آنتن نمیده.

341
00:13:55,609 --> 00:13:57,295
‫حتما اون سطل نظافتش
‫اینترنت کابلی داره،

342
00:13:57,319 --> 00:13:58,379
‫چون الان گرفتش.

343
00:14:01,990 --> 00:14:03,909
‫تو فوتبال فانتزی نباید گریه کنی.

344
00:14:05,327 --> 00:14:08,097
‫زمین هنوز یه خرده یخ‌زده است.

345
00:14:08,121 --> 00:14:10,707
‫حواست باشه از اون قدرت عضلانی ادی
‫که بهت ارث رسیده، استفاده کنی.

346
00:14:12,084 --> 00:14:14,187
‫اینقدر سخت کار نکن، پسرم.

347
00:14:14,211 --> 00:14:15,521
‫می‌دونی که چه بلایی سر جان هنری اومد.

348
00:14:18,423 --> 00:14:22,362
‫می‌دونی، یه خرده راجع بهش فکر کردم.

349
00:14:22,386 --> 00:14:25,448
‫نظرت چیه یک «و پسر»
‫به چمن و مراقبت ادی اضافه کنم؟

350
00:14:25,472 --> 00:14:26,991
‫چمن و مراقبت و ادی و پسر؟

351
00:14:27,015 --> 00:14:28,826
‫نه.

352
00:14:28,850 --> 00:14:31,061
‫مراقبت از چمن ادی و پسر.

353
00:14:33,522 --> 00:14:37,335
‫اون پسر جعلیت توی برگه تبلیغ چی میشه؟

354
00:14:37,359 --> 00:14:38,753
‫مدل خیلی خوبی بود.

355
00:14:38,777 --> 00:14:39,837
‫باغبون افتضاحی بود.

356
00:14:39,861 --> 00:14:41,965
‫چی می‌خوای بهم بگی، بابا؟

357
00:14:41,989 --> 00:14:43,007
‫آخه قبلا سر اینکه واست کار کنم،
‫حرف زده بودیم.

358
00:14:43,031 --> 00:14:44,676
‫بهم میگی یه کار انجام بدم
‫و منم انجام میدم،

359
00:14:44,700 --> 00:14:46,511
‫بعدش میگی، «نه، اینجوری نمی‌خوام».

360
00:14:46,535 --> 00:14:49,263
‫بعد درستش می‌کنم و میگی،
‫«نه، هنوز درست نیست».

361
00:14:49,287 --> 00:14:51,307
‫بعدش میگی، «باشه، خودم انجامش میدم».

362
00:14:51,331 --> 00:14:53,267
‫بعدش می‌بینم که دقیقا
‫همون کار من رو می‌کنی...

363
00:14:53,291 --> 00:14:55,478
‫و آخرش میگی «چه پیشرفتی».

364
00:14:55,502 --> 00:14:58,147
‫ازت نمی‌خوام واسه من کار کنی.

365
00:14:58,171 --> 00:15:00,007
‫می‌خوام کنار من کار کنی.

366
00:15:01,508 --> 00:15:02,944
‫چرا الان؟

367
00:15:02,968 --> 00:15:04,404
‫ببین، می‌خوام تو رو وارد کار کنم،

368
00:15:04,428 --> 00:15:06,990
‫چون در نهایت قراره بازنشسته بشم
‫و همه‌چی رو به تو بسپارم،

369
00:15:07,014 --> 00:15:09,325
‫ولی اول باید بدونم که می‌تونی
‫از پس خودت بر بیای...

370
00:15:09,349 --> 00:15:11,077
‫و باید گفت که می‌تونی.

371
00:15:11,101 --> 00:15:12,436
‫تا حالا اینقدر تو رو
‫با اعتماد به نفس ندیده بودم.

372
00:15:18,442 --> 00:15:20,003
‫اووه.

373
00:15:20,027 --> 00:15:23,464
‫چه نقاشی قشنگی از... یک کله گهی.

374
00:15:23,488 --> 00:15:25,591
‫آره. کار اون بچه‌هاست
‫که با هم دعوا دارن.

375
00:15:25,615 --> 00:15:27,135
‫اوه.

376
00:15:27,159 --> 00:15:29,178
‫خب، می‌بینم که واسه یک ساعت
‫مشورت با من ثبت نام کردی.

377
00:15:29,202 --> 00:15:30,304
‫اوه، آره، آره.

378
00:15:30,328 --> 00:15:31,997
‫پس تا یک هفته و نیم دیگه می‌بینمت.

379
00:15:34,458 --> 00:15:35,476
‫دیدی چی شد؟

380
00:15:35,500 --> 00:15:37,061
‫همین الان یه وقت خالی شد.

381
00:15:37,085 --> 00:15:40,314
‫همم.

382
00:15:40,338 --> 00:15:42,150
‫خیلی‌خب.

383
00:15:42,174 --> 00:15:45,361
‫خیلی‌خب، باید بگم
‫از دست خودم ناراحتم که...

384
00:15:45,385 --> 00:15:48,322
‫اوضاع بین زارا و جویا چطور پیش رفته.

385
00:15:48,346 --> 00:15:51,367
‫حس می‌کنم که تموم راه حل‌هام
‫فقط مشکلات بیشتری درست کردن.

386
00:15:51,391 --> 00:15:53,619
‫حس می‌کنم دیگه واقعا این دفعه
‫اشتباه حساب و کتاب کردم.

387
00:15:53,643 --> 00:15:56,414
‫جنین، این که حساب و کتاب نیست.

388
00:15:56,438 --> 00:15:59,667
‫دو نفرشون فقط از همدیگه خوششون نمیاد.

389
00:15:59,691 --> 00:16:00,877
‫مگه چه مشکلی داره؟

390
00:16:00,901 --> 00:16:04,422
‫من... نمی‌دونم چی بگم.

391
00:16:04,446 --> 00:16:07,216
‫اینکه دو نفر با هم کنار نیان،
‫من رو معذب می‌کنه.

392
00:16:07,240 --> 00:16:11,095
‫خب، تا حالا با خودت فکر کردی
‫که چرا اینطور میشه؟

393
00:16:11,119 --> 00:16:13,181
‫نه، ولی یادداشت برداری
‫روزانه رو امتحان کردم.

394
00:16:13,205 --> 00:16:14,390
‫جنین، تا حالا شده که...

395
00:16:14,414 --> 00:16:18,144
‫مجبور بشی کاری به کار
‫یک درگیری و کشمکش نداشته باشی؟

396
00:16:18,168 --> 00:16:20,646
‫خب، آره، مامانم قبلا یه کارهایی می‌کرد...

397
00:16:20,670 --> 00:16:23,524
‫که واقعا خواهرم رو ناراحت می‌کرد...

398
00:16:23,548 --> 00:16:27,570
‫و می‌دونی، یه جورایی وارد جر و بحث میشدن...

399
00:16:27,594 --> 00:16:31,324
‫و منم وسط جر و بحث‌هاشون قرار می‌گرفتم...

400
00:16:31,348 --> 00:16:33,117
‫و ازم می‌خواستن که یکی رو انتخاب کنم...

401
00:16:33,141 --> 00:16:35,286
‫و فقط دلم می‌خواست که
‫جر و بحث‌شون رو تموم کنم.

402
00:16:35,310 --> 00:16:38,164
‫- امم.
‫- افتضاح بود.

403
00:16:38,188 --> 00:16:40,500
‫حتی الان هم وقتی خواهرم میاد دیدنم،

404
00:16:40,524 --> 00:16:42,335
‫دلش نمی‌خواد مامانم خبردار بشه.

405
00:16:42,359 --> 00:16:45,296
‫و اگه خبردار بشه،
‫دوباره دعوایی میشن.

406
00:16:45,320 --> 00:16:48,549
‫هر چقدر هم که سخت به نظر بیاد،
‫باید بهت بگم که...

407
00:16:48,573 --> 00:16:50,134
‫این قضیه سر اونا نبوده.

408
00:16:50,158 --> 00:16:51,594
‫سر خودت بوده.

409
00:16:51,618 --> 00:16:55,598
‫تو باید با شرایط ناخوشایند، خو بگیری.

410
00:16:55,622 --> 00:16:59,143
‫بعضی وقت‌ها دو نفر آدم
‫اصلا از همدیگه خوششون نمیاد،

411
00:16:59,167 --> 00:17:02,063
‫مثل من و خادم کلیسا.

412
00:17:02,087 --> 00:17:05,775
‫هر جا که دلم بخواد، تو کلیسا می‌شینم.

413
00:17:05,799 --> 00:17:07,318
‫- هی، باربارا؟
‫- اهمم؟

414
00:17:07,342 --> 00:17:09,070
‫هفته دیگه واسه ساعت اداری می‌بینمت؟

415
00:17:09,094 --> 00:17:10,530
‫صبر کن ببینم.
‫فکر می‌کردم که امروز...

416
00:17:10,554 --> 00:17:13,407
‫اوه، باربارا.
‫تا اون موقع، کلی مشکل جدید...

417
00:17:13,431 --> 00:17:14,700
‫واسم درست میشه.

418
00:17:14,724 --> 00:17:18,079
‫جنین، کاری نکن به اون کلاس هفتمی بگم
‫بیاد کتکت بزنه.

419
00:17:18,103 --> 00:17:19,831
‫خنده دار نبود.

420
00:17:19,855 --> 00:17:22,750
‫حالا که ظرف شیشه‌ای
‫و دستمال کاغذی خیس داریم،

421
00:17:22,774 --> 00:17:23,876
‫بذر رو برمی‌داریم...

422
00:17:23,900 --> 00:17:25,628
‫و داخل دستمال کاغذی خیس می‌ذاریم...

423
00:17:25,652 --> 00:17:28,256
‫تا بتونه داخل ظرف، جوونه بزنه.

424
00:17:28,280 --> 00:17:30,550
‫ولی یادتون باشه که بذرها
‫خیلی حساس هستن،

425
00:17:30,574 --> 00:17:33,052
‫پس باید ازشون مراقبت خیلی ویژه بکنین...

426
00:17:33,076 --> 00:17:34,595
‫تا مطمئن بشین که رشد می‌کنن.

427
00:17:34,619 --> 00:17:36,830
‫ببینین، آقای ادی،
‫من جیسون شدم.

428
00:17:39,166 --> 00:17:41,394
‫باشه. حالا با حرکت جوردن پیلی
‫از روی صورتت برش دار...

429
00:17:41,418 --> 00:17:43,604
‫تا بتونیم بقیه مراحل جوانه زدن رو طی کنیم.

430
00:17:43,628 --> 00:17:46,232
‫واو، نگاهش کن.

431
00:17:46,256 --> 00:17:47,733
‫با بابا جونت انگشت‌هات رو خاکی کردی...

432
00:17:47,757 --> 00:17:49,843
‫و الهام گرفتی که ریشه‌های خودت رو بپذیری.

433
00:17:51,887 --> 00:17:54,282
‫البته باید بپرسم که همه‌چی
‫با بابات خوب پیش رفت؟

434
00:17:54,306 --> 00:17:56,159
‫راستش ازم خواست که
‫برم باهاش شرکت رو بگردونم.

435
00:17:56,183 --> 00:17:58,911
‫مامانم گفته بود که
‫همچین روزهایی در راهه.

436
00:17:58,935 --> 00:17:59,912
‫من ابت رو ترک نمی‌کنم، جیکوب.

437
00:17:59,936 --> 00:18:02,665
‫جواب منفی دادم.

438
00:18:02,689 --> 00:18:04,083
‫مشخصه. آره.

439
00:18:04,107 --> 00:18:06,335
‫نه، من هیچوقت... فکر نمی‌کردم که بری.

440
00:18:06,359 --> 00:18:09,005
‫راستش بابام توجه کرده بود که
‫چقدر اعتماد به نفسم بالا رفته...

441
00:18:09,029 --> 00:18:10,423
‫و منم گفتم به خاطر اینه
‫که توی ابت کار می‌کنم.

442
00:18:10,447 --> 00:18:12,675
‫اولین باره تو جایی کار می‌کنم
‫که دوستش دارم،

443
00:18:12,699 --> 00:18:13,926
‫کاری می‌کنم که دوست دارم.

444
00:18:13,950 --> 00:18:15,011
‫آره، همراه با کسایی که دوست‌شون داری؟

445
00:18:15,035 --> 00:18:16,345
‫نه، این حرف رو نزدم.

446
00:18:16,369 --> 00:18:18,306
‫ولی این کار به من اعتماد به نفس داده.

447
00:18:18,330 --> 00:18:19,765
‫می‌دونی، قبلا اصلا از باغبانی خوشم نمیومد،

448
00:18:19,789 --> 00:18:22,518
‫ولی الان دوست دارم اینجا انجامش بدم.

449
00:18:22,542 --> 00:18:24,312
‫خب، من به شخصه
‫خوشحالم بدونم که...

450
00:18:24,336 --> 00:18:25,646
‫قراره کنار هم باغبونی کنیم.

451
00:18:25,670 --> 00:18:27,899
‫رفیق‌های سبز دست.

452
00:18:27,923 --> 00:18:30,735
‫آقای ادی، من اتفاقی بذر رو...

453
00:18:30,759 --> 00:18:33,446
‫انداختم توی دهنم
‫و بعدش اتفاقی خوردمش.

454
00:18:33,470 --> 00:18:36,115
‫الان قراره یک درخت لیمو
‫توی شکمم رشد کنه؟

455
00:18:36,139 --> 00:18:37,241
‫خب، بذار درباره‌ش فکر کنیم.

456
00:18:37,265 --> 00:18:39,243
‫دستمال کاغذی خیس رو هم قورت دادی؟

457
00:18:39,267 --> 00:18:40,685
‫آره.

458
00:18:43,230 --> 00:18:45,333
‫خیلی‌خب، بیا بریم پیش پرستار.

459
00:18:47,984 --> 00:18:49,962
‫<i>♪ من دوستت هستم ♪</i>

460
00:18:52,364 --> 00:18:54,133
‫<i>♪ من دوستت هستم ♪</i>

461
00:18:55,700 --> 00:18:58,304
‫واسم سخته که ببینم کسایی که
‫بهشون اهمیت میدم از هم خوششون نمیاد؟

462
00:18:58,328 --> 00:19:00,431
‫معلومه. اگه به من بود،
‫وودی و باز...

463
00:19:00,455 --> 00:19:02,350
‫از همون اول با هم دوست میشدن، آره.

464
00:19:02,374 --> 00:19:03,851
‫ولی باید یاد بگیرم که قبول کنم...

465
00:19:03,875 --> 00:19:06,521
‫چیزی که دانش آموزهام احساس می‌کنن، واقعیه.

466
00:19:06,545 --> 00:19:10,024
‫چون این زندگی واقعیه
‫و پیکسار نیست.

467
00:19:10,048 --> 00:19:11,817
‫<i>♪ راه سختی پیش روست... ♪</i>

468
00:19:11,841 --> 00:19:14,237
‫<i>♪ و تو هم فرسنگ‌ها و فرسنگ‌ها
‫از تخت گرم و نرمت دور هستی ♪</i>

469
00:19:14,261 --> 00:19:16,489
‫اوه.

470
00:19:16,513 --> 00:19:19,116
‫<i>♪ فقط یادت بمونه که
‫دوست قدیمیت چی گفت ♪</i>

471
00:19:19,140 --> 00:19:25,039
‫♪ من دوستت هستم ♪

472
00:19:26,648 --> 00:19:28,251
‫♪ فقط یادت... ♪
‫نمی‌دونم...

473
00:19:28,275 --> 00:19:29,544
‫بقیه متن شعر رو بلد نیستم.

474
00:19:29,568 --> 00:19:31,879
‫می‌بینمتون.
‫اوه.

475
00:19:31,903 --> 00:19:33,089
‫شما دوتا اینجا چی کار می‌کنین؟

476
00:19:33,113 --> 00:19:34,465
‫اومدیم دنبال آبجی‌هامون.

477
00:19:34,489 --> 00:19:36,175
‫اوه.

478
00:19:36,199 --> 00:19:39,095
‫خیلی‌خب، پس خیلی اتفاقی
‫همزمان با همدیگه اینجا اومدین...

479
00:19:39,119 --> 00:19:42,014
‫و شما هم خیلی صمیمانه...
‫با هم کنار اومدین؟

480
00:19:42,038 --> 00:19:43,683
‫صمیمانه؟
‫نه، با هم دوستیم.

481
00:19:43,707 --> 00:19:45,101
‫- آره.
‫- دوست؟

482
00:19:45,125 --> 00:19:47,645
‫آره. بعد از اینکه جلوی دعوامون رو گرفتین،
‫با همدیگه حرف زدیم.

483
00:19:47,669 --> 00:19:49,647
‫انگار نقطه مشترک‌های زیادی داریم.

484
00:19:49,671 --> 00:19:51,107
‫جفت‌مون از پروانه خوشمون میاد.

485
00:19:51,131 --> 00:19:52,066
‫آخی.

486
00:19:52,090 --> 00:19:53,734
‫همینطور کتک زدن مردم.

487
00:19:53,758 --> 00:19:56,195
‫خیلی‌خب. می‌دونین چیه؟

488
00:19:56,219 --> 00:19:57,530
‫خیلی هم خوبه، دخترها.

489
00:19:57,554 --> 00:19:59,156
‫جدی میگم، همینطوره.

490
00:19:59,180 --> 00:20:00,157
‫شب خوبی داشته باشین، باشه؟

491
00:20:00,181 --> 00:20:01,325
‫- شما هم همینطور.
‫- خداحافط.

492
00:20:01,349 --> 00:20:03,852
‫خداحافط.

493
00:20:16,239 --> 00:20:18,050
‫سلام، عایشه هستم.
‫می‌دونین که باید چی کار کنین.

494
00:20:19,075 --> 00:20:20,595
‫سلام، عایشه.

495
00:20:20,619 --> 00:20:22,972
‫منم. امم...

496
00:20:22,996 --> 00:20:24,807
‫می‌خواستم ببینم هنوز هم دوست داری...

497
00:20:24,831 --> 00:20:27,852
‫بیای اینجا یا نه،
‫چون به نظرم بهتره بیای.

498
00:20:27,876 --> 00:20:29,270
‫و نگران نباش.

499
00:20:29,294 --> 00:20:30,605
‫به مامان چیزی نمیگم.

500
00:20:30,629 --> 00:20:32,440
‫قول میدم.

501
00:20:32,464 --> 00:20:35,901
‫پس، یه زنگ بهم بزن.

502
00:20:35,925 --> 00:20:37,469
‫خیلی‌خب.

503
00:20:43,058 --> 00:20:45,119
‫قهرمان اومد.

504
00:20:45,143 --> 00:20:47,288
‫دیگه از این به بعد من رو
‫سر جانسون صدا بزنین،

505
00:20:47,312 --> 00:20:50,416
‫چون ملکه زباله‌ها شخصا من رو
‫تبدیل به شوالیه کرد،

506
00:20:50,440 --> 00:20:55,421
‫یعنی تیم فوتبال فانتزی آوا.
‫اوووه!

507
00:20:55,445 --> 00:20:57,715
‫فقط به‌خاطر اینکه زودتر از من تونستی
‫بازیکن انصرافی بگیری، برنده شدی.

508
00:20:57,739 --> 00:20:59,175
‫حالا که صحبتش شد،
‫اصلا چطور این کار رو کردی؟

509
00:20:59,199 --> 00:21:00,593
‫مگه نرفته بودی کثیف‌کاری رو تمیز کنی؟

510
00:21:00,617 --> 00:21:03,054
‫چرا، توی راهروی سومین بُرد متوالی بودم.

511
00:21:03,078 --> 00:21:05,514
‫- هی، اینم سهم تو.
‫- چی؟!

512
00:21:05,538 --> 00:21:07,183
‫تو داشتی بهش کمک می‌کردی؟

513
00:21:07,207 --> 00:21:09,101
‫پس تو بودی که زودتر از من
‫بازیکن انصرافی رو گرفتی.

514
00:21:09,125 --> 00:21:11,729
‫آره، فکر می‌کردم با ذات مسابقات ان‌اف‌ال
‫مشکل اخلاقی داری.

515
00:21:11,753 --> 00:21:14,273
‫خب در حالی که این مشکلات اخلاقی
‫هنوز سرجاشون هستن،

516
00:21:14,297 --> 00:21:16,591
‫حاضرم هر کاری بکنم
‫تا خنده‌ی رفیقم رو ببینم.

517
00:21:16,615 --> 00:21:41,615
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

