1
00:00:01,084 --> 00:00:02,979
‫- دیگه چی؟
‫- غیرممکنه بدونیم چیه!

2
00:00:03,003 --> 00:00:05,732
‫نه، هیچی غیرممکن نیست.

3
00:00:05,756 --> 00:00:07,066
‫یالا، زود باشین.
‫بازم حدس بزنین.

4
00:00:07,090 --> 00:00:08,485
‫همه مصوت‌ها پایین افتادن.

5
00:00:08,509 --> 00:00:10,361
‫کدوم حرف آخه دوتا ایکس
‫بدون مصوت داره؟

6
00:00:10,385 --> 00:00:11,946
‫گرایمز باز یه بچه دیگه به دنیا آورده؟

7
00:00:11,970 --> 00:00:14,365
‫او-اوه!
‫حتی مدیر کلمن هم گیج شده.

8
00:00:14,389 --> 00:00:15,825
‫خیلی‌خب، وقتشه حدس بزنین بچه‌ها.

9
00:00:15,849 --> 00:00:17,410
‫نه، خودم جواب میدم.
‫آر!

10
00:00:17,434 --> 00:00:18,411
‫نچ.

11
00:00:20,687 --> 00:00:22,081
‫خب من یه کلمه‌ای انتخاب کردم،

12
00:00:22,105 --> 00:00:24,250
‫ولی بعد یکی از بچه‌ها
‫به سمت اون یکی عطسه کرد.

13
00:00:24,274 --> 00:00:26,794
‫تا موقعی که تمیزکاری کردیم،
‫کلمه رو دیگه یادم رفت چی بود.

14
00:00:26,818 --> 00:00:28,296
‫واسه همین دارم طفره میرم.

15
00:00:28,320 --> 00:00:29,964
‫ولی فقط 10 دقیقه تا ناهار مونده،

16
00:00:29,988 --> 00:00:31,758
‫نباید مشکلی پیش بیاد.

17
00:00:31,782 --> 00:00:32,926
‫- کیو!
‫- نچ.

18
00:00:33,700 --> 00:00:35,261
‫- ال!
‫- نه.

19
00:00:35,285 --> 00:00:36,930
‫تی! یازده!

20
00:00:36,954 --> 00:00:38,765
‫ستاره! ویرگول!

21
00:00:38,789 --> 00:00:39,933
‫ویرگول یا دو نقطه؟

22
00:00:39,957 --> 00:00:41,309
‫- ویرگول.
‫- نه.

23
00:00:55,681 --> 00:00:57,742
‫♪ دان-دا-دا-دااان ♪

24
00:00:57,766 --> 00:00:59,994
‫آخر هفته‌ی پکسا!
‫همگی شادی کنین!

25
00:01:01,144 --> 00:01:02,413
‫پکسا!

26
00:01:02,437 --> 00:01:04,082
‫کنفرانس سالانه آموزشی پنسیلوانیا...

27
00:01:04,106 --> 00:01:05,458
‫برای منطقه جنوب شرقی.

28
00:01:05,482 --> 00:01:07,669
‫محل برگزاری: شهر آلن‌تاون.

29
00:01:07,693 --> 00:01:08,670
‫تا حالا شنیدین؟

30
00:01:08,694 --> 00:01:10,296
‫اوه، آلن‌تاون، پنسیلوانیا؟

31
00:01:10,320 --> 00:01:12,715
‫منظورت مقصد تحصیلی
‫در پنسیلوانیای شرقیه؟

32
00:01:12,739 --> 00:01:15,134
‫جایی که معلم‌ها گرد هم میان
‫تا ایده‌ها و اطلاعاتشون رو مبادله کنن...

33
00:01:15,158 --> 00:01:17,303
‫و بتونن به بهترین معلمان
‫تمام تاریخ تبدیل بشن؟

34
00:01:17,327 --> 00:01:19,514
‫اه، آره، همون آلن‌تاون رو میگم!

35
00:01:19,538 --> 00:01:21,266
‫اووه!

36
00:01:21,290 --> 00:01:22,642
‫شنیدم نطق اصلی مراسم...

37
00:01:22,666 --> 00:01:24,894
‫قراره در مورد برنامه‌های آموزشی فردی باشه.

38
00:01:24,918 --> 00:01:26,229
‫می‌تونین تحملش کنین؟
‫اوه!

39
00:01:26,253 --> 00:01:28,231
‫نطق اصلی که من برنامه ریختم
‫گوش کنم...

40
00:01:28,255 --> 00:01:32,068
‫زمزمه شیرین و دوست‌داشتنی
‫فیلتر استخر محل همایشه.

41
00:01:32,092 --> 00:01:34,445
‫آره، من موقعی می‌دونم
‫این کنفرانس رو ترکوندم...

42
00:01:34,469 --> 00:01:36,531
‫که یک هفته طول بکشه
‫بوی کلر از موهام بره.

43
00:01:37,556 --> 00:01:38,950
‫صبر کنین.
‫نفس نفس مطلق.

44
00:01:38,974 --> 00:01:41,035
‫آره، شما نمی‌خواین
‫نطق اصلی رو گوش کنین؟

45
00:01:41,059 --> 00:01:43,871
‫شما دو نفر هیچوقت از غافلگیر شدن بابت...

46
00:01:43,895 --> 00:01:45,456
‫منافع متضاد مردم خسته نمیشین؟

47
00:01:45,480 --> 00:01:48,167
‫آره، این کنفرانس مخصوص معلم‌های تازه‌کاره.

48
00:01:48,191 --> 00:01:49,419
‫ما از موقعی که شما دوتا...

49
00:01:49,443 --> 00:01:51,421
‫اجازه می‌گرفتین از خیابون رد بشین،
‫کنفرانس می‌رفتیم.

50
00:01:51,445 --> 00:01:53,756
‫ضایع شدی،
‫من از موقعی که سه سالم بود...

51
00:01:53,780 --> 00:01:55,133
‫خودم از خیابون رد میشدم.

52
00:01:58,910 --> 00:02:00,513
‫بازم میگم شرمنده‌ام...

53
00:02:00,537 --> 00:02:02,598
‫و بازم میگم این تنها آخر هفته‌ای بود که...

54
00:02:02,622 --> 00:02:03,891
‫امبر می‌تونست پرستار بچه بگیره.

55
00:02:03,915 --> 00:02:05,226
‫به همین خاطر قراره...

56
00:02:05,250 --> 00:02:06,436
‫کلی از ترقی شغلی عقب بمونی،

57
00:02:06,460 --> 00:02:08,771
‫تازه صبحونه اروپاییش دیگه بماند.

58
00:02:08,795 --> 00:02:11,816
‫واسه چی، ها؟
‫که توی جکوزی شکل قلب لم بدی...

59
00:02:11,840 --> 00:02:14,319
‫ماه رو از چشم‌های امبر ببینی
‫که اینور اونور میره...

60
00:02:14,343 --> 00:02:16,112
‫و تو هم حرف‌های قشنگ نجوا کنی؟

61
00:02:16,136 --> 00:02:17,238
‫واقعا خوش می‌گذره، رفیق.

62
00:02:17,262 --> 00:02:19,532
‫آره، خودت ضرر می‌کنی، داداش.

63
00:02:19,556 --> 00:02:21,951
‫این آخر هفته می‌خوام
‫امبر رو به کوه‌های پوکونس ببرم.

64
00:02:21,975 --> 00:02:24,245
‫باید اون هدیه افتضاح
‫لگوی روز ولنتاین رو جبران کنم.

65
00:02:24,269 --> 00:02:26,247
‫اصلا خوشحال نشد.

66
00:02:26,271 --> 00:02:27,915
‫حالا جنین و جیکوب خوشحال نیستن...

67
00:02:27,939 --> 00:02:29,542
‫که قرار نیست پکسا برم.

68
00:02:29,566 --> 00:02:32,944
‫پس نکته جالب اینجاست که مهم نیست
‫چیکار کنم، هیچکس خوشحال نمیشه.

69
00:02:34,071 --> 00:02:35,673
‫- سلام!
‫- سلام.

70
00:02:35,697 --> 00:02:38,426
‫اووه. چقدر منتظر این آخر هفته بودم.

71
00:02:38,450 --> 00:02:40,803
‫این هفته خیلی کار کردم.

72
00:02:40,827 --> 00:02:42,221
‫خیلی دلم می‌خواد یه استراحتی بکنم.

73
00:02:42,245 --> 00:02:43,723
‫طاقت ندارم نشون بدم
‫چه برنامه‌ای چیدم.

74
00:02:43,747 --> 00:02:46,309
‫پیاده‌روی با کفش برفی،
‫کارگاه جواهرات زغال سنگ،

75
00:02:46,333 --> 00:02:47,685
‫و ماجراجویی درختی
‫تازه اولشه.

76
00:02:47,709 --> 00:02:50,521
‫فکر می‌کردم مثلا قراره
‫توی یک جکوزی لم بدیم.

77
00:02:50,545 --> 00:02:52,172
‫همینطوره،
‫بعد از برداشت دسته‌جمعی هیزم.

78
00:02:53,215 --> 00:02:54,942
‫انگار کلی چیزمیز برنامه چیدی.

79
00:02:54,966 --> 00:02:56,986
‫بهترین راه استراحت کردن همینه...
‫با یک برنامه دقیق.

80
00:02:57,010 --> 00:02:58,613
‫خیلی‌خب. اوه، پسر. خیلی‌خب.

81
00:02:58,637 --> 00:03:01,658
‫امم، انگار دوباره با هم اتفاق نظر نداریم.

82
00:03:01,682 --> 00:03:03,868
‫- خب، من صفحه 9‌ ام. تو کجایی؟
‫- گرگوری، کتاب رو بذار کنار.

83
00:03:03,892 --> 00:03:04,994
‫واقعا کتاب نیست، ولی باشه.

84
00:03:05,018 --> 00:03:06,245
‫هیچ کدوم از اینا رو نمی‌خوام.

85
00:03:06,269 --> 00:03:07,872
‫- پس می‌خوای چی کار کنی؟
‫- هیچ کار.

86
00:03:07,896 --> 00:03:09,272
‫می‌خوام هیچ کاری نکنم.

87
00:03:11,149 --> 00:03:12,502
‫خیلی‌خب. فهمیدم.

88
00:03:12,526 --> 00:03:14,671
‫فکر کنم بتونم یه کم زمان بطالت تو برنامه...

89
00:03:14,695 --> 00:03:15,987
‫بعد از برف‌پیمایی پیدا کنم.

90
00:03:17,823 --> 00:03:19,634
‫باید با هم حرف بزنیم.

91
00:03:19,658 --> 00:03:20,742
‫اوه اوه.

92
00:03:32,838 --> 00:03:34,649
‫آره، خیلی محکمه.

93
00:03:36,258 --> 00:03:38,277
‫اوه، خداجون.
‫کتاب‌های الکترونیک دارن.

94
00:03:38,301 --> 00:03:40,655
‫جیکوب، جیکوب، جیکوب،
‫آخر هفته پکسا!

95
00:03:40,679 --> 00:03:42,240
‫آآه! بالاخره داره اتفاق میفته!

96
00:03:42,264 --> 00:03:44,450
‫- اوه!
‫- ببخشید اگه شلوغ می‌کنیم.

97
00:03:44,474 --> 00:03:46,744
‫از شهر کانشاهاکن تا اینجا،
‫مسابقه داشتیم کی زودتر کامبوچا بخوره.

98
00:03:46,768 --> 00:03:48,454
‫باشه، خب، جوری رفتار کنین
‫که قبلا هم اینجا بودین.

99
00:03:48,478 --> 00:03:49,831
‫چون واقعا قبلا اومدین.

100
00:03:49,855 --> 00:03:51,666
‫آخ پسر، کاش منم یه زمان برگردان داشتم،

101
00:03:51,690 --> 00:03:53,793
‫چون مثل گروه ایروسمیث
‫دلم نمی‌خواد چیزی رو جا بندازم.

102
00:03:53,817 --> 00:03:56,337
‫البته شاید مجبور بشم
‫این مهمونی بزرگ رو نیام.

103
00:03:56,361 --> 00:03:57,964
‫اوه، تو باید پکسا-گدون رو بیای.

104
00:03:57,988 --> 00:03:59,257
‫پس کی حواسش به کیف‌هامون باشه؟

105
00:03:59,281 --> 00:04:02,093
‫مهمونی همچون چیز اصلیه
‫که دلت نمی‌خواد جا بندازی.

106
00:04:02,117 --> 00:04:04,387
‫ولی باید وقت کنم برم
‫«کلاس درس زندگی» رو ببینم،

107
00:04:04,411 --> 00:04:05,930
‫همونی که نمایشگاه گل فیلادلفیا ساخته.

108
00:04:05,954 --> 00:04:07,807
‫- حواست باشه، بارب.
‫- اوه، باشه.

109
00:04:07,831 --> 00:04:09,392
‫خب این کلاس تماما از گل درست شده.

110
00:04:09,416 --> 00:04:11,811
‫جنین، ما فقط اومدیم
‫خودمون رو به ملت نشون بدیم،

111
00:04:11,835 --> 00:04:14,272
‫تا یادشون بمونه که ما رو اینجا دیدن.

112
00:04:14,296 --> 00:04:16,065
‫بعدش میریم روی حالت چشمه آبگرم.

113
00:04:16,089 --> 00:04:17,859
‫حالت چشمه آبگرم منم خیلی رایجه،

114
00:04:17,883 --> 00:04:19,986
‫چون می‌خوام توی جکوزی، بستنی بخورم.

115
00:04:20,010 --> 00:04:21,112
‫یالا، بیا بریم.

116
00:04:21,136 --> 00:04:22,947
‫اووه. این سمینار به نظر عالی میاد.

117
00:04:22,971 --> 00:04:25,199
‫اسمش هست «معلم سفیدپوست،
‫مدرسه سیاه‌پوستی.»

118
00:04:25,223 --> 00:04:26,826
‫اه، آره، من که نمیرم.

119
00:04:26,850 --> 00:04:29,036
‫قبلا 4 سال دانشجوی سیاه‌پوست
‫در دانشگاه سفیدپوستی رو گذروندم.

120
00:04:29,060 --> 00:04:30,496
‫دانشگاه پن رفتم، واسه همین...

121
00:04:30,520 --> 00:04:34,333
‫باشه پس، خودم تنهایی به «م.س.م.س» میرم.

122
00:04:34,357 --> 00:04:37,670
‫من، ملیسا شمنتی
‫از مدرسه ابتدایی ابت،

123
00:04:37,694 --> 00:04:40,715
‫از ارتباط برقرار کردن
‫با همکاران خودم لذت می‌برم.

124
00:04:40,739 --> 00:04:43,426
‫از جمله این آقا، درک،

125
00:04:43,450 --> 00:04:45,928
‫از یه مدرسه دیگه در فیلادلفیا.

126
00:04:45,952 --> 00:04:47,805
‫و من، باربارا هاوارد،

127
00:04:47,829 --> 00:04:50,933
‫تا حالا هفت معلم جوان رو آموزش دادم.

128
00:04:50,957 --> 00:04:52,935
‫مرحبا!
‫بیا بریم.

129
00:04:52,959 --> 00:04:54,479
‫اهوم.

130
00:04:54,503 --> 00:04:57,482
‫به این زودی میری؟
‫مثل شوهر سابقت؟

131
00:04:57,506 --> 00:05:01,360
‫دیر اومدی؟
‫مثل پریودت بعد از جشن رقص دبیرستان؟

132
00:05:01,384 --> 00:05:02,862
‫از آخر هفته‌ات لذت ببر.

133
00:05:02,886 --> 00:05:05,156
‫باشه.

134
00:05:05,180 --> 00:05:07,116
‫اوه، سلام.

135
00:05:07,140 --> 00:05:09,327
‫خوشحالم دوباره می‌بینمت، بیلبو بگینز.

136
00:05:09,351 --> 00:05:11,353
‫خوشحالم از شایر بیرون اومدی.

137
00:05:15,106 --> 00:05:17,168
‫آآه! ساک جدید گرفتم!

138
00:05:17,192 --> 00:05:19,045
‫این آخر هفته حرف نداره.

139
00:05:19,069 --> 00:05:20,254
‫انگار اومدم دیزنی‌لند،

140
00:05:20,278 --> 00:05:22,215
‫ولی خبری از قطار وحشت آقای تود نیست...

141
00:05:22,239 --> 00:05:23,758
‫و تونستم خوراکی بامیه خودم رو بیارم.

142
00:05:23,782 --> 00:05:26,260
‫ولی... صبر کنین، می‌دونستین
‫با اون قطار وحشت به جهنم میرین؟

143
00:05:26,284 --> 00:05:27,595
‫من حلال مشکلاتم.

144
00:05:27,619 --> 00:05:29,931
‫مثلا بگیم یه مشکل با معلم پیش اومده.

145
00:05:29,955 --> 00:05:32,767
‫برای بحث خودمون اسم
‫این معلم رو می‌ذاریم جنین.

146
00:05:32,791 --> 00:05:35,436
‫این جنین معمولا یه شخصیت حبابی داره...

147
00:05:35,460 --> 00:05:38,648
‫که مشکلات ریشه‌دار
‫با مادرش رو پنهون می‌کنه.

148
00:05:38,672 --> 00:05:42,652
‫فامیلم ادیه.
‫ا-د-ی.

149
00:05:42,676 --> 00:05:44,445
‫گرگوری!

150
00:05:44,469 --> 00:05:46,823
‫سلام! تو اینجا چی کار می‌کنی؟

151
00:05:46,847 --> 00:05:49,283
‫پس اون آخر هفته رمانتیک در پوکونس چی شد؟

152
00:05:49,307 --> 00:05:50,785
‫خب، به نظر من این کنفرانس...

153
00:05:50,809 --> 00:05:53,329
‫اونقدر مهمه که تصمیم گرفتم
‫نباید از دستش بدم. واسه همین اومدم.

154
00:05:53,353 --> 00:05:55,331
‫خب، نمی‌خوام فضولی کرده باشم،

155
00:05:55,355 --> 00:05:56,582
‫ولی امبر کجاست؟

156
00:05:56,606 --> 00:05:58,275
‫واقعا نمی‌دونم.

157
00:06:00,068 --> 00:06:02,255
‫می‌خوای... کمکت کنم که پیداش کنی؟

158
00:06:02,279 --> 00:06:03,488
‫نه، نه،‌ نه.

159
00:06:05,991 --> 00:06:08,118
‫- من رو ول کرد.
‫- اوه!

160
00:06:10,120 --> 00:06:12,289
‫اتاق 243. از اقامت‌تون لذت ببرین.

161
00:06:14,749 --> 00:06:17,979
‫خیلی متاسفم که قطع رابطه کردین، ولی...

162
00:06:18,003 --> 00:06:20,356
‫ولی ببین، الان پیش دوست‌هات هستی،

163
00:06:20,380 --> 00:06:21,607
‫پس بیا بریم سخنرانی ببینیم، ها؟

164
00:06:21,631 --> 00:06:22,984
‫تا ذهنت مشغول باشه؟

165
00:06:23,008 --> 00:06:24,151
‫حالا باید بگم که تا الان...

166
00:06:24,175 --> 00:06:26,320
‫«طرح‌های آموزش فردی» رو از دست دادی،

167
00:06:26,344 --> 00:06:28,322
‫ولی می‌تونم بین «ناهار بازی فکری»...

168
00:06:28,346 --> 00:06:29,824
‫و «طراحی برنامه درسی بهتر»
‫واست بگم.

169
00:06:29,848 --> 00:06:32,201
‫حالا نمی‌خوام زیاد بلند پروازی بکنم،

170
00:06:32,225 --> 00:06:35,371
‫ولی اگه بجنبیم،
‫می‌تونیم به سمینار خلاقیت برسیم.

171
00:06:35,395 --> 00:06:37,290
‫البته باید خلاقیت به خرج بدیم، می‌دونی؟

172
00:06:37,314 --> 00:06:40,251
‫پس... بجنب!
‫شوخی کردم.

173
00:06:40,275 --> 00:06:42,461
‫مگه اینکه زیاد از حد به نظر بیاد...

174
00:06:42,485 --> 00:06:44,839
‫نه، این عالیه.
‫خوبه که سرم شلوغ باشه.

175
00:06:44,863 --> 00:06:47,550
‫آره، دقیقا،
‫راهکار مورد علاقه‌ات واسه ریلکس کردنه.

176
00:06:47,574 --> 00:06:48,533
‫- آره.
‫- خیلی‌خب.

177
00:06:50,410 --> 00:06:53,139
‫- خارق‌العاده بود.
‫- آره.

178
00:06:53,163 --> 00:06:55,558
‫انصافا سوال‌هات خیلی آموزنده بودن.

179
00:06:55,582 --> 00:06:57,351
‫باشه، ولی سوال‌های تکمیلی خودت چی؟

180
00:06:57,375 --> 00:06:59,937
‫در راه درست از سوال‌ها، کولی گرفتی.

181
00:06:59,961 --> 00:07:02,315
‫سخنران هم فوق‌العاده بود.

182
00:07:02,339 --> 00:07:03,733
‫آره. پادکستش رو گوش دادی،

183
00:07:03,757 --> 00:07:06,193
‫«اشک‌های سفید، فریاد سفید:
‫چطور اوگاندا من سفیدپوست رو نجات داد»؟

184
00:07:06,217 --> 00:07:08,696
‫- اه، نه.
‫- اووه، حتما باید گوش کنی.

185
00:07:08,720 --> 00:07:11,073
‫فقط یک فصله،
‫با 40 قسمت، بدون مهمون.

186
00:07:11,097 --> 00:07:12,783
‫به معنای واقعی همین الان
‫می‌خوام ببینم چیه.

187
00:07:12,807 --> 00:07:14,201
‫در ضمن اسم من جیکوبه.

188
00:07:14,225 --> 00:07:17,038
‫اون قضیه آلای مک‌بیل که تعریف کردی،
‫من رو درهم شکوند.

189
00:07:17,062 --> 00:07:18,497
‫مرسی. اسم منم سامر هست...

190
00:07:18,521 --> 00:07:20,875
‫و واقعا از سر تا پا، شیفته‌ی تو شدم.

191
00:07:20,899 --> 00:07:24,045
‫میگم تیری در تاریکی می‌زنم،
‫بازی گرگینه رو بلدی؟

192
00:07:24,069 --> 00:07:26,922
‫معلومه. چی؟! عاشق گرگینه‌ام.

193
00:07:26,946 --> 00:07:28,549
‫گروه تئاترم به من می‌گفتن استپن گرگینه.

194
00:07:28,573 --> 00:07:30,343
‫باشه پس امشب باید به مهمونی ما بیای.

195
00:07:30,367 --> 00:07:31,927
‫اوه، نمی‌خوای پکسا-گدون بری؟

196
00:07:31,951 --> 00:07:33,679
‫اون مهمونی یه خرده پر سر و صداست.

197
00:07:33,703 --> 00:07:34,930
‫معلم‌های جوون ادینگتون...

198
00:07:34,954 --> 00:07:36,182
‫به جاش مهمونی خودمون رو می‌گیریم.

199
00:07:36,206 --> 00:07:37,433
‫- اوه، توی ادینگتون تدریس می‌کنی؟
‫- اوهوم.

200
00:07:37,457 --> 00:07:40,144
‫اوه. خب، مرسی که دعوت کردی،

201
00:07:40,168 --> 00:07:42,104
‫ولی من باید پیش همکارهای ابت خودم بمونم.

202
00:07:42,128 --> 00:07:43,898
‫بازی «کارت در برابر انسانیت» رو هم آوردیم.

203
00:07:43,922 --> 00:07:45,149
‫بسته‌های الحاقی رو هم دارین؟

204
00:07:45,173 --> 00:07:47,109
‫این چه سوالیه که می‌پرسی.

205
00:07:47,133 --> 00:07:48,009
‫معلومه که داریم.

206
00:07:50,095 --> 00:07:54,700
‫چهل و پنج دقیقه تا مهمونی.
‫چهل و شش دقیقه تا مهمونی رو مال خودم کنم.

207
00:07:54,724 --> 00:07:58,663
‫دقیقا زمان کافی برای دوش گرفتن
‫و حمله کردن به مینی‌بار داریم.

208
00:07:58,687 --> 00:08:00,247
‫زنده باد آخر هفته‌ی پکسا!

209
00:08:00,271 --> 00:08:01,374
‫آره.

210
00:08:01,398 --> 00:08:07,421
‫♪ ما اینجوری انجامش میدیم ♪

211
00:08:07,445 --> 00:08:09,382
‫♪ لا، لا-لا-لاااا، لا-لا-لاااا ♪

212
00:08:09,406 --> 00:08:11,092
‫وای، حق با ملیسا و باربارا بود.

213
00:08:11,116 --> 00:08:12,760
‫پکسا-گدون خیلی خفنه.

214
00:08:15,328 --> 00:08:17,264
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره.

215
00:08:17,288 --> 00:08:18,933
‫فقط داشتم به این فکر می‌کردم
‫که الان باید تو یک افرا قندی،

216
00:08:18,957 --> 00:08:20,017
‫به ماجراجویی درختی می‌رفتم.

217
00:08:20,041 --> 00:08:22,520
‫- اوه، به نظر خیلی باحال میاد!
‫- آره.

218
00:08:22,544 --> 00:08:26,774
‫ولی اینم به نظر باحال میاد
‫و ناراحت‌کننده نیست، پس...

219
00:08:26,798 --> 00:08:27,942
‫هورا!
‫اوه، آوا.

220
00:08:27,966 --> 00:08:29,610
‫سلام، آوا. اه!

221
00:08:29,634 --> 00:08:31,112
‫فکر کردی کجا داری میری، جنت وک-سون؟

222
00:08:31,136 --> 00:08:33,531
‫این طناب از مخمله.

223
00:08:33,555 --> 00:08:34,865
‫چیه، فکر کردی چون
‫چکمه‌های جدید پوشیدی،

224
00:08:34,889 --> 00:08:37,159
‫- می‌تونی بیای اینجا؟
‫- باشه، فقط فکر می‌کردم...

225
00:08:37,183 --> 00:08:38,953
‫علامت رو بخون. وی‌آی‌پی.

226
00:08:38,977 --> 00:08:41,414
‫اشخاص بسیار مهم
‫که فقط مدیر هستن.

227
00:08:41,438 --> 00:08:44,166
‫استثناهای محدود داره.
‫گرگوری، تو می‌تونی وارد بشی.

228
00:08:44,190 --> 00:08:46,293
‫چرا آخه نگفتی
‫«مدیران بسیار مهم»؟

229
00:08:46,317 --> 00:08:47,920
‫راستش ایده خوبیه.
‫خوشحالم بهش فکر کردم.

230
00:08:47,944 --> 00:08:49,880
‫- گرگوری.
‫- من میرم یه «جین و صداکشی» بگیرم.

231
00:08:49,904 --> 00:08:51,257
‫- تو هم می‌خوای؟
‫- آره.

232
00:08:51,281 --> 00:08:53,551
‫من میرم «دایکیری-ریدز» بگیرم.

233
00:08:53,575 --> 00:08:55,177
‫من یه شیشه «آموزش سکس در ساحل» می‌خوام.

234
00:08:55,201 --> 00:08:56,595
‫مرسی، گرگوری.

235
00:08:58,455 --> 00:09:01,100
‫هیچی و هیچی...

236
00:09:01,124 --> 00:09:03,019
‫اونا بچه‌های خودمون‌ان.

237
00:09:03,043 --> 00:09:04,645
‫اوه، نظرت چیه که بریم...

238
00:09:04,669 --> 00:09:06,397
‫چندتا صندلی راحتی
‫از منطقه استخر برداریم...

239
00:09:06,421 --> 00:09:08,274
‫- و بیاریمشون اینجا؟
‫- نه.

240
00:09:08,298 --> 00:09:10,359
‫شاید دو نفر قصد داشته باشن
‫که از جاشون بلند بشن؟

241
00:09:10,383 --> 00:09:11,402
‫- نه.
‫- بلند میشی؟ نه؟ باشه.

242
00:09:11,426 --> 00:09:13,070
‫سلام، خانم‌ها،
‫دنبال جا می‌گردین؟

243
00:09:13,094 --> 00:09:14,280
‫دو تا اینجا خالیه.

244
00:09:14,304 --> 00:09:15,614
‫- اوه!
‫- اوه، پس اون...

245
00:09:15,638 --> 00:09:16,991
‫اوه، خیلی وقته رفتن.

246
00:09:17,015 --> 00:09:21,829
‫می‌دونی، شناور شدن
‫در استخری از سخنرانی‌ها...

247
00:09:21,853 --> 00:09:24,582
‫اونم کل روز،
‫واقعا توان آدم رو می‌گیره.

248
00:09:24,606 --> 00:09:25,750
‫اوه، بدون شک.
‫مال کدوم مدرسه‌این؟

249
00:09:25,774 --> 00:09:27,793
‫کی می‌پرسه؟

250
00:09:27,817 --> 00:09:29,670
‫جفت‌مون در دبستان ابت درس میدیم.

251
00:09:29,694 --> 00:09:31,589
‫- خودت چطور؟
‫- من به عنوان فروشنده اومدم.

252
00:09:31,613 --> 00:09:33,031
‫صاحب لوازم تحصیلی نیکولز هستم.

253
00:09:35,116 --> 00:09:36,677
‫تو داون نیکولزی؟

254
00:09:36,701 --> 00:09:37,803
‫حی و حاضر.

255
00:09:37,827 --> 00:09:39,096
‫اووه.

256
00:09:39,120 --> 00:09:40,973
‫داون نیکولز حرف اول و آخر رو...

257
00:09:40,997 --> 00:09:43,100
‫در زمینه لوازم تحصیلی می‌زنه.

258
00:09:43,124 --> 00:09:48,439
‫همکاری با اون منجر به طلوع
‫یک روز جدید در ابت میشه.

259
00:09:48,463 --> 00:09:51,067
‫من دو تا «ریاضی-آ-ریتاس» خوردم.

260
00:09:53,301 --> 00:09:54,904
‫نمی‌دونم چی توی اون پاک‌کن‌ها می‌ریزی،

261
00:09:54,928 --> 00:09:56,614
‫ولی عملا مثل لاک غلط گیر می‌مونن.

262
00:09:56,638 --> 00:09:57,656
‫راز خونوادگیه.

263
00:09:57,680 --> 00:09:59,533
‫چسب کاردستی‌تون انقدر سفته که...

264
00:09:59,557 --> 00:10:01,702
‫میشه قسم خورد
‫از اندام اسب تشکیل شده.

265
00:10:01,726 --> 00:10:03,162
‫نوشیدنی‌هامون رو آوردم.

266
00:10:03,186 --> 00:10:03,978
‫آه.

267
00:10:05,814 --> 00:10:07,583
‫خب، خب، خب.

268
00:10:07,607 --> 00:10:09,960
‫پس این میز پُر بوده.

269
00:10:09,984 --> 00:10:10,795
‫آره، ولی میشه...

270
00:10:10,819 --> 00:10:11,986
‫پُره، بارب.

271
00:10:13,696 --> 00:10:15,341
‫- ممنون.
‫- اوهوم.

272
00:10:15,365 --> 00:10:17,468
‫واقعا فکر می‌کردم که سخنرانی
‫«قوانین علم...

273
00:10:17,492 --> 00:10:19,804
‫برای پیروی کردن است»
‫حال تو رو خوب کنه.

274
00:10:19,828 --> 00:10:21,722
‫- مسلما کمک کرد.
‫- جدی؟

275
00:10:21,746 --> 00:10:23,349
‫هنوز به جدایی‌تون فکر می‌کنی؟

276
00:10:23,373 --> 00:10:24,433
‫خب، آره دیروز اتفاق افتاد.

277
00:10:24,457 --> 00:10:25,559
‫آره.

278
00:10:25,583 --> 00:10:27,228
‫ولی بخوام واقعا راستش رو بگم،

279
00:10:27,252 --> 00:10:29,480
‫حتی سر اون نیست.

280
00:10:29,504 --> 00:10:31,357
‫چرا همیشه طرف مقابل
‫من رو ول می‌کنه میره؟

281
00:10:31,381 --> 00:10:32,983
‫می‌دونی؟
‫آخه بر اساس مدارک،

282
00:10:33,007 --> 00:10:35,111
‫- من باید این کار رو بکنم، مگه نه؟
‫- نه.

283
00:10:35,135 --> 00:10:37,822
‫مسئله سر تو نیست،
‫قرار گذاشتن همینطوریه.

284
00:10:37,846 --> 00:10:39,573
‫تنها چیز امیدوارکننده‌ی قرار گذاشتن...

285
00:10:39,597 --> 00:10:43,202
‫اینه که فقط یک بار باید
‫در مورد یه نفر، حق با تو باشه.

286
00:10:43,226 --> 00:10:45,371
‫اینجوری باعث میشه که
‫زیاد حس بدی نداشته باشی.

287
00:10:45,395 --> 00:10:47,414
‫- دیدگاه خوبیه.
‫- مرسی.

288
00:10:47,438 --> 00:10:49,708
‫من هم باهوشم، هم زرنگ،
‫خیلی عجیبه.

289
00:10:53,361 --> 00:10:56,048
‫به هر حال من و امبر
‫خیلی با هم فرق داشتیم.

290
00:10:56,072 --> 00:10:57,591
‫- آره.
‫- یعنی بیش از حد فرق داشتیم.

291
00:10:57,615 --> 00:10:59,260
‫- آره.
‫- همیشه کنارش حس یه خل و چل رو داشتم.

292
00:10:59,284 --> 00:11:01,887
‫پس-پس، آره یه خل و چلی.

293
00:11:01,911 --> 00:11:03,931
‫- چرخش ناراحت‌کننده‌ای بود.
‫- یکی دیگه؟

294
00:11:03,955 --> 00:11:06,100
‫نه، از لحاظ خوبش گفتم.

295
00:11:06,124 --> 00:11:08,310
‫به نظرم همه این لیاقت رو دارن
‫با کسی باشن که...

296
00:11:08,334 --> 00:11:10,771
‫دقیقا همونجوری که هستن،
‫اون رو دوست داشته باشن.

297
00:11:10,795 --> 00:11:11,897
‫مخصوصا تو.

298
00:11:11,921 --> 00:11:13,691
‫جدی میگم.

299
00:11:13,715 --> 00:11:16,443
‫الان یه نگاهی به اون پلوور بنداز.

300
00:11:16,467 --> 00:11:17,903
‫سبیلت رو نگاه کن.

301
00:11:17,927 --> 00:11:20,114
‫همه نمی‌تونن از این کارها بکنن.

302
00:11:20,138 --> 00:11:21,615
‫مثل جنین هم نمی‌تونن فکر کنن.

303
00:11:21,639 --> 00:11:24,243
‫- معلومه آره!
‫- آره والا.

304
00:11:25,894 --> 00:11:27,663
‫اوه، صبر کن، ما...

305
00:11:28,813 --> 00:11:30,374
‫در نهایت،

306
00:11:30,398 --> 00:11:33,586
‫داریم در آمریکا، گرگینه بازی می‌کنیم،

307
00:11:33,610 --> 00:11:35,963
‫با نظام بی عدالتیش.

308
00:11:35,987 --> 00:11:39,383
‫با اینکه در زندگی واقعی
‫به اعدام اعتقادی ندارم،

309
00:11:39,407 --> 00:11:41,260
‫در دهکده‌ی تخیلی ما،

310
00:11:41,284 --> 00:11:44,305
‫خانم تینا شوارتز یک گرگینه است
‫و باید بمیره!

311
00:11:44,329 --> 00:11:45,848
‫نخیر!

312
00:11:45,872 --> 00:11:48,434
‫این جیکوب هیل
‫یه کاراگاه خیلی باهوشه.

313
00:11:48,458 --> 00:11:50,769
‫تا همین الان نزدیک به سه دور برنده شده...

314
00:11:50,793 --> 00:11:53,230
‫و نمی‌دونم چطور همه‌ش دارم می‌بازم.

315
00:11:53,254 --> 00:11:54,565
‫با اینکه شاید مغرور به نظر بیام،

316
00:11:54,589 --> 00:11:57,193
‫به جرات می‌تونم بگم که
‫از موقع اوبرلین هم بهتر بازی می‌کنم.

317
00:11:57,217 --> 00:11:59,153
‫چی گفتی؟
‫تو هم دانشگاه اوبرلین رفتی؟

318
00:11:59,177 --> 00:12:00,821
‫آخه چطور همدیگه رو نمی‌شناسیم؟

319
00:12:00,845 --> 00:12:02,323
‫خب، من یه تلاش همه جانبه‌ای داشتم...

320
00:12:02,347 --> 00:12:04,033
‫تا با افراد دیگه‌ای از...

321
00:12:04,057 --> 00:12:06,619
‫پیشینه‌های فرهنگی متفاوت،
‫رابطه ایجاد کنم!

322
00:12:06,643 --> 00:12:07,703
‫یه چرت بزنم!

323
00:12:07,727 --> 00:12:09,020
‫اوه.

324
00:12:11,940 --> 00:12:13,125
‫اوه، چقدر خاص.

325
00:12:13,149 --> 00:12:15,169
‫خوشش میاد.

326
00:12:15,193 --> 00:12:17,046
‫- اوه، صبر کن.
‫- اوه پسر، یه حرکت خفن دیگه.

327
00:12:17,070 --> 00:12:18,172
‫چی پشتت گرفتی؟

328
00:12:18,196 --> 00:12:19,924
‫آره، یکی از این گل خفن‌ها.

329
00:12:19,948 --> 00:12:21,383
‫اوووه!

330
00:12:21,407 --> 00:12:24,386
‫اوه، نه.
‫ای بابا، کلاس درس زندگی رو یادم رفت.

331
00:12:24,410 --> 00:12:25,512
‫کلاس درس زندگی؟

332
00:12:25,536 --> 00:12:27,389
‫آره، اوه،
‫مال نمایشگاه گل فیلادلفیاست،

333
00:12:27,413 --> 00:12:29,975
‫یک کلاس پُر از گل درست کرده بودن.

334
00:12:29,999 --> 00:12:31,769
‫واو، به نظر فوق‌العاده میاد.

335
00:12:31,793 --> 00:12:33,979
‫می‌دونم، ولی حالا دیگه
‫نمیشه فهمید چطور بوده.

336
00:12:34,003 --> 00:12:35,356
‫اه، واقعا دلم می‌خواست ببینمش.

337
00:12:35,380 --> 00:12:36,899
‫ما... بیا الان بریم ببینیمش.

338
00:12:36,923 --> 00:12:38,192
‫نه، بدون شک بسته شده.

339
00:12:38,216 --> 00:12:40,152
‫عالی شد.

340
00:12:40,176 --> 00:12:41,612
‫- کی گفته؟
‫- هیچکس تا حالا از این کارها نکرده.

341
00:12:41,636 --> 00:12:43,864
‫ساعت روی دیوار میگه...

342
00:12:43,888 --> 00:12:45,241
‫خارق‌العاده است.

343
00:12:45,265 --> 00:12:46,325
‫می‌خوای شیطنت کنی؟

344
00:12:46,349 --> 00:12:47,660
‫آره، فهمیدی.

345
00:12:47,684 --> 00:12:49,328
‫- آره، آره.
‫- آره، آره، آره.

346
00:12:49,352 --> 00:12:50,829
‫- آره، آره.
‫- برو سراغش، برو سراغش.

347
00:12:50,853 --> 00:12:52,706
‫- پس بذار... بیا بریم.
‫- برو سراغش، برو سراغش.

348
00:12:53,773 --> 00:12:55,209
‫میگم یه دور دیگه بزنیم.

349
00:12:55,233 --> 00:12:57,044
‫دفعه قبلی خوب دقت نمی‌کردم...

350
00:12:57,068 --> 00:12:59,338
‫چون حواسم به این پرت شده بود
‫که چقدر پام درد می‌کنه.

351
00:12:59,362 --> 00:13:01,215
‫من با ساق کوچک پام مشورت کردم...

352
00:13:01,239 --> 00:13:03,384
‫و میگه حاضر نیست
‫یه دور دیگه بزنیم...

353
00:13:03,408 --> 00:13:06,762
‫و وقتش رسیده که مشکلات بین
‫خودت و خواهرت رو حل و فصل کنی.

354
00:13:06,786 --> 00:13:10,766
‫عذر می‌خوام، خانم‌ها،
‫اشکال نداره دوباره بهتون ملحق بشیم؟

355
00:13:10,790 --> 00:13:12,184
‫- اوه، خیلی دوست داریم بیاین.
‫- مرسی.

356
00:13:12,208 --> 00:13:14,061
‫فقط به محض اینکه ملیسا اعتراف کنه...

357
00:13:14,085 --> 00:13:15,980
‫براجیولی مزخرفی درست می‌کنه.

358
00:13:16,004 --> 00:13:17,064
‫چی، شوخیت گرفته؟

359
00:13:17,088 --> 00:13:18,691
‫خودم دیدم که بیکن معمولی...

360
00:13:18,715 --> 00:13:20,317
‫توی کاربونارا می‌ریزی، کدو خنگول.

361
00:13:20,341 --> 00:13:23,195
‫یه غذای خوشمزه ترکیبی آمریکایی بود.

362
00:13:23,219 --> 00:13:24,280
‫واسه کسی که...

363
00:13:24,304 --> 00:13:26,532
‫ گیوه‌های پارسال رو پوشیده،
‫اعتماد به نفس زیادی داری.

364
00:13:26,556 --> 00:13:28,200
‫هی.

365
00:13:28,224 --> 00:13:30,286
‫حواست باشه کجا میای،
‫با اون لباس بنجلت.

366
00:13:30,310 --> 00:13:31,704
‫جانم؟

367
00:13:31,728 --> 00:13:33,622
‫اوه، با اون لباس دیلاقت حرفم رو نشنیدی؟

368
00:13:33,646 --> 00:13:37,126
‫اوه! با اون اکستنشن‌ها
‫واسه ما میای تیکه میندازی؟

369
00:13:37,150 --> 00:13:39,044
‫انگار موهات رو تو آرایشگاه
‫مجتمع خرید درست کردی.

370
00:13:39,068 --> 00:13:40,963
‫- اونم توی پارکینگش.
‫- به آرایشگرت...

371
00:13:40,987 --> 00:13:43,173
‫عکس بیتل‌جویس رو نشون دادی
‫و گفتی این مدلی می‌خوام؟

372
00:13:43,197 --> 00:13:45,134
‫آره، اصلا بیتل‌جویس چندتا چشم کبود داشت؟

373
00:13:45,158 --> 00:13:46,844
‫- یکی بود یا دوتا؟
‫- یادم رفت.

374
00:13:46,868 --> 00:13:48,578
‫- بذار بگیم دوتا بود.
‫- آره دوتا خوبه.

375
00:13:50,663 --> 00:13:51,932
‫هنوزم ترتیب همه رو میدیم.

376
00:13:51,956 --> 00:13:53,517
‫آره، معلومه.

377
00:13:53,541 --> 00:13:54,893
‫- خب...
‫- امم.

378
00:13:54,917 --> 00:13:57,354
‫- مجموعه مدادرنگی‌هاتون چطور؟
‫- امم!

379
00:13:57,378 --> 00:13:59,481
‫- اوپس. بفرما.
‫- خوب شد گفتی دستگیره‌ها رو چک کنیم.

380
00:13:59,505 --> 00:14:01,775
‫- زیرکانه بود.
‫- آره، نمی‌دونم چرا اولین راهکارت...

381
00:14:01,799 --> 00:14:03,527
‫این بود که در رو با پا بکوبیم.

382
00:14:07,013 --> 00:14:12,036
‫اوه، خداجون.

383
00:14:12,060 --> 00:14:14,937
‫حتی از اونی که تصور می‌کردم هم بهتره.

384
00:14:16,272 --> 00:14:17,458
‫اوه، خداجون، این رو نگاه کن.

385
00:14:17,482 --> 00:14:20,127
‫با کوله پشتی‌ یه گلخونه کوچولو ساختن.

386
00:14:20,151 --> 00:14:22,546
‫آره، دارم می‌بینم.
‫چطوری درستش کردن؟

387
00:14:22,570 --> 00:14:26,008
‫نمی‌دونم.
‫خیلی خوبه.

388
00:14:26,032 --> 00:14:29,845
‫نمی‌خوام حرف لوسی بزنم، ولی...

389
00:14:29,869 --> 00:14:32,306
‫این دقیقا نشون میده که
‫چه حسی به تدریس دارم،

390
00:14:32,330 --> 00:14:34,433
‫با رشد و شکوفا شدن... فقط...

391
00:14:34,457 --> 00:14:35,458
‫پیش پا افتاده است ولی...

392
00:14:38,169 --> 00:14:40,814
‫آره. می‌فهمم.

393
00:14:40,838 --> 00:14:43,776
‫گیاهان و تدریس...

394
00:14:43,800 --> 00:14:46,803
‫مثل اینکه چطور بزرگ شدم و الان کی هستم.

395
00:14:52,350 --> 00:14:53,994
‫آره.

396
00:15:07,406 --> 00:15:09,176
‫اوه، خدای من.
‫باید بیای این رو بو کنی.

397
00:15:09,200 --> 00:15:10,928
‫بوی یه عطر رو میده.

398
00:15:10,952 --> 00:15:12,679
‫آره.

399
00:15:12,703 --> 00:15:14,890
‫- اوه.
‫- می‌خواین خاموشش کنم؟

400
00:15:14,914 --> 00:15:16,183
‫اوه!
‫اوه، صدای یکی رو می‌شنوم.

401
00:15:16,207 --> 00:15:17,643
‫اه... صبر کن، بخواب.
‫بیا پایین.

402
00:15:21,629 --> 00:15:23,482
‫اوه، ولی جدی میگم،
‫باید این رو بو کنی.

403
00:15:23,506 --> 00:15:25,716
‫خیلی بوی خوبی میده.

404
00:16:01,878 --> 00:16:02,962
‫اوه، نه.

405
00:16:04,672 --> 00:16:06,441
‫اون؟ چی... اون... «بوسه» رو میگین؟

406
00:16:06,465 --> 00:16:08,277
‫اون... فقط یه «اوپس» بود.

407
00:16:08,301 --> 00:16:10,154
‫کی اصلا می‌تونه بگه چی شد؟

408
00:16:10,178 --> 00:16:13,699
‫یا آخر سر چی نشد، می‌دونین؟

409
00:16:13,723 --> 00:16:14,950
‫جوگیر شدیم.

410
00:16:14,974 --> 00:16:16,326
‫همچین چیزی گفت؟

411
00:16:16,350 --> 00:16:18,495
‫دو تا دوست یه لحظه جوگیر شدن؟

412
00:16:18,519 --> 00:16:20,497
‫خوبه. چون دقیقا همین اتفاق افتاد.

413
00:16:20,521 --> 00:16:24,168
‫فقط دو دوست که یه لحظه جوگیر شدن.

414
00:16:24,192 --> 00:16:26,086
‫چیزی نیست.

415
00:16:26,110 --> 00:16:27,713
‫مشکلی نیست.

416
00:16:27,737 --> 00:16:29,548
‫مثل موقعی که شرکت اینترنتیم...

417
00:16:29,572 --> 00:16:31,508
‫کمک می‌کنه تا اینترنتم رو ریست کنم...

418
00:16:31,532 --> 00:16:33,802
‫و موقع قطع کردن میگم،
‫«خیلی‌خب، دوستت دارم، خداحافظ»...

419
00:16:33,826 --> 00:16:35,971
‫ولی مگه واقعا شرکت اینترنتیم رو دوست دارم؟

420
00:16:35,995 --> 00:16:37,931
‫نه، چون اینترنت‌شون غیر قابل اعتماده...

421
00:16:37,955 --> 00:16:40,166
‫و منم با ماوریس قرار می‌ذارم، پس...

422
00:16:42,627 --> 00:16:43,502
‫پنج ثانیه.

423
00:16:47,673 --> 00:16:48,901
‫کامالا هریس!

424
00:16:48,925 --> 00:16:51,320
‫چطور تونستی اینقدر سریع جواب بدی؟!

425
00:16:51,344 --> 00:16:53,363
‫چون جزو انجمن آ.ک.آ بوده!
‫آلفا کاپا آلفا!

426
00:16:53,387 --> 00:16:54,448
‫آخه نمیشه بیای...

427
00:16:54,472 --> 00:16:56,408
‫پیش ما توی ادینگتون درس بدی؟

428
00:16:56,432 --> 00:17:00,245
‫ببین، امشب بهم خیلی خوش گذشت
‫ولی من عاشق ابتم.

429
00:17:00,269 --> 00:17:01,914
‫ولی تصور کن تو مدرسه‌ای تدریس کنی...

430
00:17:01,938 --> 00:17:03,707
‫که بااستعدادترین بچه‌های محله رو داره.

431
00:17:03,731 --> 00:17:05,459
‫با کلی از بچه‌های محله‌های دیگه.

432
00:17:05,483 --> 00:17:07,544
‫گل سرسبد بچه‌های کل شهر،

433
00:17:07,568 --> 00:17:08,670
‫میان پیش ما.

434
00:17:08,694 --> 00:17:09,963
‫صبر کن، ولی اگه ادینگتون...

435
00:17:09,987 --> 00:17:11,423
‫بچه‌های همه مناطق شهر رو بگیره...

436
00:17:11,447 --> 00:17:13,467
‫دیگه جایی واسه خود بچه‌های محله نمی‌مونه.

437
00:17:13,491 --> 00:17:14,801
‫خب، ما روی بچه‌هایی تمرکز می‌کنیم...

438
00:17:14,825 --> 00:17:16,011
‫که بیشترین شانس موفقیت رو دارن.

439
00:17:16,035 --> 00:17:17,971
‫بیشترین شانس؟
‫از چی؟

440
00:17:17,995 --> 00:17:20,057
‫و به چه کسی؟ نمی‌دونم.

441
00:17:20,081 --> 00:17:21,475
‫ولی یه نفر پاهام رو بگیره،

442
00:17:21,499 --> 00:17:23,727
‫چون می‌خوام حالت
‫یک بشکه شراب رو بگیرم.

443
00:17:23,751 --> 00:17:24,811
‫به نظر خطرناک میاد.

444
00:17:24,835 --> 00:17:26,939
‫اگه من رو ول کنی، خطرناک میشه.

445
00:17:29,257 --> 00:17:32,736
‫اوه...

446
00:17:32,760 --> 00:17:35,781
‫دیشب، اونطور که بچه‌ها میگن،

447
00:17:35,805 --> 00:17:38,116
‫- مثل یه فیلم بود.
‫- اومم.

448
00:17:38,140 --> 00:17:39,993
‫نمی‌دونم معنیش چی میشه،

449
00:17:40,017 --> 00:17:42,579
‫ولی به نظر یک توصیف دقیق میاد.

450
00:17:42,603 --> 00:17:45,040
‫خب، بعد از اینکه یه نفر من رو...

451
00:17:45,064 --> 00:17:48,377
‫به چالش چنگ زدن مارگاریتا دعوت کرد،
‫دیگه چیزی یادم نمیاد.

452
00:17:48,401 --> 00:17:50,462
‫شکست‌ناپذیرم، دریک!

453
00:17:52,697 --> 00:17:54,383
‫البته بهترین بخش دیشب رو نمیشه فراموش کرد.

454
00:17:54,407 --> 00:17:56,510
‫اوه، آشتی کردن با خواهرت رو میگی؟

455
00:17:56,534 --> 00:17:59,179
‫معلومه که نه.
‫موقعی رو میگم که مخ داون نیکولز رو زدی.

456
00:17:59,203 --> 00:18:02,683
‫باشد که چسب ماتیکی‌مون
‫هیچوقت خشک نشه.

457
00:18:02,707 --> 00:18:04,851
‫- آمین!
‫- خدا رو شکر.

458
00:18:06,460 --> 00:18:07,253
‫چیه؟

459
00:18:09,714 --> 00:18:11,191
‫یادم رفته کفش پام کنم.

460
00:18:11,215 --> 00:18:12,609
‫- باشه.
‫- کفش‌هام کجان؟

461
00:18:12,633 --> 00:18:13,860
‫- اونا توی...
‫- کفش‌هام.

462
00:18:13,884 --> 00:18:15,487
‫فکر کنم کلیدم توی کیفم باشه.

463
00:18:15,511 --> 00:18:17,781
‫جنین!

464
00:18:17,805 --> 00:18:19,658
‫سلام! کجا بودی؟

465
00:18:19,682 --> 00:18:20,909
‫دیشب توی مهمونی ندیدمت.

466
00:18:20,933 --> 00:18:22,536
‫داستانش طولانیه.

467
00:18:22,560 --> 00:18:24,288
‫بذار اینطور بگم که با چند نفر...

468
00:18:24,312 --> 00:18:25,539
‫از معلم‌های ادینگتون بازی کردم...

469
00:18:25,563 --> 00:18:27,708
‫و از قرار معلوم، نمیدونم
‫ازشون خوشم میاد یا نه.

470
00:18:27,732 --> 00:18:29,001
‫هممم.

471
00:18:29,025 --> 00:18:29,960
‫گمونم کل داستان همین بود.

472
00:18:29,984 --> 00:18:31,503
‫دیشب تو چطور گذشت؟

473
00:18:31,527 --> 00:18:34,172
‫امم، می‌دونی چیه؟
‫بیا بریم سوار ماشین بشیم.

474
00:18:34,196 --> 00:18:35,716
‫امیدوارم از اقامت‌تون لذت برده باشین.

475
00:18:35,740 --> 00:18:38,343
‫هزینه‌های آخر هفته‌اتون رو برای
‫بررسی به صورت جزئی لیست کردیم.

476
00:18:38,367 --> 00:18:40,596
‫همه‌چی درسته، خانم...

477
00:18:40,620 --> 00:18:42,848
‫تیگس؟

478
00:18:42,872 --> 00:18:44,415
‫ای بابا، معلومه که درسته.

479
00:18:50,379 --> 00:18:51,940
‫طبیعی رفتار کن.

480
00:18:51,964 --> 00:18:53,442
‫چرا مثل کاراگاه گجت لباس پوشیدی؟

481
00:18:53,466 --> 00:18:54,776
‫نخیر.

482
00:18:54,800 --> 00:18:56,236
‫بیشتر شبیه کارمن سندیگو پوشیدم...

483
00:18:56,260 --> 00:18:58,739
‫و مثل همون، الانم اینجا نیستم.

484
00:18:58,763 --> 00:19:00,616
‫این آخر هفته توی کنفرانس
‫یه چیزایی شنیدم.

485
00:19:00,640 --> 00:19:02,534
‫من اون لحاف رو برنداشتم،
‫خودش توی کیفم افتاد.

486
00:19:02,558 --> 00:19:06,079
‫نه. دریموند وایندینگ،
‫اون گاگول مدارس نمونه مردمی افسانه‌ای،

487
00:19:06,103 --> 00:19:08,206
‫قراره بیاد سراغ ابت.

488
00:19:08,230 --> 00:19:09,958
‫چی... کی این رو بهت گفته؟

489
00:19:09,982 --> 00:19:12,461
‫آخر هفته پکسا بود،
‫ملت حرف می‌زنن.

490
00:19:12,485 --> 00:19:14,087
‫گیر داده که شما رو هم نمونه مردمی کنه.

491
00:19:14,111 --> 00:19:15,547
‫پففف. از موقعی که سم‌پاشم مُرد...

492
00:19:15,571 --> 00:19:17,633
‫دنبال یه دعوای درست و حسابی بودم.

493
00:19:17,657 --> 00:19:20,427
‫- آماده‌ام.
‫- آره، بهتره آماده باشی.

494
00:19:20,451 --> 00:19:24,264
‫اگه ابت نمونه مردمی بشه،
‫ممکنه همه‌تون اخراج بشین.

495
00:19:24,288 --> 00:19:26,516
‫هیچکس نباید بفهمه که من اومدم اینجا.

496
00:19:26,540 --> 00:19:28,143
‫- باشه.
‫- سلام، کریستین ماری شمنتی؟

497
00:19:28,167 --> 00:19:31,563
‫سلام! چه خبرا؟

498
00:19:31,587 --> 00:19:33,398
‫می‌دونی، هیچوقت دقت نکرده بودم
‫که چقدر اسمت قشنگه.

499
00:19:33,422 --> 00:19:34,983
‫کریستین ماری شمنتی.

500
00:19:35,007 --> 00:19:36,568
‫کریستین ماری شمنتی!

501
00:19:40,680 --> 00:19:42,491
‫آره، حرف نداره.

502
00:19:42,515 --> 00:19:44,058
‫خداحافظ، کریستین!

503
00:19:50,898 --> 00:19:52,250
‫سلام. از اون طرف میری؟

504
00:19:52,274 --> 00:19:53,818
‫- آره.
‫- باشه.

505
00:19:57,697 --> 00:19:59,091
‫خب، از حالا به بعد...

506
00:19:59,115 --> 00:20:00,884
‫- جهت مورد علاقه منه.
‫- درسته.

507
00:20:00,908 --> 00:20:02,094
‫مشکلی با هم نداریم، مگه نه؟

508
00:20:02,118 --> 00:20:05,222
‫مثلا هر اتفاقی که افتاد،
‫هیچ چیز خاصی نبود.

509
00:20:05,246 --> 00:20:06,723
‫آره، بهتره که دنبالش رو نگیریم.

510
00:20:06,747 --> 00:20:07,724
‫منم همین رو می‌خواستم بگم،
‫دنبالش رو نگیریم.

511
00:20:07,748 --> 00:20:09,518
‫- آره.
‫- آره.

512
00:20:09,542 --> 00:20:10,310
‫راستش تقصیر نمایشگاه گل فیلادلفیا بود.

513
00:20:10,334 --> 00:20:11,812
‫- و شراب‌هایی که خوردیم.
‫- و آلن‌تاون.

514
00:20:11,836 --> 00:20:12,896
‫شهر سکسی‌ایه.

515
00:20:14,130 --> 00:20:15,524
‫آخر هفته پکسا دیوونه‌کننده است.

516
00:20:15,548 --> 00:20:17,401
‫آره والا.

517
00:20:17,425 --> 00:20:18,777
‫خب...

518
00:20:18,801 --> 00:20:20,362
‫پس، امم...

519
00:20:20,386 --> 00:20:21,822
‫- دنبالش رو نمی‌گیرم؟
‫- آره بابا.

520
00:20:21,846 --> 00:20:23,865
‫پفف. هیچی نبوده.

521
00:20:23,889 --> 00:20:25,099
‫باشه.

522
00:20:32,064 --> 00:20:34,459
‫آره، دیگه دنبالش رو نمی‌گیریم.

523
00:20:34,483 --> 00:20:35,901
‫چیز خاصی نبود.

524
00:20:40,156 --> 00:20:42,509
‫- عجب آخر هفته‌ای بود.
‫- آره.

525
00:20:42,533 --> 00:20:44,010
‫- چیزهای جالبی شنیدم.
‫- اووه.

526
00:20:44,034 --> 00:20:46,638
‫خب شنیدم این آخر هفته،
‫یه رابطه جالب پیش اومده...

527
00:20:46,662 --> 00:20:48,974
‫که یه نفر توی این اتاق، جزوش بوده.

528
00:20:48,998 --> 00:20:50,767
‫کسی که مرد هم هست.

529
00:20:50,791 --> 00:20:52,436
‫حول یک خانم...

530
00:20:52,460 --> 00:20:53,854
‫که معلمه.

531
00:20:53,878 --> 00:20:55,129
‫شنیدم یکی لب گرفته.

532
00:20:57,506 --> 00:20:59,735
‫با خانم شوارتز؟
‫جیکوب، وقتشه حرف بزنی.

533
00:20:59,759 --> 00:21:01,653
‫اه، به شدت نادرسته...

534
00:21:01,677 --> 00:21:04,197
‫و احساس می‌کنم باید یادآوری کنم
‫که من گی‌ام.

535
00:21:04,221 --> 00:21:06,450
‫حرکت پاکسازی دوجنس‌گراهاست.
‫انتظار حرکت بهتری رو ازت داشتم.

536
00:21:06,474 --> 00:21:08,785
‫اطلاعات من به طور خاص بیان کردن که ایشون...

537
00:21:08,809 --> 00:21:10,287
‫با یه سفیدپوست رنگ پریده لب گرفته.

538
00:21:10,311 --> 00:21:11,771
‫اگه تو نبودی، پس کی بوده؟

539
00:21:12,938 --> 00:21:15,709
‫خیلی‌خب، خداحافظ.

540
00:21:15,733 --> 00:21:16,942
‫اه...

541
00:21:19,069 --> 00:21:21,548
‫پکسا، پکسا، پکسا.

542
00:21:21,572 --> 00:21:23,365
‫هر دفعه بهم خوش می‌گذره.

543
00:21:23,389 --> 00:21:48,389
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

