1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

2
00:00:21,974 --> 00:00:26,274
‫"پیشتازان فضا: جهان های جدید عجیب"

3
00:00:30,998 --> 00:00:33,032
‫آنچه در پیشتازان فضا: جهان های جدید عجیب گذشت.

4
00:00:33,033 --> 00:00:35,069
‫مغز بولتزمن یه نوع آگاهیه که خودبه‌خود به وجود میاد

5
00:00:35,169 --> 00:00:36,870
‫این آگاهی

6
00:00:36,970 --> 00:00:40,040
‫یجوری خدمه رو تبدیل کرده به شخصیت‌های یه کتاب

7
00:00:40,141 --> 00:00:41,709
‫موجود داستان رو از تو نگرفت

8
00:00:41,809 --> 00:00:43,042
‫بلکه از دخترت گرفت.

9
00:00:43,043 --> 00:00:44,245
‫روکیا

10
00:00:44,378 --> 00:00:46,045
‫فضا در زیبایی و وحشت

11
00:00:46,046 --> 00:00:47,215
‫ بی‌نهایت گسترده‌ست

12
00:00:47,315 --> 00:00:48,748
‫هر اتفاقی که اینجا افتاده

13
00:00:48,749 --> 00:00:49,883
‫باعث شده افسر ارشد علمی گریفین دیوونه بشه

14
00:00:50,017 --> 00:00:51,152
‫تو خان نیستی

15
00:00:51,252 --> 00:00:53,087
‫تو رومولان نیستی و

16
00:00:53,187 --> 00:00:54,755
‫هیولا هم نیستی.

17
00:00:54,888 --> 00:00:56,524
‫تو یکی از مایی.

18
00:00:56,624 --> 00:00:58,292
‫از نظر جسمی، همه‌شون سالم هستن.

19
00:00:58,392 --> 00:00:59,793
‫ولی از نظر ذهنی؟

20
00:00:59,893 --> 00:01:01,362
‫دستم شکست و هیچ دردی حس نمی‌کنم.

21
00:01:01,462 --> 00:01:02,896
‫کل بدنم انگار هماهنگ‌تر شده

22
00:01:03,030 --> 00:01:04,898
‫-و ذهنت؟
‫-گیجم

23
00:01:05,032 --> 00:01:06,900
‫تو اصلاحات ژنتیکی خانواده‌ت رو به ارث بردی

24
00:01:07,000 --> 00:01:08,436
‫و باور داری که به خاطر اونا

25
00:01:08,536 --> 00:01:09,603
‫ممکنه خطرناک بشی.

26
00:01:09,703 --> 00:01:11,472
‫آره، همینطوره.

27
00:01:17,178 --> 00:01:20,079
‫گزارش شخصی افسر ارشد امنیت

28
00:01:20,080 --> 00:01:22,950
‫تاریخ ستاره‌ای ۲۳۵۵.۶

29
00:01:23,050 --> 00:01:25,419
‫ماموریت ایننترپرایز برای نمایندگی استارفلیت

30
00:01:25,553 --> 00:01:29,590
‫در مراسم عروسی یکی از مقامات بنزیتی
‫با موفقیت انجام شد

31
00:01:29,690 --> 00:01:32,493
‫با وجود نگرانی‌های شخصی خودم

32
00:01:32,593 --> 00:01:36,130
‫اما یه بخشی از وجودم هست که بعضیا...

33
00:01:36,264 --> 00:01:37,965
‫ازش می‌ترسن.

34
00:01:38,065 --> 00:01:40,099
‫ولی اگه اون بخش رو از دوستام دور نگه دارم، می‌تونه ازشون محافظت کنه

35
00:01:40,100 --> 00:01:42,603
‫چه خودشون بفهمن چه نه

36
00:01:42,703 --> 00:01:46,273
‫پس... لا‌آن عالیه

37
00:01:46,274 --> 00:01:49,108
‫واقعاً عالیه فقط
‫این اواخر یه کم...

38
00:01:49,109 --> 00:01:50,278
‫خوب نبوده.

39
00:01:50,411 --> 00:01:52,145
‫کسی قراره چیزی بهش بگه؟

40
00:01:52,146 --> 00:01:54,448
‫به نظر من اون بین دو بخش از وجود خودش گیر کرده.

41
00:01:54,548 --> 00:01:57,050
‫یه بخشش حتی حاضر نیست برای عروسی لباس بپوشه

42
00:01:57,151 --> 00:01:58,952
‫کدوم بخشش برنده میشه؟

43
00:01:59,052 --> 00:02:00,953
‫این چیزیه که فقط خودش می‌تونه باهاش روبه‌رو بشه.

44
00:02:00,954 --> 00:02:02,055
‫ما نمی‌تونیم بهش بگیم چیکار کنه.

45
00:02:02,156 --> 00:02:03,757
‫هوم، کاپیتان

46
00:02:03,857 --> 00:02:06,527
‫می‌تونه یه سر بهش بزنه
‫و اون نمی‌تونه نادیده‌ش بگیره.

47
00:02:08,000 --> 00:02:15,000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

48
00:02:17,438 --> 00:02:19,139
‫باید درباره احساساتمون حرف بزنیم؟

49
00:02:20,174 --> 00:02:22,009
‫بقیه... نگرانن.

50
00:02:23,977 --> 00:02:25,979
‫من تونستم کارم رو انجام بدم.

51
00:02:27,181 --> 00:02:28,449
‫آره.

52
00:02:29,183 --> 00:02:31,351
‫ولی مطمئنی حالت خوبه؟
‫یعنی

53
00:02:31,352 --> 00:02:33,487
‫تو که آزمایش علمی اسپاک و سم رو ازشون گرفتی.

54
00:02:33,587 --> 00:02:35,623
‫چون مثل بچه‌ها داشتن دعوا می‌کردن.

55
00:02:35,723 --> 00:02:39,360
‫و... عروسی چی؟

56
00:02:43,297 --> 00:02:45,533
‫اون مقام اوریونی یه جاسوس بود، باشه؟

57
00:02:45,633 --> 00:02:49,537
‫من جلوی یه حادثه بین کهکشانی رو گرفتم و یه ازدواج رو نجات دادم.

58
00:02:49,637 --> 00:02:51,371
‫با فرو کردن صورت داماد توی کیک خودش

59
00:02:51,372 --> 00:02:53,374
‫و آتیش زدن لباس عروس.

60
00:02:53,507 --> 00:02:55,509
‫آره، خب
‫اون اولش فقط یه رقص بود.

61
00:02:55,609 --> 00:02:56,876
‫پس بابت اون معذرت می‌خوام.

62
00:02:56,877 --> 00:02:58,579
‫ببین لاآن...

63
00:02:59,380 --> 00:03:00,781
‫چرا یه نظر دوم نگیریم؟

64
00:03:00,881 --> 00:03:02,850
‫متأسفم که به اطلاعتون برسونم

65
00:03:02,950 --> 00:03:05,553
‫افسر ارشد امنیت
‫لاآن نونیان سینگ

66
00:03:05,653 --> 00:03:07,020
‫برای انجام وظیفه تأیید شده.

67
00:03:07,821 --> 00:03:10,023
‫چیزی داری که بدخلقی شدید رو درمان کنه؟

68
00:03:10,123 --> 00:03:13,527
‫اگه داشتم، سال‌ها پیش بهت می‌دادم

69
00:03:14,628 --> 00:03:15,696
‫اگه اجازه بدین؟

70
00:03:15,829 --> 00:03:18,198
‫باید برای جلسه توجیهی ماموریت بریم.

71
00:03:19,433 --> 00:03:21,302
‫این سیاره نباید وجود داشته باشه

72
00:03:22,636 --> 00:03:25,072
‫داره با نیروی خودش توی فضا حرکت می‌کنه.

73
00:03:25,172 --> 00:03:27,675
‫برخلاف قوانین فیزیک و منطق،

74
00:03:27,775 --> 00:03:29,876
‫جاذبه داره، هوای قابل تنفس داره

75
00:03:29,877 --> 00:03:31,245
‫و نشونه‌هایی از حیات.

76
00:03:31,345 --> 00:03:33,414
‫این چیز انگار باید

77
00:03:33,547 --> 00:03:38,652
‫روی بدنه ون دوست‌پسر سابقم نقاشی می‌شد.

78
00:03:38,752 --> 00:03:39,920
‫اوه.

79
00:03:40,854 --> 00:03:42,723
‫تو نمی‌دونی ون چیه

80
00:03:42,856 --> 00:03:45,593
‫-چجور حیاتی رو داریم درباره‌ش حرف می‌زنیم؟
‫-نامشخصه

81
00:03:45,726 --> 00:03:47,227
‫جو غیرعادی این سیاره

82
00:03:47,328 --> 00:03:49,229
‫نمی‌ذاره حسگرها اطلاعات دقیقی تولید کنن.

83
00:03:49,330 --> 00:03:50,598
‫هیجان‌انگیزه.

84
00:03:50,698 --> 00:03:52,231
‫خطرناکه.

85
00:03:52,232 --> 00:03:55,102
‫قربان، معلوم نیست چه خطراتی اون پایین منتظرمونه.

86
00:04:06,246 --> 00:04:08,248
‫همه‌مون روی موادیم؟

87
00:04:08,349 --> 00:04:11,952
‫یا شما هم اون قلعه رو اونجا می‌بینین؟

88
00:04:12,052 --> 00:04:14,954
‫-می‌بینیمش
‫-پری‌ها رو هم

89
00:04:14,955 --> 00:04:16,424
‫ می‌بینیم.

90
00:04:17,658 --> 00:04:18,626
‫جالبه.

91
00:04:18,726 --> 00:04:20,794
‫شوخی می‌کنین دیگه.

92
00:04:20,894 --> 00:04:23,397
‫انگار یه داستان کتابی زنده شده.

93
00:04:23,497 --> 00:04:28,068
‫یا...مثل قرون وسطی فقط اگه کل یه سیاره بود

94
00:04:28,168 --> 00:04:30,471
‫خب... به عنوان کسی

95
00:04:30,571 --> 00:04:32,440
‫که اون دوران رو از سر گذرونده

96
00:04:32,540 --> 00:04:34,308
‫می‌تونم بهتون بگم که

97
00:04:34,408 --> 00:04:37,778
‫این‌جا صددرصد کمتر بوی

98
00:04:37,878 --> 00:04:39,779
‫کود حیوانی و مرگ میده.

99
00:04:39,780 --> 00:04:42,316
‫ببخشید که مزاحم شدم قربان، ولی...

100
00:04:42,416 --> 00:04:43,484
‫جوزف؟

101
00:04:43,584 --> 00:04:45,151
‫کی تونستی تلپورت کنی...

102
00:04:45,152 --> 00:04:47,721
‫ولش کن، ای آدم‌های پست.

103
00:04:49,490 --> 00:04:52,360
‫الان دیگه در امانی
‫پرنسس تالیا.

104
00:04:53,694 --> 00:04:54,995
‫منظورش منه؟

105
00:04:55,128 --> 00:04:56,564
‫ام‌بنگا، چه خبره؟

106
00:04:56,664 --> 00:04:59,032
‫کاپیتان، این دکتر ام‌بنگا نیست.

107
00:05:00,801 --> 00:05:02,903
‫پس اون کیه؟

108
00:05:03,671 --> 00:05:05,539
‫پس بذار ببینم درست فهمیدم یا نه.

109
00:05:05,639 --> 00:05:07,541
‫وقتی با مغز بولتزمن روبه‌رو شدیم،

110
00:05:07,641 --> 00:05:10,444
‫داستان مورد علاقه دخترت رو زنده کرد

111
00:05:10,544 --> 00:05:12,513
‫و از خدمه کشتی من استفاده کرد

112
00:05:12,613 --> 00:05:14,482
‫تا نقش شخصیت‌های اون داستان رو بازی کنن؟

113
00:05:14,615 --> 00:05:16,116
‫درسته

114
00:05:16,216 --> 00:05:18,486
‫و ما چرا اینو یادمون نمیاد؟

115
00:05:18,619 --> 00:05:20,488
‫مغز بولتزمن حافظه همه رو پاک کرد

116
00:05:20,621 --> 00:05:22,989
‫به جز من.

117
00:05:22,990 --> 00:05:24,492
‫پس... دقیقاً کی نقش کی رو بازی می‌کرد؟

118
00:05:24,592 --> 00:05:27,860
‫تو شوالیه ترسویی به اسم سر راث بودی.

119
00:05:27,861 --> 00:05:31,231
‫اسپاک یه جادوگر شیطانی به اسم پولاکس بود.

120
00:05:31,331 --> 00:05:33,500
‫این چیزی نیست که حدس می‌زدم.

121
00:05:33,501 --> 00:05:36,870
‫لاآن پرنسس تالیا بود.

122
00:05:36,970 --> 00:05:38,838
‫یه پرنسس؟ خواهش می‌کنم.

123
00:05:38,839 --> 00:05:43,677
‫و اِم... من توی این ماجرا چی بودم؟

124
00:05:43,777 --> 00:05:45,779
‫تو هنوز توی کشتی نبودی.

125
00:05:45,879 --> 00:05:48,749
‫همه چیزای باحال رو از دست میدم.

126
00:05:48,849 --> 00:05:51,719
‫اگه قبلاً توی کشتی‌مون این نقش‌ها رو بازی کرده بودیم،

127
00:05:51,852 --> 00:05:54,887
‫پس چطور الان یه نفر توی این سیاره دیوونه

128
00:05:54,888 --> 00:05:55,989
‫هست که دقیقاً شبیه توئه؟

129
00:05:56,089 --> 00:05:57,557
‫و وجود اون یعنی ممکنه

130
00:05:57,558 --> 00:05:59,092
‫توی این سیاره بدل‌های بیشتری هم باشه؟

131
00:05:59,192 --> 00:06:01,028
‫-سخته که بدونیم
‫-جوزف

132
00:06:01,128 --> 00:06:02,562
‫اون کتاب رو لازم داریم

133
00:06:02,563 --> 00:06:04,131
‫همراه با هر پیشنهادی که برای عوض کردن لباس‌هامون داری.

134
00:06:04,231 --> 00:06:06,233
‫اِ... ما می‌مونیم؟
‫چرا داریم می‌مونیم؟

135
00:06:06,333 --> 00:06:08,234
‫برای اینکه بفهمیم چرا یه سیاره جادویی

136
00:06:08,235 --> 00:06:10,738
‫که پر از بدل‌های ماست
‫داره توی فضا شناور می‌چرخه.

137
00:06:11,805 --> 00:06:14,373
‫جادو؟یعنی الان داریم میگیم جادو واقعاً وجود داره؟

138
00:06:14,374 --> 00:06:16,544
‫«هر فناوری به اندازه کافی پیشرفته

139
00:06:16,677 --> 00:06:18,378
‫دیگه از جادو قابل تشخیص نیست»

140
00:06:18,479 --> 00:06:20,814
‫آرتور سی کلارک

141
00:06:20,914 --> 00:06:23,383
‫خب، می‌دونی،
‫من به اون و کوبریک

142
00:06:23,484 --> 00:06:25,453
‫برای فیلم ۲۰۰۱ یادداشت‌هایی دادم.

143
00:06:25,553 --> 00:06:28,055
‫لاآن، ببین
‫دلیل اینکه اومدیم اینجا همینه

144
00:06:28,155 --> 00:06:30,057
‫تردیدت رو درک می‌کنم لاآن

145
00:06:30,157 --> 00:06:32,726
‫با اینکه روکیا دیگه اینجا نیست

146
00:06:32,860 --> 00:06:35,896
‫هر علمی که از خودش به جا گذاشته
‫هنوز داره کار می‌کنه

147
00:06:36,029 --> 00:06:39,733
‫که این یه سؤال رو به وجود میاره
‫ممکنه اینجا برای تو وجود داشته باشه؟

148
00:06:39,867 --> 00:06:41,234
‫من؟ چرا؟

149
00:06:41,334 --> 00:06:43,504
‫آخرین باری که بدل‌ها رو دیدیم

150
00:06:43,604 --> 00:06:45,773
‫سحابی یه جوری اومد تو ذهنم

151
00:06:45,873 --> 00:06:50,743
‫حس کرد دارم با احساسات سختی دست‌وپنجه نرم می‌کنم

152
00:06:50,744 --> 00:06:53,380
‫و باعث شد توی قالب یه داستان باهاشون روبه‌رو بشم

153
00:06:53,481 --> 00:06:58,084
‫و داستان اون مشخصاً درباره‌ی من نیست

154
00:06:58,085 --> 00:06:59,319
‫به‌عنوان پزشکت

155
00:06:59,419 --> 00:07:01,420
‫می‌تونم بگم تو بیشتر از همه‌ی ما داری

156
00:07:01,421 --> 00:07:04,825
‫ با احساسات سختی دست‌وپنجه نرم می‌کنی.

157
00:07:04,925 --> 00:07:07,794
‫از اونجایی که این سیاره مثل یه داستان عمل می‌کنه

158
00:07:07,795 --> 00:07:10,797
‫ممکنه اون احساسات رو حس کرده باشه

159
00:07:10,798 --> 00:07:13,166
‫و داره یه فرصت بهت میده

160
00:07:13,266 --> 00:07:14,902
‫که باهاشون روبه‌رو بشی.

161
00:07:15,002 --> 00:07:17,805
‫شاید همین مأموریت گروه فرود دقیقاً

162
00:07:17,905 --> 00:07:19,939
‫همون چیزیه که لازم داری

163
00:07:19,940 --> 00:07:22,976
‫شاید اصلاً دلیل وجود این سیاره همینه.

164
00:07:23,110 --> 00:07:24,244
‫مسخره‌ست.

165
00:07:24,344 --> 00:07:27,515
‫خب، نقشه چیه؟

166
00:07:28,348 --> 00:07:29,617
‫من باید اینو بپوشم

167
00:07:29,717 --> 00:07:31,685
‫و وانمود کنم یکی از همتای خودمونم؟

168
00:07:31,785 --> 00:07:34,954
‫-مضحکه، کاملاً بی‌معنیه
‫-اگه

169
00:07:34,955 --> 00:07:39,059
‫روکیا ما رو به شکل شخصیت‌های خاصی درآورده باشه

170
00:07:39,159 --> 00:07:40,961
‫چون حس کرده...

171
00:07:41,094 --> 00:07:43,130
‫...عمیق‌ترین خواسته‌هامون چیان

172
00:07:43,230 --> 00:07:46,833
‫و در نتیجه، خودِ سایه‌مون رو بهمون نشون داده باشه.

173
00:07:46,834 --> 00:07:48,636
‫داری میگی خودِ سایه‌ی من

174
00:07:48,736 --> 00:07:50,604
‫یه دختر بیچاره‌ست که نیاز به نجات داره؟

175
00:07:50,704 --> 00:07:52,540
‫نه، همچین چیزی نمیگم.

176
00:07:53,406 --> 00:07:55,008
‫ولی کارل یونگ از طرف دیگه...

177
00:07:55,108 --> 00:07:58,679
‫من توی تمام عمرم حتی یه بارم نخواستم شاهزاده باشم

178
00:07:58,779 --> 00:08:00,648
‫ولی تو راحت‌ترین نقش رو داری.

179
00:08:00,748 --> 00:08:03,551
‫فقط کافیه شاهزاده‌ها رو بفرستی دنبال مأموریت

180
00:08:03,651 --> 00:08:07,820
‫و هر وقت چیزی طبق میلت پیش نرفت، بشینی زار بزنی.

181
00:08:10,524 --> 00:08:13,093
‫فکر کنم برم به بقیه‌ی

182
00:08:13,193 --> 00:08:15,362
‫اعضای تیم سر بزنم.

183
00:08:19,366 --> 00:08:20,534
‫وای

184
00:08:21,735 --> 00:08:23,303
‫راوث واقعاً ترسوئه

185
00:08:23,403 --> 00:08:25,639
‫هرکی از سوم شخص درباره‌ی خودش حرف بزنه، ترسوئه

186
00:08:26,607 --> 00:08:28,876
‫آه، راست میگی، بله

187
00:08:28,976 --> 00:08:33,013
‫این منم، سر راوث، که با او سخن می‌گویم

188
00:08:33,113 --> 00:08:35,048
‫«او» که گفتی اصلاً کلمه نیست

189
00:08:37,417 --> 00:08:40,053
‫شما در محاصره‌اید، خوک‌های کثیف

190
00:08:40,187 --> 00:08:42,021
‫روز به روز اوضاع بدتر میشه

191
00:08:42,022 --> 00:08:44,523
‫اول شما احمق‌ها

192
00:08:44,524 --> 00:08:48,194
‫حالا هم گارد سرخ ملکه نیو اومده که دستگیرمون کنه

193
00:08:48,195 --> 00:08:50,197
‫من اطراف رو می‌گردم، شما دوتا

194
00:08:50,330 --> 00:08:52,399
‫این خائن‌ها رو پیش ملکه ببرید.

195
00:08:52,532 --> 00:08:53,767
‫اون درباره‌ی پیشگویی باهاشون

196
00:08:53,867 --> 00:08:55,869
‫-حرف داره
‫-پیشگویی؟

197
00:08:55,969 --> 00:08:58,370
‫هیچ‌وقت نشونه‌ی خوبی نیست.

198
00:08:58,371 --> 00:09:02,042
‫فکر کنم این ملکه واقعاً دردسره

199
00:09:02,175 --> 00:09:04,912
‫هر کسی که بخواد بر قلمرو الیسیان حکومت کنه

200
00:09:05,012 --> 00:09:09,983
‫باید کنترل اژدهای آهنین رو به دست بگیره

201
00:09:11,018 --> 00:09:15,288
‫و اژدهای آهنین از راه رسیده

202
00:09:23,463 --> 00:09:25,465
‫فضا.

203
00:09:26,533 --> 00:09:28,568
‫آخرین مرز.

204
00:09:30,470 --> 00:09:34,241
‫این‌ها سفرهای سفینه‌ی فضایی اینترپرایزه

205
00:09:35,442 --> 00:09:38,244
‫مأموریت پنج‌ساله ا‌ش

206
00:09:38,245 --> 00:09:41,281
‫کاوش در دنیاهای عجیب و ناشناخته

207
00:09:42,449 --> 00:09:45,919
‫پیدا کردن حیات جدید

208
00:09:46,019 --> 00:09:48,488
‫و تمدن‌های جدید

209
00:09:49,522 --> 00:09:53,760
‫و شجاعانه رفتن به جاهایی که هیچ‌کس قبلاً نرفته

210
00:10:53,000 --> 00:10:57,500
‫"پیشتازان فضا: جهان های جدید عجیب"

211
00:11:12,105 --> 00:11:14,374
‫پلیا، نمی‌تونی منو راضی کنی اینو بپوشم

212
00:11:14,507 --> 00:11:17,644
‫شاهزاده تالیا، فرار کردی؟

213
00:11:17,745 --> 00:11:20,080
‫نه، من... من...

214
00:11:20,180 --> 00:11:22,349
‫گوش کن، قصد ندارم بهت آسیبی بزنم

215
00:11:28,688 --> 00:11:30,457
‫پس معلومه که قصد آسیب زدن داری.

216
00:11:30,858 --> 00:11:31,992
‫اوه!

217
00:11:35,695 --> 00:11:38,932
‫-خب، حالا جواب پس بدین
‫-هورا!

218
00:11:48,108 --> 00:11:50,310
‫چشمام دارن درست می‌بینن؟

219
00:11:50,410 --> 00:11:51,779
‫عزیز دلم...

220
00:11:51,879 --> 00:11:53,580
‫اوه، خدای من.

221
00:11:53,713 --> 00:11:56,216
‫تو دیگه کی هستی؟

222
00:11:58,000 --> 00:12:05,000
بی سی موویز

223
00:12:06,559 --> 00:12:08,561
‫-جیمز؟
‫-چی؟

224
00:12:08,661 --> 00:12:10,597
‫-چی؟
‫-نه، نه

225
00:12:10,730 --> 00:12:14,567
‫منم، عشق واقعی تو، شاهزاده دشینگ.

226
00:12:14,667 --> 00:12:15,903
‫دشینگ؟

227
00:12:16,003 --> 00:12:17,537
‫-ولی تو توی کتاب نبودی
‫-کتاب؟

228
00:12:17,637 --> 00:12:19,840
‫عزیز دلم، چی ناراحتت کرده؟

229
00:12:19,940 --> 00:12:21,574
‫غیر از اون لباس وحشتناکی که

230
00:12:21,674 --> 00:12:23,343
‫مجبورت کردن توی سیاه‌چال بپوشی.

231
00:12:23,443 --> 00:12:25,946
‫من... من خوبم، فقط...

232
00:12:26,046 --> 00:12:28,548
‫می‌خوام چند کلمه با کارل یونگ حرف بزنم
‫اِ... اِم...

233
00:12:28,648 --> 00:12:30,283
‫اون جادوگریه که حافظه‌ ات رو ازت گرفته؟

234
00:12:30,383 --> 00:12:32,953
‫واضحه که ملکه نیو یه جوری حافظه‌ ات رو دزدیده.

235
00:12:33,086 --> 00:12:35,588
‫آره، واضحه که حافظه‌ ام پریده

236
00:12:35,722 --> 00:12:38,391
‫تازه فیزرم هم خراب شده

237
00:12:38,491 --> 00:12:40,593
‫-عالیه
‫-خب، حالا که

238
00:12:40,727 --> 00:12:42,930
‫-نگهبان‌های ملکه رو از سر راه برداشتیم...
‫-ما؟

239
00:12:43,030 --> 00:12:44,763
‫و مثل پولاکس، راوث و

240
00:12:44,764 --> 00:12:46,800
‫-شاه ریدلی اسیر نشدیم
‫-اونا اسیر شدن؟

241
00:12:48,101 --> 00:12:49,669
‫خب، بردنشون سیاه‌چال ملکه.

242
00:12:49,769 --> 00:12:51,938
‫-کجاست؟
‫-همون جایی که همین الان ازش فرار کردی

243
00:12:51,939 --> 00:12:54,674
‫واقعاً خیالم راحت شد.

244
00:12:54,774 --> 00:12:57,610
‫ماه‌هاست دارم سعی می‌کنم نجاتت بدم

245
00:12:57,744 --> 00:12:59,112
‫چقدر جدی سعی می‌کردی؟

246
00:12:59,212 --> 00:13:02,482
‫یه کلید پیدا کردم...
‫برای در پشتی مخفی

247
00:13:02,615 --> 00:13:03,583
‫باشه، بذار ببینمش.

248
00:13:03,683 --> 00:13:05,784
‫یعنی... درباره‌ی یه کلید خوندم.

249
00:13:05,785 --> 00:13:07,286
‫در واقع توی یه جنگل خیلی تاریک و

250
00:13:07,287 --> 00:13:09,990
‫یه کم ترسناک قایمش کردن و...

251
00:13:10,123 --> 00:13:12,792
‫من اون کلید رو لازم دارم. باید نجاتشون بدم.

252
00:13:15,162 --> 00:13:16,763
‫شوخی می‌کنی دیگه!

253
00:13:16,864 --> 00:13:18,298
‫نجات راوث و پولاکس؟

254
00:13:18,431 --> 00:13:20,834
‫ فکرش هم...

255
00:13:20,934 --> 00:13:23,803
‫-اونا افتضاحن
‫-آره، نه اونا

256
00:13:23,904 --> 00:13:27,107
‫باید برگردم اونجا تا...

257
00:13:27,207 --> 00:13:30,010
‫گردنبند باارزشم رو بردارم

258
00:13:30,110 --> 00:13:32,846
‫عشقم، دوازده تا جایگزینش برات می‌خرم

259
00:13:32,980 --> 00:13:35,148
‫ولی الان باید بریم پیش نزدیک‌ترین جادوگر

260
00:13:35,248 --> 00:13:37,684
‫تا این طلسم حافظه‌ی لعنتی رو باطل کنه

261
00:13:37,817 --> 00:13:39,152
‫آره، خب...

262
00:13:39,252 --> 00:13:42,789
‫حافظه‌ا‌م... ملکه اونو توی گردنبندم گذاشته

263
00:13:42,890 --> 00:13:45,993
‫پس بدون گردنبند، دیگه هیچ‌وقت چیزی یادم نمیاد

264
00:13:53,633 --> 00:13:55,568
‫خوبی؟

265
00:13:55,668 --> 00:13:58,671
‫حتی یادم نمیاد چطوری گریه کنم!

266
00:14:01,008 --> 00:14:03,709
‫این قابل قبول نیست.

267
00:14:03,710 --> 00:14:05,045
‫بریم قلعه!

268
00:14:06,479 --> 00:14:08,548
‫باورم نمیشه جواب داد.

269
00:14:08,648 --> 00:14:10,884
‫اوه، اوه.

270
00:14:10,984 --> 00:14:12,319
‫جدی؟

271
00:14:12,419 --> 00:14:16,156
‫می‌تونست بدتر از این باشه، مگه نه؟

272
00:14:22,795 --> 00:14:24,631
‫ظاهراً بدتر شده.

273
00:14:29,169 --> 00:14:30,569
‫اوه.

274
00:14:30,570 --> 00:14:32,505
‫-اوه، اوه
‫-اوه، سلام

275
00:14:32,605 --> 00:14:33,705
‫خب...

276
00:14:33,706 --> 00:14:36,576
‫حداقل یه هم‌پیمان داریم.

277
00:14:36,709 --> 00:14:37,945
‫سلام.

278
00:14:39,546 --> 00:14:43,250
‫-اسمت چیه؟
‫-از رونای عزیز من دور بمون!

279
00:14:43,350 --> 00:14:46,553
‫بیا اینجا، کوچولوی من...

280
00:14:46,686 --> 00:14:47,854
‫لاآن؟

281
00:14:49,256 --> 00:14:50,290
‫لاآن؟

282
00:14:51,258 --> 00:14:54,294
‫یکی از جادوهای شریرانه‌ی توئه، پولاکس؟

283
00:14:54,394 --> 00:14:57,096
‫-لاآن نیست
‫-اعلی‌حضرت

284
00:14:57,097 --> 00:14:58,865
‫این پیشگویی دقیقاً درباره‌ی چیه؟

285
00:14:58,966 --> 00:15:00,567
‫با اینکه دوست دارم مهربون باشم

286
00:15:00,700 --> 00:15:03,903
‫دیگه حاضر نیستم با هیچ‌کدومتون درباره‌ی این موضوع حرف بزنم.

287
00:15:04,037 --> 00:15:05,772
‫روز خوبی داشته باشید، آقایونو

288
00:15:07,507 --> 00:15:09,676
‫-چی؟
‫-آه...

289
00:15:10,477 --> 00:15:12,946
‫ظاهراً بدل‌هامون حسابی منفورن

290
00:15:13,046 --> 00:15:17,417
‫آره، که یه سؤال مهم رو پیش میکشه

291
00:15:17,550 --> 00:15:19,486
‫پس خودشون کجان؟

292
00:15:21,121 --> 00:15:24,624
‫من جادوی اژدهای آهنین رو توی خاک این سرزمین

293
00:15:24,757 --> 00:15:25,958
‫داخل این اشیا تشخیص دادم.

294
00:15:25,959 --> 00:15:27,593
‫شاید این لباس‌ها و صدف جادویی

295
00:15:27,594 --> 00:15:29,662
‫بتونن کمکمون کنن اون هیولا رو کنترل کنیم.

296
00:15:32,432 --> 00:15:35,302
‫من... صدف جادویی رو باز می‌کنم

297
00:15:35,402 --> 00:15:37,037
‫ببینم چطور می‌تونه بهمون کمک کنه.

298
00:15:40,273 --> 00:15:41,975
‫اینترپرایز

299
00:15:42,109 --> 00:15:44,644
‫آقا؟ من انسیگن سالازار هستم

300
00:15:44,744 --> 00:15:46,546
‫می‌خواید برگردید به اینترپرایز؟

301
00:15:46,646 --> 00:15:49,983
‫اِم... خوش اومدی رفیق، باعث افتخاره و از این حرفا، اِم، آره.

302
00:15:50,083 --> 00:15:53,920
‫می‌خوایم «وارد جایزه بشیم»

303
00:15:57,324 --> 00:15:59,292
‫جادوگری

304
00:16:03,230 --> 00:16:06,233
‫کاپیتان پایک، حالتون خوبه؟

305
00:16:06,333 --> 00:16:07,467
‫اِم...

306
00:16:08,535 --> 00:16:10,470
‫ببخشید...

307
00:16:10,570 --> 00:16:11,738
‫کاپیتان؟

308
00:16:11,838 --> 00:16:13,340
‫بله.

309
00:16:14,274 --> 00:16:16,043
‫بیمارستان رو خبر کنم؟ باید خبر...

310
00:16:16,143 --> 00:16:17,310
‫خشکت بزنه

311
00:16:17,410 --> 00:16:19,346
‫-ما رو می‌شناسی؟
‫-بله

312
00:16:19,446 --> 00:16:20,613
‫شما آقای اسپاک هستید

313
00:16:20,713 --> 00:16:22,315
‫و شما هم کاپیتان پایک.

314
00:16:22,415 --> 00:16:25,152
‫عجیبه.
‫اژدهای آهنین یه سفینه‌ست.

315
00:16:25,252 --> 00:16:27,854
‫«سایه‌ای روی دنیای ما انداخته»

316
00:16:27,987 --> 00:16:30,323
‫پس شاید خدمه‌اش نسخه‌های سایه‌ای خودمون باشن

317
00:16:30,423 --> 00:16:32,192
‫باید خودمونو جای بدل‌هامون جا بزنیم

318
00:16:32,325 --> 00:16:34,061
‫تا سر از این راز دربیاریم.

319
00:16:37,764 --> 00:16:39,198
‫نه، این درست از آب درنیومد

320
00:16:41,534 --> 00:16:43,002
‫اوه...

321
00:16:43,136 --> 00:16:45,004
‫باید با جادوم محتاط‌تر رفتار کنم.

322
00:16:45,105 --> 00:16:46,339
‫وقتی نمی‌تونم هاله‌ام رو

323
00:16:46,439 --> 00:16:47,340
‫ با کریستال مرگ دوباره پر کنم...

324
00:16:47,440 --> 00:16:48,675
‫آره، آره، آره، آره، اِم

325
00:16:48,775 --> 00:16:51,411
‫میشه لطفاً روی چیز مهم تمرکز کنیم؟

326
00:16:51,511 --> 00:16:53,980
‫من، سر راوث، فرمانده‌ی

327
00:16:54,081 --> 00:16:57,516
‫اژدهای آهنین افسانه‌ای هستم.

328
00:16:59,519 --> 00:17:01,554
‫اِم، ببخشید، ادامه بده

329
00:17:01,688 --> 00:17:03,723
‫این سفینه خیلی بزرگ‌تر از چیزیه که فکر می‌کردی، مگه نه؟

330
00:17:03,856 --> 00:17:04,991
‫همین‌طوره.

331
00:17:05,792 --> 00:17:07,494
‫می‌خوای پیشگوییش رو عملی کنی؟

332
00:17:07,594 --> 00:17:09,362
‫و کنترل اژدهای آهنین رو به دست بگیری؟

333
00:17:09,462 --> 00:17:11,998
‫وقتی این سفینه تحت فرمان من باشه

334
00:17:12,099 --> 00:17:14,867
‫می‌تونم قلمرو الیسیان رو

335
00:17:15,001 --> 00:17:16,269
‫تبدیل به قلمرو تابستونی خودم کنم.

336
00:17:17,904 --> 00:17:22,209
‫در حالی که تو و من با هم کاوش می‌کنیم
‫و آسمان‌ها رو هم به تسخیر خودمون درمیاریم

337
00:17:23,276 --> 00:17:24,411
‫بیا، زود باش.

338
00:17:24,544 --> 00:17:26,413
‫اوه، اوه، اوه.

339
00:17:26,546 --> 00:17:31,384
‫چه شگفتی‌هایی که توی صفحات یه کتاب پیدا نمی‌کنی

340
00:17:31,484 --> 00:17:32,752
‫اوه.

341
00:17:32,885 --> 00:17:34,954
‫نمی‌دونستم بلدی کتاب بخونی

342
00:17:39,726 --> 00:17:42,394
‫ملکه‌ی من.

343
00:17:42,395 --> 00:17:45,732
‫من... منم، سر راوثِ...

344
00:17:45,865 --> 00:17:47,400
‫ترسو.

345
00:17:47,534 --> 00:17:48,935
‫اومدیم باهات مذاکره کنیم...

346
00:17:49,035 --> 00:17:50,503
‫تو اون ترسوی خودشیفته نیستی.

347
00:17:50,603 --> 00:17:54,040
‫تو دست‌نشونده‌ی سابق من نیستی و تو...

348
00:17:55,542 --> 00:17:57,310
‫خب، هیچ ایده‌ای ندارم تو دیگه کی هستی.

349
00:17:57,410 --> 00:18:00,078
‫همه‌تون همون جادویی رو از خودتون ساطع می‌کنید

350
00:18:00,079 --> 00:18:01,948
‫که از اژدهای آهنین سرچشمه می‌گیره.

351
00:18:02,048 --> 00:18:04,083
‫جالبه.
‫به نظر میاد اینترپرایز همون پیشگویی‌ایه که

352
00:18:04,184 --> 00:18:05,918
‫-بهش اشاره شد
‫-شماها

353
00:18:06,018 --> 00:18:07,620
‫ بدل‌های سایه‌ای

354
00:18:07,720 --> 00:18:10,423
‫-اونایی هستید که با ملکه مخالفت می‌کنن
‫-باشه

355
00:18:10,523 --> 00:18:13,125
‫آره، ما... ما از...

356
00:18:13,126 --> 00:18:15,262
‫اژدهای آهنین میایم

357
00:18:15,362 --> 00:18:16,829
‫ولی قصد آسیب زدن بهتون نداریم.اصلاً.

358
00:18:16,929 --> 00:18:19,431
‫فقط داریم سرزمینتون رو کشف می‌کنیم.

359
00:18:19,432 --> 00:18:23,203
‫من کاپیتان پایکم.
‫ایشون آقای اسپاکه.

360
00:18:23,303 --> 00:18:24,871
‫و این...

361
00:18:26,005 --> 00:18:27,640
‫این بِنی راسله

362
00:18:27,774 --> 00:18:29,909
‫نویسنده‌ی همون کتاب.

363
00:18:30,009 --> 00:18:32,279
‫اِم... چی؟

364
00:18:32,379 --> 00:18:35,682
‫واقعاً؟ تو نویسنده‌ی این کتابی؟

365
00:18:36,616 --> 00:18:38,218
‫آره، خودمم.

366
00:18:38,318 --> 00:18:40,687
‫و... راستی، من دوشس هم هستم.

367
00:18:40,787 --> 00:18:42,189
‫عالیه.

368
00:18:42,289 --> 00:18:44,290
‫تو یه جلد جدید می‌نویسی

369
00:18:44,291 --> 00:18:49,229
‫واقعی ترین و باشکوه‌ترین فصلی که این دنیا به خودش دیده.

370
00:18:49,329 --> 00:18:52,699
‫آره، ولی راستش یه کم

371
00:18:52,799 --> 00:18:54,066
‫ذهنم مشغوله

372
00:18:54,167 --> 00:18:56,302
‫-ولی... ولی... میشه...
‫-هوم، می‌تونیم...

373
00:18:59,071 --> 00:19:00,306
‫جدی میگم، می‌تونم توضیح بدم

374
00:19:00,307 --> 00:19:01,674
‫مطمئنم می‌تونی.

375
00:19:04,977 --> 00:19:06,779
‫هنوزم احساس می‌کنی ذهنت قفل شده؟

376
00:19:06,879 --> 00:19:09,015
‫اتفاقاً کاملاً برعکس

377
00:19:09,849 --> 00:19:10,717
‫هوم

378
00:19:12,752 --> 00:19:14,487
‫اوه، اِم...

379
00:19:18,525 --> 00:19:20,893
‫با داستان نابودی اژدهای آهنین به دست من شروع می‌کنی.

380
00:19:21,794 --> 00:19:23,563
‫هر طور که شما بخواین

381
00:19:28,635 --> 00:19:30,870
‫و همین شد که الهام‌بخش سومین چاپ

382
00:19:31,003 --> 00:19:34,841
‫مجموعه شعرهای عاشقانه‌ام برای تو شد

383
00:19:34,974 --> 00:19:38,345
‫تو واقعاً عاشقش...
‫اِم، منو دوست داری، مگه نه؟

384
00:19:39,212 --> 00:19:40,447
‫چرا؟

385
00:19:42,382 --> 00:19:45,985
‫تو تنها کسی هستی که منو واقعاً دوستم داشته

386
00:19:46,085 --> 00:19:48,020
‫خوده واقعیم رو

387
00:19:48,120 --> 00:19:52,525
‫و منم خودِ واقعی تو رو می‌بینم و دوست دارم

388
00:19:52,625 --> 00:19:55,662
‫تو از

389
00:19:55,762 --> 00:19:57,497
‫سر تا پا یه شاهزاده‌ای

390
00:19:59,832 --> 00:20:02,101
‫خب، خب، خب.

391
00:20:02,201 --> 00:20:04,904
‫اگه خودش نباشه، تالیا خانوم محبوب ماست

392
00:20:05,037 --> 00:20:06,839
‫و رونای کوچولوش

393
00:20:06,939 --> 00:20:08,375
‫خیلی بامزه بود، سر آدیا

394
00:20:08,475 --> 00:20:10,410
‫ولی هردومون می‌دونیم که

395
00:20:10,510 --> 00:20:12,711
‫من سگ شاهزاده نیستم.

396
00:20:12,712 --> 00:20:13,913
‫مطمئنی؟

397
00:20:14,046 --> 00:20:15,581
‫من به سگ‌ها حساسیت دارم.

398
00:20:15,582 --> 00:20:18,251
‫شاهزاده، توی جنگل تاریک چیکار می‌کنی؟

399
00:20:18,385 --> 00:20:20,387
‫البته از این زره عجیب‌غریبی که پوشیدی خوشم میاد.

400
00:20:20,487 --> 00:20:21,887
‫یه چیز متفاوتیه

401
00:20:21,888 --> 00:20:24,657
‫ما درگیر یه مأموریتیم، سر آدیا

402
00:20:24,757 --> 00:20:26,392
‫و به کلید پیامدها نیاز داریم

403
00:20:26,393 --> 00:20:28,261
‫کلید پیامدها رو برای چی می‌خواین؟

404
00:20:28,361 --> 00:20:30,497
‫که شاهزاده رو برگردونین سیاه‌چال نیو؟

405
00:20:30,597 --> 00:20:31,897
‫این مأموریت برای خودمه.

406
00:20:31,898 --> 00:20:35,635
‫ملکه ذهنمو دزدیده
‫من... من... یادم نمیاد

407
00:20:35,735 --> 00:20:36,936
‫عشق عزیزم...

408
00:20:37,036 --> 00:20:40,238
‫عاشق بودنش، یا... یا شجاعت تو

409
00:20:40,239 --> 00:20:41,908
‫یا...

410
00:20:42,008 --> 00:20:44,911
‫اصلاً رونای کیه

411
00:20:52,184 --> 00:20:54,687
‫-رونا رو یادت نمیاد؟
‫-نه

412
00:20:54,787 --> 00:20:56,823
‫وای، خدایا، این خیلی بده.

413
00:20:59,426 --> 00:21:01,127
‫منم توی این مأموریت همراهتون میام.

414
00:21:03,296 --> 00:21:04,797
‫ولی کلید دیگه پیش من نیست.

415
00:21:05,598 --> 00:21:09,435
‫الان دست یه هیولای حیله‌گر و دیوونه‌ست

416
00:21:09,436 --> 00:21:13,773
‫که توی یه سرزمین وحشتناک و متروکه زندگی می‌کنه، جایی که فقط به این اسم می‌شناسنش...

417
00:21:13,873 --> 00:21:15,342
‫مرداب مرگ بی‌پایان

418
00:21:15,442 --> 00:21:17,944
‫اینجا دیگه هیچ کنایه و منظور پنهانی‌ای تو کار نیست، مگه نه؟

419
00:21:18,044 --> 00:21:19,278
‫بیاین.

420
00:21:34,894 --> 00:21:36,295
‫این سفینه واقعاً یه کم رنگ و لعاب لازم داره.

421
00:21:36,396 --> 00:21:39,165
‫دارم به پرده‌های تزئینی فکر می‌کنم، یا زیادی قدیمی و ازمدافتاده‌ست؟

422
00:21:39,265 --> 00:21:42,935
‫-حالا می‌تونیم یه...
‫-خیلی زود از سرزمین فانتزی برگشتین؟

423
00:21:43,035 --> 00:21:45,838
‫اگه نظر منو بخواین، شاید

424
00:21:45,972 --> 00:21:48,007
‫همین مدل موهای جدید رو نگه دارین

425
00:21:48,107 --> 00:21:51,243
‫-یه جورایی بهتون میاد
‫-آدیا

426
00:21:51,344 --> 00:21:52,612
‫ظاهراً هر کسی رو

427
00:21:52,712 --> 00:21:54,180
‫سوار این...

428
00:21:55,382 --> 00:21:59,018
‫این دیگه یه شوخیه؟
‫من دردسر درست کردم؟

429
00:22:00,520 --> 00:22:03,590
‫کاپیتان فقط از سفرش

430
00:22:03,690 --> 00:22:06,659
‫ به سرزمین فانتزی خسته‌ست.

431
00:22:08,327 --> 00:22:10,029
‫ببخشید.

432
00:22:14,767 --> 00:22:16,168
‫باید حواستون جمع باشه

433
00:22:16,268 --> 00:22:17,537
‫اگه با بدل‌های بیشتری روبه‌رو شدیم.

434
00:22:17,670 --> 00:22:18,538
‫بله، حتماً.

435
00:22:18,638 --> 00:22:20,540
‫کار سختی نیست.

436
00:22:20,673 --> 00:22:23,008
‫-کاپیتان، همه‌چی مرتبه؟
‫-بله

437
00:22:23,009 --> 00:22:24,210
‫بی‌نقص.

438
00:22:24,343 --> 00:22:25,845
‫کاملاً بی‌نقص.

439
00:22:27,046 --> 00:22:30,249
‫شاید بهتر باشه شما دوتا با من بیاین درمانگاه.

440
00:22:34,387 --> 00:22:36,355
‫جادوم داره از بین میره.

441
00:22:36,456 --> 00:22:37,990
‫نمی‌تونم تا ابد این کارو ادامه بدم.

442
00:22:38,090 --> 00:22:40,159
‫اگه می‌خوایم بتونیم خودمونو جا بزنیم، باید بیشتر درباره‌ی نقش‌هایی که قراره بازی کنیم بدونیم

443
00:22:40,259 --> 00:22:42,695
‫تا شاید بتونیم قاطی اینا بشیم.

444
00:22:44,096 --> 00:22:45,865
‫هرچی الان دیدین رو فراموش کنین

445
00:22:46,866 --> 00:22:48,034
‫و بهمون بگین

446
00:22:48,134 --> 00:22:51,270
‫اتاق کاپیتان کجاست؟

447
00:22:54,674 --> 00:22:56,008
‫در هر صورت، هنوز باید طلسمی که

448
00:22:56,108 --> 00:22:58,077
‫ اون اجرا کرده رو باطل کنیم.

449
00:22:58,177 --> 00:23:00,546
‫طلسم‌های حافظه به احساسات وصلن.

450
00:23:00,547 --> 00:23:03,583
‫عزیزم، چه احساساتی به این گردنبند داری؟

451
00:23:04,383 --> 00:23:08,054
‫اِم... این یه یادگاری خانوادگی بود.

452
00:23:11,190 --> 00:23:13,292
‫واو، چه داستانی

453
00:23:15,562 --> 00:23:18,565
‫یه هدیه بود.

454
00:23:18,698 --> 00:23:19,932
‫از طرف پدرم.

455
00:23:20,066 --> 00:23:23,002
‫بعد از اولین اجرای رقصم بهم هدیه دادش.

456
00:23:23,770 --> 00:23:25,705
‫خیلی استرس داشتم.

457
00:23:25,805 --> 00:23:28,941
‫بعدش بهم گفت مثل یه شاهزاده رقصیدم

458
00:23:29,041 --> 00:23:31,478
‫و گردنبند فرشته رو بهم داد.

459
00:23:32,445 --> 00:23:34,113
‫هر روز گردنم می‌انداختمش.

460
00:23:35,982 --> 00:23:39,886
‫تا اینکه...
‫اِم... توی سیاه‌چال جا گذاشتمش.

461
00:23:40,453 --> 00:23:42,955
‫هیچ‌وقت این داستان رو برام تعریف نکرده بودی.

462
00:23:43,055 --> 00:23:46,158
‫من... قبلاً برای هیچ‌کس تعریفش نکرده بودم.

463
00:23:46,258 --> 00:23:49,161
‫این هدیه‌ی باارزش رو پس می‌گیریم.

464
00:23:49,261 --> 00:23:51,129
‫مگه نه، سر آدیا؟

465
00:23:51,130 --> 00:23:53,199
‫صددرصد که پسش می‌گیری

466
00:23:53,299 --> 00:23:56,335
‫و ماه کامل راهو بهمون نشون میده.

467
00:23:56,469 --> 00:23:57,770
‫ماه کامل؟

468
00:23:57,870 --> 00:24:01,808
‫شما هم اون صدا رو شنیدین؟

469
00:24:01,908 --> 00:24:03,375
‫بازم صداش اومد.

470
00:24:03,476 --> 00:24:06,245
‫این غرش رو نمیشه با هیچ چیز دیگه‌ای اشتباه گرفت جز...

471
00:24:06,345 --> 00:24:08,815
‫یه گرگینه

472
00:24:08,915 --> 00:24:10,517
‫نترسین.

473
00:24:10,650 --> 00:24:14,621
‫این شمشیر نقره‌ای این هیولا رو می‌فرسته جهنم.

474
00:24:15,421 --> 00:24:18,257
‫برین، ادامه بدین.

475
00:24:19,826 --> 00:24:21,260
‫دشینگ، صبر کن.

476
00:24:22,161 --> 00:24:24,396
‫سر آدیا، واقعاً توی این سرزمین گرگینه وجود داره؟

477
00:24:24,497 --> 00:24:29,001
‫آره، یه موجود وحشتناک که کارش قتل و ایجاد رعب و وحشته.

478
00:24:33,640 --> 00:24:35,508
‫کتاب چطور پیش میره؟

479
00:24:35,608 --> 00:24:38,177
‫لازمه یادت بندازم که جونت در خطره؟

480
00:24:38,277 --> 00:24:40,011
‫هوم‌هوم‌هوم، می‌دونی چیه؟

481
00:24:40,012 --> 00:24:41,881
‫اگه قراره بمیرم

482
00:24:42,014 --> 00:24:46,051
‫حداقل با خوردن این اسکون‌های خوشمزه می‌میرم.

483
00:24:46,052 --> 00:24:48,219
‫جدی میگم، آشپزت؟

484
00:24:48,220 --> 00:24:49,555
‫مکس؟

485
00:24:49,556 --> 00:24:51,189
‫معجزه می‌کنه

486
00:24:51,190 --> 00:24:53,025
‫هوم، می‌تونم یه لطف کوچیک ازت بخوام؟

487
00:24:53,159 --> 00:24:55,895
‫وقتی نوبت من شد که به گالریت اضافه بشم

488
00:24:56,028 --> 00:24:58,731
‫می‌شه یه چیز یه کم آوانگاردتر برام انتخاب کنیم؟

489
00:24:58,831 --> 00:25:00,266
‫-شاید که...
‫-ساکت باش

490
00:25:00,366 --> 00:25:02,702
‫و از نقشه ام برای نابودی اژدهای آهنین همین الان بنویس

491
00:25:02,835 --> 00:25:05,071
‫برای شکست دادن اژدهای آهنین

492
00:25:05,204 --> 00:25:09,341
‫ما... یه ماده‌ی اصلی رو کم داریم، ملکه‌ی من.

493
00:25:09,441 --> 00:25:12,711
‫«آتش از درون شعله‌ور خواهد شد

494
00:25:12,712 --> 00:25:15,447
‫وقتی نور
‫با سایه روبه‌رو بشه»

495
00:25:16,382 --> 00:25:19,418
‫اونا اهل دنیای سایه‌ها هستن.

496
00:25:19,518 --> 00:25:21,921
‫-هوم؟ هوم؟
‫-بگو ببینم

497
00:25:22,054 --> 00:25:24,957
‫دوشس بِنی راسل

498
00:25:25,057 --> 00:25:27,927
‫وقتی وارد دنیای ما شدی...

499
00:25:30,396 --> 00:25:33,733
‫این سایه هم بین همراهات بود؟

500
00:25:33,833 --> 00:25:36,903
‫آه... آهان، منظورت لاآنه؟

501
00:25:38,905 --> 00:25:41,107
‫خب، من از چی جا موندم، خانم‌ها؟

502
00:25:41,207 --> 00:25:44,275
‫اون نوری که طلسم لازم داره

503
00:25:44,276 --> 00:25:46,746
‫توی سیاه‌چال داره می‌پوسه.

504
00:25:48,014 --> 00:25:52,118
‫حالا فقط باید پیدا کنیم...

505
00:25:52,251 --> 00:25:53,753
‫سایه رو.

506
00:25:53,886 --> 00:25:55,587
‫داخل این دیوارهای حقیر

507
00:25:55,588 --> 00:25:57,456
‫کلید پیامدها قرار داره.

508
00:25:57,590 --> 00:25:59,424
‫اگه اصلاً بتونیم توی اون شلوغی پیداش کنیم.

509
00:25:59,425 --> 00:26:00,960
‫این خونه‌ی گرگینه‌ست؟

510
00:26:01,093 --> 00:26:04,664
‫یه چیزی خیلی بدتر از اون اینجا زندگی می‌کنه، بیا.

511
00:26:05,732 --> 00:26:08,433
‫اون هیچ‌وقت شب‌ها خونه نیست.

512
00:26:10,202 --> 00:26:11,904
‫زود باش، بانوی من

513
00:26:12,004 --> 00:26:13,805
‫قبل از اینکه بهمون برسه.

514
00:26:16,575 --> 00:26:17,677
‫مسلح شو.

515
00:26:17,777 --> 00:26:19,578
‫گرگینه داره میاد.

516
00:26:19,679 --> 00:26:21,280
‫مراقب باش.

517
00:26:38,497 --> 00:26:40,632
‫اینا تیر و کمانن؟

518
00:26:40,633 --> 00:26:41,834
‫این دشینگه؟

519
00:26:41,968 --> 00:26:46,605
‫همیشه باید بهم ضدحال بزنه.

520
00:26:46,706 --> 00:26:48,808
‫بچه‌خوک، بچه‌خوک

521
00:26:48,908 --> 00:26:50,276
‫بذار بیام تو.

522
00:26:50,376 --> 00:26:53,279
‫-بچه‌خوک؟
‫-عاشق اینه که منو خوک صدا کنه

523
00:26:53,379 --> 00:26:55,848
‫اوم... نمی‌دونم اینجا چه خبره.

524
00:27:05,758 --> 00:27:07,693
‫تو گفتی یه هیولا اینجا زندگی می‌کنه.

525
00:27:07,694 --> 00:27:11,363
‫-تو منو هیولا صدا کردی؟
‫-خودت منو خوک صدا کردی

526
00:27:13,833 --> 00:27:16,334
‫صبر کن، شما دوتا با هم بودین؟

527
00:27:16,335 --> 00:27:18,037
‫بودیم.

528
00:27:18,137 --> 00:27:20,539
‫یکی لطفاً به من بگه اینجا چه جهنمی داره می‌گذره.

529
00:27:20,673 --> 00:27:22,341
‫ملکه خاطراتم رو دزدیده.

530
00:27:22,474 --> 00:27:23,876
‫ما به کلید پیامدها نیاز داریم

531
00:27:24,010 --> 00:27:25,611
‫تا بتونیم وارد قلعه‌ش بشیم
‫هنوز پیشته؟

532
00:27:25,712 --> 00:27:27,345
‫یه هدیه بود

533
00:27:27,346 --> 00:27:29,749
‫همیشه نزدیک قلبم نگهش می‌دارم...

534
00:27:31,517 --> 00:27:33,219
‫همیشه.

535
00:27:34,954 --> 00:27:37,023
‫جنگل منو به سمت خودش کشوند.

536
00:27:37,123 --> 00:27:39,926
‫ولی معلوم شد به خیلی چیزا حساسیت دارم

537
00:27:43,329 --> 00:27:45,097
‫ولی به تو حساسیت ندارم.

538
00:27:47,900 --> 00:27:49,368
‫دشینگ.

539
00:27:49,501 --> 00:27:52,204
‫عشقم، باید بریم.

540
00:27:52,338 --> 00:27:54,240
‫-چی؟ گرگینه؟
‫-نه.

541
00:27:54,373 --> 00:27:56,075
‫یه ناوگان از گارد سرخ ملکه

542
00:27:56,175 --> 00:27:57,643
‫دارن از توی باتلاق رد میشن.

543
00:27:57,744 --> 00:28:00,245
‫همه‌جا رو به آتیش می‌کشن.
‫دنبالت می‌گردن.

544
00:28:00,246 --> 00:28:01,881
‫برو، شاهدخت.

545
00:28:02,681 --> 00:28:05,083
‫من و سِر آدیا میریم سراغ نگهبان‌ها

546
00:28:05,084 --> 00:28:06,418
‫تا برات وقت بخریم.

547
00:28:06,552 --> 00:28:08,320
‫خاطراتت رو پیدا کن.

548
00:28:09,155 --> 00:28:10,857
‫عشقت رو برگردون.

549
00:28:11,623 --> 00:28:12,825
‫تو نمی...

550
00:28:14,660 --> 00:28:17,997
‫اونا این کارو می‌کنن... ما هم می‌کنیم

551
00:28:18,097 --> 00:28:20,733
‫به خاطر تو، عشقم.

552
00:28:27,874 --> 00:28:30,409
‫با هم؟

553
00:28:33,946 --> 00:28:35,614
‫تا ابد.

554
00:28:48,627 --> 00:28:52,865
‫خب، حداقل الان
‫قیافه‌مون به نقشمون می‌خوره.

555
00:28:53,632 --> 00:28:55,835
‫حرف اون پیشگو
‫از اون دستگاه درخشان رو یادتون باشه.

556
00:28:55,935 --> 00:28:57,036
‫-هوم؟
‫-همتاهای ما

557
00:28:57,136 --> 00:28:58,370
‫یه جور خاصی حرف میزنن.

558
00:28:58,470 --> 00:28:59,638
‫-آها
‫-بیاید تیکه‌پرونی‌ها و

559
00:28:59,772 --> 00:29:01,073
‫سخنرانی‌هاشون رو هم امتحان کنیم.

560
00:29:02,074 --> 00:29:03,242
‫بزن بریم.

561
00:29:03,342 --> 00:29:04,877
‫جالـبـه.

562
00:29:04,977 --> 00:29:05,945
‫بزن بریم.

563
00:29:06,078 --> 00:29:07,113
‫خیلی جالـبـه

564
00:29:07,246 --> 00:29:09,581
‫-بزن بریم!
‫-خیلی جالـبـه

565
00:29:10,582 --> 00:29:11,784
‫آره.

566
00:29:11,918 --> 00:29:13,685
‫بیا بریم تخت پادشاهی‌مو پیدا کنیم.

567
00:29:29,969 --> 00:29:33,239
‫اون... میخونه‌ست؟

568
00:29:34,306 --> 00:29:36,142
‫شاید قبل از اینکه کنترل جهان رو به دست بگیریم

569
00:29:36,242 --> 00:29:38,010
‫یه نوشیدنی با این رعیت‌ها بزنیم؟

570
00:29:38,144 --> 00:29:39,345
‫احتمالاً ملکه نیو داره

571
00:29:39,478 --> 00:29:40,880
‫برای نابودی اژدهای آهنین نقشه می‌کشه.

572
00:29:40,980 --> 00:29:42,513
‫باید تا جایی که می‌تونیم ازش دور بشیم و

573
00:29:42,514 --> 00:29:43,649
‫و...

574
00:29:46,318 --> 00:29:47,485
‫یکی دیگه!

575
00:29:47,486 --> 00:29:48,987
‫وووو!

576
00:29:50,156 --> 00:29:52,892
‫کاش همون مدرسه‌ی جادوگری می‌موندم.

577
00:30:05,237 --> 00:30:07,239
‫گردنبندت احتمالاً توی سیاه‌چال

578
00:30:07,339 --> 00:30:09,275
‫ اون طرف سالن رقصه.

579
00:30:09,375 --> 00:30:11,677
‫مواظب باش!

580
00:30:14,981 --> 00:30:17,883
‫این صدای موسیقیه؟

581
00:30:17,884 --> 00:30:20,286
‫ملکه هر آخر هفته یه مهمونی رقص برگزار می‌کنه.

582
00:30:20,386 --> 00:30:21,854
‫نوشیدنی و خوش‌گذرونی هست

583
00:30:21,954 --> 00:30:26,225
‫یه کم هم شکنجه‌ی بی‌گناه‌ها
‫ولی بیشترش خوش‌گذرونیه.

584
00:30:27,459 --> 00:30:31,898
‫اگه تنها راه ورودمون اینه، چطوری قراره بین اونا قاطی بشیم؟

585
00:30:36,202 --> 00:30:39,338
‫مهمونی بالماسکه‌ست؟ واقعاً فکر می‌کنی جواب میده؟

586
00:30:39,438 --> 00:30:42,474
‫خب، توی قصه‌های بچه‌ها که جواب میده.

587
00:30:42,574 --> 00:30:45,410
‫آره خب، خیلی امیدوارکننده‌ست
‫چون من حس می‌کنم...

588
00:30:46,812 --> 00:30:49,015
‫مثل یه بچه ا‌م

589
00:30:55,187 --> 00:30:56,422
‫خیلی جذاب شدی

590
00:30:58,057 --> 00:30:59,291
‫مثل همیشه.

591
00:31:04,530 --> 00:31:06,598
‫-چی شده؟
‫-من...

592
00:31:07,799 --> 00:31:09,768
‫مدت‌ها بود این بخش از وجودم رو این‌طوری حس نکرده بودم.

593
00:31:09,902 --> 00:31:12,704
‫خاطراتت برمی‌گردن.

594
00:31:12,804 --> 00:31:15,773
‫نه دشینگ، این... این یه چیز عمیق‌تر از این حرفاست

595
00:31:15,774 --> 00:31:17,575
‫یه...

596
00:31:17,576 --> 00:31:19,611
‫یه تاریکی توی وجودمه.

597
00:31:19,711 --> 00:31:21,613
‫و ام...

598
00:31:21,747 --> 00:31:24,583
‫بعضی وقتا می‌ترسم که

599
00:31:24,683 --> 00:31:27,653
‫واقعاً تمام چیزی که هستم همون تاریکی باشه.

600
00:31:32,091 --> 00:31:34,660
‫پس شاید بهتره خودت به حرف‌های خودت عمل کنی.

601
00:31:35,527 --> 00:31:37,263
‫همون حرف‌هایی که

602
00:31:37,363 --> 00:31:39,430
‫ باعث شد عاشقت بشم.

603
00:31:39,431 --> 00:31:43,102
‫«همین‌طور که هستی، قبولت دارم

604
00:31:43,202 --> 00:31:45,137
‫با تمام وجودت.

605
00:31:46,072 --> 00:31:49,108
‫اگه فقط می‌تونستی خودت رو هم همین‌طور بپذیری»

606
00:31:54,000 --> 00:32:01,000
بی سی موویز

607
00:32:05,824 --> 00:32:07,325
‫باشه.

608
00:32:07,326 --> 00:32:09,361
‫خب، قدم بعدی نقشه ا‌ت چیه؟

609
00:32:09,461 --> 00:32:12,965
‫چطوری قراره بدون اینکه کسی متوجه بشه از این سالن رد بشیم؟

610
00:32:17,970 --> 00:32:20,339
‫با رقص، معلومه.

611
00:32:32,584 --> 00:32:35,354
‫ممکنه خاطراتت رو از دست داده باشی، شاهدخت من

612
00:32:35,487 --> 00:32:37,256
‫ولی ظرافتت رو نه.

613
00:32:56,375 --> 00:32:58,877
‫-چی شده؟
‫-چطور ممکنه؟

614
00:32:59,011 --> 00:33:02,248
‫-من باعث شدم دوباره ماه کامل بشه
‫-نه

615
00:33:02,348 --> 00:33:05,584
‫امکان نداره
‫-دشینگ، چی شده؟

616
00:33:25,771 --> 00:33:28,540
‫سلام، شاهزاده دشینگ.

617
00:33:40,786 --> 00:33:41,919
‫چه بلایی سرش آوردی؟

618
00:33:41,920 --> 00:33:44,623
‫با شاهزاده‌ی نازنین من؟

619
00:33:49,061 --> 00:33:50,629
‫اوه، عشقم.

620
00:33:50,729 --> 00:33:52,731
‫عشق واقعی و تنها عشق من.

621
00:33:52,864 --> 00:33:54,633
‫تو می‌دونستی.

622
00:33:56,202 --> 00:33:58,604
‫ همونجوری که بود قبولش کردی

623
00:33:58,737 --> 00:34:02,341
‫آره.هم نور و هم سایه

624
00:34:02,441 --> 00:34:04,143
‫دقیقاً

625
00:34:04,243 --> 00:34:08,480
‫راه‌حل مشکلات من

626
00:34:08,580 --> 00:34:11,117
‫هم تاریکی لازمه، هم روشنایی

627
00:34:11,250 --> 00:34:13,585
‫مگه نه، بانو آدری؟

628
00:34:25,997 --> 00:34:27,966
‫آماده‌ست، ملکه‌ی من.

629
00:34:37,909 --> 00:34:40,646
‫حالا همه‌چیز رو کاملاً واضح می‌بینم.

630
00:34:40,746 --> 00:34:44,116
‫تنها راه اینکه واقعاً یه اژدها رو شکست بدی

631
00:34:44,250 --> 00:34:46,852
‫اینه که

632
00:34:46,952 --> 00:34:49,620
‫خودت تبدیل به یه اژدها بشی.

633
00:35:22,488 --> 00:35:25,123
‫سلام، دوست کوچولوی من.

634
00:35:32,398 --> 00:35:34,533
‫نگران نباش.

635
00:35:35,901 --> 00:35:37,435
‫درش میاریم.

636
00:35:37,436 --> 00:35:40,105
‫همه‌شون رو از اونجا میاریم بیرون.

637
00:35:43,074 --> 00:35:44,642
‫از رونا فاصله بگیر

638
00:35:44,643 --> 00:35:47,546
‫و از عشق من هم دور شو، هیولا!!

639
00:35:48,447 --> 00:35:52,117
‫نمیدونم چه اتفاقی داره می‌افته ولی میدونم که

640
00:35:52,218 --> 00:35:53,552
‫همه‌ اش تقصیر توئه!

641
00:35:53,652 --> 00:35:56,988
‫و یهو احساس می‌کنم...

642
00:35:57,122 --> 00:35:58,357
‫یه جور دیگه شدم!

643
00:36:00,226 --> 00:36:01,693
‫صبر کن.

644
00:36:06,131 --> 00:36:07,798
‫واقعاً درد داشت.

645
00:36:07,799 --> 00:36:10,001
‫ولی چه حالی داد.

646
00:36:24,683 --> 00:36:26,017
‫کاپیتان، حسگرها

647
00:36:26,151 --> 00:36:27,886
‫ یه منبع حرارتی بزرگ رو نشون میدن که از سمت سیاره میاد.

648
00:36:27,986 --> 00:36:29,987
‫-آه...
‫-داره مستقیم به سمت ما میاد

649
00:36:29,988 --> 00:36:33,325
‫هدف وارد محدوده شده، قربان.
‫الان روی نمایشگر میارمش.

650
00:36:33,459 --> 00:36:37,062
‫این دیگه چه کوفتیه؟

651
00:36:52,344 --> 00:36:54,846
‫دیگه نمی‌ترسم.

652
00:36:54,946 --> 00:36:56,348
‫غمگین هم نیستم

653
00:36:56,448 --> 00:36:57,983
‫عصبانی‌ام، درست مثل تو.

654
00:36:58,083 --> 00:37:01,520
‫من... من غمگینم، درست مثل تو.

655
00:37:03,922 --> 00:37:05,223
‫آخ!

656
00:37:16,668 --> 00:37:18,136
‫آسیبی ندیدیم، قربان.

657
00:37:20,539 --> 00:37:23,375
‫اژدها برای اینکه پروازش رو ثابت نگه داره، باید زمین رو ببینه.

658
00:37:24,209 --> 00:37:25,377
‫از کجا اینو میدونی؟

659
00:37:25,477 --> 00:37:28,547
‫من، اِم... کتاب‌های مربوط به اژدها رو دوست دارم.

660
00:37:28,647 --> 00:37:30,081
‫راستش نمی‌تونم ازشون دل بکنم.

661
00:37:30,215 --> 00:37:31,883
‫-مخصوصاً اونایی که داستان عاشقانه دارن
‫-کاپیتان

662
00:37:31,983 --> 00:37:35,086
‫پرواز بین ستاره‌ها کار رو براشون خیلی سخت می‌کنه.

663
00:37:37,456 --> 00:37:41,293
‫مانورهای فرار نامنظم انجام بدید و به شلیک ادامه بدید.

664
00:37:53,739 --> 00:37:56,742
‫وسط نبردیم.
‫شمشیرت رو بکش.

665
00:37:58,510 --> 00:38:00,612
‫دیگه نمی‌خوام باهات بجنگم.

666
00:38:02,514 --> 00:38:03,915
‫صبر کن.

667
00:38:04,049 --> 00:38:06,283
‫تو هم این عشق و احساساتی رو که

668
00:38:06,284 --> 00:38:08,387
‫ من همیشه حس می‌کنم، حس می‌کنی؟

669
00:38:09,855 --> 00:38:14,025
‫تو هم همیشه عصبانی‌ای و دلت می‌خواد همه رو بکشی؟

670
00:38:20,231 --> 00:38:22,800
‫شاید اگه دست از جنگیدن با خودمون برداریم

671
00:38:22,801 --> 00:38:25,804
‫بتونیم چیزی فراتر از مجموع وجود خودمون باشیم.

672
00:38:33,445 --> 00:38:36,848
‫نور و سایه توی این دیگ با هم ترکیب شدن.

673
00:38:36,948 --> 00:38:40,786
‫این می‌تونه نیرویی رو که ملکه نیو ازمون گرفته، بهمون برگردونه

674
00:38:40,886 --> 00:38:42,987
‫و دوباره تعادلمون رو برقرار کنه.

675
00:38:42,988 --> 00:38:47,157
‫شاید حتی تعادل کل دنیا رو برقرار کنه

676
00:38:47,158 --> 00:38:49,828
‫و چیزی رو که ازمون دزدیده، ازش پس بگیریم.

677
00:38:49,961 --> 00:38:52,998
‫و شاید هم ما رو تبدیل به اژدها کنه؟

678
00:38:53,932 --> 00:38:55,634
‫جوری میگی انگار چیز بدیه

679
00:38:55,734 --> 00:38:58,469
‫آه...

680
00:39:00,939 --> 00:39:02,474
‫خیلی دیگه دووم نمیاریم.

681
00:39:02,574 --> 00:39:04,175
‫می‌تونم ما رو وارپ کنم و از اینجا ببرم، بعد دوباره جمع‌وجور کنیم.

682
00:39:04,309 --> 00:39:06,712
‫سلاح‌ها روش اثر ندارن، کریس
‫می‌خوای چیکار کنیم؟

683
00:39:07,546 --> 00:39:09,715
‫دستور چیه، کاپیتان؟

684
00:39:12,551 --> 00:39:14,152
‫همه‌تون به من اعتماد دارین؟

685
00:39:15,421 --> 00:39:16,321
‫آره؟

686
00:39:16,422 --> 00:39:19,758
‫خب، پس منم به شما اعتماد دارم.

687
00:39:20,826 --> 00:39:21,827
‫حتی به تو.

688
00:39:21,927 --> 00:39:23,762
‫عالیه.

689
00:39:23,862 --> 00:39:25,764
‫سِر اسـ... آقای اسپاک

690
00:39:25,864 --> 00:39:29,501
‫شاید بهتر باشه یه انفجار کیهانی امتحان کنیم.

691
00:39:32,103 --> 00:39:33,504
‫اونا یه طلسم حسابی اجرا کردن و

692
00:39:33,505 --> 00:39:36,608
‫می‌تونن تقریباً هر چیزی رو از کار بندازن.
‫کمکم کن اینجا.

693
00:39:36,708 --> 00:39:39,210
‫اون کار چاه‌های کیهانی رو کاملاً خالی می‌کنه، قربان.

694
00:39:39,310 --> 00:39:42,748
‫چی داری میگی؟
‫اونا دارن درباره چی حرف میزنن؟

695
00:39:42,848 --> 00:39:44,683
‫-پوششمون لو میره
‫-چه پوششی؟

696
00:39:44,783 --> 00:39:46,785
‫سپرها رسیدن به بیست درصد.

697
00:39:46,885 --> 00:39:51,723
‫امیدوارم حداقل یکی پیدا بشه که از خونه‌ی ویلایی بی‌نقصم کنار دریاچه لذت ببره.

698
00:39:51,857 --> 00:39:53,659
‫با هرچی برامون مونده بهش حمله کنید.

699
00:39:53,759 --> 00:39:57,929
‫اگه قراره زمین بخوریم
‫پس در حال جنگ زمین می‌خوریم!

700
00:39:59,364 --> 00:40:01,266
‫به عشق.

701
00:40:01,366 --> 00:40:02,434
‫به خشم

702
00:40:02,534 --> 00:40:04,570
‫و به هر چیزی که بین این دوتاست.

703
00:40:27,325 --> 00:40:30,028
‫جادوت رو به کار بنداز، آقای اسپاک

704
00:40:30,729 --> 00:40:33,965
‫این یه دستوره.

705
00:41:00,992 --> 00:41:03,795
‫اوه... نیوتا؟

706
00:41:04,630 --> 00:41:07,332
‫این... تویی؟

707
00:41:09,434 --> 00:41:10,467
‫آره.

708
00:41:10,468 --> 00:41:12,938
‫چه خوشگل شدم.

709
00:41:13,038 --> 00:41:15,273
‫همین الان بفرستینش به بازداشتگاه

710
00:41:15,373 --> 00:41:18,409
‫و کمک کن آقای اسپاک بلند شه، اریکا
‫ظاهراً اون و...

711
00:41:18,510 --> 00:41:21,279
‫«کاپیتان» هنوز یه کار ناتموم

712
00:41:21,379 --> 00:41:22,748
‫روی سیاره دارن.

713
00:41:22,848 --> 00:41:25,283
‫هوم، سلام.

714
00:41:34,259 --> 00:41:37,095
‫عشقم.

715
00:41:39,464 --> 00:41:41,667
‫ملکه شکست خورد.

716
00:41:53,244 --> 00:41:55,446
‫عزیز دلم، چی شده؟

717
00:41:55,547 --> 00:41:58,584
‫عجیب‌ترین خواب دنیا رو دیدم.

718
00:42:00,318 --> 00:42:03,153
‫با...

719
00:42:03,154 --> 00:42:05,356
‫خودم جنگیدم

720
00:42:06,491 --> 00:42:08,193
‫و کی برنده شد؟

721
00:42:09,227 --> 00:42:11,663
‫هردومون برنده شدیم.

722
00:42:17,569 --> 00:42:19,170
‫لاآن
‫لاآن

723
00:42:19,270 --> 00:42:21,172
‫وقت رفتنه.

724
00:42:31,983 --> 00:42:33,550
‫با تأسف باید به اطلاعتون برسونم

725
00:42:33,551 --> 00:42:36,822
‫که افسر ارشد امنیتی
‫لاآن نونین-سینگ

726
00:42:36,922 --> 00:42:38,657
‫برای انجام وظیفه تأیید شده.

727
00:42:38,757 --> 00:42:40,458
‫خب، حداقل چیزی نداری که این قیافه رو

728
00:42:40,558 --> 00:42:42,060
‫درمان کنه، دکتر؟

729
00:42:42,160 --> 00:42:44,561
‫اوه، به نظر میاد بیمارمون...

730
00:42:44,562 --> 00:42:46,097
‫راضیه.

731
00:42:48,199 --> 00:42:50,535
‫قربان، سرنوشت این سیاره و

732
00:42:50,669 --> 00:42:52,569
‫-مردمش چی میشه؟
‫-خب، اول از همه...

733
00:42:52,570 --> 00:42:54,405
‫این یه سیاره نیست، یه سفینه‌ست.

734
00:42:54,539 --> 00:42:55,906
‫پلیا می‌مونه تا مهندسیش رو بررسی کنه و

735
00:42:55,907 --> 00:42:57,709
‫ باهاش برگرده خونه.

736
00:42:57,843 --> 00:42:59,911
‫حداقل این چیزیه که خودش بهمون گفت.

737
00:43:00,011 --> 00:43:02,580
‫ظاهراً با آشپز ملکه، مکس، وارد رابطه شده

738
00:43:02,681 --> 00:43:05,383
‫مکس

739
00:43:05,483 --> 00:43:06,717
‫شاهدخت تالیا مطمئن میشه که

740
00:43:06,718 --> 00:43:08,053
‫ سیاره امن و مخفی بمونه.

741
00:43:08,153 --> 00:43:11,088
‫پادشاهی الیزیان به حیاتش ادامه میده.

742
00:43:11,089 --> 00:43:13,058
‫زنده باد ملکه‌ی جدید.

743
00:43:13,158 --> 00:43:15,060
‫و تو چی، لاآن؟

744
00:43:15,160 --> 00:43:17,829
‫داستان تو توی پادشاهی الیزیان چطور پیش رفت؟

745
00:43:24,402 --> 00:43:26,104
‫رونا؟

746
00:43:26,204 --> 00:43:27,505
‫از کجا پیداش شده؟

747
00:43:27,605 --> 00:43:30,809
‫با یه یادداشت اومده.

748
00:43:35,346 --> 00:43:38,249
‫شاهدخت ازم خواسته ازش مراقبت کنم.

749
00:43:39,017 --> 00:43:41,586
‫اِم، شاهزاده بهش حساسیت داره

750
00:43:41,687 --> 00:43:43,288
‫-ماجراش مفصله
‫-همم

751
00:43:43,388 --> 00:43:45,455
‫پس با شاهزاده آشنا شدی.

752
00:43:45,456 --> 00:43:47,192
‫ازش خوشت میاد.

753
00:43:47,292 --> 00:43:50,261
‫یادت می‌ندازه به یکی که هردومون می‌شناسیم.

754
00:43:51,396 --> 00:43:53,298
‫یه جور دیگه شدی.

755
00:43:54,165 --> 00:43:56,735
‫شاید یه چیزی رو اونجا جا گذاشتم.

756
00:43:57,535 --> 00:43:59,838
‫ولی در عوض یه چیز دیگه به دست آوردی.

757
00:43:59,938 --> 00:44:02,874
‫آره، این کاملاً درسته.

758
00:44:04,175 --> 00:44:06,244
‫راستی، اتفاقاً

759
00:44:06,344 --> 00:44:09,380
‫با ملکه هم آشنا شدی؟

760
00:44:09,480 --> 00:44:11,850
‫آره.ولی تو رو بیشتر دوست دارم.

761
00:44:25,263 --> 00:44:26,998
‫رونا...

762
00:44:27,899 --> 00:44:29,200
‫هوم.

763
00:44:33,404 --> 00:44:35,006
‫بشین.

764
00:44:36,374 --> 00:44:37,508
‫همون‌جا بمون.

765
00:44:48,286 --> 00:44:51,155
‫حقیقت اینه که...

766
00:44:51,156 --> 00:44:54,125
‫خیلی وقته دارم از همه‌چی فرار می‌کنم

767
00:45:00,098 --> 00:45:02,801
‫و یه بخش از وجودم هر کاری از دستش برمیومد می‌کرد

768
00:45:02,901 --> 00:45:06,703
‫تا از اون بخش دیگه‌ی وجودم فرار کنه.

769
00:45:06,704 --> 00:45:09,340
‫می‌دونی، همون هیولا

770
00:45:10,308 --> 00:45:13,677
‫ولی یه جوری، اون بخش دیگه

771
00:45:13,678 --> 00:45:15,781
‫شروع کرد به...

772
00:45:17,015 --> 00:45:18,383
‫دنبال کردنم.

773
00:45:22,353 --> 00:45:24,089
‫سگ خوب.

774
00:45:37,903 --> 00:45:41,372
‫برای همین مجبور شدم با...

775
00:45:44,709 --> 00:45:46,111
‫این روبه‌رو بشم.

776
00:45:51,416 --> 00:45:54,719
‫ از دست دادن پدرم یادآوری دردناکی بود

777
00:45:54,820 --> 00:45:58,556
‫ولی در عین حال یادآور این بود که از کجا اومدیم

778
00:45:59,991 --> 00:46:01,425
‫قبل از اینکه پدرم بمیره

779
00:46:01,426 --> 00:46:04,395
‫اون... خوشحال بود.

780
00:46:05,196 --> 00:46:08,398
‫برای همین این اواخر

781
00:46:08,399 --> 00:46:12,070
‫با خودم فکر می‌کردم شاید منم بتونم خوشحال باشم

782
00:46:16,241 --> 00:46:19,710
‫و... این یه جور خیلی صادقانه و خجالت‌آور

783
00:46:19,811 --> 00:46:22,047
‫و زیادی طولانی بود برای اینکه بگم آره

784
00:46:22,147 --> 00:46:23,781
‫این گردنبند برام خیلی خاصه.

785
00:46:23,915 --> 00:46:26,684
‫ببخشید.
‫فکر کنم فقط یه کم استرس دارم.

786
00:46:26,784 --> 00:46:29,620
‫فکر نمی‌کردم به این دعوت جواب مثبت بدی.

787
00:46:31,556 --> 00:46:33,091
‫خب...

788
00:46:33,191 --> 00:46:35,260
‫تو هنوز یه نوشیدنی به من بدهکاری.

789
00:46:36,594 --> 00:46:39,364
‫ولی راستش منم... منم استرس دارم.

790
00:46:40,165 --> 00:46:43,434
‫آخه ما دوتا گذشته‌ی زیادی با هم داریم

791
00:46:43,534 --> 00:46:44,936
‫آواز خوندن، چاقو زدن.

792
00:46:45,036 --> 00:46:46,603
‫خیلی خفن بود.

793
00:46:46,604 --> 00:46:48,874
‫یه‌سری چیزای دیگه هم هست که ظاهراً محرمانه‌ست.

794
00:46:48,974 --> 00:46:51,843
‫با این حال، هردومون الان اینجاییم.

795
00:46:51,943 --> 00:46:53,611
‫می‌تونیم از اول شروع کنیم؟

796
00:46:55,113 --> 00:46:56,781
‫باید ببینیم.

797
00:46:57,500 --> 00:47:17,500
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

