1
00:00:04,110 --> 00:00:06,110
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,150 --> 00:00:08,020
‫همین الان شش تفنگدار
‫به بانک حمله کردن.

3
00:00:09,110 --> 00:00:10,330
‫این آدم به فکر کارهای بزرگه.

4
00:00:10,370 --> 00:00:11,850
‫بزرگ‌ترین بانک نیویورک هم که...

5
00:00:11,900 --> 00:00:13,070
‫بانک «فدرال رزرو»ه.

6
00:00:13,120 --> 00:00:14,990
‫چطوری می‌خواد شش هزار تن طلا رو بدزده؟

7
00:00:16,380 --> 00:00:18,030
‫جریان چیه؟

8
00:00:18,080 --> 00:00:20,080
‫اسم زنی که ربودنش، امیره عجه است.

9
00:00:20,120 --> 00:00:22,650
‫می‌تونن گاوصندوق بانک رو
‫با المان‌های زیست‌سنجیش باز کنن.

10
00:00:22,690 --> 00:00:26,740
‫من هفت بانک رو تصاحب کردم،
‫ولی دنبال پول نبودم.

11
00:00:28,130 --> 00:00:29,780
‫باید زنده بمونیم که بتونیم انتقام بگیریم.

12
00:00:29,830 --> 00:00:32,440
‫خب، چند وقت بود
‫که یاد آیزاک بیگبی نیفتاده بودی؟

13
00:00:32,480 --> 00:00:33,920
‫آیزاک بیگبی دیگه کدوم خریه؟

14
00:00:33,960 --> 00:00:35,440
‫قاتل مادرمه.

15
00:00:35,490 --> 00:00:38,100
‫واقعا شوهرت رو به «اف‌بی‌آی» تحویل دادی.

16
00:00:38,140 --> 00:00:40,360
‫خودت و سرگی پیشش بودین...
‫قضیه فراتر از این حرف‌هاست.

17
00:00:40,400 --> 00:00:42,840
‫بذار برو و دیگه برنگرد.

18
00:00:42,880 --> 00:00:44,060
‫خاندان بلاک کی هستن؟

19
00:00:44,100 --> 00:00:45,670
‫سوالت پیچیده است.

20
00:00:45,710 --> 00:00:47,720
‫یه خاندان خلافکار اوکراینی‌ان.

21
00:00:47,760 --> 00:00:50,200
‫اطلاعات مربوط به هدف بعدیش
‫تو داستان‌هایی...

22
00:00:50,240 --> 00:00:51,980
‫که تعریف می‌کرده، موجود بوده.

23
00:00:52,020 --> 00:00:54,940
‫دسترسی و اطلاعات وال
‫از بقیه‌مون بیشتره.

24
00:00:54,980 --> 00:00:56,550
‫من که به حرفش گوش می‌دم.
‫بهتره تو هم گوش بدی.

25
00:00:56,590 --> 00:00:57,860
‫انگار دارین مقامم رو تنزل می‌دین.

26
00:00:57,900 --> 00:00:59,120
‫حقیقت از این قراره دیگه دوک.

27
00:00:59,160 --> 00:01:01,380
‫اطلاعاتشون رو از کجا دریافت می‌کنه؟

28
00:01:01,430 --> 00:01:03,690
‫پیام‌هاش کلا صفر و یکی هستن.

29
00:01:03,730 --> 00:01:05,300
‫کل اشخاصی که کله‌پا کردی
‫تو این عکس حضور دارن.

30
00:01:05,340 --> 00:01:07,300
‫بعدش می‌ری سراغ بقیه‌شون؟

31
00:01:07,340 --> 00:01:09,260
‫وال ترنر جواب سوالت رو کشف می‌کنه.

32
00:01:15,600 --> 00:01:18,300
‫[سال 2018.]

33
00:01:20,180 --> 00:01:22,530
‫- هوم.
‫- هوم.

34
00:01:22,580 --> 00:01:24,930
‫چه خانم خونه‌ای هستی.

35
00:01:24,970 --> 00:01:26,580
‫عشق می‌کنم.

36
00:01:26,620 --> 00:01:30,110
‫عادت نکنی‌ها.
‫امروز مناسبت خاصیه.

37
00:01:34,330 --> 00:01:36,330
‫بریم تمومش کنیم.

38
00:01:45,210 --> 00:01:48,340
‫خواهش می‌کنم، من که همه‌چی رو بهتون گفتم.

39
00:01:48,390 --> 00:01:51,430
‫یه مقدار اطلاعات در اختیارمون گذاشتی پاشا،

40
00:01:51,480 --> 00:01:54,220
‫البته مجبور شدیم قانعت کنیم.

41
00:01:54,260 --> 00:01:57,790
‫ولی همه‌چی رو بهمون نگفتی،
‫هنوز که نگفتی.

42
00:01:57,830 --> 00:01:59,440
‫می‌ترسی.

43
00:01:59,480 --> 00:02:02,140
‫پای افراد قدرتمندی وسطه.

44
00:02:02,180 --> 00:02:04,790
‫ولی بهتره فعلا از خودمون بترسی.

45
00:02:04,840 --> 00:02:08,800
‫اعتراف می‌کنم خودم بمبه رو
‫تو کلیسائه جاساز کرده بودم.

46
00:02:17,890 --> 00:02:20,370
‫همسرم مریض بود.

47
00:02:20,420 --> 00:02:22,640
‫خرج دکترش رو نداشتم.

48
00:02:22,680 --> 00:02:25,470
‫گفته بودن بهم کلی پول می‌دن.

49
00:02:25,510 --> 00:02:28,380
‫حال همسرت الان بهتره؟
‫خوب شده؟

50
00:02:28,430 --> 00:02:31,860
‫دیگه کار از کار گذشته بود.
‫به هیچ دردی نخورد.

51
00:02:31,910 --> 00:02:33,390
‫خیلی شرمنده‌ام.

52
00:02:33,430 --> 00:02:37,350
‫اسم کسی رو که اجیرت کرده بود بگو.

53
00:02:38,300 --> 00:02:40,310
‫اگه بکم بگم که من رو راحت می‌کشین.

54
00:02:40,350 --> 00:02:44,180
‫نه، نمی‌کشمت.

55
00:02:45,790 --> 00:02:48,180
‫قول می‌دم.

56
00:02:49,190 --> 00:02:50,580
‫چیزی نیست.

57
00:02:52,410 --> 00:02:54,540
‫آروم دم گوشم بگو.

58
00:03:01,890 --> 00:03:04,370
‫تو خیلی چیزهامون رو ازمون گرفتی پاشا.

59
00:03:08,730 --> 00:03:11,380
‫کل خاندان شوهرم رو به قتل رسوندی...

60
00:03:11,420 --> 00:03:12,730
‫و زندگیمون رو نابود کردی.

61
00:03:12,770 --> 00:03:17,340
‫خیلی وقته که داریم
‫بار این سوگواری رو به دوش می‌کشیم.

62
00:03:18,650 --> 00:03:22,740
‫مشخصه که پشیمونی،
‫ولی یعنی عدالت برقرار شده؟

63
00:03:24,000 --> 00:03:26,920
‫ولی من که بهت قول دادم.

64
00:03:26,960 --> 00:03:30,270
‫اینه که نمی‌کشمت.

65
00:03:30,310 --> 00:03:33,050
‫ولی ایشون می‌کشدت.

66
00:03:38,450 --> 00:03:40,450
‫اون روز عدالت رو به صورت جزئی برقرار کردیم،

67
00:03:40,500 --> 00:03:42,280
‫ولی هنوز کلی مونده بود.

68
00:03:42,330 --> 00:03:44,668
‫- [«فرت توتن».]
‫- یعنی پاشا آنتونف...

69
00:03:44,692 --> 00:03:47,030
‫اعتراف کرده بود یکی از اعضای...

70
00:03:47,070 --> 00:03:50,590
‫دولت کاتلر اجیرش کرده بوده
‫که تو عروسیتون بمب‌گذاری کنه؟

71
00:03:51,460 --> 00:03:53,290
‫یکی از حضار این عکس بوده؟

72
00:03:53,340 --> 00:03:55,080
‫می‌شه بگی کدومشون بوده
‫که دیگه زحمت نکشم...

73
00:03:55,120 --> 00:03:56,990
‫تا خودم بفهمم؟

74
00:03:58,560 --> 00:04:01,210
‫واسه چی یکی از دولت‌مردان ایالات متحده...

75
00:04:01,260 --> 00:04:03,910
‫باید دستور کشتار خاندان ودیانف رو صادر کنه؟

76
00:04:03,960 --> 00:04:07,260
‫شاید بتونی وقتی طرف رو دیدی،
‫همین سوال رو ازش بپرسی.

77
00:04:07,310 --> 00:04:09,740
‫من تاریخ خدمت این اشخاص تو دولت کاتلر...

78
00:04:09,790 --> 00:04:12,530
‫و زمان ورود و خروجشون
‫به کاخ سفید رو درآوردم.

79
00:04:12,570 --> 00:04:14,840
‫دارن فیلم پهبادی
‫انفجار کلیسائه رو تماشا می‌کنن،

80
00:04:14,880 --> 00:04:15,790
‫مگه نه؟

81
00:04:18,360 --> 00:04:20,800
‫دارن قتل‌عام صد و هشت...

82
00:04:20,840 --> 00:04:24,980
‫مرد، زن و بچه رو تماشا می‌کنن.

83
00:04:26,370 --> 00:04:28,410
‫چه کابوسی بوده.

84
00:04:28,460 --> 00:04:30,290
‫از کابوس هم بدتر بود.

85
00:04:32,330 --> 00:04:34,640
‫تا الان دیگه حالیشون نکردی؟

86
00:04:34,680 --> 00:04:36,810
‫یه هفته است که کار کل شهر به وقفه افتاده...

87
00:04:36,860 --> 00:04:39,300
‫و هنوز هم ملت بیگناه رو گروگان گرفتن.

88
00:04:39,340 --> 00:04:41,600
‫چهار تن از مسئولین حاضر تو این عکس...

89
00:04:41,650 --> 00:04:43,730
‫همین الان متهم شدن.

90
00:04:43,780 --> 00:04:45,610
‫من که کلی شخص دیگه تو این عکس می‌بینم...

91
00:04:45,650 --> 00:04:47,610
‫که هنوز راست راست می‌گردن.

92
00:04:47,650 --> 00:04:49,440
‫خیلی‌خب،
‫پس یه قراری باهات می‌ذارم.

93
00:04:49,480 --> 00:04:51,480
‫اگه بانک‌های تحت سلطه‌ات رو آزاد کنی،

94
00:04:51,520 --> 00:04:53,740
‫کارهای بقیه‌شون رو بررسی می‌کنیم.

95
00:04:53,790 --> 00:04:57,270
‫شما که الانش هم دارین بررسی می‌کنین،
‫ولی برتری با منه.

96
00:04:57,310 --> 00:05:00,230
‫ولی از همکاری خوشم میاد.

97
00:05:00,270 --> 00:05:01,710
‫به نظر من که همکاری محسوب نمی‌شیم.

98
00:05:01,750 --> 00:05:04,800
‫ای بابا، آدم که اصلا خبر نداره...

99
00:05:04,840 --> 00:05:07,110
‫کسی واقعا باهاش همکار می‌شه یا نه.

100
00:05:07,150 --> 00:05:10,460
‫تا تک‌تکشون به سزای اعمالشون نرسن،
‫دست‌بردار نیستم.

101
00:05:10,500 --> 00:05:13,630
‫همین هفته تولد مادرته، مگه نه؟

102
00:05:14,900 --> 00:05:17,640
‫اگه یه نفر خشونت‌آمیز برخورد نمی‌کرد،

103
00:05:17,680 --> 00:05:22,290
‫هنوز هم زنده بود.

104
00:05:22,340 --> 00:05:24,470
‫دلت نمی‌خواد می‌تونستی
‫آیزاک بیگبی رو بابت کل چیزهایی...

105
00:05:24,510 --> 00:05:26,430
‫که ازت گرفته به سزای اعمالش برسونی؟

106
00:05:26,470 --> 00:05:28,130
‫بیگبی مرده.

107
00:05:30,430 --> 00:05:32,260
‫من قبول کردم حقیقت از این قراره...

108
00:05:32,300 --> 00:05:35,660
‫که قرار نیست عدالت
‫در راستای مرگ مادرم برقرار بشه.

109
00:05:35,700 --> 00:05:38,140
‫ولی اگه می‌شد برقرار بشه چی؟

110
00:05:39,360 --> 00:05:42,140
‫اگه می‌تونستی باهاش صحبت کنی چی؟

111
00:05:42,180 --> 00:05:43,790
‫بیش از حدی که من و سرگی...

112
00:05:43,840 --> 00:05:46,800
‫به پاشا آنتونف رحم کردیم،
‫بهش رحم می‌کردی؟

113
00:05:46,840 --> 00:05:48,970
‫من با حالات فرضی کار ندارم.

114
00:05:49,020 --> 00:05:52,060
‫با واقعیت کنونی کار دارم.

115
00:05:52,110 --> 00:05:54,810
‫هوم. تو هم به فکر گذشته‌ای، دروغ نگو.

116
00:05:57,370 --> 00:05:58,550
‫بعدش کی رو کله‌پا می‌کنی؟

117
00:05:58,590 --> 00:06:00,810
‫خودت می‌فهمی.

118
00:06:03,600 --> 00:06:07,050
‫[«فدرال رزرو».
‫بانک شماره شش.]

119
00:06:07,100 --> 00:06:09,119
‫[اعضای هیئت مدیره بانک «فدرال رزرو».]

120
00:06:09,120 --> 00:06:11,690
‫باید به موقع به در سوم برسیم
‫که اسکن عنبیه ردیف بشه.

121
00:06:11,740 --> 00:06:13,950
‫سباستین، گراسل، پسره رو بیارین.

122
00:06:14,000 --> 00:06:16,520
‫لیام،

123
00:06:16,570 --> 00:06:17,920
‫کیفه رو بیار
‫و سیم‌کشیش رو ردیف کن.

124
00:06:17,960 --> 00:06:18,790
‫بریم تو کارش.

125
00:06:24,570 --> 00:06:26,530
‫کجا می‌برینمون؟

126
00:06:26,580 --> 00:06:27,880
‫خیلی‌خب، دارم میام دیگه.

127
00:06:27,930 --> 00:06:29,670
‫همگی می‌ریم پایین، دم گاوصندوق.

128
00:06:29,710 --> 00:06:32,450
‫هر چی گفتم، می‌گین چشم.

129
00:06:53,950 --> 00:06:56,080
‫باید به رئیس‌جمهور خبر بدم.

130
00:06:56,130 --> 00:06:57,910
‫خب، از ورودی راه‌پله‌اش رد شده یا...

131
00:06:57,960 --> 00:07:00,000
‫دارن بازش می‌کنن
‫و احتمالا به زودی ازش رد می‌شن.

132
00:07:00,040 --> 00:07:02,310
‫ولی دلیل نمی‌شه هنوز
‫وارد گاوصندوق طلا شده باشن خانم.

133
00:07:02,350 --> 00:07:03,660
‫یعنی با رئیس دفتر رئیس‌جمهور تماس گرفتین...

134
00:07:03,700 --> 00:07:05,310
‫که بگین همه‌چی روبه‌راهه؟

135
00:07:05,350 --> 00:07:06,750
‫برین سر اصل مطلب دیگه.

136
00:07:06,790 --> 00:07:08,440
‫راه‌پله مذکور به طبقات زیرزمینی...

137
00:07:08,490 --> 00:07:09,580
‫و طلاها ختم می‌شن.

138
00:07:09,620 --> 00:07:12,010
‫ولی موانع امنیتی گسترده‌ای براش تدبیر کردن.

139
00:07:12,060 --> 00:07:13,270
‫روخلیو،
‫معاونت...

140
00:07:13,320 --> 00:07:14,710
‫نباید این‌قدر اوضاع رو تلطیف کنه.

141
00:07:14,750 --> 00:07:16,890
‫اوضاع بدجوری خرابه.

142
00:07:16,930 --> 00:07:19,980
‫اگه شش هزار تن طلای اون گاوصندوق رو ببرن،

143
00:07:20,020 --> 00:07:23,630
‫دستکاریشون کنن، بهشون دست بزنن،
‫یا باهاشون یه سلفی بگیرن،

144
00:07:23,680 --> 00:07:25,290
‫کل مردم دنیا می‌گن
‫ایالات متحده...

145
00:07:25,330 --> 00:07:27,940
‫نمی‌تونه از اموالش محافظت کنه
‫و ارزش دلار سقوط می‌کنه.

146
00:07:27,990 --> 00:07:30,600
‫احتمال وقوع رکود اقتصادی جهانی وجود داره.

147
00:07:30,640 --> 00:07:32,250
‫ببینین، تمام توانمون رو
‫به کار می‌گیریم...

148
00:07:32,290 --> 00:07:33,730
‫که نذاریم چنین اتفاقی رخ بده.

149
00:07:33,770 --> 00:07:35,210
‫رئیس‌جمهور سه بعد از ظهر
‫تو تالار مطبوعات کنفرانس داره.

150
00:07:35,250 --> 00:07:36,650
‫باید به اون افعی‌ها همین رو بگه؟

151
00:07:36,690 --> 00:07:39,480
‫خانم، دو شخص دیگه هم
‫تو عکسه حضور دارن...

152
00:07:39,520 --> 00:07:40,650
‫که چهره‌شون مشخصه.

153
00:07:40,690 --> 00:07:42,350
‫قراره بعدش یکیشون رو کله‌پا کنه.

154
00:07:42,390 --> 00:07:43,610
‫فعلا داریم همین مسئله رو بررسی می‌کنیم.

155
00:07:43,650 --> 00:07:44,960
‫من قاضی کارولین والش رو می‌شناسم.

156
00:07:45,000 --> 00:07:46,180
‫نمی‌دونم واسه چی باید بخواد کله‌پاش کنه.

157
00:07:46,220 --> 00:07:47,530
‫همچنین.

158
00:07:47,570 --> 00:07:48,880
‫با این حال، گفتم خونه‌اش رو
‫تحت نظر داشته باشن.

159
00:07:48,920 --> 00:07:51,140
‫اون یکی هم احمد عبدله.

160
00:07:51,180 --> 00:07:54,190
‫سال 2011، از دستیاران دولت کاتلر بوده.

161
00:07:54,230 --> 00:07:55,580
‫داریم شرکت‌هایی رو
‫که بعد از اتمام...

162
00:07:55,620 --> 00:07:57,100
‫کارش تو کاخ سفید تأسیس کرده،
‫بررسی می‌کنیم.

163
00:07:57,140 --> 00:08:01,320
‫«اوپال الکترونیکس»، «سیبل گیمینگ»
‫و «تایتان کانسالتنتس».

164
00:08:01,370 --> 00:08:02,850
‫«تایتان»؟

165
00:08:02,890 --> 00:08:05,500
‫همین شرکت چهار سال پیش
‫تدابیر امنیتی «فدرال رزرو» رو...

166
00:08:05,540 --> 00:08:07,070
‫مجددا سرهم‌بندی کردن.

167
00:08:07,110 --> 00:08:08,680
‫یعنی اگه یه نفر هم
‫بتونه جلوی «سفیدبرفی» رو بگیره...

168
00:08:08,720 --> 00:08:11,460
‫که طلاها رو نزدن، کار خودشه.

169
00:08:11,510 --> 00:08:15,080
‫یعنی فدوروا قطعا می‌خواد عبدل رو بکشه.

170
00:08:15,120 --> 00:08:17,030
‫- بیارینش اینجا.
‫- دارم می‌رم.

171
00:08:19,250 --> 00:08:20,520
‫گفتین اسمش چی بود؟

172
00:08:20,560 --> 00:08:21,950
‫اسمش وال ترنره.

173
00:08:22,000 --> 00:08:23,610
‫تو هم همکارشی فلاورز؟

174
00:08:23,650 --> 00:08:25,000
‫همین‌طوره خانم.

175
00:08:25,040 --> 00:08:26,830
‫به کارتون ادامه بدین.

176
00:08:26,870 --> 00:08:28,520
‫الان به رئیس‌جمهور خبر می‌دم.

177
00:08:31,480 --> 00:08:33,400
‫آره.

178
00:08:34,050 --> 00:08:36,270
‫همین‌طور به کارتون ادامه بدین.

179
00:08:51,980 --> 00:08:53,200
‫اولین دروازه رو که رد کردین،

180
00:08:53,240 --> 00:08:54,420
‫ولی باید کلی زحمت بکشین...

181
00:08:54,460 --> 00:08:55,640
‫تا دستتون به طلاها برسه.

182
00:09:01,820 --> 00:09:04,210
‫مثلا در این حد؟

183
00:09:04,260 --> 00:09:05,430
‫نه!

184
00:09:05,470 --> 00:09:07,690
‫سیم‌کشیش کردم، آماده است.

185
00:09:10,090 --> 00:09:11,780
‫می‌خواین باهاش چیکار کنین؟

186
00:09:11,830 --> 00:09:14,270
‫آقا، من مادرم و دو تا بچه کوچولوم
‫تو خونه منتظرمن.

187
00:09:14,310 --> 00:09:15,960
‫التماستون می‌کنم خواهشا بلایی سرم نیارین.

188
00:09:16,010 --> 00:09:18,050
‫کاری نکن که بخوام بلایی سرت بیارم.

189
00:09:27,200 --> 00:09:28,929
‫[«فرت توتن».]

190
00:09:28,930 --> 00:09:31,020
‫پیام‌های رمزی‌ای رو که با میز فرمان...

191
00:09:31,060 --> 00:09:33,630
‫اتاق جنگمون به فدوروا فرستاده بودن،
‫ردیابی کردیم.

192
00:09:33,680 --> 00:09:35,370
‫منشأ اکثرشون گوشی‌های...

193
00:09:35,420 --> 00:09:36,770
‫داخل بانک‌های تحت سلطه‌شون بوده.

194
00:09:36,810 --> 00:09:39,810
‫اعضای «سفیدبرفی» به فدوروا خبر می‌دادن.

195
00:09:39,860 --> 00:09:41,380
‫ولی یه داده پرت هم داریم.

196
00:09:41,420 --> 00:09:42,950
‫منشأ یک‌سوم پیام‌هاشون...

197
00:09:42,990 --> 00:09:45,950
‫گوشی‌ای در شمال شهر بوده.

198
00:09:45,951 --> 00:09:47,050
‫[زندان پیکسکیل.]

199
00:09:49,210 --> 00:09:51,000
‫زندان پیکسکیله.

200
00:09:51,040 --> 00:09:53,740
‫هوم، کسی جز اوون ترنر
‫از بین زندانیان اون زندان...

201
00:09:53,780 --> 00:09:56,660
‫به ذهنم نمی‌رسه که
‫بخواد براش پیام بفرسته.

202
00:09:57,480 --> 00:09:58,790
‫آره.

203
00:09:58,791 --> 00:10:00,250
‫[زندان پیکسکیل.]

204
00:10:06,710 --> 00:10:08,100
‫آقای عبدل؟

205
00:10:08,150 --> 00:10:09,150
‫بله؟

206
00:10:09,190 --> 00:10:12,850
‫مأمور ویژه «اف‌بی‌آی»، وال ترنر هستم.

207
00:10:12,890 --> 00:10:14,110
‫شرمنده که بی‌خبر اومدم،

208
00:10:14,150 --> 00:10:16,370
‫ولی گوشیتون رو جواب نمی‌دین.

209
00:10:16,410 --> 00:10:17,630
‫یه دقیقه وقت دارین؟

210
00:10:17,680 --> 00:10:19,290
‫نه، وقت ندارم.

211
00:10:19,330 --> 00:10:22,160
‫آها، صرفا داشتم ادب رو رعایت می‌کردم.

212
00:10:22,200 --> 00:10:24,770
‫من به دستور رئیس «اف‌بی‌آی» و کاخ سفید...

213
00:10:24,810 --> 00:10:25,860
‫اومدم اینجا.

214
00:10:25,900 --> 00:10:27,290
‫در رو باز کنین.

215
00:10:31,520 --> 00:10:33,170
‫چیکار دارین؟

216
00:10:33,210 --> 00:10:35,300
‫ببینین، افراد «سفیدبرفی» دارن سعی می‌کنن...

217
00:10:35,350 --> 00:10:38,040
‫گاوصندوق طلای «فدرال رزرو» رو باز کنن.

218
00:10:38,090 --> 00:10:41,920
‫از منابع موثقی شنیدم
‫می‌تونین کمکمون کنیم که جلوشون رو بگیریم.

219
00:10:41,960 --> 00:10:44,090
‫متوجه منظورتون نمی‌شم.

220
00:10:44,140 --> 00:10:45,490
‫آقای عبدل،

221
00:10:45,530 --> 00:10:47,710
‫شاید فدوروا برنامه دیگه‌ای
‫براتون ریخته باشه،

222
00:10:47,750 --> 00:10:50,800
‫ولی اگه نمی‌خواین متهم یا تحقیر بشین،

223
00:10:50,840 --> 00:10:53,800
‫کمکم کنین
‫که من هم کمکتون کنم.

224
00:10:58,630 --> 00:11:00,070
‫با گوشیم کنترل می‌شه.

225
00:11:00,110 --> 00:11:01,760
‫این روزها دیگه چی با گوشی کنترل نمی‌شه؟

226
00:11:04,030 --> 00:11:06,160
‫من فقط اسمش رو تو اخبار شنیدم، همین و بس.

227
00:11:06,200 --> 00:11:07,900
‫درک نمی‌کنم واسه چی
‫باید بخواد من رو کله‌پا کنه.

228
00:11:07,940 --> 00:11:10,290
‫خب، اکثر حضار دیگه این عکس
‫رو کله‌پا کرده دیگه.

229
00:11:10,340 --> 00:11:13,210
‫در نتیجه، منطقیه الان دنبال شما باشه.

230
00:11:13,250 --> 00:11:16,000
‫وای خدا.
‫این عکس رو از کجا آوردین؟

231
00:11:16,040 --> 00:11:18,170
‫به نظر خودتون از کجا آوردیم؟

232
00:11:18,220 --> 00:11:19,870
‫خیلی‌خب، اِم،

233
00:11:19,910 --> 00:11:22,130
‫من صرفا مسئول دوربین پهباده بودم.

234
00:11:22,180 --> 00:11:24,130
‫دستیار فنیشون بودم.

235
00:11:24,180 --> 00:11:25,700
‫دقیقه نودی خبرم کرده بودم،

236
00:11:25,740 --> 00:11:26,750
‫ولی خبر نداشتم جریان از چه قراره،

237
00:11:26,790 --> 00:11:27,830
‫تازه بعدش فهمیدم جریان چی بود.

238
00:11:27,880 --> 00:11:29,010
‫من هیچ بلایی سرش نیاورده بودم.

239
00:11:29,050 --> 00:11:30,790
‫مطمئن نیستم خودش
‫با نظرتون موافق باشه.

240
00:11:30,840 --> 00:11:32,140
‫خیلی‌خب، خبر داره جون برادبری...

241
00:11:32,190 --> 00:11:33,320
‫بهم گفته بود
‫اگه جیکم دربیاد،

242
00:11:33,360 --> 00:11:35,670
‫شهروندیم رو لغو می‌کنه...

243
00:11:35,710 --> 00:11:37,540
‫و والدینم رو دیپورت می‌کنه
‫که برگردن سوریه؟

244
00:11:37,580 --> 00:11:38,710
‫من بیگناهم بابا.

245
00:11:40,320 --> 00:11:42,810
‫چند وقته که منتظرم بودی، مگه نه؟

246
00:11:44,070 --> 00:11:46,680
‫احتمال می‌دادم خودش هم بیاد.
‫دیدم اخیرا چه خبر بوده دیگه.

247
00:11:46,720 --> 00:11:49,860
‫انگار گلوم رو گذاشتن وسط گیره مکانیکی
‫و دارن می‌بندنش.

248
00:11:49,900 --> 00:11:51,640
‫می‌خوای بسته نشه؟

249
00:11:51,680 --> 00:11:54,080
‫کمکمون کن نذاریم «سفیدبرفی»
‫وارد گاوصندوق طلای «رزرو» بشه.

250
00:11:54,120 --> 00:11:56,340
‫خودتون فرض کردین
‫می‌شه واردش شدها.

251
00:11:56,380 --> 00:11:58,120
‫اگه خودت ساخته باشیش،
‫می‌تونی ردش کنی دیگه.

252
00:12:00,260 --> 00:12:02,130
‫خیلی‌خب.
‫یه در مخفی داره.

253
00:12:02,170 --> 00:12:04,170
‫این‌جوری اگه سامانه‌شون به خطر بیفته،

254
00:12:04,220 --> 00:12:05,700
‫می‌تونم واردش بشم
‫و به صورت دستی بازنشانیش کنم.

255
00:12:05,740 --> 00:12:09,220
‫ولی باید به سرور «رزرو» وصل بشم.

256
00:12:09,270 --> 00:12:11,750
‫چه عالی. تو راه صحبت می‌کنیم.

257
00:12:11,790 --> 00:12:13,360
‫این دیگه چه کوفتیه؟

258
00:12:13,400 --> 00:12:16,930
‫گمون نکنم مأمورین دیگه‌ای
‫با خودتون آورده باشین.

259
00:12:16,970 --> 00:12:19,020
‫نه، قطعا همراه من نیومده بودن.

260
00:12:19,060 --> 00:12:21,800
‫اِم، کجا می‌شه پناه گرفت؟

261
00:12:21,840 --> 00:12:23,190
‫از... از... از دست کی؟

262
00:12:23,240 --> 00:12:24,670
‫احمد.

263
00:12:24,720 --> 00:12:26,630
‫پشت... پشت کتابخونه
‫یه اتاق امن هست.

264
00:12:26,670 --> 00:12:27,810
‫خوبه، برو.

265
00:12:27,850 --> 00:12:29,500
‫وایستا ببینم، خونه‌ات با گوشیت کنترل می‌شه؟

266
00:12:29,550 --> 00:12:30,810
‫قفلش رو باز کن و بدش به من.

267
00:12:31,850 --> 00:12:34,420
‫خیلی‌خب، برو.

268
00:12:41,950 --> 00:12:43,870
‫سلام وال، عبدل رو پیدا کردی؟

269
00:12:43,910 --> 00:12:45,260
‫همین الان سه تفنگدار مسلح...

270
00:12:45,300 --> 00:12:47,260
‫با نقاب‌های «سفیدبرفی» اومدن اینجا.

271
00:12:47,300 --> 00:12:49,000
‫گمون کنم داره سعی می‌کنه بکشدش.

272
00:12:49,050 --> 00:12:50,610
‫نیروی کمکی می‌فرستم.
‫معطلشون کن.

273
00:13:25,210 --> 00:13:26,950
‫«اف‌بی‌آی»!
‫سلاحت رو بنداز!

274
00:13:53,760 --> 00:13:54,850
‫ای بابا!

275
00:13:57,200 --> 00:13:59,770
‫زود باش بیا بیرون.

276
00:13:59,810 --> 00:14:01,160
‫آخر خطه.

277
00:14:16,740 --> 00:14:17,660
‫خیر سرت باید بری تو اتاق امن.

278
00:14:17,700 --> 00:14:18,790
‫یه تفنگدار دیگه هم هست‌ها.

279
00:14:18,830 --> 00:14:20,660
‫در اتاق امنم گیر کرده.

280
00:14:20,700 --> 00:14:22,230
‫آخه چرا گیر کرده؟

281
00:14:22,270 --> 00:14:23,400
‫چون بهش نیاز داریم دیگه.

282
00:14:23,440 --> 00:14:25,580
‫تکنولوژی هر وقت بهش نیاز داری، کم میاره.

283
00:14:25,620 --> 00:14:27,450
‫گوشیم رو بدین.

284
00:14:36,200 --> 00:14:37,590
‫صدای سومین تفنگدار بود.

285
00:14:39,590 --> 00:14:41,940
‫بگو بس کنن.

286
00:14:41,980 --> 00:14:43,330
‫زود باش!

287
00:14:43,380 --> 00:14:45,200
‫متوجه نمی‌شم.

288
00:14:45,250 --> 00:14:46,990
‫به افرادت بگو دست بردارن.

289
00:14:47,030 --> 00:14:49,120
‫هر بلایی سر ترنر بیاد،
‫همون بلا رو سر خودت میارم.

290
00:14:50,470 --> 00:14:53,950
‫بلایی سر مأمور ترنر بیارم؟
‫واسه چی باید چنین کاری بکنم؟

291
00:14:59,040 --> 00:15:01,530
‫به نفعته دعا کنی
‫پلیس ایالتی به موقع به دادشون برسه.

292
00:15:26,250 --> 00:15:28,380
‫خودم می‌دونم اون تویی.

293
00:15:28,420 --> 00:15:31,470
‫آروم بیا بیرون پسر.

294
00:15:31,510 --> 00:15:33,770
‫مجبورم نکن بیام تو و گیرت بندازم.

295
00:15:33,820 --> 00:15:35,120
‫آخ!

296
00:15:40,350 --> 00:15:42,220
‫- بیا اینجا.
‫- اوضاع ردیفه؟

297
00:15:42,260 --> 00:15:43,960
‫حرف نداره.

298
00:15:45,310 --> 00:15:46,530
‫وای خدایا.

299
00:15:46,570 --> 00:15:48,620
‫آره، معلومه فدوروا بدجوری...

300
00:15:48,660 --> 00:15:51,100
‫باهات مشکل داره
‫که سه تفنگدار فرستاده.

301
00:15:52,270 --> 00:15:53,710
‫سلام وال.

302
00:15:53,750 --> 00:15:55,230
‫دو تن از تفنگدارانش مردن.

303
00:15:55,270 --> 00:15:58,190
‫سومی رو بازداشت کردیم و دارن میارنش.

304
00:15:58,230 --> 00:16:00,630
‫جایی که تو بودی تیراندازی کردن وال؟

305
00:16:00,670 --> 00:16:04,460
‫جریان چیه؟
‫فدوروا داره خشن‌تر عمل می‌کنه؟

306
00:16:04,500 --> 00:16:05,590
‫باهاش صحبت کردین؟

307
00:16:05,630 --> 00:16:07,500
‫گفت کار خودش نیست.

308
00:16:07,550 --> 00:16:11,770
‫مرموزانه، گیج‌کننده یا رو اعصاب صحبت نکرد؟

309
00:16:11,810 --> 00:16:13,120
‫صرفا انکار کرد.

310
00:16:13,160 --> 00:16:14,900
‫باز هم بررسی می‌کنم.

311
00:16:16,800 --> 00:16:22,300
‫[مقر فرماندهی سیار «فدرال رزرو».]

312
00:16:24,000 --> 00:16:27,220
‫سلام رئیس رئال، خبر تیراندازیه
‫همین الان به گوشمون رسید.

313
00:16:27,260 --> 00:16:28,390
‫داریم اتاق بازجویی رو...

314
00:16:28,440 --> 00:16:30,610
‫خوبه دوک.
‫گوشی رو بده دست آنتونی فلاورز.

315
00:16:32,010 --> 00:16:33,100
‫رو چشمم.

316
00:16:36,010 --> 00:16:37,010
‫جناب رئیسه.

317
00:16:40,580 --> 00:16:41,970
‫فلاورز هستم، بفرمایین.

318
00:16:42,020 --> 00:16:43,890
‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی.

319
00:16:43,930 --> 00:16:46,720
‫برو زندان پیکسکیل
‫و با اوون ترنر صحبت کن.

320
00:16:46,760 --> 00:16:48,110
‫تو راه بهت می‌گم چه خبره.

321
00:16:48,150 --> 00:16:49,370
‫به کسی نگو کجا می‌ری.

322
00:16:49,420 --> 00:16:52,380
‫نه به دوک، مخصوصا نه به وال.

323
00:16:52,420 --> 00:16:54,290
‫- مفهومه؟
‫- بله جناب رئیس.

324
00:16:54,330 --> 00:16:55,380
‫شماره گوشیت رو بفرست.

325
00:16:55,420 --> 00:16:56,730
‫پشت فرمون که بودی،
‫باز باهات تماس می‌گیرم.

326
00:16:58,640 --> 00:17:01,560
‫باید برم، دستور گرفتم.

327
00:17:01,600 --> 00:17:03,300
‫چه دستوری گرفتی؟

328
00:17:03,340 --> 00:17:04,780
‫نمی‌تونم بگم.

329
00:17:29,930 --> 00:17:32,500
‫خوش اومدین خانم عجه.

330
00:17:32,550 --> 00:17:33,890
‫بیا.

331
00:17:39,420 --> 00:17:41,550
‫خوش اومدین آقای مک‌فرسون.

332
00:17:43,640 --> 00:17:45,250
‫اگه یکی دیگه از اعضای هیئت مدیره...

333
00:17:45,300 --> 00:17:48,040
‫«فدرال رزرو» رو با لباس مبدل نیاورده باشین،
‫دیگه کاری از پیش نمی‌برین.

334
00:17:48,080 --> 00:17:50,090
‫باید سه نفر باشیم
‫که بتونیم بریم تو گاوصندوق.

335
00:18:01,050 --> 00:18:03,270
‫براتون پرش می‌کنم خانم دوهرتی.

336
00:18:05,620 --> 00:18:07,670
‫خوش اومدین خانم دوهرتی.

337
00:18:14,070 --> 00:18:17,160
‫یکی رو رد کردیم، دو تا مونده.
‫بریم تو کارش.

338
00:18:22,750 --> 00:18:24,400
‫[نفوذ.]

339
00:18:25,730 --> 00:18:27,380
‫ببین، این‌جور مواقع کلافه می‌شم دیگه.

340
00:18:27,430 --> 00:18:29,690
‫بهم گفته بودین اگه المان‌های
‫زیست‌سنجی سه تن از اعضای...

341
00:18:29,730 --> 00:18:32,000
‫هیئت مدیره رو نداشته باشن،
‫اصلا نمی‌تونن در گاوصندوق رو باز کنن.

342
00:18:33,170 --> 00:18:35,130
‫اولین در گاوصندوق رو باز کردن.

343
00:18:35,170 --> 00:18:37,920
‫عبدل، ایشون نائب رئیس دوک هستن.

344
00:18:37,960 --> 00:18:40,000
‫شنیدم امروز صبح بهت خیلی سخت گذشته.

345
00:18:40,050 --> 00:18:42,700
‫گروهمون بیرون منتظرن بهشون ملحق بشی.

346
00:18:42,750 --> 00:18:44,660
‫بریم تمومش کنیم.

347
00:18:47,490 --> 00:18:49,140
‫نقشه‌هاش رو براتون درآوردیم.

348
00:18:49,190 --> 00:18:51,410
‫سومین تفنگدار خونه عبدل همین آدم بود.

349
00:18:51,450 --> 00:18:54,630
‫ببرینش تو مقر فرماندهی،
‫البته اگه از نظرت مشکلی نیست.

350
00:18:54,670 --> 00:18:55,850
‫حتی مطمئن نیستم رئیس هستم یا نه.

351
00:18:55,890 --> 00:18:57,370
‫- هستین.
‫- واقعا؟

352
00:18:57,410 --> 00:18:58,980
‫یه حسی بهم می‌گه
‫اگه موفق نشیم،

353
00:18:59,020 --> 00:19:01,330
‫باید برم دم «تایمز اسکوئر» کنیش بفروشم.

354
00:19:01,370 --> 00:19:02,940
‫احتمالا شرایط جفتمون یکسان باشه.

355
00:19:02,980 --> 00:19:04,590
‫رئیست دفتر رئیس‌جمهور که تو رو...

356
00:19:04,640 --> 00:19:06,600
‫بابت اشتباهاتت ملامت نکرده.

357
00:19:06,640 --> 00:19:08,160
‫کاملا هم برعکس بوده.

358
00:19:09,820 --> 00:19:12,340
‫موقع به روز رسانی سامانه‌شون،
‫گفته بودم در مخصوص آتش‌سوزی...

359
00:19:12,380 --> 00:19:14,040
‫گاوصندوقشون رو که به تونل متروی...

360
00:19:14,080 --> 00:19:16,610
‫خیابون ویلیام ختم می‌شد، مسدود کنن.

361
00:19:16,650 --> 00:19:17,740
‫یه نقطه ضعف داره.

362
00:19:17,780 --> 00:19:18,960
‫فقط آجر و دیوار خشکه.

363
00:19:19,000 --> 00:19:21,130
‫اصلا میل‌گرد نداره.
‫می‌تونیم خردش کنیم.

364
00:19:21,180 --> 00:19:23,790
‫بی سر و صدا با یه گروه کوچک وارد می‌شیم.

365
00:19:23,830 --> 00:19:25,620
‫تا نفهمیدن، کارمون رو می‌کنیم و می‌ریم.

366
00:19:25,660 --> 00:19:27,360
‫خودم می‌برمش اتاق سرور.

367
00:19:27,400 --> 00:19:28,660
‫تو از زندانیمون بازجویی کن.

368
00:19:29,790 --> 00:19:31,660
‫اِم، دوک؟

369
00:19:32,840 --> 00:19:36,060
‫ببین، دوک خیلی ترسوئه.

370
00:19:36,100 --> 00:19:37,150
‫بازجویی تخصص خودته،

371
00:19:37,190 --> 00:19:39,240
‫ما هم باید بهترین افرادمون رو
‫بفرستیم اون تو.

372
00:19:39,280 --> 00:19:42,280
‫رئیس‌جمهور هم نظاره‌گر عملیاته.

373
00:19:42,330 --> 00:19:43,940
‫درسته.

374
00:19:43,980 --> 00:19:45,850
‫یعنی اگه بی‌نقص پیش بره،

375
00:19:45,900 --> 00:19:49,640
‫از من تقدیر می‌کنن،
‫مقام تو رو هم مجددا برمی‌گردونن.

376
00:19:49,680 --> 00:19:50,860
‫نظرت چیه؟

377
00:19:51,900 --> 00:19:53,510
‫خیلی با همکاری حال می‌کنم.

378
00:20:04,390 --> 00:20:05,960
‫لطفا اسمتون رو بگین.

379
00:20:06,000 --> 00:20:07,270
‫امیره عجه.

380
00:20:07,310 --> 00:20:09,220
‫شناسایی شد.

381
00:20:10,530 --> 00:20:11,880
‫لطفا اسمتون رو بگین.

382
00:20:13,400 --> 00:20:15,320
‫اسکات مک‌فرسون.

383
00:20:16,840 --> 00:20:18,060
‫شناسایی شد.

384
00:20:22,720 --> 00:20:24,890
‫لطفا اسمتون رو بگین.

385
00:20:24,940 --> 00:20:26,810
‫شیموس پلیموث.

386
00:20:26,850 --> 00:20:28,290
‫- برام بسته آوردی؟
‫- بستگی داره.

387
00:20:28,330 --> 00:20:30,850
‫شما «سی‌موس پلای‌ماوث»،

388
00:20:30,900 --> 00:20:32,290
‫عضو هیئت مدیره «فدرال رزرو» هستین؟

389
00:20:32,330 --> 00:20:34,030
‫تلفظ صحیحش «شیموس پلیموث»ـه.

390
00:20:34,070 --> 00:20:36,950
‫انعام می‌خوای؟
‫دفعه بعدی درست تلفظ کن.

391
00:20:36,990 --> 00:20:38,990
‫روزتون به خطر.

392
00:20:39,040 --> 00:20:40,560
‫شناسایی شد.

393
00:20:50,830 --> 00:20:52,270
‫دوتا رو رد کردیم، یکی مونده.

394
00:20:54,090 --> 00:20:55,710
‫ورودیش همین جاهاست.

395
00:20:55,750 --> 00:20:57,620
‫از این طرف.

396
00:20:58,450 --> 00:21:00,540
‫قربان، به گاوصندوق شماره دو هم نفوذ کردن.

397
00:21:00,580 --> 00:21:02,410
‫اعضای «سفیدبرفی»
‫دومین در گاوصندوق رو هم باز کردن.

398
00:21:02,450 --> 00:21:04,800
‫نگران نباشین، سومین درش رو باز نمی‌کنن.

399
00:21:04,840 --> 00:21:07,760
‫با شناسایی عنبیه باز می‌شه.
‫این یکی دیگه جعل نمی‌شه.

400
00:21:08,460 --> 00:21:10,070
‫خیلی‌خب، اگه چشم یکی از اعضای هیئت مدیره...

401
00:21:10,110 --> 00:21:12,850
‫تو جیبشون نباشه،
‫درش رو باز نمی‌کنن.

402
00:21:24,390 --> 00:21:25,300
‫وای خدایا.

403
00:21:30,910 --> 00:21:33,740
‫خودشه.
‫جهت احتیاط علامت‌گذاریش کرده بودم.

404
00:21:33,790 --> 00:21:35,010
‫حسگرهای گاوصندوق حرارت زیادی رو...

405
00:21:35,050 --> 00:21:37,090
‫دم سومین درش شناسایی کردن.

406
00:21:37,140 --> 00:21:38,700
‫گروه فنیمون می‌گن
‫احتمالا بمب باشه...

407
00:21:38,750 --> 00:21:39,790
‫و همین الان فعالش کرده باشن.

408
00:21:39,840 --> 00:21:41,790
‫باید همین الان وارد بشیم!

409
00:21:41,840 --> 00:21:43,010
‫چشم قربان.

410
00:21:50,600 --> 00:21:52,900
‫[سال 2018.]

411
00:21:55,420 --> 00:21:57,720
‫به نظر نمیاد حالش خوب باشه.

412
00:21:57,770 --> 00:21:59,250
‫چندین روزه که تحت نظر دارمش.

413
00:21:59,290 --> 00:22:01,730
‫اصلا از خونه بیرون نزده.

414
00:22:01,770 --> 00:22:03,690
‫معتاد الکله.

415
00:22:05,990 --> 00:22:08,080
‫ببین ملت چطوری از عرش به فرش می‌رسن.

416
00:22:08,130 --> 00:22:10,560
‫بیا امشب ردیفش کنیم.

417
00:22:11,800 --> 00:22:12,900
‫النا؟

418
00:22:14,220 --> 00:22:15,610
‫حالم خوب نیست.

419
00:22:16,530 --> 00:22:18,660
‫یعنی بابت همین شخص دلشوره داری؟

420
00:22:18,700 --> 00:22:21,920
‫الان چند هفته است
‫که گاهی اوقات بدحال می‌شم.

421
00:22:21,970 --> 00:22:23,880
‫خیال می‌کردم آنفلوانزا گرفتم.

422
00:22:26,060 --> 00:22:29,360
‫گمون کنم یه چیزیم شده.

423
00:22:35,150 --> 00:22:36,330
‫چیه؟

424
00:22:44,470 --> 00:22:48,430
‫باورم نمی‌شه.

425
00:22:48,470 --> 00:22:50,990
‫فکر می‌کردم باردار نمی‌شم.

426
00:22:51,040 --> 00:22:52,470
‫ما که این همه سال با هم بودیم...

427
00:22:52,520 --> 00:22:54,080
‫معجزه شده.

428
00:22:54,130 --> 00:22:57,000
‫مادرم از بهشت متبرکمون کرده.

429
00:23:09,400 --> 00:23:12,150
‫[زندان پیکسکیل.]

430
00:23:18,500 --> 00:23:20,680
‫سلام آنتونی.

431
00:23:22,330 --> 00:23:23,460
‫حالت چطوره؟

432
00:23:23,510 --> 00:23:24,640
‫سلام اوون.

433
00:23:24,680 --> 00:23:26,680
‫خوشحالم می‌بینمت.

434
00:23:26,730 --> 00:23:28,420
‫مرسی، ولی نیومدم حالت رو بپرسم.

435
00:23:30,380 --> 00:23:32,600
‫وال امروز درگیری مسلحانه داشت.

436
00:23:32,640 --> 00:23:34,910
‫- عه.
‫- حالش خوبه.

437
00:23:34,950 --> 00:23:38,000
‫درگیری مسلحانه؟

438
00:23:38,040 --> 00:23:39,610
‫با کی؟

439
00:23:39,650 --> 00:23:42,700
‫ببین، مایلم همین سوال رو از خودت بپرسم،

440
00:23:42,740 --> 00:23:45,350
‫ولی جناب‌عالی چندان باهامون روراست نبودی.

441
00:23:45,400 --> 00:23:47,880
‫اینه که صرفا حرف خودم رو می‌زنم.

442
00:23:47,920 --> 00:23:51,530
‫آنتونی، من اصلا
‫از درگیری مسلحانه خبر ندارم.

443
00:23:51,580 --> 00:23:53,840
‫شاید راست بگی، شاید هم نگی.

444
00:23:53,880 --> 00:23:56,360
‫من که دیگه نمی‌شناسمت
‫و نمی‌دونم درگیر چه کاری شدی،

445
00:23:56,410 --> 00:23:58,980
‫ولی باعث شدی سمت وال شلیک کنن.

446
00:23:59,020 --> 00:24:02,810
‫خلاصه که صرفا اومدم ازت بپرسم
‫هدفت از اول همین بوده؟

447
00:24:02,850 --> 00:24:05,240
‫من اصلا از چنین جریانی خبر ندارم.

448
00:24:05,290 --> 00:24:06,680
‫مجبورم فرض کنم...

449
00:24:06,720 --> 00:24:08,420
‫داستانی به خوردت دادن که خیال کنی...

450
00:24:08,460 --> 00:24:11,940
‫با همکاری تو این جریانات
‫مسیر درستی در پیش می‌گیری،

451
00:24:11,990 --> 00:24:14,120
‫شاید هم از اولش دنبال همین کارها بودی.

452
00:24:14,160 --> 00:24:16,210
‫خودت که می‌دونی من
‫هیچ‌جوره تو خطر نمی‌اندازمش.

453
00:24:16,250 --> 00:24:18,560
‫ولی در خطره،

454
00:24:18,600 --> 00:24:20,040
‫آخه افرادی که باهاشون همکاری می‌کنی...

455
00:24:20,080 --> 00:24:21,740
‫امروز سعی کردن جون همسرت رو بگیرن.

456
00:24:21,780 --> 00:24:23,780
‫نه.
‫این‌طور نیست.

457
00:24:23,830 --> 00:24:25,191
‫می‌خواستن همون زنی رو بکشن...

458
00:24:25,215 --> 00:24:27,570
‫که وقتی هیچ‌کس حاضر نبود
‫طرفت رو بگیره، حامیت بود.

459
00:24:28,870 --> 00:24:31,920
‫اوون، اگه می‌دونستی
‫قراره چنین کاری کنن،

460
00:24:31,960 --> 00:24:33,620
‫هیچی نگو.

461
00:24:35,100 --> 00:24:37,490
‫ولی اگه اوضاع از کنترل خارج شده،
‫که واقعا هم شده،

462
00:24:37,540 --> 00:24:38,750
‫سریعا کنار بکش.

463
00:24:40,410 --> 00:24:43,450
‫من هم تمام توانم رو
‫به کار می‌گیرم که کمکت کنم.

464
00:24:47,980 --> 00:24:50,850
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

465
00:24:52,770 --> 00:24:56,550
‫پس فقط یه سوال از خودت بپرس:

466
00:24:56,600 --> 00:24:59,080
‫واقعا الان دیگه چنین آدمی شدی؟

467
00:25:10,180 --> 00:25:11,130
‫برو جلوش.

468
00:25:15,440 --> 00:25:16,710
‫شناسایی شد.

469
00:25:29,020 --> 00:25:30,980
‫بازنشانی سامانه چقدر طول می‌کشه؟

470
00:25:32,550 --> 00:25:34,590
‫چند دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.

471
00:25:38,160 --> 00:25:39,820
‫می‌تونی این رو باز کنی؟

472
00:25:39,860 --> 00:25:41,560
‫می‌تونیم یه گروه بفرستیم که بکشنشون.

473
00:25:41,600 --> 00:25:44,250
‫باید کنترل سامانه رو پس بگیرم
‫که دره رو باز کنم.

474
00:25:44,300 --> 00:25:45,690
‫ولی هر چی شما بخواین.

475
00:25:46,560 --> 00:25:49,480
‫وال، به کل بچه‌های بالا بگو
‫ما تو اتاق سروریم.

476
00:25:50,910 --> 00:25:52,520
‫وال.

477
00:25:57,960 --> 00:26:02,400
‫اسمت آیوان اصلانفه
‫و با ویزای دانشجویی اومدی اینجا.

478
00:26:04,270 --> 00:26:06,580
‫خب، چی می‌خونی؟

479
00:26:06,620 --> 00:26:07,890
‫من هیچ حرفی ندارم.

480
00:26:07,930 --> 00:26:10,500
‫ای بابا، ای بابا.
‫این‌قدر سریع کنار نکش دیگه.

481
00:26:10,540 --> 00:26:11,630
‫یکی از مسائلی که بهتره آدم...

482
00:26:11,670 --> 00:26:13,110
‫در طول تحصیلش تو آمریکا یاد بگیره،

483
00:26:13,150 --> 00:26:16,330
‫اینه که اینجا سرزمین به توافق رسیدنه.

484
00:26:16,370 --> 00:26:18,720
‫علاقه‌ای ندارم.

485
00:26:18,770 --> 00:26:20,860
‫خب، شرایطت وخیمه‌ها.

486
00:26:20,900 --> 00:26:22,470
‫یه وظیفه بیشتر نداشتی.

487
00:26:22,510 --> 00:26:24,380
‫باید یه کار می‌کردی.

488
00:26:24,420 --> 00:26:25,640
‫باید احمد عبدل رو می‌کشتی.

489
00:26:25,690 --> 00:26:26,780
‫ولی شکست خوردی.

490
00:26:28,170 --> 00:26:29,300
‫به نظرت النا فدوروا وقتی خبردار بشه،

491
00:26:29,340 --> 00:26:30,820
‫چه بلایی سرت میاره؟

492
00:26:30,870 --> 00:26:33,220
‫من با النا فدوروا چیکار دارم؟

493
00:26:33,260 --> 00:26:34,700
‫می‌خواد چه بلایی سرم بیاره؟

494
00:26:34,740 --> 00:26:35,870
‫رئیسته‌ها.

495
00:26:35,910 --> 00:26:37,660
‫من واسه اون زنیکه کار نمی‌کنم.

496
00:26:38,830 --> 00:26:40,830
‫شما که نقاب «سفیدبرفی» زده بودین.

497
00:26:40,880 --> 00:26:43,050
‫از یکی از دکه‌های ترمینال
‫«گراند سنترال» خریده بودیم.

498
00:26:43,100 --> 00:26:45,050
‫نقاب‌هاش تو فیلم دوربینش معلومن.

499
00:26:46,190 --> 00:26:48,010
‫پس نقاب‌هاش تو فیلم دوربینش معلومه...

500
00:26:48,060 --> 00:26:50,280
‫و می‌خواستین بگین کار «سفیدبرفی» بوده.

501
00:26:50,320 --> 00:26:52,630
‫خیلی‌خب، اگه واسه
‫النا فدوروا کار نمی‌کنی،

502
00:26:52,670 --> 00:26:54,110
‫پس واسه کی کار می‌کنی؟

503
00:26:56,760 --> 00:27:00,030
‫آخه نام خانوادگی بلاک
‫زیاد به گوشمون می‌خوره.

504
00:27:02,640 --> 00:27:04,680
‫ترجیح می‌دم وکیلم بیاد.

505
00:27:04,730 --> 00:27:08,290
‫دیدی، از آمریکا بی‌خبر نیستم.

506
00:27:08,340 --> 00:27:09,860
‫تلویزیون تماشا می‌کنم دیگه.

507
00:27:14,430 --> 00:27:15,870
‫شناسایی شد.

508
00:27:17,700 --> 00:27:19,179
‫[هشدار اولویت امنیتی گاوصندوق «رزرو».]

509
00:27:19,180 --> 00:27:22,700
‫دومین عنبیه رو هم
‫دم گاوصندوق طلا اسکن کردن.

510
00:27:22,740 --> 00:27:25,220
‫به دوک بی‌سیم بزن.
‫حتما بهش خبر بده.

511
00:27:27,360 --> 00:27:28,710
‫شاید از محدوده بی‌سیم خارج شدن.

512
00:27:28,750 --> 00:27:30,750
‫نباید خارج شدن باشن.
‫یه مأمور بفرست پایین.

513
00:27:32,100 --> 00:27:33,670
‫اصلا منطقی نیست قربان.

514
00:27:33,710 --> 00:27:34,930
‫قبلا دو تن از افرادش رو بازجویی کردم.

515
00:27:34,970 --> 00:27:36,410
‫اصلا کار واسه «سفیدبرفی» رو
‫انکار نکرده بودن.

516
00:27:36,450 --> 00:27:37,720
‫در واقع، خیلی هم از این موضوع لذت می‌برن.

517
00:27:37,760 --> 00:27:39,410
‫خلاصه که به نظرم بهتره
‫روایتش رو باور کنم.

518
00:27:39,460 --> 00:27:40,850
‫خب، پس کیه؟

519
00:27:40,890 --> 00:27:42,590
‫تو ایالات متحده هیچ سابقه‌ای نداره،
‫تو پلیس بین‌الملل هم سابقه‌ای نداشته.

520
00:27:42,630 --> 00:27:45,900
‫ولی خوب آموزش دیده
‫و باهاش عین دشمن رفتار می‌کنه.

521
00:27:45,940 --> 00:27:47,900
‫اسم خاندان بلاک رو که وسط کشیدم،
‫درخواست وکیل کرد.

522
00:27:47,940 --> 00:27:49,070
‫اگه واسه خاندان بلاک کار می‌کنه،

523
00:27:49,120 --> 00:27:51,860
‫واسه چی می‌خواست
‫یکی از دشمنان فدوروا رو بکشه؟

524
00:27:51,900 --> 00:27:54,690
‫ما که عبدل رو آوردیم
‫نقشه النا رو مختل کنه.

525
00:27:55,780 --> 00:27:58,260
‫ولی از همکاری خوشم میاد.

526
00:27:58,300 --> 00:28:00,390
‫همکاری.

527
00:28:00,430 --> 00:28:01,870
‫ای بابا، آدم که اصلا خبر نداره...

528
00:28:01,910 --> 00:28:03,790
‫کسی واقعا باهاش همکاری می‌شه یا نه.

529
00:28:05,480 --> 00:28:06,960
‫قربان، بهش میاد نگران باشه؟

530
00:28:08,750 --> 00:28:10,360
‫به هیچ وجه.

531
00:28:10,400 --> 00:28:12,320
‫حس بدی بهم دست داده.

532
00:28:12,360 --> 00:28:13,450
‫عبدل که تو عکسه حضور داشته.

533
00:28:13,490 --> 00:28:15,360
‫حتما می‌خواد کله‌پاش کنه دیگه.

534
00:28:15,410 --> 00:28:16,710
‫مگه این که قانعش کرده باشه...

535
00:28:19,950 --> 00:28:21,239
‫[اختلال رادیویی.]

536
00:28:21,240 --> 00:28:23,200
‫ما هم همین الان
‫یه راست بردیمش تو «فدرال رزرو».

537
00:28:32,940 --> 00:28:35,430
‫تکون نخور.

538
00:28:36,560 --> 00:28:39,080
‫سلام آقای عبدل،
‫بنده النا فدوروا هستم.

539
00:28:39,120 --> 00:28:41,780
‫ایشون هم شوهرم، سرگی ودیانف، هستن.

540
00:28:41,820 --> 00:28:43,000
‫خودم می‌شناسمتون.

541
00:28:43,040 --> 00:28:45,480
‫نترس.
‫صرفا می‌خوایم صحبت کنیم.

542
00:28:46,650 --> 00:28:49,530
‫خیلی مشروب می‌خورین آقای عبدل.

543
00:28:49,570 --> 00:28:51,400
‫داری سعی می‌کنی
‫اتفاقی رو فراموش کنی؟

544
00:28:51,440 --> 00:28:54,100
‫اومـ... اومدین من رو بکشین؟

545
00:28:54,140 --> 00:28:55,270
‫مرگ که حقته.

546
00:28:55,310 --> 00:28:57,800
‫خیلی شرمنده‌ام.

547
00:28:57,840 --> 00:28:59,750
‫من خـ... خبر نداشتم.

548
00:28:59,800 --> 00:29:01,280
‫اگه همین دیروز...

549
00:29:01,320 --> 00:29:03,450
‫می‌گفتی شرمنده‌ای، هیچ فرقی نمی‌کرد.

550
00:29:03,500 --> 00:29:07,500
‫از افرادی که اذیتمون کردن،
‫به شدت خشمگین بودم.

551
00:29:09,980 --> 00:29:11,980
‫قبلا هم آدم کشتم.

552
00:29:12,030 --> 00:29:14,250
‫حاضر بودم تو رو هم بکشم.

553
00:29:14,290 --> 00:29:16,900
‫ولی دیگه نمی‌خوام چنین کاری بکنم.

554
00:29:16,950 --> 00:29:18,210
‫اون‌جوری تغییری حاصل نمی‌شه.

555
00:29:18,250 --> 00:29:21,820
‫- نه، نمی‌شه.
‫- بشین ببینم، تکون نخور.

556
00:29:21,860 --> 00:29:26,220
‫باید دنیا رو واسه نسل بعدی...

557
00:29:26,260 --> 00:29:29,390
‫بهبود ببخشم.

558
00:29:29,440 --> 00:29:31,350
‫شاید دوست داشته باشی کمکمون کنی.

559
00:29:37,490 --> 00:29:40,880
‫- چقدر مونده عبدل؟
‫- بیست ثانیه مونده.

560
00:29:49,670 --> 00:29:51,330
‫می‌شه با گوشی هر کاری کرد.

561
00:30:00,380 --> 00:30:02,210
‫پروپان می‌خواین چیکار؟

562
00:30:06,750 --> 00:30:08,559
‫[غیرفعال کردن اختلال رادیویی.]

563
00:30:08,560 --> 00:30:11,040
‫دوک، عبدل رو از اونجا ببر.

564
00:30:11,090 --> 00:30:12,170
‫عضو «سفیدبرفی»ـه.

565
00:30:12,220 --> 00:30:13,920
‫دارم میام.

566
00:30:13,960 --> 00:30:16,440
‫بی‌حرکت!
‫تکون نخور!

567
00:30:16,480 --> 00:30:19,220
‫کار... کار از کار گذشته.
‫تموم شد.

568
00:30:32,720 --> 00:30:34,150
‫برگردونینشون بالا، تو سرسرا.

569
00:30:34,200 --> 00:30:35,590
‫خودم ردیفش می‌کنم.

570
00:30:37,460 --> 00:30:39,810
‫بمبه رو فعال نکنین!

571
00:30:56,350 --> 00:30:58,130
‫باید سریعا این در رو باز کنیم.

572
00:30:58,180 --> 00:30:59,740
‫نه، باید بریم.

573
00:30:59,790 --> 00:31:02,220
‫دارن تو گاوصندوق مخزن پروپان جاسازی می‌کنن.

574
00:31:02,270 --> 00:31:03,660
‫بمبه منفجرشون می‌کنه...

575
00:31:03,700 --> 00:31:06,270
‫و دمای تو گاوصندوق
‫به بیش از هزار و صد درجه می‌رسه.

576
00:31:06,320 --> 00:31:08,140
‫طلاها تبخیر می‌شن.

577
00:31:08,190 --> 00:31:09,190
‫واسه چی؟
‫چه مسئله‌ای رو ثابت می‌کنن؟

578
00:31:09,230 --> 00:31:10,490
‫عین جریان گامبیاست.

579
00:31:10,540 --> 00:31:12,190
‫عین انفجار همون معدن الماس می‌مونه.

580
00:31:12,230 --> 00:31:13,450
‫دنبال پول نیست.

581
00:31:13,500 --> 00:31:14,890
‫دنبال انتقامه.

582
00:31:14,930 --> 00:31:16,190
‫یه گروه تخریب و خنثی‌سازی بمب بیارین...

583
00:31:16,240 --> 00:31:17,240
‫که این در رو بشکنن.

584
00:31:17,280 --> 00:31:18,370
‫فرصتتون به چنین کاری قد نمی‌ده.

585
00:31:18,410 --> 00:31:20,460
‫- بمب داریم.
‫- زود باشین منفجرش کنین!

586
00:31:43,740 --> 00:31:44,700
‫بی‌حرکت!

587
00:31:50,270 --> 00:31:51,660
‫به نفعتونه فرار کنین.

588
00:31:51,710 --> 00:31:53,970
‫سرسرای طبقه بالا پر از گروگانه...

589
00:31:54,020 --> 00:31:54,930
‫و اصلا فرصت تخلیه نداریم.

590
00:31:56,410 --> 00:31:57,980
‫کمتر از یه دقیقه فرصت داریم.

591
00:31:58,020 --> 00:31:59,850
‫زندانیانمون رو از تونل پشتی خارج کنین.

592
00:31:59,890 --> 00:32:01,980
‫قربان، با کمال احترام،
‫بهتره تا خطر رفع نشده بمونیم.

593
00:32:02,020 --> 00:32:03,330
‫بهتون دستور دادم‌ها!

594
00:32:03,370 --> 00:32:05,070
‫بریم، همگی بریم بیرون.

595
00:32:06,980 --> 00:32:09,250
‫دروس کلاس مهماتمون رو
‫تو کوانتیکوو یادته؟

596
00:32:09,290 --> 00:32:10,600
‫یه چیزهاییش رو یادمه.

597
00:32:10,640 --> 00:32:11,900
‫می‌تونیم سعی کنیم
‫سیم‌هاش رو ببریم،

598
00:32:11,950 --> 00:32:13,860
‫ولی اگه مدارش فروپاشنده باشه،

599
00:32:13,900 --> 00:32:15,470
‫منفجر می‌شه.

600
00:32:15,510 --> 00:32:17,170
‫می‌تونیم سعی کنیم ببریمش یه جای امن‌تر،

601
00:32:17,210 --> 00:32:19,340
‫ولی اگه کلید جیوه‌ای
‫حساس به حرکت داشته باشه...

602
00:32:19,390 --> 00:32:22,350
‫منفجر می‌شه، تازه،
‫جای امنی هم نداریم که ببریمش.

603
00:32:22,390 --> 00:32:25,570
‫آخرین راه‌حلمون
‫جدا کردن بخش منفجره است.

604
00:32:25,610 --> 00:32:27,660
‫اگه سازوکارش ماشه‌ای نباشه،

605
00:32:27,700 --> 00:32:29,750
‫جلوی انفجار اصلی رو می‌گیریم.

606
00:32:33,320 --> 00:32:35,100
‫من یکیشون رو جدا می‌کنم.
‫تو هم اون یکیشون رو جدا کن.

607
00:32:36,320 --> 00:32:37,490
‫خیلی آروم جداش کن وال.

608
00:32:37,540 --> 00:32:40,580
‫سه، دو، یک، بکشیم.

609
00:32:45,110 --> 00:32:46,150
‫پناه بگیر.

610
00:32:46,200 --> 00:32:47,680
‫فرقی نداره.

611
00:32:47,720 --> 00:32:49,420
‫یا موفق شدیم، یا نشدیم دیگه.
‫امیدوار باش.

612
00:33:01,950 --> 00:33:03,080
‫همکاری کردیم.

613
00:33:04,170 --> 00:33:05,560
‫بریم تمومش کنیم.

614
00:33:06,780 --> 00:33:09,310
‫آماده دستور حمله باشین.

615
00:33:09,350 --> 00:33:11,050
‫«فدرال رزرو» رو پس می‌گیریم.

616
00:33:17,230 --> 00:33:18,320
‫در رو باز کنین.

617
00:33:18,360 --> 00:33:20,620
‫وارد شدیم.

618
00:33:20,670 --> 00:33:22,230
‫زود باشین بخوابین رو زمین!

619
00:33:22,280 --> 00:33:23,450
‫«اف‌بی‌آی»!
‫دست‌ها بالا!

620
00:33:23,500 --> 00:33:25,540
‫بخوابین، زود باشین بخوابین!

621
00:33:44,260 --> 00:33:46,740
‫به عبدل که حمله کردن،

622
00:33:46,780 --> 00:33:48,520
‫به وال هم شلیک کردن.

623
00:33:48,560 --> 00:33:50,390
‫حتما نقاب «سفیدبرفی» زده بودن.

624
00:33:52,130 --> 00:33:53,920
‫خواستن بهمون پیامی برسونن.

625
00:33:55,140 --> 00:33:56,350
‫ممکن بود بکشنش.

626
00:33:56,400 --> 00:33:58,230
‫خاندان بلاک که اصلا حریف همسرت نمی‌شن.

627
00:33:58,270 --> 00:34:00,270
‫منظورم این نبود.

628
00:34:01,880 --> 00:34:04,800
‫گفته بودی ممکنه سر و کله‌شون
‫موقع عملی کردن نقشه‌مون پیدا بشه،

629
00:34:04,840 --> 00:34:06,060
‫ولی اصلا نگفته بودی...

630
00:34:06,100 --> 00:34:09,110
‫ممکنه پای وال هم
‫به تیراندازیشون باز بشه.

631
00:34:09,150 --> 00:34:11,500
‫خیال می‌کردی قراره
‫کارمون راحت باشه؟

632
00:34:11,540 --> 00:34:15,110
‫النا از هیچ کاری واسه
‫تأمین امنیتش دریغ نمی‌کنه.

633
00:34:15,160 --> 00:34:18,120
‫به نفعتونه امیدوار باشین
‫کارهاش کافی باشن،

634
00:34:18,160 --> 00:34:20,640
‫آخه اگه بلایی سر وال بیاد،

635
00:34:22,690 --> 00:34:24,430
‫جفتتون رو می‌کشم.

636
00:34:26,170 --> 00:34:27,730
‫یادت باشه.

637
00:34:42,790 --> 00:34:45,400
‫احتمالا بهتر باشه ازتون تشکر کنم
‫که امروز جونم رو نجات دادین.

638
00:34:47,140 --> 00:34:48,540
‫خواهش می‌کنم.

639
00:34:48,580 --> 00:34:51,760
‫عبدل، تا زندانی نشدی،
‫کمکم کن شرایط رو درک کنم.

640
00:34:51,800 --> 00:34:55,760
‫تفنگدارانی که بهت حمله کرده بودن،
‫اینجا یا خارجه هیچ سابقه‌ای ندارن.

641
00:34:55,810 --> 00:34:57,720
‫عین شبح می‌مونن.

642
00:34:57,760 --> 00:35:00,160
‫ولی اگه بخوام حدس می‌زنم،

643
00:35:00,200 --> 00:35:03,120
‫می‌گم خاندان بلاک اجیرشون کرده بودن.

644
00:35:03,940 --> 00:35:05,290
‫حدس خوبی زدین.

645
00:35:05,340 --> 00:35:08,170
‫اطلاعات زیادی ازشون در دست نیست.

646
00:35:08,210 --> 00:35:09,470
‫یه خاندان خلافکارن؟

647
00:35:09,510 --> 00:35:11,170
‫اوهوم.

648
00:35:11,210 --> 00:35:14,480
‫دشمنان النا فدوروا و «سفیدبرفی»ان؟

649
00:35:14,520 --> 00:35:15,520
‫خیلی وقته.

650
00:35:16,520 --> 00:35:18,350
‫احتمالا بهتره چیز دیگه‌ای نگم.

651
00:35:19,700 --> 00:35:21,140
‫چطوری قانعت کرد؟

652
00:35:22,830 --> 00:35:25,180
‫بهت میاد آدم...

653
00:35:25,230 --> 00:35:27,010
‫باهوش و آزاد اندیشی باشی.

654
00:35:27,050 --> 00:35:28,140
‫عین شوهر خودتون؟

655
00:35:30,060 --> 00:35:31,490
‫خودت رو گفتم دیگه.

656
00:35:31,540 --> 00:35:34,710
‫احتمالا تاکتیکشون واسه
‫قانع کردن من و اوون متفاوت بوده،

657
00:35:34,760 --> 00:35:37,190
‫ولی باز هم فرقی نداشته.

658
00:35:37,240 --> 00:35:40,020
‫تاکتیکشون رو با یه کلمه توصیف کن.

659
00:35:40,070 --> 00:35:43,290
‫خودم مایل بودم.
‫قبلا دروغ گفته بودم.

660
00:35:43,330 --> 00:35:44,590
‫صرفا بابت هدایت...

661
00:35:44,640 --> 00:35:46,900
‫پهباد نظارتی احضارم نکرده بودن.

662
00:35:46,940 --> 00:35:51,210
‫هماهنگی پرداخت دستمزد بمب‌گذاره،
‫پاشا آنتونف هم کار خودم بود.

663
00:35:51,250 --> 00:35:53,650
‫می‌شه گفت از نظر فنی
‫خودم اجیرش کرده بودم.

664
00:35:53,690 --> 00:35:55,690
‫می‌دونستی داری بابت چه کاری بهش پول می‌دی؟

665
00:35:55,730 --> 00:35:57,130
‫نه.

666
00:35:57,170 --> 00:35:58,480
‫بهم گفته بودن قراره
‫به متحدینمون تو بلاروس...

667
00:35:58,520 --> 00:36:00,570
‫مقابل پرخاشگری روسیه کمک کنه.

668
00:36:00,610 --> 00:36:02,090
‫بهم دروغ گفته بودن.

669
00:36:03,220 --> 00:36:06,350
‫الکل خوردم که با کارم کنار بیام.
‫کناره‌گیری کردم.

670
00:36:08,620 --> 00:36:13,270
‫بعدش هم النا و سرگی اومدن خونه‌ام.

671
00:36:14,580 --> 00:36:16,410
‫دیگه کاری ندارم.

672
00:36:16,450 --> 00:36:21,630
‫احمد، من عاشق رستگاری‌ام،

673
00:36:21,670 --> 00:36:24,590
‫ولی زندان جای خطرناکیه.

674
00:36:24,630 --> 00:36:27,590
‫اگه خاندان بلاک بخوان بکشنت،
‫می‌تونن اونجا هم پیدات کنن.

675
00:36:27,640 --> 00:36:29,250
‫النا نمی‌ذاره بلایی سرم بیاد.

676
00:36:29,290 --> 00:36:31,860
‫النا که امروز صبح اونجا نبوده.

677
00:36:31,900 --> 00:36:33,420
‫من بودم.

678
00:36:33,470 --> 00:36:35,250
‫درسته،

679
00:36:35,300 --> 00:36:37,300
‫چون از طرف النا اومده بودین.

680
00:36:46,870 --> 00:36:48,440
‫سلام جناب رئیس.

681
00:36:48,480 --> 00:36:50,620
‫بخش علوم قانونی پیام‌هایی
‫رو که بقیه واسه النا...

682
00:36:51,530 --> 00:36:53,180
‫ارسال می‌کردن رمزگشایی کرده.

683
00:36:53,230 --> 00:36:55,360
‫خب؟ چی دستگیرتون شد؟

684
00:36:55,400 --> 00:36:57,800
‫در وهله اول فهمیدیم یه سری از پیام‌ها رو...

685
00:36:57,840 --> 00:37:00,410
‫از داخل زندان پیکسکیل براش می‌فرستن.

686
00:37:01,670 --> 00:37:03,150
‫کار اوونه.

687
00:37:03,190 --> 00:37:04,800
‫فلاورز رو فرستادم بره ملاقاتش
‫و بهش خبر بده...

688
00:37:04,850 --> 00:37:08,020
‫به خونه احمد عبدل حمله کرده بودن...

689
00:37:08,070 --> 00:37:10,420
‫که ببینیم واسه النا پیام می‌فرسته یا نه.

690
00:37:10,460 --> 00:37:15,070
‫آخرین پیامش از این قراره که
‫«به وال و عبدل حمله کردن.»

691
00:37:15,120 --> 00:37:16,820
‫«بازیکن‌های جدید از راه رسیدن.»

692
00:37:17,470 --> 00:37:19,340
‫خاندان بلاک رو می‌شناسه.

693
00:37:19,380 --> 00:37:20,560
‫هضم این اطلاعات کار سختیه.

694
00:37:20,600 --> 00:37:22,910
‫ولی نمی‌خوام دوباره بری ملاقاتش،

695
00:37:22,950 --> 00:37:24,610
‫اگه رفتی، باید بهت میکروفون وصل کنیم.

696
00:37:24,650 --> 00:37:26,170
‫خیلی خطرناکه.

697
00:37:29,390 --> 00:37:31,130
‫بهم دستور داده بود وال.

698
00:37:31,180 --> 00:37:32,570
‫عذرخواهی نکن آنتونی.

699
00:37:32,610 --> 00:37:34,270
‫موقع رفتن به زندان حس خوبی نداشتم.

700
00:37:34,310 --> 00:37:36,750
‫ولی باید اعتراف کنم
‫که در عین حال،

701
00:37:36,790 --> 00:37:39,140
‫از ابلاغ نظرات خودم بهش خیلی بدم نیومد.

702
00:37:40,580 --> 00:37:42,190
‫ببین، اِم،

703
00:37:42,230 --> 00:37:43,800
‫خبر جریانات خونه عبدل رو...

704
00:37:43,840 --> 00:37:46,410
‫که باهاش در میون گذاشتی،
‫به نظرت ناراحت شده بود؟

705
00:37:46,450 --> 00:37:48,630
‫آره، ناراحت شده بود.

706
00:37:48,670 --> 00:37:52,590
‫آخه پیامی که واسه النا فرستاده بود، اِم...

707
00:37:52,630 --> 00:37:54,680
‫خیلی ساده بود.

708
00:37:54,720 --> 00:37:58,290
‫صرفا... دارم سعی می‌کنم
‫بفهمم چه منطقی...

709
00:37:58,340 --> 00:38:00,250
‫پشت این اتفاقاته.

710
00:38:03,780 --> 00:38:06,820
‫شاید دارم سعی می‌کنم
‫حقیقت رو انکار کنم.

711
00:38:06,870 --> 00:38:08,260
‫نمی‌دونم وال.

712
00:38:10,650 --> 00:38:13,920
‫در هر صورت، نتیجه یکسانه دیگه.

713
00:38:16,180 --> 00:38:19,530
‫اوون تصمیم خودش رو گرفته.

714
00:38:22,360 --> 00:38:24,970
‫طرف الناست،

715
00:38:25,010 --> 00:38:26,450
‫نه طرف من.

716
00:38:28,840 --> 00:38:31,330
‫رئیس دفتر رئیس‌جمهور می‌خواد بریم سر جلسه.

717
00:38:32,720 --> 00:38:34,420
‫پیروزیمون رو گرامی می‌داریم وال.

718
00:38:37,460 --> 00:38:39,810
‫برو دیگه.
‫حقته.

719
00:38:39,860 --> 00:38:42,340
‫حوصله‌اش رو ندارم.

720
00:38:48,520 --> 00:38:50,820
‫همه‌جوره اخبار خوب رسیده.

721
00:38:50,870 --> 00:38:52,740
‫رئیس‌جمهور خیلی از شنیدنش خوشحال شده.

722
00:38:52,780 --> 00:38:55,260
‫خب،

723
00:38:55,310 --> 00:38:56,700
‫باید موفق می‌شدیم دیگه.

724
00:38:57,920 --> 00:38:59,400
‫من هم ردیفش کردم.

725
00:38:59,424 --> 00:39:19,424
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

726
00:39:28,340 --> 00:39:29,300
‫بی‌حرکت!

727
00:39:37,800 --> 00:39:41,700
‫[«فرت توتن».]

728
00:39:48,140 --> 00:39:50,490
‫اصلا درک نمی‌کنم.

729
00:39:50,530 --> 00:39:52,580
‫انگار یه چیزی رو از قلم انداختم.

730
00:39:52,620 --> 00:39:55,450
‫آخه آدم عادی واسه چی...

731
00:39:55,500 --> 00:40:00,460
‫باید عضو جنبش فدائیون بشه؟

732
00:40:00,500 --> 00:40:03,160
‫واسه این که خودش مایله؟

733
00:40:03,200 --> 00:40:05,070
‫دلیل اصلی ما که بچه‌مون بود.

734
00:40:05,110 --> 00:40:08,380
‫می‌خواستیم زندگی بچه‌مون بهتر باشه
‫و تو دنیای بهتری زندگی کنه.

735
00:40:08,420 --> 00:40:09,730
‫اکثر مادرها همین رو می‌خوان دیگه.

736
00:40:09,770 --> 00:40:11,560
‫زایمان آدم رو مهربون نمی‌کنه،

737
00:40:11,600 --> 00:40:13,300
‫کاملا برعکسه.

738
00:40:14,600 --> 00:40:16,870
‫می‌دونی چه کاری راحته؟

739
00:40:16,910 --> 00:40:19,480
‫قتل و خشونت راحته.

740
00:40:19,520 --> 00:40:23,220
‫بخششه که کار سختیه.

741
00:40:23,260 --> 00:40:24,740
‫اگه فرصتش رو داشتی،

742
00:40:24,790 --> 00:40:27,270
‫آیزاک بیگبی رو بابت کشتن مادرت می‌بخشیدی؟

743
00:40:27,310 --> 00:40:28,750
‫باز بحثش رو وسط کشیدی.

744
00:40:28,790 --> 00:40:33,840
‫اگه فرصتش رو پیدا می‌کردی
‫اون اشتباهش رو جبران کنی...

745
00:40:33,880 --> 00:40:35,750
‫و یکی رو هم داشتی که درکت می‌کرد...

746
00:40:35,800 --> 00:40:39,890
‫یکی مثل عبدل واسه همین
‫عضو «سفیدبرفی» شد؟

747
00:40:41,540 --> 00:40:42,890
‫خب، چنین تاکتیکی رو من اثر نداره.

748
00:40:42,930 --> 00:40:44,500
‫هوم، ببینیم داره یا نه.

749
00:40:44,550 --> 00:40:46,500
‫جیبت رو ببین.

750
00:40:54,550 --> 00:40:55,949
‫[نیویورک، خیابان دی، پلاک 1971.]

751
00:40:55,950 --> 00:40:59,120
‫آدرس آیزاک بیگبیه.

752
00:40:59,170 --> 00:41:01,040
‫زنده است.

753
00:41:02,080 --> 00:41:04,430
‫این همه سال...

754
00:41:04,480 --> 00:41:06,870
‫اصلا جوابگوی کارهاش نبوده...

755
00:41:06,920 --> 00:41:09,350
‫و عدالت برقرار نشده.

756
00:41:12,620 --> 00:41:15,360
‫خلاصه که دیگه وقتشه خودت...

757
00:41:15,400 --> 00:41:17,100
‫داستانی برام تعریف کنی.

758
00:41:19,580 --> 00:41:22,500
‫من هم خیلی مشتاقم
‫بفهمم تهش چی می‌شه.

759
00:41:22,524 --> 00:41:42,524
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

