1
00:00:00,086 --> 00:00:04,086
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

2
00:00:04,110 --> 00:00:06,895
‫آنچه گذشت...

3
00:00:06,938 --> 00:00:09,028
‫برای کی کار می‌کنی؟

4
00:00:09,071 --> 00:00:10,681
‫همه برای من کار می‌کنن

5
00:00:10,725 --> 00:00:14,555
‫- طلا چی شد؟
‫- تمام اون طلا خاک رُسه

6
00:00:14,598 --> 00:00:17,427
‫واقعاً شوهرت رو به اِف‌بی‌آی تحویل دادی

7
00:00:17,471 --> 00:00:19,603
‫- در مورد شوهرم تحقیق کردی؟
‫- تو هم در مورد شوهرِ من تحقیق کردی

8
00:00:19,647 --> 00:00:21,170
‫- کِی مُرده؟
‫- 18 ماه قبل

9
00:00:21,214 --> 00:00:22,954
‫بارها و بارها نقشه رو مرور کردیم

10
00:00:22,998 --> 00:00:25,174
مو لای درزش نمیره

11
00:00:25,218 --> 00:00:27,785
‫و اینم از کامیون شماره‌ی یک‌مون

12
00:00:27,829 --> 00:00:29,352
‫- بقیه چی؟
‫- میان

13
00:00:29,396 --> 00:00:31,398
‫رئیس جمهور رایت

14
00:00:31,441 --> 00:00:33,704
‫حمله به عروسیِ «فِدوروا» رو تماشا کرده
و صاحب معدن خاک رُسه

15
00:00:33,748 --> 00:00:35,750
‫که خاک شمش‌های تقلبی
‫طلا رو از اونجا برداشته

16
00:00:35,793 --> 00:00:37,186
‫شکی هست که اون توی

17
00:00:37,230 --> 00:00:38,405
‫سرقتِ طلا دست داشته؟

18
00:00:38,448 --> 00:00:39,623
‫فکر می‌کنی رئیس جمهور

19
00:00:39,667 --> 00:00:41,756
‫مثل اِف‌بی‌آی بره دنبال بچه‌ام؟

20
00:00:41,799 --> 00:00:45,020
‫یه سیب زمینی کوچولو وقتی متولد میشه
هر قسمتش یه جای زمین رو می‌پوشونه

21
00:00:45,064 --> 00:00:46,543
مربوط به دختر اِلیناست

22
00:00:46,587 --> 00:00:49,198
‫مجبورم کرد اقرار کنم که
من مسئول مرگ بودم

23
00:00:49,242 --> 00:00:50,591
داخل یه فلش ریختش

24
00:00:50,634 --> 00:00:52,593
‫و بعد گذاشتش توی این عروسک روسی

25
00:00:52,636 --> 00:00:54,638
‫نگران اعتبارِ «استفانی تیرادو» هستم

26
00:00:54,682 --> 00:00:58,425
‫تنها راهی که دستم به طلای پشتوانه‌ی فدرال
برسه اینه که در قدرت باشم

27
00:00:58,468 --> 00:01:01,036
‫تو برای بلاک‌ها فقط یه مهره‌ی پیاده‌ای

28
00:01:01,080 --> 00:01:04,300
‫با دستِ بسته، زبون تیزی داری

29
00:01:04,344 --> 00:01:06,563
‫منو کجا می‌برین؟

30
00:01:06,607 --> 00:01:09,392
‫کار خطرناکیـه

31
00:01:09,436 --> 00:01:12,830
‫فِدوروا هم بود همین رو بهت
می‌گفت، حیف که مُرده

32
00:01:12,874 --> 00:01:15,355
‫امیدوارم الینا برای چیزی
‫که در راهه آماده‌ات کرده باشه

33
00:01:15,398 --> 00:01:17,487
گمونم باید دید چی میشه

34
00:01:19,663 --> 00:01:21,709
خیلی‌خب، آخرین قصه‌ی
قبلِ خواب رو هم میگم

35
00:01:21,752 --> 00:01:24,712
‫یه قصه‌ی دیگه در مورد شاه و طلا

36
00:01:24,755 --> 00:01:28,629
‫البته شاهِ بدذات

37
00:01:28,672 --> 00:01:32,937
‫باشه، شاه بدذات تمام
‫طلای دهکده رو دزدید

38
00:01:32,981 --> 00:01:35,636
‫اما نمی‌خواست کسی بفهمه اون طلا رو دزدیده

39
00:01:35,679 --> 00:01:39,596
‫پس اونا رو به زندانش برد
تا نوکرهاش ذوبش کنن

40
00:01:39,640 --> 00:01:41,816
‫و زندانی‌ها به چیزی تبدیلش کنن

41
00:01:41,859 --> 00:01:45,602
‫که هیچکس هرگز شک نکنه از طلا ساخته شده

42
00:01:45,646 --> 00:01:47,126
‫چی؟

43
00:01:47,169 --> 00:01:48,170
‫دکمه

44
00:01:49,954 --> 00:01:51,608
‫بعد نوکرهاش گاری‌ها رو آوردن

45
00:01:51,652 --> 00:01:54,350
‫تا طلا رو به یه جای مخفی ببرن.

46
00:01:54,394 --> 00:01:56,222
‫چرا این کار رو کرد؟

47
00:01:56,265 --> 00:01:58,224
‫چون حریص بود

48
00:01:58,267 --> 00:02:00,269
‫و هر کی هم که دورش بود حریص بود

49
00:02:03,838 --> 00:02:04,969
‫تقریباً تمومه، جناب رئیس

50
00:02:14,327 --> 00:02:16,372
‫اِلینا فِدوروا بالاخره زبون وا می‌کنه؟

51
00:02:16,416 --> 00:02:17,721
‫بله، مُقُر میاد

52
00:02:17,765 --> 00:02:20,811
‫داریم از جرایمش درک بیشتری پیدا می‌کنیم

53
00:02:20,855 --> 00:02:22,596
‫از قاچاق اسلحه‌ش در سرتاسر جهان

54
00:02:22,639 --> 00:02:25,468
‫و سرقت از هفت بانک اینجا در شهر نیویورک

55
00:02:25,512 --> 00:02:28,993
‫کلِ این ماجرای مزخرف به زودی تموم میشه

56
00:02:29,037 --> 00:02:33,215
‫چاقوی ما بیخ گلوی این تروریستـه

57
00:02:33,259 --> 00:02:35,304
‫دروغ میگه. اون زبون وا نکرده.

58
00:02:35,348 --> 00:02:37,393
‫- چون مُرده؟
‫- نمرده

59
00:02:37,437 --> 00:02:39,961
‫- اصلا باورش نمی‌کنم
‫- چیزی نیست که حرفشو رد کنه

60
00:02:40,004 --> 00:02:44,487
‫بدون نقشه‌ی فرار رئیس جمهورِ
ایالات متحده رو هدف نمی‌گیره

61
00:02:44,531 --> 00:02:46,881
‫گاهی نقشه‌ها بد پیش میرن.
‫شاید نقشه‌اش خراب شده باشه.

62
00:02:49,188 --> 00:02:51,842
‫اطلاعات میگه رئیس جمهور
‫اونو از «فورت تاتن» برده

63
00:02:51,886 --> 00:02:54,410
‫که هیچوقت به طور علنی اعلام نشده

64
00:02:54,454 --> 00:02:55,803
‫درسته

65
00:02:55,846 --> 00:02:59,328
‫و با اینحال اون دستگاه
‫از وقتی اونو بردن

66
00:02:59,372 --> 00:03:01,330
‫حتی یه بار هم چشمک نزده

67
00:03:01,374 --> 00:03:03,245
‫اولین باره که دقت کردم چشمک نمی‌زنه

68
00:03:03,289 --> 00:03:04,507
‫پیام‌ها متوقف شدن

69
00:03:04,551 --> 00:03:06,248
‫چون افرادش می‌دونن رفته بیرون

70
00:03:06,292 --> 00:03:08,946
‫درسته. و یکی از افرادش...

71
00:03:10,731 --> 00:03:11,906
اُون‌ـه

72
00:03:11,949 --> 00:03:13,516
‫شاید اون از نقشه‌اش خبر داشته باشه

73
00:03:13,560 --> 00:03:15,518
‫بعید می‌دونم بتونم راضیش کنم
الینا رو بهمون بده

74
00:03:15,562 --> 00:03:17,390
‫اما الان تنها سرنخی که داریم اونـه

75
00:03:17,433 --> 00:03:20,219
‫و می‌دونم الینا رو هر جا پیدا کنیم

76
00:03:20,262 --> 00:03:24,353
‫طلا رو هم پیدا می‌کنیم و می‌تونیم
‫اون حرومزاده رو سرنگون کنیم

77
00:03:26,181 --> 00:03:27,443
‫می‌ریم زندان

78
00:03:27,487 --> 00:03:28,923
‫مراقب پشت سرتون باشین

79
00:03:33,971 --> 00:03:35,451
‫سوال بعدی، لطفاً

80
00:03:35,495 --> 00:03:38,367
‫حالا، شاهِ بدذات نمی‌دونست

81
00:03:38,411 --> 00:03:41,631
‫که بدترین دشمنش

82
00:03:41,675 --> 00:03:44,330
‫همون...

83
00:03:44,373 --> 00:03:47,855
‫- کی؟
‫- ملکه‌ی برزیلی

84
00:03:51,772 --> 00:03:56,342
‫نقشه داشت طلای دزدی رو پس بدزده

85
00:03:56,385 --> 00:03:58,082
‫همه‌اش همینـه

86
00:04:32,029 --> 00:04:34,597
‫- دروازه‌ها رو ببندید
‫- یه ماشین فدرالـه، رئیس

87
00:04:34,641 --> 00:04:36,295
‫باز چی شده؟

88
00:04:36,338 --> 00:04:37,644
‫و این ملکه برزیلی

89
00:04:37,687 --> 00:04:40,386
‫می‌دونست نقشه‌اش بی‌نقص اجرا میشه

90
00:04:40,429 --> 00:04:42,213
‫چون باهوش بود؟

91
00:04:43,954 --> 00:04:46,305
‫چون طرفِ خوبی‌ها بود

92
00:05:04,323 --> 00:05:06,934
‫نزدیکه. عجله کنید.

93
00:05:20,861 --> 00:05:22,950
‫طلاق؟

94
00:05:25,866 --> 00:05:27,650
‫انتونی، چرا اینقدر طول کشید؟

95
00:05:27,694 --> 00:05:29,435
‫قرنطینه‌!

96
00:05:29,478 --> 00:05:32,351
برید بیرون، همین الان!‏
‫وقت ملاقات تمومه!

97
00:05:32,394 --> 00:05:34,962
‫به سمت ورودی برید،
‫وسایل شخصی‌تونو بگیرین!

98
00:05:35,005 --> 00:05:37,094
‫ببخشید، قربان

99
00:05:37,138 --> 00:05:38,966
‫مأمور فدرال. چه خبر شده؟

100
00:05:39,009 --> 00:05:41,534
‫فرار کردن. باید همین الان برید.

101
00:05:41,577 --> 00:05:43,274
چقدر هم اتفاقی بوده

102
00:05:43,318 --> 00:05:44,667
‫جناب، باید منو ببری پیش رئیست

103
00:05:44,711 --> 00:05:47,496
‫و بهش بگو ما به دستور
رئیس اِف‌بی‌آی اومدیم اینجا

104
00:05:47,540 --> 00:05:49,193
‫همین الان، لطفاً

105
00:05:49,237 --> 00:05:52,980
‫هولمز، اِف‌بی‌آی اومده.
‫دنبال رئیس می‌گردن.

106
00:05:59,552 --> 00:06:01,510
‫- اینجا
‫- دفن شده؟ نه، امکان نداره

107
00:06:01,554 --> 00:06:03,164
‫سیگنال همینجا متوقف شد

108
00:06:03,207 --> 00:06:05,209
‫زود باشین. بکنین!

109
00:06:09,170 --> 00:06:11,694
‫اون اُون‌ـه، ولی اون یکی
دیگه که فرار کرده...‏

110
00:06:11,738 --> 00:06:13,566
‫- دوباره بگو اسمش چیه؟
‫- تیموتی کالینز

111
00:06:13,609 --> 00:06:15,219
‫به جرم قاچاق اسلحه داشت
پنج سال حبسش رو می‌کشید

112
00:06:15,263 --> 00:06:17,874
‫- با هم دوست بودن؟
‫- توی کارگاه با هم کار می‌کردن

113
00:06:17,918 --> 00:06:20,573
‫- کدوم کارگاه؟
‫- دکمه تولید می‌کردن

114
00:06:20,616 --> 00:06:21,922
‫اون کالینزه

115
00:06:25,969 --> 00:06:28,363
‫باید با پلیسِ محلی حرف بزنم

116
00:06:33,499 --> 00:06:38,068
‫انتونی، اسم این مرد کالینز نیست

117
00:06:38,112 --> 00:06:40,506
‫این «سرگی وودیانوف»ـه

118
00:06:40,549 --> 00:06:42,682
‫نـه

119
00:06:42,725 --> 00:06:45,554
‫نمُرده. سُرُ مُرُ گنده داره می‌چرخه.

120
00:06:45,598 --> 00:06:47,513
‫اِلینا تمام این مدت دروغ می‌گفته

121
00:06:47,556 --> 00:06:49,297
‫مأمور ترنر، من حقیقت رو بهت دادم

122
00:06:49,340 --> 00:06:50,733
‫از اول فقط حقیقت رو بهت گفتم

123
00:06:50,777 --> 00:06:52,387
‫هرگز بهت دروغ نگفتم، مأمور ترنر

124
00:06:52,431 --> 00:06:56,086
‫فِدوروا و تمام حرفاش درباره‌ی بهتر کردن دنیا

125
00:06:56,130 --> 00:06:57,523
درگیر کردنِ من

126
00:06:57,566 --> 00:06:59,481
‫گفتش هدفش از بین بردن فساده

127
00:06:59,525 --> 00:07:01,744
‫در حالی که تمام مدت

128
00:07:01,788 --> 00:07:03,746
‫هدفش پول بود

129
00:07:03,790 --> 00:07:06,227
‫به‌نظرت اون دکمه‌ها از
‫چی ساخته شدن، انتونی؟

130
00:07:06,270 --> 00:07:07,750
‫طلا

131
00:07:07,794 --> 00:07:10,666
‫شمش‌ها رو آب کردن و باهاش دکمه ساختن

132
00:07:12,494 --> 00:07:15,410
‫بارنامه‌های چهار کامیونی رو که رفتن می‌خوام

133
00:07:15,454 --> 00:07:17,151
‫و باید بدونم دقیقا کجا می‌رفتن

134
00:07:17,194 --> 00:07:18,587
‫و قرار بوده از چه مسیری برن

135
00:07:18,631 --> 00:07:20,197
‫و وقت ندارم برات توضیح بدم

136
00:07:27,857 --> 00:07:31,470
‫بانو «بلاک»، یه مشکل داریم

137
00:07:36,953 --> 00:07:39,434
‫- سریع‌تر!
‫- یه تابوتـه

138
00:07:42,829 --> 00:07:45,179
‫خب داستان چطوری تموم میشه، مامان؟

139
00:07:45,222 --> 00:07:49,096
‫ملکه‌ی برزیلی طلا رو پس گرفت

140
00:07:49,139 --> 00:07:51,054
‫شاه بدذات به فنا رفت

141
00:07:51,098 --> 00:07:54,144
‫و همه تا آخر عمر با خوشی زندگی کردن

142
00:07:54,188 --> 00:07:55,581
‫امیدواریم که همین باشه

143
00:07:59,193 --> 00:08:00,455
‫اِلینا؟

144
00:08:00,499 --> 00:08:01,978
‫خیلی دیر شده

145
00:08:02,022 --> 00:08:03,632
‫نه. امکان نداره.

146
00:08:03,676 --> 00:08:05,416
‫اِلینا، بیدار شو

147
00:08:14,730 --> 00:08:17,498
‫بیاید تمومش کنیم

148
00:08:26,176 --> 00:08:28,831
‫آقای رئیس‌ جمهور،
می‌خواستید منو ببینید‏

149
00:08:28,875 --> 00:08:30,746
‫پاتریک، کنفرانس مطبوعاتی رو دیدی

150
00:08:30,790 --> 00:08:32,574
‫خیلی تأثیرگذار بود

151
00:08:32,618 --> 00:08:34,533
‫یه آرامبخش ملایم برای یه کشور آشفته

152
00:08:34,576 --> 00:08:36,839
‫حدوداً تا دو ساعت دووم میاره

153
00:08:36,883 --> 00:08:38,928
‫چند تا سرنخ از طلایی که
دنبالش بودم پیدا کردم

154
00:08:38,972 --> 00:08:40,408
‫کِی از فدرال رزرو برده شده

155
00:08:40,451 --> 00:08:41,844
‫و به کجا برده شده

156
00:08:41,888 --> 00:08:44,151
‫اما مهم‌تر از همه، اینطور که من فهمیدم

157
00:08:44,194 --> 00:08:47,067
‫یه مدرک تقلبی داره توی «تاتن» می‌چرخه

158
00:08:47,110 --> 00:08:47,911
‫مدرک تقلبی؟

159
00:08:48,111 --> 00:08:50,026
‫رئیس رئال و مأمور ترنر

160
00:08:50,070 --> 00:08:53,247
‫یه گفتگوی طراحی شده رو در اختیار دارن
که منو مجرم نشون میده

161
00:08:53,290 --> 00:08:56,206
‫روی یه فلش دقیقاً مثل این

162
00:08:56,250 --> 00:08:59,775
‫- و فِدوروا پشت این قضیه‌ست؟
‫- خب، غیر از اون کی‌ می‌تونه باشه؟

163
00:08:59,819 --> 00:09:03,736
‫ولی اگه صحیح قلمداد بشه
‫و درز کنه، ممکنه خیلی مخرب باشه

164
00:09:05,520 --> 00:09:07,609
‫من که چیزی در موردش نشنیدم

165
00:09:08,915 --> 00:09:11,526
‫قربان، متوجهم که وال ترنر

166
00:09:11,570 --> 00:09:15,399
‫خیلی کارا از دستش برمیاد، ولی مدرک تقلبی...

167
00:09:15,443 --> 00:09:18,228
‫می‌دونم. دیوونگیـه.

168
00:09:18,272 --> 00:09:19,969
‫اما اون زن جادوش کرده

169
00:09:21,492 --> 00:09:22,972
‫حتماً می‌تونم بررسیش کنم

170
00:09:23,016 --> 00:09:24,670
‫خوبه. بی سر و صدا. این...

171
00:09:30,676 --> 00:09:34,375
‫پیام از شخصِ ناشناس:
‫گزارش فوتِ من

172
00:09:34,418 --> 00:09:35,898
‫منم همین پیام رو گرفتم

173
00:09:35,942 --> 00:09:38,292
‫فرستنده ناشناس، همه‌اش با حروف بزرگ

174
00:09:38,335 --> 00:09:41,382
‫گزارش فوت من به شدت اغراق‌آمیزه

175
00:09:43,558 --> 00:09:45,429
‫تخم سگ، الینا زنده‌ست

176
00:09:45,473 --> 00:09:47,693
‫«فوتش»؟

177
00:09:47,736 --> 00:09:50,173
‫نمی‌دونستم به نظر ما اِلینا مُرده

178
00:09:51,348 --> 00:09:53,873
‫یه طور دیگه میگم

179
00:09:53,916 --> 00:09:56,092
‫خبر نداشتم که هدف گرفته شده

180
00:09:56,136 --> 00:09:59,530
‫اگه یه صندلی سر میز بزرگترها می‌خوای

181
00:09:59,574 --> 00:10:01,184
‫پیداش کن

182
00:10:01,228 --> 00:10:03,447
‫یه فکری دارم که اونو می‌کشونه بیرون

183
00:10:03,491 --> 00:10:05,841
‫بچه‌اش توی شمال ایالتـه

184
00:10:05,885 --> 00:10:07,234
‫مأمورانی رو گذاشتم جلوی خونه

185
00:10:07,277 --> 00:10:09,279
‫خودم دختره رو میارم

186
00:10:27,950 --> 00:10:29,386
‫- رئیس
‫- خبرش بهم رسیده‌

187
00:10:29,430 --> 00:10:31,911
‫دوک با هلیکوپتر میره شمال
‫ایالت تا بچه‌ی فدوروا رو‌

188
00:10:31,954 --> 00:10:33,216
‫به دستور ‌رئیس جمهور بیاره.

189
00:10:33,260 --> 00:10:34,870
‫بریم تا اونجا و جلوشونو بگیریم؟

190
00:10:34,914 --> 00:10:36,959
‫اگه بخوایم فِدوروا رو پیدا کنیم،
‫باید شوهرش رو پیدا کنیم.

191
00:10:37,003 --> 00:10:39,092
‫داره با میلیاردها دلار طلا پرسه می‌زنه

192
00:10:39,135 --> 00:10:40,876
‫واسه دیدن همدیگه نقشه دارن

193
00:10:40,920 --> 00:10:42,225
‫به نیروی ویژه گفتم‌

194
00:10:42,269 --> 00:10:44,663
با احتیاط روی چهار کامیون
علامت‌گذاری نشده‌ی سفید کار کنن

195
00:10:44,706 --> 00:10:45,794
‫اگه می‌خوایم جلوشونو بگیریم‌

196
00:10:45,838 --> 00:10:47,143
‫باید مثل این خلافکارها فکر کنیم

197
00:10:47,187 --> 00:10:49,580
‫- همیشه یه نقشه دارن
‫- یعنی؟

198
00:10:49,624 --> 00:10:50,799
‫شرط می‌بندم اون کامیون‌ها‌

199
00:10:50,843 --> 00:10:52,888
‫الان پلاک‌شون عوض شده‌

200
00:10:52,932 --> 00:10:55,935
‫و احتمالاً الان دیگه علامت‌گذاری نشده نیستن

201
00:11:06,728 --> 00:11:08,861
‫راه بیفتین! زود باشین!

202
00:11:23,658 --> 00:11:24,920
بریم!‏

203
00:11:39,021 --> 00:11:40,544
‫خانم داره چرت می‌زنه

204
00:11:40,588 --> 00:11:43,504
‫پنج دقیقه پیش کتاب از دستش افتاد

205
00:11:43,547 --> 00:11:46,333
‫تیم رو مستقر کن، از جلو و عقب،
با صدای بلند وارد می‌شیم

206
00:11:46,376 --> 00:11:48,204
‫انتظار چی رو باید داشته باشیم؟

207
00:11:48,248 --> 00:11:49,423
‫هر چیزی

208
00:12:06,832 --> 00:12:08,094
‫اِف‌بی‌آی!

209
00:12:09,748 --> 00:12:11,924
چه غلطا؟

210
00:12:11,967 --> 00:12:14,056
بهمون کلک زدن!‏

211
00:12:15,101 --> 00:12:16,711
‫تمام مدت زیر نظرشون داشتیم‌

212
00:12:16,755 --> 00:12:18,669
‫اصلاً چشم از خونه برنداشتیم

213
00:12:18,713 --> 00:12:20,889
‫پس وقتی نزدیک شدیم ‫زدن به چاک
و باید نزدیک باشن

214
00:12:27,722 --> 00:12:29,811
‫خونه‌های قدیمی این منطقه‌

215
00:12:29,855 --> 00:12:31,813
‫بعضیاشون تونل‌های قدیمی داشتن
[برای قاچاق الکل در دوران ممنوعیت]

216
00:12:42,389 --> 00:12:43,390
بریم

217
00:12:45,522 --> 00:12:46,785
‫مامان!

218
00:12:46,828 --> 00:12:48,612
‫سوفیا!

219
00:12:48,656 --> 00:12:50,832
‫عزیزم، دخترم

220
00:12:50,876 --> 00:12:52,834
‫مامان

221
00:12:56,707 --> 00:12:58,753
‫بذار نگاهت کنم

222
00:12:58,797 --> 00:13:01,669
‫صورتت

223
00:13:01,712 --> 00:13:03,889
‫خیلی خوشگلی

224
00:13:03,932 --> 00:13:05,934
‫خیلی بزرگ شدی

225
00:13:05,978 --> 00:13:07,762
‫دلم برات تنگ شده بود، مامان

226
00:13:07,806 --> 00:13:09,808
‫منم دلم برات تنگ شده بود

227
00:13:09,851 --> 00:13:11,679
‫نمی‌تونم بگم چقدر

228
00:13:11,722 --> 00:13:15,291
‫- حداکثر دو دقیقه فاصله دارن
‫- بله، بله. البته

229
00:13:15,335 --> 00:13:18,642
‫بریم بابا رو برداریم و برو که رفتیم، باشه؟

230
00:13:18,686 --> 00:13:19,818
‫بریم. زود باش.

231
00:13:40,360 --> 00:13:42,014
‫پیداشون کنین!

232
00:13:48,281 --> 00:13:50,849
‫بچه و پرستارش از
‫خونه‌ی شمال ایالت فرار کردن

233
00:13:50,892 --> 00:13:52,198
نگفتم؟

234
00:13:52,241 --> 00:13:54,461
‫فِدوروا رو فراموش کن،
‫روی سرگی و اُون تمرکز کن

235
00:13:54,504 --> 00:13:55,984
‫هیچوقت کامیون‌ها رو
‫توی جاده پیدا نمی‌کنیم

236
00:13:56,028 --> 00:13:57,507
‫باید مقصد رو بدونیم

237
00:13:57,551 --> 00:13:59,945
‫جواهرات و آثار هنری‌
‫رو درک می‌کنم، ولی دکمه‌؟

238
00:13:59,988 --> 00:14:02,034
‫بین این همه چیزی
‫که میشه با طلا ساخت‌

239
00:14:02,077 --> 00:14:04,645
‫چرا باید به یه چیز خیلی
عادی تبدیلش کنن؟

240
00:14:04,688 --> 00:14:06,212
‫تا جلوی چشم قایمش کنن

241
00:14:06,255 --> 00:14:08,954
‫تا بتونن بدون هیچ
‫جلب توجهی منتقلش کنن

242
00:14:08,997 --> 00:14:10,303
‫طلا سنگینـه

243
00:14:10,346 --> 00:14:11,957
‫برای انتقال اون همه طلا
‫یا باید با قطار ببرنش‌

244
00:14:12,000 --> 00:14:13,436
‫یا با کانتینر و کشتی

245
00:14:13,480 --> 00:14:14,829
‫به نزدیک‌ترین بندر راهنما‌ییت می‌کنم

246
00:14:14,873 --> 00:14:16,396
‫همراه با لیستی از کشتی‌هایی که امروز میرن

247
00:14:16,439 --> 00:14:17,963
‫می‌خوان زودتر به آب‌های آزاد برسن

248
00:14:18,006 --> 00:14:20,617
‫‌ولی این همه طلا دستِ
بلاک‌هاست، درسته؟

249
00:14:20,661 --> 00:14:22,141
‫سرگی و اُون دارن چی کار می‌کنن؟

250
00:14:22,184 --> 00:14:24,012
‫می‌خوان از اونا بگیرنش

251
00:14:24,056 --> 00:14:26,493
‫- حداقل کامیونی که توش هستن رو
‫- چطوری؟

252
00:14:26,536 --> 00:14:30,149
‫اگه جای اونا یا الینا بودم، می‌دزدیدمش

253
00:14:34,675 --> 00:14:37,634
‫باید همینجا پیاده بشیم

254
00:14:37,678 --> 00:14:42,161
‫سه، دو، یک

255
00:14:49,168 --> 00:14:50,952
‫زود باش!

256
00:15:00,005 --> 00:15:02,311
‫گاز بده، اُون. بریم سراغ بقیه

257
00:15:10,885 --> 00:15:12,582
‫چند ثانیه دیر بهش رسیدیم، قربان

258
00:15:12,626 --> 00:15:13,975
‫سعی داریم اون ماشین شاسی‌بلند
رو ردیابی کنیم، ‌ولی...‏‌

259
00:15:14,019 --> 00:15:16,456
‫این توانایی ِتو رو ‫برای حل کردن
کارهای بزرگتر ثابت نمی‌کنه

260
00:15:16,499 --> 00:15:18,588
‫قربان، حاضرم خودمو به دو نیم تقسیم کنم

261
00:15:23,376 --> 00:15:25,726
‫پس بریم سراغ نقشه دوم

262
00:15:25,769 --> 00:15:28,729
‫افرادم 24 ساعت از فِدوروا بازجویی کردن

263
00:15:28,772 --> 00:15:30,035
‫و می‌دونی چی بهمون گفت؟

264
00:15:30,078 --> 00:15:31,166
‫نه، قربان

265
00:15:31,210 --> 00:15:32,602
‫هدفش انتقام شخصی‌ـه‌

266
00:15:32,646 --> 00:15:34,039
‫تا ریاست‌جمهوری منو نابود کنه‌

267
00:15:34,082 --> 00:15:37,738
‫و راستش رو بخوای، دموکراسی
‫آمریکایی رو سرنگون کنه

268
00:15:37,781 --> 00:15:41,263
‫هدف نهاییش همینـه، دوک

269
00:15:41,307 --> 00:15:46,007
‫متوجهی که در این سطح از حکومت‌

270
00:15:46,051 --> 00:15:49,402
‫گاهی هدف وسیله رو توجیه می‌کنه؟

271
00:15:49,445 --> 00:15:50,969
‫ازم می‌خواید چی کار کنم؟

272
00:15:51,012 --> 00:15:54,537
‫مدرکی که فِدوروا به اِف‌بی‌آی داده‌

273
00:15:54,581 --> 00:15:56,235
‫باید ناپدید بشه

274
00:16:06,941 --> 00:16:09,248
‫به تقاطع رسیدیم، بپیچ

275
00:16:12,512 --> 00:16:14,601
‫مقصد بعدی، «تیتربورو»

276
00:16:14,644 --> 00:16:16,820
تخت گاز برو!‏

277
00:16:18,735 --> 00:16:21,260
‫رئیس خوشش نمیاد

278
00:16:23,653 --> 00:16:25,742
‫- شماره چهار رو گم کردیم
‫- گم کردین؟

279
00:16:25,786 --> 00:16:28,397
‫پشت سرمون نیستن

280
00:16:28,441 --> 00:16:30,051
‫به سمت اسکله برید

281
00:16:30,095 --> 00:16:32,619
‫اگه الینا یکی از کامیون‌ها رو دزدیده باشه‌

282
00:16:32,662 --> 00:16:34,360
‫می‌تونیم بعداً به زور ازش بگیریم

283
00:16:34,403 --> 00:16:36,057
‫به بقیه خبر میدم

284
00:16:41,758 --> 00:16:43,891
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، نیم ساعت وقت داریم

285
00:16:45,153 --> 00:16:48,461
‫تمام دکمه‌ها رو بذارین توی کانتینر

286
00:16:48,504 --> 00:16:50,158
‫وقتی کانتینرها بسته شدن‌

287
00:16:50,202 --> 00:16:53,553
‫اونا رو بار کشتی می‌کنیم،
‫بعد راه میفتیم

288
00:16:56,338 --> 00:16:58,297
‫وقتی کارشون تموم شد،
‫کامیون‌ها و نگهبان‌ها‌

289
00:16:58,340 --> 00:16:59,559
آب میشن میرن توی زمین

290
00:17:02,344 --> 00:17:04,607
‫تمام جعبه‌ها رو بذارید توی کانتینر

291
00:17:04,651 --> 00:17:06,566
‫نیم ساعت وقت داریم

292
00:17:08,350 --> 00:17:10,309
‫و هنوز نیروی پشتیبانی نداریم

293
00:17:14,052 --> 00:17:16,489
‫پرش کنین! معطل نکنین!

294
00:17:19,144 --> 00:17:20,536
‫وال ترنر، بفرمایید

295
00:17:20,580 --> 00:17:23,148
‫مأمور ترنر، فرصت نشد
‫با هم خداحافظی کنیم

296
00:17:23,191 --> 00:17:25,454
‫چون خداحافظی نیست.
پیدات می‌کنم.‏

297
00:17:25,498 --> 00:17:27,891
‫- ‌ولی من دارم از شهر میرم
‫- تموم نشده، الینا

298
00:17:27,935 --> 00:17:30,677
‫هنوز نه، ‌ولی یه قسمتش امروز تموم میشه

299
00:17:30,720 --> 00:17:33,158
‫جایی تموم میشه که شروع شد

300
00:17:33,201 --> 00:17:36,161
‫همیشه معما میگی و دروغ

301
00:17:36,204 --> 00:17:38,337
‫گفتی همیشه باهام روراست بودی

302
00:17:38,380 --> 00:17:40,339
‫دروغ گفتی، تمام حرفات دروغ بود

303
00:17:40,382 --> 00:17:41,862
‫الان وقتش نیست

304
00:17:41,905 --> 00:17:44,299
‫دوستی، فساد، دروغ

305
00:17:44,343 --> 00:17:46,649
‫در یه مورد بهت دروغ گفتم

306
00:17:46,693 --> 00:17:48,347
‫بابتش متأسفم

307
00:17:48,390 --> 00:17:50,175
‫نقشه بهش وابسته بود

308
00:17:50,218 --> 00:17:53,134
‫خب، همه‌اش بخشیده شد

309
00:17:53,178 --> 00:17:55,702
‫یه مأموریت دیگه داری، یه نجات

310
00:17:55,745 --> 00:17:57,356
‫الان کی رو به خطر انداختی؟

311
00:17:57,399 --> 00:18:00,359
‫جاش رو پیدا کن تا بفهمی کیه

312
00:18:00,402 --> 00:18:04,667
‫و یه نصیحت دیگه، این دفعه
رک و راست میگم‌

313
00:18:04,711 --> 00:18:08,280
‫فقط نگهبان‌ها اسلحه دارن، نه راننده‌ها

314
00:18:13,198 --> 00:18:15,678
‫می‌خوام بگم کل حرفا‌شو فراموش کن

315
00:18:15,722 --> 00:18:18,812
‫هر کامیون فقط یه نگهبان داره

316
00:18:18,855 --> 00:18:20,901
‫چرا باید هر حرفی رو که می‌زنه باور کنیم؟

317
00:18:20,944 --> 00:18:22,424
‫مطمئن نیستم چاره‌ای داشته باشیم

318
00:18:24,774 --> 00:18:25,949
‫پس اونا سه نفرن و ما دو تا‌

319
00:18:25,993 --> 00:18:27,212
‫اگه راستشو بگه

320
00:18:30,824 --> 00:18:32,695
‫گمونم باید خودمون بفهمیم

321
00:18:44,577 --> 00:18:47,101
‫باشه، ببندیدش!

322
00:18:58,025 --> 00:18:59,592
‫اِف‌بی‌آی!

323
00:18:59,635 --> 00:19:03,117
‫همه سرجاشون وایستن و
‫دستها رو ببرن بالا!

324
00:19:06,729 --> 00:19:08,122
‫وال!

325
00:19:13,127 --> 00:19:14,128
منو پوشش بده

326
00:19:20,787 --> 00:19:22,136
‫اسلحه‌تو بنداز!

327
00:19:36,019 --> 00:19:39,066
‫مراقب باشین! محدوده امن نیست!

328
00:19:45,855 --> 00:19:48,162
‫نیروی ویژه سه تا کانتینر دیگه پیدا کردن که‌

329
00:19:48,206 --> 00:19:49,642
‫پر از طلا بودن، راست می‌گفتی.

330
00:19:49,685 --> 00:19:51,339
‫لابد خیلی زحمت کشیدن تا به اینجا برسوننش

331
00:19:51,383 --> 00:19:53,036
‫و این کامیون‌ها آخرین طلا رو آوردن

332
00:19:53,080 --> 00:19:54,516
‫داریم اثر انگشت‌

333
00:19:54,560 --> 00:19:56,518
‫راننده‌ها و مأمورهای
‫بلاک رو بررسی می‌کنیم‌

334
00:19:56,562 --> 00:19:58,738
‫اکثراً بلاروسی و روسی هستن و سابقه دارن.

335
00:19:58,781 --> 00:20:00,392
‫- اکثراً؟
‫- خب، یکی‌شون‌

336
00:20:00,435 --> 00:20:01,784
‫مثل بقیه نیست

337
00:20:01,828 --> 00:20:04,700
از اثر انگشت یکی از راننده‌ها
مشخص شد که عضو ارتش آمریکا بوده

338
00:20:04,744 --> 00:20:07,529
‫بهمون گفت اسمش ایوان پاپوفـه،
‫‌ولی اثر انگشت میگه‌

339
00:20:07,573 --> 00:20:10,271
‫در واقع «آرون اسپیواک» از «هاکنساک»، نیوجرسیـه

340
00:20:15,537 --> 00:20:18,105
‫کلیدهای این یکی رو داریم؟

341
00:20:18,148 --> 00:20:19,541
‫زود باش

342
00:20:21,195 --> 00:20:22,892
خیلی خب

343
00:20:22,936 --> 00:20:25,068
‫ایوان هستی یا آرون؟

344
00:20:25,112 --> 00:20:27,375
‫داستانت چیه؟ چطوری قاطی بلاک‌ها شدی؟

345
00:20:27,419 --> 00:20:28,855
‫حرفی ندارم بهت بزنم

346
00:20:36,297 --> 00:20:37,690
‫رئیس

347
00:20:37,733 --> 00:20:40,083
‫اسم یکی از آدمای بلاک آرون اسپیواکـه؟

348
00:20:40,127 --> 00:20:41,389
‫آره. چطوری...

349
00:20:41,433 --> 00:20:43,304
‫الان رئیس سی‌آی‌اِی بهم زنگ زد

350
00:20:43,348 --> 00:20:45,263
‫- از افراد اوناست؟
‫- اینطور به نظر میاد

351
00:20:45,306 --> 00:20:46,394
‫پوشش که لو نرفته؟

352
00:20:46,438 --> 00:20:48,004
‫- تا جایی که می‌دونم نه
‫- خوبه

353
00:20:48,048 --> 00:20:49,832
‫مثل بقیه‌شون ازش بازجویی کن
‫بهش رسیدگی می‌کنن

354
00:20:49,876 --> 00:20:51,443
‫این یعنی تمام این مدت سی‌آی‌ای‌

355
00:20:51,486 --> 00:20:53,227
‫- درگیر ماجرا بوده؟
‫- رئیس «تاکایاما» بهم گفت‌

356
00:20:53,271 --> 00:20:56,274
‫تقریباً به اندازه‌ی تو ‫دنبال
رد سفید برفی بودن، وال‌

357
00:20:56,317 --> 00:20:58,145
‫بلاک‌ها به تازگی مورد توجه‌شون قرار گرفته

358
00:20:58,188 --> 00:21:02,105
‫خب، از کجا در مورد طلای گمشده فهمیدن؟

359
00:21:02,149 --> 00:21:04,194
‫رئیس...‌

360
00:21:04,238 --> 00:21:06,066
‫وال...‌

361
00:21:06,109 --> 00:21:09,374
‫گفت یه نفوذی داخل زندان پیک اسکیل داشتن

362
00:21:11,158 --> 00:21:13,029
‫یعنی...

363
00:21:13,073 --> 00:21:14,509
‫شوهر من؟

364
00:21:16,685 --> 00:21:19,558
‫اُون مأمور مخفی سی‌آی‌ای بوده

365
00:21:19,601 --> 00:21:21,429
‫همینو فهمیدم

366
00:21:21,473 --> 00:21:22,996
‫الان کجاست؟

367
00:21:23,039 --> 00:21:25,607
‫سی‌آی‌ای میگه سفید برفی
‫یکی از چهار کامیون رو برده

368
00:21:25,651 --> 00:21:27,435
‫- سهم اونا
‫- به لطف اُون‌

369
00:21:27,479 --> 00:21:29,785
‫می‌دونن که کامیون داشته به
‫سمت فرودگاه تیتربورو می‌رفته

370
00:21:29,829 --> 00:21:31,787
‫سازمان اونجا منتظرشونـه

371
00:21:36,183 --> 00:21:37,576
‫خودشه...

372
00:21:37,619 --> 00:21:40,666
‫این همه مدت، این همه برنامه‌ریزی‌

373
00:21:40,709 --> 00:21:43,190
‫یه سالِ لعنتی پشت میله‌ها‌

374
00:21:43,233 --> 00:21:47,716
‫و ما اینجاییم،
‫همونطور که الینا گفته بود

375
00:21:49,152 --> 00:21:50,763
‫موفق شدیم

376
00:21:53,069 --> 00:21:55,289
نه کاملاً

377
00:21:55,333 --> 00:21:56,769
‫منظورت چیه؟

378
00:21:59,380 --> 00:22:02,035
‫سرگی

379
00:22:02,078 --> 00:22:04,080
‫همینجا دور بزن

380
00:22:04,124 --> 00:22:06,344
‫دور بزن

381
00:22:11,697 --> 00:22:14,874
‫رئال گفت سی‌آی‌ای توی
‫تیتربورو منتظرشونه‌

382
00:22:14,917 --> 00:22:16,354
‫‌ولی یه حسی بهم میگه‌

383
00:22:16,397 --> 00:22:17,833
‫اون طرفی نرفتن

384
00:22:17,877 --> 00:22:19,400
‫اطلاعات رو مستقیم از اُون گرفتن

385
00:22:19,444 --> 00:22:21,010
‫چرا باید سی‌آی‌ای رو گمراه کنه؟

386
00:22:21,054 --> 00:22:22,795
‫شاید خبر نداشته

387
00:22:22,838 --> 00:22:25,319
‫الینا صبح پشت تلفن یه چیزی بهم گفت‌

388
00:22:25,363 --> 00:22:27,539
حرف از نجات زد

389
00:22:27,582 --> 00:22:30,368
‫و به جایی میره که همه چی شروع شده

390
00:22:30,411 --> 00:22:33,632
‫سرقت، گرفتنش و کل این ماجرای کوفتی؟

391
00:22:33,675 --> 00:22:36,417
‫شاید منظورش داستانش بوده

392
00:22:36,461 --> 00:22:38,680
‫- بمب گذاری کلیسا
‫- توی بلاروس

393
00:22:38,724 --> 00:22:41,422
‫دنبال کلیساهای بلاروسی
‫در این نزدیکی بگرد

394
00:22:44,730 --> 00:22:46,035
‫دو تا هستن‌

395
00:22:46,079 --> 00:22:48,081
‫یکی توی «هایلند پارک» و اون
‏یکی توی «ساوت ریور»‏

396
00:22:48,124 --> 00:22:49,256
‫باشه، هر کدوم می‌ریم سراغ یکی

397
00:22:49,299 --> 00:22:50,475
‫جدا شدن فکر خوبی نیست، وال

398
00:22:50,518 --> 00:22:51,954
‫وقت نیست، انتونی

399
00:22:51,998 --> 00:22:54,217
‫اگه بخوایم نجاتش بدیم،
‫باید سریع راه بیفتیم

400
00:23:02,922 --> 00:23:05,664
‫اندرو

401
00:23:05,707 --> 00:23:07,143
‫ناتالیا

402
00:23:07,187 --> 00:23:10,756
‫- چطوری...
‫- از سرویس مخفیت رد شدم؟

403
00:23:10,799 --> 00:23:14,760
‫بیخیال. بیشتر از تو به من وفادارن.

404
00:23:18,241 --> 00:23:19,895
‫خب...

405
00:23:19,939 --> 00:23:21,897
‫خب...

406
00:23:21,941 --> 00:23:24,465
‫سی‌آی‌ای طلا رو پیدا کرد‌

407
00:23:24,509 --> 00:23:26,162
‫چون داشتن رد سفید برفی رو دنبال می‌کردن

408
00:23:26,206 --> 00:23:27,642
‫حالا...

409
00:23:27,686 --> 00:23:30,079
‫رئیس تاکایاما رو به دفتر
ریاست‌جمهوری احضار کردم

410
00:23:30,123 --> 00:23:33,082
‫بهش دستور میدم توی
‫گزارش‌ها حرفی از بلاک‌ها نزنه‌

411
00:23:33,126 --> 00:23:37,391
‫روی سفید برفی و فِدوروا
‫به‌عنوان مجرمان اصلی تمرکز کنه

412
00:23:37,435 --> 00:23:39,349
‫به رسانه‌ها هر چی بگیم باورشون میشه

413
00:23:39,393 --> 00:23:41,395
‫همه‌ش بی‌فایده‌ست

414
00:23:43,049 --> 00:23:45,921
‫نقشه‌ی قشنگی بود‌

415
00:23:45,965 --> 00:23:48,576
‫سالها اجراش طول کشید‌

416
00:23:48,620 --> 00:23:50,273
‫باعث میشد خانواده‌ی من‌

417
00:23:50,317 --> 00:23:54,277
‫قدرتمندترین سازمان دنیا بشه8

418
00:23:54,321 --> 00:23:57,150
‫برنامه‌ها و اهداف تو رو هم تأمین می‌کرد

419
00:23:57,193 --> 00:24:00,109
‫حالا، نابود شده‌

420
00:24:00,153 --> 00:24:02,634
‫توسط اِلینا فِدوروا‌

421
00:24:02,677 --> 00:24:06,594
‫زنی که این همه سال
‫زندگی منو به نابودی کشیده‌

422
00:24:06,638 --> 00:24:09,249
‫خیلی چیزا رو ازم گرفت

423
00:24:09,292 --> 00:24:11,381
‫می‌تونستی از بین ببریش

424
00:24:14,341 --> 00:24:15,908
‫‌ولی نه

425
00:24:21,130 --> 00:24:23,481
‫ببین، من ‌رئیس جمهور ایالات متحدها‌م

426
00:24:23,524 --> 00:24:25,874
...‫- اگه منو بکشی‌
‫- بکشمت؟

427
00:24:27,659 --> 00:24:29,138
‫نه

428
00:24:29,182 --> 00:24:32,185
‫هنوز به دردم می‌خوری

429
00:24:32,228 --> 00:24:38,234
‫‌ولی خیلی سخت میشه
‫این گندکاری رو جبران کرد

430
00:24:41,499 --> 00:24:43,892
‫بهم مدیونی

431
00:24:47,200 --> 00:24:48,941
‫کامیون رو نگه دار

432
00:24:55,034 --> 00:24:56,426
‫برو بیرون

433
00:25:07,655 --> 00:25:09,396
‫- سرگی
‫- زانو بزن

434
00:25:09,439 --> 00:25:11,659
‫زود باش‌

435
00:25:13,095 --> 00:25:15,837
‫به تمام چیزهایی که پشت سر گذاشتیم فکر کن

436
00:25:15,881 --> 00:25:17,012
‫من دوستتم

437
00:25:17,056 --> 00:25:19,406
‫موقعی که توی آرژانتین پیش ما بودی‌

438
00:25:19,449 --> 00:25:20,712
‫واقعاً به مأموریت ما ایمان آوردی‌

439
00:25:20,755 --> 00:25:22,583
‫یا همیشه می‌خواستی ما رو بفروشی؟

440
00:25:22,627 --> 00:25:24,367
‫اصلاً همچین اتفاقی نیفتاد

441
00:25:24,411 --> 00:25:27,588
‫داستان ما رو شنیدی!

442
00:25:27,632 --> 00:25:32,375
‫اون همه دردی که تحمل کردیم،
‫همه چی رو از دست دادیم

443
00:25:32,419 --> 00:25:34,682
‫و تنها چیزی که می‌خواستیم عدالت بود

444
00:25:34,726 --> 00:25:36,162
‫و یه کامیون پر از طلا

445
00:25:36,205 --> 00:25:38,381
‫می‌دونی چیه، دوست من؟
‫نظرم عوض شد

446
00:25:38,425 --> 00:25:39,513
‫نیازی به شنیدن این حرفها ندارم

447
00:25:39,557 --> 00:25:40,862
‫تکون نخور!

448
00:25:49,654 --> 00:25:51,481
‫ جدی جدی می‌خوای بمیری، سرگی؟

449
00:25:51,525 --> 00:25:53,788
‫زود باش، امتحانم کن

450
00:25:53,832 --> 00:25:55,834
‫وال، باید از اینجا بریم.

451
00:25:55,877 --> 00:25:57,313
‫خیلی دیر کردی

452
00:26:07,149 --> 00:26:09,499
‫من بودم تکون نمی‌خوردم

453
00:26:16,419 --> 00:26:18,421
‫عشقم!

454
00:26:24,732 --> 00:26:26,168
‫دلم برات تنگ شده بود

455
00:26:26,212 --> 00:26:27,822
‫تسلیم شو، الینا

456
00:26:30,912 --> 00:26:32,784
‫نه اسلحه‌ی کافی داری
نه زورت به ما می‌رسه

457
00:26:32,827 --> 00:26:34,481
‫تو تسلیم شو، مأمور ترنر

458
00:26:34,524 --> 00:26:36,570
‫هر دو مأمور ترنر

459
00:26:36,614 --> 00:26:38,790
‫کی فهمیدی که من مأمور مخفی سازمان اطلاعاتم؟

460
00:26:40,748 --> 00:26:45,187
‫قبل از اینکه وارد اون رستوران
توی آرژانتین بشی ‫می‌دونستیم‌

461
00:26:45,231 --> 00:26:47,581
‫در نظر داشتیم بذاریم همون روز بمیری

462
00:26:47,625 --> 00:26:50,105
‫بعدش شروع کرد به حرف زدن از تو‌

463
00:26:50,149 --> 00:26:53,239
‫و نقشه تازه حسابی شکل خودشو گرفت

464
00:26:53,282 --> 00:26:56,111
‫و حالا آمریکا به سهم طلای خودش رسیده‌

465
00:26:56,155 --> 00:26:58,548
‫و ما به سهم خودمون

466
00:26:58,592 --> 00:27:01,116
‫کارت رو انجام دادی. برو پی کارت.

467
00:27:01,160 --> 00:27:03,118
‫یه سکه هم نمی‌برید

468
00:27:03,162 --> 00:27:05,468
‫- لایقش هستیم
‫- ما داریم می‌ریم

469
00:27:05,512 --> 00:27:08,210
‫خودم که دوست دارم بذارم زنده بمونی‌

470
00:27:08,254 --> 00:27:10,952
‫‌ولی اگه باید خون بیشتری ریخته بشه‌

471
00:27:10,996 --> 00:27:12,650
‫اول اون می‌میره

472
00:27:16,523 --> 00:27:18,699
‫اسلحه‌تو بنداز

473
00:27:18,743 --> 00:27:20,832
‫با پا دورش کن، دستاتو ببر بالا

474
00:27:34,672 --> 00:27:36,325
‫می‌دونم الان ازم متنفری

475
00:27:36,369 --> 00:27:38,240
کم لطفی می‌فرمایید

476
00:27:38,284 --> 00:27:40,852
‫‌ولی قبل از اینکه برم، یه هدیه برات دارم

477
00:27:40,895 --> 00:27:42,375
مال خودت

478
00:27:42,418 --> 00:27:45,291
‫هر چی که از دست دادی رو برمی‌گردونه‌

479
00:27:45,334 --> 00:27:48,120
‫یه سازمان بزرگ تبهکاری رو به زانو درمیاره

480
00:27:53,647 --> 00:27:55,170
‫- خالیه
‫-‌ نه تا مدت طولانی

481
00:27:55,214 --> 00:27:57,346
‫از این عروسک‌ها زیادن‌

482
00:27:57,390 --> 00:27:59,958
‫با آتوهایی پر شدن که ناتالیا جمع کرده

483
00:28:00,001 --> 00:28:01,742
‫می‌دونم، ‌ولی مگه بلاک‌ها‌

484
00:28:01,786 --> 00:28:03,439
‫ازشون محافظت نمی‌کنن
‫و گرفتن‌شون غیرممکن نیست؟

485
00:28:03,483 --> 00:28:05,441
‫یکی‌شون رو گیر آوردم، مگه نه؟

486
00:28:05,485 --> 00:28:07,139
‫‌رئیس جمهورتون از ترس قالب تهی کرد

487
00:28:07,182 --> 00:28:09,402
‫شاید 2 تا داشته باشم. شاید10 تا،‌

488
00:28:09,445 --> 00:28:10,708
‫شایدم 50 تا.

489
00:28:12,971 --> 00:28:15,147
‫ببین، می‌دونم بهت دروغ گفتم

490
00:28:15,190 --> 00:28:18,150
‫‌ولی مگه آدمای بدی رو گیر ننداختم؟

491
00:28:19,673 --> 00:28:21,631
‫بیا ناپدید بشیم‌

492
00:28:21,675 --> 00:28:24,591
‫و دوباره یه خانواده بشیم‌

493
00:28:24,634 --> 00:28:27,376
‫یا با عواقبش روبرو بشیم

494
00:28:27,420 --> 00:28:28,943
‫به قول مادر سرگی‌

495
00:28:28,987 --> 00:28:31,163
‫که وقتی زیاد سوال می‌پرسیدم می‌گفت:‌

496
00:28:31,206 --> 00:28:33,165
‫واقعاً می‌خوای سر این قصه رو باز کنی؟

497
00:28:36,516 --> 00:28:38,736
‫رقیب ارزشمندی هستی، وال

498
00:28:40,215 --> 00:28:42,783
‫واقعا خوشم میاد باهات وقت بگذرونم

499
00:28:42,827 --> 00:28:44,480
‫شاید توی یه دنیای متفاوت‌

500
00:28:44,524 --> 00:28:46,787
‫می‌تونستیم دوستای خیلی خوبی بشیم

501
00:28:48,963 --> 00:28:50,138
‫‌ولی این دنیا نه

502
00:28:52,706 --> 00:28:53,794
کلیدا

503
00:29:26,740 --> 00:29:28,524
‫- وال، بذار بغلت کنم
‫- من...

504
00:29:28,568 --> 00:29:31,266
‫الان... الان نمی‌تونم

505
00:29:46,499 --> 00:29:49,589
بدجوری دلم برات تنگ شده بود

506
00:29:51,243 --> 00:29:54,202
‫هر شب قلبم درد می‌کرد

507
00:29:54,246 --> 00:29:56,857
‫می‌خوای دوباره بری، بابا؟

508
00:29:56,901 --> 00:30:01,122
‫نه، نه دیگه هیچوقت

509
00:30:01,166 --> 00:30:02,732
‫نتونستم تحملش کنم

510
00:30:06,911 --> 00:30:08,303
‫مجبور هم نمیشی

511
00:30:09,827 --> 00:30:11,916
‫می‌ریم سر محل قرارمون با کامیون‌

512
00:30:11,959 --> 00:30:13,395
‫و مطمئن می‌شیم خوب مخفی شده باشه

513
00:30:13,439 --> 00:30:16,703
‫- شما می‌رید فرودگاه
‫- عالیه

514
00:30:21,447 --> 00:30:24,580
‫دوک، خبر دادن که اینجایی

515
00:30:24,624 --> 00:30:26,626
‫قربان، از هلیما خواستم‌

516
00:30:26,669 --> 00:30:28,280
‫این مدرک علیه ‌رئیس جمهور رو پخش کنه‌

517
00:30:28,323 --> 00:30:30,369
‫- و قبول نمی‌کنه
‫- به دستور من

518
00:30:31,979 --> 00:30:33,024
‫ممنونم، هلیما

519
00:30:37,463 --> 00:30:40,292
‫داری مزاحم کارش میشی

520
00:30:44,296 --> 00:30:46,167
توی وضعیت ناجوری هستیم

521
00:30:46,211 --> 00:30:49,344
‫جاه‌طلبی تو افسار گسیخته شده

522
00:30:49,388 --> 00:30:53,348
‫قربان، فِدوروا بانک‌ها رو هدف قرار داد

523
00:30:53,392 --> 00:30:56,656
‫‌داره رئیس جمهور
ایالات متحده رو هدف قرار میده

524
00:30:56,699 --> 00:30:58,353
‫اون دشمنـه

525
00:30:58,397 --> 00:31:00,138
‫می‌دونستی که ‌رئیس جمهور

526
00:31:00,181 --> 00:31:03,271
‫صاحب زندان پیک اسکیلـه؟

527
00:31:03,315 --> 00:31:05,099
‫با یه شرکت پوششی،‌

528
00:31:05,143 --> 00:31:07,710
‫‌ولی رد زندان رو گرفتیم و به اون رسیدیم

529
00:31:07,754 --> 00:31:12,454
‫جایی که یه کوره ساخته تا
‫طلای پشتوانه‌ی فدرال رو آب کنه

530
00:31:12,498 --> 00:31:15,283
‫پاتریک، درک می‌کنم آدمای قدرتمندی‌

531
00:31:15,327 --> 00:31:18,896
‫بهت وعده‌های فریبنده دادن، ‌ولی‌

532
00:31:18,939 --> 00:31:21,246
‫به کی وفاداری؟

533
00:31:21,289 --> 00:31:23,813
‫به کار...‌

534
00:31:23,857 --> 00:31:26,294
‫به ایالات متحده

535
00:31:26,338 --> 00:31:28,775
‫پس مدارک و شواهد رو دنبال کن

536
00:31:28,818 --> 00:31:30,081
‫منم همین کار رو می‌کنم

537
00:31:39,003 --> 00:31:40,308
‫بریم، دوک

538
00:31:40,352 --> 00:31:42,223
‫اون کلی کار داره

539
00:31:47,620 --> 00:31:50,666
‫نقشه این بود که سرگی و من
به پیک اسکیل نفوذ کنیم‌

540
00:31:50,710 --> 00:31:53,452
‫وارد کارخونه بشیم
‫و نقشه‌ی سرقت رو بکشیم

541
00:31:53,495 --> 00:31:55,845
‫سرگی با یه هویت جعلی
رفته بود اونجا، ‌ولی...‏‌

542
00:31:55,889 --> 00:31:57,499
‫رابطم بهم دستور داد‌

543
00:31:57,543 --> 00:31:59,545
‫یه راه قانونی پیدا کنم‌

544
00:31:59,588 --> 00:32:02,069
‫یه جرم انکارناپذیر و
غیرقابل دفاع مرتکب بشم

545
00:32:02,113 --> 00:32:03,766
‫اون موقع بود که پول رو دزدیدی

546
00:32:05,377 --> 00:32:07,683
‫و مطمئن شدی من موقع انجامش ببینمت

547
00:32:07,727 --> 00:32:09,598
‫می‌دونستم که طبق قانون
باهام برخورد میشه

548
00:32:09,642 --> 00:32:11,992
‫پس باید می‌دونستی که می‌تونی
حقیقت رو هم بهم بگی

549
00:32:12,036 --> 00:32:13,994
تصمیم من نبود

550
00:32:14,038 --> 00:32:17,171
‫سی‌آی‌ای عشقِ رازداری داره، می‌دونی؟

551
00:32:17,215 --> 00:32:18,781
درک نمی‌کنم

552
00:32:18,825 --> 00:32:20,000
‫وال

553
00:32:20,044 --> 00:32:22,437
‫- می‌خوام یه دقیقه تنها باشم
‫- وال

554
00:32:27,616 --> 00:32:29,836
‫متوجهی که این مأموریت چقدر مهم بود؟

555
00:32:29,879 --> 00:32:32,186
‫نمی‌تونستم خطر کنم که کسی از سازمان‌

556
00:32:32,230 --> 00:32:34,928
‫مداخله‌ی من رو درز بده.

557
00:32:34,972 --> 00:32:37,191
‫اونی که باید قانعش کنی من نیستم، ‌اُون

558
00:32:46,418 --> 00:32:48,376
‫برونا گفت وقتی اومدی خونه‌

559
00:32:48,420 --> 00:32:50,552
‫منو می‌بری لیسبون

560
00:32:50,596 --> 00:32:52,424
‫تو رو همه جا می‌برم، عزیزم‌

561
00:32:52,467 --> 00:32:54,252
‫برزیل، پرتغال...

562
00:32:54,295 --> 00:32:55,731
‫خونه

563
00:32:55,775 --> 00:32:58,691
‫شاید سال بعد. اونجا خیلی سرده.

564
00:33:05,480 --> 00:33:07,569
‫- چی بود؟
‫- همه حالشون خوبه؟

565
00:33:13,923 --> 00:33:15,229
‫تکون نخور.

566
00:33:15,273 --> 00:33:17,753
‫سرگی، مراقب باش!

567
00:33:17,797 --> 00:33:20,060
‫بابا!

568
00:33:20,104 --> 00:33:22,280
‫نگاه نکن! نگاه نکن!

569
00:33:24,412 --> 00:33:26,240
‫بابا!

570
00:33:26,284 --> 00:33:27,546
‫چیزی نیست، عزیزم

571
00:33:44,302 --> 00:33:45,955
‫چیزی نیست

572
00:33:54,312 --> 00:33:56,314
‫طلای من کجاست، اِلینا؟

573
00:34:08,152 --> 00:34:11,242
‫تازه اینو پیدا کردم،
تقریباً عینِ نسخه‌ی اصلیه

574
00:34:11,285 --> 00:34:12,765
‫اسکنش کردم

575
00:34:12,808 --> 00:34:15,289
‫ویروسی که توش بود ممکن بود
کل سیستم ما رو پاک کنه

576
00:34:17,030 --> 00:34:19,946
دوک فکر کرده می‌تونه تمام
مدارک‌ فایل اصلی رو پاک کنه

577
00:34:22,644 --> 00:34:23,732
‫این قضیه بین خودمون می‌مونه

578
00:34:33,133 --> 00:34:36,615
‫سیب زمینی کوچولو...‌

579
00:34:36,658 --> 00:34:38,007
‫چقدر بزرگ شدی

580
00:34:38,051 --> 00:34:40,009
‫بهش دست نزن

581
00:34:45,798 --> 00:34:47,887
‫کاری با اون نداشته باشید! نه!

582
00:34:47,930 --> 00:34:50,019
‫مامان!

583
00:34:50,063 --> 00:34:51,456
‫- مامان!
‫- نه!

584
00:34:55,242 --> 00:34:57,375
‫مامان!

585
00:34:59,768 --> 00:35:01,596
‫کوچولو‌

586
00:35:01,640 --> 00:35:04,251
‫مامانت در خطر نیست‌

587
00:35:04,295 --> 00:35:06,775
‫چون به عدالت باور دارم

588
00:35:06,819 --> 00:35:08,299
‫باهاش حرف نزن!

589
00:35:08,342 --> 00:35:12,825
‫آخه می‌دونی، انصاف نیست
به مادرت آسیب بزنم

590
00:35:12,868 --> 00:35:16,959
‫ولی پدرت، بحثش فرق داره

591
00:35:17,003 --> 00:35:21,312
‫آخه می‌دونی، مامانت پدرم رو کُشت‌

592
00:35:25,794 --> 00:35:27,013
همینطور خواهرم رو

593
00:35:29,668 --> 00:35:32,453
‫پس این‌

594
00:35:32,497 --> 00:35:34,063
‫عدالتـه

595
00:35:37,632 --> 00:35:39,504
‫نه!

596
00:35:39,547 --> 00:35:41,419
‫طلای من دست توئه‌

597
00:35:41,462 --> 00:35:43,769
‫خب، یه‌کمش‌

598
00:35:43,812 --> 00:35:46,250
‫همینطور بقیه چیزهایی که مال منـه

599
00:35:46,293 --> 00:35:48,600
من...دخترت دستِ منـه

600
00:35:48,643 --> 00:35:50,167
‫مامان!

601
00:35:50,210 --> 00:35:52,821
‫اگه می‌خوای معامله کنی‌

602
00:35:52,865 --> 00:35:55,302
‫می‌دونی کجا پیدام کنی

603
00:35:55,346 --> 00:35:58,653
‫ولش کنید. باید به کاراش برسه.

604
00:36:04,224 --> 00:36:06,183
‫سوفیا، میام دنبالت!

605
00:36:12,711 --> 00:36:14,234
‫مامان!

606
00:36:14,278 --> 00:36:17,455
‫سوفیا، پیدات می‌کنم!

607
00:36:30,337 --> 00:36:31,817
‫سرگی!

608
00:37:24,957 --> 00:37:27,481
‫قربان، می‌خواست نابودش کنه

609
00:37:27,525 --> 00:37:29,309
‫همین الان انداختش توی جیبش

610
00:37:29,353 --> 00:37:32,747
‫به هیچکس چیزی نگو، نه حتی به وال

611
00:37:32,791 --> 00:37:35,794
‫- فقط به من گزارش بده، مفهومـه؟
‫- مفهومـه

612
00:37:35,837 --> 00:37:38,449
‫می‌خواد باهاش از رئیس جمهور اخاذی کنه

613
00:37:40,451 --> 00:37:42,191
‫ممکنه برامون خیلی مفید باشه

614
00:37:55,335 --> 00:37:57,511
‫هیچوقت نمی‌خواستم بهت آسیب برسونم

615
00:37:57,555 --> 00:38:00,601
‫شش سال بهم دروغ گفتی، اُون

616
00:38:00,645 --> 00:38:02,211
‫شش سال

617
00:38:02,255 --> 00:38:03,822
‫و حالا دلیلش رو می‌دونی‌

618
00:38:03,865 --> 00:38:08,087
‫برای فاش کردنِ یه حقه‌ی بزرگ،
‫یه ‌رئیس جمهور فاسد.

619
00:38:08,130 --> 00:38:10,655
‫ببین، درک می‌کنم‌

620
00:38:10,698 --> 00:38:12,918
‫ولی به‌عنوان ‫دو تا شریک
به زندگی گذشته نگاه می‌کنم

621
00:38:12,961 --> 00:38:16,138
‫توی همه چی شریک بودیم

622
00:38:16,182 --> 00:38:18,140
‫چرا نتونستیم سر این شریک بشیم؟

623
00:38:18,184 --> 00:38:19,968
‫بهم دستور دادن

624
00:38:20,012 --> 00:38:22,362
‫- ارزشش رو داشت؟
‫- نه

625
00:38:22,406 --> 00:38:24,756
‫هیچی ارزش اذیت کردن تو رو نداره‌

626
00:38:24,799 --> 00:38:28,368
‫یا که توی زندان با علم به
اینکه توی خطر هستی بمیرم

627
00:38:28,412 --> 00:38:33,199
‫توی زندان از اون طرف میز ملاقات
بهت نگاه می‌کردم

628
00:38:33,242 --> 00:38:34,896
‫و می‌گفتم بری دنبال زندگیت

629
00:38:34,940 --> 00:38:37,638
‫واسه همین برگه‌های طلاق رو برام فرستادی؟

630
00:38:37,682 --> 00:38:41,076
‫مجبور بودم در صورتی که بخوای
یه راه خروج بهت بدم

631
00:38:41,120 --> 00:38:43,644
‫خدایا

632
00:38:43,688 --> 00:38:46,168
‫تو نیمه‌ی گمشده‌ام بودی

633
00:38:46,212 --> 00:38:50,172
‫بدون تو اصلاً وجود نداشتم

634
00:38:50,216 --> 00:38:54,394
‫و ازم سوءاستفاده کردی، بازیم دادی؟

635
00:38:54,438 --> 00:38:56,657
‫برای کشور، وال

636
00:38:56,701 --> 00:38:59,617
‫باشه، و ده روز پیش‌

637
00:38:59,660 --> 00:39:01,923
‫شاید آدمی بودم که این حرف رو باور می‌کردم‌

638
00:39:01,967 --> 00:39:04,752
‫ولی... نمی‌دونم.

639
00:39:04,796 --> 00:39:09,104
‫یادته وقتی از آرژانتین برگشتم؟

640
00:39:09,148 --> 00:39:12,064
‫اون موقع گفتی شاید
‫سر شغل اشتباهی رفتیم‌

641
00:39:12,107 --> 00:39:13,848
‫و شاید شغل درست اونی باشه‌

642
00:39:13,892 --> 00:39:16,938
‫که حینش تیر نخورم‌

643
00:39:16,982 --> 00:39:18,984
‫یا بدتر

644
00:39:19,027 --> 00:39:21,203
‫وال، حق با تو بود‌

645
00:39:21,247 --> 00:39:23,858
‫ولی تموم شده

646
00:39:23,902 --> 00:39:26,034
‫و یه راهی هست‌

647
00:39:26,078 --> 00:39:29,603
‫که بتونیم تمام اینا رو پشت سر بذاریم

648
00:39:29,647 --> 00:39:31,213
‫استعفا بدیم؟

649
00:39:31,257 --> 00:39:34,042
‫با هم یه زندگی جدید رو شروع کنیم

650
00:39:34,086 --> 00:39:36,741
‫برگردیم به جایی که بودیم،
شریک و یار باشیم

651
00:39:40,745 --> 00:39:46,403
حتی نمی‌دونم ‫الان دارم به کی نگاه می‌کنم‌

652
00:39:46,446 --> 00:39:48,709
‫همون بچه توی زمین بازی‌

653
00:39:48,753 --> 00:39:51,320
‫همون بچه‌ام

654
00:39:51,364 --> 00:39:53,627
‫به زمان احتیاج داری؟

655
00:39:55,063 --> 00:39:57,979
‫بهت زمان میدم

656
00:39:58,023 --> 00:40:00,678
دوستت دارم، وال

657
00:40:00,721 --> 00:40:02,897
‫باید بری

658
00:40:19,131 --> 00:40:23,396
‫مأمور والری ترنر

659
00:40:23,440 --> 00:40:26,268
‫خیلی طولش دادی

660
00:40:29,097 --> 00:40:32,187
‫اگه همه چی رو جلوی پات
می‌نداختم، حرفامو باور نمی‌کردی

661
00:40:37,410 --> 00:40:39,107
‫یه روز ایمانِ کورکورانه رو کنار میذاری‌

662
00:40:39,151 --> 00:40:40,674
‫و شریک میشی

663
00:40:40,718 --> 00:40:42,937
‫باید شریک‌های خودتو بشناسی

664
00:40:51,772 --> 00:40:55,080
‫باید قبول کنی با هم خوب کار می‌کنیم

665
00:41:23,238 --> 00:41:25,371
‫واقعاً می‌خوای سر این قصه رو باز کنی؟

666
00:41:47,785 --> 00:41:49,569
‫یه نقشه

667
00:41:51,745 --> 00:41:53,834
‫از این عروسک‌ها خیلی زیاد هست

668
00:41:53,878 --> 00:41:57,272
،‫شاید 2 تا دارم
‫شاید 10 تا، شایدم 50 تا

669
00:42:11,548 --> 00:42:13,593
‫به کمکت نیاز دارم

670
00:42:13,617 --> 00:42:33,617
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

