1
00:01:19,623 --> 00:01:20,749
‫بدو! سوار شو!

2
00:01:28,500 --> 00:01:28,850
‫[باز است]

3
00:01:28,900 --> 00:01:29,400
‫[تعطیل است]

4
00:03:11,651 --> 00:03:14,237
‫باز هم عذر می‌خوایم،
‫ولی قطار به خاطر...

5
00:03:14,321 --> 00:03:16,865
‫خرابی تجهیزات،
‫تو ایستگاه های ویکام متوقف می‌شه.

6
00:03:16,948 --> 00:03:19,284
‫اتوبوس جایگزینمون شما رو
‫تا باغ‌راه آکسفورد می‌رسونه...

7
00:03:19,367 --> 00:03:21,536
‫و می‌تونین از اونجا
‫به سفرتون ادامه بدین.

8
00:03:21,620 --> 00:03:22,621
‫ممنون.

9
00:03:24,000 --> 00:03:31,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »

10
00:04:03,870 --> 00:04:06,206
‫باقی مسافرینی که از ماری‌لبون تشریف آوردین،

11
00:04:06,289 --> 00:04:10,252
‫اتوبوس جایگزینمون شما رو
‫از پارکینگ سوار می‌کنه.

12
00:04:10,335 --> 00:04:13,296
‫اتوبوس جایگزینمون از همین طرفه.

13
00:05:38,006 --> 00:05:40,467
‫- یوهو!
‫- سرتون رو بگیرین پایین و بدوین!

14
00:05:49,267 --> 00:05:50,602
‫آهای، رسیدیم.

15
00:05:51,978 --> 00:05:54,231
‫امان از دستت.

16
00:05:59,319 --> 00:06:02,155
‫بیا دیگه رفیق. بیدار شو ببینم!

17
00:07:07,700 --> 00:07:09,500
‫«اسب‌های آرام»
‫«فصل دوم، قسمت یکم»

18
00:07:22,150 --> 00:07:22,350
‫[دسترسی محدود]

19
00:07:22,400 --> 00:07:25,550
‫[مأمور میدانی بازنشسته]

20
00:07:25,600 --> 00:07:29,491
‫[فوت شده]

21
00:07:29,492 --> 00:07:31,286
‫به های ویکام خوش اومدین.

22
00:07:31,369 --> 00:07:34,915
‫قطار در حال حاضر
‫تو ایستگاه دوم توقف کرده...

23
00:07:34,998 --> 00:07:40,128
‫بریکستر ویلج، باغ‌راه آکسفورد و آکسفورد.

24
00:07:51,389 --> 00:07:53,350
‫آها، رفیق، من اون روز سر کار نیستم.

25
00:07:53,433 --> 00:07:55,393
‫انتظار دارن صد هزار نفر بیان.

26
00:07:55,477 --> 00:07:57,145
‫مستراحشون عین طویله می‌شه.

27
00:07:57,229 --> 00:08:00,023
‫رفیق، امکان نداره اون روز بیام سر کار.

28
00:08:00,106 --> 00:08:01,358
‫وایستا.

29
00:08:03,235 --> 00:08:04,903
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- آره.

30
00:08:04,986 --> 00:08:08,782
‫می‌شه بهم بگین
‫اتوبوس‌های جایگزینتون کجا هستن؟

31
00:08:08,865 --> 00:08:11,451
‫امروز اتوبوس جایگزین نداریم.
‫همه قطارها سالم هستن.

32
00:08:11,534 --> 00:08:13,620
‫خب، ببین، خودت به دفتر مرکزی بگو، خب؟

33
00:08:14,788 --> 00:08:17,791
‫باید اتوبوسه رو پیدا کنم، آخه...

34
00:08:17,874 --> 00:08:20,752
‫خب، برادرم یکی دو شب پیش از دنیا رفت.

35
00:08:20,835 --> 00:08:22,629
‫نمی‌دونم خبرش به گوشتون رسیده یا نه.

36
00:08:22,712 --> 00:08:24,256
‫اِم. آره، اِم...

37
00:08:24,339 --> 00:08:26,550
‫ببین رفیق، دوباره باهات تماس می‌گیرم، خب؟

38
00:08:27,217 --> 00:08:30,136
‫اِم، آره، شنیده بودم. تسلیت می‌گم.

39
00:08:30,220 --> 00:08:32,597
‫اِم، اتوبوس‌ها تحت نظر شرکت دیگه‌ای هستن.

40
00:08:32,681 --> 00:08:35,642
‫اِم، خب، شاید بتونین اسم شرکتش رو بهم بگین.

41
00:08:36,560 --> 00:08:38,770
‫خب، با شرکت‌های مختلفی همکاری می‌کنیم.
‫مطمئن نیستم...

42
00:08:38,852 --> 00:08:44,442
‫خواهش می‌کنم. خیلی دوست دارم
‫محل درگذشتش رو ببینم.

43
00:08:46,820 --> 00:08:48,238
‫خیلی‌خب، اِم...

44
00:08:49,656 --> 00:08:52,909
‫بذارین با چند نفر تماس بگیرم
‫که ببینم می‌تونم کمکتون کنم یا نه.

45
00:08:53,868 --> 00:08:54,869
‫خیلی‌خب.

46
00:09:51,092 --> 00:09:52,302
‫استن‌دیش.

47
00:09:56,598 --> 00:09:57,891
‫این‌جوری نمی‌شه.

48
00:09:58,558 --> 00:09:59,976
‫می‌شه دقیق‌‎تر صحبت کنی؟

49
00:10:00,060 --> 00:10:02,604
‫طبق سلسله مراتب،
‫من باید دفتر مجزا داشته باشم.

50
00:10:02,687 --> 00:10:03,946
‫آها، من اگه جات بودم،
‫مدت زمان کارم...

51
00:10:03,970 --> 00:10:05,607
‫تو این خراب‌شده رو
‫به سلسله مراتب ربط نمی‌دادم.

52
00:10:05,690 --> 00:10:06,858
‫زندانی‌ها هم سلسله مراتب دارن.

53
00:10:06,942 --> 00:10:08,944
‫بشر خودش رو طبق قدرتش دسته‌بندی می‌کنه.

54
00:10:09,027 --> 00:10:11,154
‫زود میام پایین و کار امروز رو تحویل می‌دم.

55
00:10:11,238 --> 00:10:14,783
‫بجنب. اگه بهم کاری محول نکنی، می‌کشمش.

56
00:10:14,866 --> 00:10:16,493
‫یا حداقل نقص عضوش می‌کنم.

57
00:10:25,919 --> 00:10:27,045
‫صبح به خیر.

58
00:10:46,565 --> 00:10:48,400
‫کسی لمب رو ندیده؟

59
00:10:51,361 --> 00:10:53,822
‫راننده آمبولانس گفت سکته قلبی کرده بوده.

60
00:10:53,905 --> 00:10:55,865
‫سریع از دنیا رفت و درد نکشید.

61
00:10:56,700 --> 00:10:59,911
‫تو یه چشم به هم زدن
‫رفت پیش فرشته‌ها.

62
00:11:01,204 --> 00:11:03,999
‫اون پشت، رو صندلی ما قبل آخر پیداش کردم.

63
00:11:05,041 --> 00:11:06,543
‫خیال می‌کردم خوابه.

64
00:11:06,626 --> 00:11:10,338
‫خب، خواب بود دیگه، مگه نه؟

65
00:11:13,717 --> 00:11:18,179
‫اتفاق غیرعادی‌ای نیفتاده بود؟

66
00:11:18,263 --> 00:11:20,640
‫منظورم به جز خودشه.

67
00:11:21,308 --> 00:11:23,768
‫اِم، چیزی اطرافش نبود؟

68
00:11:24,269 --> 00:11:26,730
‫اِم، احیانا چیزی جا نذاشته بود؟

69
00:11:26,813 --> 00:11:28,940
‫رو صندلی کنارش یه کلاه بود.

70
00:11:29,024 --> 00:11:30,734
‫آها، خب، به احتمال زیاد کلاه خودش بوده.

71
00:11:30,817 --> 00:11:34,321
‫می‌شه نگاهی بهش بندازم؟
‫خیلی خوشحال می‌شم ازش یادگاری داشته باشم.

72
00:11:34,404 --> 00:11:36,072
‫چرا که نه، باید تو بخش اموال مفقودی باشه.

73
00:11:36,156 --> 00:11:40,076
‫عجب، کارم که اینجا تموم شد، می‌رم اونجا.

74
00:11:42,120 --> 00:11:44,456
‫برادرتون خیلی آروم جلوه می‌کرد.

75
00:11:45,832 --> 00:11:48,335
‫خب، دلش می‌خواست همین‌طوری از دنیا بره.

76
00:11:50,587 --> 00:11:52,172
‫از اتوبوس خوشش می‌اومد.

77
00:11:54,424 --> 00:11:59,054
‫این‌طور نیست که به عامل حیات
‫اعتقاد داشته باشم؛

78
00:12:00,805 --> 00:12:04,017
‫ولی مطمئن نیستم اعتقاد نداشته باشم.

79
00:12:04,684 --> 00:12:07,312
‫نمی‌دونم متوجه منظورم
‫هستین یا نه.

80
00:12:09,272 --> 00:12:11,566
‫اِم... یه لحظه تنهاتون می‌ذارم.

81
00:12:50,772 --> 00:12:53,692
‫- شرمنده که مزاحم می‌شم، ولی...
‫- آها، درسته.

82
00:12:53,775 --> 00:12:55,068
‫می‌خواین بیشتر بمونین؟

83
00:12:57,904 --> 00:13:00,699
‫اِم...

84
00:13:00,782 --> 00:13:04,077
‫برای آخرین بار باهاش خداحافظی کردم.

85
00:13:04,160 --> 00:13:07,414
‫آخه الان باهامون تماس گرفتن.
‫باید با اتوبوس کار کنم.

86
00:13:07,497 --> 00:13:09,666
‫معلومه.

87
00:13:21,050 --> 00:13:23,300
‫[زنجره]

88
00:13:24,014 --> 00:13:25,015
‫خاک بر سرم.

89
00:13:41,197 --> 00:13:43,783
‫اِم، کسی ریور رو ندیده؟

90
00:13:44,826 --> 00:13:48,079
‫آره، خیلی مشتاقم هر چی
‫تو اطلاعات دولتی یاد گرفتم رو...

91
00:13:48,163 --> 00:13:50,999
‫تو محیطی متمرکزتر و تجاری‌تر
‫پیاده‌سازی کنم...

92
00:13:51,499 --> 00:13:53,209
‫هر چی تو اطلاعات دولتی یاد گرفتم رو...

93
00:13:53,293 --> 00:13:56,065
‫جهت دست‌یابی به اهدافی
‫تجاری پیاده‌سازی کنم.

94
00:13:56,089 --> 00:13:57,005
‫خودم خیلی...

95
00:13:57,088 --> 00:13:58,840
‫می‌تونین تشریف بیارین آقای کارترایت.

96
00:14:03,803 --> 00:14:08,058
‫راستش، الان که هیچی از نظر
‫ژئوپلیتیک معلوم نیست،

97
00:14:08,141 --> 00:14:12,562
‫اطلاعات خصوصی می‌تونه
‫حفره‌های اطلاعاتی سازمان‌های ملی رو پر کنه.

98
00:14:12,646 --> 00:14:13,772
‫متوجهین؟

99
00:14:13,855 --> 00:14:15,106
‫- کاملا درسته.
‫- هوم.

100
00:14:15,190 --> 00:14:18,485
‫ضمنا، به نظرم خودم بیشتر به درد کارهای...

101
00:14:18,568 --> 00:14:22,948
‫غیرعادی‌تر و خیلی جالب می‌خورم.

102
00:14:23,031 --> 00:14:24,157
‫خب، تو رزومه‌تون...

103
00:14:24,241 --> 00:14:27,744
‫نوشته در حال حاضر به یگانی
‫تو آلدرزگیت اعزام شدین.

104
00:14:28,536 --> 00:14:30,497
‫آره، درسته. آره. اِم...

105
00:14:30,580 --> 00:14:32,707
‫یگانی قراردادیه.

106
00:14:32,791 --> 00:14:36,461
‫بیشتر با روش‌های آنالوگ
‫اطلاعات جمع‌آوری می‌کنیم...

107
00:14:36,545 --> 00:14:39,923
‫که موجب شده در زمینه پایگاه داده
‫بیشتر تمرین کنم...

108
00:14:40,006 --> 00:14:44,928
‫درسته، حرف نداره.
‫اِم، یعنی کارمند «خانه لجن‌زار» هستین؟

109
00:14:46,304 --> 00:14:47,305
‫درسته.

110
00:14:48,098 --> 00:14:51,476
‫درک می‌کنم شغل محبوب هر کسی نیست،
‫جدی می‌گم.

111
00:14:51,560 --> 00:14:54,563
‫ولی راستش، به نظر من
‫شغل گرانبهاییه.

112
00:14:54,646 --> 00:14:56,147
‫یعنی با جکسون لمب همکاری می‌کنین؟

113
00:14:58,024 --> 00:14:59,234
‫آره.

114
00:14:59,317 --> 00:15:00,527
‫چه‌جور آدمیه؟

115
00:15:07,284 --> 00:15:10,120
‫کجان؟

116
00:15:16,501 --> 00:15:18,420
‫وای مین، می‌شه لطفا بشینی؟

117
00:15:19,504 --> 00:15:21,965
‫شرمنده، می‌خوام تعداد قدم‌هام رو تکمیل کنم.

118
00:15:22,048 --> 00:15:24,426
‫اصلا نباید اون رو بهت می‌دادم.

119
00:15:27,137 --> 00:15:29,723
‫خب، لمب ما رو می‌کشه.

120
00:15:29,806 --> 00:15:31,933
‫نه، مشکلی نیست.
‫امروز صبح که اصلا نیومده بود.

121
00:15:32,017 --> 00:15:34,686
‫آره. احتمالا داره
‫تو مرده‌شوی‌خونه‌ای جق می‌زنه.

122
00:15:36,646 --> 00:15:37,898
‫خیلی‌خب. این یکی چطوره؟

123
00:15:42,861 --> 00:15:44,070
‫سیصد.

124
00:15:44,154 --> 00:15:45,864
‫- سیصد؟
‫- اوهوم.

125
00:15:45,947 --> 00:15:46,948
‫مین، باغچه داره‌ها.

126
00:15:47,032 --> 00:15:48,199
‫خیلی‌خب، پس سیصد و ده.

127
00:15:48,283 --> 00:15:51,453
‫آخه مگه چیه...
‫«آپارتمانی باغچه‌دار در لیتنستون»ـه.

128
00:15:51,536 --> 00:15:52,662
‫امکان نداره خیلی گرون باشه.

129
00:15:53,496 --> 00:15:54,915
‫- پونصد و بیست تاست.
‫- وای خدایا.

130
00:15:54,998 --> 00:15:56,166
‫واقعا گرونه.

131
00:15:56,249 --> 00:15:57,626
‫- نیست.
‫- اومد.

132
00:16:03,840 --> 00:16:05,342
‫بریم تو کارش.

133
00:16:06,092 --> 00:16:07,135
‫خوش می‌گذره.

134
00:16:11,806 --> 00:16:13,683
‫خیلی‌خب. بیاین زود تمومش کنیم.

135
00:16:14,476 --> 00:16:15,852
‫اعزامتون می‌کنیم.

136
00:16:16,853 --> 00:16:18,271
‫زیاد طول نمی‌کشه،
‫یکی دو هفته بیشتر نیست.

137
00:16:19,064 --> 00:16:20,523
‫یعنی باید به من گزارش بدین.

138
00:16:21,233 --> 00:16:22,484
‫چه کاری هست؟

139
00:16:23,026 --> 00:16:24,361
‫کار امنیتیه.

140
00:16:24,444 --> 00:16:25,820
‫تأمین امنیت جلسه‌ای غیررسمیه.

141
00:16:26,321 --> 00:16:28,657
‫آها، خیلی‌خب. پس واسه همین گفتی
‫جای پارک، بیایم اینجا.

142
00:16:29,157 --> 00:16:31,826
‫آره. ضمنا، چون تو ساختمون راهتون نمی‌دن.

143
00:16:32,327 --> 00:16:33,620
‫کی‌ها جلسه دارن؟

144
00:16:33,703 --> 00:16:35,121
‫خودم با آرکیدی پاشکین جلسه داریم.

145
00:16:35,622 --> 00:16:37,207
‫نماینده ایلیا نفسکیه.

146
00:16:37,874 --> 00:16:38,875
‫همون الیگارشه رو می‌گی؟

147
00:16:38,959 --> 00:16:40,418
‫نه، صاحب‌کار بچه رو می‌گم.

148
00:16:40,919 --> 00:16:42,754
‫آره، همون الیگارشه است.

149
00:16:42,837 --> 00:16:45,131
‫ولی مگه قرار نبود
‫باهاش کاری نداشته باشیم؟

150
00:16:45,215 --> 00:16:47,968
‫تو نباید با هیچ‌کس کاری داشته باشی مین.

151
00:16:48,802 --> 00:16:50,971
‫منظورم کل «ام‌آی۵» بود. طرف دگراندیشه.

152
00:16:51,054 --> 00:16:53,765
‫با نظام مسکو مخالفت می‌کنه،
‫ما هم نباید طرف کسی رو بگیریم.

153
00:16:53,848 --> 00:16:57,561
‫خب، حکومت علیاحضرت آماده است
‫که در این رابطه وارد عمل بشه.

154
00:16:58,061 --> 00:17:01,815
‫نفسکی با نفت و بنزین ثروتش رو به هم زده.
‫نگران امنیت منابع انرژیمون هستیم.

155
00:17:01,898 --> 00:17:06,527
‫واسه همین دست راست نفسکی
‫که پاشکین باشه...

156
00:17:07,070 --> 00:17:09,613
‫و دست راست تورنر که خودم باشم،
‫قراره با هم جلسه بذاریم.

157
00:17:10,364 --> 00:17:14,785
‫هر جلسه رودررویی باید
‫تو مکانی از قبل تعیین‌شده برگزار بشه...

158
00:17:14,869 --> 00:17:16,621
‫که ازتون می‌خوام برین اونجا،
‫پاک‌سازیش کنین...

159
00:17:17,497 --> 00:17:19,165
‫و طبق معمول ردیفش کنین.

160
00:17:19,916 --> 00:17:21,083
‫خب، کی پیشنهاد داده بود؟

161
00:17:21,167 --> 00:17:25,005
‫پاشکین از طریق یه میانجی پیشنهاد داد.
‫کارمزد بگیری به نام کریموف رو فرستاده بود.

162
00:17:25,088 --> 00:17:26,840
‫خب، کریموف معتبره؟

163
00:17:28,216 --> 00:17:30,886
‫سابقه‌اش رو بررسی کردم.
‫همه‌چی این تو هست.

164
00:17:34,556 --> 00:17:37,434
‫خب، پس شنبه همین هفته
‫تو گلس‌هاوس جلسه دارین.

165
00:17:37,517 --> 00:17:39,477
‫روز برگزاری رژه ضد سرمایه‌داری جلسه دارین.

166
00:17:39,561 --> 00:17:43,398
‫مشکلی هست؟
‫می‌خواستی پلاکارد درست کنی و شرکت کنی؟

167
00:17:43,481 --> 00:17:45,400
‫نه، نه. فقط دارم اطلاعات رو می‌خونم.

168
00:17:45,483 --> 00:17:48,320
‫خوبه.
‫خب، امیدوارم دستور دشواری نباشه.

169
00:17:49,404 --> 00:17:50,864
‫ولی اگه به نظرتون از پسش بر نمیاین،

170
00:17:50,947 --> 00:17:52,758
‫یا از کارهای مسخره‌ای
‫که لمب بهتون محول می‌کنه...

171
00:17:52,782 --> 00:17:53,909
‫راضی هستین، کافیه بهم بگین...

172
00:17:54,910 --> 00:17:56,494
‫و گورتون رو گم کنین
‫برگردین «خانه لجن‌زار».

173
00:17:57,412 --> 00:18:00,457
‫- کارش رو قبول کنیم؟
‫- اِم، گمون کنم کردیم.

174
00:18:00,540 --> 00:18:04,085
‫خب، آره، خودم می‌دونم.
‫ولی وقتی لمب بفهمه، خیلی عصبانی می‌شه.

175
00:18:04,169 --> 00:18:07,130
‫- خب، حق انتخابی نداریم.
‫- چرا، داریم. می‌تونیم قبول نکنیم.

176
00:18:07,214 --> 00:18:09,382
‫جریان از این قراره
‫که از لمب می‌ترسی.

177
00:18:10,425 --> 00:18:11,718
‫من از لمب نمی‌ترسم.

178
00:18:13,386 --> 00:18:15,597
‫یعنی چرا، از لمب می‌ترسم. آره.

179
00:18:18,350 --> 00:18:21,978
‫همینه دیگه. بدون این که ازم بخوای،
‫خواسته‌ات رو برآورده کردم.

180
00:18:22,062 --> 00:18:24,356
‫اگه جوری برآورده می‌کردی
‫که مجبور نشم بزنمت، خیلی خوب می‌شد.

181
00:18:25,523 --> 00:18:27,901
‫- هیچی نگو دیگه.
‫- باشه، خیلی‌خب.

182
00:18:29,110 --> 00:18:32,197
‫- این چیه؟
‫- تصویر دوربین خیابونی سوهوئه.

183
00:18:32,280 --> 00:18:34,282
‫اینجا سوهوئه؟

184
00:18:34,366 --> 00:18:37,285
‫پس تن‌فروشان و معتادانش کجا رفتن؟

185
00:18:37,369 --> 00:18:39,037
‫- سوهو عوض شده.
‫- خفه شو مایک.

186
00:18:39,120 --> 00:18:40,372
‫مارکوس هستم.

187
00:18:40,455 --> 00:18:42,582
‫باشه، شش ماه طول می‌کشه
‫تا اسمت رو درست بگم،

188
00:18:42,666 --> 00:18:45,126
‫ولی اگه کارم رو انجام بدم،
‫خیلی زودتر از اینجا می‌ری.

189
00:18:45,210 --> 00:18:49,047
‫ظاهرا داره می‌ره سمت ماری‌لبون.
‫می‌تونی اونجا پیداش کنی؟

190
00:19:04,604 --> 00:19:06,189
‫کجا رفت؟ گمش کردیم.

191
00:19:06,273 --> 00:19:08,483
‫کافیه تصویر دوربین دیگه‌ای رو ببینیم.

192
00:19:09,234 --> 00:19:11,486
‫- دلیل مرگش چی بود؟
‫- جریان چیه؟

193
00:19:11,570 --> 00:19:14,197
‫جسد مأمور سابقی رو
‫تو اتوبوسی تو باغ‌راه آکسفورد پیدا کردن.

194
00:19:14,281 --> 00:19:15,782
‫گزارش پزشکی قانونی همین الان رسید.

195
00:19:15,865 --> 00:19:16,950
‫گای!

196
00:19:17,742 --> 00:19:18,743
‫نارسایی قلبی.

197
00:19:19,578 --> 00:19:20,745
‫چرت و پرته.

198
00:19:20,829 --> 00:19:22,036
‫خب، شصت و خرده‌ای سالش بود،

199
00:19:22,060 --> 00:19:24,124
‫سیگار می‌کشید، مشروب می‌خورد.
‫احتمالش کم نبود.

200
00:19:24,207 --> 00:19:28,086
‫ولی من هم همین کارها رو می‌کنم،
‫ولی تازه اوج جوانیمه.

201
00:19:28,837 --> 00:19:30,422
‫واسه چی کسی باید بخواد
‫طرف رو بکشه؟

202
00:19:30,505 --> 00:19:33,508
‫اِم، شاید بدون این که به رئیسش بگه،
‫مصاحبه کاری داشته.

203
00:19:33,592 --> 00:19:35,218
‫همین انگیزه قتله دیگه.

204
00:19:36,636 --> 00:19:37,888
‫مطمئنی قتل بوده؟

205
00:19:37,971 --> 00:19:40,682
‫یادداشتی تو گوشیش نوشته بود
‫که از روش فهمیدم قتل بوده.

206
00:19:40,765 --> 00:19:43,018
‫خب، بهمون نمی‌گی چی نوشته بود؟

207
00:19:43,101 --> 00:19:46,229
‫آره، خب، اگه به نظرم می‌تونستین
‫نظر مفیدی بدین، می‌گفتم.

208
00:19:46,771 --> 00:19:48,565
‫این دوربین کنار ورودی بلیته.

209
00:19:53,862 --> 00:19:55,947
‫دیکی بدون بلیت از ورودی رد می‌شه.

210
00:19:56,031 --> 00:19:58,950
‫- یعنی برنامه سفرش رو نریخته بوده.
‫- آره، اِم، بزن عقب.

211
00:19:59,034 --> 00:20:01,119
‫- دیکی؟
‫- اسم واقعیش ریچارد بو بود.

212
00:20:01,202 --> 00:20:04,456
‫گاهی تو برلین سکونت داشت.
‫قبل از سقوط دیوار انداختنش بیرون.

213
00:20:05,707 --> 00:20:07,792
‫داره کسی رو تعقیب می‌کنه.

214
00:20:08,293 --> 00:20:11,796
‫می‌خوام صحنه سوار اتوبوس شدنشون
‫تو ایستگاه های ویکام رو ببینم.

215
00:20:14,090 --> 00:20:17,344
‫خب، وایستا ببینم. اون اتوبوس نزدیک‌تر بود،
‫ولی خودش رفت سمت اون اتوبوس.

216
00:20:17,427 --> 00:20:19,095
‫به نظرم داره اون مرد کلاه‌دار رو
‫تعقیب می‌کنه.

217
00:20:19,179 --> 00:20:22,182
‫خب، کلاهش رو کنار
‫محل درگذشت دیکی پیدا کرده بودن.

218
00:20:22,265 --> 00:20:26,519
‫مسافرین گرامی، اتوبوس مرگبار
‫داره وارد ایستگاه باغ‌راه آکسفورد می‌شه.

219
00:20:29,397 --> 00:20:30,941
‫خب، شخص کلاه‌داری پیاده نشد.

220
00:20:31,024 --> 00:20:34,402
‫چون کلاهه تو اتوبوس مونده بود احمق خان.

221
00:20:34,486 --> 00:20:35,862
‫الان دست خودمه.

222
00:20:37,697 --> 00:20:39,741
‫تصویر جفت جایگاه‌ها رو نشونم بده.

223
00:20:41,368 --> 00:20:42,827
‫همون کچله است.

224
00:20:42,911 --> 00:20:43,912
‫کدوم کچله است؟

225
00:20:43,995 --> 00:20:46,039
‫همونی که وسط تصویره،
‫تو جایگاه شمالیه.

226
00:20:46,122 --> 00:20:48,458
‫به دوربین پشت کرده.
‫نمی‌خواد رؤیت بشه.

227
00:20:52,420 --> 00:20:53,880
‫کچله کجا رفت؟

228
00:20:53,964 --> 00:20:54,965
‫حتما سوار قطار شده.

229
00:20:55,048 --> 00:20:58,552
‫نه، هنوز تو جایگاهه.
‫بزن جلو تا قطار بعدی بیاد رادی.

230
00:21:06,935 --> 00:21:11,273
‫خیلی‌خب. می‌خوام تصویر داخل
‫اون قطار باغ‌راه آکسفورد رو گیر بیارین...

231
00:21:11,356 --> 00:21:13,942
‫که ببینیم کچل‌خان کجا پیاده می‌شه، خب؟

232
00:21:14,025 --> 00:21:17,320
‫می‌خوام بفهمم این عوضی کیه
‫و کدوم گوری رفته.

233
00:21:17,404 --> 00:21:19,531
‫تصاویر داخل قطارها رو
‫روی هارد درایوهایی ذخیره می‌کنن...

234
00:21:19,614 --> 00:21:22,576
‫که خودشون رو هفته‌ای یه بار جمع‌آوری کرده
‫و تو مرکز داده‌ای جمعشون می‌کنن.

235
00:21:22,659 --> 00:21:24,953
‫یهو با چشم باز خوابم برد.

236
00:21:25,036 --> 00:21:28,039
‫اونجا کپی و پاک‌سازیشون می‌کنن
‫و دوباره تو قطارها کار می‌ذارنشون.

237
00:21:28,123 --> 00:21:29,374
‫کلی حمالی داره.

238
00:21:29,457 --> 00:21:31,710
‫خوراک الاغ جماعته،
‫ولی من اسب تروبرد هستم.

239
00:21:31,793 --> 00:21:35,005
‫جناب‌عالی کیر اسب هم نیستی هو خان.

240
00:21:35,088 --> 00:21:38,258
‫ولی درست می‌گی. باید الاغی رو بفرستم
‫اون هارد درایوها رو برداره.

241
00:21:38,341 --> 00:21:39,342
‫هارپر.

242
00:21:40,552 --> 00:21:42,762
‫وای. دیدین؟

243
00:21:42,846 --> 00:21:44,014
‫- چی رو دیدیم؟
‫- نه.

244
00:21:44,097 --> 00:21:47,100
‫هارپر همین الان نگاهی
‫به دوست‌دخترش انداخت.

245
00:21:47,183 --> 00:21:48,560
‫یعنی منظورشون چی بوده؟

246
00:21:49,561 --> 00:21:51,229
‫اعزام شدیم.

247
00:21:51,313 --> 00:21:54,024
‫کی اعزامتون کرده؟
‫اتحادیه احمق‌ها؟

248
00:21:54,107 --> 00:21:55,734
‫- وب اعزاممون کرده.
‫- چی... وب؟

249
00:21:55,817 --> 00:21:57,903
‫می‌خواین بعد از این که اون عوضی
‫بهم نارو زد، براش کار کنین؟

250
00:21:57,986 --> 00:22:00,447
‫چه بدونم.
‫به نظر من که یعنی خیلی خوش‌سلیقه‌ان.

251
00:22:00,530 --> 00:22:04,826
‫کارتون چیه؟ خواهش می‌کنم
‫نگین نمی‌تونین جزئیاتی در اختیارم بذارین.

252
00:22:05,702 --> 00:22:08,038
‫تأمین امنیت جلسه‌ای غیررسمی با روسیه است.

253
00:22:08,121 --> 00:22:09,122
‫امان از دستت مین.

254
00:22:09,205 --> 00:22:12,208
‫اون‌وقت شما پونصد و چهل و نهمین
‫گروهی بودین که سراغشون اومد؟

255
00:22:12,292 --> 00:22:16,755
‫راستش، اگه کس دیگه‌ای بود،
‫خیلی عصبانی می‌شدم، ولی از وب متنفرم...

256
00:22:16,838 --> 00:22:20,175
‫و شما هم قطعا گند می‌زنین،
‫واسه همین به نظرم نتیجه خوبیه.

257
00:22:20,258 --> 00:22:21,683
‫پس خودم هارد درایوها رو میارم.

258
00:22:21,707 --> 00:22:23,803
‫سر این‌ها شلوغه و دارن
‫واسه دشمن کار می‌کنن.

259
00:22:23,887 --> 00:22:26,223
‫گه نخور.
‫خودت که قصد داری واسه السار کار کنی.

260
00:22:26,306 --> 00:22:28,725
‫وقتی خودت دنبال بخش خصوصی هستی،
‫خودت رو برتر نبین.

261
00:22:28,808 --> 00:22:30,227
‫کدوم گوری می‌ری؟

262
00:22:32,103 --> 00:22:33,521
‫قبول نکردم.
‫نخواستم براشون کار کنم.

263
00:22:33,605 --> 00:22:36,024
‫آخی. خب، ما که هدیه
‫خداحافظیت رو تهیه کرده بودیم.

264
00:22:36,107 --> 00:22:37,108
‫بیا.

265
00:22:38,026 --> 00:22:39,945
‫حالا باید این رو چیکارش کنم؟

266
00:22:41,279 --> 00:22:43,031
‫کار باحالی بهت نمی‌دم.

267
00:22:43,114 --> 00:22:46,618
‫هنوز خیال می‌کنم شلبی...

268
00:22:46,701 --> 00:22:47,702
‫شرلی هستم.

269
00:22:47,786 --> 00:22:50,205
‫برخلاف بقیه‌تون که کلا کسشعرین،
‫نیمه کسشعر باشه.

270
00:22:50,288 --> 00:22:51,289
‫واسه همین خودش رو می‌فرستم.

271
00:22:51,373 --> 00:22:54,042
‫ولی واسه چی وقتی می‌دونی
‫من از پسش بر میام، اون رو به خطر می‌اندازی؟

272
00:22:54,709 --> 00:22:57,212
‫شرمنده، آخه تخصص خودمه.
‫نمی‌دونم واسه چی داریم...

273
00:22:57,295 --> 00:22:59,297
‫- تو تخصص هم داری؟
‫- آره، تخصص دارم.

274
00:22:59,381 --> 00:23:03,218
‫می‌دونی واسه چی اومده «خانه لجن‌زار»؟

275
00:23:03,301 --> 00:23:04,469
‫نه.

276
00:23:04,553 --> 00:23:07,013
‫خب، بدون خوش‌شانس بودی
‫که به موقع دست کشیدی.

277
00:23:08,431 --> 00:23:09,641
‫وایستا ببینم، پس چیکار کنم؟

278
00:23:09,724 --> 00:23:12,727
‫من چه بدونم، گورت رو گم کن
‫و برو کار جدید پیدا کن.

279
00:23:34,666 --> 00:23:36,626
‫خب، می‌تونی به فکر
‫باغبون گرفتن باشی.

280
00:23:37,460 --> 00:23:38,628
‫از پسش بر نمیای؟

281
00:23:38,712 --> 00:23:40,130
‫نه، همین‌جوری گفتم.

282
00:23:41,298 --> 00:23:43,383
‫مثلا شاید بد نباشی یکی رو بیاری
‫که به کارها خونه هم برسه.

283
00:23:43,466 --> 00:23:46,219
‫اگه می‌خوای تهش بگی...

284
00:23:46,303 --> 00:23:47,804
‫«بهتره بری آسایشگاه»؛

285
00:23:47,888 --> 00:23:51,349
‫به نظرم بهتره بهت هشدار بدم
‫که یه بار یکی رو با چاقو کشته بودم.

286
00:23:54,728 --> 00:23:55,812
‫چی؟ واقعا؟

287
00:23:55,896 --> 00:23:58,273
‫نه، ولی ماهی رو از هر وقت
‫از آب بگیری، تازه است.

288
00:24:00,942 --> 00:24:02,485
‫مصاحبه‌ات چطور پیش رفت؟

289
00:24:03,403 --> 00:24:04,946
‫ای خدا.

290
00:24:06,114 --> 00:24:09,117
‫ای خدا، همیشه خبرچین داریم، مگه نه؟
‫از کجا خبردار شدی؟

291
00:24:09,826 --> 00:24:11,786
‫رئیسشون باهام تماس گرفت.

292
00:24:12,495 --> 00:24:16,625
‫گفتم ترجیح می‌دی
‫با اعمال خودت بسنجنت.

293
00:24:17,375 --> 00:24:20,045
‫خب، همین‌طور شد و قبول نشدم.
‫خوب شد که فهمیدم.

294
00:24:20,128 --> 00:24:23,256
‫اصلا به نظرم دعوتم کرده بودن
‫که خاطرات لمب رو تعریف کنم.

295
00:24:23,340 --> 00:24:25,884
‫به نظرم به اطلاعات خصوصی نمی‌خوری.

296
00:24:25,967 --> 00:24:28,261
‫خب، خوش‌بختانه از نظر
‫کارمندان اطلاعات خصوصی هم نمی‌خورم،

297
00:24:28,345 --> 00:24:29,763
‫آخه از نظرشون صرفا بی‌شعوری‌ام...

298
00:24:29,846 --> 00:24:32,057
‫که سر یه تمرین
‫استنستد رو داغون کردم.

299
00:24:33,391 --> 00:24:36,394
‫خیال می‌کردم با نجات حسن جبران بشه،

300
00:24:36,478 --> 00:24:39,189
‫ولی هنوز هم عین قطعات یدکی کنارم گذاشتن.

301
00:24:40,148 --> 00:24:41,983
‫خب، یه کاری جور می‌شه.

302
00:24:42,567 --> 00:24:45,237
‫همین الان جور شده،
‫ولی لمب نذاشت کاری بکنم.

303
00:24:45,820 --> 00:24:47,656
‫ردیابی یه جوخه آدمکشی
‫سرویس امنیت فدرال روسیه است.

304
00:24:47,739 --> 00:24:48,740
‫کی رو کشتن؟

305
00:24:48,823 --> 00:24:50,242
‫ریچارد بو.

306
00:24:50,951 --> 00:24:52,369
‫ای خدا.

307
00:24:53,119 --> 00:24:54,287
‫چیه؟

308
00:24:55,622 --> 00:24:56,998
‫هیچی بابا، فقط...

309
00:24:58,541 --> 00:25:00,919
‫فقط شگفت‌زده شدم
‫که هنوز نزده بود.

310
00:25:02,170 --> 00:25:03,505
‫چطوری مرد؟

311
00:25:04,130 --> 00:25:06,841
‫اِم، نوشتن سکته قلبی بوده.

312
00:25:06,925 --> 00:25:09,427
‫خب، شاید واقعا سکته قلبی بوده.

313
00:25:09,970 --> 00:25:13,431
‫من که گمون نکنم کسی بخواد
‫دیکی بو رو بکشه.

314
00:25:15,100 --> 00:25:16,434
‫وایستا ببینم، یعنی می‌شناختیش؟

315
00:25:17,060 --> 00:25:18,520
‫آره، دورادور می‌شناختمش.

316
00:25:19,729 --> 00:25:20,730
‫ای خدا.

317
00:25:23,108 --> 00:25:26,236
‫اِم، بیا ببینم.
‫باید گلویی تازه کنم که بشوره ببره.

318
00:26:23,001 --> 00:26:24,044
‫ای وای. ببخشید.

319
00:26:24,127 --> 00:26:25,295
‫خواهش می‌کنم.

320
00:26:38,308 --> 00:26:40,602
‫- این از دست یکی افتاده بود.
‫- عه، ممنون.

321
00:26:46,650 --> 00:26:50,070
‫چیه؟

322
00:26:50,153 --> 00:26:53,073
‫باید ساعت نه برق ساختمون
‫«دیتالاک» رو قطع کنی.

323
00:26:53,573 --> 00:26:56,451
‫- من نیم ساعت دیگه قرار دارم.
‫- نه‌خیر، نداری.

324
00:26:56,534 --> 00:26:59,746
‫همین الان کارت یکی از نگهبانانش رو قاپیدم
‫و باید تا نفهمیده، وارد بشم.

325
00:27:00,247 --> 00:27:02,540
‫اگه خودت کارتش رو قاپیدی،
‫واسه چی می‌خوای برقش رو قطع کنم؟

326
00:27:02,624 --> 00:27:04,084
‫کارتش فقط دروازه خارجی رو باز می‌کنه.

327
00:27:04,167 --> 00:27:06,461
‫در خود ساختمون
‫با تشخیص چهره باز می‌شه.

328
00:27:07,462 --> 00:27:08,463
‫به من چی می‌رسه؟

329
00:27:09,339 --> 00:27:10,840
‫بدون درد می‌میری.

330
00:27:22,060 --> 00:27:23,270
‫«زنجره‌ها.»

331
00:27:24,062 --> 00:27:27,482
‫اِم، مأموران مخفی خفته‌ای
‫تو بریتانیا بودن.

332
00:27:27,566 --> 00:27:31,027
‫چون زنجره‌ها چندین سال قبل از به دنیا اومدن
‫زیر زمین می‌مونن، چنین اسمی روشون گذاشتن.

333
00:27:31,111 --> 00:27:34,447
‫خب، یادته چی شده بود
‫که نتیجه گرفتیم داستانشون الکیه؟

334
00:27:34,531 --> 00:27:36,616
‫اِم، آره.
‫آخه معلوم شد جاسوس ارشدی...

335
00:27:36,700 --> 00:27:37,993
‫که کنترلشون می‌کنه الکی بوده، آره.

336
00:27:38,076 --> 00:27:42,080
‫الکساندر پوپوف.
‫همتای ترسناک خودم.

337
00:27:42,163 --> 00:27:44,833
‫روس‌ها از خودشون درش آورده بودن
‫که دنبال نخود سیاه بگردیم.

338
00:27:44,916 --> 00:27:46,209
‫آره، خب،

339
00:27:46,293 --> 00:27:50,463
‫مهم‌ترین دوران کار دیکی
‫گم شدنش قبل از سقوط دیوار بود.

340
00:27:50,547 --> 00:27:53,341
‫خیال می‌کردیم ترک خدمت کرده،

341
00:27:53,425 --> 00:27:56,177
‫راستش رو بخوای،
‫آلمانی‌ها هم باهاش خوش‌رفتار بودن.

342
00:27:57,178 --> 00:28:00,599
‫ولی بعدش لنگان لنگان برگشت،
‫سیاه‌مست بود،

343
00:28:00,682 --> 00:28:04,185
‫ادعا می‌کرد پوپوف
‫و خلافکار دیگه‌ای ربوده بودنش،

344
00:28:04,269 --> 00:28:07,731
‫ازش بازجویی کردن
‫و برندی تو گلوش خالی کردن.

345
00:28:08,398 --> 00:28:11,359
‫تابلو بود که بدجوری
‫مست کرده بوده.

346
00:28:12,193 --> 00:28:15,614
‫بدترین عذر دنیا رو هم از خودش در آورده بود.

347
00:28:16,197 --> 00:28:17,449
‫واسه همین انداختیمش بیرون.

348
00:28:19,367 --> 00:28:22,579
‫آها، یعنی اصلا امکان نداره
‫که دیکی واقعا راست گفته بوده باشه؟

349
00:28:23,246 --> 00:28:25,582
‫اصلا. آخه پوپوف خیالی بود.

350
00:28:25,665 --> 00:28:27,834
‫اصلا یه «زنجره» هم پیدا نکردیم.

351
00:28:27,918 --> 00:28:30,128
‫خب، لمب که خیلی عصبی شده.

352
00:28:30,212 --> 00:28:33,632
‫خب، احتمالا چون رفیق قدیمیش بوده،
‫موشکافانه ارزیابی می‌کنه، ولی...

353
00:28:34,799 --> 00:28:38,011
‫مرگ دیکی اصلا غیرعادی نبود.

354
00:28:39,888 --> 00:28:41,723
‫موقع مرگش مشغول تعقیب کسی بود.

355
00:28:42,349 --> 00:28:43,934
‫شاید شخص خطرناکی رو دیده بود.

356
00:28:44,017 --> 00:28:45,435
‫نه، تو برلین هم این شکلی شده بود.

357
00:28:45,518 --> 00:28:47,187
‫الان هم تو لندن چنین اتفاقی افتاده.

358
00:28:47,270 --> 00:28:48,897
‫ببین، خودم می‌دونم امروز پسرفت داشتی...

359
00:28:48,980 --> 00:28:50,732
‫و بدجوری دلت می‌خواد اتفاقی بیفته.

360
00:28:50,815 --> 00:28:53,193
‫ولی از من بشنو،
‫به نظرم اتفاق خاصی نبوده.

361
00:28:53,276 --> 00:28:54,277
‫واسه چی؟

362
00:28:54,361 --> 00:28:57,239
‫خب، نارسایی قلبی روش کشتار
‫سرویس امنیت فدرال روسیه نیست، مگه نه؟

363
00:28:57,322 --> 00:29:00,492
‫آخه هر کی رو که اخیرا کشتن،
‫نشونه بارزی به جا گذاشتن.

364
00:29:00,575 --> 00:29:02,327
‫معمولا آثار هسته‌ای باقی می‌ذارن.

365
00:29:03,245 --> 00:29:05,455
‫نه، می‌خوان شاهد اعمالشون باشیم...

366
00:29:06,581 --> 00:29:10,043
‫و می‌گن اگه جرئت دارین جواب مناسبی بدین،
‫ما هم هیچ‌وقت نمی‌دیم.

367
00:29:10,544 --> 00:29:12,158
‫ولی اگه کار سرویس
‫امنیت فدرال روسیه نباشه چی؟

368
00:29:12,182 --> 00:29:12,712
‫چی؟

369
00:29:13,255 --> 00:29:15,173
‫- اگه کار کا‌گ‌ب باشه چی؟
‫- وای. نه، نه، نه. نه.

370
00:29:16,049 --> 00:29:17,884
‫الان دیگه واقعا دنبال نخود سیاهی.

371
00:29:17,968 --> 00:29:20,512
‫باشه، ولی آخه هیچ اثری
‫از خودشون به جا نذاشتن.

372
00:29:20,595 --> 00:29:21,745
‫کسی متوجه اعمالشون نمی‌شه.

373
00:29:21,769 --> 00:29:23,723
‫یه لحظه رد شدن و دکمه
‫چترشون رو فشار دادن...

374
00:29:23,807 --> 00:29:26,601
‫نه، نه، نه، نه.
‫دیکی مزاحم کسی نبود.

375
00:29:29,312 --> 00:29:30,522
‫آره. شاید نبوده باشه.

376
00:29:34,150 --> 00:29:35,277
‫خیلی‌خب، بهتره برم.

377
00:29:35,360 --> 00:29:38,321
‫شام نمی‌مونی؟

378
00:29:38,405 --> 00:29:40,615
‫نه، نه. مرسی. خودم یه چیزی خوردم.

379
00:29:40,699 --> 00:29:42,659
‫اِم، خودم جمعشون می‌کنم.

380
00:29:42,742 --> 00:29:44,986
‫نه، نه، نه. ولشون کن.
‫خودم بعدا جمع می‌کنم.

381
00:29:45,010 --> 00:29:46,204
‫از هوای شب لذت می‌برم.

382
00:29:47,956 --> 00:29:49,124
‫مراقب باش ریور.

383
00:29:52,294 --> 00:29:54,254
‫- چرا چنین حرفی زدی؟
‫- هوم؟

384
00:29:55,338 --> 00:29:57,757
‫یکی از چراغ‌های ته کوچه سوخته.

385
00:29:58,592 --> 00:30:01,678
‫از اونجا تا سر خیابون تاریکه.

386
00:30:03,305 --> 00:30:07,309
‫باشه. اِم، زیاد مشروب نخور.

387
00:30:36,504 --> 00:30:40,091
‫خیلی‌خب. گلس‌هاوسی که وب و پاشکین
‫سرش توافق کردن همینه.

388
00:30:40,175 --> 00:30:42,844
‫ورودی پارکینگ زیرزمینیش تو خیابون پشتیشه.

389
00:30:44,387 --> 00:30:46,348
‫بعدش هم موقع جلسه‌شون
‫با آسانسور می‌ریم...

390
00:30:46,431 --> 00:30:49,059
‫اتاق هیئت مدیره و دوربین‌ها رو
‫از کار می‌اندازیم.

391
00:30:49,142 --> 00:30:51,770
‫یعنی باید شب قبلش
‫مکان دوربین‌ها رو شناسایی کنیم.

392
00:30:51,853 --> 00:30:53,855
‫می‌تونیم همین الان یه سر بریم.
‫چشم‌اندازش حرف نداره.

393
00:30:53,939 --> 00:30:56,149
‫نه. تا وب بهمون کارت نده،
‫دسترسی نداریم.

394
00:30:56,233 --> 00:30:57,651
‫یا می‌تونیم از ساختمون کنارش بریم.

395
00:30:57,734 --> 00:30:59,986
‫رو پشت‌بومش پیک‌نیک برگزار می‌کنیم
‫و از اونجا بررسی می‌کنیم.

396
00:31:00,070 --> 00:31:01,655
‫- رو پشت‌بومش پیک‌نیک برگزار کنیم؟
‫- آره.

397
00:31:02,614 --> 00:31:05,575
‫خبر مصاحبه ریور از کجا
‫به گوش لمب رسیده بود؟

398
00:31:05,659 --> 00:31:08,703
‫اِم، کاترین گفت تماس گرفته بودن
‫که نظرش رو بپرسن.

399
00:31:09,204 --> 00:31:11,289
‫پشم‌هام. چه خطرناک.

400
00:31:11,790 --> 00:31:14,000
‫خب، چیکار کرد؟
‫پشت تلفن گوزید؟

401
00:31:14,084 --> 00:31:16,086
‫نه. ظاهرا خیلی خوب بوده.

402
00:31:16,169 --> 00:31:17,837
‫- واقعا؟
‫- آره.

403
00:31:20,590 --> 00:31:22,425
‫پاشکین و وب قراره
‫تو اتاق هیئت مدیره...

404
00:31:22,509 --> 00:31:25,595
‫بالای دفتر نفسکی
‫که طبقه چهل و دومه، جلسه بذارن.

405
00:31:26,096 --> 00:31:28,098
‫اِم، نوشته «الماس تراست»؟

406
00:31:28,723 --> 00:31:30,058
‫اسم شرکت نفسکیه.

407
00:31:30,934 --> 00:31:31,892
‫به روسی یعنی الماس.

408
00:31:31,916 --> 00:31:34,813
‫یه میلیون سرمایه اولیه‌اش رو
‫با فروش جواهرات جمع کرده بود.

409
00:31:37,774 --> 00:31:41,528
‫خب، طبقه چهل و دوم می‌شه...
‫یک، دو، سه،

410
00:31:41,611 --> 00:31:45,156
‫چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده،
‫یازده، دوازده...

411
00:31:45,240 --> 00:31:47,158
‫مین، از بالا برعکس بشمار دیگه.

412
00:31:47,242 --> 00:31:48,345
‫پنجاه طبقه است،
‫اتاق هیئت مدیره...

413
00:31:48,369 --> 00:31:49,911
‫طبقه چهل و هفتمه،
‫نفسکی پنج طبقه پایین‌تره...

414
00:31:49,995 --> 00:31:52,372
‫خیلی‌خب. باشه. باشه.
‫خودم بلدم حساب کنم، باشه.

415
00:31:53,248 --> 00:31:56,042
‫خب، پس واسه همین می‌خواد
‫تو ساختمون خودش جلسه بذارن؟

416
00:31:56,126 --> 00:31:58,086
‫آره. وقتی از امنیت اتاق
‫هیئت مدیره اطمینان حاصل کنیم،

417
00:31:58,169 --> 00:32:00,672
‫می‌شه یواشکی رفت بالا،
‫کسی هم خبردار نمی‌شه.

418
00:32:00,755 --> 00:32:03,633
‫آره. کسی هم که از پشت پنجره
‫تحت نظرشون نمی‌گیره، مگه نه؟

419
00:32:04,134 --> 00:32:05,594
‫بالا و پایینشون چه خبره؟

420
00:32:05,677 --> 00:32:07,679
‫اِم، بالاش خبری نیست.

421
00:32:08,680 --> 00:32:11,391
‫پایینش به جز دفتر نفسکی،
‫یه سری بانک خصوصی،

422
00:32:11,474 --> 00:32:15,687
‫شرکت‌های سرمایه‌گذاری
‫و بیست طبقه هتل لوکسه.

423
00:32:15,770 --> 00:32:19,441
‫آها. خب، شاید بهتر باشه پافشاری کنیم
‫که در حین عملیات تو هتل ساکن بشیم.

424
00:32:19,524 --> 00:32:20,734
‫بگیم اگه ساکن نشیم،
‫کار نمی‌کنیم؟

425
00:32:20,817 --> 00:32:22,277
‫- بگیم؟
‫- آره.

426
00:32:40,250 --> 00:32:41,700
‫[کال فنتون]

427
00:33:23,600 --> 00:33:26,750
‫[اجرا شد]
‫[اعمال شود یا خیر؟]

428
00:33:27,551 --> 00:33:29,844
‫عین سگ می‌کشمت هو.

429
00:33:30,387 --> 00:33:31,638
‫گفته بودم ساعت نه!

430
00:33:46,736 --> 00:33:47,988
‫پشم‌هام.

431
00:33:53,450 --> 00:33:55,600
‫[اجرا شد]
‫[اعمال شود یا خیر؟]

432
00:34:04,150 --> 00:34:06,400
‫[اعمال شود]

433
00:34:25,700 --> 00:34:26,800
‫[کال فنتون]

434
00:34:27,950 --> 00:34:29,361
‫[نام و کد کارمندی خود را وارد کنید]

435
00:34:29,362 --> 00:34:33,074
‫تازه وقتی رسیدم خونه فهمیدم.
‫کیف پولم رو زده بود و تحویلش داده بود.

436
00:34:33,157 --> 00:34:36,244
‫کارتم نبود. پشم‌هام ریخت.

437
00:35:42,727 --> 00:35:43,937
‫تو از اون طرف برو.

438
00:36:51,504 --> 00:36:53,298
‫- خب، برداشتیش؟
‫- آره.

439
00:36:55,675 --> 00:36:56,676
‫احسنت.

440
00:36:57,928 --> 00:36:59,763
‫لابد کلا کسشعر نیستم، مگه نه؟

441
00:36:59,846 --> 00:37:01,848
‫نه بابا. قطعا کلا کسشعر نیستی.

442
00:37:01,932 --> 00:37:04,100
‫آره. گند زدن به استنستد
‫کلا کسشعر محسوب می‌شه.

443
00:37:05,435 --> 00:37:08,396
‫خب، راستش، می‌خواستم کسی رو
‫گیر بندازم، اینه که... وای، ولش کن.

444
00:37:10,273 --> 00:37:12,776
‫خب، تو بابت مشت زدن
‫به مافوقت اومدی اینجا؟

445
00:37:13,568 --> 00:37:14,736
‫از نظر فنی نه.

446
00:37:15,487 --> 00:37:17,572
‫یعنی بعد از این که خواست
‫باهام رابطه برقرار کنه، بهش مشت زدم،

447
00:37:17,656 --> 00:37:20,450
‫ولی می‌شد با یه توبیخ‌نامه
‫و یادداشت تو پرونده‌ام جمعش کرد.

448
00:37:21,076 --> 00:37:24,537
‫به خاطر دومین مشتم اومدم اینجا،
‫آخه گفته بود عین دخترها مشت می‌زنم.

449
00:37:25,205 --> 00:37:26,456
‫بعدش دیگه بلند نشد.

450
00:37:28,583 --> 00:37:29,876
‫قبوله.

451
00:37:32,462 --> 00:37:36,550
‫از باغ‌راه آکسفورد سوار قطاری
‫به مقصد کاتزولدز، استرود شد.

452
00:37:39,219 --> 00:37:40,554
‫دوربین مدار بسته ایستگاه رو بررسی کردم.

453
00:37:40,637 --> 00:37:43,056
‫طرف از دوربین خارج می‌شه
‫و می‌ره سمت تاکسی‌ها.

454
00:37:43,848 --> 00:37:46,017
‫درسته. یعنی نمی‌دونیم
‫بعدش کجا رفته؟

455
00:37:47,644 --> 00:37:51,106
‫سوالم عجیبه، ولی کسی با چتر
‫نزدیک دیکی نشده بود؟

456
00:37:51,189 --> 00:37:52,482
‫چرا. خیلی‌ها شده بودن.

457
00:37:52,566 --> 00:37:54,609
‫- قبلش بارون می‌اومد.
‫- آره، نه. منظورم...

458
00:37:54,693 --> 00:37:56,778
‫منظورت عین قتل مارکوفه.

459
00:37:56,861 --> 00:37:57,862
‫آره.

460
00:37:57,946 --> 00:38:01,032
‫من عاشق کشتار به سبک قدیمی‌ام،
‫ولی کسی با چتر نکشتش.

461
00:38:03,785 --> 00:38:04,995
‫کچله چی؟

462
00:38:05,495 --> 00:38:07,914
‫بهت که گفتم، دم تاکسی‌ها گمش کردیم.

463
00:38:08,623 --> 00:38:10,709
‫باشه، ولی چقدر به دیکی نزدیک شده بود؟

464
00:38:29,561 --> 00:38:30,770
‫اون صندلی جای کسیه.

465
00:38:30,854 --> 00:38:32,564
‫عه، جدی؟ جای کیه؟

466
00:38:32,647 --> 00:38:34,524
‫جیلین اندرسون رفته مستراح.

467
00:38:35,150 --> 00:38:37,903
‫خب، گمون کنم بالا آوردنش
‫بعد از تماشای غذا خوردنت کمی طول بکشه.

468
00:38:42,490 --> 00:38:47,287
‫می‌دونی چقدر اذیت شدم که بخوام
‫ارجاع‌نامه‌ای نسبتا مناسب برات بنویسم؟

469
00:38:48,330 --> 00:38:51,082
‫ولی به هیچ دردی نخورد.
‫آخه هنوز اینجایی.

470
00:38:51,833 --> 00:38:55,545
‫چیکار کردی؟
‫وسط مصاحبه تو سطل زباله‌شون ریدی؟

471
00:38:55,629 --> 00:38:58,757
‫راستش، چون خاطره جالبی از تو نداشتم،
‫خوب پیش نرفت.

472
00:38:58,840 --> 00:39:01,259
‫بهتر بود می‌گفتم عین اسبی
‫رو به موت غذا می‌خوری.

473
00:39:01,343 --> 00:39:05,430
‫آخی. تقصیر منه
‫که کسی نمی‌خواد استخدامت کنه؟

474
00:39:09,017 --> 00:39:10,560
‫دیکی رو به قتل رسونده بودن.

475
00:39:10,644 --> 00:39:12,020
‫خودم می‌دونم احمق خان.

476
00:39:12,103 --> 00:39:13,563
‫آره، ولی نمی‌دونی چطوری.

477
00:39:15,065 --> 00:39:16,066
‫اگه...

478
00:39:18,610 --> 00:39:19,986
‫می‌شه اون طرف بشینم؟
‫وگرنه...

479
00:39:20,070 --> 00:39:21,947
‫نمی‌تونم...

480
00:39:25,951 --> 00:39:28,787
‫شرلی تصویر داخل قطار رو
‫که خواسته بودی گیر آورد.

481
00:39:29,579 --> 00:39:31,164
‫خب، اینجا رو.

482
00:39:33,708 --> 00:39:35,252
‫دیکی از همه به در نزدیک‌تره، خب؟

483
00:39:35,335 --> 00:39:38,547
‫یعنی اگه نخواد جلب توجه کنه،
‫باید اول از همه پیاده بشه.

484
00:39:38,630 --> 00:39:41,550
‫ولی در این صورت،
‫کسی که مشغول تعقیبشه...

485
00:39:41,633 --> 00:39:43,051
‫موقع پیاده شدن تو های ویکام
‫پشت سرش می‌مونه.

486
00:39:43,134 --> 00:39:45,720
‫ولی ببین. به بازوی دیکی دست زد.

487
00:39:46,263 --> 00:39:49,516
‫بعدش، اگه تصویر داخل ایستگاه رو ببینیم...

488
00:39:52,143 --> 00:39:53,520
‫دیکی داره بازوش رو می‌ماله.

489
00:39:53,603 --> 00:39:55,981
‫حتما طرف چیزی غیر قابل ردیابی
‫بهش تزریق کرده...

490
00:39:56,064 --> 00:39:57,524
‫که عین سکته قلبی عمل می‌کنه.

491
00:39:58,650 --> 00:40:00,068
‫مگه این که بخواد یه مشت آزمایش...

492
00:40:00,151 --> 00:40:02,529
‫پیچیده و مبهم انجام بدیم
‫که گمون نکنم پارک...

493
00:40:02,612 --> 00:40:04,906
‫حتی اگه از نظرشون مهم باشه
‫هم بخوان زحمتش رو متقبل بشن.

494
00:40:04,990 --> 00:40:06,241
‫خب...

495
00:40:08,618 --> 00:40:12,539
‫پنجاه پوند باهات شرط می‌بندم
‫که می‌دونم چه پیامی تو گوشی دیکی بوده.

496
00:40:13,123 --> 00:40:14,124
‫یه کلمه بیشتر نبوده.

497
00:40:15,166 --> 00:40:16,209
‫«زنجره.»

498
00:40:33,350 --> 00:40:35,450
‫[«زنجره»]

499
00:40:40,609 --> 00:40:41,610
‫بدک نبود.

500
00:40:42,986 --> 00:40:44,696
‫چی؟ حرف من رو می‌گی یا نودلت رو؟

501
00:40:46,156 --> 00:40:47,407
‫آها. بقیه‌اش مال خودت.

502
00:40:47,490 --> 00:40:48,909
‫ممنون آقای لمب.

503
00:40:50,368 --> 00:40:52,621
‫راستش، وقتی من درست گفتم،
‫تو باید پنجاه پوند بهم بدی.

504
00:40:52,704 --> 00:40:54,706
‫شرط بستن این شکلیه دیگه.

505
00:40:55,498 --> 00:40:58,293
‫خب، بابت هزینه نوشتن ارجاع‌نامه‌ات گرفتمش.

506
00:41:00,545 --> 00:41:04,090
‫خیلی‌خب تخمی‌خان زرنگ،
‫حالا یعنی چی؟

507
00:41:05,467 --> 00:41:08,511
‫یعنی دیکی چندین و چند سال پیش
‫دروغ نگفته بود.

508
00:41:09,346 --> 00:41:11,431
‫یعنی ربوده بودنش،
‫به زور کلی مشروب بهش داده بودن...

509
00:41:11,514 --> 00:41:12,617
‫و بعدش کسی که می‌خواسته...

510
00:41:12,641 --> 00:41:14,601
‫افسانه پوپوف رو پخش کنه،
‫ازش بازجویی کرده بود.

511
00:41:17,520 --> 00:41:18,980
‫به هر حال افسانه است.

512
00:41:19,064 --> 00:41:21,942
‫درسته، پوپوف وجود خارجی نداشت،
‫ولی شاید «زنجره‌ها» داشتن.

513
00:41:22,025 --> 00:41:25,278
‫شاید داشته باشن.
‫شاید حقیقت رو با دروغی مخفی کرده باشن.

514
00:41:26,529 --> 00:41:28,823
‫دیکی هم یکی رو دیده بود،
‫تعقیبش کرده بود،

515
00:41:28,907 --> 00:41:30,951
‫طرف هم خوشش نیومده و دیکی رو کشته.

516
00:41:31,034 --> 00:41:34,746
‫آخه شاید مجددا به کارشون گرفتن
‫و شاید قراره افراد بیشتری بمیرن.

517
00:41:37,000 --> 00:41:49,000
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

518
00:41:51,304 --> 00:41:53,640
‫کجا می‌ری؟

519
00:41:55,141 --> 00:41:56,560
‫می‌رم کاتزولدز.

520
00:41:58,687 --> 00:41:59,688
‫خوبه.

521
00:42:00,438 --> 00:42:02,524
‫ببین کچله اونجا چیکار کرده،

522
00:42:03,233 --> 00:42:05,986
‫با کی حرف زده
‫و هنوز اونجاست یا نه.

523
00:42:07,862 --> 00:42:08,863
‫باشه.

524
00:42:18,206 --> 00:42:19,374
‫یه سلامتیت آقای لائو.

525
00:42:21,209 --> 00:42:24,129
‫می‌شه دو تا ساندویچ میگو ببرم؟

526
00:42:25,000 --> 00:42:29,000
ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

527
00:42:34,350 --> 00:42:37,850
‫[به یاد کال بیگینز،
‫دوست و همکار خیلی عزیزمون.]

