1
00:00:00,104 --> 00:00:07,368
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

2
00:00:13,952 --> 00:00:21,456
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

3
00:01:00,582 --> 00:01:02,834
‫این کارها باید براتون مثل نفس کشیدن
عادی بشه

4
00:01:03,501 --> 00:01:06,713
‫چون اگه فقط یه چیز توی سازمان امنیت
‫یاد گرفته باشم،

5
00:01:07,380 --> 00:01:10,550
‫اینه که وقتی میان بالا سرت،
‫حتی فرصتِ فکر کردن هم نداری

6
00:01:11,801 --> 00:01:14,137
‫فقط ناخودآگاه و حافظه‌ی عضلانیته که
نجاتت میده

7
00:01:25,980 --> 00:01:30,980
♪ Spandau Ballet - Gold ♪

8
00:01:51,049 --> 00:01:53,508
‫منظورم خونه‌های بدون امکاناتِ شهری نیست

9
00:01:53,509 --> 00:01:56,386
‫مثل یه واحد مسکونی عادی لوله‌کشی و
سیم‌کشی می‌شن

10
00:01:56,387 --> 00:02:01,684
‫اما شاهکار اصلی اینجاست که در اصل
این خونه‌ها با کانتینرهای باری ساخته می‌شن

11
00:02:02,769 --> 00:02:06,356
‫یکی‌یکی می‌چینی‌شون روی هم،
‫یهو می‌بینی یه برج تحویل گرفتی!

12
00:02:09,107 --> 00:02:10,818
‫«سوئیت‌های معلق در آسمان»

13
00:02:12,570 --> 00:02:15,072
‫یه سر بیا پای پروژه از نزدیک ببین،
‫خودت متوجه می‌شی!

14
00:02:15,073 --> 00:02:16,407
‫نقد یا کارت؟

15
00:02:19,410 --> 00:02:20,495
‫کارت...

16
00:02:21,120 --> 00:02:22,997
‫ببخشید نقد

17
00:02:45,728 --> 00:02:48,731
‫سلام. مسیریاب‌تون اشتباهی کشوندتون اینجا؟

18
00:02:49,274 --> 00:02:52,359
‫مسیریاب‌ها معمولاً این سمت‌ها قاطی می‌کنن

19
00:02:52,360 --> 00:02:55,572
‫نه، نه. درست اومدیم
‫حدأقل این‌طور فکر می‌کنم

20
00:02:56,614 --> 00:02:58,825
‫آقای لوی درسته؟ استروئن لوی؟

21
00:03:01,369 --> 00:03:02,370
‫درسته

22
00:03:06,040 --> 00:03:07,124
‫خیلی ایده‌ی خوبیه

23
00:03:07,125 --> 00:03:09,710
‫کانتینرهای مسکونی!

24
00:03:09,711 --> 00:03:12,112
‫به‌محض این‌ که خبر دار شدیم
‫گفتیم سریع باید دست‌به‌کار بشیم

25
00:03:12,137 --> 00:03:14,298
‫فعلاً در حد یه ایده با پتانسیل بالاست

26
00:03:14,299 --> 00:03:16,717
‫- نه، نه. استورن...
‫-  پتانسیل خیلی بالا!

27
00:03:16,718 --> 00:03:20,262
‫در کل من به چشم آپارتمان‌های نقلی
بهشون نگاه می‌کنم

28
00:03:20,263 --> 00:03:21,638
‫هـوم

29
00:03:21,639 --> 00:03:23,974
‫البته که کانتینرها قابلیتِ
چیدمان طبقاتی دارن

30
00:03:23,975 --> 00:03:25,225
‫طبقه روی طبقه

31
00:03:25,226 --> 00:03:28,187
‫محشره، محشر

32
00:03:31,107 --> 00:03:32,692
‫خب، از کجا ما رو پیدا کردید؟

33
00:03:36,362 --> 00:03:37,780
‫خب می‌دونید...

34
00:03:39,073 --> 00:03:40,490
‫خبرش توی بازار پخش شده

35
00:03:40,491 --> 00:03:42,994
‫همچین فرصت خوبی که پیش بیاد
‫همه درموردش حرف می‌زنن

36
00:03:43,661 --> 00:03:46,121
‫آخه من هنوز حتی کاتالوگ‌ها رو هم پخش نکردم

37
00:03:46,122 --> 00:03:48,291
‫نه نه، خب میشه گفت رئیس ما
‫این‌جور چیزها رو بـو می‌کشه

38
00:03:48,958 --> 00:03:50,375
‫پیام بدم بگم پیداشون کردیم؟

39
00:03:50,376 --> 00:03:51,878
‫حتماً

40
00:03:52,879 --> 00:03:54,880
‫فکر کردم گفتید فقط خودتون دونفرید

41
00:03:56,716 --> 00:03:58,259
‫بالأخره هر کسی یه بالا دستی‌ای داره

42
00:03:59,802 --> 00:04:01,262
‫بالا دستی ما هم رئیس‌مونه

43
00:04:03,056 --> 00:04:07,060
‫خیلی اصرار داشتن که زود شما رو پیدا کنیم

44
00:04:14,651 --> 00:04:19,280
‫درسته. خب...
‫جزئیات زیادی هست که واردش بشیم

45
00:04:20,467 --> 00:04:22,540
‫اما فکر کنم بهتره سر فرصت
به پیشنهادتون فکر کنم

46
00:04:22,564 --> 00:04:24,564
‫ممنون که تشریف آوردید

47
00:04:25,537 --> 00:04:28,580
‫نه، شرمنده. باید تشریف ببرید

48
00:04:28,581 --> 00:04:29,998
‫چی‌کار می‌کنی؟

49
00:04:29,999 --> 00:04:31,250
‫بس کن!

50
00:04:48,560 --> 00:04:51,937
‫نه، نه، نه

51
00:04:51,938 --> 00:04:53,398
‫نه خواهش می‌کنم

52
00:04:54,774 --> 00:04:57,151
‫نه، نه، لطفاً

53
00:04:58,194 --> 00:05:02,531
‫توروخدا! خواهش می‌کنم، نـه!

54
00:05:41,320 --> 00:05:49,320
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

55
00:06:31,557 --> 00:06:33,544
‫« اسب‌های کودن »
‫ « فصل ششم، قسمت اول »

56
00:06:33,914 --> 00:06:38,914
♪ Kofi Stone - Busker Flow ♪

57
00:08:02,420 --> 00:08:03,421
‫خواهش می‌کنم...

58
00:08:05,673 --> 00:08:07,341
‫نمیشه تو به جام بری نگاه کنی؟

59
00:08:07,342 --> 00:08:08,635
‫خودت برو

60
00:08:09,344 --> 00:08:10,427
‫این کیبورد منـه؟

61
00:08:10,428 --> 00:08:12,012
‫این دیگه کدوم خریه؟

62
00:08:12,013 --> 00:08:13,514
‫کی کدوم خریه؟

63
00:08:17,685 --> 00:08:19,228
‫این دیگه کدوم خریه؟

64
00:08:19,869 --> 00:08:21,120
‫نمی‌دونم

65
00:08:24,359 --> 00:08:26,069
‫خب هر کی هست نمی‌تونه اینجا بمونه

66
00:08:38,830 --> 00:08:40,040
‫مطمئنم درک می‌کنید

67
00:08:40,041 --> 00:08:44,211
‫که دل‌مون نمی‌خواد برنامه‌ریزی‌هامون
‫دقیقه نودی تغییر کنه...

68
00:08:44,212 --> 00:08:47,756
‫اما با توجه به فاصله‌ای که تا کلیسا داریم و
‫پیش‌بینی هوای فردا،

69
00:08:47,757 --> 00:08:50,385
‫شاید مجبور بشیم مراسم رو
با کمی تأخیر شروع کنیم

70
00:08:51,636 --> 00:08:54,972
‫بازرس ها انتهای کلیسا و
بخش شبستان مستقر میشن

71
00:08:54,973 --> 00:08:57,140
‫تعدادی هم لابه‌لای جمعیت پخش میشن

72
00:08:57,141 --> 00:08:59,434
‫- نامحسوس عمل می‌کنیم
‫- نه خیلی نامحسوس

73
00:08:59,103 --> 00:09:02,603
{\an8}« ناشناس »

74
00:08:59,435 --> 00:09:02,356
‫می‌خوام اگه کسی قصدِ خراب‌کاری داره بترسه

75
00:09:03,857 --> 00:09:06,233
‫ببخشید، چرا باید یکی بخواد خراب‌کاری کنه؟

76
00:09:06,234 --> 00:09:07,317
‫اون سال‌ها پیش بازنشسته شده

77
00:09:07,318 --> 00:09:11,405
‫پدربزرگت سالیان درازی زندگی مخفیانه داشت

78
00:09:11,406 --> 00:09:14,741
‫بالأخره باید این احتمال رو بدیم که
‫شاید یکی از رازهای گذشته‌ش، یقه‌ش رو بگیره

79
00:09:14,742 --> 00:09:17,703
‫نصف کسایی که واسه مراسم میان
‫فکر می‌کنن توی وزارت ترابری کار می‌کرده

80
00:09:17,704 --> 00:09:19,163
و قراره بر همین اساس بریم جلو

81
00:09:20,290 --> 00:09:24,544
‫خب، روند مراسم...
‫نمی‌خوای یه‌ذره صحبت کنی؟

82
00:09:26,045 --> 00:09:28,422
‫- چرا، می‌خوام یه‌ذره صحبت کنم
‫- باشه، طولانیش نکن

83
00:09:28,423 --> 00:09:30,924
‫روح مرده نیازی به مرثیه‌سرایی‌های
طولانی و بی‌سر‌وته نداره

84
00:09:30,925 --> 00:09:32,765
‫درمورد قرائت متن، باب سوم جامعه

85
00:09:32,789 --> 00:09:34,789
‫طبق سنت همیشگی مراسم‌های
ترحیم پارک خونده میشه؛

86
00:09:35,138 --> 00:09:36,346
‫که دلیلش هم مشخصه

87
00:09:36,347 --> 00:09:37,750
‫مگر این‌ که نظر دیگه‌ای داشته باشید

88
00:09:37,775 --> 00:09:41,160
‫درمورد این ‌که «مراسمِ ترحیم پارک»
‫خطابش می‌کنید یه موردی هست

89
00:09:41,185 --> 00:09:43,187
‫اون همین چند روز پیش فوت کرده، و من...

90
00:09:45,732 --> 00:09:47,482
‫همه‌چیز داره خیلی سریع پیش میره، همین

91
00:09:47,483 --> 00:09:49,693
‫کارت‌رایت، من در مقام میز اول، وظیفه دار...

92
00:09:49,694 --> 00:09:51,778
‫شما میز اول هستید؟

93
00:09:51,779 --> 00:09:53,239
‫خدای من، اصلاً حدسش هم نمی‌زدم

94
00:09:56,201 --> 00:10:00,662
‫بهم خبر دادن قبول نکردی
مرخصی سوگواری بگیری و

95
00:10:00,663 --> 00:10:03,489
‫هر روز میای سر کار

96
00:10:04,500 --> 00:10:08,546
‫به همین خاطر، این طعنه‌ت رو می‌ذارم
‫به پای داغ‌دیدگی، خستگی و ناپختگیت

97
00:10:10,089 --> 00:10:13,095
‫بنده به‌عنوان میز اول،
وظیفه دارم اطمینان حاصل کنم ‫که

98
00:10:13,119 --> 00:10:15,862
سنت‌های سازمانی رعایت میشن

99
00:10:15,887 --> 00:10:19,014
‫و به هر کس در حد شأن و
جایگاهش ادای احترام بشه

100
00:10:19,015 --> 00:10:21,225
‫و در رابطه با پدربزرگ شما،

101
00:10:21,226 --> 00:10:23,143
‫این احترام بی‌چون‌وچرا واجب بود

102
00:10:23,144 --> 00:10:25,479
‫باشه. همون بابِ «جامعه» خوبه

103
00:10:25,480 --> 00:10:26,939
‫خوبه. هیچ‌ مشکلی نیست

104
00:10:26,940 --> 00:10:29,775
‫عالیه. خوشحالم که سر این موضوع
به توافق رسیدیم

105
00:10:29,776 --> 00:10:31,527
‫یه مورد دیگه هم هست

106
00:10:31,528 --> 00:10:33,654
‫طرحِ دفترچه یادبود مراسم

107
00:10:33,655 --> 00:10:36,114
‫پدربزرگت اگر زنده بود و می‌خواست انتخاب کنه

108
00:10:36,115 --> 00:10:39,219
‫قطعاً مفهومی که هر کدوم از این‌ها
منتقل می‌کنن رو در نظر می‌گرفت

109
00:10:39,244 --> 00:10:40,787
‫‌خواستم ببینم نظر خاصی دارید یا خیر

110
00:10:44,290 --> 00:10:48,044
‫لازم نیست همین الان انتخاب کنی.
‫می‌تونی ببریش، سر فرصت تصمیم بگیر

111
00:10:56,928 --> 00:11:00,265
‫کارت‌رایت، از اعماق قلبم بهت تسلیت میگم

112
00:11:14,828 --> 00:11:16,506
‫مورد دیگه‌ای هم هست؟

113
00:11:16,531 --> 00:11:20,450
‫راستش آره.
‫گزارش یه مورد فوتی به دست‌مون رسیده

114
00:11:20,451 --> 00:11:22,286
‫از نیروهای سابق‌مون؛ استروئن لوی

115
00:11:22,287 --> 00:11:23,787
‫از بچه‌های واحد «اسب کودن» بود

116
00:11:23,788 --> 00:11:24,955
‫استروئن لوی رو می‌شناسم

117
00:11:24,956 --> 00:11:27,374
‫پزشکی قانونی علت فوت رو
‫«مرگ تصادفی» اعلام کرده

118
00:11:27,375 --> 00:11:29,459
‫ولی شرایطش تصادفی به‌نظر نمیان

119
00:11:29,460 --> 00:11:30,752
‫میگم به لمب اطلاع بدن

120
00:11:30,753 --> 00:11:33,088
‫خب اگه مرگ تصادفی بوده که
‫نیازی نیست به لمب بگیم

121
00:11:33,089 --> 00:11:35,841
‫ضوابط ایجاب نمی‌کنه بهش اطلاع بدیم؟
‫یا حدأقل محض احترام؟

122
00:11:37,093 --> 00:11:41,221
‫«احترام» و «جکسون لمب»
‫توی یه جمله با هم جور در نمیان

123
00:11:43,182 --> 00:11:46,560
‫شوخ‌طبعی خصلتی نیست که از
یه سربازرس انتظار داشته باشم

124
00:11:46,561 --> 00:11:47,979
‫حدنشناسی هم همین‌طور

125
00:11:49,856 --> 00:11:50,857
‫با اجازه

126
00:12:18,593 --> 00:12:20,637
‫- استن‌دیشه؟
‫- آره

127
00:12:22,889 --> 00:12:24,723
‫چه عجب بالأخره تشریف آوردی!

128
00:12:24,724 --> 00:12:26,434
‫چیه؟ فکر کردی نمیام؟

129
00:12:27,685 --> 00:12:29,478
‫جکسون، جکسون

130
00:12:29,479 --> 00:12:30,688
‫این دیگه کیه؟

131
00:12:31,439 --> 00:12:33,941
‫آهان، یه املاکیه...

132
00:12:33,942 --> 00:12:36,069
‫- آره، کو می‌خواسته بکشتش
‫- فکر کردم تفنگ داره

133
00:12:36,903 --> 00:12:38,237
‫خب حالا حالش خوبه؟

134
00:12:38,238 --> 00:12:41,490
‫فکر نکنم خوب باشه!
‫ریخت و قیافه‌ش رو نمی‌بینی مگه؟

135
00:12:41,491 --> 00:12:44,910
‫تقصیر توئه؛ به خاطر همینه میگم
باید سر وقت بیای

136
00:12:44,911 --> 00:12:47,413
‫والا اتوبوسم دیر کرد. زنگ هم زدم خبر دادم

137
00:12:48,248 --> 00:12:49,831
‫من میرم واسه‌ش یخ بیارم

138
00:12:49,832 --> 00:12:51,750
‫- حقوق این ماهـت رو ریختن؟
‫- جانم؟

139
00:12:51,751 --> 00:12:53,211
آره راستی

140
00:12:53,878 --> 00:12:55,921
‫این ماه به هیچ احدالناسی یه قرون هم ندادن

141
00:12:55,922 --> 00:12:57,005
‫اگه حرف ما رو باور نداری،

142
00:12:57,006 --> 00:12:58,266
‫- حسابت رو چک کن
‫- چی؟

143
00:12:58,291 --> 00:13:00,676
‫البته اگه این پخمه‌ها قرار بود
‫به اندازه لیاقت‌شون حقوق بگیرن

144
00:13:00,677 --> 00:13:03,929
‫باید یه پولی هم به پارک می‌دادن؛
‫ولی من که مسئول‌شونم چی؟

145
00:13:03,930 --> 00:13:07,099
‫به این پسره‌ی کاراته‌باز گفتم پیگیر بشه،
‫ولی هیچی نیست

146
00:13:07,100 --> 00:13:10,227
‫اگه چیزی باشه که پیدا می‌کنم،
‫وقتی نباشه که نمیشه پیدا کرد

147
00:13:10,228 --> 00:13:12,062
‫- چی نیست؟
‫- ما!

148
00:13:12,063 --> 00:13:13,981
‫از روی سیستم پارک حذف شدیم

149
00:13:13,982 --> 00:13:15,108
‫دیگه وجود خارجی نداریم

150
00:13:15,692 --> 00:13:18,670
‫حالا که در جریان قرار گرفتی،
‫دست به کار شو و درستش کن

151
00:13:18,695 --> 00:13:19,778
‫خب حالا کجا میری؟

152
00:13:19,779 --> 00:13:22,781
‫خب اینجا بمونم چی‌کار؟
‫حقوق که بهم نمیدن

153
00:13:22,782 --> 00:13:25,868
‫خدا وکیلی سر اتحادیه‌های کارگری
‫این مملکت چی اومده؟

154
00:13:25,869 --> 00:13:30,330
‫- راستی، کارت‌رایت رو هم پیدا کن
‫- توی همچین روزی مزاحمش بشم؟ چرا؟

155
00:13:30,331 --> 00:13:32,959
‫احتمالاً به ارث و میراثی که
بهش می‌رسه نیاز پیدا کنیم

156
00:13:38,131 --> 00:13:39,214
‫سلام

157
00:13:39,215 --> 00:13:41,926
‫- چای... چای میل دارید؟
‫- اوهوم

158
00:13:42,594 --> 00:13:44,178
‫الان برمی‌گردم

159
00:13:48,266 --> 00:13:50,935
‫بله.
‫نه، نه...

160
00:13:51,436 --> 00:13:53,145
‫قطعاً نه. ولی بله

161
00:13:53,146 --> 00:13:56,107
‫- خانم، این‌ها رو می‌خواستید؟
‫- لطفاً بذارشون روی میزم

162
00:13:57,192 --> 00:13:58,442
‫چقدر طول می‌کشه؟

163
00:13:58,443 --> 00:14:00,235
‫توروخدا قیافه ‌نگیر، دایانا

164
00:14:00,236 --> 00:14:03,113
سری بعد که بحث بودجه‌ی پارک تو
‫ پارلمان کشیده بشه وسط،

165
00:14:03,114 --> 00:14:06,075
‫یا توی کارلتون کلاب و نشست چِونینگ،
‫همین آدم‌ها به دردت می‌خورن

166
00:14:06,576 --> 00:14:09,995
‫از همه میزِ اول‌هات این‌طوری سوءاستفاده
‫ می‌کنی، یا فقط زورت به زن‌ها رسیده؟

167
00:14:09,996 --> 00:14:13,540
‫قربان، بخش پشتیبانی ساختمان پیگیرِ
وضعیت دفتر قبلی‌تون هستن

168
00:14:13,541 --> 00:14:15,626
‫خب بهشون بگو همچنان ازش استفاده می‌کنم

169
00:14:16,711 --> 00:14:18,670
‫نه، من باید تمام حواسم به اینجا باشه

170
00:14:18,671 --> 00:14:21,924
‫مگه این‌ که تو بخوای تبدیل بشه به
محل رفت‌وآمد تورهای تفریحی

171
00:14:21,925 --> 00:14:23,717
‫دایانا خودت می‌دونی که
من همیشه هوات رو دارم

172
00:14:23,718 --> 00:14:26,303
‫پس چرا وقتی این رو میگی
ته دلم بیشتر خالی میشه؟

173
00:14:26,304 --> 00:14:29,306
ولی واقعاً امیدوارم میزبان خوبی
برای مهمانان‌مون باشی

174
00:14:29,307 --> 00:14:30,516
‫جهنم و ضرر

175
00:14:31,017 --> 00:14:33,686
‫من که پیشخدمت نیستم؛
‫قواعد این بازی رو خوب بلدم

176
00:14:34,354 --> 00:14:36,313
‫این جواب سؤالم نبود

177
00:14:36,314 --> 00:14:40,025
‫این در واقع نقطه‌ی کانونیِ کل این پرونده‌ست

178
00:14:40,026 --> 00:14:41,361
‫صبح به‌خیر

179
00:14:41,945 --> 00:14:43,487
‫قصد ندارم مزاحمِ بازدیدتون بشم

180
00:14:43,488 --> 00:14:47,061
‫صرفاً خواستم از این فرصت استفاده کنم
‫و شخصاً ورودتون به پارک رو خوش‌آمد بگم

181
00:14:47,086 --> 00:14:50,077
‫- دایانا، بذار جرمی یو رو بهت معرفی کنم
‫- توی حوزه‌ی فولاد فعالیت می‌کنن

182
00:14:50,078 --> 00:14:52,621
‫- باعث افتخاره که تشریف آوردید اینجا
‫- خوش‌وقتم، ممنون

183
00:14:52,622 --> 00:14:53,914
‫سیلویا دلنی

184
00:14:53,915 --> 00:14:56,016
‫- فعال حوزه امور مالی
‫- بله، فکر کنم قبلاً همدیگه رو دیدیم

185
00:14:56,042 --> 00:14:57,043
‫- بله
‫- دیمین کنتور

186
00:14:57,043 --> 00:14:59,169
‫- حالِ شما؟
‫- مالک یک شبکه تلویزیونی

187
00:14:59,170 --> 00:15:00,921
‫پیتر جاد رو هم که مسلماً می‌شناسی

188
00:15:00,922 --> 00:15:04,383
‫من و پیتر از قدیم‌الایام با هم دوستیم

189
00:15:04,384 --> 00:15:08,738
‫هرچند تعجب می‌کنم چطور تونستی
‫تأییدیه امنیتی بگیری!

190
00:15:08,763 --> 00:15:11,974
‫فرصت دیدن میز اول‌مون، اون هم در
اوج شکوه و شهرت روزافزونش؟

191
00:15:11,975 --> 00:15:13,601
آسمون هم به زمین می‌رسید می‌اومدم

192
00:15:14,686 --> 00:15:16,770
‫باید بگم که اصلاً ناامیدم نکردی

193
00:15:16,771 --> 00:15:19,022
‫- این تاج و تخت حسابی بهت میاد
‫- ممنونم

194
00:15:19,023 --> 00:15:22,359
‫- مانیتورها چرا خاموشن؟
‫- خب... داریم رصد عملیاتی انجام می‌دیم

195
00:15:22,360 --> 00:15:24,820
‫متأسفانه امروز چیز خاصی نداریم
خدمت‌تون نشون بدیم

196
00:15:24,821 --> 00:15:26,656
‫مطمئنم که هست!

197
00:15:27,754 --> 00:15:29,464
‫این همه راه اومدیم...

198
00:15:33,454 --> 00:15:35,497
‫کسی، داری کجا رو نظارت می‌کنی؟

199
00:15:35,498 --> 00:15:36,874
‫مزرعه ربات‌‌های سایبری ویلتشر

200
00:15:36,875 --> 00:15:38,251
‫- همین رو بنداز رو صفحه
‫- چشم

201
00:15:39,542 --> 00:15:42,137
‫این یه مرکز ربات‌های سایبریه که
‫توسط روس‌ها تأمین مالی می‌شده،

202
00:15:42,162 --> 00:15:44,882
‫دقیقاً توی همون منطقه‌ای که چند هفته پیش

203
00:15:44,883 --> 00:15:46,134
‫حمله‌ی گاز اعصاب رخ داد

204
00:15:46,676 --> 00:15:49,177
‫حسابی روی اعصاب‌مون بودن
‫واسه همین امروز صبح ریختیم سرشون

205
00:15:49,178 --> 00:15:50,638
‫بقیه‌ش رو هم نشون بده

206
00:15:56,853 --> 00:15:58,437
‫ام‌آی‌فایو!

207
00:16:01,149 --> 00:16:03,985
‫بخوابید زمین! بخوابید زمین! بخوابید زمین!

208
00:16:05,528 --> 00:16:07,572
‫بخوابید زمین!

209
00:16:08,615 --> 00:16:10,199
‫- پاشو ببینم
‫- پاشو

210
00:16:10,200 --> 00:16:12,826
‫احسنت!

211
00:16:12,827 --> 00:16:14,329
‫ضربه متقابل

212
00:16:15,246 --> 00:16:16,663
‫نوویچوک در خاک بریتانیا!

213
00:16:16,664 --> 00:16:19,416
‫فکر کنم هنوز خیلی مونده تا بی‌حساب بشیم

214
00:16:19,417 --> 00:16:22,127
‫ببخشید خانم، طبقه‌ی بالا باهاتون کار دارن

215
00:16:22,128 --> 00:16:23,338
‫کد والکن

216
00:16:24,005 --> 00:16:26,048
‫واقعاً عذر می‌خوام؛
‫باید حتماً به این مورد رسیدگی کنم

217
00:16:26,049 --> 00:16:28,676
‫میز دوم در خدمت‌تون خواهند بود

218
00:16:30,803 --> 00:16:33,306
‫بسیار خب. لطفاً از این طرف...

219
00:16:33,806 --> 00:16:35,850
‫همون‌طور که عرض می‌کردم، اینجا کانونِ...

220
00:16:41,981 --> 00:16:43,815
‫کد والکن؟

221
00:16:43,816 --> 00:16:45,150
‫والکن اسم گربه‌مه، خانم

222
00:16:45,151 --> 00:16:46,652
‫آهان

223
00:16:48,613 --> 00:16:50,280
‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

224
00:16:50,281 --> 00:16:51,532
‫نه، نه

225
00:16:51,533 --> 00:16:53,826
‫فقط می‌خوام زودتر به کار و بارهام برسم

226
00:16:54,619 --> 00:16:55,745
‫ممنونم، اوفیلی

227
00:17:19,143 --> 00:17:20,144
‫خب...

228
00:17:21,896 --> 00:17:22,980
‫چه گُهی می‌خوری؟

229
00:17:22,981 --> 00:17:25,190
‫تمرین هدف‌گیری برای زدنِ کُس‌مشنگ‌ها

230
00:17:25,191 --> 00:17:26,275
‫خطا رفت

231
00:17:26,276 --> 00:17:27,443
‫پارک چه‌خبر؟

232
00:17:28,278 --> 00:17:30,530
‫خوب بود، بد نبود

233
00:17:31,614 --> 00:17:33,115
‫لمب هست؟

234
00:17:33,116 --> 00:17:34,609
‫لمب چون حقوق‌مون رو نمیدن اعتصاب کرده

235
00:17:34,634 --> 00:17:35,909
‫کاترین هم رفته ببینه چی شده

236
00:17:35,910 --> 00:17:37,601
‫چی؟ یعنی چی حقوق‌مون رو نمیدن؟

237
00:17:37,626 --> 00:17:39,705
‫از روی سیستم پارک حذف‌ شدیم،
‫حتی از لیست حقوق‌بگیرها

238
00:17:39,706 --> 00:17:40,789
‫واقعاً؟ چی؟

239
00:17:40,790 --> 00:17:43,333
‫فکر نکنم تو یکی دغدغه پول داشته باشی،
‫پولدار شدی رفت

240
00:17:43,334 --> 00:17:44,835
‫راستش هزینه‌های آسایشگاه سالمندان

241
00:17:44,836 --> 00:17:47,130
‫تقریباً هرچی پدربزرگم داشت رو بلعید و...

242
00:17:47,839 --> 00:17:49,674
‫اصلاً من چرا دارم اینا رو به شما میگم؟

243
00:17:51,217 --> 00:17:54,136
‫اگه حقوق‌تون رو ندادن پس چرا هنوز اینجایید؟

244
00:17:54,137 --> 00:17:55,971
‫جایی نداریم بریم

245
00:17:55,972 --> 00:17:58,057
‫- بی‌ادب
‫- من که دقیقاً همون‌ جایی‌ام که باید باشم

246
00:17:58,850 --> 00:18:00,018
‫کنارِ تو

247
00:18:00,643 --> 00:18:04,021
‫ریور، اندوهِ سوگواری، چیزی نیست
‫جز سایه‌ای که عشق از خودش جا می‌ذاره

248
00:18:04,022 --> 00:18:05,273
نه؟

249
00:18:06,983 --> 00:18:12,155
‫«اگه یه روزی گاز دادن من رو کُشت، گریه
‫نکنید، بدونید که اون لحظه خوشحال بودم»

250
00:18:14,866 --> 00:18:16,909
‫چه گُهی خوردی؟

251
00:18:16,910 --> 00:18:18,619
‫تمرین تیراندازی برای زدنِ کُس‌مشنگ‌ها

252
00:19:08,001 --> 00:19:09,001
« مامان »

253
00:19:11,005 --> 00:19:14,341
‫سلام، ایزابلم. حرف‌های قشنگ بزنید

254
00:19:17,136 --> 00:19:18,638
‫بازم منم، ریور

255
00:19:19,264 --> 00:19:20,431
‫من...

256
00:19:21,224 --> 00:19:23,392
‫یه تماس بی‌پاسخ داشتم،
‫نمی‌دونم تو بودی یا نه

257
00:19:23,393 --> 00:19:26,937
‫ولی میشه... لطفاً بهم زنگ بزنی؟ باشه؟

258
00:19:26,938 --> 00:19:29,189
‫فقط باید بدونم میای یا نه؛ واقعاً ممنون میشم

259
00:19:29,190 --> 00:19:31,359
‫دمت‌گرم

260
00:19:45,415 --> 00:19:46,832
‫این مسخره‌بازی رو تموم کن

261
00:19:46,833 --> 00:19:48,960
‫من ازت دل کندم، تو هم باید بیخیال بشی

262
00:19:50,879 --> 00:19:54,840
‫من رو دیگه یه رؤیای دست‌نیافتنی در نظر بگیر

263
00:19:54,841 --> 00:19:56,633
‫استروئن لوی مرده

264
00:19:56,634 --> 00:19:58,760
‫پنج روز پیش

265
00:19:58,761 --> 00:20:00,763
‫پزشکی قانونی هم علتش رو
مرگ تصادفی اعلام کرده

266
00:20:02,724 --> 00:20:03,807
‫استروئن لوی

267
00:20:03,808 --> 00:20:05,851
‫- از بچه‌های اسب‌ کُند بوده
‫- آره، می‌دونم

268
00:20:05,852 --> 00:20:08,937
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم چرا
فکر کردی باید به یه ورم باشه

269
00:20:08,938 --> 00:20:10,314
‫چون یکی از نیروهای خودت بوده

270
00:20:10,315 --> 00:20:14,528
‫آره، تا وقتی که به خاطر فروختن‌مون،
‫ یه لگد زدم به اون کونِ نحسش و بیرونش کردم

271
00:20:15,069 --> 00:20:18,072
‫توی یه کانتینر باربری زنده‌زنده جزغاله شده

272
00:20:19,016 --> 00:20:24,016
♪ Vichenzo Orru - E l'italia ♪

273
00:20:26,289 --> 00:20:28,291
‫با دست شکسته

274
00:20:28,842 --> 00:20:30,375
‫شاید با کله افتاده بین مارشمالوهایی که

275
00:20:30,376 --> 00:20:33,003
‫داشته کباب می‌کرده و از شدت شوک
ریق رحمت رو سر کشیده

276
00:20:33,004 --> 00:20:35,214
‫ظاهراً خرج زندگیش رو با
‫آموزش هنرهای رزمی درمی‌آورده،

277
00:20:35,215 --> 00:20:37,049
‫پس ممکنه دستش همون‌جا شکسته شده باشه

278
00:20:37,050 --> 00:20:40,427
‫ولی یه دست شکسته مانع این نمیشه که
‫بتونی یه در قفل‌نشده رو

279
00:20:40,428 --> 00:20:41,971
‫باز کنی و فرار کنی

280
00:20:42,639 --> 00:20:43,932
‫پس چرا این کار رو نکرده؟

281
00:20:47,393 --> 00:20:49,394
‫تو اصلاً استروئن لوی رو دیده بودی؟

282
00:20:49,395 --> 00:20:50,522
‫مدت‌ها قبل از من اینجا بوده

283
00:20:52,273 --> 00:20:54,526
‫نظرات دوگانه‌ای درمورد آقا استروئن داشتیم

284
00:20:56,528 --> 00:21:00,197
‫یه عده عقیده داشتن یه انگل بی‌مصرفِ خالصه،

285
00:21:00,198 --> 00:21:02,699
‫یه عده هم معتقد بودن
همین توصیف هم واسه‌ش زیادیه

286
00:21:02,700 --> 00:21:05,077
‫توی جمعی که همه پخمه و بی‌خاصیت بودن،

287
00:21:05,078 --> 00:21:07,913
‫اون دیگه تَـه بی‌خاصیتی بود

288
00:21:07,914 --> 00:21:11,959
‫واسه همین باور این ‌که خودش باعث
‫شده باشه توی کانتینر گیر کنه و کباب بشه

289
00:21:11,960 --> 00:21:13,711
‫به‌طرز عجیبی راحته

290
00:21:14,420 --> 00:21:15,880
‫علاوه بر اون،

291
00:21:16,965 --> 00:21:20,259
‫بنده در حال حاضر رسماً توی اعتصابم؛

292
00:21:20,260 --> 00:21:22,804
‫به این دلیل که یه قرون هم
‫واسه‌مون نریختن، واسه همین...

293
00:21:23,471 --> 00:21:24,472
‫درسته

294
00:21:25,223 --> 00:21:27,182
‫خب، ممنونم که گوش دادی

295
00:21:27,183 --> 00:21:28,184
‫نه

296
00:21:29,644 --> 00:21:30,852
‫بذار بمونه

297
00:21:30,851 --> 00:21:33,501
‫حدأقل رو کاسه توالت،
‫یه چی برای خوندن دارم

298
00:21:40,571 --> 00:21:42,551
‫بانو دای خبر داره اومدی اینجا؟

299
00:21:43,941 --> 00:21:44,951
‫نه

300
00:21:47,071 --> 00:21:49,071
‫قوانین مسکوئه دیگه

301
00:21:50,201 --> 00:21:51,501
‫در ضمن...

302
00:21:52,291 --> 00:21:54,041
فعلاً یکم دست و بالم تنگـه

303
00:21:54,041 --> 00:21:56,211
‫یه زحمتش بکش و غذام رو حساب کن

304
00:21:59,788 --> 00:22:07,788
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

305
00:22:22,441 --> 00:22:23,651
‫هی، کارت‌رایت؟

306
00:22:24,611 --> 00:22:26,151
‫تن لشت رو جمع کن و بیا اینجا

307
00:22:28,889 --> 00:22:33,769
« چارلز پارتنر، ۱۹۸۷-۲۰۰۷ »

308
00:22:37,001 --> 00:22:38,541
‫کاترین

309
00:22:38,541 --> 00:22:40,671
‫متأسفانه زود باید برم،
‫خیلی سرمون شلوغـه

310
00:22:40,671 --> 00:22:41,751
‫حتماً

311
00:22:41,751 --> 00:22:46,671
‫یه مشکل فنی توی خانه‌ی لجن‌زار پیش اومده و
‫برامون سؤال شد که...

312
00:22:47,931 --> 00:22:49,371
‫اینجا نه. بیا دنبالم

313
00:22:52,551 --> 00:22:56,601
‫اتاقـم باید خالی باشه. همه واسه تولد
‫پیچیدن و رفتن می‌خونه

314
00:22:56,601 --> 00:22:58,171
‫کسی صدات رو نمی‌شنوه

315
00:22:59,101 --> 00:23:00,561
‫معذرت می‌خوام

316
00:23:00,561 --> 00:23:03,401
‫این جوون‌ها واسه کار من
‫دندون تیز کردن،

317
00:23:03,401 --> 00:23:07,441
‫بهتره یاد کسی نیارم که یه زمانی با
خانه‌ی لجن‌زار سر و کار داشتم

318
00:23:07,441 --> 00:23:09,451
‫تو هم باید موقعی که می‌تونستی،
می‌زدی ‫بیرون

319
00:23:09,451 --> 00:23:14,121
‫بگذریم، انگار خانه‌ی لجن‌زار از
‫پایگاه‌‌داده‌ی سازمان حذف شده

320
00:23:14,121 --> 00:23:17,371
‫هر کی هم که این اطلاعات رو پاک کرده،
‫کارش رو خیلی بی‌نقص انجام داده

321
00:23:17,371 --> 00:23:20,161
‫و خب مشخصاً ملکه‌های پایگاه‌داده
به تو جواب میدن

322
00:23:20,171 --> 00:23:21,921
‫اگه یه اشتباه اداری رخ داده باشه

323
00:23:21,921 --> 00:23:23,961
‫نباید خبرش جایی درز کنه، مگه نه؟

324
00:23:23,961 --> 00:23:26,911
‫اون هم با کلی از جوون‌هایی که
‫واسه کارت دندون تیز کردن

325
00:23:30,761 --> 00:23:32,601
‫یه دو دقیقه صبر کن

326
00:24:13,261 --> 00:24:14,431
‫فکرش رو می‌کردم

327
00:24:14,971 --> 00:24:17,891
‫به هیچ‌وجه اشتباه اداری‌ رخ نداده

328
00:24:17,891 --> 00:24:20,061
‫دستور حذف شما، از اون بالا اومده

329
00:24:21,061 --> 00:24:22,851
از اون بالا‌ماها

330
00:24:25,401 --> 00:24:26,821
‫خیلی ممنون

331
00:24:26,821 --> 00:24:29,261
‫خیلی مراقب خودت باش، کاترین

332
00:24:29,991 --> 00:24:31,451
‫ممنونم

333
00:24:56,801 --> 00:24:58,471
‫دقیقاً برای چی اومدیم اینجا؟

334
00:25:00,811 --> 00:25:02,851
‫خب، با توجه سوگ اخیرت

335
00:25:02,851 --> 00:25:06,021
‫گفتم شاید بد نباشه یه حال و هوایی عوض کنی

336
00:25:06,021 --> 00:25:08,311
‫عوض کردن حال و هوا یعنی
برم برگردونی پارک،

337
00:25:08,311 --> 00:25:09,531
‫- طبق قولت
‫- ای خدا

338
00:25:09,531 --> 00:25:11,741
‫تو هنوز ول نکردی؟

339
00:25:11,741 --> 00:25:13,971
‫نه اما معلومـه که آدم خو‌ش‌قولی نیستی. باشه

340
00:25:13,971 --> 00:25:16,351
‫ببین، تو هر موقع بخوای می‌تونی بری پارک

341
00:25:16,351 --> 00:25:18,701
‫- به اردک‌ها غذا بدی
‫- عملاً نشستی روبروم

342
00:25:18,701 --> 00:25:20,081
‫گفتی این کار رو می‌کنی

343
00:25:20,081 --> 00:25:22,451
‫«کِی می‌تونم برگردم پارک؟
‫آقاجونم مُرده»

344
00:25:22,451 --> 00:25:24,961
‫آدم‌ها می‌میرن، کارت‌رایت

345
00:25:25,711 --> 00:25:27,831
‫مخصوصاً تو کارِ ما

346
00:25:27,831 --> 00:25:30,841
‫تو ۸۳ سالگی، در آرامش توی تختش...

347
00:25:31,511 --> 00:25:34,971
‫اگه پدر بزرگت هیچ می‌دونست که
‫چه اتفاقاتی در جریانـه

348
00:25:34,971 --> 00:25:37,221
‫خودش رو خوش‌شانس می‌دونست

349
00:25:37,221 --> 00:25:39,761
‫هر موقع نوبت تو رسید،
بهت یادآوری می‌کنم، باشه؟

350
00:25:39,761 --> 00:25:42,431
‫خب، یکم زود قضاوت نکردی؟

351
00:25:42,431 --> 00:25:44,731
‫از کجا معلوم تو قبلِ من نمیری؟

352
00:25:44,731 --> 00:25:47,481
‫آره، آخه نه که همش آب‌سبزیجات و
‫آووکادو می‌خوری

353
00:25:47,481 --> 00:25:49,191
‫- یادم رفته بود
‫- نه، همین‌طوری میگم

354
00:25:49,191 --> 00:25:51,221
‫با این وضعی که داری،
‫مثل یه بمب ساعتی می‌مونی

355
00:25:51,221 --> 00:25:54,031
‫قابلیت این رو داری که دستی‌دستی
‫کار دست خودت بدی

356
00:25:54,031 --> 00:25:56,951
‫یا باید بریزی بیرون،
‫یا بریزی تو خودت

357
00:25:56,951 --> 00:25:59,251
‫جفتش که همزمان نمیشه

358
00:26:05,501 --> 00:26:07,041
‫بهتر شدی؟

359
00:26:07,041 --> 00:26:08,171
‫نه

360
00:26:09,421 --> 00:26:10,711
‫در رو می‌بندی؟

361
00:26:17,181 --> 00:26:21,071
‫خیلی خب. حالا با یه دست، در رو باز کن

362
00:26:24,851 --> 00:26:25,931
‫خب که چی؟

363
00:26:25,931 --> 00:26:27,021
‫هیچی

364
00:26:27,021 --> 00:26:32,261
‫اما این سؤال به‌وجود میاد که،
‫چرا استروئن لوی چرا همین کارِ تو رو نکرد؟

365
00:27:05,141 --> 00:27:06,391
‫بکن توش

366
00:27:12,151 --> 00:27:13,151
‫هی

367
00:27:13,651 --> 00:27:16,031
‫استروئن لوی خودش رو به کشتن داده

368
00:27:16,031 --> 00:27:17,861
‫مردکِ خل‌وضع

369
00:27:17,861 --> 00:27:19,781
‫اما اگه باز هم خبری شد

370
00:27:19,781 --> 00:27:22,781
‫باید اسب‌های کودن سابق رو هم چک کنیم

371
00:27:23,491 --> 00:27:26,041
‫ببینیم لازمـه نگران چیزی باشیم یا نه

372
00:27:26,041 --> 00:27:28,301
‫حله

373
00:28:50,251 --> 00:28:53,081
‫- باشه. فقط خودت؟
‫- آره

374
00:28:53,081 --> 00:28:55,171
‫آره. آره، آره، آره

375
00:28:55,751 --> 00:28:57,091
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

376
00:29:03,551 --> 00:29:05,221
‫خیلی خب

377
00:29:05,221 --> 00:29:06,431
‫بعدی کیـه؟

378
00:29:06,431 --> 00:29:08,221
‫تو انتخاب کن

379
00:29:10,061 --> 00:29:13,101
‫کدوم خری اسم بچه‌ش رو می‌ذاره ریور؟

380
00:29:56,821 --> 00:29:58,071
‫ریور

381
00:30:06,411 --> 00:30:08,161
‫نباید الان مدرسه باشی؟

382
00:30:10,911 --> 00:30:11,911
‫نه

383
00:30:12,541 --> 00:30:15,331
‫نه، طوری نیست. طوری نیست

384
00:30:17,121 --> 00:30:18,751
‫این سر و صدا دیگه چیـه؟

385
00:30:20,091 --> 00:30:21,381
‫صدای اکسیژنـه

386
00:30:25,301 --> 00:30:26,551
‫داره قل‌قل می‌کنه

387
00:30:29,141 --> 00:30:31,401
‫عین سوپی که روی گازه

388
00:30:34,141 --> 00:30:35,561
‫خیلی آرامش‌بخشـه

389
00:31:06,171 --> 00:31:08,201
‫همه‌ی تلاشم رو کردم تا...

390
00:31:08,201 --> 00:31:11,051
‫بعد از رفتنش، اونجا رو مثل یه خونه نگه دارم

391
00:31:16,481 --> 00:31:18,391
برای من، ‫همیشه مثل خونه می‌موند

392
00:31:25,821 --> 00:31:29,821
‫دلم برای زندگی با اون تنگ نمیشه

393
00:31:34,121 --> 00:31:35,581
‫اما برای تو چرا

394
00:31:38,121 --> 00:31:39,291
‫خیلی

395
00:31:41,631 --> 00:31:43,481
‫پسرم

396
00:31:46,671 --> 00:31:48,771
‫بعداً بیشتر حرف می‌زنیم

397
00:32:48,821 --> 00:32:51,611
‫می‌دونستی که چیزهای گرد،
‫گروه غذایی محسوب نمیشن دیگه؟

398
00:32:55,701 --> 00:32:57,071
‫- نه
‫- بخور. نمی‌خوری؟

399
00:32:57,081 --> 00:32:59,041
‫هر جور راحتی

400
00:32:59,041 --> 00:33:00,951
‫نمی‌دونی چی رو داری از دست میدی

401
00:33:00,951 --> 00:33:02,871
‫حالا که بحثش شد

402
00:33:02,871 --> 00:33:05,961
‫امیدوارم قصد نداشته باشی ‫این رو
وسط مراسم بخوری

403
00:33:05,961 --> 00:33:08,591
عزادارهای واقعی ‫ممکنه اشتباه برداشت کنن

404
00:33:08,591 --> 00:33:11,501
‫از کجا می‌دونی من واقعاً عزادار نیستم؟

405
00:33:11,501 --> 00:33:14,631
‫شاید سوگ برای من این شکلی باشه

406
00:33:14,641 --> 00:33:17,801
‫در ضمن، وقتی قرار نیست از فلاسکِ
جیبیت استفاده کنی، چرا نگهش داشتی؟

407
00:33:17,801 --> 00:33:19,641
‫فلاسک جیبی نیست. یه بطری کوچیکـه

408
00:33:19,641 --> 00:33:22,681
‫ای خدا. از کِی این‌قدر ملانقطی شدی؟

409
00:33:22,681 --> 00:33:26,061
‫واقعاً می‌خوای وانمود کنی که
‫عزادارِ دیوید کارت‌رایتی؟

410
00:33:26,061 --> 00:33:27,341
‫حالت از اون به هم می‌خورد

411
00:33:28,361 --> 00:33:31,781
‫فقط می‌خوام مطمئن شم که
‫اون حرومزاده‌ی پیر، واقعاً مُرده باشه

412
00:33:32,861 --> 00:33:34,491
‫میخ هم با خودم آوردم، خب؟

413
00:33:34,491 --> 00:33:36,031
‫می‌خوای خودت چکشش رو بزنی؟

414
00:33:38,281 --> 00:33:39,701
‫بیخیال، استن‌دیش

415
00:33:39,701 --> 00:33:41,491
‫خیر سرمون جاسوسیم

416
00:33:41,501 --> 00:33:44,871
‫همه‌مون بالأخره یه زمانی
خودمون رو زدیم به مُردن

417
00:33:49,671 --> 00:33:51,211
‫قضیه‌ی تورنر رو...

418
00:33:51,211 --> 00:33:52,711
‫کی بهت لو داد؟

419
00:33:53,341 --> 00:33:54,591
‫مویرا ترگورین

420
00:33:55,131 --> 00:33:56,841
‫راستی، سلام رسوند

421
00:33:56,841 --> 00:33:58,141
‫- واقعاًٌ؟
‫- نه

422
00:33:59,851 --> 00:34:02,971
‫خب، تعجب می‌کنم اصلاً تحویلت گرفته

423
00:34:02,981 --> 00:34:06,651
‫چی‌کار کردی؟ تهدیدش کردی یا
‫گیره‌های کاغذیش رو صاف کردی؟

424
00:34:06,651 --> 00:34:11,271
‫تو دفترش یه پرینتر جوهر افشانِ
بی‌سیمِ چندکاره داره

425
00:34:23,161 --> 00:34:24,621
‫میری تو؟

426
00:34:25,211 --> 00:34:26,581
‫از مراسم ختم خوشم نمیاد

427
00:34:26,581 --> 00:34:28,291
‫من هم همین‌طور

428
00:34:28,291 --> 00:34:30,571
‫مخصوصاً این بی‌خودکی‌ها

429
00:34:31,131 --> 00:34:33,381
‫نمی‌دونم کدومش غم‌انگیزتره،
‫مُردنت یا

430
00:34:33,381 --> 00:34:35,701
‫این که مردم فکر کنن
بزرگ‌ترین دستاورد زندگیت

431
00:34:35,701 --> 00:34:39,341
‫جور کردن اتوبوس جایگزین برای
‫اعتصاب کارکنای راه‌آهن‌ بوده

432
00:34:39,341 --> 00:34:41,701
‫من که اهمیت نمی‌دادم

433
00:34:41,931 --> 00:34:45,851
‫هر وقت بمیریم، کسی اصلاً بهمون فکر نمی‌کنه

434
00:34:45,851 --> 00:34:48,311
‫چه خبر از بازدیدت از پارک؟

435
00:34:48,311 --> 00:34:51,401
‫یا همونی که امروز بهش میگیم،
‫وزارت ترابری

436
00:34:51,401 --> 00:34:52,771
‫خب، بد نگذشت

437
00:34:52,771 --> 00:34:57,241
‫اگه پیشنهادی داشتی که بتونیم
‫تجربه‌ی بازدیدکننده‌ها رو بهتر کنیم

438
00:34:57,241 --> 00:34:58,821
‫حتماً بهم بگو

439
00:34:58,821 --> 00:35:00,821
‫فکر کنم همش مخفی‌کاری باشه

440
00:35:00,821 --> 00:35:03,621
‫هر کی از سر راه رسید،
‫بهش یه هویت جعلی بده

441
00:35:03,621 --> 00:35:05,161
‫- دارت سمی؟
‫- مرسی

442
00:35:05,161 --> 00:35:07,331
‫آره، مسیر پر از موانع لیزری.
‫از این‌جور چیزها

443
00:35:07,331 --> 00:35:10,381
‫- ماسک هم همین‌طور
‫- صد در صد. اون که خود آینده‌ست

444
00:35:14,001 --> 00:35:15,091
‫- دایانا
‫- صبح به‌خیر

445
00:35:15,091 --> 00:35:16,711
‫- صبح به‌خیر
‫- تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

446
00:35:16,711 --> 00:35:18,761
‫اومدم یه سر به دوستان قدیمی بزنم

447
00:35:18,761 --> 00:35:23,101
‫می‌گفتن تو مدرسه بیشتر از بقیه‌ی پسرها
‫واسه معلم‌ها می‌خورده

448
00:35:23,101 --> 00:35:25,771
‫بین اون همه رقیب، واقعاً دستاورد بزرگیـه

449
00:35:25,771 --> 00:35:27,561
‫صداش می‌زدیم، نشِ شکمو

450
00:35:28,141 --> 00:35:30,251
‫حواست باشه. پیش نخست‌وزیر
‫زیرآبت رو می‌زنه

451
00:35:30,251 --> 00:35:33,311
‫کم‌کم داشتم فکر می‌کردم
تو داری زاغ سیاهم رو چوب می‌زنی

452
00:35:33,321 --> 00:35:34,691
‫بهونه‌ت چیه؟

453
00:35:34,691 --> 00:35:38,571
‫این روزها بضاعتِ رد کردنِ
غذای مفت رو ندارم

454
00:35:38,571 --> 00:35:39,651
‫دست بردار

455
00:35:39,661 --> 00:35:42,241
‫واقعاً داری خودت رو قربانی جلوه میدی؟

456
00:35:42,241 --> 00:35:45,491
‫اگه یادت باشه،
پول قابل توجهی رو ازم کَندی، دایانا

457
00:35:45,491 --> 00:35:47,871
‫از طرف خارجی پول گرفته بودی

458
00:35:47,871 --> 00:35:51,001
‫بهت فرصت جبران دادم

459
00:35:52,131 --> 00:35:54,961
‫به چشم سرمایه‌گذاری توی امنیت ملی
بهش نگاه کن

460
00:35:54,961 --> 00:35:58,631
‫اگه حزب شما این سازمان رو بی‌پول نکرده بود،

461
00:35:58,631 --> 00:36:01,221
‫مجبور نبودم دنبال منبع مالی جایگزین باشم

462
00:36:01,221 --> 00:36:02,641
‫تو جیب من رو خالی کردی، دایانا

463
00:36:02,641 --> 00:36:04,351
‫عملاً جیبم رو خالی کردی...

464
00:36:06,001 --> 00:36:09,351
‫البته اگه اون پول واقعاً مال خودم بود

465
00:36:10,231 --> 00:36:11,311
‫چی؟

466
00:36:11,311 --> 00:36:13,401
‫مایه‌دارها هیچ‌وقت از خودشون مایه نمی‌ذارن

467
00:36:13,401 --> 00:36:15,371
‫به‌نظرت چطوری مایه‌دار می‌مونن؟

468
00:36:15,901 --> 00:36:17,981
‫اون پولی که ازم قاپیدی و

469
00:36:17,991 --> 00:36:20,571
‫فقط خدا می‌دونه خرج چه کارهای مشکوکی
‫توی پارک کردی

470
00:36:21,001 --> 00:36:23,521
‫مال یه دوست عزیزی بود که
‫وقتی از بی‌پولیم خبردار شد

471
00:36:23,521 --> 00:36:26,201
‫پا پیش گذاشت و قبول کرد
‫پولی که می‌خواستی رو بده

472
00:36:26,201 --> 00:36:28,121
‫امیدوارم خرج شیطنت‌هات نکرده باشیش

473
00:36:28,121 --> 00:36:29,581
‫پول کی بود؟

474
00:36:30,711 --> 00:36:32,671
‫پیتر. کی بهت پول داده بود؟

475
00:36:32,671 --> 00:36:35,541
‫فکر کنم منظورت اینـه که
‫کی به تو پول داده بود

476
00:36:35,541 --> 00:36:36,631
‫مسئله اینـه که...

477
00:36:36,631 --> 00:36:40,011
‫فعلاً ترجیح میده هویتش مخفی بمونه

478
00:36:40,011 --> 00:36:41,871
‫مطمئنم درک می‌کنی

479
00:36:54,061 --> 00:36:58,361
‫ای پروردگار سراسر مهربانی

480
00:36:58,361 --> 00:37:01,691
‫پروردگار سراسر لطف و رحمت

481
00:37:01,701 --> 00:37:05,571
‫دست‌هایت، شتابان پذیرای ما و

482
00:37:05,571 --> 00:37:09,911
‫بازوانت برای آغوش گرفتن‌مان، باز هستند

483
00:37:09,911 --> 00:37:14,331
‫هنگام بازگشت، در کنارمان باش

484
00:37:14,331 --> 00:37:18,541
‫و ای خداوند، از تو می‌خواهیم که

485
00:37:18,541 --> 00:37:22,931
‫محبتت را در دل‌های ما قرار دهی

486
00:37:22,931 --> 00:37:28,351
‫در شامگاهِ روز

487
00:37:28,351 --> 00:37:32,351
‫ای پروردگار سراسر مهر

488
00:37:32,351 --> 00:37:35,811
‫ای پروردگار سراسر آرامش

489
00:37:35,811 --> 00:37:39,981
‫که صدایت آرامش‌بخش و

490
00:37:39,981 --> 00:37:44,361
‫حضورت مرهم است

491
00:37:44,361 --> 00:37:48,411
‫به هنگام خواب کنارمان باش و

492
00:37:48,411 --> 00:37:52,411
‫و ای خداوند، از تو می‌خواهیم که

493
00:37:53,041 --> 00:37:57,581
‫آرامشت را در دل‌های‌ ما قرار دهی

494
00:37:57,581 --> 00:38:04,421
‫در پایانِ روز

495
00:38:07,641 --> 00:38:08,891
‫لطفاً بشینید

496
00:38:12,721 --> 00:38:16,851
‫و اکنون، نوه‌ی دیوید یعنی ریور
‫چند کلامی برامون صحبت می‌کنه

497
00:38:31,661 --> 00:38:33,661
‫پدربزرگ من عاشق باغچه‌ش و...

498
00:38:35,871 --> 00:38:37,211
‫مادربزرگم و...

499
00:38:38,251 --> 00:38:40,251
‫مادرم و من بود

500
00:38:42,301 --> 00:38:45,381
‫اما بدون شک، بزرگ‌ترین عشق زندگیش
‫کارش بود

501
00:38:48,051 --> 00:38:49,801
‫چون به مردم اهمیت می‌داد

502
00:38:51,721 --> 00:38:53,271
‫این که چطوری زندگی می‌کنن

503
00:38:54,851 --> 00:38:57,151
‫چی باعث می‌شد که امکان زندگی داشته باشن

504
00:38:58,851 --> 00:39:01,321
‫به امنیت و آزادی اهمیت می‌داد

505
00:39:06,071 --> 00:39:09,951
‫و سیستم ترابری ملی رو
‫برای این امر، حیاتی می‌دونست

506
00:39:09,951 --> 00:39:11,221
‫واضحاً

507
00:39:12,871 --> 00:39:15,081
‫چون بدون اون...

508
00:39:15,081 --> 00:39:18,321
حتی ‫معلوم نبود چند نفرمون
‫می‌تونستیم امروز اینجا باشیم

509
00:39:19,291 --> 00:39:21,881
‫کار پدربزرگ در وزارت ترابری

510
00:39:21,881 --> 00:39:25,341
‫اغلب مجبورش می‌کرد
تصمیمات دشواری بگیره و

511
00:39:26,421 --> 00:39:29,991
‫می‌دونم که خیلی از اون‌ها،
‫فشار زیادی بهش وارد کردن

512
00:39:31,261 --> 00:39:35,331
‫انواع و اقسام وسیله‌ی نقلیه هست که
میشه بهشون فکر کرد

513
00:39:35,851 --> 00:39:39,591
‫ماشین، اتوبوس، قطار، هواپیما

514
00:39:41,861 --> 00:39:43,861
‫اما اون... و همچنین مینی‌بوس

515
00:39:43,861 --> 00:39:45,821
‫اما هیچ‌وقت فقدان‌ها رو هم فراموش نکرد

516
00:39:45,821 --> 00:39:47,571
‫واسه یه بار هم که شده، وانمود کن آدمی

517
00:39:47,571 --> 00:39:49,401
‫برای مثال، مردم عادیِ جامعه

518
00:39:50,611 --> 00:39:54,071
‫که ممکن بود با چاله‌های پرنشده‌‌ی توی جاده
‫برخورد کنن

519
00:39:54,971 --> 00:39:58,451
‫ما... اون جا انداخته بود.
‫اون‌ها جا انداخته بودن

520
00:40:04,381 --> 00:40:07,951
‫می‌دونم که پدربزرگ، اون فقدان‌ها رو
‫با خودش به زیر خاک می‌بره

521
00:40:10,011 --> 00:40:12,761
‫و امیدوارم که عشق ما رو هم با خودش ببره

522
00:40:30,741 --> 00:40:32,031
‫لطفاً بایستید

523
00:40:45,841 --> 00:40:47,551
‫تسلیت میگم

524
00:40:47,551 --> 00:40:48,961
‫مرسی. مچکرم

525
00:40:53,051 --> 00:40:55,511
‫- خیلی مؤقر شدی
‫- آره

526
00:40:55,511 --> 00:40:57,821
‫پالتوی اونـه؟

527
00:40:59,811 --> 00:41:02,071
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد

528
00:41:09,611 --> 00:41:11,691
‫چه عجب. شما دو تا کجا بودید؟

529
00:41:11,701 --> 00:41:13,911
‫گفتی اگه بیایم، سوسیس رولی مجانی میدن

530
00:41:13,911 --> 00:41:16,411
‫نگفته بودی باید بیایم داخل

531
00:41:16,411 --> 00:41:17,601
‫پس راه بیفتید

532
00:41:44,351 --> 00:41:45,401
‫هی

533
00:41:46,981 --> 00:41:48,811
‫یه دلخوری‌ای ازت داشتم

534
00:41:48,821 --> 00:41:52,281
‫دفعه‌ی بعدی که یکی از مأمورهای سابقم مُرد

535
00:41:52,281 --> 00:41:56,201
‫دلم می‌خواد این رو از پارک بشنوم،
‫نه از دهنِ مأمورهای بازنشسته

536
00:41:56,201 --> 00:41:57,281
‫چی؟

537
00:41:57,281 --> 00:42:01,081
‫استروئن لوی زودتر از موعد
‫خودش رو توی کانتینر خاکستر کرد

538
00:42:01,081 --> 00:42:04,461
‫مرگش تصادفی بوده.
‫لازم نبوده بهت اطلاع داده بشه

539
00:42:04,461 --> 00:42:06,541
‫همون‌طور که لازم نبوده بهم اطلاع بدی

540
00:42:06,541 --> 00:42:10,021
‫که داری یه مشاور املاکی رو
‫می‌فرستی خانه‌ی لجن‌زار؟

541
00:42:10,021 --> 00:42:12,461
‫اصلاً برو دنبال پرورش گوساله، دایانا

542
00:42:12,461 --> 00:42:14,201
‫تو که از مخفی‌کاری خوشت میاد

543
00:42:14,201 --> 00:42:16,381
‫داریم دارایی‌هامون رو ارزیابی می‌کنیم،
فقط همین

544
00:42:16,391 --> 00:42:19,911
‫خب اگه یه ارزیابی ساده‌ست،
‫پس چرا دیگه بهمون حقوق ندادن؟

545
00:42:20,431 --> 00:42:22,601
‫- چی؟
‫- بله، تازه نه فقط حقوق

546
00:42:22,601 --> 00:42:26,061
‫تمومی سوابق‌، اسامی، تاریخچه‌ی خدمت و
‫فعالیت‌های عملیاتی‌مون

547
00:42:26,061 --> 00:42:28,231
‫همه‌چی از بین رفته

548
00:42:28,231 --> 00:42:31,441
‫داریم پایگاه‌داده‌مون رو ارتقا میدیم

549
00:42:31,441 --> 00:42:32,571
‫یه اختلال موقتی بوده

550
00:42:33,821 --> 00:42:35,611
‫خب... دیوید کارت‌رایت...

551
00:42:35,611 --> 00:42:37,361
‫شاید اون یه حروم‌زاده‌ی پیر بود اما

552
00:42:37,361 --> 00:42:39,951
‫خوب چرندیات میز اول رو می‌شناخت

553
00:42:39,951 --> 00:42:42,081
‫این وقتاست که دلم واسه اون جاکش تنگ میشه

554
00:42:42,081 --> 00:42:43,581
‫تو رو خدا دست بردار

555
00:42:44,801 --> 00:42:48,571
‫من چارلز پارتنر نیستم.
‫لازم نیست بهم شلیک کنی

556
00:42:51,341 --> 00:42:52,751
‫حالت خوبـه؟

557
00:42:52,751 --> 00:42:53,841
‫خوبی؟

558
00:42:53,841 --> 00:42:55,341
‫نه، چیزیم نیست، چیزیم نیست

559
00:42:55,341 --> 00:42:56,681
‫ممنون. چیزیم نیست

560
00:42:57,471 --> 00:42:59,511
‫ممنون. ببخشید. نه

561
00:42:59,511 --> 00:43:02,391
‫چیزیم نیست

562
00:43:04,731 --> 00:43:05,771
‫شرمنده

563
00:43:06,641 --> 00:43:11,751
‫گفتم لابد بعد از این همه‌ سال
‫کار کردن تو یه اداره، خبر داره

564
00:43:14,321 --> 00:43:16,611
‫اون‌وقت به من میگی از مخفی‌کاری خوشم میاد

565
00:44:30,561 --> 00:44:32,401
‫- بله
‫- خبر جدید

566
00:44:32,401 --> 00:44:34,631
‫استروئن تنها اسبی نیست که مُرده

567
00:44:35,231 --> 00:44:39,241
‫یه پیرزن به اسم «کی وایت» هم
از قایقش افتاده

568
00:44:39,991 --> 00:44:42,031
‫- کِی؟
‫- دیشب

569
00:44:42,031 --> 00:44:44,671
‫رفته تهِ کانال

570
00:45:07,761 --> 00:45:09,271
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

571
00:45:09,271 --> 00:45:10,561
‫دست بردار

572
00:45:11,691 --> 00:45:15,231
‫پسرم رو تماشا می‌کنم که می‌خواد
‫بابابزرگش رو خاک کنه

573
00:45:15,231 --> 00:45:17,151
‫بالأخره جزو چرخه‌ی زندگیـه

574
00:45:20,071 --> 00:45:24,161
‫هی، به حرمت این روز،
‫کله‌ت رو نمی‌کنم

575
00:45:24,161 --> 00:45:25,991
‫با این که خیلی خیلی دلم می‌خواد

576
00:45:25,991 --> 00:45:29,911
‫پس یه بار دیگه ازت می‌پرسم،
‫واسه چی اومدی اینجا؟

577
00:45:31,501 --> 00:45:32,581
‫تجارت

578
00:45:33,671 --> 00:45:35,041
‫منظورت چیـه؟

579
00:45:35,041 --> 00:45:36,881
‫با کی؟ با چی؟

580
00:45:36,881 --> 00:45:38,171
‫کل تیمت به فنا رفت، یات رفته؟

581
00:45:38,171 --> 00:45:39,961
‫نه، به تو ربطی نداره با کی

582
00:45:39,961 --> 00:45:44,801
‫درمورد تیمم هم، هیچ‌ شکستی نیست که
نشه جبرانش کرد

583
00:45:47,051 --> 00:45:49,221
‫سر و کله‌ی مادرت پیدا نشد، نه؟

584
00:45:49,971 --> 00:45:52,391
‫به‌گمونم رو هم رفته، روز بدی داشتی

585
00:45:52,981 --> 00:45:54,441
‫شرمنده، پسرم

586
00:45:56,197 --> 00:46:03,197
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

587
00:46:03,221 --> 00:46:10,221
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

588
00:46:10,245 --> 00:46:17,245
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

589
00:46:38,501 --> 00:46:43,501
♪ Ebo Taylor - Love & Death ♪

