1
00:00:42,543 --> 00:00:43,669
‫خیلی‌خب

2
00:00:48,215 --> 00:00:50,258
‫باید احساسات‌مون رو به زبون بیاریم‌

3
00:00:50,759 --> 00:00:51,760
‫خیلی‌خب

4
00:00:54,096 --> 00:00:59,852
احساس امنیت، خوشبختی و

5
00:01:02,187 --> 00:01:03,272
امید دارم

6
00:01:05,691 --> 00:01:07,359
دلم لک زده برای خونه

7
00:02:25,812 --> 00:02:28,232
انصافاً چه احساسی داشتی
وقتی در رو وا کردی؟

8
00:02:30,150 --> 00:02:33,070
‫احساس کلافگی

9
00:02:34,196 --> 00:02:37,449
‫فشاری که... گندش بزنن

10
00:02:37,449 --> 00:02:38,534
فهمیدم

11
00:02:39,493 --> 00:02:42,704
متوجه شدم. خیلی‌خب، بیا ادامه بدیم

12
00:02:42,704 --> 00:02:44,248
‫انتخاب درِ بعدی با تو

13
00:02:45,374 --> 00:02:49,378
‫نه. الان دیگه نه من
‫دری انتخاب می‌کنم، نه تو

14
00:02:49,378 --> 00:02:50,462
‫بهم نگاه کن

15
00:02:51,213 --> 00:02:54,591
‫- فعلاً باید دست نگه داریم
‫- دو تا از آمپول‌هامون حروم میشه

16
00:02:54,591 --> 00:02:56,718
‫نه، نه

17
00:02:56,718 --> 00:03:01,390
‫وقت گذاشتن برای مهار احساسا‌ت‌مون،

18
00:03:01,390 --> 00:03:03,934
‫زنده‌ موندن هردومون رو ‫تضمین می‌کنه

19
00:03:03,934 --> 00:03:07,187
‫نمیشه گولش زد. متوجه میشه

20
00:03:11,898 --> 00:03:28,184
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

21
00:04:14,518 --> 00:04:23,090
‫« ماده‌ی تاریک »
‫« قسمت پنجم: آواره‌ »

22
00:04:24,114 --> 00:04:30,835
‫‫«ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک»

23
00:04:35,859 --> 00:04:36,860
‫ل

24
00:04:37,694 --> 00:04:40,239
‫- و
‫- ل

25
00:04:42,658 --> 00:04:43,492
ا

26
00:04:44,201 --> 00:04:45,619
‫ای خدا

27
00:04:49,414 --> 00:04:52,501
‫خیال کردم «لوله» تو ذهنت بود

28
00:04:55,045 --> 00:04:57,339
‫چطوری انقدر تو این بازی حرفه‌ای‌ای؟

29
00:05:00,717 --> 00:05:03,303
‫هر دفعه که خاله‌جونم
‫وقت نداشت مراقب من و برادرم باشه،

30
00:05:03,303 --> 00:05:05,597
‫مامانم ما رو می‌بُرد سرکارش

31
00:05:06,220 --> 00:05:10,143
‫کار خاصی نمی‌تونستیم بکنیم،
‫برای همینم «شبح» بازی می‌کردیم

32
00:05:14,690 --> 00:05:16,316
‫با مادرت صمیمی بودی؟

33
00:05:17,067 --> 00:05:18,068
‫بگی نگی

34
00:05:18,735 --> 00:05:20,696
کنار اومدن باهاش آسون نبود

35
00:05:21,780 --> 00:05:25,117
‫اختلال دوقطبی داشت و نمی‌دونست

36
00:05:26,201 --> 00:05:27,327
‫زیاد می‌بینیش؟

37
00:05:29,079 --> 00:05:31,206
‫آره، هنوز ساکن شهره

38
00:05:31,206 --> 00:05:33,458
‫وقت‌هایی که منتظر مامانم می‌موندم،

39
00:05:34,668 --> 00:05:37,337
‫با از غریبه‌ها پول خرد می‌گرفتم

40
00:05:37,921 --> 00:05:39,882
‫وقت‌هایی که شیمی‌درمانی می‌کرد؟

41
00:05:43,677 --> 00:05:47,306
حس خوبی ندارم
از اینکه خیلی من رو می‌شناسی

42
00:05:50,142 --> 00:05:54,062
من هم از اینکه چیزی راجع‌بهم نمی‌دونی
حس خوبی ندارم

43
00:05:57,191 --> 00:05:58,859
‫چرا پول خرد می‌گرفتی حالا؟

44
00:06:01,320 --> 00:06:04,198
‫یه وندینگ‌ماشین توی بیمارستان بود،

45
00:06:04,198 --> 00:06:08,368
‫یه آبنباتی داشت که
‫تا حالا تو هیچ مغازه‌ای ندیده بودم

46
00:06:08,368 --> 00:06:11,413
خیلی خوشمزه بود

47
00:06:12,080 --> 00:06:13,957
‫- مامانت اجازه نمی‌داد بخوری؟
‫- آره

48
00:06:13,957 --> 00:06:16,293
‫چرا، اجازه که می‌داد ولی فقط یه‌دونه

49
00:06:17,211 --> 00:06:19,046
‫اگه از غریبه‌ها پول خرد می‌گرفتم،

50
00:06:19,046 --> 00:06:21,507
‫می‌تونستم هرچقدر که می‌خوام بخورم و
‫اصلاً مامانم هم خبردار نمی‌شد

51
00:06:22,174 --> 00:06:23,342
‫چه باهوش

52
00:06:24,301 --> 00:06:25,385
‫آبنباته چی بود؟

53
00:06:25,385 --> 00:06:30,390
‫یه روکش زرد داشت که رنگین‌کمونی بود

54
00:06:31,558 --> 00:06:32,559
‫باترفینگر

55
00:06:32,559 --> 00:06:33,560
‫نه

56
00:06:33,560 --> 00:06:34,645
‫داتس؟

57
00:06:34,645 --> 00:06:35,646
‫نه، نه بابا

58
00:06:35,646 --> 00:06:37,147
‫بادوم‌زمینی ام‌اندامز؟

59
00:06:37,898 --> 00:06:42,402
‫نه. اونو که عاشقشم اما همیشه
نمی‌تونم بخورم ‫چون چارلی آلرژی داره

60
00:06:44,112 --> 00:06:45,989
‫- دِرس؟
‫- دِرس؟

61
00:06:47,157 --> 00:06:49,159
‫چی هست؟ اصلاً
همچین چیزی توی دنیام نداریم

62
00:06:53,497 --> 00:06:58,252
‫میگم قبل از اینکه جیسون‌تون وارد محفظه بشه،
‫دیگه کی اومده بود اینجا؟

63
00:06:59,461 --> 00:07:00,921
‫اسم‌ش بلر بود

64
00:07:01,588 --> 00:07:04,633
‫مهندس ارشد محفظه بود

65
00:07:06,051 --> 00:07:09,972
‫آره. همون روزی که محفظه راه افتاد
‫داوطلب شده بود،

66
00:07:11,431 --> 00:07:12,766
‫بعدش جیسون،

67
00:07:13,517 --> 00:07:18,146
‫بعدش هم دو نفری که از فراخوان
‫ناشناس‌مون درخواست داده بودن،

68
00:07:18,146 --> 00:07:20,232
‫سِلام و الکس

69
00:07:20,232 --> 00:07:21,859
صمیمی بودید؟

70
00:07:24,278 --> 00:07:25,279
‫آره

71
00:07:26,363 --> 00:07:27,447
‫خب،

72
00:07:28,740 --> 00:07:32,452
شاید اون‌ها تونستن
دنیای رویاهاشون رو پیدا کنن

73
00:07:38,166 --> 00:07:39,084
‫ث

74
00:07:42,004 --> 00:07:43,005
‫ت

75
00:08:05,777 --> 00:08:07,279
‫هی، بیدار شو

76
00:08:09,615 --> 00:08:10,991
‫دارو از سرمون پریده

77
00:08:11,825 --> 00:08:13,368
‫برگشتیم توی محفظه

78
00:08:19,208 --> 00:08:21,084
‫ولی این در دیگه از کجا پیداش شد؟

79
00:08:21,668 --> 00:08:24,129
‫یعنی دنیا خودش برامون تصمیم گرفته؟

80
00:08:25,422 --> 00:08:28,675
‫خب آره، توی راهرو که نباشیم
‫یعنی خبری از برهم‌نهی هم نیست

81
00:08:31,345 --> 00:08:34,722
پس گمونم چیزی که مهمه
اینه که خوب خوابیدی؟

82
00:08:36,517 --> 00:08:37,351
عمیق بود

83
00:08:37,351 --> 00:08:41,104
‫یادم نمیاد خواب دیدم یا نه،
‫ولی احساس بهتری دارم

84
00:08:42,147 --> 00:08:43,148
‫منم همینطور

85
00:08:46,068 --> 00:08:47,277
‫از گرسنگی ضعف کردم

86
00:08:48,946 --> 00:08:50,906
‫پس، بازش کنیم؟

87
00:08:52,115 --> 00:08:53,492
‫گمونم چاره‌ی دیگه نداریم

88
00:08:58,497 --> 00:08:59,790
‫صبر کن

89
00:09:23,856 --> 00:09:25,190
‫ریدم توش

90
00:09:28,402 --> 00:09:29,528
‫جیسون

91
00:09:31,196 --> 00:09:32,447
‫اینجا هیچکس نیست

92
00:09:34,491 --> 00:09:36,577
‫من هم خیلی گرسنمه

93
00:09:38,245 --> 00:09:39,663
‫بریم یه نگاهی بندازیم

94
00:09:40,914 --> 00:09:43,000
محض احتیاط ‫در رو باز بذار

95
00:09:59,975 --> 00:10:01,518
‫میرم یه نگاهی به آسانسور بندازم

96
00:10:12,529 --> 00:10:13,906
‫لعنتی

97
00:10:15,032 --> 00:10:18,118
‫- چیه؟
‫- درِ فروشگاه قفله

98
00:10:19,077 --> 00:10:21,038
‫آسانسور کار نمی‌کنه

99
00:10:21,788 --> 00:10:24,082
‫خب، چی بشه اینجا رو
‫اینطوری قرنطینه می‌کنید؟

100
00:10:24,082 --> 00:10:26,919
‫یه سری پروتکل‌ها
‫برای وضعیت‌های خاص داشتیم

101
00:10:26,919 --> 00:10:28,295
‫مثلاً چی؟

102
00:10:28,921 --> 00:10:31,340
‫اگه کسی از بیرون بخواد وارد بشه

103
00:10:32,716 --> 00:10:35,719
‫یا چیزی از توی محفظه بیاد بیرون

104
00:10:54,029 --> 00:10:54,988
‫آهای؟

105
00:11:11,129 --> 00:11:12,130
‫خدایا

106
00:11:18,345 --> 00:11:19,263
‫بریم

107
00:11:19,263 --> 00:11:20,180
‫بجنب

108
00:11:20,180 --> 00:11:21,265
‫لعنتی

109
00:11:24,351 --> 00:11:26,103
‫اصلاً دلم نمی‌خواد بدونم
‫اینجا چه اتفاقی افتاده

110
00:11:26,103 --> 00:11:27,396
‫حرف دلم رو زدی

111
00:11:29,022 --> 00:11:30,107
‫صبر کن

112
00:11:31,316 --> 00:11:32,401
‫صبر کن، وایسا

113
00:11:46,331 --> 00:11:48,834
‫با شمارش من بدو. سه، دو...

114
00:11:49,459 --> 00:11:52,921
‫تکون بخورید، شلیک می‌کنم.
‫دست‌ها بالا

115
00:11:57,134 --> 00:11:58,802
باورم نمیشه

116
00:12:04,057 --> 00:12:07,936
‫- بلر؟
‫- بلر؟

117
00:12:15,360 --> 00:12:16,612
‫وای، خدا...

118
00:12:21,700 --> 00:12:23,660
‫اومدید دنبالم

119
00:12:24,620 --> 00:12:25,621
‫آم...

120
00:12:26,788 --> 00:12:29,041
‫- پیچیده‌تر از این حرف‌هاست
‫- من...

121
00:12:31,627 --> 00:12:36,256
‫یعنی جیسونی که من می‌شناسم
‫تو رو از دنیای خودت دزدیده و

122
00:12:37,299 --> 00:12:40,552
‫آوردتت توی دنیای خودش تا زندگی اون
‫مال تو بشه و زندگی تو مال خودش؟

123
00:12:40,552 --> 00:12:42,513
‫ظاهراً اینطوریه

124
00:12:45,390 --> 00:12:47,392
‫کلاً بخاطر همین موضوع
‫این محفظه رو ساخته یعنی؟

125
00:12:47,392 --> 00:12:50,062
‫که بتونه برگرده پیش
نسخه‌ی خاصی از دنیلا؟

126
00:12:50,062 --> 00:12:51,021
خدا می‌دونه

127
00:12:52,898 --> 00:12:54,775
‫صبر کن ببینم، تو بلر رو از کجا می‌شناسی؟

128
00:12:54,775 --> 00:12:58,695
‫خب، توی دنیای من؛
‫بلر، یعنی تو، یکی از دوست‌های خانممی

129
00:12:58,695 --> 00:13:00,447
‫ولی اصلاً با هم همکار نیستیم

130
00:13:00,447 --> 00:13:03,700
‫- شغلم چیه؟
‫- خب، وکیل محیط زیستی

131
00:13:06,828 --> 00:13:08,205
‫چیه، چرا تعجب کردی؟

132
00:13:09,289 --> 00:13:11,542
بعد از کالج برای
‫دانشکده‌ی حقوق درخواست دادم

133
00:13:12,334 --> 00:13:15,254
‫بعد اون جایی که می‌خواستم برم،
‫گذاشتنم توی لیست انتظار و

134
00:13:15,254 --> 00:13:17,256
‫بخاطر همین به جاش رفتم مهندسی خوندم

135
00:13:29,852 --> 00:13:30,978
‫اینجا سَر می‌کنم

136
00:13:49,246 --> 00:13:50,622
‫- گرسنه‌اید؟
‫- خیلی

137
00:13:50,622 --> 00:13:52,457
‫- آره
‫- خیلی‌خب

138
00:13:56,461 --> 00:13:57,880
‫چجوری پیدام کردید؟

139
00:13:59,339 --> 00:14:00,757
‫مطمئن نیستم

140
00:14:05,512 --> 00:14:07,222
‫توی محفظه اومدی توی ذهنم

141
00:14:07,222 --> 00:14:09,183
‫خب، مِنوی امشب‌مون...

142
00:14:09,183 --> 00:14:10,976
‫بهش دست نزن. دست نزنی. لطفاً...

143
00:14:11,643 --> 00:14:12,644
‫شرمنده

144
00:14:14,313 --> 00:14:19,943
‫مرغ و دامپلینگ داریم با
‫لازانیا و سس با چیلی مک

145
00:14:19,943 --> 00:14:22,362
‫- مرغ و دامپلینگ
‫- مرغ و دامپلینگ

146
00:14:30,037 --> 00:14:31,705
‫چند وقته که اینجا زندگی می‌کنی؟

147
00:14:32,497 --> 00:14:33,498
‫سه ماه

148
00:14:34,416 --> 00:14:35,959
‫چه اتفاقی افتاد؟

149
00:14:37,586 --> 00:14:40,839
‫وقتی که رسیدم همین وضعی بود،
‫فقط برق نداشت

150
00:14:41,423 --> 00:14:46,053
‫ولی تونستم برق اضطراری رو راه بندازم

151
00:14:46,053 --> 00:14:48,180
‫بعدش وارد سیستم شدم و

152
00:14:48,180 --> 00:14:50,641
‫اینو پیداش کردم

153
00:14:57,606 --> 00:14:59,024
‫مال یک سال پیشـه

154
00:15:00,609 --> 00:15:01,693
‫خودتی

155
00:15:03,529 --> 00:15:04,780
‫یه نسخه‌ی دیگه از منه

156
00:15:17,000 --> 00:15:19,044
‫اون‌ها دیگه چه کوفتی‌ان؟

157
00:15:19,044 --> 00:15:22,130
‫همین‌ها کل این دنیا رو گرفتن،

158
00:15:23,257 --> 00:15:25,676
‫همین چیزهایی که اون یکی نسخه‌م
‫کشوندتشون اینجا

159
00:15:34,017 --> 00:15:35,561
‫برگ‌هام

160
00:15:38,438 --> 00:15:39,523
‫چی هست؟

161
00:15:39,523 --> 00:15:41,567
‫یعنی چی که کل دنیا رو گرفتن؟

162
00:15:42,067 --> 00:15:43,902
‫خیلی سریع تکثیر میشن

163
00:15:45,279 --> 00:15:46,655
‫پس بیرون از اینجا رفتی

164
00:15:47,406 --> 00:15:48,407
‫چیزی واسه خوردن باید پیدا کنم

165
00:15:49,783 --> 00:15:51,743
چند تا لباس با
‫لباس محافظ می‌پوشم و

166
00:15:51,743 --> 00:15:53,787
‫تا حالا تونستم از گله‌شون دوری کنم

167
00:15:56,373 --> 00:15:58,458
‫حمله کنن همه‌چیز رو نابود می‌کنن،

168
00:15:59,126 --> 00:16:01,295
‫بخاطر همین هم اون بیرون
‫چیز زنده راحت پیدا نمیشه

169
00:16:02,796 --> 00:16:04,965
‫ببخشید ها ولی داری چه غلطی می‌کنی،
‫چرا موندی اینجا؟

170
00:16:04,965 --> 00:16:07,885
‫اینجا ولاسیتیـه دیگه.
‫حتماً آمپول اضافه هست

171
00:16:07,885 --> 00:16:10,762
‫خب، هرکسی که از حمله‌ی اول‌شون
‫جون سالم به در برده همه رو برداشته و رفته

172
00:16:10,762 --> 00:16:13,015
‫- ما آمپول داریم
‫- خودم دارم

173
00:16:14,349 --> 00:16:15,684
‫مجبور نیستی این وضعی اینجا...

174
00:16:15,684 --> 00:16:18,604
‫نه، تا آمادگی نداشته باشم
‫پام رو توی اون محفظه‌ی کوفتی نمی‌ذارم!

175
00:16:21,899 --> 00:16:22,983
‫خب؟

176
00:16:22,983 --> 00:16:25,068
‫- باشه
‫- خب؟

177
00:16:25,819 --> 00:16:26,820
‫خیلی‌خب

178
00:16:29,448 --> 00:16:31,992
‫خب، عجیب‌وغریب‌ترین دنیایی
‫که بهش برخوردی، چی بوده؟

179
00:16:32,826 --> 00:16:37,289
‫یکی از درها به
‫خشکسالی مطلق ختم می‌شد

180
00:16:37,289 --> 00:16:39,750
‫پُر از خاک و خل و گرمای جهنمی

181
00:16:39,750 --> 00:16:42,586
‫دریاچه‌ی میشیگان رسماً شده بود کویر

182
00:16:43,337 --> 00:16:45,047
‫ملت از هم پاشیده بودن و
‫دسته دسته شده بودن

183
00:16:45,047 --> 00:16:48,592
‫گروه گروه با کامیون و
‫موتور جابه‌جا می‌شدن،

184
00:16:48,592 --> 00:16:50,344
‫همه به جون هم افتاده بودن.
‫اصلاً یه وضع عجیبی بود

185
00:16:50,344 --> 00:16:51,929
‫- خدایا
‫- آره

186
00:16:53,013 --> 00:16:54,973
‫درست مثل فیلمنامه‌ی «مکس دیوانه»

187
00:16:57,559 --> 00:17:00,229
‫- مکس دیوانه دیگه. همون فیلمه
‫- چی میگی؟

188
00:17:00,896 --> 00:17:02,231
‫یعنی توی دنیای تو
‫فیلمی به اسم مکس دیوانه وجود نداره؟

189
00:17:02,856 --> 00:17:03,732
‫نوچ

190
00:17:05,943 --> 00:17:06,944
‫جنگجوی جاده؟

191
00:17:06,944 --> 00:17:09,363
‫- در آن‌ سوی تاندردوم؟ تینا ترنر؟
‫- تینا ترنر؟

192
00:17:09,363 --> 00:17:10,531
‫- آره
‫- همون خوانندهه؟

193
00:17:10,531 --> 00:17:12,324
‫چی، توی دنیای شما بازیگره؟

194
00:17:12,950 --> 00:17:14,284
‫بیخیال

195
00:17:16,369 --> 00:17:17,996
‫- اصلاً بامزه نیست
‫- حال میده سربه‌سرت میذارم

196
00:17:19,623 --> 00:17:20,624
‫حالا خداوکیلی...

197
00:17:21,290 --> 00:17:23,210
‫پول من به چه دردت می‌خوره؟

198
00:17:25,087 --> 00:17:28,549
‫بیخیال، خودت یه دودوتا چهارتا کن.
‫کلیدِ جهان‌های چندگانه تو مشتته

199
00:17:28,549 --> 00:17:30,509
‫می‌تونی توی جهان‌های موازی جولون بدی و
با سرقت بانک عشق و حال کنی

200
00:17:30,509 --> 00:17:33,178
‫نه. ارز با شماره سریال ردیابی میشه

201
00:17:33,178 --> 00:17:35,389
‫توی هر دنیایی با همدیگه فرق دارن

202
00:17:35,389 --> 00:17:39,351
‫پول کَلون با خودت ببری،
‫ممکنه تقلبی محسوب بشن

203
00:17:39,351 --> 00:17:41,144
‫عه، چه کسل‌کننده

204
00:17:41,144 --> 00:17:44,106
‫گوش بده، باید خیلی مراقب باشی

205
00:17:44,106 --> 00:17:48,318
اونجا باید سنجیده تصمیم بگیری

206
00:17:49,278 --> 00:17:51,196
‫ممکنه هیچوقت نتونی برگردی اینجا

207
00:17:53,282 --> 00:17:55,242
‫مطمئنی که می‌خوایش؟

208
00:17:55,242 --> 00:17:56,368
‫آره

209
00:17:58,662 --> 00:18:00,163
‫صد در صد

210
00:18:18,515 --> 00:18:22,227
‫بچه که بودم، یه بازی کامپیوتری بود
‫که نمی‌تونستم برنده بشم...

211
00:18:23,645 --> 00:18:25,105
‫بخاطر همین تقلب می‌کردم

212
00:18:26,940 --> 00:18:28,650
‫ببین اولش باحاله ها، خب؟

213
00:18:28,650 --> 00:18:30,652
‫بعد تند تند همه‌ی مرحله‌ها رو می‌رفتم

214
00:18:32,946 --> 00:18:36,825
‫بعد تهِ بازی، حوصله‌م سر می‌رفت
‫که از همون اول معلوم بود

215
00:18:41,163 --> 00:18:43,707
‫تا جایی‌که یادمه
‫زندگیم همین‌طوری بوده

216
00:18:44,416 --> 00:18:49,004
‫با پول، پارتی‌بازی و آشنا ماشنا
‫هرچی خواستم رو بدست آوردم

217
00:18:49,880 --> 00:18:52,925
‫اما این محفظه حوصله‌سربر نیست، جی

218
00:18:52,925 --> 00:18:56,178
‫شک ندارم هم که نمی‌شه توش تقلب کرد و
‫الان می‌فهممش

219
00:18:57,095 --> 00:18:58,805
‫- پس بزن بریم
‫- هی، وایسا

220
00:18:59,973 --> 00:19:01,558
‫الان چه احساسی داری؟

221
00:19:02,601 --> 00:19:04,770
‫همین الان؟ هیجان دارم

222
00:19:05,854 --> 00:19:08,232
‫یادت نره، توی محفظه که رفتیم

223
00:19:08,232 --> 00:19:12,402
‫حتماً باید روراست باشی،
‫علی‌الخصوص با خودت

224
00:19:15,531 --> 00:19:16,740
‫یکمی ترس برم داشته

225
00:19:18,075 --> 00:19:18,909
‫اشکالی نداره

226
00:19:21,745 --> 00:19:23,330
‫اگه نمی‌ترسیدی جای تعجب داشت

227
00:19:42,766 --> 00:19:44,017
‫ازت ممنونم

228
00:19:49,064 --> 00:19:51,608
‫هنوز هم نمی‌فهمم
‫چرا رفتی توی محفظه

229
00:19:53,402 --> 00:19:56,238
‫برای اینکه این جیسون رو نجات بدم.
‫لیتون می‌کشتش

230
00:19:56,238 --> 00:19:58,115
‫خب مقصدت کجاست؟

231
00:19:58,115 --> 00:20:01,535
‫حالا بر فرض مثال دنیاشم پیدا کرد،
‫می‌خوای اونجا بمونی؟

232
00:20:02,411 --> 00:20:05,497
‫اصلاً بهش فکر نکردم.
‫صرفاً... سعی دارم که زنده بمونم

233
00:20:05,497 --> 00:20:09,585
‫احتمالاً یه نسخه از خودت اونجا هست و
جیسون هم زن و بچه داره

234
00:20:10,752 --> 00:20:12,754
‫گوش کن، شاید خودت فهمیده باشی

235
00:20:12,754 --> 00:20:15,841
‫ولی الان دیگه فقط آلاخون والاخون نیستی،
‫بلکه آواره‌ای

236
00:20:17,217 --> 00:20:21,555
‫هرچی بیشتر توی اون محفظه‌ی وامونده بمونی،
‫از این دنیا به اون دنیا بکنی

237
00:20:21,555 --> 00:20:24,099
زودتر از بین میری

238
00:20:24,683 --> 00:20:27,728
‫بخاطر همین هم هست که من اینجام،
‫چون داشتم از بین می‌رفتم

239
00:20:29,980 --> 00:20:34,484
‫می‌دونم حس می‌کنی تازه وارد این جریانات شدی
‫اما زمان اصلاً وفا نداره

240
00:20:34,484 --> 00:20:38,113
‫کم‌کم باید تصمیم بگیری که
‫می‌خوای سر از کدوم دنیا دربیاری

241
00:20:39,406 --> 00:20:43,452
‫باید کاری بکنی که به صلاح خودته، نه اون

242
00:20:54,087 --> 00:20:56,340
‫شرمنده بهتر آماده‌ات نکردم

243
00:20:58,759 --> 00:21:00,385
‫خودم خواستم که وارد محفظه شم

244
00:21:00,886 --> 00:21:02,304
‫تصمیم خودم بود

245
00:21:03,305 --> 00:21:05,182
‫به‌خاطر توئـه که همین‌قدر هم سرپا موندم

246
00:21:05,182 --> 00:21:09,811
‫پس انقدر خودت رو سرزنش نکن

247
00:21:16,443 --> 00:21:18,237
‫همراهمون بیا

248
00:21:18,237 --> 00:21:20,989
‫ممکنه آخرین نفراتی باشیم که می‌بینی

249
00:21:20,989 --> 00:21:22,241
‫نه

250
00:21:23,867 --> 00:21:24,952
‫من مشکلی ندارم

251
00:21:26,578 --> 00:21:27,621
مشکلی برام پیش نمیاد

252
00:22:13,250 --> 00:22:14,251
‫آماده‌ای؟

253
00:22:27,139 --> 00:22:29,641
‫- هی، وای
‫- حالا...

254
00:22:30,809 --> 00:22:34,313
‫می‌تونی درها رو وا کنی و
‫وارد دنیاهای مختلف بشی

255
00:22:34,313 --> 00:22:35,939
‫هر دنیایی که تصور کنم؟

256
00:22:36,523 --> 00:22:40,819
‫نه دیگه، به کل وسعت چندجهانی
‫دسترسی نداریم

257
00:22:41,653 --> 00:22:42,654
آها

258
00:22:43,322 --> 00:22:45,407
‫خیلی‌خب، پس دنیاهایی که...

259
00:22:45,407 --> 00:22:47,993
‫یه‌جورایی همسایه‌ی دنیاهامونن

260
00:22:48,994 --> 00:22:52,581
‫دنیاهایی که توی گذشته
توی یه برهه‌ای از زمان از همدیگه جدا شدن

261
00:22:53,332 --> 00:22:59,004
‫بغل دست دنیاهای خودمونن و
‫ما داخلش زندگی می‌کنیم یا قبلاً بودیم

262
00:23:00,047 --> 00:23:03,050
‫- خیلی‌خب، یعنی دنیاهایی که توشون متولد شدیم
‫- دقیقاً

263
00:23:03,592 --> 00:23:07,054
‫صبر کن. اگه وقتی خارج از محفظه‌ بودم و
‫تأثیر دارو پرید چی؟

264
00:23:07,638 --> 00:23:09,681
برگردی می‌بینی سرجاش هست

265
00:23:17,314 --> 00:23:21,902
‫پس یعنی چندجهانی توی مشتته

266
00:23:22,903 --> 00:23:24,321
‫دلت می‌خواد چی ببینی؟

267
00:23:33,622 --> 00:23:36,041
‫هی، یه چیزی دارم برای تو

268
00:23:36,959 --> 00:23:39,378
‫کل تجربیاتم از سفرهام توی محفظه‌های
‫مختلف رو یادداشت کردم

269
00:23:40,796 --> 00:23:43,799
‫قطعاً بهتون قوت قلب نمیده
‫اما شاید به دردتون خورد

270
00:23:44,842 --> 00:23:47,719
‫اگه آمپول‌هام زیاد بودن،
‫حتماً چندتاش رو بهتون می‌دادم

271
00:23:51,265 --> 00:23:52,933
‫مطمئنی نمیای؟

272
00:23:53,934 --> 00:23:55,435
‫هروقت آمادگی داشته باشم میرم

273
00:24:01,608 --> 00:24:03,068
‫مراقب خودت باش

274
00:24:13,745 --> 00:24:17,124
‫می‌دونم انگار برای رفتن به دنیای
‫مورد نظرت، فقط باید تصورش کنی و

275
00:24:17,124 --> 00:24:20,085
‫باهاش ارتباط بگیری
‫اما اونقدرهام ساده نیست

276
00:24:21,795 --> 00:24:23,630
‫این وسط هرچیزی تأثیر میذاره

277
00:24:24,298 --> 00:24:28,677
‫چه ترس باشه چه افکار پرت‌وپلا،
‫یا حتی امیال ناخودآگاه

278
00:24:30,929 --> 00:24:33,098
‫با همه‌ی تمریناتی که داشتم،
‫هیچوقت نتونستم کنترلش کنم

279
00:25:00,250 --> 00:25:01,293
‫روبه‌راهی؟

280
00:25:04,171 --> 00:25:06,173
‫زندگی‌ش نابود شده

281
00:25:08,634 --> 00:25:10,594
‫زندگی تو نابود شده

282
00:25:11,345 --> 00:25:12,763
‫همچنین بقیه‌ی داوطلب‌ها

283
00:25:17,893 --> 00:25:19,728
جیسون ‫راه برگشت رو بلد بود

284
00:25:20,604 --> 00:25:24,274
‫می‌تونست بهمون کمک کنه
‫دیگه داوطلبی برای محفظه نگیریم

285
00:25:24,942 --> 00:25:27,069
‫می‌تونست کمک کنه...

286
00:25:28,070 --> 00:25:29,488
‫خیلی دردناکه

287
00:25:32,991 --> 00:25:34,117
‫متأسفم

288
00:25:39,498 --> 00:25:42,543
‫نمی‌تونم هضم کنم چطوری
جیسونِ من همچین آدمی شده

289
00:25:48,006 --> 00:25:49,424
ولی تو تغییری نکردی

290
00:25:58,308 --> 00:26:00,394
‫مطمئنی آماده‌ای؟

291
00:26:00,394 --> 00:26:02,145
‫فقط دلم می‌خواد برم

292
00:26:05,899 --> 00:26:08,443
‫گمونم بدونم چطوری همچین آدمی شده

293
00:26:10,654 --> 00:26:15,409
‫اون‌موقع که دنیلا خبر حاملگی‌ش رو بهم داد،
‫یکمی مردد بود

294
00:26:16,159 --> 00:26:19,162
‫یعنی می‌دونست دلش می‌خواد
‫که بچه داشته باشه ها،

295
00:26:19,162 --> 00:26:22,833
‫اما از سمت من مطمئن نبود

296
00:26:22,833 --> 00:26:26,044
‫از اینکه با منی زندگی بسازه که
‫همیشه پیشش نیست

297
00:26:30,716 --> 00:26:35,512
‫به این فکر کنم که
‫برای بچه‌دار شدن با اون...

298
00:26:35,512 --> 00:26:37,306
‫می‌تونم قید همه‌چیز رو بزنم؟

299
00:26:38,765 --> 00:26:43,854
‫کلِ شب ذهنم درگیر همین بود،
‫و قسم می‌خورم که هر دو مسیر رو دیدم

300
00:26:46,481 --> 00:26:47,941
‫و آخرسر رفتم پیشش

301
00:26:47,941 --> 00:26:51,695
‫و قانعش کردم
‫که لایق خودش و اون بچه هستم

302
00:26:53,864 --> 00:26:56,532
‫و فکر می‌کنم
‫اگه اون کار رو نکرده بودم،

303
00:26:58,368 --> 00:27:02,748
‫اگه به‌خاطر یه نظریه‌ی علمی
‫قید عشق زندگیم رو زده بودم،

304
00:27:02,748 --> 00:27:06,543
‫هر کاری می‌کردم تا ثابت کنم حق با منه

305
00:27:06,543 --> 00:27:11,840
‫و من تصمیم درستی گرفتم

306
00:27:13,467 --> 00:27:15,525
‫و اون یکی جیسون راه دیگه رو انتخاب کرد

307
00:27:15,802 --> 00:27:16,803
‫آره

308
00:27:18,347 --> 00:27:22,684
‫و شاید فکر کرد
‫این معامله ارزشش رو نداره

309
00:27:27,397 --> 00:27:28,398
‫متأسفم

310
00:27:30,984 --> 00:27:31,944
‫اشکالی نداره

311
00:27:33,737 --> 00:27:35,948
‫بهم کمک می‌کنـه بهتر متوجـه شم

312
00:27:41,495 --> 00:27:42,788
‫فهمیدی منظورم چیـه؟

313
00:27:42,788 --> 00:27:47,626
‫کلید اصلی اینه که افکار
‫و ضمیر ناخودآگاهت رو باهم هم‌سو کنی

314
00:27:50,128 --> 00:27:52,214
‫بیا بریم

315
00:27:54,800 --> 00:27:56,381
‫بیا یه‌بار دیگه امتحان کنیم

316
00:27:56,406 --> 00:27:58,654
‫یه ایده واسه یه دنیای جدید
‫دارم که می‌خوام ببینمش

317
00:27:58,679 --> 00:28:01,765
‫فقط پنج دقیقه از این دوزِ دارویی
‫که استفاده کردیم باقی مونده

318
00:28:01,765 --> 00:28:03,433
‫اونقدر زمان نمی‌خوام، آماده‌ام

319
00:28:03,433 --> 00:28:06,770
‫همچنان باید خودمون رو به جهان‌مون برگردونم

320
00:28:06,770 --> 00:28:08,272
‫ولی باز هم دارو داری، مگه نه؟

321
00:28:08,272 --> 00:28:09,731
‫آره، یه ۱۲تایی دارم

322
00:28:09,731 --> 00:28:12,192
‫ولی یه جلسه‌ی تمرینی دیگه باید ببرمت

323
00:28:12,860 --> 00:28:14,820
‫بعدش ۱۰تا دارو رو بهت میدم

324
00:28:14,820 --> 00:28:16,737
‫ولی باز هم می‌تونی بسازی، نه؟

325
00:28:17,197 --> 00:28:19,449
‫روی کاغذ، آره. می‌تونم

326
00:28:19,449 --> 00:28:21,493
‫ولی خب، من که شیمیدان نیستم

327
00:28:21,493 --> 00:28:25,038
‫پروسه‌ی پرهزینه و زمان‌بریه

328
00:28:25,038 --> 00:28:26,123
‫خیلی‌خب، گوش کن

329
00:28:26,123 --> 00:28:28,667
‫رُک و راست حرفم رو می‌زنم، خب؟

330
00:28:28,667 --> 00:28:30,335
‫وقتی تمرین‌مون تموم شد،

331
00:28:30,335 --> 00:28:33,589
‫بابت هر آمپول دارویی که بهم بدی
‫بهت یک میلیون دلار میدم

332
00:28:35,591 --> 00:28:37,426
‫بهش فکر کن، خب؟

333
00:28:42,300 --> 00:28:44,300
بی سی موویز

334
00:28:54,776 --> 00:28:57,237
‫می‌شه اون دفترچه رو بهم بدی؟

335
00:28:59,489 --> 00:29:01,200
‫داشتم به حرفی که بلر زد فکر می‌کردم

336
00:29:01,200 --> 00:29:05,370
‫راجع‌به اینکه چقدر واسه کنترل محفظه
‫ذهنت باید متمرکز باشه

337
00:29:06,455 --> 00:29:09,374
‫داشتم به این فکر می‌کردم که چطور
‫توجه دانش‌آموزهام رو جلب می‌کردم

338
00:29:10,375 --> 00:29:12,920
‫وقتی چیزی رو بنویسی،
‫تقریباً محاله که...

339
00:29:12,920 --> 00:29:14,880
‫تمام توجه‌ت رو بهش ندی

340
00:29:15,547 --> 00:29:18,258
‫نمی‌تونی چیزی بنویسی
‫و به چیزِ دیگه‌ای فکر کنی

341
00:29:18,953 --> 00:29:20,367
‫کار هوشمندانه‌ایه

342
00:29:20,552 --> 00:29:23,889
‫پس جای فکر به جهان‌هایی که می‌خوای بری،

343
00:29:23,889 --> 00:29:26,210
‫- اون‌ها رو می‌نویسی.
‫- آره.

344
00:30:12,938 --> 00:30:14,273
‫فکر کنم موفق شدیم

345
00:30:14,815 --> 00:30:16,108
‫واقعاً؟

346
00:30:16,108 --> 00:30:18,110
‫فکر کنم واقعاً موفق شدیم

347
00:30:19,319 --> 00:30:20,404
‫من...

348
00:30:21,405 --> 00:30:27,244
‫فکر کنم اینجا همون جاییه که
‫جیسون شبی که منو دزدید آورد

349
00:30:29,162 --> 00:30:32,438
‫اینجا تاریک بود،
‫منم تحت‌تأثیر دارو بودم، ولی...

350
00:30:32,463 --> 00:30:35,758
‫نه، اینجا بودم!

351
00:30:39,131 --> 00:30:42,551
‫اونجا! اونجا!

352
00:30:43,093 --> 00:30:47,181
‫وقتی داشتم از هوش می‌رفتم،
‫همون‌جا نشستم

353
00:30:48,765 --> 00:30:50,216
‫اون ازم پرسیدم که...

354
00:30:51,935 --> 00:30:54,229
‫از زندگیم راضی هستم یا نه.

355
00:30:55,189 --> 00:30:57,038
‫مطمئنی خودشه؟

356
00:31:00,611 --> 00:31:02,202
‫این دنیای خودمه

357
00:31:04,781 --> 00:31:06,617
‫بیا بریم

358
00:31:49,451 --> 00:31:50,744
‫بیا برگردیم

359
00:31:53,539 --> 00:31:55,330
‫باید خانواده‌مو ببینم

360
00:31:56,887 --> 00:31:59,136
‫اگه دنیایی که محفظه
‫ما رو سمتش می‌بره رو بررسی نکنیم،

361
00:31:59,161 --> 00:32:01,456
‫چطور می‌تونم خودش رو کنترل کنیم؟

362
00:32:01,839 --> 00:32:03,172
‫خیلی‌خب

363
00:32:15,075 --> 00:32:16,549
‫هی!

364
00:32:18,935 --> 00:32:20,255
‫یه ماشین پیدا کردم

365
00:32:35,622 --> 00:32:36,832
‫از این دنیا خوشم نمیاد

366
00:32:38,792 --> 00:32:40,627
‫یه جای کار می‌لینگـه

367
00:33:11,950 --> 00:33:13,372
‫لطفاً زود برگرد

368
00:33:38,101 --> 00:33:39,359
‫دنیلا؟

369
00:33:41,230 --> 00:33:42,590
‫جیسون

370
00:33:44,650 --> 00:33:46,129
‫چی شده؟

371
00:33:46,985 --> 00:33:48,362
‫اومدن بردنت

372
00:33:49,905 --> 00:33:51,589
‫بهم گفتن می‌میری

373
00:33:54,326 --> 00:33:55,786
‫نمی‌خوام بیماریم رو بهت منتقل کنم

374
00:34:10,384 --> 00:34:11,927
‫چارلی کجاست؟

375
00:34:16,431 --> 00:34:18,183
‫هنوز توی اتاقشـه

376
00:34:19,653 --> 00:34:22,113
‫کسی نیومده اونو ببره

377
00:34:24,648 --> 00:34:25,649
‫جیسون!

378
00:34:28,610 --> 00:34:29,485
‫من...

379
00:34:32,906 --> 00:34:33,907
‫هی!

380
00:34:36,534 --> 00:34:38,095
‫بیرون چیکار می‌کنین؟

381
00:34:39,930 --> 00:34:42,306
‫همسرم داخلـه، حالش وخیمـه

382
00:34:42,331 --> 00:34:44,126
‫پسرم فوت کرده

383
00:34:44,556 --> 00:34:46,877
‫رنگ رو درست تشخیص دادی

384
00:34:46,902 --> 00:34:48,797
‫یکی به زودی میاد کمک‌تون می‌کنـه

385
00:34:48,797 --> 00:34:50,213
‫- نه، نه...
‫- نه، برگرد عقب!

386
00:34:50,238 --> 00:34:51,529
‫- همین الان باید بهش کمک کنین
‫- برگرد عقب!

387
00:34:51,554 --> 00:34:53,217
‫- چیزی نیست
‫- برگرد عقب

388
00:34:53,217 --> 00:34:55,179
‫من دکتر اسپیرنگرم. می‌تونم ببینمش؟

389
00:34:55,179 --> 00:34:56,597
‫آره، پایین پله‌ها، داخل

390
00:34:56,597 --> 00:34:58,348
‫- جی، ازشون تست بگیر
‫- ممنون

391
00:34:58,348 --> 00:34:59,479
‫سلام، من دکتر کوئلم

392
00:34:59,504 --> 00:35:01,015
‫یه تست تشخیص فوری بیماری ازتون می‌گیرم

393
00:35:01,040 --> 00:35:02,411
‫مچ‌تون رو بدین به من

394
00:35:07,566 --> 00:35:09,193
‫- منفیـه
‫- واسه کدوم بیماری؟

395
00:35:09,776 --> 00:35:11,111
‫- مچت رو بده
‫- هی، جدی می‌گم

396
00:35:11,111 --> 00:35:13,655
‫- همین‌جا بمون، وایسا!
‫- اون...

397
00:35:14,489 --> 00:35:15,991
‫جواب تست شما هم منفیـه

398
00:35:18,368 --> 00:35:20,370
‫دکتر، می‌تونی به بیمارستان ببریش؟

399
00:35:20,370 --> 00:35:23,665
‫الان چند هفته‌ست که تمام بیمارستان‌ها
‫و مراکز قرنطینه هفته‌هاست پُر شدن

400
00:35:23,665 --> 00:35:26,418
‫و الان دیگه اهمیتی نداره.
‫وقتی چشمت خون‌ریزی کنه، کارِت تمومه

401
00:35:26,418 --> 00:35:28,629
‫شما رو نمی‌دونم، ولی من
‫ترجیح میدم توی خونه‌ی خودم بمیرم

402
00:35:28,629 --> 00:35:31,048
‫تا روی تختِ چادرهای سازمان مدیریت بحران

403
00:35:31,048 --> 00:35:34,009
‫بالاخره یه کاری باید
‫از دست‌تون بربیاد، خواهش می‌کنم

404
00:35:35,093 --> 00:35:37,450
‫برو براش چندتا تزریق‌گر خودکار بیار

405
00:35:37,637 --> 00:35:39,582
‫کاری که گفتم رو بکن، جی

406
00:35:39,848 --> 00:35:42,689
‫ویروس هوابرد نیست.
‫از طریق مایعات بدن منتقل می‌شه

407
00:35:42,714 --> 00:35:44,026
‫بهش دست نزن!

408
00:35:44,051 --> 00:35:45,678
‫تا شب کارش تمومـه

409
00:35:47,314 --> 00:35:48,628
‫این چیه؟

410
00:35:48,716 --> 00:35:50,042
‫مورفینـه

411
00:35:50,067 --> 00:35:52,569
‫اگه هر ۵تا رو همزمان
‫تزریق کنی بدون درد می‌میره

412
00:35:52,569 --> 00:35:55,072
‫منتظر چی هستی؟
‫هشت ساعتِ آینده وحشتناکـه

413
00:35:55,072 --> 00:35:56,269
‫روشن کن بریم

414
00:36:07,960 --> 00:36:09,044
‫جیسون

415
00:36:10,128 --> 00:36:13,340
‫من باید... اون همسرمـه

416
00:36:13,966 --> 00:36:17,010
‫- اون همسرمـه
‫- ولی توی این دنیا نیست!

417
00:36:19,096 --> 00:36:21,151
‫اگه هر بیماری‌ای که
‫مبتلا شده رو به تو منتقل کنـه،

418
00:36:21,176 --> 00:36:24,418
‫دیگه هرگز همسر واقعی خودت رو نمی‌بینی

419
00:36:26,478 --> 00:36:28,201
‫این دنیای تو نیست

420
00:36:29,106 --> 00:36:30,749
‫تو متعلق به این دنیا نیستی

421
00:36:31,775 --> 00:36:32,818
‫آره

422
00:36:40,534 --> 00:36:41,535
‫لعنتی

423
00:36:47,551 --> 00:36:49,243
‫منو نمی‌برن؟

424
00:36:52,713 --> 00:36:54,006
‫نه

425
00:37:07,811 --> 00:37:09,229
‫این‌ها رو بهم دادن

426
00:37:13,083 --> 00:37:14,584
‫تا بهم کمک کنی؟

427
00:37:15,485 --> 00:37:16,862
‫تا دیگه درد نکشی

428
00:37:28,165 --> 00:37:29,208
‫باشه

429
00:37:41,803 --> 00:37:44,153
‫ولی خیلی دلم برات تنگ شده بود

430
00:37:49,269 --> 00:37:50,879
‫منم دلم برات تنگ شده بود

431
00:37:53,106 --> 00:37:54,274
‫ولی الان دیگه اینجام

432
00:38:19,049 --> 00:38:21,802
‫اون... اون روز رو یادتـه؟

433
00:38:22,419 --> 00:38:23,854
‫پارک ملی یلواستون

434
00:38:31,493 --> 00:38:33,596
‫همون‌جا غذا خوردیم

435
00:38:33,815 --> 00:38:36,916
‫چارلی بوفالو برگر خورد

436
00:38:39,444 --> 00:38:41,600
‫الکی می‌گفت خوشمزه‌ست

437
00:38:44,187 --> 00:38:45,551
‫و...

438
00:38:46,952 --> 00:38:51,116
‫میزمون یه نمایی داشت

439
00:38:51,623 --> 00:38:52,749
‫کوه‌ها

440
00:38:53,667 --> 00:38:56,003
‫و خورشیدی که پشت‌شون غروب می‌کرد

441
00:38:56,003 --> 00:39:00,632
‫و بعدش، بیرون رفتیم

442
00:39:01,258 --> 00:39:02,843
‫تمام ستاره‌ها

443
00:39:06,597 --> 00:39:08,515
‫اون روز بی‌نظیر بود

444
00:39:16,356 --> 00:39:17,830
‫همه‌شون بی‌نظیر بودن

445
00:39:20,751 --> 00:39:22,136
‫تمام اون روزها...

446
00:41:15,225 --> 00:41:16,810
‫کل بدنم درد می‌کنـه

447
00:41:18,437 --> 00:41:22,524
‫حداقل یه خبر خوب داریم،
‫جواب تست منفیـه

448
00:41:26,612 --> 00:41:27,905
‫حالت خوبه؟

449
00:41:32,117 --> 00:41:33,577
‫فکرش از سرم بیرون نمی‌ره

450
00:41:34,995 --> 00:41:36,788
‫جسد چارلی توی اتاقش

451
00:41:42,002 --> 00:41:43,045
‫ببین

452
00:41:44,338 --> 00:41:48,383
‫می‌دونم که سختـه،
‫ولی سؤالی که باید بهش فکر کنی،

453
00:41:48,383 --> 00:41:53,597
‫جفت‌مون باید بهش فکر کنیم
‫اینه که چرا ما رو به اون دنیا بردی؟

454
00:41:57,351 --> 00:42:01,188
‫من فقط نوشتم: «خانواده‌مو می‌خوام»

455
00:42:01,188 --> 00:42:03,565
‫ولی اون بارِ عاطفی رو موقع
‫رفتن به اون دنیا با خودت بردی

456
00:42:03,565 --> 00:42:08,097
‫عمیق‌ترین ترس‌های خودت رو بردی.
‫نه تنها ترسِ از دست دادن خانواده‌ات،

457
00:42:08,278 --> 00:42:10,824
‫بلکه ترسِ اینکه
‫یه بیماری اون‌ها رو بکشـه

458
00:42:10,849 --> 00:42:13,521
‫همون جوری که مادرت فوت کرد

459
00:42:14,868 --> 00:42:17,996
‫همین دیروز داشتیم
‫راجع‌بهش حرف می‌زدیم، یادتـه؟

460
00:42:18,480 --> 00:42:21,817
‫ولی چرا باید دنبال چنین دنیایی باشم؟

461
00:42:21,842 --> 00:42:27,014
‫به‌نظرت چرا مردم با کسایی ازدواج می‌کنن
‫که شبیه مادرِ سلطه‌گر یا پدرِ غایب‌شونـه؟

462
00:42:27,923 --> 00:42:32,219
‫تا یه شانس مجدد واسه جبران
‫آسیبی که توی بچگی دیدن داشته باشن

463
00:42:32,763 --> 00:42:35,299
‫شاید اگه سطحی بهش نگاه کنی منطقی نباشـه

464
00:42:36,032 --> 00:42:39,478
‫ولی ضمیر ناخدآگاه خودسر عمل می‌کنـه

465
00:42:40,268 --> 00:42:44,564
‫به‌نظر اون جهان خیلی خوب بهمون یاد داد
‫که محفظه چطور کار می‌کنـه

466
00:43:09,840 --> 00:43:11,550
‫تا اینجاش که خوب بود

467
00:43:14,720 --> 00:43:15,846
‫بریم ببینیم چه‌خبره

468
00:43:47,711 --> 00:43:49,004
‫به‌نظر که درست میاد

469
00:43:49,004 --> 00:43:51,965
‫خب... ممکنه همین باشه

470
00:43:52,883 --> 00:43:53,759
‫اگه بود چی؟

471
00:44:09,983 --> 00:44:11,142
‫سلام

472
00:44:13,028 --> 00:44:14,084
‫سلام

473
00:44:14,109 --> 00:44:15,486
‫می‌خوای بری بخوابی؟

474
00:44:17,157 --> 00:44:18,863
‫راستش روز سختی داشتم

475
00:44:27,417 --> 00:44:29,044
‫بهتره تنها برم

476
00:44:30,001 --> 00:44:32,047
‫اگه داخل بود می‌خوای چیکار کنی؟

477
00:44:36,963 --> 00:44:38,636
‫می‌تونم یه چیزی بگم؟

478
00:44:39,855 --> 00:44:41,348
‫حتماً

479
00:44:42,724 --> 00:44:44,309
‫خودم می‌دونم چیکار کردم

480
00:44:46,562 --> 00:44:51,900
‫بهت راجع‌به ماشینِ چارلی
‫یا استعفا از لیک‌مونت نگفتم

481
00:44:52,379 --> 00:44:54,381
‫یا ماجرای سرمایه‌گزاری

482
00:44:55,946 --> 00:44:59,366
‫آره، هیچ کدومش رو بهم نگفتی

483
00:45:01,456 --> 00:45:02,624
‫آره

484
00:45:04,788 --> 00:45:08,333
‫و قرارمون پای درخت هم...

485
00:45:09,626 --> 00:45:11,890
‫به‌طرز عجیبی فراموش کردی

486
00:45:12,880 --> 00:45:15,883
‫و تنهایی رفتی ماشین رو انتخاب کردی

487
00:45:16,800 --> 00:45:19,052
‫فقط می‌خواستم جفت‌تون رو سورپرایز کنم

488
00:45:21,096 --> 00:45:22,465
‫من دوستت دارم

489
00:45:22,931 --> 00:45:25,932
‫می‌خوام اونجوری که دوست داری زندگی کنی

490
00:45:26,156 --> 00:45:28,160
‫ولی این چه زندگی‌ایه؟

491
00:45:28,437 --> 00:45:30,476
‫بی‌شوخی، من کجای اون زندگی‌ام؟

492
00:45:30,649 --> 00:45:31,815
‫همه‌جا

493
00:45:31,815 --> 00:45:34,457
‫نه، من توی این تصمیماتی که گرفتی نیستم

494
00:45:35,152 --> 00:45:38,530
‫و تو می‌دونی که می‌تونی
‫باهام صحبت کنی، مگه نه؟

495
00:45:40,993 --> 00:45:43,751
‫می‌دونی که هرچی خواستی می‌تونی بهم بگی؟

496
00:45:45,120 --> 00:45:46,312
‫خیلی‌خب

497
00:45:48,457 --> 00:45:49,791
‫چی می‌خوای بدونی؟

498
00:46:05,265 --> 00:46:06,974
‫سرمایه‌گزارت کیـه؟

499
00:46:08,560 --> 00:46:10,562
‫لیتون ونس رو یادتـه؟

500
00:46:11,862 --> 00:46:13,585
‫همون رفیق قدیمیت؟

501
00:46:14,441 --> 00:46:16,023
‫با اون معامله کردی؟

502
00:46:16,048 --> 00:46:18,362
‫آره. البته، قراره معامله کنم

503
00:46:24,701 --> 00:46:26,286
‫پس قطعی نیست

504
00:46:26,286 --> 00:46:28,868
‫هنوز ۱۰۰درصد قطعی نشده

505
00:46:29,289 --> 00:46:31,208
‫خب، چند درصده پس؟

506
00:46:31,571 --> 00:46:34,228
‫۸۵ تا ۹۰ درصد قطعیـه

507
00:46:34,253 --> 00:46:38,799
‫فقط باید قرارداد رو امضا کنیم
‫و وقتی امضا کنم، میلیونر می‌شیم

508
00:47:04,157 --> 00:47:05,784
‫- کجاست؟
‫- چارلی!

509
00:47:05,784 --> 00:47:07,077
‫- هی
‫- برو خونه‌ی همسایه

510
00:47:07,077 --> 00:47:08,203
‫کجاست؟

511
00:47:09,037 --> 00:47:10,122
‫گندش بزنن

512
00:47:10,956 --> 00:47:12,749
‫عزیزم همه‌چیز رو توضیح میدم

513
00:47:13,500 --> 00:47:16,378
‫کجاست... دنیلا!

514
00:47:16,378 --> 00:47:18,881
‫- همون‌جا بمون، بمون!
‫- دنیلا!

515
00:47:19,070 --> 00:47:20,424
‫- من...
‫- جلو نیا!

516
00:47:20,424 --> 00:47:22,843
‫نمی‌خواستم بهت آسیبی بزنم.
‫چاقو رو...

517
00:47:22,843 --> 00:47:25,637
<i>‫ـ فوریت‌های اورژانسی، بفرمایید؟</i>
‫- دنیلا، منم!

518
00:47:25,637 --> 00:47:27,181
‫بله، همسر سابقم اومده

519
00:47:27,181 --> 00:47:29,600
‫باید زندان باشه،
‫ولی با یه چاقو اومده خونه!

520
00:47:29,600 --> 00:47:31,685
‫- چی؟
‫- دنیلا وارگاس

521
00:47:31,685 --> 00:47:32,853
‫خیابون ۴۴ النور

522
00:47:32,853 --> 00:47:34,104
‫هی

523
00:47:34,104 --> 00:47:36,106
‫نه! نه!

524
00:47:36,940 --> 00:47:38,025
‫گرفتمش

525
00:47:39,276 --> 00:47:40,110
‫چارلی!

526
00:47:41,195 --> 00:47:42,487
‫- نه!
‫- خواهش می‌کنم، من...

527
00:47:42,487 --> 00:47:45,032
‫- اشتباه کردم، اشتباه کردم
<i>‫- هنوز گوشی دست‌تونه، خانم؟</i>

528
00:47:45,032 --> 00:47:47,075
‫- میرم
‫- بذار بره

529
00:47:47,075 --> 00:47:48,619
‫میرم

530
00:47:48,619 --> 00:47:49,870
‫دیگه هیچ‌وقت پاتو اینجا نذار!

531
00:47:49,870 --> 00:47:51,330
‫هر کاری که کردم، متأسفم

532
00:47:51,330 --> 00:47:52,998
‫فهمیدی چی گفتم؟

533
00:47:53,582 --> 00:47:54,458
‫برو بیرون!

534
00:47:56,793 --> 00:47:58,077
‫دوست‌تون دارم

535
00:47:58,298 --> 00:47:59,657
‫دوست‌تون دارم

536
00:48:10,474 --> 00:48:12,351
‫- داخل بود؟
‫- باید بریم.

537
00:48:12,351 --> 00:48:14,144
‫- چی؟
‫- صدای آژیر واسه منه.

538
00:48:14,144 --> 00:48:15,229
‫- چی؟
‫- بیا بریم.

539
00:48:15,229 --> 00:48:16,480
‫چه اتفاقی افتاد؟

540
00:48:22,277 --> 00:48:23,278
‫تف!

541
00:48:23,278 --> 00:48:25,046
‫باید برگردیم داخل محفظه

542
00:48:25,989 --> 00:48:28,325
‫فکر نکنم سوار قطار شدن امن باشه

543
00:48:29,493 --> 00:48:30,827
‫تاکسی چی؟

544
00:48:30,827 --> 00:48:32,079
‫نه، خطریه

545
00:48:32,079 --> 00:48:33,982
‫الان به یه دوست نیاز داریم،

546
00:48:34,007 --> 00:48:36,734
‫یکی که توی این دنیا بتونیم بهش اعتماد کنیم

547
00:48:41,129 --> 00:48:42,130
‫بیا بریم

548
00:48:42,923 --> 00:48:44,235
‫کی؟

549
00:49:01,327 --> 00:49:02,821
‫سوییچ ماشین

550
00:49:31,638 --> 00:49:32,639
‫آماندا

551
00:49:33,348 --> 00:49:34,349
‫هی

552
00:49:36,476 --> 00:49:37,519
‫سلام

553
00:49:38,984 --> 00:49:42,154
‫شاید بهتر باشه بغلش کنی و بریم
‫« به یاد و خاطره‌ی مرحومه آماندا لوکاس »

554
00:50:30,781 --> 00:50:31,782
‫باشه

555
00:50:49,258 --> 00:50:51,260
‫خیلی افتضاح بود

556
00:50:55,222 --> 00:50:57,030
‫چی بهش گفتی؟

557
00:50:59,935 --> 00:51:02,354
‫گفتم جام خوبـه و...

558
00:51:02,354 --> 00:51:06,024
‫خوشحالم و دلم براش تنگ شده

559
00:51:09,069 --> 00:51:10,988
‫خب، بهش امید دادی

560
00:51:10,988 --> 00:51:13,240
‫- اینجوری فکر می‌کنی؟
‫- آره

561
00:51:14,449 --> 00:51:16,785
‫بعدش هم ماشینش رو دزدیدی.

562
00:51:21,665 --> 00:51:22,916
‫مسخره

563
00:51:31,466 --> 00:51:34,261
‫نمی‌خوای بدونی توی این دنیا چیکار کردی؟

564
00:51:35,053 --> 00:51:36,471
‫من جات بودم دلم می‌خواست بدونم

565
00:51:36,471 --> 00:51:37,598
‫فکرش هم نکن

566
00:51:39,183 --> 00:51:40,434
‫واقعاً؟

567
00:51:41,318 --> 00:51:43,975
‫کنجکاو نیستی بدونی
‫قادر به انجام چه کارهایی هستی؟

568
00:51:44,000 --> 00:51:46,669
‫اتفاقاً ازش وحشت دارم

569
00:51:47,691 --> 00:51:50,611
‫گمونم یادم رفت قبل از اومدن
‫اینو توی دفترچه لحاظ کنم

570
00:51:56,158 --> 00:51:57,951
‫نگاهش کن!

571
00:51:57,951 --> 00:51:59,369
‫چیه مگه؟

572
00:52:00,537 --> 00:52:01,835
‫داریم یاد می‌گیریم

573
00:52:26,674 --> 00:52:30,353
‫« دسترسی خارجی به در »

574
00:52:56,009 --> 00:52:57,094
‫دکتر دسن؟

575
00:52:59,221 --> 00:53:01,390
‫دکتر؟ خودتونین؟

576
00:53:03,183 --> 00:53:04,351
‫چی شده، مارا؟

577
00:53:04,351 --> 00:53:05,936
‫یه جیسونِ دیگه اینجا اومد

578
00:53:05,936 --> 00:53:10,107
‫آماندا باهاش داخل محفظه رفت،
‫و بعدش لیتون دنبال‌شون کرد

579
00:53:10,649 --> 00:53:12,568
‫کِی این اتفاق افتاد؟

580
00:53:12,568 --> 00:53:15,737
‫- چند روز پیش.
‫- این خونِ کیه؟

581
00:53:15,737 --> 00:53:16,822
‫خون داون.

582
00:53:20,826 --> 00:53:22,244
‫برگرد سر کارِت، مارا

583
00:53:22,828 --> 00:53:24,505
‫اون داخل چه‌شکلیـه؟

584
00:53:26,331 --> 00:53:27,541
‫جهنمـه

585
00:53:40,220 --> 00:53:41,221
‫هی!

586
00:53:42,139 --> 00:53:43,432
‫بدونِ من رفتی؟

587
00:53:46,310 --> 00:53:48,604
‫- رفتم یه کاری رو انجام بدم
‫- خیلی‌خب

588
00:53:49,313 --> 00:53:50,551
‫چندتا آوردی؟

589
00:53:53,567 --> 00:53:54,568
‫۵۰تا

590
00:53:55,527 --> 00:53:56,820
‫۵۰تا آوردی؟

591
00:54:00,574 --> 00:54:01,658
‫خیلی‌خب، ببین

592
00:54:01,658 --> 00:54:05,412
‫بعد از اینکه بهم یاد دادی،
‫و فرستادی که برم، بعدش چی؟

593
00:54:06,830 --> 00:54:08,999
‫بعدش خودتی و خودت، دوستِ من

594
00:54:10,250 --> 00:54:12,127
‫نه. منظورم اینـه که خودت چیکار می‌کنی؟

595
00:54:16,381 --> 00:54:18,258
‫باید محفظه رو واسه همیشه ببندم

596
00:54:22,804 --> 00:54:23,972
‫نگران نباش

597
00:54:26,670 --> 00:54:28,780
‫فقط توی این دنیا درش رو تختـه می‌کنم

598
00:54:31,989 --> 00:54:51,989
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

