1
00:00:02,524 --> 00:00:03,824
‫آنچه گذشت...‬

2
00:00:03,825 --> 00:00:04,559
‫اون کوروت مال کیه؟‬

3
00:00:04,584 --> 00:00:06,086
‫مالِ فرد فیگن‌باخره.‬

4
00:00:06,111 --> 00:00:07,837
‫- سلام، رفقا.‬
‫- چی می‌خواست؟‬

5
00:00:07,862 --> 00:00:09,564
‫پیشنهاد داد اینجا رو بخره.‬

6
00:00:09,624 --> 00:00:12,061
‫- چی؟‬
‫- این قرار بود آینده‌مون باشه.‬

7
00:00:12,201 --> 00:00:13,634
‫- مغازه رو به من بفروش.‬
‫- شوخی می‌کنی، درسته؟‬

8
00:00:13,659 --> 00:00:16,129
‫فقط بگو فیگن‌باخر چقدر پیشنهاد داد
‫تا منم همون‌قدر بدم.‬

9
00:00:18,299 --> 00:00:20,035
‫هنوزم فکر می‌کنی از پسش برمیای؟‬

10
00:00:23,011 --> 00:00:24,246
‫وثیقه نیاز داری.‬

11
00:00:24,353 --> 00:00:25,880
‫اینم وثیقه‌ست.‬

12
00:00:25,980 --> 00:00:26,847
‫پول جور شد.‬

13
00:00:26,848 --> 00:00:28,750
‫می‌دونم به اندازه‌ی‬

14
00:00:28,850 --> 00:00:30,152
‫پیشنهادیِ فیگن‌باخر نیست.‬

15
00:00:30,177 --> 00:00:32,179
‫مـن... متأسفم،‬
‫ولی این کفایت نمی‌کنه.‬

16
00:00:33,155 --> 00:00:35,700
‫- وقت مناسبی نیست، روبن.‬
‫- چطوره بقیه‌شو من بدم؟‬

17
00:00:36,065 --> 00:00:37,299
‫قبوله؟

18
00:00:37,332 --> 00:00:38,800
‫من بازنشسته شدم!‬

19
00:00:39,060 --> 00:00:41,563
‫حالا دیگه همیشه دور و برتونم!‬

20
00:00:49,938 --> 00:00:51,072
‫اینم از این.‬

21
00:00:51,173 --> 00:00:52,941
‫اولین دلار ما.‬

22
00:00:54,276 --> 00:00:57,279
‫فقط ۵۰۰ هزار دلار دیگه‬
‫و از بدهی خلاص می‌شیم.‬

23
00:00:58,847 --> 00:01:00,249
‫هی.‬

24
00:01:00,302 --> 00:01:02,104
‫صبح بخیر خوشگله.

25
00:01:02,251 --> 00:01:05,018
‫وای، یادم نمیاد آخرین بار کی اینقدر خوابیدم.‬

26
00:01:05,043 --> 00:01:06,779
‫آره، موهای به‌هم‌ریخته‌ت رو نگاه کن.‬

27
00:01:06,888 --> 00:01:08,857
‫- خنده‌دار نیست.‬
‫- مخالفم.‬

28
00:01:09,924 --> 00:01:11,793
‫خب، می‌خوای با خودت چیکار کنی؟‬

29
00:01:11,926 --> 00:01:14,163
‫همه کارایی که هیچ‌وقت‬
‫وقت نداشتم انجام بدم.‬

30
00:01:14,263 --> 00:01:17,098
‫تمیز کردن انباری،‬
‫مرتب کردن گاراژ،‬

31
00:01:17,199 --> 00:01:19,367
‫و درست کردن اون باغچه‌ای که‬
‫همیشه می‌خواستی.‬

32
00:01:19,368 --> 00:01:21,702
‫چقدر کیف می‌ده.‬

33
00:01:21,703 --> 00:01:23,238
‫مخالفم.‬

34
00:01:24,514 --> 00:01:27,016
‫دارم به تأمین‌کننده‌هامون خبر می‌دم که‬
‫«تایر فروشی مک‌آلیستر»‬

35
00:01:27,041 --> 00:01:29,278
‫مدیرای جدیدی داره، پس احتمالاً‬
‫باید جلسه بذاریم...

36
00:01:29,309 --> 00:01:31,644
‫و در مورد تغییرات هیجان‌انگیزی که‬
‫اینجا قراره رخ بده صحبت کنیم.‬

37
00:01:31,813 --> 00:01:34,215
‫مشتاقشم.‬

38
00:01:34,216 --> 00:01:35,450
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

39
00:01:35,550 --> 00:01:38,387
‫دارم به همه خبر می‌دم‬
‫که از حالا به بعد رئیس ماییم.‬

40
00:01:38,487 --> 00:01:39,288
‫چرا؟‬

41
00:01:39,388 --> 00:01:40,355
‫چون الان ما رئیسیم دیگه.‬

42
00:01:40,455 --> 00:01:41,956
‫حواستو جمع کن.‬

43
00:01:42,056 --> 00:01:43,124
‫داری می‌ترسونی‌شون.‬

44
00:01:43,258 --> 00:01:44,892
‫به علاوه، قرار نیست‬
‫خیلی تغییر کنه.‬

45
00:01:44,893 --> 00:01:47,128
‫چرا، قراره تغییر کنه.‬
‫من کلی ایده‌های بزرگ دارم.‬

46
00:01:47,153 --> 00:01:49,989
‫پنج سال دیگه، تو کل تگزاس‬
‫شعبه داریم.‬

47
00:01:50,014 --> 00:01:52,849
‫باشه، حالا دیگه داری‬
‫منو می‌ترسونی.‬

48
00:01:53,134 --> 00:01:55,470
‫خیلی ساده‌ست،‬
‫از هر مغازه استفاده می‌کنی‬

49
00:01:55,570 --> 00:01:56,638
‫تا بشه وثیقه وام‬

50
00:01:56,704 --> 00:01:59,241
‫که باهاش یه مغازه‌ی دیگه‬
‫تو شهر بعدی باز کنی.‬

51
00:01:59,408 --> 00:02:01,176
‫یعنی می‌خوای بیشتر و بیشتر‬
‫زیر بار بدهی بری؟‬

52
00:02:01,276 --> 00:02:03,011
‫روبن، باید بفهمی،‬

53
00:02:03,111 --> 00:02:04,945
‫بدهی چیزی نیست که ازش بترسی.‬

54
00:02:04,946 --> 00:02:06,748
‫بدهی، ثروته.‬

55
00:02:06,848 --> 00:02:09,284
‫باشه، الان فهمیدم.‬

56
00:02:09,384 --> 00:02:11,220
‫من دارم با یه دیوونه شریک می‌شم.‬

57
00:02:17,091 --> 00:02:18,860
‫عالیه.‬

58
00:02:20,395 --> 00:02:24,165
‫گاراژ مرتب شد، انباری تمیز شد،‬

59
00:02:24,266 --> 00:02:26,067
‫باغچه‌ م کاشته شد.‬

60
00:02:29,170 --> 00:02:31,206
‫من با زندگی خودم چیکار کردم؟‬

61
00:02:32,106 --> 00:02:33,007
‫روبن، ‬

62
00:02:33,032 --> 00:02:34,233
‫من همه چیزو برنامه‌ریزی کردم.‬

63
00:02:34,309 --> 00:02:36,143
‫مرحله‌ی اول:‬
‫رقبا رو نابود می‌کنیم.‬

64
00:02:36,144 --> 00:02:37,278
‫چطوری؟‬

65
00:02:37,279 --> 00:02:39,381
‫به جزئیات گیر نده. مرحله‌ی دوم:‬

66
00:02:39,514 --> 00:02:40,349
‫تبلیغات.‬

67
00:02:40,449 --> 00:02:42,950
‫رادیو، تلویزیون، بیلبورد.‬

68
00:02:42,951 --> 00:02:44,952
‫این چهره‬
‫قراره همه‌جا باشه.‬

69
00:02:44,953 --> 00:02:46,187
‫این چهره چطور؟‬

70
00:02:46,288 --> 00:02:47,822
‫گفتم رادیو.‬

71
00:02:48,890 --> 00:02:49,891
‫مرحله‌ی سوم:‬

72
00:02:49,991 --> 00:02:52,125
‫اسممون رو عوض می‌کنیم‬
‫و می‌ریم سراغ کل کشور.‬

73
00:02:52,126 --> 00:02:54,363
‫می‌دونم که قراره از این کار پشیمون بشم.‬

74
00:02:54,496 --> 00:02:55,397
‫اسم چیه؟‬

75
00:02:55,530 --> 00:02:58,433
‫دکتر تایر.‬

76
00:02:59,368 --> 00:03:00,402
‫پس الان ما دکتریم؟‬

77
00:03:00,535 --> 00:03:01,870
‫خب، من دکترم.‬

78
00:03:01,970 --> 00:03:03,705
‫تو بیشتر یه سرپرستار حساب میای.‬

79
00:03:03,838 --> 00:03:05,106
‫آره.‬

80
00:03:10,000 --> 00:03:21,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

81
00:03:21,024 --> 00:03:28,024
کانال تلگرام و اينستاگرام بی سی موویز
<font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font>

82
00:03:35,169 --> 00:03:37,105
‫هی، چطور لنت ترمز نداریم؟‬

83
00:03:37,238 --> 00:03:38,273
‫سفارش دادی؟‬

84
00:03:38,298 --> 00:03:40,867
‫- نه.‬
‫- اینطوریه دیگه.‬

85
00:03:41,042 --> 00:03:42,877
‫خب، اگه سیستم موجودی رو‬
‫مثل اون چیزی که گفتم،‬

86
00:03:42,902 --> 00:03:45,004
‫خودکار می‌کردیم، این مشکل رو نداشتیم.‬

87
00:03:45,189 --> 00:03:48,024
‫بهت گفتم، کامپیوتر جدید خیلی گرونه.‬

88
00:03:48,049 --> 00:03:50,518
‫شاید الان گرون باشه، ولی در درازمدت‬
‫پولمون حفظ می‌شه.‬

89
00:03:50,519 --> 00:03:54,022
‫آره، ولی در کوتاه‌مدت،‬
‫من باید تو چادر زندگی کنم.‬

90
00:03:54,122 --> 00:03:56,257
‫باید به من اعتماد کنی.‬

91
00:03:56,358 --> 00:03:58,460
‫اگه می‌خوایم موفق بشیم، باید ریسک کنیم.‬

92
00:03:58,560 --> 00:04:00,395
‫باور کن، می‌خوام بهت اعتماد کنم،‬

93
00:04:00,495 --> 00:04:01,796
‫ولی یه صدای کوچولو ته مغزم‬

94
00:04:01,896 --> 00:04:04,299
‫هی می‌گه، «بهش اعتماد نکن.»‬

95
00:04:10,705 --> 00:04:12,373
‫خیلی خوشحالم. ممنونم.‬

96
00:04:15,763 --> 00:04:18,399
‫«حیواناتتون رو عقیم کنید.» می‌دونیم، باب.‬

97
00:04:20,549 --> 00:04:21,682
‫هی.‬

98
00:04:21,683 --> 00:04:23,117
‫کجا بودی؟‬

99
00:04:23,142 --> 00:04:25,545
‫هیس، خوابه. پارک بودیم.‬

100
00:04:26,698 --> 00:04:27,589
‫می‌خوای کاری کنیم؟‬

101
00:04:27,722 --> 00:04:29,924
‫من تازه از یه کاری برگشتم.‬

102
00:04:30,024 --> 00:04:31,259
‫یه کاری با من.‬

103
00:04:31,345 --> 00:04:33,060
‫تو الان حوصله‌ات سر رفته؟‬

104
00:04:33,061 --> 00:04:34,429
‫نه.‬

105
00:04:34,454 --> 00:04:36,189
‫نمی‌دونم، شاید.‬

106
00:04:36,371 --> 00:04:38,039
‫خب، چرا نمی‌ری‬
‫مثل آدم‌های مسن‬

107
00:04:38,079 --> 00:04:39,180
‫تو فروشگاه‌ها قدم بزنی؟‬

108
00:04:40,268 --> 00:04:43,905
‫روزشماری میکنم تا دخترت‬
‫با تو بدرفتاری کنه.‬

109
00:04:44,081 --> 00:04:46,383
‫می‌تونی بری جورجی رو تو مغازه ببینی.‬

110
00:04:46,408 --> 00:04:47,875
‫اون نمی‌خواد من اونجا باشم.‬

111
00:04:47,876 --> 00:04:48,943
‫معلومه که می‌خواد.‬

112
00:04:49,043 --> 00:04:50,178
‫تو فقط میخوای
‫از شرم خلاص بشی.‬

113
00:04:50,278 --> 00:04:52,681
‫شما آدم‌های مسن خیلی خردمندید.‬

114
00:04:54,449 --> 00:04:56,550
‫اصلاً به حرفم گوش نمی‌دی.‬

115
00:04:56,575 --> 00:04:59,378
‫اگه می‌دونی، چرا هنوز داری حرف می‌زنی؟‬

116
00:05:00,389 --> 00:05:01,589
‫چطور باید یه کسب‌وکار رو اداره کنیم‬

117
00:05:01,590 --> 00:05:03,191
‫وقتی نمی‌تونیم ساده‌ترین‬
‫تصمیم‌ها رو بگیریم؟‬

118
00:05:03,216 --> 00:05:05,251
‫تو اصلاً به گزارش سود و زیانی‬
‫که نوشتم نگاه کردی؟‬

119
00:05:05,276 --> 00:05:06,977
‫آره، نگاه کردم،‬

120
00:05:07,002 --> 00:05:08,437
‫ولی کسب‌وکار رو با عدد و رقم‬
‫اداره نمی‌کنن.‬

121
00:05:08,804 --> 00:05:10,305
‫معلومه که می‌کنن.‬

122
00:05:11,165 --> 00:05:13,167
‫نه، با دلت اداره‌اش می‌کنی،‬

123
00:05:13,192 --> 00:05:14,460
‫با غریزه‌ات اداره‌اش می‌کنی.‬

124
00:05:14,555 --> 00:05:16,657
‫باید یادت بندازم،‬
‫که بین ما دو نفر،‬

125
00:05:16,682 --> 00:05:18,551
‫اون کسی که داره می‌ره دانشکده‌ی‬
‫کسب‌وکار، منم؟‬

126
00:05:18,915 --> 00:05:21,050
‫اینکه تو میری دانشگاه، دلیل نمی‌شه‬
‫باهوش‌تر از من باشی.‬

127
00:05:21,075 --> 00:05:23,645
‫چرا، «می‌شه.»‬

128
00:05:23,670 --> 00:05:25,306
‫و من خیلی بیشتر از تو اینجا کار کردم.‬

129
00:05:25,340 --> 00:05:27,842
‫آره، یه کار بی‌سروته داشتی‬
‫تا اینکه من پیدام شد.‬

130
00:05:28,036 --> 00:05:29,938
‫من تو رو به اینجا رسوندم.‬

131
00:05:30,118 --> 00:05:33,221
‫ورشکسته، عصبانی،‬
‫و در آستانه‌ی زخم معده؟‬

132
00:05:34,155 --> 00:05:35,289
‫بیخیال. کیه که زخم معده نداره؟‬

133
00:05:35,523 --> 00:05:36,658
‫یه توم بخور.‬

134
00:05:37,279 --> 00:05:39,281
‫شانس آوردی. رنگ قرمزش‬ بعدیه.‬

135
00:05:40,762 --> 00:05:42,964
‫ببین، ما هر دو بزرگسالیم.‬

136
00:05:42,989 --> 00:05:45,023
‫مطمئنم می‌تونیم یه راهی‬
‫برای توافق پیدا کنیم.‬

137
00:05:45,099 --> 00:05:46,668
‫ما هیچ‌وقت با هم موافق نیستیم.‬

138
00:05:46,768 --> 00:05:47,768
‫شاید باید به این موضوع فکر می‌کردیم‬

139
00:05:47,769 --> 00:05:49,603
‫قبل از اینکه با هم یه کسب‌وکار رو بخریم.‬

140
00:05:49,604 --> 00:05:52,340
‫خب، اگه کمکی می‌کنه،‬
‫آقای دکتر موافقه.‬

141
00:05:58,379 --> 00:05:59,881
‫- کمکی می‌خوای؟‬
‫- نه.‬

142
00:06:00,014 --> 00:06:01,683
‫من خرید کردم، آشپزی کردم.‬

143
00:06:01,783 --> 00:06:04,018
‫چرا نباید خودم هم سرو کنم؟‬

144
00:06:05,119 --> 00:06:06,287
‫بهش بگو، مامان.‬

145
00:06:06,387 --> 00:06:08,022
‫تو هم کمک نکردی.‬

146
00:06:09,023 --> 00:06:10,224
‫من خوشحال می‌شم کمک کنم.‬

147
00:06:10,324 --> 00:06:13,595
‫ممنون عزیزم، ولی خودم انجامش می‌دم.‬

148
00:06:14,463 --> 00:06:16,164
‫سلام.‬

149
00:06:16,189 --> 00:06:17,723
‫سلام، دیر اومدی خونه.‬

150
00:06:17,748 --> 00:06:20,350
‫- دلت تنگ نشه.‬
‫- دلم تنگ می‌شه.‬

151
00:06:20,375 --> 00:06:22,043
‫خب، اوضاع مغازه چطوره؟‬

152
00:06:22,270 --> 00:06:24,304
‫عالی. سرم شلوغه.‬

153
00:06:24,305 --> 00:06:27,141
‫خوبه. این خوبه.‬

154
00:06:27,241 --> 00:06:29,944
‫آره، خوبه.‬

155
00:06:30,044 --> 00:06:31,145
‫بازنشستگی چطوره؟‬

156
00:06:32,180 --> 00:06:34,883
‫- خوبه.‬
‫- خوبه.‬

157
00:06:35,189 --> 00:06:37,958
‫اگه کسی حسابش دستشه،‬
‫شد پنج بار «خوبه».‬

158
00:06:38,720 --> 00:06:39,888
‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم فردا سعی کنم‬

159
00:06:39,913 --> 00:06:40,847
‫موستانگ رو راه بندازم.‬

160
00:06:41,055 --> 00:06:43,156
‫ببخشید، نمی‌تونم کمک کنم.‬

161
00:06:43,157 --> 00:06:44,292
‫اشکالی نداره، مطمئنم‬

162
00:06:44,392 --> 00:06:45,827
‫همین‌جوری تنهایی هم کلی خوش می‌گذره.‬

163
00:06:45,852 --> 00:06:48,354
‫- شرط می‌بندم مندی یا کانر...‬
‫- من نیستم!‬

164
00:06:55,804 --> 00:06:56,571
‫من کار دارم.‬

165
00:06:56,671 --> 00:06:58,106
‫نمی‌تونم تمام روز رو‬

166
00:06:58,131 --> 00:06:59,633
‫صرف کار کردن روی ماشین با بابام کنم.‬

167
00:06:59,841 --> 00:07:01,174
‫اونقدرام بد نیست.‬

168
00:07:01,175 --> 00:07:03,912
‫بیشترش گوش دادن به حرفای اونه‬
‫که درباره‌ی بازیگرای قدیمی‬

169
00:07:04,012 --> 00:07:05,747
‫و اینکه چقدر جذاب بودن صحبت میکنه.‬

170
00:07:06,866 --> 00:07:08,282
‫عالیه، پس تو می‌ری سر کار و بهت خوش می‌گذره‬

171
00:07:08,307 --> 00:07:09,408
‫و من باید گوش کنم که چطور‬
‫انجی دیکینسون‬

172
00:07:09,433 --> 00:07:11,167
‫لباس پلیس تنش می‌کرد.‬

173
00:07:13,897 --> 00:07:15,865
‫اگه باعث می‌شه احساس بهتری داشته باشی،‬

174
00:07:15,890 --> 00:07:17,425
‫منم سر کار بهم خوش نمی‌گذره.‬

175
00:07:17,526 --> 00:07:19,260
‫چی شده؟‬

176
00:07:19,435 --> 00:07:21,738
‫من و روبن سر همه چیز با هم اختلاف داریم،‬

177
00:07:21,763 --> 00:07:25,032
‫و ما فقط دو نفریم، برای همین‬
‫غیرممکنه‬ بتونیم تصمیم بگیریم.‬

178
00:07:25,033 --> 00:07:27,035
‫متأسفم.‬

179
00:07:28,336 --> 00:07:29,202
‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟‬

180
00:07:29,203 --> 00:07:30,471
‫معلومه.‬

181
00:07:30,647 --> 00:07:34,108
‫یه جورایی نگرانم که‬
‫خریدن مغازه‌ی بابات کار اشتباهی بوده.‬

182
00:07:34,208 --> 00:07:37,912
‫بیخیال، خودت می‌دونی چقدر از اینکه‬
‫صاحب کسب‌وکار خودت شدی هیجان‌زده‌ای.‬

183
00:07:37,952 --> 00:07:41,055
‫آره، ولی فکر می‌کردم بتونم‬
‫کارا رو به روش خودم انجام بدم.‬

184
00:07:42,416 --> 00:07:43,952
‫شما دو تا حلش می‌کنید.‬

185
00:07:44,085 --> 00:07:45,887
‫من که مطمئن نیستم.‬

186
00:07:45,987 --> 00:07:48,790
‫ببین، ما هم فقط دو نفریم، ولی‬
‫یه جوری با هم کنار می‌آییم.‬

187
00:07:48,923 --> 00:07:52,293
‫آره، ولی نمی‌تونم با روبن‬
‫لوند بازی در بیارم که به حرفم گوش بده.‬

188
00:07:54,649 --> 00:07:56,651
‫فکر می‌کنی این روش برای من جواب می‌ده؟‬

189
00:07:59,634 --> 00:08:03,071
‫عزیزم، می‌دونم که جواب می‌ده.‬

190
00:08:04,138 --> 00:08:05,707
‫لعنتی.‬

191
00:08:12,246 --> 00:08:14,616
‫خب، سی‌سی خوابه.‬

192
00:08:14,641 --> 00:08:16,275
‫بیاین کار رو شروع کنیم.‬

193
00:08:16,300 --> 00:08:17,401
‫بی‌خیالش شو.‬

194
00:08:17,694 --> 00:08:20,296
‫نه، خوش می‌گذره، یه کم وقت‬
‫پدر و دختری.‬

195
00:08:20,321 --> 00:08:21,455
‫حوصله‌اش رو ندارم.‬

196
00:08:21,556 --> 00:08:23,091
‫ای بابا.‬

197
00:08:23,191 --> 00:08:26,127
‫جینا لولوبریجیدا،‬
‫واو، درسته؟‬

198
00:08:27,729 --> 00:08:29,030
‫من اشتباه بزرگی کردم؟‬

199
00:08:29,130 --> 00:08:31,399
‫- اینکه مغازه رو فروختی؟‬
‫- آره.‬

200
00:08:31,499 --> 00:08:34,235
‫خب، این یه تغییر بزرگه.‬

201
00:08:34,281 --> 00:08:35,616
‫عجیب بود اگه سخت نبود.‬

202
00:08:35,770 --> 00:08:37,105
‫آره، حدس می‌زنم.‬

203
00:08:40,016 --> 00:08:42,218
‫به نظر میاد جورجی حالش خوبه.‬

204
00:08:42,243 --> 00:08:45,814
‫فکر کنم کسب‌وکار خوبه،‬
‫ولی شراکتشون زیاد جالب نیست.‬

205
00:08:45,914 --> 00:08:47,015
‫خب، این که جای تعجب نداره.‬

206
00:08:47,068 --> 00:08:48,903
‫اونا هیچ‌وقت با هم سازگار نبودن.‬

207
00:08:50,484 --> 00:08:52,553
‫خب، شاید به جای دیدن
‫مسابقه‌های تلویزیونی‬...

208
00:08:52,633 --> 00:08:53,968
‫و مست کردن تو گاراژ،‬

209
00:08:54,029 --> 00:08:56,532
‫می‌تونستی راهنماییش کنی.‬

210
00:08:56,725 --> 00:08:59,393
‫این یه کمی بی‌رحمانه‌ست، اما دروغ نیست.‬

211
00:09:00,528 --> 00:09:01,930
‫آره، بهش فکر می‌کنم.‬

212
00:09:02,030 --> 00:09:03,197
‫عالیه.‬

213
00:09:04,432 --> 00:09:05,433
‫خب،‬

214
00:09:05,533 --> 00:09:07,035
‫چطور می‌تونم برای ماشین کمک کنم؟‬

215
00:09:07,135 --> 00:09:09,203
‫عجله‌ای نیست.‬

216
00:09:12,373 --> 00:09:13,942
‫تا حالا باربارلا رو دیدی؟‬

217
00:09:18,246 --> 00:09:19,146
‫برانکو تموم شد؟‬

218
00:09:19,147 --> 00:09:20,381
‫تقریباً.‬

219
00:09:20,481 --> 00:09:22,383
‫عالیه، باید حرف بزنیم.‬

220
00:09:22,516 --> 00:09:24,853
‫می‌دونم خودکار کردن موجودی یه هزینه‌ست،‬

221
00:09:24,953 --> 00:09:26,153
‫ولی الان فقط ما دو نفریم.‬

222
00:09:26,154 --> 00:09:27,988
‫باید هوشمندانه‌تر کار کنیم، نه سخت‌تر.‬

223
00:09:27,989 --> 00:09:30,191
‫رفیق، مامانت خونه‌اش رو گرو گذاشت،‬

224
00:09:30,291 --> 00:09:32,493
‫مادربزرگِ من پس‌اندازش رو.‬

225
00:09:32,593 --> 00:09:34,161
‫باید محتاط باشیم.‬

226
00:09:34,162 --> 00:09:36,731
‫می‌فهمم، ولی اگه تو گذشته بمونیم،‬
‫تبدیل به دایناسور می‌شیم.‬

227
00:09:36,831 --> 00:09:38,099
‫و می‌دونیم‬
‫چه اتفاقی واسه اونا افتاد.‬

228
00:09:38,232 --> 00:09:40,568
‫من می‌دونم. من دبیرستان رو تموم کردم.‬

229
00:09:42,003 --> 00:09:43,738
‫- سلام.‬
‫- بیا اینجا!‬

230
00:09:43,872 --> 00:09:46,007
‫می‌دونم چه اتفاقی واسه‌شون افتاد،‬
‫پارک ژوراسیک رو دیدم.‬

231
00:09:47,341 --> 00:09:48,242
‫سلام، رفقا.‬

232
00:09:48,267 --> 00:09:49,368
‫سلام، جیم.‬

233
00:09:49,393 --> 00:09:50,995
‫می‌دونی که اون مستند نیست، درسته؟‬

234
00:09:51,279 --> 00:09:52,714
‫چه خبره؟‬

235
00:09:52,814 --> 00:09:54,448
‫هیچی، همه چی عالیه.‬

236
00:09:54,582 --> 00:09:56,617
‫رفیق، راستشو بهش بگو.‬

237
00:09:57,651 --> 00:09:59,752
‫این اصلاً به اون ربطی نداره، محرمانه‌ست.‬

238
00:09:59,777 --> 00:10:01,579
‫به کی می‌خواد بگه؟‬
‫اون که کسی رو نمی‌شناسه.‬

239
00:10:03,257 --> 00:10:04,392
‫باشه.‬

240
00:10:05,526 --> 00:10:07,762
‫می‌خوام یه کامپیوتر جدید بخرم‬
‫و سیستم موجودی رو به‌روزرسانی کنم.‬

241
00:10:07,896 --> 00:10:09,863
‫گرون به نظر میاد.‬

242
00:10:09,864 --> 00:10:11,666
‫به حرف این مرد گوش کن.‬

243
00:10:11,766 --> 00:10:12,834
‫حالا بازم می‌گم، اگه می‌خوای رقابتی بمونی،‬

244
00:10:12,934 --> 00:10:14,168
‫باید مدرن بشی.‬

245
00:10:14,268 --> 00:10:16,403
‫این تیکه رو شنیدم.‬

246
00:10:16,404 --> 00:10:17,537
‫من ده سال اینجا کار کردم،‬

247
00:10:17,538 --> 00:10:19,741
‫یه بارم نشنیدم در مورد مدرن شدن حرف بزنی.‬

248
00:10:19,841 --> 00:10:21,175
‫چون من خسیسم.‬

249
00:10:22,243 --> 00:10:23,543
‫پس چرا الان داری این حرفو می‌زنی؟‬

250
00:10:23,544 --> 00:10:25,914
‫چون حالا دیگه پول من نیست.‬

251
00:10:30,484 --> 00:10:32,053
‫کی تیکه‌ی آخر رو می‌خواد؟‬

252
00:10:34,422 --> 00:10:35,456
‫بفرمایید.‬

253
00:10:35,589 --> 00:10:37,591
‫چی، که تو مثلاً آدم خوبه باشی؟‬

254
00:10:37,692 --> 00:10:38,726
‫خودت بخور.‬

255
00:10:38,727 --> 00:10:40,427
‫دوست داری اینطور باشه، نه؟‬

256
00:10:40,428 --> 00:10:41,495
‫ببخشید که پرسیدم.‬

257
00:10:42,223 --> 00:10:43,758
‫می‌دونید،‬

258
00:10:43,783 --> 00:10:44,784
‫شاید برای این قضیه‌ی کامپیوتر،‬

259
00:10:44,809 --> 00:10:45,743
‫بیشتر از یه راه وجود داشته باشه.‬

260
00:10:46,067 --> 00:10:47,001
‫شاید یه راه مصالحه باشه،‬

261
00:10:47,251 --> 00:10:48,419
‫مثلاً می‌تونید اجاره‌اش کنید‬

262
00:10:48,444 --> 00:10:50,246
‫برای یه مدت کوتاه، ببینید ارزشش رو داره‬

263
00:10:50,271 --> 00:10:51,873
‫قبل از اینکه یه چک گنده بنویسید.‬

264
00:10:51,898 --> 00:10:52,691
‫همه آثار روز دنیا رو در ب.م.ا.ب.ی.ن ببینید

265
00:10:52,741 --> 00:10:54,608
‫نظرتون چیه؟‬

266
00:10:54,709 --> 00:10:55,810
‫می‌تونم باهاش کنار بیام.‬

267
00:10:55,910 --> 00:10:57,411
‫آره، باید با حسابدارتون صحبت کنید.‬

268
00:10:57,511 --> 00:10:59,446
‫شاید اجاره کردنش مزایای مالیاتی داشته باشه.‬

269
00:10:59,447 --> 00:11:00,614
‫به این فکر نکرده بودم.‬

270
00:11:00,728 --> 00:11:02,529
‫ما حسابدار داریم؟‬

271
00:11:02,650 --> 00:11:04,052
‫این همون بخشی بود که بهش فکر نکرده بودم.‬

272
00:11:05,119 --> 00:11:07,254
‫خیلی خب، پس...‬

273
00:11:07,255 --> 00:11:09,924
‫من براتون پیتزا خریدم،‬
‫همه مشکلاتتونم حل کردم.‬

274
00:11:10,031 --> 00:11:11,933
‫فکر کنم حق دارم یه چرت بزنم.‬

275
00:11:13,127 --> 00:11:15,196
‫- ممنون، جیم.‬
‫- ممنون آقای مک‌آلیستر.‬

276
00:11:15,221 --> 00:11:17,390
‫خواهش می‌کنم. می‌دونید،‬

277
00:11:17,424 --> 00:11:19,059
‫کاش منم وقتی هم‌سن شما بودم،‬
‫یه «من» داشتم.‬

278
00:11:20,200 --> 00:11:21,601
‫در واقع، منم یه «من» داشتم.‬

279
00:11:22,636 --> 00:11:23,838
‫ولی اون «من»، خودم بودم.‬

280
00:11:26,007 --> 00:11:28,476
‫خب، فکر کنم باید یه حسابدار استخدام کنیم.‬

281
00:11:28,576 --> 00:11:30,044
‫با کدوم پول؟‬

282
00:11:30,144 --> 00:11:34,048
‫می‌دونی مشکلت چیه؟‬
‫مثل یه آدم فقیر فکر می‌کنی.‬

283
00:11:34,182 --> 00:11:35,282
‫فقیرم دیگه،

284
00:11:35,283 --> 00:11:36,616
‫تو هم همینطور.‬

285
00:11:36,617 --> 00:11:38,485
‫فقر فقط یه حالت ذهنیه.‬

286
00:11:38,594 --> 00:11:41,497
‫نه، فقر یعنی خوردن ساندویچ کره‬

287
00:11:41,522 --> 00:11:43,624
‫و شریک شدن سر یه دوج دارت‬
‫با مادربزرگت.‬

288
00:11:43,710 --> 00:11:46,113
‫این چطوره؟ ما یه حسابدار استخدام می‌کنیم،‬

289
00:11:46,146 --> 00:11:47,804
‫اونم کلی راه‌های فرار مالیاتی‬
‫برامون پیدا می‌کنه،‬

290
00:11:47,829 --> 00:11:49,664
‫و حقوقش رو با پولی که پس‌انداز کردیم می‌دیم.‬

291
00:11:49,689 --> 00:11:51,580
‫واقعاً حرف‌هایی که‬
‫از دهنت بیرون میاد رو باور داری؟‬

292
00:11:51,766 --> 00:11:53,500
‫مهم نیست که من باور دارم یا نه.‬

293
00:11:53,501 --> 00:11:55,804
‫سؤال اینه: تو باور داری؟‬

294
00:11:55,904 --> 00:11:57,071
‫نه.‬

295
00:11:59,140 --> 00:12:00,909
‫پس من هنوز حرفام تموم نشده.‬

296
00:12:03,210 --> 00:12:04,878
‫جورجی دوباره تا دیر وقت کار می‌کنه؟‬

297
00:12:04,979 --> 00:12:05,780
‫آره.‬

298
00:12:05,955 --> 00:12:09,117
‫می‌دونی، من به نصیحتت گوش کردم‬
‫و یه سر رفتم مغازه.‬

299
00:12:09,217 --> 00:12:11,419
‫تونستی به اون و روبن کمک کنی‬
‫تا مشکلاتشون رو حل کنن؟‬

300
00:12:11,545 --> 00:12:14,081
‫فکر کنم آره. می‌دونی، خیلی از مردم،‬

301
00:12:14,106 --> 00:12:16,475
‫مخصوصاً وقتی کارشون رو تازه شروع می‌کنن،‬
‫فکر می‌کنن فقط‬

302
00:12:16,500 --> 00:12:18,351
‫یه راه برای انجام کارها وجود داره،‬

303
00:12:18,382 --> 00:12:22,020
‫ولی من بهشون نشون دادم‬
‫که یه راه میانه هم هست.‬

304
00:12:23,131 --> 00:12:25,433
‫- بدیهی به نظر میاد.‬
‫- خب، برای اونا نبود.‬

305
00:12:25,566 --> 00:12:27,701
‫آفرین بهت عزیزم.‬

306
00:12:27,802 --> 00:12:29,938
‫چیز مهمی نیست.‬

307
00:12:30,071 --> 00:12:31,171
‫می‌دونی، من الان به اونجای زندگیم رسیدم‬

308
00:12:31,172 --> 00:12:33,207
‫که احساس خوبی بهم می‌ده که بتونم کمک کنم،‬

309
00:12:33,307 --> 00:12:35,309
‫و دنیا رو بهتر از چیزی که پیداش کردم، ترک کنم.‬

310
00:12:37,478 --> 00:12:40,381
‫به این نیاز داره، نه؟‬
‫بذاریم مال اون باشه؟‬

311
00:12:48,322 --> 00:12:50,624
‫باید می‌دیدیشون. هر دوشون‬

312
00:12:50,724 --> 00:12:52,126
‫داشتن سر و کله می‌زدن.‬

313
00:12:52,226 --> 00:12:53,327
‫افتضاح به نظر میاد.‬

314
00:12:53,352 --> 00:12:55,288
‫آره، خوب شد که من اونجا بودم.‬

315
00:12:57,331 --> 00:12:59,799
‫تو مثل یک پیر دانا هستی.‬

316
00:12:59,800 --> 00:13:03,171
‫نمی‌گم «پیر»، ولی «دانا» درسته.‬

317
00:13:04,172 --> 00:13:06,306
‫خوشحالم که تو رو خوشحال می‌بینم.‬

318
00:13:06,307 --> 00:13:10,678
‫خب، اینکه اونا به من نیاز داشتن‬
‫باعث شد احساس کنم...‬

319
00:13:10,811 --> 00:13:12,080
‫ارزشمندی؟‬

320
00:13:12,981 --> 00:13:14,481
‫آره.‬

321
00:13:14,482 --> 00:13:17,150
‫منم در مورد نیاز کانر به خودم‬
‫همین احساس رو دارم.‬

322
00:13:17,151 --> 00:13:18,853
‫اینا با هم فرق دارن.‬

323
00:13:18,987 --> 00:13:20,021
‫چرا فرق دارن؟‬

324
00:13:20,121 --> 00:13:23,224
‫خب، مال من فقط طبیعت عادی انسان‌هاست،‬

325
00:13:23,324 --> 00:13:25,626
‫مال تو یه کم... ترسناکه.‬

326
00:13:28,229 --> 00:13:29,763
‫شب بخیر.‬

327
00:13:31,565 --> 00:13:33,201
‫شب بخیر.‬

328
00:13:41,242 --> 00:13:43,643
‫می‌خوای خوش بگذرونیم؟‬

329
00:13:43,644 --> 00:13:46,580
‫واقعاً؟ من خیلی ترسناک نیستم؟‬

330
00:13:48,649 --> 00:13:50,684
‫بابا از ترسناک خوشش میاد.‬

331
00:13:52,486 --> 00:13:54,255
‫خدای من.‬

332
00:14:00,228 --> 00:14:01,762
‫- خب...‬
‫- باشه.‬

333
00:14:11,572 --> 00:14:12,373
‫سلام.‬

334
00:14:12,473 --> 00:14:14,341
‫ببخشید، نمی‌خواستم بیدارت کنم.‬

335
00:14:14,342 --> 00:14:15,910
‫ساعت چنده؟‬

336
00:14:16,044 --> 00:14:17,545
یه کم از یازده گذشته

337
00:14:17,645 --> 00:14:19,713
‫حتماً خیلی خسته‌ای.‬

338
00:14:19,813 --> 00:14:21,615
‫عصبانیم. سه تا یدک‌کشی داشتم،‬

339
00:14:21,715 --> 00:14:22,951
‫بعد مجبور شدم برگردم دفتر‬

340
00:14:23,051 --> 00:14:24,717
‫تا کارای اداری رو انجام بدم‬
‫چون شریکم‬

341
00:14:24,718 --> 00:14:25,920
‫از آینده می‌ترسه.‬

342
00:14:26,020 --> 00:14:27,855
‫فکر کردم بابام کمک کرد‬
‫تا اوضاع رو آروم کنید.‬

343
00:14:27,956 --> 00:14:31,492
‫اون فقط واسمون پیتزا خرید‬
‫و بعد همه‌اش رو خورد.‬

344
00:14:31,592 --> 00:14:32,893
‫خب، فقط به روبن یه کم وقت بده،‬

345
00:14:32,994 --> 00:14:35,729
‫مطمئنم اون... شما دو تا حلش می‌کنید.‬

346
00:14:37,331 --> 00:14:38,531
‫قضیه فقط کامپیوتر نیست.‬

347
00:14:38,532 --> 00:14:40,534
‫ما سر همه چیز اختلاف داریم.‬

348
00:14:40,634 --> 00:14:43,304
‫خب، چرا شیر یا خط نمی‌ندازید؟‬

349
00:14:43,337 --> 00:14:45,439
‫شوخی می‌کنی، درسته؟‬

350
00:14:45,606 --> 00:14:46,941
‫برادران رایت برای اینکه تصمیم بگیرن‬

351
00:14:47,041 --> 00:14:48,609
‫کی اول هواپیما رو به پرواز در بیاره،‬
‫همین کارو کردن.‬

352
00:14:48,709 --> 00:14:50,211
‫این احمقانه‌ست.‬

353
00:14:50,386 --> 00:14:52,521
‫اونا سر هر بازی فوتبال‬
‫شیر یا خط می‌ندازن،‬

354
00:14:52,546 --> 00:14:54,148
‫حتی سوپر بول.‬

355
00:14:55,089 --> 00:14:57,358
‫خب، چرا از اول اینو نگفتی؟‬

356
00:15:03,324 --> 00:15:04,925
‫موستانگ رو راه انداختم.‬

357
00:15:05,026 --> 00:15:06,059
‫تبریک می‌گم.‬

358
00:15:06,060 --> 00:15:07,295
‫می‌خوای بریم یه دوری بزنیم؟‬

359
00:15:07,395 --> 00:15:08,829
‫سی‌سی پیش منه.‬

360
00:15:08,963 --> 00:15:09,998
‫خب، بیارش.‬

361
00:15:10,131 --> 00:15:12,033
‫من بچه‌ام رو سوار اون ابوقراضه نمی‌کنم.‬

362
00:15:12,133 --> 00:15:13,167
‫یه ماشین کلاسیکه.‬

363
00:15:13,267 --> 00:15:14,402
‫یه تله‌ی مرگه.‬

364
00:15:14,502 --> 00:15:16,304
‫یه تله‌ی مرگ کلاسیک.‬

365
00:15:17,338 --> 00:15:18,806
‫باشه، مادرت کجاست؟‬

366
00:15:18,906 --> 00:15:20,341
‫اون مغازه‌ست. کانر رو ببر.‬

367
00:15:20,474 --> 00:15:21,875
‫من نیستم!‬

368
00:15:24,645 --> 00:15:26,814
‫شیر یا خط؟ جدی می‌گی؟‬

369
00:15:26,914 --> 00:15:29,650
‫هی، مندی پیشنهاد داد،‬
‫اونم که رفته کالج.‬

370
00:15:29,750 --> 00:15:30,617
‫منم دارم می‌رم کالج.‬

371
00:15:30,618 --> 00:15:31,852
‫تو شبانه می‌ری،‬

372
00:15:31,952 --> 00:15:33,487
‫اون روزانه می‌رفت.‬

373
00:15:34,455 --> 00:15:36,623
‫هیچ‌کس با شیر یا خط تصمیم تجاری نمی‌گیره.‬

374
00:15:36,624 --> 00:15:39,027
‫باشه.‬
‫سنگ، کاغذ، قیچی.‬

375
00:15:39,160 --> 00:15:40,394
‫این مسخره‌ست.‬

376
00:15:40,494 --> 00:15:42,296
‫ما همه چیزو امتحان کردیم.‬

377
00:15:42,396 --> 00:15:43,764
‫ما به یه روش برای حل اختلاف نیاز داریم.‬

378
00:15:43,864 --> 00:15:46,367
‫باشه، ولی نباید بازی بچه‌ها باشه.‬

379
00:15:46,467 --> 00:15:48,736
‫باید شامل استراتژی و مهارت باشه.‬

380
00:15:49,670 --> 00:15:50,704
‫دوز؟‬

381
00:15:52,373 --> 00:15:53,874
‫خب، تو یه چیزی بگو.‬

382
00:15:55,166 --> 00:15:56,077
‫چطوره یه کم بسکتبال بازی کنیم؟‬

383
00:15:56,177 --> 00:15:58,612
‫محاله، تو که همش بسکتبال بازی می‌کنی.‬

384
00:15:58,712 --> 00:16:00,148
‫باشه.‬

385
00:16:01,415 --> 00:16:02,716
‫یه مسابقه‌ی دو.‬

386
00:16:02,850 --> 00:16:04,352
‫کجا رو می‌گی؟‬

387
00:16:04,452 --> 00:16:05,452
‫اداره‌ی پست و برگشت.‬

388
00:16:05,453 --> 00:16:07,521
‫من بوت پامه.‬

389
00:16:07,621 --> 00:16:09,090
‫پنج ثانیه بهت فرصت می‌دم.‬

390
00:16:12,193 --> 00:16:13,561
‫یک، دو، سه، چهار، پنج.‬

391
00:17:20,928 --> 00:17:22,263
‫هی.‬

392
00:17:23,297 --> 00:17:25,732
‫خدای من. حالت خوبه؟‬

393
00:17:25,733 --> 00:17:27,135
‫نه.‬

394
00:17:28,469 --> 00:17:30,537
‫چی شد؟‬

395
00:17:30,538 --> 00:17:32,773
‫موستانگ رو بردم یه دوری بزنم،‬
‫و کلاهم‬

396
00:17:32,798 --> 00:17:34,867
‫پرید، و ترسیدم آفتاب‌سوخته بشم،‬

397
00:17:34,935 --> 00:17:36,037
‫ولی نتونستم سقف رو بالا بیارم‬

398
00:17:36,062 --> 00:17:37,196
‫و بعد ماشینم خراب شد‬

399
00:17:37,231 --> 00:17:38,665
‫و مجبور شدم پیاده برگردم خونه.‬

400
00:17:40,381 --> 00:17:42,150
‫و آفتاب‌سوخته هم شدم.‬

401
00:17:43,117 --> 00:17:45,619
‫چرا به جورجی زنگ نزدی که یدک‌کشی کنه؟‬

402
00:17:45,753 --> 00:17:47,421
‫زنگ زدم، کسی جواب نداد.‬

403
00:17:47,521 --> 00:17:48,556
‫چرا به من زنگ نزدی؟‬

404
00:17:48,662 --> 00:17:50,464
‫سکه‌هام تموم شد.‬

405
00:17:50,591 --> 00:17:51,759
‫خب، بیا‬

406
00:17:51,859 --> 00:17:53,926
‫ببرمت یه دوش آب سرد بگیری.‬

407
00:17:53,927 --> 00:17:55,929
‫باشه.‬

408
00:17:58,699 --> 00:18:00,134
‫بازنشستگی سخته.‬

409
00:18:00,234 --> 00:18:02,703
‫برای همه‌مون.‬

410
00:18:08,509 --> 00:18:10,311
‫باید منو می‌دیدی.‬

411
00:18:10,411 --> 00:18:11,445
‫عین باد بودم.‬

412
00:18:11,545 --> 00:18:12,813
‫هی.‬

413
00:18:12,913 --> 00:18:15,283
‫خب، به این فکر نکردی که‬
‫بوت‌هاتو دربیاری؟‬

414
00:18:15,383 --> 00:18:18,686
‫خب، وقت نبود. آینده‌ی خانواده‌مون‬
‫در خطر بود.‬

415
00:18:19,753 --> 00:18:22,055
‫خب، حالا چی، کامپیوتر می‌خری؟‬

416
00:18:22,149 --> 00:18:23,784
‫آره.‬

417
00:18:23,809 --> 00:18:25,744
‫و شاید یه جفت کفش ورزشی‬
‫برای دفعه‌ی بعد.‬

418
00:18:25,959 --> 00:18:27,261
‫دفعه‌ی بعد؟‬

419
00:18:27,361 --> 00:18:28,796
‫این روش شما برای حل اختلافاته؟‬

420
00:18:28,896 --> 00:18:30,230
‫آره، چطور؟‬

421
00:18:30,231 --> 00:18:32,265
‫خب، کی حواسش به مغازه بود‬

422
00:18:32,266 --> 00:18:34,468
‫وقتی شما دو تا مثل احمقا‬
‫رفته بودید بدوید؟‬

423
00:18:34,602 --> 00:18:36,804
‫داری اصل قضیه رو ول می‌کنی.‬

424
00:18:36,904 --> 00:18:38,238
‫من بردم.‬

425
00:18:39,000 --> 00:18:59,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

