1
00:00:02,963 --> 00:00:04,680
‫- باشه،‬
‫بیا بریم تمیزت کنیم.‬

2
00:00:06,186 --> 00:00:08,405
‫ببخشید بعضیا اینقدر بدخلق و شلخته‌ان.‬

3
00:00:08,430 --> 00:00:11,346
‫اوه، اشکال نداره، انگار باباشون هنوز اینجاست.‬

4
00:00:12,389 --> 00:00:13,956
‫خب، مدرسه چطوره؟‬

5
00:00:13,981 --> 00:00:15,765
‫میشه لطفا راجع‌
به هر چیزی جز این حرف بزنیم؟

6
00:00:16,023 --> 00:00:18,025
‫خبری از پسری نیست؟‬

7
00:00:21,290 --> 00:00:22,665
‫شاید بهتره از خودش بپرسی.‬

8
00:00:22,796 --> 00:00:23,927
‫منظورت چیه؟‬

9
00:00:24,058 --> 00:00:25,233
‫هیچی.‬

10
00:00:25,258 --> 00:00:26,564
مامان،‬

11
00:00:26,589 --> 00:00:29,287
‫می‌دونی هر وقت دروغ می‌گی، یه فرشته می‌میره.‬

12
00:00:29,312 --> 00:00:31,837
‫- بگو.‬

13
00:00:32,283 --> 00:00:36,505
مامانم میخواد من رو
با یه بیوه مرد از لیگ بولینگش آشنا کنه.

14
00:00:37,724 --> 00:00:39,160
‫عجب راز بزرگ و مهمی رو پنهون کردی.‬

15
00:00:40,248 --> 00:00:41,640
‫من این کارو نمی‌کنم.‬

16
00:00:41,771 --> 00:00:43,773
‫چرا؟ خوب میشه اگه‬

17
00:00:43,904 --> 00:00:45,316
‫جمعه شب‌ها از خونه بزنی بیرون،‬

18
00:00:45,340 --> 00:00:47,081
‫مثلاً بین ساعت شش تا ده شب.‬

19
00:00:47,211 --> 00:00:48,430
‫هوم.‬

20
00:00:48,560 --> 00:00:49,560
‫شاید هم خوش بگذره.‬

21
00:00:49,648 --> 00:00:51,259
‫چی ممکنه خوش بگذره؟‬

22
00:00:51,389 --> 00:00:52,173
‫کانی داره سعی می‌کنه‬

23
00:00:52,198 --> 00:00:53,591
‫مامانت رو با یه مرد آشنا کنه.‬

24
00:00:53,827 --> 00:00:54,828
چی؟‬

25
00:00:54,958 --> 00:00:56,481
‫بابا تازه مرده.‬

26
00:00:56,612 --> 00:00:58,570
‫بیش از یه سال پیش.‬ ب.م.ا.ب.ی.ن

27
00:00:58,701 --> 00:01:00,181
‫خب، خیلی زوده، اون هنوز آماده نیست.‬

28
00:01:00,206 --> 00:01:01,606
‫لطفاً به من نگو کی آماده‌ام.‬

29
00:01:01,828 --> 00:01:04,308
‫من آماده‌ام که تو آماده باشی.‬

30
00:01:04,446 --> 00:01:06,753
‫میشه خواهش کنم راجع‌ به هر چیز دیگه‌ای حرف بزنیم؟‬

31
00:01:06,883 --> 00:01:08,323
دیدی، داری معذبش می‌کنی.‬

32
00:01:08,406 --> 00:01:09,277
‫وقتی معذب میشه خودش می‌تونه بگه.‬

33
00:01:09,407 --> 00:01:10,452
‫من معذب شدم.‬

34
00:01:11,758 --> 00:01:13,716
‫- اون حق داره زندگی کنه.‬
‫- موافقم.‬

35
00:01:13,847 --> 00:01:15,085
خب، پس برو زندگی کن.‬

36
00:01:15,109 --> 00:01:16,414
‫یه کتاب بخون، یه گربه بگیر،‬

37
00:01:16,545 --> 00:01:19,374
‫یه میمون بگیر، یه باغ‌وحش کوچیک بزن.‬

38
00:01:19,497 --> 00:01:21,630
‫شاید دلش بخواد با یه مرد هم‌صحبت شه.‬

39
00:01:21,768 --> 00:01:23,552
‫اون مسیح رو داره، برنامه‌ش پُره.‬

40
00:01:27,000 --> 00:01:38,000
« ارائه شده توسط وب سایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

41
00:01:38,024 --> 00:01:45,024
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font> ]

42
00:01:52,189 --> 00:01:53,712
‫باورم نمی‌شه.‬

43
00:01:53,843 --> 00:01:54,843
‫چیه؟‬

44
00:01:54,888 --> 00:01:56,324
‫اگه سر قرار بره مشکلی ندارم،‬

45
00:01:56,454 --> 00:01:58,108
‫می‌دونی، بعد از اینکه زمان کافی بگذره.‬

46
00:01:58,239 --> 00:01:59,980
‫خب، زمان کافی یعنی چقدر؟‬

47
00:02:00,005 --> 00:02:02,331
فکر کنم قاعده کلیش نصف مدت ازدواج باشه.‬

48
00:02:02,460 --> 00:02:04,549
‫قاعده کلی؟‬

49
00:02:04,574 --> 00:02:06,534
‫هی، هر قانونی
که می‌خوای انتخاب کن، این عرفشه.‬

50
00:02:08,117 --> 00:02:11,164
‫پس اگه تو بمیری، من باید، چی، یه سال صبر کنم؟‬

51
00:02:11,189 --> 00:02:13,583
خیلی بیشتر. تو داغون میشی.‬

52
00:02:13,926 --> 00:02:15,797
‫ آره، نه که تو خودت انقدر صبر می‌کنی.

53
00:02:15,822 --> 00:02:17,736
‫بیشتر.‬

54
00:02:17,761 --> 00:02:19,676
‫تو من رو برای همه زن‌های دیگه خراب کردی.‬

55
00:02:19,913 --> 00:02:21,523
‫ اوه، خفه شو.‬

56
00:02:21,652 --> 00:02:22,741
جدی می‌گم.‬

57
00:02:22,766 --> 00:02:24,768
‫شما خانم‌های مسن‌تر، استادهای بزرگی هستید.‬

58
00:02:24,831 --> 00:02:27,152
‫باشه، حالا دیگه واقعاً باید خفه شی.‬

59
00:02:36,189 --> 00:02:38,017
‫فقط فکر می‌کنم اون حق داره خوشحال باشه.‬

60
00:02:38,042 --> 00:02:39,826
‫اون به اندازه کافی خوشحاله.‬

61
00:02:39,851 --> 00:02:40,851
‫چی شده؟‬

62
00:02:40,876 --> 00:02:42,182
‫اگه آقای مک‌آلیستر بمیره،‬

63
00:02:42,207 --> 00:02:43,358
‫تو با یکی قرار می‌ذاری؟‬

64
00:02:43,404 --> 00:02:45,232
‫نمی‌دونم،‬

65
00:02:45,410 --> 00:02:47,456
‫شاید اگه شبیه تام سلک باشه.‬

66
00:02:47,586 --> 00:02:49,806
‫اون علاقع خاص خودشو داره.‬

67
00:02:49,937 --> 00:02:52,026
‫فکر می‌کنی شبیه تام سلکی؟‬

68
00:02:53,201 --> 00:02:55,681
‫خب، هردومون سبیل داریم.‬

69
00:02:55,812 --> 00:02:57,945
‫باشه، مامانم می‌تونه با تام سلک قرار بذاره.‬

70
00:02:59,947 --> 00:03:03,211
‫آره، نه که مامانش می‌تونه تام سلک رو تور کنه.‬

71
00:03:06,375 --> 00:03:08,072
‫- من دارم میرم خونه‌ی سارا.‬

72
00:03:08,097 --> 00:03:10,637
‫خب، گفتم با هم یه کارایی بکنیم.

73
00:03:10,662 --> 00:03:11,924
‫چرا؟‬

74
00:03:11,959 --> 00:03:14,352
‫چون از وقت گذروندن با تو لذت می‌برم.‬

75
00:03:14,483 --> 00:03:16,789
‫چرا؟‬

76
00:03:17,025 --> 00:03:19,506
‫وقت گذروندن با مادرت که نمی‌کشدت.‬

77
00:03:19,531 --> 00:03:21,490
‫ما که نمی‌دونیم.‬

78
00:03:21,620 --> 00:03:23,666
‫بیخیال.‬

79
00:03:23,902 --> 00:03:26,470
‫اگه تنهایی، چرا به دوست‌پسرِ میماو زنگ نمی‌زنی؟‬

80
00:03:26,495 --> 00:03:29,237
‫نمی‌خوام به دوست‌پسرِ میماو زنگ بزنم.‬

81
00:03:29,367 --> 00:03:33,458
‫خب، پس می‌خوای
همین‌طور پیر شی و تنها بمیری؟‬

82
00:03:33,589 --> 00:03:36,592
‫مطمئنم کالیفرنیا بالاخره شلدون رو پس می‌فرسته.‬

83
00:03:39,247 --> 00:03:41,640
‫فقط می‌خوام بدونی که اگه تصمیم بگیری
دوباره سر قرار بری،‬

84
00:03:41,665 --> 00:03:44,102
‫واقعاً با این موضوع مشکلی ندارم.‬

85
00:03:44,339 --> 00:03:45,993
‫ممنونم.‬

86
00:03:48,008 --> 00:03:50,793
‫فقط برای محکم‌کاری،
بهتر نیست اون صحبت رو داشته باشیم؟‬

87
00:03:50,910 --> 00:03:52,956
‫گمشو بیرون.‬

88
00:03:53,087 --> 00:03:54,807
‫وقتی یه دختر و یه پسر به هم اهمیت می‌دن،‬

89
00:03:54,870 --> 00:03:56,046
‫یه بغل کردن مخصوص هست.‬

90
00:03:56,177 --> 00:03:57,177
‫برو!‬

91
00:03:59,006 --> 00:04:01,530
‫و اون دختر و پسر بهتره که ازدواج کرده باشن!‬

92
00:04:04,924 --> 00:04:08,015
‫داشتم به مرگ خودمون فکر می‌کردم.‬

93
00:04:08,145 --> 00:04:09,320
‫اوه.‬

94
00:04:09,464 --> 00:04:12,075
از این حرفا نزن ددی.

95
00:04:12,193 --> 00:04:13,890
‫جدی می‌گم.‬

96
00:04:14,021 --> 00:04:16,762
‫اگه یهو جفتمون بمیریم چی؟‬

97
00:04:16,892 --> 00:04:18,349
‫ما کل اون پول رو از فروش مغازه به دست آوردیم،‬

98
00:04:18,373 --> 00:04:20,201
‫حتی وصیت‌نامه هم نداریم.‬

99
00:04:20,331 --> 00:04:23,291
‫ احتمالاً دیگه وقتشه که یکی بنویسیم.‬

100
00:04:23,421 --> 00:04:25,162
‫نظرت چیه؟‬

101
00:04:25,293 --> 00:04:27,164
‫اوه، چیز پیچیده‌ای نیست،‬

102
00:04:27,295 --> 00:04:29,166
‫پول رو مساوی ۵۰-۵۰ به بچه‌ها بدیم.‬

103
00:04:29,297 --> 00:04:31,299
بیخیال، یکم عاقل باش.‬

104
00:04:31,429 --> 00:04:33,344
‫چیه؟‬

105
00:04:33,474 --> 00:04:35,714
‫فکر می‌کنی کانر توانایی اداره کردن این حجم پول رو داره؟‬

106
00:04:35,739 --> 00:04:38,872
‫همون بچه‌ای که یه مه‌شکنِ عتیقه خرید؟‬

107
00:04:39,829 --> 00:04:42,745
‫پس بدیم به آماندا و مسئولیت کانر رو هم بذاریم گردنش.‬

108
00:04:42,875 --> 00:04:44,486
‫یعنی مندی هزار جفت کفش بخره‬

109
00:04:44,511 --> 00:04:46,470
‫و کانر هیچی بهش نرسه؟‬

110
00:04:46,591 --> 00:04:49,377
‫شاید بهتره یه سال
یا دو سال دیگه بهش فکر کنیم.‬

111
00:04:50,666 --> 00:04:52,146
‫آره، این خوبه.‬

112
00:04:53,886 --> 00:04:55,690
‫قراره از این حرفم متنفر باشی، اما مسئولیت‌پذیرترین‬

113
00:04:55,714 --> 00:04:56,933
‫بین همه‌شون جرجیه.‬

114
00:04:58,108 --> 00:04:59,588
‫حق با توئه، ازش متنفرم.‬

115
00:05:18,259 --> 00:05:19,129
‫ببخشید.‬

116
00:05:19,260 --> 00:05:21,000
‫شما باید مری باشید.‬

117
00:05:21,131 --> 00:05:22,131
‫شما باید جوزف باشید.‬

118
00:05:24,656 --> 00:05:26,528
‫فقط یه آخور کم داریم، نه؟‬

119
00:05:27,884 --> 00:05:29,190
‫خب، حالا دیدی.‬

120
00:05:29,307 --> 00:05:30,937
‫و مامانت می‌گفت اصلاً شوخ‌طبع نیستی.‬

121
00:05:31,054 --> 00:05:32,708
‫اوه.‬

122
00:05:36,494 --> 00:05:37,843
‫سلام.‬

123
00:05:37,974 --> 00:05:39,715
‫اوه، سلام. بفرمایید تو.‬

124
00:05:39,845 --> 00:05:41,805
‫فقط یه سری از لباس‌های قدیمی سی‌سی رو آوردم.‬

125
00:05:41,830 --> 00:05:43,310
‫اوه، ممنونم.‬

126
00:05:43,545 --> 00:05:44,763
‫می‌دونم قبلاً هم گفتم...‬

127
00:05:44,894 --> 00:05:47,026
‫فعلاً با بچه‌دار شدن مشکل ندارم.‬

128
00:05:47,157 --> 00:05:49,638
‫خب، منم همین رو گفتم، بعدش دوقلو آوردم.‬

129
00:05:49,768 --> 00:05:52,249
‫دوقلو. ‬

130
00:05:52,380 --> 00:05:53,990
‫اوه، چه گل‌های قشنگی.‬

131
00:05:54,121 --> 00:05:55,861
‫اِ، بـ بله.‬

132
00:05:55,992 --> 00:05:57,646
‫ام، ممنونم.‬

133
00:05:57,776 --> 00:05:59,038
‫کارتِش چیه؟‬

134
00:05:59,169 --> 00:06:00,562
‫اوه، اِ... هیچی.‬

135
00:06:00,692 --> 00:06:02,085
‫هیچی.‬

136
00:06:02,216 --> 00:06:04,174
خدای من، تو رفتی سر قرار.‬

137
00:06:04,305 --> 00:06:06,045
‫اسم خدا رو الکی نبر.‬

138
00:06:06,176 --> 00:06:09,310
‫ای وای، تو رفتی سر قرار.‬

139
00:06:09,440 --> 00:06:12,095
‫قرار نبود، فقط یه فنجان قهوه بود.‬

140
00:06:12,226 --> 00:06:13,792
پس برات گل هم فرستاده؟‬

141
00:06:13,923 --> 00:06:15,054
‫اون یه جنتلمنه.‬

142
00:06:15,185 --> 00:06:17,231
‫خب، قرارِ دوم کیه؟‬

143
00:06:17,361 --> 00:06:19,058
‫به تو ربطی نداره.‬

144
00:06:19,189 --> 00:06:21,583
‫ای بابا، به نظرم عالیه. خوشحالم برات.‬

145
00:06:21,713 --> 00:06:24,063
‫حق نداری به جرجی بگی.‬

146
00:06:24,194 --> 00:06:26,414
‫این راز رو تا قبر با خودم می‌برم.‬

147
00:06:26,544 --> 00:06:28,416
‫یا تا عروسی، اگه همه‌چی خوب پیش بره.‬

148
00:06:29,547 --> 00:06:30,766
‫عروسی در کار نیست.‬

149
00:06:30,896 --> 00:06:34,335
‫اون فقط یه مردِ خوبه که... یه مردِ خوبه.‬

150
00:06:34,465 --> 00:06:38,034
‫هوم. چقدر خوب منظورته؟‬

151
00:06:38,165 --> 00:06:39,557
‫کارمون تموم شد؟‬

152
00:06:39,582 --> 00:06:42,063
‫هی، شاید این لباس‌های بچه به کارت بیاد.‬

153
00:06:43,822 --> 00:06:45,172
‫باشه، تمومش می‌کنیم.‬

154
00:06:53,180 --> 00:06:55,356
‫شما قهرمان ۱۰۰ هزار دلاری ما شدید.‬

155
00:06:55,486 --> 00:06:56,574
‫به شما تبریک می‌گوییم.‬

156
00:06:56,705 --> 00:06:58,663
‫وای.‬

157
00:06:58,688 --> 00:07:00,231
‫- اجازه بدید همه شرکت‌کنندگان رو بیاریم... - ‬

158
00:07:00,361 --> 00:07:02,319
‫عجب پولِ گنده ایه، نه؟‬

159
00:07:02,450 --> 00:07:04,669
‫من یه ارگ ورلیتزر غول‌پیکر می‌خریدم‬

160
00:07:04,694 --> 00:07:07,175
‫و سینمای صامت خودم رو باز می‌کردم.‬

161
00:07:09,805 --> 00:07:11,110
‫تو چی، جرجی؟‬

162
00:07:11,241 --> 00:07:12,697
‫با این حجم پول چی کار می‌کردی؟‬

163
00:07:12,721 --> 00:07:14,505
‫نیازی به فکر کردن نیست.‬

164
00:07:14,636 --> 00:07:16,333
‫نصفش رو برای شهریه‌ی دانشگاه سی‌سی کنار می‌ذاشتم‬

165
00:07:16,358 --> 00:07:18,360
‫و نصف دیگه‌اش رو تو سهام و اوراق قرضه سرمایه‌گذاری می‌کردم.‬

166
00:07:20,124 --> 00:07:21,295
‫کسل‌کننده!‬

167
00:07:23,645 --> 00:07:24,776
‫سلام.‬

168
00:07:24,907 --> 00:07:26,343
‫سلام، کجا بودی؟‬

169
00:07:26,474 --> 00:07:28,147
‫یه سری از لباس‌های قدیمی سی‌سی رو بردم کلیسا.‬

170
00:07:28,171 --> 00:07:29,738
‫- اوه، مامانمو دیدی؟‬
‫- آره.‬

171
00:07:29,868 --> 00:07:31,609
‫- حالش چطوره؟‬
‫- خوبه.‬

172
00:07:31,740 --> 00:07:33,307
‫خیلی خوبه.‬

173
00:07:33,437 --> 00:07:34,699
‫«خیلی خوبه»؟‬

174
00:07:34,830 --> 00:07:37,006
‫خب، خوبِ معمولی. به اندازه کافی خوب.‬

175
00:07:37,136 --> 00:07:39,226
‫اینجا چه خبره؟‬

176
00:07:39,356 --> 00:07:41,532
‫اوه، داشتیم حرف می‌زدیم که یه نفر با یه درآمد بادآورده‌ی‬

177
00:07:41,663 --> 00:07:43,621
‫بزرگ چی کار می‌کنه.‬

178
00:07:43,752 --> 00:07:46,668
رودئو درایو، عزیزم.‬

179
00:07:47,712 --> 00:07:49,497
‫خفه شو.‬

180
00:07:53,414 --> 00:07:54,849
‫داری به کی زنگ می‌زنی؟‬

181
00:07:54,980 --> 00:07:56,634
‫- مامانم.‬
‫- چرا؟‬

182
00:07:56,765 --> 00:07:58,027
‫فقط می‌خوام یه حالی بپرسم.‬

183
00:07:58,157 --> 00:07:59,768
‫بهت گفتم حالش خوبه.‬

184
00:07:59,898 --> 00:08:01,117
‫سلام، میسی.‬

185
00:08:01,248 --> 00:08:02,684
‫چی می‌خوای؟‬

186
00:08:02,814 --> 00:08:05,382
‫- مامان اونجاست؟‬
‫- اِ، نه.‬

187
00:08:05,513 --> 00:08:06,949
‫- کجاست پس؟‬
‫- وایسا.‬

188
00:08:07,079 --> 00:08:09,343
‫ساکت!‬

189
00:08:09,473 --> 00:08:11,170
‫داری مهمونی می‌گیری؟‬

190
00:08:11,301 --> 00:08:12,302
‫فقط دو تا دوستن.‬

191
00:08:12,433 --> 00:08:13,303
‫خب، مامان کجاست؟‬

192
00:08:13,434 --> 00:08:14,957
‫سر قراره.‬

193
00:08:15,087 --> 00:08:17,220
‫چی؟ نه، خودش گفت آماده نیست.‬

194
00:08:17,351 --> 00:08:19,004
‫نه، این تو بودی که گفتی آماده نیست.‬

195
00:08:19,135 --> 00:08:20,702
‫من باید برم. یه چیزی آتیش گرفت.‬

196
00:08:21,833 --> 00:08:23,922
‫میسی! میسی!‬

197
00:08:24,053 --> 00:08:26,185
‫اصلاً باورت نمی‌شه.‬

198
00:08:26,316 --> 00:08:27,665
‫مامانم رفته سر قرار.‬

199
00:08:27,796 --> 00:08:28,796
‫نه.‬

200
00:08:36,560 --> 00:08:39,041
‫چه جور آدمی با زنِ یه مرده میره سر قرار؟‬

201
00:08:40,266 --> 00:08:42,190
‫باید سعی کنی خوشحال باشی براش.‬

202
00:08:42,320 --> 00:08:43,360
‫این می‌تونه واقعاً خوب باشه.‬

203
00:08:43,385 --> 00:08:44,995
‫اوه، واقعاً خوب باشه؟‬

204
00:08:45,020 --> 00:08:46,127
‫پس دلیل اینکه وقتی تو کلیسا دیدیش‬

205
00:08:46,152 --> 00:08:47,589
‫حالش «خیلی خوب» بود، این بود؟‬

206
00:08:47,848 --> 00:08:50,111
‫ببین، اون تأکید داشت که به تو نگم،‬

207
00:08:50,136 --> 00:08:51,592
‫و می‌دونی وقتی یه چیزی رو
محکم می‌خواد چه شکلی میشه.‬

208
00:08:51,617 --> 00:08:53,575
‫وحشتناکه.‬

209
00:08:53,600 --> 00:08:55,602
‫اصلاً راجع‌ به این مرد چی می‌دونیم؟‬

210
00:08:55,943 --> 00:08:58,946
‫فقط اینکه مرد خوبیه و براش گل فرستاده.‬

211
00:08:59,077 --> 00:09:01,122
‫چی؟ یعنی این قرارِ اولشون نبوده؟‬

212
00:09:01,212 --> 00:09:03,475
‫شاید، مـ من نمی‌دونم.‬

213
00:09:03,500 --> 00:09:05,197
‫می‌دونی، واقعاً به من ربطی نداره.‬

214
00:09:06,530 --> 00:09:08,532
‫اصلاً چرا وقتمو با حرف زدن با تو تلف می‌کنم؟‬

215
00:09:08,557 --> 00:09:09,557
موافقم.‬

216
00:09:11,000 --> 00:09:17,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

217
00:09:18,025 --> 00:09:19,358
‫اوه، سلام.‬

218
00:09:19,395 --> 00:09:20,831
‫به من «سلام» نگو.‬

219
00:09:20,968 --> 00:09:21,968
‫ببخشید؟‬

220
00:09:22,100 --> 00:09:22,927
‫فکر کردم توافق کردیم‬

221
00:09:22,952 --> 00:09:23,952
‫که تو آماده نیستی.‬

222
00:09:24,145 --> 00:09:25,451
‫مندی بهت گفت؟‬

223
00:09:25,582 --> 00:09:26,974
‫نه، میسی بهم گفت،‬

224
00:09:27,105 --> 00:09:29,977
‫ولی مندی بهم گفت تو بهش گفتی که بهم نگه.‬

225
00:09:30,108 --> 00:09:32,153
‫از روی صندلی من بلند شو.‬

226
00:09:32,980 --> 00:09:37,376
‫ با اینکه به تو ربطی نداره، اما...‬

227
00:09:37,514 --> 00:09:39,951
‫از وقت گذروندن با اون لذت می‌برم.‬

228
00:09:40,074 --> 00:09:41,598
‫پس بابا چی؟‬

229
00:09:41,728 --> 00:09:43,687
‫پدرت دلش می‌خواست من خوشحال باشم.‬

230
00:09:43,817 --> 00:09:45,515
نه، نمی‌خواست.‬

231
00:09:45,645 --> 00:09:47,734
‫جرجی، خیلی دوستت دارم،‬

232
00:09:47,759 --> 00:09:49,630
‫ولی الان نزدیکه کنترلم رو از دست بدم.‬

233
00:09:49,867 --> 00:09:51,869
‫اوه، چقدر بداخلاقی. شب دیر اومدی؟‬

234
00:09:53,044 --> 00:09:54,524
‫تا سه می‌شمرم.‬

235
00:09:54,549 --> 00:09:56,353
‫وقتی تو داشتی ول می‌گشتی،
میسی مهمونی گرفته بود.‬

236
00:09:56,482 --> 00:09:58,092
‫می‌دونم.‬

237
00:09:58,223 --> 00:09:59,224
‫یک.‬

238
00:09:59,354 --> 00:10:00,634
‫می‌خوای چی کار کنی، منو تنبیه کنی؟‬

239
00:10:00,747 --> 00:10:01,966
‫دو.‬

240
00:10:02,096 --> 00:10:03,358
‫من یه مردِ بالغ‌ام.‬

241
00:10:03,489 --> 00:10:04,490
‫سه!‬

242
00:10:04,561 --> 00:10:06,171
‫این هنوز تموم نشده!‬

243
00:10:10,496 --> 00:10:12,672
‫همون مردی که می‌خواستم ببینم.‬

244
00:10:12,803 --> 00:10:14,152
‫اوه، سلام.‬

245
00:10:14,282 --> 00:10:16,067
یه سوال تو انجیل چیزی هست‬

246
00:10:16,197 --> 00:10:18,077
‫که بگه یه زن بعد از مرگ شوهرش‬

247
00:10:18,156 --> 00:10:19,766
‫باید چقدر صبر کنه تا دوباره بره سر زندگی‌ش؟‬

248
00:10:19,791 --> 00:10:22,271
‫اوه خدای من، جرجی، سلامتیت خوبه؟‬

249
00:10:22,508 --> 00:10:24,467
‫این راجع‌ به من نیست.‬

250
00:10:24,597 --> 00:10:26,251
‫البته، گاهی یبوست می‌گیرم،‬

251
00:10:26,287 --> 00:10:28,289
‫ولی چیز مهلکی نیست.‬

252
00:10:28,314 --> 00:10:31,317
‫باشه، و در حقیقت انجیل به این موضوع اشاره کرده.‬

253
00:10:31,648 --> 00:10:33,258
‫بفرمایید.‬

254
00:10:34,346 --> 00:10:37,436
‫اول قرنتیان، امم، ۷:۳۹.‬

255
00:10:37,567 --> 00:10:41,396
‫«یک زن تا زمانی که شوهرش زنده است، به او پایبند است.»‬

256
00:10:41,527 --> 00:10:43,181
‫عاشقشم.‬

257
00:10:43,311 --> 00:10:44,724
‫«اما اگر شوهرش بمیرد، او آزاد است‬

258
00:10:44,748 --> 00:10:47,185
‫با هر کس که دلش می‌خواهد ازدواج کند.«‬

259
00:10:47,315 --> 00:10:49,404
‫ دیگه چی داری؟‬

260
00:10:49,535 --> 00:10:51,537
‫خب، اِ... بذار ببینم.‬

261
00:10:51,668 --> 00:10:52,756
‫اوه.‬

262
00:10:52,886 --> 00:10:53,931
‫این یکی رو امتحان کنیم.‬

263
00:10:54,061 --> 00:10:56,586
‫اول تیموتاوس ۵:۱۴.‬

264
00:10:56,716 --> 00:11:00,024
‫«پس می‌خواهم بیوه‌های جوان‌تر ازدواج کنند، بچه‌دار شوند...»‬

265
00:11:00,154 --> 00:11:02,679
‫بچه‌دار؟ بعدی.‬

266
00:11:03,399 --> 00:11:05,681
‫حس می‌کنم دنبال یه راهنمایی جایگزین هستی.‬

267
00:11:05,706 --> 00:11:08,187
‫قابل گول زدن نیستی. ادامه بده.‬

268
00:11:08,429 --> 00:11:11,476
‫باشه. خب، اِ... این چطوره؟‬

269
00:11:11,601 --> 00:11:14,342
‫«به بیوه‌ها و مجردان می‌گویم‬

270
00:11:14,413 --> 00:11:17,764
‫که بهتر است مثل من مجرد بمانند.«‬

271
00:11:17,808 --> 00:11:20,288
«اما اگر نمی‌توانند خودشان را کنترل کنند،»‬

272
00:11:20,566 --> 00:11:22,568
‫«باید ازدواج کنند، چون ازدواج کردن بهتر است‬

273
00:11:22,593 --> 00:11:24,377
‫تا اینکه در آتش هوس بسوزند.»

274
00:11:24,614 --> 00:11:26,224
جون به مرگم کردی.

275
00:11:27,573 --> 00:11:29,096
‫راجع‌ به ادیان دیگه چی؟‬

276
00:11:29,227 --> 00:11:31,577
‫خب، در سنت یهودی،‬

277
00:11:31,708 --> 00:11:35,102
‫عزاداری بیش از حد برای همسر، انتقاد از خدا محسوب میشه.‬

278
00:11:35,233 --> 00:11:37,017
‫ممنون که هیچ کمکی نکردی.‬

279
00:11:37,148 --> 00:11:38,802
‫درِ من همیشه بازه.‬

280
00:11:38,827 --> 00:11:40,238
‫آره.‬

281
00:11:40,368 --> 00:11:41,979
‫نباید باز باشه، ولی هست.‬

282
00:11:46,711 --> 00:11:48,713
‫خداوندا، نمی‌دونم چی کار کنم.‬

283
00:11:48,993 --> 00:11:50,934
‫شاید واقعاً خیلی زوده.‬

284
00:11:51,205 --> 00:11:53,164
‫مطمئناً برای جرجی خیلی زوده.‬

285
00:11:53,294 --> 00:11:55,079
‫اون واقعاً ناراحته،‬

286
00:11:55,104 --> 00:11:57,193
‫و من نمی‌خوام کارش رو سخت‌تر کنم.‬

287
00:11:59,578 --> 00:12:03,016
‫ولی چرا باید از اینکه یکم خوش می‌گذرونم احساس گناه کنم؟‬

288
00:12:03,127 --> 00:12:05,738
‫نمی‌تونم همش تو این خونه بمونم و غمگین باشم.‬

289
00:12:05,943 --> 00:12:07,945
‫فکر نمی‌کنم جرج این رو می‌خواست.‬

290
00:12:10,824 --> 00:12:13,174
‫اگه اون رو اون بالا دیدی،‬

291
00:12:13,445 --> 00:12:17,362
‫لطفاً بهش بگو هر روز بهش فکر می‌کنم‬

292
00:12:17,492 --> 00:12:19,190
‫و همیشه دلتنگش خواهم بود.‬

293
00:12:20,495 --> 00:12:22,236
‫آمین.‬

294
00:12:22,974 --> 00:12:27,544
بهش بگو کابوی‌ها امسال واقعاً خوب آماده‌ن.

295
00:12:35,336 --> 00:12:36,749
‫بفرمایید، خورخه. ممنون از اینکه از‬

296
00:12:36,773 --> 00:12:38,949
‫تنها آپاراتیِ متعلق به لاتین‌تبارها تو مدفورد حمایت کردی.‬

297
00:12:39,092 --> 00:12:40,790
‫مک‌آلیستر کیه؟‬

298
00:12:40,815 --> 00:12:43,905
‫اوه، تلفظش «مک‌آیستر» هست.‬

299
00:12:43,930 --> 00:12:45,613
‫برمی‌گرده به آزتک‌های باستانِ شما.‬

300
00:12:45,651 --> 00:12:47,261
‫باحاله.‬

301
00:12:47,286 --> 00:12:49,462
‫- سلام، میسی.‬
‫- جرجی کجاست؟‬

302
00:12:49,487 --> 00:12:51,160
‫رفته یدک‌کشی. نـ نباید مدرسه باشی؟‬

303
00:12:51,185 --> 00:12:53,143
‫آره. کی برمی‌گرده؟‬

304
00:12:54,060 --> 00:12:55,777
‫نمی‌دونم، می‌خوای بهش پیغام بدم؟‬

305
00:12:55,922 --> 00:12:58,664
‫آره، بهش بگو تو
زندگی عاشقانه‌ی مامانمون دخالت نکنه،‬

306
00:12:58,795 --> 00:13:00,033
‫و اگه با این قضیه مشکلی داره،‬

307
00:13:00,057 --> 00:13:01,580
‫پس با من طرفه.‬

308
00:13:01,605 --> 00:13:03,476
‫با کمال میل اینو بهش می‌گم.‬

309
00:13:09,327 --> 00:13:10,415
اوضاع ‫چطوره؟‬

310
00:13:10,545 --> 00:13:11,938
‫خوبه. خواهرت سر زد.‬

311
00:13:12,069 --> 00:13:13,897
‫واقعاً؟ چی می‌خواست؟‬

312
00:13:14,027 --> 00:13:15,947
‫زندگی عاشقانه‌ی مادرت به تو ربطی نداره،‬

313
00:13:16,073 --> 00:13:18,051
‫و اگه با این قضیه مشکلی داری، با من طرفی!‬

314
00:13:18,075 --> 00:13:21,165
‫و برای روشن شدن قضیه، «من» یعنی میسی.‬

315
00:13:21,295 --> 00:13:22,427
‫فهمیدم.‬

316
00:13:22,557 --> 00:13:23,863
‫حرفم تموم نشده.‬

317
00:13:23,994 --> 00:13:26,561
‫چه جور پسری باعث میشه مادرش احساس بدی پیدا کنه‬

318
00:13:26,586 --> 00:13:28,259
‫به خاطر اینکه می‌خواد کمی خوشبختی تو دنیا پیدا کنه؟‬

319
00:13:28,284 --> 00:13:29,808
‫یه پسرِ بد، از اون مدلا.‬

320
00:13:34,091 --> 00:13:35,701
‫کار گاراژ چطوره؟‬

321
00:13:35,832 --> 00:13:36,920
‫عالیه.‬

322
00:13:37,050 --> 00:13:39,400
‫خوبه.‬

323
00:13:39,531 --> 00:13:41,489
‫قرارداد سرویس مدرسه رو با هیئت مدرسه‌ها تمدید کردی؟‬

324
00:13:41,620 --> 00:13:42,839
‫آره.‬

325
00:13:44,014 --> 00:13:46,581
‫سعی کردم. دیگه تمومه.‬

326
00:13:46,712 --> 00:13:48,453
‫فقط بهشون بگو، جرجی.‬

327
00:13:48,478 --> 00:13:50,785
‫- میشه خواهش کنم بیخیال شی؟‬
‫- بگو.‬

328
00:13:50,810 --> 00:13:54,335
‫مامانم تصمیم گرفته بابام رو جایگزین کنه.‬

329
00:13:55,567 --> 00:13:56,588
‫این چیزی نیست که داره اتفاق می‌افته.‬

330
00:13:56,766 --> 00:13:58,071
‫خب، حسِ من اینه.‬

331
00:13:58,101 --> 00:14:01,060
‫اون با یه مرد خوب رفت شام، همین.‬

332
00:14:01,085 --> 00:14:02,728
‫من و تو هم یه بار رفتیم شام.‬

333
00:14:02,753 --> 00:14:04,102
‫بوم، حامله شدی.‬

334
00:14:04,251 --> 00:14:05,688
داری مسخره بازی درمیاری.‬

335
00:14:05,905 --> 00:14:07,167
‫فقط یک سال گذشته.‬

336
00:14:07,298 --> 00:14:08,298
‫یک سال و نیم.‬

337
00:14:08,386 --> 00:14:09,953
‫می‌تونم یه چیزی بگم؟‬

338
00:14:09,978 --> 00:14:12,198
‫واقعاً؟ می‌خوای وارد این میدان مین بشی؟‬

339
00:14:13,783 --> 00:14:15,872
‫مادرت هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنه‬

340
00:14:15,897 --> 00:14:18,378
و دست از دوست داشتن پدرت نمی‌کشه.‬

341
00:14:18,526 --> 00:14:19,876
‫و فکر می‌کنم خیلی شجاعانه‌ست‬

342
00:14:19,901 --> 00:14:21,599
‫که سعی داره یه زندگی کامل داشته باشه.‬

343
00:14:24,315 --> 00:14:26,317
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم بهتر پیش رفت.‬

344
00:14:27,448 --> 00:14:28,580
‫فقط دردناکه.‬

345
00:14:28,711 --> 00:14:29,886
‫می‌فهمم.‬

346
00:14:29,911 --> 00:14:32,131
‫واقعاً می‌فهمی؟ بابات همین‌جا نشسته.‬

347
00:14:33,021 --> 00:14:35,399
‫خب، نه خیلی. ببین چقدر کَره روی اون سیب‌زمینیه.‬

348
00:14:36,876 --> 00:14:39,270
‫دلیلی دستم نده که بیشتر از وصیت‌نامه حذفت کنم.‬

349
00:14:39,409 --> 00:14:41,367
‫ببخشید.‬

350
00:14:45,466 --> 00:14:46,816
‫اگه مندی از وصیت‌نامه حذف شه،‬

351
00:14:46,946 --> 00:14:48,600
‫یعنی همه چی به من می‌رسه؟‬

352
00:14:50,645 --> 00:14:52,691
‫سؤال بله یا خیره.‬

353
00:15:03,876 --> 00:15:05,617
‫می‌خوای راجع‌ بهش حرف بزنی؟‬

354
00:15:05,748 --> 00:15:07,445
‫نه واقعاً.‬

355
00:15:07,575 --> 00:15:08,881
‫جرجی.‬

356
00:15:09,012 --> 00:15:10,448
‫چی باید گفت؟‬

357
00:15:10,584 --> 00:15:12,238
‫من اشتباه می‌کنم، باید بی‌خیال شم.‬

358
00:15:12,863 --> 00:15:15,169
‫نه. منظورم اینه که اینجا هیچ اشتباهی نیست.‬

359
00:15:15,300 --> 00:15:16,823
‫تو احساسی داری که داری.‬

360
00:15:16,954 --> 00:15:19,043
‫اما این به این معنی هم هست‬

361
00:15:19,068 --> 00:15:20,508
‫که مامانت هم حق داره احساسی رو که داره، داشته باشه.‬

362
00:15:24,178 --> 00:15:25,963
‫همین الان بهت می‌گم،‬

363
00:15:26,093 --> 00:15:27,704
‫من هیچ‌وقت به این مرد «بابا» نمی‌گم.‬

364
00:15:28,821 --> 00:15:30,736
‫باشه، باید آروم باشی.‬

365
00:15:30,775 --> 00:15:32,575
‫جدی می‌گم، من نمی‌برمش پای محراب.‬

366
00:15:32,796 --> 00:15:33,927
‫اوه، خدای من.‬

367
00:15:34,058 --> 00:15:35,233
‫بذار شلدون این کارو کنه.‬

368
00:15:35,364 --> 00:15:36,582
‫داری دیوونه‌بازی درمیاری، باشه؟‬

369
00:15:36,607 --> 00:15:37,912
‫اون فقط رفته سر قرار.‬

370
00:15:37,937 --> 00:15:40,853
‫من مامانم رو می‌شناسم. اون قرار
نمی‌ذاره، اون متعهد میشه.‬

371
00:15:40,915 --> 00:15:42,195
‫باشه، خب، این مرده چیه؟

372
00:15:42,338 --> 00:15:44,138
اصلا از کجا معلوم اون آماده‌ست یا نه؟

373
00:15:44,262 --> 00:15:45,542
‫اون خوشگله و آشپزیش عالیه.‬

374
00:15:45,567 --> 00:15:47,134
‫اون هیچ‌جا نمیره.‬

375
00:15:48,638 --> 00:15:49,789
آخه صلاً چی راجع‌ به این مرد می‌دونی؟‬

376
00:15:49,813 --> 00:15:51,205
‫اصلاً شغلی داره؟‬

377
00:15:51,336 --> 00:15:52,511
‫نمی‌دونم.‬

378
00:15:52,642 --> 00:15:53,730
‫بچه چطور؟‬

379
00:15:53,860 --> 00:15:55,688
از کجا بدونم.

380
00:15:55,713 --> 00:15:57,541
‫خب، چقدر از مرگ زنش گذشته؟‬

381
00:15:57,777 --> 00:15:59,562
‫باشه، باشه، فهمیدم منظورِت چیه.‬

382
00:15:59,692 --> 00:16:01,172
‫واقعاً فهمیدی؟‬

383
00:16:01,197 --> 00:16:02,894
‫آره، باید یه کارآگاه خصوصی استخدام کنم‬

384
00:16:02,919 --> 00:16:05,531
‫و هر چیزی که می‌تونم رو راجع‌ به این عوضی بفهمم.‬

385
00:16:08,658 --> 00:16:10,181
اوه، این خوبه.‬

386
00:16:12,357 --> 00:16:14,379
تعجب می‌کنم مادرت هیچ‌وقت نخواست تو رو هم سر قرار بفرسته.‬

387
00:16:14,403 --> 00:16:15,708
اون هیچ‌وقت نپرسید.‬

388
00:16:15,839 --> 00:16:18,189
‫ ببخشید که این بحث رو پیش کشیدم.‬

389
00:16:19,756 --> 00:16:22,759
یه کم خرده ریزه رفته تو سبیلت.

390
00:16:22,889 --> 00:16:25,152
لعنتی. داشتم به تراشیدنش فکر می‌کردم.‬

391
00:16:25,283 --> 00:16:26,283
اوه، این کارو نکن.‬

392
00:16:26,328 --> 00:16:27,368
تام سلک شدی.‬

393
00:16:35,540 --> 00:16:37,281
‫داشتم به وصیت‌نامه‌مون فکر می‌کردم.‬

394
00:16:38,370 --> 00:16:40,154
‫یه نقشه‌ی جدید دارم که می‌خوام پیشنهاد بدم.‬

395
00:16:40,386 --> 00:16:42,301
‫گوش می‌کنم.‬

396
00:16:42,431 --> 00:16:45,565
‫قبل از اینکه بمیریم، همه‌شو برای خودمون خرج کنیم.‬

397
00:16:46,740 --> 00:16:48,829
‫و هیچی برای بچه‌ها نذاریم؟‬

398
00:16:48,959 --> 00:16:50,396
‫حتی یه پِنی هم نه.‬

399
00:16:51,794 --> 00:16:53,405
‫صرف چی کنیم؟‬

400
00:16:53,529 --> 00:16:54,922
‫نمی‌دونم.‬

401
00:16:56,489 --> 00:16:58,839
‫همیشه دلم می‌خواست یه کامیون هیولا داشته باشم.‬

402
00:16:58,969 --> 00:17:00,710
‫کامیون هیولا؟‬

403
00:17:00,841 --> 00:17:02,669
‫یه کامیون معمولیه، ولی هیولاست.‬

404
00:17:04,018 --> 00:17:06,062
‫تو چی؟ تو چی می‌خوای؟‬

405
00:17:06,194 --> 00:17:08,718
‫یکی از اون کشتی‌های تفریحی که دور دنیا میرن.‬

406
00:17:08,849 --> 00:17:11,460
‫آه، کامیون هیولای دریا.‬

407
00:17:12,504 --> 00:17:14,333
‫دیگه چی؟‬

408
00:17:14,463 --> 00:17:16,770
‫دوست دارم پاپ رو ببینم.‬

409
00:17:16,899 --> 00:17:18,292
‫می‌تونی بخریش؟‬

410
00:17:18,430 --> 00:17:20,039
‫کلیسای کاتولیکه.‬

411
00:17:20,165 --> 00:17:21,862
‫معلومه که می‌تونی بخریش.‬

412
00:17:23,733 --> 00:17:24,778
‫نوبت توئه.‬

413
00:17:26,345 --> 00:17:27,781
‫خب، می‌دونی، همیشه آرزو داشتم‬

414
00:17:27,911 --> 00:17:29,348
‫که برنده کنتاکی دربی بشم.‬

415
00:17:29,478 --> 00:17:31,176
‫اوه.‬

416
00:17:31,219 --> 00:17:33,874
‫تو برای اینکه یه سوارکار باشی، یکم بزرگ نیستی؟‬

417
00:17:33,937 --> 00:17:36,375
‫قرار نیست سوار اسب شم، می‌خوام صاحبش باشم.‬

418
00:17:36,659 --> 00:17:37,921
‫خیلی خب.‬

419
00:17:38,052 --> 00:17:39,575
‫اوه، اگه داریم می‌ریم دربی،‬

420
00:17:39,706 --> 00:17:42,752
‫باید یه کلاه بزرگ و شیک برای خودم بگیرم.‬

421
00:17:42,777 --> 00:17:45,301
برای منم یکی بگیر. من زود آفتاب‌سوخته می‌شم.‬

422
00:17:50,586 --> 00:17:51,848
‫داریم خودخواهانه رفتار می‌کنیم،‬

423
00:17:51,878 --> 00:17:53,967
‫که هیچی برای بچه‌ها نمی‌ذاریم؟‬

424
00:17:55,809 --> 00:17:57,463
‫حسِ خوبی داره، نه؟‬

425
00:17:58,551 --> 00:18:00,379
‫آره، داره.‬

426
00:18:01,597 --> 00:18:03,643
‫الان برمی‌گردم.‬

427
00:18:03,773 --> 00:18:05,035
‫کجا می‌ری؟‬

428
00:18:05,060 --> 00:18:07,323
‫که بهشون بگم دیگه روی پای خودشون هستن.‬

429
00:18:07,560 --> 00:18:09,126
‫منم می‌خوام بیام.‬

430
00:18:10,000 --> 00:18:30,000
« ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز »
.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.

