1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

2
00:00:06,137 --> 00:00:09,958
‫[ این داستان ساختگی است. هرگونه شباهت
‫با اشخاص واقعی، زنده یا درگذشته، کاملاً تصادفی است ]

3
00:00:12,446 --> 00:00:17,289
‫در اواخر ماه مه ۱۹۸۰، بطور دقیق ۲۳ام مه،
‫فیلم «درخشش» اکران شد

4
00:00:17,556 --> 00:00:19,794
‫و من می‌خواستم در اولین فرصت آن را ببینم

5
00:00:32,052 --> 00:00:35,258
‫شیفته‌ی کتاب شاهکار
‫استیون کینگ شده بودم

6
00:00:35,259 --> 00:00:37,259
‫همچنان هم از اصلی‌ترین رمان‌هایی است

7
00:00:37,271 --> 00:00:39,066
‫که مرا به نویسندگی علاقمند کرد

8
00:00:41,972 --> 00:00:43,505
‫در واقع، به محض اینکه

9
00:00:43,517 --> 00:00:45,578
‫خواندنِ «درخشش» را برای بار سوم تمام کردم

10
00:00:45,579 --> 00:00:47,644
‫شروع به نوشتن رمان خودم کردم

11
00:00:47,656 --> 00:00:50,022
‫که در نهایت شد رمان «کمتر از صفر»

12
00:00:52,727 --> 00:00:54,421
‫اولین باری بود که بدون بچه‌ها

13
00:00:54,433 --> 00:00:56,266
‫برای دیدن یک فیلم تا وست‌وود می‌رفتم

14
00:00:56,267 --> 00:00:59,473
‫و بی‌نهایت احساس بالغ بودن می‌کردم
‫وقتی در آن صبحِ شنبه

15
00:00:59,673 --> 00:01:03,850
‫با مرسدس ۴۵۰ اس‌ال مشکی پدرم
‫در جاده مالهالند گاز می‌دادم

16
00:01:04,718 --> 00:01:09,092
‫یک تانک دو در که با خودروی اسپرتی
‫که در دوران نوجوانی می‌خواستم

17
00:01:09,093 --> 00:01:10,595
‫بسیار فاصله داشت

18
00:01:21,918 --> 00:01:24,355
‫نمی‌دانم چرا، اما به یاد دارم

19
00:01:24,356 --> 00:01:27,496
‫که یک پیراهن مد روز
‫رالف لورن بر تن داشتم

20
00:01:27,764 --> 00:01:29,734
‫پیرهنی قهوه‌ای با چند خط سفیدخاکستری

21
00:01:29,834 --> 00:01:32,539
‫به همراه شلوار جین کلوین کلاین
‫و یک جفت کفش گوچی

22
00:01:37,249 --> 00:01:38,752
‫یه بلیت لطفاً

23
00:01:40,088 --> 00:01:41,223
‫سه دلار

24
00:01:44,224 --> 00:01:46,224
‫[ درخشش ]

25
00:01:48,405 --> 00:01:55,405
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
<font color="#ff0000">‫ H o s s e i n T L </font>

26
00:01:57,022 --> 00:01:58,124
‫ممنون

27
00:02:04,504 --> 00:02:08,311
‫در سکوتی آمیخته با احترام نشستم
‫و به پرده ۷۰ میلی‌متری زل زدم

28
00:02:09,213 --> 00:02:11,289
‫حال که این را می‌نویسم،
‫باورم نمی‌شود که

29
00:02:11,301 --> 00:02:13,388
‫۲۰ دقیقه تمام به حال خودم رها شده بودم

30
00:02:13,588 --> 00:02:15,291
‫بیکار نشسته بودم

31
00:02:15,292 --> 00:02:18,164
‫و به چیزهای مختلف فکر می‌کردم،
‫به دوستانم تام و سوزان

32
00:02:18,165 --> 00:02:20,669
‫منتظر بودم بدون آنکه بخواهم
‫چیزی باشد تا حواسم را پرت کند

33
00:02:20,803 --> 00:02:22,940
‫مثل گوشی‌های هوشمند
‫یا رسانه‌های اجتماعی

34
00:02:25,713 --> 00:02:28,293
‫چراغ‌های سینما به آرامی تاریک شدند

35
00:02:28,303 --> 00:02:30,623
‫و همان موقع بود که آن پسر را دیدم

36
00:02:31,056 --> 00:02:33,929
‫به همین دلیل است که هیچ‌گاه
‫تماشای «درخشش» را

37
00:02:34,129 --> 00:02:38,505
‫در ۲۴ام مه ۱۹۸۰، ساعت ۱۰ صبح
‫در سینمای وست‌وود فراموش نکرده‌ام

38
00:02:39,206 --> 00:02:42,714
‫در گوشه‌ای نزدیک راهرو بودم که او را دیدم

39
00:02:49,092 --> 00:02:53,134
‫پسری چنان خیره‌کننده و جذاب
‫که در ابتدا تصور کردم یا بازیگر سینماست

40
00:02:53,135 --> 00:02:55,238
‫یا مدل مجله جی‌کیو

41
00:02:56,908 --> 00:02:58,144
‫قدبلند بود

42
00:02:58,277 --> 00:03:00,950
‫بدون شک سرتاپایش برنزه بود

43
00:03:02,788 --> 00:03:07,329
‫این پسر غریزه‌ای را در وجودم بیدار کرد
‫که تا آن زمان حس نکرده بودم

44
00:03:09,299 --> 00:03:12,305
‫نیاز داشتم با او دوست شوم.
‫باید مال من می‌شد

45
00:03:17,283 --> 00:03:18,767
‫لوگوی وارنر برادرز بزرگ و بزرگ‌تر شد

46
00:03:18,779 --> 00:03:20,757
‫و تیتراژ آغازین فیلم شروع شد

47
00:03:20,890 --> 00:03:22,816
‫و چند نمای هوایی از فولکس‌واگنِ خانواده

48
00:03:22,828 --> 00:03:25,165
‫که به سمت هتل اوِرلوک می‌رفتند پخش شد

49
00:03:36,120 --> 00:03:39,761
‫حتماً از من بزرگ‌تر بود؛
‫شاید دانشجوی یوسی‌ال‌اِی بوده

50
00:03:52,854 --> 00:03:55,871
‫مسحور به تماشا نشستم
‫تا زمانی که این پسر

51
00:03:55,883 --> 00:03:59,500
‫این خدا، از زاویه دیدم ناپدید شد

52
00:04:00,069 --> 00:04:02,639
‫متوجه زل زدنم شد
‫و نگاهش را برگرداند

53
00:04:02,974 --> 00:04:05,278
‫اما پیش از آن، با نگاهی طولانی مرا برانداز کرد

54
00:04:05,279 --> 00:04:08,351
‫و من خیال‌پردازی کردم
‫که او هم به من علاقمند شده

55
00:04:17,002 --> 00:04:19,372
‫پس از پایان فیلم،
‫سرخورده شده بودم

56
00:04:19,373 --> 00:04:21,611
‫هیچ شباهتی به کتاب نداشت؛
‫حس کردم بهم خیانت شده

57
00:04:21,745 --> 00:04:23,584
‫وارد لابی شدم به این امید که

58
00:04:23,596 --> 00:04:25,719
‫آن پسر را پیدا کنم،
‫اما پیدایش نبود

59
00:04:27,823 --> 00:04:31,064
‫بیرون سینما منتظر ماندم،
‫اما آنجا هم نبود

60
00:04:31,598 --> 00:04:33,265
‫آن زمان نمی‌دانستم که

61
00:04:33,277 --> 00:04:35,104
‫دوباره این پسر را ملاقات خواهم کرد

62
00:04:35,204 --> 00:04:37,408
‫و نامش رابرت مالوری است

63
00:04:37,409 --> 00:04:38,950
‫و ورودش به دبیرستان ما

64
00:04:38,962 --> 00:04:41,017
‫و زندگی من، هم‌زمان می‌شود

65
00:04:41,183 --> 00:04:44,422
‫با آغاز فصلی از وحشت و کشتار
‫که همه‌مان را نابود می‌کرد

66
00:04:44,423 --> 00:04:45,691
‫پشت هم می‌گفت «ردرام»
‫(برعکس واژه "قتل" در انگلیسی)

67
00:04:45,703 --> 00:04:47,495
‫اون صحنه تا آخر عمر باهام می‌مونه

68
00:04:47,496 --> 00:04:49,734
‫«ردرام»؟ ولی...

69
00:05:01,290 --> 00:05:03,533
‫هنگام صحبت درباره آنچه در سال ۱۹۸۱

70
00:05:03,545 --> 00:05:05,799
‫بر ما گذشت، این به ذهنم خطور کرد

71
00:05:05,800 --> 00:05:11,310
‫که یک چیز کاملاً عیان است:
‫زندگی بچه‌های امروزه تا دسته آسان است

72
00:05:12,045 --> 00:05:15,217
‫قبول، این روزها نوجوان بودن
‫دشوار است چراکه باید با بلوغ،

73
00:05:15,218 --> 00:05:18,057
‫امیال جنسی و قلدری‌های اینترنتی
‫دست‌وپنجه نرم کنید

74
00:05:18,190 --> 00:05:20,104
‫اما برای نسل ما سخت‌تر بود

75
00:05:20,116 --> 00:05:22,665
‫ما با قاتلان زنجیره‌ای مواجه بودیم

76
00:05:22,666 --> 00:05:24,002
‫شدو

77
00:05:27,610 --> 00:05:28,679
‫شدو

78
00:05:33,756 --> 00:05:35,325
‫شدو؟

79
00:05:35,626 --> 00:05:38,465
‫اوایل دهه هشتاد،
‫دوران طلایی قاتلان زنجیره‌ای بود

80
00:05:38,933 --> 00:05:41,269
‫تمام اسطوره‌ها مشغول شکار بودند

81
00:05:41,270 --> 00:05:43,676
‫شکارچی شب،
‫خفه‌کننده‌ی هیل‌ساید

82
00:05:43,909 --> 00:05:45,444
‫شدو!

83
00:05:45,445 --> 00:05:47,348
‫در حالی که خودم را برای
‫ورود به سال آخر آماده می‌کردم...

84
00:05:47,349 --> 00:05:49,252
‫شدو

85
00:05:49,253 --> 00:05:51,357
‫هیچ نمی‌دانستم که من و دوستانم
‫هم قرار است شکار شویم

86
00:05:51,358 --> 00:05:54,731
‫آن هم توسطِ شاید
‫سادیستی‌ترینِ قاتلان زنجیره‌ای

87
00:06:12,600 --> 00:06:13,401
‫الو؟

88
00:06:18,612 --> 00:06:19,479
‫الو؟

89
00:06:22,452 --> 00:06:23,755
‫الو؟

90
00:06:47,202 --> 00:06:48,906
‫این داستان ماست

91
00:06:49,006 --> 00:06:51,110
‫برخی از ما از دبیرستان جان به در بردیم

92
00:06:51,111 --> 00:06:52,813
‫برخی جان باختیم

93
00:06:52,814 --> 00:06:55,118
‫اما هیچکداممان زنده بیرون نیامد

94
00:07:36,935 --> 00:07:39,373
‫عزیزم

95
00:07:48,759 --> 00:07:49,594
‫الو؟

96
00:07:57,375 --> 00:07:59,079
‫کی هستی؟

97
00:09:28,053 --> 00:09:31,323
‫[ گمشده ]
‫[ شَدو ]

98
00:10:33,054 --> 00:10:36,627
‫به یاد دارم بعدازظهر یکشنبه‌ی
‫پیش از روز کارگر بود

99
00:10:36,628 --> 00:10:40,035
‫و سال آخر ما قرار بود صبح سه‌شنبه

100
00:10:40,234 --> 00:10:41,939
‫هشتم سپتامبر ۱۹۸۱ آغاز شود

101
00:10:42,306 --> 00:10:44,443
‫و به یاد دارم که اصطبل وستریج

102
00:10:44,544 --> 00:10:46,981
‫روی صخره‌ای بالای مالیبو قرار داشت

103
00:10:46,982 --> 00:10:48,700
‫جایی که دوست‌دخترم، دبرا شیفر

104
00:10:48,712 --> 00:10:50,354
‫اسب جدیدش، اسپیریت،
‫را نگهداری می‌کرد

105
00:10:52,025 --> 00:10:54,964
‫من به تنهایی پشت سوزان رینولدز و تام رایت

106
00:10:55,131 --> 00:10:56,600
‫در بزرگراه ساحلی پاسیفیک رانندگی می‌کردم

107
00:11:03,314 --> 00:11:05,719
‫وقتی در ۱۶ سالگی در لس‌آنجلس
‫صاحب ماشین می‌شدی

108
00:11:05,953 --> 00:11:07,489
‫همه‌چیز سرعت می‌گرفت

109
00:11:07,590 --> 00:11:10,061
‫اکنون به گونه‌ای مستقل شده‌ای
‫که پیش از آن نبودی

110
00:11:10,261 --> 00:11:14,002
‫روی پای خودت ایستاده‌ای

111
00:11:14,202 --> 00:11:15,705
‫دیگر بالغ شده‌ای

112
00:11:19,914 --> 00:11:22,452
‫همین والدینمان را تشویق می‌کرد
‫که ساعت‌های بیشتری کار کنند

113
00:11:22,553 --> 00:11:24,523
‫یا با محدودیت‌های کمتری به مسافرت بروند

114
00:11:24,524 --> 00:11:27,494
‫و ما را در خانه‌های زیبا و خالیِ بل‌ایر

115
00:11:27,495 --> 00:11:30,568
‫بورلی‌هیلز یا بندیکت کنیون تنها بگذارند

116
00:11:30,569 --> 00:11:32,539
‫من و دوستانم نیز با این موضوع
‫مشکلی نداشتیم

117
00:11:32,540 --> 00:11:35,277
‫ما خانواده‌ی هم بودیم.
‫ما یکدیگر را بزرگ کردیم

118
00:11:37,550 --> 00:11:38,903
‫معمولاً روزمان را با قرار ناهار

119
00:11:38,915 --> 00:11:40,521
‫در رستوران همبرگر هملت شروع می‌کردیم

120
00:11:40,522 --> 00:11:42,960
‫جایی که پس از خرید بلیتِ
‫فیلم بعدی در سینما بروئین،

121
00:11:43,160 --> 00:11:46,232
‫در لژ‌های قرمز جمع می‌شدیم
‫تا پتی مِلت بخوریم

122
00:11:46,233 --> 00:11:48,437
‫شام را معمولاً در فودکورت می‌خوردیم

123
00:11:48,438 --> 00:11:51,310
‫هرازگاهی هم به آرکید می‌رفتیم
‫و اسپیس اینویدرز و پک‌من بازی می‌کردیم

124
00:11:53,247 --> 00:11:55,744
‫یا در فروشگاه تاور رکوردز دنبال
‫آهنگ‌های جدید می‌گشتیم

125
00:11:55,754 --> 00:12:00,361
‫یا در یکی از کتاب‌فروشی‌های بزرگ شهر،
‫کتاب‌ها را ورق می‌زدیم

126
00:12:01,029 --> 00:12:03,099
‫در سال ۱۹۸۱ پنج یا شش تا از آن‌ها وجود داشت

127
00:12:03,100 --> 00:12:04,136
‫خودشه

128
00:12:04,302 --> 00:12:06,038
‫حالا وجود ندارند

129
00:12:13,454 --> 00:12:16,994
‫در جاده پرپیچ‌وخمِ اصطبل،
‫پشت ماشین تام حرکت کردم

130
00:12:16,995 --> 00:12:20,669
‫و کنار بی‌ام‌و براق و نوی دبرا پارک کردیم

131
00:12:29,086 --> 00:12:32,324
‫دبی را در حالی یافتیم که داشت
‫اسپیریت را یورتمه می‌برد

132
00:12:32,325 --> 00:12:33,828
‫بترکون دبی!

133
00:12:33,829 --> 00:12:34,797
‫لباس سوارکاری‌اش را بر تن داشت

134
00:12:35,031 --> 00:12:35,766
‫اومدید بالاخره

135
00:12:43,480 --> 00:12:46,354
‫می‌دانستم که اسپیریت نمونه دیگری

136
00:12:46,453 --> 00:12:48,489
‫از بی‌مبالاتی و برخورداریِ دبی است

137
00:12:48,490 --> 00:12:51,930
‫هزینه نگهداری و اسکان
‫این حیوان نجومی بود

138
00:12:51,931 --> 00:12:53,869
‫اما فکر می‌کنم برایش ذره‌ای مهم نبود

139
00:12:54,971 --> 00:12:57,142
‫به نوعی، دبی یک آزمایش بود

140
00:12:57,342 --> 00:12:59,813
‫مصمم نبودم در سال آخر
‫دوست‌دختر داشته باشم

141
00:12:59,814 --> 00:13:01,919
‫مگر اینکه سوزان رینولدز باشد

142
00:13:02,118 --> 00:13:06,493
‫با این حال، دبی به طرز عجیبی
‫دقیقاً همان شده بود

143
00:13:23,327 --> 00:13:25,498
‫در مهمانیِ خانه آنتونی متیوز بودیم

144
00:13:25,499 --> 00:13:26,980
‫و او ناگهان روی صندلی آفتاب‌گیرِ

145
00:13:26,992 --> 00:13:28,871
‫کنار استخر شروع کرد با من عشق‌بازی کردن

146
00:13:28,872 --> 00:13:30,576
‫من با متاکوالون نشئه بودم

147
00:13:30,588 --> 00:13:32,746
‫او هم یک خط کوکائین کشیده بود.
‫نیمه‌شب بود

148
00:13:32,747 --> 00:13:36,153
‫- بکن توش. خیلی خیسم
‫- چی؟

149
00:13:36,253 --> 00:13:39,794
‫در آن زمان، هنوز تلاش می‌کردم
‫دخترها برایم جذاب باشند

150
00:13:40,061 --> 00:13:43,534
‫- آدم دور و برمون هست
‫- می‌خوام. می‌خوامت برِت

151
00:13:43,535 --> 00:13:45,772
‫در کمال شگفتی، همراهی‌اش کردم

152
00:13:47,342 --> 00:13:49,445
‫دبی همیشه قوانین را زیر پا می‌گذاشت

153
00:13:49,446 --> 00:13:50,888
‫تا سال آخر، موهایش به رنگِ

154
00:13:50,900 --> 00:13:52,886
‫پلاتینی الهام‌گرفته از بلاندی بود

155
00:13:53,053 --> 00:13:56,793
‫اگر در پایه یازدهم یا دوازدهم بودید،
‫آرایشِ حداقلی مجاز بود

156
00:13:56,794 --> 00:13:59,400
‫اما دبی آنقدر پولدار بود
‫که از قتل هم قسر درمی‌رفت

157
00:13:59,533 --> 00:14:01,069
‫و رژ لب صورتی پررنگ

158
00:14:01,070 --> 00:14:03,440
‫یا سرخِ خونی می‌زد؛
‫همواره سرکش بود

159
00:14:13,256 --> 00:14:15,430
‫اینجا رو دبی. مثل تو شدم

160
00:14:15,431 --> 00:14:17,569
‫بچه‌ها بس کنین. الان اسب‌ها رو رم می‌دید

161
00:14:17,570 --> 00:14:19,773
‫- سوزان، تو رو خدا بیا پایین
‫- باشه

162
00:14:19,774 --> 00:14:22,914
‫این یه اسب یک میلیون دلاری عربستانیه
‫و شما الان رمش می‌دید

163
00:14:23,147 --> 00:14:25,218
‫چون پنج دقیقه نمی‌تونی
‫از کول تام بیای پایین

164
00:14:25,384 --> 00:14:26,653
‫همه‌شون رو ترسوندی

165
00:14:26,654 --> 00:14:28,356
‫تام رایت و سوزان رینولدز

166
00:14:28,357 --> 00:14:30,261
‫از سال دوم دبیرستان با هم بودند

167
00:14:30,361 --> 00:14:32,297
‫و حالا محبوب‌ترین شده بودند

168
00:14:32,298 --> 00:14:35,338
‫نه تنها در کلاس ما،
‫بلکه میان تمام دانش‌آموزان

169
00:14:35,739 --> 00:14:37,376
‫دلیلش کاملاً واضح بود

170
00:14:37,475 --> 00:14:39,445
‫تام و سوزان بدون هیچ تلاشی زیبا بودند

171
00:14:39,446 --> 00:14:42,553
‫از آن آمریکایی‌های اصیل؛
‫و هر دو هم خانواده ثروتمندی داشتند

172
00:14:43,053 --> 00:14:44,823
‫حدود دو سال عاشق یکدیگر بودند

173
00:14:44,824 --> 00:14:48,264
‫تا پاییز ۱۹۸۱، زمانی که
‫یکی از آن‌ها دیگر عاشق نبود

174
00:14:49,399 --> 00:14:51,538
‫تام همیشه نمونه یک پسر نوجوان جذاب بود

175
00:14:51,704 --> 00:14:55,077
‫و این او را جذاب می‌کرد که گویی
‫این موضوع برایش اهمیت ندارد

176
00:14:55,244 --> 00:14:58,986
‫همیشه آرامش مرموزی داشت
‫که جذاب و آرامش‌بخش بود

177
00:14:59,152 --> 00:15:01,055
‫او نقطه مقابل سوزان بود

178
00:15:01,056 --> 00:15:04,162
‫نماینده کلاس، که بدون زحمت
‫دانش‌آموز ممتاز می‌شد

179
00:15:05,666 --> 00:15:08,938
‫تا حدی می‌دانست که
‫من مخفیانه عاشقش هستم

180
00:15:08,939 --> 00:15:11,077
‫من هم همه‌چیزِ او را می‌دانستم

181
00:15:11,578 --> 00:15:14,348
‫زمان پریودش، مشکلش با مادرش،

182
00:15:14,349 --> 00:15:16,363
‫هر بی‌مهری و محرومیتی

183
00:15:16,375 --> 00:15:18,090
‫که در خیالاتش داشت

184
00:15:18,323 --> 00:15:19,196
‫دوستت دارم

185
00:15:19,208 --> 00:15:21,864
‫کراش‌هایش روی هم‌کلاسی‌ها پیش از تام

186
00:15:28,043 --> 00:15:32,252
‫او برای من زیباترین دختر بود

187
00:15:33,287 --> 00:15:35,558
‫و تا همین امروز هم فکر می‌کنم

188
00:15:35,570 --> 00:15:37,797
‫در تمام عمرم هیچکس را
‫بیشتر از او دوست نداشته‌ام

189
00:15:37,930 --> 00:15:39,900
‫از پدر و مادرت خبر داری؟

190
00:15:41,002 --> 00:15:45,078
‫امروز صبح هنوز فرانسه بودن.
‫هفته دیگه میرن ونیز

191
00:15:45,679 --> 00:15:47,650
‫فعلاً تا زمان نامعلومی تو اروپا می‌مونن

192
00:15:48,183 --> 00:15:50,454
‫مامانم گفت هنوزم دلش می‌خواد ازش طلاق بگیره

193
00:15:50,655 --> 00:15:52,454
‫بابام گفت مسافرتشون

194
00:15:52,466 --> 00:15:54,328
‫خوب بوده و تا وقتی که

195
00:15:54,329 --> 00:15:57,401
‫رابطه‌شون دوباره خوب نشه
‫برنمی‌گردن خونه

196
00:15:57,402 --> 00:15:59,172
‫امیدوارم درست بشه

197
00:15:59,674 --> 00:16:01,745
‫طلاق پدر و مادر خیلی بده

198
00:16:02,145 --> 00:16:03,716
‫دلم واسه بابام خیلی تنگ شده

199
00:16:04,315 --> 00:16:06,887
‫وای خدا، من که آرزومه.
‫اون همه آزادی

200
00:16:06,888 --> 00:16:09,292
‫کی برات غذا درست می‌کنه؟
‫تو که آشپزی نمی‌کنی

201
00:16:19,479 --> 00:16:20,748
‫رُزا تمام غذاهایم را می‌پزد

202
00:16:20,749 --> 00:16:22,152
‫ممنون
‫(اسپانیایی)

203
00:16:22,786 --> 00:16:25,826
‫او که می‌رود خانه، من کل شب می‌نویسم
‫و هر کاری دلم می‌خواهد انجام می‌دهم

204
00:16:32,540 --> 00:16:34,643
‫امشب میای خونه دبی؟

205
00:16:34,644 --> 00:16:36,280
‫آخرین مهمونی تابستونه

206
00:16:36,514 --> 00:16:39,485
‫روز کارگر همیشه برام دلگیره.
‫پایان یه دورانه

207
00:16:39,486 --> 00:16:42,892
‫ولی امسال شروع سال آخر دبیرستانمونه

208
00:16:42,893 --> 00:16:44,863
‫میایم ولی خدا می‌دونه

209
00:16:44,875 --> 00:16:46,700
‫بابای دبی چقدر معذبم می‌کنه

210
00:16:46,701 --> 00:16:49,239
‫- بدجور گی‌ـه
‫- تام!

211
00:16:49,372 --> 00:16:51,544
‫ببخشید، هست دیگه.
‫آخرین باری که اونجا بودم

212
00:16:51,744 --> 00:16:55,183
‫بهم پیشنهاد داد باهاش برم تو جکوزیِ حمومش

213
00:16:55,184 --> 00:16:56,854
‫نه اونی که کنار استخره

214
00:16:57,388 --> 00:16:59,393
‫خودم رو زدم به مسمومیت و زدم بیرون

215
00:16:59,527 --> 00:17:01,730
‫آره، منم حس می‌کنم گی باشه

216
00:17:01,731 --> 00:17:04,436
‫شاید باورتون نشه، ولی
‫فکر کنم مامان دبی خبر نداره

217
00:17:04,670 --> 00:17:08,712
‫اون خونه، مسافرت‌ها، و هر سال
‫مراسم اسکار رفتن رو دوست داره

218
00:17:08,845 --> 00:17:11,783
‫چند تا داشت؟ چندتا اسکار؟

219
00:17:11,784 --> 00:17:12,752
‫دوتا

220
00:17:12,753 --> 00:17:14,488
‫یادتونه گفتم دارم کتاب می‌نویسم؟

221
00:17:14,489 --> 00:17:16,595
‫می‌خوام بخردش
‫و بذاره فیلمنامه‌ش رو بنویسم

222
00:17:16,727 --> 00:17:18,064
‫متنفرم از اینکه هر آخر هفته میام اینجا

223
00:17:18,076 --> 00:17:19,532
‫فقط واسه اینکه این
‫اسب مسخره رو نگاه کنم

224
00:17:19,533 --> 00:17:24,643
‫- چرا با خودمون این کارو می‌کنیم؟
‫- چون آدمای مهربونی هستیم

225
00:17:25,110 --> 00:17:27,448
‫و امسال، قراره مدرسه دست ما باشه

226
00:17:28,952 --> 00:17:30,722
‫- مگه الان دست ما نیست؟
‫- کمک

227
00:17:30,889 --> 00:17:32,492
‫هیچ کمکی در کار نیست

228
00:18:23,060 --> 00:18:24,429
‫نمی‌فهمم

229
00:18:24,897 --> 00:18:27,368
‫فقط میگم بهتره یه مدت بیخیال بشیم

230
00:18:27,536 --> 00:18:29,506
‫شاید اوضاع یکم از دستمون دررفته

231
00:18:31,711 --> 00:18:32,846
‫موافقم

232
00:18:34,884 --> 00:18:36,854
‫فقط یادت باشه،
‫ما دوستای خوبی هستیم

233
00:18:38,658 --> 00:18:39,927
‫همیشه خواهیم بود

234
00:19:35,170 --> 00:19:37,475
‫بگو ببینم، با رایان چی می‌گفتین؟

235
00:19:39,747 --> 00:19:41,248
‫هیچی

236
00:19:41,249 --> 00:19:43,452
‫داشتیم می‌گفتیم چقدر هیجان‌زده‌ایم
‫که قراره فارغ‌التحصیل بشیم

237
00:19:43,453 --> 00:19:45,725
‫و از لس‌آنجلس بزنیم بیرون

238
00:19:45,726 --> 00:19:47,630
‫و بالاخره زندگیمون رو شروع کنیم

239
00:19:47,829 --> 00:19:49,594
‫من که قطعاً می‌خوام تو ساحل شرقی

240
00:19:49,606 --> 00:19:51,771
‫برم دانشگاه. شکی توش نیست

241
00:19:58,016 --> 00:19:59,620
‫وای خدا

242
00:19:59,853 --> 00:20:02,024
‫سال آخر هنوز شروع نشده
‫من از پا دراومدم

243
00:20:02,124 --> 00:20:04,663
‫- کلی برنامه‌ریزی می‌خواد
‫- مثلاً چی؟

244
00:20:04,830 --> 00:20:06,833
‫خب، جشن بازگشت به مدرسه تو اکتبره

245
00:20:06,834 --> 00:20:09,404
‫منم چند تا ایده خفن
‫برای رژه کلاسی دارم

246
00:20:09,405 --> 00:20:11,270
‫و البته که سوزان و تام قراره

247
00:20:11,282 --> 00:20:13,112
‫پادشاه و ملکه جشن بازگشت بشن

248
00:20:13,113 --> 00:20:17,021
‫من نمی‌خوام ملکه بشم
‫و یه تاج مسخره بذارم سرم

249
00:20:18,725 --> 00:20:21,228
‫سوزان، من تو هتل بورلی‌هیلز
‫واست پارتی می‌گیرم

250
00:20:21,229 --> 00:20:23,299
‫و بعدش یه افترپارتی هم داریم

251
00:20:23,300 --> 00:20:25,572
‫روی کشتی تفریحی بابای دومینیک تامسون، باشه؟

252
00:20:25,705 --> 00:20:27,140
‫چقدر کوک زدی؟

253
00:20:27,141 --> 00:20:28,309
‫خیلی

254
00:20:28,310 --> 00:20:29,647
‫- تو هم می‌خوای؟
‫- معلومه

255
00:20:36,961 --> 00:20:39,366
‫اوه، در ضمن تامی توتون رو هم برای

256
00:20:39,566 --> 00:20:42,103
‫یه پارتی خودمونی تو بلو بایو
‫تو دیزنی‌لند رزرو کردم

257
00:20:42,104 --> 00:20:44,810
‫برای یه شب فارغ‌التحصیلی خفن

258
00:20:46,079 --> 00:20:47,650
‫همه‌مون خیلی زحمت کشیدیم

259
00:20:47,849 --> 00:20:49,653
‫حقمونه خوش بگذرونیم

260
00:20:49,654 --> 00:20:51,222
‫لایق چیزهای قشنگ هستیم

261
00:20:52,158 --> 00:20:53,660
‫بلو بایو،
‫همون رستورانه

262
00:20:53,661 --> 00:20:55,864
‫که توی رایدِ دزدان دریایی کارائیبه؟

263
00:20:55,865 --> 00:20:57,068
‫آره

264
00:20:57,736 --> 00:21:00,074
‫حرف نداره

265
00:21:08,156 --> 00:21:09,793
‫چهارتا ودکا سودا لطفاً

266
00:21:14,336 --> 00:21:17,207
‫راستی یادت نره پسر جدیده
‫رو هم به دیزنی دعوت کنی

267
00:21:17,208 --> 00:21:18,477
‫چی؟

268
00:21:18,611 --> 00:21:20,180
‫یه پسر جدید قراره سه‌شنبه بیاد

269
00:21:20,515 --> 00:21:22,183
‫عضو جدید کلاس سال آخرمون

270
00:21:22,184 --> 00:21:25,190
‫عجیبه. هیچوقت سال آخر
‫شاگرد جدید نمیاد

271
00:21:25,592 --> 00:21:28,698
‫- اسمش چیه‌؟
‫- عه، رابرت نمی‌دونم چی‌چی

272
00:21:29,299 --> 00:21:30,735
‫آهان، رابرت مالوری

273
00:21:31,937 --> 00:21:33,274
‫تو از کجا می‌دونی؟

274
00:21:33,574 --> 00:21:35,711
‫خب، با مدیر کرافت درباره وظایف امسالم

275
00:21:35,712 --> 00:21:37,453
‫بعنوان رئیس شورای دانش‌آموزی

276
00:21:37,465 --> 00:21:39,217
‫جلسه داشتم که بهم گفت

277
00:21:39,218 --> 00:21:42,826
‫تو سنچری سیتی با عمه‌ش
‫یا مادرخونده‌ای چیزی زندگی می‌کنه

278
00:21:43,360 --> 00:21:45,932
‫- عجیب شد که
‫- چیش عجیبه؟

279
00:21:46,032 --> 00:21:47,668
‫اگه سنچری سیتی زندگی می‌کنه

280
00:21:47,669 --> 00:21:50,173
‫می‌تونسته بره دبیرستان بورلی‌هیلز

281
00:21:50,174 --> 00:21:53,781
‫چرا مدرسه ما رو انتخاب کرده؟
‫چرا این همه راه تا مدرسه ما بیاد؟

282
00:21:54,148 --> 00:21:56,218
‫خب، امیدوارم خوشگل باشه

283
00:21:59,693 --> 00:22:00,895
‫مثل تو

284
00:22:02,031 --> 00:22:04,268
‫ده دقیقه دیگه تو اتاقم می‌بینمت؟

285
00:22:05,171 --> 00:22:06,640
‫خیلی حشری‌ام

286
00:22:12,218 --> 00:22:13,920
‫منظورت چی بود که گفتی

287
00:22:13,921 --> 00:22:15,458
‫نمی‌خوای پادشاه و ملکه جشن بازگشت بشیم؟

288
00:22:15,725 --> 00:22:18,063
‫- ای خدا، خیلی خزه تام
‫- آره، ولی سوزان

289
00:22:18,064 --> 00:22:20,735
‫چهار سال تمامه منتظر همینیم عزیزم

290
00:22:20,835 --> 00:22:23,073
‫مثل تاج‌گذاری می‌مونه.
‫همه اینو می‌خوان

291
00:22:26,212 --> 00:22:29,385
‫باشه. بخاطر تو بهش فکر می‌کنم

292
00:22:34,863 --> 00:22:36,333
‫آن شب از ماه سپتامبر

293
00:22:36,600 --> 00:22:39,472
‫یکی از آخرین شب‌هایی بود
‫که ترسی در دلمان نبود

294
00:23:05,894 --> 00:23:10,571
‫باید «پدرخوانده»، «محله چینی‌ها»
‫و «داستان اُ» رو ببینین

295
00:23:11,006 --> 00:23:13,777
‫- تا حالا اسم «داستان اُ» به گوشتون خورده؟
‫- آره...
‫(ژانر درام اروتیک)

296
00:23:14,145 --> 00:23:15,514
‫برت

297
00:23:16,149 --> 00:23:19,655
‫- اوه. سلام آقای شیفر
‫- تری صدام کن رفیق

298
00:23:19,656 --> 00:23:22,494
‫بشین. می‌خواستم درباره
‫یه چیزی باهات صحبت کنم

299
00:23:22,495 --> 00:23:25,468
‫شما برید، فیلماتون رو ببینید.
‫جزئیاتش رو بهم بگید

300
00:23:25,634 --> 00:23:27,138
‫می‌خوام بدونم کدومش رو دوست داشتین

301
00:23:27,405 --> 00:23:28,573
‫باشه

302
00:23:37,058 --> 00:23:42,168
‫خب... دبی بهم گفته نویسنده‌ای،
‫یا می‌خوای بشی؟

303
00:23:43,403 --> 00:23:45,940
‫آره. آره، دارم یه رمان می‌نویسم

304
00:23:45,941 --> 00:23:47,145
‫فوق‌العاده‌ست

305
00:23:48,480 --> 00:23:51,453
‫شاید بهتره سر یه قرار ناهاری چیزی
‫درباره‌ش صحبت کنیم

306
00:23:51,586 --> 00:23:54,058
‫من همیشه دنبال قلم‌های تازه و جوان هستم

307
00:23:54,258 --> 00:23:55,361
‫صنعت ما بهش نیاز داره

308
00:23:55,561 --> 00:23:57,331
‫سینما بهش نیاز داره

309
00:23:59,836 --> 00:24:01,639
‫همیشه حواسم بهت بوده برت

310
00:24:04,579 --> 00:24:05,714
‫استیون!

311
00:24:06,616 --> 00:24:09,522
‫استیون، چه... چه غلطی داری می‌کنی؟

312
00:24:09,523 --> 00:24:11,993
‫دبی ازم خواست از مهمون‌هاش عکس بگیرم

313
00:24:11,994 --> 00:24:14,332
‫می‌خواد یه آلبوم خاطرات درست کنه

314
00:24:15,201 --> 00:24:16,636
‫دبی رو که می‌شناسین

315
00:24:21,679 --> 00:24:24,953
‫من و برت قراره یه ناهاری بخوریم،
‫و درباره آینده‌ش صحبت کنیم

316
00:24:25,220 --> 00:24:27,825
‫بذارش تو برنامه، باشه؟
‫رستوران «لو دُم»

317
00:24:27,826 --> 00:24:29,062
‫حتماً

318
00:24:29,328 --> 00:24:31,433
‫بله، بله

319
00:24:32,501 --> 00:24:34,305
‫ممنون آقای شیفر

320
00:24:38,079 --> 00:24:39,382
‫تری

321
00:25:17,892 --> 00:25:19,629
‫شوهرم کجاست؟

322
00:25:21,133 --> 00:25:22,168
‫اوه

323
00:25:22,368 --> 00:25:23,670
‫سلام خانم شیفر

324
00:25:24,506 --> 00:25:26,176
‫ازت سوال پرسیدم

325
00:25:26,943 --> 00:25:29,549
‫شوهرم کجاست؟ دیدیش؟

326
00:25:29,682 --> 00:25:31,953
‫بله، اون پایین کنار استخره

327
00:25:33,023 --> 00:25:34,892
‫شوهرم پیش کی بود؟

328
00:25:37,665 --> 00:25:38,601
‫عه...

329
00:25:38,733 --> 00:25:40,804
‫- نمی‌دونم
‫- نمی‌دونی؟

330
00:25:42,274 --> 00:25:46,449
‫داشت پشت بوته‌ها
‫کیر یه پسر جوون رو می‌خورد؟

331
00:25:50,424 --> 00:25:52,095
‫یا به خودت پیشنهاد داده؟

332
00:25:52,828 --> 00:25:56,001
‫لیز، دوباره رفتی سراغ شراب‌ها

333
00:25:58,440 --> 00:26:01,379
‫خیلی خسته بنظر میای.
‫بیا ببرم بخوابونمت

334
00:26:02,348 --> 00:26:03,817
‫می‌تونی بری برت

335
00:26:04,485 --> 00:26:05,587
‫باشه

336
00:26:06,489 --> 00:26:07,957
‫شب بخیر خانم شیفر

337
00:26:07,958 --> 00:26:11,299
‫صبر کن. چرا؟
‫نمی‌مونی فیلم رو ببینیم؟

338
00:26:12,601 --> 00:26:14,139
‫قبلاً دیدمش

339
00:26:14,405 --> 00:26:17,011
‫پشتت رو به من نکن بچه‌لاشی

340
00:26:17,311 --> 00:26:19,715
‫کجا میری؟
‫بالا باهاش قرار داری؟

341
00:26:19,716 --> 00:26:21,652
‫من تو رو از وقتی ده سالت بود می‌شناسم

342
00:26:21,653 --> 00:26:23,989
‫- پشت نکن به من!
‫- لیز، کافیه

343
00:26:23,990 --> 00:26:27,332
‫الان می‌برمت رو تختت.
‫می‌تونی قرص شب‌بخیرت رو بخوری

344
00:26:57,958 --> 00:26:59,328
‫الو؟

345
00:27:19,936 --> 00:27:21,238
‫مامانت روانیه

346
00:27:22,541 --> 00:27:24,478
‫بهش محل نده. من که نمیدم

347
00:27:26,717 --> 00:27:28,387
‫برای فیلم می‌مونی؟

348
00:27:28,854 --> 00:27:31,825
‫«شکاف قاره‌ای» رو قبلاً دیدم

349
00:27:31,826 --> 00:27:38,673
‫می‌خوام برم خونه، یکم بنویسم.
‫مگه اینکه تو برنامه دیگه‌ای داشته باشی

350
00:27:42,315 --> 00:27:44,418
‫چه خوب که گفتی

351
00:27:56,075 --> 00:27:57,978
‫اوف. عزیزم

352
00:28:00,083 --> 00:28:01,819
‫تابستون رفتی عضله ساختی

353
00:28:02,521 --> 00:28:05,960
‫آهان، خب شنا سوئدی میرم،
‫شنا می‌کنم

354
00:28:07,765 --> 00:28:09,602
‫استریپ‌تیز کامل هم داریم پس

355
00:28:09,603 --> 00:28:11,873
‫اوهوم

356
00:28:17,017 --> 00:28:18,586
‫دبی همیشه سریع ارضا می‌شد

357
00:28:18,587 --> 00:28:20,591
‫می‌توانست طی چند دقیقه
‫به ارگاسم برسد

358
00:28:20,791 --> 00:28:22,327
‫عشوه نیا

359
00:28:22,328 --> 00:28:23,662
‫ارضا کردنش تقریباً هیچ کاری نداشت

360
00:28:23,663 --> 00:28:24,899
‫و همین حالا داشت اتفاق می‌افتاد

361
00:28:27,271 --> 00:28:29,742
‫به خاطر داشته باشید که
‫سیالیت جنسیتی آن زمان

362
00:28:29,909 --> 00:28:31,612
‫مجاز و پسندیده نبود

363
00:28:31,613 --> 00:28:33,950
‫تنها راه این بود که با دو نفر باشی،
‫که طاقت‌فرسا بود

364
00:28:34,051 --> 00:28:35,987
‫و باید زندگی‌ات را تقسیم‌بندی می‌کردی

365
00:28:35,988 --> 00:28:38,426
‫رابطه‌ام با دبی، شخصیت عمومی‌ام بود

366
00:28:38,560 --> 00:28:42,768
‫و رابطه‌ام با مت کلنر،
‫شخصیت مخفی و ممنوعه‌ام

367
00:28:50,617 --> 00:28:54,425
‫شنیدی یه دانش‌آموز جدید اومده مدرسه‌مون؟
‫عجیب نیست؟

368
00:28:54,426 --> 00:28:57,765
‫کجاش عجیبه؟
‫به ما چه؟

369
00:28:58,066 --> 00:29:01,572
‫کلاً عجیبه که کسی سال آخر بیاد ثبت‌نام کنه

370
00:29:06,115 --> 00:29:07,184
‫بیخیال

371
00:29:12,261 --> 00:29:15,634
‫همیشه همینو میگی،
‫درباره همه‌چی

372
00:29:16,270 --> 00:29:17,671
‫«بیخیال»

373
00:29:19,041 --> 00:29:20,511
‫زیادی گل می‌کشی مت

374
00:29:20,777 --> 00:29:23,717
‫رسماً شدی چِت کلاس.
‫خبر داری؟

375
00:29:25,654 --> 00:29:27,124
‫بیخیال

376
00:29:29,729 --> 00:29:31,633
‫چرا با کسی معاشرت نمی‌کنی متی؟

377
00:29:32,534 --> 00:29:35,040
‫چرا امشب مهمونی دبی رو نمیای؟

378
00:29:35,640 --> 00:29:39,649
‫گفتم که.
‫فقط می‌خوام چیز کنم

379
00:29:40,083 --> 00:29:43,089
‫بمونم اینجا و آلبوم جدید
‫الویس کاستلو رو گوش کنم

380
00:29:43,890 --> 00:29:47,665
‫و چت کنی. چه کسل‌کننده

381
00:29:48,199 --> 00:29:50,971
‫خیلی باهوشی،
‫ولی کسی رو به زندگیت راه نمیدی

382
00:29:52,574 --> 00:29:55,313
‫خب، با تو که دوستم، نیستم؟

383
00:29:57,151 --> 00:30:00,223
‫فقط وقتی میام خونه‌ت
‫و دور از چشم همه با هم ور میریم

384
00:30:01,826 --> 00:30:04,765
‫داری پتانسیلت رو هدر میدی مت

385
00:30:05,701 --> 00:30:07,704
‫نگرانتم

386
00:30:13,183 --> 00:30:16,956
‫من واقعی‌ترین آدمِ اون مدرسه‌ام

387
00:30:18,560 --> 00:30:19,929
‫خودتم می‌دونی

388
00:30:28,813 --> 00:30:30,584
‫بنظرم باید تمومش کنیم

389
00:30:33,189 --> 00:30:34,792
‫چی رو؟

390
00:30:36,329 --> 00:30:37,664
‫این رو

391
00:30:39,802 --> 00:30:41,672
‫لازم نیست اینو بگی

392
00:30:45,247 --> 00:30:48,019
‫خب نمی‌خوام فکر کنی برام مهم نیست

393
00:30:49,255 --> 00:30:51,225
‫نه، من هیچ فکری نمی‌کنم

394
00:30:55,534 --> 00:30:56,969
‫هیچ فکری نمی‌کنم

395
00:31:06,355 --> 00:31:08,325
‫آکواریوم چی شده؟

396
00:31:08,326 --> 00:31:09,462
‫عه...

397
00:31:09,695 --> 00:31:11,032
‫نمی‌دونم

398
00:31:16,242 --> 00:31:18,580
‫نمی‌دونی چرا آکواریومت خالی شده؟

399
00:31:18,947 --> 00:31:22,921
‫نه، اون روز اومدم دیدم
‫ماهی‌ها نیستن

400
00:31:25,760 --> 00:31:27,998
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- بونگم

401
00:31:29,034 --> 00:31:31,371
‫ایناهاش

402
00:31:31,372 --> 00:31:32,741
‫خیلی‌خب

403
00:31:35,780 --> 00:31:37,050
‫خب آبش کجا رفته؟

404
00:31:37,417 --> 00:31:40,323
‫نمی‌دونم. معمولاً مامانم کاراشو می‌کنه

405
00:31:44,265 --> 00:31:46,069
‫ممکنه گربه خورده باشدشون؟

406
00:31:46,202 --> 00:31:50,177
‫فکر می‌کنی الکس ماهی‌هام رو خورده؟

407
00:31:50,544 --> 00:31:51,946
‫نمی‌دونم

408
00:31:52,147 --> 00:31:54,084
‫شاید هیچوقت نفهمیم

409
00:31:54,686 --> 00:31:55,954
‫چرا؟

410
00:31:58,026 --> 00:32:01,165
‫چون گربهه هم گم شده

411
00:32:12,455 --> 00:32:14,091
‫- این دفعه نه
‫- هفته پیش چی؟

412
00:32:14,191 --> 00:32:15,793
‫هفته پیش... هفته پیش،
‫حالم خوب نبود

413
00:32:15,794 --> 00:32:17,965
‫باشه. همیشه یه بهونه جور می‌کنی حاجی

414
00:32:19,301 --> 00:32:21,138
‫- خیلی‌خب
‫- اونجا رو

415
00:32:52,401 --> 00:32:55,780
‫[ روز نخست سال پایانی ]

416
00:33:08,032 --> 00:33:09,168
‫ممنون

417
00:33:16,082 --> 00:33:18,787
‫هفته آینده هوا گرم خواهد بود؛
‫بنظرم دو درجه گرم‌تر میشه

418
00:33:18,886 --> 00:33:20,956
‫اینجا مشاهده می‌کنید که
‫بیشینه دما ۲۸ درجه‌ست

419
00:33:20,957 --> 00:33:22,720
‫و بادهای سانتا آنا

420
00:33:22,732 --> 00:33:24,964
‫دمای شب را تا حدود ۲۱ درجه
‫کاهش خواهند داد

421
00:33:24,965 --> 00:33:26,803
‫حالا با جسیکا و گزارش صبحگاهی همراه می‌شیم

422
00:33:27,037 --> 00:33:29,341
‫صبح امروز خبر نگران‌کننده‌ای
‫از ساتلند منتشر شد

423
00:33:29,342 --> 00:33:32,514
‫جسد یک دختر نوجوان
‫صبح دیروز در یکی از

424
00:33:32,814 --> 00:33:34,518
‫زمین‌های تنیس وودلند هیلز پیدا شده

425
00:33:34,985 --> 00:33:37,758
‫هویت این زن جوان هنوز اعلام نشده است

426
00:33:37,924 --> 00:33:39,656
‫و پلیس از اظهارنظر خودداری کرده است

427
00:33:39,668 --> 00:33:42,434
‫تا روند تحقیقات این قتل تکمیل شود

428
00:33:42,435 --> 00:33:44,504
‫بینندگان به خاطر دارند که تابستان سال گذشته

429
00:33:44,505 --> 00:33:47,076
‫جسد یک دختر گمشده
‫به نام کاترین لچفورد

430
00:33:47,077 --> 00:33:49,015
‫درون یک سطل زباله در ردلندز پیدا شده بود

431
00:33:49,415 --> 00:33:51,402
‫آن پرونده همچنان حل نشده

432
00:33:51,414 --> 00:33:54,057
‫و پلیس در حال حاضر از اظهار نظر درباره اینکه

433
00:33:54,058 --> 00:33:57,764
‫این آدم‌ربایی‌ها و قتل‌ها مرتبط هستند یا خیر،
‫خودداری می‌کند

434
00:34:44,996 --> 00:34:46,198
‫چی شده؟

435
00:34:46,866 --> 00:34:49,002
‫مجسمه مدرسه رو دیدی چیکار کردن؟

436
00:34:49,003 --> 00:34:51,041
‫آره، با مدیر حرف زدم

437
00:34:51,241 --> 00:34:53,745
‫یکی از بچه‌های هاروارد خواسته
‫مسخره‌بازی دربیاره

438
00:34:53,746 --> 00:34:54,748
‫کلونازپام؟

439
00:34:54,749 --> 00:34:55,884
‫چرا که نه

440
00:35:03,398 --> 00:35:05,001
‫- عزیزم، چی گرفتی؟
‫- کروسان و ژامبون

441
00:35:05,002 --> 00:35:07,408
‫فقط می‌خوام بوش کنم راستش

442
00:35:07,775 --> 00:35:09,243
‫یه دونه بخور خب

443
00:35:09,244 --> 00:35:11,214
‫این مادر احمق من چرا همیشه
‫ناهار برام پاته می‌ذاره؟

444
00:35:11,215 --> 00:35:12,784
‫من بهش میگم «پد تای»

445
00:35:12,785 --> 00:35:15,123
‫می‌دونه رژیم گرفتم.
‫می‌خواد کارم رو خراب کنه

446
00:35:16,091 --> 00:35:18,228
‫پاته تو رژیم بورلی هیلز نیست

447
00:35:18,429 --> 00:35:19,565
‫- می‌خوایش؟
‫- آره

448
00:35:19,698 --> 00:35:21,268
‫- بفرما
‫- تام، مطمئنم اینو نمی‌خوای

449
00:35:21,306 --> 00:35:23,137
‫- همین الان عالی هستی
‫- آدم همیشه به خواسته‌هاش نمی‌رسه

450
00:35:23,138 --> 00:35:27,713
‫تا شیش هفته دیگه
‫لب به چربی نمی‌زنم

451
00:35:27,714 --> 00:35:30,086
‫اگه چربی بخوری،
‫فقط گردتر میشی

452
00:35:30,252 --> 00:35:31,522
‫اینجوری از حال میری

453
00:35:31,523 --> 00:35:34,594
‫برای زاویه‌دارتر کردن نیم‌رخمه

454
00:35:34,595 --> 00:35:36,198
‫نیم‌رخِ ممه‌هات؟

455
00:35:36,364 --> 00:35:37,501
‫میشه یه چیپس بو کنم؟

456
00:35:37,701 --> 00:35:39,004
‫می‌تونی یه دونه برداری

457
00:35:39,438 --> 00:35:40,673
‫فقط می‌خوام بو کنم

458
00:35:40,674 --> 00:35:42,009
‫فکر می‌کنه بو کردن جواب میده

459
00:35:49,458 --> 00:35:50,961
‫متوجه شدین از وقتی
‫چربی رو قطع کردم

460
00:35:51,294 --> 00:35:53,331
‫ممه‌هام از بغل زاویه‌دارتر شدن؟

461
00:35:53,332 --> 00:35:54,602
‫- نگاه کن
‫- بله

462
00:35:55,069 --> 00:35:58,008
‫در واقع، قبل از دیدنش، بویش به مشامم خورد

463
00:35:58,543 --> 00:36:00,380
‫رایحه‌ی چوب سدر و صندل داشت

464
00:36:01,048 --> 00:36:03,553
‫گویی به تازگی از باغ مرکبات آمده

465
00:36:04,287 --> 00:36:06,592
‫از کالکشن طراح چیزی گرفتی؟

466
00:36:09,398 --> 00:36:14,307
‫- عه سلام. تو باید رابرت مالوری باشی
‫- تو هم باید سوزان باشی

467
00:36:15,944 --> 00:36:18,684
‫- آقای کرافت عکست رو نشونم داد
‫- اونی که رو میزشه...

468
00:36:18,883 --> 00:36:20,586
‫عکس توی سالنامه

469
00:36:20,587 --> 00:36:21,790
‫الان تو دفتر آقای کرافت بودم

470
00:36:21,923 --> 00:36:23,459
‫گفت بیام یه سلامی بکنم

471
00:36:23,460 --> 00:36:24,762
‫پس سلام

472
00:36:24,895 --> 00:36:28,437
‫با کت مدرسه، شلوار چرم
‫مشکی و تنگ پوشیده بود

473
00:36:28,870 --> 00:36:32,478
‫زبانم بند آمده بود.
‫باورم نمی‌شد. خودش بود

474
00:36:32,678 --> 00:36:36,620
‫پسر جادویی و مرموزی که یک سال قبل
‫در اکران فیلم درخشش دیده بودم

475
00:36:38,322 --> 00:36:40,326
‫سلام. برت هستم

476
00:36:41,328 --> 00:36:42,731
‫خوشوقتم برت

477
00:36:45,837 --> 00:36:47,240
‫- می‌خوای بهمون ملحق شی؟
‫- با کمال میل

478
00:36:47,474 --> 00:36:48,643
‫بیا

479
00:36:50,480 --> 00:36:54,086
‫خب رابرت، بگو ببینیم از کجا میای

480
00:36:54,087 --> 00:36:56,292
‫- در اصل اهل شیکاگوام
‫- خب

481
00:36:56,559 --> 00:36:58,261
‫رابرت گذشته‌اش را جوری برایمان رو کرد

482
00:36:58,262 --> 00:37:00,633
‫که انگار مصاحبه کاری‌ست
‫و به امید استخدام آمده

483
00:37:00,634 --> 00:37:03,740
‫آخرین باری که مدتی طولانی
‫در لس‌آنجلس بوده

484
00:37:03,907 --> 00:37:05,714
‫ده ماه قبل بوده که برای تعطیلات آمده

485
00:37:05,726 --> 00:37:07,747
‫و در خانه عمه‌اش ساکن بوده

486
00:37:07,748 --> 00:37:09,452
‫وایسا. خب الان چرا پیش عمه‌ت می‌مونی؟

487
00:37:09,585 --> 00:37:11,354
‫جریانش خیلی بامزه‌ست

488
00:37:11,355 --> 00:37:13,593
‫ولی از مدرسه قبلیم اخراج شدم

489
00:37:13,594 --> 00:37:15,897
‫بامزه و بی‌اشکال

490
00:37:15,898 --> 00:37:17,235
‫والدینش جدا شده بودند

491
00:37:17,247 --> 00:37:19,271
‫سپس مادرش در یک حادثه غم‌انگیز
‫فوت شده بود

492
00:37:19,505 --> 00:37:21,908
‫پدرش قصد داشته او را به دانشگاه نظامی بفرستد

493
00:37:21,909 --> 00:37:24,126
‫اما عمه‌اش پادرمیانی کرده
‫و پیشنهاد داده

494
00:37:24,138 --> 00:37:26,418
‫که رابرت با خودش به لس‌آنجلس
‫نقل مکان کند

495
00:37:26,419 --> 00:37:27,977
‫او هم رابرت را برای سال آخرش

496
00:37:27,989 --> 00:37:29,558
‫در یک دبیرستان نام‌نویسی می‌کند

497
00:37:29,559 --> 00:37:34,435
‫ما همدیگه رو جایی ندیدیم؟
‫تو کلاب ویسکی یا ادیسه‌ای جایی؟

498
00:37:35,403 --> 00:37:36,972
‫من زیاد اهل کلاب رفتن نیستم

499
00:37:36,973 --> 00:37:38,174
‫من هیچوقت چهره‌ها رو یادم نمیره

500
00:37:39,945 --> 00:37:42,284
‫تو لس‌آنجلس زیاد کسی رو نمی‌شناسم.
‫زیاد بیرون نمیرم

501
00:37:42,818 --> 00:37:44,588
‫ناهار آوردی؟

502
00:37:49,765 --> 00:37:52,570
‫یادم رفت.
‫بخاطر استرس روز اول بوده لابد، نه؟

503
00:37:53,606 --> 00:37:55,644
‫نصف... نصف ناهار منو می‌خوای؟

504
00:37:55,810 --> 00:37:57,914
‫از یک منظر، رابرت آنقدر جالب
‫و مرموز بود که

505
00:37:57,915 --> 00:37:59,885
‫- شیردالِ پوشیده از خون را از یاد ببرم
‫- چرا که نه، ممنون

506
00:37:59,886 --> 00:38:02,490
‫یکی از گیراترین آدم‌هایی بود
‫که به عمرم دیده بودم

507
00:38:02,491 --> 00:38:03,849
‫نکته دیگری که دریافتم این بود

508
00:38:03,861 --> 00:38:05,798
‫که او یک دروغگوی تمام‌عیار است

509
00:38:05,964 --> 00:38:07,834
‫آهان، فهمیدم کجا دیدمت

510
00:38:07,835 --> 00:38:09,270
‫تابستون پارسال،
‫احیاناً فیلم درخشش

511
00:38:09,571 --> 00:38:12,444
‫رو همون روزای اول اکرانش
‫تو سالن ویلج ندیدی؟

512
00:38:13,480 --> 00:38:14,715
‫نه

513
00:38:15,918 --> 00:38:18,322
‫مطمئنی؟
‫مطمئنم اونجا دیدمت

514
00:38:18,523 --> 00:38:20,427
‫- واقعاً؟
‫- مطمئنم

515
00:38:23,566 --> 00:38:25,002
‫واقعاً؟ مطمئنی؟

516
00:38:26,004 --> 00:38:27,540
‫چرا باید منو یادت بمونه؟

517
00:38:27,541 --> 00:38:28,944
‫چیزی بهت گفتم یا...؟

518
00:38:29,077 --> 00:38:33,151
‫نه، نه، فقط چهره‌ت تو ذهنم موند

519
00:38:37,093 --> 00:38:38,563
‫من اون فیلم رو ندیدم

520
00:38:38,696 --> 00:38:40,667
‫خب، تقریباً مطمئنم که دیدمت

521
00:38:41,803 --> 00:38:44,641
‫تو سالن سینما. شنبه هم بود

522
00:38:47,279 --> 00:38:48,583
‫من نبودم

523
00:38:48,783 --> 00:38:50,987
‫عجیبه

524
00:38:51,822 --> 00:38:52,991
‫خیلی عجیبه

525
00:38:55,096 --> 00:38:58,470
‫- داستانی شد
‫- هوم، زنگ نجاتمون داد

526
00:38:58,703 --> 00:39:01,140
‫- خوشحال شدم
‫- خوشحال شدم دیدمتون

527
00:39:01,910 --> 00:39:02,911
‫اوه

528
00:39:03,880 --> 00:39:04,949
‫خدافظ عزیزم

529
00:39:05,282 --> 00:39:07,654
‫شما تعریف اون پارک آبیه رو شنیدین؟

530
00:39:14,836 --> 00:39:16,204
‫خوشحال شدم دیدمت برت

531
00:39:17,006 --> 00:39:18,108
‫همچنین

532
00:39:27,026 --> 00:39:30,632
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر!

533
00:39:30,633 --> 00:39:32,369
‫اولین گردهمایی سال رو با خوشامدگویی

534
00:39:32,370 --> 00:39:36,143
‫به رئیس شورا،
‫سوزان رینولدز شروع می‌کنیم

535
00:39:36,144 --> 00:39:37,178
‫سوزان

536
00:39:43,593 --> 00:39:45,896
‫شرمنده نکنین. ممنون

537
00:39:45,897 --> 00:39:47,032
‫ووهو!

538
00:39:47,033 --> 00:39:49,971
‫درود بر شیردال‌ها!

539
00:39:49,972 --> 00:39:51,942
‫خیلی به این دختر افتخار می‌کنم

540
00:39:52,644 --> 00:39:56,384
‫و درود به کلاس سال آخر خودم

541
00:39:56,652 --> 00:40:00,258
‫قبل از هر چیز فقط می‌خوام
‫تشکر کنم از تمام کسانی

542
00:40:00,259 --> 00:40:03,466
‫که من رو بعنوان رئیس
‫شورای دانش‌آموزی انتخاب کردن

543
00:40:04,067 --> 00:40:07,106
‫سال بسیار هیجان‌انگیزی پیش رو داریم

544
00:40:07,206 --> 00:40:10,178
‫جشن گردآوری اعانه‌‌ی
‫عید شکرگزاری رو یادتون نره

545
00:40:10,179 --> 00:40:13,518
‫که بعد از آخرین بازی فوتبالِ
‫پیش از تعطیلات برگزار میشه

546
00:40:13,519 --> 00:40:15,422
‫بیاین تیم ورزشمون رو حمایت کنیم

547
00:40:52,631 --> 00:40:53,766
‫آره. می‌دونم

548
00:40:55,871 --> 00:40:58,443
‫پس از دومین رویارویی‌مان
‫برایم روشن شد

549
00:40:58,709 --> 00:41:01,080
‫که رابرت مالوری مثل ویروس است

550
00:41:01,649 --> 00:41:04,287
‫یک نوع عاملِ نفوذی و مخربِ جدید

551
00:41:04,588 --> 00:41:07,691
‫که آمده بود تا ساختار سلولیِ...

552
00:41:07,703 --> 00:41:10,967
‫دوستانم، مدرسه‌ام و من را نابود کند

553
00:41:13,238 --> 00:41:15,217
‫نقشه‌ای در سر داشت

554
00:41:15,217 --> 00:41:19,183
‫و فهمیدن این نقشه
‫به عهده من بود

555
00:43:43,371 --> 00:43:44,373
‫لعنتی

556
00:44:07,219 --> 00:44:08,489
‫لعنتی

557
00:44:29,798 --> 00:44:31,100
‫کیرم دهنت

558
00:44:36,912 --> 00:44:37,880
‫کیرم دهنت!

559
00:44:46,498 --> 00:44:50,573
‫کیرم دهنت! کیرم دهنت!
‫کیرم دهنت! کیرم دهنت!

560
00:46:22,330 --> 00:46:23,866
‫عه، سلام

561
00:46:24,634 --> 00:46:25,870
‫سلام

562
00:46:27,607 --> 00:46:30,346
‫تو بودی، درسته؟
‫منو تعقیب می‌کردی؟

563
00:46:31,414 --> 00:46:33,185
‫تو رو تعقیب نمی‌کردم

564
00:46:33,619 --> 00:46:35,327
‫داشتم میومدم گالریا

565
00:46:35,339 --> 00:46:37,059
‫و از قضا افتادم پشت تو انگار

566
00:46:37,427 --> 00:46:38,928
‫تو سوار پورشه بودی؟

567
00:46:38,929 --> 00:46:41,368
‫آره، من بودم.
‫داشتم سربه‌سرت می‌ذاشتم

568
00:46:42,035 --> 00:46:43,372
‫هوم

569
00:46:45,976 --> 00:46:47,646
‫خوشم نمیاد تعقیبم کنن

570
00:46:47,647 --> 00:46:49,416
‫آره؟
‫خوشت نمیاد تعقیبت کنن؟

571
00:46:49,417 --> 00:46:51,955
‫آره. اعصابم به هم می‌ریزه

572
00:46:53,192 --> 00:46:55,161
‫امروز اینجا تو مرکز خرید چیکار می‌کنی؟

573
00:46:55,162 --> 00:46:57,300
‫اومدم یکم لباس مدرسه بخرم

574
00:46:58,535 --> 00:47:01,372
‫خودت رو چی تو این بعدازظهر سه‌شنبه
‫به گالریا کشونده؟

575
00:47:01,473 --> 00:47:02,844
‫کلی دختر خوشگل اینجاست

576
00:47:04,180 --> 00:47:07,153
‫می‌خواستم یه فیلم ببینم،
‫ولی فهمیدم همه‌شون رو دیدم

577
00:47:07,954 --> 00:47:10,792
‫کدومش؟ درخشش؟

578
00:47:10,793 --> 00:47:13,198
‫مطمئنی اونجا نبودی؟
‫می‌دونم که دیدمت

579
00:47:13,298 --> 00:47:16,035
‫حاجی، رهاش کن.
‫من نبودم

580
00:47:16,036 --> 00:47:19,711
‫مطمئنم دیدمت... حاجی

581
00:47:21,047 --> 00:47:22,750
‫من اون فیلم رو ندیدم

582
00:47:37,413 --> 00:47:39,951
‫امروز با مت کلنر داشتی چی می‌گفتی؟

583
00:47:40,084 --> 00:47:43,258
‫عه؟ دیدی؟
‫با هم دوستین؟

584
00:47:44,327 --> 00:47:45,730
‫منظور خاصی داری؟

585
00:47:46,331 --> 00:47:48,100
‫پسر سردرگمی بنظر میاد

586
00:47:48,101 --> 00:47:50,606
‫می‌دونی، از اونایی که دوست نیاز دارن

587
00:47:51,241 --> 00:47:55,849
‫چی؟ اون فقط بیخیال و بی‌دغدغه‌ست.
‫گل می‌کشه

588
00:47:55,850 --> 00:47:57,254
‫جالبه

589
00:47:57,386 --> 00:47:59,457
‫تام دوست‌پسر سوزان رینولدزـه؟

590
00:48:00,192 --> 00:48:01,360
‫عه...

591
00:48:01,361 --> 00:48:03,198
‫آره

592
00:48:03,365 --> 00:48:05,067
‫چند وقته با همدیگه‌ان؟

593
00:48:05,068 --> 00:48:07,038
‫حدود دو سال

594
00:48:07,506 --> 00:48:11,247
‫- پس جدیه
‫- خیلی. چرا داری اینو ازم می‌پرسی؟

595
00:48:11,781 --> 00:48:14,921
‫چون جذابه. عسلیه واسه خودش، قبول داری؟

596
00:48:14,922 --> 00:48:16,459
‫آن‌جا دیگر نفسم بالا نمی‌آمد

597
00:48:16,725 --> 00:48:18,695
‫آن‌جا دیگر باید از او دور می‌شدم

598
00:48:18,929 --> 00:48:20,499
‫هی، برت

599
00:48:21,234 --> 00:48:22,404
‫بله؟

600
00:48:22,503 --> 00:48:24,407
‫الان یه چیزی رو در موردت فهمیدم

601
00:48:27,847 --> 00:48:29,518
‫چی رو در موردم فهمیدی؟

602
00:48:30,919 --> 00:48:33,959
‫وقتی باهام حرف می‌زنی،
‫در واقع با خودت حرف می‌زنی حاجی

603
00:48:38,235 --> 00:48:40,438
‫پس از تعقیب و گریز هولناکم

604
00:48:40,439 --> 00:48:42,140
‫با رابرت مالوری، در آن بعدازظهر

605
00:48:42,152 --> 00:48:43,646
‫گرم و سرنوشت‌سازِ ماه سپتامبر

606
00:48:43,879 --> 00:48:46,483
‫به یاد دارم که به خانه رفتم
‫و اخبار محلی را روشن کردم

607
00:48:46,484 --> 00:48:48,054
‫تحقیقات درباره یک دختر اهل ولی ویلج

608
00:48:48,155 --> 00:48:49,856
‫که امروز جسدش کشف شده بود
‫ادامه دارد

609
00:48:49,857 --> 00:48:52,830
‫چیزی که آن روز فهمیدم،
‫مو بر تنم سیخ کرد

610
00:48:53,699 --> 00:48:56,002
‫شهر از ترس فلج شده بود

611
00:48:56,003 --> 00:48:58,909
‫...ممکن است با قتل دست‌کم
‫دو زن جوان دیگر مرتبط باشد

612
00:48:58,910 --> 00:49:01,848
‫مأمورین در پاسخ به پرسش در خصوص
‫هویت مظنون...

613
00:49:01,849 --> 00:49:05,254
‫مارگو تایلر از ژوئن همان سال
‫ناپدید شده بود

614
00:49:05,255 --> 00:49:08,362
‫و جسدش در پشت یکی از
‫شعبه‌های محلی تاور رکوردز پیدا شد

615
00:49:08,929 --> 00:49:12,536
‫او سومین قربانی او بود
‫و قربانیان بی‌شمار دیگری در راه بودند

616
00:49:15,376 --> 00:49:17,879
‫قاتل سریالی‌ای که جوانان را شکار می‌کرد

617
00:49:17,880 --> 00:49:21,955
‫توسط افسران تحقیق
‫لقب «تورانداز» گرفته بود

618
00:49:22,256 --> 00:49:25,061
‫ناگهان، همه‌گیریِ ناپدید شدن
‫حیوانات خانگی توجیه شد

619
00:49:25,162 --> 00:49:27,466
‫از آن‌ها به شیوه‌ای شیطانی استفاده می‌کرد

620
00:49:27,566 --> 00:49:29,680
‫بی‌دردسر قربانیانش را صید می‌کرد

621
00:49:29,692 --> 00:49:31,875
‫همچون ماهیگیری که توری بزرگ
‫به دریا می‌اندازد

622
00:49:32,644 --> 00:49:34,312
‫لقب گیرایش برگرفته از همین است

623
00:49:34,313 --> 00:49:36,417
‫با رسیدن اطلاعات جدید،
‫آنها را به اطلاع شما می‌رسانیم

624
00:49:36,418 --> 00:49:38,955
‫ممنونم جف. در حال حاضر اوضاع همچنان...

625
00:50:03,105 --> 00:50:07,312
‫وای خدا. وای نه

626
00:50:07,313 --> 00:50:08,347
‫الو؟

627
00:50:09,551 --> 00:50:12,156
‫خدایا!

628
00:50:16,631 --> 00:50:17,633
‫الو؟

629
00:50:19,102 --> 00:50:20,304
‫کمکم کن

630
00:50:21,541 --> 00:50:24,613
‫کمکم کن. خواهش می‌کنم، کمک کن

631
00:50:24,614 --> 00:50:25,816
‫الو؟

632
00:50:25,983 --> 00:50:27,886
‫لطفاً کمکم کن!

633
00:50:27,887 --> 00:50:31,694
‫وای خدا. نه، نه!

634
00:50:31,861 --> 00:50:34,833
‫- الو؟
‫- کمک! کمک!

635
00:50:35,834 --> 00:50:42,834
‫تــرجمه از « حسین رضایی »
<font color="#ff0000">‫ H o s s e i n T L </font>
‫HosseinTLsub@yahoo.com

636
00:50:43,835 --> 00:50:51,835
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

637
00:50:51,836 --> 00:51:00,836
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

