1
00:00:04,860 --> 00:00:06,695
‫مرگ شکل‌های مختلفی داره

2
00:00:08,071 --> 00:00:09,197
‫از جمله مرگِ کسی که دوستش داری

3
00:00:18,790 --> 00:00:20,375
‫مرگ یک رابطه

4
00:00:28,842 --> 00:00:30,844
‫مرگ یک رؤیای پنهان

5
00:00:33,680 --> 00:00:36,433
‫هر کسی به شیوه‌ای متفاوت
‫با غمش کنار میاد

6
00:00:38,018 --> 00:00:39,686
‫بعضی‌ها راه نجات‌شون رو
‫توی نوشتن پیدا می‌کنن

7
00:00:51,406 --> 00:00:52,783
‫بعضی‌ها سعی می‌کنن فرار کنن

8
00:01:01,249 --> 00:01:02,709
‫بعضی‌ها می‌زنن به سیم آخر

9
00:01:04,021 --> 00:01:14,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

10
00:01:15,022 --> 00:01:25,022
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

11
00:01:27,818 --> 00:01:31,530
‫بعضی‌ها رو هم فقط نوشیدنی آروم می‌کنه

12
00:01:34,616 --> 00:01:35,617
‫پرسی؟

13
00:01:42,833 --> 00:01:45,210
‫بیخیال، دزدکی که نیومدم تو

14
00:01:45,293 --> 00:01:47,963
‫نه، اتفاقاً به نظرم این مصداقِ بارز

15
00:01:48,046 --> 00:01:50,882
‫- دزدکی وارد شدنـه، پس...
‫- خب، روز طولانی‌ای داشتم و

16
00:01:50,966 --> 00:01:54,052
‫مسافرخونه هم مینی‌بار نداشت و
‫من هم بدجور تو آمپاس بودم

17
00:01:54,135 --> 00:01:55,804
‫پس انقدر بهم سخت نگیر، خب؟

18
00:01:55,887 --> 00:01:57,264
‫آره خب، شانس آوردی مامانم

19
00:01:57,347 --> 00:02:00,016
‫اون قفل پنجره رو هیچ‌وقت درست نکرد
‫وگرنه بدجور ضدحال می‌خوردی

20
00:02:02,477 --> 00:02:04,271
‫خب بهانه‌ی تو چیه؟

21
00:02:05,397 --> 00:02:07,941
‫کشیک شبی چیزی بودی؟

22
00:02:08,024 --> 00:02:09,192
‫نه

23
00:02:10,610 --> 00:02:12,821
‫آره، گمونم من هم...
‫خواب به چشمم نمی‌اومد

24
00:02:13,405 --> 00:02:15,532
‫- اوهوم
‫- می‌خواستم یکم هوا بخورم و...

25
00:02:17,492 --> 00:02:18,994
‫سر از اینجا در آوردم

26
00:02:19,077 --> 00:02:20,579
‫سر بزنگاه موقع سرقت

27
00:02:29,337 --> 00:02:31,423
‫خب احوالت چطوره؟

28
00:02:33,383 --> 00:02:34,634
‫آره، خوبم

29
00:02:35,635 --> 00:02:36,636
‫گمونم

30
00:02:44,936 --> 00:02:47,188
‫مدت زیادی گذشته، پرسی

31
00:02:47,272 --> 00:02:48,982
‫آره. می‌دونم

32
00:02:50,609 --> 00:02:52,193
‫کلی اتفاقات افتاده

33
00:02:54,237 --> 00:02:56,740
‫آره. آره، حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنم

34
00:03:01,036 --> 00:03:03,163
‫نظرت چیه «سه خبر مهم» رو
‫با هم در میون بذاریم؟

35
00:03:07,292 --> 00:03:08,627
‫اول تو

36
00:03:08,376 --> 00:03:09,376
‫« تابستان سال 2012 »

37
00:03:09,377 --> 00:03:11,296
‫وای… انقدر حرف هست که
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم

38
00:03:11,379 --> 00:03:13,006
‫یک سالِ مدرسه خودش یه دنیا ماجراست

39
00:03:16,760 --> 00:03:18,595
‫یه فکری دارم

40
00:03:18,678 --> 00:03:21,306
‫چطوره سه تا چیز جدید
‫به همدیگه بگیم؟

41
00:03:21,389 --> 00:03:22,933
‫هر سه خبری که دل‌مون بخواد

42
00:03:23,433 --> 00:03:24,726
‫اول تو

43
00:03:24,809 --> 00:03:25,936
‫باشه

44
00:03:26,770 --> 00:03:29,064
‫معلم انگلیسیم می‌خواد
‫یکی از داستان‌کوتاه‌هام رو

45
00:03:29,147 --> 00:03:32,484
‫بفرسته یه مسابقه سراسری

46
00:03:32,567 --> 00:03:36,905
‫مهلتش داره می‌رسه و
‫می‌خوام شرکت کنم

47
00:03:36,988 --> 00:03:39,991
‫چه عالی. میشه بخونمش؟

48
00:03:40,075 --> 00:03:41,660
‫نه. هیچکس نخوندتش

49
00:03:41,743 --> 00:03:43,995
‫معلمت خونده و مشخصـه که
‫حسابی خوشش اومده

50
00:03:45,330 --> 00:03:47,707
‫منو با بقیه یکی می‌کنی؟ بیخیال

51
00:03:47,711 --> 00:03:48,728
‫آره

52
00:03:48,792 --> 00:03:50,335
‫هنوزم می‌نویسم

53
00:03:50,418 --> 00:03:52,128
‫فقط آگهی ترحیم

54
00:03:52,212 --> 00:03:53,880
‫- چه خوب. عالیه
‫- خبر خوب اینـه که

55
00:03:53,964 --> 00:03:56,675
‫- آگهی فوت هیچ‌وقت از مُد نمیفته
‫- درسته. آره

56
00:03:56,758 --> 00:03:59,928
‫گمونم این قسمت از روزنامه
‫هیچوقت نمی‌میره

57
00:04:00,011 --> 00:04:01,262
‫به اصطلاح

58
00:04:04,099 --> 00:04:05,850
‫آ...

59
00:04:05,934 --> 00:04:08,979
‫داشتم فکر می‌کردم… اگه بخوای

60
00:04:09,062 --> 00:04:11,523
‫برای متنِ فوت مادرت کمکت کنم،
‫خیلی خوشحال میشم که...

61
00:04:12,857 --> 00:04:15,402
‫تخصصم رو به کار بگیرم

62
00:04:18,989 --> 00:04:20,907
‫لطف داری. مرسی

63
00:04:23,326 --> 00:04:25,620
‫ولی راستش تیلور داره روش کار می‌کنه

64
00:04:25,704 --> 00:04:26,913
‫آها

65
00:04:26,997 --> 00:04:29,332
‫- که اینطور
‫- آره

66
00:04:29,416 --> 00:04:31,459
‫خب...

67
00:04:31,543 --> 00:04:34,421
‫طبعاً تیلور خبر مهم شماره‌ی یکـه

68
00:04:34,504 --> 00:04:36,339
‫می‌خوای شماره‌ی دو و سه رو هم بهم بگی؟

69
00:04:36,423 --> 00:04:38,883
‫و گمونم سومیش اینـه که

70
00:04:38,967 --> 00:04:41,428
‫الان دیدم دستبند دوستی‌مون
‫دستت نیست

71
00:04:42,178 --> 00:04:43,179
‫اوه

72
00:04:44,389 --> 00:04:45,390
‫من...

73
00:04:45,473 --> 00:04:47,517
‫یعنی، مشکلی نیست. فقط...

74
00:04:47,600 --> 00:04:50,020
‫نه، نه، نه. گوش کن، راستش

75
00:04:50,103 --> 00:04:52,897
‫توی ماشین دستبندم رو در آوردم چون
‫حس کردم تو دستبندت دستت رو ننداخته باشی

76
00:04:52,981 --> 00:04:54,399
‫نمی‌خواستم سنگ روی یخ بشم

77
00:04:54,482 --> 00:04:58,528
‫خیالم راحت شد. من هیچوقت دستبندم رو
‫در نمیارم، حتی واسه شستن

78
00:04:59,112 --> 00:05:00,488
‫آره، فهمیدم

79
00:05:06,494 --> 00:05:09,998
‫در ضمن کنار من هیچوقت دغدغه‌ی
‫سنگ روی یخ شدن رو نداشته باش

80
00:05:10,081 --> 00:05:12,292
‫هر اتفاقی هم که بیفته،
‫تا ابد با هم دوستیم

81
00:05:12,876 --> 00:05:14,210
‫قسم می‌خورم

82
00:05:14,294 --> 00:05:16,546
‫جدی؟ تا ابد؟

83
00:05:16,629 --> 00:05:19,758
‫تا ابد. قسم به دستبندهای دوستی‌مون؟

84
00:05:27,057 --> 00:05:29,184
‫- قسم
‫- قسم

85
00:05:30,021 --> 00:05:39,021
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

86
00:05:39,819 --> 00:05:42,072
‫- بهتره من دیگه برم
‫- آره

87
00:05:42,155 --> 00:05:44,616
‫با شناختی که از تیلور دارم،
‫الان احتمالاً منتظرمـه

88
00:05:44,699 --> 00:05:46,409
‫درسته، درسته، آره

89
00:05:46,493 --> 00:05:49,287
‫کل هفته اینجام.
‫به پیش‌خدمتت انعام بده.

90
00:05:53,041 --> 00:05:54,084
‫راستی، پرسی؟

91
00:05:54,567 --> 00:05:55,585
‫بله؟

92
00:06:02,926 --> 00:06:05,762
‫یادت مونده چطوری مغازه رو ببندی دیگه؟

93
00:06:05,845 --> 00:06:08,515
‫آره. آره

94
00:06:08,598 --> 00:06:10,600
‫مثل دوچرخه‌سواری از یاد آدم نمیره.
‫خیالت تخت.

95
00:06:12,727 --> 00:06:13,853
‫خیلی‌خب

96
00:06:18,295 --> 00:06:20,840
‫« مسافرخانه‌ی نسیم ِخلیج »

97
00:06:22,779 --> 00:06:25,532
‫صبح بخیر. این از حوله‌های
‫اضافی که خواسته بودید،

98
00:06:25,615 --> 00:06:28,743
‫اون بالش هم سفت‌ترین بالش‌مونـه.
‫بررسی کردم.

99
00:06:28,751 --> 00:06:29,751
‫مرسی، جوردی

100
00:06:29,786 --> 00:06:32,330
‫آره، ممنون، ولی راستش الان مشکل من
‫خیلی بزرگ‌تر از این حرفاست

101
00:06:32,413 --> 00:06:35,083
‫اولیش این میکروچیپـه که
‫شما بهش می‌گید صابون،

102
00:06:35,166 --> 00:06:36,251
‫دومی هم وای‌فای

103
00:06:36,334 --> 00:06:37,502
‫کیفیتش فاجعه‌ست

104
00:06:37,585 --> 00:06:39,087
‫چطوری به کارهام برسم؟

105
00:06:39,170 --> 00:06:41,422
‫شانتال، دوست قدیمی، آروم باش

106
00:06:41,506 --> 00:06:44,968
‫آخه معمولاً کسی واسه کار
‫نمیاد «بَریز بی»

107
00:06:45,051 --> 00:06:47,345
‫مردم میان دریاچه‌گردی،

108
00:06:47,428 --> 00:06:50,974
‫کوه‌پیمایی و خوردن اسپات‌پرون

109
00:06:51,057 --> 00:06:52,225
‫غذای معروف اینجاست،
‫حتماً امتحانش کنید

110
00:06:52,308 --> 00:06:53,893
‫- آره، فهمیدم. فهمیدم
‫- حتماً خوش‌تون میاد

111
00:06:53,977 --> 00:06:56,187
‫من واسه اینا نیومدم.
‫به خاطر دوستم اومدم.

112
00:06:57,188 --> 00:06:58,481
‫اون همراه منـه

113
00:06:58,565 --> 00:07:01,943
‫آره، واسه کار اومدم و
‫می‌خوام وای‌فای درست کار کنه

114
00:07:02,026 --> 00:07:04,571
‫خب در این صورت، هر وقت خواستید
‫از دفتر من استفاده کنید

115
00:07:04,654 --> 00:07:05,947
‫قدم‌تون روی چشم

116
00:07:06,030 --> 00:07:09,033
‫باشه. عالیه. آره، حتماً
‫از پیشنهادت استقبال می‌کنم. مرسی

117
00:07:10,034 --> 00:07:11,035
‫من نیازی به این صابون ندارم

118
00:07:11,119 --> 00:07:13,037
‫- آره، مال خودت
‫- مسافرخونه مال خودمـه

119
00:07:13,121 --> 00:07:15,707
‫خب، در مورد دیشب حرف نزنیم؟

120
00:07:15,790 --> 00:07:18,376
‫- تو و سم، دوست‌دخترش؟
‫- مسئله اینـه که

121
00:07:18,459 --> 00:07:20,336
‫اون به نظر آدم خوبی میومد

122
00:07:20,420 --> 00:07:21,671
‫- اوهوم
‫- و صد البته که

123
00:07:21,754 --> 00:07:22,672
‫باید دوست‌دختر می‌داشت

124
00:07:22,755 --> 00:07:25,216
‫معلومـه که دختره هم خفنـه.
‫پارتنرش سمـه دیگه.

125
00:07:25,300 --> 00:07:27,135
‫خیلی‌خب، حس می‌کنم

126
00:07:27,218 --> 00:07:28,887
‫به اون پایانی که دنبالش بودی نرسیدی

127
00:07:28,970 --> 00:07:31,097
‫- در این حد تابلوئـه؟
‫- اوهوم

128
00:07:31,181 --> 00:07:34,767
‫خیلی استرس داشتم که
‫دوباره می‌بینمش. من...

129
00:07:34,851 --> 00:07:37,937
‫واقعاً فکر می‌کردم سخت‌ترین
‫قسمتش همین باشه که

130
00:07:38,021 --> 00:07:41,107
‫باید یجوری پشت سر بذارمش

131
00:07:41,191 --> 00:07:43,985
‫خیلی‌خب، ولی ردش کردی و
‫هیچیت هم نشده

132
00:07:44,068 --> 00:07:47,405
‫می‌دونم، ولی آخه، الان...

133
00:07:47,488 --> 00:07:48,740
‫بیشتر می‌خوام

134
00:07:49,240 --> 00:07:50,950
‫از این لحنِ بیشتر خوشم نمیاد

135
00:07:51,034 --> 00:07:53,828
‫منظورم این نیست.
‫یعنی...

136
00:07:53,912 --> 00:07:56,206
‫من و سم قبلاً خیلی صمیمی بودیم

137
00:07:56,289 --> 00:07:58,833
‫ما تکیه‌گاه همدیگه بودیم و

138
00:07:58,917 --> 00:08:00,543
‫این شاید یکم...

139
00:08:00,627 --> 00:08:03,254
‫شاید هم خیلی خجالت‌آور باشه

140
00:08:03,338 --> 00:08:05,924
‫ولی می‌خوام اون حس برگرده

141
00:08:06,007 --> 00:08:07,300
‫چه حسی؟

142
00:08:07,884 --> 00:08:10,011
‫اینکه براش مهمم

143
00:08:10,595 --> 00:08:11,596
‫البته

144
00:08:11,679 --> 00:08:14,098
‫ما همیشه کنار همدیگه بودیم

145
00:08:15,308 --> 00:08:17,602
‫من هم می‌خوام الان کنارش باشم

146
00:08:20,563 --> 00:08:22,023
‫دلایلا

147
00:08:22,106 --> 00:08:23,483
‫مرسی، مورگان

148
00:08:24,734 --> 00:08:26,277
‫سلام. شرمنده، نمی‌خواستم...

149
00:08:26,361 --> 00:08:27,654
‫- مزاحم بشم
‫- مشکلی نیست

150
00:08:27,737 --> 00:08:30,281
‫دارم مراسم یادبود رو
‫آماده می‌کنم. واقعاً خیلی

151
00:08:30,365 --> 00:08:32,408
‫- بیشتر از حد تصورمون گنده شده
‫- حالا که گفتی،

152
00:08:32,492 --> 00:08:35,328
‫لطفاً هر کاری داشتی
‫بی‌تعارف بسپر به من

153
00:08:35,411 --> 00:08:38,456
‫من اینجام و از خدامـه که
‫یه کمکی بکنم

154
00:08:39,040 --> 00:08:41,167
‫ممنون، پرسی، چقدر تو مهربونی

155
00:08:41,251 --> 00:08:44,254
‫ولی از لحاظ نیرو تکمیلم...

156
00:08:44,337 --> 00:08:45,880
‫خلاصه، همه‌چی رو ردیف کردیم

157
00:08:49,133 --> 00:08:50,510
‫آ...

158
00:08:53,846 --> 00:08:57,725
‫راستش الان که فکر می‌کنم،
‫یه کاری هست

159
00:08:57,809 --> 00:08:59,060
‫باشه، عالیه، چه خوب

160
00:08:59,143 --> 00:09:01,479
‫به نظرم خیلی عالیه که برگشتی اینجا

161
00:09:02,063 --> 00:09:04,482
‫- خیلی‌خب
‫- ولی خیلی وقت بود که نبودی

162
00:09:04,565 --> 00:09:07,193
‫در جریان خیلی از اتفاقات نیستی

163
00:09:07,277 --> 00:09:09,654
‫منظورم سم و چارلیـه،

164
00:09:09,737 --> 00:09:11,864
‫خیلی عذاب کشیدن،
‫واسه همین می‌خوام مطمئن بشم که

165
00:09:11,948 --> 00:09:14,659
‫به دلیل واهی نیومده باشی اینجا

166
00:09:14,742 --> 00:09:17,996
‫اومدم چون سو عین مادر خودم بود

167
00:09:18,579 --> 00:09:21,332
‫نوع بروز دادنت خیلی بامزه‌ست

168
00:09:21,416 --> 00:09:24,669
‫بگذریم... به من مربوط نیست

169
00:09:24,752 --> 00:09:27,588
‫فقط خوشحالم که می‌بینم سم
‫توی رابطه‌اش خوشحالـه

170
00:09:29,090 --> 00:09:32,385
‫سم و چارلی جفت‌شون توی
‫وضعیت خیلی خوبی هستن، پس...

171
00:09:44,147 --> 00:09:45,440
‫لعنتی، سم

172
00:09:45,523 --> 00:09:48,901
‫کل این قسمت باید عوض بشه.
‫موریانه‌ها ترتیبش رو دادن.

173
00:09:50,069 --> 00:09:52,238
‫دفعه پیش که اینجا بودم بهت گفتم

174
00:09:52,322 --> 00:09:56,075
‫خدایا. گمونم مامان حتی
‫یه تیکه کاغذ هم دور ننداخته باشه

175
00:09:56,159 --> 00:09:58,703
‫یعنی رسیدهای تحویل سال 2001 هم اینجاست

176
00:09:58,786 --> 00:10:01,414
‫- همش آشغالـه. بندازشون دور
‫- وای خدا. اینو نگاه

177
00:10:01,497 --> 00:10:03,833
‫بسـه. یا از شرش خلاص شو، یا نگهش دار

178
00:10:03,916 --> 00:10:05,293
‫سم، کلی کار داریم

179
00:10:05,376 --> 00:10:07,045
‫کل اینجا باید با کارواش فشار قوی شسته بشه

180
00:10:07,128 --> 00:10:09,130
‫وقتی اینجا عین خرابه می‌مونه،
‫چطوری می‌تونیم به قیمت مناسب بفروشیمش؟

181
00:10:09,213 --> 00:10:12,342
‫رفیق، بهت که گفتم، فعلاً
‫قصد فروش این خونه رو ندارم

182
00:10:12,425 --> 00:10:14,635
‫هنوز خیلی زوده، پس اینقدر بحثش رو پیش نکش

183
00:10:15,553 --> 00:10:19,057
‫خب، اقلاً باید واسه مراسم یادبود
‫یه دستی به سر و روش بکشیم

184
00:10:20,516 --> 00:10:22,393
‫بیا قبل از اینکه کل شهر بیان اینجا

185
00:10:22,477 --> 00:10:24,645
‫بریم داخل و ببینیم
‫چی نیاز به تعمیر داره. یالا

186
00:10:24,729 --> 00:10:26,064
‫با همدیگه انجامش می‌دیم

187
00:10:28,191 --> 00:10:30,443
‫این کار خودتـه، چارلز.
‫تو مرد این کاری.

188
00:10:33,112 --> 00:10:35,323
‫سم، تن لشت رو بیار اینجا!

189
00:10:41,245 --> 00:10:42,789
‫یخچال کیری داره نشت می‌کنه

190
00:10:44,624 --> 00:10:46,209
‫نه

191
00:10:46,292 --> 00:10:47,835
‫گوه توش

192
00:10:48,336 --> 00:10:50,254
‫کویل‌های کندانسور رو همونطوری که
‫گفته بودم تمیز کردی؟

193
00:10:50,338 --> 00:10:53,132
‫زنگ زدم به طرف، ولی گفت
‫تا آخر سپتامبر وقتش پره

194
00:10:53,216 --> 00:10:55,468
‫فقط نشتی نیست،
‫کل دستگاه به فنا رفته

195
00:10:55,551 --> 00:10:59,639
‫کل اون غذاهایی که برای مراسم
‫کنار گذاشته بودیم داره می‌گنده

196
00:10:59,722 --> 00:11:01,015
‫باورم نمیشه حواست نبوده

197
00:11:01,099 --> 00:11:02,225
‫ناسلامتی بالا سرش بودی

198
00:11:02,308 --> 00:11:05,812
‫ببخشید که بین شیمی‌درمانی‌های
‫مامان و دوره‌ی مراقبت آخرش

199
00:11:05,895 --> 00:11:07,939
‫حتی یه دقیقه وقت نداشتم که
‫میخونه رو بازسازی کنم.

200
00:11:12,193 --> 00:11:14,612
‫حالا هر چی. خودم یه کاریش می‌کنم

201
00:11:14,695 --> 00:11:15,863
‫طبق معمول

202
00:11:15,947 --> 00:11:19,492
‫سلام؟ نیستی؟

203
00:11:22,829 --> 00:11:24,163
‫یالا، زود باش، یالا

204
00:11:27,708 --> 00:11:28,709
‫سلام

205
00:11:28,793 --> 00:11:31,295
‫وای نه. مریض شدی؟

206
00:11:31,379 --> 00:11:32,380
‫نه، مریض نیستم

207
00:11:32,463 --> 00:11:33,631
‫- باشه. عالی
‫- فقط می‌خواستم

208
00:11:33,714 --> 00:11:34,924
‫چرت وسط روزم رو بزنم

209
00:11:35,007 --> 00:11:36,509
‫یعنی داشتی چرت می‌زدی؟

210
00:11:36,592 --> 00:11:38,010
‫وسط روز؟

211
00:11:38,094 --> 00:11:39,720
‫اون‌وقت تو صاحب اینجایی؟

212
00:11:39,804 --> 00:11:42,432
‫شاید، دقیقاً؟

213
00:11:42,515 --> 00:11:43,433
‫واو

214
00:11:43,516 --> 00:11:45,935
‫الان وقت ندارم این رویکرد تجاری

215
00:11:46,018 --> 00:11:48,855
‫عجیب‌غریبت رو موشکافی کنم

216
00:11:48,938 --> 00:11:50,940
‫همین‌قدر بگم که درباره‌ی

217
00:11:51,023 --> 00:11:53,067
‫خوابیدن سرِ کار حرف زیاد دارم، ولی...

218
00:11:53,568 --> 00:11:54,610
‫میشه حالا بری؟

219
00:11:54,694 --> 00:11:55,945
‫می‌خوام وارد سیستم بشم

220
00:11:56,028 --> 00:11:57,905
‫- مشکلی نیست
‫- مرسی

221
00:12:02,076 --> 00:12:04,078
‫حتماً اتصالات رو بررسی کنید...

222
00:12:04,162 --> 00:12:06,456
‫نمیگم تقصیر تو نیست.
‫فقط میگم باورش سختـه که

223
00:12:06,539 --> 00:12:09,375
‫تا الان هیچکس نفهمیده بود که
‫همچین نشتی گنده‌ای هست

224
00:12:09,459 --> 00:12:12,712
‫آره، بهش میگن سپردن کار
‫دست یه داداش کوچیکِ هیچی‌نفهم

225
00:12:12,795 --> 00:12:14,714
‫معجزه شده که کل خونه رو به آتیش نکشونده

226
00:12:16,549 --> 00:12:17,717
‫- حتماً بررسی کنید...
‫- خیلی‌خب

227
00:12:18,926 --> 00:12:20,887
‫باید این وسایل رو بدیم درست کنن

228
00:12:20,970 --> 00:12:23,055
‫- وگرنه قیمت پیشنهادی‌مون افت می‌کنه
‫- عه!

229
00:12:23,139 --> 00:12:24,765
‫میشه صدات رو بیاری پایین؟

230
00:12:24,849 --> 00:12:27,894
‫اگه سم بفهمه داریم این کار معامله رو
‫جوش می‌دیم، قاتی می‌کنه

231
00:12:27,977 --> 00:12:29,312
‫بالاخره که می‌فهمه

232
00:12:29,395 --> 00:12:31,439
‫ویت که همین الانش داره
‫حساب‌کتاب‌ها رو سر و سامون میده

233
00:12:31,522 --> 00:12:33,149
‫- کارها افتاده روی غلتک
‫- جدی؟

234
00:12:33,232 --> 00:12:35,234
‫- آره
‫- اون‌وقت الان همسر ویت داره چیکار می‌کنه؟

235
00:12:35,318 --> 00:12:37,987
‫به جز آزار و اذیتِ مالک فعلی؟

236
00:12:38,571 --> 00:12:39,697
‫خیلی بی‌ادبانه بود

237
00:12:39,780 --> 00:12:41,866
‫خودم خیلی سرم شلوغـه

238
00:12:42,950 --> 00:12:44,952
‫می‌خوای ببینی می‌تونی اینجا رو بچرخونی؟

239
00:12:46,162 --> 00:12:49,207
‫برو یه عالمه یخ بیار که غذاها خراب نشن

240
00:12:51,709 --> 00:12:53,169
‫این کار در شأن من نیست

241
00:12:53,252 --> 00:12:54,629
‫نه

242
00:12:54,712 --> 00:12:56,923
‫ولی یه نیروی تازه‌کار می‌شناسم که

243
00:12:57,006 --> 00:12:59,300
‫برای این کار خیلی مناسبـه

244
00:12:59,884 --> 00:13:03,304
‫اتفاقاً یه لیست از کارهای پیش‌پا افتاده
‫دارم که می‌تونم بسپرم بهش

245
00:13:19,153 --> 00:13:20,154
‫پرسی؟

246
00:13:21,656 --> 00:13:23,824
‫چیکار می‌کنی؟!

247
00:13:25,159 --> 00:13:26,160
‫نپرس

248
00:13:27,828 --> 00:13:29,205
‫بپر بالا

249
00:13:43,928 --> 00:13:45,137
‫هی!

250
00:13:45,221 --> 00:13:46,681
‫آ...

251
00:13:46,764 --> 00:13:49,267
‫آره، من... نخوابیده بودم

252
00:13:49,350 --> 00:13:50,601
‫صد درصد، بر مُنکرش لعنت

253
00:13:50,685 --> 00:13:51,936
‫نه، خواب نبودم

254
00:13:52,019 --> 00:13:53,020
‫حالا کی تنبلـه؟

255
00:13:53,104 --> 00:13:56,691
‫به خدا داشتم یه گزارش رو تموم می‌کردم و
‫فقط ده ثانیه چشمام رو بستم

256
00:13:56,774 --> 00:13:58,651
‫- هر چی شما بگی
‫- در ضمن تمام مدت

257
00:13:58,734 --> 00:14:00,069
‫هوشیار بودم و حواسم به اطراف بود

258
00:14:00,152 --> 00:14:02,021
‫یا شاید هم بد خواب شدم

259
00:14:02,022 --> 00:14:04,907
‫به خاطر این بالش‌های وا رفته و
‫خمیری مسافرخونه‌ات

260
00:14:04,991 --> 00:14:07,660
‫نگاه، فرق بین ما همینـه

261
00:14:07,743 --> 00:14:10,204
‫- وای خدا
‫- جفت‌مون هم یه کار کردیم...

262
00:14:10,288 --> 00:14:11,581
‫«چرت زدن»

263
00:14:11,664 --> 00:14:15,293
‫ولی من از خوابم لذت بردم و
‫بعدش هم حسابی سر حال شدم

264
00:14:15,376 --> 00:14:17,420
‫در حالی که تو از اول تا آخرش
‫با خودت درگیر بودی و

265
00:14:17,503 --> 00:14:19,672
‫با این اَخم و تَخمی که کردی،

266
00:14:19,755 --> 00:14:22,925
‫اون خواب هیچ سودی هم واست نداشته

267
00:14:23,009 --> 00:14:24,635
‫بد نیست بهش فکر کنی

268
00:14:24,719 --> 00:14:27,471
‫هر چی. خب؟ مکالمه‌ی جذابی بود

269
00:14:27,555 --> 00:14:29,473
‫ولی من...

270
00:14:29,557 --> 00:14:30,850
‫یه جلسه‌ی تصویری توی زوم دارم

271
00:14:30,933 --> 00:14:31,851
‫یه فکری دارم

272
00:14:31,934 --> 00:14:34,145
‫بیخیالِ بقیه‌ی جلسات زومت شو

273
00:14:34,228 --> 00:14:36,314
‫یا هر کاری که داری وانمود می‌کنی
‫اینجا بهش مشغولی،

274
00:14:36,397 --> 00:14:38,524
‫من هم می‌برم یکی از قشنگ‌ترین

275
00:14:38,608 --> 00:14:40,359
‫جاهای دنیا رو نشونت میدم

276
00:14:40,443 --> 00:14:42,028
‫یه جایی که هنوز ملت
‫از وجودش خبر ندارن و

277
00:14:42,111 --> 00:14:44,113
‫همین راز خاص‌ترش می‌کنه

278
00:14:46,324 --> 00:14:49,243
‫می‌دونی چیه؟ نظر لطفتـه، ولی من...

279
00:14:49,327 --> 00:14:51,120
‫لعنتی، چقدر لجبازی

280
00:14:52,121 --> 00:14:54,874
‫یه بستنی هم مهمون من،
‫اونم بستنی‌ای که

281
00:14:54,957 --> 00:14:57,126
‫رسماً خوشمزه‌ترین بستنی عمرت میشه

282
00:15:01,672 --> 00:15:03,257
‫خیلی‌خب، حالا که فهمیدم
‫این یه کار بوده که

283
00:15:03,341 --> 00:15:05,635
‫- بهت مُحول شده...
‫- خیلی کار مهمیـه

284
00:15:05,718 --> 00:15:08,679
‫مگه آدم به هر کسی اعتماد می‌کنه که
‫براش یخ بیاره، مگه نه؟

285
00:15:08,763 --> 00:15:10,056
‫درستـه

286
00:15:11,807 --> 00:15:13,017
‫بگذریم

287
00:15:13,100 --> 00:15:17,271
‫حرف از کار شد، وقت نشد برام بگی که
‫این مدت مشغول چه کاری بودی

288
00:15:18,272 --> 00:15:20,650
‫بذار ببینم...

289
00:15:20,733 --> 00:15:23,027
‫خب، لیسانسم رو از

290
00:15:23,110 --> 00:15:24,779
‫- استنفورد گرفتم...
‫- آره، اینجاش رو می‌دونم

291
00:15:24,862 --> 00:15:26,447
‫- درسته، درسته. شرمنده
‫- نه، مشکلی نیست

292
00:15:26,530 --> 00:15:28,074
‫- بعدش، رفتم به...
‫- ببخشید

293
00:15:28,157 --> 00:15:31,160
‫- می‌خواستی چیزی بگی...
‫- نه، نه، نه، لطفاً ادامه بده

294
00:15:32,745 --> 00:15:36,707
‫آره، آره، بعدش رفتم
‫سن‌دیگو پزشکی خوندم

295
00:15:36,791 --> 00:15:40,002
‫هواش اونقدر خوب بود که
‫آدم حس می‌کرد غیرطبیعیـه

296
00:15:40,086 --> 00:15:42,797
‫الان هم دارم دوره‌ی رزیدنسی‌مو توی دانشگاه
‫کالیفرنیا، سان فرانسیسکو می‌گذرونم

297
00:15:42,880 --> 00:15:44,799
‫که راستش اصلاً فکرش رو نمی‌کردم
‫بتونم ازش قبول بشم

298
00:15:44,882 --> 00:15:48,594
‫چون رقابت سنگینی توش هست...
‫پس حس می‌کنم شانس آوردم

299
00:15:49,387 --> 00:15:51,389
‫شانس که نیست

300
00:15:51,472 --> 00:15:53,933
‫می‌دونم چقدر سخت تلاش می‌کنی

301
00:15:54,016 --> 00:15:56,560
‫یا بهتره بگم می‌دونستم

302
00:16:00,022 --> 00:16:01,899
‫آره خوب می‌دونستی

303
00:16:02,483 --> 00:16:04,819
‫جفت‌مون از همدیگه خیلی چیزها می‌دونیم

304
00:16:15,705 --> 00:16:18,582
‫وای خدا، بدت اومد، افتضاح بود،
‫بدترین داستان...

305
00:16:18,666 --> 00:16:20,334
‫معرکه بود

306
00:16:21,293 --> 00:16:22,294
‫واقعاً؟

307
00:16:22,378 --> 00:16:24,255
‫«یانگ بلاد» داستان خفنیـه

308
00:16:24,338 --> 00:16:26,549
‫راستی، چه عنوان محشری

309
00:16:27,633 --> 00:16:31,178
‫ببین، وارد این رقابت میشی و
‫برنده هم میشی

310
00:16:32,847 --> 00:16:35,182
‫مرسی. جدی میگم

311
00:16:37,017 --> 00:16:38,728
‫خدایی...

312
00:16:38,811 --> 00:16:41,856
‫چطوری این قصه‌ها به ذهنت میاد؟

313
00:16:41,939 --> 00:16:46,736
‫منظورم اینه که از بیرون عین یه دختر
‫معمولی و ساده به نظر می‌رسی...

314
00:16:46,819 --> 00:16:48,362
‫آره من معمولی و ساده‌ام

315
00:16:48,446 --> 00:16:51,949
‫ولی از درون واقعاً دیوونه‌ی ردّی هستی

316
00:16:52,032 --> 00:16:53,451
‫آهای

317
00:16:53,534 --> 00:16:54,744
‫حالت تعریفی داشت

318
00:16:54,827 --> 00:16:56,704
‫از کِی تا حالا «دیوونه‌ی ردّی»
‫شده تعریف؟

319
00:16:56,787 --> 00:16:59,373
‫چون باحال‌ترین ذهن دنیا رو داری

320
00:16:59,457 --> 00:17:01,500
‫دلم می‌خواد برم توی مغزت و
‫ببینم چه خبره

321
00:17:01,584 --> 00:17:04,295
‫حالا کی دیوونه‌ست، جناب دکتر فلورک؟

322
00:17:04,378 --> 00:17:05,546
‫من که مشکلی ندارم

323
00:17:05,629 --> 00:17:07,840
‫دوتا دیوونه‌ی ردّی

324
00:17:07,923 --> 00:17:11,719
‫تو یه نویسندۀ مشهور میشی و
‫من هم میشم یه دکتر کلاس جهانی

325
00:17:12,303 --> 00:17:13,345
‫قبولـه

326
00:17:17,308 --> 00:17:18,517
‫خیلی گرمـه

327
00:17:18,601 --> 00:17:19,602
‫بریم شنا

328
00:17:21,103 --> 00:17:23,022
‫به نظرت ما هم 17 سالمون بشه
‫اینطوری می‌شیم؟

329
00:17:23,105 --> 00:17:24,732
‫نه، چارلیـه دیگه

330
00:17:25,441 --> 00:17:28,319
‫از 12 سالگیش همینطور بوده

331
00:17:28,402 --> 00:17:31,739
‫در عین حال جفت‌مون 14 سال داریم و
‫می‌تونیم خودمون رو جای 11 ساله‌ها جا بزنیم

332
00:17:31,822 --> 00:17:35,117
‫باورم نمیشه که فردا قراره دلایلا رو ببینی

333
00:17:35,201 --> 00:17:37,870
‫باورم نمیشه که دعوتش کردی اینجا، خائن

334
00:17:37,953 --> 00:17:39,371
‫دعوتش نکردم، خب؟ می‌بینی خودت

335
00:17:39,455 --> 00:17:41,874
‫همگی خوش می‌گذرونیم.
‫دیگه رو مخ نیست.

336
00:17:41,957 --> 00:17:43,209
‫خدا کنه

337
00:17:43,793 --> 00:17:47,254
‫فقط امیدوارم با اومدنش

338
00:17:47,338 --> 00:17:49,799
‫- همه‌چی رو عوض نکنه
‫- نه، قول میدم

339
00:17:49,882 --> 00:17:51,467
‫دلایلا مشکلی نداره

340
00:17:51,550 --> 00:17:53,761
‫همه‌چی عین سابق می‌مونه

341
00:17:56,021 --> 00:18:06,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

342
00:18:10,986 --> 00:18:13,113
‫اسم دوستش چی بود؟

343
00:18:13,197 --> 00:18:14,698
‫دلایلا

344
00:18:14,782 --> 00:18:16,617
‫اوه

345
00:18:16,700 --> 00:18:18,828
‫به جایی رسیدی؟

346
00:18:19,328 --> 00:18:20,913
‫اصلاً دل و دماغ ندارم، دلایلا

347
00:18:20,996 --> 00:18:23,207
‫توصیه می‌کنم سر به سرم نذاری

348
00:18:25,251 --> 00:18:27,419
‫چارلی خیلی جذابـه

349
00:18:27,503 --> 00:18:29,547
‫چطوری این رو بهم نگفتی؟

350
00:18:29,630 --> 00:18:31,215
‫چون چیز خاصی نبود که بگم

351
00:18:31,298 --> 00:18:34,844
‫سم دوستمـه و چارلی هم
‫داداش بزرگه‌ی اعصاب‌خردکُنشـه

352
00:18:34,927 --> 00:18:36,345
‫داداش بزرگه‌ی اعصاب‌خردکُن سکسی

353
00:18:36,428 --> 00:18:39,014
‫اگه به چشمت نمیاد،
‫عینک‌لازمی

354
00:18:46,397 --> 00:18:48,065
‫نمی‌خواد کِرِم بزنی

355
00:18:48,148 --> 00:18:50,901
‫- الان می‌خوایم بریم شنا
‫- الان نه

356
00:18:53,070 --> 00:18:54,530
‫باید به خودم برسم

357
00:18:54,613 --> 00:18:56,824
‫این منظره هم کمک می‌کنه

358
00:19:00,703 --> 00:19:02,538
‫داره نگاهم می‌کنه؟

359
00:19:02,621 --> 00:19:03,706
‫نه

360
00:19:05,124 --> 00:19:06,375
‫یالا، بشین

361
00:19:06,959 --> 00:19:08,335
‫آروم باش

362
00:19:08,419 --> 00:19:10,379
‫اگه اونجا وایستی منو نمی‌بینه

363
00:19:17,803 --> 00:19:19,889
‫باید برات یه بیکینی جور کنیم، دختر

364
00:19:19,972 --> 00:19:21,682
‫داری خوشگلی‌هات رو قایم می‌کنی

365
00:19:21,765 --> 00:19:24,602
‫آره خب، خوشگلی‌هامون فرق دارن

366
00:19:24,685 --> 00:19:28,188
‫پرسی... همیشه خودت رو دست‌کم می‌گیری

367
00:19:28,272 --> 00:19:30,691
‫با هر کدوم از اون پسرها که
‫دلت بخواد می‌تونی باشی

368
00:19:30,774 --> 00:19:31,817
‫آره، نه

369
00:19:33,319 --> 00:19:35,237
‫یعنی، نمی‌خوام

370
00:19:35,321 --> 00:19:37,448
‫سم بهترین دوستمـه

371
00:19:42,661 --> 00:19:44,538
‫عه، عه، بهتره بازش نکنی

372
00:19:44,622 --> 00:19:45,915
‫نمی‌دونی چی ممکنه ازش بپره بیرون

373
00:19:45,998 --> 00:19:47,625
‫آدامس هابا بابا؟

374
00:19:47,708 --> 00:19:49,126
‫یعنی ممکنه این واسه من باشه؟

375
00:19:49,209 --> 00:19:52,379
‫آره، با اطمینان می‌تونم بگم
‫تو اولین و آخرین نفری هستی که

376
00:19:52,463 --> 00:19:55,049
‫توی این وانت از آدامس هابا بابا خوشش اومده

377
00:19:56,425 --> 00:19:59,261
‫چیکار داری...؟ نکن، نخورش.
‫چیکار می‌کنی؟

378
00:19:59,345 --> 00:20:02,139
‫نه، نمی‌خورمش، ولی جرئت داری تو بخور

379
00:20:03,015 --> 00:20:04,016
‫خدایی؟

380
00:20:04,099 --> 00:20:05,100
‫اوهوم

381
00:20:06,560 --> 00:20:09,647
‫اگه بحث جرئتـه، پس مجبورم

382
00:20:10,731 --> 00:20:11,732
‫اَه اَه!

383
00:20:11,815 --> 00:20:14,360
‫- انگار...
‫- واااای!

384
00:20:14,443 --> 00:20:16,320
‫مال ده سال پیشـه

385
00:20:18,197 --> 00:20:19,239
‫عوق!

386
00:20:19,323 --> 00:20:22,326
‫خیلی‌خب، این... چندش‌آوره

387
00:20:22,409 --> 00:20:24,119
‫نه... بذار...

388
00:20:28,999 --> 00:20:30,834
‫محاله. محاله

389
00:20:30,918 --> 00:20:32,920
‫اینو واسه تولد چهل سالگی
‫مامانت درست کردیم

390
00:20:33,003 --> 00:20:34,755
‫- یادتـه؟
‫- آره

391
00:20:34,838 --> 00:20:35,965
‫این هنوز کار می‌کنه؟

392
00:20:36,048 --> 00:20:37,466
‫♪ من زمین می‌خورم ♪

393
00:20:37,549 --> 00:20:38,550
‫♪ ولی بازم بلند میشم ♪

394
00:20:38,634 --> 00:20:40,302
‫♪ عمراً بتونی منو زمین بزنی ♪

395
00:20:40,386 --> 00:20:43,389
‫♪ من زمین می‌خورم ♪
‫♪ ولی بازم بلند میشم ♪

396
00:20:43,472 --> 00:20:45,307
‫♪ عمراً بتونی منو زمین بزنی ♪

397
00:20:45,391 --> 00:20:47,935
‫♪ من زمین می‌خورم ♪
‫♪ ولی بازم بلند میشم ♪

398
00:20:48,018 --> 00:20:49,353
‫♪ عمراً بتونی جلوی منو بگیری ♪

399
00:20:49,436 --> 00:20:51,146
‫اوه!

400
00:20:52,064 --> 00:20:53,482
‫ببخشید

401
00:20:56,235 --> 00:20:57,236
‫یکم طول می‌کشه

402
00:21:02,241 --> 00:21:04,243
‫دلایلا حسابی کُفری میشه

403
00:21:06,286 --> 00:21:07,788
‫ده دقیقه‌ی دیگه

404
00:21:07,871 --> 00:21:09,581
‫- اینا دیگه کاملاً آب میشن
‫- لعنتی

405
00:21:09,665 --> 00:21:11,250
‫- خب؟
‫- مشکلی نیست

406
00:21:11,333 --> 00:21:13,460
‫ترافیک بهمون ضدحال زد

407
00:21:13,544 --> 00:21:15,212
‫آهای، ما این پشت هستیم. بیاید داخل

408
00:21:16,338 --> 00:21:18,048
‫سلام

409
00:21:18,132 --> 00:21:20,592
‫- چه سریع اومدی
‫- خب، آره

410
00:21:20,676 --> 00:21:22,720
‫یکی کمکم کرد

411
00:21:24,763 --> 00:21:26,765
‫یکم جا خوردم که این کار رو
‫دو نفر گردن گرفتن

412
00:21:26,849 --> 00:21:28,892
‫داشتم می‌رفتم سمت خونه‌ی ترحیم که

413
00:21:28,976 --> 00:21:32,021
‫یه آدمکِ لاغر و افسرده رو دیدم
‫که اینارو با خودش می‌کشید

414
00:21:32,104 --> 00:21:34,231
‫محض اطلاع، خودم تنهایی هم
‫از پسش بر می‌اومدم

415
00:21:34,314 --> 00:21:35,482
‫فقط دو کیسه یخ گرفتی؟

416
00:21:37,526 --> 00:21:38,986
‫شما دو نفر مشغول چه کاری هستید؟

417
00:21:39,069 --> 00:21:40,571
‫- اوه. دلایلا داشت...
‫- داشتم...

418
00:21:40,654 --> 00:21:42,573
‫کارهای مراسم رو ردیف می‌کردم

419
00:21:42,656 --> 00:21:43,824
‫آر... آره

420
00:21:45,409 --> 00:21:46,452
‫خیلی‌خب

421
00:21:46,535 --> 00:21:50,164
‫من برمی‌گردم خونه‌ی ترحیم و
‫این برنامه‌ها رو می‌برم

422
00:21:50,247 --> 00:21:51,832
‫غذاها رو بذارید توی یخچال کوچیک‌تر

423
00:21:51,915 --> 00:21:54,126
‫بعدش یخ بیشتری میذاریم توش

424
00:21:54,209 --> 00:21:55,711
‫- بعداً می‌بینمت پرسی
‫- آره

425
00:21:55,794 --> 00:21:57,463
‫- مرسی که کمک کردی
‫- خواهش

426
00:22:00,299 --> 00:22:02,051
‫خورده‌کاری دیگه‌ای نداری؟

427
00:22:02,926 --> 00:22:05,846
‫چرا. بذار لیست کارهام رو بررسی کنم

428
00:22:05,929 --> 00:22:07,431
‫«عکس واسه مراسم»

429
00:22:08,015 --> 00:22:09,516
‫رو چشمم، رئیس

430
00:22:12,019 --> 00:22:13,812
‫وای خدا

431
00:22:13,896 --> 00:22:15,647
‫- از بیخ گوش‌مون گذشت
‫- آره

432
00:22:15,731 --> 00:22:16,899
‫درس گرفتیم

433
00:22:20,944 --> 00:22:22,488
‫نمی‌دونم تو چه درسی گرفتی،
‫ولی برداشت من این بود که

434
00:22:22,571 --> 00:22:23,947
‫باید این درها رو قفل کنیم

435
00:22:24,031 --> 00:22:25,491
‫الان می‌کنم

436
00:22:25,574 --> 00:22:27,493
‫در جلویی با من

437
00:22:27,576 --> 00:22:29,286
‫به‌به

438
00:22:29,369 --> 00:22:31,080
‫وای خدا

439
00:22:31,163 --> 00:22:32,956
‫می‌خوای نزدیکت نباشم که
‫راحت‌تر بخوریش؟

440
00:22:33,040 --> 00:22:34,750
‫اگه بخوای می‌تونم برم اونجا

441
00:22:34,833 --> 00:22:37,336
‫بستنی نقطه‌ضعف منـه

442
00:22:37,419 --> 00:22:38,921
‫ظاهراً

443
00:22:39,004 --> 00:22:42,132
‫کی فکرش رو می‌کرد یه بستنی کافی باشه
‫که کار عصرت رو بیخیال بشی؟

444
00:22:42,216 --> 00:22:45,010
‫اون جلسه‌ی زوم آخری
‫مربوط به برنامه‌ریزی یه عروسی بود

445
00:22:45,094 --> 00:22:46,929
‫پس کنسل کردنش راحت‌تره

446
00:22:47,012 --> 00:22:48,722
‫عروسی کی؟

447
00:22:48,806 --> 00:22:50,933
‫- ارباب رجوع؟
‫- عروسی خودم

448
00:22:51,934 --> 00:22:53,477
‫نمی‌دونستم نامزد داری

449
00:22:53,560 --> 00:22:56,230
‫آره. آخه این...

450
00:22:56,313 --> 00:22:59,024
‫نکات جالب‌تری در مورد من هست

451
00:22:59,108 --> 00:23:00,109
‫باشه

452
00:23:00,192 --> 00:23:01,485
‫اون‌وقت چی هستن؟

453
00:23:01,568 --> 00:23:05,155
‫اینکه قراره کم‌سن‌ترین شریک شرکتم بشم

454
00:23:05,239 --> 00:23:07,491
‫شرکتی که سال پیش 20هزار ساعت
‫کار فاکتور کردم

455
00:23:07,574 --> 00:23:10,911
‫اینکه صبح قبل اینکه مسواک بزنم
‫قرارداد «سیزا» رو با کووچ بستم

456
00:23:10,994 --> 00:23:12,538
‫برگام

457
00:23:12,621 --> 00:23:15,165
‫ظاهراً زندگی خیلی بر وفق مرادت بوده

458
00:23:15,749 --> 00:23:17,000
‫خودم نظرم این نیست

459
00:23:17,084 --> 00:23:19,044
‫فقط... خیلی خیلی سخت کار می‌کنم

460
00:23:19,128 --> 00:23:23,257
‫به هر معیار و هدفی هم که
‫برای خودم گذاشته بودم، رسیدم

461
00:23:23,340 --> 00:23:25,217
‫- خیلی بد به نظر میاد
‫- آره، نه

462
00:23:25,300 --> 00:23:28,053
‫حرفت رو باور می‌کنم و
‫مطمئنم آدم باانگیزه‌ای هستی

463
00:23:28,137 --> 00:23:31,121
‫ولی طبق تجربه‌ی خودم،
‫آدم هر چی هم برنامه‌ریزی بکنه،

464
00:23:31,122 --> 00:23:33,352
‫مشکلات عین بختک نازل میشن

465
00:23:33,433 --> 00:23:34,810
‫چجور مشکلاتی؟

466
00:23:34,893 --> 00:23:36,019
‫خب...

467
00:23:36,103 --> 00:23:39,189
‫فرض کن کل زندگیت

468
00:23:39,273 --> 00:23:41,900
‫روی رؤیای بسکتبالیستِ
‫حرفه‌ای شدن بنا شده باشه و

469
00:23:41,984 --> 00:23:45,237
‫تا سر حد مرگ تمرین می‌کنی تا
‫توی دسته‌یک کالج بازی کنی و

470
00:23:45,320 --> 00:23:47,364
‫به چشم حرفه‌ای‌ها بیای

471
00:23:47,447 --> 00:23:49,616
‫که میای،

472
00:23:49,700 --> 00:23:52,452
‫ولی بعدش عضله‌ی سینه‌ات پاره میشه و

473
00:23:52,536 --> 00:23:55,706
‫با چشمای خودت می‌بینی که
‫کل برنامه‌ات به فنا رفت

474
00:23:55,789 --> 00:23:57,624
‫مثال بود

475
00:23:57,708 --> 00:23:58,959
‫لعنتی

476
00:23:59,042 --> 00:24:00,169
‫بعدش

477
00:24:00,252 --> 00:24:03,922
‫به خودت که میای،
‫برگشتی به همون شهری که

478
00:24:04,006 --> 00:24:06,758
‫قسم خورده بودی پات رو توش نذاری و

479
00:24:08,260 --> 00:24:11,722
‫کاسبی خانوادگی رو اداره می‌کنی که
‫قسم خورده بودی نکنی

480
00:24:12,306 --> 00:24:13,807
‫از اینجور چیزها

481
00:24:15,392 --> 00:24:16,810
‫متأسفم

482
00:24:18,854 --> 00:24:20,230
‫من خیلی عوضی‌ام

483
00:24:20,814 --> 00:24:23,567
‫نه، اقلاً خودت می‌دونی عوضی هستی.
‫زمین تا آسمون فرق داره.

484
00:24:55,891 --> 00:24:57,434
‫سلام؟

485
00:25:07,021 --> 00:25:08,321
‫« میخانه‌ی تَورِن »

486
00:25:08,322 --> 00:25:09,531
‫دلایلا

487
00:25:10,656 --> 00:25:12,157
‫آهای

488
00:25:12,241 --> 00:25:13,575
‫چطوری؟

489
00:25:13,659 --> 00:25:15,160
‫حس می‌کنم انگار یه مدتـه که ندیدمت

490
00:25:15,244 --> 00:25:18,789
‫آره، درگیر مراسم یادبود بودم

491
00:25:18,872 --> 00:25:23,293
‫واسه همینـه که یه پات توی میخونه‌ست؟

492
00:25:23,377 --> 00:25:25,379
‫چه تیزبینی

493
00:25:25,462 --> 00:25:30,384
‫نه، واسه ریزه‌کاری‌های مراسم به
‫سم و چارلی کمک می‌کنم

494
00:25:30,467 --> 00:25:31,885
‫می‌دونی که پسرها چطورین

495
00:25:31,969 --> 00:25:35,722
‫آره. «پسرها» یا فقط چارلی؟

496
00:25:38,433 --> 00:25:40,185
‫نمی‌دونم... منظورت چیه

497
00:25:40,269 --> 00:25:41,478
‫چی...؟

498
00:25:44,606 --> 00:25:45,732
‫سلام

499
00:25:45,816 --> 00:25:46,984
‫- حالت چطوره؟
‫- ناسلامتی رفیقیم، دلایلا

500
00:25:47,567 --> 00:25:49,653
‫رفقا همدیگه رو بازخواست نمی‌کنن. خب؟

501
00:25:51,154 --> 00:25:52,990
‫باشه، قضاوت نمی‌کنم

502
00:25:54,032 --> 00:25:56,743
‫می‌دونم لابد به یه مشکلی بر خوردی،

503
00:25:56,827 --> 00:25:59,705
‫ولی چارلی فلورک راه‌حلش نیست

504
00:25:59,788 --> 00:26:01,540
‫اصلاً می‌دونی سؤال چیه، جوردی؟

505
00:26:02,040 --> 00:26:05,210
‫منظورت چیه؟ منظور من اینـه که
‫حدس می‌زنم اوضاع بین تو و ویت...

506
00:26:05,294 --> 00:26:06,628
‫فاجعه‌ی تمام‌عیار؟

507
00:26:06,712 --> 00:26:08,046
‫آره

508
00:26:08,630 --> 00:26:09,798
‫راضی شدی؟

509
00:26:10,841 --> 00:26:12,426
‫نه، دلایلا، خیلی متأسفم

510
00:26:12,509 --> 00:26:15,137
‫نباش. من ردیفم

511
00:26:18,223 --> 00:26:19,474
‫- عه، سلام
‫- سلام

512
00:26:19,558 --> 00:26:21,977
‫- شرمنده. پرسی هستم
‫- آره

513
00:26:22,060 --> 00:26:24,104
‫- یادمـه
‫- دلایلا منو فرستاد

514
00:26:24,187 --> 00:26:26,106
‫فکر نمی‌کردم کسی خونه باشه

515
00:26:26,189 --> 00:26:27,316
‫مشکلی نیست. بیا داخل

516
00:26:27,399 --> 00:26:29,318
‫راستش از کار خسته شده بودم

517
00:26:29,401 --> 00:26:32,362
‫اون پایین داشتم خرت‌وپرت‌ها رو کم می‌کردم و
‫مثل دیوونه‌ها افتادم به جون وسایل

518
00:26:32,446 --> 00:26:34,656
‫خیلی‌خب، سریع کارم رو انجام میدم و میرم

519
00:26:34,740 --> 00:26:36,575
‫دلایلا گفت یه سر بیام اینجا و

520
00:26:36,658 --> 00:26:39,077
‫یه آلبوم عکس رو بردارم

521
00:26:39,161 --> 00:26:41,872
‫آره، حتماً، واسه مراسم یادبود. درسته

522
00:26:41,955 --> 00:26:44,583
‫شاید طبقه پایینـه؟

523
00:26:44,666 --> 00:26:46,752
‫کمکت می‌کنم پیداش کنی

524
00:26:47,753 --> 00:26:49,755
‫مراقب باش، اون پایین رسماً منطقه‌ی خطره

525
00:26:59,598 --> 00:27:00,974
‫یه بازی خوب بلدم

526
00:27:01,058 --> 00:27:02,059
‫بیاید جرئت حقیقت بازی کنیم

527
00:27:02,851 --> 00:27:04,061
‫نظرت چیه؟

528
00:27:04,144 --> 00:27:05,687
‫اگه تو پایه باشی، بازی می‌کنم

529
00:27:05,771 --> 00:27:06,730
‫باشه

530
00:27:07,314 --> 00:27:09,816
‫شماها چقدر به هم وابسته‌اید

531
00:27:09,900 --> 00:27:11,318
‫آهای، چارلی

532
00:27:12,444 --> 00:27:13,528
‫نظرت چیه یه جرئت حقیقت بازی کنیم؟

533
00:27:13,612 --> 00:27:15,614
‫نه، نیستم

534
00:27:15,697 --> 00:27:17,449
‫شما بچه‌ها بازی کنید کیف کنید

535
00:27:18,033 --> 00:27:19,826
‫باشه، هرجور میلتـه

536
00:27:19,910 --> 00:27:22,954
‫خیلی‌خب. اول من می‌چرخونم
‫چون فکر خودم بود

537
00:27:25,957 --> 00:27:29,294
‫خیلی‌خب، گمونم حقیقت رو انتخاب کنم

538
00:27:29,878 --> 00:27:31,254
‫البته که حقیقت رو انتخاب می‌کنی

539
00:27:31,922 --> 00:27:32,923
‫خیلی‌خب

540
00:27:36,468 --> 00:27:37,803
‫دوست‌پسر داری؟

541
00:27:40,138 --> 00:27:41,473
‫می‌دونی که ندارم

542
00:27:41,556 --> 00:27:43,392
‫واسه محکم‌کاری پرسیدم

543
00:27:47,354 --> 00:27:48,605
‫آ...

544
00:27:49,856 --> 00:27:51,149
‫حقیقت

545
00:27:51,650 --> 00:27:53,068
‫چه کسل‌کننده

546
00:27:53,151 --> 00:27:54,569
‫دوست‌دختر داری؟

547
00:27:58,365 --> 00:27:59,825
‫معلومـه که نداره.
‫یه نگاه به سر و وضعش بنداز.

548
00:27:59,908 --> 00:28:00,742
‫خفه بمیر

549
00:28:02,369 --> 00:28:03,620
‫خب، داری؟

550
00:28:07,332 --> 00:28:08,333
‫نه

551
00:28:09,209 --> 00:28:10,210
‫خیلی‌خب

552
00:28:10,293 --> 00:28:11,628
‫یه دور دیگه می‌چرخونم

553
00:28:11,711 --> 00:28:14,589
‫میشه اگه «جرئت» رو انتخاب کنم،
‫دیگه تمومش کنیم؟

554
00:28:14,673 --> 00:28:16,258
‫آره

555
00:28:16,341 --> 00:28:18,510
‫حالا واسه این جرئت، چی خوبه؟

556
00:28:19,594 --> 00:28:20,804
‫بذار فکر کنم

557
00:28:26,101 --> 00:28:27,686
‫برو پرسی رو ببوس

558
00:28:34,401 --> 00:28:35,902
‫جرئتـه. باید انجامش بدی

559
00:28:39,281 --> 00:28:40,282
‫رفیق

560
00:28:40,365 --> 00:28:41,491
‫منتظر چی هستی؟

561
00:28:42,617 --> 00:28:44,327
‫نگاهش کن، سم، خوشگلـه

562
00:28:44,411 --> 00:28:46,163
‫گم شو، چارلز

563
00:28:46,246 --> 00:28:48,373
‫اگه تو نمی‌خوای ببوسیش، پس من می‌تونم

564
00:28:51,376 --> 00:28:54,713
‫بدم میاد پرسی ناراحت بشه چون
‫تو خایه‌اش رو نداری بوسش کنی

565
00:29:21,907 --> 00:29:23,450
‫شوخی کردم

566
00:29:25,118 --> 00:29:26,661
‫توهین نباشه، پرسی.
‫شاید چند سال دیگه بوسیدمت.

567
00:29:35,337 --> 00:29:38,048
‫وایسا، وایسا. نوبت توئـه که بچرخونی

568
00:29:38,131 --> 00:29:40,675
‫یادم نمیاد زیرزمین این شکلی بوده باشه

569
00:29:40,759 --> 00:29:42,511
‫کی می‌دونست که سو
‫همه‌ی خرت و پرت‌ها رو انبار می‌کنه؟

570
00:29:43,094 --> 00:29:44,054
‫سو؟

571
00:29:44,137 --> 00:29:46,056
‫- بعیده ها
‫- نه، باور کن

572
00:29:46,139 --> 00:29:48,475
‫وسایل دوران نوپایی پسرها رو پیدا کردم

573
00:29:49,392 --> 00:29:50,727
‫آره، یعنی می‌تونم...

574
00:29:50,810 --> 00:29:52,687
‫- اگه باورت نمیشه نشونت بدم
‫- نه، نه، نه

575
00:29:52,771 --> 00:29:54,898
‫- لطفاً نکن. باور می‌کنم
‫- به کشوهایی برمی‌خوردم که

576
00:29:54,981 --> 00:29:57,317
‫کاملاً پر شده بودن از
‫کارت‌های قدیمی پوکمون و

577
00:29:57,400 --> 00:29:59,945
‫اون بازی‌های پدلی با توپ لاستیکی

578
00:30:00,028 --> 00:30:03,198
‫من سو رو خیلی دوست داشتم،
‫ولی آخه اینا رو نگه می‌داره؟

579
00:30:03,281 --> 00:30:04,824
‫راستش نمی‌دونم

580
00:30:04,908 --> 00:30:07,244
‫لعنتی، از سر کاره

581
00:30:07,327 --> 00:30:08,787
‫مگه آدم رو ول می‌کنن؟

582
00:30:09,788 --> 00:30:11,414
‫شغلت چیه؟

583
00:30:11,498 --> 00:30:12,832
‫من پزشک متخصص اطفالم

584
00:30:12,916 --> 00:30:15,335
‫من و سم توی دانشکده‌ی پزشکی آشنا شدیم و

585
00:30:15,418 --> 00:30:17,629
‫دارم دوره ‌تخصصی
‫جراحی اطفال رو می‌گذرونم

586
00:30:18,213 --> 00:30:22,592
‫واو! پس هم منظمی،
‫هم جون بقیه رو نجات میدی

587
00:30:22,676 --> 00:30:25,053
‫البته هنوز دارم یاد می‌گیرم

588
00:30:25,136 --> 00:30:26,513
‫تو معرکه‌ای

589
00:30:28,265 --> 00:30:30,183
‫وای خدا. می‌خوای بخندی؟

590
00:30:30,767 --> 00:30:34,229
‫اینجا رو نگاه. دی‌وی‌دی‌های عهد بوق

591
00:30:34,312 --> 00:30:35,605
‫این فیلم‌ها رو داریم:

592
00:30:35,689 --> 00:30:37,482
‫هالووین 6، وحشت در آمیتی‌ویل

593
00:30:37,566 --> 00:30:39,651
‫وای، فیلم «موجود»؟ آدم رو مورمور می‌کنه

594
00:30:39,734 --> 00:30:42,862
‫تازه اصلاً به سلیقه‌ی سم نمی‌خوره

595
00:30:42,946 --> 00:30:45,115
‫من مدام روشون برچسبِ

596
00:30:45,198 --> 00:30:47,367
‫«بخشیدن به خیریه» می‌زنم و اون
‫هی عوضش می‌کنه به «نگه داشتن»

597
00:30:47,450 --> 00:30:50,328
‫یعنی ببین، این آدم ترجیح میده
‫دندونش رو عصب‌کشی بکنه

598
00:30:50,412 --> 00:30:52,581
‫تا اینکه یه فیلم از تلویزیون نگاه کنه،

599
00:30:52,664 --> 00:30:54,416
‫هر فیلمی

600
00:30:55,667 --> 00:30:58,878
‫آره، کلی جعبه‌های دیگه هست که
‫باید بررسی کنم و

601
00:30:58,962 --> 00:31:01,256
‫ببرم وسایل اهدایی رو تحویل بدم و...

602
00:31:02,215 --> 00:31:04,968
‫می‌دونی چی؟ ممکنه آلبوم‌های عکس
‫توی اتاق سم باشه

603
00:31:05,051 --> 00:31:06,303
‫آخه وسایل سو خیلی زیاد بود

604
00:31:06,386 --> 00:31:08,763
‫لعنتی، بازم از سر کار زنگ زدن

605
00:31:17,772 --> 00:31:19,524
‫سم، خونه‌ای؟

606
00:31:20,108 --> 00:31:21,901
‫آره، این پایینم

607
00:31:22,402 --> 00:31:24,529
‫ساموئل. سلام

608
00:31:25,655 --> 00:31:26,990
‫به این اسم صدام نکن

609
00:31:27,073 --> 00:31:28,533
‫سم خالی

610
00:31:28,617 --> 00:31:29,909
‫چی شده؟

611
00:31:29,993 --> 00:31:31,870
‫هیچی. چطور؟

612
00:31:32,871 --> 00:31:36,291
‫باشه، هر چی

613
00:31:36,374 --> 00:31:39,544
‫پاستیل ترش و مجموعه‌ی فیلم‌هام رو آوردم

614
00:31:39,628 --> 00:31:42,297
‫راستش رو هم بخوای،
‫تلویزیون تو از مال من بهتره

615
00:31:42,380 --> 00:31:43,923
‫انتخابش با تو. «روانی» یا...

616
00:31:44,007 --> 00:31:46,426
‫فیلم «بیلی مدیسون» رو نگاه می‌کنم

617
00:31:47,344 --> 00:31:49,387
‫باشه، هر چی

618
00:31:55,018 --> 00:31:56,478
‫بیلی مدیسون

619
00:31:57,062 --> 00:31:58,480
‫دلقکی بیش نیست

620
00:31:58,563 --> 00:32:01,399
‫با این‌حال اگه یه روز بخوام شرکت رو تصاحب کنم

621
00:32:01,483 --> 00:32:02,942
‫واسم تهدیده

622
00:32:03,026 --> 00:32:04,027
‫موی دماغـه

623
00:32:04,778 --> 00:32:06,738
‫با موی دماغ چیکار می‌کنن؟

624
00:32:06,821 --> 00:32:08,114
‫از شرش خلاص می‌شیم

625
00:32:08,615 --> 00:32:11,451
‫بیلی مدیسون رو سر به نیست می‌کنیم

626
00:32:11,534 --> 00:32:12,619
‫تریشا لابونته

627
00:32:12,702 --> 00:32:13,828
‫حاضر

628
00:32:15,664 --> 00:32:17,040
‫- اسکاتی لوگان
‫- چی شده؟

629
00:32:17,123 --> 00:32:18,041
‫حاضر

630
00:32:18,124 --> 00:32:19,501
‫هیچی، من...

631
00:32:19,584 --> 00:32:21,836
‫فقط باید برم دستشویی.
‫قطعش نکن.

632
00:32:39,187 --> 00:32:40,689
‫پرسی، چیزی لازم داری؟

633
00:32:40,772 --> 00:32:42,023
‫نه، ردیفم

634
00:32:42,107 --> 00:32:43,650
‫- من فقط... باید برم خونه
‫- عه

635
00:32:43,733 --> 00:32:46,277
‫یواش، آروم، پرسی.
‫چی شده؟

636
00:32:49,364 --> 00:32:51,449
‫پریود شدم

637
00:32:51,533 --> 00:32:53,785
‫خیلی‌خب. نوار بهداشتی نداری...؟

638
00:32:53,868 --> 00:32:57,330
‫نه، واسه اولین باره

639
00:32:59,958 --> 00:33:01,584
‫چقدر مهم

640
00:33:01,668 --> 00:33:03,420
‫وای خدا

641
00:33:03,503 --> 00:33:05,213
‫ببخشید. عیبی نداره که بغلت کردم؟

642
00:33:08,383 --> 00:33:10,135
‫مرسی که بهم گفتی

643
00:33:11,970 --> 00:33:14,139
‫بیا. من مشکلت رو حل می‌کنم. چیزی نیست

644
00:33:15,021 --> 00:33:17,321
‫اولین پریودی من

645
00:33:17,322 --> 00:33:20,061
‫توی یه اردوی باغ سیب اتفاق افتاد

646
00:33:20,145 --> 00:33:24,858
‫اونم کیلومترها دور از هر جور
‫لوله‌کشی مُدرنی، ولی...

647
00:33:24,941 --> 00:33:27,777
‫فاجعه اینجاش بود که
‫شلوار جین مورد علاقه‌ام رو پوشیده بودم

648
00:33:27,861 --> 00:33:28,987
‫سفید بود

649
00:33:29,571 --> 00:33:30,864
‫صد البته

650
00:33:30,947 --> 00:33:33,366
‫خب، خون من لباس زیر و

651
00:33:33,450 --> 00:33:36,578
‫شلوارک مورد علاقه‌ام رو خراب کرد

652
00:33:36,661 --> 00:33:39,581
‫همینطور شاید مبل‌تون رو

653
00:33:39,664 --> 00:33:40,832
‫خیلی متأسفم

654
00:33:40,915 --> 00:33:42,709
‫بیخیال. اون مبل چیزهای
‫خیلی بدتری هم به خودش دیده

655
00:33:42,792 --> 00:33:45,378
‫دو تا پسر دارما.
‫نذار سفره‌ی دلم رو وا کنم.

656
00:33:45,462 --> 00:33:47,088
‫بیا

657
00:33:47,172 --> 00:33:50,842
‫دو سه تا سایز مختلف دارم

658
00:33:50,925 --> 00:33:52,594
‫برات لباس زیر نو هم میارم

659
00:33:52,677 --> 00:33:53,928
‫مرسی

660
00:34:08,568 --> 00:34:10,028
‫بیا، ببین اینا اندازه‌ات میشن...

661
00:34:11,738 --> 00:34:13,740
‫آخی، عزیزم

662
00:34:15,325 --> 00:34:16,534
‫حالت خوبه؟

663
00:34:17,619 --> 00:34:19,662
‫- ببخشید
‫- نه

664
00:34:20,663 --> 00:34:23,374
‫هر چقدر دلت می‌خواد اشک بریز، عزیزم

665
00:34:24,417 --> 00:34:25,460
‫بین خودمون...

666
00:34:27,462 --> 00:34:29,672
‫اینجا پاتوق گریه کردن منـه

667
00:34:30,673 --> 00:34:31,883
‫آخه...

668
00:34:32,884 --> 00:34:36,262
‫انگار همه‌چی داره عوض میشه و
‫ازش بدم میاد

669
00:34:37,722 --> 00:34:40,391
‫می‌دونم. درک می‌کنم

670
00:34:53,780 --> 00:34:54,781
‫سلام

671
00:34:56,950 --> 00:34:59,619
‫می‌خواستم بیام باهات خداحافظی کنم

672
00:34:59,702 --> 00:35:01,371
‫فکر کردم فردا قراره بری

673
00:35:02,080 --> 00:35:05,208
‫نه، مامانم یه سری کار داره

674
00:35:05,291 --> 00:35:08,503
‫دیگه شده رئیس بخش و
‫باید زودتر برگرده

675
00:35:08,586 --> 00:35:12,423
‫باشه، چقدر بد

676
00:35:14,342 --> 00:35:16,594
‫گمونم فیلم «درخشش» موند واسه بعداً

677
00:35:17,595 --> 00:35:19,681
‫آره، متأسفانه

678
00:35:22,559 --> 00:35:24,018
‫آ...

679
00:35:25,478 --> 00:35:28,481
‫بگذریم، مشکلی که نداریم؟

680
00:35:28,565 --> 00:35:30,900
‫آره. البته

681
00:35:30,984 --> 00:35:32,193
‫قسم می‌خوری؟

682
00:35:33,903 --> 00:35:35,029
‫قسم می‌خورم

683
00:36:30,814 --> 00:36:32,441
‫« آلبوم عکس‌ها »

684
00:36:55,021 --> 00:37:05,021
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

685
00:37:08,039 --> 00:37:09,040
‫مامان

686
00:37:09,123 --> 00:37:11,793
‫اصلاً نباید... می‌اومدم

687
00:37:11,876 --> 00:37:13,920
‫خیلی احمقانه بود

688
00:37:14,003 --> 00:37:18,049
‫بهت گفته بودم فقط یه روز
‫میام مراسم، برای ادای احترام

689
00:37:18,132 --> 00:37:20,051
‫- ولی...
‫- چرا زودتر رفتی؟

690
00:37:20,134 --> 00:37:23,304
‫باید بتونم تنهایی اینجا باشم

691
00:37:23,388 --> 00:37:25,640
‫- اینجا خونه‌ی من بود
‫- پرسی، گوش کن

692
00:37:25,723 --> 00:37:28,518
‫از اون شهر و اون پسرها
‫خیری بهت نمی‌رسه، خب؟

693
00:37:28,601 --> 00:37:30,979
‫پس تلفن‌مون که تموم شد،
‫از اونجا بزن بیرون

694
00:37:31,062 --> 00:37:33,481
‫همین امشب. فهمیدی؟

695
00:37:33,564 --> 00:37:35,566
‫- پرسی
‫- مامان، باید برم

696
00:37:36,442 --> 00:37:37,443
‫الو؟

697
00:37:39,862 --> 00:37:40,863
‫لعنتی

698
00:37:41,906 --> 00:37:43,741
‫عزیزم؟

699
00:37:43,825 --> 00:37:45,201
‫آخه چرا باید برگرده اونجا؟

700
00:37:45,284 --> 00:37:48,496
‫بعد از اون‌همه عذابی که بهش دادن،
‫آخه این چه کاری بود؟

701
00:37:48,579 --> 00:37:50,415
‫نمی‌دونم

702
00:37:50,498 --> 00:37:53,126
‫ولی بیشتر از این کاری ازت بر نمیاد

703
00:37:54,627 --> 00:37:56,462
‫اون دیگه بچه نیست

704
00:37:58,464 --> 00:38:00,425
‫یه لحظه، الان اومدم

705
00:38:02,021 --> 00:38:12,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

706
00:38:15,773 --> 00:38:16,899
‫سم

707
00:38:17,734 --> 00:38:18,818
‫سلام

708
00:38:18,901 --> 00:38:21,362
‫شرمنده که سرزده اومدم

709
00:38:21,946 --> 00:38:23,114
‫مشکلی نیست

710
00:38:24,032 --> 00:38:25,783
‫میشه بیام داخل؟

711
00:38:26,284 --> 00:38:27,910
‫آره

712
00:38:29,021 --> 00:38:39,021
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

