1
00:00:01,210 --> 00:00:03,984
‫این یه اقدام مشترک با پلیس نیویورکه،
‫[ آنچه گذشت… ]

2
00:00:03,985 --> 00:00:07,695
‫آلیس بلک و فرانک چوی
‫از طرف اِف‌بی‌آی این عملیات رو اداره می‌کنن

3
00:00:07,779 --> 00:00:11,115
‫کارآگاه دنیل کلی مسئول اصلیِ
‫پرونده‌ی کیلب ایستون از امور جناییه،

4
00:00:11,199 --> 00:00:13,630
‫و کارآگاه مارشال کانلی
‫مسئول پرونده‌ی اُلیور چارلزه

5
00:00:13,631 --> 00:00:17,387
‫اون نوجوونی که روی پای
‫جِی ایستون نشسته کیه؟

6
00:00:17,388 --> 00:00:19,558
‫عکس چهره‌ش رو توی پایگاه داده‌ی اداره‌ی
‫خدمات حمایت از کودکان وارد کردم،

7
00:00:19,559 --> 00:00:21,000
‫و یه تطابق پیدا شد

8
00:00:21,084 --> 00:00:22,544
‫ایزابل لونا

9
00:00:22,627 --> 00:00:24,504
‫- فکر کنم خودشه
‫- آفرین

10
00:00:24,587 --> 00:00:25,922
‫و یه نفر دیگه هم هست

11
00:00:26,005 --> 00:00:27,305
‫اون دختر…

12
00:00:28,550 --> 00:00:29,693
‫خودشه

13
00:00:29,717 --> 00:00:31,970
‫- دنبال اون می‌گردیم
‫- مطمئن نیستیم

14
00:00:32,052 --> 00:00:33,638
‫همون لباسی تنشه

15
00:00:33,721 --> 00:00:35,557
‫که مظنون توی فروشگاه پوشیده

16
00:00:35,640 --> 00:00:37,350
‫- به نظرم حواس‌پرتیه
‫- حواس‌پرتیه؟

17
00:00:37,433 --> 00:00:39,060
‫داریم کاری رو انجام می‌دیم که اون می‌خواد

18
00:00:39,143 --> 00:00:41,896
‫به جای این‌که بریم سراغ خودش
‫داریم در مورد جِی ایستون سوال می‌پرسیم

19
00:00:41,980 --> 00:00:43,565
‫کیلب خیلی درد کشیده؟

20
00:00:43,648 --> 00:00:45,525
‫دلیلی به ذهن‌تون نمی‌رسه
‫که دختره برادرتون رو هدف قرار داده باشه؟

21
00:00:45,608 --> 00:00:47,360
‫- نه
‫- نمی‌دونید هیچ‌وقت به‌خاطر درخواست رابطه‌ی جنسی

22
00:00:47,443 --> 00:00:48,903
‫از یه دختر زیر سن قانونی
‫دستگیر شده یا نه؟

23
00:00:48,987 --> 00:00:50,613
‫با وکیل خانوادگی‌مون صحبت کنید

24
00:00:50,697 --> 00:00:52,365
‫کسایی که سال‌ها باهاشون کار کردم،

25
00:00:52,448 --> 00:00:53,748
‫دیگه باهام حرف نمی‌زنن

26
00:00:53,825 --> 00:00:55,052
‫اما بذار بخش عجیبش رو بگم

27
00:00:55,076 --> 00:00:56,869
‫تو هم دیگه باهام حرف نمی‌زنی

28
00:00:56,953 --> 00:00:59,080
‫واقعاً اگه جایی برای زندگی
‫داشته باشم خیلی خوب می‌شه

29
00:00:59,789 --> 00:01:01,332
‫آره

30
00:01:01,416 --> 00:01:03,334
‫مارتا، می‌خوام بالاخره ببینمت
‫[ بلانچارد ]

31
00:01:03,418 --> 00:01:04,919
‫پس بریم بیرون یه چیز سبک بخوریم

32
00:01:05,003 --> 00:01:06,063
‫سلام

33
00:01:06,087 --> 00:01:07,797
‫بین تو و دنی چه اتفاقی افتاد؟

34
00:01:07,880 --> 00:01:09,180
‫برگرد برو توی خونه

35
00:01:11,525 --> 00:01:16,770
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

36
00:01:16,771 --> 00:01:21,771
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

37
00:01:21,772 --> 00:01:26,772
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

38
00:01:52,781 --> 00:01:55,466
‫[ آلیس بلک ]

39
00:02:07,315 --> 00:02:08,615
‫تماس شما

40
00:02:08,691 --> 00:02:10,693
‫به سیستم پیغام صوتی خودکار منتقل شده

41
00:02:10,777 --> 00:02:12,445
‫۲-۱-۲

42
00:02:30,713 --> 00:02:32,013
‫سلام، بچه‌ها

43
00:02:33,132 --> 00:02:34,842
‫بهتره دیگه لیام بخوابه

44
00:02:36,803 --> 00:02:38,103
‫آره

45
00:02:52,860 --> 00:02:54,195
‫در واقع بهم گفتن این ماه

46
00:02:54,278 --> 00:02:55,578
‫سهمت رو هنوز نریختی

47
00:02:56,948 --> 00:02:59,826
‫آره، هنوز داریم صورت‌حساب‌های جدید

48
00:02:59,909 --> 00:03:01,994
‫- بعد از طلاق رو سروسامون می‌دیم
‫- آره

49
00:03:03,079 --> 00:03:05,915
‫می‌دونی، اگه یه وقت تصمیم گرفتی از این‌جا
‫درش بیاری، خارج از ساعت کاری نقدی کار می‌کنم

50
00:03:05,998 --> 00:03:08,084
‫کسای دیگه‌ای رو هم می‌شناسم

51
00:03:08,167 --> 00:03:09,752
‫بهت نگفتن من پلیسم؟

52
00:03:10,837 --> 00:03:11,980
‫عـه

53
00:03:12,004 --> 00:03:14,048
‫هی، مشکلی نیست

54
00:03:14,132 --> 00:03:15,432
‫دوستت دارم

55
00:03:18,386 --> 00:03:20,430
‫چطور اتوبوس‌ها رایگانن؟

56
00:03:20,513 --> 00:03:23,516
‫خب، به جای یه چرخه‌ی منفی
‫یه چرخه‌ی مثبته، می‌دونی؟

57
00:03:23,599 --> 00:03:26,519
‫وقتی اتوبوس‌ها رایگان هستن،
‫تعداد مسافرها بیشتر می‌شه،

58
00:03:26,602 --> 00:03:29,230
‫باعث می‌شه ترافیک کم بشه،
‫باعث می‌شه سرعت اتوبوس بیشتر بشه،

59
00:03:29,313 --> 00:03:31,733
‫که در نهایت بازم باعث می‌شه
‫تعداد مسافرها بیشتر بشه، درسته؟

60
00:03:31,816 --> 00:03:33,192
‫ببین، مطمئنی نمی‌خوای

61
00:03:33,276 --> 00:03:34,576
‫- از این صدف‌ها بخوری؟
‫- آره

62
00:03:34,610 --> 00:03:37,447
‫خب، می‌دونم عجیبه که سر قرار اول
‫کنسرو ماهی سفارش بدی،

63
00:03:37,530 --> 00:03:40,491
‫اما آخه خیلی دوست دارم…
‫این قرار اولمونه؟

64
00:03:40,575 --> 00:03:42,618
‫می‌دونم هنوز اسم خاصی براش نذاشتیم،

65
00:03:42,702 --> 00:03:46,330
‫اما راستش رو بخوای
‫یک ساله رابطه نداشتم

66
00:03:46,414 --> 00:03:49,000
‫چون خیلی از قرار گذاشتن با آدم‌های
‫داخل حلقه‌ی دوست‌هام خسته شده بودم

67
00:03:49,083 --> 00:03:53,129
‫با مردها هم سر قرار می‌رفتم،
‫اما همه رفتن به دانشگاه‌های آیوی لیگ…

68
00:03:53,212 --> 00:03:54,630
‫و همه ازش متنفر بودن،

69
00:03:54,714 --> 00:03:56,924
‫و این‌جور مزخرفات.
‫پس نیازی نیست بگم واقعاً خوش‌حال شدم

70
00:03:57,008 --> 00:03:59,427
‫وقتی بهم پیام دادی

71
00:03:59,510 --> 00:04:02,221
‫مشخصاً چون خیلی جذابی.
‫اما همچنین به این دلیل که…

72
00:04:02,305 --> 00:04:04,974
‫خیلی به کاری که انجام می‌دی علاقه‌مندم

73
00:04:05,057 --> 00:04:07,769
‫می‌دونی، فعالیت‌هات به عنوان
‫کسی که قبلاً کارگر جنسی بوده

74
00:04:11,898 --> 00:04:13,816
‫آره

75
00:04:15,401 --> 00:04:17,236
‫خب، مارتا، اگه ناراحت نمی‌شی…

76
00:04:20,198 --> 00:04:21,616
‫می‌شه بهم بگی…

77
00:04:23,409 --> 00:04:24,952
‫چطور بود؟

78
00:04:27,747 --> 00:04:32,460
‫باعث می‌شد خیلی عصبانی بشم

79
00:04:34,128 --> 00:04:35,428
‫عجب

80
00:04:37,590 --> 00:04:39,759
‫یا خدا، خیلی شجاعی

81
00:04:42,220 --> 00:04:43,805
‫در مورد خانواده‌ت برام بگو

82
00:04:44,806 --> 00:04:47,558
‫آره، سه نفریم

83
00:04:47,642 --> 00:04:48,942
‫می‌دونی

84
00:04:48,976 --> 00:04:50,937
‫خیلی صمیمی هستیم،
‫که البته خیلی خوبه

85
00:04:51,020 --> 00:04:53,439
‫و با والدینت زندگی می‌کنی؟

86
00:04:55,441 --> 00:04:56,741
‫آره، بهت گفته بودم؟

87
00:04:57,652 --> 00:04:59,195
‫توی پست‌هات دیدم

88
00:05:00,738 --> 00:05:02,038
‫پست‌های کوفتیم

89
00:05:02,073 --> 00:05:04,784
‫یا خدا، باید یه‌کم
‫از اینترنت فاصله بگیرم. آره

90
00:05:15,127 --> 00:05:17,380
‫هی، فکر کردم گفتی متأهلی

91
00:05:17,463 --> 00:05:19,340
‫متأهلم، آره. آره

92
00:05:19,423 --> 00:05:21,092
‫- باشه
‫- شوهرم خونه نیست

93
00:05:21,175 --> 00:05:23,427
‫- آها
‫- اون…

94
00:05:23,511 --> 00:05:24,971
‫خیلی…

95
00:05:26,138 --> 00:05:28,307
‫هیکلیه

96
00:05:28,391 --> 00:05:29,691
‫خیلی راحت می‌تونه دخلت رو بیاره

97
00:05:30,935 --> 00:05:32,645
‫- واقعاً؟
‫- آره، می‌تونه…

98
00:05:49,453 --> 00:05:51,956
‫تا حالا کسی رو از نزدیک دیدی
‫که تیر خورده باشه؟

99
00:05:54,458 --> 00:05:56,043
‫خیلی حال به هم زنه

100
00:05:59,505 --> 00:06:01,257
‫وای، بدجور داغونی

101
00:06:06,596 --> 00:06:07,896
‫آره

102
00:06:27,575 --> 00:06:29,785
‫اگه بهت آسیب بزنم چیکار می‌کنی؟

103
00:06:38,419 --> 00:06:41,172
‫لعنتی. آره

104
00:06:41,255 --> 00:06:42,757
‫یا خدا

105
00:06:42,840 --> 00:06:44,842
‫یا خدا! یا خدا!

106
00:06:44,926 --> 00:06:49,805
‫وای! ای جان، جنده‌ی جذاب

107
00:06:49,889 --> 00:06:51,891
‫وای، جنده. لعنتی!

108
00:06:51,974 --> 00:06:53,976
‫گندش بزنن. لعنتی

109
00:06:54,060 --> 00:06:56,646
‫هی، چیه؟

110
00:06:58,439 --> 00:07:00,107
‫هی، هی، هی، حالت خوبه؟

111
00:07:01,233 --> 00:07:02,735
‫آره

112
00:07:02,818 --> 00:07:04,118
‫اون کلمه اذیتم می‌کنه

113
00:07:05,363 --> 00:07:06,948
‫چی؟ جنده رو می‌گی؟

114
00:07:07,031 --> 00:07:08,407
‫آره

115
00:07:08,491 --> 00:07:10,493
‫یا خدا. وای، خدا.
‫یا خدا، خیلی متأسفم

116
00:07:10,576 --> 00:07:13,204
‫نمی‌دونم چه مرگمه.
‫اصلاً ارضا نمی‌شم

117
00:07:13,287 --> 00:07:15,289
‫مگه این‌که اون‌طوری حرف بزنم، من…

118
00:07:15,373 --> 00:07:16,749
‫لعنتی، حس می‌کنم خیلی دغل‌کارم

119
00:07:16,832 --> 00:07:18,060
‫خیلی خجالت می‌کشم.
‫خیلی خیلی متأسفم

120
00:07:18,084 --> 00:07:21,045
‫می‌شه ببخشیم؟

121
00:07:21,128 --> 00:07:22,397
‫لطفاً؟

122
00:07:22,421 --> 00:07:24,548
‫می‌شه فقط بغلم کنی؟

123
00:07:24,632 --> 00:07:25,932
‫آره

124
00:07:27,760 --> 00:07:30,596
‫آره، آره، البته.
‫آره، عاشق بغل کردنم

125
00:07:30,680 --> 00:07:33,265
‫آره. آره

126
00:07:34,517 --> 00:07:35,817
‫وای

127
00:07:40,231 --> 00:07:43,651
‫راستی، می‌شه صبح
‫قبل از بیدار شدن والدینم

128
00:07:43,734 --> 00:07:45,361
‫از این‌جا بری؟

129
00:07:49,941 --> 00:07:57,618
‫« خـشـمـگـیـن »

130
00:08:25,526 --> 00:08:27,570
‫آلیس، ساعت ۳ صبحه

131
00:08:27,653 --> 00:08:29,447
‫سلام، ببخشید
‫که این وقت شب تماس گرفتم

132
00:08:29,530 --> 00:08:32,408
‫توی این فکر بودم که بریم هانتس پوینت
‫و عکس رو نشون مردم بدیم؟

133
00:08:50,551 --> 00:08:52,511
‫- یا خدا
‫- ببخشید

134
00:08:54,055 --> 00:08:55,639
‫تو هم اندازه‌ی من می‌خوابی

135
00:09:00,311 --> 00:09:02,354
‫کی اون بلا رو سر صورتت آورده؟

136
00:09:02,438 --> 00:09:04,231
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

137
00:09:04,315 --> 00:09:06,275
‫کی اون بلا رو سر صورتت آورده؟

138
00:09:11,322 --> 00:09:13,532
‫مردی که توی اینترنت باهاش آشنا شدم.
‫خودم ازش خواستم

139
00:09:20,081 --> 00:09:22,458
‫بهشون بگو جوری بزنن جاش نمونه

140
00:09:22,541 --> 00:09:23,918
‫چی؟

141
00:09:24,001 --> 00:09:27,463
‫فکر می‌کنی هیچ‌وقت از کسی نخواستم
وسط بغل عاشقانه‌ی پرشور

142
00:09:27,546 --> 00:09:30,007
‫یه‌کم خشن باهام رفتار کنه؟

143
00:09:32,384 --> 00:09:36,138
‫فکر می‌کنی هیچ‌وقت اجازه ندادم
‫کسی به این پینیاتا ضربه بزنه؟

144
00:09:36,222 --> 00:09:39,475
‫پینـ… اوهوم

145
00:09:44,021 --> 00:09:45,321
‫خیلی‌خب

146
00:09:46,816 --> 00:09:49,068
‫چرا مظنون بهمون این عکس رو داده؟

147
00:09:49,151 --> 00:09:51,487
‫ازمون می‌خواد باهاش چیکار کنیم؟

148
00:09:51,570 --> 00:09:53,280
‫یالا، باهام حرف بزن،
‫بیا احتمالات رو بررسی کنیم

149
00:09:53,364 --> 00:09:55,366
‫باعث می‌شه تمرکز
‫روی جِی ایستون باشه

150
00:09:55,449 --> 00:09:56,749
‫- نه روی خودش
‫- آره

151
00:09:57,868 --> 00:10:01,288
‫یا داره بهمون اعلام می‌کنه
‫نفر بعدی کیه

152
00:10:01,372 --> 00:10:03,999
‫جِی ایستون تنها مردیه که
‫توی اون عکسه و هنوز زنده‌ست

153
00:10:04,083 --> 00:10:06,210
‫چرا می‌خواسته ما بدونیم
‫نفر بعدی کیه؟

154
00:10:06,293 --> 00:10:09,296
‫چرا می‌خواسته به جِی ایستون بگیم
‫که می‌خواد بره سراغش؟

155
00:10:09,380 --> 00:10:11,132
‫می‌خواد ایستون وحشت‌زده باشه
‫همون‌طور که خودش وحشت‌زده بوده

156
00:10:11,215 --> 00:10:13,259
‫آره. داره بلایی سر این مردها میاره

157
00:10:13,342 --> 00:10:15,636
‫که قاچاقچی‌ها سر خودش آوردن

158
00:10:16,595 --> 00:10:18,139
‫بهشون آب و غذا نمی‌ده

159
00:10:18,222 --> 00:10:21,016
‫قاچاقچی‌ها تمام جنبه‌های زندگی
‫این دخترها رو کنترل می‌کنن

160
00:10:21,100 --> 00:10:24,145
‫این‌که چه زمانی غذا بخورن، چی بپوشن،
‫کِی بخوابن،

161
00:10:24,228 --> 00:10:26,272
‫حتی این‌که کجای ماشین بشینن

162
00:10:26,355 --> 00:10:27,655
‫پس توی یه چرخه گیر افتاده

163
00:10:29,608 --> 00:10:32,194
‫- ادامه بده
‫- توی چرخه‌ای

164
00:10:32,278 --> 00:10:35,030
‫از اتفاقاتی که براش افتاده،

165
00:10:35,114 --> 00:10:36,740
‫اما نقش‌ها رو عوض کرده

166
00:10:41,328 --> 00:10:42,628
‫اما نمی‌دونم

167
00:10:43,664 --> 00:10:45,332
‫جِی ایستون داره می‌میره

168
00:10:46,667 --> 00:10:48,502
‫وقتی رفتم خونه‌ش
‫دستگاه اکسیژن بهش وصل بود

169
00:10:48,586 --> 00:10:49,962
‫همه این رو می‌دونن

170
00:10:52,631 --> 00:10:56,343
‫ممکنه متوجه شده باشه
‫و تصمیم گرفته باشه باید الان انجامش بده

171
00:10:56,427 --> 00:10:59,138
‫درسته؟ اگه با مرگ طبیعی جون بده…

172
00:10:59,221 --> 00:11:00,973
‫اون‌وقت اون کسی نبوده
‫که جونش رو گرفته

173
00:11:02,057 --> 00:11:04,101
‫اون‌وقت همچنان احساس ناتوانی می‌کنه

174
00:11:10,858 --> 00:11:12,776
‫تا حالا با جِی ایستون سروکار داشتی؟

175
00:11:14,278 --> 00:11:15,779
‫توی هیچ پرونده‌ای نبوده؟

176
00:11:15,863 --> 00:11:17,740
‫شایعاتی بود، می‌دونی

177
00:11:19,617 --> 00:11:21,744
‫و اون‌طور مردی هیچ‌وقت
‫دست‌هاش رو کثیف نمی‌کنه

178
00:11:22,453 --> 00:11:24,830
‫اما حق داری در موردش سوال بپرسی

179
00:11:24,914 --> 00:11:28,709
‫شاید بتونیم این دخترها رو پیدا کنیم
‫و جِی ایستون رو هم محکوم کنیم

180
00:11:44,600 --> 00:11:46,310
‫چرا فقط سرهای اونا رو جدا کردی؟

181
00:11:46,393 --> 00:11:49,230
‫ای خدا، وقتی مجبور نیستی
‫هیچ‌وقت عکس کامل رو

182
00:11:49,313 --> 00:11:50,773
‫به بقیه نشون نده

183
00:11:50,856 --> 00:11:53,734
‫- هیچ‌وقت رایگان اطلاعات نده
‫- باشه

184
00:11:53,817 --> 00:11:55,611
‫دیگه پلیس نیستی

185
00:11:55,694 --> 00:11:57,655
‫وقتی توی یه پرونده
‫اطلاعات جدیدی به دست میاری،

186
00:11:57,738 --> 00:12:00,032
‫بهش فکر می‌کنی،
‫به این فکر می‌کنی که چه معنی‌ای می‌ده،

187
00:12:00,115 --> 00:12:02,576
‫چرا اون اطلاعات رو داری،
‫و بعدش بازم فکر می‌کنی

188
00:12:04,036 --> 00:12:05,222
‫مسخره نمی‌کنم

189
00:12:05,246 --> 00:12:06,997
‫وقتی دنبال کسی
‫مثل جِی ایستون باشی،

190
00:12:07,081 --> 00:12:08,999
‫نمی‌تونی فقط زخمیش کنی

191
00:12:09,083 --> 00:12:11,627
‫صبر می‌کنی زمانی شلیک کنی
‫که لوله‌ی اسلحه دقیقاً روی پیشونیش باشه

192
00:12:17,341 --> 00:12:19,385
‫یالا، خودت می‌خواستی
‫شب هم کار کنی

193
00:12:22,846 --> 00:12:25,557
‫عصر بخیر. نترس،
‫توی دردسر نیُفتادی

194
00:12:25,641 --> 00:12:27,685
‫فقط می‌خوام بدونم می‌تونی
‫بهمون کمک کنی یا نه، می‌خوایم…

195
00:12:27,768 --> 00:12:29,353
‫دنبال این دختر می‌گردم

196
00:12:29,436 --> 00:12:31,480
‫این مرد چی؟
‫تا حالا ندیدیش؟

197
00:12:31,563 --> 00:12:34,108
‫ممکنه با اسم
‫ایزابل لونا بشناسیش. اینه

198
00:12:35,734 --> 00:12:37,820
‫دنبال این دختر می‌گردم. ایزابله

199
00:12:37,903 --> 00:12:39,203
‫عکس قدیمیه

200
00:12:39,280 --> 00:12:41,782
‫ممکنه دیگه این‌شکلی نباشه، اما…

201
00:12:41,865 --> 00:12:43,659
‫می‌شه یه بار دیگه عکس‌ها رو ببینی؟

202
00:12:43,742 --> 00:12:45,494
‫- برات آشنا نیستن؟
‫- هی!

203
00:12:45,577 --> 00:12:47,913
‫خیلی‌خب، ممنون بابت کمکت

204
00:12:47,997 --> 00:12:49,540
‫مراقب خودت باش

205
00:12:55,087 --> 00:12:57,089
‫می‌دونی هیچ فایده‌ای ندارن،

206
00:12:57,172 --> 00:12:58,716
‫اما باید انجام‌شون بدی

207
00:12:58,799 --> 00:13:01,885
‫این ریزه‌کاری‌ها رو می‌گم

208
00:13:02,761 --> 00:13:04,061
‫توش حرفه‌ای هستی

209
00:13:07,349 --> 00:13:09,560
‫حالا تو باید بگی:
‫«به خوبی تو نیستم، نورا»

210
00:13:09,643 --> 00:13:12,021
‫- به خوبی تو نیستم، نورا
‫- ممنون

211
00:13:13,480 --> 00:13:14,780
‫جدی می‌گم

212
00:13:17,776 --> 00:13:20,362
‫جالبه که یه جایی اون بیرونه، نه؟

213
00:13:21,613 --> 00:13:22,913
‫این زن

214
00:13:23,699 --> 00:13:26,118
‫این فرشته‌ی انتقام‌جو،

215
00:13:26,201 --> 00:13:29,288
‫این زن خشمگین و شرور، این قاتل

216
00:13:30,247 --> 00:13:33,292
‫الان یه جایی اون بیرونه
‫و داره به همین آسمون نگاه می‌کنه

217
00:13:33,375 --> 00:13:34,752
‫شاعرانه‌ست

218
00:13:35,878 --> 00:13:39,381
‫آره، می‌خوام آواز خوندن رو شروع کنم

219
00:13:40,299 --> 00:13:41,967
‫باید جلوم رو بگیری

220
00:13:42,051 --> 00:13:43,969
‫حرفشم نزن، خودت رو خالی کن

221
00:13:45,054 --> 00:13:47,681
‫- ♪ اون رو دیدید؟ ♪
‫- عـه؟

222
00:13:47,765 --> 00:13:50,642
‫- ♪ بهم بگید، اون رو دیدید؟ دیدیدش؟ ♪
‫- وای!

223
00:14:26,845 --> 00:14:29,640
‫یا خدا، ترسوندیم

224
00:14:29,723 --> 00:14:31,141
‫ببخشید

225
00:14:32,267 --> 00:14:34,311
‫- سلام
‫- سلام

226
00:14:35,479 --> 00:14:38,315
‫دوستِ بلانچاردی؟

227
00:14:38,399 --> 00:14:40,526
‫آره. آره

228
00:14:40,609 --> 00:14:41,944
‫می‌شه یه‌کم قهوه بخورم؟

229
00:14:43,112 --> 00:14:45,948
‫- حتماً
‫- بابای بلانچارد هم خونه‌ست؟

230
00:14:47,449 --> 00:14:49,868
‫نه، صبح زود باید می‌رفت سر کار

231
00:14:49,952 --> 00:14:52,871
‫- در واقع منم باید برم
‫- منم همین‌طور

232
00:14:52,955 --> 00:14:56,834
‫آره، در واقع یه تماس تصویری
‫مربوط به کار دارم

233
00:14:56,917 --> 00:15:01,046
‫برای همین می‌خواستم بدونم
‫می‌تونم به وای‌فای خونه‌تون وصل بشم یا نه

234
00:15:04,761 --> 00:15:06,176
‫حتماً

235
00:15:15,644 --> 00:15:18,689
‫می‌شه لطفاً این رو بزنید توی برق؟

236
00:15:28,866 --> 00:15:31,160
‫و سر راه قهوه هم برام بیارید. ممنون

237
00:15:44,923 --> 00:15:46,425
‫- چیزی پیدا نکردی؟
‫- نه

238
00:15:47,426 --> 00:15:50,220
‫اگه توی بچگی توی فیلم پورن می‌بود
‫چهره‌ش سریع بالا می‌اومد

239
00:15:51,430 --> 00:15:56,101
‫می‌خوای عضو گروه بشی؟
‫جایزه‌ت کد ورود به اون اتاقه

240
00:15:57,060 --> 00:15:58,979
‫اون اتاق کوفتی

241
00:15:59,062 --> 00:16:01,315
‫جایی که توش فیلم‌های
‫پورن بچه‌ها رو نگاه می‌کنیم،

242
00:16:01,398 --> 00:16:03,317
‫تاریک‌ترین جهنم هادس،

243
00:16:03,400 --> 00:16:05,277
‫در اعماق شکم زمین

244
00:16:07,571 --> 00:16:10,032
‫پس تمام محتوای پورنوگرافی کودکان
‫موجود در پایگاه داده رو جست‌وجو کردی

245
00:16:10,115 --> 00:16:11,259
‫تا ببینی چهره‌ش پیدا می‌شه یا نه؟

246
00:16:11,283 --> 00:16:13,869
‫چرا هیچ‌وقت قهوه نداریم؟

247
00:16:13,952 --> 00:16:16,246
‫نرم‌افزار تشخیص چهره داریم،

248
00:16:16,330 --> 00:16:20,083
‫ولی دونه‌ی قهوه نداریم

249
00:16:20,167 --> 00:16:21,793
‫پس توی هیچ فیلمی نیست

250
00:16:21,877 --> 00:16:24,171
‫و دیشب توی خیابون‌ها پیداش نکردیم

251
00:16:24,254 --> 00:16:26,548
‫الان کجا رو بگردیم؟

252
00:16:32,012 --> 00:16:33,430
‫اونا برای بچه‌ها نیستن؟

253
00:16:34,806 --> 00:16:37,935
‫چرا، ولی من خریدمشون،
‫پس برای منم هستن

254
00:16:38,769 --> 00:16:42,689
‫پس بعد از رسیدن به ۱۵ سالگی
‫هیچ سابقه‌ای از لونا وجود نداره؟

255
00:16:42,773 --> 00:16:44,107
‫نه، هیچی

256
00:16:44,191 --> 00:16:46,068
‫و گزارش ندادن که مفقود شده

257
00:16:46,151 --> 00:16:47,528
‫- یهویی کلاً محو شده
‫- آره

258
00:16:47,611 --> 00:16:49,196
‫در واقع باید بری به مکانی
‫که توش زندگی می‌کرده

259
00:16:49,279 --> 00:16:51,406
‫- و با یکی صحبت کنی
‫- با آخرین مکانی که بوده تماس گرفتم

260
00:16:51,490 --> 00:16:54,868
‫یه مرکز نگهداری خارج از آلبانیه.
‫امروز می‌خوام برم اون‌جا

261
00:16:54,952 --> 00:16:56,453
‫عالیه. ریزه‌کاری

262
00:16:57,663 --> 00:16:58,890
‫هی

263
00:16:58,914 --> 00:17:00,214
‫برام قهوه درست کن

264
00:17:02,042 --> 00:17:04,086
‫- ریزه‌کاری بیشتر؟
‫- درسته

265
00:17:10,342 --> 00:17:12,594
‫اگه بعد از ۱۵ سالگی
‫هیچ اطلاعاتی ازش موجود نیست،

266
00:17:12,678 --> 00:17:15,889
‫باید نگاهی به جنازه‌ها هم بندازیم، نه؟

267
00:17:15,973 --> 00:17:19,184
‫جسدهای ناشناس در منطقه‌ی سه‌ایالتی
‫در حوالی سال ۲۰۱۲

268
00:17:19,268 --> 00:17:21,478
‫می‌تونیم جست‌وجومون رو با توجه
‫به لباس‌هایی که اون شب تنش بوده شروع کنیم

269
00:17:21,562 --> 00:17:23,522
‫اون لباس پولک‌دوزی شده،
‫اون دستبندها

270
00:17:23,605 --> 00:17:25,774
‫یکی‌شون شبیه دستبند شناسایی بیمارستانه

271
00:17:54,352 --> 00:17:55,833
‫[ ایزابل لونا ]

272
00:18:00,024 --> 00:18:01,677
‫[ رنگ مو: قهوه‌ای ]

273
00:18:09,605 --> 00:18:11,340
‫[ اداره‌ی تحقیقات فدرال ]

274
00:18:15,948 --> 00:18:17,447
‫[ صحنه‌ی جرم را ترک کردند و… ]

275
00:18:18,285 --> 00:18:19,585
‫صبح بخیر!

276
00:18:20,829 --> 00:18:23,081
‫- صبح بخیر
‫- قراره بارون بیاد

277
00:18:23,165 --> 00:18:25,208
‫من عاشق بارونم

278
00:18:25,209 --> 00:18:31,266
‫[ مأمور ویژه واشینگتن پرونده‌ی کودک ناشناس را
‫در ۳ مارس ۲۰۱۲ مختومه اعلام کرد ]

279
00:18:34,745 --> 00:18:37,471
‫[ نورا واشینگتن در حال خواندن این پرونده است ]

280
00:18:39,473 --> 00:18:40,773
‫چیزی پیدا کردی؟

281
00:18:41,767 --> 00:18:44,394
‫نه، هنوز نه

282
00:18:47,648 --> 00:18:49,149
‫هی، چوی بهم پیام داده

283
00:18:49,232 --> 00:18:51,610
‫اِما ایستون با وکیلش پیداش شده

284
00:18:51,693 --> 00:18:53,236
‫این یکی رو با چوی انجام بده

285
00:18:53,320 --> 00:18:55,405
‫من روی جسدهای ناشناس کار می‌کنم

286
00:19:10,003 --> 00:19:12,381
‫آره. آره

287
00:19:13,507 --> 00:19:14,567
‫آها

288
00:19:14,591 --> 00:19:16,843
‫- مامان، نه…
‫- حتماً، آره

289
00:19:16,927 --> 00:19:18,553
‫- برو
‫- البته، آره

290
00:19:20,514 --> 00:19:22,808
‫- آره
‫- سلام…

291
00:19:22,891 --> 00:19:26,478
‫آره، موافقم، جنت.
‫به نظرم بهترین راه همینه

292
00:19:26,561 --> 00:19:28,230
‫ببخشید، خیلی مهمه

293
00:19:28,313 --> 00:19:29,856
‫نه

294
00:19:29,940 --> 00:19:32,234
‫جنت، فکر کنم بی‌صداش کردی

295
00:19:32,317 --> 00:19:33,860
‫آره

296
00:19:33,944 --> 00:19:36,279
‫معامله، معامله‌ست، جنت

297
00:19:36,363 --> 00:19:39,991
‫می‌شه لطفاً بذاری مایک حرف بزنه؟

298
00:19:44,329 --> 00:19:46,123
‫پنج

299
00:19:46,206 --> 00:19:48,125
‫آره، پنج

300
00:20:05,100 --> 00:20:06,400
‫صبح بخیر

301
00:20:09,271 --> 00:20:11,773
‫- چه اتفاقی برای صورتت افتاده؟
‫- ها؟

302
00:20:11,857 --> 00:20:13,275
‫بعد از این‌که از خونه‌م رفتی
‫اون اتفاق برات افتاده؟

303
00:20:16,653 --> 00:20:18,113
‫- سلام، بچه‌ها
‫- چیکار می‌کنی؟

304
00:20:18,196 --> 00:20:21,408
‫خیلی‌خب، اِما ایستون
‫و وکیلش اومدن

305
00:20:21,491 --> 00:20:25,454
‫چون دنی تماس گرفت و گفت
‫اطلاعاتی داریم که می‌خوایم در میان بذاریم

306
00:20:25,537 --> 00:20:27,080
‫دارم کار رو انجام می‌دم، خب؟

307
00:20:27,164 --> 00:20:29,291
‫عکس باباش کنار دو تا قربانی رو داریم،

308
00:20:29,374 --> 00:20:31,460
‫و باید ببینیم دختره رو می‌شناسه یا نه…

309
00:20:31,543 --> 00:20:33,879
‫تو چی شدی؟ صورتت چی شده؟

310
00:20:35,213 --> 00:20:36,513
‫چه بلایی سرت اومده؟

311
00:20:37,257 --> 00:20:38,557
‫چیزی نیست

312
00:20:41,803 --> 00:20:44,556
‫- خیلی‌خب، قضیه چیه؟
‫- خوبم

313
00:20:44,639 --> 00:20:46,600
‫من و نورا عکس رو
‫توی خیابون‌ها نشون دادیم

314
00:20:46,683 --> 00:20:48,268
‫و پایگاه‌های داده رو گشتیم

315
00:20:48,351 --> 00:20:50,020
‫و یه مرکز نگهداری پیدا کردم

316
00:20:50,103 --> 00:20:51,480
‫من و دنی امروز می‌ریم اون‌جا

317
00:20:51,563 --> 00:20:54,191
‫و این مصاحبه با اِما ایستون رو
‫چیکار کنیم؟

318
00:20:54,274 --> 00:20:56,860
‫- چطور پیش بریم؟
‫- عکس رو نشونش می‌دیم

319
00:20:56,943 --> 00:20:59,237
‫عکس فاحشه‌ای که زیر سن قانونیه
‫و نشسته روی پای باباش؟

320
00:21:00,113 --> 00:21:01,573
‫نه، اون کار رو نمی‌کنیم.
‫ما مأمورهای اِف‌بی‌آی هستیم

321
00:21:01,656 --> 00:21:03,825
‫شطرنج بازی می‌کنیم، نه چکرز

322
00:21:03,909 --> 00:21:05,702
‫- ناراحتی نشی، رفیق
‫- نه، ناراحت نشدم

323
00:21:05,786 --> 00:21:07,496
‫خودم دوز دوست دارم، پس…

324
00:21:07,579 --> 00:21:10,207
‫پس طوری حرف می‌زنیم انگار یه مدرکی داریم
‫تا ببینیم چیزی می‌گه یا نه

325
00:21:10,290 --> 00:21:12,793
‫باشه، زمینه رو آماده می‌کنیم،
‫یه‌کم ذهنش رو به هم می‌ریزیم

326
00:21:12,876 --> 00:21:14,753
‫آروم پیش می‌ریم،
‫می‌ذاریمش توی آرام‌پز

327
00:21:14,836 --> 00:21:17,547
‫اگه می‌خوای ذهنش رو به هم بریزی
‫بذار آلیس باهاش حرف بزنه

328
00:21:17,631 --> 00:21:19,966
‫- هیچ‌کس ازش بهتر نیست
‫- از بهترین معلم یاد گرفتم

329
00:21:20,050 --> 00:21:22,427
‫من و دنی رو بفرست،
‫وانمود می‌کنیم هنوز نیومدی،

330
00:21:22,511 --> 00:21:23,887
‫نقش آدم‌های احمق
‫و مهربون رو بازی می‌کنیم

331
00:21:25,263 --> 00:21:26,491
‫قضیه چیه؟

332
00:21:26,515 --> 00:21:27,815
‫هیچی

333
00:21:28,767 --> 00:21:30,268
‫کار اون نبوده، باشه؟

334
00:21:30,352 --> 00:21:32,604
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

335
00:21:44,102 --> 00:21:46,074
‫[ از دفتر مشاوره و پشتیبانی
‫به نورا واشینگتن ]

336
00:21:46,075 --> 00:21:49,580
‫[ سلامت روان شما مهم است ]
‫[ اِد جورج ]

337
00:22:01,508 --> 00:22:03,510
‫- هی، یارا؟
‫- بله؟

338
00:22:04,261 --> 00:22:07,222
‫توی اون برنامه‌ی سلامت روان

339
00:22:07,305 --> 00:22:09,057
‫که اِد جورج برگزار می‌کنه
‫ثبت‌نام کردی؟

340
00:22:09,140 --> 00:22:12,435
‫معلومه که آره.
‫من طرفدار سلامت روانم

341
00:22:13,687 --> 00:22:16,523
‫اگه خیلی دیر نیست،
‫می‌شه من رو هم ثبت‌نام کنی؟

342
00:22:16,606 --> 00:22:19,234
‫آره، البته

343
00:22:19,317 --> 00:22:21,611
‫عالیه! عالیه!

344
00:22:23,405 --> 00:22:24,739
‫هی، اِد؟

345
00:22:27,200 --> 00:22:29,035
‫یه درخواست برای اضافه کردن
‫نورا واشینگتن

346
00:22:29,119 --> 00:22:30,453
‫به همایش امروز وجود داره

347
00:22:30,537 --> 00:22:32,289
‫به فهرست اضافه‌ش کنم؟

348
00:22:39,337 --> 00:22:42,465
‫عجب، آره، خجالت‌آوره

349
00:22:42,549 --> 00:22:45,927
‫خیلی شرمنده،
‫نمی‌دونم رئیسم کجاست

350
00:22:48,763 --> 00:22:50,473
‫به نظرت می‌تونیم
‫بدون اون شروع کنیم؟

351
00:22:51,600 --> 00:22:53,977
‫- خب…
‫- مشکلی نیست، هال، فقط می‌خوام کمک بدم

352
00:22:54,060 --> 00:22:56,521
‫این یه گفت‌وگو از روی احترامه

353
00:22:56,605 --> 00:22:59,441
‫چون گفتید اطلاعات جدیدی دارید، پس…

354
00:22:59,524 --> 00:23:03,570
‫و خانم ایستون خیلی سخاوتمندانه
‫باهاتون همکاری کردن

355
00:23:03,653 --> 00:23:04,839
‫خب، ممنون

356
00:23:04,863 --> 00:23:07,115
‫می‌دونید، خیلی برامون مهمه

357
00:23:07,198 --> 00:23:09,326
‫و من فقط می‌خوام معذرت‌خواهی کنم

358
00:23:09,409 --> 00:23:11,661
‫اون روز شروع خوبی نداشتیم

359
00:23:11,745 --> 00:23:13,830
‫- ممنون که این حرف رو زدی
‫- خوبه

360
00:23:14,998 --> 00:23:16,750
‫خیلی‌خب، خوبه

361
00:23:16,833 --> 00:23:18,376
‫در واقع به این دلیل گفتیم بیایید

362
00:23:18,460 --> 00:23:21,755
‫چون خیلی نگران‌تون هستیم

363
00:23:22,756 --> 00:23:25,550
‫اطلاعات جدیدی به دست‌مون رسیده
‫که باعث می‌شه معتقد باشیم

364
00:23:25,634 --> 00:23:30,513
‫اون شخص ممکنه خانواده‌تون رو
‫هدف قرار داده باشه

365
00:23:30,597 --> 00:23:33,350
‫عـه. چه اطلاعاتی؟

366
00:23:38,939 --> 00:23:41,358
‫ببخشید، در حال حاضر
‫نمی‌تونیم بهتون بگیم، اما…

367
00:23:41,441 --> 00:23:42,501
‫عـه

368
00:23:42,525 --> 00:23:44,819
‫فقط می‌خوایم مطمئن بشیم
‫که در امانید

369
00:23:47,697 --> 00:23:49,574
‫خب، ممنون بابت نگرانی‌تون

370
00:23:49,658 --> 00:23:51,618
‫نمی‌خوام دروغ بگم،
‫اعصابم رو خراب می‌کنه،

371
00:23:51,701 --> 00:23:52,970
‫- اما کارش درسته
‫- اخیراً

372
00:23:52,994 --> 00:23:54,496
‫متوجه‌ی اتفاق غیرمعمولی‌ای نشدید؟

373
00:23:55,246 --> 00:23:56,998
‫آدم مشکوکی اطراف‌تون نبوده؟

374
00:23:57,082 --> 00:24:00,627
‫باهاتون تماس نگرفتن و قطع کنن؟
‫ایمیل یا پیام مشکوکی براتون نفرستادن؟

375
00:24:00,710 --> 00:24:02,010
‫- نه
‫- نه؟

376
00:24:02,087 --> 00:24:04,255
‫- خیلی‌خب
‫- خوبه، خوبه

377
00:24:04,339 --> 00:24:06,549
‫و پدرتون…

378
00:24:06,633 --> 00:24:09,552
‫جِی ایستون در حال حاضر
‫تحت درمان سرطانه

379
00:24:09,636 --> 00:24:11,554
‫- فکر کنم شما…
‫- این خبر رو رسماً اعلام کردیم

380
00:24:11,638 --> 00:24:15,141
‫می‌خواستیم آگاهی در مورد
‫تومور مغزی گلیوبلاستوما رو افزایش بدیم،

381
00:24:15,225 --> 00:24:17,519
‫پدرم همین تومور رو داره

382
00:24:18,436 --> 00:24:19,938
‫عجب

383
00:24:20,021 --> 00:24:23,608
‫اون… عجب، خارق‌العاده‌ست

384
00:24:23,692 --> 00:24:26,361
‫نمی‌خوام ایشون رو
‫تحت فشار غیرضروری قرار بدم،

385
00:24:26,444 --> 00:24:29,072
‫اما این تحقیقات می‌تونن
‫خیلی گسترش پیدا کنن

386
00:24:29,155 --> 00:24:30,299
‫درسته. خیلی

387
00:24:30,323 --> 00:24:32,367
‫بهتره مسیر درست رو نشون‌مون بدید،

388
00:24:32,450 --> 00:24:34,035
‫چون در غیر این صورت…

389
00:24:34,995 --> 00:24:37,580
‫باید همه‌جا رو بگردیم

390
00:24:45,630 --> 00:24:46,691
‫باشه

391
00:24:46,715 --> 00:24:48,015
‫خب…

392
00:24:52,053 --> 00:24:53,353
‫بفرمایید

393
00:24:54,055 --> 00:24:55,355
‫هر وقت که دوست داشتید
‫می‌تونید تماس بگیرید

394
00:24:56,474 --> 00:24:58,893
‫می‌دونید، من فقط یه پلیسم،

395
00:24:58,977 --> 00:25:01,813
‫اما واقعاً می‌خوام به خانم ایستون
‫این عکسی که داریم رو نشون بدم،

396
00:25:01,896 --> 00:25:03,523
‫عکس پدرشون و اون دختر

397
00:25:04,149 --> 00:25:05,251
‫کدوم عکس؟

398
00:25:05,275 --> 00:25:07,277
‫- فکر نکنم بتونیم نشون بدیم
‫- درسته

399
00:25:07,360 --> 00:25:09,154
‫درسته، چون دختری که توی عکسه
‫به سن قانونی نرسیده

400
00:25:10,155 --> 00:25:13,408
‫وای، پلیس کوچولوی عوضی آشغال

401
00:25:13,491 --> 00:25:14,868
‫شاید فقط…

402
00:25:16,036 --> 00:25:17,495
‫سریع یه نگاهی بندازید

403
00:25:23,376 --> 00:25:24,794
‫اون رو می‌شناسید؟

404
00:25:28,214 --> 00:25:29,716
‫معلومه که نه

405
00:25:30,842 --> 00:25:35,096
‫می‌دونید چقدر ساده می‌شه
‫عکس‌ها رو دستکاری کرد؟

406
00:25:36,014 --> 00:25:39,684
‫پدرم مرد بسیار موفقیه

407
00:25:39,768 --> 00:25:43,354
‫که مسئول پرداخت میلیون‌ها دلار مالیاته

408
00:25:43,438 --> 00:25:45,523
‫خیلی اطلاعات مالی پدرتون رو نداریم،

409
00:25:45,607 --> 00:25:46,792
‫چون یه شرکت خصوصیه

410
00:25:46,816 --> 00:25:48,151
‫خب، این گفت‌وگو اصلاً در مورد
‫مسائل مالی نیست، پس…

411
00:25:48,234 --> 00:25:50,820
‫- آره، اما خود ایشون گفتن
‫- می‌خواستی چه اتفاقی بیُفته

412
00:25:50,904 --> 00:25:52,238
‫وقتی اون عکس رو نشونم دادی؟

413
00:25:52,322 --> 00:25:55,450
‫می‌خواستی چشم‌هام پر از اشک بشه
‫و بهتون بگم که پدرم

414
00:25:55,533 --> 00:25:58,286
‫دوست داره با دخترها بیرون بره
‫و باعث ناراحتیم می‌شه؟

415
00:25:59,370 --> 00:26:01,081
‫اون عکس واقعی نیست

416
00:26:02,457 --> 00:26:04,584
‫برادرم مُرده

417
00:26:04,667 --> 00:26:06,669
‫پدرم داره شیمی‌درمانی می‌کنه

418
00:26:06,753 --> 00:26:09,506
‫اگه می‌خواید در مورد خانواده‌م
‫تحقیق کنید، خب بکنید

419
00:26:09,589 --> 00:26:12,467
‫مطمئنم خیلی از اون تصمیم سود می‌برید

420
00:26:12,550 --> 00:26:14,803
‫پس کارمون تمومه. ممنون

421
00:26:21,851 --> 00:26:23,394
‫ممنون که تشریف آوردید

422
00:26:27,607 --> 00:26:31,319
‫- پس از کارهای پدرش خبر داره
‫- آره، این‌طور به نظر می‌رسه

423
00:26:31,402 --> 00:26:34,197
‫قصد نداشتی بهم بگی
‫برنامه داشتی عکس رو نشون بدی؟

424
00:26:35,240 --> 00:26:37,242
‫تو دیگه هیچی بهم نمی‌گی

425
00:26:38,034 --> 00:26:39,261
‫آره

426
00:26:39,285 --> 00:26:40,585
‫عجب

427
00:26:40,870 --> 00:26:43,331
‫نمی‌دونم، شاید توی خونه‌ش
‫وای‌فای نداره

428
00:26:43,414 --> 00:26:44,749
‫نه، جدی می‌گم

429
00:26:44,833 --> 00:26:46,334
‫برو باهاش حرف بزن

430
00:26:46,417 --> 00:26:47,961
‫خیلی‌خب، من باید برم،
‫تو هم باید بری

431
00:26:48,044 --> 00:26:50,213
‫نمی‌تونم در حالی که اون خونه‌مونه
‫ول کنم و برم

432
00:26:50,296 --> 00:26:52,966
‫حلش می‌کنم، باشه؟

433
00:26:53,049 --> 00:26:55,426
‫بمون همین‌جا. خب…

434
00:26:55,510 --> 00:26:58,429
‫مامانم می‌خواد بره سر کار

435
00:26:58,513 --> 00:27:01,266
‫و منم باید بزنم بیرون، پس…

436
00:27:01,349 --> 00:27:03,059
‫فکر کنم می‌خوام دوش بگیرم

437
00:27:05,937 --> 00:27:07,438
‫نه…

438
00:27:07,522 --> 00:27:09,732
‫باید بری. متأسفم

439
00:27:09,816 --> 00:27:12,569
‫- فقط می‌خوام دوش بگیرم
‫- می‌تونی بری خونه‌ی خودت دوش بگیری

440
00:27:14,195 --> 00:27:16,197
‫اگه نرم می‌خوای چیکار کنی؟

441
00:27:17,532 --> 00:27:19,200
‫جدی می‌گی؟

442
00:27:23,788 --> 00:27:27,959
‫خیلی‌خب، حس می‌کنم
‫الان یه‌کم اوضاع خصمانه به نظر می‌رسه

443
00:27:28,042 --> 00:27:30,420
‫- الان چی شد؟
‫- پلیس رو خبر می‌کنی؟

444
00:27:30,503 --> 00:27:31,803
‫- آره، شاید، حتماً
‫- پلیس رو… مامان؟

445
00:27:31,880 --> 00:27:33,107
‫پلیس رو خبر نمی‌کنیم، دیوونه‌ای؟

446
00:27:33,131 --> 00:27:34,757
‫- همین‌الان زنگ می‌زنم
‫- مامان، مامان، مامان، نه، نه، نه، نه

447
00:27:34,841 --> 00:27:35,943
‫- نمی‌تونیم، نمی‌تونیم
‫- چرا؟

448
00:27:35,967 --> 00:27:37,552
‫نه، نه، نمی‌تونیم پلیس رو خبر کنیم.
‫اون یه کارگر جنسیه

449
00:27:38,845 --> 00:27:40,145
‫چی؟

450
00:27:41,097 --> 00:27:42,640
‫- ای خدا، بلانچارد!
‫- هی، هی، هی، هی

451
00:27:42,724 --> 00:27:44,267
‫قبلاً، قبلاً کارگر جنسی بوده

452
00:27:44,350 --> 00:27:45,650
‫- الان مدافع حقوق‌شونه
‫- بهش پول دادی؟

453
00:27:45,727 --> 00:27:47,228
‫نه، می‌گم قبلاً!

454
00:27:47,312 --> 00:27:48,688
‫نمی‌دونی معنی قبلاً چیه؟

455
00:27:48,771 --> 00:27:50,315
‫- چطور با هم آشنا شدید؟
‫- توی یه برنامه بهم پیام داد

456
00:27:50,398 --> 00:27:51,698
‫یا خدا

457
00:27:51,733 --> 00:27:54,944
‫مامان، مامان، مامان،
‫فقط لطفاً به پلیس…

458
00:27:55,028 --> 00:27:56,529
‫به پلیس زنگ نزن،
‫چون اگه پلیس رو خبر کنی

459
00:27:56,613 --> 00:27:58,198
‫این قضیه عمومی می‌شه

460
00:27:58,281 --> 00:28:00,700
‫و به نظر خودت بهترین کاره؟

461
00:28:00,783 --> 00:28:02,702
‫نه، فقط منظورم اینه که شاید بتونیم…

462
00:28:02,785 --> 00:28:04,746
‫بتونیم به بابا زنگ بزنیم…

463
00:28:04,829 --> 00:28:07,582
‫آره، به بابا زنگ بزنید

464
00:28:12,170 --> 00:28:14,422
‫برو. برو پِی کارت

465
00:28:14,505 --> 00:28:15,882
‫نمی‌خوام ببینمت

466
00:28:17,008 --> 00:28:18,760
‫- برو جایی که نبینمت
‫- شرمنده

467
00:28:33,066 --> 00:28:34,817
‫- عزیزم؟
‫- راکل؟

468
00:28:34,901 --> 00:28:36,201
‫توی پذیرایی هستیم

469
00:28:39,572 --> 00:28:41,157
‫اومدم، چی شده؟

470
00:28:41,241 --> 00:28:43,576
‫دیوونه‌واره. نمی‌دونم چیکار کنم

471
00:28:46,913 --> 00:28:48,213
‫سلام

472
00:28:49,290 --> 00:28:50,590
‫من مارتا هستم

473
00:29:06,891 --> 00:29:08,070
‫[ از کدوم لباس خوشت میاد؟ ]

474
00:29:09,727 --> 00:29:11,062
‫نوراست؟

475
00:29:11,145 --> 00:29:13,189
‫بین جسدها چیزی پیدا کرده؟

476
00:29:14,983 --> 00:29:16,283
‫نه

477
00:29:19,195 --> 00:29:20,256
‫چیه؟

478
00:29:20,280 --> 00:29:22,490
‫فقط بگو. چی می‌خوای بگی؟

479
00:29:22,573 --> 00:29:24,742
‫می‌شه بگی کی اون بلا رو سرت آورده؟

480
00:29:24,826 --> 00:29:26,703
‫چرا؟ می‌خوای چیکار کنی؟
‫می‌ری در خونه‌ش

481
00:29:26,786 --> 00:29:29,205
‫- و کتکش می‌زنی؟
‫- باشه، بیخیالش. چه مرگته؟

482
00:29:33,167 --> 00:29:35,044
‫مردی بود که توی اینترنت
‫باهاش آشنا شدم

483
00:29:36,254 --> 00:29:38,214
‫توی یه برنامه هستم و…

484
00:29:40,300 --> 00:29:42,844
‫مردی بود که اومد خونه‌م و…

485
00:29:44,178 --> 00:29:45,478
‫چی؟

486
00:29:46,180 --> 00:29:47,932
‫- کتکت زد؟
‫- خودم ازش خواستم

487
00:29:49,517 --> 00:29:52,562
‫خوشم میاد. ازش لذت می‌برم

488
00:29:54,939 --> 00:29:57,525
‫بهت زنگ زدم.
‫ولی جواب ندادی، پس…

489
00:29:57,608 --> 00:29:59,068
‫به این دلیل اون کار رو کردی؟

490
00:30:07,785 --> 00:30:09,662
‫بیرون بودم. رفته بودم دیدن لیام

491
00:30:13,207 --> 00:30:15,293
‫- توی خونه‌ی قدیمیت؟
‫- و می‌دونی چیه؟

492
00:30:15,376 --> 00:30:18,463
‫شاید یه چیزهایی وجود داره
‫که نیاز نیست در موردشون حرف بزنیم، باشه؟

493
00:30:28,639 --> 00:30:30,516
‫- باهاش حرف می‌زنی؟
‫- آره، حلش می‌کنم

494
00:30:30,600 --> 00:30:32,894
‫- یه کارگر جنسیه
‫- قبلاً کارگر جنسی بوده

495
00:30:32,977 --> 00:30:35,480
‫- مامان، قبلاً
‫- این‌طور بهت گفته؟

496
00:30:35,563 --> 00:30:37,523
‫- خب فکر می‌کنی دروغ گفته؟
‫- توی اینترنت باهاش آشنا شده

497
00:30:37,607 --> 00:30:39,192
‫- ممکنه هر کسی باشه
‫- لعنتی، مامان

498
00:30:39,275 --> 00:30:40,860
‫پس چطور باید با آدم‌های دیگه
‫آشنا بشم، ها؟

499
00:30:40,943 --> 00:30:42,653
‫برای خودت یه آپارتمان بگیر
‫و هر غلطی که می‌خوای بکن

500
00:30:42,737 --> 00:30:44,697
‫- خودتون گفتید بیام این‌جا تا…
‫- بی‌خیال، بی‌خیال

501
00:30:46,824 --> 00:30:48,910
‫شما دو نفر برید تا من
‫باهاش حرف بزنم، باشه؟

502
00:30:48,993 --> 00:30:51,496
‫باشه، بابا، واقعاً متأسفم

503
00:30:51,579 --> 00:30:52,955
‫- باهاش رابطه داشتی؟
‫- معلومه که داشته

504
00:30:53,039 --> 00:30:55,083
‫اگه یه هندونه رو بذارم روی میز
‫کیرش رو توی اون هم می‌کنه

505
00:30:55,166 --> 00:30:57,210
‫من دوجنس‌گرا هستم، مامان،
‫و این حرفت خیلی توهین‌آمیزه

506
00:30:57,293 --> 00:30:59,170
‫هی، کاندوم استفاده کردی؟

507
00:31:00,963 --> 00:31:02,369
‫- یا خدا
‫- چیه؟

508
00:31:02,370 --> 00:31:04,467
‫- مردم دیگه کاندوم استفاده نمی‌کنن
‫- چی؟!

509
00:31:04,550 --> 00:31:06,052
‫- ارضا نشدم، پس مشکلی نیست…
‫- یا خدا!

510
00:31:06,135 --> 00:31:07,970
‫- مامان، مامان، نه…
‫- خیلی‌خب، راکل

511
00:31:08,054 --> 00:31:10,223
‫راکل، لطفاً فقط برید، باشه؟

512
00:31:10,306 --> 00:31:11,933
‫خودم حلش می‌کنم.
‫درستش می‌کنم

513
00:31:23,736 --> 00:31:25,446
‫خب، باید از خونه‌م بری بیرون

514
00:31:25,530 --> 00:31:29,158
‫- می‌دونی کی هستم
‫- روحمم خبر نداره کی هستی

515
00:31:29,242 --> 00:31:30,868
‫پلیس رو خبر نکردی

516
00:31:34,664 --> 00:31:37,041
‫پلیس رو خبر نکردی
‫چون ازت سوالاتی می‌پرسن

517
00:31:37,125 --> 00:31:39,335
‫آره، نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی

518
00:31:40,670 --> 00:31:44,173
‫همین‌الان از خونه‌م برو بیرون

519
00:31:44,257 --> 00:31:45,633
‫- باشه
‫- خوبه

520
00:31:47,051 --> 00:31:48,803
‫اما تو هم همراهم بیا

521
00:31:54,475 --> 00:31:56,352
‫می‌تونی به خانواده‌ت بگی…

522
00:31:57,353 --> 00:31:59,105
‫داری برمی‌گردی سر کار…

523
00:32:01,065 --> 00:32:02,650
‫و بعدش باهام تا پایین میایی

524
00:32:05,069 --> 00:32:06,369
‫وگرنه…

525
00:32:07,822 --> 00:32:09,699
‫بهشون می‌گم از کجا
‫همدیگه رو می‌شناسیم

526
00:32:35,349 --> 00:32:36,893
‫نزدیک خانواده‌م نشو

527
00:32:38,186 --> 00:32:40,521
‫باشه. خوب به نظر می‌رسه

528
00:32:44,192 --> 00:32:45,651
‫اون عکس رو از کجا آوردی؟

529
00:32:47,320 --> 00:32:48,946
‫عکس جِی ایستون و اون دختر؟

530
00:33:09,634 --> 00:33:11,594
‫روحتم خبر نداره با کی طرفی

531
00:33:14,138 --> 00:33:16,432
‫و آخر سر کشته می‌شی

532
00:33:26,484 --> 00:33:28,528
‫برام مهم نیست که ممکنه بمیرم

533
00:33:33,950 --> 00:33:35,250
‫چی…

534
00:34:27,953 --> 00:34:30,953
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

535
00:34:35,344 --> 00:34:37,847
‫گندش بزنن. فقط یه خط آنتن دارم

536
00:34:39,849 --> 00:34:42,977
‫از شمال ایالت متنفرم.
‫بوی سنگ می‌ده

537
00:34:43,060 --> 00:34:44,687
‫یه سیگار لازم داری

538
00:34:46,147 --> 00:34:48,774
‫- خوبم
‫- مأمورها، بالاخره اومدید

539
00:34:48,858 --> 00:34:50,002
‫سلام

540
00:34:50,026 --> 00:34:51,326
‫از این طرف

541
00:34:51,327 --> 00:34:54,586
‫[ مرکز نگهداری ]

542
00:34:57,491 --> 00:35:00,494
‫رسیدیم، این خونه‌ی دوم منه

543
00:35:00,578 --> 00:35:02,788
‫ممنون که ما رو پذیرفتید، خانم دیکسون

544
00:35:02,872 --> 00:35:06,125
‫همون جولی صدام کن.
‫و برگشتنی مراقب باشید

545
00:35:06,208 --> 00:35:09,587
‫هشدار سیل ناگهانی صادر شده
‫و اینجا خیلی سریع اتفاق می‌افته

546
00:35:09,670 --> 00:35:10,814
‫حتماً احتیاط می‌کنیم

547
00:35:10,838 --> 00:35:14,550
‫خب، چند وقته این‌جا رو مدیریت می‌کنید؟

548
00:35:14,634 --> 00:35:17,678
‫ماه آگوست می‌شه ۲۵ سال

549
00:35:17,762 --> 00:35:19,930
‫پرستاری کودک خوندم

550
00:35:20,014 --> 00:35:23,480
‫اومدم این‌جا برای دخترها
‫همایش‌های آموزش شغلی برگزار کنم

551
00:35:23,481 --> 00:35:24,852
‫ولی دیگه نرفتم

552
00:35:24,935 --> 00:35:28,022
‫می‌دونید چیه؟ خیلی از دخترها
‫بعدش پرستار شدن

553
00:35:29,190 --> 00:35:31,776
‫منم وقتی بچه بودم
‫توی چنین مکانی بزرگ شدم

554
00:35:32,860 --> 00:35:34,236
‫جونم رو نجات دادن

555
00:35:37,531 --> 00:35:41,327
‫خیلی‌خب، از ایزابل لونا اینا رو دارم

556
00:35:41,328 --> 00:35:42,577
‫[ ایزابل ]

557
00:35:42,578 --> 00:35:45,039
‫چند بار به این مرکز اومد

558
00:35:45,956 --> 00:35:49,710
‫دخترها رو تشویق می‌کنم چیزهایی
‫که بهشون افتخار می‌کنن رو نگه دارن،

559
00:35:49,794 --> 00:35:52,004
‫و می‌ذارم‌شون توی یه جعبه‌ی خاطرات

560
00:35:52,088 --> 00:35:53,673
‫و می‌دم‌شون بهشون

561
00:35:53,756 --> 00:35:56,717
‫اما ایزابل قبل از این‌که بتونم
‫این رو بهش بدم، از این‌جا رفت

562
00:35:56,801 --> 00:35:58,101
‫رفت؟

563
00:35:58,886 --> 00:36:00,186
‫یعنی چی؟

564
00:36:01,222 --> 00:36:03,599
‫چندین بار فرار کرد

565
00:36:03,683 --> 00:36:04,683
‫دنی؟

566
00:36:04,684 --> 00:36:05,677
‫[ من عاشق آدریان هستم ]

567
00:36:05,678 --> 00:36:06,978
‫آدریان

568
00:36:08,354 --> 00:36:10,356
‫نمی‌دونید فامیلی آدریان چی بوده؟

569
00:36:11,357 --> 00:36:12,584
‫روحمم خبر نداره

570
00:36:12,608 --> 00:36:14,568
‫فکر کنم دوست‌پسرش بود؟

571
00:36:16,404 --> 00:36:18,197
‫دختر سرسختی بود

572
00:36:19,490 --> 00:36:22,535
‫اخلاقش مثل رهبرها بود،
‫همیشه ویژگی خوبی نبود

573
00:36:23,619 --> 00:36:25,705
‫اما عاشق نقاشی کشیدن بود

574
00:36:25,788 --> 00:36:29,458
‫همه‌ی اون چیزهای دخترونه.
‫قلب و گل

575
00:36:30,960 --> 00:36:34,588
‫اما راستش رو بخواید
‫آخرین باری که فرار کرد…

576
00:36:36,674 --> 00:36:38,968
‫فکر می‌کردم ممکنه حامله باشه

577
00:36:39,802 --> 00:36:42,888
‫- توی ۱۴ سالگی؟
‫- نمی‌خواست در موردش حرف بزنه

578
00:36:46,183 --> 00:36:48,451
‫اسم دخترهایی که هم‌زمان با ایزابل

579
00:36:48,452 --> 00:36:49,895
‫این‌جا بودن رو ندارید؟

580
00:36:49,979 --> 00:36:52,189
‫همین‌طوری فرار کرد و رفت؟

581
00:36:53,858 --> 00:36:55,158
‫فکر می‌کردم برمی‌گرده

582
00:36:55,192 --> 00:36:56,652
‫مثلاً قراره از بچه‌ها مراقبت کنی

583
00:36:56,736 --> 00:36:58,529
‫و اجازه دادی یه دختر ۱۴ ساله‌ی باردار

584
00:36:58,612 --> 00:37:01,824
‫که زیر نظر تو بوده
‫فرار کنه و بره؟

585
00:37:01,907 --> 00:37:04,827
‫- خب…
‫- ‏۲۰ تا دختر برخلاف میل‌شون این‌جا هستن

586
00:37:04,910 --> 00:37:07,371
‫اگه ایده‌ای در مورد
‫نگه داشتن‌شون داری بگو منم بدونم

587
00:37:07,455 --> 00:37:10,166
‫یکی از دخترهایی
‫که این‌جا پیش ایزابل بوده

588
00:37:10,249 --> 00:37:13,127
‫ممکنه در چندین قتل دست داشته باشه

589
00:37:13,210 --> 00:37:15,087
‫ایزابل دوست صمیمی‌ای نداشت؟

590
00:37:18,841 --> 00:37:20,176
‫کاترین گریس

591
00:37:20,926 --> 00:37:22,226
‫خیلی‌خب

592
00:37:22,261 --> 00:37:23,561
‫کاترین یا کترین؟

593
00:37:24,305 --> 00:37:25,605
‫کاترین

594
00:37:25,681 --> 00:37:28,309
‫هر کاری که ایزابل انجام می‌داد،
‫کاترین هم انجامش می‌داد

595
00:37:29,602 --> 00:37:33,022
‫ایزابل ازش در برابر
‫بقیه‌ی دخترها محافظت می‌کرد

596
00:37:33,105 --> 00:37:34,982
‫اذیتش می‌کردن، می‌دونید؟

597
00:37:35,065 --> 00:37:36,365
‫چون…

598
00:37:38,027 --> 00:37:39,820
‫یه جورایی عجیب‌وغریب بود

599
00:37:41,322 --> 00:37:42,622
‫عجیب‌وغریب؟

600
00:37:43,449 --> 00:37:46,285
‫- چطور؟
‫- خب، نحوه‌ی نگاه کردنش به بقیه

601
00:37:46,368 --> 00:37:47,828
‫همیشه زل می‌زد

602
00:37:48,662 --> 00:37:50,873
‫کاترین رو به یه خانواده‌ی موقت دادیم،

603
00:37:50,956 --> 00:37:54,210
‫و قسم می‌خورم از قصد بد رفتاری می‌کرد
‫تا دوباره برگردوننش همین‌جا

604
00:37:54,960 --> 00:37:56,260
‫برای این‌که پیش ایزابل باشه؟

605
00:37:59,048 --> 00:38:01,008
‫نورا، سلام، داریم برمی‌گردیم

606
00:38:01,091 --> 00:38:03,636
‫داریم سعی می‌کنیم اطلاعات بیشتری
‫در مورد یه دختر

607
00:38:03,719 --> 00:38:05,019
‫به اسم کاترین گریس جمع کنیم

608
00:38:05,095 --> 00:38:08,140
‫ازش در مورد جسدهای ناشناس بپرس،
‫ببین نیاز نیست با کسی تماس بگیره

609
00:38:08,224 --> 00:38:09,558
‫پیغام صوتیه، دنی

610
00:38:09,642 --> 00:38:11,268
‫گندش بزنن! لعنتی

611
00:38:11,352 --> 00:38:13,646
‫- بزن کنار
‫- کجا؟ هیچی نمی‌بینم

612
00:38:13,729 --> 00:38:17,806
‫و برای شروع،
‫از دستیار مأمور ویژه‌ی اف‌بی‌آی نیویورک

613
00:38:17,807 --> 00:38:19,423
‫اِد جورج دعوت می‌کنم

614
00:38:19,424 --> 00:38:20,724
‫اِد؟

615
00:38:20,778 --> 00:38:23,155
‫سلام به همگی،
‫ممنون که امروز تشریف آوردید

616
00:38:23,989 --> 00:38:26,242
‫با این‌که مجبور بودید

617
00:38:26,325 --> 00:38:28,619
‫ببینید، به نظرم خیلی وقته

618
00:38:28,702 --> 00:38:30,663
‫داریم این کلیشه رو در مورد این‌که

619
00:38:30,746 --> 00:38:33,290
‫مأموران اِف‌بی‌آی باید چطور باشن
‫ترویج می‌کنیم

620
00:38:33,374 --> 00:38:34,708
‫باید قوی و کم‌حرف باشن

621
00:38:34,792 --> 00:38:37,127
‫اما حقیقت اینه که همه انسانیم

622
00:38:37,211 --> 00:38:40,381
‫و برای این شغل
‫باید خیلی فداکاری کرد

623
00:38:40,464 --> 00:38:43,092
‫و به نظرم خیلی مهمه
‫که ما به عنوان یه سازمان

624
00:38:43,175 --> 00:38:45,344
‫فضایی ایجاد کنیم
‫تا در مورد این مسائل گفت‌وگو کنیم

625
00:38:45,427 --> 00:38:46,727
‫و…

626
00:38:47,972 --> 00:38:51,183
‫مفتخرم که کمکی کرده باشم
‫تا اون گفت‌وگو شروع بشه

627
00:38:54,687 --> 00:38:57,815
‫خیلی‌خب، چند نفر از اعضای
‫برنامه‌ی کمک به کارکنان این‌جان

628
00:38:57,898 --> 00:38:59,358
‫و امروز بحث رو پیش می‌برن

629
00:38:59,441 --> 00:39:01,151
‫بیایید شروع کنیم

630
00:39:01,235 --> 00:39:03,153
‫- ممنون
‫- آره

631
00:39:03,988 --> 00:39:05,823
‫ممنون بابت اون مقدمه‌ی زیبا، اِد

632
00:39:10,870 --> 00:39:13,414
‫یا خدا، می‌شه دهنت رو ببندی
‫و غذا رو بجویی؟

633
00:39:21,964 --> 00:39:23,757
‫خیلی‌خب، بس کن.
‫بدتر شد

634
00:39:23,841 --> 00:39:25,634
‫دارم با دماغم نفس می‌کشم

635
00:39:25,718 --> 00:39:27,018
‫نمی‌دونم، بدتر شد

636
00:39:41,442 --> 00:39:43,819
‫به اون خانم دروغ گفتی

637
00:39:43,903 --> 00:39:45,613
‫در مورد این‌که توی
‫اون‌طور مکانی بزرگ شدی؟

638
00:39:48,657 --> 00:39:49,957
‫یه دروغ بود؟

639
00:39:53,078 --> 00:39:54,378
‫گفتی…

640
00:39:55,164 --> 00:39:56,707
‫وقتی از جشن اِیمی بردمت خونه،

641
00:39:56,790 --> 00:39:58,751
‫بهم گفتی که ازت نپرسیدم

642
00:39:58,834 --> 00:40:01,462
‫چه اتفاقی برات افتاده
‫چون نمی‌خواستم بدونم

643
00:40:03,213 --> 00:40:04,513
‫آل

644
00:40:05,674 --> 00:40:07,259
‫می‌خوام بدونم

645
00:40:15,142 --> 00:40:16,442
‫آره

646
00:40:17,269 --> 00:40:19,772
‫وقتی ۱۴ سالم بود
‫به مدت چندین ماه فرار کردم

647
00:40:19,855 --> 00:40:22,066
‫بابام نمی‌ذاشت برگردم خونه

648
00:40:22,149 --> 00:40:23,449
‫چرا؟

649
00:40:25,653 --> 00:40:26,953
‫چون من…

650
00:40:28,197 --> 00:40:30,074
‫عاشق یه نفر بودم و…

651
00:40:32,576 --> 00:40:34,328
‫واقعاً دوست ندارم
‫در موردش حرف بزنم، باشه؟

652
00:40:41,085 --> 00:40:42,586
‫لیام رو گذاشتیم توی یه مرکز نگهداری

653
00:40:43,921 --> 00:40:45,839
‫یه مکانی مثل همون‌جایی که بودیم

654
00:40:47,341 --> 00:40:50,135
‫دیگه بزرگ شده و کنترل کردنش
‫داشت خیلی سخت می‌شد، پس من…

655
00:40:51,971 --> 00:40:53,597
‫دیشب رفتم دیدنش

656
00:40:57,351 --> 00:40:58,651
‫عـه

657
00:41:02,856 --> 00:41:04,858
‫همین رو می‌خوای؟

658
00:41:07,736 --> 00:41:08,922
‫چی؟

659
00:41:08,946 --> 00:41:10,906
‫قیافه‌ت، این‌که یه نفر بهت آسیب بزنه؟

660
00:41:10,990 --> 00:41:12,700
‫- عجب
‫- نه، جدی می‌گم

661
00:41:12,783 --> 00:41:15,119
‫درک نمی‌کنم.
‫می‌شه برام توضیح بدی؟

662
00:41:15,202 --> 00:41:16,388
‫نه، واقعاً نمی‌شه

663
00:41:16,412 --> 00:41:18,455
‫نه، جدی می‌گم.
‫نمی‌خوام عوضی‌بازی دربیارم

664
00:41:18,539 --> 00:41:19,808
‫- عـه
‫- آخه درک نمی‌کنم

665
00:41:19,832 --> 00:41:21,750
‫برام مهم نیست که تو
‫چه حسی نسبت بهش داری

666
00:41:21,834 --> 00:41:24,294
‫باور کن می‌دونم.
‫باعث می‌شه خوش‌حال بشی؟

667
00:41:24,378 --> 00:41:25,678
‫آره

668
00:41:26,338 --> 00:41:27,756
‫آره

669
00:41:27,840 --> 00:41:29,466
‫وقتی داره اتفاق می‌افته آره

670
00:41:33,012 --> 00:41:35,097
‫خوبه، ببین، منم دوست دارم
‫خوش‌حال باشی

671
00:41:35,180 --> 00:41:36,682
‫کون لقت

672
00:41:36,765 --> 00:41:39,435
‫می‌خوای خوش‌حال باشم
‫به شرطی که با عقل تو جور دربیاد

673
00:41:40,769 --> 00:41:42,354
‫من الان این‌طور آدمی‌ام

674
00:41:43,480 --> 00:41:46,483
‫و نمی‌خوام بهم بگی شگفت‌انگیزم
‫و سعی کنی نجاتم بدی

675
00:41:46,567 --> 00:41:49,111
‫نمی‌خوام مدام نجاتم بدی

676
00:41:49,194 --> 00:41:50,494
‫فکر می‌کنی خوشم میاد؟

677
00:41:50,571 --> 00:41:54,158
‫می‌دونی، فکر می‌کنی از احساسی
‫که نسبت بهت دارم خوشم میاد؟

678
00:41:55,492 --> 00:41:56,792
‫یه کابوسه

679
00:41:58,787 --> 00:42:00,122
‫یه سیاه‌چاله‌ی کوفتیه

680
00:42:06,462 --> 00:42:07,963
‫چه حسی نسبت بهم داری؟

681
00:42:18,182 --> 00:42:19,367
‫باید سیگار بکشم

682
00:42:19,391 --> 00:42:20,535
‫خیلی سیگار می‌کشی

683
00:42:20,559 --> 00:42:22,436
‫آره، خب، می‌خوای برم بیرون
‫سیگار بکشم؟

684
00:42:22,519 --> 00:42:23,705
‫- می‌رم بیرون سیگار می‌کشم
‫- نگفتم برو بیرون

685
00:42:23,729 --> 00:42:24,956
‫- به جهنم، می‌رم بیرون
‫- چرا بگم برو بیرون؟

686
00:42:24,980 --> 00:42:26,315
‫خیلی احمقانه‌ست

687
00:42:26,398 --> 00:42:28,525
‫نمی‌تونی زیر بارون روشنش کنی!

688
00:42:28,609 --> 00:42:29,985
‫خیلی احمقانه‌ست!

689
00:42:31,111 --> 00:42:32,696
‫- چی؟
‫- خیلی احمقانه‌ست!

690
00:42:32,780 --> 00:42:34,080
‫چی؟

691
00:42:40,746 --> 00:42:42,247
‫چیکار می‌کنی؟

692
00:42:47,211 --> 00:42:48,629
‫چیکار می‌کنیم؟

693
00:42:51,757 --> 00:42:53,842
‫خیلی احمقانه‌ست!

694
00:43:26,083 --> 00:43:28,001
‫اختلال استرس پس از سانحه
‫می‌تونه خیلی پیچیده باشه

695
00:43:28,085 --> 00:43:30,921
‫بو، لمس، مزه، صدا

696
00:43:31,004 --> 00:43:33,966
‫هر چیزی می‌تونه آدم رو
‫به همون خاطره‌ی پراسترس برگردونه

697
00:43:34,049 --> 00:43:37,845
‫و اگه این حرف‌ها براتون آشنا هستن،
‫لطفاً بهمون اطلاع بدید

698
00:43:37,928 --> 00:43:39,638
‫خشم چی؟

699
00:43:39,721 --> 00:43:42,266
‫بله، خشم می‌تونه یکی از نمودهای
‫اختلال استرس پس از سانحه باشه

700
00:43:42,349 --> 00:43:46,145
‫می‌دونستید توی دوران باستان…
‫شرمنده، من خیلی اسطوره‌شناسی رو دوست دارم

701
00:43:46,228 --> 00:43:48,647
‫اما می‌دونستید توی دوران باستان

702
00:43:48,730 --> 00:43:51,441
‫یونانی‌ها خشم رو نوعی جنون می‌دونستن؟

703
00:43:51,525 --> 00:43:53,569
‫نه، نمی‌دونستم

704
00:43:53,652 --> 00:43:55,779
‫خشم انواع مختلفی داشته

705
00:43:55,863 --> 00:43:58,490
‫چیزی به اسم «مِنیس» وجود داره
‫که به معنای خشم جامعه

706
00:43:58,574 --> 00:44:00,409
‫یا خشم مردمه

707
00:44:00,492 --> 00:44:03,829
‫و یکی هم «ثوموس»ـه،
‫خشمی که باعث می‌شه بجنگی

708
00:44:03,912 --> 00:44:07,541
‫باعث می‌شه آدم بُکُشی،
‫باعث می‌شه یه قهرمان بشی

709
00:44:07,624 --> 00:44:09,877
‫و آخریش هم «اورگه»ست

710
00:44:09,960 --> 00:44:12,796
‫این همون خشم آروم و خاموشیه
‫که کم‌کم درونت جمع می‌شه

711
00:44:12,880 --> 00:44:15,549
‫تا زمانی که تصمیم می‌گیری
‫یه کاری در موردش انجام بدی

712
00:44:16,967 --> 00:44:21,430
‫اما همه‌شون می‌تونن دیوونه‌ت کنن،
‫طبق حرف‌های یونانی‌ها

713
00:44:22,431 --> 00:44:24,057
‫اورگه، خیلی‌خب

714
00:44:24,141 --> 00:44:25,934
‫ممنون بابت این درس تاریخ

715
00:44:27,728 --> 00:44:29,438
‫زمان خوبی برای استراحت کردنه؟

716
00:44:29,521 --> 00:44:30,898
‫خیلی‌خب، همه ۱۰ دقیقه استراحت کنید

717
00:44:39,781 --> 00:44:41,825
‫کجا می‌ری؟ تا اون‌جا باهات میام

718
00:44:41,909 --> 00:44:43,535
‫می‌رم بیرون هوا بخورم

719
00:44:43,619 --> 00:44:46,330
‫- قراره بارون بیاد
‫- عالیه، عالیه

720
00:44:52,753 --> 00:44:55,255
‫چه کار باحالی داری می‌کنی

721
00:44:55,339 --> 00:44:58,008
‫برای همین همیشه ترفیع شغلی می‌گیری

722
00:44:58,091 --> 00:44:59,927
‫چه فکر بکری

723
00:45:00,010 --> 00:45:02,262
‫کاش وقتی سرپرست من بودی
‫چنین چیزی داشتیم

724
00:45:03,222 --> 00:45:06,934
‫بهم گفتی فراموش کنم
‫و خودم رو جمع‌وجور کنم، درسته؟

725
00:45:07,017 --> 00:45:09,728
‫خب در اصل هنوز سرپرستت هستم

726
00:45:09,811 --> 00:45:11,355
‫اما همه‌مون داریم پیشرفت می‌کنیم

727
00:45:12,064 --> 00:45:14,441
‫و آره.
‫آره، به خودمم اون کار رو یاد دادن

728
00:45:15,234 --> 00:45:17,611
‫و برای همین باید چرخه رو بشکونیم

729
00:45:17,694 --> 00:45:20,239
‫عـه. این ایده رو دوست دارم

730
00:45:20,322 --> 00:45:21,622
‫چرخه رو بشکونیم

731
00:45:22,950 --> 00:45:24,177
‫راستی می‌خواستم این رو بهت بگم

732
00:45:24,201 --> 00:45:25,911
‫اون همکاری با پلیس رو یادته

733
00:45:25,994 --> 00:45:28,497
‫که در مورد قتل پسرِ
‫جِی ایستون انجام می‌دیم؟

734
00:45:28,580 --> 00:45:29,915
‫فکر کنم

735
00:45:29,998 --> 00:45:32,125
‫خب ممکنه به یه پرونده‌ی قدیمی
‫ربط داشته باشه

736
00:45:32,209 --> 00:45:34,544
‫یه اُوِردوز مربوط به سال ۲۰۱۲

737
00:45:34,628 --> 00:45:38,131
‫جسد یه دختر ۱۵
‫توی رودخونه پیدا شد

738
00:45:38,215 --> 00:45:39,675
‫یادته؟

739
00:45:43,136 --> 00:45:44,846
‫- نه
‫- عـه

740
00:45:44,930 --> 00:45:46,765
‫چون ممکنه سوالاتی پیش بیاد

741
00:45:46,848 --> 00:45:48,684
‫اسم هر دومون روشه

742
00:45:48,767 --> 00:45:50,852
‫فقط گفتم اطلاع داشته باشی، اِد

743
00:46:01,029 --> 00:46:02,447
‫مشکلی نیست همراهت بیام؟

744
00:46:02,531 --> 00:46:04,783
‫می‌خوام برم زیرزمین،
‫همون‌جایی که نگهم می‌دارن

745
00:46:04,866 --> 00:46:06,166
‫آره، عالیه

746
00:46:07,744 --> 00:46:11,373
‫از بعد از اون وقتی که سرپرست‌ها دور هم
‫جمع شدن و مشروب خوردن فرصت صحبت نداشتیم

747
00:46:12,332 --> 00:46:14,459
‫و اون شب هم نتونستیم
‫خیلی حرف بزنیم

748
00:46:15,544 --> 00:46:17,129
‫خیلی مشروب می‌خوردی

749
00:46:18,422 --> 00:46:21,883
‫می‌دونی، برنامه‌ی سلامت و تاب‌آوری

750
00:46:21,967 --> 00:46:25,053
‫که من مدیریتش می‌کنم
‫یه سیاست درِ باز داره

751
00:46:25,137 --> 00:46:28,432
‫برای مأمورهایی
‫که مشکل الکل خوردن دارن

752
00:46:28,515 --> 00:46:30,517
‫اگه یه وقت سوالاتی داشتی…

753
00:46:32,686 --> 00:46:35,605
‫دیونیسوس خدای شراب نبود؟

754
00:46:36,565 --> 00:46:38,400
‫تا حالا در مورد اون خوندی؟

755
00:46:38,483 --> 00:46:41,028
‫خیلی‌خب، به زودی صحبت می‌کنیم

756
00:47:07,304 --> 00:47:09,848
‫سلام. من کارآگاه مارشال کانلی هستم،

757
00:47:09,931 --> 00:47:12,517
‫- روی پرونده‌ی…
‫- می‌شناسمت

758
00:47:12,601 --> 00:47:14,186
‫باشه، خوبه

759
00:47:14,269 --> 00:47:17,022
‫آره، می‌خواستم بدونم می‌تونم
‫چند لحظه وقتت رو بگیرم نه

760
00:47:17,105 --> 00:47:19,024
‫آره، آره، یه دقیقه بهم فرصت بده

761
00:47:19,107 --> 00:47:20,407
‫باشه

762
00:47:47,469 --> 00:47:48,696
‫گندش بزنن

763
00:47:48,720 --> 00:47:50,472
‫آلدن، برگشتم

764
00:47:50,555 --> 00:47:52,391
‫عزیزم، کجایی؟

765
00:47:58,855 --> 00:48:01,775
‫نمی‌دونم چطور بهت بگم

766
00:48:01,858 --> 00:48:03,360
‫چی شده؟

767
00:48:05,487 --> 00:48:08,407
‫دیگه نمی‌خوام رازی بین‌مون باشه

768
00:48:12,744 --> 00:48:14,287
‫احساساتی نسبت بهت دارم

769
00:48:15,956 --> 00:48:19,167
‫و ازت می‌خوام دوست‌دخترم بشی

770
00:48:25,549 --> 00:48:28,552
‫عاشقانه‌ست

771
00:48:28,635 --> 00:48:31,847
‫دوستت داره

772
00:48:31,930 --> 00:48:35,016
‫دوستت دارم

773
00:48:37,894 --> 00:48:39,938
‫می‌تونم انگشت‌هام رو حس کنم

774
00:48:40,021 --> 00:48:41,982
‫چی؟ چی گفت؟

775
00:48:45,819 --> 00:48:47,320
‫بگو بله

776
00:48:48,572 --> 00:48:51,158
‫باشه

777
00:48:52,701 --> 00:48:53,761
‫بله

778
00:48:53,785 --> 00:48:55,328
‫بله

779
00:48:55,412 --> 00:48:56,955
‫بله

780
00:49:01,710 --> 00:49:03,010
‫اون رو بده بهم

781
00:49:09,551 --> 00:49:11,178
‫ببین می‌تونی اطلاعات بیشتری

782
00:49:11,261 --> 00:49:14,181
‫در مورد کاترین توی پایگاه داده‌ی اِف‌بی‌آی
‫پیدا کنی یا نه، منم با چوی تماس می‌گیرم

783
00:49:14,891 --> 00:49:15,742
‫[ کاترین گریس ]

784
00:49:15,743 --> 00:49:17,267
‫هی، اون گفت…

785
00:49:17,350 --> 00:49:20,103
‫هی، جولی گفت بهشون آموزش می‌داده
‫چطور پرستار بشن، درسته؟

786
00:49:20,187 --> 00:49:22,647
‫شاید کاترین تجربه‌ی پزشکی داره

787
00:49:22,731 --> 00:49:24,149
‫شاید به صورت غیررسمی کار می‌کنه

788
00:49:24,232 --> 00:49:26,193
‫از کجا می‌دونستی می‌خوام چی بگم؟

789
00:49:28,236 --> 00:49:29,297
‫خدایا…

790
00:49:29,321 --> 00:49:31,156
‫سلام، چوی، منم دنی

791
00:49:31,239 --> 00:49:33,742
‫گوش کن، جولی گفت به دخترها
‫آموزش می‌داده تا پرستار بشن

792
00:49:33,825 --> 00:49:36,661
‫نورا، سلام، شرمنده،
‫تازه آنتن برگشت

793
00:49:36,745 --> 00:49:40,582
‫یه عالمه اطلاعات در مورد ایزابل داریم،
‫اما فکر کنم اون یکی دختر رو هم پیدا کردیم

794
00:49:40,665 --> 00:49:42,876
‫اسمش کاترین گریس‌ـه

795
00:49:42,959 --> 00:49:46,171
‫سال ۱۹۹۷ توی شهر هوسیک
‫ایالت نیویورک به دنیا اومده

796
00:49:46,254 --> 00:49:48,173
‫بهترین دوست ایزابل لونا بوده

797
00:49:48,256 --> 00:49:51,009
‫چشم‌های اون و مظنون
‫شبیه همدیگه‌ان. خودشه

798
00:49:51,092 --> 00:49:53,512
‫هی. ریزه‌کاری

799
00:49:55,138 --> 00:49:59,100
‫و حدس بزن اسم
‫دوست‌پسر ایزابل چی بوده؟

800
00:49:59,184 --> 00:50:00,369
‫آدریان

801
00:50:00,393 --> 00:50:03,188
‫عجب. مورادو

802
00:50:03,271 --> 00:50:04,606
‫آفرین

803
00:50:04,689 --> 00:50:06,691
‫آره، و ممکنه یه بچه هم آورده باشه،

804
00:50:06,775 --> 00:50:08,443
‫و راحت‌تر می‌شه توی
‫جسدهای ناشناس دنبالش گشت

805
00:50:08,527 --> 00:50:09,986
‫الان دارم دنبالش می‌گردم

806
00:50:18,078 --> 00:50:19,378
‫گندش بزنن

807
00:50:21,331 --> 00:50:23,667
‫اواخر فوریه‌ی سال ۲۰۱۲

808
00:50:23,750 --> 00:50:26,628
‫فرد زیر سن قانونی ناشناس، اُوردوز

809
00:50:27,462 --> 00:50:31,258
‫نشانه‌هایی از فعالیت جنسی،
‫احتمالاً با یک شیء خارجی

810
00:50:32,384 --> 00:50:35,262
‫زایمان کرده. صورتش کامل از بین رفته
‫[ آلیس بلک در حال خواندن این پرونده است ]

811
00:50:35,345 --> 00:50:37,722
‫جسدی شناور در نزدیکی بزرگراه ۹۵،

812
00:50:37,806 --> 00:50:39,724
‫نزدیک پل رودخانه‌ای بایرام در نیویورک

813
00:50:39,808 --> 00:50:41,393
‫الان می‌ریم اون‌جا

814
00:50:41,476 --> 00:50:44,479
‫در واقع نباید بیشتر از این

815
00:50:44,563 --> 00:50:46,106
‫در مورد جسد تحقیق کنی

816
00:50:46,189 --> 00:50:49,734
‫چون وقتی برگردی برای مدت کوتاهی
‫از پرونده کنار می‌ذارمت

817
00:50:49,818 --> 00:50:52,112
‫صبر کن، چی؟

818
00:50:52,195 --> 00:50:55,031
‫مارشال در مورد تعاملی
‫که دیشب داشتید بهم گفت

819
00:50:56,116 --> 00:50:57,534
‫با مارشال حرف زدی؟

820
00:50:57,617 --> 00:51:00,537
‫ادعا کرد بدون اطلاع رفتی خونه‌ش

821
00:51:00,620 --> 00:51:04,165
‫می‌گه خشن بودی و سلاح کشیدی

822
00:51:05,750 --> 00:51:07,085
‫بدون اطلاع نبود…

823
00:51:07,168 --> 00:51:09,170
‫هنوز یه شکایت رسمی نیست

824
00:51:09,254 --> 00:51:11,339
‫- نورا، حرف اون رو باور می‌کنی؟
‫- اما بهترین کار

825
00:51:11,423 --> 00:51:14,259
‫برای سلامت روانت اینه
‫که یه‌کم فاصله بگیری

826
00:51:15,218 --> 00:51:16,761
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

827
00:51:16,845 --> 00:51:19,055
‫وقتی من جای تو بودم
‫کسی چنین فرصتی بهم نداد

828
00:51:19,139 --> 00:51:21,391
‫فقط یه‌کم فاصله بگیر

829
00:51:26,198 --> 00:51:29,723
‫[ مأمور نورا واشینگتن و مأمور اِد جورج ]
‫[ نورا واشینگتن در حال خواندن این پرونده است ]

830
00:51:32,944 --> 00:51:34,571
‫پرونده‌ی تو بوده؟

831
00:51:34,654 --> 00:51:38,408
‫نمی‌تونی هیچ‌کدوم
‫از کارهای من رو زیر سوال ببری

832
00:51:38,491 --> 00:51:41,786
‫این یه سازمان شبه‌نظامیه
‫و من ژنرالِ این‌جام

833
00:51:42,871 --> 00:51:44,998
‫اون‌قدر ازت سرترم

834
00:51:45,081 --> 00:51:48,043
‫که برای دیدنم
‫باید از تلسکوپ استفاده کنی

835
00:51:48,126 --> 00:51:52,172
‫هر اطلاعاتی که به دست آوردی رو
‫برای چوی بفرست

836
00:51:52,255 --> 00:51:54,090
‫و برگرد این‌جا

837
00:52:15,362 --> 00:52:16,662
‫خوبی؟

838
00:52:16,663 --> 00:52:21,663
‫♪ Have You Seen Her - The Chi-Lites ♪

839
00:52:54,141 --> 00:52:59,141
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

840
00:52:59,142 --> 00:53:04,142
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

841
00:53:04,143 --> 00:53:19,143
<font color="#ffa500"><b>«ارائه شده توسط وبسایت بی سی موویز»
<font color="#ff0000">.:: <font color='#8224e3'>BcMoviez.Com</font> ::.<font color="#ffa500"></font></font></b>
<font color="#edff00">Instagram & Telegram: <font color='#8224e3'>t.me/BcMoviez</font></font></font>

